اثرات متابولیک انسولین و گلوکاگون

خلاصه جامع و امتحانی فصل ۲۳ بیوشیمی
تنظیم سوخت‌ها در حالت تغذیه، ناشتایی و هیپوگلیسمی

مرور مفهومیِ ترشح و اثر انسولین و گلوکاگون، پیام‌رسانی سلولی و پاسخ بدن به افت قند خون.
۸ بخشدرسنامه مرحله‌به‌مرحله
۶ شکلمنتخب از منبع
۲ دیاگرامآموزشی اختصاصی
۸ جدولجمع‌بندی و مقایسه
فهرست سریع درس
۱. هماهنگی چهار بافت و منطق تنظیم سوخت۲. ساختار، سنتز و ترشح انسولین۳. گیرنده انسولین و مسیر پیام‌رسانی۴. اثرات متابولیک انسولین۵. گلوکاگون: ترشح، مکانیسم و اثرات۶. مقایسه حالت تغذیه، ناشتایی و استرس۷. هیپوگلیسمی و انواع آن۸. مرور عمیق و دام‌های امتحانی
۱
چارچوب اصلی فصل

هماهنگی چهار بافت و منطق تنظیم سوخت

تنظیم متابولیسم انرژی حاصل عملکرد یک عضو منفرد نیست. کبد، بافت چربی، عضله و مغز یک شبکهٔ هماهنگ می‌سازند که در آن هر بافت وظیفهٔ ویژه‌ای دارد. کبد قند خون را پایدار نگه می‌دارد، بافت چربی انرژی را به شکل TAG ذخیره یا آزاد می‌کند، عضله از گلوکز و اسیدهای چرب برای کار مکانیکی استفاده می‌کند و مغز در حالت معمول به جریان مداوم گلوکز وابسته است.

حالت فراوانی سوخت

بعد از غذا، افزایش گلوکز و اسیدهای آمینه باعث بالا رفتن انسولین می‌شود. جهت کلی متابولیسم به سوی برداشت، مصرف و ذخیرهٔ مواد مغذی می‌رود؛ یعنی گلیکوژن، چربی و پروتئین ساخته می‌شوند.

حالت کمبود سوخت

بین وعده‌ها، در ناشتایی یا استرس، کاهش نسبت انسولین به گلوکاگون باعث بسیج ذخایر می‌شود؛ کبد گلوکز آزاد می‌کند و بافت چربی اسید چرب در اختیار بافت‌ها می‌گذارد.

بافتوظیفهٔ اصلی پس از غذاوظیفهٔ اصلی در ناشتایی
کبدسنتز گلیکوژن و اسید چرب؛ کاهش تولید گلوکزگلیکوژنولیز، گلوکونئوژنز و کتوجنز
عضلهبرداشت گلوکز با GLUT-4، سنتز گلیکوژن و پروتئینمصرف اسید چرب؛ آزادسازی آلانین و گلوتامین
بافت چربیبرداشت گلوکز و اسید چرب و ساخت TAGلیپولیز و آزادسازی اسید چرب و گلیسرول
مغزمصرف پیوسته گلوکزدر ناشتایی طولانی بخشی از انرژی را از اجسام کتونی می‌گیرد

اصل امتحانی فصل

اثر متابولیک را با یک هورمون به‌تنهایی نسنجید؛ نسبت انسولین به گلوکاگون تعیین می‌کند بدن در وضعیت ذخیره‌سازی است یا بسیج سوخت. نسبت بالا یعنی حالت جذب‌شده و نسبت پایین یعنی حالت پس‌جذبی یا ناشتا.

۲
هورمون آنابولیک

ساختار، سنتز و ترشح انسولین

انسولین هورمون پپتیدیِ سلول‌های بتای جزایر لانگرهانس است و مهم‌ترین پیام «فراوانی سوخت» را منتقل می‌کند. مولکول بالغ آن ۵۱ اسید آمینه دارد و از دو زنجیرهٔ A و B تشکیل شده که با دو پیوند دی‌سولفیدی به هم متصل‌اند؛ زنجیرهٔ A یک پیوند دی‌سولفیدی درون‌زنجیره‌ای نیز دارد.

ساختار و سنتز انسولین
شکل ۲۳–۳ — ساختار انسولین و تبدیل پری‌پروانسولین به پروانسولین، انسولین و پپتید C.
مرحلهمحل/اتفاقنکته
پری‌پروانسولینساخت در RER؛ دارای پپتید راهنمافرم اولیه و غیرفعال
پروانسولینحذف پپتید راهنما و تشکیل پیوندهای دی‌سولفیدیزنجیره‌های A و B هنوز با پپتید C متصل‌اند
انسولین بالغبرش پروانسولین در گرانول ترشحیانسولین و پپتید C با نسبت مولی ۱ به ۱ آزاد می‌شوند

اهمیت پپتید C

پپتید C برای تاخوردگی درست پروانسولین لازم است و چون نیمه‌عمرش از انسولین طولانی‌تر است، شاخص مناسبی برای ترشح درون‌زاد انسولین محسوب می‌شود. انسولین تزریقی پپتید C ندارد؛ بنابراین در افتراق انسولین خارجی از تولید داخلی بسیار مهم است.

نیمه‌عمر پلاسمایی انسولین حدود ۶ دقیقه است و عمدتاً در کبد و تا حدی کلیه توسط آنزیم تجزیه‌کنندهٔ انسولین شکسته می‌شود. کوتاه بودن نیمه‌عمر، امکان تغییر سریع پاسخ متابولیک را فراهم می‌کند.

گلوکز چگونه ترشح انسولین را تحریک می‌کند؟

گلوکز وارد سلول بتا می‌شود، توسط گلوکوکیناز فسفریله و متابولیزه می‌گردد و نسبت ATP به ADP را بالا می‌برد. در نتیجه کانال پتاسیمی حساس به ATP بسته، غشا دپولاریزه، کانال کلسیمی وابسته به ولتاژ باز و ورود Ca2+ باعث اگزوسیتوز گرانول‌های انسولین می‌شود.

مکانیسم ترشح انسولین از سلول بتاورود گلوکز و فسفریلاسیون توسط گلوکوکینازافزایش ATP داخل سلولبسته شدن کانال K⁺ حساس به ATPدپولاریزاسیون و باز شدن کانال Ca²⁺افزایش Ca²⁺ سیتوزولیاگزوسیتوز گرانول‌های انسولین
دیاگرام آموزشی — فلش‌های عمودی برای جلوگیری از خطای جهت در صفحه RTL.

عوامل افزایش‌دهنده

گلوکز مهم‌ترین محرک است. اسیدهای آمینه، به‌خصوص آرژینین، اسیدهای چرب و اینکرتین‌های GLP-1 و GIP نیز پاسخ سلول بتا را تقویت می‌کنند. به همین دلیل گلوکز خوراکی نسبت به همان مقدار گلوکز وریدی انسولین بیشتری آزاد می‌کند.

عوامل کاهنده

در استرس، ورزش شدید، هیپوکسی یا عفونت، کاتکول‌آمین‌ها ترشح انسولین را مهار می‌کنند تا گلوکز برای بافت‌های حیاتی حفظ شود. در این شرایط فرمان سیستم سمپاتیک بر محرک گلوکز غلبه می‌کند.

تنظیم ترشح انسولین
شکل ۲۳–۶ — تنظیم ترشح انسولین و نقش گلوکز، اسیدهای آمینه، اینکرتین‌ها و کاتکول‌آمین‌ها.

اثر اینکرتین به زبان ساده

وقتی گلوکز از راه خوراکی وارد روده می‌شود، پیش از آنکه تمام گلوکز جذب شود، GLP-1 و GIP سلول بتا را برای پاسخ قوی‌تر آماده می‌کنند. به همین دلیل ترشح انسولین پس از گلوکز خوراکی بیشتر از تزریق همان مقدار گلوکز است. این اثر وابسته به گلوکز است؛ بنابراین در قند پایین، تحریک ترشح انسولین محدودتر می‌شود.

داروهای مرتبط با کانال K+

سولفونیل‌اوره‌ها و مگلیتینیدها کانال K+ حساس به ATP را می‌بندند و ترشح انسولین را افزایش می‌دهند. دیازوکسید کانال را باز نگه می‌دارد و در هایپرانسولینیسم یا انسولینوما برای کاهش ترشح انسولین به کار می‌رود.

۳
پیام‌رسانی سلولی

گیرنده انسولین و مسیر انتقال پیام

گیرنده انسولین یک گیرنده تیروزین کینازی است. شکل فعال آن یک تترامر α₂β₂ است؛ زیرواحدهای α بیرون سلول قرار دارند و انسولین را می‌بندند، در حالی که بخش سیتوزولی زیرواحد β فعالیت تیروزین کینازی دارد.

گیرنده و پیام رسانی انسولین
شکل ۲۳–۷ — گیرنده انسولین، اتوفسفریلاسیون زیرواحدهای β، فعال شدن IRS و شاخه‌های پیام‌رسانی متابولیک و ژنی.
مرحله ۱اتصال انسولین به زیرواحد α و تغییر شکل گیرنده
مرحله ۲اتوفسفریلاسیون تیروزینی زیرواحدهای β
مرحله ۳فسفریلاسیون پروتئین‌های IRS و فعال شدن مسیرهای پایین‌دستی

یکی از مهم‌ترین شاخه‌ها، مسیری است که به‌ترتیب IRS، PI3K، PIP3 و Akt را فعال می‌کند که حرکت وزیکول‌های حاوی GLUT-4 به غشای سلول را تحریک می‌کند. نتیجه، افزایش سریع برداشت گلوکز در عضله اسکلتی، عضله قلبی و بافت چربی است.

InsulinIRIRSPI3KPIP3AktGLUT4
مسیر اصلی انتقال GLUT-4 به غشا؛ داخل بلوک فرمول به‌صورت LTR نمایش داده می‌شود.
ناقلبافت شاخصوابستگی به انسولیننکته
GLUT-2کبد، سلول بتا، روده و کلیهخیرظرفیت بالا و نقش حسگر گلوکز
GLUT-4عضله اسکلتی و قلبی، بافت چربیبلهدر پاسخ به انسولین به غشا منتقل می‌شود
GLUT-1/3گلبول قرمز و سیستم عصبیخیربرداشت پایه و مداوم گلوکز

سه بازه زمانی اثر انسولین

ثانیه‌ها: جابه‌جایی GLUT-4 و تغییر انتقال غشایی. دقیقه تا ساعت: تغییر فسفریلاسیون و فعالیت آنزیم‌ها. ساعت تا روز: تغییر رونویسی و مقدار آنزیم‌هایی مانند گلوکوکیناز، پیروات کیناز، ACC و اسید چرب سنتاز.

تنظیم کاهشی گیرنده

غلظت مزمن بالای انسولین می‌تواند باعث درون‌کشیده شدن و کاهش تعداد گیرنده‌های سطحی شود. این پدیده یکی از مکانیسم‌های مشارکت‌کننده در کاهش پاسخ‌گویی سلول به انسولین است.

۴
ذخیره‌سازی سوخت

اثرات متابولیک انسولین

انسولین یک هورمون آنابولیک است؛ یعنی ورود مواد مغذی به سلول، ذخیره آن‌ها و ساخت مولکول‌های بزرگ را افزایش می‌دهد و هم‌زمان مسیرهای آزادسازی ذخایر را مهار می‌کند.

مسیراثر انسولینپیامد نهایی
برداشت گلوکزافزایش GLUT-4 در عضله و بافت چربیکاهش سریع گلوکز خون
گلیکوژنافزایش سنتز و مهار گلیکوژنولیزذخیره گلوکز در کبد و عضله
گلیکولیزافزایش در کبد و بافت‌های محیطیمصرف گلوکز و تولید پیش‌ساز لیپوژنز
گلوکونئوژنزمهار در کبدکاهش تولید گلوکز کبدی
سنتز چربیفعال‌سازی ACC و اسید چرب سنتازافزایش ساخت FA و TAG
لیپولیزمهار HSL با دفسفریلاسیونکاهش آزادسازی اسید چرب از بافت چربی
پروتئینافزایش ورود اسید آمینه و ترجمهافزایش سنتز و کاهش تجزیه پروتئین

بافت چربی

انسولین هم گلوکز لازم برای ساخت گلیسرول-۳-فسفات را وارد سلول می‌کند و هم فعالیت لیپوپروتئین لیپاز بافت چربی را بالا می‌برد تا اسیدهای چرب شیلومیکرون و VLDL وارد سلول شوند. در همان زمان، HSL مهار می‌شود؛ بنابراین جهت خالص به سوی ذخیره TAG است.

کبد

کبد برای ورود گلوکز به انسولین نیاز ندارد، اما انسولین سرنوشت گلوکز را تغییر می‌دهد: گلوکوکیناز، گلیکولیز، گلیکوژنز و لیپوژنز را تقویت و گلوکونئوژنز و تولید گلوکز را مهار می‌کند.

دام کلاسیک

انسولین «ورود گلوکز به همهٔ سلول‌ها» را افزایش نمی‌دهد. اثر مستقیم روی انتقال گلوکز عمدتاً مربوط به عضله و بافت چربی از طریق GLUT-4 است. کبد، مغز، گلبول قرمز، روده، کلیه و قرنیه برای ورود گلوکز وابسته به انسولین نیستند.

۵
هورمون کاتابولیک

گلوکاگون: ترشح، مکانیسم و اثرات

گلوکاگون پپتیدی ۲۹ اسیدآمینه‌ای است که از سلول‌های آلفای پانکراس ترشح می‌شود. هدف اصلی آن حفظ گلوکز خون در فاصله بین وعده‌ها و ناشتایی است. بافت هدف اصلی گلوکاگون کبد است و عضله اسکلتی گیرنده گلوکاگون ندارد.

مقایسه انسولین و گلوکاگون
شکل ۲۳–۱۰ — عملکردهای متضاد انسولین، گلوکاگون و اپی‌نفرین در کنترل سوخت‌های بدن.

ترشح افزایش می‌یابد

گلوکز پایین، اسیدهای آمینهٔ پس از وعدهٔ پروتئینی و کاتکول‌آمین‌ها ترشح گلوکاگون را تحریک می‌کنند. پاسخ به اسیدهای آمینه مانع آن می‌شود که افزایش همزمان انسولین بعد از غذای پروتئینی باعث هیپوگلیسمی شود.

ترشح کاهش می‌یابد

گلوکز بالا و انسولین، آزادسازی گلوکاگون را مهار می‌کنند. بنابراین پس از وعدهٔ کربوهیدراتی، نسبت انسولین به گلوکاگون به‌سرعت بالا می‌رود.

گیرنده گلوکاگون یک GPCR متصل به پروتئین Gs است. فعال شدن آدنیلیل سیکلاز، افزایش cAMP و فعال شدن PKA باعث فسفریلاسیون آنزیم‌های کلیدی می‌شود. این الگوی فسفریلاسیون معمولاً مسیرهای ذخیره‌ای را خاموش و مسیرهای تولید سوخت را روشن می‌کند.

GlucagonGPCRGsAdenylyl cyclasecAMPPKA
مسیر پیام‌رسانی گلوکاگون در هپاتوسیت
مسیراثر گلوکاگونمنطق
گلیکوژنولیز کبدیافزایشتأمین سریع گلوکز بین وعده‌ها
گلوکونئوژنزافزایشحفظ قند خون با طولانی شدن ناشتایی
گلیکولیز کبدیکاهشحفظ پیش‌سازها برای ساخت گلوکز
سنتز اسید چربکاهش از طریق مهار ACCکاهش مالونیل-CoA و رفع مهار CPT-I
β-اکسیداسیون و کتوجنزافزایشاستفاده از اسید چرب و تولید سوخت جایگزین
برداشت اسید آمینه در کبدافزایشتأمین اسکلت کربنی برای گلوکونئوژنز

گلیکوژنولیز یا گلوکونئوژنز؟

در ساعات ابتدایی بین وعده‌ها، گلیکوژنولیز کبدی مهم‌تر است. با طولانی شدن ناشتایی و کاهش ذخایر گلیکوژن، سهم گلوکونئوژنز بیشتر می‌شود. این تغییر زمانی از نکات مهم سؤالات ترکیبی است.

۶
مقایسهٔ وضعیت‌ها

حالت تغذیه، ناشتایی و استرس

ویژگیپس از غذاناشتایی کوتاهاسترس/ورزش شدید
هورمون غالبانسولینگلوکاگونکاتکول‌آمین‌ها + گلوکاگون
گلوکز خونورود به بافت و ذخیرهتولید کبدی برای حفظ سطحآزادسازی سریع برای بافت‌های حیاتی
بافت چربیساخت TAGلیپولیزلیپولیز سریع و شدید
کبدگلیکوژنز و لیپوژنزگلیکوژنولیز سپس گلوکونئوژنزگلیکوژنولیز و گلوکونئوژنز
عضلهبرداشت گلوکز و ساخت گلیکوژنمصرف بیشتر اسید چربگلیکوژنولیز عضلانی با اپی‌نفرین
جهت متابولیسم با تغییر نسبت انسولین به گلوکاگونپس از غذانسبت انسولین به گلوکاگون: بالاگلیکوژن‌سازیلیپوژنز و ساخت TAGسنتز پروتئینناشتایینسبت انسولین به گلوکاگون: پایینگلیکوژنولیز و گلوکونئوژنزلیپولیز و β-اکسیداسیونکتوجنزکاهش نسبتافزایش نسبتفلش‌ها ترسیمی‌اند؛ جهت آن‌ها مستقل از RTL باقی می‌ماند.
دیاگرام آموزشی — تعادل میان ذخیره‌سازی و بسیج سوخت با تغییر نسبت دو هورمون.

نقش اپی‌نفرین

اپی‌نفرین در شرایط اضطراری، پاسخ سریع‌تری از گلوکاگون می‌سازد: گلیکوژنولیز کبد و عضله و لیپولیز بافت چربی را فعال می‌کند و هم‌زمان ترشح انسولین را کاهش می‌دهد. برخلاف گلوکاگون، عضله اسکلتی گیرنده اپی‌نفرین دارد.

۷
اورژانس متابولیک

هیپوگلیسمی و انواع آن

هیپوگلیسمی از نظر بالینی با «تریاد ویپل» شناخته می‌شود: وجود علائم سازگار، گلوکز پایین همزمان و برطرف شدن سریع علائم پس از تجویز گلوکز. در متن فصل، سطح حدود ۵۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر یا کمتر برای هیپوگلیسمی علامت‌دار مطرح شده است. اهمیت آن به وابستگی مغز به تأمین مداوم سوخت برمی‌گردد.

پاسخ هورمونی به هیپوگلیسمی
شکل ۲۳–۱۳ — ترتیب پاسخ‌های هورمونی و آستانه‌های گلیسمی در افت قند خون.

علائم آدرنرژیک

اضطراب، تپش قلب، لرزش، تعریق و احساس گرسنگی عمدتاً حاصل پاسخ سمپاتیک و آزاد شدن اپی‌نفرین‌اند. این علائم بیشتر در افت نسبتاً سریع گلوکز ظاهر می‌شوند و نقش هشداردهنده دارند.

علائم نوروگلیکوپنیک

سردرد، گیجی، رفتار غیرطبیعی، لکنت زبان، تشنج، کما و مرگ ناشی از ناکافی بودن گلوکز برای مغزند. افت تدریجی ممکن است بدون هشدار آدرنرژیک واضح به این مرحله برسد.

نوع هیپوگلیسمیمکانیسمویژگی/درمان اصلی
ناشی از انسولیندوز زیاد نسبت به غذا یا فعالیتهوشیار: کربوهیدرات خوراکی؛ بیهوش: گلوکاگون تزریقی یا گلوکز وریدی
پس از غذاترشح بیش از حد انسولین پس از وعدهمعمولاً خفیف؛ وعده‌های کوچک و متعدد
ناشتاکاهش تولید کبدی یا افزایش مصرف محیطیبیماری کبد، نارسایی آدرنال، انسولینوما یا نقص اکسیداسیون اسید چرب
مرتبط با الکلافزایش NADH و مهار گلوکونئوژنزبه‌ویژه در ناشتایی یا پس از ورزش طولانی خطرناک است

پاسخ‌های تنظیم‌کننده متقابل

در افت قند خون ابتدا ترشح انسولین کاهش می‌یابد، سپس گلوکاگون و اپی‌نفرین بالا می‌روند. کورتیزول و هورمون رشد پاسخ دیرتر و طولانی‌تری دارند. گلوکاگون و اپی‌نفرین برای اصلاح حاد هیپوگلیسمی مهم‌ترند.

ترتیب دفاع بدن در افت قند

اولین تغییر قابل‌اندازه‌گیری، کاهش ترشح انسولین است؛ سپس گلوکاگون و اپی‌نفرین افزایش می‌یابند تا تولید گلوکز کبدی بالا رود و مصرف محیطی گلوکز محدود شود. اگر افت قند ادامه پیدا کند، کورتیزول و هورمون رشد با تغییر بیان ژن و افزایش دسترسی به سوبستراها، پشتیبانی دیررس‌تری ایجاد می‌کنند.

اتانول و مهار گلوکونئوژنز
شکل ۲۳–۱۵ — متابولیسم اتانول نسبت NADH به NAD+ را بالا می‌برد و پیروات و اگزالواستات را از گلوکونئوژنز دور می‌کند.
Ethanol+NAD+Acetaldehyde+NADH+H+Acetaldehyde+NAD+Acetate+NADH+H+
هر دو مرحله NADH تولید می‌کنند؛ نسبت بالای NADH، پیروات را به لاکتات و اگزالواستات را به مالات می‌برد.

پیامد مزمن اتانول بر کبد

نسبت بالای NADH علاوه بر مهار گلوکونئوژنز، β-اکسیداسیون اسیدهای چرب را نیز کاهش می‌دهد و مواد اولیه ساخت TAG را افزایش می‌دهد. اگر تشکیل یا ترشح VLDL نیز کافی نباشد، چربی در هپاتوسیت تجمع می‌یابد و کبد چرب الکلی شکل می‌گیرد؛ تداوم آسیب می‌تواند به هپاتیت و سپس سیروز برسد.

چرا الکل در حالت ناشتا خطرناک‌تر است؟

وقتی گلیکوژن کبدی تخلیه شده باشد، حفظ قند خون بیشتر به گلوکونئوژنز وابسته است. اتانول با کم کردن پیروات و اگزالواستاتِ در دسترس، همین مسیر را مهار می‌کند و می‌تواند هیپوگلیسمی عمیق و حتی کتواسیدوز الکلی ایجاد کند.

۸
جمع‌بندی امتحانی

مرور عمیق و دام‌های مهم

انسولینهورمون آنابولیکِ حالت تغذیه و محصول سلول بتا است.
گلوکاگونهورمون کاتابولیکِ حالت ناشتایی و محصول سلول آلفا است.
پپتید Cشاخص ترشح درون‌زاد انسولین و همراه با آن با نسبت ۱ به ۱ آزاد می‌شود.
حسگر گلوکز سلول بتاGLUT-2 و گلوکوکیناز؛ افزایش ATP باعث بسته شدن کانال K+ می‌شود.
گیرنده انسولینتیروزین کینازی و با ساختار α₂β₂ است.
GLUT-4در عضله و بافت چربی به انسولین پاسخ می‌دهد.
گیرنده گلوکاگونGPCR متصل به Gs و مسیر cAMP/PKA است.
هدف اصلی گلوکاگونکبد؛ عضله اسکلتی گیرنده گلوکاگون ندارد.
پس از غذاگلیکوژنز، لیپوژنز و سنتز پروتئین غالب‌اند.
در ناشتاییگلیکوژنولیز، گلوکونئوژنز، لیپولیز و کتوجنز فعال می‌شوند.
هیپوگلیسمی سریعاغلب علائم آدرنرژیک واضح ایجاد می‌کند.
نوروگلیکوپنینشان‌دهنده کمبود سوخت مغز و خطر تشنج و کما است.
کلیدواژهٔ سؤالپاسخچرایی
افتراق انسولین تزریقی از تولید درون‌زادپپتید Cانسولین تزریقی پپتید C ندارد.
اثر فوری انسولین در عضلهانتقال GLUT-4 به غشادر عرض چند ثانیه برداشت گلوکز را بالا می‌برد.
ناقل حسگر گلوکز در سلول بتاGLUT-2همراه گلوکوکیناز تغییر گلوکز را حس می‌کند.
محرک اصلی گلوکاگونگلوکز پایینبرای پیشگیری از هیپوگلیسمی در ناشتایی است.
اسیدهای آمینه بعد از وعده پروتئینیافزایش همزمان انسولین و گلوکاگونانسولین ورود اسید آمینه را تسهیل می‌کند و گلوکاگون از افت قند جلوگیری می‌کند.
عضله و گلوکاگونگیرنده نداردگلیکوژنولیز عضله در استرس بیشتر با اپی‌نفرین فعال می‌شود.
مهار لیپولیز توسط انسولینغیرفعال‌سازی HSLدفسفریلاسیون HSL آزادسازی اسید چرب را کم می‌کند.
اثر گلوکاگون بر ACCمهار با فسفریلاسیونمالونیل-CoA کم و ورود FA به میتوکندری بیشتر می‌شود.
هیپوگلیسمی الکلیافزایش نسبت NADH/NAD+پیروات و OAA از گلوکونئوژنز خارج می‌شوند.
پاسخ سریع به افت قندگلوکاگون و اپی‌نفرینکورتیزول و GH بیشتر نقش دیررس دارند.

دام‌های پرتکرار

۱. انسولین ورود گلوکز به همه بافت‌ها را کنترل نمی‌کند؛ فقط GLUT-4 وابسته به آن است.
۲. گلوکاگون روی عضله اسکلتی اثر مستقیم ندارد.
۳. غذای پروتئینی هم انسولین و هم گلوکاگون را افزایش می‌دهد.
۴. پپتید C برای سنجش انسولین درون‌زاد است، نه انسولین تزریقی.
۵. سولفونیل‌اوره‌ها با بستن کانال K+ ترشح انسولین را بالا می‌برند؛ دیازوکسید برعکس عمل می‌کند.
۶. هیپوگلیسمی ناشی از الکل نتیجه افزایش NADH و مهار گلوکونئوژنز است.

جمع‌بندی یک‌خطی فصل

پس از غذا: انسولین بالا، ورود و ذخیره سوخت‌ها؛ در ناشتایی: گلوکاگون بالا، تولید گلوکز و بسیج چربی؛ در افت شدید قند: گلوکاگون و اپی‌نفرین دفاع فوری را بر عهده دارند.