پاسخ ایمنی طبیعی و معماری سیستم ایمنی
این فصل با یک ایده مرکزی شروع میشود: بیماری ایمنی یعنی سیستم دفاعی یا کمتر از حد کار میکند، یا بیش از حد، یا در جهت اشتباه. اگر پاسخ ایمنی ضعیف باشد، بیمار دچار immunodeficiency و عفونتهای تکرارشونده میشود. اگر پاسخ ایمنی بیش از حد یا نابجا فعال شود، نتیجه میتواند hypersensitivity، خودایمنی، رد پیوند یا التهاب مزمن باشد. رابینز در همین فصل آمیلوئیدوز را هم میآورد، چون بسیاری از رسوبات آمیلوئید یا از قطعات آنتیبادی میآیند یا در زمینه التهاب مزمن ساخته میشوند.
ایمنی از نظر زمانی دو لایه دارد. Innate immunity همان دفاع فوری و آماده است؛ در چند دقیقه تا چند ساعت وارد میدان میشود و با سدهای اپیتلیال، فاگوسیتها، سلولهای کشنده طبیعی، کمپلمان و گیرندههای الگویاب کار میکند. Adaptive immunity دیرتر فعال میشود، معمولا چند روز زمان میخواهد، اما اختصاصیتر، قویتر و دارای حافظه است. نکته مهم این است که این دو لایه از هم جدا نیستند؛ ایمنی ذاتی آنتیژن را میبیند، التهاب میسازد و ایمنی اختصاصی را روشن میکند.
سلولهای ایمنی ذاتی تعداد محدودی گیرنده دارند، اما این گیرندهها الگوهای مشترک بین میکروبها و سلولهای آسیبدیده را میشناسند. PAMPs مثل اجزای دیواره باکتری، RNA ویروسی یا DNA میکروبی به سیستم میگویند «میکروب آمده است». DAMPs مثل مولکولهایی که از سلول نکروتیک آزاد میشوند، پیام «آسیب بافتی» میدهند. گیرندههایی مانند Toll-like receptors، گیرندههای سیتوزولی DNA/RNA و NOD-like receptors با دیدن این الگوها، التهاب، اینترفرونهای ضدویروسی و فعالسازی APCها را راه میاندازند.
| جزء | نقش اصلی | نکته امتحانی |
|---|---|---|
| سد اپیتلیال | اولین مانع فیزیکی و شیمیایی؛ پوست، مخاط، اسید معده و پپتیدهای ضدمیکروبی. | اگر سد شکسته شود، التهاب ذاتی زودتر فعال میشود. |
| نوتروفیل و ماکروفاژ | فاگوسیتوز، کشتن میکروب، تولید مدیاتورهای التهابی و پاکسازی سلول مرده. | نوتروفیل سریعتر است؛ ماکروفاژ هم پاکسازی میکند هم التهاب را تنظیم میکند. |
| NK cell | کشتن سلولهای آلوده یا استرسدیده بدون نیاز به شناسایی اختصاصی آنتیژن. | منطقش «missing self» است: کاهش MHC I، ترمز NK را کم میکند. |
| کمپلمان | اپسونیزاسیون، التهاب و لیز میکروب. | کمبود C3 عفونت چرکی شدید میدهد؛ کمبود C5-C9 با Neisseria گره میخورد. |
| Dendritic cell | گرفتن آنتیژن در بافت و بردن آن به گره لنفاوی. | مهمترین APC برای فعال کردن T cell خام است. |
لنفوسیتها تنها سلولهایی هستند که گیرندههای آنتیژنی بسیار متنوع و اختصاصی میسازند. T cells آنتیژن پروتئینی را وقتی میبینند که به کمک MHC روی سطح سلول نمایش داده شود. B cells میتوانند بسیاری از آنتیژنها را با آنتیبادی غشایی خود بشناسند و بعد به پلاسماسل تبدیل شوند. مغز استخوان و تیموس محل تولید و بلوغاند؛ گره لنفاوی، طحال و MALT محل برخورد آنتیژن با لنفوسیت خام و شروع پاسخ ایمنی هستند.
گره لنفاوی
آنتیژنهای بافتی از راه لنف وارد میشوند. فولیکولها بیشتر جای B cell هستند و پاراکورتکس جای T cell.
طحال
آنتیژنهای خونی را غربال میکند. در white pulp پاسخ ایمنی و در red pulp پاکسازی خون رخ میدهد.
MALT
زیر مخاطهای گوارشی و تنفسی قرار دارد و با سطح وسیع تماس بدن با محیط هماهنگ است.
وقتی متن میگوید immune system «bridges» early infection، منظور این نیست که فقط فاصله زمانی را پر میکند؛ یعنی ایمنی ذاتی با التهاب، APC، cytokine و co-stimulation مسیر فعال شدن ایمنی اختصاصی را میسازد.
فعالسازی لنفوسیتها، MHC و پاسخهای اختصاصی
پاسخ اختصاصی وقتی شروع میشود که آنتیژن به شکل درست به لنفوسیت خام ارائه شود و سلول همزمان سیگنال کمکی دریافت کند. در T cell این ارائه با MHC انجام میشود. در B cell، آنتیژن میتواند مستقیم به گیرنده B cell متصل شود، اما برای پاسخهای قوی، تغییر کلاس آنتیبادی و حافظه، کمک T cell لازم است.
مولکولهای MHC یا در انسان HLA، قطعات پپتیدی را روی سطح سلول نمایش میدهند. T cell فقط پپتیدی را میبیند که روی MHC مناسب نشسته باشد؛ به همین ویژگی MHC restriction میگویند. تفاوت شدید ژنتیکی HLA بین افراد باعث میشود T cell و آنتیبادیهای گیرنده، بافت پیوندی را بیگانه ببینند. به همین دلیل فقط دوقلوهای یکسان تقریبا بدون خطر جدی رد پیوند، بافت یکدیگر را میپذیرند.
| مولکول | کجا بیان میشود؟ | چه چیزی ارائه میکند؟ | به کدام T cell؟ |
|---|---|---|---|
| MHC class I | تقریبا همه سلولهای هستهدار | پپتیدهای درونزاد؛ مثلا پروتئین ویروسی یا توموری | CD8+ cytotoxic T cell |
| MHC class II | APC حرفهای: دندریتیک سل، ماکروفاژ، B cell | پپتیدهای برونزاد که فاگوسیتوز/اندوسیتوز شدهاند | CD4+ helper T cell |
CD4+ T cell یک سلول واحد با یک کار ثابت نیست. بسته به cytokine محیطی، به زیرگروههای مختلف تبدیل میشود و هر زیرگروه نوعی از دفاع یا آسیب را میسازد. سوالات فصل ۵ زیاد از همین جا دام میگذارند: Th1 را با ماکروفاژ و گرانولوم بشناس، Th2 را با IgE و ائوزینوفیل، Th17 را با نوتروفیل و التهاب چرکی، و Treg را با تحمل ایمنی.
| زیرگروه | سیتوکاین شاخص | کار اصلی | ارتباط پاتولوژیک |
|---|---|---|---|
| Th1 | IFN-γ | فعالسازی ماکروفاژ و دفاع علیه میکروبهای داخلسلولی | DTH، گرانولوم، برخی بیماریهای خودایمن |
| Th2 | IL-4، IL-5، IL-13 | IgE، ائوزینوفیل، ماستسل و دفاع ضد انگل | آلرژی، آسم، آنافیلاکسی |
| Th17 | IL-17، IL-22 | جذب نوتروفیل و مونوسیت، دفاع علیه باکتری و قارچ خارجسلولی | التهاب مزمن، بیماریهای خودایمن، candidiasis در نقص Th17 |
| Tfh | IL-21 و سیگنالهای فولیکولی | کمک به B cell در germinal center | class switching، affinity maturation و حافظه آنتیبادی |
| Treg | IL-10، TGF-β | خاموش کردن پاسخ و حفظ tolerance | نقص عملکردی میتواند خودایمنی بدهد. |
در پاسخ هومورال، B cell پس از شناسایی آنتیژن و دریافت کمک از CD4+ T cell، به پلاسماسل تبدیل میشود و آنتیبادی ترشح میکند. آنتیبادیها میکروب و سم را خنثی میکنند، میکروب را برای فاگوسیتوز اپسونیزه میکنند، کمپلمان را فعال میکنند و در نوزاد ایمنی غیرفعال ایجاد میکنند. IgM معمولا زودتر میآید و کمپلمان را خوب فعال میکند. IgG در خون فراوان و مهم است، از جفت عبور میکند و در opsonization نقش دارد. IgA محافظ مخاط است. IgE به ماستسل میچسبد و در آلرژی و انگل مهم است.
اگر سوال از «سلول آلوده به ویروس» گفت، CD8 و MHC I را ببین. اگر از «آنتیژن بلعیدهشده توسط APC» گفت، CD4 و MHC II را ببین. اگر از «تغییر کلاس آنتیبادی» گفت، دنبال CD40L، Tfh و germinal center باش.
Hypersensitivity و آسیب بافتی ایمنی
Hypersensitivity یعنی آسیب بافتی که خود پاسخ ایمنی آن را ایجاد میکند. گاهی پاسخ علیه میکروب است ولی شدت یا محل آن به بافت صدمه میزند؛ گاهی هم علیه آنتیژن بیضرر محیطی یا آنتیژن خودی شکل میگیرد. رابینز تقسیمبندی کلاسیک چهارگانه را بر اساس مکانیسم اصلی آسیب توضیح میدهد، و این تقسیمبندی هنوز از بهترین راههای فهم سوالات است.
| نوع | مجری اصلی | مکانیسم آسیب | نمونههای مهم |
|---|---|---|---|
| Type I immediate | IgE، Th2، mast cell، eosinophil | آزاد شدن مدیاتورهای ماستسل و التهاب late phase | آنافیلاکسی، رینیت آلرژیک، آسم آلرژیک، کهیر |
| Type II antibody-mediated | IgG یا IgM علیه آنتیژن سطح سلول/ECM | اپسونیزاسیون، کمپلمان، التهاب یا اختلال عملکرد گیرنده | واکنش انتقال خون، AIHA، Goodpasture، Graves، myasthenia gravis |
| Type III immune complex | کمپلکس آنتیژن-آنتیبادی محلول | رسوب در عروق، کلیه یا مفصل؛ فعال شدن کمپلمان و نوتروفیل | SLE، serum sickness، Arthus reaction، برخی واسکولیتها |
| Type IV T cell-mediated | CD4+ Th1/Th17 یا CD8+ CTL | سیتوکاین و التهاب مزمن، فعالسازی ماکروفاژ، یا کشتن مستقیم سلول هدف | PPD، contact dermatitis، TB granuloma، type 1 diabetes، MS |
در Type I، فرد مستعد با آلرژن تماس پیدا میکند. پاسخ Th2 فعال میشود، B cell به سمت ساخت IgE میرود و IgE روی گیرنده پرقدرت FcεRI ماستسل مینشیند. در برخورد بعدی با همان آلرژن، اتصال متقاطع IgE باعث دگرانولاسیون ماستسل میشود. فاز فوری در چند دقیقه رخ میدهد و با هیستامین، لوکوترینها و پروستاگلاندینها، وازودیلاتاسیون، افزایش نفوذپذیری، خارش، ترشح موکوس و اسپاسم عضله صاف میدهد. فاز دیررس با جذب ائوزینوفیل، نوتروفیل و T cell شکل میگیرد و آسیب پایدارتر ایجاد میکند.
اگر فقط «IgE» دیدی، فوری به ماستسل فکر کن؛ اما اگر سوال از آسیب دیررس در آسم آلرژیک بپرسد، پاسخ فقط هیستامین نیست. late phase با cytokine، ائوزینوفیل و التهاب ادامهدار توضیح داده میشود.
در Type II، آنتیبادی علیه آنتیژنی ساخته میشود که روی سطح سلول یا در ماتریکس خارج سلولی قرار دارد. اگر آنتیبادی سلول را opsonize کند، فاگوسیتها آن را حذف میکنند؛ مثل autoimmune hemolytic anemia. اگر کمپلمان و التهاب را روی بافت فعال کند، آسیب موضعی ایجاد میشود؛ مثل Goodpasture که آنتیبادی علیه basement membrane کلیه و ریه است. اگر آنتیبادی به گیرنده وصل شود و عملکردش را تغییر دهد، بدون لزوما کشتن سلول بیماری میسازد؛ مثل Graves disease که گیرنده TSH را تحریک میکند و myasthenia gravis که انتقال عصبی-عضلانی را مختل میکند.
| الگو | نمونه | دلیل مهم بودن |
|---|---|---|
| تخریب سلول | واکنش انتقال خون، erythroblastosis fetalis، AIHA | آنتیبادی سلول را برای فاگوسیتوز یا لیز کمپلمان علامتگذاری میکند. |
| التهاب در بافت | Goodpasture، برخی ردهای عروقی پیوند | آنتیبادی روی ECM یا اندوتلیوم مینشیند و کمپلمان/نوتروفیل فعال میکند. |
| اختلال عملکرد | Graves، myasthenia gravis، pernicious anemia | آنتیبادی گیرنده یا پروتئین لازم را تحریک یا مهار میکند. |
در Type III، آنتیژن و آنتیبادی کمپلکس محلول میسازند و این کمپلکسها در دیواره عروق، گلومرول، سینوویوم یا پوست رسوب میکنند. آسیب به محل رسوب وابسته است، نه به اینکه آنتیژن از ابتدا در آن بافت بوده باشد. فعال شدن کمپلمان، کاهش C3/C4، جذب نوتروفیل، واسکولیت و نکروز فیبرینوئید از نشانههای مهماند. Serum sickness شکل سیستمیک است؛ Arthus reaction شکل موضعی پس از تزریق آنتیژن در فردی است که از قبل آنتیبادی دارد.
Type IV آنتیبادیمحور نیست. در delayed-type hypersensitivity، CD4+ T cell با ترشح IFN-γ ماکروفاژ را فعال میکند و واکنش پوستی معمولا ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد دیده میشود. اگر تحریک طولانی شود، التهاب گرانولوماتوز شکل میگیرد. در شاخه دیگر، CD8+ CTL سلولی را که آنتیژن درونزاد را روی MHC I نشان میدهد، مستقیم میکشد؛ این الگو در برخی آسیبهای ویروسی، رد پیوند و تخریب سلولهای بتای پانکراس در type 1 diabetes اهمیت دارد.
در تست PPD، مثبت شدن دیررس ضایعه نشانه وجود T cell خاطره علیه آنتیژن مایکوباکتری است. این واکنش نشاندهنده تماس قبلی یا ایمنی سلولی است، اما بهتنهایی بیماری فعال سل را ثابت نمیکند.
خودایمنی و بیماریهای سیستمیک
خودایمنی یعنی پاسخ ایمنی علیه آنتیژن خودی. بدن به طور طبیعی باید نسبت به self tolerant باشد. این تحمل در تیموس و مغز استخوان با حذف لنفوسیتهای بسیار خودواکنشگر شروع میشود و در محیط با anergy، مهار توسط Treg، گیرندههای ترمزی مانند CTLA-4 و PD-1 و حذف کلونهای خطرناک ادامه پیدا میکند. وقتی ژنتیک مستعد، تحریک محیطی و شکست tolerance روی هم بیفتند، بیماری خودایمن شکل میگیرد.
| مکانیسم tolerance | محل/روش | اگر خراب شود چه میشود؟ |
|---|---|---|
| Central tolerance | حذف یا ویرایش لنفوسیتهای خودواکنشگر در تیموس و مغز استخوان | کلونهای خطرناک وارد محیط میشوند؛ نقص AIRE با خودایمنی چندغدهای گره دارد. |
| Anergy | شناخت آنتیژن بدون co-stimulation | لنفوسیت خودواکنشگر خاموش نمیشود و میتواند پاسخ بسازد. |
| Treg | مهار پاسخ با IL-10، TGF-β و تماس سلولی | التهاب مهارنشده و چندخودایمنی ایجاد میشود. |
| Checkpoint | CTLA-4 و PD-1 ترمز فعالسازیاند | مهار دارویی checkpoint در سرطان میتواند عوارض خودایمن بدهد. |
| پاکسازی کمپلکس و سلول مرده | حذف مواد هستهای و immune complex | باقی ماندن DNA/RNA خودی، SLE را تقویت میکند. |
SLE یک بیماری خودایمن چندسیستمی است که در آن autoantibody علیه اجزای هستهای ساخته میشود. آسیب بسیاری از بافتها با رسوب immune complex و فعال شدن کمپلمان توضیح داده میشود. از نظر پاتوژنز، پاکسازی ناقص سلولهای آپوپتوتیک و مواد هستهای، پاسخ بیش از حد B cell، سیگنالینگ type I interferon، زمینه ژنتیکی و محرکهایی مثل UV و عفونت کنار هم قرار میگیرند. سیر بیماری معمولا عودکننده و فروکشکننده است.
| اتوآنتیبادی/یافته | اهمیت | دام |
|---|---|---|
| ANA | حساسیت بالا؛ تقریبا در بیشتر بیماران دیده میشود. | اختصاصی نیست؛ در بیماریهای دیگر هم مثبت میشود. |
| Anti-dsDNA | اختصاصیتر و با درگیری کلیه/فعالیت بیماری مرتبط است. | برای تشخیص و پیگیری nephritis مهمتر از ANA خام است. |
| Anti-Sm | اختصاصی برای SLE. | حساسیتش کمتر از ANA است، پس منفی بودنش SLE را رد نمیکند. |
| Antiphospholipid antibodies | ترومبوز، سقط مکرر، تستهای انعقادی غیرطبیعی. | ممکن است PTT را طولانی کند اما بیمار تمایل به لخته دارد، نه خونریزی ساده. |
| کاهش C3/C4 | مصرف کمپلمان در flare و immune complex disease. | در فعال شدن بیماری، complement پایین میآید. |
پوست و مفصل
malar rash، حساسیت به نور، discoid lesions، آرتریت یا آرترالژی غیرمخرب.
کلیه
از هماچوری خفیف تا nephritic/nephrotic syndrome؛ anti-dsDNA و complement برای فعالیت مهماند.
قلب و عروق
پریکاردیت، Libman-Sacks endocarditis و افزایش خطر آترواسکلروز زودرس.
خون و CNS
آنمی، لکوپنی، ترومبوسیتوپنی، تشنج یا روانپریشی در بعضی بیماران.
Sjögren syndrome با خشکی چشم و دهان شناخته میشود؛ علت آن تخریب ایمنی غدد اشکی و بزاقی است. بیماری میتواند اولیه باشد یا همراه بیماریهایی مثل RA، SLE یا systemic sclerosis دیده شود. در بافت، نفوذ لنفوسیت و پلاسماسل اطراف مجاری، هایپرپلازی اپیتلیوم مجاری، تخریب آسینی و در مراحل بعد فیبروز دیده میشود. آنتیبادیهای anti-SS-A/Ro و anti-SS-B/La شایعاند، اما اختصاص مطلق ندارند. بیماران خطر بالاتری برای لنفوم B cell خارجگرهای دارند.
در Sjögren، درگیری کلیوی گلومرولی مثل SLE شایع نیست؛ اگر کلیه درگیر شود بیشتر به شکل اختلال توبولی و tubulointerstitial nephritis دیده میشود.
Systemic sclerosis را با سه محور بفهم: خودایمنی، آسیب عروقی و فیبروز. اصطلاح قدیمی scleroderma فقط پوست را به ذهن میآورد، اما بیماری واقعی میتواند مری، ریه، کلیه، قلب و عضله را هم درگیر کند. فرم diffuse با درگیری پوستی گسترده، پیشرفت سریعتر و درگیری احشایی زودتر میآید. فرم limited اغلب در انگشتان و صورت محدودتر است و با مجموعه CREST شناخته میشود: calcinosis، Raynaud phenomenon، esophageal dysmotility، sclerodactyly و telangiectasia.
| ویژگی | Diffuse systemic sclerosis | Limited systemic sclerosis / CREST |
|---|---|---|
| پوست | گستردهتر؛ از اندامها به سمت تنه پیش میرود. | بیشتر انگشتان، ساعد و صورت. |
| احشاء | درگیری زودتر؛ ریه، کلیه و قلب مهماند. | دیرتر؛ pulmonary hypertension و درگیری مری برجسته است. |
| اتوآنتیبادی | Anti-Scl-70 / topoisomerase I با فیبروز ریوی و بیماری شدیدتر همراه است. | Anticentromere بیشتر با CREST و فرم محدود همراه است. |
| علت مرگ مهم | امروزه ریه و قلب بسیار مهماند؛ renal crisis هم خطرناک است. | pulmonary hypertension میتواند تعیینکننده باشد. |
IgG4-related disease یک بیماری fibroinflammatory است که میتواند تقریبا هر اندامی را درگیر کند. سه کلیدواژه آن عبارتاند از پلاسماسلهای غنی از IgG4، storiform fibrosis و obliterative phlebitis. افزایش IgG4 سرم کمککننده است اما همیشه وجود ندارد. نمونههای بالینی شامل autoimmune pancreatitis، Riedel thyroiditis، Mikulicz syndrome و inflammatory pseudotumor در ارگانهای مختلف است. پاسخ به تخلیه B cell با rituximab نشان میدهد B cell در بیماری نقش مهمی دارد، هرچند نقش مستقیم IgG4 در آسیب هنوز کاملا روشن نیست.
مثبت بودن یک autoantibody بهتنهایی بیماری را ثابت نمیکند. همیشه الگوی بالینی، نوع بافت درگیر و مکانیسم آسیب را کنار آنتیبادی بخوان. ANA حساس است اما اختصاصی نیست؛ anti-dsDNA و anti-Sm اختصاصیترند.
پیوند، نقص ایمنی و HIV/AIDS
در پیوند، سیستم ایمنی گیرنده بافت دهنده را به عنوان غیرخودی میبیند. مهمترین آنتیژنها HLA هستند. T cellهای گیرنده میتوانند HLA دهنده را به دو راه بشناسند: در مسیر مستقیم، APCهای خود پیوند HLA دهنده را به T cell گیرنده نشان میدهند؛ در مسیر غیرمستقیم، APCهای گیرنده پروتئینهای دهنده را میبلعند و روی MHC خودشان ارائه میکنند. مسیر مستقیم بیشتر در acute cellular rejection برجسته است؛ مسیر غیرمستقیم و آنتیبادیها در chronic rejection نقش پررنگ دارند.
| نوع رد | مکانیسم | مورفولوژی/یافته کلیدی | نکته |
|---|---|---|---|
| Hyperacute | آنتیبادی از پیش موجود علیه ABO یا HLA دهنده | آسیب اندوتلیوم، کمپلمان، ترومبوز، نکروز ایسکمیک | امروزه با cross-match و تطابق ABO کم شده است. |
| Acute cellular | CD8 و CD4 علیه alloantigen | التهاب بینابینی، tubulitis، endotheliitis یا intimal arteritis | اغلب به افزایش ایمونوساپرشن پاسخ میدهد. |
| Acute antibody-mediated | آنتیبادی donor-specific علیه عروق | glomerulitis، peritubular capillaritis، رسوب C4d، گاهی ترومبوز | نوع humoral است و با آسیب عروقی شناخته میشود. |
| Chronic | T cell، آنتیبادی و ترمیم فیبروتیک مداوم | graft arteriosclerosis، فیبروز بینابینی، آتروفی توبول، glomerulopathy | کمتر برگشتپذیر است و علت مهم نارسایی دیررس پیوند میشود. |
در پیوند سلولهای بنیادی خونساز، مشکل فقط رد پیوند توسط گیرنده نیست. اگر سلولهای T دهنده وارد بدن گیرندهای شوند که ایمنیاش سرکوب شده، میتوانند بافتهای گیرنده را بیگانه ببینند؛ به این حالت graft-versus-host disease میگویند. GVHD حاد معمولا پوست، کبد و روده را میزند: راش، زردی و اسهال خونی. GVHD مزمن میتواند شبیه بیماریهای خودایمن و فیبروتیک رفتار کند. حذف T cellهای دهنده GVHD را کم میکند، اما خطر عود بدخیمی و شکست پیوند را بالا میبرد؛ پس همیشه تعادل درمانی مهم است.
نقص ایمنی اولیه معمولا ژنتیکی است و در کودکی با عفونتهای غیرعادی، شدید یا تکرارشونده خود را نشان میدهد. نوع عفونت راهنماست: نقص آنتیبادی با باکتریهای کپسولدار و عفونتهای سینوپولمونری؛ نقص T cell با ویروس، قارچ و انگل داخلسلولی؛ نقص فاگوسیت با آبسه و عفونت چرکی؛ نقص کمپلمان با Neisseria یا بیماری شبیه SLE.
| بیماری | نقص اصلی | تظاهر مهم | دام |
|---|---|---|---|
| SCID | نقص شدید T cell و گاهی B cell؛ X-linked γc یا ADA deficiency | عفونتهای شدید با Candida، Pneumocystis، ویروسها و failure to thrive | بدون پیوند HSC معمولا کشنده است. |
| X-linked agammaglobulinemia | جهش BTK؛ توقف بلوغ pre-B cell | بعد از ۶ ماهگی عفونتهای باکتریایی کپسولدار، Giardia و enterovirus | T cell نسبتا سالم است؛ germinal center و پلاسماسل کماند. |
| DiGeorge syndrome | 22q11.2 deletion؛ هیپوپلازی تیموس و پاراتیروئید | عفونت ویروسی/قارچی، تتانی هیپوکلسمیک، ناهنجاری قلبی/صورتی | B cell و Ig ممکن است نسبتا سالم باشند. |
| Hyper-IgM syndrome | نقص CD40L/CD40 یا AID؛ class switching ضعیف | IgM بالا یا طبیعی، IgG/IgA/IgE پایین، عفونت چرکی و Pneumocystis | نقص CD40L هم کمک به B cell را مختل میکند هم فعالسازی ماکروفاژ را. |
| CVID | هیپوگاماگلوبولینمی با علت متنوع؛ اختلال تمایز B cell | عفونت سینوپولمونری، Giardia، خودایمنی و خطر لنفوم | دیرتر از XLA ظاهر میشود و هر دو جنس را درگیر میکند. |
| Selective IgA deficiency | نقص IgA مخاطی | اغلب بیعلامت؛ عفونت مخاطی، Giardia، گاهی واکنش آنافیلاکتیک به خون حاوی IgA | شایعترین نقص ایمنی اولیه است. |
| CGD | نقص phagocyte oxidase و respiratory burst | عفونت با باکتری/قارچ کاتالاز مثبت، گرانولوم | مشکل بلع نیست؛ مشکل کشتن داخل فاگولیزوزوم است. |
| LAD | نقص چسبندگی و خروج لکوسیت از خون | عفونت باکتریایی، نبود چرک مناسب، تاخیر افتادن بند ناف در نوع ۱ | نوتروفیل در خون زیاد میشود چون به بافت نمیرسد. |
نقص ایمنی ثانویه از نقصهای اولیه شایعتر است. سرطان، سوءتغذیه، دیابت، شیمیدرمانی، رادیوتراپی، داروهای ایمونوساپرسیو و عفونت HIV از علل مهماند. HIV یک رتروویروس است که با gp120 به CD4 میچسبد و برای ورود از coreceptorهای CCR5 یا CXCR4 کمک میگیرد. سپس با reverse transcriptase RNA خود را به DNA تبدیل میکند، با integrase وارد ژنوم میزبان میشود و با protease ویریون بالغ میسازد. هدف اصلی، CD4+ T cell است؛ اما ماکروفاژ و دندریتیک سل هم مخزن و حامل ویروس میشوند.
HIV در فاز حاد از مخاط وارد میشود، memory CD4+ T cellهای CCR5+ را در بافتهای لنفاوی مخاطی آلوده میکند و سپس به گرههای لنفاوی پخش میشود. بیمار ممکن است ۳ تا ۶ هفته بعد از تماس، سندرم شبه آنفلوآنزا با تب، گلودرد، درد عضلانی، راش، لنفادنوپاتی یا اسهال داشته باشد. پاسخ CD8 و آنتیبادی، ویرمی را کاهش میدهد اما ویروس از بین نمیرود. در فاز نهفتگی بالینی، بیمار ممکن است سالها کمعلامت باشد، ولی در گره لنفاوی تخریب CD4 ادامه دارد. با افت شدید CD4، AIDS با عفونت فرصتطلب، تومور و درگیری عصبی ظاهر میشود.
| مرحله/یافته | توضیح | نکته امتحانی |
|---|---|---|
| ورود ویروس | gp120 به CD4 و سپس CCR5/CXCR4 متصل میشود؛ gp41 fusion را کامل میکند. | CCR5 در انتقال اولیه و سلولهای ماکروفاژتروپ مهم است. |
| تکثیر | reverse transcription، integration، transcription، assembly و budding. | داروها روی reverse transcriptase، integrase، protease و ورود/همجوشی اثر میکنند. |
| کاهش CD4 | اثر سیتوپاتیک مستقیم، apoptosis ناشی از فعالسازی مزمن، تخریب معماری لنفاوی و syncytia. | ماکروفاژها مقاومترند و مخزن ویروس میشوند. |
| AIDS | دفاع میزبان فرو میریزد؛ عفونت فرصتطلب، تومور و بیماری عصبی رخ میدهد. | CD4 کمتر از ۲۰۰ خطر را بالا میبرد؛ CMV retinitis معمولا با CD4 خیلی پایینتر دیده میشود. |
عفونتها
Pneumocystis jirovecii، Candida، CMV، TB/MAC، Cryptococcus، Toxoplasma، JC virus، HSV و Cryptosporidium.
تومورها
Kaposi sarcoma با HHV-8، لنفومهای B cell اغلب مرتبط با EBV، سرطان دهانه رحم و آنال مرتبط با HPV.
CNS
HIV-associated neurocognitive disorder، نوروپاتی، میلوپاتی و عفونتهای فرصتطلب CNS.
درمان
ART چنددارویی viral load را سرکوب میکند و CD4 را بالا میبرد، اما latent reservoir مانع درمان قطعی آسان است.
در عفونت حاد، تست آنتیبادی ممکن است هنوز منفی باشد؛ p24 antigen و HIV RNA زودتر مثبت میشوند. در نوزادِ مادر HIV مثبت هم آنتیبادی مادری میتواند گمراهکننده باشد، پس تستهای RNA/DNA اهمیت پیدا میکنند.
آمیلوئیدوز
Amyloidosis به رسوب خارجسلولی پروتئینهای بدتاخورده گفته میشود که به شکل فیبریلهای نامحلول با ساختار β-pleated sheet تجمع میکنند. اسم amyloid از شباهت قدیمی رنگپذیری به نشاسته آمده، اما آمیلوئید نشاسته نیست. مهمترین نکته پاتولوژی این است که ظاهر میکروسکوپی انواع آمیلوئید شبیه هم است، اما پروتئین سازنده و بیماری زمینهای فرق میکند. پس هم باید morphology را بلد باشی، هم طبقهبندی شیمیایی را.
| نوع | پروتئین اصلی | زمینه بالینی | نکته |
|---|---|---|---|
| AL | زنجیره سبک ایمونوگلوبولین، اغلب λ | اختلالات پلاسماسل، multiple myeloma یا تکثیر کلونال خفیفتر | قلب، GI، پوست، اعصاب و زبان را بیشتر میتواند درگیر کند؛ macroglossia کلاسیک است. |
| AA | مشتق از SAA؛ پروتئین فاز حاد کبدی | التهاب مزمن مثل RA، IBD، عفونت مزمن | کلیه، کبد، طحال و غدد را درگیر میکند؛ کنترل التهاب زمینهای مهم است. |
| ATTR | transthyretin جهشیافته یا wild-type | خانوادگی یا سالمندی | نوع wild-type در سالمندان بیشتر قلب را میزند و restrictive cardiomyopathy میدهد. |
| Aβ | مشتق از APP | Alzheimer disease | در مغز و عروق مغزی رسوب میکند. |
| Aβ2m | β2-microglobulin | همودیالیز طولانی، امروزه با فیلترهای بهتر کمتر | اغلب مفصل و سینوویوم را درگیر میکرد. |
| آمیلوئید اندوکرین | پپتیدهای هورمونی مثل calcitonin یا islet amyloid polypeptide | مدولاری کارسینوم تیروئید، type 2 diabetes، تومورهای اندوکرین | اغلب موضعی است. |
آمیلوئید در H&E به صورت ماده خارجسلولی، ائوزینوفیلیک، بیشکل و هیالین دیده میشود. رسوب معمولا نزدیک basement membrane یا اطراف عروق شروع میشود و با افزایش حجم، سلولهای اطراف را فشرده و تخریب میکند. از نظر ماکروسکوپی، عضو میتواند بزرگ، سفت، خاکستری و مومی شود. کلیه شایعترین و خطرناکترین محل درگیری سیستمیک است: پروتئینوری، سندرم نفروتیک و در نهایت نارسایی کلیه. قلب با نارسایی، آریتمی و restrictive cardiomyopathy درگیر میشود. در دستگاه گوارش، سوءجذب، اسهال و اختلال حرکت دیده میشود. در AL، درگیری زبان میتواند macroglossia بدهد و گاهی با اتصال آمیلوئید به factor X، خونریزی ایجاد شود.
| عضو | الگوی آسیب | پیامد بالینی |
|---|---|---|
| کلیه | رسوب در گلومرول، مزانژیوم، غشاهای پایه و عروق | پروتئینوری، سندرم نفروتیک، نارسایی کلیه |
| قلب | رسوب بین فیبرهای میوکارد و گاهی سیستم هدایتی | نارسایی قلبی، آریتمی، restrictive cardiomyopathy |
| کبد و طحال | رسوب در space of Disse، سینوزوئیدها، فولیکول یا red pulp | بزرگی عضو؛ عملکرد کبد گاهی با وجود رسوب زیاد حفظ میشود. |
| اعصاب و پوست/زبان | درگیری اعصاب محیطی/اتونوم یا رسوب موضعی بافت نرم | نوروپاتی، افت فشار، macroglossia، ضایعات پوستی |
تشخیص پایه با دیدن رسوب Congo red مثبت در بافت است. برای نوع AL، الکتروفورز و ایمونوفیکساسیون سرم/ادرار و بررسی مغز استخوان کمک میکند. برای تعیین قطعی نوع پروتئین، مخصوصا وقتی IHC کافی نیست، mass spectrometry ارزش زیادی دارد.
مرور عمیق و دامهای امتحانی
| کلیدواژه سؤال | پاسخ محتمل | چرا؟ |
|---|---|---|
| آلرژن، IgE، ماستسل، چند دقیقه | Type I hypersensitivity | حساسیت فوری با Th2 و IgE روی FcεRI ماستسل شروع میشود. |
| آنتیبادی علیه گیرنده TSH | Graves disease، Type II | آنتیبادی گیرنده را تحریک میکند؛ آسیب از نوع عملکردی است. |
| آنتیبادی علیه ACh receptor | Myasthenia gravis، Type II | آنتیبادی گیرنده را مهار/حذف میکند و ضعف عضلانی میدهد. |
| کمپلکس ایمنی، کلیه، مفصل، کاهش کمپلمان | Type III، مثل SLE یا serum sickness | کمپلکس محلول رسوب میکند و کمپلمان مصرف میشود. |
| PPD بعد از ۴۸ ساعت | Type IV / DTH | پاسخ T cell و ماکروفاژ دیرتر از پاسخ IgE ظاهر میشود. |
| Granuloma با Th1 و IFN-γ | Type IV مزمن | فعالسازی پایدار ماکروفاژ باعث گرانولوم میشود. |
| ANA مثبت | به نفع خودایمنی، نه تشخیص قطعی SLE | ANA حساس است اما اختصاصی نیست. |
| Anti-dsDNA و nephritis | SLE فعال با درگیری کلیه | این آنتیبادی با فعالیت بیماری و کلیه ارتباط دارد. |
| خشکی چشم و دهان، anti-SS-A/SS-B | Sjögren syndrome | غدد اشکی و بزاقی هدف اصلیاند. |
| Raynaud، پوست سفت، مری کمحرکت | Systemic sclerosis | سه محور بیماری: آسیب عروقی، فیبروز، خودایمنی. |
| پلاسماسل IgG4، storiform fibrosis | IgG4-related disease | این سهگانه با obliterative phlebitis تشخیصی است. |
| رد پیوند در چند دقیقه | Hyperacute rejection | آنتیبادی از پیش موجود علیه اندوتلیوم پیوند فعال میشود. |
| Tubulitis و endotheliitis | Acute cellular rejection | T cellها به پارانشیم و عروق پیوند حمله میکنند. |
| C4d در peritubular capillary | Acute antibody-mediated rejection | نشاندهنده فعال شدن کمپلمان توسط آنتیبادی است. |
| گرفت arteriosclerosis و fibrosis دیررس | Chronic rejection | آسیب طولانی عروقی و فیبروتیک باعث افت تدریجی عملکرد میشود. |
| عفونت بعد از ۶ ماهگی با باکتری کپسولدار در پسر | X-linked agammaglobulinemia | BTK خراب است؛ بعد از افت Ig مادری، عفونتها ظاهر میشوند. |
| هیپوکلسمی، ناهنجاری قلبی، عفونت ویروسی | DiGeorge syndrome | 22q11.2 deletion باعث نقص تیموس و پاراتیروئید میشود. |
| IgM بالا، IgG/IgA پایین، Pneumocystis | Hyper-IgM syndrome | نقص CD40L کمک T cell به B cell و ماکروفاژ را مختل میکند. |
| بدون چرک، نوتروفیلی، بند ناف دیر میافتد | LAD1 | نوتروفیل نمیتواند خوب به اندوتلیوم بچسبد و از خون خارج شود. |
| عفونت کاتالاز مثبت و گرانولوم | CGD | respiratory burst خراب است و کشتن داخل فاگوسیت ناقص میشود. |
| gp120، CD4، CCR5/CXCR4 | ورود HIV | اتصال gp120 و سپس gp41 راه ورود ویروس را باز میکند. |
| CD4 کمتر از ۲۰۰ | خطر AIDS-defining illnesses | ایمنی سلولی به سطحی میرسد که عفونتهای فرصتطلب فعال میشوند. |
| Congo red و سبز سیبی زیر پلاریزه | Amyloidosis | ساختار β-pleated sheet این رنگپذیری و birefringence را میدهد. |
| زنجیره سبک ایمونوگلوبولین | AL amyloid | با اختلالات پلاسماسل و گاهی multiple myeloma مرتبط است. |
| التهاب مزمن و SAA | AA amyloid | SAA فاز حاد در التهاب مزمن زیاد میشود و به AA تبدیل میگردد. |
Type II و Type III
در Type II آنتیژن ثابت روی سلول/ECM است؛ در Type III کمپلکس محلول در گردش رسوب میکند.
SLE و Sjögren
anti-SS-A/Ro و SS-B/La در Sjögren مهماند اما در SLE هم ممکن است دیده شوند؛ اختصاص مطلق ندارند.
HIV و آنتیبادی
در فاز خیلی زود، آنتیبادی ممکن است منفی باشد. p24 و HIV RNA زودتر کمک میکنند.
آمیلوئید
H&E بهتنهایی نوع آمیلوئید را نمیگوید. Congo red تشخیص رسوب است؛ نوع با تستهای تکمیلی مشخص میشود.
فصل ۵ را اگر فقط حفظ کنی، خیلی زود در سوالات ترکیبی گیر میکنی. راه درست این است که هر بیماری را به «مکانیسم مجری» وصل کنی: آنتیبادی، immune complex، T cell، شکست tolerance، alloimmunity، کمبود یک بازوی ایمنی، یا رسوب پروتئین بدتاخورده. وقتی مکانیسم روشن شد، تظاهر بالینی و مورفولوژی منطقی میشود: IgE ماستسل میآورد؛ immune complex کمپلمان مصرف میکند؛ T cell واکنش دیررس میسازد؛ HLA تفاوت فردی، رد پیوند میدهد؛ HIV با CD4 بازی میکند؛ آمیلوئید با Congo red خودش را نشان میدهد.
مجری را پیدا کن، محل آنتیژن را مشخص کن، زمان واکنش را بخوان، بعد نمونه بیماری را انتخاب کن. این چهار قدم، بیشتر تستهای فصل ایمنی را از حالت حفظی به حلکردنی تبدیل میکند.