Chapter 43 · Respiratory Insufficiency

خلاصهٔ جامع و امتحانی فصل ۴۳ گایتون
نارسایی تنفسی، پاتوفیزیولوژی، تشخیص و اکسیژن‌درمانی

از تفسیر گازهای خون و اسپیرومتری تا پاتوفیزیولوژی آمفیزم، پنومونی، آتلکتازی، آسم و سل؛ سپس انواع هیپوکسی، منطق اکسیژن‌درمانی، هایپرکاپنی، تنگی نفس و ونتیلاسیون مکانیکی.
تشخیص عملکردی ریه
پاتوفیزیولوژی بیماری‌ها
اکسیژن‌درمانی و حمایت تنفسی
فهرست سریع درس
۱. گازهای خون و pH۲. حداکثر جریان بازدمی۳. FVC و FEV₁۴. آمفیزم۵. پنومونی و آتلکتازی۶. آسم و سل۷. هیپوکسی و اکسیژن‌درمانی۸. سیانوز، CO₂ و تنگی نفس۹. احیا و ونتیلاتور۱۰. مرور، دام‌ها و سؤال‌وپاسخ
۱
ارزیابی عملکرد ریه

گازهای خون، pH و ابزارهای تشخیصی پایه

تشخیص درست نارسایی تنفسی فقط با گفتن «ریه خوب کار نمی‌کند» ممکن نیست؛ باید مشخص شود مشکل از تهویه، انتشار، عدم تطابق تهویه–پرفیوژن یا انتقال اکسیژن در خون است. به همین دلیل سنجش PO₂، PCO₂ و pH خون از مهم‌ترین ارزیابی‌های فوری بیمار تنفسی است.

pH خونبا الکترود شیشه‌ای و الکترود مرجع اندازه‌گیری می‌شود.
PCO₂CO₂ از غشای نازک وارد محلول بی‌کربنات می‌شود و تغییر pH برای محاسبهٔ CO₂ به‌کار می‌رود.
PO₂با پولاروگرافی و الکترود پلاتینی منفی اندازه‌گیری می‌شود.
pH = 6.1 + log HCO₃⁻CO₂فرمول به همان صورت بیان‌شده در منبع حفظ شده است؛ تقسیم با خط کسر نمایش داده شده است.

نکتهٔ بالینی

امروزه هر سه اندازه‌گیری pH، PCO₂ و PO₂ می‌توانند با حجم بسیار کمی از خون و در مدت کوتاه انجام شوند؛ بنابراین تغییرات گازهای خون را می‌توان تقریباً لحظه‌به‌لحظه دنبال کرد.

۲
مکانیک بازدم

حداکثر جریان بازدمی و منحنی جریان–حجم

در بیماری‌هایی مانند آسم، مشکل راه هوایی به‌ویژه هنگام بازدم تشدید می‌شود. وقتی فرد با نیروی بسیار زیاد بازدم می‌کند، فشار مثبت قفسه سینه هم آلوئول‌ها را می‌فشارد و هوا را به بیرون می‌راند، و هم راه‌های هوایی کوچک را از بیرون تحت فشار قرار می‌دهد. در یک نقطه، افزایش بیشتر نیرو فقط راه هوایی را بیشتر می‌خواباند و دیگر جریان هوا افزایش نمی‌یابد؛ این همان حداکثر جریان بازدمی است.

شکل ۴۳-۱
شکل ۴۳-۱. فروپاشی راه‌های تنفسی هنگام بازدم با حداکثر تلاش و اثر حجم ریه بر حداکثر جریان بازدمی.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Expiratory air flow (L/min)جریان هوای بازدمی (لیتر در دقیقه)
Lung volume (liters)حجم ریه (لیتر)
Maximum expiratory flowحداکثر جریان بازدمی
Total lung capacityظرفیت کل ریه (TLC)
Residual volumeحجم باقیمانده (RV)
چطور این شکل را بخوانیم؟

در ابتدای بازدم، حجم ریه زیاد است و کشش شعاعی بافت ریه، برونش‌ها و برونشیول‌ها را باز نگه می‌دارد؛ بنابراین جریان به‌سرعت تا بیش از ۴۰۰ لیتر در دقیقه بالا می‌رود. با کم‌شدن حجم ریه، این کشش کمتر می‌شود و راه‌های هوایی آسان‌تر تحت فشار خارجی قفسهٔ سینه فرو می‌ریزند؛ پس حتی با افزایش نیروی بازدم، جریان دیگر افزایش نمی‌یابد.

در حجم‌های بالای ریه، الیاف و ساختمان‌های بافتی اطراف راه‌های هوایی کشیده‌اند و برونش‌ها را باز نگه می‌دارند. با کاهش حجم ریه، این کشش کم می‌شود و راه‌های هوایی آسان‌تر فرو می‌ریزند؛ به همین دلیل شاخهٔ بازدمی منحنی جریان–حجم به‌تدریج پایین می‌آید.

شکل ۴۳-۲
شکل ۴۳-۲. اثر ریه‌های محدودشده و انسداد راه هوایی بر منحنی حداکثر جریان بازدمی–حجم.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Expiratory air flow (L/min)جریان هوای بازدمی (لیتر در دقیقه)
Lung volume (liters)حجم ریه (لیتر)
Normalطبیعی
Airway obstructionانسداد راه هوایی
Constricted lungsریه‌های محدودشده
TLCظرفیت کل ریه
RVحجم باقیمانده
چطور این شکل را بخوانیم؟

در بیماری محدودکننده، کل منحنی به سمت حجم‌های پایین‌تر جابه‌جا می‌شود؛ یعنی TLC و RV هر دو کم شده‌اند. در انسداد راه هوایی، هوا در ریه گیر می‌افتد، TLC و RV بالا می‌روند، ولی حداکثر جریان بازدمی به‌شدت افت می‌کند. بنابراین «حجم زیاد + جریان کم» بیشتر به نفع الگوی انسدادی است.

ویژگیالگوی انسدادیالگوی محدودکننده
نمونهآسم، آمفیزمفیبروز، سل، سیلیکوز، کیفوز/اسکولیوز شدید
مشکل اصلیافزایش مقاومت راه هوایی و گیر افتادن هواکاهش توان اتساع ریه یا قفسه سینه
TLCاغلب افزایشکاهش
RVاغلب افزایشکاهش
حداکثر جریان بازدمیکاهش واضحکاهش به‌علت کوچک‌شدن حجم ریه
FEV₁/FVCکاهش واضحمعمولاً حفظ‌شده یا نسبتاً بالا

نکتهٔ امتحانی

الگوی انسدادی را با «هوای گیر افتاده» تصور کن: حجم‌های انتهایی زیاد می‌شوند اما خروج هوا کند است. الگوی محدودکننده را با «ریهٔ کوچک» تصور کن: حجم‌ها از ابتدا کم‌اند.

۳
اسپیرومتری

FVC، FEV₁ و تشخیص انسداد راه هوایی

برای اندازه‌گیری FVC فرد ابتدا تا TLC یک دم حداکثری انجام می‌دهد و سپس با بیشترین سرعت و قدرت ممکن بازدم می‌کند. کل حجم خارج‌شده، FVC و حجم خارج‌شده در ثانیهٔ اول، FEV₁ است. نکتهٔ تشخیصی اصلی نسبت این دو است:

FEV₁/FVC = FEV₁FVC × 100
شکل ۴۳-۳
شکل ۴۳-۳. مقایسهٔ ظرفیت حیاتی بازدمی اجباری و حجم بازدمی اجباری در ثانیهٔ اول در ریهٔ طبیعی و انسداد نسبی راه هوایی.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Normalطبیعی
Airway Obstructionانسداد راه هوایی
Maximum inspirationدم حداکثری
Lung volume change (liters)تغییر حجم ریه (لیتر)
Secondsثانیه
FEV1حجم بازدمی اجباری در ثانیهٔ اول
FVCظرفیت حیاتی بازدمی اجباری
FEV1/FVC% = 80%نسبت FEV₁ به FVC در حالت طبیعی ≈ ۸۰٪
FEV1/FVC% = 47%در انسداد راه هوایی ≈ ۴۷٪
چطور این شکل را بخوانیم؟

نکتهٔ اصلی شکل این است که FVC ممکن است فقط کمی تغییر کند، اما سرعت خروج هوا در ثانیهٔ اول به‌شدت کم شود. به همین دلیل نسبت FEV₁/FVC شاخص بسیار حساس‌تری برای انسداد راه هوایی است.

≈۸۰٪FEV₁/FVC در ریهٔ طبیعی در شکل
≈۴۷٪FEV₁/FVC در انسداد راه هوایی در شکل

چرا FEV₁ مهم‌تر از FVC است؟

ممکن است بیمار در نهایت تقریباً همان حجم کل را بیرون دهد، اما زمان خروج هوا بسیار طولانی‌تر شود. بنابراین افت FEV₁ و نسبت FEV₁/FVC، انسداد راه هوایی را بهتر از FVC تنها نشان می‌دهد.

۴
بیماری انسدادی مزمن

آمفیزم؛ انسداد، تخریب آلوئول و عدم تطابق V/Q

آمفیزم یک فرایند انسدادی و تخریبی مزمن است که در منبع عمدتاً با سال‌ها سیگار و گاهی تماس طولانی با آلودگی، گردوغبار یا بخارات شیمیایی مرتبط شده است. روند بیماری با آسیب مکانیسم‌های دفاعی راه هوایی شروع می‌شود: مژک‌ها فلج و تخریب می‌شوند، موکوس بیشتر ترشح می‌شود و عملکرد ماکروفاژهای آلوئولی کاهش می‌یابد.

۱
عفونت و تحریک مزمن
اختلال مژک‌ها + موکوس زیاد + کاهش پاکسازی.
۲
انسداد برونشیول‌ها
موکوس، التهاب و ادم راه‌های کوچک را تنگ می‌کنند.
۳
گیر افتادن هوا
بازدم سخت‌تر می‌شود و آلوئول‌ها بیش از حد کشیده می‌شوند.
۴
تخریب دیواره آلوئول
در موارد شدید ۵۰ تا ۸۰٪ دیواره‌های آلوئولی ممکن است از بین بروند.
شکل ۴۳-۴
شکل ۴۳-۴. مقایسهٔ ریهٔ آمفیزماتوز با ریهٔ طبیعی؛ تخریب گستردهٔ دیواره‌های آلوئولی و ایجاد فضاهای هوایی بزرگ مشخص است.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Emphysematous lungریهٔ آمفیزماتوز
Normal lungریهٔ طبیعی
شکل ۴۳-۵
شکل ۴۳-۵. در پنومونی آلوئول‌ها با مایع و سلول‌ها پر می‌شوند؛ در آمفیزم دیواره‌های بین آلوئول‌ها از بین می‌رود و سطح تبادل گاز کاهش می‌یابد.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Normalطبیعی
Pneumoniaپنومونی
Emphysemaآمفیزم
پیامد فیزیولوژیک آمفیزمنتیجه
انسداد برونشیولیافزایش مقاومت و کار تنفس؛ بازدم از همه سخت‌تر
تخریب دیواره آلوئولکاهش سطح انتشار و ظرفیت انتشار ریه
درگیری ناهمگون بخش‌های ریهبرخی مناطق V/Q بسیار کم و برخی V/Q بسیار زیاد؛ شانت و فضای مرده در یک ریه
از بین رفتن مویرگ‌های آلوئولیافزایش مقاومت عروق ریوی → هیپرتانسیون ریوی → فشار بر قلب راست
هیپوونتیلاسیون + کاهش سطح تبادلهیپوکسی، هایپرکاپنی و تنگی نفس مزمن
۵
اختلالات آلوئولی

پنومونی و آتلکتازی؛ دو علت متفاوت برای افت اکسیژن

در پنومونی غشای ریوی ملتهب و بسیار نفوذپذیر می‌شود و مایع، گلبول قرمز و گلبول سفید وارد آلوئول می‌شوند. با پیشرفت بیماری، قسمت‌هایی از ریه می‌توانند به‌طور کامل با مایع و بقایای سلولی پر شوند. این فرایند هم سطح مؤثر غشای تنفسی را کم می‌کند و هم نسبت V/Q را پایین می‌آورد.

شکل ۴۳-۶
شکل ۴۳-۶. اثر کاهش نسبت تهویه به پرفیوژن در پنومونی بر اشباع اکسیژن خون ریوی و سیستمیک.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Pulmonary arterial blood 60% saturated with O2خون شریان ریوی: اشباع اکسیژن ۶۰٪
Pneumoniaپنومونی
Right pulmonary veins 97% saturatedوریدهای ریوی راست: اشباع ۹۷٪
Left pulmonary veins 60% saturatedوریدهای ریوی چپ: اشباع ۶۰٪
Aortaآئورت
Blood 1/2 = 97%نیمی از خون: اشباع ۹۷٪
1/2 = 60%نیمی از خون: اشباع ۶۰٪
Mean saturation = 78%اشباع متوسط آئورت: ۷۸٪
چطور این شکل را بخوانیم؟

در این مثال یک ریه خوب تهویه می‌شود و خون خروجی آن ۹۷٪ اشباع است، ولی ریهٔ مبتلا تقریباً تهویه ندارد و خون آن حدود ۶۰٪ اشباع می‌ماند. چون جریان خون دو طرف تقریباً مساوی فرض شده، مخلوط نهایی در آئورت فقط حدود ۷۸٪ اشباع دارد؛ یعنی یک شانت عملکردی بزرگ ایجاد شده است.

آتلکتازی به معنی فروپاشی آلوئول‌هاست. دو علت مهم در منبع عبارت‌اند از انسداد کامل راه هوایی و کمبود سورفکتانت. اگر راه هوایی بسته شود، هوای پشت انسداد جذب خون می‌شود؛ اگر بافت ریه انعطاف‌پذیر باشد آلوئول می‌خوابد، و اگر ریه به‌علت فیبروز سخت باشد، فشار بسیار منفی داخل آلوئول می‌تواند مایع را از مویرگ به درون آلوئول بکشد.

شکل ۴۳-۷
شکل ۴۳-۷. اثر فروپاشی کامل یک ریه بر پرفیوژن آن ریه و اشباع اکسیژن خون آئورت.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Pulmonary arterial blood 60% saturated with O2خون شریان ریوی: اشباع اکسیژن ۶۰٪
Atelectasisآتلکتازی
Right pulmonary veins 97% saturatedوریدهای ریوی راست: اشباع ۹۷٪
Left pulmonary veins 60% saturated: flow 1/5 normalوریدهای ریوی چپ: اشباع ۶۰٪؛ جریان فقط یک‌پنجم حالت طبیعی
Aortaآئورت
Blood 5/6 = 97%پنج‌ششم خون: اشباع ۹۷٪
1/6 = 60%یک‌ششم خون: اشباع ۶۰٪
Mean saturation = 91%اشباع متوسط آئورت: ۹۱٪
چطور این شکل را بخوانیم؟

با وجود آن‌که یک ریه کاملاً بدون تهویه است، هیپوکسی آلوئولی باعث وازوکانستریکشن عروق همان ریه می‌شود و جریان خون آن به‌شدت کاهش می‌یابد. در نتیجه بیشتر خون به ریهٔ سالم هدایت می‌شود و اشباع آئورت حدود ۹۱٪ باقی می‌ماند؛ یعنی اختلال اکسیژناسیون از پنومونیِ با پرفیوژن حفظ‌شده کمتر است.

ویژگیپنومونیآتلکتازی کامل یک ریه
تهویه بخش درگیرکم یا تقریباً صفرصفر
پرفیوژن بخش درگیرمی‌تواند نسبتاً حفظ شودبه‌علت هیپوکسی و فشردگی عروق به‌شدت کم می‌شود
نوع اختلال V/Qشانت فیزیولوژیک واضحشانت وجود دارد اما با کاهش پرفیوژن محدود می‌شود
اشباع آئورت در مثال شکل≈۷۸٪≈۹۱٪

کمبود سورفکتانت

سورفکتانت کشش سطحی آلوئول را ۲ تا ۱۰ برابر کاهش می‌دهد. کمبود شدید آن ـ مانند سندرم دیسترس تنفسی نوزاد نارس ـ آلوئول را مستعد فروپاشی و پرشدن با مایع می‌کند.

۶
راه هوایی و فیبروز

آسم و سل؛ انسداد برگشت‌پذیر در برابر آسیب فیبروتیک

در آسم، حساسیت بیش از حد برونشیول‌ها باعث اسپاسم عضله صاف می‌شود. در نوع آلرژیک، IgE روی ماست‌سل‌ها قرار دارد و برخورد آنتی‌ژن باعث آزاد شدن هیستامین، لوکوترین‌ها، فاکتور کموتاکتیک ائوزینوفیل و برادی‌کینین می‌شود. حاصل آن ادم دیواره، موکوس غلیظ و اسپاسم عضله صاف است.

در بازدم، فشار مثبت قفسه سینه راه‌های هوایی کوچک را بیشتر می‌فشارد؛ بنابراین بیمار آسمی معمولاً بهتر می‌تواند هوا را وارد کند تا خارج کند. در حملهٔ حاد، FRC و RV بالا می‌روند و با تکرار طولانی، قفسهٔ سینه می‌تواند به‌صورت barrel chest بزرگ شود.

در سل، باسیل‌ها با واکنش ماکروفاژی و فیبروز محصور می‌شوند و «توبرکل» می‌سازند. اگر این مهار شکست بخورد، تخریب وسیع، حفره و فیبروز متعدد ایجاد می‌شود. نتیجه، افزایش کار تنفس، کاهش ظرفیت حیاتی، کاهش سطح و افزایش ضخامت غشای تنفسی و عدم تطابق V/Q است.

مقایسهآسمسل پیشرفته
مشکل غالبانسداد برونشیولیفیبروز + کاهش بافت عملکردی
بازدمبه‌طور خاص مشکل‌داربه‌دلیل سفتی و کاهش ظرفیت، کل تهویه محدود می‌شود
RV/FRCدر حمله افزایش می‌یابدالگوی محدودکننده غالب است
انتشارمعمولاً مشکل اصلی نیستکاهش به‌علت کم‌شدن سطح و افزایش ضخامت غشا
۷
اکسیژن‌رسانی

انواع هیپوکسی و منطق اکسیژن‌درمانی

یک اصل مهم این فصل این است که اکسیژن‌درمانی در همهٔ انواع هیپوکسی به یک اندازه مؤثر نیست. ابتدا باید محل نقص مشخص شود: اکسیژن کافی وارد آلوئول نمی‌شود؟ از غشا عبور نمی‌کند؟ در خون حمل نمی‌شود؟ خون به بافت نمی‌رسد؟ یا سلول اصلاً قادر به استفاده از اکسیژن نیست؟

نوع هیپوکسیمشکل اصلیاثر اکسیژن‌درمانی
کمبود O₂ محیطPO₂ دمی پایینتقریباً کامل و بسیار مؤثر
هیپوونتیلاسیونورود هوای ناکافی به آلوئولبسیار مؤثر برای O₂؛ CO₂ بالا را اصلاح نمی‌کند
اختلال انتشارعبور کند O₂ از غشابسیار مؤثر؛ شیب انتشار را شدیداً بالا می‌برد
کم‌خونی یا Hb غیرطبیعیظرفیت حمل O₂ پاییناثر محدود؛ فقط O₂ محلول کمی افزایش می‌یابد
نارسایی گردش خونتحویل خون به بافت ناکافیاثر محدود
شانت راست به چپ / شانت فیزیولوژیکبخشی از خون از آلوئول هوادهی‌شده عبور نمی‌کنداثر محدود
اختلال مصرف O₂ بافتیسلول قادر به استفاده از O₂ نیستتقریباً بی‌اثر

در اختلال انتشار، اکسیژن‌درمانی می‌تواند PO₂ آلوئول را از حدود ۱۰۰ به حدود ۶۰۰ میلی‌متر جیوه برساند و گرادیان انتشار را از حدود ۶۰ به حدود ۵۶۰ میلی‌متر جیوه افزایش دهد؛ یعنی بیش از ۸ برابر. به همین دلیل حتی غشای ضخیم‌شده هم می‌تواند اکسیژن بیشتری عبور دهد.

شکل ۴۳-۸
شکل ۴۳-۸. جذب اکسیژن توسط خون مویرگ ریوی در ادم ریه با و بدون اکسیژن‌درمانی.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

PO2 in alveoli and blood (mm Hg)فشار جزئی اکسیژن در آلوئول و خون (میلی‌متر جیوه)
Blood in pulmonary capillaryخون در مویرگ ریوی
Arterial endانتهای شریانی مویرگ
Venous endانتهای وریدی مویرگ
Alveolar PO2 with tent therapyPO₂ آلوئولی با اکسیژن‌درمانی ≈ ۲۸۰ mmHg
Normal alveolar PO2PO₂ طبیعی آلوئول ≈ ۱۰۰ mmHg
Pulmonary edema + O2 therapyادم ریه همراه اکسیژن‌درمانی
Pulmonary edema with no therapyادم ریه بدون اکسیژن‌درمانی
Capillary bloodخون مویرگی
چطور این شکل را بخوانیم؟

ادم ریه فاصلهٔ انتشار را زیاد می‌کند؛ در نتیجه خون در مدت عبور از مویرگ فرصت کافی برای رسیدن به PO₂ آلوئولی ندارد. با بالا بردن شدید PO₂ آلوئول، شیب انتشار بسیار بیشتر می‌شود و حتی با غشای ضخیم‌شده، اکسیژن با سرعت بیشتری وارد خون می‌شود.

مسمومیت سیانید

در این حالت اکسیژن به بافت می‌رسد اما سیتوکروم اکسیداز مهار است و سلول نمی‌تواند از O₂ استفاده کند؛ بنابراین اکسیژن‌درمانی به‌تنهایی منفعت قابل اندازه‌گیری ندارد.

۸
گازهای خون و علامت بالینی

سیانوز، هایپرکاپنی و تنگی نفس

سیانوز

سیانوز یعنی آبی‌شدن پوست به‌علت افزایش هموگلوبین بدون اکسیژن در مویرگ‌ها. معمولاً وقتی بیش از حدود ۵ گرم Hb بدون اکسیژن در هر ۱۰۰ میلی‌لیتر خون شریانی وجود داشته باشد، سیانوز واضح می‌شود.

نکتهٔ متناقض‌نما

بیمار کم‌خون ممکن است هیپوکسیک باشد ولی سیانوز نداشته باشد، چون Hb کل کم است. در پلی‌سیتمی برعکس، مقدار زیادی Hb می‌تواند بدون اکسیژن شود و سیانوز آسان‌تر ظاهر گردد.

هایپرکاپنی معمولاً وقتی با هیپوکسی همراه می‌شود که مشکل اصلی هیپوونتیلاسیون یا کاهش گردش خون باشد. در اختلال انتشار، CO₂ حدود ۲۰ برابر سریع‌تر از O₂ منتشر می‌شود؛ بنابراین افزایش شدید CO₂ معمولاً دیرتر رخ می‌دهد و خودِ CO₂ بالا نیز تهویه را تحریک می‌کند.

۶۰–۷۵mmHg؛ تنفس تقریباً حداکثری و تنگی نفس شدید
۸۰–۱۰۰mmHg؛ رخوت و گاهی نیمه‌کما
۱۲۰–۱۵۰mmHg؛ خطر بیهوشی، مهار تنفس و مرگ

تنگی نفس یا Dyspnea فقط حاصل پایین بودن O₂ نیست. سه عامل مهم‌اند: اختلال گازهای بدن ـ به‌ویژه CO₂ بالا ـ، مقدار کاری که عضلات تنفسی برای تهویه انجام می‌دهند، و وضعیت ذهنی/روانی. بنابراین حتی با گازهای خون طبیعی، افزایش شدید کار تنفس یا اضطراب می‌تواند احساس air hunger ایجاد کند.

۹
حمایت تنفسی

احیای تنفسی و ونتیلاتور مکانیکی

وقتی بیمار دچار توقف تنفس یا تهویهٔ ناکافی است، باید تهویه به‌صورت دستی یا مکانیکی تأمین شود. احیاگر دستی از یک کیسهٔ خودبازشونده، ماسک و دریچهٔ یک‌طرفه تشکیل شده است؛ فشردن کیسه هوا یا اکسیژن را وارد ریه می‌کند و رهاکردن آن اجازه می‌دهد کیسه دوباره پر و بیمار بازدم کند.

شکل ۴۳-۹
شکل ۴۳-۹. الف) احیاگر دستی تنفسی؛ ب) ونتیلاتور مکانیکی که هوا را با فشار مثبت از راه لولهٔ تراشه وارد ریه می‌کند.

ترجمهٔ کامل نوشته‌های شکل

Bagکیسهٔ خودبازشونده
Connector, valve, filterاتصال‌دهنده، دریچه و فیلتر
Face maskماسک صورت
Endotracheal tubeلولهٔ تراشه
Nasogastric tubeلولهٔ بینی–معده
Mechanical ventilatorونتیلاتور مکانیکی
Humidifierمرطوب‌کننده
Exhaled air flowing away from patientهوای بازدمی از بیمار دور می‌شود
Air flowing to patient (passes through humidifier)هوای ورودی به بیمار پس از عبور از مرطوب‌کننده

ونتیلاتور مکانیکی، هوا یا اکسیژن را در چرخه‌های فشار مثبت به بیمار می‌رساند و سپس اجازه می‌دهد بازدم معمولاً به‌صورت غیرفعال انجام شود. در ریهٔ طبیعی، محدودیت فشار مثبت دستگاه‌ها معمولاً در حدود ۱۲ تا ۱۵ سانتی‌متر آب تنظیم می‌شود، هرچند در ریه‌های کم‌کامپلاینس ممکن است فشار بیشتری لازم باشد.

اثر همودینامیک مهم

فشار مثبت داخل قفسهٔ سینه می‌تواند ورود خون وریدی به قلب را کم کند و برون‌ده قلبی را پایین بیاورد. در منبع آمده است که فشار مثبت پیوستهٔ بیش از حدود ۳۰ mmHg برای چند دقیقه می‌تواند به‌علت کاهش شدید بازگشت وریدی خطرناک باشد.

۱۰
مرور نهایی

جدول‌های مرور، دام‌های امتحانی و سؤال‌وپاسخ

جدول مقایسهٔ بیماری‌های مهم فصل

بیماریمکانیسم غالبV/Q یا انتشاراثر شاخص
آمفیزمانسداد راه‌های کوچک + تخریب دیواره آلوئولترکیبی؛ مناطق با V/Q بسیار کم و بسیار زیادکاهش ظرفیت انتشار، افزایش کار تنفس، هیپرتانسیون ریوی
پنومونیپرشدن آلوئول با مایع و سلولV/Q کم و شانت عملکردیهیپوکسمی شدید با پرفیوژن نسبتاً حفظ‌شده
آتلکتازیفروپاشی آلوئولV/Q تقریباً صفر؛ اما پرفیوژن با وازوکانستریکشن کم می‌شودشانت کمتر از انتظار به‌علت کاهش جریان خون ریهٔ فروریخته
آسماسپاسم برونشیول + ادم دیواره + موکوس غلیظتهویه ناهمگونبازدم بسیار دشوار، RV و FRC افزایش
سلفیبروز + کاهش بافت عملکردیاختلال انتشار + V/Q نامتناسبکاهش VC و ظرفیت انتشار

دام‌های امتحانی

۱

در بازدم شدید، بعد از رسیدن به جریان بیشینه، افزایش نیروی بازدم جریان را بیشتر نمی‌کند؛ چون همان فشار، راه هوایی را هم بیشتر می‌فشارد.

۲

کاهش حجم ریه باعث کاهش حداکثر جریان بازدمی می‌شود، چون کشش شعاعی نگه‌دارندهٔ راه‌های هوایی کمتر می‌شود.

۳

در الگوی انسدادی، TLC و RV می‌توانند بالا بروند؛ این افزایش به‌معنای عملکرد بهتر ریه نیست، بلکه حاصل گیر افتادن هواست.

۴

در FEV₁/FVC، صورت کسر FEV₁ است؛ در انسداد راه هوایی این نسبت کاهش می‌یابد.

۵

آمفیزم فقط «هوای زیاد در ریه» نیست؛ تخریب دیواره آلوئول و کاهش مویرگ‌ها جزء اصلی پاتوفیزیولوژی است.

۶

در آمفیزم ممکن است هم شانت فیزیولوژیک و هم فضای مردهٔ فیزیولوژیک در بخش‌های مختلف همان ریه وجود داشته باشد.

۷

پنومونی سطح تبادل را کم می‌کند و V/Q را پایین می‌آورد؛ خون می‌تواند از مناطق پرخون اما کم‌تهویه عبور کند.

۸

در آتلکتازی، وازوکانستریکشن ناشی از هیپوکسی پرفیوژن ریهٔ فروریخته را کاهش می‌دهد و شدت شانت را محدود می‌کند.

۹

کمبود سورفکتانت، کشش سطحی را بالا می‌برد و آلوئول‌ها را مستعد فروپاشی می‌کند؛ این موضوع در نوزاد نارس اهمیت ویژه دارد.

۱۰

در آسم، بازدم معمولاً سخت‌تر از دم است، چون فشار مثبت بازدم راه‌های از قبل تنگ را بیشتر می‌فشارد.

۱۱

در حملهٔ آسم، RV و FRC بالا می‌روند، چون تخلیهٔ هوا ناکامل است.

۱۲

در سل پیشرفته، هم فیبروز و هم کاهش سطح غشای تنفسی باعث افت ظرفیت انتشار می‌شوند.

۱۳

اکسیژن‌درمانی در هیپوونتیلاسیون هیپوکسمی را بهتر می‌کند، اما علت تجمع CO₂ را برطرف نمی‌کند.

۱۴

در اختلال انتشار، اکسیژن‌درمانی به‌دلیل افزایش شدید گرادیان PO₂ می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

۱۵

در کم‌خونی، ممکن است PO₂ شریانی طبیعی باشد ولی محتوای کل O₂ خون پایین باشد.

۱۶

در مسمومیت سیانید، اکسیژن به بافت می‌رسد اما مصرف نمی‌شود؛ بنابراین اکسیژن‌درمانی به‌تنهایی سود قابل اندازه‌گیری ندارد.

۱۷

سیانوز به مقدار مطلق هموگلوبین بدون اکسیژن وابسته است، نه فقط درصد اشباع.

۱۸

در کم‌خونی شدید ممکن است بیمار هیپوکسیک باشد ولی سیانوز واضح نداشته باشد.

۱۹

در پلی‌سیتمی، سیانوز ممکن است حتی با افت نسبتاً کم اشباع هم ظاهر شود.

۲۰

در اختلال انتشار، CO₂ معمولاً کمتر از O₂ مشکل‌ساز می‌شود چون حدود ۲۰ برابر سریع‌تر منتشر می‌شود.

۲۱

هایپرکاپنی شدید ابتدا تهویه را تحریک می‌کند، اما در سطوح بسیار بالا می‌تواند مرکز تنفس را مهار کند.

۲۲

تنگی نفس فقط با PO₂ و PCO₂ تعیین نمی‌شود؛ افزایش کار عضلات تنفسی و عوامل روانی هم مؤثرند.

۲۳

فشار مثبت ونتیلاتور می‌تواند بازگشت وریدی و برون‌ده قلبی را کاهش دهد.

۲۴

فشار مثبت مداوم و بسیار بالا می‌تواند با کاهش شدید بازگشت وریدی خطرناک یا کشنده شود.

سؤال و پاسخ مرور نهایی

سؤال ۱ — حداکثر جریان بازدمی چیست؟
پاسخ: بیشترین جریانی که در بازدم اجباری می‌توان ایجاد کرد؛ بعد از رسیدن به آن، افزایش تلاش بازدمی دیگر جریان را بیشتر نمی‌کند.
سؤال ۲ — چرا حداکثر جریان بازدمی با کاهش حجم ریه کم می‌شود؟
پاسخ: چون کشش شعاعی بافت ریه که راه‌های هوایی را باز نگه می‌دارد کاهش می‌یابد و راه‌ها آسان‌تر فرو می‌ریزند.
سؤال ۳ — الگوی اصلی اسپیرومتری در انسداد چیست؟
پاسخ: کاهش واضح FEV₁ و افت نسبت FEV₁/FVC.
سؤال ۴ — در شکل فصل، نسبت FEV₁/FVC طبیعی و انسدادی چقدر بود؟
پاسخ: حدود ۸۰٪ در فرد طبیعی و ۴۷٪ در فرد دارای انسداد راه هوایی.
سؤال ۵ — چهار پیامد اصلی آمفیزم چیست؟
پاسخ: افزایش مقاومت راه هوایی، کاهش ظرفیت انتشار، عدم تطابق شدید V/Q و افزایش مقاومت عروق ریوی/فشار خون ریوی.
سؤال ۶ — چرا پنومونی هیپوکسمی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: چون آلوئول‌های پر از مایع تهویه کمی دارند ولی همچنان خون دریافت می‌کنند؛ بنابراین V/Q کم و شانت فیزیولوژیک ایجاد می‌شود.
سؤال ۷ — دو علت شایع آتلکتازی کدام‌اند؟
پاسخ: انسداد کامل راه هوایی و کمبود سورفکتانت.
سؤال ۸ — چرا آتلکتازی کامل یک ریه همیشه افت اکسیژن بسیار شدید ایجاد نمی‌کند؟
پاسخ: هیپوکسی ریهٔ فروریخته باعث وازوکانستریکشن و کاهش پرفیوژن همان ریه می‌شود و بیشتر خون به ریهٔ سالم می‌رود.
سؤال ۹ — در آسم چه عواملی راه هوایی را تنگ می‌کنند؟
پاسخ: اسپاسم عضله صاف، ادم دیواره و ترشح موکوس غلیظ؛ در نوع آلرژیک با میانجی‌های آزادشده از ماست‌سل‌ها.
سؤال ۱۰ — چرا بازدم در آسم سخت‌تر است؟
پاسخ: فشار مثبت داخل قفسه سینه در بازدم، برونشیول‌های از قبل تنگ را بیشتر می‌فشارد.
سؤال ۱۱ — سه پیامد مهم سل پیشرفته چیست؟
پاسخ: افزایش کار تنفس و کاهش ظرفیت حیاتی، کاهش سطح/افزایش ضخامت غشای تنفسی، و عدم تطابق V/Q.
سؤال ۱۲ — اکسیژن‌درمانی در کدام نوع هیپوکسی تقریباً کاملاً مؤثر است؟
پاسخ: هیپوکسی ناشی از کمبود O₂ در هوای دمی.
سؤال ۱۳ — چرا اکسیژن‌درمانی در ادم ریه می‌تواند کمک زیادی کند؟
پاسخ: PO₂ آلوئول را بسیار بالا می‌برد و گرادیان انتشار O₂ را چندین برابر می‌کند.
سؤال ۱۴ — چرا اکسیژن‌درمانی در کم‌خونی اثر محدودی دارد؟
پاسخ: چون مشکل اصلی ظرفیت کم هموگلوبین است؛ اکسیژن فقط می‌تواند مقدار محدودی O₂ محلول اضافه کند.
سؤال ۱۵ — سیانوز معمولاً در چه مقدار Hb بدون اکسیژن آشکار می‌شود؟
پاسخ: بیش از حدود ۵ گرم هموگلوبین بدون اکسیژن در هر ۱۰۰ میلی‌لیتر خون شریانی.
سؤال ۱۶ — چرا کم‌خونی شدید ممکن است سیانوز ندهد؟
پاسخ: چون کل هموگلوبین آن‌قدر کم است که رسیدن Hb بدون اکسیژن به آستانهٔ ۵ گرم در ۱۰۰ میلی‌لیتر دشوار است.
سؤال ۱۷ — در چه شرایطی هیپوکسی معمولاً با هایپرکاپنی همراه است؟
پاسخ: بیشتر در هیپوونتیلاسیون و تا حدی در نارسایی گردش خون.
سؤال ۱۸ — PCO₂ حدود ۸۰ تا ۱۰۰ mmHg چه اثری دارد؟
پاسخ: رخوت و گاهی حالت نیمه‌کما.
سؤال ۱۹ — PCO₂ حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ mmHg چه خطری دارد؟
پاسخ: مهار تنفس، بیهوشی و مرگ؛ چون CO₂ بالا دیگر محرک نیست و مرکز تنفس را مهار می‌کند.
سؤال ۲۰ — سه عامل ایجاد حس تنگی نفس چیست؟
پاسخ: اختلال گازهای خون، افزایش کار عضلات تنفسی و وضعیت روانی.
سؤال ۲۱ — مکانیسم کار احیاگر دستی چیست؟
پاسخ: با فشردن کیسه هوا/اکسیژن با فشار مثبت وارد ریه می‌شود و با رهاکردن، کیسه دوباره پر و بازدم بیمار به محیط هدایت می‌شود.
سؤال ۲۲ — مهم‌ترین اثر همودینامیک فشار مثبت ونتیلاتور چیست؟
پاسخ: کاهش بازگشت وریدی به قلب و در فشارهای زیاد، کاهش برون‌ده قلبی.