آزمون

آزمون آنلاین پیش آمادگی جنین شناسی قلب و عروق

🟢 شروع: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۱:۰۰🔴 پایان: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۱:۴۵📊 کارنامه: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۲:۱۵📝 ۳۵ سوال
📊

کارنامهٔ این آزمون منتشر شده است.

برای دیدنِ کارنامه‌ات وارد شو.

بخشِ کارنامه
📄 سوالات و پاسخنامهٔ تشریحیِ آزمون
۱کدام تطابق دربارهٔ میدان اولیه و ثانویه قلبی درست است؟
۱ PHF: بطن راست و مجرای خروجی؛ SHF: کل بطن چپ و دهلیز چپ
۲ PHF: فقط دهلیزها؛ SHF: هر دو بطن و سینوس ونوزوس
۳ PHF: مجرای خروجی؛ SHF: فقط بخش ترابکوله بطن چپ
۴ PHF: کل بطن چپ و بخشی از دهلیزها؛ SHF: بطن راست و مجرای خروجی ✓ پاسخ درست
تشریح: میدان اولیه قلبی (PHF) بخش‌هایی از دهلیزها و کل بطن چپ را می‌سازد؛ میدان ثانویه قلبی (SHF) در تشکیل بطن راست، مجرای خروجی و بخش‌هایی از دهلیزها مشارکت دارد. ◦ «PHF: بطن راست و مجرای خروجی؛ SHF: کل بطن چپ و دهلیز چپ» مشتقات دو میدان را جابه‌جا کرده است. ◦ «PHF: فقط دهلیزها؛ SHF: هر دو بطن و سینوس ونوزوس» نقش PHF در بطن چپ و الگوی واقعی SHF را نادیده می‌گیرد. ◦ «PHF: مجرای خروجی؛ SHF: فقط بخش ترابکوله بطن چپ» برخلاف منبع است؛ مجرای خروجی عمدتاً از SHF می‌آید.
میدان‌های قلبی اولیه و ثانویهمتوسط
۲اگر افزوده‌شدن سلول‌های SHF به انتهای کرانیال لوله قلبی مختل شود، انتظار کدام پیامد مستقیم‌تر است؟
۱ طولانی‌شدن مجرای خروجی و بسته‌شدن زودرس سوراخ بیضی
۲ حذف کامل دهلیز مشترک و ایجاد دو دهلیز از هفته سوم
۳ کوتاه‌شدن مجرای خروجی و افزایش خطر نقایص conotruncal ✓ پاسخ درست
۴ افزایش رشد بطن چپ بدون تغییر در looping قلب
تشریح: افزوده‌شدن سلول‌های SHF برای طولانی‌شدن لوله قلبی، تشکیل طبیعی بطن راست و مجرای خروجی و انجام looping لازم است؛ مهار این فرایند با نقایصی مانند DORV، VSD و تتراژی فالوت همراه می‌شود. ◦ «طولانی‌شدن مجرای خروجی و بسته‌شدن زودرس سوراخ بیضی» جهت تغییر را برعکس بیان می‌کند و به سپتاسیون دهلیزی مربوط است. ◦ «حذف کامل دهلیز مشترک و ایجاد دو دهلیز از هفته سوم» نه پیامد اختلال SHF است و نه با زمان‌بندی منبع سازگار است. ◦ «افزایش رشد بطن چپ بدون تغییر در looping قلب» با نقش SHF در طولانی‌شدن لوله و looping سازگار نیست.
طولانی‌شدن لوله قلبی و SHFمتوسط
۳کدام رابطه دربارهٔ الگوی راست–چپ در SHF به بهترین شکل علت مسیر مارپیچی آئورت و شریان ریوی را توضیح می‌دهد؟
۱ سلول‌های سمت راست SHF فقط بطن راست و سلول‌های سمت چپ فقط بطن چپ را می‌سازند
۲ هر دو نیمه SHF بدون الگوی جانبی به یک مجرای خروجی مستقیم تبدیل می‌شوند
۳ الگوی راست–چپ SHF پس از تشکیل کامل سپتوم آئورتوپولمونر آغاز می‌شود
۴ سلول‌های سمت راست SHF به چپ مجرای خروجی و سلول‌های سمت چپ به راست آن می‌روند ✓ پاسخ درست
تشریح: در SHF، سلول‌های سمت راست به سمت چپ ناحیه خروجی و سلول‌های سمت چپ به سمت راست آن مشارکت می‌کنند. این الگوی متقاطع در کنار مسیر laterality به مارپیچی‌شدن آئورت و شریان ریوی کمک می‌کند. ◦ «سلول‌های سمت راست SHF فقط بطن راست و سلول‌های سمت چپ فقط بطن چپ را می‌سازند» الگوی متقاطع ناحیه خروجی را حذف می‌کند. ◦ «هر دو نیمه SHF بدون الگوی جانبی به یک مجرای خروجی مستقیم تبدیل می‌شوند» با توضیح منبع درباره laterality ناسازگار است. ◦ «الگوی راست–چپ SHF پس از تشکیل کامل سپتوم آئورتوپولمونر آغاز می‌شود» از نظر زمانی دیر است؛ patterning بسیار زودتر برقرار می‌شود.
Laterality و SHFسخت
۴در اثر رشد سریع مغز و تاخوردگی سفالوکودال، موقعیت قلب ابتدا به کدام ناحیه و سپس به کدام ناحیه منتقل می‌شود؟
۱ ابتدا گردن و سپس قفسه سینه ✓ پاسخ درست
۲ ابتدا لگن و سپس شکم
۳ ابتدا قفسه سینه و سپس گردن
۴ ابتدا شکم و سپس مدیاستن خلفی
تشریح: با رشد سریع دستگاه عصبی مرکزی و تاخوردگی سفالوکودال، قلب و حفره پریکارد ابتدا به ناحیه گردنی و در ادامه به قفسه سینه جابه‌جا می‌شوند. ◦ «ابتدا لگن و سپس شکم» در منبع برای جابه‌جایی قلب ذکر نشده است. ◦ «ابتدا قفسه سینه و سپس گردن» ترتیب واقعی جابه‌جایی را معکوس کرده است. ◦ «ابتدا شکم و سپس مدیاستن خلفی» با فرایند تاخوردگی و محل نهایی قلب سازگار نیست.
تشکیل و موقعیت لوله قلبیآسان
۵کدام زنجیرهٔ تکوینی دربارهٔ اپیکارد و شریان‌های کرونر با منبع هماهنگ است؟
۱ پرواپیکارد ← اپیکارد ← EMT سلولی ← اندوتلیوم و عضله صاف کرونر ✓ پاسخ درست
۲ اندوکارد ← اپیکارد ← مهاجرت نورال کرست ← تشکیل کامل اندوتلیوم کرونر
۳ سپتوم ترانسورسوم ← میوکارد ← آپوپتوز ← تشکیل شریان‌های کرونر
۴ سینوس ونوزوس ← اپیکارد ← جوانه‌زنی مستقیم آئورت ← تشکیل تمام دیواره کرونر
تشریح: ارگان پرواپیکاردیال در مرز دمی مزوکارد پشتی شکل می‌گیرد و سلول‌های آن اپیکارد را می‌سازند. بخشی از سلول‌های اپیکارد با EMT به مزانشیم تبدیل شده و در اندوتلیوم و عضله صاف شریان‌های کرونر مشارکت می‌کنند. ◦ «اندوکارد ← اپیکارد ← مهاجرت نورال کرست ← تشکیل کامل اندوتلیوم کرونر» منشأ اپیکارد را اشتباه می‌گیرد و نقش نورال کرست را بیش از منبع گسترش می‌دهد. ◦ «سپتوم ترانسورسوم ← میوکارد ← آپوپتوز ← تشکیل شریان‌های کرونر» مسیر تکوینی توصیف‌شده در فصل نیست. ◦ «سینوس ونوزوس ← اپیکارد ← جوانه‌زنی مستقیم آئورت ← تشکیل تمام دیواره کرونر» منشأ اپیکارد و نحوه اتصال کرونرها به آئورت را نادرست بیان می‌کند.
اپیکارد و شریان‌های کرونرسخت
۶با توجه به توالی تصویری تشکیل حلقه قلبی، کدام توصیف از جابه‌جایی دو قطب لوله قلبی درست است؟
تصویر سؤال ۶
۱ بخش سفالیک به پشت، بالا و چپ؛ بخش دهلیزی به جلو، پایین و راست
۲ هر دو بخش به سمت راست و پایین جابه‌جا می‌شوند
۳ هر دو بخش در خط وسط باقی می‌مانند و فقط طول لوله افزایش می‌یابد
۴ بخش سفالیک به جلو، پایین و راست؛ بخش دهلیزی به پشت، بالا و چپ ✓ پاسخ درست
تشریح: در looping طبیعی که از حدود روز ۲۳ آغاز و تا روز ۲۸ کامل می‌شود، بخش سفالیک لوله قلبی ventral، caudal و راست می‌رود و بخش دهلیزی dorsocranial و چپ جابه‌جا می‌شود. ◦ «بخش سفالیک به پشت، بالا و چپ؛ بخش دهلیزی به جلو، پایین و راست» جهت‌های طبیعی را کاملاً معکوس کرده است. ◦ «هر دو بخش به سمت راست و پایین جابه‌جا می‌شوند» حرکت متفاوت قطب شریانی و دهلیزی را نادیده می‌گیرد. ◦ «هر دو بخش در خط وسط باقی می‌مانند و فقط طول لوله افزایش می‌یابد» با خود فرایند cardiac looping ناسازگار است.
Cardiac loopingمتوسط
۷برای القای بیان NKX2.5 در مزودرم قلب‌ساز، کدام ترکیب پیام‌رسانی لازم است؟
۱ فعالیت BMP2/4 همراه با مهار WNT3a/8 توسط CRESCENT و CERBERUS ✓ پاسخ درست
۲ مهار BMP2/4 همراه با فعال‌شدن WNT3a/8 در مزودرم احشایی
۳ فعالیت تنها FGF8 بدون دخالت BMP یا مهار WNT
۴ افزایش RA در تمام لوله قلبی همراه با خاموش‌شدن NKX2.5
تشریح: اندودرم قدامی و مزودرم صفحه جانبی BMP2 و BMP4 را فراهم می‌کنند و هم‌زمان WNT3a/8 باید توسط CRESCENT و CERBERUS مهار شود؛ این ترکیب بیان NKX2.5 را القا می‌کند. ◦ «مهار BMP2/4 همراه با فعال‌شدن WNT3a/8» دقیقاً برخلاف الگوی القایی قلب است. ◦ «فعالیت تنها FGF8 بدون دخالت BMP یا مهار WNT» نقش FGF8 را از زمینهٔ تنظیمی لازم جدا می‌کند. ◦ «افزایش RA در تمام لوله قلبی همراه با خاموش‌شدن NKX2.5» هم از نظر توزیع RA و هم اثر بر NKX2.5 با منبع ناسازگار است.
تنظیم مولکولی تکوین قلبسخت
۸رتینوئیک اسید در الگوسازی طولی قلب چه نقشی دارد؟
۱ غلظت بالاتر در قطب وریدی به تعیین سینوس ونوزوس و دهلیزها کمک می‌کند ✓ پاسخ درست
۲ غلظت بالاتر در مجرای خروجی فقط بطن چپ را مشخص می‌کند
۳ به‌طور یکنواخت در همهٔ بخش‌ها عمل می‌کند و هیچ گرادیانی ندارد
۴ تنها پس از تولد برای بلوغ گره سینوسی فعال می‌شود
تشریح: RA در مزودرم مجاور سینوس ونوزوس و دهلیزهای آینده بیشتر است و این نواحی را به ساختارهای دمی قلبی متعهد می‌کند؛ غلظت کمتر در نواحی قدامی‌تر با تعیین بطن‌ها و مجرای خروجی همراه است. ◦ «غلظت بالاتر در مجرای خروجی فقط بطن چپ را مشخص می‌کند» جهت گرادیان RA را معکوس بیان می‌کند. ◦ «به‌طور یکنواخت در همهٔ بخش‌ها عمل می‌کند» با نقش گرادیانی RA در منبع مغایر است. ◦ «تنها پس از تولد برای بلوغ گره سینوسی فعال می‌شود» زمان و نقش RA را نادرست بیان می‌کند.
رتینوئیک اسید و الگوسازی قلبمتوسط
۹بخش صاف دیوارهٔ دهلیز راست در قلب نهایی عمدتاً از کدام ساختار جنینی حاصل می‌شود؟
۱ دهلیز اولیه چپ
۲ سپتوم پریموم
۳ شاخ راست سینوس ونوزوس ✓ پاسخ درست
۴ بخش پروگزیمال بولبوس کوردیس
تشریح: شاخ راست سینوس ونوزوس در دیواره دهلیز راست ادغام می‌شود و بخش صاف آن، یعنی sinus venarum، را می‌سازد. ◦ «دهلیز اولیه چپ» منشأ بخش ترابکوله دهلیز چپ است و بخش صاف دهلیز راست را نمی‌سازد. ◦ «سپتوم پریموم» در سپتاسیون دهلیزی و دریچه سوراخ بیضی نقش دارد، نه ساخت sinus venarum. ◦ «بخش پروگزیمال بولبوس کوردیس» در بخش ترابکوله بطن راست مشارکت دارد.
سینوس ونوزوس و دهلیز راستآسان
۱۰بخش تحتانی دریچه وریدی راست در جریان تکوین به کدام دو ساختار تبدیل می‌شود؟
۱ دریچه IVC و دریچه سینوس کرونری ✓ پاسخ درست
۲ دریچه میترال و دریچه تریکوسپید
۳ سپتوم پریموم و سپتوم سکوندوم
۴ دریچه آئورت و دریچه شریان ریوی
تشریح: قسمت فوقانی دریچه وریدی راست از بین می‌رود، اما قسمت تحتانی آن به دریچه IVC و دریچه سینوس کرونری تبدیل می‌شود. ◦ «دریچه میترال و دریچه تریکوسپید» از بافت مرتبط با بالشتک‌های اندوکاردی و بازسازی دیواره بطنی شکل می‌گیرند. ◦ «سپتوم پریموم و سپتوم سکوندوم» ساختارهای سپتاسیون دهلیزی هستند و از دریچه وریدی راست ایجاد نمی‌شوند. ◦ «دریچه آئورت و دریچه شریان ریوی» از برجستگی‌های ناحیه truncus شکل می‌گیرند.
دریچه‌های وریدی و سینوس ونوزوسمتوسط
۱۱کدام ترتیب در سپتاسیون دهلیزی درست است؟
۱ تشکیل septum secundum → بسته‌شدن ostium secundum → ایجاد ostium primum با آپوپتوز → تشکیل septum primum
۲ بسته‌شدن کامل ostium primum → توقف جریان راست به چپ → سپس حذف کامل septum primum
۳ تشکیل foramen ovale در septum primum → رشد septum secundum از بالشتک بطنی → بسته‌شدن دائمی پیش از تولد
۴ septum primum → بسته‌شدن ostium primum همراه ایجاد ostium secundum → رشد septum secundum ✓ پاسخ درست
تشریح: سپتوم پریموم از سقف دهلیز مشترک رشد می‌کند و ostium primum را کوچک می‌کند. پیش از بسته‌شدن کامل آن، آپوپتوز در قسمت فوقانی septum primum سوراخ‌هایی ایجاد می‌کند که با هم ostium secundum را می‌سازند؛ سپس septum secundum روی آن همپوشانی می‌کند و foramen ovale باقی می‌ماند. ◦ «تشکیل septum secundum → ... → تشکیل septum primum» ترتیب واقعی رخدادها را معکوس کرده است. ◦ «بسته‌شدن کامل ostium primum → توقف جریان راست به چپ» نادرست است، چون ostium secundum پیش از بسته‌شدن کامل primum ایجاد می‌شود و جریان را حفظ می‌کند. ◦ «تشکیل foramen ovale در septum primum ... بسته‌شدن دائمی پیش از تولد» محل و زمان بسته‌شدن را اشتباه بیان می‌کند.
سپتاسیون دهلیزیسخت
۱۲در توضیح منبع برای TAPVR، انحراف DMP به سمت راست چگونه می‌تواند ناهنجاری را ایجاد کند؟
۱ ورید ریوی به بطن چپ منتقل می‌شود و مستقیماً به آئورت صعودی متصل می‌گردد
۲ ورید ریوی به راست جابه‌جا می‌شود و به RA، SVC یا براکیوسفالیک متصل می‌شود ✓ پاسخ درست
۳ سینوس کرونری از بین می‌رود و چهار ورید ریوی به دهلیز چپ باز نمی‌شوند
۴ سپتوم پریموم از تشکیل بازمی‌ماند و تنها علت TAPVR ایجاد ASD است
تشریح: ورید ریوی درون مزانشیم DMP شکل می‌گیرد. انحراف DMP به راست می‌تواند ورید ریوی را به جای دهلیز چپ در دهلیز راست قرار دهد؛ انحراف بیشتر ممکن است اتصال آن را به SVC یا ورید براکیوسفالیک سوق دهد. ◦ «ورید ریوی به بطن چپ ... آئورت صعودی» با مسیر تکوینی DMP و محل طبیعی ورود وریدهای ریوی ارتباط ندارد. ◦ «سینوس کرونری از بین می‌رود ...» مکانیسم مطرح‌شده برای TAPVR در این فصل نیست. ◦ «سپتوم پریموم از تشکیل بازمی‌ماند و تنها علت TAPVR ایجاد ASD است» علت اصلی توضیح‌داده‌شده را با اختلال سپتاسیون دهلیزی جایگزین می‌کند.
DMP و بازگشت وریدی ریوی غیرطبیعیسخت
۱۳توالی تصویری نشان می‌دهد لت‌های دریچه‌های دهلیزی‌بطنی با تراشیده‌شدن بافت از سمت بطنی شکل می‌گیرند. اتصال نهایی لت‌ها به دیواره بطن توسط کدام ساختار حفظ می‌شود؟
تصویر سؤال ۱۳
۱ سپتوم آئورتوپولمونر
۲ crista terminalis
۳ طناب‌های وتری دریچه‌های AV ✓ پاسخ درست
۴ دریچه ورید اجوف تحتانی
تشریح: در تکوین دریچه‌های دهلیزی‌بطنی، بافت از سمت بطنی hollow می‌شود و لت‌ها به‌وسیله chordae tendineae به دیواره بطنی متصل می‌مانند. ◦ «سپتوم آئورتوپولمونر» مجرای خروجی را به کانال‌های آئورتی و ریوی تقسیم می‌کند و اتصال لت‌های AV را نمی‌سازد. ◦ «crista terminalis» مرز قسمت ترابکوله و صاف دهلیز راست است. ◦ «دریچه ورید اجوف تحتانی» مشتق قسمت تحتانی دریچه وریدی راست است و به دریچه‌های AV مربوط نیست.
دریچه‌های دهلیزی‌بطنیآسان
۱۴در پایان هفته پنجم، کدام رویداد کانال دهلیزی‌بطنی مشترک را به دهانه‌های راست و چپ تقسیم می‌کند؟
۱ جوش‌خوردن دو برجستگی truncus در آئورت صعودی
۲ ادغام شاخ راست سینوس ونوزوس در دهلیز راست
۳ جوش‌خوردن بالشتک‌های اندوکاردی پشتی و شکمی ✓ پاسخ درست
۴ بسته‌شدن آناتومیک ductus arteriosus
تشریح: بالشتک‌های اندوکاردی پشتی و شکمی (فوقانی و تحتانی) به سمت لومن رشد کرده و با هم جوش می‌خورند؛ در پایان هفته پنجم کانال AV به دهانه‌های راست و چپ تقسیم می‌شود. ◦ «جوش‌خوردن دو برجستگی truncus» به تقسیم مجرای خروجی مربوط است، نه کانال AV. ◦ «ادغام شاخ راست سینوس ونوزوس» بخش صاف دهلیز راست را می‌سازد و عامل تقسیم AV canal نیست. ◦ «بسته‌شدن آناتومیک ductus arteriosus» رویدادی پس از تولد است.
بالشتک‌های اندوکاردی و AV canalمتوسط
۱۵کدام ترکیب منشأ بخش‌های صاف و ترابکوله دهلیزها را درست بیان می‌کند؟
۱ sinus venarum از دهلیز اولیه؛ زائده دهلیزی راست از شاخ راست سینوس؛ دهلیز چپ از بولبوس کوردیس
۲ هر دو بخش صاف دهلیزها از سینوس ونوزوس و هر دو زائده از وریدهای ریوی
۳ زائده دهلیزی راست از دهلیز اولیه؛ sinus venarum از شاخ راست سینوس؛ بخش صاف دهلیز چپ از ورید ریوی ✓ پاسخ درست
۴ بخش صاف دهلیز راست از ورید ریوی و بخش صاف دهلیز چپ از شاخ راست سینوس
تشریح: دهلیز اولیه راست عمدتاً زائده ترابکوله حاوی عضلات پکتینه را می‌سازد، sinus venarum از شاخ راست سینوس ونوزوس ایجاد می‌شود و بخش صاف دهلیز چپ با ادغام ساقه ورید ریوی در دیواره خلفی شکل می‌گیرد. ◦ «sinus venarum از دهلیز اولیه ...» منشأ قسمت صاف و ترابکوله دهلیز راست را جابه‌جا کرده است. ◦ «هر دو بخش صاف دهلیزها از سینوس ونوزوس ...» منشأ متفاوت قسمت صاف دهلیز چپ را نادیده می‌گیرد. ◦ «بخش صاف دهلیز راست از ورید ریوی ...» منشأ دو دهلیز را معکوس بیان می‌کند.
تکوین دیواره دهلیزهامتوسط
۱۶سلول‌های نورال کرست قلبی که در سپتاسیون conotruncal مشارکت می‌کنند، عمدتاً از چه مسیری به مجرای خروجی می‌رسند؟
۱ از گره اولیه و از طریق قوس‌های حلقی ۱، ۲ و ۵
۲ از hindbrain و مسیر قوس‌های حلقی ۳، ۴ و ۶ ✓ پاسخ درست
۳ از اندودرم حلقی و مستقیماً از راه سینوس ونوزوس
۴ از اپیکارد و از طریق وریدهای کاردینال قدامی
تشریح: سلول‌های نورال کرست قلبی از لبه چین‌های عصبی ناحیه hindbrain منشأ می‌گیرند و از طریق قوس‌های حلقی ۳، ۴ و ۶ به ناحیه خروجی قلب مهاجرت می‌کنند و در بالشتک‌های conus و truncus مشارکت دارند. ◦ «گره اولیه و قوس‌های ۱، ۲ و ۵» هم منشأ و هم مسیر مهاجرت را اشتباه بیان می‌کند. ◦ «اندودرم حلقی و سینوس ونوزوس» مسیر مهاجرت نورال کرست قلبی نیست. ◦ «اپیکارد و وریدهای کاردینال قدامی» مربوط به تکوین سامانه کرونر و وریدی است، نه منشأ نورال کرست قلبی.
نورال کرست و سپتاسیون conotruncalسخت
۱۷بخش غشایی سپتوم بین‌بطنی از جوش‌خوردن کدام سه مؤلفه ایجاد می‌شود؟
۱ سپتوم پریموم + سپتوم سکوندوم + بالشتک AV فوقانی
۲ بالشتک AV تحتانی + conus راست + conus چپ ✓ پاسخ درست
۳ شاخ راست سینوس ونوزوس + bulbus cordis + DMP
۴ برجستگی truncus راست + truncus چپ + عضله پاپیلری
تشریح: طبق منبع، بخش غشایی سپتوم بین‌بطنی از مشارکت بالشتک اندوکاردی AV تحتانی و برجستگی‌های conus راست و چپ ساخته می‌شود. عدم اتصال مناسب این اجزا می‌تواند سوراخ بین‌بطنی را باز نگه دارد. ◦ «سپتوم پریموم + سپتوم سکوندوم + بالشتک AV فوقانی» اجزای سپتاسیون دهلیزی را با سپتوم بطنی مخلوط کرده است. ◦ «شاخ راست سینوس ونوزوس + bulbus cordis + DMP» سه ساختار با نقش‌های متفاوت را به‌اشتباه به بخش غشایی نسبت می‌دهد. ◦ «برجستگی truncus راست + truncus چپ + عضله پاپیلری» مؤلفه‌های مستقیم بخش غشایی طبق منبع نیستند.
سپتوم بین‌بطنیسخت
۱۸کدام عبارت دربارهٔ VSDها در فصل ۱۳ درست است؟
۱ بیشتر VSDها در بخش غشایی رخ می‌دهند و تقریباً همیشه خودبه‌خود بسته می‌شوند
۲ بیشتر VSDها در بخش عضلانی رخ می‌دهند و بسیاری با رشد کودک بسته می‌شوند ✓ پاسخ درست
۳ VSD عضلانی فقط همراه persistent truncus دیده می‌شود
۴ VSD غشایی معمولاً از اختلال isolated در sinus venosus ایجاد می‌شود
تشریح: منبع بیان می‌کند بیشتر VSDها، حدود ۸۰٪، در بخش عضلانی رخ می‌دهند و بسیاری از آن‌ها با رشد کودک برطرف می‌شوند؛ VSDهای غشایی معمولاً جدی‌تر و بیشتر با اختلالات conotruncal همراه‌اند. ◦ «بیشتر VSDها در بخش غشایی ...» نسبت محل شایع را معکوس کرده است. ◦ «VSD عضلانی فقط همراه persistent truncus دیده می‌شود» محدودیتی است که در منبع وجود ندارد. ◦ «VSD غشایی ... از sinus venosus» مکانیسم تکوینی درستی برای این نقص نیست.
نقص دیواره بین‌بطنیمتوسط
۱۹کدام جفت در فصل به‌عنوان نمونه‌های کلاسیک تراتوژن‌های قلبی‌عروقی ذکر شده است؟
۱ ویروس سرخجه و تالیدومید ✓ پاسخ درست
۲ سیتومگالوویروس و پنی‌سیلین
۳ توکسوپلاسما و فولیک اسید
۴ انسولین و ویتامین C
تشریح: در بخش Clinical Correlates، ویروس سرخجه و تالیدومید نمونه‌های کلاسیک تراتوژن‌های قلبی‌عروقی معرفی شده‌اند؛ RA و الکل نیز در ادامه ذکر می‌شوند. ◦ «سیتومگالوویروس و پنی‌سیلین» در این فصل به‌عنوان جفت کلاسیک تراتوژن قلبی معرفی نشده‌اند. ◦ «توکسوپلاسما و فولیک اسید» با فهرست تراتوژن‌های قلبی ذکرشده در منبع تطابق ندارد. ◦ «انسولین و ویتامین C» جفتی از تراتوژن‌های کلاسیک این فصل نیست.
عوامل ایجاد نقایص قلبیآسان
۲۰در نمای سمت راست تصویر، نقص مشخص‌شده در کدام بخش سپتوم بین‌بطنی قرار دارد و جهت شانت اولیه چگونه است؟
تصویر سؤال ۲۰
۱ بخش عضلانی؛ از بطن راست به بطن چپ
۲ بخش غشایی؛ از بطن چپ به بطن راست ✓ پاسخ درست
۳ بخش غشایی؛ از بطن راست به بطن چپ
۴ بخش عضلانی؛ از بطن چپ مستقیم به آئورت
تشریح: شکل ۱۳٫۳۳ یک نقص isolated در بخش غشایی سپتوم بین‌بطنی را نشان می‌دهد و پیکان‌ها عبور خون از بطن چپ به بطن راست را نشان می‌دهند. ◦ «بخش عضلانی؛ از بطن راست به بطن چپ» هم محل شکل و هم جهت جریان نشان‌داده‌شده را اشتباه بیان می‌کند. ◦ «بخش غشایی؛ از بطن راست به بطن چپ» محل را درست اما جهت شانت را برعکس می‌گوید. ◦ «بخش عضلانی؛ از بطن چپ مستقیم به آئورت» نه با محل نقص و نه با مسیر شانت تصویر سازگار است.
VSD تصویریمتوسط
۲۱بیماری با تنگی اینفاندیبولار ریوی، VSD بزرگ، آئورت overriding و هیپرتروفی بطن راست دارد. نقص تکوینی پایه کدام است؟
۱ عدم تشکیل کامل septum primum و باقی‌ماندن ostium secundum
۲ ادغام بیش از حد شاخ راست sinus venosus در دهلیز راست
۳ تقسیم نابرابر conus به علت جابه‌جایی قدامی سپتوم conotruncal ✓ پاسخ درست
۴ بسته‌شدن زودرس ductus arteriosus در هفته پنجم
تشریح: این مجموعه چهارگانه تتراژی فالوت است و در منبع علت آن تقسیم نابرابر conus به‌دلیل جابه‌جایی قدامی سپتوم conotruncal ذکر شده است. ◦ «عدم تشکیل کامل septum primum ...» مکانیسم نقص دهلیزی است و چهار مؤلفه فالوت را ایجاد نمی‌کند. ◦ «ادغام بیش از حد شاخ راست sinus venosus» به دیواره دهلیز راست مربوط است. ◦ «بسته‌شدن زودرس ductus arteriosus در هفته پنجم» مکانیسم تکوینی فالوت در منبع نیست.
تتراژی فالوتسخت
۲۲کدام مقایسهٔ مکانیسمی persistent truncus arteriosus و transposition of the great vessels درست است؟
۱ Persistent truncus: مارپیچی‌شدن بیش از حد سپتوم؛ TGA: عدم تشکیل هیچ ridge در truncus
۲ Persistent truncus: عدم تشکیل ridges؛ TGA: مستقیم‌شدن سپتوم conotruncal به‌جای مسیر مارپیچی ✓ پاسخ درست
۳ Persistent truncus: نقص سپتوم دهلیزی؛ TGA: ادغام بیش از حد سینوس ونوزوس
۴ Persistent truncus: بسته‌شدن زودرس conus؛ TGA: توقف رشد ورید ریوی
تشریح: در persistent truncus، ridges ناحیه conotruncal تشکیل نمی‌شوند و مجرای خروجی تقسیم نمی‌شود. در TGA، سپتوم conotruncal به‌جای دنبال‌کردن مسیر مارپیچی، مستقیم پایین می‌آید و اتصال آئورت و شریان ریوی با بطن‌ها جابه‌جا می‌شود. ◦ «مارپیچی‌شدن بیش از حد ... عدم تشکیل هیچ ridge» مکانیسم دو بیماری را اشتباه و جابه‌جا بیان می‌کند. ◦ «نقص سپتوم دهلیزی ... ادغام سینوس ونوزوس» با تقسیم مجرای خروجی ارتباطی ندارد. ◦ «بسته‌شدن زودرس conus ... توقف رشد ورید ریوی» مکانیسم‌های مطرح‌شده برای این دو نقص نیستند.
نقایص conotruncalسخت
۲۳مسیر تغییر محل ضربان‌ساز طبیعی در تکوین قلب کدام است؟
۱ بخش کرانیال راست لوله قلبی → بطن چپ → ناحیه نزدیک IVC
۲ سپتوم بین‌بطنی → truncus arteriosus → دهلیز چپ
۳ دم لوله قلبی چپ → sinus venosus → کنار دهانه SVC ✓ پاسخ درست
۴ بالشتک AV → شریان ریوی → زائده دهلیزی راست
تشریح: ابتدا همه میوسیت‌ها توان ضربان‌سازی دارند، سپس فعالیت غالب به بخش دمی سمت چپ لوله محدود می‌شود. بعد سینوس ونوزوس این نقش را می‌گیرد و با ادغام آن در دهلیز راست، بافت ضربان‌ساز نزدیک دهانه SVC قرار گرفته و SAN شکل می‌گیرد. ◦ «بخش کرانیال راست ... ناحیه نزدیک IVC» توالی و محل نهایی را نادرست بیان می‌کند. ◦ «سپتوم بین‌بطنی → truncus ...» ساختارهای تکوینی نامرتبط با منشأ SAN را به هم وصل می‌کند. ◦ «بالشتک AV → شریان ریوی ...» نه منشأ SAN است و نه مسیر مهاجرت ضربان‌ساز.
سیستم هدایتی قلبمتوسط
۲۴قوس آئورتی سوم در نهایت عمدتاً کدام ساختارها را می‌سازد؟
۱ قوس آئورت و شریان ساب‌کلاوین چپ
۲ کاروتید مشترک و بخش ابتدایی کاروتید داخلی ✓ پاسخ درست
۳ شریان‌های ریوی و ductus arteriosus
۴ شریان ماگزیلاری و شریان استاپدیال
تشریح: قوس سوم شریان کاروتید مشترک و بخش ابتدایی کاروتید داخلی را می‌سازد؛ ادامه کاروتید داخلی از آئورت دورسال کرانیال شکل می‌گیرد و کاروتید خارجی جوانه‌ای از قوس سوم است. ◦ «قوس آئورت و شریان ساب‌کلاوین چپ» مشتقات قوس چهارم چپ و شریان بین‌قطعه‌ای هفتم را مخلوط کرده است. ◦ «شریان‌های ریوی و ductus arteriosus» مشتقات قوس ششم‌اند. ◦ «شریان ماگزیلاری و شریان استاپدیال» به‌ترتیب با بقایای قوس‌های اول و دوم مرتبط‌اند.
مشتقات قوس‌های آئورتیآسان
۲۵کدام تطابق دربارهٔ قوس آئورتی چهارم درست است؟
۱ چپ: ساب‌کلاوین چپ؛ راست: شریان براکیوسفالیک کامل
۲ چپ: قوس آئورت؛ راست: ساب‌کلاوین راستِ پروگزیمال ✓ پاسخ درست
۳ چپ: ductus arteriosus؛ راست: شریان ریوی راست
۴ چپ: کاروتید مشترک؛ راست: کاروتید داخلی پروگزیمال
تشریح: قوس چهارم چپ بخشی از قوس آئورت بین کاروتید مشترک چپ و ساب‌کلاوین چپ را می‌سازد؛ قوس چهارم راست بخش پروگزیمال شریان ساب‌کلاوین راست را تشکیل می‌دهد. ◦ «چپ: ساب‌کلاوین چپ ...» منشأ ساب‌کلاوین چپ را اشتباه می‌گیرد؛ آن از شریان بین‌قطعه‌ای هفتم چپ می‌آید. ◦ «چپ: ductus arteriosus؛ راست: شریان ریوی راست» مشتقات قوس ششم را توصیف می‌کند. ◦ «چپ: کاروتید مشترک؛ راست: کاروتید داخلی پروگزیمال» مشتقات قوس سوم را بیان می‌کند.
قوس آئورتی چهارممتوسط
۲۶چرا عصب راجعه حنجره‌ای چپ در بالغ زیر ligamentum arteriosum می‌پیچد، اما عصب راست زیر ساب‌کلاوین راست قرار می‌گیرد؟
۱ قوس سوم چپ باقی می‌ماند ولی قوس سوم راست کاملاً محو می‌شود
۲ قوس چهارم راست تبدیل به ductus arteriosus و قوس چهارم چپ محو می‌شود
۳ هر دو قوس ششم باقی می‌مانند اما قلب فقط به سمت راست پایین می‌رود
۴ دیستال قوس ۶ چپ باقی می‌ماند و دیستال قوس ۶ راست حذف می‌شود ✓ پاسخ درست
تشریح: در سمت چپ، بخش دیستال قوس ششم به صورت ductus arteriosus باقی می‌ماند و بعداً ligamentum arteriosum می‌شود، بنابراین عصب راجعه چپ پایین می‌ماند. در سمت راست، بخش دیستال قوس ششم از بین می‌رود و عصب زیر شریان ساب‌کلاوین راست قرار می‌گیرد. ◦ «قوس سوم چپ ...» مشتقات کاروتیدی را با علت مسیر عصب راجعه اشتباه می‌کند. ◦ «قوس چهارم راست تبدیل به ductus arteriosus ...» مشتقات قوس چهارم و ششم را جابه‌جا کرده است. ◦ «هر دو قوس ششم باقی می‌مانند ...» با تفاوت تکوینی واقعی دو سمت سازگار نیست.
قوس ششم و عصب راجعه حنجره‌ایمتوسط
۲۷پس از تولد، کدام سرنوشت برای شریان‌های نافی درست است؟
۱ دیستال: لیگامان نافی میانی؛ پروگزیمال: ایلیاک داخلی و وزیکال فوقانی ✓ پاسخ درست
۲ بخش دیستال → ligamentum venosum؛ بخش پروگزیمال → شریان مزانتریک فوقانی
۳ بخش دیستال → ligamentum arteriosum؛ بخش پروگزیمال → کاروتید مشترک
۴ بخش دیستال → ligamentum teres؛ بخش پروگزیمال → ورید باب
تشریح: بخش‌های دیستال شریان‌های نافی پس از تولد بسته شده و medial umbilical ligaments را می‌سازند؛ بخش‌های پروگزیمال باز می‌مانند و در شریان‌های ایلیاک داخلی و وزیکال فوقانی مشارکت دارند. ◦ «ligamentum venosum ... مزانتریک فوقانی» مشتقات وریدی و شریان ویتلین را با شریان نافی مخلوط می‌کند. ◦ «ligamentum arteriosum ... کاروتید مشترک» به ductus arteriosus و قوس سوم مربوط است. ◦ «ligamentum teres ... ورید باب» مشتقات ورید نافی و سیستم ویتلین‌اند، نه شریان نافی.
شریان‌های نافیمتوسط
۲۸در تصویر سیستم قوس‌های آئورتی، در آغاز هفته ششم کدام قوس‌ها برجسته‌اند و قوس‌های ششم با چه ساختاری پیوسته شده‌اند؟
تصویر سؤال ۲۸
۱ قوس‌های ۱، ۲ و ۵؛ پیوستگی قوس پنجم با آئورت صعودی
۲ فقط قوس چهارم؛ پیوستگی آن با ورید اجوف فوقانی
۳ قوس‌های ۲ و ۳؛ پیوستگی قوس سوم با تنه ریوی
۴ قوس‌های ۳، ۴ و ۶؛ پیوستگی قوس ششم با تنه ریوی ✓ پاسخ درست
تشریح: در جنین ۲۹روزه/آغاز هفته ششم، قوس‌های اول و دوم از بین رفته‌اند و قوس‌های سوم، چهارم و ششم بزرگ‌اند. پس از تقسیم conotruncal، قوس‌های ششم با تنه ریوی پیوستگی پیدا می‌کنند. ◦ «قوس‌های ۱، ۲ و ۵ ...» با زمان‌بندی شکل ناسازگار است؛ قوس‌های ۱ و ۲ تا آن زمان پسرفت کرده‌اند و قوس پنجم کامل تشکیل نمی‌شود. ◦ «فقط قوس چهارم ... SVC» هم تعداد قوس‌ها و هم اتصال عروقی را اشتباه می‌گوید. ◦ «قوس‌های ۲ و ۳ ...» قوس دوم را بیش از زمان خود باقی نگه می‌دارد و اتصال قوس سوم به pulmonary trunk صحیح نیست.
قوس‌های آئورتی تصویریمتوسط
۲۹کدام مجموعه مشتقات سیستم وریدی ویتلین درست است؟
۱ شبکه اطراف دوازدهه → SVC؛ کانال هپاتوکاردیاک راست → ورید براکیوسفالیک چپ
۲ ورید ویتلین چپ → بخش کلیوی IVC؛ ورید ویتلین راست → ورید گونادال چپ
۳ وریدهای ویتلین → سینوس کرونری؛ شبکه کبدی → ورید آزیگوس
۴ شبکه اطراف دوازدهه → ورید باب؛ کانال هپاتوکاردیاک راست → بخش کبدی IVC ✓ پاسخ درست
تشریح: وریدهای ویتلین پیرامون دوازدهه شبکه‌ای می‌سازند که به ورید باب تبدیل می‌شود. کانال هپاتوکاردیاک راست نیز بخش کبدی ورید اجوف تحتانی را می‌سازد؛ ورید مزانتریک فوقانی هم از ورید ویتلین راست منشأ می‌گیرد. ◦ «شبکه اطراف دوازدهه → SVC ...» مشتقات سیستم ویتلین را با سیستم کاردینال جابه‌جا می‌کند. ◦ «ورید ویتلین چپ → بخش کلیوی IVC ...» بخش کلیوی IVC عمدتاً از subcardinal راست شکل می‌گیرد. ◦ «وریدهای ویتلین → سینوس کرونری ... آزیگوس» با مشتقات واقعی سینوس ونوزوس و supracardinal ناسازگار است.
وریدهای ویتلین و IVCسخت
۳۰کدام تطابق در تشکیل سیستم ورید اجوف درست است؟
۱ کاردینال مشترک راست + کاردینال قدامی راستِ پروگزیمال ✓ پاسخ درست
۲ SVC: ساب‌کاردینال راست + ساکروکاردینال چپ
۳ ورید کلیوی چپ: آناستوموز بین دو ورید سوپراکاردینال
۴ بخش کلیوی IVC: ورید کاردینال خلفی چپ
تشریح: SVC از ورید کاردینال مشترک راست و قسمت پروگزیمال کاردینال قدامی راست تشکیل می‌شود. آناستوموز کاردینال‌های قدامی ورید براکیوسفالیک چپ را می‌سازد و آناستوموز subcardinalها ورید کلیوی چپ را ایجاد می‌کند. ◦ «SVC: ساب‌کاردینال راست + ساکروکاردینال چپ» اجزای بخش‌های IVC را به‌اشتباه به SVC نسبت می‌دهد. ◦ «ورید کلیوی چپ: آناستوموز سوپراکاردینال‌ها» نادرست است؛ منبع آناستوموز subcardinalها را ذکر می‌کند. ◦ «بخش کلیوی IVC: ورید کاردینال خلفی چپ» با نقش ورید subcardinal راست در بخش کلیوی IVC سازگار نیست.
سیستم کاردینال و وریدهای اجوفمتوسط
۳۱اتصال نهایی شریان‌های کرونر به آئورت طبق منبع چگونه برقرار می‌شود؟
۱ با جوانه‌زنی مستقیم اندوتلیوم آئورت به سمت اپیکارد و ساخت کامل کرونر
۲ با رشد رو به داخل سلول‌های اندوتلیال شریانی کرونر به دیواره آئورت ✓ پاسخ درست
۳ با اتصال ورید نافی چپ به ریشه آئورت در پایان هفته پنجم
۴ با تبدیل مجرای شریانی به دو دهانه کرونری پس از تولد
تشریح: منبع تأکید می‌کند اتصال شریان‌های کرونر به آئورت با ingrowth سلول‌های اندوتلیال شریانی از کرونرها به داخل آئورت برقرار می‌شود؛ به بیان متن، کرونرها به آئورت «حمله» می‌کنند. ◦ «جوانه‌زنی مستقیم اندوتلیوم آئورت ... ساخت کامل کرونر» جهت اتصال را برعکس می‌کند و منشأ دیواره کرونر را ساده‌سازی نادرست می‌کند. ◦ «اتصال ورید نافی چپ به ریشه آئورت» فرایند تکوینی کرونر نیست. ◦ «تبدیل مجرای شریانی به دو دهانه کرونری» ارتباطی با شکل‌گیری کرونرها ندارد.
تکوین شریان‌های کرونرمتوسط
۳۲در گردش خون جنینی، چرا قلب و مغز خون نسبتاً پر‌اکسیژن‌تری دریافت می‌کنند؟
۱ تمام خون ورید اجوف فوقانی از foramen ovale مستقیماً به بطن چپ می‌رود
۲ ductus arteriosus خون را از آئورت نزولی به کاروتیدها هدایت می‌کند
۳ عبور خون FO به LV و آئورت صعودی، پیش از شاخه‌های کرونر و کاروتید ✓ پاسخ درست
۴ شریان‌های نافی مستقیماً خون اکسیژن‌دار را به آئورت صعودی برمی‌گردانند
تشریح: بخش عمده خون پر‌اکسیژن IVC از طریق foramen ovale به دهلیز چپ، سپس بطن چپ و آئورت صعودی می‌رود. چون شریان‌های کرونر و کاروتید از نخستین شاخه‌های آئورت صعودی‌اند، قلب و مغز خون با اکسیژن بالاتری دریافت می‌کنند. ◦ «تمام خون SVC از foramen ovale ...» نادرست است؛ خون SVC عمدتاً به بطن راست و تنه ریوی می‌رود. ◦ «ductus arteriosus خون را از آئورت نزولی به کاروتیدها هدایت می‌کند» جهت جریان اصلی fetal ductus را برعکس بیان می‌کند. ◦ «شریان‌های نافی ... به آئورت صعودی» شریان‌های نافی خون را از جنین به جفت می‌برند.
گردش خون جنینیمتوسط
۳۳کدام تطابق پس از تولد درست است؟
۱ ورید نافی → ligamentum arteriosum؛ ductus venosus → medial umbilical ligament
۲ ورید نافی → ورید باب؛ ductus venosus → شریان وزیکال فوقانی
۳ ورید نافی → SVC؛ ductus venosus → crista terminalis
۴ ورید نافی → ligamentum teres hepatis؛ ductus venosus → ligamentum venosum ✓ پاسخ درست
تشریح: پس از بسته‌شدن، ورید نافی به ligamentum teres hepatis و ductus venosus به ligamentum venosum تبدیل می‌شود. ◦ «ورید نافی → ligamentum arteriosum ...» مشتقات ductus arteriosus و شریان نافی را با ساختارهای وریدی جابه‌جا کرده است. ◦ «ورید نافی → ورید باب ...» ورید باب از شبکه ویتلین شکل می‌گیرد و شریان وزیکال فوقانی مشتق بخش پروگزیمال شریان نافی است. ◦ «ورید نافی → SVC ... crista terminalis» هیچ‌یک از این دو تطابق با منبع سازگار نیست.
تغییرات عروقی پس از تولدآسان
۳۴در تصویر گردش خون جنینی، به علت مقاومت بالای عروق ریوی، بیشتر خون خروجی بطن راست پس از ورود به تنه ریوی از کدام مسیر عبور می‌کند؟
تصویر سؤال ۳۴
۱ از foramen ovale به دهلیز چپ
۲ از ductus venosus به IVC
۳ از ductus arteriosus به آئورت نزولی ✓ پاسخ درست
۴ از ورید نافی به ورید باب
تشریح: در جنین مقاومت عروق ریوی بالاست؛ بنابراین بیشتر خون بطن راست از تنه ریوی از طریق ductus arteriosus به آئورت نزولی می‌رود و در آنجا با خون آئورت مخلوط می‌شود. ◦ «از foramen ovale به دهلیز چپ» مسیر اصلی خون IVC در سطح دهلیز است، نه خروجی بطن راست پس از pulmonary trunk. ◦ «از ductus venosus به IVC» مربوط به میان‌بُر خون ورید نافی در کبد است. ◦ «از ورید نافی به ورید باب» جهت و محل جریان مورد سؤال را توصیف نمی‌کند.
گردش خون جنینی تصویریآسان
۳۵بلافاصله پس از شروع تنفس و قطع جریان جفتی، کدام تغییر فشار به بسته‌شدن عملکردی foramen ovale کمک می‌کند؟
۱ افزایش فشار دهلیز چپ و کاهش فشار دهلیز راست ✓ پاسخ درست
۲ کاهش هم‌زمان فشار هر دو دهلیز بدون تغییر گرادیان
۳ افزایش فشار دهلیز راست و کاهش فشار دهلیز چپ
۴ افزایش فشار بطن راست بدون تغییر فشار دهلیزی
تشریح: شروع تنفس جریان خون ریوی را افزایش می‌دهد و فشار دهلیز چپ بالا می‌رود؛ هم‌زمان قطع جریان جفتی فشار دهلیز راست را کاهش می‌دهد. در نتیجه septum primum به septum secundum فشرده شده و foramen ovale عملکرداً بسته می‌شود. ◦ «کاهش هم‌زمان فشار هر دو دهلیز ...» گرادیان لازم برای چسبیدن septum primum به secundum را توضیح نمی‌دهد. ◦ «افزایش فشار دهلیز راست و کاهش فشار دهلیز چپ» دقیقاً برعکس تغییرات پس از تولد است. ◦ «افزایش فشار بطن راست بدون تغییر فشار دهلیزی» مکانیسم بسته‌شدن عملکردی foramen ovale در منبع نیست.
تغییرات گردش خون هنگام تولدمتوسط
یادآوری آموزشی

این محتوا صرفاً برای آموزش و مرور دانشجویان پزشکی تهیه شده و جایگزین کتاب مرجع، تدریس دانشگاهی یا قضاوت بالینی نیست.