نام استخوانها — واژهٔ عامیانه در برابر نام آناتومیک
در انگلیسیِ پزشکی هر استخوان دو نام دارد: یک نامِ عامیانه/روزمره که بیمار بهکار میبرد (مثلِ collarbone) و یک نامِ آناتومیکِ علمی که در متنِ پزشکی و بینِ پزشکان رایج است (مثلِ clavicle). نکتهٔ اصلیِ این بخش، یاد گرفتنِ هر دو نام و جفتکردنِ درستِ آنها است؛ سوالاتِ امتحانی معمولاً یکی را میدهند و دیگری را میخواهند.
| نام عامیانه (انگلیسی) | نام آناتومیک | معنیِ فارسی |
|---|---|---|
| skull | cranium | جمجمه |
| jaw bone | mandible | استخوان فک (پایین) |
| spine | vertebral column | ستون مهرهها |
| breastbone | sternum | استخوان جناغ سینه |
| rib | costa | دنده |
| collarbone | clavicle | استخوان ترقوه |
| shoulder blade | scapula | کتف |
| thigh bone | femur | استخوان ران |
| kneecap | patella | کشکک زانو |
| shinbone | tibia | درشتنی (ساق) |
چند جفت زیاد اشتباه گرفته میشوند: scapula (کتف) با clavicle (ترقوه)، و tibia (درشتنی، استخوانِ جلوییِ ساق) با fibula (نازکنی، که در این جدول نیامده ولی در سوال میآید). نامِ عامیانهٔ shinbone فقط به tibia اشاره دارد، نه کلِ ساق.
شکستگیها و انواع آن — Fractures
fracture یعنی «شکستگی»؛ یعنی یک شکست در استخوان (a break in a bone). انواعِ مختلفِ شکستگی بر اساسِ شکلِ خطِ شکست و وضعیتِ قطعاتِ استخوان نامگذاری میشوند. این واژهها هستهٔ امتحانیِ فصلاند.
استخوان مانندِ ترکهٔ تازه فقط خم میشود و کامل نمیشکند؛ بیشتر در کودکان رخ میدهد چون استخوانشان نرمتر است.
قطعاتِ شکسته از جای آناتومیکِ خود جدا و جابهجا شدهاند (the broken pieces are separated).
استخوان به چند تکهٔ کوچک شکسته است (broken into several pieces).
دو سرِ شکسته در هم فرو رفته و فشرده شدهاند (the broken pieces are pushed together).
همراه با شکستگی، پارگیِ پوست هم هست (a break in the skin) و استخوان با محیطِ بیرون در تماس است؛ خطرِ عفونت بالاست. مقابلِ آن closed (بسته) است.
| اصطلاح | تعریف |
|---|---|
| pathological fracture (شکستگیِ پاتولوژیک) | شکستگی در یک استخوانِ بیمار (a diseased bone)؛ مثلاً استخوانی که بهخاطرِ تومور یا پوکیِ استخوان ضعیف شده و با ضربهٔ خیلی کم میشکند. |
| fatigue / stress fracture (شکستگیِ فرسایشی/استرسی) | ناشی از ضربههای جزئیِ مکرر (repeated minor trauma)؛ مثلِ راهرفتن یا دویدنِ طولانیمدت (long-distance marching or running). شایع در ورزشکاران و سربازان. |
پنج نوعِ اول (greenstick، displaced، …) بر اساسِ شکلِ شکست نامگذاری میشوند؛ اما pathological و stress بر اساسِ علت. این تفکیک، یک سوالِ کلاسیکِ امتحانی است.
درمان شکستگی — Treatment of fractures
وقتی قطعاتِ استخوانِ شکسته جوش بخورند و به هم بپیوندند، میگوییم استخوان unite میشود (جوش میخورد)؛ این فرایند را union (جوشخوردگی) مینامند. درمان دنبالِ کمک به این جوشخوردگیِ درست است و چهار واژهٔ کلیدی دارد.
قطعاتِ جابهجاشده را به جای آناتومیکِ درستِ خود برمیگردانند (replacing the fragments in their anatomical position). جااندازی، جوشخوردن را تسهیل میکند (promote = تسهیل/کمک کردن).
پس از جااندازی، از حرکتِ بیشازحدِ استخوان جلوگیری میکنند تا فرصتِ جوشخوردن باشد. دو نوع است (جدول زیر).
قطعات درست به هم میپیوندند و استخوان ترمیم میشود.
اگر شکستگیِ جابهجاشده جااندازی نشود، ممکن است ناقص یا نادرست جوش بخورد (incomplete or incorrect union). پیشوندِ mal- یعنی «بد/نادرست».
| نوع | وسیلهها (انگلیسی) | توضیح |
|---|---|---|
| external (خارجی) | splint · plaster of Paris cast | آتل و گچگیری از بیرونِ بدن؛ بدونِ جراحی. |
| internal (داخلی) | pin · plate and screws | پین، یا پلاک و پیچ که با جراحی داخلِ بدن کار گذاشته میشوند. |
معانیِ گوناگونِ reduce و کاربرد بالینی
فعلِ reduce در پزشکی یک کلمهٔ پرکاربرد با سه معنیِ کاملاً متفاوت است؛ معنیِ درست را باید از بافتِ جمله فهمید. این یکی از نکاتِ مورد علاقهٔ طراحانِ سوال است.
| زمینه | معنی | مثال |
|---|---|---|
| عمومی | کم کردن / کوچک کردن | We'd better reduce the dose of your tablets. — بهتر است دوزِ قرصها را کم کنیم. |
| جراحی | برگرداندن به جای آناتومیک (جااندازی) | A hernia can be reduced by manipulation. — فتق را میتوان با دستکاری جا انداخت. |
| شیمی | کاهش (حذفِ اکسیژن یا افزودنِ هیدروژن) | Nitric acid is a reducing agent. — اسید نیتریک یک عاملِ کاهنده است. |
اگر جمله دربارهٔ شکستگی یا فتق باشد، reduce یعنی «جااندازی»، نه «کم کردن». معنیِ «کاهشِ شیمیایی» فقط در بافتِ شیمی درست است. همیشه از زمینهٔ جمله معنی را انتخاب کن.
تشخیص: stress fracture of the tibia. توضیح به بیمار با واژگانِ همین فصل:
علت (cause): فشار و ضربههای جزئیِ مکرر (repeated minor trauma) ناشی از تمرین/رقصِ طولانیمدت — نه یک ضربهٔ ناگهانی.
درمان (management): معمولاً نیازی به جااندازی (reduction) نیست؛ استراحت و کاهشِ فعالیت تا جوشخوردنِ (union) استخوان کافی است، گاهی با تثبیتِ خارجی مثلِ آتل. اگر فعالیت زود از سر گرفته شود، خطرِ بدترشدن یا malunion هست.
| فعل | اسم (فرایند) | معنی |
|---|---|---|
| reduce | reduction | جااندازی |
| unite | union | جوشخوردن |
| fix | fixation | تثبیت |
| displace | displacement | جابهجایی |
مرور عمیق و جمعبندی دامها
| کلیدواژهٔ سوال | پاسخ درست | چرا |
|---|---|---|
| «collarbone = ?» | clavicle (ترقوه) | نام آناتومیک |
| «kneecap = ?» | patella (کشکک) | نام آناتومیک |
| «shinbone = ?» | tibia (درشتنی) | نه fibula |
| «breastbone = ?» | sternum (جناغ) | نام آناتومیک |
| «bent bone, in children» | greenstick | خمیدگیِ ناقص |
| «broken into several pieces» | comminuted | خُردشده |
| «break in the skin» | open / compound | پارگیِ پوست |
| «pushed together» | impacted | فرورفته |
| «repeated minor trauma» | stress / fatigue fracture | علتِ فرسایشی |
| «fracture in a diseased bone» | pathological fracture | علتِ بیماری |
| «returning fragments to position» | reduction | جااندازی |
| «splint / plaster cast» | external fixation | تثبیتِ خارجی |
| «plate and screws / pin» | internal fixation | تثبیتِ داخلی |
| «incomplete/incorrect union» | malunion | پیشوند mal- = بد |
| «reduce a hernia» | جااندازی (نه «کم کردن») | معنیِ جراحیِ reduce |
هر استخوان یک نامِ عامیانه و یک نامِ آناتومیک دارد؛ fractureها یا بر اساسِ شکل (greenstick/displaced/comminuted/impacted/open) یا علت (pathological/stress) نام میگیرند؛ درمان زنجیرهٔ reduction ← fixation ← union است و حذفِ جااندازی به malunion میانجامد؛ و reduce در پزشکی سه معنی دارد که از بافتِ جمله مشخص میشود.