نقش اسیدهای آمینه در ساخت محصولات اختصاصی
اسیدهای آمینه فقط واحد سازندهٔ پروتئینها نیستند؛ بسیاری از مولکولهای فعال بدن مستقیماً از آنها ساخته میشوند. هِم از گلیسین، کاتکولآمینها و ملانین از تیروزین، سروتونین از تریپتوفان، هیستامین از هیستیدین و کراتین از گلیسین، آرژینین و متیونین منشأ میگیرد.
| اسید آمینهٔ پیشساز | محصول اختصاصی | کارکرد مهم |
|---|---|---|
| گلیسین | هِم و کراتین | انتقال اکسیژن، آنزیمهای هِمدار و ذخیره سریع انرژی عضله |
| تیروزین | دوپامین، نوراپینفرین، اپینفرین و ملانین | انتقال عصبی، پاسخ جنگ یا گریز و رنگدانهسازی |
| تریپتوفان | سروتونین و ملاتونین | خلق، خواب، اشتها و ریتم شبانهروزی |
| هیستیدین | هیستامین | آلرژی، التهاب، اتساع عروق و ترشح اسید معده |
| آرژینین + گلیسین + متیونین | کراتین | بافر کوتاهمدت ATP در عضله |
چرا این فصل یکپارچه است؟
ظاهر فصل پراکنده است، اما همهٔ مسیرها یک منطق مشترک دارند: ابتدا یک اسید آمینه به یک مولکول فعال تبدیل میشود، سپس مقدار آن با سرعت سنتز و تجزیه تنظیم میگردد، و در صورت نقص آنزیمی یا اختلال دفع، تظاهر بالینی ایجاد میشود. بنابراین حفظ کردن نامها بدون دنبال کردن «پیشساز ← آنزیم ← محصول ← بیماری» معمولاً باعث اشتباه میشود.
منطق امتحانی فصل
برای هر محصول سه سؤال را پاسخ دهید: پیشساز چیست؟ آنزیم محدودکننده یا کلیدی کدام است؟ کمبود یا تجمع آن چه تظاهر بالینی دارد؟ این سهگانه تقریباً تمام سؤالات فصل را پوشش میدهد.
ساختار پورفیرین و سنتز هِم
پورفیرینها حلقههای مسطحی هستند که از چهار حلقهٔ پیرول تشکیل میشوند و میتوانند یون فلزی را در مرکز خود نگه دارند. مهمترین متالوپورفیرین انسان، هِم است؛ یعنی پروتوپورفیرین IX که یک یون Fe²⁺ در مرکز آن قرار گرفته است.
سه نکتهٔ ساختاری پورفیرینها
۱. نوع زنجیرههای جانبی، پورفیرینها را از هم متمایز میکند؛ اوروپورفیرین گروههای استات و پروپیونات دارد، کوپروپورفیرین دارای متیل و پروپیونات است و پروتوپورفیرین IX گروههای وینیل، متیل و پروپیونات دارد. ۲. از چهار آرایش ممکن زنجیرههای جانبی، فقط نوع III در انسان اهمیت فیزیولوژیک دارد. ۳. پورفیرینوژنها فرم احیاشده و بیرنگاند، اما پورفیرینهای اکسیدشده رنگی و نورفعال هستند.
پروتئینهای هِمدار
هموگلوبین، میوگلوبین، سیتوکرومها، CYP450، کاتالاز، پراکسیداز و نیتریکاکسید سنتاز برای فعالیت به هِم نیاز دارند. بنابراین اختلال سنتز هِم فقط کمخونی ایجاد نمیکند و میتواند عملکرد آنزیمهای متعدد را هم مختل کند.
محلهای اصلی ساخت
بیش از ۸۵٪ سنتز هِم در سلولهای اریتروئیدی مغز استخوان انجام میشود و بخش مهم دیگر در کبد است. RBC بالغ میتوکندری ندارد، پس خودش قادر به ساخت هِم نیست.
تقسیم فضایی مسیر
مرحلهٔ اول و سه مرحلهٔ آخر در میتوکندری رخ میدهند، ولی مراحل میانی در سیتوزول انجام میشوند. این تقسیمبندی از نکات پرتکرار امتحانی است.
دو ایزوفرم ALAS وجود دارد: ALAS1 در بیشتر بافتها، بهویژه کبد، و ALAS2 در سلولهای اریتروئیدی. ALAS1 با هِم مهار میشود، اما ALAS2 با دسترسی آهن تنظیم میگردد. نقص ALAS2 میتواند کمخونی سیدروبلاستیک وابسته به X ایجاد کند.
تنظیم ALAS1 در کبد
هِم آزاد با سه مکانیسم ALAS1 را مهار میکند: کاهش رونویسی ژن، افزایش تخریب mRNA و کاهش ورود آنزیم به میتوکندری. وقتی داروهای القاکنندهٔ CYP مصرف میشوند، هِم بیشتری برای ساخت CYP مصرف میشود؛ در نتیجه مهار ALAS1 برداشته و تولید ALA افزایش مییابد.
تنظیم ALAS2 در اریتروئید
ALAS2 بیشتر به مقدار آهن درونسلولی وابسته است. اگر آهن کافی نباشد، ساخت زنجیرهٔ پورفیرینی بدون امکان قرار گرفتن آهن در مرکز آن منطقی نیست؛ بنابراین ترجمهٔ ALAS2 با دسترسی آهن هماهنگ میشود.
| مرحله | آنزیم | محل | نکتهٔ امتحانی |
|---|---|---|---|
| گلیسین + سوکسینیل CoA → ALA | ALAS | میتوکندری | محدودکننده سرعت؛ PLP لازم دارد |
| ۲ ALA → PBG | ALA dehydratase | سیتوزول | با سرب مهار میشود |
| ۴ PBG → Hydroxymethylbilane | HMB synthase | سیتوزول | کمبود آن → AIP |
| Uroporphyrinogen III → Coproporphyrinogen III | UROD | سیتوزول | کمبود آن → PCT |
| Protoporphyrin IX + Fe²⁺ → Heme | Ferrochelatase | میتوکندری | با سرب مهار میشود |
توالی میانی را مفهومی حفظ کنید
چهار مولکول PBG ابتدا یک زنجیرهٔ خطی به نام hydroxymethylbilane میسازند. سپس حلقهسازی و ایزومریزاسیون، uroporphyrinogen III را ایجاد میکند. دکربوکسیلاسیون زنجیرههای استات، coproporphyrinogen III را میسازد و این مولکول دوباره وارد میتوکندری میشود. در مراحل پایانی، زنجیرههای جانبی به شکل وینیل درمیآیند، protoporphyrin IX ساخته میشود و در نهایت Fe²⁺ با کمک ferrochelatase در مرکز حلقه قرار میگیرد.
پورفیریها و مسمومیت با سرب
پورفیریها گروهی از نقصهای ارثی یا اکتسابی در مسیر سنتز هِم هستند. کمبود هر آنزیم باعث تجمع سوبستراها و واسطههای قبل از محل بلوک میشود. نوع علائم به ماهیت واسطهٔ تجمعیافته بستگی دارد.
نقصهای مراحل ابتدایی
تجمع ALA و PBG بیشتر با درد شکم، علائم عصبی و روانپزشکی همراه است. این الگو در پورفیری حاد متناوب دیده میشود.
نقصهای مراحل انتهایی
تجمع پورفیرینوژنها و پورفیرینهای حلقوی بیشتر باعث حساسیت به نور و آسیب پوستی میشود، چون پورفیرینها در نور رادیکال آزاد تولید میکنند.
| اختلال | آنزیم معیوب | تظاهر شاخص | دام امتحانی |
|---|---|---|---|
| AIP | Hydroxymethylbilane synthase | درد شکم و علائم نوروسایکیک، بدون حساسیت نوری | ↑ ALA و PBG؛ ادرار در تماس با هوا تیره میشود |
| PCT | Uroporphyrinogen decarboxylase | حساسیت به نور و تاول پوستی | شایعترین پورفیری |
| CEP | Uroporphyrinogen III synthase | حساسیت نوری شدید از کودکی | پورفیرینهای نوع I تجمع مییابند |
| HCP | Coproporphyrinogen oxidase | حملات حاد همراه یا بدون حساسیت نوری | پورفیری کبدی حاد |
| VP | Protoporphyrinogen oxidase | علائم عصبی ـ شکمی و حساسیت نوری | هر دو الگوی بالینی را میدهد |
| EPP | Ferrochelatase | حساسیت نوری | تجمع پروتوپورفیرین |
PCT و عوامل آشکارکننده
پورفیری کوتانئا تاردا معمولاً در بزرگسالی بروز میکند و شدت آن فقط به ژنتیک وابسته نیست. اضافهبار آهن کبد، الکل، استروژن، هپاتیت B یا C و HIV میتوانند فعالیت UROD را کاهش دهند یا بیماری را آشکار کنند. ادرار بیمار ممکن است قرمز تا قهوهای شود و پوست نواحی در معرض نور دچار شکنندگی و تاول گردد.
چرا حملات حاد با دارو تشدید میشوند؟
باربیتوراتها، الکل و برخی داروها CYP450 را القا میکنند. ساخت CYP هِم مصرف میکند، هِم آزاد داخل هپاتوسیت کاهش مییابد و مهار بازخوردی ALAS1 برداشته میشود. در نتیجه ALA و سایر پیشسازهای قبل از بلوک آنزیمی بیشتر جمع میشوند و حملهٔ عصبی ـ شکمی شدت میگیرد.
مسمومیت با سرب
سرب دو آنزیم مهم مسیر را مهار میکند: ALA dehydratase و ferrochelatase. نتیجه، کاهش ساخت هِم، افزایش ALA و افزایش پروتوپورفیرین است. به علت اختلال استفاده از آهن، روی ممکن است وارد پروتوپورفیرین شود و zinc protoporphyrin بالا رود.
مسمومیت مزمن با سرب میتواند با درد شکمی، یبوست، اختلال شناختی و تأخیر تکاملی در کودکان همراه باشد. اهمیت کودکان از آن جهت بیشتر است که دستگاه عصبی در حال رشد حساستر است و سرب میتواند از سد خونی ـ مغزی عبور کند. در موارد شدید، درمان شلاتهکننده فقط پس از حذف منبع تماس ارزش دارد.
درمان حملهٔ حاد پورفیری
هِمین و گلوکز با کاهش فعالیت ALAS1، تولید پیشسازهای سمی را کم میکنند. داروهایی که CYP را القا میکنند، مصرف هِم را بالا میبرند و میتوانند حمله را تشدید کنند؛ از جمله باربیتوراتها و الکل.
تجزیه هِم و متابولیسم بیلیروبین
RBC پس از حدود ۱۲۰ روز توسط ماکروفاژهای کبد و طحال برداشت میشود. حدود ۸۵٪ هِمِ تجزیهشده از هموگلوبین RBCهای پیر میآید و بقیه از سایر پروتئینهای هِمدار.
بیلیروبین اولیه آبگریز است و در خون به آلبومین متصل میشود؛ به این شکل بیلیروبین غیرکونژوگه (UCB) نام دارد. در کبد، UGT دو مولکول اسید گلوکورونیک اضافه میکند و بیلیروبین دیگلوکورونید یا بیلیروبین کونژوگه (CB) میسازد.
ورود به هپاتوسیت
UCB پس از جدا شدن از آلبومین با انتقال تسهیلشده وارد هپاتوسیت میشود و به پروتئینهای داخلسلولی، بهویژه ligandin، متصل میگردد. این اتصال مانع برگشت بیلیروبین به خون میشود و آن را برای کونژوگاسیون در دسترس نگه میدارد.
ترشح به صفرا
خروج CB از هپاتوسیت به کانالیکول صفراوی یک انتقال فعال، وابسته به انرژی و مرحلهای حساس در بیماریهای کبدی است. نقص ناقل این مرحله در سندرم Dubin–Johnson باعث افزایش بیلیروبین کونژوگه میشود.
| مولکول | محل | ویژگی | اهمیت |
|---|---|---|---|
| UCB | خون | نامحلول در آب، متصل به آلبومین | از سد خونی ـ مغزی عبور میکند؛ در ادرار ظاهر نمیشود |
| CB | کبد و صفرا | محلول در آب | در انسداد صفراوی وارد خون و ادرار میشود |
| Urobilinogen | روده | بیرنگ | بخشی بازجذب و بخشی دفع میشود |
| Stercobilin | مدفوع | رنگدانه قهوهای | عامل رنگ طبیعی مدفوع |
| Urobilin | ادرار | رنگدانه زرد | عامل رنگ طبیعی ادرار |
چرخه رودهای ـ کبدی اوروبیلینوژن
بخش کوچکی از اوروبیلینوژن دوباره از روده جذب و از راه ورید باب به کبد برمیگردد. کبد آن را مجدداً در صفرا ترشح میکند. مقداری که از برداشت کبدی فرار کند به کلیه میرسد و به اوروبیلین تبدیل میشود. بنابراین مقدار اوروبیلینوژن ادرار به تولید رودهای، بازجذب و توان برداشت کبد بستگی دارد.
انواع زردی و تفسیر آزمایشها
زردی زمانی دیده میشود که بیلیروبین خون آنقدر بالا رود که در پوست و صلبیه رسوب کند. سطح طبیعی بیلیروبین معمولاً تا حدود ۱ mg/dL است و زردی غالباً از حدود ۲ تا ۳ mg/dL قابل مشاهده میشود.
چطور الگوی زردی را تحلیل کنیم؟
ابتدا مشخص کنید بیلیروبین غالب UCB است یا CB. سپس وجود بیلیروبین و اوروبیلینوژن در ادرار را بررسی کنید و در نهایت رنگ مدفوع و آنزیمهای کبدی را کنار هم بگذارید. این روش تحلیلی از حفظ کردن پراکندهٔ جدول مطمئنتر است.
| نوع زردی | بیلیروبین غالب | ادرار | مدفوع | نکتهٔ اصلی |
|---|---|---|---|---|
| همولیتیک / پیشکبدی | ↑ UCB | بدون بیلیروبین؛ ↑ اوروبیلینوژن | تیرهتر به علت استرکوبیلین بیشتر | تولید بیلیروبین از ظرفیت کونژوگاسیون بیشتر میشود |
| هپاتوسلولار / کبدی | ↑ UCB و ↑ CB | تیره؛ اوروبیلینوژن ممکن است بالا رود | گاهی روشنتر | هم کونژوگاسیون و هم ترشح صفراوی مختل میشود |
| انسدادی / پسکبدی | ↑ CB | تیره و بیلیروبین مثبت؛ اوروبیلینوژن کم یا غایب | روشن یا خاکرسی | CB ساخته شده ولی وارد روده نمیشود |
زردی فیزیولوژیک در حدود ۶۰٪ نوزادان ترم و ۸۰٪ نوزادان نارس دیده میشود، زیرا فعالیت UGT در زمان تولد پایین است و طی حدود چهار هفته به سطح بزرگسال میرسد. اگر غلظت UCB از ظرفیت اتصال آلبومین فراتر رود، بخش آزاد آن میتواند وارد گانگلیونهای قاعدهای شود.
زردی نوزادی
در روزهای نخست تولد، فعالیت UGT کبد پایین است؛ بنابراین UCB بالا میرود. اگر UCB از ظرفیت اتصال آلبومین عبور کند، وارد مغز میشود و کرنیکتروس ایجاد میکند. فتوتراپی بیلیروبین را به ایزومرهای محلولتر تبدیل میکند که بدون کونژوگاسیون دفع میشوند.
محدودیت مهم
فقط UCB میتواند از سد خونی ـ مغزی عبور کند، زیرا محلول در چربی است. فقط CB در ادرار ظاهر میشود، زیرا محلول در آب است.
| سندرم | نقص | نوع بیلیروبین | شدت |
|---|---|---|---|
| Crigler–Najjar I | فقدان شدید UGT | UCB | شدید و خطرناک؛ احتمال کرنیکتروس |
| Crigler–Najjar II | کاهش نسبی UGT | UCB | خفیفتر |
| Gilbert | کاهش خفیف فعالیت UGT یا جذب کبدی | UCB | خفیف و شایع |
| Dubin–Johnson | اختلال ترشح CB از هپاتوسیت | CB | کبد تیرهرنگ؛ معمولاً خوشخیم |
تفسیر مستقیم و غیرمستقیم
«مستقیم» به سرعت واکنش در محیط آبی اشاره دارد، نه اینکه مولکول مستقیماً اندازهگیری شود. بیلیروبین غیرمستقیم با تفریق مستقیم از کل محاسبه میشود. در پلاسمای طبیعی، بیشتر بیلیروبین به شکل غیرکونژوگه است، زیرا CB معمولاً به سرعت وارد صفرا میشود.
آزمایش Van den Bergh
CB محلول در آب به سرعت و مستقیماً با معرف واکنش میدهد؛ بنابراین بیلیروبین مستقیم تقریباً معادل CB است. بیلیروبین کل پس از افزودن حلال اندازهگیری میشود و بیلیروبین غیرمستقیم = بیلیروبین کل − بیلیروبین مستقیم.
کاتکولآمینها و بیماری پارکینسون
دوپامین، نوراپینفرین و اپینفرین از تیروزین ساخته میشوند. دوپامین و نوراپینفرین در CNS نقش انتقالدهنده عصبی دارند و اپینفرین عمدتاً در مدولای آدرنال ساخته میشود. نوراپینفرین و اپینفرین در استرس، ورزش، سرما و هیپوگلیسمی آزاد میشوند و پاسخ «جنگ یا گریز» را شکل میدهند.
اثر متابولیکی پاسخ جنگ یا گریز
نوراپینفرین و اپینفرین با افزایش گلیکوژنولیز و لیپولیز، سوخت را سریع در اختیار بافتها قرار میدهند و همزمان فشار خون و برونده قلب را بالا میبرند. بنابراین این مولکولها هم هورموناند و هم، بسته به محل، انتقالدهنده عصبی.
| مرحله | آنزیم | کوفاکتور | نکته |
|---|---|---|---|
| Tyrosine → L-DOPA | Tyrosine hydroxylase | BH₄ | مرحله محدودکننده سرعت |
| L-DOPA → Dopamine | DOPA decarboxylase | PLP | دکربوکسیلاسیون اسید آمینه آروماتیک |
| Dopamine → Norepinephrine | Dopamine β-hydroxylase | ویتامین C و مس | در وزیکولهای ترشحی |
| Norepinephrine → Epinephrine | PNMT | SAM | در مدولای آدرنال؛ متیلاسیون |
پارکینسون و L-DOPA
دوپامین از سد خونی ـ مغزی عبور نمیکند، ولی L-DOPA عبور میکند. کربیدوپا، DOPA decarboxylase محیطی را مهار میکند اما وارد مغز نمیشود؛ در نتیجه L-DOPA بیشتری به CNS میرسد و عوارض محیطی کمتر میشود.
تجزیه کاتکولآمینها
دو آنزیم اصلی MAO و COMT هستند. محصول نهایی اپینفرین و نوراپینفرین، VMA و محصول نهایی دوپامین، HVA است. افزایش VMA و متانفرینها به نفع فئوکروموسیتوما است.
ترتیب تجزیه ثابت نیست
MAO و COMT میتوانند با ترتیبهای مختلف روی کاتکولآمینها عمل کنند. MAO دآمیناسیون اکسیداتیو انجام میدهد و COMT با استفاده از SAM گروه متیل اضافه میکند. حاصل نهایی برای اپینفرین و نوراپینفرین VMA و برای دوپامین HVA است.
مهارکنندههای MAO
مهار MAO باعث افزایش NE، دوپامین و سروتونین در نورون میشود. اثر ضدافسردگی آنها از همین افزایش پیامرسانهای مونوآمینی ناشی میشود، اما تداخل غذایی و دارویی میتواند خطرناک باشد.
هیستامین، سروتونین، کراتین و ملانین
هیستامین
هیستامین از دکربوکسیلاسیون هیستیدین ساخته میشود. آنزیم هیستیدین دکربوکسیلاز به PLP نیاز دارد. هیستامین در آلرژی، التهاب، اتساع عروق و ترشح اسید معده نقش دارد و از ماستسلها آزاد میشود.
سروتونین
سروتونین یا 5-HT از تریپتوفان ساخته میشود. مرحلهٔ اول به BH₄ و مرحلهٔ دوم به PLP نیاز دارد. بیشترین مقدار سروتونین در مخاط روده است و در CNS خلق، خواب، اشتها و دما را تنظیم میکند.
هیستامین یک گشادکنندهٔ قوی عروقی است و در پاسخ به آلرژن یا آسیب از ماستسلها آزاد میشود. خود هیستامین کاربرد درمانی ندارد، اما داروهای آنتیهیستامین با مسدود کردن گیرندههای آن، پاسخهای آلرژیک یا ترشحی را کاهش میدهند.
بیشترین ذخیره سروتونین در مخاط روده است؛ پلاکتها آن را از خون میگیرند و ذخیره میکنند و مقدار کمتری در CNS ساخته میشود. این توزیع توضیح میدهد که سروتونین علاوه بر خلق و خواب، در عملکرد دستگاه گوارش و عروق نیز نقش دارد.
نکات سروتونین
سروتونین توسط MAO به 5-HIAA تبدیل میشود. در غده پینهآل، سروتونین پیشساز ملاتونین است. SSRIها با مهار بازجذب سروتونین، غلظت آن را در فضای سیناپسی بالا نگه میدارند.
کراتین در کبد و کلیه از گلیسین و آرژینین ساخته میشود و یک گروه متیل از SAM میگیرد. در عضله، کراتین کیناز آن را به فسفوکراتین تبدیل میکند. فسفوکراتین در چند ثانیهٔ نخست فعالیت شدید، ATP را سریع بازسازی میکند.
| مولکول | پیشساز | آنزیم/کوفاکتور کلیدی | نکته بالینی |
|---|---|---|---|
| هیستامین | هیستیدین | Histidine decarboxylase + PLP | آنتیهیستامینها گیرندههای آن را مهار میکنند |
| سروتونین | تریپتوفان | BH₄ و PLP | 5-HIAA متابولیت ادراری آن است |
| کراتین | گلیسین + آرژینین + متیونین | SAM و creatine kinase | کراتینین شاخص عملکرد کلیه و توده عضله است |
| ملانین | تیروزین | Tyrosinase + Cu | نقص تیروزیناز → آلبینیسم چشمی ـ پوستی |
ملانین
ملانین در ملانوسیتهای اپیدرم از تیروزین ساخته میشود و با جذب نور فرابنفش از سلولهای زیرین محافظت میکند. آنزیم کلیدی، تیروزیناز وابسته به مس است. نقص این آنزیم شایعترین علت آلبینیسم چشمی ـ پوستی است؛ در این بیماری تعداد ملانوسیتها ممکن است طبیعی باشد، اما ساخت رنگدانه مختل است.
کراتینین را با کراتین اشتباه نکنید
کراتین و فسفوکراتین بهطور خودبهخودی و با سرعت تقریباً ثابت به کراتینین تبدیل میشوند. کراتینین در ادرار دفع میشود و بالا رفتن آن در خون معمولاً نشانهٔ کاهش فیلتراسیون کلیوی است. میزان تولید آن با توده عضلانی ارتباط دارد.
مرور عمیق و دامهای امتحانی
| کلیدواژهٔ سؤال | پاسخ | چرا؟ |
|---|---|---|
| مرحله محدودکننده سنتز هِم | ALAS | اولین واکنش مسیر است و با هِم یا آهن تنظیم میشود |
| دو آنزیم مهارشونده با سرب | ALA dehydratase و ferrochelatase | باعث کاهش هِم و افزایش ALA و پروتوپورفیرین میشود |
| پورفیری با درد شکم بدون حساسیت نوری | AIP | تجمع ALA و PBG دارد، نه پورفیرینهای نوری |
| شایعترین پورفیری | PCT | کمبود UROD و تظاهر پوستی مزمن دارد |
| بیلیروبین متصل به آلبومین | UCB | در آب محلول نیست |
| بیلیروبین قابل مشاهده در ادرار | CB | محلول در آب است |
| زردی با مدفوع خاکرسی | انسدادی | بیلیروبین به روده نمیرسد و استرکوبیلین ساخته نمیشود |
| درمان کرنیکتروسپیشگیرانه نوزاد | فتوتراپی | UCB را به ایزومرهای محلولتر تبدیل میکند |
| پیشساز مستقیم دوپامین | L-DOPA | با دکربوکسیلاسیون به دوپامین تبدیل میشود |
| کوفاکتور تیروزین هیدروکسیلاز | BH₄ | مرحله محدودکننده سنتز کاتکولآمینها است |
| متابولیت ادراری سروتونین | 5-HIAA | با MAO ساخته میشود |
| منشأ ملانین | تیروزین | توسط تیروزیناز وابسته به مس ساخته میشود |
جمعبندی یکخطی فصل
اسیدهای آمینه ← ساخت هِم و پیامرسانها ← اختلال آنزیمی یا دفعی ← پورفیری، زردی و بیماریهای عصبی ـ متابولیک. برای مرور نهایی، مسیر هِم را از گلیسین تا بیلیروبین و سپس زردیها دنبال کنید؛ بعد پیشساز و کوفاکتور هر محصول اختصاصی را تثبیت کنید.