خلاصهٔ جامع و مکانیسم‌محور فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال

تحریک ریتمیک قلب

سیستم تخصص‌یافتهٔ تحریک و هدایت، خودکاری گره سینوسی، جریان Funny، مسیرهای دهلیزی، تأخیر گره دهلیزی‌ـ‌بطنی، شبکهٔ پورکینژ، ضربان‌ساز نابجا، بلوک AV، ریتم فرار و تنظیم سمپاتیک و واگی

۱۹ بخشساختار آموزشی
۴ شکل منتخباز منبع اصلی
۵ نمودار آموزشیبه‌صورت SVG داخلی
۵ جدولمقایسه و مرور
فهرست سریع درس
۱. وظیفهٔ سیستم تحریک و هدایت ۲. ساختمان گره سینوسی ۳. مبنای خودکاری گره سینوسی ۴. چرخهٔ یونی خودتحریکی ۵. مسیرهای دهلیزی و دستهٔ باخمان ۶. تأخیر گره دهلیزی‌ـ‌بطنی ۷. دستهٔ AV و الیاف پورکینژ ۸. مسیر فرعی و آریتمی بازگشتی ۹. توزیع پورکینژ در بطن‌ها ۱۰. انتقال در عضلهٔ بطنی ۱۱. سلسله‌مراتب ضربان‌سازها ۱۲. ضربان‌ساز نابجا ۱۳. استوکس‌ـ‌آدامز و ریتم فرار ۱۴. انقباض هم‌زمان بطن‌ها ۱۵. تنظیم سمپاتیک و واگی ۱۶. مکانیسم مهار واگی ۱۷. مکانیسم تحریک سمپاتیک ۱۸. جمع‌بندی کمی ۱۹. مرور نهایی و دام‌ها
۱
یک ضربان هماهنگ در هر چرخه

وظیفهٔ سیستم تحریک و هدایت قلب

قلب نزدیک به صد هزار بار در شبانه‌روز منقبض می‌شود. این تکرار منظم به سامانه‌ای تخصص‌یافته وابسته است که دو وظیفه دارد: ساخت خودکار پیام الکتریکی و رساندن سریع و زمان‌بندی‌شدهٔ آن به عضلهٔ قلب.

دهلیزها زودتر منقبض می‌شوندحدود یک‌ششم ثانیه فرصت دارند خون را پیش از انقباض بطن‌ها تخلیه کنند.
بطن‌ها تقریباً هم‌زمان منقبض می‌شوندفشار داخل بطن سریع و مؤثر بالا می‌رود و برون‌ده حفظ می‌شود.
آسیب ایسکمیک خطرناک استاختلال هدایت یا خودکاری می‌تواند آریتمی، افت برون‌ده و مرگ ناگهانی ایجاد کند.
گره سینوسی آغاز ضربان طبیعی مسیرهای دهلیزی پخش در دو دهلیز گره AV تأخیر هدفمند دستهٔ AV عبور از اسکلت فیبری شاخه‌های راست و چپ حرکت به سوی اپکس شبکهٔ پورکینژ فعال‌سازی سریع و هم‌زمان بطن‌ها
نمودار آموزشی ۱ ـ سیستم هدایتی، دهلیزها را زودتر و بطن‌ها را تقریباً هم‌زمان فعال می‌کند.
۲
مرکز طبیعی آغاز ضربان

گره سینوسی؛ ساختمان، محل و ارتباط با دهلیز

گره سینوسی نوار بیضوی و تختی از عضلهٔ قلبی تخصص‌یافته در دیوارهٔ فوقانی‌ـ‌خلفی دهلیز راست، درست زیر و کمی خارج دهانهٔ ورید اجوف فوقانی است.

۳ میلی‌مترعرض تقریبی گره
۱۵ میلی‌مترطول تقریبی گره
۱ میلی‌مترضخامت تقریبی گره

قطر رشته‌های گره‌ای حدود ۳ تا ۵ میکرون است؛ درحالی‌که رشته‌های عضلهٔ دهلیزی ۱۰ تا ۱۵ میکرون قطر دارند. رشته‌های گره‌ای میوفیبریل اندکی دارند و برای انقباض طراحی نشده‌اند، اما مستقیماً به عضلهٔ دهلیزی متصل‌اند.

گره سینوسی، مسیرهای بین‌گرهی، دستهٔ باخمان، گره دهلیزی‌ـ‌بطنی و شبکهٔ پورکینژ.
شکل ۱۰ـ۱. گره سینوسی، مسیرهای بین‌گرهی، دستهٔ باخمان، گره دهلیزی‌ـ‌بطنی و شبکهٔ پورکینژ.
۳
پتانسیل استراحت ناپایدار

مبنای خودکاری گره سینوسی

پتانسیل غشای رشتهٔ گره سینوسی میان دو ضربان حدود −۵۵ تا −۶۰ میلی‌ولت است؛ این مقدار نسبت به پتانسیل −۸۵ تا −۹۰ میلی‌ولت عضلهٔ بطنی، کمتر منفی است. علت، نشت طبیعی سدیم و کلسیم به داخل سلول است.

پتانسیل عمل خودکار گره سینوسی در مقایسه با پتانسیل عمل عضلهٔ بطنی.
شکل ۱۰ـ۲. پتانسیل عمل خودکار گره سینوسی در مقایسه با پتانسیل عمل عضلهٔ بطنی.

عضلهٔ بطنی

  • پتانسیل استراحت پایدار و بسیار منفی
  • بالاروی سریع با کانال سدیمی سریع
  • مرحلهٔ پلاتو با کانال کلسیمی آهسته

گره سینوسی

  • پتانسیل دیاستولی ناپایدار
  • کانال سدیمی سریع عمدتاً غیرفعال
  • بالاروی آهسته با کانال کلسیمی نوع L
چرا کانال سدیمی سریع باز نمی‌شود؟

در پتانسیل حدود −۵۵ میلی‌ولت، دریچه‌های غیرفعال‌سازی کانال سدیمی سریع بسته می‌مانند؛ بنابراین پتانسیل عمل گره‌ای به کلسیم وابسته است و آهسته‌تر بالا می‌رود.

۴
از هایپرپلاریزاسیون تا آستانه

چرخهٔ یونی خودتحریکی گره سینوسی

−۶۰ میلی‌ولت پس از هایپرپلاریزاسیون جریان Funny ورود آهستهٔ سدیم و کلسیم −۴۰ میلی‌ولت رسیدن به آستانه کانال کلسیمی L بالاروی پتانسیل عمل خروج پتاسیم رپلاریزاسیون و هایپرپلاریزاسیون بسته‌شدن K شروع چرخهٔ بعدی
نمودار آموزشی ۲ ـ شیب دپلاریزاسیون دیاستولی تعیین می‌کند گره سینوسی چه زمانی دوباره به آستانه برسد.
خروج پتاسیمهایپرپلاریزاسیونبسته‌شدن تدریجی Kجریان Funnyآستانهٔ −۴۰ورود کلسیم

کانال‌های کلسیمی نوع L حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلی‌ثانیه پس از بازشدن غیرفعال می‌شوند. هم‌زمان کانال‌های پتاسیمی بیشتری باز می‌شوند و خروج پتاسیم، غشا را رپلاریزه و سپس موقتاً هایپرپلاریزه می‌کند.

با بسته‌شدن تدریجی کانال‌های پتاسیمی، ورود آهستهٔ سدیم و کلسیم دوباره بر خروج پتاسیم غلبه می‌کند و پتانسیل غشا به سمت آستانه بالا می‌رود.

عامل تعیین‌کنندهٔ سرعت ضربان

هرچه شیب دپلاریزاسیون دیاستولی بیشتر، آستانه زودتر و ضربان سریع‌تر است؛ هرچه پتانسیل اولیه منفی‌تر یا شیب کمتر باشد، ضربان آهسته‌تر می‌شود.

۵
پخش تحریک در دو دهلیز

مسیرهای بین‌گرهی و دستهٔ باخمان

پیام گره سینوسی مستقیماً وارد عضلهٔ دهلیزی می‌شود. سرعت هدایت در بیشتر عضلهٔ دهلیز حدود ۰٫۳ متر بر ثانیه است، ولی در نوارهای تخصص‌یافتهٔ هدایتی به حدود ۱ متر بر ثانیه می‌رسد.

دستهٔ باخمانمسیر قدامی میان‌دهلیزی که تحریک را سریع به دهلیز چپ می‌رساند.
مسیر بین‌گرهی قدامیپیام را در امتداد دیوارهٔ قدامی به گره AV هدایت می‌کند.
مسیرهای میانی و خلفیراه‌های موازی برای انتقال منظم پیام به ناحیهٔ AV هستند.
اهمیت بالینی

اختلال هدایت میان‌دهلیزی می‌تواند توالی فعال‌شدن دو دهلیز را تغییر دهد و زمینهٔ آریتمی دهلیزی ایجاد کند.

۶
تأخیر محافظ پُرشدن بطن

گره دهلیزی‌ـ‌بطنی و علت هدایت آهسته

گره AV در بخش خلفی دیوارهٔ دهلیز راست و پشت دریچهٔ سه‌لتی قرار دارد. نقش اصلی آن جلوگیری از عبور بیش‌ازحد سریع پیام به بطن‌هاست تا دهلیزها فرصت تخلیه داشته باشند.

ساختمان گره دهلیزی‌ـ‌بطنی و زمان رسیدن تحریک به بخش‌های مختلف آن.
شکل ۱۰ـ۳. ساختمان گره دهلیزی‌ـ‌بطنی و زمان رسیدن تحریک به بخش‌های مختلف آن.
بخش مسیرتأخیر تقریبی از گره سینوسیعلت یا نقش
رسیدن به گره AV۰٫۰۳ ثانیههدایت در دهلیزها
خود گره AV۰٫۰۹ ثانیهٔ اضافیهدایت آهستهٔ سلول‌های کوچک
دستهٔ نافذ AV۰٫۰۴ ثانیهٔ اضافیعبور از بافت فیبری
کل تأخیر تا بطنحدود ۰٫۱۶ ثانیهتکمیل پرشدن بطنی

علت اصلی هدایت آهسته، تعداد کم اتصالات شکاف‌دار میان سلول‌های ناحیهٔ انتقالی و گره‌ای است. مقاومت زیاد میان سلول‌ها، انتقال جریان تحریکی را کند می‌کند.

۷
بزرگ، کم‌انقباض و بسیار سریع

دستهٔ AV و الیاف پورکینژ

رشته‌های پورکینژ از رشته‌های عضلهٔ بطنی نیز بزرگ‌ترند، میوفیبریل اندکی دارند و برای انتقال طراحی شده‌اند. هدایت در آن‌ها ۱٫۵ تا ۴ متر بر ثانیه است؛ تقریباً شش برابر عضلهٔ بطنی و بسیار سریع‌تر از گره AV.

چرا سریع‌اند؟

  • قطر زیاد رشته‌ها
  • نفوذپذیری زیاد اتصالات شکاف‌دار
  • مقاومت کم بین سلول‌ها
  • مسیر سازمان‌یافته و تخصص‌یافته

چرا کم منقبض می‌شوند؟

  • میوفیبریل کم
  • هدف اصلی انتقال، نه تولید نیرو
  • صرف انرژی کمتر برای انقباض
دستهٔ AV؛ راه طبیعی یک‌طرفه

در حالت طبیعی پیام از دهلیز به بطن عبور می‌کند و به عقب برنمی‌گردد. اسکلت فیبری دهلیز و بطن را عایق می‌کند و دستهٔ AV تنها مسیر طبیعی اتصال الکتریکی است.

۸
مسیرهای فرعی و بازگشت تحریک

چرا راه فرعی می‌تواند آریتمی ایجاد کند؟

اگر پلی عضلانی خارج از دستهٔ AV از اسکلت فیبری عبور کند، پیام ممکن است زودتر به بطن برسد یا از بطن به دهلیز بازگردد. این راه فرعی زمینهٔ تحریک پیش‌رس و چرخهٔ بازگشتی را فراهم می‌کند.

راه فرعیعبور خارج از گره AVفعال‌شدن زودرس بطنبازگشت پیامتاکی‌کاردی بازگشتی
نمونهٔ بالینی

در سندرم ولف‌ـ‌پارکینسون‌ـ‌وایت، یک مسیر فرعی دهلیز و بطن را به هم متصل می‌کند و می‌تواند آریتمی‌های بازگشتی ایجاد کند.

۹
شاخه‌های راست و چپ تا شبکهٔ زیراندوکاردی

توزیع پورکینژ در بطن‌ها

دستهٔ AV پس از عبور از بافت فیبری، ۵ تا ۱۵ میلی‌متر در سپتوم به سوی اپکس پایین می‌رود و به شاخه‌های راست و چپ تقسیم می‌شود. شاخه‌ها در زیر اندوکارد پیش می‌روند، دور هر بطن پخش می‌شوند و سپس به سمت قاعده بازمی‌گردند.

انتهای رشته‌ها تا حدود یک‌سوم ضخامت عضله نفوذ و به عضلهٔ بطنی متصل می‌شوند. از ورود پیام به شاخه‌ها تا رسیدن آن به انتهای پورکینژ فقط حدود ۰٫۰۳ ثانیه زمان لازم است.

۱۰
از اندوکارد به اپیکارد

انتقال پیام در عضلهٔ بطنی و زمان کل

پس از خروج از پورکینژ، پیام با سرعت ۰٫۳ تا ۰٫۵ متر بر ثانیه در عضلهٔ بطنی پخش می‌شود. آرایش مارپیچی لایه‌های عضله باعث می‌شود حرکت پیام مستقیماً شعاعی نباشد و تا رسیدن از اندوکارد به اپیکارد حدود ۰٫۰۳ ثانیه دیگر طول بکشد.

۰٫۰۰گره سینوسی ۰٫۰۳ورود به AV ۰٫۱۲خروج از گره AV ۰٫۱۶ورود به بطن ۰٫۱۹انتهای پورکینژ ۰٫۲۲اپیکارد دیررس بیشترین تأخیر در گره و دستهٔ AV است هدف: تکمیل تخلیهٔ دهلیز پیش از آغاز انقباض بطن
نمودار آموزشی ۳ ـ حدود ۰٫۱۶ ثانیه از آغاز تحریک گره سینوسی تا رسیدن پیام به عضلهٔ بطنی زمان می‌برد.
زمان‌های رسیدن تحریک به نقاط مختلف دهلیزها، گره AV، شاخه‌ها و عضلهٔ بطن.
شکل ۱۰ـ۴. زمان‌های رسیدن تحریک به نقاط مختلف دهلیزها، گره AV، شاخه‌ها و عضلهٔ بطن.
زمان کل فعال‌شدن بطن

از ورود پیام به شاخه‌های دسته تا فعال‌شدن آخرین رشتهٔ عضلهٔ بطنی تقریباً ۰٫۰۶ ثانیه طول می‌کشد.

۱۱
بیشترین سرعت ذاتی، مرکز فرمانده

چرا گره سینوسی ضربان‌ساز طبیعی است؟

گره AV و پورکینژ نیز خودکارند، اما سرعت ذاتی آن‌ها کمتر است. هر بار که گره سینوسی پیام می‌دهد، مراکز پایین‌تر پیش از رسیدن به آستانه دپلاریزه می‌شوند و فرصت تخلیهٔ خودکار پیدا نمی‌کنند.

گره سینوسی ۷۰ تا ۸۰ ضربه در دقیقه گره AV ۴۰ تا ۶۰ ضربه در دقیقه پورکینژ یا بطن ۱۵ تا ۴۰ ضربه در دقیقه سریع‌ترین مرکز، مراکز کندتر را سرکوب می‌کند سرکوب ناشی از تحریک مکرر یا overdrive suppression
نمودار آموزشی ۴ ـ گره سینوسی به علت بیشترین سرعت ذاتی، ضربان‌ساز طبیعی است؛ در بلوک، مرکز پایین‌تر با سرعت کمتر وارد عمل می‌شود.
مرکزسرعت ذاتینقش در حالت طبیعی
گره سینوسی۷۰ تا ۸۰ در دقیقهضربان‌ساز غالب
گره AV۴۰ تا ۶۰ در دقیقهضربان‌ساز پشتیبان
پورکینژ۱۵ تا ۴۰ در دقیقهضربان‌ساز نجات‌بخش بطنی
۱۲
وقتی مرکز دیگری زودتر تخلیه می‌شود

ضربان‌ساز نابجا و پیامد مکانیکی آن

اگر بخشی از گره AV، پورکینژ، دهلیز یا بطن با سرعتی بیش از گره سینوسی تخلیه شود، ضربان‌ساز نابجا شکل می‌گیرد. توالی فعال‌شدن قلب دیگر طبیعی نیست و انقباض‌ها ممکن است هماهنگی مکانیکی خود را از دست بدهند.

افزایش خودکاریسلول نابجا سریع‌تر از گره سینوسی به آستانه می‌رسد.
کاهش سرعت گره سینوسیمرکز پایین‌تر فرصت می‌یابد ریتم خود را آشکار کند.
بلوک مسیر طبیعیپیام گره سینوسی به بخش‌های پایین‌تر نمی‌رسد و ریتم فرار ایجاد می‌شود.
پیامد پمپی

ضربان‌ساز بطنی، بطن‌ها را از مسیر عضله‌به‌عضله فعال می‌کند؛ هماهنگی کمتر و QRS پهن‌تر می‌شود و قدرت پمپ می‌تواند کاهش یابد.

۱۳
مکث خطرناک پس از بلوک ناگهانی

بلوک کامل AV، ریتم فرار و سندرم استوکس‌ـ‌آدامز

در بلوک کامل AV، دهلیزها با ریتم گره سینوسی ادامه می‌دهند، اما بطن‌ها باید منتظر ضربان‌ساز پورکینژ بمانند. به علت سرکوب ناشی از تحریک مکرر، شروع ریتم بطنی ممکن است ۵ تا ۲۰ ثانیه تأخیر داشته باشد.

۴ تا ۵ ثانیهزمان تقریبی تا سنکوپ ناشی از قطع جریان مغز
۵ تا ۲۰ ثانیهتأخیر احتمالی آغاز ریتم فرار بطنی
۱۵ تا ۴۰ در دقیقهسرعت ریتم پورکینژی پس از فرار
استوکس‌ـ‌آدامز

سنکوپ ناشی از مکث بطنی پس از بلوک ناگهانی AV است. در بلوک علامت‌دار، ضربان‌ساز الکترونیکی برای حفظ ضربان و برون‌ده لازم می‌شود.

۱۴
فعال‌سازی بطن‌ها در یک پنجرهٔ باریک

پورکینژ و انقباض هم‌زمان بطن‌ها

شبکهٔ پورکینژ نخستین و آخرین بخش‌های بطن را با فاصله‌ای فقط ۰٫۰۳ تا ۰٫۰۶ ثانیه فعال می‌کند. در نتیجه تقریباً تمام جرم بطن در یک زمان آغاز به انقباض می‌کند.

اگر پیام آهسته در بطن پخش شود، بخشی از عضله پیش از بخش دیگر منقبض می‌شود و افزایش فشار هماهنگ از بین می‌رود. در برخی اختلالات هدایت، توان پمپاژ می‌تواند ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش یابد.

بازهمزمان‌سازی قلبی

در قلب بزرگ و ضعیف با ناهماهنگی شدید، دستگاه بازهمزمان‌ساز با تحریک زمان‌بندی‌شدهٔ دهلیز و دو بطن می‌تواند هماهنگی مکانیکی و برون‌ده را بهتر کند.

۱۵
دو بازوی متضاد دستگاه خودمختار

تنظیم سمپاتیک و واگی ضربان، هدایت و قدرت انقباض

سمپاتیک نوراپی‌نفرین ← گیرندهٔ بتا یک افزایش ورود سدیم و کلسیم شیب سریع‌تر پتانسیل ضربان‌ساز هدایت سریع‌تر گره AV انقباض قوی‌تر دهلیز و بطن افزایش ضربان، هدایت و قدرت پاراسمپاتیک یا واگ استیل‌کولین ← افزایش نفوذپذیری پتاسیم هایپرپلاریزاسیون گره سینوسی کاهش شیب دپلاریزاسیون دیاستولی کاهش ضریب اطمینان هدایت AV اثر مستقیم اندک بر بطن‌ها کاهش ضربان و هدایت
نمودار آموزشی ۵ ـ واگ عمدتاً گره‌های سینوسی و AV را مهار می‌کند؛ سمپاتیک تمام قلب، به‌ویژه بطن‌ها، را فعال می‌کند.

رشته‌های واگی بیشتر به گره‌های سینوسی و AV و تا حدی به دهلیزها می‌روند و عصب‌دهی مستقیم کمی به بطن‌ها دارند. رشته‌های سمپاتیک در سراسر قلب، به‌ویژه عضلهٔ بطن، توزیع گسترده دارند.

ویژگیواگسمپاتیک
میانجیاستیل‌کولیننوراپی‌نفرین
گره سینوسیهایپرپلاریزاسیون و کاهش شیبافزایش شیب دپلاریزاسیون
گره AVکاهش تحریک‌پذیری و هدایتافزایش هدایت و ضریب اطمینان
عضلهٔ بطناثر مستقیم کمافزایش قدرت انقباض
اثر نهاییبرادی‌کاردی و احتمال بلوکتاکی‌کاردی، هدایت و انقباض بیشتر
۱۶
استیل‌کولین و افزایش خروج پتاسیم

مکانیسم مهار واگی و فرار بطنی

استیل‌کولین نفوذپذیری غشا به پتاسیم را زیاد می‌کند. خروج پتاسیم، پتانسیل گره سینوسی را از حدود −۵۵ تا −۶۰ به −۶۵ تا −۷۵ میلی‌ولت می‌رساند و زمان رسیدن به آستانه را طولانی می‌کند.

در گره AV، هایپرپلاریزاسیون ضریب اطمینان انتقال را کاهش می‌دهد؛ تحریک متوسط هدایت را کند و تحریک شدید آن را کاملاً مسدود می‌کند.

فرار بطنی

تحریک شدید واگ ممکن است گره سینوسی یا هدایت AV را متوقف کند. پس از ۵ تا ۲۰ ثانیه، یک مرکز پورکینژی با سرعت ۱۵ تا ۴۰ در دقیقه ضربان را از سر می‌گیرد.

۱۷
بتا یک و افزایش نفوذپذیری سدیم و کلسیم

مکانیسم تحریک سمپاتیک قلب

نوراپی‌نفرین با تحریک گیرندهٔ بتا یک، ورود سدیم و کلسیم را افزایش می‌دهد. در گره سینوسی، پتانسیل دیاستولی سریع‌تر به آستانه می‌رسد؛ در گره AV، هر سلول راحت‌تر سلول بعدی را تحریک می‌کند؛ در عضلهٔ قلب، ورود کلسیم نیروی انقباض را بالا می‌برد.

تا حدود سه برابرافزایش احتمالی سرعت ضربان با تحریک حداکثری
تا حدود دو برابرافزایش قدرت انقباض
کاهش زمان هدایتعبور سریع‌تر پیام از گره و دستهٔ AV
۱۸
عددها و ارتباطات مهم فصل

جدول جمع‌بندی کمی

پارامترمقدار تقریبیاهمیت
پتانسیل گره سینوسی−۵۵ تا −۶۰ میلی‌ولتغیرفعال‌بودن کانال سدیمی سریع
آستانهٔ گره سینوسیحدود −۴۰ میلی‌ولتبازشدن کانال کلسیمی نوع L
سرعت عضلهٔ دهلیزحدود ۰٫۳ متر بر ثانیهپخش معمول تحریک
سرعت مسیرهای تخصصی دهلیزحدود ۱ متر بر ثانیهرساندن سریع پیام
تأخیر کل تا بطنحدود ۰٫۱۶ ثانیهتکمیل پرشدن بطن
سرعت پورکینژ۱٫۵ تا ۴ متر بر ثانیهفعال‌سازی سریع بطن‌ها
سرعت عضلهٔ بطن۰٫۳ تا ۰٫۵ متر بر ثانیهپخش از اندوکارد به اپیکارد
فعال‌شدن کامل بطنحدود ۰٫۰۶ ثانیهانقباض تقریباً هم‌زمان
۱۹
کلیدواژه‌ها و دام‌های آزمونی

مرور نهایی فصل ۱۰

کلیدواژهٔ سؤالپاسخ سریعمنطق
ضربان‌ساز طبیعیگره سینوسیبالاترین سرعت ذاتی را دارد
بالاروی پتانسیل گره سینوسیکانال کلسیمی نوع Lکانال سدیمی سریع غیرفعال است
جریان Funnyدپلاریزاسیون آهستهٔ دیاستولیورود مثبت سدیم و کلسیم
تأخیر اصلی قلبگره AV و دستهٔ نافذاتصالات شکاف‌دار کم
سریع‌ترین هدایتالیاف پورکینژقطر و نفوذپذیری بالا
راه طبیعی عبور دهلیز به بطندستهٔ AVاسکلت فیبری عایق است
ریتم ۴۰ تا ۶۰گره AVضربان‌ساز پشتیبان
ریتم ۱۵ تا ۴۰پورکینژ یا بطنریتم فرار بطنی
سنکوپ پس از بلوک ناگهانیاستوکس‌ـ‌آدامزمکث پیش از آغاز ریتم فرار
اثر واگافزایش خروج پتاسیمهایپرپلاریزاسیون و کاهش هدایت
اثر سمپاتیکافزایش ورود سدیم و کلسیمضربان، هدایت و انقباض بیشتر
گره سینوسیخودکاری دارد و سریع‌ترین مرکز طبیعی است.
گره AVتأخیر می‌دهد تا دهلیزها پیش از بطن تخلیه شوند.
پورکینژپیام را سریع پخش و بطن‌ها را هماهنگ می‌کند.
ضربان‌ساز نابجاتوالی طبیعی انقباض و کارایی پمپ را مختل می‌کند.
واگگره‌ها را مهار و احتمال بلوک را افزایش می‌دهد.
سمپاتیکخودکاری، هدایت و قدرت انقباض را افزایش می‌دهد.
دام‌های نهایی
  • خودکاری گره سینوسی به ناپایداری پتانسیل دیاستولی وابسته است، نه یک پتانسیل استراحت ثابت.
  • تأخیر AV نقص هدایت نیست؛ بخشی ضروری از هماهنگی طبیعی قلب است.
  • پورکینژ سریع هدایت می‌کند، اما خود با سرعت ذاتی پایینی ضربان می‌سازد.
  • واگ اثر مستقیم کمی بر قدرت انقباض بطن دارد، چون عصب‌دهی بطن محدود است.
  • استوکس‌ـ‌آدامز از تأخیر آغاز ریتم فرار پس از بلوک ناگهانی ناشی می‌شود.
  • یک مسیر فرعی می‌تواند اسکلت فیبری را دور بزند و آریتمی بازگشتی ایجاد کند.
جمع‌بندی یک‌خطی

هماهنگی قلب حاصل سه ویژگی است: خودکاری گره سینوسی، تأخیر گره AV و سرعت شبکهٔ پورکینژ؛ دستگاه خودمختار سرعت هر سه را تنظیم می‌کند.