کلیات، جایگاه و دیوارهٔ قلب
دستگاه قلبی عروقی سامانه انتقال خون، لنف و مایع بینابینی است و با دستگاه تنفس، گوارش، کلیه، پوست، غدد درون ریز و دستگاه عصبی پیوسته کار می کند. قلب نیروی محرک را می سازد، رگ ها مسیر بسته حرکت را فراهم می کنند و خون ماده حامل اکسیژن، مواد غذایی، هورمون ها، گرما و مواد زائد است.
- سه جزء اصلی سیستم گردش خون عبارت اند از خون، قلب و رگ های خونی.
- خون از نظر بافت شناسی یک بافت همبند مایع است؛ پلاسما ماتریکس خارج سلولی آن و سلول ها عناصر شکل دار آن هستند.
- پلاسما حدود ۵۵ درصد و عناصر شکل دار حدود ۴۵ درصد حجم خون را می سازند.
- گلبول قرمز برای انتقال گازها، گلبول سفید برای دفاع، و پلاکت برای انعقاد به کار می رود.
- کارکردهای کلی خون در سه گروه حمل و نقل، تنظیم و حفاظت خلاصه می شود.
در مرور سریع، سیستم قلبی عروقی را فقط قلب و رگ نبینید؛ این سیستم راه ارتباطی تقریبا همه دستگاه های بدن است.
رگ های خونی شبکه ای بسته از لوله ها هستند که خون را از قلب به بافت ها و دوباره به قلب برمی گردانند. سمت چپ قلب خون را به شبکه بسیار گسترده رگ های بدن پمپ می کند و تخمین زده می شود مجموع طول این شبکه به حدود صد هزار کیلومتر برسد.
- شریان ها خون را از قلب دور می کنند؛ فشار بالاتر، دیواره ضخیم تر و لومن پایدارتر دارند.
- وریدها خون را به قلب بازمی گردانند؛ دیواره نازک تر، لومن بازتر و در بسیاری از نواحی دریچه دارند.
- مویرگ ها محل اصلی تبادل اکسیژن، مواد غذایی، هورمون ها و مواد زائد با بافت ها هستند.
- دیواره اغلب رگ ها سه لایه دارد: تونیکا اینتیما، تونیکا مدیا و تونیکا اکسترنا یا آدونتیشیا.
- شریان های الاستیک جریان را در دیاستول حفظ می کنند؛ شریان های عضلانی توزیع خون را تنظیم می کنند؛ آرتریول ها مقاومت محیطی و پرشدن مویرگ ها را کنترل می کنند.
- گردش ریوی، خون کم اکسیژن را از بطن راست به ریه می برد؛ گردش سیستمیک، خون اکسیژن دار را از بطن چپ به بدن می رساند.
کلید تشخیص شریان و ورید در تشریح: ضخامت دیواره، شکل لومن، وجود دریچه، و باقی ماندن خون در وریدهای بزرگ.
قلب در حفره قفسه سینه و عمدتا در میانسینه میانی قرار دارد. قفسه سینه از ستون مهره ها، دنده ها، غضروف های دنده ای و جناغ ساخته شده و از پایین با دیافراگم بسته می شود. میانسینه فضای مرکزی بین دو حفره پلورال است و همه اعضای توراکس به جز ریه ها را دربر می گیرد.
- میانسینه از بالا به ورودی قفسه سینه، از پایین به دیافراگم، از جلو به جناغ، از عقب به مهره های سینه ای و از طرفین به پلورای مدیاستینال محدود می شود.
- صفحه افقی گذرنده از زاویه جناغی، میانسینه را به بخش فوقانی و تحتانی تقسیم می کند.
- میانسینه تحتانی به سه بخش قدامی، میانی و خلفی تقسیم می شود؛ قلب و پریکارد در بخش میانی هستند.
- ساختارهای حیاتی مانند قلب، عروق بزرگ، تراشه، مری، اعصاب فرنیک و واگ و مجاری لنفی در میانسینه عبور می کنند.
- بزرگی تومورها، گره های لنفاوی یا احشاء می تواند به سرعت ساختارهای میانسینه را تحت فشار بگذارد.
در مدیاستینوسکوپی، گره های لنفاوی پاراتراکئال و تراکئوبرونشیال برای تشخیص یا staging بررسی می شوند، بدون اینکه نیاز به باز کردن حفره های پلورال باشد.
قلب یک پمپ عضلانی توخالی است که خون را برای رسیدن به سلول ها وارد رگ ها می کند. در وضعیت طبیعی، حدود دو سوم قلب در سمت چپ خط میانی و یک سوم آن در سمت راست قرار دارد؛ محور قلب مایل است و از قاعده خلفی به سمت رأس قدامی، تحتانی و چپ کشیده می شود.
- رأس قلب عمدتا توسط بطن چپ ساخته می شود و در فضای بین دنده ای پنجم چپ نزدیک خط میدکلاویکولار قابل لمس است.
- قاعده قلب سطح خلفی قلب است و عمدتا از دهلیز چپ و بخشی از دهلیز راست ساخته می شود.
- سطح استرنوکوستال بیشتر با بطن راست، سطح دیافراگماتیک بیشتر با بطن چپ و بخشی از بطن راست، و سطح ریوی چپ بیشتر با بطن چپ ساخته می شود.
- جهت قلب در انسان هرمی تر از بسیاری از جانوران توصیف می شود و همین جهت، تفسیر سطح ها و کنارها را مهم می کند.
- تغییر فشار، بزرگ شدن حفره ها یا تجمع مایع پریکارد می تواند محل ضربان رأس و حدود قلب را در معاینه تغییر دهد.
در آناتومی قلب، راست و چپ همیشه بر اساس بدن بیمار است، نه دید ناظر در تصویر یا تشریح.
پریکارد غشایی دو جداره است که قلب و ریشه عروق بزرگ را دربر می گیرد. این پرده قلب را در میانسینه نگه می دارد، از اتساع بیش از حد ناگهانی جلوگیری می کند و با مایع سروزی میان دو لایه، حرکت قلب را هنگام ضربان کم اصطکاک می سازد.
- پریکارد فیبروز لایه خارجی محکم است و به دیافراگم، جناغ و غلاف عروق بزرگ ارتباط دارد.
- پریکارد سروزی دو لایه دارد: لایه جداری که سطح داخلی پریکارد فیبروز را می پوشاند و لایه احشایی یا اپیکارد که روی قلب می نشیند.
- حفره پریکارد بین لایه جداری و احشایی قرار دارد و مقدار کمی مایع سروزی دارد.
- سینوس عرضی پریکارد پشت آئورت صعودی و تنه ریوی و جلوی ورید اجوف فوقانی و دهلیزها قرار دارد.
- سینوس مایل پریکارد پشت دهلیز چپ و بین وریدهای ریوی و ورید اجوف تحتانی دیده می شود.
- عصب فرنیک، واگ و تنه های سمپاتیک در عصب دهی و ارتباطات پریکارد اهمیت دارند.
درد پریکارد می تواند از مسیر عصب فرنیک به شانه ارجاع شود. در تامپوناد قلبی، تجمع مایع در کیسه پریکارد، پرشدن قلب را محدود می کند و افت برون ده ایجاد می شود.
دیواره قلب از بیرون به داخل شامل اپیکارد، میوکارد و اندوکارد است. اپیکارد همان لایه احشایی پریکارد سروزی است؛ میوکارد لایه عضلانی اصلی و عامل پمپ است؛ اندوکارد سطح داخلی حفره ها و دریچه ها را می پوشاند.
- اپیکارد از مزوتلیوم و بافت همبند ساخته می شود و روی آن عروق کرونری، اعصاب و چربی زیر اپیکاردی قرار می گیرند.
- میوکارد در بطن ها ضخیم تر از دهلیزهاست؛ بطن چپ به علت فشار سیستمیک، ضخیم ترین میوکارد را دارد.
- اندوکارد ادامه اندوتلیوم رگ هاست و سطح صاف داخلی را برای کاهش اصطکاک جریان خون فراهم می کند.
- دریچه ها از چین های اندوکارد با هسته بافت همبند ساخته می شوند.
- افزایش مزمن فشار یا حجم می تواند هیپرتروفی یا اتساع حفره ها را ایجاد کند و شکل قلب را تغییر دهد.
آسیب اندوکارد یا دریچه ها زمینه تشکیل ترومبوس، عفونت و نارسایی دریچه ای را فراهم می کند؛ به همین دلیل اندوکاردیت از نظر آناتومیک و بالینی مهم است.
شناخت سطح ها و کنارهای قلب، زبان مشترک تشریح، تصویربرداری و جراحی است. قلب سطح قدامی یا استرنوکوستال، سطح تحتانی یا دیافراگماتیک، سطح ریوی چپ و راست، قاعده و رأس دارد. شیارهای کرونری و بین بطنی مرزهای خارجی حفره ها را نشان می دهند.
- شیار کرونری مرز دهلیزها و بطن هاست و عروق کرونری در آن حرکت می کنند.
- شیار بین بطنی قدامی و خلفی محل تقریبی سپتوم بین بطنی را روی سطح قلب نشان می دهند.
- کنار راست عمدتا با دهلیز راست ساخته می شود و بین SVC و IVC امتداد دارد.
- کنار چپ یا obtuse margin بیشتر با بطن چپ ساخته می شود.
- کنار تحتانی یا acute margin بیشتر بطن راست را از سطح دیافراگماتیک جدا می کند.
- قاعده خلفی، محل ورود وریدهای ریوی و وریدهای اجوف است و در مجاورت مری قرار دارد.
برای نقشه کشی ذهنی، اول قاعده را پشت و رأس را پایین چپ تصور کنید؛ سپس شیار کرونری را مثل کمربند دهلیز و بطن ببینید.
حفرهها، دریچهها، اسکلت و سیستم هدایتی
دهلیز راست خون کم اکسیژن را از ورید اجوف فوقانی، ورید اجوف تحتانی و سینوس کرونری دریافت می کند. این حفره در قدام و راست دهلیز چپ قرار دارد و دیواره آن به دو بخش صاف و زبر تقسیم می شود.
- بخش صاف یا سینوس وریدی از جذب سینوس وریدی جنینی ایجاد می شود و محل ورود SVC و IVC است.
- بخش زبر شامل عضلات پکتینه است و در گوشک راست واضح تر دیده می شود.
- کریستا ترمینالیس در داخل و سولکوس ترمینالیس در خارج، مرز بخش صاف و زبر را مشخص می کنند.
- سوراخ بیضی یا fossa ovalis روی دیواره بین دهلیزی باقی مانده ارتباط جنینی بین دهلیزهاست.
- دریچه اوستاشین در ورودی IVC و دریچه تبزین در دهانه سینوس کرونری ممکن است دیده شوند.
در برخی مداخلات قلبی، دانستن محل fossa ovalis برای عبور ایمن از سپتوم بین دهلیزی اهمیت دارد.
دریچه سه لتی بین دهلیز راست و بطن راست قرار دارد و سه لت قدامی، خلفی و سپتال دارد. بطن راست خون را به تنه ریوی می فرستد و از نظر شکل، سطحی هلالی و دیواره ای نازک تر از بطن چپ دارد، زیرا فشار گردش ریوی کمتر است.
- مثلث کخ بین لت سپتال دریچه سه لتی، دهانه سینوس کرونری و tendon of Todaro قرار دارد و راهنمای مهم محل گره AV است.
- طناب های وتری لت ها را به عضلات پاپیلاری وصل می کنند و مانع برگشت لت ها به دهلیز هنگام سیستول می شوند.
- بطن راست بخش ورودی زبر با trabeculae carneae و بخش خروجی صاف به نام conus arteriosus یا infundibulum دارد.
- عضله پاپیلاری قدامی معمولا بزرگ ترین و پایدارترین عضله پاپیلاری بطن راست است.
- trabecula septomarginalis یا moderator band بخشی از مسیر شاخه راست سیستم هدایتی را به دیواره آزاد بطن راست می رساند.
آسیب به ناحیه مثلث کخ در جراحی یا ابلیشن می تواند سیستم هدایتی AV را درگیر کند.
دهلیز چپ خون اکسیژن دار را از چهار ورید ریوی دریافت می کند و بخش اصلی قاعده قلب را می سازد. دیواره دهلیز چپ عمدتا صاف است و عضلات پکتینه بیشتر در گوشک چپ باقی می مانند. بطن چپ حفره پرفشار قلب و سازنده رأس است.
- دریچه میترال دو لت قدامی و خلفی دارد و به دلیل فشار بالاتر بطن چپ، اجزای نگهدارنده آن بسیار مهم اند.
- لت قدامی میترال در مسیر خروجی بطن چپ به سمت دریچه آئورت مجاورت دارد.
- بطن چپ دیواره ضخیم تر، حفره مخروطی تر و فشار سیستولیک بالاتری نسبت به بطن راست دارد.
- دو عضله پاپیلاری اصلی بطن چپ، قدامی جانبی و خلفی داخلی هستند.
- طناب های وتری و عضلات پاپیلاری هنگام سیستول از پرولاپس لت ها به دهلیز چپ جلوگیری می کنند.
- اختلال میترال می تواند دهلیز چپ، وریدهای ریوی و در نهایت فشار ریوی را تحت تاثیر قرار دهد.
تنگی میترال فشار دهلیز چپ را بالا می برد؛ نارسایی میترال برگشت خون در سیستول ایجاد می کند و می تواند به احتقان ریوی برسد.
سپتوم بین بطنی بطن راست و چپ را جدا می کند و دو بخش عضلانی و غشایی دارد. دریچه های ریوی و آئورتی در خروجی بطن ها قرار دارند و هرکدام سه لت نیمه هلالی دارند که با پر شدن سینوس ها در دیاستول بسته می شوند.
- بخش عضلانی سپتوم ضخیم است و قسمت عمده دیواره بین بطنی را می سازد.
- بخش غشایی کوچک تر اما از نظر نقص های مادرزادی و مسیر سیستم هدایتی مهم است.
- دریچه ریوی در دهانه تنه ریوی و دریچه آئورتی در دهانه آئورت قرار دارد.
- سینوس های آئورتی پشت لت ها قرار دارند؛ شریان کرونری راست و چپ از سینوس های مربوط جدا می شوند.
- لت های نیمه هلالی طناب وتری ندارند؛ شکل جیب مانند آنها و فشار برگشتی دیاستول باعث بسته شدنشان می شود.
- دریچه آئورتی به علت فشار سیستمیک، ضخیم تر و قوی تر از دریچه ریوی است.
در امتحان ها، بخش غشایی سپتوم را کنار مثلث فیبروز راست و مسیر AV bundle به یاد بسپارید.
اسکلت لیفی قلب چارچوب محکمی از بافت همبند متراکم است که حلقه های دریچه ای، مثلث های لیفی و بخش های غشایی سپتوم را شامل می شود. این اسکلت جای اتصال رشته های عضلانی، نگهدارنده دریچه ها و عایق الکتریکی بین دهلیز و بطن است.
- حلقه های لیفی اطراف دریچه ها از اتساع بیش از حد دهانه ها و نارسایی دریچه جلوگیری می کنند.
- مثلث های لیفی راست و چپ بین حلقه های دریچه ای قرار می گیرند و مرکز اسکلت لیفی را می سازند.
- ارتباط الکتریکی طبیعی دهلیز و بطن فقط از مسیر گره AV و دسته AV انجام می شود، چون اسکلت لیفی عایق است.
- رشته های عضلانی دهلیزی و بطنی به اسکلت لیفی می چسبند و نیرو را منظم منتقل می کنند.
- مسیرهای غیرطبیعی عبور پیام از عایق فیبروز می توانند آریتمی ایجاد کنند.
درک اسکلت لیفی، هم برای دریچه ها مهم است هم برای سیستم هدایتی؛ این قسمت جایی است که مکانیک و برق قلب به هم می رسند.
قلب برای انقباض هماهنگ به سیستم هدایتی تخصصی نیاز دارد. پیام از گره سینوسی دهلیزی آغاز می شود، در دهلیزها پخش می گردد، به گره دهلیزی بطنی می رسد، از دسته AV عبور می کند و سپس از شاخه های راست و چپ و شبکه پورکینژ در بطن ها منتشر می شود.
- گره SA در دیواره دهلیز راست نزدیک ورودی SVC قرار دارد و ضربان ساز طبیعی قلب است.
- راه های بین گرهی پیام را از SA به AV و در دهلیزها پخش می کنند.
- گره AV نزدیک دهانه سینوس کرونری و لت سپتال دریچه سه لتی قرار دارد و تاخیر فیزیولوژیک ایجاد می کند.
- دسته AV از اسکلت لیفی عبور کرده و تنها مسیر طبیعی انتقال پیام از دهلیز به بطن است.
- شاخه راست در امتداد سپتوم و moderator band به بطن راست می رود؛ شاخه چپ در سپتوم به شاخه های متعدد تقسیم می شود.
- شبکه پورکینژ پیام را سریع در میوکارد بطنی پخش می کند تا انقباض بطنی هماهنگ شود.
تنگی عروق تغذیه کننده گره ها، آسیب جراحی یا فیبروز بافتی می تواند بلوک هدایتی و آریتمی ایجاد کند.
عروق کرونر، عصبدهی و نکات بالینیِ قلب
قلب با اینکه پر از خون است، میوکارد خود را عمدتا از شریان های کرونری تغذیه می کند. شریان کرونری راست از سینوس آئورتی راست و شریان کرونری چپ از سینوس آئورتی چپ جدا می شود. الگوی غالبیت کرونری به شریانی بستگی دارد که شاخه بین بطنی خلفی را می دهد.
- در غالبیت راست، PDA از RCA جدا می شود؛ این الگو شایع تر است.
- در غالبیت چپ، PDA از شاخه سیرکومفلکس کرونری چپ می آید.
- شاخه ها در شیارهای کرونری و بین بطنی حرکت می کنند و شاخه های نفوذی به میوکارد می دهند.
- جریان کرونری چپ بیشتر در دیاستول انجام می شود، چون فشار سیستولی بطن چپ روی عروق داخل میوکارد اثر می گذارد.
- انسداد کرونر بر اساس ناحیه خون رسانی، الگوی درد، نارسایی پمپی یا آریتمی متفاوت ایجاد می کند.
برای فهم انفارکتوس، فقط نام رگ را حفظ نکنید؛ مسیر رگ، شاخه های آن و بخش میوکارد زیر دستش را دنبال کنید.
شریان کرونری راست از سینوس آئورتی راست جدا می شود، بین گوشک راست و تنه ریوی عبور می کند، در شیار کرونری راست حرکت می کند و به سطح تحتانی قلب می رسد. شاخه های آن دهلیز راست، بخش هایی از بطن راست، گره SA یا AV و گاهی سطح دیافراگماتیک را تغذیه می کنند.
- شاخه مخروطی به infundibulum بطن راست می رود و با شاخه مشابه از کرونری چپ آناستوموز می دهد.
- شاخه گره SA در بسیاری افراد از RCA جدا می شود.
- شاخه marginal راست در کنار تحتانی بطن راست حرکت می کند.
- در غالبیت راست، شاخه بین بطنی خلفی از RCA جدا می شود و در شیار بین بطنی خلفی پایین می رود.
- شاخه گره AV معمولا از ناحیه crux قلب جدا می شود.
- انسداد RCA می تواند با اختلال هدایتی، درد تحتانی و درگیری بطن راست همراه باشد.
در MI تحتانی همراه با برادی کاردی یا بلوک AV، به درگیری RCA و شاخه گره AV فکر می شود.
شریان کرونری چپ معمولا تنه کوتاهی دارد و به دو شاخه اصلی LAD و circumflex تقسیم می شود. LAD در شیار بین بطنی قدامی به سمت رأس می رود و یکی از مهم ترین رگ های قلب است؛ سیرکومفلکس در شیار کرونری چپ به سمت سطح خلفی حرکت می کند.
- LAD بخش بزرگی از بطن چپ، دیواره قدامی بطن راست، دو سوم قدامی سپتوم و رأس را خون رسانی می کند.
- شاخه های سپتال LAD برای سیستم هدایتی بطنی مهم اند.
- شاخه های diagonal از LAD به دیواره جانبی بطن چپ می روند.
- سیرکومفلکس شاخه های marginal چپ یا obtuse marginal می دهد.
- در غالبیت چپ، سیرکومفلکس شاخه بین بطنی خلفی را هم می دهد.
- انسداد LAD به دلیل وسعت ناحیه خون رسانی، از خطرناک ترین الگوهای بیماری کرونر است.
نام LAD را با خون رسانی دیواره قدامی، سپتوم قدامی و رأس گره بزنید؛ این رگ در بالین بسیار پرتکرار است.
بخش اصلی تخلیه وریدی قلب از طریق سینوس کرونری انجام می شود. سینوس کرونری در شیار کرونری خلفی قرار دارد و به دهلیز راست باز می شود. علاوه بر آن، وریدهای قلبی قدامی و وریدهای کوچک مستقیم به حفره های قلبی تخلیه می شوند.
- ورید قلبی بزرگ معمولا همراه LAD شروع می شود و به سینوس کرونری می ریزد.
- ورید قلبی میانی در شیار بین بطنی خلفی همراه PDA حرکت می کند.
- ورید قلبی کوچک بیشتر با RCA در کنار راست و تحتانی مرتبط است.
- وریدهای قدامی بطن راست مستقیما به دهلیز راست تخلیه می شوند.
- وریدهای Thebesian ریز مستقیما به حفره های قلب باز می شوند.
- لنف قلب همراه عروق کرونری حرکت می کند و به گره های تراکئوبرونشیال و مدیاستینال تخلیه می شود.
در نقشه قلب، شریان ها را روی شیارها بکشید و سپس وریدهای همراه را اضافه کنید؛ سینوس کرونری مثل مخزن اصلی پشت قلب است.
قلب تحت کنترل سیستم عصبی خودمختار است. سمپاتیک ضربان، قدرت انقباض و سرعت هدایت را افزایش می دهد؛ پاراسمپاتیک، به ویژه از طریق عصب واگ، ضربان و هدایت گره ای را کاهش می دهد. فیبرها در اطراف قلب شبکه قلبی سطحی و عمقی را می سازند.
- فیبرهای سمپاتیک پیش گانگلیونی از سگمنت های فوقانی توراسیک نخاع خارج می شوند و در گانگلیون های سمپاتیک سیناپس می دهند.
- فیبرهای پس گانگلیونی سمپاتیک از اعصاب قلبی گردنی و سینه ای به شبکه قلبی می رسند.
- فیبرهای پاراسمپاتیک قلبی از عصب واگ می آیند و بیشتر روی گره SA و AV اثر می گذارند.
- شبکه قلبی سطحی زیر قوس آئورت و نزدیک لیگامان شریانی قرار دارد.
- شبکه قلبی عمقی پشت قوس آئورت و جلوی دوشاخه شدن تراشه قرار می گیرد.
- تعادل سمپاتیک و پاراسمپاتیک در حالت استراحت، ورزش، استرس و خواب تغییر می کند.
واگ می تواند ضربان را کم کند و در بعضی پاسخ های رفلکسی، افت ضربان یا سنکوپ ایجاد شود.
حس درد قلبی عمدتا همراه فیبرهای سمپاتیک به سگمنت های T1 تا T4 یا T5 نخاع می رود. چون همین سگمنت ها حس نواحی پوستی خاصی را نیز دریافت می کنند، مغز گاهی درد قلب را به دیواره قفسه سینه، شانه، بازو یا ساعد چپ نسبت می دهد.
- درد قلبی کلاسیک می تواند پشت جناغ، سمت چپ قفسه سینه، شانه چپ، بازوی چپ و لبه داخلی ساعد احساس شود.
- درگیری T1 با مسیر شبکه بازویی، ارجاع درد به سمت داخلی ساعد و انگشت کوچک را توضیح می دهد.
- گاهی درد به گردن، فک یا پشت هم ارجاع می شود.
- درد ایسکمیک معمولا با فعالیت، استرس یا افزایش نیاز اکسیژن میوکارد تشدید می شود.
- تفاوت درد پریکارد، درد پلور و درد ایسکمیک از نظر محل، وضعیت بدن و همراهی با تنفس اهمیت دارد.
درد راجعه ارزش تشخیصی دارد، اما نبود الگوی کلاسیک بیماری قلبی را رد نمی کند؛ به ویژه در زنان، سالمندان و افراد دیابتی.
جزوه چند نکته بالینی مهم را کنار آناتومی قلب قرار می دهد: بازماندن مجرای شریانی، اختلالات دریچه ای، سمع قلب و تغییرات ناشی از بیماری های کرونر یا دریچه ها. این موارد کمک می کنند ساختارهای قلبی را با پیامد عملکردی آنها ببینیم.
- در PDA، ارتباط بین بخش پروگزیمال شریان ریوی چپ و قوس آئورت پس از تولد بسته نمی شود.
- نارسایی دریچه یعنی بسته شدن ناکامل و برگشت خون؛ تنگی دریچه یعنی محدود شدن عبور خون از دهانه.
- صدای اول قلب مربوط به بسته شدن دریچه های AV و صدای دوم مربوط به بسته شدن دریچه های نیمه هلالی است.
- محل های سمع آئورت، ریوی، تریکوسپید و میترال با محل آناتومیک خود دریچه ها یکی نیست؛ صدا در مسیر جریان بهتر شنیده می شود.
- نقایص دریچه ای مزمن می توانند اتساع یا هیپرتروفی حفره های قلبی ایجاد کنند.
- افتراق سوفل سیستولی و دیاستولی از نظر دریچه درگیر و نوع ضایعه مهم است.
هر دریچه را با دو سؤال مرور کنید: اگر خوب باز نشود چه حفره ای تحت فشار قرار می گیرد؟ اگر خوب بسته نشود خون به کجا برمی گردد؟
در بیماری های قلبی، شناخت مسیر عروق و دریچه ها فقط برای تشریح نیست؛ در آنژیوگرافی، مداخلات کرونری، گرافت ورید صافن و عفونت های دریچه ای نیز کاربرد دارد. اندوکاردیت عفونی، سطح اندوکارد یا دریچه ها را درگیر می کند و می تواند vegetation بسازد.
- اندوکاردیت اغلب روی دریچه آسیب دیده یا سطح اندوکارد غیرطبیعی تشکیل می شود.
- vegetation ترکیبی از ترومبوس و کلونی میکروبی است و می تواند عملکرد دریچه را مختل کند.
- استرپتوکوک ها از عوامل شایع اندوکاردیت کلاسیک هستند.
- ورید صافن بزرگ گاهی برای گرافت کرونری به کار می رود، اما گرافت وریدی در درازمدت ممکن است دچار بیماری شود.
- مداخله کرونری از مسیرهای شریانی مانند فمورال یا رادیال انجام می شود و به نقشه دقیق شریان ها نیاز دارد.
- آسیب اندوتلیوم، آشفتگی جریان و فشار بالا زمینه بیماری عروقی را بیشتر می کند.
در مرور بالینی، دریچه، اندوکارد، جریان آشفته و باکتریمی را کنار هم بگذارید.
شریانهای بزرگِ بدن
تنه ریوی از بطن راست خارج می شود و به سمت عقب، بالا و چپ می رود تا به شریان های ریوی راست و چپ تقسیم شود. آئورت از بطن چپ خارج می شود و بخش صعودی، قوس، بخش نزولی سینه ای و شکمی دارد. مسیر مارپیچ تنه ریوی و آئورت یادگار تکامل جنینی تنه شریانی است.
- تنه ریوی در ابتدا در قدام آئورت صعودی و سپس در سمت چپ آن قرار می گیرد.
- شریان های ریوی برخلاف بیشتر شریان ها، خون کم اکسیژن را به ریه می برند.
- وریدهای ریوی برخلاف بیشتر وریدها، خون اکسیژن دار را به دهلیز چپ برمی گردانند.
- آئورت صعودی از بطن چپ شروع می شود و شریان های کرونری از سینوس های آن جدا می شوند.
- قوس آئورت به طور معمول سه شاخه اصلی می دهد: براکیوسفالیک، کاروتید مشترک چپ و ساب کلاوین چپ.
- نسبت عروق بزرگ به نای، مری و ریه ها در جراحی و تصویربرداری اهمیت دارد.
لیگامان شریانی باقی مانده مجرای شریانی جنینی است و نزدیک آن عصب راجعه حنجره ای چپ دور قوس آئورت می چرخد.
شریان کاروتید مشترک در گردن بالا می رود و به کاروتید داخلی و خارجی تقسیم می شود. کاروتید داخلی بدون شاخه دادن در گردن وارد جمجمه می شود و در خون رسانی مغز شرکت می کند؛ کاروتید خارجی شاخه های متعدد به صورت، پوست سر، زبان، تیروئید و نواحی گردن می دهد.
- کاروتید مشترک راست از تنه براکیوسفالیک و کاروتید مشترک چپ مستقیما از قوس آئورت جدا می شود.
- کاروتید داخلی در گردن شاخه ندارد و از کانال کاروتید وارد جمجمه می شود.
- کاروتید خارجی شاخه هایی مانند تیروئیدی فوقانی، زبانی، صورتی، اکسیپیتال، اوریکولار خلفی، فارنژیال صعودی، ماگزیلاری و تمپورال سطحی دارد.
- سینوس کاروتید گیرنده فشار و جسم کاروتید گیرنده شیمیایی است.
- خون رسانی مغز از کاروتیدهای داخلی و شریان های مهره ای تامین می شود و در حلقه ویلیس ارتباط پیدا می کند.
ضربان کاروتید، بارورسپتور سینوس کاروتید و خطر پلاک های آترواسکلروتیک این ناحیه از نظر بالینی بسیار مهم اند.
شریان ساب کلاوین در قاعده گردن قوسی با تحدب رو به بالا می سازد و به اندام فوقانی، گردن، دیواره قفسه سینه و بخشی از مغز شاخه می دهد. یکی از شاخه های مهم آن شریان توراسیک داخلی است که پشت غضروف های دنده ای پایین می آید.
- شاخه های مهم ساب کلاوین شامل vertebral، internal thoracic، thyrocervical trunk، costocervical trunk و dorsal scapular هستند.
- شریان مهره ای از سوراخ های عرضی مهره های گردنی بالا می رود و در خون رسانی مغز شرکت می کند.
- شریان توراسیک داخلی حدود یک سانتی متر خارج از لبه جناغ پایین می رود.
- شاخه های بین دنده ای قدامی از توراسیک داخلی جدا می شوند و با شاخه های بین دنده ای خلفی آناستوموز دارند.
- توراسیک داخلی در پایین به musculophrenic و superior epigastric تقسیم می شود.
- این شریان در جراحی بای پس کرونر، به خصوص برای LAD، ارزش گرافتی زیادی دارد.
در پاراسنتز یا برش های کنار جناغ باید مسیر شریان توراسیک داخلی را شناخت تا آسیب عروقی ایجاد نشود.
آئورت نزولی در قفسه سینه در سمت چپ ستون مهره ها پایین می آید و شاخه های احشایی و جداری می دهد. شاخه های احشایی به برونش، مری و پریکارد می روند؛ شاخه های جداری دیواره قفسه سینه، فضاهای بین دنده ای و دیافراگم را خون رسانی می کنند.
- شریان های برونشیال همراه برونش ها حرکت می کنند و با تقسیم برونش ها شاخه شاخه می شوند.
- شاخه های مری به دیواره مری خون می رسانند و با شاخه های گردنی و شکمی آناستوموز دارند.
- شریان های بین دنده ای خلفی، منبع اصلی خون رسانی دیواره قفسه سینه در فضاهای بین دنده ای هستند.
- هر فضای بین دنده ای الگوی عصبی عروقی مشخص دارد و ترتیب ورید، شریان، عصب در شیار دنده مهم است.
- آئورت از سوراخ آئورتی دیافراگم در سطح T12 همراه مجرای توراسیک عبور می کند.
- سیستم آزیگوس همراه مهم تخلیه وریدی دیواره قفسه سینه است.
برای فضاهای بین دنده ای، مسیر عروق را زیر لبه دنده بالایی به خاطر بسپارید.
آئورت شکمی پس از عبور از دیافراگم در جلوی ستون مهره ها و کمی متمایل به چپ پایین می آید و در سطح L4 به دو شریان ایلیاک مشترک تقسیم می شود. شاخه های آن به دو گروه جداری و احشایی تقسیم می شوند؛ شاخه های احشایی می توانند جفت یا منفرد باشند.
- تنه سلیاک شاخه منفرد قدامی است و به معده، کبد، طحال، پانکراس و بخش بالایی دوازدهه خون می رساند.
- شریان مزانتریک فوقانی روده میانی را از بخش دیستال دوازدهه تا دو سوم ابتدایی کولون عرضی خون رسانی می کند.
- شریان مزانتریک تحتانی روده پسین، شامل یک سوم انتهایی کولون عرضی تا بخش فوقانی رکتوم را خون رسانی می کند.
- شریان های کلیوی شاخه های بزرگ جفت هستند و از آئورت به کلیه ها می روند.
- شریان های گنادال در مردان به بیضه و در زنان به تخمدان می روند و مسیر طولانی دارند.
- شاخه های جداری شامل فرنیک تحتانی، کمری و ساکرال میانی هستند.
سطح L4 برای دوشاخه شدن آئورت و شروع ایلیاک های مشترک یک نشانه پرتکرار در تصویربرداری و آناتومی است.
پس از تقسیم آئورت، هر شریان ایلیاک مشترک به ایلیاک داخلی و خارجی تقسیم می شود. ایلیاک داخلی لگن و ناحیه گلوتئال را تغذیه می کند؛ ایلیاک خارجی پس از عبور از زیر رباط اینگوئینال، شریان فمورال می شود و خون اندام تحتانی را تامین می کند.
- شریان فمورال در مثلث فمورال بین ورید و عصب فمورال قرار می گیرد؛ ورید داخل تر و عصب خارج تر است.
- شاخه عمقی ران یا profunda femoris خون رسانی اصلی عضلات ران را انجام می دهد.
- فمورال با عبور از hiatus adductorius به شریان پوپلیتئال تبدیل می شود.
- پوپلیتئال در پشت زانو به شریان های تیبیال قدامی و خلفی تقسیم می شود.
- تیبیال قدامی به سطح قدامی ساق و dorsalis pedis در پشت پا می رسد.
- تیبیال خلفی پشت قوزک داخلی وارد کف پا می شود و شاخه های پلانتار می دهد.
نبض فمورال، پوپلیتئال، دورسالیس پدیس و تیبیال خلفی برای ارزیابی خون رسانی اندام تحتانی کاربرد دارند.
در اندام تحتانی، جریان شریانی پس از عبور از ساق به پشت پا و کف پا می رسد و با ساخت قوس های شریانی، خون رسانی انگشتان و بافت های کف پا را تضمین می کند. این قوس ها به دلیل فشار وزن بدن و نیاز حرکتی پا اهمیت زیادی دارند.
- dorsalis pedis ادامه تیبیال قدامی روی پشت پا است.
- تیبیال خلفی پس از عبور از پشت قوزک داخلی به شاخه های medial plantar و lateral plantar تقسیم می شود.
- شاخه lateral plantar در تشکیل قوس پلانتار عمقی نقش اصلی دارد.
- شاخه های متاتارسال و دیجیتال از قوس ها جدا می شوند و انگشتان را خون رسانی می کنند.
- آناستوموزهای پشت و کف پا، جریان جایگزین را در بعضی انسدادها حفظ می کنند.
- در دیابت یا بیماری شریان محیطی، بررسی نبض های پایی اهمیت دوچندان دارد.
برای مسیر پا، پشت پا را با dorsalis pedis و کف پا را با تیبیال خلفی و قوس پلانتار مرور کنید.
سیستم وریدی و لنفاوی
وریدها خون را با فشار پایین به قلب برمی گردانند. چون بخش زیادی از بدن پایین تر از قلب قرار دارد، بازگشت وریدی به سازوکارهای کمکی مانند دریچه ها، پمپ عضلانی، فشار منفی توراکس، ضربان شریان های همراه و تغییرات تنفسی وابسته است.
- وریدهای سطحی در بافت زیرجلدی و وریدهای عمقی همراه شریان های عمقی قرار دارند.
- وریدهای عمقی اندام ها اغلب به صورت وریدهای همراه یا venae comitantes در کنار شریان ها دیده می شوند.
- دریچه های وریدی از برگشت خون به علت جاذبه جلوگیری می کنند.
- انقباض عضلات اسکلتی، وریدهای عمقی را می فشارد و خون را به سمت قلب می راند.
- وریدهای ارتباطی یا perforating، وریدهای سطحی و عمقی را وصل می کنند.
- اختلال دریچه ها می تواند باعث اتساع، پیچ خوردگی و واریس شود.
ورید فقط مسیر برگشت نیست؛ در بالین، مخزن حجمی خون و محل شایع ترومبوز، واریس و دسترسی وریدی است.
در پشت پا شبکه وریدی غنی وجود دارد که به دو مسیر سطحی اصلی می رسد: صافن بزرگ در سمت داخلی و صافن کوچک در سمت خارجی و خلفی. این وریدها با وریدهای عمقی ارتباط دارند و همراه پمپ عضلانی ساق، بازگشت خون را سامان می دهند.
- صافن بزرگ از سمت داخلی پشت پا شروع می شود، جلوی قوزک داخلی بالا می رود و در نهایت به ورید فمورال می ریزد.
- صافن کوچک از سمت خارجی پا و پشت قوزک خارجی بالا می رود و معمولا به ورید پوپلیتئال تخلیه می شود.
- وریدهای ارتباطی باید جریان را از سطحی به عمقی هدایت کنند.
- در ایستادن طولانی، فشار وریدی اندام تحتانی افزایش می یابد.
- نارسایی دریچه های وریدی باعث برگشت خون، اتساع و واریس می شود.
- پمپ عضلات ساق گاهی قلب محیطی نامیده می شود.
در واریس، مشکل فقط زیبایی نیست؛ درد، سنگینی، ادم، تغییرات پوستی و زخم وریدی می تواند ایجاد شود.
ورید اجوف تحتانی بزرگ ترین ورید بدن از نظر قطر است و خون اندام تحتانی، لگن و بخش زیادی از شکم را به دهلیز راست برمی گرداند. این ورید در سمت راست آئورت شکمی قرار دارد و از پشت کبد و دیافراگم عبور می کند.
- IVC از پیوستن وریدهای ایلیاک مشترک راست و چپ تشکیل می شود.
- وریدهای کلیوی، کبدی، فرنیک تحتانی، کمری و گنادال در الگوهای مشخصی به IVC می ریزند.
- ورید گنادال راست معمولا مستقیم به IVC و ورید گنادال چپ به ورید کلیوی چپ تخلیه می شود.
- فشار روی ورید کلیوی چپ می تواند تخلیه ورید بیضه چپ را مختل کند.
- IVC از سوراخ کاوال دیافراگم در سطح T8 می گذرد و وارد دهلیز راست می شود.
- انسداد یا فشار روی IVC باعث اتساع وریدهای سطحی و مسیرهای جانبی می شود.
واریکوسل چپ با مسیر تخلیه ورید بیضه چپ به ورید کلیوی چپ توضیح داده می شود و از نظر آناتومی یک نکته کلاسیک است.
بازگشت وریدی اندام فوقانی از شبکه های سطحی و عمقی شروع می شود و در نهایت از طریق وریدهای براکیوسفالیک به ورید اجوف فوقانی می رسد. در اندام فوقانی، وریدهای سطحی مانند سفالیک و بازیلیک برای تزریق، خون گیری و دسترسی بالینی اهمیت دارند.
- وریدهای سطحی پشت دست به سفالیک در سمت خارجی و بازیلیک در سمت داخلی می رسند.
- ورید میانی کوبیتال در حفره آرنج ارتباط مهمی بین سفالیک و بازیلیک ایجاد می کند.
- وریدهای عمقی همراه شریان های رادیال، اولنار و براکیال حرکت می کنند.
- بازیلیک با وریدهای براکیال یکی می شود و ورید آگزیلاری را می سازد.
- آگزیلاری با عبور از مرز دنده اول به ساب کلاوین تبدیل می شود.
- ساب کلاوین و ژوگولار داخلی با هم ورید براکیوسفالیک را می سازند؛ دو براکیوسفالیک با هم SVC را تشکیل می دهند.
مسیر سطحی اندام فوقانی را با سه نام کلیدی حفظ کنید: سفالیک، بازیلیک، میانی کوبیتال.
سیستم لنفاوی مایع اضافی بینابینی، پروتئین ها، چربی های جذب شده و سلول های ایمنی را به گردش وریدی برمی گرداند. مویرگ های لنفاوی از بافت ها شروع می شوند، به عروق لنفاوی و گره ها می رسند و در نهایت به مجاری بزرگ لنفاوی تخلیه می شوند.
- لنف از نظر مسیر، معمولا همراه وریدها حرکت می کند و دریچه های متعدد دارد.
- گره های لنفاوی فیلتر ایمنی هستند و مسیرهای لنفی را از نظر عفونت و متاستاز مهم می کنند.
- مجرای توراسیک لنف بیشتر بدن را به زاویه وریدی چپ تخلیه می کند.
- مجرای لنفاوی راست لنف ربع فوقانی راست بدن را به زاویه وریدی راست می برد.
- لنف اندام ها به دو مسیر سطحی و عمقی تقسیم می شود.
- اختلال تخلیه لنفی باعث ادم لنفاوی و بزرگی گره ها می شود.
مسیر لنف برای فهم انتشار سرطان، عفونت های ناحیه ای و ادم پس از جراحی یا برداشتن گره ها ضروری است.
لنف اندام فوقانی و تحتانی مانند وریدها به مسیرهای سطحی و عمقی تقسیم می شود. لنف سطحی همراه عروق سطحی و لنف عمقی همراه عروق عمقی حرکت می کند. در قفسه سینه، گره های پاراسترنال، بین دنده ای و مدیاستینال نقش مهمی در تخلیه دیواره و احشاء دارند.
- لنف اندام فوقانی به گره های اپی تروکلئار و سپس آگزیلاری می رسد.
- لنف اندام تحتانی از مسیرهای سطحی به گره های اینگوئینال سطحی و از مسیرهای عمقی به گره های اینگوئینال عمقی و ایلیاک می رود.
- گره های پاراسترنال در کنار عروق توراسیک داخلی قرار دارند.
- این گره ها لنف بخش داخلی پستان، فضاهای بین دنده ای، دیواره توراکس، تیموس و میانسینه قدامی را دریافت می کنند.
- گره های بین دنده ای در تخلیه دیواره خلفی قفسه سینه نقش دارند.
- مجرای توراسیک در قفسه سینه همراه آئورت و آزیگوس بالا می رود.
در لنف، سطحی و عمقی بودن مسیر را با همراهی عروق سطحی و عمقی به یاد بسپارید.
غده پستان از نظر لنفاوی بسیار مهم است، چون سرطان پستان شیوع بالایی دارد و مسیر لنف، مسیر احتمالی انتشار سلول های سرطانی را نشان می دهد. بخش عمده لنف پستان به گره های آگزیلاری می رود، اما مسیرهای پاراسترنال و بین دنده ای نیز اهمیت دارند.
- بخش خارجی و بیشتر حجم پستان عمدتا به گره های آگزیلاری تخلیه می شود.
- بخش داخلی پستان به گره های پاراسترنال کنار عروق توراسیک داخلی می رود.
- برخی مسیرها می توانند به پستان مقابل یا گره های شکمی ارتباط پیدا کنند.
- در سرطان پستان، بررسی گره نگهبان برای staging و تصمیم درمانی اهمیت دارد.
- درگیری گره های آگزیلاری می تواند باعث اختلال تخلیه لنف اندام فوقانی شود.
- لنف پستان را باید با ربع های پستان و مسیرهای داخلی و خارجی مرور کرد.
برداشتن یا آسیب گره های آگزیلاری ممکن است ادم لنفاوی اندام فوقانی ایجاد کند.
دیواره قفسه سینه از جلو و عقب خون می گیرد. از جلو، شریان توراسیک داخلی و شاخه های بین دنده ای قدامی مهم اند؛ از عقب، آئورت سینه ای و شریان های بین دنده ای خلفی نقش اصلی دارند. این دو مسیر در فضاهای بین دنده ای با هم آناستوموز می دهند.
- هر فضای بین دنده ای معمولا یک بسته عصبی عروقی اصلی زیر لبه دنده بالایی دارد.
- شریان بین دنده ای خلفی بخش عمده فضای بین دنده ای را تامین می کند.
- شریان بین دنده ای قدامی از توراسیک داخلی یا musculophrenic می آید.
- وریدهای بین دنده ای از جلو به توراسیک داخلی و از عقب به سیستم آزیگوس یا وریدهای مرتبط تخلیه می شوند.
- اعصاب بین دنده ای از ریشه های سینه ای می آیند و با عروق همراه اند.
- در پروسیجرها، سوزن یا برش معمولا نزدیک لبه فوقانی دنده پایینی قرار داده می شود تا از بسته زیر دنده بالایی دور باشد.
قاعده طلایی فضای بین دنده ای: بسته اصلی را در شیار زیر دنده بالایی تصور کنید.
سیستم آزیگوس تخلیه وریدی دیواره و برخی احشاء قفسه سینه را انجام می دهد و بین سیستم ورید اجوف فوقانی و تحتانی ارتباط جانبی ایجاد می کند. این سیستم در کنار ستون مهره ها حرکت می کند و در انسدادهای وریدی مسیر جایگزین مهمی می سازد.
- ورید آزیگوس در سمت راست ستون مهره ها بالا می رود و به SVC می ریزد.
- وریدهای همی آزیگوس و همی آزیگوس فرعی در سمت چپ قرار دارند و به آزیگوس تخلیه می شوند.
- وریدهای بین دنده ای خلفی، مری، برونشیال و مدیاستینال به این سیستم ارتباط دارند.
- شروع آزیگوس می تواند با ورید کمری صعودی و ورید ساب کوستال مرتبط باشد.
- سیستم آزیگوس در دور زدن انسداد IVC یا SVC نقش حفاظتی دارد.
- مجاورت این سیستم با مهره ها و آئورت در تصویربرداری قفسه سینه دیده می شود.
گشاد شدن آزیگوس در تصویربرداری می تواند نشانه افزایش فشار یا انسداد در مسیرهای وریدی بزرگ باشد.
بدن در بسیاری نواحی مسیرهای موازی یا آناستوموز دارد تا در صورت تنگی یا انسداد، جریان کامل قطع نشود. این منطق در عروق کرونری، دیواره قفسه سینه، کف پا، لگن، روده و سیستم وریدی دیده می شود.
- آناستوموز شریان های بین دنده ای قدامی و خلفی، خون رسانی دیواره قفسه سینه را پایدارتر می کند.
- قوس های کف پا مسیرهای جایگزین بین پشت و کف پا می سازند.
- در روده، قوس های مزانتریک و ارتباط SMA و IMA اهمیت دارند.
- سیستم آزیگوس مسیر جانبی بین اجوف فوقانی و تحتانی است.
- در قلب، آناستوموزهای کرونری محدودند و انسداد حاد می تواند آسیب وسیع بدهد.
- در وریدها، مسیرهای سطحی و عمقی با perforator ها ارتباط دارند، اما نقص دریچه ای می تواند همین ارتباط را بیمار کند.
آناستوموز یعنی نقشه دوم بدن؛ همیشه بپرسید اگر مسیر اصلی بسته شود خون از کجا می رود.
نقشهها، مقایسهها و مرور نهایی
برای جمع بندی عروق، تفاوت عملکردی را به تفاوت ساختاری وصل کنید. شریان برای فشار و توزیع، ورید برای بازگشت و ذخیره حجم، و مویرگ برای تبادل ساخته شده است. همین تفاوت ها در ضخامت دیواره، ترکیب لایه میانی، لومن و دریچه دیده می شود.
- شریان: دیواره ضخیم، تونیکا مدیای قوی، لومن نسبتا گرد و کوچک تر، بدون دریچه در مسیر معمول.
- ورید: دیواره نازک تر، آدونتیشیای برجسته تر، لومن وسیع تر و نامنظم تر، دریچه در اندام ها.
- مویرگ: دیواره بسیار نازک، عمدتا اندوتلیوم و غشای پایه، مناسب تبادل.
- شریان الاستیک فشار ضربانی را تعدیل می کند؛ آرتریول مقاومت را می سازد.
- وریدها حجم زیادی از خون را در فشار پایین نگه می دارند.
- اختلال شریانی بیشتر با ایسکمی و اختلال وریدی بیشتر با ادم، احتقان و ترومبوز دیده می شود.
در تست های تشریحی، شریان معمولا خالی تر و گردتر؛ ورید معمولا پرتر، پهن تر و خوابیده تر است.
چهار دریچه قلب جریان یک طرفه را تضمین می کنند. دو دریچه دهلیزی بطنی، یعنی تریکوسپید و میترال، با طناب وتری و عضلات پاپیلاری پشتیبانی می شوند. دو دریچه نیمه هلالی، یعنی ریوی و آئورتی، طناب وتری ندارند و با فشار برگشتی بسته می شوند.
- RA به RV از طریق تریکوسپید؛ RV به تنه ریوی از طریق دریچه ریوی.
- LA به LV از طریق میترال؛ LV به آئورت از طریق دریچه آئورتی.
- تریکوسپید سه لت دارد: قدامی، خلفی و سپتال.
- میترال دو لت دارد: قدامی و خلفی.
- دریچه های ریوی و آئورتی هرکدام سه لت نیمه هلالی دارند.
- اختلال AV valve با برگشت به دهلیز یا مانع ورود به بطن؛ اختلال semilunar valve با فشار خروجی یا برگشت به بطن معنا پیدا می کند.
در تفسیر سوفل، زمان سوفل را به دریچه وصل کنید: سیستول برای خروج بطن و بسته بودن AV، دیاستول برای پرشدن بطن و بسته بودن نیمه هلالی.
خون رسانی کرونری را می توان با دو تنه اصلی و چند شاخه حفظ کرد. کرونری راست در شیار کرونری راست می چرخد؛ کرونری چپ به LAD و circumflex تقسیم می شود. LAD روی شیار بین بطنی قدامی پایین می رود و circumflex به سمت چپ و عقب می رود.
- RCA: دهلیز راست، بطن راست، بخش تحتانی قلب و در غالبیت راست PDA.
- LAD: دیواره قدامی بطن چپ، سپتوم قدامی، رأس و شاخه های diagonal.
- Circumflex: دیواره جانبی بطن چپ، obtuse marginal ها و در غالبیت چپ PDA.
- PDA: شیار بین بطنی خلفی و بخش های خلفی سپتوم.
- SA nodal artery و AV nodal artery متغیرند اما اغلب با RCA ارتباط دارند.
- کرونری ها functional end arteries محسوب می شوند؛ انسداد ناگهانی می تواند انفارکتوس ایجاد کند.
برای هر رگ کرونری، سه چیز را بگویید: از کجا می آید، در کدام شیار حرکت می کند، چه دیواره ای را تغذیه می کند.
عصب دهی قلب دو لایه دارد: کنترل خودمختار عملکرد و انتقال حس درد. سمپاتیک و پاراسمپاتیک روی ضربان و قدرت انقباض اثر می گذارند؛ حس درد ایسکمیک عمدتا همراه سمپاتیک به نخاع می رسد و درد راجعه ایجاد می کند.
- سمپاتیک: افزایش ضربان، افزایش قدرت انقباض، افزایش هدایت.
- پاراسمپاتیک واگی: کاهش ضربان و کاهش هدایت گره AV.
- درد قلبی: ورود به سگمنت های T1 تا T4 یا T5.
- ارجاع درد: قفسه سینه، شانه، بازوی چپ، ساعد داخلی و گاهی فک یا پشت.
- درد پریکارد می تواند با عصب فرنیک به شانه مرتبط شود.
- شبکه قلبی، محل آمیختن فیبرهای خودمختار در اطراف قلب است.
اگر درد با تنفس و وضعیت بدن تغییر کند، پریکارد و پلور را هم در افتراق وارد کنید.
از بطن چپ تا اندام ها، مسیر شریانی با آئورت شروع می شود و به شاخه های منطقه ای می رسد. قوس آئورت سر، گردن و اندام فوقانی را تغذیه می کند؛ آئورت سینه ای دیواره و احشاء توراکس را می دهد؛ آئورت شکمی احشاء شکم و اندام تحتانی را تامین می کند.
- قوس آئورت: براکیوسفالیک، کاروتید مشترک چپ، ساب کلاوین چپ.
- براکیوسفالیک: کاروتید مشترک راست و ساب کلاوین راست.
- ساب کلاوین: مهره ای، توراسیک داخلی و شاخه های گردنی و شانه ای.
- آئورت سینه ای: برونشیال، مری، پریکاردیال، بین دنده ای خلفی و فرنیک فوقانی.
- آئورت شکمی: سلیاک، SMA، IMA، کلیوی، گنادال، کمری و ایلیاک های مشترک.
- ایلیاک خارجی به فمورال تبدیل می شود و مسیر اصلی اندام تحتانی را می سازد.
برای حفظ شاخه ها، مسیر را از قلب به سمت دوردست دنبال کنید؛ حفظ لیست بدون نقشه ذهنی زود فراموش می شود.
بازگشت وریدی به دو شاهراه اصلی می رسد: SVC برای سر، گردن، اندام فوقانی و بخش فوقانی تنه؛ IVC برای اندام تحتانی، لگن و شکم. سیستم آزیگوس و مسیرهای سطحی و عمقی، ارتباطات جانبی مهمی می سازند.
- SVC از پیوستن دو ورید براکیوسفالیک تشکیل می شود.
- براکیوسفالیک از پیوستن ژوگولار داخلی و ساب کلاوین ساخته می شود.
- IVC از پیوستن وریدهای ایلیاک مشترک تشکیل می شود.
- وریدهای کبدی مستقیما به IVC می ریزند و خون پورت پس از عبور از کبد به این مسیر می رسد.
- آزیگوس به SVC می ریزد و با مسیرهای شکمی ارتباط جانبی دارد.
- وریدهای صافن، مسیرهای سطحی مهم اندام تحتانی هستند.
تورم صورت و اندام فوقانی به نفع اختلال SVC و تورم اندام تحتانی و وریدهای شکمی به نفع اختلال IVC یا مسیرهای پایین تر است.
سیستم لنفاوی از بافت ها آغاز می شود، از گره ها عبور می کند و در پایان به وریدهای بزرگ گردن می ریزد. در آناتومی بالینی، دانستن مقصد لنف هر ناحیه برای ارزیابی عفونت، سرطان و ادم ضروری است.
- لنف اندام فوقانی عمدتا به گره های آگزیلاری می رود.
- لنف اندام تحتانی عمدتا به گره های اینگوئینال و سپس ایلیاک می رسد.
- لنف بخش داخلی پستان به پاراسترنال و بخش خارجی بیشتر به آگزیلاری می رود.
- مجرای توراسیک بیشتر بدن را به زاویه وریدی چپ تخلیه می کند.
- مجرای لنفاوی راست ربع فوقانی راست بدن را به زاویه وریدی راست می برد.
- گره های لنفاوی در مسیر سرطان ها به ترتیب درگیر می شوند و برای staging اهمیت دارند.
در سرطان پستان، گره نگهبان معمولا در مسیر آگزیلاری بررسی می شود، اما مسیرهای پاراسترنال را نباید فراموش کرد.
بخش زیادی از خطاها از جابه جا دیدن جهت ها، حفظ نام ها بدون مسیر و جدا کردن ساختار از عملکرد ایجاد می شود. اگر هر ساختار را با موقعیت، مسیر، ارتباط و کاربرد بالینی آن بخوانید، جزئیات به هم وصل می شوند.
- راست و چپ قلب را بر اساس بدن فرد تعیین کنید، نه نمای تصویر.
- حفره ها را فقط با نام حفظ نکنید؛ ورودی، خروجی، دریچه و سطح سازنده هرکدام را بگویید.
- شریان را با خون اکسیژن دار یکی نگیرید؛ شریان ریوی استثنای مهم است.
- ورید را با خون کم اکسیژن یکی نگیرید؛ ورید ریوی استثنای مهم است.
- دریچه های AV طناب وتری دارند؛ نیمه هلالی ها ندارند.
- در مسیرهای عروقی، ابتدا تنه اصلی، سپس شاخه منطقه ای، سپس شاخه انتهایی را دنبال کنید.
آناتومی عروق مثل نقشه شهر است؛ نام خیابان بدون دانستن اینکه از کجا شروع می شود و به کجا می رود، کمک زیادی نمی کند.
این جزوه از کلیات خون و گردش شروع می کند، وارد قفسه سینه و پریکارد می شود، حفره ها و دریچه ها و سیستم هدایتی قلب را توضیح می دهد، عروق کرونری و عصب دهی را پی می گیرد و سپس به عروق بزرگ، وریدها و لنف می رسد. نخ مشترک همه بخش ها، حرکت هدفمند خون و مایع بینابینی است.
- قلب دو پمپ دارد: راست برای گردش ریوی و چپ برای گردش سیستمیک.
- دریچه ها جهت جریان را حفظ می کنند و عضلات پاپیلاری از برگشت لت های AV جلوگیری می کنند.
- اسکلت لیفی هم تکیه گاه مکانیکی است و هم عایق الکتریکی.
- کرونرها قلب را تغذیه می کنند و انسداد آنها پیامد سریع عملکردی دارد.
- سمپاتیک و واگ ریتم و قدرت قلب را تنظیم می کنند؛ درد قلبی به سگمنت های توراسیک فوقانی ارجاع می شود.
- شریان ها مسیر خروج پرفشار، وریدها مسیر برگشت کم فشار، و لنف مسیر پاکسازی و برگشت مایع هستند.
برای مرور روز آخر، همین بخش ها را به نقشه های کوچک تبدیل کنید: قلب، کرونر، آئورت، وریدها و لنف.