خلاصه جامع و مکانیسم‌محور فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال

تنظیم عصبی گردش خون و کنترل سریع فشار شریانی

سامانهٔ سمپاتیک و واگ، مرکز وازوموتور، تون عروقی، کنترل سریع فشار در ورزش و استرس، گیرنده‌های فشاری و شیمیایی، گیرنده‌های کم‌فشار، رفلکس حجم و بین‌بریج، پاسخ ایسکمیک مغز، واکنش کوشینگ و موج‌های وازوموتور

۱۳ بخشساختار آموزشی
۸ شکل منتخباز منبع اصلی
۴ نمودار آموزشیبه‌صورت SVG داخلی
۲۱ عدد کلیدیبرای مرور امتحانی
فهرست سریع درس
۱. نقش دستگاه عصبی خودمختار در گردش خون ۲. توزیع عصب‌دهی سمپاتیک و اثر آن بر عروق ۳. مرکز وازوموتور و تون مداوم عروقی ۴. نوراپی‌نفرین، مدولای آدرنال و سنکوپ وازوواگال ۵. کنترل بسیار سریع فشار در ورزش و استرس ۶. آناتومی و ویژگی پاسخ گیرنده‌های فشاری ۷. رفلکس گیرندهٔ فشاری و نقش بافری آن ۸. بازتنظیم گیرنده‌های فشاری و کنترل بلندمدت ۹. رفلکس شیمیایی، گیرنده‌های دهلیزی و رفلکس حجم ۱۰. رفلکس بین‌بریج و برهم‌کنش آن با بارورفلکس ۱۱. پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی و واکنش کوشینگ ۱۲. پمپ عضلانی، رفلکس فشار شکمی و موج‌های فشار ۱۳. کلیدواژه‌های سؤال، پاسخ سریع و منطق آن
۱
کنترل سراسری در برابر کنترل موضعی

نقش دستگاه عصبی خودمختار در گردش خون

کنترل موضعی، جریان خون هر بافت را متناسب با نیاز متابولیک همان بافت تنظیم می‌کند؛ اما کنترل عصبی وظایف سراسری دارد: بازتوزیع خون میان اندام‌ها، تغییر فعالیت پمپ قلب و تنظیم بسیار سریع فشار شریانی. این کنترل تقریباً به‌طور کامل از راه دستگاه عصبی خودمختار انجام می‌شود.

سمپاتیکبخش اصلی کنترل عروقی؛ بر شریانچه‌ها، وریدها و قلب اثر می‌گذارد.
پاراسمپاتیکاثر مستقیم اندکی بر بیشتر عروق دارد، اما از راه عصب واگ ضربان قلب را به‌شدت کاهش می‌دهد.
کنترل سریعدر چند ثانیه فعال می‌شود و برای تغییرات وضعیت بدن، ورزش، خون‌ریزی و استرس حیاتی است.

رشته‌های وازوموتور سمپاتیک از همهٔ سگمان‌های سینه‌ای و یک یا دو سگمان نخست کمری نخاع خارج می‌شوند، وارد زنجیرهٔ سمپاتیک می‌گردند و سپس از دو مسیر به عروق احشایی و عروق محیطی می‌رسند. رشته‌های واگی از بصل‌النخاع مستقیماً به قلب می‌روند.

۱
خروج از نخاع: نورون‌های پیش‌عقده‌ای سمپاتیک از راه ریشه‌های قدامی اعصاب سینه‌ای و کمری فوقانی خارج می‌شوند.
۲
ورود به زنجیرهٔ سمپاتیک: رشته‌ها در گانگلیون‌های کنارمهره‌ای سیناپس می‌دهند یا از آن‌ها عبور می‌کنند.
۳
مسیر احشایی: اعصاب اختصاصی سمپاتیک عروق احشای داخلی و قلب را عصب‌دهی می‌کنند.
۴
مسیر محیطی: بخشی از رشته‌ها همراه اعصاب نخاعی به پوست، عضلات و اندام‌ها می‌روند.

این آرایش گسترده به مرکز وازوموتور اجازه می‌دهد در یک پاسخ واحد، هم مقاومت شریانی، هم ظرفیت وریدی و هم فعالیت قلب را تغییر دهد. بنابراین پاسخ عصبی صرفاً «تنگ‌شدن عروق» نیست، بلکه یک برنامهٔ هماهنگ برای حفظ فشار و رساندن خون به اندام‌های حیاتی است.

آناتومی کنترل عصبی گردش خون
شکل ۱۸ـ۱ ـ مسیرهای سمپاتیک به قلب و عروق و مسیر پاراسمپاتیک واگی به قلب.

نکتهٔ امتحانی

کنترل عصبی عروق عمدتاً سمپاتیک است؛ نقش اصلی پاراسمپاتیک در این فصل، کندکردن قلب است، نه تنظیم مستقیم مقاومت عروقی بیشتر بافت‌ها.

۲
مقاومت، ظرفیت و پمپ قلب

توزیع عصب‌دهی سمپاتیک و اثر آن بر عروق

در بیشتر بافت‌ها تقریباً همهٔ عروق به‌جز مویرگ‌ها عصب‌دهی سمپاتیک دارند. تراکم عصب‌دهی در شریان‌های کوچک، شریانچه‌ها و وریدها بیشتر است؛ اسفنکترهای پیش‌مویرگی و مت‌آرتریول‌ها فقط در برخی بافت‌ها عصب‌گیری قابل‌توجه دارند.

شریان‌های کوچک و شریانچه‌هاتنگی آن‌ها مقاومت جریان را افزایش می‌دهد و جریان بافتی را کم می‌کند.
وریدها و عروق بزرگکاهش ظرفیت وریدی، خون را به سوی قلب می‌راند و پرشدن و برون‌ده قلبی را افزایش می‌دهد.
قلبتحریک سمپاتیک ضربان و قدرت انقباض را افزایش می‌دهد؛ واگ ضربان را شدید و قدرت انقباض را اندکی کم می‌کند.

قدرت تنگ‌کنندگی سمپاتیک در کلیه، روده، طحال و پوست زیاد است، اما در عضلهٔ اسکلتی، قلب و مغز ضعیف‌تر است. این تفاوت امکان می‌دهد در شرایط اضطراری خون از مخازن و اندام‌های کم‌اولویت به قلب، مغز و عضلات فعال بازتوزیع شود.

بخش عروقیاثر تحریک سمپاتیکپیامد فیزیولوژیک
شریانچهانقباض عضلهٔ صاف و کاهش شعاعافزایش مقاومت محیطی و کاهش جریان بافتی
وریدکاهش ظرفیت وریدیانتقال خون مخزن به قلب و افزایش پیش‌بار
قلبافزایش ضربان و قدرت انقباضافزایش برون‌ده قلبی و فشار شریانی
مویرگعصب‌دهی مستقیم نداردجریان آن بیشتر با مقاومت پیش‌مویرگی تنظیم می‌شود
MAP≈CO×TPR

فشار متوسط شریانی با برون‌ده قلبی و مقاومت محیطی کل تغییر می‌کند؛ کنترل عصبی هر دو عامل را هم‌زمان دست‌کاری می‌کند.

فعال‌شدن سمپاتیک همراه مهار واگ تنگی شریانچه‌ها افزایش مقاومت محیطی تنگی وریدها افزایش بازگشت وریدی تحریک مستقیم قلب افزایش ضربان و قدرت انقباض افزایش سریع فشار شریانی
نمودار آموزشی ۱ ـ کنترل عصبی فشار شریانی سه بازوی هم‌زمان دارد: افزایش مقاومت محیطی، افزایش بازگشت وریدی و تقویت پمپ قلب.
۳
مرکز یکپارچهٔ ساقهٔ مغز

مرکز وازوموتور و تون مداوم عروقی

مرکز وازوموتور به‌صورت دوطرفه در مادهٔ مشبک بصل‌النخاع و یک‌سوم پایینی پل مغزی قرار دارد و هم‌زمان پیام سمپاتیک را به عروق و قلب و پیام پاراسمپاتیک را از راه واگ به قلب تنظیم می‌کند.

ناحیهٔ تنگ‌کنندهدر بخش قدامی‌ـ‌جانبی نیمهٔ فوقانی بصل‌النخاع؛ نورون‌های پیش‌عقده‌ای سمپاتیک نخاع را تحریک می‌کند.
ناحیهٔ گشادکنندهدر بخش قدامی‌ـ‌جانبی نیمهٔ تحتانی بصل‌النخاع؛ با مهار ناحیهٔ تنگ‌کننده موجب اتساع عروق می‌شود.
ناحیهٔ حسیهستهٔ راه منفرد در بخش خلفی‌ـ‌جانبی بصل‌النخاع و پل تحتانی؛ ورودی‌های واگ و زبانی‌حلقی را دریافت می‌کند.
هستهٔ راه منفرد ورودی حسی از واگ و زبانی‌حلقی ناحیهٔ تنگ‌کننده بصل‌النخاع فوقانی قدامی‌ـ‌جانبی ناحیهٔ گشادکننده مهار ناحیهٔ تنگ‌کننده خروجی سمپاتیک شریانچه، ورید و قلب خروجی واگی کاهش ضربان قلب هیپوتالاموس و قشر: تنظیم بالادستی
نمودار آموزشی ۲ ـ مرکز وازوموتور یک مرکز منفرد نیست؛ ورودی حسی، نواحی تنگ‌کننده و گشادکننده، خروجی سمپاتیک و واگی و کنترل مراکز بالاتر با هم کار می‌کنند.

ناحیهٔ تنگ‌کننده در حالت طبیعی با سرعت حدود ۰٫۵ تا ۲ پیام در ثانیه شلیک می‌کند. این فعالیت مداوم «تون تنگ‌کنندهٔ سمپاتیک» را می‌سازد و عروق را در حالت انقباض نسبی نگه می‌دارد.

بخش‌های جانبی مرکز وازوموتور هم‌زمان پیام‌های تحریکی سمپاتیک را به قلب می‌فرستند و ضربان و قدرت انقباض را زیاد می‌کنند. بخش‌های میانی با هسته‌های حرکتی پشتی واگ ارتباط دارند و می‌توانند ضربان را کاهش دهند. به همین دلیل در بیشتر پاسخ‌ها، افزایش تنگی عروقی با افزایش فعالیت قلب همراه است و مهار تنگی عروقی معمولاً با کاهش فعالیت قلب هم‌زمان می‌شود.

مادهٔ مشبک پل، مغز میانی و دیانسفال می‌تواند مرکز وازوموتور را تحریک یا مهار کند. نواحی جانبی و فوقانی مادهٔ مشبک عمدتاً تحریکی و نواحی میانی و تحتانی بیشتر مهاری‌اند. هیپوتالاموس این ورودی‌ها را با وضعیت حرارتی، هیجانی، دفاعی و رفتاری بدن یکپارچه می‌کند.

۱۰۰ ← ۵۰افت فشار پس از بی‌حسی کامل نخاعی و حذف تون سمپاتیک
۱ تا ۳ دقیقهافزایش گذرای فشار پس از تزریق نوراپی‌نفرین
۰٫۵ تا ۲تعداد پیام سمپاتیک در ثانیه در حالت استراحت
تمام بدنانتشار گستردهٔ تون وازوموتور
اثر حذف تون وازوموتور
شکل ۱۸ـ۴ ـ بی‌حسی نخاعی فشار را با حذف تون سمپاتیک نصف می‌کند؛ نوراپی‌نفرین دوباره عروق را منقبض می‌کند.
۴
پیام‌رسان‌ها و مراکز بالاتر

نوراپی‌نفرین، مدولای آدرنال و سنکوپ وازوواگال

پایانه‌های رشته‌های تنگ‌کنندهٔ سمپاتیک تقریباً همیشه نوراپی‌نفرین آزاد می‌کنند که با گیرنده‌های آلفاآدرنرژیک عضلهٔ صاف عروقی، انقباض ایجاد می‌کند. تحریک سمپاتیک هم‌زمان مدولای آدرنال را فعال می‌کند تا اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین وارد خون شوند.

این هورمون‌ها در بیشتر بسترها تنگی عروق ایجاد می‌کنند؛ بااین‌حال اپی‌نفرین در برخی عروق، به‌ویژه عروق عضلهٔ اسکلتی، با تحریک گیرنده‌های بتاآدرنرژیک می‌تواند گشادشدن ایجاد کند. در انسان، نقش مستقیم رشته‌های گشادکنندهٔ سمپاتیک محدود است و اتساع آغاز ورزش احتمالاً بیشتر به اپی‌نفرین در گردش و آزادشدن نیتریک‌اکسید مربوط است.

عاملگیرنده یا مسیر غالباثر عروقی مهم
نوراپی‌نفرین پایانهٔ عصبیآلفاآدرنرژیکتنگی بیشتر عروق سیستمیک
نوراپی‌نفرین مدولای آدرنالعمدتاً آلفاآدرنرژیکتقویت پاسخ تنگ‌کننده در سراسر بدن
اپی‌نفرین در غلظت مناسببتاآدرنرژیک عروق عضلهگشادشدن برخی عروق عضلهٔ اسکلتی
استیل‌کولین و اندوتلیومآزادشدن نیتریک‌اکسیداتساع احتمالی آغاز ورزش

در برخی حیوانات رشته‌های گشادکنندهٔ سمپاتیک واقعاً کولینرژیک‌اند، اما تعمیم این یافته به انسان اشتباه است. در انسان، کنترل موضعی متابولیک عضله بسیار مهم‌تر از این مسیر عصبی فرضی است.

مراکز بالاتر کنترل وازوموتور
شکل ۱۸ـ۳ ـ هیپوتالاموس، مادهٔ مشبک، قشر حرکتی و نواحی لیمبیک می‌توانند مرکز وازوموتور را تحریک یا مهار کنند.

کنترل مراکز بالاتر

بخش خلفی‌ـ‌جانبی هیپوتالاموس عمدتاً تحریک‌کننده است. بخش قدامی هیپوتالاموس می‌تواند تحریک یا مهار ایجاد کند. قشر حرکتی، آمیگدال، هیپوکامپ، ناحیهٔ اربیتال و شکنج کمربندی نیز با توجه به محل و شدت تحریک، پاسخ قلبی‌عروقی را تغییر می‌دهند.

سنکوپ وازوواگال

در هیجان شدید، گشادشدن عروق عضله و تحریک شدید مرکز مهاری واگ به‌طور هم‌زمان رخ می‌دهد: برادی‌کاردی + افت مقاومت عروقی → افت سریع فشار → کاهش خون‌رسانی مغز و غش. این الگو با شوک سمپاتیک اشتباه نشود.

۵
ثانیه‌ها، نه ساعت‌ها

کنترل بسیار سریع فشار در ورزش و استرس

برای بالا بردن سریع فشار، سامانهٔ عصبی سه اقدام را هم‌زمان انجام می‌دهد: شریانچه‌ها را منقبض می‌کند، وریدها را می‌فشارد و قلب را مستقیم تحریک می‌کند؛ در همان زمان فعالیت مهاری واگ کاهش می‌یابد.

۵ تا ۱۰ ثانیهزمان لازم برای افزایش فشار تا حدود دو برابر
۱۰ تا ۴۰ ثانیهزمان افت فشار تا حدود نصف با قطع تحریک عصبی
تا ۳ برابرافزایش احتمالی ضربان قلب در تحریک شدید
حدود ۲ برابرافزایش توان پمپاژ قلب در تحریک سمپاتیک شدید

در ورزش سنگین، متابولیسم موضعی عروق عضله را گشاد می‌کند، اما فرمان مرکزی هم‌زمان فشار شریانی را حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بالا می‌برد؛ این افزایش فشار به‌تنهایی می‌تواند جریان عضله را تقریباً دو برابر کند. حتی انتظار شروع ورزش، عضلات و مراکز حرکتی را فعال می‌کند.

۱
فرمان مرکزی حرکتی: قشر حرکتی همراه با مراکز فعال‌کنندهٔ ساقهٔ مغز تحریک می‌شود.
۲
فعال‌شدن مرکز وازوموتور: خروجی تنگ‌کننده و شتاب‌دهندهٔ قلب بالا می‌رود.
۳
حفظ فشار پرفیوژن: با وجود اتساع شدید عروق عضله، فشار سیستمیک افت نمی‌کند.
۴
افزایش جریان عضله: اتساع موضعی و فشار بالاتر به‌صورت ضربی جریان خون عضله را افزایش می‌دهند.

واکنش هشدار

در ترس شدید، فشار می‌تواند ظرف چند ثانیه ۷۵ تا ۱۰۰ میلی‌متر جیوه افزایش یابد. هدف، آماده‌کردن فوری عضلات برای فرار یا دفاع است.

۶
حسگرهای کشش شریان‌های بزرگ

آناتومی و ویژگی پاسخ گیرنده‌های فشاری

گیرنده‌های فشاری پایانه‌های عصبی پاششی هستند که با کشیده‌شدن دیوارهٔ شریان تحریک می‌شوند. تراکم آن‌ها در دو محل بیشترین است: سینوس کاروتید کمی بالاتر از دوشاخه‌شدن کاروتید و قوس آئورت.

مسیر گیرنده‌های فشاری
شکل ۱۸ـ۵ ـ پیام سینوس کاروتید از عصب هرینگ و عصب زبانی‌حلقی و پیام قوس آئورت از عصب واگ به هستهٔ راه منفرد می‌رسد.

سینوس کاروتید

  • آوران: عصب هرینگ
  • سپس عصب زبانی‌حلقی
  • آستانهٔ پایین‌تر و حساسیت مهم در محدودهٔ طبیعی

قوس آئورت

  • آوران: عصب واگ
  • پاسخ مشابه سینوس کاروتید
  • دامنهٔ عملکرد تقریباً ۳۰ میلی‌متر جیوه بالاتر

گیرنده‌های سینوس کاروتید در فشارهای صفر تا حدود ۵۰ تا ۶۰ تقریباً خاموش‌اند؛ سپس سرعت شلیک افزایش می‌یابد و در حدود ۱۸۰ به حداکثر می‌رسد. بیشترین حساسیت در محدودهٔ معمول فشار، یعنی نزدیک ۱۰۰ است.

ویژگی پاسخمفهوماهمیت آزمونی
آستانهسینوس کاروتید زیر ۵۰ تا ۶۰ تقریباً خاموش استدر افت بسیار شدید، بارورفلکس به‌تنهایی کافی نیست
ناحیهٔ بیشترین شیباطراف ۱۰۰ میلی‌متر جیوهتغییر کوچک فشار، پاسخ عصبی بزرگ ایجاد می‌کند
اشباعحدود ۱۸۰ میلی‌متر جیوهپس از آن افزایش فشار، شلیک را بسیار کم تغییر می‌دهد
پاسخ دینامیکبه سرعت بالا یا پایین رفتن فشار حساس استپالس و تغییر ناگهانی را بهتر از فشار ثابت تشخیص می‌دهد
منحنی پاسخ گیرنده فشاری
شکل ۱۸ـ۶ ـ شیب منحنی در محدودهٔ فشار طبیعی بیشترین است؛ بنابراین تغییر کوچک فشار، تغییر بزرگی در پیام عصبی ایجاد می‌کند.

پاسخ دینامیک

گیرنده‌های فشاری نه‌تنها به مقدار فشار، بلکه به سرعت تغییر فشار نیز حساس‌اند. فشار ۱۵۰ که سریع بالا می‌رود می‌تواند تا دو برابر فشار ثابت ۱۵۰ پیام ایجاد کند.

۷
بازخورد منفی لحظه‌به‌لحظه

رفلکس گیرندهٔ فشاری و نقش بافری آن

افزایش فشار کشش سینوس و آئورت افزایش پیام آوران اعصاب زبانی‌حلقی و واگ هستهٔ راه منفرد مهار سمپاتیک، تحریک واگ گشادشدن عروق کاهش مقاومت کاهش فعالیت قلب کاهش برون‌ده بازگشت فشار
نمودار آموزشی ۳ ـ افزایش فشار، پیام گیرنده‌های فشاری را زیاد می‌کند و از راه مهار سمپاتیک و تقویت واگ، هم مقاومت محیطی و هم برون‌ده قلبی را کاهش می‌دهد.

وقتی پیام گیرنده‌های فشاری وارد هستهٔ راه منفرد می‌شود، ناحیهٔ تنگ‌کننده مهار و مرکز واگی تحریک می‌شود. نتیجه، گشادشدن شریانچه‌ها و وریدها، کاهش ضربان و کاهش قدرت انقباض است؛ بنابراین مقاومت محیطی و برون‌ده قلبی هر دو پایین می‌آیند.

بستن دو کاروتید مشترک، فشار سینوس‌ها را کم می‌کند؛ مغز این وضعیت را به‌صورت افت فشار تفسیر می‌کند، مرکز وازوموتور فعال می‌شود و فشار آئورت بالا می‌رود. با بازکردن کاروتیدها، فشار برای مدت کوتاه کمتر از طبیعی می‌شود و سپس به حالت عادی برمی‌گردد.

تغییر وضعیت بدن

هنگام برخاستن، فشار در سر و نیمهٔ بالایی بدن تمایل به افت دارد. کاهش کشش گیرنده‌های فشاری فوراً خروجی سمپاتیک را افزایش می‌دهد و از سنکوپ وضعیتی جلوگیری می‌کند.

به این سامانه «بافر فشار» می‌گویند؛ زیرا نوسان‌های دقیقه‌به‌دقیقه را مهار می‌کند. پس از قطع عصب‌های گیرنده، فشار با فعالیت‌های روزمره به‌شدت بالا و پایین می‌شود.

در حیوان فاقد گیرنده‌های فشاری، رویدادهای ساده‌ای مانند خوابیدن، ایستادن، غذاخوردن، هیجان، دفع و صداهای محیطی موج‌های بزرگ فشار ایجاد می‌کنند. بااین‌حال متوسط فشار طی زمان الزاماً همیشه بسیار بالا یا بسیار پایین نیست؛ نقص اصلی، بی‌ثباتی شدید و از دست رفتن مهار نوسانات است.

تفسیر نمودار قطع عصب

منحنی باریک حیوان سالم نشان‌دهندهٔ تثبیت فشار در اطراف نقطهٔ تنظیم است. پهن‌شدن منحنی پس از قطع عصب به این معناست که سامانهٔ گیرندهٔ فشاری «بافر تغییرات» است، نه اینکه به‌تنهایی مقدار مزمن فشار را تعیین کند.

نوسان فشار پس از قطع گیرنده‌های فشاری
شکل ۱۸ـ۸ ـ در حیوان سالم فشار در محدوده‌ای باریک است؛ پس از قطع آوران‌های گیرندهٔ فشاری، نوسان‌های بزرگ و مکرر ایجاد می‌شود.
۸۵ تا ۱۱۵دامنهٔ معمول فشار متوسط در حیوان سالم طی روز
۵۰ تا بیش از ۱۶۰دامنهٔ فشار پس از قطع عصب‌های گیرنده
۲٫۵ برابرافزایش گسترهٔ نوسان فشار
حدود یک‌سومنوسان باقی‌مانده با حضور سامانهٔ بافری
۸
تنظیم کوتاه‌مدت در برابر مزمن

بازتنظیم گیرنده‌های فشاری و کنترل بلندمدت

گیرنده‌های فشاری برای کنترل لحظه‌به‌لحظه بسیار قدرتمندند، اما در برابر فشار ثابت طی ۱ تا ۲ روز تا حد زیادی بازتنظیم می‌شوند. برای مثال با افزایش فشار از ۱۰۰ به ۱۶۰، شلیک ابتدا شدید است، در چند دقیقه کاهش می‌یابد و طی یک تا دو روز به نزدیکی مقدار پایه برمی‌گردد.

دام رایج

بازتنظیم به معنای «بی‌اثرشدن کامل» نیست. شواهد نشان می‌دهد رفلکس گیرندهٔ فشاری، به‌ویژه با کاهش فعالیت سمپاتیک کلیوی و افزایش دفع سدیم و آب، می‌تواند در تنظیم بلندمدت نیز سهم داشته باشد.

فشار مزمن بالا◀افزایش پیام گیرنده◀کاهش سمپاتیک کلیه◀دفع سدیم و آب◀کاهش حجم خون

تحریک الکتریکی مزمن آوران‌های سینوس کاروتید در مطالعات توانسته فعالیت سمپاتیک و فشار شریانی را حدود ۱۵ تا ۲۰ میلی‌متر جیوه کاهش دهد. بااین‌حال کنترل پایدار فشار همچنان به همکاری سامانهٔ کلیه‌ـ‌مایعات بدن نیاز دارد.

بازتنظیم عمدتاً در خود گیرنده‌های مکانیکی سینوس کاروتید رخ می‌دهد، نه اینکه مرکز وازوموتور کاملاً نسبت به پیام‌ها بی‌حس شود. ازاین‌رو تحریک مصنوعی پایدار آوران‌ها می‌تواند همچنان خروجی سمپاتیک را کم کند. در فشار خون مزمن، اثر نهایی رفلکس هنگامی ماندگار می‌شود که کلیه واقعاً سدیم و آب بیشتری دفع کند.

۹
حسگرهای شیمیایی و کم‌فشار

رفلکس شیمیایی، گیرنده‌های دهلیزی و رفلکس حجم

جسم‌های کاروتیدی و آئورتی حاوی گیرنده‌های شیمیایی‌اند که به کاهش اکسیژن و افزایش دی‌اکسیدکربن و یون هیدروژن پاسخ می‌دهند. افت فشار، خون‌رسانی این اجسام را کم می‌کند و درنتیجه مواد محرک تجمع می‌یابند. پیام‌ها مرکز وازوموتور را تحریک می‌کنند.

هر جسم شیمیایی ساختاری کوچک، حدود دو میلی‌متر، با خون‌رسانی بسیار فراوان است تا همواره ترکیب خون شریانی را نمونه‌برداری کند. جسم کاروتیدی در دوشاخهٔ کاروتید مشترک و یک تا سه جسم آئورتی در مجاورت آئورت قرار دارند. آوران‌های آن‌ها همراه مسیرهای گیرندهٔ فشاری از اعصاب هرینگ و واگ به ساقهٔ مغز می‌رسند.

رفلکس شیمیایی در فشار طبیعی تنظیم‌کنندهٔ اصلی فشار نیست؛ وظیفهٔ اصلی این گیرنده‌ها در کنترل تنفس است. در فشار پایین، کاهش جریان خود جسم شیمیایی، محرک را تشدید می‌کند و یک بازخورد حفاظتی برای افزایش فشار می‌سازد. فعال‌شدن مزمن آن‌ها می‌تواند در چاقی شدید و وقفهٔ تنفسی انسدادی خواب به افزایش فعالیت سمپاتیک کمک کند.

فشار طبیعی

گیرنده‌های فشاری کنترل اصلی لحظه‌ای را بر عهده دارند.

زیر ۸۰ میلی‌متر جیوه

رفلکس شیمیایی برای جلوگیری از افت بیشتر فشار اهمیت پیدا می‌کند.

افت بسیار شدید

پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی وارد مدار می‌شود.

دهلیزها و شریان‌های ریوی دارای گیرنده‌های کششی کم‌فشارند. این حسگرها فشار شریانی سیستمیک را مستقیماً اندازه نمی‌گیرند، اما تغییر حجم خون را زود تشخیص می‌دهند و پاسخ‌های موازی با رفلکس گیرندهٔ فشاری ایجاد می‌کنند.

۳۰۰ میلی‌لیترحجم تزریق ناگهانی در آزمایش
۱۵ میلی‌متر جیوهافزایش فشار با همهٔ گیرنده‌ها سالم
۴۰ میلی‌متر جیوهپس از حذف گیرنده‌های شریانی
۱۰۰ میلی‌متر جیوهپس از حذف گیرنده‌های شریانی و کم‌فشار

کشش دهلیز فعالیت سمپاتیک کلیوی و بازجذب توبولی را کم، شریانچهٔ آوران را گشاد و ترشح هورمون ضدادراری را مهار می‌کند. هم‌زمان پپتید ناتریورتیک دهلیزی آزاد می‌شود؛ حاصل نهایی، افزایش دفع سدیم و آب و بازگرداندن حجم خون به مقدار طبیعی است.

بازوی رفلکس حجمتغییر ایجادشدهاثر نهایی
اعصاب سمپاتیک کلیهکاهش فعالیتکاهش بازجذب توبولی و افزایش دفع
شریانچهٔ آورانگشادشدنافزایش فشار گلومرولی و فیلتراسیون
هیپوتالاموس و هورمون ضدادراریکاهش ترشحکاهش بازجذب آب
دهلیزآزادشدن پپتید ناتریورتیکافزایش دفع سدیم و آب
رفلکس حجم و بین‌بریج
شکل ۱۸ـ۱۰ ـ افزایش حجم و کشش دهلیز، دفع کلیوی آب و سدیم را تقویت می‌کند و از راه رفلکس بین‌بریج ممکن است ضربان قلب را بالا ببرد.
۱۰
جلوگیری از تجمع خون در دهلیزها

رفلکس بین‌بریج و برهم‌کنش آن با بارورفلکس

افزایش فشار دهلیز، به‌ویژه وقتی ضربان پایه پایین است، می‌تواند ضربان را تا ۷۵ درصد افزایش دهد. بخشی از این اثر مستقیم است: کشش گره سینوسی می‌تواند ضربان را تا حدود ۱۵ درصد بالا ببرد؛ بخش بزرگ‌تر، یعنی حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد، ناشی از رفلکس بین‌بریج است.

رفلکس بین‌بریج

  • محرک: کشش دهلیز
  • آوران: واگ به بصل‌النخاع
  • برون‌داد: واگی و سمپاتیک
  • نتیجه: افزایش ضربان و قدرت انقباض

رفلکس گیرندهٔ فشاری

  • محرک: افزایش فشار شریانی
  • نتیجه: کاهش ضربان
  • در حجم زیاد می‌تواند با بین‌بریج رقابت کند
  • اثر خالص به ضربان پایه و شدت دو رفلکس بستگی دارد

منطق عملکردی

رفلکس بین‌بریج با افزایش سرعت تخلیهٔ قلب، مانع تجمع خون در وریدها، دهلیزها و گردش ریوی می‌شود.

۱۱
آخرین خط دفاع فشار

پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی و واکنش کوشینگ

محدودهٔ معمول: رفلکس گیرندهٔ فشاری قوی‌ترین حساسیت در اطراف فشار متوسط ۱۰۰ میلی‌متر جیوه افت فشار زیر ۸۰: رفلکس شیمیایی پررنگ می‌شود کاهش اکسیژن و تجمع دی‌اکسیدکربن و یون هیدروژن افت شدید زیر ۶۰: پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی اوج در ۱۵ تا ۲۰؛ آخرین خط دفاع برای خون‌رسانی مغز
نمودار آموزشی ۴ ـ هرچه فشار پایین‌تر می‌آید، سامانه‌های دفاعی از کنترل لحظه‌به‌لحظه به مکانیسم‌های نجات‌بخش و پرقدرت تغییر می‌کنند.

اگر خون‌رسانی مرکز وازوموتور کاهش یابد، دی‌اکسیدکربن و اسیدها در بافت مغز تجمع می‌یابند و نورون‌های تنگ‌کننده به‌شدت فعال می‌شوند. تنگی گستردهٔ عروق و افزایش فعالیت قلب می‌تواند فشار را به‌طور بسیار قدرتمند بالا ببرد.

این پاسخ تا وقتی فشار به زیر حدود ۶۰ میلی‌متر جیوه نرسیده اهمیت زیادی ندارد و در حدود ۱۵ تا ۲۰ به حداکثر می‌رسد؛ بنابراین مکانیسم طبیعی روزمره نیست، بلکه «آخرین خط دفاع» در افت نزدیک به مرگ است.

تجمع دی‌اکسیدکربن، یون هیدروژن و سایر متابولیت‌های اسیدی محرک مستقیم نورون‌های وازوموتور است. پاسخ سمپاتیک آن‌قدر شدید می‌شود که بسیاری از عروق محیطی، حتی عروق کلیه و احشا، تقریباً حداکثر منقبض می‌شوند. هدف اصلی این است که اندک خون باقی‌مانده به قلب و مغز هدایت شود.

تفاوت با رفلکس شیمیایی

در رفلکس شیمیایی، حسگر در جسم کاروتیدی یا آئورتی است؛ در پاسخ ایسکمیک، خود نورون‌های مرکز وازوموتور به کاهش جریان و تجمع متابولیت‌ها واکنش نشان می‌دهند.

واکنش کوشینگ

افزایش فشار مایع مغزی‌نخاعی، عروق مغز را فشرده می‌کند و ایسکمی مغزی می‌سازد. پاسخ ایسکمیک فشار شریانی را تا کمی بالاتر از فشار داخل جمجمه بالا می‌برد تا جریان مغزی دوباره برقرار شود. این واکنش محافظت‌کننده است، اما نشانهٔ وضعیت خطرناک داخل جمجمه‌ای محسوب می‌شود.

۱۲
مشارکت عضلات و تنفس

پمپ عضلانی، رفلکس فشار شکمی و موج‌های فشار

کنترل سریع گردش فقط به اعصاب خودمختار محدود نیست. در رفلکس گیرندهٔ فشاری یا شیمیایی، پیام‌هایی به عضلات اسکلتی، به‌ویژه عضلات شکم، نیز می‌روند. انقباض شکم مخازن وریدی را می‌فشارد، خون را به قلب می‌راند و برون‌ده قلبی و فشار را افزایش می‌دهد؛ این پاسخ «رفلکس فشار شکمی» نام دارد.

انقباض عضلات در ورزش نیز عروق را می‌فشارد و خون محیطی را به قلب و ریه‌ها منتقل می‌کند. این اثر برای افزایش ۵ تا ۷ برابری برون‌ده قلبی در ورزش سنگین مهم است و فشار متوسط را از حدود ۱۰۰ به ۱۳۰ تا ۱۶۰ می‌رساند.

موج‌های تنفسی

با هر چرخهٔ تنفس، فشار شریانی معمولاً ۴ تا ۶ میلی‌متر جیوه نوسان می‌کند. سرریز پیام‌های مرکز تنفس به مرکز وازوموتور، تغییر فشار داخل قفسهٔ سینه و تحریک گیرنده‌های کششی همگی نقش دارند. در تنفس عمیق دامنه می‌تواند به ۲۰ برسد.

عامل ایجاد موج تنفسیمکانیسم
سرریز عصبیپیام‌های مرکز تنفس در هر چرخه بر مرکز وازوموتور اثر می‌گذارند.
فشار منفی دمعروق قفسهٔ سینه متسع می‌شوند و بازگشت لحظه‌ای خون به قلب چپ کاهش می‌یابد.
گیرنده‌های کششیتغییر فشار عروق ریوی و دهلیزها رفلکس‌های قلبی‌عروقی ایجاد می‌کند.

در تنفس معمولی فشار در ابتدای بازدم افزایش و در ادامهٔ چرخه کاهش می‌یابد. جهت دقیق تغییر به زمان انتقال خون از قلب راست به چپ و تأخیر میان تغییر فشار قفسهٔ سینه و تغییر برون‌ده بطن چپ وابسته است.

موج‌های بزرگ‌تر و کندتر، «موج‌های وازوموتور» یا «موج‌های مایر» هستند. در انسان بیدار هر چرخه معمولاً ۷ تا ۱۰ ثانیه طول می‌کشد و دامنه گاهی به ۱۰ تا ۴۰ میلی‌متر جیوه می‌رسد. علت، نوسان سامانه‌های بازخوردی همراه با تأخیر پاسخ است.

موج‌های وازوموتور
شکل ۱۸ـ۱۱ ـ موج‌های فشار می‌توانند از نوسان پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی یا نوسان رفلکس گیرندهٔ فشاری ایجاد شوند.

اصل سامانه‌های کنترل

اگر بهرهٔ بازخورد زیاد و پاسخ با تأخیر همراه باشد، سامانه به‌جای تثبیت یکنواخت، حول نقطهٔ تنظیم نوسان می‌کند. همین اصل در رفلکس شیمیایی و گیرندهٔ فشاری نیز دیده می‌شود.

۱۳
مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها

کلیدواژه‌های سؤال، پاسخ سریع و منطق آن

کلیدواژهٔ سؤالپاسخ سریعمنطق
شریانچه و ورید؛ عصب‌دهی گستردهسمپاتیکمقاومت، ظرفیت و بازگشت وریدی را هم‌زمان کنترل می‌کند.
تون عروقی پایهشلیک ۰٫۵ تا ۲ پیام در ثانیهفعالیت مداوم ناحیهٔ تنگ‌کنندهٔ مرکز وازوموتور است.
افت فشار بعد از بی‌حسی نخاعیحذف تون سمپاتیکاتساع گستردهٔ عروق فشار را از حدود ۱۰۰ به ۵۰ می‌رساند.
آوران سینوس کاروتیدهرینگ ← زبانی‌حلقی ← هستهٔ راه منفردمسیر با آوران قوس آئورت متفاوت است.
آوران قوس آئورتواگ ← هستهٔ راه منفردگیرندهٔ کششی شریان بزرگ است.
بیشترین حساسیت بارورفلکساطراف ۱۰۰ میلی‌متر جیوهشیب منحنی در محدودهٔ طبیعی بیشترین است.
افت فشار زیر ۸۰رفلکس شیمیاییکاهش خون‌رسانی جسم کاروتیدی و آئورتی، کمبود اکسیژن و تجمع اسید ایجاد می‌کند.
افت فشار زیر ۶۰پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزیمکانیسم نجات‌بخش و بسیار پرقدرت است.
فشار داخل جمجمه بالاواکنش کوشینگفشار شریانی باید از فشار مایع مغزی‌نخاعی بیشتر شود تا جریان مغز برقرار بماند.
افزایش حجم خون و کشش دهلیزرفلکس حجم + پپتید ناتریورتیک دهلیزیدفع آب و سدیم را افزایش می‌دهد.
کشش دهلیز و افزایش ضربانرفلکس بین‌بریجاز تجمع خون در گردش وریدی و ریوی جلوگیری می‌کند.
غش هیجانی همراه برادی‌کاردیسنکوپ وازوواگالکاهش هم‌زمان ضربان و مقاومت عروقی، خون‌رسانی مغز را کم می‌کند.
موج‌های مایرنوسان بازخورد با تأخیرممکن است از بارورفلکس، شیمیورفلکس یا پاسخ ایسکمیک ناشی شود.
اصل اولسمپاتیک، فشار را با افزایش مقاومت، بازگشت وریدی و قدرت پمپ قلب بالا می‌برد.
اصل دومگیرنده‌های فشاری کنترل‌کنندهٔ لحظه‌ای و بافر نوسانات‌اند، نه تنها تنظیم‌کنندهٔ مزمن.
اصل سومگیرنده‌های کم‌فشار تغییر حجم را پیش از تبدیل‌شدن به افزایش شدید فشار حس می‌کنند.
اصل چهارمدر افت شدید فشار، کنترل از بارورفلکس به شیمیورفلکس و سپس پاسخ ایسکمیک منتقل می‌شود.

دام‌های نهایی

  • گیرندهٔ فشاری در فشار ثابت بالا به‌تدریج بازتنظیم می‌شود، اما نقش بلندمدت آن صفر نمی‌شود.
  • بستن کاروتید فشار سینوس را کاهش می‌دهد؛ بنابراین پاسخ بدن افزایش فشار سیستمیک است.
  • رفلکس بین‌بریج ضربان را بالا می‌برد، درحالی‌که بارورفلکس ناشی از افزایش فشار تمایل به کاهش ضربان دارد.
  • سنکوپ وازوواگال حاصل افزایش سمپاتیک نیست؛ ترکیب اتساع عروقی و برادی‌کاردی است.
  • پاسخ ایسکمیک مغز فقط در فشارهای بسیار پایین وارد مدار می‌شود و مکانیسم روزمره نیست.
  • موج مایر با موج تنفسی یکسان نیست؛ کندتر، بزرگ‌تر و ناشی از نوسان بازخورد عصبی است.

جمع‌بندی یک‌خطی

کنترل عصبی گردش خون یک سامانهٔ چندلایه است: مرکز وازوموتور با تون سمپاتیک پایه، فشار را در چند ثانیه تغییر می‌دهد؛ گیرنده‌های فشاری نوسان‌های روزمره را بافر می‌کنند؛ گیرنده‌های کم‌فشار حجم را تنظیم می‌کنند؛ و پاسخ ایسکمیک مغز آخرین خط دفاع در افت کشندهٔ فشار است.