انواع عضله و ساختار عضله اسکلتی
ویژگی اصلی بافت عضلانی، توانایی انقباض است. وقتی عضله تحریک میشود کوتاه میشود و حرکت ایجاد میکند: حرکت اسکلت، حرکت دیواره رگها، حرکت اندامهای توخالی، یا پمپاژ قلب. عضلات همچنین برای حفظ وضعیت بدن، تولید گرمای بدن و انجام حرکات ارادی نقش دارند. فصل ۶ از نظر امتحانی بین «نوع عضله»، «ساختار عضله اسکلتی»، «اتصال عصبی-عضلانی» و «اصطلاحات حرکت» رفتوبرگشت زیادی دارد.
| نوع عضله | محل | کنترل | کارکرد مهم |
|---|---|---|---|
| smooth / visceral muscle | دیواره اندامهای توخالی مثل معده، روده، رحم، رگها و برونشیولها. | غیرارادی. | حرکات موجی peristalsis و حرکت مواد در سیستمها. |
| cardiac muscle | لایه myocardium دیواره قلب. | غیرارادی. | پمپاژ خون. |
| skeletal muscle | متصل به استخوانها از راه تاندونها. | ارادی. | حرکت اسکلت، حفظ posture و تولید گرمای بدن. |
در عضله اسکلتی، سلولها به علت طول زیادشان معمولاً muscle fibers نامیده میشوند. چند فیبر با هم یک fascicle میسازند؛ کل عضله با غلافی از بافت همبند به نام fascia پوشیده میشود؛ و همین بافتهای پشتیبان در انتها به tendon تبدیل میشوند تا عضله را به استخوان وصل کنند. پس در تست، tendon را با ligament اشتباه نگیر: tendon عضله را به استخوان وصل میکند، ligament استخوان را به استخوان.
fascia غلاف فیبری روی عضله است. aponeurosis یک تاندون پهن و صفحهای است. fascicle دسته کوچک فیبرهای عضلانی یا عصبی است. این سه شبیه هم نوشته میشوند، اما یکی نیستند.
اتصال عصبی-عضلانی و مکانیسم انقباض
عضله اسکلتی با پیام نورون حرکتی منقبض میشود. نقطه تماس شاخه نورون حرکتی با غشای سلول عضلانی neuromuscular junction (NMJ) است. در این محل، انتقالدهنده عصبی acetylcholine (ACh) از وزیکولهای انتهای آکسون آزاد میشود و به گیرندههای غشای فیبر عضله میچسبد. سپس با کمک calcium و ATP، دو پروتئین انقباضی actin و myosin روی هم میلغزند و انقباض رخ میدهد.
| اصطلاح | تعریف | نکته امتحانی |
|---|---|---|
| tonus / muscle tone | انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture. | ریشه ton/o یعنی tone، نه tendon. |
| motor unit | یک نورون حرکتی و همه سلولهای عضلانی که شاخههای آن تحریک میکند. | برای درک EMG و ضعف عضلانی مهم است. |
| anabolic steroids | داروهای شبیه تستوسترون که رشد عضله را تحریک میکنند. | مصرف غیرقانونی در ورزش میتواند آسیب قلب، کبد، کلیه، ناباروری، اختلالات خلقی و سرطان را افزایش دهد. |
عمل عضلات، حرکات و نامگذاری عضلات
عضلات اسکلتی معمولاً بهصورت جفت یا گروهی کار میکنند. هر عضلهای که یک حرکت مشخص ایجاد کند agonist است؛ عضله اصلی همان حرکت prime mover نام دارد؛ عضلهای که کمک میکند synergist است؛ و عضلهای که خلاف آن حرکت عمل میکند antagonist نامیده میشود. وقتی agonist منقبض میشود، antagonist باید شل شود.
| اصطلاح | تعریف | دام |
|---|---|---|
| origin | محل اتصال عضله به بخش ثابتتر اسکلت. | معمولاً کمتر حرکت میکند. |
| insertion | محل اتصال عضله به بخش متحرکتر اسکلت. | در pretest هم opposite of origin همین insertion بود. |
| حرکت | معنی | مثال |
|---|---|---|
| flexion | بستن زاویه مفصل. | خمکردن زانو یا آرنج. |
| extension | بازکردن زاویه مفصل. | صافکردن زانو یا آرنج. |
| abduction | دورشدن از خط میانی بدن. | بالابردن دست به طرف خارج. |
| adduction | نزدیکشدن به خط میانی بدن. | برگرداندن دست کنار بدن. |
| rotation | چرخش عضو حول محور خودش. | چرخاندن ساعد از آرنج. |
| circumduction | حرکت دایرهای از یک نقطه مرکزی. | رسم دایره با دست کشیده. |
| pronation | چرخش رو به پایین. | کف دست رو به پایین. |
| supination | چرخش رو به بالا. | کف دست رو به بالا. |
| eversion / inversion | چرخش کف پا به بیرون / داخل. | حرکات مچ و کف پا. |
| dorsiflexion | خمکردن پا به سمت پشت پا. | بالاآوردن پنجه پا. |
| plantar flexion | خمکردن به سمت کف پا. | پایین بردن پنجه پا. |
| معیار نامگذاری | نمونه | معنی یا نکته |
|---|---|---|
| محل | pectoralis major، intercostals | نزدیکی به قفسه سینه یا بین دندهها. |
| جهت فیبر | rectus abdominis، external oblique | rectus یعنی مستقیم؛ oblique یعنی مایل. |
| اندازه | gluteus maximus، pectoralis minor | major/minor، maximus/medius/minimus. |
| شکل | deltoid، trapezius، orbicularis | دلتا، ذوزنقهای، حلقوی. |
| تعداد سرها | biceps، triceps، quadriceps | دو، سه، چهار head. |
| عمل | flexor، extensor، adductor | پسوند -or روی ریشه عمل مینشیند. |
ریشههای واژهسازی و اصطلاحات پایه
ریشههای فصل ۶ خیلی کاربردیاند، چون با چند پسوند ساده دهها واژه ساخته میشود: myalgia درد عضله، myositis التهاب عضله، fasciitis التهاب fascia، tendinitis التهاب تاندون، dyskinesia اختلال حرکت.
| ریشه | معنی | نمونه و تحلیل |
|---|---|---|
| my/o | عضله | myositis: التهاب عضله. پیش از -itis حرف s اضافه میشود. |
| muscul/o | عضله | musculature: آرایش عضلات در یک بخش یا کل بدن. |
| in/o | فیبر | inotropic: اثرگذار بر فیبرهای عضلانی. |
| fasci/o | fascia | fasciodesis: اتصال/بستن fascia به تاندون یا fascia دیگر. |
| ten/o, tendin/o | تاندون | tenostosis: استخوانیشدن تاندون. |
| ton/o | tone | dystonia: tone غیرطبیعی عضله. |
| erg/o | کار | ergonomics: مطالعه استفاده کارآمد از انرژی هنگام کار. |
| kin/o, kinesi/o, kinet/o | حرکت | kinesis: حرکت؛ kinetic: مربوط به حرکت. |
| اصطلاح | تعریف | نکته |
|---|---|---|
| acetylcholine (ACh) | انتقالدهنده عصبی محرک انقباض عضله اسکلتی. | در MG گیرندههای آن آسیب میبینند. |
| actin / myosin | دو پروتئین انقباضی سلول عضله. | با calcium و ATP کار میکنند. |
| fascia | غلاف فیبری بافت همبند روی عضله. | جمع آن fasciae است. |
| tendon | باند فیبری که عضله را به استخوان وصل میکند. | ریشهها: ten/o و tendin/o. |
| myoglobin | پروتئینی شبیه هموگلوبین که اکسیژن را در سلول عضله ذخیره میکند. | در آسیب عضلانی و rhabdomyolysis اهمیت دارد. |
بیماریهای عضلانی و اختلالات چندسیستمی
هر اختلال عضله بهطور کلی myopathy نامیده میشود. برای تشخیص اختلالات عضلانی، کتاب دو ابزار را برجسته میکند: electromyography (EMG) برای مطالعه فعالیت الکتریکی عضله هنگام انقباض، و اندازهگیری سرمی creatine kinase (CK/CPK) که در آسیب عضله بالا میرود.
| بیماری | تعریف | نکته امتحانی |
|---|---|---|
| muscular dystrophy | گروهی از بیماریهای ارثی با دژنراسیون غیرالتهابی و پیشرونده عضله. | ضعف، آتروفی، جایگزینی عضله با بافت همبند و چربی؛ در نوع Duchenne نقص dystrophin مهم است. |
| polymyositis | التهاب عضلات اسکلتی با ضعف. | ممکن است با dysphagia یا مشکلات قلبی همراه باشد. |
| dermatomyositis | polymyositis همراه درگیری پوست. | erythema، dermatitis و راش بنفش/یاسی بهویژه روی صورت. |
| fibromyalgia syndrome (FMS) | درد، حساسیت و خشکی منتشر عضلات، خستگی و اختلال خواب بدون علت مشخص. | تشخیص دشوار؛ ممکن است با عدم تعادل هورمونی یا neurotransmitter و حساسیت درد مرتبط باشد. |
| chronic fatigue syndrome (CFS) | خستگی پایدار بدون علت مشخص همراه درد عضله/مفصل، مشکلات خواب و علائم ایمنی. | گاهی پس از عفونت ویروسی دیده میشود. |
| myasthenia gravis (MG) | بیماری خودایمنی NMJ با از دست رفتن گیرندههای ACh. | ضعف پیشرونده و خستگی با فعالیت کم؛ ptosis نشانه اولیه شایع است. |
| amyotrophic lateral sclerosis (ALS) | دژنراسیون نورونهای حرکتی با ضعف و آتروفی عضلانی. | Lou Gehrig disease؛ عملکرد ذهنی و حسی معمولاً حفظ میشود، مرگ اغلب از فلج تنفسی. |
| اصطلاح | تعریف | کلید حفظ |
|---|---|---|
| atrophy | تحلیل و کوچکشدن بافت یا عضو. | در بیاستفادهماندن عضله و بیماریهای عصبی دیده میشود. |
| asthenia | ضعف. | a- یعنی بدون + sthen/o قدرت. |
| ataxia | نبود هماهنگی عضلانی. | از tax/o یعنی نظم و ترتیب. |
| fasciculation | انقباضهای کوچک و غیرارادی گروهی از فیبرها. | twitching ظریف. |
| spasm | انقباض ناگهانی و غیرارادی عضله. | clonic متناوب؛ tonic پایدار. |
| spasticity | افزایش tone یا انقباض باعث حرکت سفت و ناهماهنگ. | با spasm یکی نیست. |
| tetanus | بیماری عفونی حاد با اسپاسم دردناک عضلات ارادی؛ lockjaw. | عامل: Clostridium tetani. |
| tetany | اسپاسم، کرامپ و twitching ناشی از عدم تعادل متابولیک مثل کاهش کلسیم. | با tetanus اشتباه نشود. |
| rhabdomyolysis | تخریب حاد و منتشر سلولهای عضله اسکلتی. | rhabd/o به شکل میلهای سلول عضله اشاره دارد. |
آسیبهای استرسی، درمان، اختصارات و کیسها
آسیبهای استرسی فصل ۶ شاید از بیماریهای عصبی-عضلانی سادهتر به نظر برسند، اما در آزمون دام زیادی دارند. باید بین sprain، strain، tendinitis و tenosynovitis دقیق فرق بگذاری.
| اصطلاح | تعریف | دام |
|---|---|---|
| repetitive strain injury (RSI) | آسیب بافتی ناشی از حرکت تکراری، معمولاً دست یا بازو در کارهایی مثل تایپ و ابزار دستی. | همان repetitive motion injury یا overuse syndrome هم گفته میشود. |
| sprain | آسیب رباط در اثر نیروی غیرطبیعی یا زیاد در مفصل، بدون شکستگی یا دررفتگی. | رباط، نه عضله. |
| strain | آسیب عضله به علت overuse یا کشش بیش از حد؛ ممکن است پارگی عضله یا جداشدن از تاندون بدهد. | عضله یا تاندون، نه رباط. |
| tendinitis | التهاب تاندون، معمولاً بر اثر آسیب یا overuse. | shoulder، elbow و hip محلهای شایعاند. |
| tenosynovitis | التهاب تاندون و sheath آن. | از tendinitis گستردهتر است. |
| اختلال | شرح | کلید |
|---|---|---|
| rotator cuff injury | التهاب یا پارگی مجموعه SITS در شانه، معمولاً با فعالیتهای overhead مثل شنا، نقاشی یا پرتاب. | SITS: supraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis. |
| epicondylitis | التهاب تاندونهای origin روی اپیکوندیلهای هومروس. | medial = golfer's elbow؛ lateral = tennis elbow. |
| carpal tunnel syndrome (CTS) | فشار روی median nerve در کانال مچ و ایجاد بیحسی و ضعف دست. | در موسیقیدانها و کاربران keyboard شایعتر. |
| trigger finger | قفلشدن یا snap دردناک انگشت به علت التهاب sheath تاندون فلکسور. | در مفصل metacarpophalangeal. |
| hamstring strain | کشیدگی گروه hamstring در پشت ران. | در ورزشکارانی که ناگهان stop/start دارند. |
| shin-splint | درد ناحیه anterior tibial با دویدن روی سطح سخت یا overuse فلکسورهای پا. | کفش مناسب و پرهیز از سطح سخت کمک میکند. |
| Achilles tendinitis | آسیب تاندون آشیل که عضلات ساق را به پاشنه وصل میکند. | حرکت plantar flexion را مختل میکند. |
| موضوع | معنی | کاربرد |
|---|---|---|
| RICE | rest, ice, compression, elevation | درمان محافظهکارانه اولیه آسیبهای استرسی. |
| PT / OT | physical therapy / occupational therapy. | PT بازتوانی حرکتی؛ OT افزایش عملکرد روزمره و استقلال. |
| ROM | range of motion. | در معاینه و توانبخشی مفصل و عضله. |
| MMT | manual muscle test/testing. | ارزیابی قدرت عضله. |
| RTC | rotator cuff. | شانه. |
| SITS | چهار عضله rotator cuff. | supraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis. |
| RUE/LUE/RLE/LLE | اندام فوقانی/تحتانی راست یا چپ. | right/left upper/lower extremity. |
Thomas و brachial plexus
آسیب شبکه بازویی C7 با flail arm، آتروفی supraspinatus، infraspinatus و deltoid، بررسی EMG و nerve conduction، سپس sural nerve graft و PT.
Michael و rotator cuff tear
درد شانه، ناتوانی در abduction، MRI مثبت، جراحی Bankart، ترمیم کپسول و tendon flap، سپس sling و PT.
Lynn و wake-up test
در جراحی spinal fusion، با SSEP و تحریک عضلات quadriceps، anterior tibialis، gastrocnemius و rectus abdominis عملکرد neuromuscular بررسی شد.
مرور عمیق و دامهای امتحانی
| اگر در سوال دیدی... | پاسخ احتمالی | چرا؟ |
|---|---|---|
| junction between motor neuron and muscle | NMJ | محل تماس نورون حرکتی با فیبر عضله. |
| neurotransmitter for skeletal contraction | ACh | acetylcholine در NMJ آزاد میشود. |
| opposite of origin | insertion | origin ثابتتر، insertion متحرکتر است. |
| opposite of flexion | extension | flexion زاویه را میبندد؛ extension زاویه را باز میکند. |
| movement away from midline | abduction | ab یعنی دور از؛ adduction یعنی نزدیک به خط میانی. |
| tendon inflammation | tendinitis | ریشه ten/o یا tendin/o به tendon اشاره دارد. |
| tendon and sheath inflammation | tenosynovitis | synovial sheath هم درگیر است. |
| autoimmune loss of ACh receptors | MG | ضعف پیشرونده و ptosis شایع. |
| motor neuron degeneration | ALS | ضعف و آتروفی با حفظ معمول حس و ذهن. |
| serum enzyme rises in muscle damage | CK / CPK | creatine kinase در عضله وجود دارد. |
| electrical activity of muscle | EMG | electromyography. |
| four rotator cuff muscles | SITS | supraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis. |
| دام | اشتباه رایج | تصحیح |
|---|---|---|
| sprain و strain | هر دو کشیدگی ترجمه شوند. | sprain رباط است؛ strain عضله یا تاندون. |
| tetanus و tetany | هر دو اسپاسم عضله فرض شوند. | tetanus عفونت با lockjaw؛ tetany اسپاسم متابولیک مثل کاهش کلسیم. |
| ton/o و ten/o | به علت شباهت نوشتاری جابهجا شوند. | ton/o یعنی tone؛ ten/o یعنی tendon. |
| abduction و adduction | جهت حرکت اشتباه شود. | abduction دور از خط میانی؛ adduction به سمت خط میانی. |
| pronation و supination | کف دست بالا/پایین جابهجا شود. | pronation کف دست پایین؛ supination کف دست بالا. |
| dorsiflexion و plantar flexion | هر دو flexion دیده شوند. | dorsiflexion پنجه به بالا؛ plantar flexion پنجه به پایین. |
ریشهها
my/o عضله، fasci/o fascia، ten/o تاندون، kin/o حرکت، erg/o کار.
تشخیص
EMG فعالیت الکتریکی عضله؛ CK/CPK آسیب عضله؛ ROM دامنه حرکت؛ MMT تست دستی قدرت عضله.
درمان اولیه
RICE: rest، ice، compression، elevation؛ سپس bracing، دارو، PT، تزریق، ultrasound یا surgery بسته به شدت.