MedDarvish · خلاصه بافت‌شناسی

فصل ۱۴ — دستگاه ایمنی
و اندام‌های لنفاوی

بافت‌شناسی جان‌کوئیرا · ویرایش پانزدهم · تهیه‌شده توسط شایان درویش‌زاده
۷ پارت + مرورمحتوای کامل
عکس واقعی + دیاگرامساختار↔عملکرد
فهرست مطالب
پارت ۱ — ایمنی ذاتی و اکتسابی + سایتوکاین‌ها پارت ۲ — آنتی‌ژن و آنتی‌بادی پارت ۳ — ارائهٔ آنتی‌ژن و MHC پارت ۴ — لنفوسیت‌های T و B پارت ۵ — تیموس پارت ۶ — MALT و گرهٔ لنفاوی پارت ۷ — طحال مرور عمیق و جمع‌بندی
۲ خط دفاعی
ایمنی ذاتی (سریع/غیراختصاصی) و اکتسابی (کند/اختصاصی)
۵ کلاس
آنتی‌بادی: IgG · IgM · IgA · IgE · IgD
۸–۸۰ kDa
جرم مولکولی سایتوکاین‌ها (عمل پاراکرین)
~۲٪
سهم سلول‌های T که از هر دو گزینش تیموس عبور می‌کنند
۷۵–۸۵٪
سهم IgG از کل ایمونوگلوبولین خون
~۷۵٪
سهم سلول‌های T از لنفوسیت‌های در گردش
۴۰۰–۴۵۰
تعداد کل گره‌های لنفاوی بدن
~۷۰٪
سهم MALT از کل سلول‌های ایمنی بدن
۱
PART ONE

دو خط دفاعی: ایمنی ذاتی و اکتسابی + زبان سلول‌ها (سایتوکاین‌ها)

دستگاه ایمنی، برخلاف بیشتر دستگاه‌های بدن، یک اندامِ یک‌جا و جمع‌وجور نیست؛ بیشتر شبیه ارتشی پراکنده است که سربازانش — گلبول‌های سفید — در تک‌تکِ بافت‌های بدن مستقرند و فقط از راهِ خون و لنف با اندام‌های لنفاوی در ارتباط‌اند. کلِ فصل روی یک ایدهٔ ساده می‌چرخد: دفاعِ بدن دو لایه دارد؛ یکی سریع و همگانی، دیگری کندتر اما دقیق و دارای حافظه.

ایمنی ذاتی در برابر ایمنی اکتسابی

ایمنی‌شناسان دو خط دفاعی نسبتاً هم‌پوشان را در برابر مهاجمان به رسمیت می‌شناسند. ایمنی ذاتی از نظر تکاملی قدیمی‌تر است، فوری و غیراختصاصی عمل می‌کند و شامل سدهای فیزیکی و طیف وسیعی از مکانیسم‌های اثرگذار است. در مقابل، ایمنی اکتسابی اختصاصی است، کندتر پاسخ می‌دهد، توسط لنفوسیت‌ها و سلول‌های ارائه‌کنندهٔ آنتی‌ژن (APC) میانجی می‌شود و مهم‌تر از همه سلول حافظه تولید می‌کند تا اگر همان میکروب دوباره ظاهر شد، پاسخ بسیار سریع‌تری زده شود.

ایمنی ذاتیقدیمی‌تر، فوری، غیراختصاصی. سدهای پوست و مخاط، نوتروفیل‌ها و سایر گرانولوسیت‌ها، سلول‌های NK و مواد شیمیایی ضدمیکروبی. بدون حافظه.
ایمنی اکتسابیجدیدتر، اختصاصی، کندتر. لنفوسیت B و T و APCها. علیه مهاجم خاص فعال می‌شود و سلول حافظه می‌سازد.
💡 محل تولید در برابر محل فعال‌سازی

لنفوسیت‌ها ابتدا در اندام‌های لنفاوی اولیه یعنی مغز استخوان (محل بلوغ B) و تیموس (محل بلوغ T) ساخته می‌شوند. اما بیشترِ فعال‌سازی و تکثیر آن‌ها در اندام‌های لنفاوی ثانویه رخ می‌دهد: گره‌های لنفاوی، طحال و بافت لنفاوی منتشر مخاط‌ها (MALT) شامل لوزه‌ها، پلاک‌های پی‌یر و آپاندیس. این تفکیک «اولیه = تولید، ثانویه = فعال‌سازی» ستون فقرات فصل است.

سلاح‌های ایمنی ذاتی

سدهای اول، پوست و مخاط دستگاه‌های گوارش، تنفس و ادراری-تناسلی‌اند که از نفوذ عوامل عفونی جلوگیری می‌کنند. میکروب‌هایی که این سدها را رد کنند، سریعاً توسط نوتروفیل‌ها و دیگر لکوسیت‌های بافت همبند مجاور حذف می‌شوند. گیرنده‌های شبه‌تول (TLRs) روی لکوسیت‌ها اجزای سطحی این مهاجمان را شناسایی و به آن‌ها متصل می‌شوند. سلول‌های کشندهٔ طبیعی (NK) سلول‌های ناسالم میزبان — آلوده به ویروس یا باکتری و نیز برخی سلول‌های مستعد تومور — را نابود می‌کنند.

عامل ضدمیکروبیمنبعمکانیسم اثر
اسید کلریدریک و اسیدهای آلینواحی اختصاصی (مثل معده)کاهش موضعی pH؛ کشتن مستقیم میکروب یا مهار رشد
دفنسین‌ها (پلی‌پپتید کاتیونی کوتاه)نوتروفیل و سلول‌های اپیتلیالتخریب دیوارهٔ سلولی باکتری
لیزوزیم (آنزیم)نوتروفیل و سدهای اپیتلیالهیدرولیز اجزای دیوارهٔ سلولی باکتری
کمپلمان (~۲۰ پروتئین پلاسما)عمدتاً کبد، در پلاسما/موکوس/ماکروفاژواکنش با سطح باکتری برای کمک به حذف آن
اینترفرون‌هالکوسیت، NK و سلول آلوده به ویروسسیگنال به NK برای کشتن و مقاوم‌سازی سلول‌های مجاور علیه ویروس
🩺 نکته بالینی — فرار باکتری کپسول‌دار

برخی باکتری‌های بیماری‌زا مثل هموفیلوس آنفلوآنزا و استرپتوکوک پنومونیه با پوشاندن دیوارهٔ خود با یک «کپسول» پلی‌ساکاریدی، از فاگوسیتوز توسط گرانولوسیت‌ها و ماکروفاژها فرار می‌کنند؛ کپسول مانع شناسایی و اتصال به گیرنده‌های فاگوسیت می‌شود. سرانجام این باکتری‌ها با مکانیسم‌های وابسته به آنتی‌بادی (فاگوسیتوز پس از اپسونیزاسیون) حذف می‌شوند، اما در فاصلهٔ چندروزه تکثیر می‌یابند. بیماران سالمند یا دارای نقص ایمنی به‌ویژه در برابر این باکتری‌ها آسیب‌پذیرند.

سایتوکاین‌ها؛ زبان مشترک سلول‌های ایمنی

درون اندام‌های لنفاوی و حین التهاب در محل عفونت، سلول‌های ایمنی عمدتاً از طریق سایتوکاین‌ها با هم گفتگو می‌کنند. سایتوکاین‌ها گروهی متنوع از پپتیدها و گلیکوپروتئین‌ها با جرم مولکولی کم (معمولاً ۸ تا ۸۰ کیلودالتون) و عملکرد پاراکرین هستند و در هر دو ایمنی ذاتی و اکتسابی نقش دارند. پاسخ‌های اصلی القاشده در سلول هدف عبارت‌اند از:

۱
کموتاکسی (حرکت جهت‌دار)

هدایت و تجمع سلول‌ها به محل التهاب (مثلاً حین دیاپدز). سایتوکاین‌هایی که این اثر را دارند کموکاین نامیده می‌شوند؛ مثال: IL-8 برای نوتروفیل و لنفوسیت T.

۲
افزایش فعالیت میتوزی

افزایش تقسیم برخی لکوسیت‌ها، هم به‌صورت موضعی و هم در مغز استخوان (مثل GM-CSF و M-CSF برای پیش‌سازهای لکوسیت).

۳
تنظیم فعالیت لنفوسیت

تحریک یا سرکوب فعالیت لنفوسیت در ایمنی اکتسابی. گروهی از این‌ها اینترلوکین (IL) نام گرفتند چون تصور می‌شد فقط توسط لکوسیت‌ها تولید و هدف‌گذاری می‌شوند.

۴
تحریک فاگوسیتوز یا کشتن سلول

راه‌اندازی بلع یا کشتن هدفمند توسط سلول‌های ایمنی ذاتی (مثل اینترفرون-γ و IL-4 که ماکروفاژ را فعال می‌کنند).

⚠️ دام امتحانی — نقش‌های متضاد سایتوکاین‌ها

بیشتر سایتوکاین‌ها چند سلول هدف و چند اثر دارند. مراقب نقش‌های متضاد باش: IL-12 رشد لنفوسیت T را تحریک می‌کند اما IL-10 ماکروفاژها و پاسخ‌های اکتسابی اختصاصی را مهار می‌کند. همچنین IL-5 به‌طور اختصاصی روی ائوزینوفیل (تکثیر، تمایز، فعال‌سازی) کار می‌کند. این جزئیات پرتکرار تست‌اند.

۲
PART TWO

آنتی‌ژن و آنتی‌بادی: ساختار، پنج کلاس و سازوکار عمل

قلبِ ایمنیِ اکتسابی، «شناختِ اختصاصی» است. هر مولکولی که این سیستم آن را بیگانه تشخیص می‌دهد آنتی‌ژن نام دارد. نکتهٔ ظریف اینجاست که سلول‌های ایمنی کلِ آنتی‌ژن را نمی‌بینند، بلکه فقط یک تکهٔ کوچک از آن — به نام اپی‌توپ — را می‌شناسند. پاسخِ بدن هم می‌تواند سلولی باشد، هم آنتی‌بادی‌محور، هم هر دو با هم.

ساختار پایهٔ ایمونوگلوبولین

آنتی‌بادی یک گلیکوپروتئین از خانوادهٔ ایمونوگلوبولین است که به‌صورت اختصاصی با یک تعیین‌کنندهٔ آنتی‌ژنی واکنش می‌دهد و توسط پلاسماسل‌ها (حاصل تمایز نهایی لنفوسیت‌های B تکثیریافته) ترشح می‌شود. همهٔ ایمونوگلوبولین‌ها یک طرح مشترک دارند: دو زنجیرهٔ سبک یکسان و دو زنجیرهٔ سنگین یکسان که با پیوندهای دی‌سولفیدی به هم متصل‌اند.

ناحیهٔ ثابت Fcانتهای کربوکسیلی زنجیرهٔ سنگین. توسط گیرنده‌های سطحی سلول‌ها (مثل بازوفیل و ماست‌سل) شناسایی می‌شود و آنتی‌بادی را به سطح آن‌ها متصل می‌کند.
ناحیهٔ متغیر و جایگاه اتصال (Fab)۱۱۰ اسیدآمینهٔ اول نزدیک انتهای آمینی زنجیرهای سبک و سنگین. ناحیهٔ متغیر یک زنجیرهٔ سبک + یک سنگین، جایگاه اتصال آنتی‌ژن را می‌سازد. هر آنتی‌بادی دو جایگاه اتصال (هر دو برای یک آنتی‌ژن) دارد.
💡 از کجا این‌همه تنوع می‌آید؟

توالی‌های DNA کدکنندهٔ ناحیهٔ متغیر، پس از فعال‌سازی لنفوسیت B علیه آنتی‌ژن خاص، دچار نوترکیبی و بازآرایی می‌شوند و تمام نوادگان آن سلول، آنتی‌بادی‌هایی می‌سازند که دقیقاً همان آنتی‌ژن را می‌بندند. همین مکانیسم منشأ تنوع شگفت‌انگیز رپرتوار آنتی‌بادی است.

جایگاه اتصال آنتی‌ژن (Fab × ۲) زنجیرهٔ سبک زنجیرهٔ سنگین پیوند دی‌سولفیدی ناحیهٔ ثابت Fc (اتصال به گیرندهٔ سلول)
دیاگرام ۱. ساختار «مونومر» آنتی‌بادی: دو زنجیرهٔ سنگین (بنفش) و دو زنجیرهٔ سبک (آبی) با پیوند دی‌سولفیدی. دو بازوی بالایی (Fab) آنتی‌ژن را می‌بندند و دم پایینی (Fc) به گیرندهٔ سطحی سلول‌ها متصل می‌شود.
پنج کلاس ایمونوگلوبولین

ایمونوگلوبولین‌های انسان به پنج کلاس اصلی تقسیم می‌شوند. این جدول، ستون فقرات سؤالات این بخش است:

کلاسساختاردرصد در پلاسمامحل/ویژگی کلیدیعملکرد اصلی
IgGمونومر۷۵–۸۵٪ (فراوان‌ترین)تنها کلاسی که از جفت عبور می‌کند؛ نیمه‌عمر >۳ هفته، محلول و پایدارفعال‌سازی فاگوسیتوز، خنثی‌سازی آنتی‌ژن، ایمنی غیرفعال جنین
IgMپنتامر (با زنجیرهٔ J)۵–۱۰٪سطح لنفوسیت B (به‌صورت مونومر)؛ اولین آنتی‌بادی پاسخ اولیهمؤثرترین کلاس در فعال‌سازی کمپلمان
IgAدایمر (با زنجیرهٔ J + جزء ترشحی)۱۰–۱۵٪تقریباً همهٔ ترشحات اگزوکرین (بزاق، شیر، اشک، موکوس)محافظت از مخاط‌ها؛ مقاوم به پروتئولیز
IgEمونومر۰٫۰۰۲٪با Fc به گیرندهٔ ماست‌سل و بازوفیل متصل استواکنش آلرژیک و دفاع ضد کرم انگلی
IgDمونومر۰٫۰۰۱٪ (کم‌ترین)سطح لنفوسیت B (همراه IgM)گیرندهٔ آنتی‌ژن در راه‌اندازی فعال‌سازی سلول B
🩺 نکته بالینی — IgE و واکنش آلرژیک

IgE با ناحیهٔ Fc خود به گیرنده‌های سطح ماست‌سل و بازوفیل متصل می‌ماند. وقتی این IgE با همان آنتی‌ژنی که تولیدش را برانگیخته بود (آلرژن) برخورد کند، کمپلکس آنتی‌ژن-آنتی‌بادی آزاد شدن هیستامین، هپارین و لکوترین‌ها را تحریک می‌کند — همان مکانیسم واکنش آلرژیک. پس آلرژی، یک پاسخ ایمنی هومورال میانجی‌شده با IgE متصل به سلول است.

اعمال آنتی‌بادی: مستقیم و غیرمستقیم

عملکرد آنتی‌بادی را به دو دسته تقسیم کن: آنچه با جایگاه اتصال (Fab) انجام می‌شود و آنچه با دم Fc:

خنثی‌سازیآنتی‌بادی بخش فعال میکروب یا سم را می‌پوشاند و بی‌اثر می‌کند (IgG و IgA).
آگلوتیناسیونآنتی‌بادی سلول‌ها (مثل باکتری) را به هم متصل و «کلامپ» می‌کند تا حذف آسان شود.
رسوباتصال متقاطع ذرات محلول (مثل سم) و تشکیل کمپلکس آنتی‌ژن-آنتی‌بادی نامحلول.

سه عمل دیگر از طریق دم Fc و در خدمت ایمنی ذاتی انجام می‌شوند:

۱
فعال‌سازی کمپلمان

کمپلکس آنتی‌ژن-آنتی‌بادی حاوی IgG یا IgM به پلی‌پپتیدهای سیستم کمپلمان متصل و آبشار آنزیمی را فعال می‌کند؛ نتیجه: پاره‌کردن غشای سلول مهاجم و فراخوانی لکوسیت.

۲
اپسونیزاسیون

گیرنده‌های ماکروفاژ، نوتروفیل و ائوزینوفیل دم Fc آنتی‌بادی متصل به سطح میکروب را شناسایی می‌کنند و کارایی فاگوسیتوز را به‌شدت بالا می‌برند.

۳
فعال‌سازی سلول NK

آنتی‌بادی متصل به آنتی‌ژن سلول آلوده به ویروس توسط NK شناسایی می‌شود؛ NK فعال می‌شود و با ترشح پرفورین و گرانزایم آپوپتوز سلول آلوده را راه می‌اندازد.

۳
PART THREE

ارائهٔ آنتی‌ژن و کمپلکس سازگاری بافتی (MHC)

لنفوسیتِ T آنتی‌ژنِ آزاد و شناور را نمی‌بیند؛ تنها آنتی‌ژنی را می‌شناسد که روی یک «سینیِ نمایش» به نام MHC به او عرضه شده باشد. همین مولکول‌ها — که در انسان HLA نامیده می‌شوند — از فردی به فردِ دیگر بسیار متفاوت‌اند، و درست به همین دلیل، عاملِ اصلیِ پس‌زدنِ پیوندِ عضو هستند.

MHC کلاس I غشای هر سلول هسته‌دار پپتید منشأ: پروتئین داخلی (پروتئازوم/ER) هدف: CD8⁺ (سلول کشندهٔ T) MHC کلاس II فقط APCها (سیستم فاگوسیت تک‌هسته‌ای) پپتید منشأ: پروتئین بلعیده‌شده (اندولیزوزوم) هدف: CD4⁺ (سلول کمکی T)
دیاگرام ۲. دو کلاس MHC: کلاس I روی همهٔ سلول‌های هسته‌دار پپتیدهای «خودی» داخلی را به CD8 نشان می‌دهد؛ کلاس II فقط روی APCها پپتیدهای بلعیده‌شدهٔ «بیگانه» را به CD4 ارائه می‌کند. قاعدهٔ طلایی: «۸ × I = ۸» و «۲ × ۴ = ۸» (CD8↔کلاس I، CD4↔کلاس II).
MHC کلاس I؛ «من خودی‌ام»

مولکول‌های MHC مثل هر کمپلکس غشایی در ER و دستگاه گلژی ساخته می‌شوند. MHC کلاس I پیش از ترک ER، قطعات پپتیدی حاصل از پروتئازوم را که نمایندهٔ همهٔ پروتئین‌های ساخته‌شده در آن سلول‌اند، می‌بندد. همهٔ سلول‌های هسته‌دار روی سطح خود MHC کلاس I با این «آنتی‌ژن‌های خودی» نمایش می‌دهند و T آن‌ها را به‌عنوان سیگنال «این سلول را نادیده بگیر» می‌شناسد. اما اگر سلولی به ویروس آلوده شود یا پروتئینش بر اثر جهش تغییر کند، MHC کلاس I پپتیدی نمایش می‌دهد که T آن را خودی نمی‌شناسد و سلول حذف می‌شود.

MHC کلاس II؛ «این را بلعیدم، نگاه کن»

MHC کلاس II مشابه ساخته و منتقل می‌شود اما فقط در سلول‌های سیستم فاگوسیت تک‌هسته‌ای و برخی سلول‌های دیگر تحت شرایط خاص. پیش از پیوستن به غشا، وزیکول‌های گلژی حاوی کمپلکس کلاس II ابتدا با وزیکول‌های اندولیزوزومی حاوی آنتی‌ژن‌های بلعیده‌شده (با اندوسیتوز، پینوسیتوز یا فاگوسیتوز) ادغام می‌شوند. این اجازه می‌دهد کلاس II قطعاتی از هر چیزی که سلول بلعیده — شامل سلول‌های مرده، آلوده یا غیرطبیعی — را بچسباند و در سطح به T نشان دهد و پاسخ علیه منبع آن آنتی‌ژن را فعال کند.

⚠️ دام امتحانی — درون‌زاد در برابر برون‌زاد

قاعده را قاطع نگه دار: کلاس I = آنتی‌ژن درون‌زاد از داخل سلول (ویروس/تومور) → به CD8. کلاس II = آنتی‌ژن برون‌زاد بلعیده‌شده از بیرون → به CD4. اشتباه گرفتن منشأ پپتید و کلاس MHC شایع‌ترین خطای این بخش است.

🩺 نکته بالینی — انواع پیوند و رد پیوند

اتوگرافت (دهنده و گیرنده یک فرد، مثل پیوند پوست در بیمار سوختگی) و ایزوگرافت (دوقلوی همسان) رد نمی‌شوند. اما هوموگرافت/آلوگرافت (دو فرد متفاوت) حاوی سلول‌هایی با MHC کلاس I و سلول‌های دندریتیک با MHC کلاس II است که پپتیدهایی را نمایش می‌دهند که T میزبان «بیگانه» می‌شناسد → رد پیوند. داروهای سرکوب‌گر ایمنی مثل سیکلوسپورین با مهار فعال‌سازی سلول‌های T کشنده، استفادهٔ گسترده‌تر از آلوگرافت و حتی زنوگرافت را ممکن کرده‌اند؛ اما سرکوب ایمنی می‌تواند به عفونت‌های فرصت‌طلب یا سرطان منجر شود.

سلول‌های ارائه‌کنندهٔ آنتی‌ژن (APC)

بیشتر APCهای تخصصی جزو سیستم فاگوسیت تک‌هسته‌ای‌اند: انواع ماکروفاژ و سلول‌های دندریتیک تخصصی اندام‌های لنفاوی (که نباید با سلول‌های بافت عصبی اشتباه شوند). ویژگی مشترک همهٔ APCها یک سیستم فعال اندوسیتوز و بیان MHC کلاس II برای ارائهٔ پپتیدهای آنتی‌ژن برون‌زاد است. علاوه بر سلول‌های دندریتیک و مشتقات مونوسیت، APCهای «حرفه‌ای» شامل لنفوسیت‌های B و سلول‌های اپیتلیال تیموس (TEC) هم می‌شوند. حین التهاب، اینترفرون-γ بیان موقت کلاس II را در برخی سلول‌های «غیرحرفه‌ای» مثل فیبروبلاست و سلول اندوتلیال عروقی القا می‌کند.

۴
PART FOUR

سربازان ایمنی اکتسابی: لنفوسیت‌های T و B

لنفوسیت‌ها هم فرمانده‌اند هم سرباز؛ هم ایمنیِ اکتسابی را تنظیم می‌کنند و هم خودشان آن را به اجرا درمی‌آورند. زیر میکروسکوپ تقریباً شبیهِ هم‌اند، اما نشانگرهای سطحیِ CD کمک می‌کنند آن‌ها را به دو خانوادهٔ B و T تقسیم کنیم. تفاوتِ کلیدی این است: گیرندهٔ B مستقیم به آنتی‌ژن می‌چسبد، اما گیرندهٔ T فقط آنتی‌ژنِ نشسته روی MHC را می‌پذیرد، آن‌هم با کمکِ CD4 یا CD8.

بافت لنفاوی؛ بستری از رتیکولین

بافت لنفاوی معمولاً بافت همبند رتیکولر پر از تعداد زیادی لنفوسیت است. چون لنفوسیت‌ها هستهٔ بازوفیلیک برجسته و سیتوپلاسم بسیار کم دارند، بافت لنفاوی در رنگ‌آمیزی H&E معمولاً آبی تیره دیده می‌شود. در همهٔ بافت‌های لنفاوی ثانویه، لنفوسیت‌ها روی شبکهٔ غنی از رشته‌های رتیکولین (کلاژن نوع III) نگه داشته می‌شوند که توسط سلول‌های رتیکولر فیبروبلاستی ساخته و حفظ می‌شوند. درصد نسبی B و T در هر اندام تقریباً ثابت است:

اندام لنفاویلنفوسیت T (٪)لنفوسیت B (٪)
تیموس۱۰۰۰
مغز استخوان۱۰۹۰
طحال۴۵۵۵
گره لنفاوی۶۰۴۰
خون۷۰۳۰
زیرگروه‌های لنفوسیت T

سلول‌های T عمری طولانی دارند و حدود ۷۵٪ لنفوسیت‌های در گردش را می‌سازند. آن‌ها آنتی‌ژن را با گیرندهٔ سلول T (TCR) — معمولاً دو گلیکوپروتئین زنجیرهٔ α و β — شناسایی می‌کنند. چون TCR فقط پپتید ارائه‌شده روی MHC را می‌شناسد، گفته می‌شود T «MHC-restricted» است.

سلول T کمکی (Helper / CD4⁺)کوریسپتور CD4 با MHC کلاس II پیوند می‌خورد. با ترشح سایتوکاین، تمایز B به پلاسماسل، فعال‌سازی ماکروفاژ و CTL و راه‌اندازی التهاب را هدایت می‌کند. برخی به سلول حافظهٔ کمکی تبدیل می‌شوند.
سلول T کشنده (Cytotoxic / CD8⁺)TCR + CD8 آنتی‌ژن روی MHC کلاس I سلول‌های «بیگانه» (تومور، پیوند، آلوده به ویروس) را می‌شناسد. با IL-2 از سلول کمکی فعال و تکثیر می‌شود و با پرفورین و گرانزایم آپوپتوز می‌سازد = ایمنی سلولی.
سلول T تنظیمی (Regulatory / Treg)CD4⁺CD25⁺ و دارای فاکتور رونویسی Foxp3. پاسخ‌های ایمنی اختصاصی را مهار و تحمل محیطی ایجاد می‌کند تا پاسخ به آنتی‌ژن‌های خودی سرکوب شود.
سلول T گاما-دلتا (γδ)زیرگروه کوچک با TCR حاوی زنجیرهٔ γ و δ به‌جای α و β. به اپیدرم و اپیتلیوم مخاطی مهاجرت می‌کند، عمدتاً درون‌اپیتلیالی می‌ماند و مثل سلول‌های ایمنی ذاتی در خط مقدم عمل می‌کند.
🩺 نکته بالینی — HIV و ایدز

رتروویروس عامل سندرم نقص ایمنی اکتسابی (AIDS) سلول‌های T کمکی (CD4⁺) را آلوده و به‌سرعت می‌کشد. کاهش این گروه کلیدی، سیستم ایمنی بیمار را فلج می‌کند و او را در برابر عفونت‌های فرصت‌طلب باکتریایی، قارچی و تک‌یاخته‌ای آسیب‌پذیر می‌سازد — عفونت‌هایی که در فرد سالم به‌راحتی مهار می‌شوند.

لنفوسیت B و تشکیل ندول لنفوئیدی

در لنفوسیت B، گیرندهٔ سطحی آنتی‌ژن مونومرهای IgM یا IgD است و هر سلول B با حدود ۱۵۰٬۰۰۰ گیرندهٔ B (BCR) پوشیده شده. وقتی BCR آنتی‌ژن را می‌بندد، کمپلکس اندوسیتوز و در اندوزوم تجزیه می‌شود؛ سپس پپتید روی MHC کلاس II سلول B ارائه می‌گردد. یک سلول T کمکی به این B متصل و با ترشح IL-4 آن را فعال می‌کند که جهش‌پذیری ژن‌های ایمونوگلوبولین و چند چرخهٔ تکثیر را تحریک می‌کند.

در فولیکول‌های گره لنفاوی، B با سلول‌های دندریتیک فولیکولی (FDC) برهم‌کنش می‌کند. برخلاف دیگر دندریتیک‌ها، FDC منشأ مزانشیمی دارد و عملکردش به MHC کلاس II وابسته نیست؛ سطحش با کمپلکس آنتی‌بادی-آنتی‌ژن پوشیده است. ندول اولیه با کمک T به ندول ثانویه بزرگ‌تر تبدیل می‌شود.

💡 مرکز زایا و مانتل فولیکولی

ندول ثانویه با یک مرکز زایا کم‌رنگ مشخص می‌شود که پر از لنفوبلاست‌های بزرگ (سنتروبلاست) است؛ این سلول‌ها تکثیر، هیپرموتاسیون مکرر در ژن ناحیهٔ متغیر (افزایش تنوع رپرتوار آنتی‌بادی) و کنترل کیفیت مداوم را انجام می‌دهند. رشد سریع سلول‌های فعال، سلول‌های B ساده و غیرتکثیری را به حاشیه می‌راند و مانتل فولیکولی بازوفیلیک‌تر را می‌سازد. پس از ۲–۳ هفته، ساختار ندول به‌تدریج از بین می‌رود و بیشتر سلول‌ها به پلاسماسل تمایز می‌یابند که چون آنتی‌بادی‌شان در لنف و خون می‌چرخد، B را عامل ایمنی هومورال می‌سازد. برخی B و T به‌صورت سلول حافظهٔ طولانی‌عمر باقی می‌مانند — کلید پاسخ سریع در مواجههٔ بعدی.

APC + MHC II / آنتی‌ژن تحریک ۱: TCR+CD4 T کمکی فعال می‌شود IL-2 / IL-4 تکثیر T کشنده (CTL) تمایز B – پلاسماسل (آنتی‌بادی) سلول‌های حافظه (T و B)
دیاگرام ۳. فعال‌سازی لنفوسیت به دو تحریک هم‌زمان نیاز دارد (انتخاب کلونال): اتصال TCR/BCR + سیگنال کوریسپتور و سپس سایتوکاین (IL-2/IL-4). نتیجه، تولید جمعیت بزرگی از سلول‌های اثرگذار و جمعیت کوچک‌تری از سلول‌های حافظه است.
۵
PART FIVE

تیموس: مدرسهٔ بلوغ و گزینش سلول T

لنفوسیتِ B در مغزِ استخوان بالغ می‌شود، اما خانهٔ ساخت و آموزشِ لنفوسیتِ T جای دیگری است: تیموس، اندامی دولُختی در میانهٔ قفسهٔ سینه. مهم‌ترین کارِ تیموس، یاد دادنِ «تحمل» به سلول‌های T است؛ یعنی همان چیزی که جلوی حملهٔ ایمنی به بافت‌های خودی را می‌گیرد.

منشأ، ساختار و انولوسیون

تیموس از سومین جفت کیسهٔ حلقی جنین (اندودرم) منشأ می‌گیرد و لنفوبلاست‌های پیش‌ساز از مغز استخوان به آن مهاجرت می‌کنند. تیموس هنگام تولد کاملاً شکل‌گرفته و فعال است و تا بلوغ در تولید سلول T فعال می‌ماند؛ سپس دچار انولوسیون می‌شود: کاهش تودهٔ بافت لنفاوی و افت تولید سلول T. کپسول بافت همبندی عروقی، سپتاها را به داخل می‌فرستد و اندام را به لوبول‌های ناقص تقسیم می‌کند؛ هر لوبول یک قشر بازوفیلیک تیره و یک مغز روشن‌تر دارد. تفاوت رنگ‌پذیری ناشی از تراکم بسیار بیشتر لنفوبلاست‌ها در قشر است.

⚠️ دام امتحانی — تیموس استثناست

تیموس چند تفاوت کلیدی با دیگر اندام‌های لنفاوی دارد که پای ثابت تست‌اند: ندول لنفوئیدی ندارد، رشتهٔ رتیکولین ندارد (به‌جای آن سلول‌های اپیتلیال تیموس داربست را می‌سازند)، تقسیم آشکار قشر/مغز دارد، و لنف آوران ندارد. این‌ها را با گره لنفاوی و طحال اشتباه نگیر.

🩺 نکته بالینی — سندرم دی‌جورج

اگر سومین (و چهارمین) کیسهٔ حلقی جنین به‌درستی تکامل نیابد، سندرم دی‌جورج رخ می‌دهد که با هیپوپلازی (یا آپلازی) تیموس مشخص می‌شود. این افراد بدون بسیاری از TECها قادر به تولید درست لنفوسیت T نیستند و ایمنی سلولی به‌شدت تضعیف‌شده‌ای دارند.

سلول‌های اپیتلیال تیموس (TEC) و سد خون-تیموس

قشر تیموس پر از تیموسیت‌ها (T لنفوبلاست) در کنار ماکروفاژها و سلول‌های منحصربه‌فرد TEC است که ویژگی‌هایی از هر دو سلول اپیتلیال و رتیکولر دارند. سه نوع اصلی TEC قشری:

TEC سنگفرشیبا دسموزوم و اتصال محکم به هم می‌پیوندند، همبند کپسول/سپتا و میکروواسکولاتور را می‌پوشانند و همراه با اندوتلیوم و پری‌سیت، سد خون-تیموس را می‌سازند تا تیموسیت‌ها بدون تنظیم در معرض آنتی‌ژن قرار نگیرند.
TEC ستاره‌ایزوائد حاوی تونوفیلامان کراتین که با دسموزوم به هم متصل‌اند و سیتورتیکولوم می‌سازند؛ ماکروفاژ و لنفوسیت در حال تکامل به‌جای رتیکولین به آن می‌چسبند. این‌ها APC هستند (MHC کلاس II و I) و سایتوکاین ترشح می‌کنند.
TEC سنگفرشی دیگرMHC کلاس II بیان می‌کنند ولی ساختاری ورقه‌ای می‌سازند که سد عملکردی قشری-مغزی بین دو ناحیه را تشکیل می‌دهد.

مغز تیموس لنفوسیت‌های کم‌تر، بزرگ‌تر و بالغ‌تر دارد و ویژگی شاخص آن اجسام هاسال است: تجمعات بزرگ TEC که گاه به‌صورت متحدالمرکز چیده شده‌اند، تا ۱۰۰ میکرومتر قطر دارند و منحصر به مغزند. سلول‌هایشان سایتوکاین‌هایی ترشح می‌کنند که فعالیت دندریتیک موضعی و به‌ویژه تکوین سلول‌های Treg برای تحمل محیطی را کنترل می‌کنند.

قشر — گزینش مثبت آیا TCR به MHC متصل می‌شود؟ بله – زنده، به مغز برو نه (~۸۰٪) – آپوپتوز مغز — گزینش منفی آیا آنتی‌ژن خودی را قوی می‌بندد؟ بله – آپوپتوز (جلوگیری از خودایمنی) نه – بلوغ کامل فقط ~۲٪ زنده می‌مانند – یا T کمکی (CD4) یا T کشنده (CD8) بالغ و ساده کل فرایند حدود ۲ هفته طول می‌کشد
دیاگرام ۴. گزینش دومرحله‌ای تیموس. گزینش مثبت در قشر: بقا وابسته به توانایی اتصال TCR به MHC (سلول‌های بی‌عملکرد، تا ۸۰٪، حذف می‌شوند). گزینش منفی در مغز: بقا وابسته به عدم شناسایی قوی آنتی‌ژن خودی.
نقش تیموس در بلوغ و گزینش سلول T

تیموسیت‌های تازه‌وارد هنوز CD4، CD8 یا TCR ندارند؛ در قشر تکثیر می‌یابند، ژن‌های ناحیهٔ متغیر زنجیرهٔ α و β را نوترکیب و سپس TCR را همراه با هر دو CD4 و CD8 بیان می‌کنند. آنگاه فرایند کنترل کیفی دومرحله‌ای آغاز می‌شود:

۱
گزینش مثبت (قشر)

TECهای سیتورتیکولوم پپتید را روی MHC کلاس I و II نشان می‌دهند. بقای سلول به این بستگی دارد که TCR بتواند آنتی‌ژن روی MHC را درست بشناسد و ببندد. سلول‌های ناتوان (مثلاً نوترکیبی معیوب) بی‌عملکرداند؛ تا ۸۰٪ آپوپتوز می‌شوند و ماکروفاژ آن‌ها را برمی‌دارد.

۲
گزینش منفی (مغز)

سلول‌های با TCR عملکردی، آنتی‌ژن را روی TEC و سلول دندریتیک می‌بینند. تمرکز روی حذف سلول‌هایی است که آنتی‌ژن خودی را قوی می‌بندند. آزاد شدن چنین سلولی به پاسخ خودایمنی مخرب منجر می‌شد.

۳
نقش ژن Aire

TECهای مغزی سطح بالایی از ژن Aire (تنظیم‌کنندهٔ خودایمنی) بیان می‌کنند که بیان انبوهی از آنتی‌ژن‌های اختصاصی بافت‌های دیگر را در این سلول‌ها القا می‌کند تا تیموسیت در برابر آن‌ها آزمون شود.

۴
خروجی نهایی

فقط ~۲٪ تیموسیت‌ها هر دو آزمون را پشت سر می‌گذارند و بسته به کلاس MHC، بیان CD8 یا CD4 را متوقف کرده و به T کشنده یا T کمکی بالغ و ساده تبدیل می‌شوند. T بالغ از دیوارهٔ ونول و لنفاوی آوران مغز خارج می‌شود.

عکس بافت‌شناسی
📷 عکس واقعی. تیموس کودک (H&E): کپسول و سپتا، قشر بازوفیلیک تیره و مغز روشن‌تر؛ مقایسه با تیموس بالغ پر از بافت چربی پس از انولوسیون.
عکس بافت‌شناسی
📷 عکس واقعی. اجسام هاسال در مغز تیموس: تجمع متحدالمرکز سلول‌های اپیتلیال.
۶
PART SIX

MALT و گره لنفاوی: نگهبانان مخاط و فیلترهای لنف

مخاطِ دستگاه‌های گوارش، تنفس و ادراری‌تناسلی چون مستقیم به دنیای بیرون باز است، آسیب‌پذیرترین دروازهٔ ورودِ میکروب‌هاست. برای همین، درست زیرِ این مخاط‌ها انبوهی از لنفوسیت، پلاسماسلِ سازندهٔ IgA و ندول‌های لنفاوی مستقر شده که روی‌هم MALT را می‌سازند — یکی از بزرگ‌ترین اندام‌های ایمنیِ بدن که تا ۷۰٪ سلول‌های ایمنی را در خود جای داده است.

لوزه‌ها

لوزه‌ها توده‌های بزرگ و نامنظم بافت لنفاوی در مخاط حلق دهانی خلفی و نازوفارنکس‌اند که سلول‌هایشان آنتی‌ژن‌های واردشده از دهان و بینی را شکار می‌کنند. در همهٔ لوزه‌ها، بافت لنفاوی به اپیتلیوم سطحی نزدیک است:

لوزهٔ کامیخلف کام نرم، با اپیتلیوم سنگفرشی مطبق. سطحش با ۱۰ تا ۲۰ فرورفتگی عمیق (کریپت) افزایش یافته که با لنفوسیت نفوذ کرده‌اند؛ کپسول نسبی همبند متراکم دارد.
لوزهٔ زبانیدر قاعدهٔ زبان، اپیتلیوم سنگفرشی مطبق با کریپت. ویژگی‌های مشابه کامی اما فاقد کپسول مشخص.
لوزهٔ حلقیتک و مدیال در دیوارهٔ خلفی نازوفارنکس، اپیتلیوم استوانه‌ای کاذب مژک‌دار، کپسول نازک، فاقد کریپت (فقط فرورفتگی کم‌عمق). بزرگ‌شدن مزمن آن = آدنوئید.
🩺 نکته بالینی — لوزه و آدنوئید

التهاب لوزه (تونسیلیت) در کودکان شایع‌تر است. التهاب مزمن بافت لنفاوی حلق و لوزه‌ها اغلب هیپرپلازی و بزرگ‌شدن لوزهٔ حلقی به شکل «آدنوئید» می‌سازد که می‌تواند شیپور استاش را مسدود و به عفونت گوش میانی منجر شود.

پلاک‌های پی‌یر، سلول M و آپاندیس

MALT منتشر در سراسر دستگاه گوارش امتداد دارد اما در مخاط و زیرمخاط ایلئوم دوباره بسیار توسعه می‌یابد: تجمعات بزرگ ندول لنفوئیدی به نام پلاک‌های پی‌یر (هر کدام ده‌ها ندول، بدون کپسول همبند). اپیتلیوم استوانه‌ای ساده پوشانندهٔ این ندول‌ها حاوی سلول‌های ویژهٔ M است.

۱
نمونه‌گیری توسط سلول M

سلول M به‌جای حاشیهٔ مسواکی و گلیکوکالیکس انتروسیت‌ها، چین‌های ریز آپیکال دارد و برای جذب ذرات و میکروب‌های دست‌نخورده تخصص یافته است.

۲
پاکت داخل‌اپیتلیالی

سطح قاعده‌ای-جانبی سلول M عمیقاً فرورفته و یک «پاکت» بزرگ می‌سازد که از طریق غشای پایهٔ غربال‌مانند به بافت لنفاوی زیرین باز است و حاوی لنفوسیت و دندریتیک گذراست.

۳
راه‌اندازی پاسخ و ترشح IgA

آنتی‌ژن لومن دائماً نمونه‌گیری و به سلول‌های ایمنی پاکت منتقل می‌شود؛ نتیجه تشکیل ندول ثانویه و تولید پلاسماسل ترشح‌کنندهٔ IgA است که انتروسیت آن را به لومن روده می‌برد تا آنتی‌ژن را خنثی کند.

تجمع مهم دیگر MALT در مخاط آپاندیس است؛ یک زائدهٔ کور و باریک از سکوم که مخاطش تقریباً کاملاً از بافت لنفاوی پر شده و غدد معمول رودهٔ بزرگ را محو می‌کند. لومن آن فلور باکتریایی طبیعی را در خود دارد و ممکن است در بیماری‌های اسهالی به حفظ این باکتری‌های مفید کمک کند.

ساختار گره لنفاوی

گره‌های لنفاوی ساختارهای لوبیایی‌شکل کپسول‌دار (معمولاً ۱۰ میلی‌متر × ۲٫۵ سانتی‌متر) در مسیر عروق لنفی‌اند. مجموعاً ۴۰۰ تا ۴۵۰ گره در زیر بغل، کشاله، گردن، توراکس و شکم (به‌ویژه مزانترها) وجود دارد. آن‌ها مجموعه‌ای از فیلترهای سری لنف هستند که از انتشار میکروب و سلول تومور جلوگیری می‌کنند. لنف قبل از پیوستن به خون، توسط دست‌کم یک گره فیلتر می‌شود و آنتی‌بادی به آن افزوده می‌گردد.

قشرحاوی ندول‌های لنفوئیدی (عمدتاً سلول B در حال تکوین) و سینوس زیرکپسولی که لنف را از لنفاوی‌های آوران می‌گیرد.
پاراقشرامتداد عمقی قشر، فاقد ندول، غنی از سلول T. محل ونول‌های اندوتلیال بلند (HEV) که ۹۰٪ لنفوسیت‌ها از آن وارد گره می‌شوند.
مغزطناب‌های مغزی (T، B و پلاسماسل فراوان) و سینوس‌های مغزی (فیلتر نهایی لنف، پر از ماکروفاژ) که در ناف به لنفاوی وابران می‌رسند.
⚠️ دام امتحانی — HEV و جریان یک‌طرفهٔ لنف

ونول اندوتلیال بلند (HEV) در پاراقشر، سلول‌های اندوتلیال مکعبی غیرعادی دارد که با گلیکوپروتئین‌های آپیکالی، اتصال و دیاپدز لنفوسیت از خون به گره را میانجی می‌کنند؛ L-selectin لنفوسیت لیگاند آن‌ها را می‌شناسد. ضمناً دریچه‌های لنفاوی جریان یک‌طرفهٔ لنف را تضمین می‌کنند: ورود از سطح محدب (آوران) و خروج از ناف (وابران).

🩺 نکته بالینی — گرهٔ نگهبان و متاستاز

سلول‌های سرطانی جداشده از تومور اولیه می‌توانند وارد لنفاوی شوند و به نزدیک‌ترین گره، یعنی گرهٔ نگهبان، برسند. حضور سلول‌های متاستاتیک در گره، عامل کلیدی در مرحله‌بندی سرطان و شاخص مهم پیش‌آگهی است؛ به همین دلیل حین جراحی، گره‌های لنفاوی منطقهٔ تومور توسط پاتولوژیست بررسی می‌شوند. تکثیر بدخیم لنفوسیت‌ها = لنفوم که می‌تواند معماری گره را کاملاً محو کند (لنفادنوپاتی).

عکس بافت‌شناسی
📷 عکس واقعی. ندول ثانویه با مرکز زایای کم‌رنگ و مانتل فولیکولی بازوفیلیک پیرامون آن.
عکس بافت‌شناسی
📷 عکس واقعی. سلول M و پاکت داخل‌اپیتلیالی روی ندول پلاک پی‌یر.
۷
PART SEVEN

طحال: تنها فیلتر خونیِ سیستم لنفاوی

طحال بزرگ‌ترین تودهٔ بافتِ لنفاویِ بدن و تنها اندامی است که خونِ در گردش را فیلتر می‌کند؛ به همین دلیل در برابرِ میکروب‌هایی که وارد خون می‌شوند نقشی کلیدی دارد و در ضمن، گورستانِ گلبول‌های قرمزِ پیر هم هست. کپسولی محکم آن را پوشانده و رشته‌هایی از همین کپسول به درون نفوذ می‌کنند و شاخه‌های شریانِ طحالی را با خود به عمقِ بافت می‌برند.

پالپ سفید و پالپ قرمز

پالپ طحال دو جزء دارد که نامشان از رنگ در حالت تازه می‌آید: پالپ سفید (۲۰٪ طحال؛ بافت لنفاوی) و پالپ قرمز (پر از سلول‌های خونی).

پالپ سفیدشامل ندول‌های لنفوئیدی و غلاف لنفوئیدی اطراف شریانی (PALS) است که عمدتاً سلول T (با کمی ماکروفاژ، دندریتیک و پلاسماسل) دارد و دور شریانچهٔ مرکزی را می‌گیرد. سلول‌های B درون PALS با آنتی‌ژن گیرافتاده فعال شده و ندول می‌سازند.
پالپ قرمزشامل طناب‌های طحالی (بیلروث) و سینوزوئیدها. طناب‌ها شبکهٔ سلول و رشتهٔ رتیکولر پر از لنفوسیت، ماکروفاژ و گلبول قرمز است؛ سینوزوئیدها با سلول‌های اندوتلیال کشیدهٔ ویژه به نام stave cell (موازی جریان خون) آستر شده‌اند.
شریان ترابکولی شریانچهٔ مرکزی + PALS (پالپ سفید) شریانچهٔ پنی‌سیلار گردش بسته مویرگ – مستقیم به سینوزوئید گردش باز تخلیه به طناب – عبور از stave cell هر دو مسیر سرانجام به ورید پالپ قرمز و ورید ترابکولی می‌ریزند
دیاگرام ۵. دو مسیر گردش خون در پالپ قرمز. در گردش بسته مویرگ مستقیم به سینوزوئید می‌رسد. در گردش باز خون به طناب طحالی ریخته می‌شود و باید از شکاف‌های باریک بین stave cellها بگذرد — همین‌جا گلبول‌های قرمز پیر و سفت گیر می‌افتند.
گردش خون و حذف گلبول قرمز پیر

شریان ترابکولی به شریانچهٔ مرکزی (پوشیده با PALS) تبدیل می‌شود، سپس از پالپ سفید خارج و به شریانچه‌های پنی‌سیلار و مویرگ منشعب می‌گردد. خون از دو مسیر می‌گذرد:

۱
گردش بسته

مویرگ‌های منشعب از شریانچهٔ پنی‌سیلار مستقیم به سینوزوئید وصل می‌شوند و خون همیشه درون اندوتلیوم محصور است.

۲
گردش باز (open)

مویرگ‌های انتهای باز، خون را به استرومای طناب طحالی می‌ریزند. پلاسما و همهٔ عناصر شکل‌دار باید با عبور از شکاف‌های باریک بین stave cellها به سینوزوئید بازگردند. این شکاف‌ها مانع پلاکت، لکوسیت و گلبول قرمز انعطاف‌پذیر نیستند.

۳
حذف انتخابی RBC پیر

گلبول‌های قرمز سفت و متورمِ پایان عمر (~۱۲۰ روز) نمی‌توانند بین stave cellها بگذرند و توسط ماکروفاژ حذف می‌شوند. آهن آزادشده از هموگلوبین در ماکروفاژ (فریتین/ترانسفرین) ذخیره و برای اریتروپویزیس بازیافت می‌شود؛ هِم بدون آهن به بیلی‌روبین تبدیل و در صفرا دفع می‌گردد.

🩺 نکته بالینی — اسپلنومگالی و اسپلنکتومی

بزرگ‌شدن طحال (اسپلنومگالی) از علل گوناگون (لنفوم، مونونوکلئوز، کم‌خونی داسی‌شکل) رخ می‌دهد. چون کپسول طحال نسبتاً نازک است، طحال بزرگ مستعد پارگی تروماتیک و خونریزی تهدیدکنندهٔ حیات است که ممکن است به برداشتن طحال (اسپلنکتومی) نیاز داشته باشد. پس از اسپلنکتومی، بیشتر کارکردهای طحال را اندام‌های لنفاوی دیگر برعهده می‌گیرند و حذف گلبول قرمز در کبد و مغز استخوان انجام می‌شود.

عکس بافت‌شناسی
📷 عکس واقعی. پالپ سفید طحال: PALS دور شریانچهٔ مرکزی، احاطه‌شده با پالپ قرمز.
+
DEEP REVIEW

مرور عمیق، مقایسهٔ اندام‌ها و جمع‌بندی دام‌ها

مقایسهٔ بافت‌شناسی چهار اندام لنفاوی اصلی

این جدول، پرتکرارترین منبع سؤال مقایسه‌ای فصل است؛ آن را مسلط شو:

ویژگیتیموسMALTگره لنفاویطحال
قشر/مغزبه‌وضوح حاضرغایبحاضرغایب
ندول لنفوئیدیغایبحاضرحاضر (فقط در قشر)حاضر (فقط در پالپ سفید)
عروق لنفیبدون آوران؛ وابران کم در سپتابدون آوران؛ وابران داردآوران در کپسول؛ وابران در نافبدون آوران؛ وابران در ترابکول
ویژگی منحصربه‌فرداجسام هاسال؛ سلول اپیتلیال-رتیکولرکریپت لوزه؛ سلول M روی پلاک پی‌یرپاراقشر نازک با HEV؛ طناب و سینوس مغزیپالپ سفید (شریانچهٔ مرکزی) + پالپ قرمز (سینوزوئید فراوان)
اگر سؤال این کلیدواژه را داشت…
کلیدواژه سؤالپاسخ درستچرا
«آنتی‌ژن درون‌زاد به CD8»MHC کلاس Iهر سلول هسته‌دار پروتئین داخلی را نمایش می‌دهد
«آنتی‌ژن برون‌زاد به CD4»MHC کلاس II روی APCپپتید بلعیده‌شده از اندولیزوزوم
«اولین آنتی‌بادی پاسخ اولیه»IgM (پنتامر)بهترین فعال‌کنندهٔ کمپلمان
«تنها Ig عبوری از جفت»IgGایمنی غیرفعال نوزاد
«Ig ترشحات مخاطی»IgA (دایمر + جزء ترشحی)مقاوم به پروتئولیز در بزاق/شیر/اشک
«آلرژی و ضد کرم»IgE متصل به ماست‌سلآزادسازی هیستامین/هپارین/لکوترین
«حذف ۸۰٪ در قشر تیموس»گزینش مثبت (TCR ناتوان)عدم اتصال به MHC = بی‌عملکرد
«حذف سلول خودواکنش در مغز»گزینش منفی (+ ژن Aire)جلوگیری از خودایمنی = تحمل مرکزی
«ورود ۹۰٪ لنفوسیت به گره»HEV در پاراقشراندوتلیوم مکعبی + L-selectin
«حذف RBC پیر»طناب پالپ قرمز طحالگردش باز؛ ماکروفاژ سلول سفت را می‌بلعد
«جسم هاسال»مغز تیموسمنبع سایتوکاین برای تکوین Treg
«سلول M»اپیتلیوم روی پلاک پی‌یرنمونه‌گیری آنتی‌ژن لومن روده
جمع‌بندی نهایی
✅ جمع‌بندی یک‌خطی فصل

ایمنی ذاتی سریع و غیراختصاصی سد می‌زند، ایمنی اکتسابی با MHC و TCR هدف‌گیری اختصاصی می‌کند، تیموس سلول T را با دو گزینش غربال می‌کند، آنتی‌بادی‌ها (با Fab و Fc) هومورال دفاع می‌کنند، و اندام‌های لنفاوی ثانویه — MALT، گره لنفاوی و طحال — به‌ترتیب مخاط، لنف و خون را نظارت و فیلتر می‌کنند.

⚠️ سه تناظر طلایی که نباید فراموش کنی

۱) CD8 ↔ MHC کلاس I ↔ آنتی‌ژن درون‌زاد و CD4 ↔ MHC کلاس II ↔ آنتی‌ژن برون‌زاد. ۲) اولیه = تولید لنفوسیت (مغز استخوان/تیموس) و ثانویه = فعال‌سازی (MALT/گره/طحال). ۳) گزینش مثبت در قشر (می‌تواند MHC را بشناسد؟) و گزینش منفی در مغز (خودی را قوی نمی‌بندد؟).