MedDarvish · خلاصه زبان تخصصی پزشکی

فصل ۱۶ — استخوان‌ها (Bones)
واژگان، شکستگی و درمانِ آن

Professional English in Use Medicine · فصل ۱۶ · تهیه‌شده توسط شایان درویش‌زاده
۴ پارتواژگان + کاربرد
اصطلاح + معنیانگلیسی ⇄ فارسی روان
تصویر واقعیبرای واژگانِ دیداری
فهرست مطالب
پارت ۱ — نام استخوان‌ها (عامیانه ⇄ آناتومیک) پارت ۲ — شکستگی‌ها و انواع آن (Fractures) پارت ۳ — درمان شکستگی (Treatment) پارت ۴ — معانیِ reduce و کاربرد بالینی مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها
۱
PART ONE

نام استخوان‌ها — واژهٔ عامیانه در برابر نام آناتومیک

در انگلیسیِ پزشکی هر استخوان دو نام دارد: یک نامِ عامیانه/روزمره که بیمار به‌کار می‌برد (مثلِ collarbone) و یک نامِ آناتومیکِ علمی که در متنِ پزشکی و بینِ پزشکان رایج است (مثلِ clavicle). نکتهٔ اصلیِ این بخش، یاد گرفتنِ هر دو نام و جفت‌کردنِ درستِ آن‌ها است؛ سوالاتِ امتحانی معمولاً یکی را می‌دهند و دیگری را می‌خواهند.

جدول کلیدیِ ده استخوان
نام عامیانه (انگلیسی)نام آناتومیکمعنیِ فارسی
skullcraniumجمجمه
jaw bonemandibleاستخوان فک (پایین)
spinevertebral columnستون مهره‌ها
breastbonesternumاستخوان جناغ سینه
ribcostaدنده
collarboneclavicleاستخوان ترقوه
shoulder bladescapulaکتف
thigh bonefemurاستخوان ران
kneecappatellaکشکک زانو
shinbonetibiaدرشت‌نی (ساق)
⚠️ دام واژگانی

چند جفت زیاد اشتباه گرفته می‌شوند: scapula (کتف) با clavicle (ترقوه)، و tibia (درشت‌نی، استخوانِ جلوییِ ساق) با fibula (نازک‌نی، که در این جدول نیامده ولی در سوال می‌آید). نامِ عامیانهٔ shinbone فقط به tibia اشاره دارد، نه کلِ ساق.

skullجمجمه · cranium collarboneترقوه · clavicle breastboneجناغ · sternum spineستون مهره · vertebral column kneecapکشکک · patella jaw boneفک · mandible shoulder bladeکتف · scapula ribدنده · costa thigh boneران · femur shinboneدرشت‌نی · tibia
شکل ۱. نمودارِ اسکلت با هر دو نامِ عامیانه (انگلیسیِ آبی) و آناتومیک — جای هر استخوان را روی بدن ببین تا واژه ماندگار شود.

۲
PART TWO

شکستگی‌ها و انواع آن — Fractures

fracture یعنی «شکستگی»؛ یعنی یک شکست در استخوان (a break in a bone). انواعِ مختلفِ شکستگی بر اساسِ شکلِ خطِ شکست و وضعیتِ قطعاتِ استخوان نام‌گذاری می‌شوند. این واژه‌ها هستهٔ امتحانیِ فصل‌اند.

پنج نوع اصلیِ شکستگی
۱
greenstick — شکستگی ترکه‌ای

استخوان مانندِ ترکهٔ تازه فقط خم می‌شود و کامل نمی‌شکند؛ بیشتر در کودکان رخ می‌دهد چون استخوانشان نرم‌تر است.

۲
displaced — جابه‌جا شده

قطعاتِ شکسته از جای آناتومیکِ خود جدا و جابه‌جا شده‌اند (the broken pieces are separated).

۳
comminuted — خُردشده

استخوان به چند تکهٔ کوچک شکسته است (broken into several pieces).

۴
impacted — فرورفته

دو سرِ شکسته در هم فرو رفته و فشرده شده‌اند (the broken pieces are pushed together).

۵
open (compound) — باز

همراه با شکستگی، پارگیِ پوست هم هست (a break in the skin) و استخوان با محیطِ بیرون در تماس است؛ خطرِ عفونت بالاست. مقابلِ آن closed (بسته) است.

greenstick ترکه‌ای (خم) displaced جابه‌جا comminuted خُردشده impacted فرورفته open باز (پوست پاره)
شکل ۲. پنج نوعِ شکستگی بر اساسِ شکلِ شکست — greenstick خمیدگیِ ناقص، comminuted چند قطعه، impacted فرورفتنِ دو سر در هم، و open پارگیِ پوست (خطِ زردِ بریده). شکلِ خطِ شکست بهترین راهنمای تشخیصِ نام است.
دو نوعِ ویژه بر اساسِ علت
اصطلاحتعریف
pathological fracture
(شکستگیِ پاتولوژیک)
شکستگی در یک استخوانِ بیمار (a diseased bone)؛ مثلاً استخوانی که به‌خاطرِ تومور یا پوکیِ استخوان ضعیف شده و با ضربهٔ خیلی کم می‌شکند.
fatigue / stress fracture
(شکستگیِ فرسایشی/استرسی)
ناشی از ضربه‌های جزئیِ مکرر (repeated minor trauma)؛ مثلِ راه‌رفتن یا دویدنِ طولانی‌مدت (long-distance marching or running). شایع در ورزشکاران و سربازان.
🔑 تفکیکِ علت از شکل

پنج نوعِ اول (greenstick، displaced، …) بر اساسِ شکلِ شکست نام‌گذاری می‌شوند؛ اما pathological و stress بر اساسِ علت. این تفکیک، یک سوالِ کلاسیکِ امتحانی است.


۳
PART THREE

درمان شکستگی — Treatment of fractures

وقتی قطعاتِ استخوانِ شکسته جوش بخورند و به هم بپیوندند، می‌گوییم استخوان unite می‌شود (جوش می‌خورد)؛ این فرایند را union (جوش‌خوردگی) می‌نامند. درمان دنبالِ کمک به این جوش‌خوردگیِ درست است و چهار واژهٔ کلیدی دارد.

چهار واژهٔ کلیدیِ درمان
۱
reduce / reduction — جااندازی

قطعاتِ جابه‌جا‌شده را به جای آناتومیکِ درستِ خود برمی‌گردانند (replacing the fragments in their anatomical position). جااندازی، جوش‌خوردن را تسهیل می‌کند (promote = تسهیل/کمک کردن).

۲
fixation — تثبیت

پس از جااندازی، از حرکتِ بیش‌ازحدِ استخوان جلوگیری می‌کنند تا فرصتِ جوش‌خوردن باشد. دو نوع است (جدول زیر).

۳
union — جوش‌خوردگیِ موفق

قطعات درست به هم می‌پیوندند و استخوان ترمیم می‌شود.

!
malunion — بدجوش‌خوردگی

اگر شکستگیِ جابه‌جا‌شده جااندازی نشود، ممکن است ناقص یا نادرست جوش بخورد (incomplete or incorrect union). پیشوندِ mal- یعنی «بد/نادرست».

دو نوعِ تثبیت (fixation)
نوعوسیله‌ها (انگلیسی)توضیح
external (خارجی)splint · plaster of Paris castآتل و گچ‌گیری از بیرونِ بدن؛ بدونِ جراحی.
internal (داخلی)pin · plate and screwsپین، یا پلاک و پیچ که با جراحی داخلِ بدن کار گذاشته می‌شوند.
external — تثبیتِ خارجی (بدون جراحی) internal — تثبیتِ داخلی (با جراحی) plaster cast گچ splint آتل pin پین (میله داخل استخوان) plate and screws پلاک و پیچ
شکل ۳. وسیله‌های تثبیت — cast (گچ) و splint (آتل) از بیرون و بدونِ جراحی؛ pin (میله داخل استخوان) و plate and screws (پلاک و پیچ) از داخل و با جراحی.
زنجیرهٔ درمان از شکست تا جوش‌خوردن
fracture شکستگی reduction جااندازی fixation تثبیت union جوش‌خوردن
شکل ۴. مسیرِ درست (راست→چپ): شکستگی ← جااندازی ← تثبیت ← جوش‌خوردن. اگر مرحلهٔ reduction حذف شود، نتیجه به‌جای union ممکن است malunion (بدجوش‌خوردگی) باشد.

۴
PART FOUR

معانیِ گوناگونِ reduce و کاربرد بالینی

فعلِ reduce در پزشکی یک کلمهٔ پرکاربرد با سه معنیِ کاملاً متفاوت است؛ معنیِ درست را باید از بافتِ جمله فهمید. این یکی از نکاتِ مورد علاقهٔ طراحانِ سوال است.

سه معنیِ reduce
زمینهمعنیمثال
عمومیکم کردن / کوچک کردنWe'd better reduce the dose of your tablets. — بهتر است دوزِ قرص‌ها را کم کنیم.
جراحیبرگرداندن به جای آناتومیک (جااندازی)A hernia can be reduced by manipulation. — فتق را می‌توان با دست‌کاری جا انداخت.
شیمیکاهش (حذفِ اکسیژن یا افزودنِ هیدروژن)Nitric acid is a reducing agent. — اسید نیتریک یک عاملِ کاهنده است.
⚠️ دام امتحانی

اگر جمله دربارهٔ شکستگی یا فتق باشد، reduce یعنی «جااندازی»، نه «کم کردن». معنیِ «کاهشِ شیمیایی» فقط در بافتِ شیمی درست است. همیشه از زمینهٔ جمله معنی را انتخاب کن.

سناریوی بالینی — Over to you
🩺 موقعیت: شکستگیِ استرسیِ درشت‌نی در یک رقصندهٔ جوان

تشخیص: stress fracture of the tibia. توضیح به بیمار با واژگانِ همین فصل:

علت (cause): فشار و ضربه‌های جزئیِ مکرر (repeated minor trauma) ناشی از تمرین/رقصِ طولانی‌مدت — نه یک ضربهٔ ناگهانی.

درمان (management): معمولاً نیازی به جااندازی (reduction) نیست؛ استراحت و کاهشِ فعالیت تا جوش‌خوردنِ (union) استخوان کافی است، گاهی با تثبیتِ خارجی مثلِ آتل. اگر فعالیت زود از سر گرفته شود، خطرِ بدترشدن یا malunion هست.

گرامرِ کاربردی — اسم‌سازی از فعل
فعلاسم (فرایند)معنی
reducereductionجااندازی
uniteunionجوش‌خوردن
fixfixationتثبیت
displacedisplacementجابه‌جایی

+
DEEP REVIEW

مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها

اگر سوال این کلیدواژه را داشت…
کلیدواژهٔ سوالپاسخ درستچرا
«collarbone = ?»clavicle (ترقوه)نام آناتومیک
«kneecap = ?»patella (کشکک)نام آناتومیک
«shinbone = ?»tibia (درشت‌نی)نه fibula
«breastbone = ?»sternum (جناغ)نام آناتومیک
«bent bone, in children»greenstickخمیدگیِ ناقص
«broken into several pieces»comminutedخُردشده
«break in the skin»open / compoundپارگیِ پوست
«pushed together»impactedفرورفته
«repeated minor trauma»stress / fatigue fractureعلتِ فرسایشی
«fracture in a diseased bone»pathological fractureعلتِ بیماری
«returning fragments to position»reductionجااندازی
«splint / plaster cast»external fixationتثبیتِ خارجی
«plate and screws / pin»internal fixationتثبیتِ داخلی
«incomplete/incorrect union»malunionپیشوند mal- = بد
«reduce a hernia»جااندازی (نه «کم کردن»)معنیِ جراحیِ reduce
✅ جمع‌بندی یک‌خطی

هر استخوان یک نامِ عامیانه و یک نامِ آناتومیک دارد؛ fractureها یا بر اساسِ شکل (greenstick/displaced/comminuted/impacted/open) یا علت (pathological/stress) نام می‌گیرند؛ درمان زنجیرهٔ reduction ← fixation ← union است و حذفِ جااندازی به malunion می‌انجامد؛ و reduce در پزشکی سه معنی دارد که از بافتِ جمله مشخص می‌شود.