آزمون
MD MedDarvish
آزمون انلاین پیش امادگی مقدمات علوم تشریح
🟢 شروع: ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ساعت ۲۱:۰۰🔴 پایان: ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ساعت ۲۱:۵۵📊 کارنامه: ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ ساعت ۲۲:۲۰📝 ۵۰ سوال
📄 سوالات و پاسخنامهٔ تشریحیِ آزمون
۱در سلولی پروتئینساز، RNase بازوفیلی قاعدهٔ سیتوپلاسم را حذف میکند، اما DNase اثری ندارد. منشأ این بازوفیلی چیست؟
۱
سیسترنهای RER و پلیریبوزومهای متصل
✓ پاسخ درست
۲
لولههای SER و وزیکولهای انتقالی متصل
۳
کریستاهای میتوکندری و آنزیمهای تنفسی
۴
سیسترنهای گلژی و وزیکولهای ترشحی
تشریح: «سیسترنهای RER و پلیریبوزومهای متصل» درست است؛ RNA ریبوزومی عامل بازوفیلی حساس به RNase است.
◦ «لولههای SER و وزیکولهای انتقالی متصل» نادرست است؛ شبکهٔ صاف ریبوزوم ندارد.
◦ «کریستاهای میتوکندری و آنزیمهای تنفسی» نادرست است؛ این ساختارها چنین بازوفیلی RNAیی نمیسازند.
◦ «سیسترنهای گلژی و وزیکولهای ترشحی» نادرست است؛ گلژی معمولاً ناحیهای کمرنگ ایجاد میکند.
فصل ۱ — بافتشناسی و روشهای مطالعه؛ هضم آنزیمی و بازوفیلی سیتوپلاسممتوسط
۲اگر HNF-3β در گرهٔ اولیه بیان نشود، کدام ترکیب اختلال بیش از همه انتظار میرود؟
۱
ناپایداری گره و اختلال پیشمغز و میانمغز
✓ پاسخ درست
۲
پایداری گره و اختلال اختصاصی اندامهای چپ
۳
ناپایداری سومیت و اختلال اختصاصی محور دمی
۴
پایداری سومیت و اختلال اختصاصی اندامهای راست
تشریح: «ناپایداری گره و اختلال پیشمغز و میانمغز» درست است؛ HNF-3β در حفظ گره و اختصاصیابی بخشهای سری دستگاه عصبی نقش دارد.
◦ «پایداری گره و اختلال اختصاصی اندامهای چپ» به برنامهٔ چپـراست مربوط است و اثر اصلی فقدان HNF-3β را نشان نمیدهد.
◦ «ناپایداری سومیت و اختلال اختصاصی محور دمی» بیشتر با تنظیم قطعهبندی و رشد دمی ارتباط دارد.
◦ «پایداری سومیت و اختلال اختصاصی اندامهای راست» پیامد مستقیمی برای فقدان HNF-3β در گره محسوب نمیشود.
فصل ۵ — هفتهٔ سوم تکامل و دیسک زایای سهلایهایمتوسط
۳در پایان هفتهٔ سوم، پرز ثانویه با پیدایش مجاری در هستهٔ مزودرمی به پرز ثالثیه تبدیل میشود. پوشش مجاری جدید کدام است؟
۱
سلولهای سنگفرشی ساده بر غشای پایهٔ نازک
✓ پاسخ درست
۲
سلولهای مکعبی ساده با ریزپرزهای رأسی
۳
سلولهای استوانهای مطبق با سلولهای جامی
۴
سلولهای انتقالی چندلایه با سلولهای چتری
تشریح: مبنای جنینی: تشکیل مویرگ در هستهٔ مزودرمی، پرز کوریونی ثانویه را به پرز ثالثیه تبدیل میکند. نتیجهٔ بافتشناختی: دیوارهٔ این مویرگ از «سلولهای سنگفرشی ساده بر غشای پایهٔ نازک» ساخته میشود و همان اندوتلیوم مناسب تبادل است.
◦ «سلولهای مکعبی ساده با ریزپرزهای رأسی» نمای اپیتلیوم جذبکننده است، نه پوشش داخلی مویرگ پرز.
◦ «سلولهای استوانهای مطبق با سلولهای جامی» با اپیتلیوم محافظ و ترشحی سازگار است، نه سد نازک عروقی.
◦ «سلولهای انتقالی چندلایه با سلولهای چتری» ویژگی مجاری ادراریِ متسعشونده است و دیوارهٔ مویرگ را نمیسازد.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۵ جنین · پرز ثالثیه و اندوتلیوممتوسط
۴اگر اسیدیشدن اندوزوم اولیه مهار شود، کدام مرحلهٔ اندوسیتوز وابسته به گیرنده مستقیمتر کاهش مییابد؟
۱
جدایی لیگاند و بازیافت گیرنده به غشا
✓ پاسخ درست
۲
پوششبرداری وزیکولهای پوشیده از کلاترین
۳
جوانهزنی وزیکولهای COPII از شبکهٔ زبر
۴
اتصال ریبوزومهای آزاد به شبکهٔ زبر
تشریح: «جدایی لیگاند و بازیافت گیرنده به غشا» درست است؛ pH اسیدی اتصال بسیاری از لیگاندها به گیرنده را سست میکند.
◦ «پوششبرداری وزیکولهای پوشیده از کلاترین» نادرست است؛ پوششبرداری مستقیماً به pH لومن وابسته نیست.
◦ «جوانهزنی وزیکولهای COPII از شبکهٔ زبر» نادرست است؛ این مرحله به مسیر ترشحی تعلق دارد.
◦ «اتصال ریبوزومهای آزاد به شبکهٔ زبر» نادرست است؛ این اتصال بخشی از مرتبسازی اندوزومی نیست.
فصل ۲ — سیتوپلاسم؛ اندوزوم و بازیافت گیرندهمتوسط
۵در مدلی، محور میانی سالم است، اما افزایش فعالیت سازماندهندهٔ سر باعث تکرار ساختارهای سری شده است. کدام تغییر محتملتر است؟
۱
افزایش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با افزایش فعالیت BMP4
۲
افزایش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با کاهش فعالیت BMP4
✓ پاسخ درست
۳
کاهش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با کاهش فعالیت BMP4
۴
کاهش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با افزایش فعالیت BMP4
تشریح: «افزایش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با کاهش فعالیت BMP4» درست است؛ عامل تنظیمی GOOSECOID بیان مهارکنندههای BMP4 را تقویت میکند و فعالیت بیشازحد آن میتواند الگوی سر را تکرار کند.
◦ «افزایش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با افزایش فعالیت BMP4» رابطهٔ تنظیمی این دو عامل را وارونه بیان میکند.
◦ «کاهش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با کاهش فعالیت BMP4» افزایش فعالیت سازماندهندهٔ سر را توضیح نمیدهد.
◦ «کاهش عامل تنظیمی GOOSECOID همراه با افزایش فعالیت BMP4» بیشتر تشکیل ساختارهای سری را تضعیف میکند.
فصل ۵ — هفتهٔ سوم تکامل و دیسک زایای سهلایهایسخت
۶رونویسی rRNA طبیعی است، اما پردازش پیشساز آن در جزء فیبریلار متراکم هستهچه متوقف میشود. کدام پیامد همزمان انتظار میرود؟
۱
کاهش پیشساز فیبریلار و افزایش مونتاژ دانهای
۲
افزایش رونویسی فیبریلار و افزایش مونتاژ دانهای
۳
کاهش رونویسی فیبریلار و حفظ مونتاژ دانهای
۴
افزایش پیشساز فیبریلار و کاهش مونتاژ دانهای
✓ پاسخ درست
تشریح: «افزایش پیشساز فیبریلار و کاهش مونتاژ دانهای» درست است؛ پیشساز پردازشنشده انباشته و ورود محصول به مرحلهٔ دیرتر کم میشود.
◦ «کاهش پیشساز فیبریلار و افزایش مونتاژ دانهای» نادرست است؛ توقف پردازش، مونتاژ را افزایش نمیدهد.
◦ «افزایش رونویسی فیبریلار و افزایش مونتاژ دانهای» نادرست است؛ فرض سؤال رونویسی طبیعی و پردازش مختل را بیان میکند.
◦ «کاهش رونویسی فیبریلار و حفظ مونتاژ دانهای» نادرست است؛ رونویسی حفظ شده و مونتاژ دانهای کاهش مییابد.
فصل ۳ — هسته؛ زیرناحیههای هستهچهسخت
۷کدام نتیجه از تشکیل طبیعی پرزهای لنگری همراه با فقدان شاخههای انتهایی جفت انتظار میرود؟
۱
اتصال جفت حفظ میشود و سطح تبادل کاهش مییابد
✓ پاسخ درست
۲
اتصال جفت کاهش مییابد و سطح تبادل حفظ میشود
۳
اتصال جفت و سطح تبادل هر دو افزایش مییابند
۴
اتصال جفت و سطح تبادل هر دو کاملاً از بین میروند
تشریح: «اتصال جفت حفظ میشود و سطح تبادل کاهش مییابد» درست است؛ پرزهای لنگری اتصال را برقرار میکنند و شاخههای انتهایی سطح عمدهٔ تبادل را میسازند.
◦ «اتصال جفت کاهش مییابد و سطح تبادل حفظ میشود» نقش پرزهای لنگری و انتهایی را جابهجا میکند.
◦ «اتصال جفت و سطح تبادل هر دو افزایش مییابند» با فقدان شاخههای انتهایی سازگار نیست.
◦ «اتصال جفت و سطح تبادل هر دو کاملاً از بین میروند» وجود پرزهای لنگری را نادیده میگیرد.
فصل ۵ — هفتهٔ سوم تکامل و دیسک زایای سهلایهایمتوسط
۸بستهشدن لولهٔ عصبی تنه طبیعی است، اما مهاجرت ستیغ عصبی از مسیر پشتی متوقف میشود. کدام سلول اپیدرم کاهش مییابد؟
۱
سلول بازال روشن دارای ملانوزوم و زوائد دندریتی
✓ پاسخ درست
۲
سلول فوقبازال خاردار دارای تونوفیلامان و دسموزوم
۳
سلول بازال تقسیمشونده دارای کراتین و همیدسموزوم
۴
سلول فوقبازال ایمنی دارای زوائد و گرانول بیربک
تشریح: مبنای جنینی: ستیغ عصبی تنه از مسیر پشتی به پوست مهاجرت میکند و ملانوسیت میسازد. نتیجهٔ بافتشناختی: ملانوسیت اپیدرم همان «سلول بازال روشن دارای ملانوزوم و زوائد دندریتی» است؛ پس توقف این مهاجرت شمار آن را کاهش میدهد.
◦ «سلول فوقبازال خاردار دارای تونوفیلامان و دسموزوم» کراتینوسیت لایهٔ خاردار و مشتق اکتودرم سطحی است.
◦ «سلول بازال تقسیمشونده دارای کراتین و همیدسموزوم» کراتینوسیت زایای اپیدرم است و از ستیغ عصبی پدید نمیآید.
◦ «سلول فوقبازال ایمنی دارای زوائد و گرانول بیربک» سلول لانگرهانسِ دارای منشأ خونی را توصیف میکند.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۶ جنین · ستیغ عصبی و ملانوسیتمتوسط
۹اتصال گذرای اینتگرینهای غشایی به رشتههای اکتین هنگام مهاجرت سلول پوششی چه نام دارد؟
۱
چسبندگی کانونی
✓ پاسخ درست
۲
اتصال محکم میانسلولی
۳
دسموزوم میانسلولی
۴
همیدسموزوم پایدار
تشریح: «چسبندگی کانونی» درست است؛ این اتصال، اینتگرین را به اکتین پیوند میدهد و برای مهاجرت پویاست.
◦ «اتصال محکم میانسلولی» نادرست است؛ این اتصال فضای بین سلولهای مجاور را میبندد.
◦ «دسموزوم میانسلولی» نادرست است؛ دسموزوم رشتههای حدواسط دو سلول را متصل میکند.
◦ «همیدسموزوم پایدار» نادرست است؛ همیدسموزوم به رشتههای حدواسط و غشای پایه متصل است.
فصل ۴ — بافت پوششی؛ چسبندگی کانونیآسان
۱۰کودکی با تراتوم خارجگنادی در مسیر مهاجرت سلولهای زایا، بدون بقای خط اولیه، بررسی میشود. منشأ محتمل توده چیست؟
۱
سلول مزودرمیِ باقیمانده در ساقهٔ اتصال
۲
سلول زایای نخستینیِ نرسیده به ستیغ گنادی
✓ پاسخ درست
۳
سلول ستیغ عصبیِ متوقفشده کنار آئورت
۴
سلول آندودرمیِ جداشده از کیسهٔ زرده
تشریح: «سلول زایای نخستینیِ نرسیده به ستیغ گنادی» درست است؛ توقف این سلولهای پرتوان در مسیر مهاجرت میتواند تراتوم خارجگنادی ایجاد کند.
◦ «سلول مزودرمیِ باقیمانده در ساقهٔ اتصال» در مسیر طبیعی مهاجرت سلولهای زایا قرار ندارد.
◦ «سلول ستیغ عصبیِ متوقفشده کنار آئورت» مشتقات عصبی و رنگدانهای میسازد، نه تراتوم چندبافتی این سناریو.
◦ «سلول آندودرمیِ جداشده از کیسهٔ زرده» توان ایجاد مجموعهٔ متنوع سه لایهٔ زایا را ندارد.
فصل ۵ — هفتهٔ سوم تکامل و دیسک زایای سهلایهایمتوسط
۱۱اگر داینئین سیتوپلاسمی مژک غیرفعال و داینئین آکسونمی سالم باشد، کدام فرایند مختل میشود؟
۱
انتقال پیشرونده از قاعده به نوک مژک
۲
انتقال پسرونده از نوک مژک به قاعده
✓ پاسخ درست
۳
لغزش ریزلولههای دوتایی در آکسونم
۴
اتصال جسم قاعدهای به اسکلت سلولی
تشریح: «انتقال پسرونده از نوک مژک به قاعده» درست است؛ داینئین سیتوپلاسمی موتور پسروندهٔ انتقال درونمژکی است.
◦ «انتقال پیشرونده از قاعده به نوک مژک» نادرست است؛ کینزین این جهت را هدایت میکند.
◦ «لغزش ریزلولههای دوتایی در آکسونم» نادرست است؛ این حرکت به داینئین آکسونمی وابسته است.
◦ «اتصال جسم قاعدهای به اسکلت سلولی» نادرست است؛ این اتصال وظیفهٔ اصلی داینئین سیتوپلاسمی نیست.
فصل ۴ — بافت پوششی؛ انتقال درونمژکیسخت
۱۲تشکیل نوتوکورد قطعی از بخش سری به دمی پیش میرود. کدام مشاهده این روند را تأیید میکند؟
۱
صفحهٔ نوتوکوردی سری و نوتوکورد قطعی دمی
۲
نوتوکورد قطعی در هر دو بخش سری و دمی
۳
نوتوکورد قطعی سری و صفحهٔ نوتوکوردی دمی
✓ پاسخ درست
۴
صفحهٔ نوتوکوردی در هر دو بخش سری و دمی
تشریح: «نوتوکورد قطعی سری و صفحهٔ نوتوکوردی دمی» درست است؛ بخش سری زودتر از آندودرم جدا و به نوتوکورد قطعی تبدیل میشود.
◦ «صفحهٔ نوتوکوردی سری و نوتوکورد قطعی دمی» جهت طبیعی تشکیل نوتوکورد را وارونه میکند.
◦ «نوتوکورد قطعی در هر دو بخش سری و دمی» مرحلهٔ میانیِ مورد سؤال را نشان نمیدهد.
◦ «صفحهٔ نوتوکوردی در هر دو بخش سری و دمی» بیانگر آغاز فرایند پیش از تشکیل بخش قطعی است.
فصل ۵ — هفتهٔ سوم تکامل و دیسک زایای سهلایهایآسان
۱۳اگر میوتوم سومیت تشکیل نشود و اسکلروتوم سالم بماند، کدام ریزساختار در مشتق آسیبدیده غایب است؟
۱
دیاد خط Z همراه هستهٔ مرکزی منفرد
۲
کاوئولا و اجسام متراکم همراه هستهٔ مرکزی
۳
تریاد مرز A–I همراه هستههای محیطی
✓ پاسخ درست
۴
دیسک بینابینی و رشتههای منشعب همراه هستهٔ مرکزی
تشریح: مبنای جنینی: میوتوم سومیت عضلات اسکلتی تنه را ایجاد میکند، درحالیکه اسکلروتوم منشأ عناصر مهرهای است. نتیجهٔ بافتشناختی: فیبر عضلهٔ اسکلتی با «تریاد مرز A–I همراه هستههای محیطی» شناخته میشود و با حذف میوتوم غایب خواهد بود.
◦ «دیاد خط Z همراه هستهٔ مرکزی منفرد» مشخصهٔ عضلهٔ قلبی است و محصول میوتوم سومیت نیست.
◦ «کاوئولا و اجسام متراکم همراه هستهٔ مرکزی» سازمان انقباضی عضلهٔ صاف را نشان میدهد.
◦ «دیسک بینابینی و رشتههای منشعب همراه هستهٔ مرکزی» نیز به کاردیومیوسیت تعلق دارد، نه فیبر اسکلتی.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۶ جنین · میوتوم و عضلهٔ اسکلتیمتوسط
۱۴سلولهای انقباضی میان غشای پایه و سلولهای ترشحی آسین چه نام دارند؟
۱
سلولهای بنیادی قاعدهای
۲
سلولهای میواپیتلیال
✓ پاسخ درست
۳
سلولهای ترشحی سروزی
۴
سلولهای مجرایی بینابینی
تشریح: «سلولهای میواپیتلیال» درست است؛ انقباض این سلولها خروج ترشح از واحد انتهایی را تسهیل میکند.
◦ «سلولهای بنیادی قاعدهای» نادرست است؛ نقش اصلی آنها نوسازی پوشش است.
◦ «سلولهای ترشحی سروزی» نادرست است؛ این سلولها محصول پروتئینی میسازند.
◦ «سلولهای مجرایی بینابینی» نادرست است؛ این سلولها بخشی از مجرای کوچک غدهاند.
فصل ۴ — بافت پوششی؛ سلولهای میواپیتلیالآسان
۱۵در ستیغ عصبی، هویت سلولی ایجاد شده اما جداشدن از نورواکتودرم رخ نمیدهد. کدام فرایند مختل است؟
۱
افزایش چسبندگی و تبدیل مزانشیم به اپیتلیوم
۲
افزایش تکثیر و بستهشدن حفرهٔ لولهٔ عصبی
۳
کاهش چسبندگی و گذار اپیتلیال به مزانشیم
✓ پاسخ درست
۴
کاهش تکثیر و تمایز نورونهای حرکتی شکمی
تشریح: «کاهش چسبندگی و گذار اپیتلیال به مزانشیم» درست است؛ سلول ستیغ برای جداشدن و مهاجرت باید اتصالات اپیتلیالی را کاهش دهد.
◦ «افزایش چسبندگی و تبدیل مزانشیم به اپیتلیوم» سلولها را در ورقهٔ عصبی نگه میدارد.
◦ «افزایش تکثیر و بستهشدن حفرهٔ لولهٔ عصبی» سازوکار مستقیم جداشدن سلول ستیغ نیست.
◦ «کاهش تکثیر و تمایز نورونهای حرکتی شکمی» به حوزهٔ شکمی لولهٔ عصبی مربوط است.
فصل ۶ — هفتههای سوم تا هشتم و دورهٔ رویانیمتوسط
۱۶نواربندی ۶۷ نانومتری فیبریل کلاژن حاصل کدام آرایش مولکولهای تروپوکلاژن است؟
۱
آرایش موازی و کاملاً همردیف مولکولها
۲
آرایش پلکانی با فاصلهٔ منظم مولکولها
✓ پاسخ درست
۳
آرایش شعاعی پیرامون یک هستهٔ مرکزی
۴
آرایش تصادفی با فاصلههای نامنظم مولکولها
تشریح: «آرایش پلکانی با فاصلهٔ منظم مولکولها» درست است؛ همپوشانی و شکافهای تکرارشونده نواربندی را میسازند.
◦ «آرایش موازی و کاملاً همردیف مولکولها» نادرست است؛ همردیفی کامل تناوب مشخص ایجاد نمیکند.
◦ «آرایش شعاعی پیرامون یک هستهٔ مرکزی» نادرست است؛ فیبریل کلاژن چنین سازمانی ندارد.
◦ «آرایش تصادفی با فاصلههای نامنظم مولکولها» نادرست است؛ نظم دورهای به آرایش منظم نیاز دارد.
فصل ۵ — بافت همبند؛ آرایش فیبریل کلاژنمتوسط
۱۷ستیغ جمجمهای پیش از بستهشدن کامل لوله مهاجرت میکند، ولی ستیغ تنه پس از بستهشدن همان ناحیه حرکت میکند. این تفاوت چه معنایی دارد؟
۱
مهاجرت ستیغ در همهٔ نواحی همزمان آغاز میشود
۲
بستهشدن لوله همیشه پس از پایان مهاجرت رخ میدهد
۳
ستیغ تنه پیش از ستیغ جمجمهای هویت میگیرد
۴
زمان جداشدن ستیغ عصبی در نواحی مختلف یکسان نیست
✓ پاسخ درست
تشریح: «زمان جداشدن ستیغ عصبی در نواحی مختلف یکسان نیست» درست است؛ مهاجرت ستیغ جمجمهای میتواند پیش از بستهشدن موضعی و مهاجرت ستیغ تنه پس از آن آغاز شود.
◦ «مهاجرت ستیغ در همهٔ نواحی همزمان آغاز میشود» با اختلاف زمانی دادهشده ناسازگار است.
◦ «بستهشدن لوله همیشه پس از پایان مهاجرت رخ میدهد» دربارهٔ ستیغ تنه صدق نمیکند.
◦ «ستیغ تنه پیش از ستیغ جمجمهای هویت میگیرد» از ترتیب مهاجرت مطرحشده نتیجه نمیشود.
فصل ۶ — هفتههای سوم تا هشتم و دورهٔ رویانیمتوسط
۱۸سلولهای ونترومدیال سومیت پس از دریافت SHH و بیان PAX1 پیرامون لولهٔ عصبی مهاجرت میکنند. پس از استخوانیشدن مشتق آنها، چه نمایی غالب است؟
۱
کندروسیتهای لاکونایی در ماتریکس کلاژن نوع II
۲
فیبروسیتهای موازی میان دستههای کلاژن نوع I
۳
سلولهای رتیکولر شاخهدار میان رشتههای کلاژن نوع III
۴
استئوسیتهای لاکونایی با زوائد گذرنده از کانالیکولها
✓ پاسخ درست
تشریح: مبنای جنینی: SHH و PAX1 سلولهای ونترومدیال سومیت را به اسکلروتوم هدایت میکنند و این جمعیت عناصر مهرهای را میسازد. نتیجهٔ بافتشناختی: پس از استخوانیشدن، بافت غالب مهره «استئوسیتهای لاکونایی با زوائد گذرنده از کانالیکولها» دارد.
◦ «کندروسیتهای لاکونایی در ماتریکس کلاژن نوع II» غضروف هیالین را توصیف میکند، نه بافت غالب مهرهٔ استخوانیشده.
◦ «فیبروسیتهای موازی میان دستههای کلاژن نوع I» نمای بافت همبند متراکم منظمِ تاندون و لیگامان است.
◦ «سلولهای رتیکولر شاخهدار میان رشتههای کلاژن نوع III» داربست برخی اندامهای خونساز و لنفاوی را میسازد.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۶ جنین · اسکلروتوم و استخوان مهرهسخت
۱۹مهار سولفاتهشدن در گلژی، ساخت کدام گلیکوزآمینوگلیکان خارجسلولی را کمتر دچار اختلال میکند؟
۱
کندرویتین سولفات ماتریکس
۲
درماتان سولفات ماتریکس
۳
هپاران سولفات ماتریکس
۴
هیالورونان ماتریکس
✓ پاسخ درست
تشریح: «هیالورونان ماتریکس» درست است؛ هیالورونان غیرسولفاته است و در سطح غشای پلاسما ساخته میشود.
◦ «کندرویتین سولفات ماتریکس» نادرست است؛ زنجیرهٔ آن در گلژی ساخته و سولفاته میشود.
◦ «درماتان سولفات ماتریکس» نادرست است؛ تولید آن به مراحل گلژی وابسته است.
◦ «هپاران سولفات ماتریکس» نادرست است؛ سولفاتهشدن آن در دستگاه گلژی انجام میشود.
فصل ۵ — بافت همبند؛ گلیکوزآمینوگلیکانهامتوسط
۲۰ساعت NOTCH در مزودرم پیشسومیتی فعال است، اما مرز سومیتها نامنظم شدهاند؛ شیبهای رتینوئیکاسید و FGF8 نیز صاف شدهاند. کدام جزء مختل است؟
۱
ساعت قطعهبندی مختل و جبههٔ تعیین موقعیت سالم است
۲
ساعت قطعهبندی و جبههٔ تعیین موقعیت هر دو سالماند
۳
ساعت قطعهبندی و جبههٔ تعیین موقعیت هر دو مختلاند
۴
ساعت قطعهبندی سالم و جبههٔ تعیین موقعیت مختل است
✓ پاسخ درست
تشریح: «ساعت قطعهبندی سالم و جبههٔ تعیین موقعیت مختل است» درست است؛ نوسان NOTCH زمان را حفظ کرده، ولی صافشدن شیبهای متقابل مکان تشکیل مرز را از بین برده است.
◦ «ساعت قطعهبندی مختل و جبههٔ تعیین موقعیت سالم است» دادههای سؤال را وارونه تفسیر میکند.
◦ «ساعت قطعهبندی و جبههٔ تعیین موقعیت هر دو سالماند» نامنظمی مرزها و صافشدن شیبها را توضیح نمیدهد.
◦ «ساعت قطعهبندی و جبههٔ تعیین موقعیت هر دو مختلاند» فعالبودن نوسان NOTCH را نادیده میگیرد.
فصل ۶ — هفتههای سوم تا هشتم و دورهٔ رویانیسخت
۲۱پروتئوگلیکانهای هپارانسولفات ماتریکس چگونه پیامرسانی ترمیمی را تنظیم میکنند؟
۱
ساخت مستقیم رشتههای ضخیم کلاژن نوع یک
۲
ذخیره و آزادسازی کنترلشدهٔ فاکتورهای رشد
✓ پاسخ درست
۳
تجزیهٔ انتخابی فیبرهای الاستیک پیرامونی
۴
تبدیل مستقیم فیبروبلاست به سلول التهابی
تشریح: «ذخیره و آزادسازی کنترلشدهٔ فاکتورهای رشد» درست است؛ زنجیرههای هپارانسولفات فاکتورها را متصل و در زمان مناسب عرضه میکنند.
◦ «ساخت مستقیم رشتههای ضخیم کلاژن نوع یک» نادرست است؛ کلاژن را سلولهای بافت همبند میسازند.
◦ «تجزیهٔ انتخابی فیبرهای الاستیک پیرامونی» نادرست است؛ این وظیفهٔ اصلی پروتئوگلیکانها نیست.
◦ «تبدیل مستقیم فیبروبلاست به سلول التهابی» نادرست است؛ پروتئوگلیکان چنین تمایز مستقیمی ایجاد نمیکند.
فصل ۵ — بافت همبند؛ پروتئوگلیکانها و ترمیممتوسط
۲۲اگر بخش پشتیـجانبی درمومیوتوم نتواند میوبلاست بسازد، کدام گروه عضلانی بیشتر کاهش مییابد؟
۱
عضلات عمقی پشت و عضلات بیندندهای تنه
۲
عضلات صاف روده و عضلات دیوارهٔ عروق
۳
عضلات حلقی و عضلات داخلی کرهٔ چشم
۴
عضلات اندامها و عضلات دیوارهٔ قدامی بدن
✓ پاسخ درست
تشریح: «عضلات اندامها و عضلات دیوارهٔ قدامی بدن» درست است؛ بخش پشتیـجانبی درمومیوتوم میوبلاستهای هیپومری این نواحی را فراهم میکند.
◦ «عضلات عمقی پشت و عضلات بیندندهای تنه» دو گروه با خاستگاه یکسان را کنار هم قرار نمیدهد؛ عضلات عمقی پشت از بخش پشتیـمیانیاند.
◦ «عضلات صاف روده و عضلات دیوارهٔ عروق» عمدتاً از مزودرم احشایی منشأ میگیرند.
◦ «عضلات حلقی و عضلات داخلی کرهٔ چشم» از برنامههای تکوینی دیگری پیروی میکنند و مشتق این بخش سومیت نیستند.
فصل ۶ — هفتههای سوم تا هشتم و دورهٔ رویانیمتوسط
۲۳قطع NT-3 مانع تشکیل طبیعی مشتق بخش میانی اپیتلیوم پشتی سومیت میشود. در بخش ضخیم مشتق طبیعی، کدام آرایش کاهش مییابد؟
۱
دستههای درهم کلاژن I با جهتگیریهای گوناگون
✓ پاسخ درست
۲
دستههای موازی کلاژن I با فیبروسیتهای همراستا
۳
شبکهٔ ظریف کلاژن III با سلولهای شاخهدار
۴
رشتههای الاستیک موازی با سلولهای کشیده
تشریح: مبنای جنینی: NT-3 بخش میانی اپیتلیوم پشتی سومیت را به تشکیل درم پشت هدایت میکند. نتیجهٔ بافتشناختی: بخش ضخیم درم، بافت متراکم نامنظم با «دستههای درهم کلاژن I با جهتگیریهای گوناگون» است.
◦ «دستههای موازی کلاژن I با فیبروسیتهای همراستا» برای مقاومت یکجهتی در تاندون و لیگامان سازمان مییابد.
◦ «شبکهٔ ظریف کلاژن III با سلولهای شاخهدار» داربست رتیکولر اندامهای خونساز و لنفاوی را نشان میدهد.
◦ «رشتههای الاستیک موازی با سلولهای کشیده» نمای بافت ارتجاعی سازمانیافته است و آرایش اصلی درم عمقی نیست.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۶ جنین · درماتوم و درم رتیکولرسخت
۲۴لیپوپروتئینلیپازِ مرتبط با بافت چربی در کجا عمل میکند و چه محصولی فراهم میسازد؟
۱
سطح آدیپوسیت؛ گلیسرول برای ذخیره
۲
سطح قاعدهای مویرگ؛ کلسترول آزاد
۳
سطح لومینال مویرگ؛ اسیدهای چرب آزاد
✓ پاسخ درست
۴
درون آدیپوسیت؛ لیپوپروتئین کامل
تشریح: «سطح لومینال مویرگ؛ اسیدهای چرب آزاد» درست است؛ آنزیم تریگلیسرید لیپوپروتئینها را برای جذب آدیپوسیت هیدرولیز میکند.
◦ «سطح آدیپوسیت؛ گلیسرول برای ذخیره» نادرست است؛ محل اصلی فعالیت آن سطح لومینال اندوتلیوم است.
◦ «سطح قاعدهای مویرگ؛ کلسترول آزاد» نادرست است؛ محصول اصلی این واکنش اسید چرب است.
◦ «درون آدیپوسیت؛ لیپوپروتئین کامل» نادرست است؛ لیپوپروتئین کامل وارد آدیپوسیت نمیشود.
فصل ۶ — بافت چربی؛ ذخیرهٔ لیپیدمتوسط
۲۵برای تمایز عروق لنفی از وریدهای جنینی، فعالیت کدام عامل رونویسی ضروری است؟
۱
عامل رونویسی PAX3
۲
عامل تنظیمی MYOD
۳
عامل رونویسی PROX1
✓ پاسخ درست
۴
عامل تنظیمی GOOSECOID
تشریح: «عامل رونویسی PROX1» درست است؛ بیان آن در بخشی از اندوتلیوم وریدی برنامهٔ تمایز اندوتلیوم لنفی را آغاز میکند.
◦ «عامل رونویسی PAX3» بیشتر در ستیغ عصبی و برخی پیشسازهای عضلانی نقش دارد.
◦ «عامل تنظیمی MYOD» عامل تنظیمی تمایز عضلهٔ اسکلتی است.
◦ «عامل تنظیمی GOOSECOID» با سازماندهی سر و مهار BMP ارتباط دارد.
فصل ۶ — هفتههای سوم تا هشتم و دورهٔ رویانیآسان
۲۶بازوفیلی ماتریکس قلمرویی اطراف لاکونای غضروف هیالین عمدتاً به فراوانی کدام ماده وابسته است؟
۱
دستههای کلاژن نوع یک
۲
پروتئوگلیکانهای دارای GAG سولفاته
✓ پاسخ درست
۳
شبکههای الاستین و فیبریلین
۴
فیبریلهای ضخیم کلاژن نوع دو
تشریح: «پروتئوگلیکانهای دارای GAG سولفاته» درست است؛ بارهای منفی این زنجیرهها رنگهای کاتیونی را جذب میکنند.
◦ «دستههای کلاژن نوع یک» نادرست است؛ غضروف هیالین معمولاً دستههای ضخیم نوع یک ندارد.
◦ «شبکههای الاستین و فیبریلین» نادرست است؛ این شبکه ویژگی اصلی غضروف الاستیک است.
◦ «فیبریلهای ضخیم کلاژن نوع دو» نادرست است؛ کلاژن نوع دو ظریف است و علت اصلی بازوفیلی نیست.
فصل ۷ — غضروف؛ ماتریکس قلمروییمتوسط
۲۷پیش از بستهشدن چینهای جانبی، حفرهٔ داخلجنینی با خارججنینی ارتباط دارد. بستهشدن این ارتباط عمدتاً پیامد کدام رویداد است؟
۱
بستهشدن نوروپورهای سری و دمی
۲
جوشخوردن غشاهای پلوروپریتونئال دو طرف
۳
تقسیم کلواک توسط سپتوم اورورکتال
۴
بستهشدن قدامی چینهای جانبی بدن
✓ پاسخ درست
تشریح: «بستهشدن قدامی چینهای جانبی بدن» درست است؛ تا پیش از این فرایند، حفرهٔ داخلجنینی در ناحیهٔ ناف با حفرهٔ خارججنینی پیوسته است.
◦ «بستهشدن نوروپورهای سری و دمی» ارتباط حفرات بدن را قطع نمیکند.
◦ «جوشخوردن غشاهای پلوروپریتونئال دو طرف» بعدتر حفرهٔ پلور را از صفاق جدا میکند.
◦ «تقسیم کلواک توسط سپتوم اورورکتال» به انتهای دمی دستگاههای گوارشی و ادراری مربوط است.
فصل ۷ — لولهٔ گوارش و حفرههای بدنمتوسط
۲۸یک جمعیت مزودرم صفحهٔ جانبی همراه دیوارهٔ بدن و جمعیت دیگر همراه احشا میماند. پوشش مشترک مشتقات بالغ آنها چیست؟
۱
سلولهای پهن ساده با وزیکولهای پینوسیتوزی دوسویه
✓ پاسخ درست
۲
سلولهای مکعبی ساده با چینهای قاعدهای فراوان
۳
سلولهای استوانهای کاذب با مژکهای متحرک
۴
سلولهای مطبق سنگفرشی با تونوفیلامانهای فراوان
تشریح: مبنای جنینی: مزودرم جداری و احشایی صفحهٔ جانبی بهترتیب برگهای جداری و احشایی غشاهای سروزی را میسازد. نتیجهٔ بافتشناختی: پوشش مشترک هر دو، مزوتلیوم متشکل از «سلولهای پهن ساده با وزیکولهای پینوسیتوزی دوسویه» است.
◦ «سلولهای مکعبی ساده با چینهای قاعدهای فراوان» برای انتقال فعال شدید در اپیتلیومهای ناقل تخصص یافتهاند.
◦ «سلولهای استوانهای کاذب با مژکهای متحرک» نمای پوششی برخی مجاری تنفسی است، نه غشای سروزی.
◦ «سلولهای مطبق سنگفرشی با تونوفیلامانهای فراوان» اپیتلیوم محافظِ مقاوم به سایش را توصیف میکند.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۷ جنین · مزودرم صفحهٔ جانبی و مزوتلیوممتوسط
۲۹در غضروف مفصلی، چرخههای فشار و رفع فشار چه نقشی در تغذیهٔ کندروسیتهای عمقی دارند؟
۱
افزایش خونرسانی مستقیم از پریکندریوم
۲
بازکردن مویرگهای داخل لاکوناهای غضروفی
۳
فعالکردن کانالیکولهای میان کندروسیتها
۴
ایجاد جریان مایع سینوویال در ماتریکس
✓ پاسخ درست
تشریح: «ایجاد جریان مایع سینوویال در ماتریکس» درست است؛ جابهجایی مایع، انتشار مواد غذایی به بخشهای عمقی را تقویت میکند.
◦ «افزایش خونرسانی مستقیم از پریکندریوم» نادرست است؛ غضروف مفصلی پریکندریوم ندارد.
◦ «بازکردن مویرگهای داخل لاکوناهای غضروفی» نادرست است؛ ماتریکس غضروف فاقد رگ است.
◦ «فعالکردن کانالیکولهای میان کندروسیتها» نادرست است؛ غضروف شبکهٔ کانالیکولی استخوان را ندارد.
فصل ۷ — غضروف؛ تغذیهٔ غضروف مفصلیمتوسط
۳۰پس از تولد، ارتباطی میان حفرهٔ پریکارد و پلور باقی است، اما پلور از صفاق جداست. نقص کدام فرایند این وضعیت را توضیح میدهد؟
۱
جوشخوردن ناقص غشاهای پلوروپریتونئال
۲
جوشخوردن ناقص غشاهای پلوروپریکاردی
✓ پاسخ درست
۳
تشکیل ناقص مزانتر پشتی مری
۴
تشکیل ناقص سپتوم ترانسورس
تشریح: «جوشخوردن ناقص غشاهای پلوروپریکاردی» درست است؛ جوشخوردن آنها حفرهٔ پریکارد را از دو حفرهٔ پلور جدا میکند.
◦ «جوشخوردن ناقص غشاهای پلوروپریتونئال» مرز پلور و صفاق را باز میگذارد، درحالیکه این مرز طبق سؤال بسته است.
◦ «تشکیل ناقص مزانتر پشتی مری» در تشکیل پایههای دیافراگم نقش دارد.
◦ «تشکیل ناقص سپتوم ترانسورس» بخش عمدهٔ تاندون مرکزی دیافراگم را میسازد.
فصل ۷ — لولهٔ گوارش و حفرههای بدنمتوسط
۳۱در استخوان متراکم، قطعات نامنظم لاملا میان استئونهای کامل چه منشأ و وضعیت معدنی دارند؟
۱
بقایای استئونهای جدید و معمولاً کممعدنتر
۲
لاملاهای محیطی تازه و معمولاً پرمعدنتر
۳
بقایای استئونهای قدیمی و معمولاً پرمعدنتر
✓ پاسخ درست
۴
لاملاهای اسفنجی قدیمی و معمولاً کممعدنتر
تشریح: «بقایای استئونهای قدیمی و معمولاً پرمعدنتر» درست است؛ استئونهای پیشین هنگام بازسازی ناقص برداشته و به لاملاهای بینابینی تبدیل میشوند.
◦ «بقایای استئونهای جدید و معمولاً کممعدنتر» نادرست است؛ لاملاهای بینابینی از استئونهای قدیمی باقی میمانند.
◦ «لاملاهای محیطی تازه و معمولاً پرمعدنتر» نادرست است؛ لاملاهای محیطی در پیرامون استخوان قرار دارند.
◦ «لاملاهای اسفنجی قدیمی و معمولاً کممعدنتر» نادرست است؛ این قطعات متعلق به بازسازی استئونهای متراکماند.
فصل ۸ — استخوان؛ بازسازی استئونسخت
۳۲در نوزادی، تاندون مرکزی و عصب فرنیک سالماند، اما عضلهگیری بخشی از نیمهٔ چپ دیافراگم انجام نشده است. نقص کدام مسیر محتملتر است؟
۱
تمایز سپتوم ترانسورس به تاندون مرکزی
۲
تمایز مزانتر پشتی مری به پایههای دیافراگم
۳
هدایت میوبلاستها توسط غشای پلوروپریتونئال
✓ پاسخ درست
۴
رشد آکسونهای گردنی درون عصب فرنیک
تشریح: «هدایت میوبلاستها توسط غشای پلوروپریتونئال» درست است؛ اختلال این راهنما میتواند عضلهگیری موضعی دیافراگم را با حفظ تاندون و عصب مختل کند.
◦ «تمایز سپتوم ترانسورس به تاندون مرکزی» با سالمبودن تاندون مرکزی ناسازگار است.
◦ «تمایز مزانتر پشتی مری به پایههای دیافراگم» بیشتر کرورا را درگیر میکند، نه عضلهگیری نیمهٔ دیافراگم را.
◦ «رشد آکسونهای گردنی درون عصب فرنیک» طبق دادهٔ سؤال طبیعی است.
فصل ۷ — لولهٔ گوارش و حفرههای بدنسخت
۳۳نوزادی نقص دیافراگم دارد؛ مهاجرت میوبلاستها طبیعی است اما بخش مرکزی غشاهای پلوروپریتونئالِ جوشخورده تشکیل نشده است. بافت ازدسترفته چه نمایی دارد؟
۱
فیبروسیتهای پراکنده میان دستههای درهم کلاژن I
۲
کندروسیتهای لاکونایی در ماتریکس کلاژن نوع II
۳
میوسیتهای دوکی میان شبکهٔ رشتههای رتیکولر
۴
فیبروسیتهای همراستا میان دستههای موازی کلاژن I
✓ پاسخ درست
تشریح: مبنای جنینی: بخش مرکزی غشاهای پلوروپریتونئالِ جوشخورده تاندون مرکزی دیافراگم را میسازد و طبیعیبودن مهاجرت میوبلاستها بخش عضلانی را از ضایعه کنار میگذارد. نتیجهٔ بافتشناختی: تاندون مرکزی از بافت همبند متراکم منظم با «فیبروسیتهای همراستا میان دستههای موازی کلاژن I» ساخته میشود.
◦ «فیبروسیتهای پراکنده میان دستههای درهم کلاژن I» با بافت متراکم نامنظمِ درم و کپسولها سازگار است.
◦ «کندروسیتهای لاکونایی در ماتریکس کلاژن نوع II» غضروف هیالین را توصیف میکند و جزئی از تاندون مرکزی نیست.
◦ «میوسیتهای دوکی میان شبکهٔ رشتههای رتیکولر» با عضلهٔ صاف سازگار است و بخش مرکزی غشاهای جوشخورده را نشان نمیدهد.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۷ جنین · غشاهای پلوروپریتونئال و تاندون مرکزیسخت
۳۴حذف کلاژن نوع X از کندروسیتهای هیپرتروفیک صفحهٔ رشد، مستقیمتر کدام گذار را به تأخیر میاندازد؟
۱
تکثیر کندروسیتهای ستون ناحیهٔ تکثیر
۲
معدنیشدن ماتریکس و ورود جوانهٔ عروقی
✓ پاسخ درست
۳
ساخت کلاژن نوع دو در ناحیهٔ ذخیره
۴
تشکیل گروههای ایزوژن در غضروف مفصلی
تشریح: «معدنیشدن ماتریکس و ورود جوانهٔ عروقی» درست است؛ کلاژن نوع X با گذار غضروف هیپرتروفیک به داربست معدنی مرتبط است.
◦ «تکثیر کندروسیتهای ستون ناحیهٔ تکثیر» نادرست است؛ حذف در کندروسیتهای هیپرتروفیک رخ داده است.
◦ «ساخت کلاژن نوع دو در ناحیهٔ ذخیره» نادرست است؛ فرض سؤال ساخت نوع دو را مختل نمیکند.
◦ «تشکیل گروههای ایزوژن در غضروف مفصلی» نادرست است؛ این رویداد به صفحهٔ رشد هیپرتروفیک مربوط نیست.
فصل ۸ — استخوان؛ صفحهٔ رشدسخت
۳۵نوزادی اکتوپیا کوردیس و گاستروشیزی دارد، ولی دیافراگم سالم است. کدام فرایند مشترک مختل شده است؟
۱
بستهشدن دیوارهٔ قدامی بدن در نواحی سینه و شکم
✓ پاسخ درست
۲
جوشخوردن غشاهای پلوروپریتونئال در دو طرف
۳
تقسیم مزودرم جانبی به لایههای جداری و احشایی
۴
تمایز مزانتر پشتی مری به پایههای دیافراگم
تشریح: «بستهشدن دیوارهٔ قدامی بدن در نواحی سینه و شکم» درست است؛ نقص بستهشدن قدامی در دو سطح میتواند قلب و احشای شکمی را بیرون باقی بگذارد.
◦ «جوشخوردن غشاهای پلوروپریتونئال در دو طرف» نقص آن با فتق دیافراگمی همراه است، درحالیکه دیافراگم سالم است.
◦ «تقسیم مزودرم جانبی به لایههای جداری و احشایی» اختلالی گستردهتر از یافتههای محدود سؤال ایجاد میکند.
◦ «تمایز مزانتر پشتی مری به پایههای دیافراگم» به کرورا مربوط است و این دو نقص دیوارهای را توضیح نمیدهد.
فصل ۷ — لولهٔ گوارش و حفرههای بدنمتوسط
۳۶کدام مجموعه، کاردیومیوسیت دهلیزی را از نوع بطنی متمایز میکند؟
۱
لولههای T فراوان و نبود گرانول ترشحی
۲
لولههای T کم و گرانولهای پپتید ناتریورتیک
✓ پاسخ درست
۳
لولههای T فراوان و گرانولهای گلیکوژن
۴
لولههای T کم و گرانولهای استیلکولین
تشریح: «لولههای T کم و گرانولهای پپتید ناتریورتیک» درست است؛ سلولهای دهلیزی دستگاه T کمتوسعهتر و گرانولهای ترشحی دارند.
◦ «لولههای T فراوان و نبود گرانول ترشحی» نادرست است؛ این الگو مشخصهٔ سلول دهلیزی نیست.
◦ «لولههای T فراوان و گرانولهای گلیکوژن» نادرست است؛ گلیکوژن محصول اختصاصی دهلیز محسوب نمیشود.
◦ «لولههای T کم و گرانولهای استیلکولین» نادرست است؛ کاردیومیوسیت دهلیزی استیلکولین ذخیره نمیکند.
فصل ۱۰ — بافت عضلانی؛ عضلهٔ قلبیمتوسط
۳۷اگر مزانتر پشتی مری تشکیل نشود ولی غشاهای پلوروپریتونئال طبیعی باشند، کدام الگوی دیافراگم انتظار میرود؟
۱
تاندون مرکزی آسیبدیده و پایههای دیافراگم سالم
۲
تاندون مرکزی و پایههای دیافراگم هر دو سالم
۳
تاندون مرکزی سالم و پایههای دیافراگم آسیبدیده
✓ پاسخ درست
۴
تاندون مرکزی و پایههای دیافراگم هر دو آسیبدیده
تشریح: «تاندون مرکزی سالم و پایههای دیافراگم آسیبدیده» درست است؛ تاندون مرکزی از بخش مرکزی غشاهای پلوروپریتونئال جوشخورده و کرورا از مزانتر پشتی مری پدید میآیند.
◦ «تاندون مرکزی آسیبدیده و پایههای دیافراگم سالم» خاستگاه این دو بخش را جابهجا میکند.
◦ «تاندون مرکزی و پایههای دیافراگم هر دو سالم» فقدان مزانتر پشتی مری را نادیده میگیرد.
◦ «تاندون مرکزی و پایههای دیافراگم هر دو آسیبدیده» اثر نقص را به مشتق غشاهای پلوروپریتونئال سالم گسترش میدهد.
فصل ۷ — لولهٔ گوارش و حفرههای بدنسخت
۳۸با گسترش آمنیون، ساقهٔ اتصالی و عروق نافی در ساختاری واحد محصور میشوند. کدام بافت مستقیماً پیرامون عروق باقی میماند؟
۱
سلولهای ستارهای در زمینهٔ آبدوست غنی از هیالورونان
✓ پاسخ درست
۲
فیبروسیتهای موازی در زمینهٔ غنی از کلاژن I
۳
کندروسیتهای لاکونایی در زمینهٔ غنی از کلاژن II
۴
سلولهای رتیکولر در شبکهٔ غنی از کلاژن III
تشریح: مبنای جنینی: گسترش آمنیون، ساقهٔ اتصالی و عروق نافی را در بند ناف جای میدهد. نتیجهٔ بافتشناختی: ژلهٔ وارتون پیرامون عروق، بافت موکوئید دارای «سلولهای ستارهای در زمینهٔ آبدوست غنی از هیالورونان» است.
◦ «فیبروسیتهای موازی در زمینهٔ غنی از کلاژن I» نمای بافت متراکم منظمِ تاندون است.
◦ «کندروسیتهای لاکونایی در زمینهٔ غنی از کلاژن II» نمای غضروف هیالین را توصیف میکند.
◦ «سلولهای رتیکولر در شبکهٔ غنی از کلاژن III» داربست رتیکولر برخی اندامهای خونساز است.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۸ جنین · تشکیل بند ناف و ژلهٔ وارتونمتوسط
۳۹برش عرضی سارکومر از ناحیهٔ همپوشانی به ناحیهٔ H منتقل میشود. کدام تغییر دیده میشود؟
۱
فیلامانهای نازک حذف و ضخیم حفظ میشوند
✓ پاسخ درست
۲
فیلامانهای ضخیم حذف و نازک حفظ میشوند
۳
هر دو نوع فیلامان به تعداد برابر میمانند
۴
هر دو نوع فیلامان کاملاً حذف میشوند
تشریح: «فیلامانهای نازک حذف و ضخیم حفظ میشوند» درست است؛ ناحیهٔ H فقط بخش مرکزی فیلامانهای ضخیم را دارد.
◦ «فیلامانهای ضخیم حذف و نازک حفظ میشوند» نادرست است؛ این الگو به نوار I نزدیکتر است.
◦ «هر دو نوع فیلامان به تعداد برابر میمانند» نادرست است؛ در ناحیهٔ H همپوشانی وجود ندارد.
◦ «هر دو نوع فیلامان کاملاً حذف میشوند» نادرست است؛ فیلامان ضخیم در ناحیهٔ H حاضر است.
فصل ۱۰ — بافت عضلانی؛ سازمان میوفیلامانهاسخت
۴۰در پایان ماه سوم، محوشدن حفرهٔ کوریونی و حفرهٔ رحم بهترتیب با جوشخوردن کدام ساختارها رخ میدهد؟
۱
آمنیون با کوریون؛ کوریون پرزدار با دسیدوای قاعدهای
۲
آمنیون با کوریون؛ کوریون صاف با دسیدوای جداری
✓ پاسخ درست
۳
کوریون صاف با دسیدوای جداری؛ آمنیون با کوریون
۴
آمنیون با کوریون صاف؛ کوریون پرزدار با دسیدوای جداری
تشریح: «آمنیون با کوریون؛ کوریون صاف با دسیدوای جداری» درست است؛ گسترش آمنیون حفرهٔ کوریونی را میبندد و رشد کیسهٔ کوریونی فضای رحم را محو میکند.
◦ «آمنیون با کوریون؛ کوریون پرزدار با دسیدوای قاعدهای» اتصال بخش پرزدار را به محل جفت نسبت میدهد، نه محوشدن حفرهٔ رحم.
◦ «کوریون صاف با دسیدوای جداری؛ آمنیون با کوریون» ترتیب دو رویداد خواستهشده را جابهجا میکند.
◦ «آمنیون با کوریون صاف؛ کوریون پرزدار با دسیدوای جداری» ساختارهای درگیر در هر دو جوشخوردگی را نادرست جفت میکند.
فصل ۸ — دورهٔ جنینی، جفت و پردههای جنینیمتوسط
۴۱آسیب انتخابی دستگاه لولهای متراکم پلاکت، با سلامت دستگاه کانالیکولی باز، کدام عملکرد را بیشتر مختل میکند؟
۱
ارتباط سطح پلاکت با محیط بیرونی
۲
ترشح گرانولها از راه کانالهای غشایی
۳
ذخیره و آزادسازی کلسیم سیتوزولی
✓ پاسخ درست
۴
حفظ شکل دیسکی با حلقهٔ میکروتوبولی
تشریح: «ذخیره و آزادسازی کلسیم سیتوزولی» درست است؛ دستگاه لولهای متراکم مخزن کلسیم و تنظیمکنندهٔ فعالشدن پلاکت است.
◦ «ارتباط سطح پلاکت با محیط بیرونی» نادرست است؛ دستگاه کانالیکولی باز این ارتباط را حفظ میکند.
◦ «ترشح گرانولها از راه کانالهای غشایی» نادرست است؛ این مسیر عمدتاً به دستگاه کانالیکولی باز وابسته است.
◦ «حفظ شکل دیسکی با حلقهٔ میکروتوبولی» نادرست است؛ حلقهٔ حاشیهای سالم فرض شده است.
فصل ۱۲ — خون؛ فراساختار پلاکتسخت
۴۲قطعات چندهستهای جداشونده از سطح پرز جفت که وارد خون مادر میشوند چه نام دارند؟
۱
ستونهای سلولی سیتوتروفوبلاستی
۲
گرههای چندهستهای سنسیتیومی
✓ پاسخ درست
۳
سپتاهای بافتی دسیدوایی
۴
جزایر اولیهٔ خونی مزودرم
تشریح: «گرههای چندهستهای سنسیتیومی» درست است؛ این قطعات از سنسیتیوتروفوبلاست جدا میشوند و معمولاً در گردش مادر تجزیه میگردند.
◦ «ستونهای سلولی سیتوتروفوبلاستی» ساختارهای اتصال پرز لنگری به پوستهٔ تروفوبلاستیاند.
◦ «سپتاهای بافتی دسیدوایی» تیغههای بافت مادری میان کوتیلدونهای جفت هستند.
◦ «جزایر اولیهٔ خونی مزودرم» کانونهای اولیهٔ خونسازی و عروق در مزودرماند.
فصل ۸ — دورهٔ جنینی، جفت و پردههای جنینیآسان
۴۳مولکول مادریِ فراهمکنندهٔ ایمنی غیرفعال جنین از حدود هفتهٔ چهاردهم عبور میکند. کدام ریزساختار پوششی انتقال آن را ممکن میکند؟
۱
اتصالات منفذدار میان سطوح جانبی سلول پوششی
۲
چینهای قاعدهای همراه پمپهای یونی سلول پوششی
۳
وزیکولهای ترانسسیتوزی میان دو قطب سلول پوششی
✓ پاسخ درست
۴
کانالهای آبی دوطرفه در غشای سلول پوششی
تشریح: مبنای جنینی: مولکول مادریِ تأمینکنندهٔ ایمنی غیرفعال جنین IgG است و انتقال آن از حدود هفتهٔ چهاردهم افزایش مییابد. نتیجهٔ بافتشناختی: عبور این پروتئین بزرگ از سد جفت به «وزیکولهای ترانسسیتوزی میان دو قطب سلول پوششی» وابسته است.
◦ «اتصالات منفذدار میان سطوح جانبی سلول پوششی» مسیر آزاد پاراسلولار ایجاد میکند و انتقال انتخابی IgG را توضیح نمیدهد.
◦ «چینهای قاعدهای همراه پمپهای یونی سلول پوششی» انتقال یون را تقویت میکند، نه عبور ایمونوگلوبولین کامل را.
◦ «کانالهای آبی دوطرفه در غشای سلول پوششی» برای جابهجایی آب مناسب است و پروتئین بزرگ را منتقل نمیکند.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۸ جنین · ایمنی غیرفعال و ترانسسیتوزسخت
۴۴در نوتروفیل، کدام گرانول معمولاً زودتر با فاگوزوم ادغام میشود و چه موادی میافزاید؟
۱
گرانول آزوروفیل؛ هیستامین و هپارین
۲
گرانول اختصاصی؛ هموگلوبین و فریتین
۳
گرانول اختصاصی؛ لاکتوفرین و لیزوزیم
✓ پاسخ درست
۴
گرانول آزوروفیل؛ کلاژن و الاستین
تشریح: «گرانول اختصاصی؛ لاکتوفرین و لیزوزیم» درست است؛ گرانولهای اختصاصی پیش از آزوروفیلها با فاگوزوم ادغام میشوند.
◦ «گرانول آزوروفیل؛ هیستامین و هپارین» نادرست است؛ هیستامین و هپارین محتویات شاخص بازوفیلاند.
◦ «گرانول اختصاصی؛ هموگلوبین و فریتین» نادرست است؛ این مواد محتوای اختصاصی گرانول نوتروفیل نیستند.
◦ «گرانول آزوروفیل؛ کلاژن و الاستین» نادرست است؛ کلاژن و الاستین پروتئینهای ماتریکس خارجسلولیاند.
فصل ۱۲ — خون؛ گرانولهای نوتروفیلمتوسط
۴۵در شروع زایمان، فوندوس نیروی رانشی دارد و مسیر خروج متسع میشود. کدام تغییر ناحیهای انتظار میرود؟
۱
بخش فوقانی نرم؛ بخش تحتانی ضخیم و منقبض
۲
بخش فوقانی ضخیم و منقبض؛ بخش تحتانی نرم و متسع
✓ پاسخ درست
۳
هر دو بخش ضخیم و منقبض؛ سرویکس بسته
۴
هر دو بخش نرم و متسع؛ فوندوس غیرفعال
تشریح: «بخش فوقانی ضخیم و منقبض؛ بخش تحتانی نرم و متسع» درست است؛ این تفاوت نیرو را به سوی سرویکس هدایت و خروج را ممکن میکند.
◦ «بخش فوقانی نرم؛ بخش تحتانی ضخیم و منقبض» جهت تغییرات طبیعی رحم را وارونه میکند.
◦ «هر دو بخش ضخیم و منقبض؛ سرویکس بسته» مسیر خروج را مقاوم نگه میدارد.
◦ «هر دو بخش نرم و متسع؛ فوندوس غیرفعال» نیروی رانشی لازم برای زایمان را حذف میکند.
فصل ۸ — دورهٔ جنینی، جفت و پردههای جنینیمتوسط
۴۶کدام الگوی ریزساختاری، غدهٔ عرق آپوکرین را مشخص میکند؟
۱
لومن باریک، مجرای سطحی و ترشح کاملاً هولوکرین
۲
لومن باریک، مجرای فولیکولی و ترشح کاملاً موکوسی
۳
لومن وسیع، مجرای سطحی و ترشح کاملاً سباسه
۴
لومن وسیع، مجرای فولیکولی و ترشح آپوکرینـمروکرین
✓ پاسخ درست
تشریح: «لومن وسیع، مجرای فولیکولی و ترشح آپوکرینـمروکرین» درست است؛ غده به فولیکول باز میشود و هر دو سازوکار ترشحی را نشان میدهد.
◦ «لومن باریک، مجرای سطحی و ترشح کاملاً هولوکرین» نادرست است؛ هولوکرین ویژگی غدهٔ سباسه است.
◦ «لومن باریک، مجرای فولیکولی و ترشح کاملاً موکوسی» نادرست است؛ این الگو مشخصهٔ غدهٔ عرق آپوکرین نیست.
◦ «لومن وسیع، مجرای سطحی و ترشح کاملاً سباسه» نادرست است؛ غدهٔ آپوکرین معمولاً به فولیکول مو باز میشود.
فصل ۱۸ — پوست؛ غدد عرق آپوکرینمتوسط
۴۷cfDNA و تروفوبلاست CVS تریزومی نشان میدهند، اما مزانشیم پرز و آمنیوسنتز طبیعیاند. محتملترین توضیح چیست؟
۱
تریزومی کامل جنین با خطای دو کشت مستقل
۲
آلودگی همهٔ نمونهها با سلولهای مادری
۳
اثر پروتئینهای سرمی مادر بر کروموزومها
۴
موزاییسم کروموزومی محدود به تروفوبلاست جفت
✓ پاسخ درست
تشریح: «موزاییسم کروموزومی محدود به تروفوبلاست جفت» درست است؛ دو آزمون مثبت منشأ جفتی دارند، ولی سلولهای نزدیکتر به جنین طبیعیاند.
◦ «تریزومی کامل جنین با خطای دو کشت مستقل» نتایج طبیعی مزانشیم پرز و آمنیوسنتز را بیدلیل کنار میگذارد.
◦ «آلودگی همهٔ نمونهها با سلولهای مادری» همزمانی دو نتیجهٔ جفتی مثبت و دو نتیجهٔ جنینی طبیعی را توضیح نمیدهد.
◦ «اثر پروتئینهای سرمی مادر بر کروموزومها» نمیتواند الگوی تریزومی در تروفوبلاست ایجاد کند.
فصل ۹ — ناهنجاریهای مادرزادی و تشخیص پیش از تولدمتوسط
۴۸در CVS، تروفوبلاست پرز با تریپسین حذف و هستهٔ باقیمانده پیش از کشت بررسی میشود. جمعیت مطلوب چه نمای بافتی دارد؟
۱
سلولهای قطبی چسبیده بر غشای پایهٔ پیوسته
۲
سلولهای گرد بیهسته در مایع پروتئینی
۳
سلولهای چندحفرهای با میتوکندریهای فراوان
۴
سلولهای دوکیـستارهای در مادهٔ زمینهای آبدوست
✓ پاسخ درست
تشریح: مبنای جنینی: در CVS پس از حذف تروفوبلاست، هستهٔ مزانشیمی پرز برای بررسی سلولهای جنینی باقی میماند. نتیجهٔ بافتشناختی: این هسته پیش از کشت با «سلولهای دوکیـستارهای در مادهٔ زمینهای آبدوست» و رشتههای ظریف شناخته میشود.
◦ «سلولهای قطبی چسبیده بر غشای پایهٔ پیوسته» یک ورقهٔ اپیتلیالی و بیشتر پوشش حذفشده را توصیف میکند.
◦ «سلولهای گرد بیهسته در مایع پروتئینی» اریتروسیت بالغ را نشان میدهد، نه جمعیت هستهدار مناسب کشت.
◦ «سلولهای چندحفرهای با میتوکندریهای فراوان» ویژگی آدیپوسیت قهوهای است و در هستهٔ پرز انتظار نمیرود.
ترکیبی جنینشناسی–بافتشناسی · فصل ۹ جنین · CVS و مزانشیم پرزسخت
۴۹در اسکارِ زخم تمامضخامت، اپیدرم بازسازی شده اما فولیکول مو و غدد دیده نمیشوند. علت چیست؟
۱
اپیدرم از درم ساخته میشود، اما کراتینوسیتها ضمائم را مهار میکنند
۲
اپیدرم از خون ترمیم میشود، اما مویرگها ضمائم را حذف میکنند
۳
اپیدرم از حاشیه ترمیم میشود، اما ضمائم تخریبشده بازنمیگردند
✓ پاسخ درست
۴
اپیدرم از اسکار ساخته میشود، اما فیبروبلاستها به ضمائم تبدیل میشوند
تشریح: «اپیدرم از حاشیه ترمیم میشود، اما ضمائم تخریبشده بازنمیگردند» درست است؛ پوشش سطحی بازسازی میشود، ولی اسکار فاقد ضمائم ازبینرفته است.
◦ «اپیدرم از درم ساخته میشود، اما کراتینوسیتها ضمائم را مهار میکنند» نادرست است؛ اپیدرم از مهاجرت و تکثیر کراتینوسیتها بازسازی میشود.
◦ «اپیدرم از خون ترمیم میشود، اما مویرگها ضمائم را حذف میکنند» نادرست است؛ سلولهای خونی منشأ اپیدرم نیستند.
◦ «اپیدرم از اسکار ساخته میشود، اما فیبروبلاستها به ضمائم تبدیل میشوند» نادرست است؛ فیبروبلاستهای اسکار ضمائم پوستی نمیسازند.
فصل ۱۸ — پوست؛ ترمیم پوستمتوسط
۵۰زوجی دربارهٔ IVF و ICSI مشاوره میگیرند. کدام جمعبندی دربارهٔ پیامدهای گزارششده دقیقتر است؟
۱
پیامدهای نامطلوب بیشتر و افزایش ناهنجاری با ICSI برجستهتر گزارش شده است
✓ پاسخ درست
۲
درمان ناباروری فقط احتمال چندقلویی را بالا میبرد و پیامد دیگری ندارد
۳
IVF ناهنجاریها را کاهش میدهد و ICSI پیامدی مشابه بارداری طبیعی دارد
۴
پیامدهای پریناتال تغییر نمیکنند و فقط وزن تولد افزایش مییابد
تشریح: «پیامدهای نامطلوب بیشتر و افزایش ناهنجاری با ICSI برجستهتر گزارش شده است» درست است؛ منبع افزایش برخی پیامدهای پریناتال و ناهنجاریها، بهویژه با ICSI، را گزارش میکند.
◦ «درمان ناباروری فقط احتمال چندقلویی را بالا میبرد و پیامد دیگری ندارد» دامنهٔ پیامدهای گزارششده را بیش از حد محدود میکند.
◦ «IVF ناهنجاریها را کاهش میدهد و ICSI پیامدی مشابه بارداری طبیعی دارد» جهت ارتباط گزارششده را وارونه بیان میکند.
◦ «پیامدهای پریناتال تغییر نمیکنند و فقط وزن تولد افزایش مییابد» با افزایش نارسبودن و وزن کم تولد سازگار نیست.
فصل ۹ — ناهنجاریهای مادرزادی و تشخیص پیش از تولدمتوسط