MedDarvish · خلاصه زبان تخصصی پزشکی

فصل ۲۵ — بیماری‌های روانی
Mental Illness

Professional English in Use Medicine · فصل ۲۵ · تهیه‌شده توسط شایان درویش‌زاده
۵ پارتواژگان + طبقه‌بندی
درختِ طبقه‌بندیدیاگرام دست‌ساز
اصطلاح + معنیانگلیسی ⇄ فارسی روان
فهرست مطالب
پارت ۱ — طبقه‌بندی اختلالات (Organic / Functional) پارت ۲ — سوءمصرف مواد (Substance abuse) پارت ۳ — اختلالات خلقی و افسردگی (Affective) پارت ۴ — اختلالات نوروتیک و استرسی پارت ۵ — سایر اختلالات عملکردی مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها
۱
PART ONE

طبقه‌بندی اختلالات روانی — Organic / Functional

اختلالاتِ روان‌پزشکی به دو دستهٔ بزرگ تقسیم می‌شوند: organic (عضوی) و functional (عملکردی). در نوعِ عضوی یک بیماریِ مغزیِ قابلِ‌مشاهده وجود دارد؛ در نوعِ عملکردی هیچ آسیب‌شناسی یا تغییرِ آناتومیکِ واضحی در عضو دیده نمی‌شود.

Psychiatric disorders اختلالاتِ روانی organic عضوی (بیماریِ مغزیِ واقعی) functional عملکردی (بدونِ آسیبِ آناتومیک) dementia زوال عقل (شایع‌ترین: senile) affective خلقی (depression) neurotic نوروتیک/استرسی (OCD, anxiety) substance سوءمصرف مواد (abuse) other eating, personality, schizophrenia…
شکل ۱. درختِ طبقه‌بندیِ کلِ فصل — اختلالاتِ روانی به organic (با بیماریِ مغزیِ واقعی، مثلِ dementia) و functional (بدونِ آسیبِ آناتومیک) تقسیم می‌شوند؛ شاخه‌های عملکردی موضوعِ پارت‌های ۲ تا ۵ هستند.
اصطلاحمعنی
organicعضوی — ناشی از بیماریِ مغزیِ قابلِ‌مشاهده
functionalعملکردی — بدونِ آسیب‌شناسی یا تغییرِ آناتومیکِ واضح
dementiaزوال عقل — اختلالِ ناشی از بیماریِ عضویِ مغز
senile dementiaزوالِ عقلِ پیری — شایع‌ترین شکلِ dementia (مرتبط با کهنسالی)

۲
PART TWO

سوءمصرف مواد — Substance Abuse

abuse (سوءمصرف) یعنی استفاده از یک ماده به شکلی که زیان‌آور است. شایع‌ترین شکل‌های آن alcoholism (الکلیسم) و drug abuse (سوءمصرفِ دارو/مواد) هستند.

اصطلاحمعنی
abuseاستفادهٔ زیان‌آور از یک ماده
alcoholismاعتیاد به الکل
drug abuseسوءمصرفِ مواد/دارو

۳
PART THREE

اختلالات خلقی و افسردگی — Affective Disorders

Affect در برابرِ Mood

هر دو به هیجان‌ها (مثلِ شادی یا غم) اشاره دارند، اما تفاوتِ ظریفی دارند:

اصطلاحمعنی
affectهیجانِ گذرا و موقت؛ از راهِ لحنِ گفتار، حالتِ چهره یا رفتار بروز می‌کند
moodحالتِ هیجانیِ پایدارتر و ماندگارتر
افسردگی و علائمِ آن

شایع‌ترین اختلالِ خلقی، depression (افسردگی) است. علائمِ اصلی:

📋 علائمِ افسردگی
  • کم‌اشتهایی یا کاهشِ وزنِ چشمگیر
  • sleep disturbance — اختلالِ خواب (مثلِ insomnia = بی‌خوابی)
  • fatigue — خستگی (loss of energy)
  • psychomotor agitation (بیش‌جنبشیِ روانی‑حرکتی) یا psychomotor retardation (کندیِ حرکت و فکر)
  • loss of interest — از دست دادنِ علاقه به فعالیت‌های لذت‌بخش
  • کاهشِ توان در فکر کردن و تمرکز
  • احساسِ بی‌ارزشی یا گناه
  • افکارِ مکررِ مرگ یا suicide (خودکشی)
⚠️ معیارِ Major Depression

اگر ۵ (یا احتمالاً ۴) مورد از این علائم، تقریباً هر روز و دستِ‌کم به‌مدتِ ۲ هفته رخ دهند، major depression (افسردگیِ اساسی) تشخیص داده می‌شود. این اعداد، نکتهٔ پرتکرارِ سوال‌اند.

✉️ Case 41 — زن ۵۶ ساله

با خستگیِ فزاینده مراجعه کرد، به بیشترِ چیزها loss of interest داشت، بد می‌خوابید و زود بیدار می‌شد، اما هیچ تمایلِ خودکشی نداشت. (نکته: تشنگی و پُرادراریِ او بیشتر به یک علتِ جسمی مثلِ دیابت اشاره دارد تا افسردگی.)


۴
PART FOUR

اختلالات نوروتیک و استرسی — Neurotic & Stress

نمونهٔ کلاسیکِ اختلالِ نوروتیک، obsessive compulsive disorder (OCD) است. دو واژهٔ کلیدیِ آن را اشتباه نگیر:

اصطلاحمعنی
obsessionفکرِ آن‌قدر پایدار که زندگیِ بیمار را مختل می‌کند (وسواسِ فکری)
compulsionفکرِ وسواسی که بیمار را به عمل وامی‌دارد، هرچند خودش می‌داند بی‌مورد است (وسواسِ عملی، مثلِ شستنِ مکررِ دست)
stressاحساسِ ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات (unable to cope)
anxietyاضطراب — ترس از مشکلات
panic attackحملهٔ ناگهانیِ اضطراب
⚠️ دام امتحانی

obsession یک فکر است؛ compulsion یک عملِ ناشی از آن فکر. کلیدِ تشخیص در سوال: «فکر» در برابرِ «رفتار/عملِ تکراری».


۵
PART FIVE

سایر اختلالات عملکردی — Other Functional

دستهٔ پایانیِ اختلالاتِ عملکردی شاملِ این موارد است:

اصطلاحمعنی
behavioural syndromeسندرمِ رفتاریِ همراه با اختلالِ فیزیولوژیک (مثلِ eating disorders — اختلالاتِ خوردن)
personality disorderاختلالِ شخصیت — اختلالِ شخصیت و رفتارِ بزرگ‌سالی
mental retardationعقب‌ماندگیِ ذهنی — رشدِ ذهنیِ تأخیری
schizophreniaاسکیزوفرنی — اختلالی که در آن delusions وجود دارد
delusionهذیان — باورِ نادرست (false belief)
🩺 نکتهٔ مفهومی

delusion (هذیان) یک باورِ نادرست است که بیمار به آن یقین دارد؛ مشخصهٔ اصلیِ اسکیزوفرنی است. آن را با hallucination (توهمِ حسی) اشتباه نگیر.


+
DEEP REVIEW

مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها

اگر سوال این کلیدواژه را داشت…
کلیدواژهٔ سوالپاسخ درستچرا
«due to organic brain disease»organic (مثل dementia)آسیبِ واقعی دارد
«no anatomical change»functionalبدونِ پاتولوژی
«dementia of old age»senile dementiaشایع‌ترین نوع
«harmful use of a substance»abuseسوءمصرف
«temporary emotion»affectگذرا
«permanent emotional state»moodپایدار
«5 symptoms / 2 weeks»major depressionمعیارِ تشخیص
«inability to sleep»insomniaنوعی sleep disturbance
«persistent intrusive idea»obsession (فکر)وسواسِ فکری
«forces patient to act»compulsion (عمل)وسواسِ عملی
«sudden attack of anxiety»panic attackحملهٔ ناگهانی
«false belief»delusionدر schizophrenia
«delayed mental development»mental retardationعقب‌ماندگیِ ذهنی
✅ جمع‌بندی یک‌خطی

اختلالاتِ روانی یا organicاند (آسیبِ مغزیِ واقعی مثلِ dementia) یا functional (بدونِ پاتولوژی)؛ عملکردی‌ها شاملِ خلقی (depression با معیارِ ۵ علامت/۲ هفته)، نوروتیک/استرسی (OCD با obsession فکری و compulsion عملی، anxiety، panic)، سوءمصرفِ مواد، و سایر (eating disorder، personality disorder، mental retardation، schizophrenia با delusion) هستند.