خلاصه جامع و مکانیسم‌محور فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال

ریزگردش و دستگاه لنفاوی؛ تبادل مایع مویرگی، مایع میان‌بافتی و جریان لنف

ساختار بستر مویرگی، نفوذپذیری دیواره، وازوموشن، انتشار مواد، ژل میان‌بافتی، نیروهای استارلینگ، فشارهای هیدروستاتیک و انکوتیک، تعادل فیلتراسیون و نقش دستگاه لنفاوی در بازگرداندن مایع و پروتئین

۱۳ بخشساختار آموزشی
۶ شکلمنتخب از منبع اصلی
۵ نمودار آموزشیبه‌صورت SVG داخلی
۴ رابطه کلیدیتبادل مویرگی و لنف
فهرست سریع درس
۱. مأموریت ریزگردش و نقشه بستر مویرگی ۲. دیواره مویرگ و مسیرهای عبور مواد ۳. وازوموشن و جریان متناوب مویرگی ۴. انتشار میان پلاسما و مایع میان‌بافتی ۵. میان‌بافت، ژل بافتی و مایع آزاد ۶. نیروهای استارلینگ و فشار خالص فیلتراسیون ۷. فشار هیدروستاتیک مویرگ و میان‌بافت ۸. فشار انکوتیک پلاسما و مایع میان‌بافتی ۹. تعادل استارلینگ و ضریب فیلتراسیون ۱۰. معماری دستگاه لنفاوی و مسیر بازگشت لنف ۱۱. تشکیل و ترکیب لنف ۱۲. جریان لنف و پمپ لنفاوی ۱۳. دام‌های امتحانی و مرور عمیق
۱
واحد نهایی رساندن مواد به سلول

مأموریت ریزگردش و نقشه بستر مویرگی

ریزگردش آخرین بخش سامانه قلبی‌عروقی است که مواد غذایی و اکسیژن را به سلول‌ها می‌رساند و فرآورده‌های دفعی را از آن‌ها دور می‌کند. شریانچه‌های کوچک مقدار خون ورودی به هر بافت را تنظیم می‌کنند و شرایط موضعی همان بافت، به‌ویژه نیاز متابولیک و غلظت اکسیژن، قطر شریانچه‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی را تغییر می‌دهد. بنابراین هر بافت تا حد زیادی جریان خون خود را متناسب با نیازش تنظیم می‌کند.

حدود ۱۰ میلیاردتعداد مویرگ‌های بدن
۵۰۰ تا ۷۰۰ مترمربعسطح تبادل کل مویرگ‌ها
۲۰ تا ۳۰ میکرومترحداکثر فاصله معمول سلول عملکردی از مویرگ
۱۰ تا ۱۵ میکرومترقطر معمول شریانچه
۵ تا ۹ میکرومترقطر انتهای شریانچه پیش از مویرگ
اجزای ریزگردش
شبکه ریزگردش شامل شریانچه، مت‌آرتریول، اسفنکتر پیش‌مویرگی، مویرگ حقیقی، مسیر میان‌بُر شریانی‌ـ‌وریدی و وریدچه است.

هر شریان تغذیه‌کننده پس از ورود به اندام معمولاً شش تا هشت بار شاخه می‌شود تا به شریانچه برسد. شریانچه‌ها نیز دو تا پنج بار دیگر منشعب می‌شوند و در انتها مت‌آرتریول‌ها و شبکه مویرگی را می‌سازند. این شاخه‌شدن پیاپی، سطح مقطع کل را به‌شدت زیاد و سرعت خون را برای تبادل مناسب می‌کند.

شریانچه‌ها پوشش عضلانی قوی و قابل‌تنظیمی دارند. مت‌آرتریول‌ها یا شریانچه‌های انتهایی پوشش عضلانی پیوسته ندارند و رشته‌های عضله صاف در نقاطی از دیواره آن‌ها قرار گرفته‌اند. در ابتدای بسیاری از مویرگ‌های حقیقی، حلقه‌ای از عضله صاف به نام اسفنکتر پیش‌مویرگی ورود خون را باز و بسته می‌کند. وریدچه‌ها عضله کمتری دارند، اما چون فشار داخل آن‌ها پایین است، همچنان می‌توانند به‌طور قابل‌توجه منقبض شوند.

مت‌آرتریول‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی در تماس نزدیک با محیط بافت قرار دارند. کمبود مواد غذایی، افزایش فرآورده‌های متابولیک و بالا رفتن یون هیدروژن مستقیماً بر آن‌ها اثر می‌گذارد. در نتیجه تنظیم ریزگردش در هر واحد کوچک بافتی می‌تواند مستقل از نواحی مجاور انجام شود.

پری‌سیت‌ها فقط تکیه‌گاه نیستند

پری‌سیت‌ها در فواصل مختلف پیرامون سلول‌های اندوتلیال مویرگ قرار می‌گیرند، پروتئین‌های انقباضی دارند و با ترشح عوامل تنظیمی در رشد مویرگ و پرفیوژن بافت نقش ایفا می‌کنند. تراکم بالای آن‌ها در مغز به حفظ سد خونی‌ـ‌مغزی کمک می‌کند.

۲
یک لایه سلول، چند مسیر انتقال

دیواره مویرگ و مسیرهای عبور مواد

دیواره بیشتر مویرگ‌ها از یک لایه سلول اندوتلیال و غشای پایه نازک ساخته شده است. ضخامت کل دیواره حدود ۰٫۵ میکرومتر و قطر داخلی مویرگ معمولاً ۴ تا ۹ میکرومتر است؛ به همین دلیل گلبول قرمز برای عبور باید تغییر شکل دهد. نازکی دیواره و سطح تبادل بسیار زیاد، مویرگ را برای انتقال سریع مواد مناسب می‌کند.

ساختار دیواره مویرگ
شکاف بین‌سلولی مسیر اصلی مواد محلول در آب است و کاوئولاها در آندوسیتوز و ترانس‌سیتوز درشت‌مولکول‌ها نقش دارند.

شکاف‌های بین‌سلولی

پهنای معمول شکاف حدود ۶ تا ۷ نانومتر است. اتصال‌های پروتئینی کوتاه، سلول‌ها را کنار هم نگه می‌دارند و فاصله میان این اتصال‌ها عبور آب، یون‌ها و مواد محلول کوچک را ممکن می‌کند. شکاف‌ها فقط حدود یک‌هزارم سطح دیواره را تشکیل می‌دهند، اما حرکت گرمایی سریع مولکول‌ها این محدودیت سطح را جبران می‌کند.

کاوئولاها

فرورفتگی‌های کوچک غشایی هستند که از پروتئین‌های کاوئولین، کلسترول و اسفنگولیپید ساخته می‌شوند. آن‌ها بسته‌های کوچکی از پلاسما یا مایع خارج‌سلولی را می‌گیرند و برای انتقال پروتئین‌ها و درشت‌مولکول‌ها از درون سلول اندوتلیال به کار می‌روند.

طیف نفوذپذیری مویرگ‌هامغزاتصال محکمعبور انتخابیعضلهشکاف‌های معمولنفوذپذیری متوسطکلیهپنجره‌های اندوتلیالیفیلتراسیون زیادکبدشکاف‌های بسیار بازعبور حتی پروتئینافزایش نفوذپذیری از راست به چپ
نمودار آموزشی ۱. ساختمان دیواره مویرگ با نیاز عملکردی اندام سازگار می‌شود؛ سد خونی‌ـ‌مغزی کم‌نفوذ و سینوزوئید کبد بسیار پرنفوذ است.
اندامویژگی ساختمانیپیامد عملکردی
مغزاتصال‌های محکم میان سلول‌های اندوتلیالعبور آزاد عمدتاً برای آب، اکسیژن و دی‌اکسیدکربن؛ محدودیت در برابر عوامل بیماری‌زا و مولکول‌های بزرگ
کبدشکاف‌های بسیار باز در سینوزوئیدهاعبور تقریباً همه مواد محلول پلاسما، حتی پروتئین‌ها، برای تبادل گسترده با سلول‌های کبدی
دستگاه گوارشاندازه شکاف بین عضله و کبدنفوذپذیری متوسط و متناسب با جذب مواد غذایی
گلومرول کلیهپنجره‌های متعدد درون سلول اندوتلیالفیلتراسیون حجم زیاد آب و مواد کوچک بدون نیاز به عبور از شکاف‌های بین‌سلولی

دام مهم

نفوذپذیری بسیار زیاد مویرگ گلومرولی برای آب و الکترولیت‌ها به معنی عبور آسان پروتئین‌های بزرگ پلاسما نیست. ساختار پنجره‌دار، فیلتراسیون مواد کوچک را زیاد می‌کند، اما سد گلومرولی همچنان پروتئین‌ها را محدود می‌کند.

۳
روشن و خاموش‌شدن جریان در مقیاس کوچک

وازوموشن و جریان متناوب مویرگی

خون در بسیاری از مویرگ‌ها به‌طور پیوسته جریان ندارد؛ جریان هر چند ثانیه یا چند دقیقه برقرار و سپس متوقف می‌شود. علت این حالت، انقباض متناوب مت‌آرتریول‌ها، اسفنکترهای پیش‌مویرگی و گاهی شریانچه‌های بسیار کوچک است که وازوموشن نام دارد.

۱
مصرف اکسیژن بافت بالا می‌رود.
غلظت اکسیژن موضعی کاهش می‌یابد.
۲
اسفنکترهای پیش‌مویرگی بیشتر باز می‌شوند.
دفعات دوره‌های جریان و طول هر دوره افزایش می‌یابد.
۳
اکسیژن و مواد غذایی بیشتری تحویل می‌شود.
جریان با نیاز متابولیک همان ناحیه هماهنگ می‌گردد.

هر مویرگ رفتار متناوب دارد، اما تعداد مویرگ‌ها آن‌قدر زیاد است که در سطح کل بافت، جریان، فشار مویرگی و تبادل مواد به‌صورت میانگین و نسبتاً پایدار دیده می‌شود. بنابراین اعداد فصل، میانگین عملکرد میلیاردها مویرگ هستند، نه جریان ثابت یک مویرگ منفرد.

وقتی مصرف اکسیژن کم باشد، دوره‌های بسته‌بودن طولانی‌تر می‌شوند و بخشی از شبکه از جریان خارج می‌ماند. با افزایش فعالیت، مویرگ‌های بیشتری به‌طور مؤثر وارد مدار می‌شوند. این فراخوانی مویرگی سطح تبادل فعال را بالا می‌برد و فاصله انتشار میان خون و سلول‌های فعال را کاهش می‌دهد.

منطق فیزیولوژیک

وازوموشن باعث می‌شود همه مویرگ‌ها مجبور نباشند هم‌زمان باز باشند. این سازوکار، سطح تبادل فعال را متناسب با نیاز بافت تغییر می‌دهد و مصرف انرژی عضله صاف را نیز محدود می‌کند.

۴
مهم‌ترین مکانیسم انتقال در مویرگ

انتشار میان پلاسما و مایع میان‌بافتی

انتشار در دو سوی مویرگ
مولکول‌های آب و مواد محلول در هر دو جهت میان پلاسما و مایع میان‌بافتی حرکت می‌کنند؛ جهت خالص هر ماده را اختلاف غلظت تعیین می‌کند.

انتشار مهم‌ترین راه انتقال مواد میان خون و مایع میان‌بافتی است. آب، الکترولیت‌ها، مواد غذایی و فرآورده‌های متابولیک به‌سرعت در دو جهت جابه‌جا می‌شوند و پلاسما و مایع میان‌بافتی را پیوسته با هم مخلوط می‌کنند. پروتئین‌های پلاسما تنها اجزای محلولی هستند که معمولاً عبور آزاد ندارند.

مواد محلول در چربی

  • اکسیژن و دی‌اکسیدکربن مستقیماً از غشای سلول اندوتلیال عبور می‌کنند.
  • به کل سطح غشای مویرگ دسترسی دارند.
  • انتقال آن‌ها بسیار سریع‌تر از مواد وابسته به منافذ است.

مواد محلول در آب

  • آب، سدیم، کلر و گلوکز عمدتاً از شکاف‌های بین‌سلولی می‌گذرند.
  • سرعت انتشار آب حدود ۸۰ برابر سرعت حرکت طولی پلاسما در مویرگ است.
  • پلاسما پیش از طی‌کردن طول مویرگ بارها آب خود را با مایع میان‌بافتی مبادله می‌کند.
مادهوزن مولکولینفوذپذیری نسبی مویرگ عضله
آب۱۸۱
کلرید سدیم۵۸٫۵۰٫۹۶
اوره۶۰۰٫۸
گلوکز۱۸۰۰٫۶
ساکاروز۳۴۲۰٫۴
اینولین۵۰۰۰۰٫۲
میوگلوبین۱۷٬۶۰۰۰٫۰۳
هموگلوبین۶۸٬۰۰۰۰٫۰۱
آلبومین۶۹٬۰۰۰۰٫۰۰۱

اندازه مولکول مهم‌تر از وزن اسمی است

کاهش نفوذپذیری با بزرگ‌شدن قطر مولکولی رخ می‌دهد. آلبومین تقریباً هم‌وزن هموگلوبین است، اما شکل و قطر مؤثر آن سبب می‌شود عبورش از منافذ مویرگ عضله بسیار ناچیز باشد.

اختلاف غلظت، جهت خالص را تعیین می‌کند

غلظت اکسیژن در خون مویرگی از مایع میان‌بافتی بیشتر است، پس اکسیژن به سوی بافت می‌رود. غلظت دی‌اکسیدکربن در بافت بیشتر است، پس به سوی خون انتشار می‌یابد. سرعت انتشار آن‌قدر زیاد است که اختلاف غلظت بسیار کوچکی برای پاسخ‌گویی به نیاز متابولیک کافی است.

در فعالیت شدید، با وجود مصرف چند لیتر اکسیژن در دقیقه، اختلاف غلظت اکسیژن میان پلاسما و مایع بلافاصله بیرون مویرگ فقط چند درصد است. این نکته نشان می‌دهد ظرفیت انتشار شبکه مویرگی بسیار بیشتر از مقدار انتقال خالص موردنیاز در هر لحظه است.

تفاوت نفوذپذیری با سرعت انتشار

نفوذپذیری ویژگی دیواره برای یک ماده است، اما سرعت خالص انتقال علاوه بر نفوذپذیری به سطح تبادل و اختلاف غلظت نیز بستگی دارد. بنابراین افزایش تعداد مویرگ‌های باز می‌تواند بدون تغییر ساختمان هر مویرگ، انتقال کل را افزایش دهد.

۵
محیط واقعی اطراف سلول‌ها

میان‌بافت، ژل بافتی و مایع آزاد

حدود یک‌ششم حجم بدن را فضاهای میان سلول‌ها تشکیل می‌دهد که در مجموع میان‌بافت نامیده می‌شوند. دو جزء جامد اصلی میان‌بافت، دسته‌های کلاژن و رشته‌های پروتئوگلیکان‌اند. کلاژن استحکام کششی بافت را فراهم می‌کند و پروتئوگلیکان‌ها شبکه‌ای بسیار ظریف و برس‌مانند می‌سازند.

رشته کلاژنمایع محبوس در شبکه پروتئوگلیکان = ژل بافتیحباب‌های کوچک مایع آزاد
نمودار آموزشی ۲. بیشتر مایع میان‌بافتی در شبکه پروتئوگلیکان گیر افتاده است و به شکل ژل وجود دارد؛ مقدار مایع آزاد در حالت طبیعی کم است.

مایع فیلترشده از مویرگ در فضاهای کوچک شبکه پروتئوگلیکان محبوس می‌شود و همراه این رشته‌ها ژل بافتی را می‌سازد. این مایع از نظر ترکیب شبیه پلاسماست، اما پروتئین بسیار کمتری دارد. جریان توده‌ای مایع در ژل دشوار است، ولی انتشار مولکولی تقریباً به سرعت مایع آزاد انجام می‌شود؛ سرعت انتشار در ژل حدود ۹۵ تا ۹۹ درصد سرعت انتشار در آب آزاد است.

چرا ژل جلوی گسترش سریع مایع را می‌گیرد؟

شبکه پروتئوگلیکان مانع حرکت توده‌ای آزاد می‌شود، بنابراین در فشارهای پایین مایع در بافت پخش و جاری نمی‌شود. وقتی فشار میان‌بافتی بالا رود و مایع آزاد زیاد شود، امکان جابه‌جایی توده‌ای و گسترش تورم بیشتر می‌شود.

در حالت طبیعی تنها رگه‌ها و حباب‌های کوچکی از مایع آزاد در میان‌بافت وجود دارد که معمولاً کمتر از یک درصد مایع میان‌بافتی است. با ایجاد ادم، رشته‌های پروتئوگلیکان نمی‌توانند تمام مایع افزوده را در خود نگه دارند و سهم مایع آزاد به‌سرعت افزایش می‌یابد؛ همین تغییر، حرکت مایع در بافت را آسان‌تر می‌کند.

ژل بافتی مانع انتشار نیست

گرفتاری مایع در ژل بیشتر جریان توده‌ای را محدود می‌کند، نه حرکت مولکولی را. مواد غذایی و گازها برای طی فاصله کوتاه میان مویرگ و سلول تقریباً با همان سرعت مایع آزاد منتشر می‌شوند.

۶
چهار نیرو در دو سوی دیواره

نیروهای استارلینگ و فشار خالص فیلتراسیون

نیروهای استارلینگ
فشار هیدروستاتیک مویرگ و فشار انکوتیک میان‌بافتی مایع را به بیرون می‌رانند؛ فشار انکوتیک پلاسما و در صورت مثبت‌بودن، فشار هیدروستاتیک میان‌بافتی مایع را به داخل می‌کشند.
فشار هیدروستاتیک مویرگمایع را از مویرگ به میان‌بافت می‌راند.
فشار هیدروستاتیک میان‌بافتاگر مثبت باشد به داخل مویرگ و اگر منفی باشد به بیرون کمک می‌کند.
فشار انکوتیک پلاسماآب را به سوی خون می‌کشد.
فشار انکوتیک میان‌بافتآب را از خون به فضای میان‌بافتی می‌کشد.
NFP=PcPifπp+πif
فشار خالص فیلتراسیون؛ مقدار مثبت یعنی خروج خالص مایع و مقدار منفی یعنی جذب خالص مایع.
Jv=Kf×NFP
سرعت فیلتراسیون برابر است با ضریب فیلتراسیون مویرگی ضربدر فشار خالص فیلتراسیون.

علامت فشار میان‌بافتی را گم نکنید

در فرمول، فشار هیدروستاتیک میان‌بافتی کم می‌شود. بنابراین وقتی این فشار منفی است، کم‌کردن عدد منفی به معنی افزودن نیروی رو به بیرون است.

۱
نیروهای هیدروستاتیک را تعیین کنید.
فشار مویرگ را رو به بیرون و فشار میان‌بافت را با توجه به علامتش وارد کنید.
۲
نیروهای انکوتیک را اضافه کنید.
انکوتیک پلاسما رو به داخل و انکوتیک میان‌بافت رو به بیرون است.
۳
علامت حاصل را تفسیر کنید.
مثبت یعنی فیلتراسیون و منفی یعنی بازجذب خالص.
۴
برای حجم واقعی، ضریب فیلتراسیون را لحاظ کنید.
فشار یکسان در بافت‌های پرمنفذ، جریان مایع بیشتری ایجاد می‌کند.
۷
فشارهای متغیر در بافت‌های مختلف

فشار هیدروستاتیک مویرگ و میان‌بافت

فشار مویرگی در بافت‌ها یکسان نیست. اندازه‌گیری مستقیم در عضله و روده معمولاً فشار حدود ۳۰ تا ۴۰ میلی‌متر جیوه در انتهای شریانی، ۱۰ تا ۱۵ در انتهای وریدی و نزدیک ۲۵ در میانه مویرگ را نشان می‌دهد. اندازه‌گیری عملکردی میانگین پایین‌تری، حدود ۱۷ میلی‌متر جیوه، به دست می‌دهد.

نمونه فشارهای بالا

  • مویرگ گلومرولی کلیه: حدود ۶۰ میلی‌متر جیوه
  • هدف: فراهم‌کردن فیلتراسیون فراوان برای تشکیل ادرار

نمونه فشارهای پایین

  • مویرگ‌های دورلوله‌ای کلیه: حدود ۱۳ میلی‌متر جیوه
  • هدف: تسهیل بازجذب مایع و مواد از فضای میان‌بافتی

در بافت‌های شل زیرجلدی، فشار میان‌بافتی معمولاً کمی کمتر از فشار جو و به‌طور متوسط نزدیک ۳− میلی‌متر جیوه است. اندازه‌گیری با میکروپیپت، کپسول سوراخ‌دار یا فتیله پنبه‌ای اعداد کمی متفاوت می‌دهد، چون هر روش بخشی متفاوت از مایع آزاد یا ژل را نمونه‌برداری می‌کند.

محلفشار تقریبیمنطق
بافت زیرجلدی شلحدود ۳− میلی‌متر جیوهمکش مداوم دستگاه لنفاوی
فضای جنبحدود ۸−تعادل پویا با مایع میان‌بافتی و تخلیه لنفی
فضای مفصلی۴− تا ۶−حفره طبیعی با مایع آزاد کم
فضای اپیدورال۴− تا ۶−فشار زیر فشار محیط اطراف
میان‌بافت مغز۴+ تا ۶+محصور در جمجمه؛ کمتر از فشار مایع مغزی‌نخاعی
میان‌بافت کلیهحدود ۶+کمتر از فشار کپسول کلیه، حدود ۱۳+

قاعده عمومی

فشار میان‌بافتی معمولاً چند میلی‌متر جیوه کمتر از فشاری است که از بیرون بر همان بافت وارد می‌شود. در پوست، فشار بیرونی جو را صفر می‌گیریم؛ در اندام‌های محصور، فشار کپسول یا مایع اطراف مبنای مقایسه است.

روش اندازه‌گیری، عدد را تغییر می‌دهد

نوک میکروپیپت حدود یک میکرومتر است و از فاصله میان رشته‌های پروتئوگلیکان بسیار بزرگ‌تر؛ بنابراین احتمالاً فشار یک جیب کوچک مایع آزاد را می‌سنجد. کپسول سوراخ‌دار بزرگ‌تر نیز فضای آزاد مصنوعی می‌سازد و معمولاً فشار منفی‌تری نشان می‌دهد. اختلاف اعداد لزوماً تناقض فیزیولوژیک نیست.

مکش لنفاوی علت اصلی فشار کمی منفی در بافت‌های شل است. دستگاه لنفاوی با برداشتن مایع، پروتئین و ذرات از فضای میان‌بافتی، فشار این فضا را پایین‌تر از محیط نگه می‌دارد. اختلال در تخلیه لنف، این مکش را از بین می‌برد و فشار به سوی صفر یا مقادیر مثبت حرکت می‌کند.

۸
پروتئین‌ها آب را نگه می‌دارند

فشار انکوتیک پلاسما و مایع میان‌بافتی

مولکول‌هایی فشار اسمزی مؤثر ایجاد می‌کنند که به‌راحتی از غشای نیمه‌تراوا عبور نکنند. در دیواره مویرگ، پروتئین‌ها مهم‌ترین مواد محدودشده‌اند؛ از این رو فشار اسمزی ناشی از آن‌ها را فشار اسمزی کلوئیدی یا انکوتیک می‌نامند.

۲۸ میلی‌متر جیوهفشار انکوتیک کل پلاسما
۱۹ میلی‌متر جیوهاثر مستقیم مولکول‌های پروتئین
۹ میلی‌متر جیوهسهم اثر دونان یون‌های متصل
۸۰٪سهم آلبومین از فشار انکوتیک
حدود ۸ میلی‌متر جیوهفشار انکوتیک متوسط میان‌بافت
پروتئین پلاسماغلظتسهم در فشار انکوتیک
آلبومین۴٫۵ گرم در دسی‌لیتر۲۱٫۸ میلی‌متر جیوه
گلوبولین‌ها۲٫۵ گرم در دسی‌لیتر۶ میلی‌متر جیوه
فیبرینوژن۰٫۳ گرم در دسی‌لیتر۰٫۲ میلی‌متر جیوه
مجموع۷٫۳۲۸

فشار اسمزی به تعداد مولکول‌ها وابسته است، نه جرم کل آن‌ها. آلبومین وزن مولکولی کمتری از گلوبولین و فیبرینوژن دارد؛ بنابراین در هر گرم، تعداد مولکول‌های بیشتری فراهم می‌کند و سهم اصلی فشار انکوتیک را می‌سازد.

پیوند بالینی: کاهش آلبومین

کاهش آلبومین، نیروی کشنده مایع به داخل مویرگ را کم می‌کند. در نتیجه فیلتراسیون خالص افزایش می‌یابد و اگر ظرفیت تخلیه لنفی جبران نکند، مایع در میان‌بافت تجمع پیدا می‌کند.

مقداری پروتئین از منافذ و با ترانس‌سیتوز وارد میان‌بافت می‌شود. حجم مایع میان‌بافتی حدود ۱۱ تا ۱۲ لیتر و تقریباً چهار برابر حجم پلاسماست؛ به همین دلیل با وجود مقدار کل قابل‌توجه پروتئین، غلظت متوسط آن حدود ۳ گرم در دسی‌لیتر و فشار انکوتیک آن نزدیک ۸ میلی‌متر جیوه است. در کلیه، به علت نفوذپذیری بیشتر، این فشار می‌تواند به حدود ۱۵ برسد.

بافتغلظت تقریبی پروتئین میان‌بافتیدلیل تفاوت
عضله۱٫۵ گرم در دسی‌لیترسطح و نفوذپذیری پروتئینی پایین
بافت زیرجلدی۲ گرم در دسی‌لیترنفوذپذیری متوسط
روده۴ گرم در دسی‌لیترتبادل بیشتر مواد و پروتئین
کبد۶ گرم در دسی‌لیترسینوزوئیدهای بسیار پرنفوذ

پروتئین میان‌بافتی دو اثر دارد

هم فشار انکوتیک میان‌بافت را بالا می‌برد و آب را بیرون می‌کشد، هم محرک مهمی برای افزایش جریان لنف است. دستگاه لنفاوی باید پروتئین را خارج کند؛ بازگرداندن صرف آب، مشکل اسمزی را حل نمی‌کند.

۹
تعادل تقریباً کامل، با خروج اندک و ضروری

تعادل استارلینگ و ضریب فیلتراسیون

انتهای شریانیانتهای وریدیفیلتراسیون خالص ۱۳جذب خالص ۷حدود ۱۰٪ مایع فیلترشده وارد لنف می‌شود
نمودار آموزشی ۳. بر پایه اعداد کلاسیک گایتون، انتهای شریانی فیلتراسیون و انتهای وریدی جذب دارد؛ بخش اندکی از مایع به دستگاه لنفاوی می‌رود.
محلنیروی رو به بیروننیروی رو به داخلنتیجه
انتهای شریانی۴۱۲۸۱۳ میلی‌متر جیوه فیلتراسیون
انتهای وریدی۲۱۲۸۷ میلی‌متر جیوه جذب
میانگین کل مویرگ۲۸٫۳۲۸۰٫۳ میلی‌متر جیوه خروج خالص

در انتهای شریانی، فشار مویرگی حدود ۳۰، فشار منفی میان‌بافتی ۳ و فشار انکوتیک میان‌بافت ۸، مجموعاً نیروی رو به بیرون ۴۱ می‌سازند؛ در برابر آن، فشار انکوتیک پلاسما ۲۸ است. در انتهای وریدی، افت فشار مویرگی به حدود ۱۰ تعادل را به سود جذب برمی‌گرداند.

سرنوشت مایع فیلترشده

حدود ۹۰ درصد مایعی که در انتهای شریانی بیرون می‌رود، در انتهای وریدی بازجذب می‌شود و حدود ۱۰ درصد باقی‌مانده از راه لنف به خون برمی‌گردد. خروج خالص کل بدن، به‌جز کلیه‌ها، حدود ۲ میلی‌لیتر در دقیقه است.

ضریب فیلتراسیون مویرگی ظرفیت غشای مویرگی برای عبور آب در برابر هر واحد فشار خالص است و به تعداد منافذ، اندازه آن‌ها، سطح مویرگی و تعداد مویرگ‌های باز وابسته است. ضریب کل بدن حدود ۶٫۶۷ میلی‌لیتر در دقیقه به ازای هر میلی‌متر جیوه و در بافت متوسط حدود ۰٫۰۱ میلی‌لیتر در دقیقه به ازای هر میلی‌متر جیوه در ۱۰۰ گرم بافت است.

این ضریب میان بافت‌ها بیش از صد برابر تفاوت دارد: در مغز و عضله بسیار کم، در بافت زیرجلدی متوسط، در روده زیاد و در کبد و گلومرول کلیه بسیار زیاد است. بنابراین فشار خالص فیلتراسیون یکسان، در کبد یا کلیه حجم بسیار بیشتری از مایع را نسبت به مغز جابه‌جا می‌کند.

چرا جذب وریدی با فشار کمتر ممکن است؟

فشار جذب خالص در انتهای وریدی فقط ۷ میلی‌متر جیوه است، در حالی که فیلتراسیون شریانی ۱۳ است. مویرگ‌های وریدی تعداد و نفوذپذیری بیشتری دارند؛ پس برای بازگرداندن حجم زیاد، نیروی کمتری کافی است.

چرا افزایش فشار وریدی ادم می‌سازد؟

افزایش فشار وریدی، فشار هیدروستاتیک مویرگ را بالا می‌برد. اگر فشار متوسط مویرگی ۲۰ میلی‌متر جیوه افزایش یابد، فشار خالص فیلتراسیون از ۰٫۳ به حدود ۲۰٫۳ می‌رسد؛ یعنی فیلتراسیون تقریباً ۶۸ برابر می‌شود و ظرفیت لنفاوی دیگر برای تخلیه کافی نیست.

۱۰
مسیر دوم بازگشت مایع به خون

معماری دستگاه لنفاوی و مسیر بازگشت لنف

دستگاه لنفاوی مسیر کمکی و ضروری برای بازگرداندن مایع و پروتئین‌های خارج‌شده از مویرگ‌هاست. تقریباً همه بافت‌ها مجاری لنفی دارند؛ استثناهای مهم شامل بخش‌های سطحی پوست، دستگاه عصبی مرکزی درون پارانشیم، آندوست استخوان و برخی ساختارهای متراکم است. حتی در این نواحی، مایع از مسیرهای پیش‌لنفی به شبکه‌های مجاور منتقل می‌شود.

مویرگ لنفیجمع‌آوری مایع و پروتئینرگ جمع‌کنندهدریچه و پمپ قطعه‌ایگره لنفیپالایش ذرات و میکروبمجرای سینه‌اییا مجرای لنفی راستورود به وریدهای گردنبخش پایینی بدن و سمت چپ سر و قفسه سینه ← مجرای سینه‌ایربع فوقانی راست بدن ← مجرای لنفی راست
نمودار آموزشی ۴. لنف پس از عبور از عروق جمع‌کننده و گره‌های لنفی، از مجرای سینه‌ای یا مجرای لنفی راست وارد گردش وریدی می‌شود.

مجرای سینه‌ای لنف بخش پایینی بدن، سمت چپ سر و گردن، اندام فوقانی چپ و نیمه چپ قفسه سینه را به محل اتصال ورید ژوگولار داخلی چپ و زیرترقوه‌ای چپ می‌رساند. مجرای لنفی راست، لنف ربع فوقانی راست بدن را به محل اتصال متناظر در سمت راست تخلیه می‌کند.

سامانه گلیمفاتیک مغز

در پارانشیم مغز رگ لنفی حقیقی وجود ندارد، اما مایع مغزی‌نخاعی در امتداد فضاهای پیرامون شریان‌ها وارد بافت می‌شود، با مایع میان‌بافتی تبادل می‌کند و مواد زائد را در امتداد فضاهای پیرامون وریدها به مسیرهای خروجی می‌رساند. لنفاتیک‌های مننژ در کنار سینوس‌های وریدی، این مایع و درشت‌مولکول‌ها را به گره‌های لنفی گردنی تخلیه می‌کنند.

وجود مسیر گلیمفاتیک نشان می‌دهد نبود رگ لنفی کلاسیک در پارانشیم به معنی نبود پاک‌سازی مایع نیست. حرکت مایع مغزی‌نخاعی، کانال‌های آب آستروسیت‌ها و مسیرهای پیرامون عروق با هم کار می‌کنند تا پروتئین‌ها و مواد زائد از مغز دور شوند.

لنفاتیک مننژ با گلیمفاتیک یکی نیست

سامانه گلیمفاتیک مسیر تبادل و پاک‌سازی درون پارانشیم است؛ رگ‌های لنفی حقیقی در مننژ قرار دارند و محصول این پاک‌سازی را به گره‌های گردنی می‌برند.

۱۱
ورودی آسان، بازگشت دشوار

تشکیل و ترکیب لنف

ساختار مویرگ لنفی انتهایی
لبه‌های هم‌پوشان سلول‌های اندوتلیال مانند دریچه یک‌طرفه عمل می‌کنند و رشته‌های مهارکننده با کشش دیواره، ورود مایع و ذرات بزرگ را آسان می‌سازند.

مویرگ لنفی انتهایی از سلول‌های اندوتلیالی تشکیل شده که لبه‌های آن‌ها روی هم قرار می‌گیرند. رشته‌های مهارکننده دیواره را به بافت اطراف متصل می‌کنند. وقتی فشار میان‌بافتی بالا می‌رود، رشته‌ها دیواره را باز می‌کشند و مایع، پروتئین و حتی ذرات بزرگ وارد مویرگ لنفی می‌شوند. افزایش فشار داخل مویرگ، لبه‌ها را به هم می‌فشارد و از برگشت جلوگیری می‌کند.

بیشتر بافت‌هاپروتئین لنف حدود ۲ گرم در دسی‌لیتر
کبدپروتئین لنف تا ۶ گرم در دسی‌لیتر
رودهپروتئین ۳ تا ۴ گرم در دسی‌لیتر
مجرای سینه‌ایمخلوط نهایی با پروتئین ۳ تا ۵ گرم در دسی‌لیتر

لنف در لحظه ورود، تقریباً همان ترکیب مایع میان‌بافتی را دارد. چون حدود دو سوم لنف بدن از کبد و روده می‌آید، لنف مجرای سینه‌ای پروتئین نسبتاً بالایی دارد. دستگاه لنفاوی همچنین راه اصلی جذب چربی‌های غذایی است؛ پس از وعده پرچرب، لنف روده و مجرای سینه‌ای می‌تواند ۱ تا ۲ درصد چربی داشته باشد.

ورود باکتری به لنف غیرعادی نیست

مویرگ‌های لنفی نفوذپذیری بالایی دارند و ذرات بزرگ و باکتری‌ها می‌توانند وارد آن‌ها شوند. گره‌های لنفی در مسیر، بیشتر این ذرات را گیر می‌اندازند و نابود می‌کنند.

به دلیل گشادبودن اتصالات ابتدایی، دستگاه لنفاوی تنها راه مؤثر بازگرداندن پروتئین‌های بزرگ از میان‌بافت به خون است. بازجذب مستقیم این پروتئین‌ها در انتهای وریدی مویرگ ناچیز است؛ بنابراین انسداد لنفی، به‌تدریج پروتئین و سپس آب را در بافت انباشته می‌کند.

۱۲
فشار میان‌بافتی × فعالیت پمپ

جریان لنف و پمپ لنفاوی

در حالت استراحت، حدود ۱۰۰ میلی‌لیتر در ساعت لنف از مجرای سینه‌ای و نزدیک ۲۰ میلی‌لیتر در ساعت از مسیرهای دیگر وارد خون می‌شود؛ در مجموع حدود ۱۲۰ میلی‌لیتر در ساعت یا نزدیک ۳ لیتر در روز.

رابطه فشار میان‌بافتی و جریان لنف
بالاآمدن فشار میان‌بافتی از مقادیر منفی به صفر، جریان لنف را بیش از ۲۰ برابر افزایش می‌دهد؛ در فشارهای مثبت بالاتر، فشردگی عروق لنفی موجب ایجاد سکو می‌شود.

وقتی فشار میان‌بافتی از حدود ۶− به صفر برسد، ورود مایع به مویرگ‌های لنفی و جریان لنف بیش از ۲۰ برابر می‌شود. افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگ، کاهش فشار انکوتیک پلاسما، افزایش فشار انکوتیک میان‌بافت و افزایش نفوذپذیری مویرگ همگی با افزایش فیلتراسیون، فشار میان‌بافتی و جریان لنف را زیاد می‌کنند.

هر قطعه میان دو دریچه یک پمپ خودکار استپرشدن و کشش → انقباض عضله صاف → بازشدن دریچه بعدی → حرکت یک‌طرفه لنف
نمودار آموزشی ۵. عروق لنفی جمع‌کننده به واحدهای پمپی متوالی تقسیم می‌شوند و دریچه‌ها جریان را یک‌طرفه نگه می‌دارند.

پمپ درونی

پرشدن هر قطعه عروق لنفی، عضله صاف دیواره را تحریک می‌کند. هر قطعه میان دو دریچه منقبض می‌شود و لنف را به قطعه بعد می‌فرستد. در مجرای بزرگ، این پمپ می‌تواند فشار ۵۰ تا ۱۰۰ میلی‌متر جیوه بسازد.

پمپ بیرونی

انقباض عضلات اسکلتی، حرکت اندام‌ها، ضربان شریان‌های مجاور و فشار خارجی متناوب، عروق لنفی را فشرده و تخلیه می‌کنند. ورزش جریان لنف را ۱۰ تا ۳۰ برابر افزایش می‌دهد.

عامل افزایش‌دهنده جریان لنفمسیر اثر
افزایش فشار هیدروستاتیک مویرگفیلتراسیون بیشتر ← افزایش حجم و فشار میان‌بافت
کاهش فشار انکوتیک پلاسماکاهش بازگشت آب به مویرگ ← افزایش مایع میان‌بافتی
افزایش فشار انکوتیک میان‌بافتکشیده‌شدن آب به بیرون مویرگ
افزایش نفوذپذیری مویرگخروج بیشتر آب و پروتئین
انقباض عضله اسکلتیفشردگی متناوب رگ لنفی و پیش‌راندن لنف
حرکت بدن و نبض شریان مجاورتقویت پمپ بیرونی

وقتی فشار میان‌بافتی یک تا دو میلی‌متر جیوه بالاتر از فشار جو می‌شود، جریان دیگر افزایش نمی‌یابد؛ زیرا همان فشاری که ورود مایع به مویرگ لنفی را تقویت می‌کند، دیواره نازک رگ‌های لنفی را از بیرون می‌فشارد. در نقطه سکو، این دو اثر تقریباً یکدیگر را خنثی می‌کنند.

جریان لنففشار میان‌بافتی×فعالیت پمپ لنفاوی
این رابطه کیفی است: ورود مایع باید افزایش یابد و پمپ نیز باید بتواند آن را به جلو براند.

دستگاه لنفاوی یک سازوکار سرریز تنظیمی است. نشت مداوم پروتئین به میان‌بافت، فشار انکوتیک میان‌بافت را بالا می‌برد و آب بیشتری بیرون می‌کشد. افزایش حجم و فشار میان‌بافتی، جریان لنف را بالا می‌برد تا پروتئین و مایع اضافی بازگردند. در حالت پایدار، نشت مویرگی و بازگشت لنفی با هم برابر می‌شوند.

۱۳
مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها

کلیدواژه‌های سؤال، پاسخ سریع و منطق آن

کلیدواژه سؤالپاسخ سریعچرا؟
مت‌آرتریول و اسفنکتر پیش‌مویرگیتنظیم موضعی ورود خون به مویرگتماس نزدیک با بافت و پاسخ به اکسیژن و متابولیت‌ها
شکاف ۶ تا ۷ نانومتریعبور آب و مواد محلول کوچکمسیر بین سلول‌های اندوتلیال
کاوئولاترانس‌سیتوز درشت‌مولکولوزیکول غشایی وابسته به کاوئولین
کاهش اکسیژن بافتافزایش دفعات و مدت جریان مویرگیبازشدن بیشتر اسفنکترهای پیش‌مویرگی
اکسیژن و دی‌اکسیدکربنانتشار مستقیم از غشای اندوتلیالمحلول در چربی‌اند
آب، سدیم و گلوکزعبور عمده از شکاف‌های بین‌سلولیمحلول در آب و نامحلول در چربی‌اند
پروتئوگلیکان و مایع محبوسژل بافتیجریان توده‌ای کم ولی انتشار سریع است
فشار میان‌بافتی منفیکمک به فیلتراسیون رو به بیروندر فرمول استارلینگ، عدد منفی کم می‌شود
کاهش آلبومینافزایش فیلتراسیون و خطر ادمفشار انکوتیک پلاسما کاهش می‌یابد
افزایش فشار وریدیافزایش فشار مویرگینیروی هیدروستاتیک رو به بیرون بیشتر می‌شود
لبه هم‌پوشان اندوتلیال لنفیدریچه یک‌طرفه ابتداییورود مایع را آسان و برگشت را محدود می‌کند
پس از غذای پرچربافزایش چربی لنف مجرای سینه‌ایچربی غذایی عمدتاً از لنفاتیک روده جذب می‌شود
ورزشافزایش ۱۰ تا ۳۰ برابری جریان لنفپمپ عضلانی و فشردگی متناوب فعال می‌شود
فشار میان‌بافتی بالاتر از صفررسیدن جریان لنف به سکوافزایش ورود با فشردگی رگ لنفی خنثی می‌شود

افتراق‌های پرتکرار

انتشارجابجایی هر ماده بر پایه اختلاف غلظت
فیلتراسیونحرکت توده‌ای آب بر پایه نیروهای استارلینگ
شکاف بین‌سلولیمسیر مواد محلول در آب
کاوئولامسیر درشت‌مولکول‌ها
فشار مویرگینیروی اصلی رو به بیرون
آلبومین پلاسمانیروی اصلی رو به داخل
ژل بافتیمایع محبوس و انتشار سریع
مایع آزاددر حالت طبیعی کم؛ در تورم بیشتر
۹۰ درصدبازجذب وریدی مایع فیلترشده
۱۰ درصدبازگشت از راه لنف
پمپ لنفیانقباض قطعه‌ای و فشردگی بیرونی
گلیمفاتیکپاک‌سازی مایع و مواد زائد مغز

جمع‌بندی یک‌خطی فصل

ریزگردش با تنظیم موضعی شریانچه‌ها و اسفنکترهای پیش‌مویرگی، انتشار سریع مواد و تعادل ظریف نیروهای استارلینگ، محیط مناسب سلول‌ها را حفظ می‌کند؛ دستگاه لنفاوی نیز پروتئین و مایع اضافی را بازمی‌گرداند و از افزایش پایدار حجم و فشار میان‌بافتی جلوگیری می‌کند.

منبع این خلاصه

فصل ۱۶ کتاب فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال: «ریزگردش و دستگاه لنفاوی؛ تبادل مایع مویرگی، مایع میان‌بافتی و جریان لنف».