Medical English · Pre 2

Working Women

نقش زنان شاغل، ساختار خانواده و مراقبت از کودک، تغییر نقش پدر، ورود مردان به مشاغل سنتی زنانه، واژگان، درک مطلب، Word Family و تمام تمرین‌های پاسخ‌داده‌شده

۱
بخش اول

ایدهٔ اصلی یونیت ۶

یونیت ۶ با عنوان Working Women دربارهٔ تغییر نقش زنان و مردان در خانواده و بازار کار آمریکا است. متن اصلی توضیح می‌دهد که بیشتر زنان دارای فرزند، علاوه بر نقش مادری و خانه‌داری، بیرون از خانه نیز کار می‌کنند. هم‌زمان، ساختار خانواده از الگوی سنتی «مرد نان‌آور و زن خانه‌دار» فاصله گرفته و شکل‌های متنوع‌تری مانند خانوادهٔ تک‌والد، خانوادهٔ آمیخته و خانواده‌هایی با تقسیم مسئولیت مراقبت از کودک دیده می‌شود.

بخش Further Reading زاویهٔ مقابل را بررسی می‌کند: مردانی که وارد مشاغلی شده‌اند که قبلاً تقریباً به‌طور انحصاری در اختیار زنان بوده‌اند، مانند پرستاری، منشی‌گری و مهمانداری هواپیما. بنابراین هستهٔ مشترک دو متن، تغییر نقش‌های سنتی جنسیتی در کار و خانواده است.

نقشهٔ ذهنی یونیت ۶
Work, Family & Gender Rolesتغییر نقش‌ها در خانه و محیط کار

Working Women

اشتغال زنان، نیاز مالی، مشاغل سنتی و موقعیت‌های اجرایی.

Family Structure

Immediate، single-parent، blended و شکل‌های جدید خانواده.

Child Care

Day care، nanny، workplace care و تقسیم شیفت میان والدین.

Men in Women’s Work

ورود مردان به مشاغل زنانه، کلیشه، تبعیض و پیشرفت شغلی.

۲
بخش دوم

Pre-reading Activities — پاسخ‌داده‌شده

پرسش‌های پیش از متن با توجه به اطلاعات خود Reading پاسخ داده شده‌اند.

QuestionAnswerتوضیح
1. Has the definition of family expanded over years in the U.S.A?Yes — family forms have become more varied.متن علاوه بر خانوادهٔ سنتی، immediate، single-parent و blended family را مطرح می‌کند.
2. Are American men or women breadwinners these days?Both men and women.در بسیاری از خانواده‌ها یک درآمد کافی نیست و هر دو والد کار می‌کنند.
3. What might be the biggest problem of working mothers?Child care.Paragraph D با سؤال «Who, then, is taking care of the children?» آغاز می‌شود.
B. General idea of the passageChanging roles of women and men, changing family structures, and solutions for child care.این سه محور سراسر Reading را به هم وصل می‌کنند.
۳
بخش سوم

Context Clues و نشانه‌گذاری

در این یونیت تأکید شده که برای فهم واژهٔ ناآشنا همیشه لازم نیست فوراً به فرهنگ لغت مراجعه کنیم. نشانه‌های نگارشی مانند ویرگول، نقطه‌ویرگول، دونقطه، خط تیره و پرانتز می‌توانند مثال، تعریف یا توضیح واژه را در همان جمله نشان دهند.

نشانهکاربرد در حدس معنینمونه
Comma (,)معرفی توضیح یا تعریفa drawback, disadvantage
Semicolon (;)بخش دوم می‌تواند توضیح بخش اول باشدegalitarian; all students are considered equal
Colon (:)معرفی فهرست یا توضیحفهرست انواع مدارس
Dash (—)اطلاعات اضافی یا تعریفextended family — children, parents, grandparents...
Parentheses ( )مثال یا توضیحemotions (sadness, anger, irritability...)
D) Guess Meaning from Punctuation — پاسخ
واژه / عبارتمعنی صحیحClue
obligatoryاجباری، الزامیشهریه در مدرسهٔ متوسطه الزامی است و خانواده‌ها ممکن است توان پرداخت نداشته باشند.
relevanceارتباط، مربوط‌بودن— its connection to life
extended familyخانوادهٔ گسترده— children, parents, grandparents...
emotionsاحساسات و هیجان‌ها(sadness, anger, irritability...)
vocalizeصدا تولیدکردن / به زبان آوردنmake noises
E) Context Vocabulary — پاسخ
ItemAnswerمعنی
1. fieldsajobsحوزه‌های کاری / مشاغل
2. glass ceilingdthe obstacles in the way of women’s workمانع نامرئی در راه پیشرفت شغلی زنان
3. former marriagebfirst / previous marriageازدواج قبلی؛ در گزینه‌ها «first» نزدیک‌ترین انتخاب است
4. chorescworkکارهای خانه
5. adequateaenoughکافی
۴
بخش چهارم

Reading: Working Women — اشتغال زنان

بیش از ۷۰٪ زنان آمریکایی که فرزند زیر ۱۸ سال دارند، علاوه بر نقش مادر و خانه‌دار، شغل دیگری نیز دارند. بخش بزرگی از آنان در حوزه‌هایی کار می‌کنند که به‌طور سنتی زنانه تلقی می‌شوند؛ مانند امور دفتری، فروش، آموزش و خدمات. بااین‌حال، تعداد رو‌به‌رشدی از زنان وارد حرفه‌هایی مانند مهندسی، پزشکی، حقوق، سیاست و علوم شده‌اند.

تعداد کمی نیز توانسته‌اند به موقعیت‌های اجرایی در تجارت، دولت و بانکداری برسند و چیزی را که متن the glass ceiling می‌نامد بشکنند. «سقف شیشه‌ای» مانعی رسمی و قابل‌دیدن نیست؛ بلکه به موانع نامرئی اجتماعی و سازمانی اشاره دارد که جلوی ارتقای زنان به سطوح بالای مدیریتی را می‌گیرد.

growing number

a growing number یعنی «تعداد رو به افزایش». این عبارت به روند افزایشی ورود زنان به مشاغل حرفه‌ای و غیرسنتی اشاره دارد.

عوامل مالی یکی از محرک‌های اصلی اشتغال زنان‌اند. بعضی تمام‌وقت، بعضی پاره‌وقت و برخی با روش‌هایی مانند flex-time یا job sharing کار می‌کنند. بسیاری از زنان، مادران مجردی هستند که به‌تنهایی فرزند خود را بزرگ می‌کنند؛ اما در بیشتر خانواده‌ها نیز یک درآمد برای تأمین هزینه‌ها کافی نیست و هر دو والد ناچار به کار هستند.

۵
بخش پنجم

تغییر نقش زن و ساختار خانواده

متن با نگاهی به دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نشان می‌دهد که نقش زنان متأهل در آمریکا به‌شدت تغییر کرده است. در آن دوره معمولاً بدیهی فرض می‌شد که زن متأهل در خانه بماند و فرزندان را بزرگ کند. تصویر «شوهر به‌عنوان تنها نان‌آور و زن به‌عنوان مادر خانه‌دار» هنوز در فیلم‌ها و تبلیغات آمریکا دیده می‌شود، اما در زمان نگارش متن تنها حدود ۷٪ جمعیت آمریکا با این الگو مطابقت داشتند.

الگوی سنتی

Husband = exclusive breadwinner
Wife = stay-at-home mother

الگوی جدیدتر

هر دو والد می‌توانند شاغل باشند و مسئولیت درآمد و مراقبت از کودک را تقسیم کنند.

Reference Word

This در جملهٔ This is still the image... به همان تصویر سنتی «زن در خانه برای بزرگ‌کردن کودکان» برمی‌گردد.

۶
بخش ششم

انواع خانواده در متن

در گذشته، خانوادهٔ گسترده اغلب در یک شهر یا حتی یک خانه زندگی می‌کرد و بستگان می‌توانستند از فرزندان والدین شاغل مراقبت کنند. با آغاز انقلاب صنعتی و مهاجرت مردم از مزارع و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ برای فرصت‌های شغلی بهتر، این ساختار کم‌کم تغییر کرد و خانواده‌های هسته‌ای کوچک‌تر رایج‌تر شدند.

نوع خانوادهتعریف در متن
Extended familyکودکان، والدین، پدربزرگ و مادربزرگ، عمه/خاله/عمو/دایی و دیگر بستگان
Immediate familyمادر، پدر و فرزندان
Single-parent familyمادر یا پدر به‌تنهایی با فرزندان زندگی می‌کند
Blended familyازدواج دو فرد که قبلاً ازدواج کرده‌اند و فرزندان ازدواج‌های قبلی را در خانوادهٔ جدید کنار هم می‌آورند

مرجع it

در عبارت Or, it could be single-parent family، واژهٔ it به family برمی‌گردد.

۷
بخش هفتم

راه‌حل‌های مراقبت از کودک

وقتی هر دو والد کار می‌کنند، سؤال اصلی این است که چه کسی از کودک مراقبت کند. متن چند راه‌حل را معرفی می‌کند و نشان می‌دهد که مراقبت از کودک می‌تواند در یک مرکز رسمی، خانهٔ خصوصی، محل کار یا خانهٔ خود خانواده انجام شود.

راه‌حلتوضیح
Day-care facilitiesسپردن کودک به مرکز رسمی مراقبت روزانه
Informal day-care in private homesمراقبت غیررسمی در خانه‌های خصوصی
Workplace day careشرکت یا بیمارستان در محل کار خدمات نگهداری کودک فراهم می‌کند؛ متن آن را با کارکنان شادتر و پربازده‌تر مرتبط می‌داند
Nannyفردی که برای مراقبت از کودک به خانهٔ خانواده می‌آید؛ معمولاً برای خانواده‌های مرفه‌تر

e.g.

e.g. = for example؛ متن برای کشور مبدأ بعضی مراقبان کودک مثال‌هایی مانند England، Jamaica، Poland و Philippines می‌آورد.

private

متضاد private در این بافت public است.

۸
بخش هشتم

تقسیم مسئولیت و نقش پدر

یک روند جدیدتر، تقسیم مسئولیت مراقبت از کودک میان زن و شوهر است. بعضی زوج‌های جوان ساعات کاری یا شیفت‌های خود را طوری تنظیم می‌کنند که یکی از والدین همیشه در خانه باشد. این روش علاوه بر حضور والد کنار کودک، هزینهٔ بالای مراقبت روزانه را نیز کاهش می‌دهد.

زن و شوهر ممکن است کارهای خانه را هم تقسیم کنند. متن می‌گوید بعضی پدران در پختن شام، عوض‌کردن و حمام‌کردن کودک و شستن لباس‌ها به‌اندازهٔ مادران توانمندند. اگر درآمد زن برای هزینه‌های خانواده کافی باشد، گاهی پدر به househusband تبدیل می‌شود؛ هرچند متن این موارد را هنوز نسبتاً نادر می‌داند.

مرجع this

در جملهٔ this saves money...، واژهٔ this به تنظیم شیفت‌های مخالف والدین و مراقبت مستقیم یکی از آن‌ها از کودک اشاره دارد.

متن افزایش زمانی را که پدران با فرزندان می‌گذرانند یک روند مثبت می‌داند. در نظرسنجی نقل‌شده، ۴۱٪ کودکان گفته‌اند زمان برابری را با مادر و پدر خود می‌گذرانند. دکتر Leon Hoffman این افزایش درگیری پدر در مراقبت و تصمیم‌گیری دربارهٔ زندگی کودک را یکی از تغییرات فرهنگی مهم می‌داند.

۹
بخش نهم

تمرین‌های Reading — True / False و Multiple Choice

A) True / False
StatementAnswerReason
1. The husband is no longer the only breadwinner in the U.S.Tدر بسیاری از خانواده‌ها هر دو والد کار می‌کنند.
2. Fathers increasingly help care for children.Tمتن آن را یک روند مثبت و تغییر فرهنگی مهم می‌داند.
3. The majority of women function as mother, homemaker and employee.Tبیش از ۷۰٪ زنان دارای فرزند زیر ۱۸ سال شغل دیگری هم دارند.
4. Executive positions are mostly occupied by females.Fمتن فقط می‌گوید «a few» زنان به این موقعیت‌ها رسیده‌اند.
5. Financial needs play no role in women’s decision to work outside home.FMonetary factors influence women to work.
6. Extended-family members today commonly share child-care responsibilities.Fاین الگو بیشتر مربوط به گذشته است؛ امروزه immediate family رایج‌تر است.
7. Providing child care at the workplace can make employees happier and more productive.Tاین رابطه مستقیماً در Paragraph D آمده است.
8. No husband ever stays home exclusively to care for children.Fدر بعضی موارد پدر househusband می‌شود.
B) Multiple Choice
ItemCorrect answerReason
1. Majority of American women work outside since...atheir family income is insufficientیک درآمد در بیشتر خانواده‌ها کافی نیست.
2. Most recent tendency in American families...ccouples sharing child careParagraph E آن را trend جدید معرفی می‌کند.
3. This (Paragraph C) refers to...bmother being home with the childمرجع، تصویر سنتی زن خانه‌دار است.
4. Most common family form today...cimmediateمتن می‌گوید now, most often, the family is just the immediate family.
5. As to American men and women today...cthe role of both has alteredنقش زن در کار و نقش مرد در مراقبت از کودک هر دو تغییر کرده‌اند.
6. Writer is ... fathers spending more time at home.cpositive aboutمتن آن را a positive trend می‌نامد.
7. glass ceiling means...ainvisible barrier to the promotion of womenتعریف اصلی اصطلاح.
۱۰
بخش دهم

تمرین واژگان Reading — پاسخ‌داده‌شده

شمارهپاسخ صحیحCompleted sentence / نکته
1boccupiedpositions ... are now being occupied by women
2demergeoppositions began to emerge
3dseekingemployees are currently seeking new ways...
4cadequatetraining that is adequate to meet future needs
5amonetarymonetary policies
6binvolvementfamily’s involvement in illegal affairs
7bnecessitatedLack of money necessitated a change of plan.
8aformerاز میان دو امکان، former یعنی اولی.
9bflex-timeتعداد ساعت مشخص است اما زمان شروع و پایان انعطاف دارد.
10dtrendthe growing trend toward early retirement
۱۱
بخش یازدهم

Oral Questions و Reference Words — پاسخ‌داده‌شده

D) Oral Questions
QuestionAnswer
1. What are the duties of most women in the U.S.?They are mothers and homemakers, and many also work outside the home.
2. Which positions are usually occupied by women?Traditional female fields such as clerical work, sales, education, and service.
3. What percentage of women have broken through the glass ceiling?The passage gives no percentage; it only says “a few” women have reached executive positions.
4. What is the recent trend in child-care responsibilities?Husbands and wives increasingly share child-care responsibilities.
5. Who takes care of the children?Day-care facilities, private-home care, workplace day care, nannies, or the parents themselves through opposite shifts.
6. What may happen if the woman’s income is sufficient?The father may become a househusband and stay home to care for the family.
7. What is an important cultural change?Fathers are spending more time with their children and are more involved in care and decision making.
Reference Words & Inline Questions
ItemAnswer
This is still the image...the traditional image of the wife staying home and raising the children
it could be single-parent familyit = the family
privateopposite: public
e.g.for example
this saves moneyarranging opposite work hours so one parent stays home with the children
۱۲
بخش دوازدهم

Further Reading: مردان در مشاغل زنانه

متن دوم روندی را بررسی می‌کند که از دههٔ ۱۹۷۰ پررنگ‌تر شد: مردان نیز وارد مشاغل و حرفه‌هایی شدند که قبلاً تقریباً به‌طور کامل در اختیار زنان بود. نمونهٔ اصلی Donald Olayer است که با وجود مخالفت اولیهٔ پدرش وارد دانشکدهٔ پرستاری شد. پدر او که کارگر فولاد بود، در ابتدا با این انتخاب مشکل داشت؛ اما پس از دیدن موفقیت شغلی پسرش، نظرش کاملاً تغییر کرد.

Olayer بعدها پرستار ثبت‌شده و متخصص بیهوشی شد و درآمد خوبی داشت. پدرش سپس به همکارانش توصیه می‌کرد که پسرانشان به‌جای سال‌ها تحصیل بدون یافتن شغل، پرستار می‌شدند. عبارت done an about face در این بخش یعنی «موضع خود را کاملاً عوض‌کردن».

once

در عبارت jobs once held nearly exclusively by women، واژهٔ once یعنی some time in the past / formerly.

۱۳
بخش سیزدهم

چرا مردان وارد مشاغل زنانه شده‌اند؟

آمارهای نقل‌شده در متن نشان می‌دهند ورود مردان به مشاغل زنانه یک مورد استثنایی نبوده است. تعداد منشی‌های مرد، اپراتورهای تلفن مرد و پرستاران مرد در دورهٔ مورد بررسی افزایش داشته و کارشناسان ادامهٔ این روند را پیش‌بینی کرده‌اند.

OccupationChange reported
Male secretariesافزایش ۲۴٪؛ از ۲۵٬۰۰۰ در ۱۹۷۲ به ۳۱٬۰۰۰ در ۱۹۷۸
Male telephone operatorsافزایش ۳۸٪ در همان دوره
Male nursesافزایش ۹۴٪

یکی از دلایل اصلی، سخت‌شدن بازار کار است. وقتی شغل‌های سنتی مردانه، به‌ویژه کارهای یقه‌آبی، رشد نمی‌کنند، مردان انگیزهٔ بیشتری پیدا می‌کنند در هر حوزه‌ای که شغل در دسترس است کار کنند؛ حتی اگر آن شغل از نظر سنتی زنانه تلقی شود. متن می‌گوید این مشاغل اداری و خدماتی معمولاً حقوق و جایگاه پایین‌تری دارند، اما «هنوز وجود دارند».

them refers to...

در take jobs where they can find them، them به jobs برمی‌گردد.

عامل دوم تغییر نگرش نسل جوان است. مردان جوان‌تر دیدگاه سخت‌گیرانهٔ کمتری دربارهٔ این‌که چه کاری «مردانه» یا «زنانه» است دارند و بنابراین ممکن است احساس ننگ یا stigma کمتری نسبت به کار در حوزه‌های زنانه داشته باشند.

۱۴
بخش چهاردهم

تبعیض، کلیشه و پیشرفت شغلی

با وجود نرم‌ترشدن نگرش‌ها، مردانی که از مرز سنتی تفکیک جنسیتی در بازار کار عبور می‌کنند هنوز ممکن است با discrimination و ridicule روبه‌رو شوند. David Anderson، معلم سابق دبیرستان، پس از آن‌که نتوانست وارد دوره‌های مدیریت شود، از توانایی تایپ خود استفاده کرد و منشی مدیر بازاریابی یک شرکت نشر شد.

او احساس می‌کرد بعضی افراد از حضور یک مرد در نقش منشی تعجب می‌کنند. حتی وقتی رئیس زن او درخواست آوردن قهوه می‌کرد، واکنش دیگر منشی‌ها نشان می‌داد که نقش جنسیتی هنوز در ذهن آنان قوی است. مردان در چنین مشاغلی گاهی با متخصصان سطح بالاتر اشتباه گرفته می‌شوند؛ برای مثال یک مهماندار مرد با خلبان اشتباه گرفته شده بود و Anderson نیز با پوشیدن کت‌وشلوار گاهی با لحن مدیران با او صحبت می‌شد.

flight attendant

فردی که در هواپیما از مسافران پذیرایی و مراقبت می‌کند؛ نه pilot.

متن در پایان به پدیده‌ای مهم اشاره می‌کند: مردان در مشاغل سنتی زنانه اغلب سریع‌تر از نردبان شغلی بالا می‌روند. Anderson تنها هفت ماه منشی بود و بعد به شغل پردرآمدتر placement counselor رسید. همچنین با وجود تعداد کم معلمان مرد دبستان، سهم مردان در میان مدیران دبستان بیش از انتظار است. نویسنده این مسئله را تا حدی به تبعیض ساختاری و تا حدی به تربیت مردان برای ابراز وجود و پذیرش مسئولیت نسبت می‌دهد.

۱۵
بخش پانزدهم

تمرین‌های Further Reading — پاسخ‌داده‌شده

A) True / False
StatementAnswerReason
1. Men have taken female-dominated careers since these jobs are available.Tسختی بازار کار و در دسترس‌بودن این مشاغل به‌عنوان عامل ذکر شده است.
2. Men have traditionally been raised to assume more responsibility.TParagraph L می‌گوید مردان برای assert themselves و assume responsibility تربیت شده‌اند.
3. Young people are stricter about male/female work than their parents.FYoung men have less rigid views.
4. Passage mainly discusses advantages of nursing.Fموضوع اصلی ورود مردان به مشاغل زنانه است.
5. Olayer’s father changed his mind because he investigated nursing.Fمتن چنین تحقیقی را ذکر نمی‌کند؛ تغییر نگرش بعد از موفقیت شغلی پسر رخ داده است.
6. Men entered female-dominated jobs because those jobs pay more.Fمتن می‌گوید بسیاری از این مشاغل حقوق و جایگاه پایین‌تری دارند.
7. Men are less qualified in female-dominated fields.Fهیچ چنین ادعایی وجود ندارد.
8. The passage suggests men are more intelligent than women.Fچنین نتیجه‌ای در متن وجود ندارد.
9. Donald Olayer now thinks nursing was a mistake.Fاو در شغل خود موفق است.
10. Donald’s father recommends welding to coworkers’ sons.Fاو اکنون توصیه می‌کند آنان پرستار می‌شدند.
B) Multiple Choice
ItemCorrect answerReason
1. Donald’s father...bused to disagree with men working as nursesواکنش اولیهٔ پدر منفی بود.
2. His attitude toward male nurses...dhas completely changeddone an about face.
3. One job Donald’s father liked his son to get...bworking as a steel workerگزینه‌ها دقیق نیستند؛ متن از پسران همکاران که welder می‌شدند یاد می‌کند و این گزینه نزدیک‌ترین انتخاب موجود است.
4. By going to nursing school, Donald...cdisobeyed his fatherپدر با انتخاب او موافق نبود.
5. Some steelworkers’ sons...bare unemployedپدر می‌گوید بعضی پس از سال‌ها کالج نیز شغل پیدا نکرده‌اند.
6. “they’re still there” means...asuch jobs are availableبرخلاف مشاغل یقه‌آبی، این فرصت‌ها هنوز وجود دارند.
7. Others ... David Anderson’s secretarial job.cmade fun of himمتن از discrimination and ridicule صحبت می‌کند.
8. Men have turned to female-dominated jobs mostly due to...atheir availabilityjob-market tightness.
9. done an about face means...ccompletely changedتغییر کامل موضع.
Inline Questions
oncesome time in the past / formerly
them in “find them”jobs
formeropposite: current / present
flight attendanta person who serves and assists passengers on an aircraft
۱۶
بخش شانزدهم

Word Families — پاسخ‌داده‌شده

FamilyAnswers
necessary / necessitate / necessarily / necessitya) necessity   b) necessary   c) necessarily   d) necessitated
adequate / adequately / adequacya) adequacy   b) adequate   c) adequately
extension / extend / extended / extensivea) extend   b) extended   c) extension   d) extensive
thought / think / thoughtful / thoughtfullya) thoughtful, thinking   b) thought   c) thoughtfully
apply / applicant / application / applieda) applicants   b) applied   c) applied   d) application
trainee / train / trainer / traininga) training   b) trainee   c) training   d) trainer
employer / employee / employment / employa) employs   b) employee   c) employment   d) employer

دام دستوری

employer = کارفرما، employee = کارمند؛ این دو به‌دلیل شباهت نوشتاری زیاد، از دام‌های رایج تستی‌اند.

۱۷
بخش هفدهم

Job Hunting — Fill in the Blanks

متن کوتاه Job Hunting با استفاده از تمام کلمات بانک واژگان به شکل زیر کامل می‌شود.

BlankAnswerCompleted phrase
1beginThey might begin with a look...
2adsclassified ads
3couldThey could go...
4companiesat various companies
5gogo to an employment agency
6aboutfind out about a job opening
7personfrom another person
8huntingjob hunting
9stepThe first step is...
10jobwhat kind of job you want
11educationthe right education for it
۱۸
بخش هجدهم

Scan the Passage — پاسخ واژگان

MeaningWord / Phrase from Reading
1. related to managing a business or organizationexecutive
2. show; make something knownreveal
3. directiontrend
4. a quick lookglance
5. safesecure
6. connected with office workclerical
7. be the explanation or cause of somethingmake for
8. not publicprivate
9. chanceopportunity
10. sufficientadequate
۱۹
بخش نوزدهم

نکات زبانی و عبارت‌های پرتکرار

عبارتمعنی / کاربرد
breadwinnerفردی که درآمد اصلی خانواده را تأمین می‌کند
glass ceilingمانع نامرئی در راه ارتقای شغلی، به‌ویژه زنان
take for grantedبدیهی فرض‌کردن
stay-at-home momمادری که بیرون از خانه شغل ندارد و عمدتاً در خانه از خانواده مراقبت می‌کند
job sharingتقسیم یک شغل میان دو یا چند نفر
flex-timeساعت کاری انعطاف‌پذیر
make forباعث‌شدن / کمک‌کردن به ایجاد نتیجه‌ای
establish oneselfبرای خود جایگاه و ثبات ایجادکردن
do an about faceموضع یا نظر را کاملاً تغییر‌دادن
gain a footingجای پایی پیدا‌کردن / موقعیتی تثبیت‌کردن
job market tightnessمحدودشدن فرصت‌های شغلی
stigmaانگ و نگاه اجتماعی منفی
make fun of / ridiculeتمسخرکردن
move up the ladderپیشرفت در سلسله‌مراتب شغلی
a way out ofراهی برای خارج‌شدن از یک وضعیت
۲۰
بخش بیستم

مرور نهایی یونیت ۶

بیش از ۷۰٪زنان آمریکایی دارای فرزند زیر ۱۸ سال، علاوه بر مادری و خانه‌داری شغل دیگری دارند.
Monetary factorsیکی از دلایل اصلی کار زنان بیرون از خانه است.
Glass ceilingمانع نامرئی برای رسیدن زنان به موقعیت‌های بالای اجرایی است.
Traditional familyالگوی شوهر نان‌آور و زن خانه‌دار در متن فقط حدود ۷٪ جمعیت را شامل می‌شود.
Immediate familyدر متن رایج‌ترین شکل خانوادهٔ معاصر معرفی می‌شود.
Child careاز طریق day care، private care، workplace care، nanny یا تقسیم شیفت والدین حل می‌شود.
Positive trendپدران زمان بیشتری با فرزندان می‌گذرانند و در تصمیم‌گیری دخیل‌ترند.
Further Readingورود مردان به مشاغل سنتی زنانه را بررسی می‌کند.
Job-market tightnessیکی از عوامل سوق‌دادن مردان به مشاغل زنانه است.
Less rigid viewsمردان جوان‌تر دیدگاه انعطاف‌پذیرتری دربارهٔ شغل مردانه و زنانه دارند.
Discrimination & ridiculeهنوز ممکن است برای مردان در مشاغل زنانه رخ دهد.
Move up the ladderمتن می‌گوید مردان در این مشاغل گاهی سریع‌تر پیشرفت می‌کنند.
۲۱
بخش بیست‌ویکم

دام‌های امتحانی یونیت ۶

glass ceiling ≠ سقف واقعی

یک اصطلاح استعاری برای مانع نامرئی ارتقای زنان است.

former

former = قبلی / اولی؛ opposite در «former high school teacher» = current / present.

latter

وقتی دو مورد ذکر شده‌اند، former = اولی و latter = دومی.

adequate = enough

نه necessarily “excellent”. فقط یعنی کافی.

private ≠ personal

در تمرین متن متضاد آن public است.

this — Paragraph C

به تصویر سنتی زن خانه‌دار برمی‌گردد، نه sharing childcare.

this saves money

به opposite work shifts اشاره دارد.

e.g.

for example؛ با i.e. که یعنی «یعنی / به عبارت دقیق‌تر» متفاوت است.

done an about face

یعنی کاملاً تغییر موضع دادن.

they’re still there

یعنی آن شغل‌ها هنوز در دسترس‌اند، نه این‌که زنان هنوز آنجا هستند.

once

در Further Reading = formerly / some time in the past، نه «یک بار».

them

در take jobs where they can find them، مرجع = jobs.

employer / employee

employer = کارفرما؛ employee = کارمند.

necessitate

فعل = ضروری‌کردن / موجب نیازشدن؛ necessity اسم است.

Question 3 Further Reading

گزینه‌ها دقیق نیستند؛ متن welder می‌گوید و گزینهٔ steel worker نزدیک‌ترین گزینهٔ موجود است.

۲۲
بخش بیست‌ودوم

معنی واژگان مهم یونیت ۶

این بخش واژگان و عبارت‌های مهم Reading، Further Reading و تمرین‌های یونیت را پوشش می‌دهد. درصد «اهمیت مرور» یک اولویت مطالعاتی برای همین یونیت است؛ همهٔ موارد زیر بالاتر از ۶۰٪ اهمیت دارند.

Word / Phraseمعنی فارسیاهمیت مرورنکته / Collocation
working womanزن شاغل99٪عنوان و محور یونیت
homemakerخانه‌دار96٪mother and homemaker
breadwinnerنان‌آور خانواده99٪exclusive breadwinner
employedشاغل / استخدام‌شده94٪be employed in
traditional fieldحوزهٔ شغلی سنتی90٪traditional fields for females
clericalدفتری / اداری96٪clerical work
salesفروش75٪traditional female field
serviceخدمات76٪service jobs
careerحرفه / مسیر شغلی92٪choose a career
necessitateضروری‌کردن / موجب نیازشدن96٪necessitate spending hours away
engineerمهندس70٪nontraditional profession
politicianسیاستمدار68٪professional occupation
lawyerوکیل75٪professional occupation
scientistدانشمند74٪professional occupation
executive positionموقعیت اجرایی / مدیریتی97٪business/government/banking
occupyدر اختیار داشتن / اشغال‌کردن95٪occupy executive positions
glass ceilingسقف شیشه‌ای؛ مانع نامرئی ارتقا100٪اصطلاح کلیدی
monetaryمالی، پولی96٪monetary factors
influenceتأثیرگذاشتن88٪influence women to work
full-timeتمام‌وقت90٪work schedule
part-timeپاره‌وقت90٪work schedule
flex-timeساعت کاری انعطاف‌پذیر98٪creative solution
job sharingتقسیم یک شغل94٪creative solution
single motherمادر مجرد / تنها93٪raising children alone
raise childrenبزرگ‌کردن فرزندان96٪central phrase
householdخانوار / خانه88٪one income in household
support the familyتأمین خانواده92٪both parents work
backward glanceنگاهی به گذشته86٪paragraph C
millenniumهزاره68٪new millennium
revealآشکارکردن، نشان‌دادن91٪glance reveals
radicallyبه‌طور بنیادی / شدید88٪changed radically
take for grantedبدیهی فرض‌کردن98٪important phrase
portrayبه تصویر کشیدن90٪movies and advertising
exclusiveانحصاری / تنها86٪exclusive breadwinner
stay-at-home momمادر خانه‌دار96٪traditional image
extended familyخانوادهٔ گسترده98٪family type
relativeخویشاوند87٪relative cared for children
Industrial Revolutionانقلاب صنعتی80٪historical cause
opportunityفرصت94٪job opportunities
immediate familyخانوادهٔ هسته‌ای / نزدیک99٪most common family in text
single-parent familyخانوادهٔ تک‌والد97٪family type
variationگونه / شکل متفاوت84٪another variation
blended familyخانوادهٔ آمیخته99٪family type
previouslyقبلاً89٪previously married
formerقبلی / اولی98٪former marriage / former teacher
combineترکیب‌کردن87٪combine children
day-care facilityمرکز مراقبت روزانه98٪child-care solution
informalغیررسمی82٪informal day-care
privateخصوصی94٪opposite public
workplaceمحل کار88٪day care at workplace
productiveپربازده91٪productive employees
wealthyثروتمند80٪wealthy enough
nannyپرستار / مراقب کودک در خانه96٪child-care worker
e.g.برای مثال96٪abbreviation
emergeپدیدارشدن95٪trend emerged
responsibilityمسئولیت94٪child-care responsibilities
arrangeتنظیم‌کردن88٪arrange schedules
scheduleبرنامهٔ زمانی / کاری92٪work schedules
opposite shiftsشیفت‌های مخالف91٪one parent home
establish oneselfبرای خود ثبات و جایگاه ایجادکردن90٪young couple
secureامن93٪secure environment
household choresکارهای خانه98٪share chores
capableتوانمند90٪as capable as
laundryلباس‌شویی / لباس‌ها78٪do the laundry
adequateکافی99٪adequate for family expenses
expenseهزینه90٪family expenses
househusbandمرد خانه‌دار97٪father staying home
rareنادر88٪fairly rare
surveyنظرسنجی88٪recent survey
sampleنمونه / نمونه‌گیری‌شده82٪children sampled
significantمهم / قابل‌توجه92٪significant cultural change
dramaticچشمگیر / شدید90٪dramatic difference
involvementمشارکت / درگیری97٪father’s involvement
decision makingتصمیم‌گیری92٪around kids' lives
obligatoryاجباری90٪context exercise
affordتوان مالی داشتن91٪cannot afford tuition
relevanceارتباط / مربوط‌بودن88٪connection to life
emotionاحساس / هیجان83٪sadness, anger
irritabilityتحریک‌پذیری75٪emotion example
vocalizeصدا تولیدکردن / بیان‌کردن82٪make noises
fieldحوزه / زمینهٔ کاری92٪fields = jobs
trendروند98٪growing trend
seekجست‌وجو / تلاش‌کردن برای96٪seek solutions
occupationشغل / حرفه96٪occupation once reserved
professionحرفه91٪jobs and professions
dominateغالب‌بودن / در اختیار داشتن94٪dominated by women
enrollثبت‌نام‌کردن90٪enrolled in nursing school
take it hardسخت پذیرفتن / ناراحت‌شدن93٪father took it hard
steelworkerکارگر فولاد80٪father’s job
welderجوشکار82٪sons becoming welders
scholarshipبورسیه78٪football scholarship
registered nurseپرستار ثبت‌شده90٪Olayer
anesthetistمتخصص / تکنسین بیهوشی86٪trained as an anesthetist
about faceتغییر کامل موضع99٪done an about face
turnaboutچرخش / تغییر موضع92٪not unusual turnabout
gain a footingجای پا پیدا کردن / تثبیت‌شدن96٪women gained a footing
reserved forاختصاص‌داده‌شده به89٪occupations reserved for men
receptionistمسئول پذیرش85٪female-dominated job
flight attendantمهماندار هواپیما96٪occupation
secretaryمنشی94٪male secretaries
telephone operatorاپراتور تلفن79٪occupation
spanبازهٔ زمانی82٪over the same span
labor expertکارشناس بازار کار76٪expect trend
tightnessمحدودیت / تنگنا90٪job-market tightness
incentiveانگیزه / مشوق96٪additional incentive
rank lowerدر رتبهٔ پایین‌تر قرارگرفتن87٪lower in pay/status
statusجایگاه91٪pay and status
blue-collarکارگری / یقه‌آبی91٪male blue-collar jobs
outlookنگرش / دیدگاه92٪outlooks of young people
rigidسخت‌گیرانه / انعطاف‌ناپذیر95٪less rigid views
constituteتشکیل‌دادن / محسوب‌شدن90٪what constitutes male work
stigmaانگ اجتماعی96٪stigma of female-dominated work
segregationتفکیک / جداسازی93٪sexual segregation
discriminationتبعیض99٪face discrimination
ridiculeتمسخر97٪face ridicule
secretarialمربوط به منشی‌گری86٪secretarial work
employment agencyمؤسسهٔ کاریابی93٪applied at agencies
dictationدیکته / گفتن متن برای تایپ83٪take dictation
mistake A for BA را با B اشتباه گرفتن93٪mistaken for a pilot
executive toneلحن مدیریتی70٪treated in executive tones
move up the ladderدر سلسله‌مراتب شغلی پیشرفت‌کردن98٪career advancement
higher-levelسطح بالاتر84٪higher-level job
placement counselorمشاور کاریابی83٪Anderson’s later job
encouragementتشویق89٪encouragement to advance
advanceپیشرفت‌کردن95٪advance in career
fractionبخش / نسبت کوچک84٪small fraction
disproportionateنامتناسب / بیش از نسبت مورد انتظار92٪disproportionate number
principalمدیر مدرسه89٪elementary principals
economistاقتصاددان74٪Barbara Bergmann
occupational structureساختار شغلی90٪sexism in structure
assert oneselfابراز وجودکردن94٪men raised to assert themselves
assume responsibilityپذیرفتن مسئولیت93٪important phrase
compelledمجبور / واداشته‌شده88٪feel compelled to advance
necessityضرورت94٪word family
necessarilyلزوماً92٪word family
adequacyکفایت91٪word family
adequatelyبه‌طور کافی90٪word family
extensionگسترش88٪word family
extensiveگسترده91٪extensive damage
thoughtfulمتفکر / ملاحظه‌گر84٪word family
applicantمتقاضی94٪job applicant
applicationدرخواست / فرم تقاضا96٪application form
appliedکاربردی / اعمال‌شده84٪applied physics
traineeکارآموز95٪person being trained
trainerمربی91٪person who trains
trainingآموزش96٪job training
employerکارفرما100٪opposite role to employee
employeeکارمند100٪opposite role to employer
employmentاشتغال98٪employment agencies
job huntingجست‌وجوی کار97٪fill-in passage
classified adsآگهی‌های طبقه‌بندی‌شده91٪newspaper job ads
personnel officeاداره / واحد پرسنلی88٪job application
job openingفرصت شغلی خالی94٪find out about opening
word-of-mouthدهان‌به‌دهان89٪job information