آزمون

آزمون انلاین پیش آمادگی فیزیولوژی گردش خون

🟢 شروع: ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ساعت ۰۸:۰۰🔴 پایان: ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ساعت ۰۸:۵۰📊 کارنامه: ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ ساعت ۰۹:۰۰📝 ۴۵ سوال
📊

کارنامهٔ این آزمون منتشر شده است.

برای دیدنِ کارنامه‌ات وارد شو.

بخشِ کارنامه
📄 سوالات و پاسخنامهٔ تشریحیِ آزمون
۱در یک شریان با جریان لایه‌ای، چرا سرعت خون در مرکز رگ از نواحی نزدیک دیواره بیشتر است؟
۱ اصطکاک لایه‌های نزدیک دیواره بیشتر است ✓ پاسخ درست
۲ فشار هیدروستاتیک در مرکز رگ بیشتر است
۳ ویسکوزیته خون در مرکز رگ کمتر می‌شود
۴ تعداد گلبول قرمز در مرکز رگ بیشتر است
تشریح: در جریان لایه‌ای، لایه چسبیده به دیواره تقریباً بی‌حرکت است و اصطکاک با دیواره سرعت لایه‌های محیطی را کم می‌کند؛ در نتیجه پروفایل سرعت سهمی‌شکل و سرعت در مرکز بیشینه می‌شود. ◦ «فشار هیدروستاتیک در مرکز رگ بیشتر است» علت پروفایل سهمی‌شکل نیست؛ گرادیان فشار در طول رگ جریان را ایجاد می‌کند. ◦ «ویسکوزیته خون در مرکز رگ کمتر می‌شود» مبنای توضیح گایتون برای این پدیده نیست. ◦ «تعداد گلبول قرمز در مرکز رگ بیشتر است» علت اصلی اختلاف سرعت لایه‌ها محسوب نمی‌شود.
جریان لایه‌ای و پروفایل سرعتمتوسط
۲اگر فشار هیدروستاتیک مویرگی افزایش یابد و سایر نیروهای استارلینگ ثابت بمانند، انتظار می‌رود چه تغییری رخ دهد؟
۱ جذب مایع از میان‌بافت به مویرگ بیشتر شود
۲ فشار انکوتیک پلاسما به‌طور مستقیم افزایش یابد
۳ نفوذپذیری مویرگ به پروتئین‌ها کاهش یابد
۴ فیلتراسیون مایع به فضای میان‌بافتی بیشتر شود ✓ پاسخ درست
تشریح: افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگی یکی از نیروهای رو به خارج است و نیروی خالص فیلتراسیون را به سمت فضای میان‌بافتی افزایش می‌دهد. ◦ «جذب مایع از میان‌بافت به مویرگ بیشتر شود» خلاف جهت اثر افزایش فشار مویرگی است. ◦ «فشار انکوتیک پلاسما به‌طور مستقیم افزایش یابد» پیامد مستقیم افزایش فشار هیدروستاتیک نیست. ◦ «نفوذپذیری مویرگ به پروتئین‌ها کاهش یابد» از این تغییر فشار نتیجه نمی‌شود.
نیروهای استارلینگمتوسط
۳برای حجم ضربه‌ای ثابت، افزایش کامپلیانس شریانی چه اثری بر فشار نبض دارد؟
۱ فشار نبض را افزایش می‌دهد
۲ فشار نبض را بدون تغییر نگه می‌دارد
۳ فقط فشار دیاستولی را صفر می‌کند
۴ فشار نبض را کاهش می‌دهد ✓ پاسخ درست
تشریح: فشار نبض تقریباً با حجم ضربه‌ای نسبت مستقیم و با کامپلیانس شریانی نسبت معکوس دارد؛ بنابراین افزایش کامپلیانس، افزایش فشار ناشی از ورود همان حجم خون را کمتر می‌کند. ◦ «فشار نبض را افزایش می‌دهد» جهت رابطه با کامپلیانس را برعکس بیان می‌کند. ◦ «فشار نبض را بدون تغییر نگه می‌دارد» با وابستگی فشار نبض به کامپلیانس سازگار نیست. ◦ «فقط فشار دیاستولی را صفر می‌کند» پیامد فیزیولوژیک افزایش کامپلیانس نیست.
کامپلیانس و فشار نبضمتوسط
۴پس از افزایش ناگهانی متابولیسم یک عضله، کدام تغییر بیشترین نقش را در افزایش سریع جریان خون موضعی دارد؟
۱ تجمع متابولیت‌های وازودیلاتور و کاهش اکسیژن ✓ پاسخ درست
۲ افزایش پایدار ضخامت دیواره آرتریول‌ها
۳ فعال‌شدن طولانی‌مدت آنژیوژنز مویرگی
۴ افزایش عمومی تون سمپاتیک در همان بافت
تشریح: کنترل حاد جریان بافتی در چند ثانیه تا دقیقه عمدتاً با کاهش اکسیژن و تجمع موادی مانند CO2، H+، K+ و متابولیت‌های وازودیلاتور انجام می‌شود. ◦ «افزایش پایدار ضخامت دیواره آرتریول‌ها» پاسخ بازسازی مزمن است، نه کنترل سریع. ◦ «فعال‌شدن طولانی‌مدت آنژیوژنز مویرگی» در تنظیم طولانی‌مدت جریان نقش دارد. ◦ «افزایش عمومی تون سمپاتیک در همان بافت» توضیح اصلی افزایش موضعی ناشی از متابولیسم نیست.
کنترل متابولیک جریان خونمتوسط
۵در ناحیه مشخص‌شده با کادر، علت اصلی ایجاد پروفایل سرعت سهمی‌شکل در جریان لایه‌ای چیست؟
تصویر سؤال ۵
۱ ویسکوزیته خون در مرکز رگ به‌طور ذاتی کمتر است
۲ گردابه‌های مرکزی خون را به سمت محور رگ هدایت می‌کنند
۳ اصطکاک دیواره سرعت لایه‌های کناری را بیشتر کاهش می‌دهد ✓ پاسخ درست
۴ بازگشت کشسان دیواره سرعت مرکز رگ را به‌طور مستقیم زیاد می‌کند
تشریح: در جریان لایه‌ای، لایه مجاور دیواره به‌علت اصطکاک تقریباً کمترین سرعت را دارد و هرچه به محور رگ نزدیک می‌شویم اثر اصطکاک دیواره کمتر می‌شود؛ بنابراین سرعت در مرکز بیشتر و پروفایل سهمی‌شکل ایجاد می‌شود. ◦ «ویسکوزیته خون در مرکز رگ به‌طور ذاتی کمتر است» نادرست است؛ علت اصلی شکل پروفایل، اصطکاک و برش میان لایه‌هاست، نه تفاوت ذاتی ویسکوزیته در مرکز و کنار رگ. ◦ «گردابه‌های مرکزی خون را به سمت محور رگ هدایت می‌کنند» نادرست است؛ گردابه مشخصه جریان آشفته است، نه جریان لایه‌ای پایدار. ◦ «بازگشت کشسان دیواره سرعت مرکز رگ را به‌طور مستقیم زیاد می‌کند» نادرست است؛ بازگشت کشسان علت پروفایل سهمی‌شکل سرعت در جریان لایه‌ای نیست.
جریان لایه‌ای و پروفایل سرعتمتوسط
۶در فردی که ناگهان از حالت خوابیده می‌ایستد، عملکرد فوری بارورسپتورها عمدتاً با کدام پاسخ از افت فشار جلوگیری می‌کند؟
۱ کاهش سمپاتیک و افزایش فعالیت واگ
۲ افزایش سمپاتیک و کاهش فعالیت واگ ✓ پاسخ درست
۳ کاهش ضربان قلب و اتساع وریدها
۴ افزایش دفع سدیم توسط کلیه‌ها
تشریح: افت فشار در سینوس کاروتید و قوس آئورت نرخ تخلیه بارورسپتورها را کم می‌کند؛ این امر مرکز وازوموتور را فعال، سمپاتیک را افزایش و واگ را کاهش می‌دهد. ◦ «کاهش سمپاتیک و افزایش فعالیت واگ» افت فشار را تشدید می‌کند. ◦ «کاهش ضربان قلب و اتساع وریدها» با پاسخ جبرانی بارورسپتوری ناسازگار است. ◦ «افزایش دفع سدیم توسط کلیه‌ها» مکانیسم سریعِ چندثانیه‌ای نیست.
رفلکس بارورسپتورمتوسط
۷اگر فشار شریانی برای چند ساعت بالاتر از نقطه تعادل کلیوی بماند، در فرد با کلیه سالم کدام پاسخ انتظار می‌رود؟
۱ افزایش دفع آب و سدیم و کاهش تدریجی حجم مایع ✓ پاسخ درست
۲ کاهش دفع سدیم و افزایش تدریجی حجم خون
۳ ثابت ماندن دفع کلیوی تا فعال‌شدن بارورسپتورها
۴ افزایش رنین و تشدید بازجذب سدیم در کلیه
تشریح: افزایش فشار کلیوی باعث pressure diuresis و pressure natriuresis می‌شود؛ دفع آب و نمک بالا می‌رود و حجم مایع خارج سلولی و خون به‌تدریج کاهش می‌یابد. ◦ «کاهش دفع سدیم و افزایش تدریجی حجم خون» جهت پاسخ کلیوی را برعکس می‌کند. ◦ «ثابت ماندن دفع کلیوی تا فعال‌شدن بارورسپتورها» با مکانیسم مستقل کلیوی سازگار نیست. ◦ «افزایش رنین و تشدید بازجذب سدیم در کلیه» معمولاً در افت پرفیوژن کلیه رخ می‌دهد، نه افزایش فشار.
دیورز و ناتریورز فشاریمتوسط
۸کدام عامل در حالت طبیعی مهم‌ترین راه تبادل اکسیژن و مواد محلول کوچک بین خون مویرگی و مایع میان‌بافتی است؟
۱ انتشار بر اساس گرادیان غلظت ✓ پاسخ درست
۲ فیلتراسیون حجمی بر اساس فشار
۳ انتقال فعال توسط سلول اندوتلیال
۴ پمپ لنفاوی در دیواره مویرگ
تشریح: گایتون انتشار را مهم‌ترین روش تبادل مواد بین پلاسما و مایع میان‌بافتی می‌داند؛ سرعت آن به اختلاف غلظت و ویژگی غشای مویرگ وابسته است. ◦ «فیلتراسیون حجمی بر اساس فشار» برای جابه‌جایی خالص مایع مهم است، نه اصلی‌ترین راه تبادل اغلب مواد. ◦ «انتقال فعال توسط سلول اندوتلیال» راه عمومی اکسیژن و مواد محلول کوچک نیست. ◦ «پمپ لنفاوی در دیواره مویرگ» متعلق به تخلیه میان‌بافت است، نه تبادل مستقیم از مویرگ خونی.
تبادل مویرگیمتوسط
۹در تصویر، ناحیه داخل کادر نسبت به بخش بالایی چه تغییر مزمنی را نشان می‌دهد؟
تصویر سؤال ۹
۱ کاهش تعداد مویرگ‌ها پس از افزایش متابولیسم
۲ افزایش قطر فیبر عضله بدون تغییر عروقی
۳ افزایش تراکم مویرگی در عضله تحریک‌شده ✓ پاسخ درست
۴ کاهش جریان خون به علت حذف مویرگ‌های فعال
تشریح: Figure 17.7 نشان می‌دهد تحریک مزمن عضله و افزایش نیاز متابولیک با افزایش تراکم مویرگی همراه می‌شود؛ این نمونه‌ای از تنظیم طولانی‌مدت جریان از راه افزایش عروق است. ◦ «کاهش تعداد مویرگ‌ها پس از افزایش متابولیسم» خلاف تغییر مشاهده‌شده است. ◦ «افزایش قطر فیبر عضله بدون تغییر عروقی» نکته اصلی شکل نیست؛ تفاوت بارز، تراکم عروق است. ◦ «کاهش جریان خون به علت حذف مویرگ‌های فعال» با سازگاری به افزایش نیاز متابولیک ناسازگار است.
آنژیوژنز و تراکم مویرگیمتوسط
۱۰چرا وریدهای سیستمیک در مقایسه با شریان‌ها مخزن حجمی مؤثرتری برای خون هستند؟
۱ فشار داخلی بسیار بیشتری دارند
۲ کامپلیانس بسیار بیشتری دارند ✓ پاسخ درست
۳ دیواره آن‌ها کاملاً فاقد عضله صاف است
۴ مقاومت آن‌ها همیشه از آرتریول بیشتر است
تشریح: وریدها هم اتساع‌پذیری بالاتر و هم حجم پایه بیشتری دارند؛ بنابراین کامپلیانس آن‌ها بسیار بیشتر است و می‌توانند با تغییر کم فشار حجم زیادی ذخیره کنند. ◦ «فشار داخلی بسیار بیشتری دارند» نادرست است؛ فشار وریدی از فشار شریانی کمتر است. ◦ «دیواره آن‌ها کاملاً فاقد عضله صاف است» نادرست است و وریدها می‌توانند با تحریک سمپاتیک منقبض شوند. ◦ «مقاومت آن‌ها همیشه از آرتریول بیشتر است» خلاف نقش آرتریول‌ها به‌عنوان مهم‌ترین عروق مقاومتی است.
کامپلیانس وریدیمتوسط
۱۱در reactive hyperemia، علت اصلی افزایش گذرای جریان پس از رفع انسداد کوتاه‌مدت شریان چیست؟
۱ افزایش دائمی تعداد مویرگ‌ها در زمان انسداد
۲ افزایش پایدار فشار وریدی پس از رفع انسداد
۳ تجمع وازودیلاتورها و کمبود اکسیژن هنگام انسداد ✓ پاسخ درست
۴ فعال‌شدن رنین به دنبال کاهش کوتاه جریان
تشریح: در دوره انسداد، اکسیژن کاهش و متابولیت‌های وازودیلاتور تجمع پیدا می‌کنند. پس از رفع انسداد، این عوامل برای مدتی مقاومت را پایین نگه می‌دارند و جریان از حد طبیعی بیشتر می‌شود. ◦ «افزایش دائمی تعداد مویرگ‌ها در زمان انسداد» در این بازه کوتاه رخ نمی‌دهد. ◦ «افزایش پایدار فشار وریدی پس از رفع انسداد» مکانیسم reactive hyperemia نیست. ◦ «فعال‌شدن رنین به دنبال کاهش کوتاه جریان» پاسخ اصلی و موضعی این پدیده محسوب نمی‌شود.
پرخونی واکنشیمتوسط
۱۲در ناحیه داخل کادر نمودار، چرا با افزایش بیشتر فشار مایع میان‌بافتی جریان لنف تقریباً به فلات می‌رسد؟
تصویر سؤال ۱۲
۱ ورود مایع به مویرگ لنفاوی کاملاً متوقف می‌شود
۲ پروتئین میان‌بافتی ناگهان به صفر می‌رسد
۳ دریچه‌های لنفاوی در فشار مثبت حذف می‌شوند
۴ فشار بافتی بالاتر عروق لنفاوی را هم فشرده می‌کند ✓ پاسخ درست
تشریح: وقتی فشار میان‌بافتی از صفر کمی بالاتر می‌رود، افزایش فشار از یک سو ورود مایع را تقویت می‌کند اما از سوی دیگر عروق لنفاوی نازک‌دیواره را می‌فشارد؛ تعادل این دو اثر جریان را به فلات می‌رساند. ◦ «ورود مایع به مویرگ لنفاوی کاملاً متوقف می‌شود» توضیح شکل نیست؛ ورود می‌تواند ادامه داشته باشد. ◦ «پروتئین میان‌بافتی ناگهان به صفر می‌رسد» در این رابطه رخ نمی‌دهد. ◦ «دریچه‌های لنفاوی در فشار مثبت حذف می‌شوند» از نظر ساختاری نادرست است.
فشار میان‌بافتی و جریان لنفمتوسط
۱۳کدام تغییر، منحنی عملکرد کلیه را به سمت فشارهای بالاتر جابه‌جا می‌کند و زمینه افزایش مزمن فشار شریانی را فراهم می‌سازد؟
۱ کاهش اثر آنژیوتانسین II بر کلیه
۲ افزایش بازجذب کلیوی سدیم و آب ✓ پاسخ درست
۳ کاهش دریافت نمک در رژیم غذایی
۴ افزایش توان دفع سدیم در یک فشار معین
تشریح: هر عاملی که توان کلیه را برای دفع نمک و آب در یک فشار مشخص کم کند، برای برقراری تعادل دفع و دریافت به فشار بالاتری نیاز دارد و منحنی کلیوی را به راست می‌برد. ◦ «کاهش اثر آنژیوتانسین II بر کلیه» معمولاً دفع سدیم را آسان‌تر می‌کند. ◦ «کاهش دریافت نمک در رژیم غذایی» خط intake را پایین می‌آورد و لزوماً منحنی کلیه را به راست نمی‌برد. ◦ «افزایش توان دفع سدیم در یک فشار معین» منحنی را در جهت فشارهای پایین‌تر جابه‌جا می‌کند.
منحنی عملکرد کلیهمتوسط
۱۴دو بستر عروقی موازی به یک اختلاف فشار مشترک متصل‌اند. اگر مقاومت یکی از بسترها کاهش یابد و دیگری ثابت بماند، مقاومت کل چه تغییری می‌کند؟
۱ کاهش می‌یابد ✓ پاسخ درست
۲ افزایش می‌یابد
۳ بدون تغییر می‌ماند
۴ برابر مجموع دو مقاومت می‌شود
تشریح: در آرایش موازی، هدایت کل برابر مجموع هدایت شاخه‌هاست. کاهش مقاومت یک شاخه هدایت کل را افزایش می‌دهد و بنابراین مقاومت معادل کاهش می‌یابد. ◦ «افزایش می‌یابد» با رابطه مدار موازی ناسازگار است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نقش تغییر هدایت یکی از شاخه‌ها را نادیده می‌گیرد. ◦ «برابر مجموع دو مقاومت می‌شود» رابطه مدار سری است، نه موازی.
مقاومت عروقی موازیمتوسط
۱۵در شکل، موج بالایی نماینده موج فشار در آئورت پروگزیمال است. چرا دامنه ضربان در موج داخل کادر هنگام رسیدن به عروق کوچک‌تر به‌شدت کاهش یافته است؟
تصویر سؤال ۱۵
۱ کاهش همزمان مقاومت و کامپلیانس در مسیر محیطی
۲ افزایش حجم ضربه‌ای هنگام عبور موج به سمت محیط
۳ افزایش سرعت انتقال موج بدون تغییر خواص عروق
۴ اثر همزمان مقاومت عروقی و کامپلیانس بر damping موج ✓ پاسخ درست
تشریح: با حرکت موج فشار به سمت عروق کوچک، مقاومت در برابر حرکت خون و کامپلیانس بستر عروقی باعث اتلاف تدریجی مؤلفه ضربانی می‌شوند؛ شدت damping تقریباً با حاصل‌ضرب مقاومت و کامپلیانس ارتباط دارد. ◦ «کاهش همزمان مقاومت و کامپلیانس در مسیر محیطی» نادرست است؛ کاهش مقاومت عامل ایجاد damping شدیدتر نیست. ◦ «افزایش حجم ضربه‌ای هنگام عبور موج به سمت محیط» نادرست است؛ حجم ضربه‌ای در طول مسیر شریانی دوباره تولید نمی‌شود. ◦ «افزایش سرعت انتقال موج بدون تغییر خواص عروق» نادرست است؛ سرعت انتقال با damping یک مفهوم نیست و علت کاهش دامنه، مقاومت و کامپلیانس است.
انتقال و damping موج فشارمتوسط
۱۶اگر فشار سینوس کاروتید به‌طور ناگهانی کاهش یابد ولی فشار واقعی آئورت تغییر نکرده باشد، کدام پاسخ سیستمیک محتمل‌تر است؟
۱ افزایش تخلیه بارورسپتور و کاهش ضربان
۲ کاهش مقاومت محیطی و کاهش فشار شریانی
۳ فعال‌شدن واگ و کاهش قدرت انقباض قلب
۴ افزایش تون سمپاتیک و افزایش فشار شریانی ✓ پاسخ درست
تشریح: کاهش فشار در سینوس کاروتید به‌عنوان افت فشار شریانی تفسیر می‌شود؛ تخلیه بارورسپتورها کم و فعالیت مرکز وازوموتور بیشتر می‌شود، پس فشار سیستمیک بالا می‌رود. ◦ «افزایش تخلیه بارورسپتور و کاهش ضربان» در افزایش کشش سینوس رخ می‌دهد. ◦ «کاهش مقاومت محیطی و کاهش فشار شریانی» جهت پاسخ جبرانی را معکوس می‌کند. ◦ «فعال‌شدن واگ و کاهش قدرت انقباض قلب» با برداشته‌شدن مهار مرکز وازوموتور سازگار نیست.
دستکاری فشار سینوس کاروتیدسخت
۱۷اگر غلظت پروتئین پلاسما به‌طور قابل‌توجه کاهش یابد، در حالی که فشارهای هیدروستاتیک ثابت‌اند، کدام زنجیره تغییر منطقی‌تر است؟
۱ افزایش جذب مویرگی، کاهش فیلتراسیون و کاهش لنف
۲ کاهش جذب مویرگی، افزایش فیلتراسیون و افزایش لنف ✓ پاسخ درست
۳ کاهش فشار میان‌بافتی و توقف کامل فیلتراسیون
۴ افزایش فشار انکوتیک پلاسما و کاهش ادم
تشریح: کاهش پروتئین پلاسما فشار انکوتیک پلاسما را کم می‌کند، نیروی رو به داخل کاهش می‌یابد و فیلتراسیون خالص و بار مایع لنفاوی افزایش پیدا می‌کند. ◦ «افزایش جذب مویرگی، کاهش فیلتراسیون و کاهش لنف» جهت اثر فشار انکوتیک را برعکس می‌کند. ◦ «کاهش فشار میان‌بافتی و توقف کامل فیلتراسیون» پیامد مستقیم و قطعی این تغییر نیست. ◦ «افزایش فشار انکوتیک پلاسما و کاهش ادم» دقیقاً خلاف تغییر اولیه است.
فشار انکوتیک و ادمسخت
۱۸در خودتنظیمی میوژنیک، افزایش ناگهانی فشار شریانی در یک بافت سالم ابتدا چه محرکی ایجاد می‌کند و پاسخ عروقی بعدی چیست؟
۱ کاهش کشش دیواره و اتساع آرتریول
۲ کاهش اکسیژن بافت و انقباض آرتریول
۳ افزایش هیستامین و اتساع پایدار عروق
۴ کشش دیواره و انقباض عضله صاف ✓ پاسخ درست
تشریح: افزایش فشار، دیواره آرتریول را می‌کشد. عضله صاف در پاسخ میوژنیک منقبض می‌شود تا افزایش اولیه جریان را محدود و جریان را به نزدیک مقدار طبیعی بازگرداند. ◦ «کاهش کشش دیواره و اتساع آرتریول» جهت محرک و پاسخ را معکوس کرده است. ◦ «کاهش اکسیژن بافت و انقباض آرتریول» با افزایش اولیه جریان و اکسیژن‌رسانی سازگار نیست. ◦ «افزایش هیستامین و اتساع پایدار عروق» مکانیسم اصلی خودتنظیمی میوژنیک نیست.
خودتنظیمی میوژنیکسخت
۱۹در محدوده مشخص‌شده منحنی بارورسپتور، شیب زیاد منحنی بارورسپتور چه مفهوم فیزیولوژیکی دارد؟
تصویر سؤال ۱۹
۱ بارورسپتورها در این محدوده کاملاً اشباع و بی‌پاسخ‌اند
۲ بارورسپتورها فقط در فشارهای بسیار پایین فعال می‌شوند
۳ رابطه فشار و تخلیه گیرنده در این ناحیه معکوس است
۴ تغییر کم فشار، پیام‌های بارورسپتوری را به‌وضوح تغییر می‌دهد ✓ پاسخ درست
تشریح: بیشترین حساسیت بارورسپتور در بخش پرشیب منحنی است؛ در این ناحیه تغییر کوچک فشار، تغییر زیادی در تعداد ایمپالس‌های عصبی ایجاد می‌کند. ◦ «بارورسپتورها در این محدوده کاملاً اشباع و بی‌پاسخ‌اند» مربوط به بخش بالایی و مسطح منحنی است. ◦ «بارورسپتورها فقط در فشارهای بسیار پایین فعال می‌شوند» با شکل سازگار نیست. ◦ «رابطه فشار و تخلیه گیرنده در این ناحیه معکوس است» خلاف جهت منحنی است.
حساسیت بارورسپتورسخت
۲۰در فردی که آنژیوتانسین II به‌طور مزمن افزایش یافته است، کدام ترکیب اثر بیشترین نقش را در حفظ فشار شریانی بالا دارد؟
۱ اتساع شریانچه‌ها همراه با افزایش دفع کلیوی سدیم
۲ کاهش آلدوسترون همراه با کاهش حجم مایع خارج سلولی
۳ وازوکانستریکشن همراه با افزایش بازجذب کلیوی نمک و آب ✓ پاسخ درست
۴ کاهش مقاومت محیطی همراه با مهار مستقیم بازجذب سدیم
تشریح: آنژیوتانسین II هم مقاومت عروقی را افزایش می‌دهد و هم مستقیماً و از راه آلدوسترون بازجذب نمک و آب را بالا می‌برد؛ جزء کلیوی برای کنترل بلندمدت فشار بسیار مهم است. ◦ «اتساع شریانچه‌ها همراه با افزایش دفع کلیوی سدیم» خلاف اثر آنژیوتانسین II است. ◦ «کاهش آلدوسترون همراه با کاهش حجم مایع خارج سلولی» جهت پاسخ هورمونی را معکوس می‌کند. ◦ «کاهش مقاومت محیطی همراه با مهار مستقیم بازجذب سدیم» هر دو اثر اصلی را برعکس بیان می‌کند.
آنژیوتانسین II و کنترل بلندمدت فشارسخت
۲۱اگر شعاع یک آرتریول در شرایطی که اختلاف فشار و ویسکوزیته ثابت‌اند ۲۰٪ کاهش یابد، کدام نتیجه کیفی بر اساس قانون پوازوی درست‌تر است؟
۱ جریان تقریباً فقط ۲۰٪ کاهش می‌یابد
۲ جریان تغییر نمی‌کند چون طول رگ ثابت است
۳ جریان به‌طور چشمگیر بیش از ۲۰٪ کاهش می‌یابد ✓ پاسخ درست
۴ جریان افزایش می‌یابد چون سرعت مرکزی بالا می‌رود
تشریح: جریان با توان چهارم شعاع متناسب است؛ بنابراین کاهش ۲۰٪ شعاع اثر بسیار بزرگ‌تری از ۲۰٪ بر جریان دارد و مقاومت به‌شدت افزایش می‌یابد. ◦ «جریان تقریباً فقط ۲۰٪ کاهش می‌یابد» وابستگی توان چهارم را نادیده می‌گیرد. ◦ «جریان تغییر نمی‌کند چون طول رگ ثابت است» تغییر شعاع را که عامل بسیار قوی مقاومت است حذف می‌کند. ◦ «جریان افزایش می‌یابد چون سرعت مرکزی بالا می‌رود» از قانون پوازوی نتیجه نمی‌شود.
قانون پوازوی و شعاع رگسخت
۲۲در اندوتلیوم سالم، افزایش shear stress ناشی از جریان بیشتر چگونه می‌تواند جریان را دوباره تسهیل کند؟
۱ افزایش تولید NO و شل‌شدن عضله صاف ✓ پاسخ درست
۲ کاهش eNOS و افزایش انقباض آرتریول
۳ افزایش اندوتلین و بسته‌شدن اسفنکترها
۴ کاهش cGMP عضله صاف و افزایش تون عروقی
تشریح: افزایش shear stress تولید NO اندوتلیال را تحریک می‌کند؛ NO به عضله صاف منتشر و گوانیلات سیکلاز را فعال می‌کند و وازودیلاتاسیون ایجاد می‌شود. ◦ «کاهش eNOS و افزایش انقباض آرتریول» خلاف پاسخ اندوتلیوم سالم است. ◦ «افزایش اندوتلین و بسته‌شدن اسفنکترها» مسیر اصلی اثر shear stress افزایش‌یافته نیست. ◦ «کاهش cGMP عضله صاف و افزایش تون عروقی» خلاف مکانیسم NO است.
NO و shear stressسخت
۲۳در یک بافت، افزایش نفوذپذیری مویرگ به پروتئین‌ها باعث افزایش پروتئین مایع میان‌بافتی می‌شود. کدام پیامد ترکیبی محتمل‌تر است؟
۱ کاهش فشار انکوتیک میان‌بافتی و کاهش فیلتراسیون
۲ افزایش فشار انکوتیک پلاسما و کاهش جریان لنف
۳ افزایش فشار انکوتیک میان‌بافتی و افزایش جریان لنف ✓ پاسخ درست
۴ کاهش ورود پروتئین به لنف و کاهش فشار میان‌بافتی
تشریح: ورود پروتئین به میان‌بافت فشار انکوتیک میان‌بافتی را افزایش می‌دهد، فیلتراسیون را بیشتر می‌کند و با افزایش حجم و فشار میان‌بافتی جریان لنف نیز بالا می‌رود. ◦ «کاهش فشار انکوتیک میان‌بافتی و کاهش فیلتراسیون» خلاف اثر افزایش پروتئین است. ◦ «افزایش فشار انکوتیک پلاسما و کاهش جریان لنف» از افزایش نفوذپذیری مویرگ به پروتئین نتیجه نمی‌شود. ◦ «کاهش ورود پروتئین به لنف و کاهش فشار میان‌بافتی» با افزایش پروتئین بافتی سازگار نیست.
پروتئین میان‌بافتی و لنفسخت
۲۴در شوک شدید که فشار شریانی به محدوده بسیار پایین می‌رسد، چرا پاسخ ایسکمیک CNS می‌تواند از بارورسپتورها قوی‌تر شود؟
۱ بارورسپتورها در فشار پایین بیشترین نرخ تخلیه خود را دارند
۲ کاهش خون‌رسانی مرکز وازوموتور تحریک سمپاتیک بسیار شدیدی ایجاد می‌کند ✓ پاسخ درست
۳ ایسکمی مغز مستقیماً واگ را فعال و مقاومت را کم می‌کند
۴ پاسخ CNS فقط با افزایش حجم خون و بدون تغییر مقاومت عمل می‌کند
تشریح: وقتی جریان مرکز وازوموتور به‌شدت کم شود، تجمع CO2 و مواد اسیدی نورون‌های وازوموتور را شدیداً تحریک می‌کند و یک پاسخ سمپاتیک اضطراری بسیار قوی ایجاد می‌شود. ◦ «بارورسپتورها در فشار پایین بیشترین نرخ تخلیه خود را دارند» نادرست است؛ تخلیه آن‌ها در فشارهای پایین کاهش می‌یابد. ◦ «ایسکمی مغز مستقیماً واگ را فعال و مقاومت را کم می‌کند» جهت پاسخ CNS ischemic را برعکس می‌کند. ◦ «پاسخ CNS فقط با افزایش حجم خون و بدون تغییر مقاومت عمل می‌کند» با وازوکانستریکشن شدید آن ناسازگار است.
پاسخ ایسکمیک CNSسخت
۲۵در ناحیه مشخص‌شده ، کاهش قطر لومن همراه با تقریباً ثابت ماندن سطح مقطع کل دیواره نشان‌دهنده کدام سازگاری است؟
تصویر سؤال ۲۵
۱ بازسازی به داخل از نوع یوتروفیک ✓ پاسخ درست
۲ بازسازی به خارج از نوع یوتروفیک
۳ بازسازی به خارج از نوع هیپرتروفیک
۴ بازسازی به داخل از نوع هیپرتروفیک
تشریح: در inward eutrophic remodeling سلول‌های عضله صاف و اندوتلیال پیرامون لومن کوچک‌تر بازآرایی می‌شوند، اما سطح مقطع کل دیواره تقریباً تغییر نمی‌کند. ◦ «بازسازی به خارج از نوع یوتروفیک» با افزایش قطر لومن همراه است، نه کاهش آن. ◦ «بازسازی به خارج از نوع هیپرتروفیک» هم قطر لومن و هم ضخامت و سطح مقطع دیواره را افزایش می‌دهد. ◦ «بازسازی به داخل از نوع هیپرتروفیک» کاهش لومن را دارد، اما با افزایش جرم یا سطح مقطع دیواره همراه است.
بازسازی عروقی مزمنسخت
۲۶اگر منحنی دفع کلیوی به علت بیماری کلیوی مزمن به راست جابه‌جا شود ولی دریافت نمک ثابت بماند، نقطه تعادل جدید چگونه خواهد بود؟
۱ در فشار شریانی بالاتر قرار می‌گیرد ✓ پاسخ درست
۲ در فشار شریانی پایین‌تر قرار می‌گیرد
۳ فقط برون‌ده قلبی را تغییر می‌دهد و فشار ثابت می‌ماند
۴ بدون تغییر فشار با دفع سدیم کمتر پایدار می‌شود
تشریح: تعادل بلندمدت باید در نقطه‌ای باشد که دفع کلیوی با دریافت برابر شود. جابه‌جایی منحنی به راست یعنی برای همان دفع، فشار شریانی بالاتری لازم است. ◦ «در فشار شریانی پایین‌تر قرار می‌گیرد» جهت جابه‌جایی منحنی را برعکس می‌کند. ◦ «فقط برون‌ده قلبی را تغییر می‌دهد و فشار ثابت می‌ماند» با مکانیسم تعادل کلیوی ناسازگار است. ◦ «بدون تغییر فشار با دفع سدیم کمتر پایدار می‌شود» نمی‌تواند تعادل پایدار دریافت و دفع را حفظ کند.
نقطه تعادل کلیویسخت
۲۷در فرد ایستاده و بی‌حرکت، چرا فشار وریدهای پا بسیار بیشتر از سطح قلب است ولی هنگام راه‌رفتن کاهش می‌یابد؟
۱ راه‌رفتن فشار هیدروستاتیک ناشی از جاذبه را حذف می‌کند
۲ انقباض عضله دریچه‌های وریدی را باز نگه می‌دارد
۳ راه‌رفتن فشار دهلیز راست را به حدود ۹۰ میلی‌متر جیوه می‌رساند
۴ پمپ عضلانی و دریچه‌های وریدی ستون خون را قطعه‌قطعه می‌کنند ✓ پاسخ درست
تشریح: در ایستادن بی‌حرکت ستون هیدروستاتیک فشار وریدی پا را بالا می‌برد. انقباض عضلات ساق همراه با دریچه‌های وریدی خون را به سمت قلب پمپ و ستون مؤثر خون را کوتاه می‌کند. ◦ «راه‌رفتن فشار هیدروستاتیک ناشی از جاذبه را حذف می‌کند» جاذبه باقی است؛ پمپ عضلانی اثر آن را محدود می‌کند. ◦ «انقباض عضله دریچه‌های وریدی را باز نگه می‌دارد» نقش اصلی دریچه‌ها جلوگیری از برگشت خون است. ◦ «راه‌رفتن فشار دهلیز راست را به حدود ۹۰ میلی‌متر جیوه می‌رساند» از نظر فیزیولوژیک نادرست است.
پمپ وریدی و جاذبهسخت
۲۸اگر متابولیسم یک بافت برای هفته‌ها دو برابر شود و اکسیژن‌رسانی اولیه ناکافی بماند، کدام پاسخ برای تنظیم طولانی‌مدت جریان محتمل‌تر است؟
۱ کاهش دائمی تعداد مویرگ‌ها
۲ افزایش عروق و تراکم مویرگی ✓ پاسخ درست
۳ فقط افزایش لحظه‌ای بارورسپتورها
۴ کاهش رشد عروق برای حفظ فشار
تشریح: هیپوکسی و افزایش مزمن نیاز بافتی عوامل آنژیوژنیک را فعال می‌کنند و تعداد و اندازه عروق را متناسب با نیاز درازمدت افزایش می‌دهند. ◦ «کاهش دائمی تعداد مویرگ‌ها» با نیاز متابولیک بیشتر ناسازگار است. ◦ «فقط افزایش لحظه‌ای بارورسپتورها» کنترل سراسری فشار است و پاسخ ساختاری موضعی ایجاد نمی‌کند. ◦ «کاهش رشد عروق برای حفظ فشار» خلاف تنظیم طولانی‌مدت بافت است.
تنظیم طولانی‌مدت و آنژیوژنزسخت
۲۹در نمودار، منحنی قرمز داخل کادر نسبت به منحنی آبی به سمت فشارهای بالاتر جابه‌جا شده است، در حالی که دریافت نمک و آب ثابت مانده است. نقطه تعادل جدید چه تغییری می‌کند؟
تصویر سؤال ۲۹
۱ در فشار پایین‌تر و با دفع کمتر پایدار می‌شود
۲ در همان فشار قبلی ولی با دفع بیشتر قرار می‌گیرد
۳ به فشار شریانی بالاتر با همان دفع نهایی منتقل می‌شود ✓ پاسخ درست
۴ فقط دریافت نمک تغییر می‌کند و فشار ثابت می‌ماند
تشریح: در تعادل پایدار، دفع کلیوی باید دوباره با دریافت برابر شود. وقتی منحنی عملکرد کلیه به سمت راست جابه‌جا می‌شود، رسیدن به همان میزان دفع به فشار شریانی بالاتری نیاز دارد؛ بنابراین نقطه تعادل به فشار بالاتر منتقل می‌شود. ◦ «در فشار پایین‌تر و با دفع کمتر پایدار می‌شود» نادرست است؛ دفع نهایی در تعادل باید با دریافت ثابت برابر باشد. ◦ «در همان فشار قبلی ولی با دفع بیشتر قرار می‌گیرد» نادرست است؛ جابه‌جایی منحنی به راست فشار لازم برای همان دفع را افزایش می‌دهد. ◦ «فقط دریافت نمک تغییر می‌کند و فشار ثابت می‌ماند» نادرست است؛ در این سناریو خط دریافت ثابت و خود منحنی عملکرد کلیه جابه‌جا شده است.
تحلیل منحنی عملکرد کلیهسخت
۳۰در یک بستر عروقی منفعل، افزایش فشار داخل رگ علاوه بر افزایش گرادیان فشار می‌تواند خودِ مقاومت را نیز کاهش دهد. علت اصلی چیست؟
۱ افزایش فوری ویسکوزیته خون
۲ کاهش طول واقعی رگ در اثر فشار
۳ کاهش تعداد بسترهای موازی با فشار
۴ اتساع رگ و افزایش قطر آن ✓ پاسخ درست
تشریح: در عروق منفعل، افزایش فشار می‌تواند رگ را متسع کند. افزایش قطر، مقاومت را به‌شدت کاهش می‌دهد و باعث می‌شود رابطه فشار–جریان خطی ساده نباشد. ◦ «افزایش فوری ویسکوزیته خون» پیامد اصلی افزایش فشار داخل رگ نیست. ◦ «کاهش طول واقعی رگ در اثر فشار» توضیح اصلی تغییر مقاومت در این مبحث نیست. ◦ «کاهش تعداد بسترهای موازی با فشار» از افزایش فشار داخل یک رگ نتیجه نمی‌شود.
اثر فشار بر مقاومت عروقیسخت
۳۱اگر عضلات اسکلتی و حرکات بدن کاملاً متوقف شوند ولی فشار میان‌بافتی ثابت بماند، کدام جزء جریان لنف بیش از همه کاهش می‌یابد؟
۱ ورود پروتئین از مویرگ خونی به میان‌بافت
۲ پمپ خارجی ناشی از فشردن عروق لنفاوی ✓ پاسخ درست
۳ فشار انکوتیک پلاسما در گردش سیستمیک
۴ تولید مایع میان‌بافتی از انتشار اکسیژن
تشریح: حرکت عضلات، حرکت بدن و فشردن بافت‌ها از عوامل مهم پمپ خارجی لنفاوی‌اند. در بی‌حرکتی این کمک مکانیکی کم می‌شود و جریان لنف کاهش می‌یابد. ◦ «ورود پروتئین از مویرگ خونی به میان‌بافت» به‌طور مستقیم وابسته به حرکت عضلات نیست. ◦ «فشار انکوتیک پلاسما در گردش سیستمیک» با توقف حرکت بدن ناگهان از بین نمی‌رود. ◦ «تولید مایع میان‌بافتی از انتشار اکسیژن» مفهوم درستی برای تعیین جریان لنف نیست.
پمپ لنفاویسخت
۳۲در هیپرتانسیون ناشی از افزایش مزمن آلدوسترون، چرا فشار شریانی در نهایت بالا می‌رود ولی احتباس نمک و آب بی‌نهایت ادامه پیدا نمی‌کند؟
۱ آلدوسترون پس از چند ساعت تمام گیرنده‌های خود را از دست می‌دهد
۲ افزایش فشار، ناتریورز و دیورز فشاری را تا تعادل جدید بالا می‌برد ✓ پاسخ درست
۳ بارورسپتورها دفع سدیم را مستقل از کلیه به صفر می‌رسانند
۴ افزایش فشار باعث توقف کامل بازجذب سدیم در همه نفرون‌ها می‌شود
تشریح: آلدوسترون ابتدا احتباس نمک و آب و افزایش حجم ایجاد می‌کند. بالا رفتن فشار شریانی دفع کلیوی را افزایش می‌دهد تا دوباره خروجی با دریافت برابر شود، اما در فشار بالاتری. ◦ «آلدوسترون پس از چند ساعت تمام گیرنده‌های خود را از دست می‌دهد» مکانیسم منبع نیست. ◦ «بارورسپتورها دفع سدیم را مستقل از کلیه به صفر می‌رسانند» از نظر فیزیولوژیک نادرست است. ◦ «افزایش فشار باعث توقف کامل بازجذب سدیم در همه نفرون‌ها می‌شود» مطلق و نادرست است.
آلدوسترون و هیپرتانسیون حجمیسخت
۳۳در منحنی A پس از تنگ‌کردن شریان کلیهٔ تنها، ترشح رنین ابتدا به‌شدت بالا می‌رود اما طی چند روز کاهش می‌یابد. کدام توضیح این افت ثانویه را بهتر توجیه می‌کند؟
تصویر سؤال ۳۳
۱ تخلیه ذخایر رنین، بدون تغییر معنی‌دار فشار پرفیوژن کلیه در روزهای بعد
۲ کاهش حساسیت سلول‌های ژوکستاگلومرولار به افت فشار پرفیوژن کلیه
۳ کاهش فشار سیستمیک و در نتیجه مهار تدریجی ترشح رنین از کلیه
۴ افزایش فشار سیستمیک، فشار دیستال کلیه را بالا می‌برد و رنین کم می‌شود ✓ پاسخ درست
تشریح: تنگی شریان کلیه ابتدا فشار دیستال را پایین می‌آورد و ترشح رنین را زیاد می‌کند. فعال‌شدن سیستم رنین–آنژیوتانسین فشار سیستمیک را بالا می‌برد؛ با افزایش فشار در سمت پروگزیمال تنگی، فشار پرفیوژن دیستال کلیه تا حدی بازیابی می‌شود و محرک ترشح رنین کاهش می‌یابد. ◦ «تخلیه ذخایر رنین، بدون تغییر معنی‌دار فشار پرفیوژن کلیه در روزهای بعد» نادرست است؛ افت رنین در این مدل با تغییر محرک همودینامیک کلیه توضیح داده می‌شود. ◦ «کاهش حساسیت سلول‌های ژوکستاگلومرولار به افت فشار پرفیوژن کلیه» نادرست است؛ سازوکار بازخوردی همچنان فعال است و کاهش محرک باعث افت رنین می‌شود. ◦ «کاهش فشار سیستمیک و در نتیجه مهار تدریجی ترشح رنین از کلیه» نادرست است؛ فشار سیستمیک در این مدل افزایش می‌یابد، نه کاهش.
Goldblatt یک‌کلیه‌ای و تغییرات رنینسخت
۳۴کدام ترکیب درباره عوامل هومورال درست‌تر است؟
۱ هیستامین و برادی‌کینین عمدتاً وازوکانستریکتورند
۲ آنژیوتانسین II و وازوپرسین عمدتاً وازوکانستریکتورند ✓ پاسخ درست
۳ ترومبوکسان A2 و NO هر دو وازودیلاتورند
۴ اپی‌نفرین در همه بسترها فقط از گیرنده آلفا اثر می‌کند
تشریح: در فصل کنترل هومورال، آنژیوتانسین II و وازوپرسین از وازوکانستریکتورهای قوی‌اند؛ هیستامین و برادی‌کینین وازودیلاتورند و NO نیز وازودیلاتور است. ◦ «هیستامین و برادی‌کینین عمدتاً وازوکانستریکتورند» جهت اثر آن‌ها را معکوس می‌کند. ◦ «ترومبوکسان A2 و NO هر دو وازودیلاتورند» نادرست است؛ ترومبوکسان A2 اثر انقباضی دارد. ◦ «اپی‌نفرین در همه بسترها فقط از گیرنده آلفا اثر می‌کند» اثر بتا2 در برخی بسترها را نادیده می‌گیرد.
کنترل هومورال جریان خونسخت
۳۵در ورزش شدید، افزایش سریع فشار شریانی و برون‌ده قلبی چگونه با کنترل عصبی گردش خون سازگار است؟
۱ بارورسپتورها کاملاً خاموش می‌شوند و دیگر نقشی ندارند
۲ سیستم پاراسمپاتیک مقاومت عروق عضله را در سراسر بدن بالا می‌برد
۳ فعال‌شدن همزمان مراکز حرکتی و وازوموتور پاسخ سمپاتیک را تقویت می‌کند ✓ پاسخ درست
۴ افزایش فشار فقط پس از فعال‌شدن مکانیسم کلیوی طی چند ساعت رخ می‌دهد
تشریح: فرمان مرکزی از قشر حرکتی و مراکز بالاتر می‌تواند همزمان با فعالیت عضلات، مرکز وازوموتور را فعال کند و افزایش سریع ضربان، قدرت قلب و تون عروقی را ایجاد کند. ◦ «بارورسپتورها کاملاً خاموش می‌شوند و دیگر نقشی ندارند» نادرست است؛ تعامل رفلکس‌ها باقی می‌ماند. ◦ «سیستم پاراسمپاتیک مقاومت عروق عضله را در سراسر بدن بالا می‌برد» نقش اصلی پاسخ ورزشی نیست. ◦ «افزایش فشار فقط پس از فعال‌شدن مکانیسم کلیوی طی چند ساعت رخ می‌دهد» با سرعت پاسخ عصبی ناسازگار است.
کنترل عصبی در ورزشسخت
۳۶در ناحیه داخل کادر، با افزایش دریافت نمک از خط پایین به خط بالا، جابه‌جایی فشار در منحنی آبی از منحنی قرمز بیشتر است. این تفاوت چه مفهومی دارد؟
تصویر سؤال ۳۶
۱ منحنی آبی نشان‌دهنده حساسیت بیشتر فشار خون به نمک است ✓ پاسخ درست
۲ منحنی آبی نشان‌دهنده مقاومت کامل فشار خون به نمک است
۳ منحنی قرمز نشان می‌دهد دفع سدیم مستقل از فشار شریانی است
۴ دو منحنی از نظر حساسیت فشار خون به نمک تفاوتی ندارند
تشریح: هرچه برای افزایش دفع متناسب با دریافت بیشتر نمک، افزایش بزرگ‌تری در فشار شریانی لازم باشد، فشار خون نسبت به نمک حساس‌تر است. در شکل، منحنی آبی برای رسیدن از تعادل دریافت پایین به بالا جابه‌جایی فشار بیشتری نشان می‌دهد. ◦ «منحنی آبی نشان‌دهنده مقاومت کامل فشار خون به نمک است» نادرست است؛ جابه‌جایی بزرگ فشار دقیقاً خلاف مقاومت به نمک است. ◦ «منحنی قرمز نشان می‌دهد دفع سدیم مستقل از فشار شریانی است» نادرست است؛ هر دو منحنی رابطه فشار و دفع کلیوی را نشان می‌دهند. ◦ «دو منحنی از نظر حساسیت فشار خون به نمک تفاوتی ندارند» نادرست است؛ تفاوت افقی نقاط تعادل در شکل نشان‌دهنده تفاوت حساسیت است.
هیپرتانسیون حساس و غیرحساس به نمکسخت
۳۷در مویرگ‌های با منافذ نسبتاً کوچک، چرا پروتئین‌های پلاسما نسبت به آب و یون‌ها بسیار کندتر از دیواره عبور می‌کنند؟
۱ اندازه بزرگ مولکول پروتئین عبور از منافذ را محدود می‌کند ✓ پاسخ درست
۲ پروتئین‌ها فاقد حرکت حرارتی در پلاسما هستند
۳ آب و یون‌ها فقط با انتقال فعال عبور می‌کنند
۴ فشار هیدروستاتیک مویرگ پروتئین‌ها را به عقب می‌راند
تشریح: نفوذپذیری مویرگ به اندازه مولکول وابسته است؛ آب و یون‌ها به‌راحتی از شکاف‌ها عبور می‌کنند اما پروتئین‌های بزرگ محدود می‌شوند. ◦ «پروتئین‌ها فاقد حرکت حرارتی در پلاسما هستند» نادرست است. ◦ «آب و یون‌ها فقط با انتقال فعال عبور می‌کنند» خلاف مکانیسم انتشار از شکاف‌هاست. ◦ «فشار هیدروستاتیک مویرگ پروتئین‌ها را به عقب می‌راند» دلیل اصلی انتخاب‌پذیری اندازه‌ای منافذ نیست.
نفوذپذیری مویرگیسخت
۳۸در یک شریان با افزایش مزمن جریان بدون افزایش مشابه فشار، کدام سازگاری ساختمانی برای کاهش shear stress منطقی‌تر است؟
۱ کاهش قطر لومن به سمت داخل
۲ افزایش ضخامت دیواره بدون تغییر قطر
۳ افزایش قطر لومن به سمت خارج ✓ پاسخ درست
۴ بسته‌شدن تدریجی عروق کولترال
تشریح: افزایش مزمن جریان shear stress را بالا می‌برد. بازسازی به سمت خارج و افزایش قطر لومن shear stress را به سمت مقدار طبیعی بازمی‌گرداند. ◦ «کاهش قطر لومن به سمت داخل» shear stress را بیشتر می‌کند. ◦ «افزایش ضخامت دیواره بدون تغییر قطر» بیشتر با سازگاری به فشار ارتباط دارد تا کاهش shear ناشی از جریان. ◦ «بسته‌شدن تدریجی عروق کولترال» پاسخ عمومی به افزایش مزمن جریان نیست.
بازسازی ناشی از تغییر جریانسخت
۳۹در Cushing reaction، افزایش فشار داخل جمجمه چگونه به افزایش فشار شریانی سیستمیک منتهی می‌شود؟
۱ فشردن عروق مغزی، ایسکمی مرکز وازوموتور و فعال‌شدن سمپاتیک ✓ پاسخ درست
۲ افزایش کشش بارورسپتور، مهار سمپاتیک و اتساع عروق
۳ افزایش فشار دهلیز، فعال‌شدن Bainbridge و کاهش مقاومت
۴ تحریک مستقیم کلیه، دفع سدیم و افزایش حجم خون
تشریح: افزایش فشار اطراف مغز می‌تواند خون‌رسانی مغزی را کاهش دهد. ایسکمی مرکز وازوموتور پاسخ سمپاتیک بسیار شدید ایجاد می‌کند تا فشار شریانی به حدی برسد که جریان مغز حفظ شود. ◦ «افزایش کشش بارورسپتور، مهار سمپاتیک و اتساع عروق» پاسخ مخالف فشارافزای Cushing است. ◦ «افزایش فشار دهلیز، فعال‌شدن Bainbridge و کاهش مقاومت» مکانیسم اصلی Cushing نیست. ◦ «تحریک مستقیم کلیه، دفع سدیم و افزایش حجم خون» هم از نظر جهت و هم زمان‌بندی نادرست است.
واکنش کوشینگسخت
۴۰در ناحیه مشخص‌شده، نقطه تعادل روی منحنی آبی نسبت به منحنی قرمز در فشار شریانی بالاتری قرار گرفته است. اگر منحنی آبی مربوط به افزایش آنژیوتانسین II باشد، علت این جابه‌جایی چیست؟
تصویر سؤال ۴۰
۱ افزایش دفع سدیم در هر فشار و انتقال منحنی کلیه به چپ
۲ افزایش بازجذب سدیم و انتقال منحنی عملکرد کلیه به راست ✓ پاسخ درست
۳ کاهش دریافت سدیم بدون تغییر مستقیم عملکرد کلیه
۴ مهار بازجذب آب و کاهش حجم مایع خارج‌سلولی
تشریح: افزایش آنژیوتانسین II بازجذب سدیم و آب را تقویت می‌کند؛ بنابراین در یک فشار مشخص، دفع کلیوی کمتر می‌شود و برای برقراری تعادل دفع و دریافت به فشار شریانی بالاتری نیاز است. حاصل، جابه‌جایی منحنی عملکرد کلیه به راست است. ◦ «افزایش دفع سدیم در هر فشار و انتقال منحنی کلیه به چپ» نادرست است؛ این جهت مخالف اثر آنژیوتانسین II است. ◦ «کاهش دریافت سدیم بدون تغییر مستقیم عملکرد کلیه» نادرست است؛ سناریو درباره تغییر عملکرد کلیه در اثر آنژیوتانسین II است، نه کاهش intake. ◦ «مهار بازجذب آب و کاهش حجم مایع خارج‌سلولی» نادرست است؛ آنژیوتانسین II بازجذب سدیم و آب را افزایش می‌دهد.
اثر آنژیوتانسین II بر منحنی عملکرد کلیهسخت
۴۱افزایش حجم خون که دهلیزها را می‌کشد، چگونه می‌تواند همزمان دو رفلکس با اثرات متضاد بر ضربان قلب ایجاد کند؟
۱ Bainbridge ضربان را پایین و کمورسپتور آن را بالا می‌برد
۲ هر دو رفلکس فقط ضربان را کاهش می‌دهند
۳ Bainbridge ضربان را بالا و بارورسپتور آن را پایین می‌آورد ✓ پاسخ درست
۴ هر دو رفلکس فقط از راه کلیه و بدون اعصاب عمل می‌کنند
تشریح: کشش دهلیزی Bainbridge reflex را فعال می‌کند و تمایل به تاکی‌کاردی دارد؛ اگر افزایش حجم فشار شریانی را نیز بالا ببرد، baroreceptor reflex می‌تواند اثر کاهنده بر ضربان ایجاد کند. ◦ «Bainbridge ضربان را پایین و کمورسپتور آن را بالا می‌برد» جهت Bainbridge را برعکس می‌کند. ◦ «هر دو رفلکس فقط ضربان را کاهش می‌دهند» تضاد واقعی این دو مسیر را نادیده می‌گیرد. ◦ «هر دو رفلکس فقط از راه کلیه و بدون اعصاب عمل می‌کنند» از نظر مکانیسم نادرست است.
رفلکس بین‌بریج و بارورسپتورسخت
۴۲در تنگی شریان یک کلیه با کلیه مقابل سالم، چرا الگوی دوکلیه‌ای Goldblatt با مدل یک‌کلیه‌ای یکسان نیست؟
۱ کلیه سالم نیز حتماً به همان اندازه رنین ترشح می‌کند
۲ کلیه سالم می‌تواند تحت فشار بالا دفع نمک و آب را افزایش دهد ✓ پاسخ درست
۳ هر دو کلیه در پایین‌دست یک تنگی مشترک قرار دارند
۴ کلیه سالم توانایی pressure natriuresis را کاملاً از دست می‌دهد
تشریح: در مدل دوکلیه‌ای، کلیه ایسکمیک رنین ترشح می‌کند اما کلیه مقابل فشار سیستمیک بالاتر را دریافت می‌کند و می‌تواند ناتریورز و دیورز فشاری ایجاد کند؛ این تفاوت مهمی با یک کلیه منفرد تنگ‌شده است. ◦ «کلیه سالم نیز حتماً به همان اندازه رنین ترشح می‌کند» با پرفیوژن بالاتر کلیه سالم سازگار نیست. ◦ «هر دو کلیه در پایین‌دست یک تنگی مشترک قرار دارند» تعریف مدل دوکلیه‌ای نیست. ◦ «کلیه سالم توانایی pressure natriuresis را کاملاً از دست می‌دهد» خلاف نقش جبرانی آن است.
Goldblatt دوکلیه‌ایسخت
۴۳اگر دریافت نمک به‌شدت افزایش یابد اما سیستم رنین–آنژیوتانسین بتواند به‌طور طبیعی سرکوب شود، چه اثری بر حساسیت فشار خون به نمک انتظار می‌رود؟
۱ فشار به‌شدت بالا می‌رود چون آنژیوتانسین II افزایش می‌یابد
۲ دفع سدیم کاهش می‌یابد چون رنین سرکوب شده است
۳ تعادل کلیوی از دریافت نمک مستقل می‌شود
۴ تغییر فشار محدودتر می‌شود زیرا دفع کلیوی تسهیل می‌شود ✓ پاسخ درست
تشریح: سرکوب طبیعی رنین و آنژیوتانسین II هنگام دریافت زیاد نمک، بازجذب کلیوی را کاهش و دفع نمک را تسهیل می‌کند؛ بنابراین فشار برای رسیدن به تعادل نیاز به افزایش زیادی ندارد. ◦ «فشار به‌شدت بالا می‌رود چون آنژیوتانسین II افزایش می‌یابد» خلاف سرکوب فرض‌شده سیستم است. ◦ «دفع سدیم کاهش می‌یابد چون رنین سرکوب شده است» اثر رنین–آنژیوتانسین بر بازجذب را برعکس می‌کند. ◦ «تعادل کلیوی از دریافت نمک مستقل می‌شود» نادرست است؛ تعادل همچنان برابری دریافت و دفع را می‌خواهد.
RAAS و مقاومت به نمکسخت
۴۴در پرفشاری خون اولیه، اگر منحنی renal output تقریباً موازی با حالت طبیعی ولی به راست جابه‌جا شده باشد، این الگو بیشتر با کدام ویژگی سازگار است؟
۱ هیپرتانسیون بسیار حساس به نمک
۲ ناتوانی کامل کلیه در دفع سدیم
۳ هیپرتانسیون نسبتاً غیرحساس به نمک ✓ پاسخ درست
۴ کاهش دائمی فشار با افزایش مصرف نمک
تشریح: جابه‌جایی موازی به راست با حفظ شیب زیاد یعنی نقطه تنظیم فشار بالاتر است، اما تغییر دریافت نمک فشار را نسبتاً کم تغییر می‌دهد؛ این الگو با salt-insensitive hypertension سازگارتر است. ◦ «هیپرتانسیون بسیار حساس به نمک» معمولاً با کاهش شیب مؤثر منحنی و تغییر فشار بیشتر با intake همراه است. ◦ «ناتوانی کامل کلیه در دفع سدیم» با وجود نقطه تعادل جدید ناسازگار است. ◦ «کاهش دائمی فشار با افزایش مصرف نمک» خلاف جهت اثر intake است.
تحلیل هیپرتانسیون اولیهسخت
۴۵کدام گزاره بهترین توضیح برای «بهره بازخوردی تقریباً بی‌نهایت» مکانیسم کلیوی–مایعات بدن است؟
۱ تغییر دفع کلیوی، حجم و فشار را به نقطه تعادل بازمی‌گرداند ✓ پاسخ درست
۲ کلیه فشار را در چند ثانیه بدون تغییر حجم اصلاح می‌کند
۳ بارورسپتورها هیچ بازتنظیمی در فشار مزمن ندارند
۴ هر افزایش فشار باعث توقف کامل دریافت نمک می‌شود
تشریح: تا وقتی فشار از نقطه تعادل فاصله داشته باشد، عدم تعادل میان دفع و دریافت حجم مایع و برون‌ده قلبی را تغییر می‌دهد و فشار را به سمت نقطه‌ای می‌برد که دفع و دریافت برابر شوند. ◦ «کلیه فشار را در چند ثانیه بدون تغییر حجم اصلاح می‌کند» زمان‌بندی و مکانیسم را نادرست بیان می‌کند. ◦ «بارورسپتورها هیچ بازتنظیمی در فشار مزمن ندارند» هم موضوع دیگری است و هم نادرست است. ◦ «هر افزایش فشار باعث توقف کامل دریافت نمک می‌شود» دریافت رفتاری را کلیه مستقیماً متوقف نمی‌کند.
بهره بازخوردی سیستم کلیویسخت
یادآوری آموزشی

این محتوا صرفاً برای آموزش و مرور دانشجویان پزشکی تهیه شده و جایگزین کتاب مرجع، تدریس دانشگاهی یا قضاوت بالینی نیست.