General Pathology · Tissue Repair, Wound Healing & Fibrosis

پاتولوژی آماس — بخش ۳
ترمیم بافت، التیام زخم و فیبروز

از بازسازی و تشکیل اسکار تا رگ‌سازی، جوانهٔ گوشتی، ترمیم زخم پوستی، قدرت زخم، فیبروز و اختلالات ترمیم

بازسازی اسکار رگ‌سازی جوانهٔ گوشتی التیام زخم فیبروز
۰۱
Repair basics

بازسازی، اسکار، فیبروز و سازمان‌یابی

ترمیم یعنی بازگشت ساختار و عملکرد بافت به وضعیت طبیعی پس از آسیب. این کار از دو راه اصلی انجام می‌شود: بازسازی (Regeneration) و تشکیل اسکار (Scar formation). در بازسازی، سلول‌های باقی‌مانده و سلول‌های بنیادی بافت را دوباره می‌سازند؛ در اسکار، بافت همبند و کلاژن جای بخش از دست‌رفته را می‌گیرد.

مفهومتعریفشرط یا نکته مهم
بازسازی (Regeneration)تولید دوباره بافت با تکثیر سلول‌های باقی‌مانده و بلوغ سلول‌های بنیادیشدت آسیب کم‌تر و حفظ داربست بافت، شانس بازسازی را بالا می‌برد.
اسکار (Scar)رسوب بافت همبند در محل آسیبساختار طبیعی بافت برنمی‌گردد، اما معمولاً عملکرد قابل‌قبولی باقی می‌ماند.
فیبروز (Fibrosis)رسوب شدید کلاژندر التهاب مزمن اندام‌هایی مثل ریه، کبد و کلیه اهمیت دارد.
سازمان‌یابی (Organization)ایجاد بافت فیبروزی در فضایی که قبلاً با اگزودای التهابی پر شده استمثال منبع: سازمان‌یابی اگزودا در ریه.
بازسازی در برابر تشکیل اسکار

بازسازی در برابر تشکیل اسکار

Mild injury
آسیب خفیف و حفظ غشای پایه → بازسازی کامل
Severe injury
آسیب شدید و تخریب داربست → تشکیل اسکار
Basement membrane
حفظ یا تخریب آن یکی از نقاط تعیین‌کننده است
شکل پایهٔ فصل نشان می‌دهد که شدت آسیب و سالم‌ماندن ساختمان حمایتی بافت تعیین می‌کند ترمیم به سمت بازسازی کامل برود یا اسکار.

اصل امتحانی

اگر سلول‌های پارانشیمی آسیب ببینند ولی داربست بافت سالم بماند، بازسازی امکان‌پذیر است؛ اگر هم سلول‌ها و هم ساختار حمایتی تخریب شوند، احتمال تشکیل اسکار بالا می‌رود.

۰۲
Proliferative capacity

ظرفیت تکثیر بافت‌ها و نقش فاکتورهای رشد

توان ترمیم یک بافت فقط به شدت آسیب وابسته نیست؛ نوع سلول نیز مهم است. منبع بافت‌ها را از نظر ظرفیت تکثیر به سه گروه تقسیم می‌کند.

گروهرفتار تکثیریمثال‌های منبع
ناپایدار (Labile)دائماً در حال تقسیم؛ وارد G0 نمی‌شوندمغز استخوان، مخاط دستگاه گوارش، سرویکس، رحم و لوله‌ها، اپی‌تلیوم انتقالی ادراری
پایدار (Stable)در حالت عادی کم‌تقسیم، اما پس از آسیب می‌توانند وارد چرخه شوندکبد، کلیه، پانکراس، اندوتلیوم، فیبروبلاست و عضله صاف
دائمی (Permanent)در بدن عملاً وارد چرخه تکثیر نمی‌شوندنورون، عضله قلب و طبق منبع عضله اسکلتی

کبد یک استثنای مهم

کبد در گروه بافت‌های پایدار قرار می‌گیرد، اما توان بازسازی آن بسیار زیاد است؛ به‌ویژه اگر هپاتوسیت‌ها آسیب دیده باشند ولی داربست بافتی حفظ شده باشد.

فاکتورهای رشد چه می‌کنند؟

فاکتورهای رشد از سلول‌های مختلف، به‌ویژه ماکروفاژها، آزاد می‌شوند و تکثیر سلول‌های باقی‌مانده و بلوغ سلول‌های بنیادی را تنظیم می‌کنند. بعضی از آن‌ها بر سلول‌های متعددی اثر دارند و بعضی انتخابی‌تر هستند.

مهم‌ترین سلول تولیدکننده فاکتورهای رشد در ترمیم

در نمونه‌سؤال منبع پاسخ ماکروفاژ است.

۰۳
Liver regeneration

بازسازی کبد؛ از فاز آماده‌سازی تا توقف رشد

کبد می‌تواند حتی پس از برداشت بخشی از بافت، بازسازی قابل‌توجهی داشته باشد. سه مسیر کلی برای ترمیم کبد در منبع آمده است: تکثیر هپاتوسیت‌های باقی‌مانده، استفاده از سلول‌های پیش‌ساز، و رسوب بافت همبند در شرایطی که بازسازی کامل کافی نیست.

فاز آماده‌سازی←IL-6 از سلول کوپفر←HGF و TGF-α←ورود هپاتوسیت به چرخه←TGF-β و توقف رشد
مرحلهرخداد اصلی
فاز ۱؛ آماده‌سازیسلول‌های کوپفر با ترشح IL-6 هپاتوسیت را برای پاسخ به فاکتورهای رشد آماده می‌کنند.
فاز ۲؛ رشدHGF و TGF-α تکثیر هپاتوسیت و ورود از G0 به G1 را تحریک می‌کنند.
فاز ۳پس از سلول‌های پارانشیمی، سلول‌های غیرپارانشیمی مانند کوپفر، اندوتلیوم و سلول‌های ستاره‌ای تکثیر می‌شوند.
مرحله نهاییTGF-β رشد را متوقف می‌کند.
اگر هپاتوسیت قابل تکثیر باشد

سلول‌های باقی‌مانده تکثیر می‌شوند و بازسازی انجام می‌شود.

اگر هپاتوسیت توان بازسازی کافی نداشته باشد

سلول‌های پیش‌ساز وارد عمل می‌شوند؛ در آسیب شدید یا مزمن ممکن است بازسازی با فیبروز همراه شود.

دام

TGF-α محرک رشد هپاتوسیت است، اما TGF-β در این بخش نقش مهاری و توقف رشد را دارد.

۰۴
Scar & angiogenesis

تشکیل اسکار و رگ‌سازی

برای تشکیل اسکار دو شرط مهم مطرح است: بافت نتواند کاملاً بازسازی شود، و ساختار حمایتی آن به‌شدت آسیب دیده باشد. روند اسکار شامل رگ‌سازی، تشکیل جوانهٔ گوشتی و بازآرایی بافت همبند است. طبق منبع، ترمیم از حدود ۲۴ ساعت آغاز می‌شود و جوانهٔ گوشتی معمولاً طی ۳ تا ۵ روز شکل می‌گیرد.

رگ‌سازی (Angiogenesis)

رگ‌های جدید از رگ‌های موجود ساخته می‌شوند. این رگ‌های تازه در ابتدا اتصالات اندوتلیالی کامل ندارند، بنابراین نشت مایع و ادم در آن‌ها بیشتر است.

مراحل رگ‌سازی به زبان ساده
۱
اتساع و افزایش نفوذپذیری
۲
جداشدن پری‌سیت و شکستن غشای پایه
۳
مهاجرت و تکثیر اندوتلیوم
۴
تشکیل لوله و جذب سلول‌های پیرامونی
۵
بلوغ رگ و بازسازی غشای پایه
VEGF: تکثیر و مهاجرت اندوتلیوم + افزایش نفوذپذیری · PDGF: جذب عضله صاف · Angiopoietin: بلوغ عروق
رگ‌سازی در بافت ترمیم‌شونده

رگ‌سازی در بافت ترمیم‌شونده

VEGF
تقسیم و مهاجرت اندوتلیوم؛ افزایش نفوذپذیری
NO
اتساع عروقی
FGF
تکثیر اندوتلیوم و مهاجرت فیبروبلاست/ماکروفاژ
PDGF
فراخوانی سلول عضله صاف اطراف اندوتلیوم
شکل منبع مراحل تشکیل عروق جدید را نشان می‌دهد. این تصویر به دلیل نقش محوری رگ‌سازی در جوانهٔ گوشتی حفظ شده است.

فاکتور کلیدی

در نمونه‌سؤال منبع، PDGF با تحریک و جذب سلول عضله صاف پیرامون رگ مرتبط است.

۰۵
Granulation & remodeling

جوانهٔ گوشتی و بازآرایی ماتریکس خارج سلولی

جوانهٔ گوشتی (Granulation tissue) معمولاً بین روزهای ۳ تا ۵ در محل آسیب ظاهر می‌شود و ظاهری صورتی، دانه‌دار و نرم دارد. اجزای مهم آن شامل عروق جدید، فیبروبلاست، سلول‌های التهابی و ماتریکس خارج سلولی سست همراه ادم است.

ویژگیجوانهٔ گوشتی جوانجوانهٔ گوشتی بالغ
ادمزیادکم‌تر
عروقزیادکاهش می‌یابد
سلول‌های التهابینوتروفیل بیشترماکروفاژ و سلول تک‌هسته‌ای بیشتر
کلاژنکم و ظریفبیشتر و بالغ‌تر
جهت نهاییبافت ترمیم فعالحرکت به سمت فیبروز و اسکار
جوانهٔ گوشتی جوان در برابر بالغ

جوانهٔ گوشتی جوان در برابر بالغ

Young
ادم و عروق بیشتر؛ کلاژن کمتر
Mature
کلاژن بیشتر؛ عروق و ادم کمتر
Exam clue
کلاژن بیشتر به نفع گرانولیشن قدیمی‌تر است
در نمونه‌سؤال منبع، افزایش کلاژن کلید تشخیص جوانهٔ گوشتی قدیمی‌تر است.

بازآرایی ماتریکس

نتیجهٔ ترمیم به تعادل بین ساخت و تخریب ماتریکس خارج سلولی وابسته است. آنزیم‌های متالوپروتئیناز ماتریکس (MMP) اجزای ماتریکس را تجزیه می‌کنند و فعالیت آن‌ها شدیداً کنترل می‌شود.

گروه MMPکار اصلی ذکرشده در منبع
کلاژنازهای بینابینیشکستن کلاژن‌های رشته‌ای
ژلاتینازهاتخریب کلاژن آمورف و فیبرونکتین
استرومالیزین‌هاتخریب اجزای مختلف ماتریکس مانند پروتئوگلیکان، لامینین و فیبرونکتین

MMPها ابتدا به‌صورت پیش‌ساز غیرفعال ساخته می‌شوند و پس از فعال‌شدن نیز توسط مهارکننده‌های بافتی متالوپروتئیناز (TIMP) کنترل می‌شوند.

۰۶
Delayed healing

عوامل مختل‌کننده ترمیم

عاملاثر
عفونتمهم‌ترین عامل منفرد تأخیر ترمیم؛ التهاب را طولانی و تخریب موضعی را بیشتر می‌کند.
دیابتبخش‌های مختلف دفاع میزبان و ترمیم را مختل می‌کند.
سوءتغذیهکمبود پروتئین و ویتامین C، سنتز کلاژن را مختل می‌کند.
گلوکوکورتیکوئیدبا مهار TGF-β می‌تواند ترمیم را کند کند و دفاع میزبان را کاهش دهد.
عوامل مکانیکیافزایش فشار یا کشش ممکن است موجب بازشدن زخم شود.
خون‌رسانی ضعیفدر آترواسکلروز، دیابت یا اختلال تخلیه وریدی دیده می‌شود.
جسم خارجیعامل آزار را پایدار نگه می‌دارد و التهاب و جوانهٔ گوشتی را طولانی می‌کند.

سؤال مستقیم منبع

اگر پرسید «مهم‌ترین علت منفرد تأخیر ترمیم چیست؟» پاسخ عفونت است.

۰۷
Cutaneous wound healing

التیام اولیه و ثانویه زخم

التیام با منظور اولیه

در زخم تمیز، کوچک و بدون عفونت که لبه‌ها به هم نزدیک‌اند، بازسازی اپی‌تلیوم نقش مهمی دارد و حجم اسکار کم‌تر است. نخستین اتفاق تشکیل لخته/دلمه فیبرینی است.

خط زمانی التیام زخم با منظور اولیه
بلافاصله
لخته و دلمه
۲۴ ساعت
ورود نوتروفیل
روز ۳
ماکروفاژ و جوانهٔ گوشتی
روز ۵
رگ‌سازی و پرشدن برش
هفته ۲ تا ماه ۱
کلاژن ↑، عروق ↓، اسکار بالغ

التیام با منظور ثانویه

در زخم‌های بزرگ، آبسه، زخم پوستی و نکروز ایسکمیک، حجم بافت ازدست‌رفته بیشتر است و ترمیم ترکیبی از بازسازی و اسکار خواهد بود. التهاب شدیدتر، جوانهٔ گوشتی بیشتر و اسکار بزرگ‌تر است و انقباض زخم با نقش میوفیبروبلاست‌ها اهمیت پیدا می‌کند.

ویژگیمنظور اولیهمنظور ثانویه
اندازه آسیبکوچک و لبه‌ها نزدیکبزرگ و با از دست رفتن بافت
التهابکم‌ترشدیدتر
جوانهٔ گوشتیکم‌تربیشتر
اسکارکوچک‌تربزرگ‌تر
انقباض زخمبرجسته نیستویژگی مهم افتراقی
مقایسه التیام اولیه و ثانویه

مقایسه التیام اولیه و ثانویه

First intention
زخم کوچک‌تر، التهاب و اسکار کمتر
Second intention
آسیب گسترده‌تر، جوانهٔ گوشتی و اسکار بیشتر
Contraction
نقطه افتراقی مهم در التیام ثانویه
در نمونه‌سؤال منبع، مهم‌ترین تفاوت مستقیم بین دو نوع التیام «انقباض زخم» کلید شده است.

دام

وجود جوانهٔ گوشتی بیشتر، فیبرین بیشتر و التهاب بیشتر هم در نوع ثانویه دیده می‌شود، اما در نمونه‌سؤال منبع انقباض زخم به‌عنوان مهم‌ترین تفاوت انتخاب شده است.

۰۸
Wound strength & fibrosis

قدرت زخم و فیبروز اندام‌های پارانشیمی

قدرت زخم

اسکار از نظر مکانیکی دقیقاً مثل بافت قبلی نمی‌شود. طبق منبع، هنگام کشیدن بخیه در حدود هفته اول، قدرت محل زخم حدود ۱۰٪ بافت طبیعی است. سپس طی هفته‌های بعد سریع‌تر بالا می‌رود و در بهترین شرایط طی حدود سه ماه به حدود ۷۰ تا ۸۰٪ می‌رسد و معمولاً بیشتر از این مقدار بازنمی‌گردد.

دو عدد مهم

زمان کشیدن بخیه ≈ ۱۰٪ قدرت اولیه · حد نهایی ≈ ۷۰ تا ۸۰٪.

فیبروز اندام‌ها

فیبروز معمولاً به رسوب غیرطبیعی کلاژن در اندام‌های داخلی در پاسخ به بیماری مزمن یا واکنش ایمنی اشاره دارد. مکانیسم کلی شبیه تشکیل اسکار پوستی است: التهاب پایدار → فعال‌شدن ماکروفاژ و لنفوسیت → تحریک فیبروبلاست و میوفیبروبلاست → افزایش کلاژن و ماتریکس خارج سلولی → جایگزینی تدریجی بافت طبیعی.

مکانیسم ایجاد فیبروز

مکانیسم ایجاد فیبروز

Persistent injury
آسیب شدید یا طولانی
Macrophage / T cell
تولید سایتوکاین و تحریک فیبروبلاست
TGF-β
یکی از عوامل کلیدی رسوب کلاژن
Fibroblast / Myofibroblast
افزایش ماتریکس و حرکت به سمت فیبروز
این شکل برای فهم رابطه التهاب مزمن و فیبروز حفظ شده است؛ متن منبع نقش ماکروفاژ، لنفوسیت و TGF-β را برجسته می‌کند.
کبد

هپاتیت B و الکل می‌توانند با الگوی فیبروزی/ندولار به سیروز منتهی شوند.

ریه

فیبروز ریوی ایدیوپاتیک، پنوموکونیوز و فیبروز ناشی از دارو یا اشعه.

کلیه

در بیماری مرحله نهایی، اسکلروز گسترده گلومرول‌ها ذکر شده است.

۰۹
Abnormal healing

ناهنجاری‌های ترمیم و سلول‌های بنیادی

ناهنجاری‌های ترمیم در منبع به سه گروه اصلی تقسیم می‌شوند: تشکیل ناکافی اسکار، تشکیل بیش از حد اجزای ترمیم، و ایجاد کنتراکچر.

اختلالتعریف و نکته
بازشدن زخم (Wound dehiscence)از هم گسیختن زخم؛ پس از جراحی شکم ممکن است با استفراغ، سرفه یا ایلئوس مرتبط باشد.
زخم ترمیم‌نشوندهدر برخی نواحی فاقد حس یا با ترمیم ضعیف دیده می‌شود.
اسکار هیپرتروفیکرسوب بیش از حد بافت ترمیمی و برجسته‌شدن اسکار؛ در سوختگی و تروما دیده می‌شود.
کلوئید (Keloid)شدیدتر از اسکار هیپرتروفیک با رسوب بیشتر کلاژن؛ در منبع در افراد آفریقایی-آمریکایی بیشتر ذکر شده است.
جوانهٔ گوشتی بیش از حداز سطح اپی‌تلیوم بالاتر می‌آید و مانع پوشیده‌شدن سطح زخم می‌شود.
کنتراکچرانقباض بیش از حد بافت ترمیمی و تغییر شکل؛ در سوختگی شدید اهمیت دارد.
کلوئید

کلوئید

Fibrous scar
بافت فیبروزی واقعی، نه جوانهٔ گوشتی
Skin covering
سطح آن با پوست پوشیده شده است
Collagen
رسوب کلاژن فراوان
این تصویر تنها تصویر ضایعات اسکاری نگه‌داشته‌شده در این خلاصه است؛ سایر ضایعات مشابه به‌صورت جدول توضیح داده شدند تا سهم تصویر زیاد نشود.

سلول‌های بنیادی

سلول بنیادی جنینی

در منبع به‌عنوان سلول‌های پرتوان معرفی شده که می‌توانند به انواع متعددی از سلول‌ها تبدیل شوند.

سلول بنیادی بالغ/بافتی

از بافت‌های بالغ جدا می‌شود و تحت تأثیر محیط و فاکتورهای رشد می‌تواند در ترمیم بافت مشارکت کند.

مرور فاکتورهای رشد مهم

فاکتورنقش مهم در منبع
EGFتکثیر و مهاجرت کراتینوسیت؛ اثر بر فیبروبلاست و تشکیل جوانهٔ گوشتی
TGF-αگیرنده مشترک با EGF و تحریک تکثیر هپاتوسیت و سلول‌های اپی‌تلیال
HGFرشد و حرکت هپاتوسیت و برخی سلول‌های اپی‌تلیال و اندوتلیال
VEGFافزایش نفوذپذیری و تکثیر سلول اندوتلیال
PDGFمهاجرت و تکثیر فیبروبلاست و عضله صاف، رگ‌سازی و بازآرایی زخم
FGFتکثیر و مهاجرت فیبروبلاست و کراتینوسیت، رگ‌سازی و انقباض زخم
KGFمهاجرت، تکثیر و تمایز کراتینوسیت
TGF-βتحریک رسوب ماتریکس و فیبروز، افزایش TIMP و مهار MMP؛ همچنین نقش مهاری بر تکثیر برخی سلول‌ها
۱۰
Final review

مرور نهایی، دام‌ها و نقشه ذهنی

مرور High-yield

بازسازیسلول باقی‌مانده + سلول بنیادی؛ نیازمند ظرفیت تکثیر و حفظ داربست.
اسکاررسوب بافت همبند وقتی بازسازی کامل ممکن نیست.
بافت ناپایداردائماً در حال تکثیر؛ مثال کلاسیک منبع: مغز استخوان.
بافت دائمینورون و میوکارد؛ ترمیم عمدتاً با اسکار.
کبدتوان بازسازی بسیار بالا؛ IL-6 → HGF/TGF-α → TGF-β.
جوانهٔ گوشتی۳ تا ۵ روز؛ عروق + فیبروبلاست + سلول التهابی + ادم.
گرانولیشن قدیمیکلاژن بیشتر، عروق و ادم کمتر.
تأخیر ترمیممهم‌ترین عامل منفرد: عفونت.
نوع ثانویهالتهاب و اسکار بیشتر + انقباض زخم.
قدرت زخمحدود ۱۰٪ هنگام کشیدن بخیه و نهایتاً حدود ۷۰–۸۰٪.
فیبروزالتهاب مزمن → TGF-β و فاکتورهای دیگر → فیبروبلاست → کلاژن.
TGF-βیکی از محوری‌ترین عوامل رسوب ماتریکس و فیبروز.

دام‌های امتحانی

Regeneration ≠ Scar

حفظ داربست و ظرفیت تکثیر به نفع بازسازی؛ تخریب شدید ساختار حمایتی به نفع اسکار.

TGF-α ≠ TGF-β

در بازسازی کبد: α محرک رشد؛ β متوقف‌کننده رشد و در ترمیم محرک فیبروز.

Granulation ≠ Granuloma

جوانهٔ گوشتی مربوط به ترمیم است؛ گرانولوم الگوی التهاب مزمن است.

Young vs mature granulation

عروق و ادم زیاد = جوان؛ کلاژن بیشتر = بالغ‌تر.

First vs second intention

مهم‌ترین تفاوت کلیدی نمونه‌سؤال: انقباض زخم در نوع ثانویه.

Scar strength

اسکار هرگز به قدرت ۱۰۰٪ بافت قبلی برنمی‌گردد.

Infection

در منبع مهم‌ترین عامل منفرد تأخیر ترمیم است.

Keloid vs exuberant granulation

کلوئید با پوست پوشیده است و بافت فیبروزی دارد؛ جوانهٔ گوشتی بیش از حد سطح اپی‌تلیال را مختل می‌کند.

نقشه ذهنی ترمیم بافت
ترمیم بافت
۱. دو مسیر
بازسازی
اسکار / فیبروز
۲. نوع بافت
ناپایدار
پایدار
دائمی
۳. اسکار
رگ‌سازی
جوانهٔ گوشتی
بازآرایی ماتریکس
۴. تأخیر ترمیم
عفونت · دیابت
سوءتغذیه · کورتون
۵. زخم پوست
منظور اولیه
منظور ثانویه
انقباض در نوع ثانویه
۶. قدرت زخم
هفته اول ≈ ۱۰٪
نهایی ≈ ۷۰–۸۰٪
۷. فیبروز
TGF-β
فیبروبلاست
کلاژن و ECM
۸. اختلالات
Dehiscence
Hypertrophic scar
Keloid · Contracture

سؤال و جواب مرور سریع

جوانهٔ گوشتی چه زمانی ظاهر می‌شود؟حدود ۳ تا ۵ روز.
مهم‌ترین علت منفرد تأخیر ترمیم؟عفونت.
مثال بافت ناپایدار؟مغز استخوان.
مهم‌ترین تفاوت نوع اولیه و ثانویه؟انقباض زخم در نوع ثانویه.
فاکتور رشد محرک هپاتوسیت در سؤال منبع؟TGF-α.
فاکتور کلیدی فیبروز و رسوب ماتریکس؟TGF-β.
قدرت زخم هنگام کشیدن بخیه؟حدود ۱۰٪.
کدام ویژگی به نفع گرانولیشن قدیمی است؟افزایش کلاژن.

جمع‌بندی یک‌خطی بخش

ترمیم بافت یا با بازسازی انجام می‌شود یا با تشکیل اسکار؛ انتخاب بین این دو به ظرفیت تکثیر سلول و سالم‌بودن داربست بافت وابسته است. در اسکار، رگ‌سازی و جوانهٔ گوشتی شکل می‌گیرند، فیبروبلاست و کلاژن افزایش می‌یابند و ماتریکس بازآرایی می‌شود. عفونت مهم‌ترین عامل تأخیر ترمیم است، التیام ثانویه التهاب و انقباض بیشتری دارد و در نهایت اسکار فقط بخشی از قدرت مکانیکی بافت قبلی را بازمی‌یابد.