MedDarvish · خلاصه زبان تخصصی

فصل ۶: دستگاه عضلانی
(Muscular System)

Medical Terminology · انواع عضله، ساختار عضله اسکلتی، اتصال عصبی-عضلانی، حرکات، ریشه‌ها، بیماری‌های عضلانی و آسیب‌های استرسی · تهیه‌شده توسط شایان درویش‌زاده
۳ نوع عضلهsmooth، cardiac، skeletal
NMJمحل ارتباط نورون حرکتی و فیبر عضله
۱۲ حرکتflexion تا plantar flexion
۴ تصویر منتخبفقط شکل‌های ضروری
فهرست مطالب
پارت ۱: انواع عضله و ساختار عضله اسکلتی پارت ۲: اتصال عصبی-عضلانی و مکانیسم انقباض پارت ۳: عمل عضلات، حرکات و نام‌گذاری عضلات پارت ۴: ریشه‌های واژه‌سازی و اصطلاحات پایه پارت ۵: بیماری‌های عضلانی و اختلالات چندسیستمی پارت ۶: آسیب‌های استرسی، درمان، اختصارات و کیس‌ها مرور عمیق و دام‌های امتحانی
۱
PART ONE

انواع عضله و ساختار عضله اسکلتی

ویژگی اصلی بافت عضلانی، توانایی انقباض است. وقتی عضله تحریک می‌شود کوتاه می‌شود و حرکت ایجاد می‌کند: حرکت اسکلت، حرکت دیواره رگ‌ها، حرکت اندام‌های توخالی، یا پمپاژ قلب. عضلات همچنین برای حفظ وضعیت بدن، تولید گرمای بدن و انجام حرکات ارادی نقش دارند. فصل ۶ از نظر امتحانی بین «نوع عضله»، «ساختار عضله اسکلتی»، «اتصال عصبی-عضلانی» و «اصطلاحات حرکت» رفت‌وبرگشت زیادی دارد.

سه نوع بافت عضلانی محل، کنترل و کارکرد را جدا حفظ کن smooth غیرارادی اندام توخالی peristalsis cardiac غیرارادی myocardium پمپاژ قلب skeletal ارادی متصل به استخوان وضعیت و حرکت
دیاگرام ۱. عضله صاف و قلبی غیرارادی‌اند؛ عضله اسکلتی ارادی است و همان عضله‌ای است که در بیشتر اصطلاحات فصل بررسی می‌شود.
مقایسه سه نوع عضله
نوع عضلهمحلکنترلکارکرد مهم
smooth / visceral muscleدیواره اندام‌های توخالی مثل معده، روده، رحم، رگ‌ها و برونشیول‌ها.غیرارادی.حرکات موجی peristalsis و حرکت مواد در سیستم‌ها.
cardiac muscleلایه myocardium دیواره قلب.غیرارادی.پمپاژ خون.
skeletal muscleمتصل به استخوان‌ها از راه تاندون‌ها.ارادی.حرکت اسکلت، حفظ posture و تولید گرمای بدن.
ساختار عضله اسکلتی

در عضله اسکلتی، سلول‌ها به علت طول زیادشان معمولاً muscle fibers نامیده می‌شوند. چند فیبر با هم یک fascicle می‌سازند؛ کل عضله با غلافی از بافت همبند به نام fascia پوشیده می‌شود؛ و همین بافت‌های پشتیبان در انتها به tendon تبدیل می‌شوند تا عضله را به استخوان وصل کنند. پس در تست، tendon را با ligament اشتباه نگیر: tendon عضله را به استخوان وصل می‌کند، ligament استخوان را به استخوان.

ساختار عضله اسکلتی
شکل ۱. ساختار عضله اسکلتی: muscle fiber، fascicle، fascia، tendon و اتصال به bone. مسیر حفظ: fiber داخل fascicle، fascicle داخل muscle، fascia پوشش عضله، tendon اتصال عضله به استخوان.
نکته سریع ساختاری

fascia غلاف فیبری روی عضله است. aponeurosis یک تاندون پهن و صفحه‌ای است. fascicle دسته کوچک فیبرهای عضلانی یا عصبی است. این سه شبیه هم نوشته می‌شوند، اما یکی نیستند.


۲
PART TWO

اتصال عصبی-عضلانی و مکانیسم انقباض

عضله اسکلتی با پیام نورون حرکتی منقبض می‌شود. نقطه تماس شاخه نورون حرکتی با غشای سلول عضلانی neuromuscular junction (NMJ) است. در این محل، انتقال‌دهنده عصبی acetylcholine (ACh) از وزیکول‌های انتهای آکسون آزاد می‌شود و به گیرنده‌های غشای فیبر عضله می‌چسبد. سپس با کمک calcium و ATP، دو پروتئین انقباضی actin و myosin روی هم می‌لغزند و انقباض رخ می‌دهد.

اتصال عصبی عضلانی
شکل ۲. اتصال عصبی-عضلانی: نورون حرکتی، ACh، شکاف سیناپسی، غشای عضله، actin و myosin. در میاستنی گراویس همین گیرنده‌های ACh هدف حمله ایمنی قرار می‌گیرند.
مسیر انقباض عضله اسکلتی از پیام عصبی تا لغزش actin و myosin نورون حرکتی motor neuron آزادسازی ACh گیرنده عضله membrane انقباض actin + myosin نیاز ضروری ATP + calcium
دیاگرام ۲. کلید تستی: ACh انتقال‌دهنده عصبی NMJ است؛ actin و myosin پروتئین‌های انقباضی‌اند؛ ATP انرژی لازم را می‌دهد.
tonus، motor unit و steroid
اصطلاحتعریفنکته امتحانی
tonus / muscle toneانقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture.ریشه ton/o یعنی tone، نه tendon.
motor unitیک نورون حرکتی و همه سلول‌های عضلانی که شاخه‌های آن تحریک می‌کند.برای درک EMG و ضعف عضلانی مهم است.
anabolic steroidsداروهای شبیه تستوسترون که رشد عضله را تحریک می‌کنند.مصرف غیرقانونی در ورزش می‌تواند آسیب قلب، کبد، کلیه، ناباروری، اختلالات خلقی و سرطان را افزایش دهد.

۳
PART THREE

عمل عضلات، حرکات و نام‌گذاری عضلات

عضلات اسکلتی معمولاً به‌صورت جفت یا گروهی کار می‌کنند. هر عضله‌ای که یک حرکت مشخص ایجاد کند agonist است؛ عضله اصلی همان حرکت prime mover نام دارد؛ عضله‌ای که کمک می‌کند synergist است؛ و عضله‌ای که خلاف آن حرکت عمل می‌کند antagonist نامیده می‌شود. وقتی agonist منقبض می‌شود، antagonist باید شل شود.

همکاری عضلات بازو
شکل ۳. در خم‌کردن آرنج، brachialis نقش prime mover دارد، biceps brachii و brachioradialis synergist هستند و triceps brachii antagonist است. در extension نقش‌ها برعکس می‌شود.
origin و insertion
اصطلاحتعریفدام
originمحل اتصال عضله به بخش ثابت‌تر اسکلت.معمولاً کمتر حرکت می‌کند.
insertionمحل اتصال عضله به بخش متحرک‌تر اسکلت.در pretest هم opposite of origin همین insertion بود.
حرکات اصلی
حرکتمعنیمثال
flexionبستن زاویه مفصل.خم‌کردن زانو یا آرنج.
extensionبازکردن زاویه مفصل.صاف‌کردن زانو یا آرنج.
abductionدورشدن از خط میانی بدن.بالابردن دست به طرف خارج.
adductionنزدیک‌شدن به خط میانی بدن.برگرداندن دست کنار بدن.
rotationچرخش عضو حول محور خودش.چرخاندن ساعد از آرنج.
circumductionحرکت دایره‌ای از یک نقطه مرکزی.رسم دایره با دست کشیده.
pronationچرخش رو به پایین.کف دست رو به پایین.
supinationچرخش رو به بالا.کف دست رو به بالا.
eversion / inversionچرخش کف پا به بیرون / داخل.حرکات مچ و کف پا.
dorsiflexionخم‌کردن پا به سمت پشت پا.بالاآوردن پنجه پا.
plantar flexionخم‌کردن به سمت کف پا.پایین بردن پنجه پا.
جفت‌های متضاد حرکت سوال‌ها معمولاً از opposite می‌پرسند flexion مقابل: extension abduction مقابل: adduction pronation مقابل: supination eversion مقابل: inversion dorsiflexion پنجه به بالا plantar flexion پنجه به پایین
دیاگرام ۳. در کیس Lynn، dorsiflexion برای tibialis anterior و plantar flexion برای gastrocnemius بررسی می‌شود.
نام‌گذاری عضلات
معیار نام‌گذارینمونهمعنی یا نکته
محلpectoralis major، intercostalsنزدیکی به قفسه سینه یا بین دنده‌ها.
جهت فیبرrectus abdominis، external obliquerectus یعنی مستقیم؛ oblique یعنی مایل.
اندازهgluteus maximus، pectoralis minormajor/minor، maximus/medius/minimus.
شکلdeltoid، trapezius، orbicularisدلتا، ذوزنقه‌ای، حلقوی.
تعداد سرهاbiceps، triceps، quadricepsدو، سه، چهار head.
عملflexor، extensor، adductorپسوند -or روی ریشه عمل می‌نشیند.

۴
PART FOUR

ریشه‌های واژه‌سازی و اصطلاحات پایه

ریشه‌های فصل ۶ خیلی کاربردی‌اند، چون با چند پسوند ساده ده‌ها واژه ساخته می‌شود: myalgia درد عضله، myositis التهاب عضله، fasciitis التهاب fascia، tendinitis التهاب تاندون، dyskinesia اختلال حرکت.

ریشهمعنینمونه و تحلیل
my/oعضلهmyositis: التهاب عضله. پیش از -itis حرف s اضافه می‌شود.
muscul/oعضلهmusculature: آرایش عضلات در یک بخش یا کل بدن.
in/oفیبرinotropic: اثرگذار بر فیبرهای عضلانی.
fasci/ofasciafasciodesis: اتصال/بستن fascia به تاندون یا fascia دیگر.
ten/o, tendin/oتاندونtenostosis: استخوانی‌شدن تاندون.
ton/otonedystonia: tone غیرطبیعی عضله.
erg/oکارergonomics: مطالعه استفاده کارآمد از انرژی هنگام کار.
kin/o, kinesi/o, kinet/oحرکتkinesis: حرکت؛ kinetic: مربوط به حرکت.
نقشه ریشه‌های فصل عضلانی ریشه را جدا کن، سپس پسوند را معنی کن عضله my/o عضله muscul/o fascia fasci/o تاندون ten/o حرکت kinesi/o tone ton/o کار erg/o
دیاگرام ۴. در واژه‌سازی، my/o و muscul/o هر دو عضله‌اند؛ ten/o و tendin/o هر دو تاندون‌اند.
اصطلاحات پایه مهم
اصطلاحتعریفنکته
acetylcholine (ACh)انتقال‌دهنده عصبی محرک انقباض عضله اسکلتی.در MG گیرنده‌های آن آسیب می‌بینند.
actin / myosinدو پروتئین انقباضی سلول عضله.با calcium و ATP کار می‌کنند.
fasciaغلاف فیبری بافت همبند روی عضله.جمع آن fasciae است.
tendonباند فیبری که عضله را به استخوان وصل می‌کند.ریشه‌ها: ten/o و tendin/o.
myoglobinپروتئینی شبیه هموگلوبین که اکسیژن را در سلول عضله ذخیره می‌کند.در آسیب عضلانی و rhabdomyolysis اهمیت دارد.

۵
PART FIVE

بیماری‌های عضلانی و اختلالات چندسیستمی

هر اختلال عضله به‌طور کلی myopathy نامیده می‌شود. برای تشخیص اختلالات عضلانی، کتاب دو ابزار را برجسته می‌کند: electromyography (EMG) برای مطالعه فعالیت الکتریکی عضله هنگام انقباض، و اندازه‌گیری سرمی creatine kinase (CK/CPK) که در آسیب عضله بالا می‌رود.

بیماری‌های اصلی
بیماریتعریفنکته امتحانی
muscular dystrophyگروهی از بیماری‌های ارثی با دژنراسیون غیرالتهابی و پیشرونده عضله.ضعف، آتروفی، جایگزینی عضله با بافت همبند و چربی؛ در نوع Duchenne نقص dystrophin مهم است.
polymyositisالتهاب عضلات اسکلتی با ضعف.ممکن است با dysphagia یا مشکلات قلبی همراه باشد.
dermatomyositispolymyositis همراه درگیری پوست.erythema، dermatitis و راش بنفش/یاسی به‌ویژه روی صورت.
fibromyalgia syndrome (FMS)درد، حساسیت و خشکی منتشر عضلات، خستگی و اختلال خواب بدون علت مشخص.تشخیص دشوار؛ ممکن است با عدم تعادل هورمونی یا neurotransmitter و حساسیت درد مرتبط باشد.
chronic fatigue syndrome (CFS)خستگی پایدار بدون علت مشخص همراه درد عضله/مفصل، مشکلات خواب و علائم ایمنی.گاهی پس از عفونت ویروسی دیده می‌شود.
myasthenia gravis (MG)بیماری خودایمنی NMJ با از دست رفتن گیرنده‌های ACh.ضعف پیشرونده و خستگی با فعالیت کم؛ ptosis نشانه اولیه شایع است.
amyotrophic lateral sclerosis (ALS)دژنراسیون نورون‌های حرکتی با ضعف و آتروفی عضلانی.Lou Gehrig disease؛ عملکرد ذهنی و حسی معمولاً حفظ می‌شود، مرگ اغلب از فلج تنفسی.
بیماری را از محل آسیب تشخیص بده عضله، NMJ، نورون حرکتی، یا استرس مکانیکی خود عضله dystrophy polymyositis NMJ ACh receptor myasthenia gravis نورون حرکتی ALS atrophy تشخیص آسیب عضله EMG + CK/CPK
دیاگرام ۵. MG در محل NMJ است؛ ALS در نورون حرکتی است؛ muscular dystrophy و polymyositis بیشتر خود عضله را درگیر می‌کنند.
علائم و اصطلاحات تکمیلی
اصطلاحتعریفکلید حفظ
atrophyتحلیل و کوچک‌شدن بافت یا عضو.در بی‌استفاده‌ماندن عضله و بیماری‌های عصبی دیده می‌شود.
astheniaضعف.a- یعنی بدون + sthen/o قدرت.
ataxiaنبود هماهنگی عضلانی.از tax/o یعنی نظم و ترتیب.
fasciculationانقباض‌های کوچک و غیرارادی گروهی از فیبرها.twitching ظریف.
spasmانقباض ناگهانی و غیرارادی عضله.clonic متناوب؛ tonic پایدار.
spasticityافزایش tone یا انقباض باعث حرکت سفت و ناهماهنگ.با spasm یکی نیست.
tetanusبیماری عفونی حاد با اسپاسم دردناک عضلات ارادی؛ lockjaw.عامل: Clostridium tetani.
tetanyاسپاسم، کرامپ و twitching ناشی از عدم تعادل متابولیک مثل کاهش کلسیم.با tetanus اشتباه نشود.
rhabdomyolysisتخریب حاد و منتشر سلول‌های عضله اسکلتی.rhabd/o به شکل میله‌ای سلول عضله اشاره دارد.

۶
PART SIX

آسیب‌های استرسی، درمان، اختصارات و کیس‌ها

آسیب‌های استرسی فصل ۶ شاید از بیماری‌های عصبی-عضلانی ساده‌تر به نظر برسند، اما در آزمون دام زیادی دارند. باید بین sprain، strain، tendinitis و tenosynovitis دقیق فرق بگذاری.

آسیب‌های رایج
اصطلاحتعریفدام
repetitive strain injury (RSI)آسیب بافتی ناشی از حرکت تکراری، معمولاً دست یا بازو در کارهایی مثل تایپ و ابزار دستی.همان repetitive motion injury یا overuse syndrome هم گفته می‌شود.
sprainآسیب رباط در اثر نیروی غیرطبیعی یا زیاد در مفصل، بدون شکستگی یا دررفتگی.رباط، نه عضله.
strainآسیب عضله به علت overuse یا کشش بیش از حد؛ ممکن است پارگی عضله یا جداشدن از تاندون بدهد.عضله یا تاندون، نه رباط.
tendinitisالتهاب تاندون، معمولاً بر اثر آسیب یا overuse.shoulder، elbow و hip محل‌های شایع‌اند.
tenosynovitisالتهاب تاندون و sheath آن.از tendinitis گسترده‌تر است.
نمونه‌های اندام فوقانی و تحتانی
اختلالشرحکلید
rotator cuff injuryالتهاب یا پارگی مجموعه SITS در شانه، معمولاً با فعالیت‌های overhead مثل شنا، نقاشی یا پرتاب.SITS: supraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis.
epicondylitisالتهاب تاندون‌های origin روی اپی‌کوندیل‌های هومروس.medial = golfer's elbow؛ lateral = tennis elbow.
carpal tunnel syndrome (CTS)فشار روی median nerve در کانال مچ و ایجاد بی‌حسی و ضعف دست.در موسیقی‌دان‌ها و کاربران keyboard شایع‌تر.
trigger fingerقفل‌شدن یا snap دردناک انگشت به علت التهاب sheath تاندون فلکسور.در مفصل metacarpophalangeal.
hamstring strainکشیدگی گروه hamstring در پشت ران.در ورزشکارانی که ناگهان stop/start دارند.
shin-splintدرد ناحیه anterior tibial با دویدن روی سطح سخت یا overuse فلکسورهای پا.کفش مناسب و پرهیز از سطح سخت کمک می‌کند.
Achilles tendinitisآسیب تاندون آشیل که عضلات ساق را به پاشنه وصل می‌کند.حرکت plantar flexion را مختل می‌کند.
سندروم تونل کارپال
شکل ۴. در CTS، median nerve هنگام عبور از کانال مچ تحت فشار قرار می‌گیرد و بی‌حسی و ضعف در نواحی عصب‌دهی دست ایجاد می‌شود.
Rotator Cuff: قانون SITS چهار عضله‌ای که شانه را پایدار می‌کنند S supraspinatus I infraspinatus T teres minor S subscapularis کار اصلی: تقویت و پایدارسازی شانه
دیاگرام ۶. SITS یکی از حفظی‌ترین بخش‌های فصل است و در کیس rotator cuff tear هم مستقیم کاربرد دارد.
درمان و اختصارات
موضوعمعنیکاربرد
RICErest, ice, compression, elevationدرمان محافظه‌کارانه اولیه آسیب‌های استرسی.
PT / OTphysical therapy / occupational therapy.PT بازتوانی حرکتی؛ OT افزایش عملکرد روزمره و استقلال.
ROMrange of motion.در معاینه و توانبخشی مفصل و عضله.
MMTmanual muscle test/testing.ارزیابی قدرت عضله.
RTCrotator cuff.شانه.
SITSچهار عضله rotator cuff.supraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis.
RUE/LUE/RLE/LLEاندام فوقانی/تحتانی راست یا چپ.right/left upper/lower extremity.
کیس‌ها

Thomas و brachial plexus

آسیب شبکه بازویی C7 با flail arm، آتروفی supraspinatus، infraspinatus و deltoid، بررسی EMG و nerve conduction، سپس sural nerve graft و PT.

Michael و rotator cuff tear

درد شانه، ناتوانی در abduction، MRI مثبت، جراحی Bankart، ترمیم کپسول و tendon flap، سپس sling و PT.

Lynn و wake-up test

در جراحی spinal fusion، با SSEP و تحریک عضلات quadriceps، anterior tibialis، gastrocnemius و rectus abdominis عملکرد neuromuscular بررسی شد.


DEEP REVIEW

مرور عمیق و دام‌های امتحانی

کلیدواژه سوال ← پاسخ ← چرا
اگر در سوال دیدی...پاسخ احتمالیچرا؟
junction between motor neuron and muscleNMJمحل تماس نورون حرکتی با فیبر عضله.
neurotransmitter for skeletal contractionAChacetylcholine در NMJ آزاد می‌شود.
opposite of origininsertionorigin ثابت‌تر، insertion متحرک‌تر است.
opposite of flexionextensionflexion زاویه را می‌بندد؛ extension زاویه را باز می‌کند.
movement away from midlineabductionab یعنی دور از؛ adduction یعنی نزدیک به خط میانی.
tendon inflammationtendinitisریشه ten/o یا tendin/o به tendon اشاره دارد.
tendon and sheath inflammationtenosynovitissynovial sheath هم درگیر است.
autoimmune loss of ACh receptorsMGضعف پیشرونده و ptosis شایع.
motor neuron degenerationALSضعف و آتروفی با حفظ معمول حس و ذهن.
serum enzyme rises in muscle damageCK / CPKcreatine kinase در عضله وجود دارد.
electrical activity of muscleEMGelectromyography.
four rotator cuff musclesSITSsupraspinatus، infraspinatus، teres minor، subscapularis.
دام‌های پرتکرار
داماشتباه رایجتصحیح
sprain و strainهر دو کشیدگی ترجمه شوند.sprain رباط است؛ strain عضله یا تاندون.
tetanus و tetanyهر دو اسپاسم عضله فرض شوند.tetanus عفونت با lockjaw؛ tetany اسپاسم متابولیک مثل کاهش کلسیم.
ton/o و ten/oبه علت شباهت نوشتاری جابه‌جا شوند.ton/o یعنی tone؛ ten/o یعنی tendon.
abduction و adductionجهت حرکت اشتباه شود.abduction دور از خط میانی؛ adduction به سمت خط میانی.
pronation و supinationکف دست بالا/پایین جابه‌جا شود.pronation کف دست پایین؛ supination کف دست بالا.
dorsiflexion و plantar flexionهر دو flexion دیده شوند.dorsiflexion پنجه به بالا؛ plantar flexion پنجه به پایین.
جمع‌بندی سریع حفظی

ریشه‌ها

my/o عضله، fasci/o fascia، ten/o تاندون، kin/o حرکت، erg/o کار.

تشخیص

EMG فعالیت الکتریکی عضله؛ CK/CPK آسیب عضله؛ ROM دامنه حرکت؛ MMT تست دستی قدرت عضله.

درمان اولیه

RICE: rest، ice، compression، elevation؛ سپس bracing، دارو، PT، تزریق، ultrasound یا surgery بسته به شدت.