طبقهبندی اختلالات روانی — Organic / Functional
اختلالاتِ روانپزشکی به دو دستهٔ بزرگ تقسیم میشوند: organic (عضوی) و functional (عملکردی). در نوعِ عضوی یک بیماریِ مغزیِ قابلِمشاهده وجود دارد؛ در نوعِ عملکردی هیچ آسیبشناسی یا تغییرِ آناتومیکِ واضحی در عضو دیده نمیشود.
| اصطلاح | معنی |
|---|---|
| organic | عضوی — ناشی از بیماریِ مغزیِ قابلِمشاهده |
| functional | عملکردی — بدونِ آسیبشناسی یا تغییرِ آناتومیکِ واضح |
| dementia | زوال عقل — اختلالِ ناشی از بیماریِ عضویِ مغز |
| senile dementia | زوالِ عقلِ پیری — شایعترین شکلِ dementia (مرتبط با کهنسالی) |
سوءمصرف مواد — Substance Abuse
abuse (سوءمصرف) یعنی استفاده از یک ماده به شکلی که زیانآور است. شایعترین شکلهای آن alcoholism (الکلیسم) و drug abuse (سوءمصرفِ دارو/مواد) هستند.
| اصطلاح | معنی |
|---|---|
| abuse | استفادهٔ زیانآور از یک ماده |
| alcoholism | اعتیاد به الکل |
| drug abuse | سوءمصرفِ مواد/دارو |
اختلالات خلقی و افسردگی — Affective Disorders
هر دو به هیجانها (مثلِ شادی یا غم) اشاره دارند، اما تفاوتِ ظریفی دارند:
| اصطلاح | معنی |
|---|---|
| affect | هیجانِ گذرا و موقت؛ از راهِ لحنِ گفتار، حالتِ چهره یا رفتار بروز میکند |
| mood | حالتِ هیجانیِ پایدارتر و ماندگارتر |
شایعترین اختلالِ خلقی، depression (افسردگی) است. علائمِ اصلی:
- کماشتهایی یا کاهشِ وزنِ چشمگیر
- sleep disturbance — اختلالِ خواب (مثلِ insomnia = بیخوابی)
- fatigue — خستگی (loss of energy)
- psychomotor agitation (بیشجنبشیِ روانی‑حرکتی) یا psychomotor retardation (کندیِ حرکت و فکر)
- loss of interest — از دست دادنِ علاقه به فعالیتهای لذتبخش
- کاهشِ توان در فکر کردن و تمرکز
- احساسِ بیارزشی یا گناه
- افکارِ مکررِ مرگ یا suicide (خودکشی)
اگر ۵ (یا احتمالاً ۴) مورد از این علائم، تقریباً هر روز و دستِکم بهمدتِ ۲ هفته رخ دهند، major depression (افسردگیِ اساسی) تشخیص داده میشود. این اعداد، نکتهٔ پرتکرارِ سوالاند.
با خستگیِ فزاینده مراجعه کرد، به بیشترِ چیزها loss of interest داشت، بد میخوابید و زود بیدار میشد، اما هیچ تمایلِ خودکشی نداشت. (نکته: تشنگی و پُرادراریِ او بیشتر به یک علتِ جسمی مثلِ دیابت اشاره دارد تا افسردگی.)
اختلالات نوروتیک و استرسی — Neurotic & Stress
نمونهٔ کلاسیکِ اختلالِ نوروتیک، obsessive compulsive disorder (OCD) است. دو واژهٔ کلیدیِ آن را اشتباه نگیر:
| اصطلاح | معنی |
|---|---|
| obsession | فکرِ آنقدر پایدار که زندگیِ بیمار را مختل میکند (وسواسِ فکری) |
| compulsion | فکرِ وسواسی که بیمار را به عمل وامیدارد، هرچند خودش میداند بیمورد است (وسواسِ عملی، مثلِ شستنِ مکررِ دست) |
| stress | احساسِ ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات (unable to cope) |
| anxiety | اضطراب — ترس از مشکلات |
| panic attack | حملهٔ ناگهانیِ اضطراب |
obsession یک فکر است؛ compulsion یک عملِ ناشی از آن فکر. کلیدِ تشخیص در سوال: «فکر» در برابرِ «رفتار/عملِ تکراری».
سایر اختلالات عملکردی — Other Functional
دستهٔ پایانیِ اختلالاتِ عملکردی شاملِ این موارد است:
| اصطلاح | معنی |
|---|---|
| behavioural syndrome | سندرمِ رفتاریِ همراه با اختلالِ فیزیولوژیک (مثلِ eating disorders — اختلالاتِ خوردن) |
| personality disorder | اختلالِ شخصیت — اختلالِ شخصیت و رفتارِ بزرگسالی |
| mental retardation | عقبماندگیِ ذهنی — رشدِ ذهنیِ تأخیری |
| schizophrenia | اسکیزوفرنی — اختلالی که در آن delusions وجود دارد |
| delusion | هذیان — باورِ نادرست (false belief) |
delusion (هذیان) یک باورِ نادرست است که بیمار به آن یقین دارد؛ مشخصهٔ اصلیِ اسکیزوفرنی است. آن را با hallucination (توهمِ حسی) اشتباه نگیر.
مرور عمیق و جمعبندی دامها
| کلیدواژهٔ سوال | پاسخ درست | چرا |
|---|---|---|
| «due to organic brain disease» | organic (مثل dementia) | آسیبِ واقعی دارد |
| «no anatomical change» | functional | بدونِ پاتولوژی |
| «dementia of old age» | senile dementia | شایعترین نوع |
| «harmful use of a substance» | abuse | سوءمصرف |
| «temporary emotion» | affect | گذرا |
| «permanent emotional state» | mood | پایدار |
| «5 symptoms / 2 weeks» | major depression | معیارِ تشخیص |
| «inability to sleep» | insomnia | نوعی sleep disturbance |
| «persistent intrusive idea» | obsession (فکر) | وسواسِ فکری |
| «forces patient to act» | compulsion (عمل) | وسواسِ عملی |
| «sudden attack of anxiety» | panic attack | حملهٔ ناگهانی |
| «false belief» | delusion | در schizophrenia |
| «delayed mental development» | mental retardation | عقبماندگیِ ذهنی |
اختلالاتِ روانی یا organicاند (آسیبِ مغزیِ واقعی مثلِ dementia) یا functional (بدونِ پاتولوژی)؛ عملکردیها شاملِ خلقی (depression با معیارِ ۵ علامت/۲ هفته)، نوروتیک/استرسی (OCD با obsession فکری و compulsion عملی، anxiety، panic)، سوءمصرفِ مواد، و سایر (eating disorder، personality disorder، mental retardation، schizophrenia با delusion) هستند.