آزمون
MD MedDarvish
آزمون انلاین پیش آمادگی کشت سلول های بنیادی
🟢 شروع: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۰:۰۰🔴 پایان: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۰:۴۰📊 کارنامه: ۱۴۰۵/۰۵/۲۴ ساعت ۲۲:۱۵📝 ۳۵ سوال
📄 سوالات و پاسخنامهٔ تشریحیِ آزمون
۱در یک کشت، هدف مرحله نخست افزایش تعداد سلولهای بنیادی پیش از القای تمایز است. کدام الگوی تقسیم بیشترین کمک را به این هدف میکند؟
۱
تقسیم نامتقارن با یک سلول بنیادی و یک سلول متعهد
۲
تمایز متقارن با تولید دو سلول متعهد
۳
تکثیر سلولهای پیشساز بدون افزایش مخزن بنیادی
۴
تقسیم متقارن با تولید دو سلول بنیادی
✓ پاسخ درست
تشریح: برای گسترش یا expansion مخزن، تقسیم متقارنِ خودنوزا مناسب است؛ زیرا از هر سلول بنیادی دو سلول با ویژگی بنیادی ایجاد میشود و تعداد سلولهای بنیادی افزایش مییابد.
◦ گزینهٔ «تقسیم نامتقارن با یک سلول بنیادی و یک سلول متعهد» نادرست است؛ این الگو بیشتر برای maintenance مناسب است و تعداد خالص سلولهای بنیادی را افزایش نمیدهد.
◦ گزینهٔ «تمایز متقارن با تولید دو سلول متعهد» نادرست است؛ این الگو مخزن بنیادی را به سمت کاهش میبرد، نه گسترش.
◦ گزینهٔ «تکثیر سلولهای پیشساز بدون افزایش مخزن بنیادی» نادرست است؛ پیشسازها میتوانند سلولهای فراوان بسازند، اما افزایش تعداد خودِ سلولهای بنیادی هدف این مرحله است.
بخش ۱ — اصول زیستشناسی سلولهای بنیادیمتوسط
۲سه الگوی تقسیم در یک مخزن سلول بنیادی دیده شده است: A) یک سلول بنیادی و یک سلول متعهد، B) دو سلول بنیادی، C) غالبشدن تولید سلولهای متعهد در سن بالا. ترتیب درست «نگهداری مخزن، گسترش مخزن، فرسودگی مخزن» کدام است؟
۱
B ،C ،A
۲
C ،A ،B
۳
A ،B ،C
✓ پاسخ درست
۴
A ،C ،B
تشریح: تولید همزمان یک سلول بنیادی و یک سلول متعهد با maintenance سازگار است؛ تولید دو سلول بنیادی باعث expansion میشود و غالبشدن خروج سلولها به سمت تعهد در سن بالا با exhaustion مخزن ارتباط دارد.
◦ گزینهٔ «B ،C ،A» نادرست است؛ B الگوی گسترش است، اما C با فرسودگی و A با نگهداری مخزن سازگارند.
◦ گزینهٔ «C ،A ،B» نادرست است؛ C نشاندهنده فرسودگی است و نمیتواند نخستین جزء یعنی نگهداری مخزن باشد.
◦ گزینهٔ «A ،C ،B» نادرست است؛ A برای نگهداری درست است، اما جای expansion و exhaustion در دو جزء بعدی جابهجا شده است.
بخش ۱ — اصول زیستشناسی سلولهای بنیادیسخت
۳کدام گروه سلولی در منبع توان ساخت مشتقات سه لایه جنینی و ساختارهای جفتی را با هم دارد؟
۱
سلولهای بنیادی پرتوان رویانی
۲
سلولهای بنیادی چندتوان بافتی
۳
سلولهای پیشساز الیگوپوتنت
۴
سلولهای همهتوان اولیه
✓ پاسخ درست
تشریح: سلولهای totipotent اولیه میتوانند هم مشتقات جنینی و هم ساختارهای جفتی را ایجاد کنند؛ پرتوانها ساختارهای جفتی را نمیسازند.
◦ گزینهٔ «سلولهای بنیادی پرتوان رویانی» نادرست است؛ سلولهای pluripotent مشتقات سه لایه جنینی را میسازند، اما توان تشکیل جفت را ندارند.
◦ گزینهٔ «سلولهای بنیادی چندتوان بافتی» نادرست است؛ سلولهای multipotent به چند رده مرتبط محدودند و توان تشکیل همه مشتقات جنینی و جفت را ندارند.
◦ گزینهٔ «سلولهای پیشساز الیگوپوتنت» نادرست است؛ سلولهای oligopotent از نظر دامنه تمایز محدودتر از چندتوانها هستند و چنین ظرفیتی ندارند.
بخش ۱ — اصول زیستشناسی سلولهای بنیادیآسان
۴اگر میزان اکسیژن، ترکیب ماتریکس خارجسلولی و سیگنال سلولهای مجاور همزمان تغییر کند، مستقیمترین سطح تنظیم رفتار سلول بنیادی کدام است؟
۱
کنام یا ریزمحیط سلول بنیادی
✓ پاسخ درست
۲
ردهبندی سلول بر پایه منشأ رویانی
۳
مرحله نهایی بلوغ سلول پیشساز
۴
تعداد کروموزومهای سلول تمایزیافته
تشریح: کنام مجموعه عوامل فیزیکی و شیمیایی اطراف سلول بنیادی است و میتواند بقا، خاموشی، تقسیم، تمایز و سرنوشت سلول را تنظیم کند.
◦ گزینهٔ «ردهبندی سلول بر پایه منشأ رویانی» نادرست است؛ منشأ رویانی یک طبقهبندی سلولی است و تغییر اکسیژن یا ماتریکس را توضیح نمیدهد.
◦ گزینهٔ «مرحله نهایی بلوغ سلول پیشساز» نادرست است؛ بلوغ پیشساز مرحلهای پاییندست است و محل ادغام مستقیم این سیگنالهای محیطی نیست.
◦ گزینهٔ «تعداد کروموزومهای سلول تمایزیافته» نادرست است؛ تعداد کروموزومها در این بحث بهعنوان تنظیمکننده پاسخ سلول بنیادی به ریزمحیط مطرح نشده است.
بخش ۱ — اصول زیستشناسی سلولهای بنیادیمتوسط
۵در سلسلهمراتب خونسازی، یک پیشساز پس از HSC فقط میتواند چند رده خونی نزدیک به هم را ایجاد کند و دیگر توان گسترده HSC را ندارد. این سلول از نظر potency در کدام گروه قرار میگیرد؟
۱
Oligopotent
✓ پاسخ درست
۲
Totipotent
۳
Pluripotent
۴
Unipotent
تشریح: پیشسازهای متعهد خونساز که توان ایجاد چند رده محدود و نزدیک به هم را دارند در منبع بهعنوان نمونهای از سلولهای oligopotent مطرح شدهاند.
◦ گزینهٔ «Totipotent» نادرست است؛ سلول همهتوان میتواند بافتهای جنینی و خارججنینی مانند جفت را ایجاد کند و به چند رده خونی محدود نیست.
◦ گزینهٔ «Pluripotent» نادرست است؛ سلول پرتوان قادر به ایجاد مشتقات هر سه لایه زاینده است و دامنه آن بسیار وسیعتر از یک پیشساز خونی متعهد است.
◦ گزینهٔ «Unipotent» نادرست است؛ سلول تکتوان فقط یک رده را میسازد، در حالی که سناریو توان ایجاد چند رده نزدیک را بیان میکند.
بخش ۱ — اصول زیستشناسی سلولهای بنیادیمتوسط
۶در یک جمعیت سلولی جداشده از بلاستوسیست، بیان OCT4، Nanog و Stat3 بالا است. این الگو بیشتر به کدام جمعیت اشاره دارد؟
۱
تروفوبلاست خارجی
۲
سلولهای مزانشیمی بالغ
۳
سلولهای پیشساز خونی
۴
توده سلولی داخلی
✓ پاسخ درست
تشریح: OCT4، Nanog و Stat3 در منبع بهعنوان نشانگرهای ICM معرفی شدهاند و با حفظ حالت پرتوان و تمایزنیافته ارتباط دارند.
◦ گزینهٔ «تروفوبلاست خارجی» نادرست است؛ برای توده سلولی خارجی یا تروفوبلاست، Eomesodermin و CDX2 ذکر شدهاند.
◦ گزینهٔ «سلولهای مزانشیمی بالغ» نادرست است؛ سلولهای مزانشیمی بالغ با این مجموعه سهتایی بهعنوان نشانگر ICM تعریف نشدهاند.
◦ گزینهٔ «سلولهای پیشساز خونی» نادرست است؛ سلولهای پیشساز خونی در منبع با این سه نشانگر برای شناسایی بلاستوسیست توصیف نشدهاند.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانآسان
۷اگر ESC از لایه تغذیهکننده جدا شود و همزمان سیگنال حفظ حالت تمایزنیافته نیز حذف شود، کدام تغییر محتملتر است؟
۱
تشکیل Embryoid Body و ورود به مسیر تمایز
✓ پاسخ درست
۲
افزایش پایدار OCT4 بدون تغییر فنوتیپ
۳
تبدیل مستقیم به تروفوبلاست بالغ در همه سلولها
۴
توقف کامل تقسیم بدون ایجاد ساختار سلولی
تشریح: برداشتن Feeder Layer زمینه تشکیل Embryoid Body و شروع تمایز را فراهم میکند؛ LIF نیز در منبع از عوامل کمککننده به حفظ حالت تمایزنیافته است.
◦ گزینهٔ «افزایش پایدار OCT4 بدون تغییر فنوتیپ» نادرست است؛ حفظ پایدار OCT4 با حذف عوامل نگهدارنده حالت پرتوان انتظار اصلی این شرایط نیست.
◦ گزینهٔ «تبدیل مستقیم به تروفوبلاست بالغ در همه سلولها» نادرست است؛ منبع تشکیل EB و سپس تمایز به ردههای مختلف را مطرح میکند، نه تبدیل یکنواخت همه سلولها به تروفوبلاست بالغ.
◦ گزینهٔ «توقف کامل تقسیم بدون ایجاد ساختار سلولی» نادرست است؛ حذف فیدر به معنی توقف کامل همه تقسیمها نیست؛ سلولها میتوانند وارد برنامه تمایزی شوند.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانمتوسط
۸در روش Hanging Drop پس از تشکیل Embryoid Body، برای سوقدادن تمایز به سمت سلولهای عصبی کدام عامل در منبع ذکر شده است؟
۱
رتینوئیک اسید
✓ پاسخ درست
۲
سیکلوسپورین A
۳
G-CSF
۴
CXCL12
تشریح: رتینوئیک اسید در منبع بهعنوان عامل القایی برای تمایز Embryoid Body به سمت سلولهای عصبی ذکر شده است.
◦ گزینهٔ «سیکلوسپورین A» نادرست است؛ سیکلوسپورین A برای سرکوب سیستم ایمنی در زمینه رد پیوند مطرح شده است.
◦ گزینهٔ «G-CSF» نادرست است؛ G-CSF در مباحث موبیلیزیشن سلولهای خونساز مطرح میشود، نه القای عصبی Embryoid Body.
◦ گزینهٔ «CXCL12» نادرست است؛ CXCL12 یک کموکاین مهم در هومینگ و ترافیک سلول بنیادی است، نه عامل اصلی ذکرشده برای تمایز عصبی EB.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانمتوسط
۹کدام یافته در آزمون درونتنی، قویترین شواهد منطبق با منبع برای پرتوان بودن یک رده ESC فراهم میکند؟
۱
ایجاد یک کلونی یکنواخت از فیبروبلاستهای بالغ
۲
افزایش تعداد سلولها پس از یک پاساژ کوتاهمدت
۳
تشکیل تراتومای دارای مشتقات سه لایه زایا در موش nude
✓ پاسخ درست
۴
چسبیدن سلولها به کف ظرف در محیط معمولی
تشریح: تشکیل تراتوما در موش فاقد پاسخ ایمنی و مشاهده مشتقات هر سه لایه زایای رویانی یکی از آزمونهای درونتنی مهم برای اثبات pluripotency است.
◦ گزینهٔ «ایجاد یک کلونی یکنواخت از فیبروبلاستهای بالغ» نادرست است؛ کلونی فیبروبلاستی بهتنهایی نشان نمیدهد سلول قادر به ساخت مشتقات سه لایه زایا است.
◦ گزینهٔ «افزایش تعداد سلولها پس از یک پاساژ کوتاهمدت» نادرست است؛ تکثیر کوتاهمدت فقط رشد سلولی را نشان میدهد و برای اثبات پرتوانی کافی نیست.
◦ گزینهٔ «چسبیدن سلولها به کف ظرف در محیط معمولی» نادرست است؛ چسبندگی به ظرف ویژگی اختصاصی پرتوانی نیست و نمیتواند جای آزمون تمایز گسترده را بگیرد.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانسخت
۱۰مهمترین علت پرخطر بودن تزریق مستقیم جمعیت خالصنشده ESC به بافت آسیبدیده چیست؟
۱
پرتوانی و احتمال تومورزایی یا تشکیل بافت نابجا
✓ پاسخ درست
۲
ناتوانی کامل ESC در تقسیم پس از پیوند
۳
فقدان همیشگی هر نوع آنتیژن سطحی در ESC
۴
محدود بودن ESC به تولید فقط یک نوع سلول
تشریح: ESC پرتوان است و میتواند تکثیر و تمایز نامناسب داشته باشد؛ در منبع تومورزایی، بافت نابجا و ناهنجاریهای طولانیمدت از نگرانیهای ایمنی آن هستند.
◦ گزینهٔ «ناتوانی کامل ESC در تقسیم پس از پیوند» نادرست است؛ ESC قدرت تکثیر بالایی دارد و مشکل اصلی ناتوانی در تقسیم نیست.
◦ گزینهٔ «فقدان همیشگی هر نوع آنتیژن سطحی در ESC» نادرست است؛ رد ایمنی یکی از مشکلات ESC است؛ بنابراین فقدان همیشگی آنتیژنهای سطحی با منبع سازگار نیست.
◦ گزینهٔ «محدود بودن ESC به تولید فقط یک نوع سلول» نادرست است؛ ESC به یک رده محدود نیست و همین دامنه تمایزی گسترده بخشی از علت خطر استفاده مستقیم است.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانمتوسط
۱۱در جداسازی ICM به روش immunosurgery، چرا توده سلولی داخلی نسبت به تروفوبلاست بهتر حفظ میشود؟
۱
ICM فاقد غشا است و کمپلمان نمیتواند به آن نزدیک شود
۲
تروفوبلاست در مرکز بلاستوسیست و ICM در سطح قرار دارد
۳
کمپلمان فقط سلولهای دارای OCT4 را از بین میبرد
۴
آنتیبادی و کمپلمان، تروفوبلاستهای سطحی را هدف میگیرند
✓ پاسخ درست
تشریح: در immunosurgery آنتیبادی به سلولهای سطحی تروفوبلاست میچسبد و با افزودن کمپلمان همان سلولها حذف میشوند؛ ICM که در داخل قرار دارد کمتر در معرض این اتصال است.
◦ گزینهٔ «ICM فاقد غشا است و کمپلمان نمیتواند به آن نزدیک شود» نادرست است؛ ICM سلولهای دارای غشای طبیعی است و محافظت آن به موقعیت داخلی مربوط است، نه فقدان غشا.
◦ گزینهٔ «تروفوبلاست در مرکز بلاستوسیست و ICM در سطح قرار دارد» نادرست است؛ آرایش واقعی برعکس است؛ تروفوبلاست در سطح و ICM در داخل بلاستوسیست قرار دارد.
◦ گزینهٔ «کمپلمان فقط سلولهای دارای OCT4 را از بین میبرد» نادرست است؛ OCT4 نشانگر پرتوانی/ICM است و در منبع هدف لیز کمپلمان در immunosurgery معرفی نشده است.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانسخت
۱۲وجود تودهای ساکروکوکسیژیال با بافتهای گوناگون و سلولهای تمایزنیافته بیشتر با اختلال در کدام جمعیت سلولی سازگار است؟
۱
سلولهای لیمبال قرنیه با تکثیر بیش از حد
۲
سلولهای زایای بدوی با مهاجرت نابجا
✓ پاسخ درست
۳
سلولهای بنیادی روده در کریپتها
۴
سلولهای کبدی خاموش در تریاد پورت
تشریح: منبع توضیح میدهد PGCها اگر مسیر مهاجرت به گناد را درست طی نکنند میتوانند در نواحی خارجگنادی مانند ساکروکوکسیژیال باقی بمانند و زمینه سلولهای کارسینومای رویانی/تراتوم را فراهم کنند.
◦ گزینهٔ «سلولهای لیمبال قرنیه با تکثیر بیش از حد» نادرست است؛ سلولهای لیمبال با نوسازی اپیتلیوم قرنیه مرتبطاند و منشأ این توده نیستند.
◦ گزینهٔ «سلولهای بنیادی روده در کریپتها» نادرست است؛ سلولهای بنیادی کریپت روده اپیتلیوم روده را نوسازی میکنند و با تراتوم ساکروکوکسیژیال مرتبط نیستند.
◦ گزینهٔ «سلولهای کبدی خاموش در تریاد پورت» نادرست است؛ سلولهای بنیادی کبد به ترمیم کبد و تولید هپاتوسیت/کلانژیوسیت مربوطاند، نه مهاجرت سلولهای زایا.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانمتوسط
۱۳اگر بیان MHC روی سلول پیوندی کاهش یابد، کدام مسیر هنوز میتواند آنتیژن سلول بیگانه را به T cell معرفی کند؟
۱
اتصال LIF به گیرنده روی ESC و فعالشدن Stat3
۲
تشکیل Embryoid Body در محیط بدون فیدر
۳
فاگوسیتوز ماکروفاژی و ارائه آنتیژن با MHC-II
✓ پاسخ درست
۴
اتصال SSEA4 به آنتیبادی فلورسنت در کشت
تشریح: در مسیر غیرمستقیم، سلول بیگانه توسط ماکروفاژ برداشت و هضم میشود و آنتیژن آن روی MHC-II ارائه میگردد و میتواند T cellهای CD4 را فعال کند.
◦ گزینهٔ «اتصال LIF به گیرنده روی ESC و فعالشدن Stat3» نادرست است؛ LIF و Stat3 با حفظ حالت تمایزنیافته مرتبطاند و مسیر ارائه آنتیژن پیوندی نیستند.
◦ گزینهٔ «تشکیل Embryoid Body در محیط بدون فیدر» نادرست است؛ تشکیل Embryoid Body یک فرایند تمایزی در کشت ESC است و نقش ارائه آنتیژن ندارد.
◦ گزینهٔ «اتصال SSEA4 به آنتیبادی فلورسنت در کشت» نادرست است؛ SSEA4 یک مارکر سطحی برای شناسایی سلول است و اتصال آنتیبادی آزمایشگاهی مسیر رد پیوند محسوب نمیشود.
بخش ۲ — سلولهای بنیادی رویانی و پرتوانسخت
۱۴در کشت MSC چهار مرحله «تعهد، پیشرفت ردهای، تمایز و بلوغ» دنبال میشود. اگر در دو مرحله نخست تکثیر بالا باشد و در دو مرحله پایانی تکثیر کاهش یابد، کدام تفسیر درستتر است؟
۱
ابتدا بلوغ کامل رخ میدهد و سپس سلول به حالت بنیادی برمیگردد
۲
در تمام چهار مرحله تکثیر باید ثابت و حداکثری باقی بماند
۳
ابتدا تولید سلول زیاد است و سپس برنامه تمایزی غالب میشود
✓ پاسخ درست
۴
مراحل پایانی برای حفظ خودنوزایی و جلوگیری از تمایز طراحی شدهاند
تشریح: در فرایند mesengenic، مراحل Commitment و Lineage progression با تکثیر بیشتر همراهاند؛ در Differentiation و Maturation، تکثیر کمتر میشود و برنامه تمایزی غالب میگردد.
◦ گزینهٔ «ابتدا بلوغ کامل رخ میدهد و سپس سلول به حالت بنیادی برمیگردد» نادرست است؛ ترتیب منبع از تعهد به سمت تمایز و بلوغ پیش میرود، نه برعکس.
◦ گزینهٔ «در تمام چهار مرحله تکثیر باید ثابت و حداکثری باقی بماند» نادرست است؛ در مراحل پایانی با غالبشدن تمایز، سرعت تکثیر کاهش مییابد.
◦ گزینهٔ «مراحل پایانی برای حفظ خودنوزایی و جلوگیری از تمایز طراحی شدهاند» نادرست است؛ مراحل پایانی همان Differentiation و Maturation هستند و ماهیت آنها افزایش تخصص سلولی است.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۱۵سلول بنیادی کبدی که در منبع bipotent توصیف شده است، عمدتاً کدام دو رده را ایجاد میکند؟
۱
نورون و آستروسیت
۲
استئوبلاست و کندروسیت
۳
هپاتوسیت و کلانژیوسیت
✓ پاسخ درست
۴
لنفوسیت و گرانولوسیت
تشریح: سلول بنیادی کبدی در اطراف مجاری صفراوی میتواند به دو رده اصلی هپاتوسیت و کلانژیوسیت تمایز یابد و از این رو bipotent توصیف شده است.
◦ گزینهٔ «نورون و آستروسیت» نادرست است؛ نورون و آستروسیت از ردههای عصبیاند و محصول اصلی سلول بنیادی کبدی نیستند.
◦ گزینهٔ «استئوبلاست و کندروسیت» نادرست است؛ استئوبلاست و کندروسیت از ردههای مزانشیمیاند و با دو توان اختصاصی سلول کبدی مطرحشده تطابق ندارند.
◦ گزینهٔ «لنفوسیت و گرانولوسیت» نادرست است؛ لنفوسیت و گرانولوسیت از رده خونسازند و از HSCها مشتق میشوند.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیآسان
۱۶در یک خانواده، پس از بارداری پسر، سلولهای دارای کروموزوم Y در بافت مادر و همزمان سلولهایی با منشأ ژنتیکی مادر در بدن فرزند شناسایی میشوند. ترتیب نام این دو پدیده کدام است؟
۱
MMC سپس FMC
۲
FMC سپس MMC
✓ پاسخ درست
۳
هر دو FMC
۴
هر دو MMC
تشریح: حضور سلولهای جنینی در بدن مادر fetal microchimerism یا FMC است؛ حضور سلولهای مادری در بدن جنین maternal microchimerism یا MMC نام دارد.
◦ گزینهٔ «MMC سپس FMC» نادرست است؛ جهت انتقال در دو بخش سناریو برعکس این ترتیب است.
◦ گزینهٔ «هر دو FMC» نادرست است؛ بخش دوم مربوط به ورود سلولهای مادر به جنین است و MMC محسوب میشود.
◦ گزینهٔ «هر دو MMC» نادرست است؛ بخش نخست مربوط به حضور سلول جنینی در مادر است و FMC نام دارد.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۱۷کدام توصیف تفاوت کنام استئوبلاستیک و کنام عروقی HSC را درستتر بیان میکند؟
۱
استئوبلاستیک محل سلولهای بالغ خونی است و عروقی فقط سلولهای خاموش را نگه میدارد
۲
استئوبلاستیک بیشتر حالت خاموش را حفظ میکند و عروقی محل تکثیر و تمایز بیشتر است
✓ پاسخ درست
۳
هر دو کنام فقط برای MSC هستند و HSC در آنها حضور ندارد
۴
کنام عروقی مانع ورود سلولهای بالغ به خون میشود و تمایز را متوقف میکند
تشریح: در منبع، کنام استئوبلاستیک با حفظ HSCهای quiescent و کنام عروقی با تکثیر، تعهد و تمایز بیشتر تا تشکیل سلولهای بالغ مرتبط است.
◦ گزینهٔ «استئوبلاستیک محل سلولهای بالغ خونی است و عروقی فقط سلولهای خاموش را نگه میدارد» نادرست است؛ جهت این رابطه وارونه است؛ سلولهای بالغ پس از مسیر تمایزی نزدیک کنام عروقی وارد گردش میشوند.
◦ گزینهٔ «هر دو کنام فقط برای MSC هستند و HSC در آنها حضور ندارد» نادرست است؛ هر دو کنام برای زیست HSC توصیف شدهاند و اختصاص به MSC ندارند.
◦ گزینهٔ «کنام عروقی مانع ورود سلولهای بالغ به خون میشود و تمایز را متوقف میکند» نادرست است؛ کنام عروقی محل پیشرفت تمایز است و تشکیل سلول بالغ را متوقف نمیکند.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۱۸برای جمعآوری سلولهای بنیادی خونساز از خون محیطی خود بیمار، کدام راهبرد با منبع سازگارتر است؟
۱
کاهش G-CSF و سپس برداشت مستقیم از لنف
۲
تجویز G-CSF و سپس جداسازی سلولها با آفرزیس
✓ پاسخ درست
۳
مهار کامل مغز استخوان و نمونهگیری از مایع آمنیوتیک
۴
افزودن LIF به خون و جداسازی Embryoid Body
تشریح: G-CSF تعداد HSCهای موجود در گردش را افزایش میدهد و سپس میتوان آنها را با آفرزیس جدا کرد؛ این روش برای پیوند اتولوگ مناسب است.
◦ گزینهٔ «کاهش G-CSF و سپس برداشت مستقیم از لنف» نادرست است؛ کاهش G-CSF انتظار میرود بسیج سلولهای خونساز را کمتر کند و لنف محل اصلی برداشت مطرحشده نیست.
◦ گزینهٔ «مهار کامل مغز استخوان و نمونهگیری از مایع آمنیوتیک» نادرست است؛ مایع آمنیوتیک منبع prenatal است و راهبرد جمعآوری HSC از خون محیطی بیمار نیست.
◦ گزینهٔ «افزودن LIF به خون و جداسازی Embryoid Body» نادرست است؛ LIF و Embryoid Body به زیست ESC مربوطاند و روش جمعآوری HSC محیطی محسوب نمیشوند.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۱۹کدام تطبیق منبع دوران جنینی با نوع سلول بنیادی درست است؟
۱
ژله وارتون — سلول بنیادی مزانشیمی
✓ پاسخ درست
۲
ورید بند ناف — سلول بنیادی عصبی
۳
خون بند ناف — فقط سلول بنیادی لیمبال
۴
پرده آمنیون — فقط سلول بنیادی خونساز
تشریح: ژله وارتونِ اطراف عروق بند ناف یکی از منابع مهم MSC است. خون بند ناف میتواند HSC و MSC داشته باشد و دیواره ورید بند ناف منبع پیشسازهای اندوتلیال است.
◦ گزینهٔ «ورید بند ناف — سلول بنیادی عصبی» نادرست است؛ ورید بند ناف در منبع منبع Endothelial Progenitor معرفی شده است، نه سلول بنیادی عصبی.
◦ گزینهٔ «خون بند ناف — فقط سلول بنیادی لیمبال» نادرست است؛ خون بند ناف به سلول لیمبال محدود نیست و HSC و MSC در آن مطرحاند.
◦ گزینهٔ «پرده آمنیون — فقط سلول بنیادی خونساز» نادرست است؛ پرده آمنیون منبع سلولهای اپیتلیالی/بنیادی و کاربردهای دیگر است و به فقط HSC محدود نشده است.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۲۰در مغز بالغ دو ناحیه نوروزا بررسی میشوند: جمعیت A کنار بطن جانبی قرار دارد و سلولهایش در مسیر RMS مهاجرت میکنند؛ جمعیت B در dentate gyrus هیپوکامپ است. تطبیق درست این دو ناحیه کدام است؟
۱
A: SGZ و B: SVZ
۲
A: SVZ و B: SGZ
✓ پاسخ درست
۳
A: کنام عروقی HSC و B: crypt روده
۴
A: limbus قرنیه و B: bulge فولیکول مو
تشریح: سلولهای بنیادی عصبی ناحیه subventricular zone یا SVZ کنار بطنهای جانبی قرار دارند و از مسیر RMS به سمت پیاز بویایی مهاجرت میکنند؛ subgranular zone یا SGZ در dentate gyrus هیپوکامپ قرار دارد.
◦ گزینهٔ «A: SGZ و B: SVZ» نادرست است؛ محل و مسیر مهاجرت این دو ناحیه در گزینه جابهجا شدهاند.
◦ گزینهٔ «A: کنام عروقی HSC و B: crypt روده» نادرست است؛ این دو ساختار به خونسازی و اپیتلیوم روده مربوطاند، نه نواحی نوروزای مغز بالغ.
◦ گزینهٔ «A: limbus قرنیه و B: bulge فولیکول مو» نادرست است؛ limbus و bulge کنامهای سلول بنیادی در چشم و پوست هستند، نه دو ناحیه عصبی مطرحشده در سناریو.
بخش ۳ — سلولهای بنیادی بالغ و دوران جنینیمتوسط
۲۱کدام مجموعه همان چهار فاکتور اصلی یاماناکا برای القای پرتوانی در سلول سوماتیک است؟
۱
OCT4، CDX2، Eomes و Stat3
۲
SDF-1، CXCR4، VLA-4 و VCAM-1
۳
OCT3/4، SOX2، KLF4 و cMYC
✓ پاسخ درست
۴
SSEA3، SSEA4، TRA1-60 و TRA1-81
تشریح: در منبع چهار فاکتور OCT3/4، SOX2، KLF4 و cMYC بهعنوان فاکتورهای یاماناکا برای برنامهریزی مجدد سلول سوماتیک به iPSC ذکر شدهاند.
◦ گزینهٔ «OCT4، CDX2، Eomes و Stat3» نادرست است؛ CDX2 و Eomes با تروفوبلاست و Stat3 با حفظ پرتوانی مرتبطاند، اما این مجموعه چهارگانه یاماناکا نیست.
◦ گزینهٔ «SDF-1، CXCR4، VLA-4 و VCAM-1» نادرست است؛ SDF-1/CXCR4 و VLA-4/VCAM-1 در ترافیک و هومینگ سلولی نقش دارند.
◦ گزینهٔ «SSEA3، SSEA4، TRA1-60 و TRA1-81» نادرست است؛ SSEAها و TRAها مارکرهای سطحی سلولهای پرتواناند، نه فاکتورهای اصلی القای iPSC.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیمتوسط
۲۲کدام جفت، کاربردهای iPSC را از نظر «آزمایشگاهی» و «درمان در بدن» بهدرستی تفکیک میکند؟
۱
پیوند مستقیم iPSC پرتوان در آزمایشگاه؛ اندازهگیری مارکرها بهعنوان درمان در بدن
۲
مدلسازی بیماری و غربالگری دارو در آزمایشگاه؛ پیوند سلول تمایزیافته برای بازسازی در بدن
✓ پاسخ درست
۳
ساخت تروفوبلاست برای غربالگری دارو؛ نگهداری فیبروبلاست بیمار برای بازسازی در بدن
۴
ایجاد Embryoid Body برای درمان در بدن؛ حذف هسته اووسیت برای مدلسازی بیماری در آزمایشگاه
تشریح: منبع، disease modeling و drug screening را از کاربردهای in vitro iPSC میداند؛ تمایز سلول و استفاده از آن برای بازسازی یا پیوند، کاربرد in vivo و درمانی است.
◦ گزینهٔ «پیوند مستقیم iPSC پرتوان در آزمایشگاه؛ اندازهگیری مارکرها بهعنوان درمان در بدن» نادرست است؛ پیوند مستقیم سلول پرتوان کاربرد آزمایشگاهی محسوب نمیشود و با خطر تومورزایی همراه است؛ اندازهگیری مارکر نیز درمان in vivo نیست.
◦ گزینهٔ «ساخت تروفوبلاست برای غربالگری دارو؛ نگهداری فیبروبلاست بیمار برای بازسازی در بدن» نادرست است؛ این دو مورد مسیرهای اصلی مطرحشده برای کاربردهای آزمایشگاهی و درمانی iPSC نیستند.
◦ گزینهٔ «ایجاد Embryoid Body برای درمان در بدن؛ حذف هسته اووسیت برای مدلسازی بیماری در آزمایشگاه» نادرست است؛ حذف هسته اووسیت مربوط به SCNT است و Embryoid Body بهتنهایی درمان مستقیم در بدن محسوب نمیشود.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیمتوسط
۲۳بیماری برای مدلسازی به سلول پرتوان اتولوگ نیاز دارد، اما بیمار استفاده از اووسیت و تشکیل ساختار شبیه جنین را نمیپذیرد. کدام فناوری با این محدودیت سازگارتر است؟
۱
SCNT با اووسیت بیهسته
۲
جداسازی ICM از بلاستوسیست IVF
۳
تولید iPSC از سلول سوماتیک بیمار
✓ پاسخ درست
۴
تولید ECC از تومور سلول زایا
تشریح: iPSC با بازبرنامهریزی سلول سوماتیک خود بیمار ایجاد میشود و برای تولید سلول پرتوان به اووسیت یا تشکیل بلاستوسیست نیاز ندارد؛ بنابراین با محدودیت سناریو سازگارتر است.
◦ گزینهٔ «SCNT با اووسیت بیهسته» نادرست است؛ SCNT ذاتاً به اووسیت بیهسته وابسته است و محدودیت بیمار را نقض میکند.
◦ گزینهٔ «جداسازی ICM از بلاستوسیست IVF» نادرست است؛ این روش به جنین مرحله بلاستوسیست وابسته است و اتولوگ بودن نسبت به بیمار را نیز تضمین نمیکند.
◦ گزینهٔ «تولید ECC از تومور سلول زایا» نادرست است؛ ECC منشأ توموری دارد و راهبرد استاندارد برای تولید سلول پرتوان اتولوگ از بیمار نیست.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیسخت
۲۴مهمترین منطق کاهش رد ایمنی در کلونینگ درمانی مبتنی بر SCNT چیست؟
۱
تخمک بدون هسته هیچ ماده ژنتیکی یا سیتوپلاسمی ندارد
۲
هسته سوماتیک از خود بیمار است و سازگاری سلولی بیشتری دارد
✓ پاسخ درست
۳
SCNT همه سلولها را بهطور مستقیم به سلول بالغ تبدیل میکند
۴
در SCNT مرحله بلاستوسیست و ICM تشکیل نمیشود
تشریح: در SCNT هسته سلول سوماتیک بیمار وارد اووسیت بدون هسته میشود و سلولهای حاصل از نظر ژنتیکی عمدتاً به خود بیمار نزدیکاند؛ منبع این ویژگی را مزیت درمانی برای کاهش رد پیوند میداند.
◦ گزینهٔ «تخمک بدون هسته هیچ ماده ژنتیکی یا سیتوپلاسمی ندارد» نادرست است؛ اووسیت بدون هسته همچنان سیتوپلاسم و ماده ژنتیکی میتوکندریایی دارد.
◦ گزینهٔ «SCNT همه سلولها را بهطور مستقیم به سلول بالغ تبدیل میکند» نادرست است؛ SCNT ابتدا ساختارهای رویانی تا بلاستوسیست ایجاد میکند و تبدیل مستقیم همه سلولها به رده بالغ نیست.
◦ گزینهٔ «در SCNT مرحله بلاستوسیست و ICM تشکیل نمیشود» نادرست است؛ تشکیل بلاستوسیست و جداسازی ICM بخش مهم استفاده درمانی توصیفشده از SCNT است.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیمتوسط
۲۵در SCNT درمانی، سلول بازسازیشده تا بلاستوسیست پیش رفته است. اگر هدف تولید سلولهای پرتوان برای درمان باشد و نه تولد یک فرد جدید، کدام اقدام بعدی با هدف روش سازگارتر است؟
۱
انتقال بلاستوسیست به رحم برای ادامه بارداری
۲
جداسازی ICM و ایجاد رده سلولی پرتوان
✓ پاسخ درست
۳
حذف ICM و نگهداری فقط تروفوبلاست
۴
جایگزینی دوباره هسته اووسیت پیش از تمایز
تشریح: در therapeutic cloning، بلاستوسیست برای دستیابی به ICM و ایجاد سلولهای پرتوان استفاده میشود؛ انتقال آن به رحم، مسیر را به سمت cloning تولیدمثلی میبرد.
◦ گزینهٔ «انتقال بلاستوسیست به رحم برای ادامه بارداری» نادرست است؛ این اقدام با هدف تولیدمثلی سازگار است، نه هدف درمانی تعریفشده در سناریو.
◦ گزینهٔ «حذف ICM و نگهداری فقط تروفوبلاست» نادرست است؛ منبع سلولهای پرتوان موردنیاز برای کاربرد درمانی را از ICM به دست میآورد.
◦ گزینهٔ «جایگزینی دوباره هسته اووسیت پیش از تمایز» نادرست است؛ پس از بازسازی و رسیدن به بلاستوسیست، بازگرداندن هسته اووسیت مرحلهای از مسیر درمانی SCNT نیست.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیسخت
۲۶در شبیهسازی دالی، ماده ژنتیکی هستهای اصلی از کدام منبع تأمین شد؟
۱
تروفوبلاست گوسفند گیرنده
۲
سلول زایای اولیه جنین
۳
سلول بنیادی خونساز مغز استخوان
۴
سلول پستانی گوسفند دهنده
✓ پاسخ درست
تشریح: در منبع، دالی با استفاده از سلول پستانی گوسفند دهنده و انتقال آن به اووسیت بدون هسته ساخته شد؛ هسته سوماتیک منبع اصلی DNA هستهای بود.
◦ گزینهٔ «تروفوبلاست گوسفند گیرنده» نادرست است؛ تروفوبلاست گیرنده منبع هستهای اصلی در تکنیک دالی نبود.
◦ گزینهٔ «سلول زایای اولیه جنین» نادرست است؛ سلول زایای اولیه برای ساخت دالی در روش SCNT ذکر نشده است.
◦ گزینهٔ «سلول بنیادی خونساز مغز استخوان» نادرست است؛ HSC مغز استخوان منبع سلول سوماتیک مورد استفاده در داستان دالی نبود.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیآسان
۲۷چرا برنامهریزی مجدد یک سلول سوماتیک با فاکتورهای یاماناکا ممکن است در همه سلولها به یک اندازه موفق نباشد؟
۱
حافظه اپیژنتیکی میتواند بازگشت به پرتوانی را محدود کند
✓ پاسخ درست
۲
تمام سلولهای سوماتیک فاقد DNA هستهای هستند
۳
فاکتورهای یاماناکا فقط روی تروفوبلاست اثر میکنند
۴
سلولهای بالغ هیچ ژن مشترکی با iPSC ندارند
تشریح: منبع حافظه اپیژنتیکی سلولهای سوماتیک را یکی از علل محدودیت reprogramming میداند و اشاره میکند بازگشت به حالت pluripotent الزاماً در همه سلولها کامل و آسان نیست.
◦ گزینهٔ «تمام سلولهای سوماتیک فاقد DNA هستهای هستند» نادرست است؛ سلولهای سوماتیک دارای DNA هستهایاند و همین ژنوم موضوع برنامهریزی مجدد است.
◦ گزینهٔ «فاکتورهای یاماناکا فقط روی تروفوبلاست اثر میکنند» نادرست است؛ فاکتورهای یاماناکا برای القای پرتوانی در سلول سوماتیک مانند فیبروبلاست استفاده میشوند، نه فقط تروفوبلاست.
◦ گزینهٔ «سلولهای بالغ هیچ ژن مشترکی با iPSC ندارند» نادرست است؛ iPSC از سلول سوماتیک همان فرد ساخته میشود و ژنوم اصلی آن با سلول منبع مشترک است.
بخش ۴ — برنامهریزی مجدد و فناوریهای تولید سلول بنیادیمتوسط
۲۸اگر برای دیابت نوع ۱ و نوع ۲ از سلولهای بتای مشتق از سلول بنیادی استفاده شود، کدام تطبیق محدودیت اصلی هر بیماری درستتر است؟
۱
نوع ۱: مقاومت به انسولین؛ نوع ۲: فقدان همیشگی دستگاه ایمنی
۲
نوع ۱: تشکیل اسکار قلبی؛ نوع ۲: کاهش CXCL12 مغز استخوان
۳
نوع ۱: فقدان گیرنده دوپامین؛ نوع ۲: اختلال سلولهای لیمبال
۴
نوع ۱: تداوم حمله ایمنی؛ نوع ۲: باقیماندن مقاومت به انسولین
✓ پاسخ درست
تشریح: در دیابت نوع ۱، سلول بتای جدید همچنان ممکن است هدف فرایند ایمنی قرار گیرد؛ در دیابت نوع ۲، مشکل اصلی مقاومت بافتها به انسولین است و جایگزینی سلول بتا بهتنهایی این مسئله را برطرف نمیکند.
◦ گزینهٔ «نوع ۱: مقاومت به انسولین؛ نوع ۲: فقدان همیشگی دستگاه ایمنی» نادرست است؛ این جفت با تفاوت پاتوفیزیولوژیک مطرحشده در منبع سازگار نیست.
◦ گزینهٔ «نوع ۱: تشکیل اسکار قلبی؛ نوع ۲: کاهش CXCL12 مغز استخوان» نادرست است؛ این دو مفهوم به درمان قلب و ترافیک HSC مربوطاند، نه محدودیت اصلی درمان سلولی دیابت.
◦ گزینهٔ «نوع ۱: فقدان گیرنده دوپامین؛ نوع ۲: اختلال سلولهای لیمبال» نادرست است؛ این موارد با پارکینسون و قرنیه ارتباط دارند و محدودیت درمان سلولی دیابت نیستند.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیمتوسط
۲۹پس از ایسکمی یک بافت، افزایش CXCL12 در محل آسیب چگونه به فراخوانی سلول بنیادی دارای CXCR4 کمک میکند؟
۱
با حذف کامل مولکولهای چسبندگی از سطح اندوتلیوم
۲
با تبدیل مستقیم سلول بنیادی به تروفوبلاست در خون
۳
با متوقف کردن تمام پاسخهای کموتاکتیک سلول بنیادی
۴
با ایجاد شیب شیمیایی به سوی غلظت بالاتر CXCL12
✓ پاسخ درست
تشریح: CXCL12 یا SDF-1 بهصورت chemoattractant عمل میکند و با ایجاد شیب غلظت، سلولهای دارای گیرنده CXCR4 را به سمت محل با غلظت بالاتر هدایت میکند.
◦ گزینهٔ «با حذف کامل مولکولهای چسبندگی از سطح اندوتلیوم» نادرست است؛ هومینگ به مولکولهای چسبندگی نیاز دارد و حذف کامل آنها مهاجرت هدفمند را مختل میکند.
◦ گزینهٔ «با تبدیل مستقیم سلول بنیادی به تروفوبلاست در خون» نادرست است؛ CXCL12/CXCR4 در ترافیک سلول بنیادی نقش دارد و تبدیل مستقیم به تروفوبلاست را القا نمیکند.
◦ گزینهٔ «با متوقف کردن تمام پاسخهای کموتاکتیک سلول بنیادی» نادرست است؛ این محور خود یکی از مسیرهای مهم کموتاکسی است و پاسخ کموتاکتیک را متوقف نمیکند.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیسخت
۳۰HSC پس از عبور از اندوتلیوم وارد مغز استخوان شده، اما برای ماندگاری طولانی در محل هنوز باید در کنام مستقر شود. کدام ترکیب بیشترین نقش را در این مرحله دارد؟
۱
چسبندگی به اجزای کنام و سیگنال CXCL12 از سلولهای CAR
✓ پاسخ درست
۲
حذف کامل VLA-4 و کاهش همه تعاملات ماتریکسی
۳
افزایش LIF و تبدیل HSC به سلول پرتوان رویانی
۴
فعالسازی تروفوبلاست و تشکیل Embryoid Body در مغز استخوان
تشریح: Lodging پایدار HSC پس از ورود به مغز استخوان به تعاملات چسبندگی با کنام و سیگنالهای نگهدارنده مانند CXCL12 وابسته است؛ سلولهای CAR از منابع مهم CXCL12 در این محیطاند.
◦ گزینهٔ «حذف کامل VLA-4 و کاهش همه تعاملات ماتریکسی» نادرست است؛ کاهش چسبندگی با هدف استقرار پایدار در کنام سازگار نیست.
◦ گزینهٔ «افزایش LIF و تبدیل HSC به سلول پرتوان رویانی» نادرست است؛ LIF در حفظ ESC مطرح است و HSC برای lodging به ESC تبدیل نمیشود.
◦ گزینهٔ «فعالسازی تروفوبلاست و تشکیل Embryoid Body در مغز استخوان» نادرست است؛ این فرایندها به زیستشناسی ESC مربوطاند و بخشی از استقرار HSC در کنام نیستند.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیمتوسط
۳۱در هومینگ HSC به مغز استخوان، کدام جفت مولکولی بیشترین ارتباط را با rolling اولیه دارد؟
۱
CXCR4 با فیبرونکتین و کلاژن
۲
PSGL-1 با P-selectin و E-selectin
✓ پاسخ درست
۳
VLA-4 با OCT4 و Nanog
۴
G-CSF با SSEA3 و SSEA4
تشریح: PSGL-1 روی سلول بنیادی با P-selectin و E-selectin اندوتلیال تعامل میکند و اتصالهای گذرا و rolling را ایجاد میکند.
◦ گزینهٔ «CXCR4 با فیبرونکتین و کلاژن» نادرست است؛ CXCR4 گیرنده CXCL12 است و اتصال مستقیم آن به فیبرونکتین/کلاژن در این مرحله تعریف نشده است.
◦ گزینهٔ «VLA-4 با OCT4 و Nanog» نادرست است؛ VLA-4 با VCAM-1 و فیبرونکتین تعامل دارد؛ OCT4 و Nanog فاکتورهای پرتوانیاند.
◦ گزینهٔ «G-CSF با SSEA3 و SSEA4» نادرست است؛ G-CSF عامل موبیلیزیشن است و SSEA3/SSEA4 مارکرهای پرتوانیاند، نه جفت rolling.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیسخت
۳۲در یک دهنده سالم، شمار HSCهای خون محیطی در دو نوبت نمونهگیری با فاصله زمانی مشخص تفاوت دارد، بدون اینکه داروی بسیجکننده دریافت کرده باشد. کدام توضیح منبع میتواند این تغییر را توجیه کند؟
۱
HSC فقط پس از تبدیل به ESC میتواند وارد خون محیطی شود
۲
هر تغییر زمانی HSC الزاماً به تخریب کامل کنام عروقی مربوط است
۳
آزادسازی HSC میتواند تحت تأثیر ریتم شبانهروزی و چرخه نور باشد
✓ پاسخ درست
۴
تعداد HSC خون محیطی در فرد سالم از زمان نمونهگیری مستقل است
تشریح: منبع برای آزادسازی HSC از کنام، مؤلفه شبانهروزی و ارتباط با نور و ساعت زیستی را مطرح میکند؛ بنابراین اختلاف زمان نمونهگیری میتواند بدون بیماری یا داروی بسیجکننده رخ دهد.
◦ گزینهٔ «HSC فقط پس از تبدیل به ESC میتواند وارد خون محیطی شود» نادرست است؛ HSC بهطور طبیعی نیز میان مغز استخوان و خون جابهجا میشود و برای ورود به خون به ESC تبدیل نمیشود.
◦ گزینهٔ «هر تغییر زمانی HSC الزاماً به تخریب کامل کنام عروقی مربوط است» نادرست است؛ ریتم طبیعی آزادسازی به معنی تخریب کامل کنام نیست.
◦ گزینهٔ «تعداد HSC خون محیطی در فرد سالم از زمان نمونهگیری مستقل است» نادرست است؛ وجود مؤلفه شبانهروزی در منبع با استقلال کامل از زمان ناسازگار است.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیمتوسط
۳۳اگر سیگنال CXCL12/CXCR4 هنگام rolling فعال شود، کدام تغییر اتصال به توقف کامل سلول بنیادی کمک میکند؟
۱
قطع اتصال PSGL-1 به همه سلکتینها بدون جایگزین
۲
مهار کامل تمام اینتگرینهای سطح سلول
۳
تبدیل P-selectin به یک فاکتور رشد محلول
۴
تقویت اتصال VLA-4 به VCAM-1
✓ پاسخ درست
تشریح: فعال شدن محور CXCL12/CXCR4 موجب تقویت عملکرد اتصال VLA-4/VCAM-1 میشود و به arrest یا توقف کامل سلول کمک میکند.
◦ گزینهٔ «قطع اتصال PSGL-1 به همه سلکتینها بدون جایگزین» نادرست است؛ قطع همه اتصالات سلکتینی بدون ایجاد اتصال قویتر، سلول را برای توقف پایدار آماده نمیکند.
◦ گزینهٔ «مهار کامل تمام اینتگرینهای سطح سلول» نادرست است؛ اینتگرینها برای چسبندگی پایدار و مهاجرت اهمیت دارند و مهار کامل آنها با arrest سازگار نیست.
◦ گزینهٔ «تبدیل P-selectin به یک فاکتور رشد محلول» نادرست است؛ P-selectin مولکول چسبندگی اندوتلیال است و در منبع به فاکتور رشد محلول تبدیل نمیشود.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیسخت
۳۴در مقایسه هومینگ سیستمیک و غیرسیستمیک برای پیوند سلول بنیادی، کدام گزاره دقیقتر است؟
۱
تزریق وریدی همیشه همه سلولها را فقط به مغز استخوان میرساند
۲
هومینگ غیرسیستمیک الزاماً نیازمند گردش طولانی در خون است
۳
تزریق مستقیم، اتلاف سلول در اندامهای دیگر را کاهش میدهد
✓ پاسخ درست
۴
هومینگ سیستمیک مانع ورود سلولها به ریه و کبد و طحال میشود
تشریح: منبع میگوید در هومینگ سیستمیک بخشی از سلولها در اندامهایی مانند ریه، کبد و طحال میروند؛ تزریق غیرسیستمیک و مستقیم میتواند تمرکز سلول را در محل موردنظر بیشتر کند.
◦ گزینهٔ «تزریق وریدی همیشه همه سلولها را فقط به مغز استخوان میرساند» نادرست است؛ در تزریق وریدی توزیع سلولها اختصاصی به مغز استخوان نیست و بخشی در اندامهای دیگر هومینگ میکنند.
◦ گزینهٔ «هومینگ غیرسیستمیک الزاماً نیازمند گردش طولانی در خون است» نادرست است؛ هومینگ غیرسیستمیک با تزریق مستقیم تعریف شده و وابسته به گردش طولانی در خون نیست.
◦ گزینهٔ «هومینگ سیستمیک مانع ورود سلولها به ریه و کبد و طحال میشود» نادرست است؛ در سیستمیک، رفتن سلولها به ریه، کبد و طحال یکی از ایرادهای ذکرشده است، نه چیزی که جلوگیری شود.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیمتوسط
۳۵بیماری با آسیب وسیع اپیتلیوم قرنیه و کاهش ذخیره سلولهای لیمبال برای بازسازی سطح قرنیه ارجاع شده است. کدام طراحی درمانی بیشترین تطابق را با منبع دارد؟
۱
تکثیر سلولهای لیمبال روی پرده آمنیون بدون اپیتلیوم و سپس پیوند
✓ پاسخ درست
۲
تزریق مستقیم ESC تمایزنیافته به زجاجیه برای ساخت اپیتلیوم قرنیه
۳
پیوند HSC خون محیطی روی پرده آمنیون با اپیتلیوم دستنخورده
۴
تمایز نوروسفیر به هپاتوسیت و انتقال آن به سطح قرنیه
تشریح: منبع برای بازسازی قرنیه از سلولهای بنیادی لیمبال استفاده میکند و پرده آمنیون de-epithelialized را بهعنوان بستر مناسب کشت و انتقال این سلولها مطرح میکند.
◦ گزینهٔ «تزریق مستقیم ESC تمایزنیافته به زجاجیه برای ساخت اپیتلیوم قرنیه» نادرست است؛ ESC تمایزنیافته خطر تومور و تمایز نابجا دارد و مسیر استاندارد ذکرشده برای قرنیه نیست.
◦ گزینهٔ «پیوند HSC خون محیطی روی پرده آمنیون با اپیتلیوم دستنخورده» نادرست است؛ رده سلولی اصلی این کاربرد limbal stem cell است و بستر آمنیون در منبع پس از حذف اپیتلیوم به کار میرود.
◦ گزینهٔ «تمایز نوروسفیر به هپاتوسیت و انتقال آن به سطح قرنیه» نادرست است؛ نوروسفیر و هپاتوسیت به ردههای عصبی و کبدی مربوطاند و با بازسازی اپیتلیوم قرنیه تطابق ندارند.
بخش ۵ — ترافیک، پیوند و کاربردهای درمانی سلول بنیادیسخت