منطق ترمینولوژی پزشکی و اجزای واژه
ترمینولوژی پزشکی زبان مشترک متخصصان سلامت است. هدف این زبان این است که یک پزشک، پرستار، دانشجو یا پژوهشگر در هر کشور بتواند با یک واژهٔ کوتاه، دقیق و استاندارد مفهوم پیچیدهای را منتقل کند. به همین دلیل بسیاری از اصطلاحات از یونانی و لاتین گرفته شدهاند: این زبانها در مکالمه روزمره تغییر نمیکنند، پس شکل واژهها ثابتتر میماند.
| اصطلاح | معنی | نکته |
|---|---|---|
| medical terminology | زبان تخصصی پزشکی | زبان مشترک و استاندارد متخصصان سلامت برای انتقال دقیق اطلاعات. |
| Greek / Latin | یونانی / لاتین | منبع اصلی بسیاری از ریشهها؛ چون این زبانها تغییر روزمره ندارند و شکل اصطلاحات ثابت میماند. |
| consistent | ثابت | شکل واژه در طول زمان و بین کشورها کمتر تغییر میکند. |
| uniform | یکشکل | در کشورها و رشتههای مختلف، اصطلاح تا حد زیادی به یک صورت فهمیده میشود. |
| efficient | کارآمد | با یک واژه میتوان اطلاعات زیادی را منتقل کرد؛ مثل gastroduodenostomy. |
| etymology | ریشهشناسی | شناخت تاریخچه و منشأ واژه برای فهم و حفظ بهتر اصطلاحات. |
| جزء | جایگاه | نقش | مثال |
|---|---|---|---|
| prefix | ابتدای ریشه یا کلمه | معنی پایه را عوض میکند، اما معمولاً نقش دستوری واژه را عوض نمیکند. | hyperglycemia = high blood sugar |
| root | هسته معنایی | معنی اصلی را حمل میکند و بقیه اجزا دور آن ساخته میشوند. | cardi = heart |
| combining vowel / connector | حرف اتصال | اغلب حرف o است و خواندن/اتصال اجزا را آسان میکند. | gastr/o + duoden/o + stomy |
| combining form | ریشه + حرف اتصال | ریشهای است که با حرف اتصال آماده ترکیب شده است. | neur/o, gastr/o, cardi/o |
| suffix | انتهای کلمه | معنی نهایی و نوع دستوری واژه را تعیین میکند؛ در ترجمه اول باید از همین قسمت شروع کرد. | -itis, -ectomy, -osis, -al |
برای فهم اصطلاح پزشکی، معمولاً اول suffix را معنی کن، بعد به ابتدای واژه برگرد و از چپ به راست/جزءبهجزء معنی را کامل کن. مثال: gastroduodenostomy یعنی ایجاد دهانه یا اتصال جراحی بین معده و دوازدهه.
ریشهها، ترکیب واژه و قواعد تلفظ
جزوه روی این نکته تأکید دارد که ریشهها همیشه یک معنی ساده و ثابت ندارند. بعضی ریشهها هممعنیاند اما قابل جایگزینی نیستند، بعضی چندمعناییاند، و بعضی فقط در ترکیبهای خاص پزشکی معنا پیدا میکنند. بنابراین حفظ فهرست واژگان کافی نیست؛ باید جایگاه و کاربرد را هم بفهمی.
| ریشه/جزء | معنی | نمونه | نکته امتحانی |
|---|---|---|---|
| cardi / kardi | قلب | cardiologist, cardiac | در انگلیسی عمومی میگوییم heart، اما در واژهسازی پزشکی از cardi استفاده میشود. |
| pulm / pulmon | ریه | pulmonologist | ریشه لاتین مربوط به ریه. |
| nephr / ren | کلیه | nephritis, renogastric | هر دو به کلیه مربوطاند، اما در همه جا قابل جایگزینی نیستند. |
| myel | مغز استخوان / طناب نخاعی | myelogenous anemia, poliomyelitis | معنی را باید از زمینه تشخیص داد. |
| cyst | کیسه، مثانه، کیسه صفرا | cystitis, cholecystitis, cystic fibrosis | در هر اصطلاح باید محل را از بافت جمله فهمید. |
| scler | سخت / صلبیه چشم | scleritis, arteriosclerosis, sclerotic | هم به سفیدی چشم میتواند اشاره کند، هم به سخت شدن. |
| rhin / nas | بینی | rhinoplasty | در rhinoceros هم به معنی بینی/شاخدار دیده میشود. |
| xero | خشک | xeroderma, xerostomia, xerophthalmia | در اصطلاحات خشکی پوست، دهان و چشم کاربرد دارد. |
| ur / uro | ادرار / اوره / دستگاه ادراری | uremia, urology, urography | گاهی ریشه است، گاهی بخشی از پسوندهای ادراری. |
| lith | سنگ | cystolithotripsy | در سنگ مثانه و خرد کردن سنگ دیده میشود. |
| tripsy | خرد کردن | cystolithotripsy | با -tomy یا -ectomy اشتباه نشود. |
| hyster | رحم | hysterectomy, hysteria | مثال تاریخی تغییر کاربرد واژه از منشأ یونانی. |
| orth/o | صاف، درست | orthopedics, orthodontics | در ارتوپدی و ارتودنسی، ایده اصلاح/راست کردن را میرساند. |
| ped / pod | کودک / پا | orthopedics, podiatrist | بسته به ریشه و تاریخ واژه معنی متفاوت میشود؛ ped در ارتوپدی تاریخی به کودک ربط دارد. |
| الگو | قاعده | نمونه | دام |
|---|---|---|---|
| ph | اغلب /f/ خوانده میشود. | phantom, photograph, elephant | در phantom pain یعنی درد خیالی اندام از دسترفته. |
| ps- | در ابتدای کلمه، p معمولاً خوانده نمیشود. | pseudonym, pseudo- | اگر وسط کلمه باشد ممکن است خوانده شود. |
| pt- | در ابتدای کلمه، p معمولاً حذف آوایی میشود. | ptosis | در وسط کلمه مثل cardioptosis میتواند شنیده شود. |
| rh | در آغاز واژه، h تلفظ مستقل ندارد. | rhinoplasty | با ریشه rhin به معنی بینی همراه است. |
| ch | بسته به واژه میتواند /k/ یا /ch/ باشد. | chemistry, school, ache | در پزشکی باید تلفظ واژه را جدا تمرین کرد. |
| eu- | در بسیاری از واژهها حس خوب/نرمال میدهد. | euphoria, euthanasia | همیشه صرفاً تلفظ نیست؛ گاهی معنیساز است. |
| nx + al | اغلب به ngeal تبدیل میشود. | pharynx → pharyngeal, coccyx → coccygeal | دام پرتکرار استاد در صفتسازی. |
| x + ic | گاهی x به c تبدیل میشود. | thorax → thoracic, cervix → cervical | املای صفت را حفظ کن. |
| rhea | برای جریان/ترشح است و r ممکن است در اتصال تکرار شود. | diarrhea, menorrhea | با -rrhagia یعنی خونریزی شدید فرق دارد. |
در امتحان استاد ممکن است سؤال ساده به نظر برسد اما هدف آن تشخیص نقش پسوند یا املای درست صفت باشد؛ مثل larynx → laryngeal، thorax → thoracic یا نقش -ia در dementia.
پسوندها، تخصصها و صفتسازها
suffix در انتهای واژه میآید و معمولاً نقش اصلی را در ترجمه دارد. در جزوه، پسوندها از چند زاویه بررسی شدهاند: پسوندهای بیماری/وضعیت، پسوندهای جراحی، پسوندهای تخصص و متخصص، و پسوندهای صفتساز.
| پسوند | معنی | نمونهها | نکته امتحانی |
|---|---|---|---|
| -itis | التهاب | arthritis, nephritis, urethritis, cholecystitis | هرجا التهاب مستقیم پرسیده شد، به -itis فکر کن. |
| -osis / -sis | وضعیت، بیماری، فرایند | cyanosis, thrombosis, stenosis, psychosis | همیشه منفی نیست؛ معنی را از ریشه و متن بگیر. |
| -iasis | بیماری/عفونت، اغلب انگلی یا قارچی | candidiasis, amoebiasis, leishmaniasis | با -osis نزدیک است اما کاربردهای عفونی دارد. |
| -ia | وضعیت / اسمساز | dementia, anemia, insomnia, acidosis | در سؤال استاد ممکن است فقط بپرسد چه نوع کلمهای میسازد: اسم. |
| -y | وضعیت / فرایند / اسمساز | atony, biopsy, autopsy | در biopsy با بررسی بافت مرتبط است. |
| -ism | وضعیت، مکتب، وابستگی | alcoholism, racism, egotism, parasitism | معنی دقیق از ریشه میآید. |
| -emia | وضعیت خونی | septicemia, ischemia, hyperglycemia, uremia | با ادرار -uria اشتباه نشود. |
| -uria | وضعیت ادراری | dysuria, hematuria, pyuria, proteinuria, polyuria | اگر سؤال درباره ادرار است، این پسوند کلیدی است. |
| -oma | تومور یا توده | adenoma, lipoma, melanoma, carcinoma | میتواند خوشخیم، بدخیم یا توده غیرسرطانی باشد؛ صرفاً دیدن oma کافی نیست. |
| -ectomy | برداشتن عضو/بافت | appendectomy, tonsillectomy, mastectomy, nephrectomy | با -tomy و -stomy اشتباه نشود. |
| -tomy | برش موقت | craniotomy, laparotomy, thoracotomy | هدف ایجاد راه برای عمل است، نه برداشتن. |
| -stomy / -ostomy | ایجاد دهانه، معمولاً نیمهدائم یا دائم | tracheostomy, colostomy, gastrostomy, urostomy | دهانه برای عبور هوا، غذا یا مواد دفعی ساخته میشود. |
| -plasty | ترمیم یا شکلدهی جراحی | rhinoplasty, cystoplasty, oculoplasty | با ریشه plas به معنی شکل دادن مرتبط است. |
| -scopy / -scope | مشاهده / ابزار مشاهده | endoscopy, arthroscope, cystoscope | یکی روش است، یکی ابزار. |
| -logy | مطالعه/دانش | cardiology, urology, physiology, pathology | متخصص آن معمولاً با -logist ساخته میشود. |
| -graphy | تصویربرداری/ثبت | urography | به ثبت یا تصویر گرفتن از ساختار اشاره دارد. |
| -metry | اندازهگیری | optometry, sclerometry | دام: ابزار/اندازهگیری را با مطالعه/درمان اشتباه نگیر. |
| پسوند | کاربرد | نمونه | نکته |
|---|---|---|---|
| -ian | پزشک/متخصص یا شخص دارای نقش | physician, obstetrician, geriatrician | اغلب شخص را میسازد. |
| -iatrics | تخصص/حوزه درمانی | pediatrics | خود رشته است، نه شخص. |
| -iatry | شاخه درمان | psychiatry | درمان اختلالات روانی. |
| -ics | حوزه مطالعه/درمان | orthopedics | در نام رشتهها زیاد دیده میشود. |
| -iatrist | متخصص درمان | podiatrist | شخص متخصص را میسازد. |
| -logist / -ologist | متخصص مطالعه | cardiologist, pulmonologist, dermatologist | ریشه + علم/مطالعه + شخص. |
| -ician | فرد حرفهای/تکنسین | technician, optician | در ابزار و خدمات بالینی زیاد میآید. |
| -ist | متخصص/شخص مرتبط | anatomist, anesthetist | با رشته یا مهارت مرتبط است. |
| پسوند | نمونه | معنی/کاربرد |
|---|---|---|
| -ac | cardiac | وابسته به قلب |
| -al | vocal, oral, arterial | وابسته به / مربوط به |
| -ar | nuclear, vascular | وابسته به |
| -ary | salivary | وابسته به بزاق یا ساختار مورد نظر |
| -form | muciform, epileptiform | شبیه به شکل/رفتار چیزی |
| -ic | anatomic, genetic, thoracic | وابسته به |
| -ical | electrical | وابسته به |
| -ile | febrile, virile | وابسته به |
| -oid | lymphoid, thyroid, ovoid, fibroid | شبیه / مانند |
| -ory | circulatory, exploratory | مربوط به عملکرد یا فرایند |
| -ous | cutaneous, mucous | دارای / مربوط به |
جمع بستن واژههای پزشکی و وضعیت آناتومیک
بخشی از جزوه به این نکته اختصاص دارد که واژههای پزشکی همیشه مثل واژههای معمول انگلیسی جمع بسته نمیشوند. بسیاری از آنها از لاتین یا یونانی آمدهاند و جمع اختصاصی دارند. در آزمون استاد، سؤالهای مستقیم درباره appendix, phalanges, spectrum, vertebrae و مانند آن محتملاند.
| الگوی جمع | نمونهها | نکته |
|---|---|---|
| a → ae | vertebra → vertebrae, patella → patellae | واژههای لاتین با پایان a. |
| en → ina | lumen → lumina, foramen → foramina | پایان en. |
| ex / ix / yx → ices | appendix → appendices, matrix → matrices, index → indices | گاهی شکل انگلیسی هم پذیرفته میشود، اما شکل لاتین امتحانیتر است. |
| is → es | diagnosis → diagnoses, prognosis → prognoses | تلفظ و املا هر دو تغییر میکنند. |
| ma → mata | stigma → stigmata, carcinoma → carcinomata, adenoma → adenomata | در برخی واژهها شکل عمومی جدید هم دیده میشود. |
| anx / inx / ynx → nges | phalanx → phalanges, meninx → meninges, larynx → larynges | دام مهم در مفرد/جمع. |
| on → a | ganglion → ganglia, phenomenon → phenomena, protozoon → protozoa | از پایانهای یونانی/لاتین پرتکرار. |
| um → a | serum → sera, bacterium → bacteria, datum → data, curriculum → curricula | در پزشکی بسیار پرتکرار. |
| us → i | bronchus → bronchi, alveolus → alveoli, thrombus → thrombi, fungus → fungi | همیشه برای همه واژهها قابل تعمیم نیست؛ با واژه حفظ شود. |
anterior/posterior، medial/lateral، superior/inferior، proximal/distal و internal/external فقط وقتی دقیقاند که بدن را در وضعیت آناتومیک فرض کنیم.
Caseها و واژگان بالینی جزوه
Caseهای استاد فقط متن خواندن نیستند؛ بانک واژگان و الگوی سؤالهای درک مطلباند. نکته اصلی این است که از متن نتیجه بگیری، نه از حدس بیمار یا کلمههای هیجانانگیز.
| واژه/عبارت | معنی | نقش در متن |
|---|---|---|
| attended | مراجعه کرد / حضور یافت | برای شروع شرح حال. |
| suburban | حومه شهری | محل کلینیک یا زندگی. |
| scheduled post-operative review | ویزیت برنامهریزیشده پس از عمل | زمانبندی و نوع مراجعه. |
| open cholecystectomy | برداشت باز کیسه صفرا | عمل انجامشده. |
| acute cholecystitis | التهاب حاد کیسه صفرا | علت عمل. |
| progressed without complication | بدون عارضه پیش رفت | روند عمل/بهبود. |
| mild tenderness around the incision | حساسیت خفیف اطراف برش | نشانه قابل انتظار پس از عمل. |
| frozen meals / takeaway foods | غذاهای یخزده / بیرونبر | نقطه اصلی توصیه تغذیهای. |
| bowel movements | حرکات روده / اجابت مزاج | در پیگیری پس از جراحی مهم است. |
| fever, jaundice, vomiting, wound discharge | تب، زردی، استفراغ، ترشح زخم | علائم هشدار که در متن رد شدهاند. |
| low-fat eating pattern | الگوی غذایی کمچرب | توصیه اصلی پزشک. |
| analgesics | مسکنها | برای افزایش درد. |
| hydration | آبرسانی کافی | توصیه حمایتی. |
| referral to a dietitian | ارجاع به متخصص تغذیه | برای راهنمایی بلندمدت. |
| واژه/عبارت | معنی | نقش در متن |
|---|---|---|
| asthma | آسم | بیماری مزمن راههای هوایی. |
| emergency department | اورژانس | محل مراجعه اولیه در حمله شدید. |
| severe coughing / breathing difficulty / wheezing | سرفه شدید / مشکل تنفسی / خسخس | علائم اصلی حمله. |
| follow-up appointment | ویزیت پیگیری | پس از تشخیص. |
| inhaler with a spacer | اسپری همراه با اسپيسر | ابزار کنترل حمله. |
| family history | سابقه خانوادگی | در بیماریهای آلرژیک پرسیده میشود. |
| eczema / hay fever | اگزما / تب یونجه | زمینه آلرژیک. |
| trigger avoidance | پرهیز از محرکها | محور پیشگیری. |
| airways narrow, swell, and produce mucus | راههای هوایی تنگ، متورم و مخاطی میشوند | مکانیسم ساده آسم. |
| monitoring / action plan | پایش / برنامه اقدام | برای مدیریت طولانیمدت. |
| واژه/عبارت | معنی | نقش در متن |
|---|---|---|
| biopsy | نمونهبرداری | برای تشخیص بافتی. |
| lump in the right armpit | توده در زیر بغل راست | نقطه شروع کیس. |
| thyroid cancer in remission | سرطان تیروئید در فروکش/بهبود موقت | سابقه مهم بیمار. |
| Hodgkin lymphoma | لنفوم هوچکین | نتیجه گزارش غده لنفاوی. |
| CT scan | سیتیاسکن | برای تعیین گستردگی بیماری. |
| advanced condition | مرحله پیشرفته | به staging مربوط است. |
| referral to oncology | ارجاع به انکولوژی | برای درمان تخصصی. |
| written information / support | اطلاعات مکتوب / حمایت | قسمت آموزشی و مراقبتی توصیهها. |
پیشوندهای جهت، عدد، رنگ و نفی
prefix در ابتدای ریشه میآید و معنی را تغییر میدهد، اما معمولاً نوع دستوری واژه را عوض نمیکند. در جزوه پیشوندها با مثالهای بالینی، آناتومیک، دندانپزشکی، ژنتیک، رنگ و نفی توضیح داده شدهاند.
| پیشوند/ریشه | معنی | نمونهها | نکته |
|---|---|---|---|
| uni- | یک | unilateral, universe, unit, unique | یکطرفه یا واحد. |
| bi- | دو | bipedal, bicycle, bicuspid | ریشه لاتین در واژگان عمومیتر. |
| di- / diplo- | دو / دوگانه | diplegia, diplopia, diploid | در ژنتیک و چشمپزشکی پرتکرار. |
| hemi- | نیم | hemisphere, hemicolectomy, hemiplegia | اغلب یونانی و پزشکیتر. |
| semi- | نیمه / تا حدی | semisolid, semicircular | اغلب در واژگان عمومی، فیزیک و مهندسی. |
| ambi- | هر دو | ambidextrous | توانایی هر دو دست. |
| amphi- | دوطرفه / هر دو سو | amphibian, amphitheater | خاستگاه یونانی. |
| contra- | سمت مخالف / بر ضد | contralateral pain, contraceptive | در کنار anti- دام میسازد. |
| ipsi- | همان سمت | ipsilateral motor loss | مقابل contra-. |
| equi- / iso- | برابر / یکسان | equilateral, isograft, isotope | برای برابر بودن یا همجایگاه بودن. |
| lateral | جانبی | anterolateral, posterolateral | خود ریشه است؛ پیشوند معنی جهت را تغییر میدهد. |
| پیشوند | معنی | نمونه | |
|---|---|---|---|
| tri- | سه | triangle, trident, triplet, tricuspid | |
| quadr/i, quadr/o | چهار | quadriplegia, quadruplet | |
| tetra- | چهار | tetralogy, tetrachloride, tetragon | |
| penta- | پنج | pentagon | |
| hexa- | شش | hexagon | |
| octa- | هشت | octagon | |
| multi- | چند / متعدد | multilateral, multicellular, multimedia, multiple | |
| pan- / panto- / holo- | همه / کامل | pandemic, panarthritis, pantocytopenia, holistic | |
| omni- | همهجا / همه | omnivorous, omnipotent | در متن به خانواده «همه» نزدیک است. |
| ریشه/پیشوند | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| erythr/o | قرمز | erythrocyte, erythema |
| cyan/o | آبی | cyanosis, cyanobacteria |
| xanth/o | زرد | xanthoderma, xanthemia, xanthophile |
| alb- / albin- | سفید | albinism, albumen, albatross |
| melan/o | سیاه / رنگدانه | melanin, melanocyte, melanoma |
| leuk/o | سفید | leukocyte |
| پیشوند | معنی | نمونه | نکته |
|---|---|---|---|
| a- / an- | نبود / فقدان | anemia, anuria, anesthesia | بیشتر در ریشههای یونانی/پزشکی. |
| anti- | ضد / علیه | antibiotic, antiseptic, antipyretic, anticoagulant | تقابل مستقیم با عامل یا فرایند. |
| contra- | مقابل / ناسازگار | contralateral, contraindication, contraceptive | در بالین یعنی منع یا جهت مخالف. |
| de- | حذف / کاهش / زدودن | dehydrate, decongestant, decalcify | فرایند کمکردن یا دور کردن. |
| dis- | جدا / اختلال / نفی | dissect, disintegrate, disinfect | اغلب جداکردن یا برهمزدن. |
| in- / im- / il- / ir- | نبود / غیر | inadequate, impossible, irregular, immobile | تغییر واجی برای آسانی تلفظ. |
| un- | نا / بی | unresponsive, unconscious, uncoordinated | بیشتر با واژههای انگلیسی عمومی. |
| non- | غیر / فاقد | noninvasive, nonspecific, nonreactive | خنثیتر و طبقهبندیکنندهتر. |
پیشوندهای مکان، زمان، مقدار، اندازه و کیفیت
پیشوندهای مکان و زمان در اصطلاحات بالینی بسیار مهماند؛ چون مسیر تزریق، محل ضایعه، زمان غذا/عمل، و جهت انتشار بیماری را نشان میدهند. پیشوندهای مقدار و اندازه هم در دندانپزشکی، هماتولوژی، فیزیولوژی و پاتولوژی کاربرد زیادی دارند.
| پیشوند | معنی | نمونه | نکته |
|---|---|---|---|
| ab- | دور از | abduction, abstain | |
| ad- | به سوی | adduction, adhere | |
| sub- | زیر | subcutaneous, subarachnoid, subdural | |
| per- | از راه / از میان | percutaneous, perrectal | |
| intra- | درون | intracutaneous, intracerebral, intrahepatic, intraabdominal | |
| endo- | درون | endometrium, endoscope, endotoxin | |
| ecto- / exo- | بیرون | ectoderm, ectoparasite, exogenous | |
| meso- | میانی | mesoderm, mesothelium, mesencephalon | |
| syn- / sym- | با هم | symbiosis, sympathetic | |
| tele- | دور / نهایی | telepathy, telophase | |
| meta- | تغییر / فراتر | metastasis, metaplasia, metamorphosis, metabolism | |
| epi- | روی / بالای | epidermis, epinephrine | |
| peri- | اطراف | periaortic, peritoneal | |
| para- | کنار / غیرطبیعی / پیرامون | parathyroid, parenteral, paresthesia | |
| ana- | بالا / دوباره / تجزیه | anabolism, anaphase, anaplasia, anagenesis | دو خانواده معنایی دارد؛ باید از متن فهمید. |
| retro- | پشت / عقب | retroperitoneal, retrosternal | |
| pre- / ante- / pro- | قبل / پیش | preprandial, antepartum, antedate, progenitor, prophase | |
| post- | بعد | postoperative, postprandial, postmortem, postmenopausal | |
| dextro- / sinistro- | راست / چپ | dextrocardia, sinistrocardia, ambidextrous |
| پیشوند | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| hyper- | زیاد / بیش از حد | hyperthermia, hyperlipidemia, hypertension, hyperdontia |
| hypo- | کم / پایین | hypotension, hypoxia, hypodontia, hypoesthesia |
| oligo- | کم / محدود | oligospermia, oligodontia |
| super- | بالا / بیش از حد | supernumerary, superscript, supersensitivity |
| eu- | خوب / نرمال / آسان | euthyroidism, euphoria, euthanasia |
| homo- / homeo- | یکسان / ثابت | homograft, homeostasis, homothermic |
| macro- / mega- / megalo- | بزرگ / بیش از حد | macroscopic, megalocyte, megabladder |
| micro- | کوچک | microcyte, microscopic, microdontia |
| neo- | نو / جدید | neonate, neocortex |
| normo- | نرمال / متعادل | normovolemia, normoxia, normothermia |
| pseudo- | کاذب | pseudoplegia, pseudonym, pseudoreaction |
| poikilo- | نامنظم / متنوع | poikilothermic, poikiloderma |
| اصطلاح | معنی | نکته |
|---|---|---|
| autograft | پیوند از خود فرد به خودش | کمترین ریسک رد پیوند. |
| isograft / syngraft | پیوند بین افراد ژنتیکی یکسان | مثلاً دوقلوهای همسان. |
| allograft / homograft | پیوند بین دو فرد متفاوت از یک گونه | در انسان به انسان. |
| xenograft / heterograft | پیوند بین گونههای متفاوت | مثلاً دریچه قلب خوک برای انسان. |
| split-thickness graft | پیوند شامل اپیدرم و بخشی از درم | در سوختگیها کاربرد دارد. |
| full-thickness graft | پیوند با ضخامت کامل پوست | برای پوشش عمیقتر/کیفیتر. |
مرور عمیق و دامهای امتحانی
برای مرور نهایی، به جای حفظ پراکنده، از «کلیدواژه سؤال» شروع کن. اگر سؤال از نقش دستوری پرسید، دنبال پسوند بگرد؛ اگر از معنی بالینی پرسید، ریشه و context را بخوان؛ اگر از جهت یا مقدار پرسید، prefix تعیینکننده است.
این جدول، واژههای واقعی و امتحانی متن را یکجا جمع میکند. نویزهای OCR و تکهحروف بیمعنی حذف شدهاند تا مرور برای سایت تمیز و آموزشی بماند.
| واژه/اصطلاح | معنی | نکته |
|---|---|---|
| cervical / thoracic / lumbar / sacral / coccygeal | گردنی / سینهای / کمری / خاجی / دنبالچهای | تقسیمبندی ستون مهرهها از بالا به پایین. |
| pharyngeal / laryngeal | حلقی / حنجرهای | صفتسازی از pharynx و larynx. |
| anterior / posterior | قدامی / خلفی | نسبت به وضعیت آناتومیک معنی میشوند. |
| superior / inferior | بالایی / پایینی | در توصیف محل ساختارها. |
| proximal / distal | نزدیک به تنه / دور از تنه | برای اندامها بسیار مهم است. |
| medial / lateral | میانی / جانبی | نسبت به خط وسط بدن. |
| internal / external | داخلی / خارجی | معادلهای inner / outer. |
| adenitis / adenoma | التهاب غده / تومور غدهای | تفاوت -itis و -oma. |
| arthritis / arthralgia / arthrogram / arthroscopy | التهاب مفصل / درد مفصل / تصویر مفصل / مشاهده مفصل | همگی از ریشه arthr. |
| biopsy / autopsy / necropsy | نمونهبرداری / کالبدگشایی انسان / کالبدگشایی حیوان | در biopsy بافت برای بررسی برداشته میشود. |
| pneumothorax | وجود هوا در قفسه سینه و خوابیدن ریه | ترکیب pneumo و thorax. |
| gastrectomy / gastrojejunostomy / gastrostomy | برداشت معده / اتصال معده به ژژونوم / ایجاد دهانه در معده | سه پسوند جراحی متفاوت. |
| colostomy / urostomy / tracheostomy | دهانه روده بزرگ / دهانه ادراری / دهانه نای | برای خروج مواد یا ورود هوا مسیر جدید میسازند. |
| ureteroureterostomy | اتصال دو بخش حالب | دو ریشه مشابه پشت سر هم آمدهاند. |
| arteriovenous anastomosis | اتصال شریانی-وریدی | آناستوموز یعنی اتصال/راه ارتباطی بین دو ساختار. |
| appendectomy / tonsillectomy / mastectomy / nephrectomy | برداشت آپاندیس / لوزه / پستان / کلیه | همه با -ectomy. |
| craniotomy / laparotomy / thoracotomy | برش جمجمه / شکم / قفسه سینه | همه با -tomy. |
| diuresis / dysuria / hematuria / pyuria / proteinuria | افزایش ادرار / دشادراری / خون در ادرار / چرک در ادرار / پروتئین در ادرار | خانواده ur و -uria. |
| uremia / septicemia / ischemia / hyperglycemia / hypoglycemia | اوره خون / عفونت خون / کاهش خونرسانی / قند خون بالا / قند خون پایین | همه با وضعیت خونی مرتبطاند. |
| arteriosclerosis / atherosclerosis / thrombosis | سختی شریان / سختی ناشی از پلاک چربی / تشکیل لخته | مسیر بیماری عروقی را مرحلهبهمرحله نشان میدهند. |
| unilateral / bilateral / multilateral | یکطرفه / دوطرفه / چندجانبه | خانواده laterality. |
| contralateral / ipsilateral / equilateral | سمت مقابل / همان سمت / همضلع | در نورولوژی و آناتومی دامدار است. |
| monoplegia / diplegia / quadriplegia / panplegia | فلج یک اندام / دو اندام / چهار اندام / فلج همه بدن | ریشه pleg یعنی فلج. |
| ophthalmoplegia / facial palsy / hemiplegia | فلج عضلات چشم / فلج صورت / فلج یک نیمه بدن | مثالهای بالینی فلج. |
| hemicolectomy / hemithorax / hemisphere | برداشت نیمه کولون / نیمه قفسه سینه / نیمکره | خانواده hemi. |
| semisolid / semiconductor / semilunar | نیمهجامد / نیمهرسانا / هلالی | خانواده semi. |
| ambidextrous / amphitheater / amphibian | دو دست توانمند / آمفیتئاتر / دوزیست | هر دو سو یا دو حالت. |
| bipedal / bicycle / bicuspid | دوپا / دوچرخه / دولتی یا دوکاسپی | خانواده bi. |
| triangle / trident / tricuspid / triplet | مثلث / سهشاخه / سهلتی / سهقلو | خانواده tri. |
| tetralogy / tetragon / tetrachloride | چهارتایی / چهارضلعی / تتراکلرید | خانواده یونانی چهار. |
| rhomboid / deltoid / ovoid / thyroid / adenoid | لوزیشکل / دلتاشکل / تخممرغی / سپرمانند / غدهمانند | پسوند -oid یعنی شبیه. |
| caries / halitosis / bruxism / malocclusion | پوسیدگی / بوی بد دهان / دندانقروچه / بسته شدن نادرست فک | واژگان دندانپزشکی جزوه. |
| incisor / cuspid / premolar / molar | دندان پیش / نیش / آسیای کوچک / آسیای بزرگ | نامگذاری دندانها. |
| orthodontics / endodontics | ارتودنسی / درمان ریشه | ریشه odont یعنی دندان. |
| salivary / pilosebaceous / cutaneous / subcutaneous | بزاقی / مو-چربی / پوستی / زیرپوستی | صفتسازها در پوست و دهان. |
| erythrocyte / erythema | گلبول قرمز / قرمزی پوست | خانواده قرمز. |
| cyanosis / cyanobacteria | سیانوز / باکتری آبیرنگ | خانواده آبی. |
| xanthoderma / xanthemia / xanthophile | زردی پوست / زردی ناشی از تجمع ماده در خون / دوستدار زرد | خانواده زرد. |
| albinism / albumen / albatross | آلبینیسم / سفیده تخممرغ / پرنده سفید | خانواده سفید. |
| melanin / melanocyte / melanoma | ملانین / سلول سازنده ملانین / تومور ملانوسیتی | خانواده سیاه/رنگدانه. |
| leukocyte | گلبول سفید | ریشه leuk یعنی سفید. |
| anemia / anuria / anesthesia | کمخونی / نبود ادرار / بیحسی | خانواده a-/an-. |
| antibiotic / antiseptic / antidote / antipyretic / anticoagulant | ضدمیکروب / ضدعفونیکننده / پادزهر / ضدتب / ضدانعقاد | خانواده anti-. |
| decongestant / decalcify / depilation / dehydrate | ضداحتقان / کلسیمزدایی / زدودن مو / آبزدایی | خانواده de-. |
| dissect / dissection / disintegrate / disinfect | جداکردن بافت / کالبدگشایی / از هم پاشیدن / ضدعفونی کردن | خانواده dis-. |
| incontinent / inadequate / insignificant / incompatible | بیاختیار / ناکافی / ناچیز / ناسازگار | خانواده in-. |
| unresponsive / unconscious / uncoordinated | بیپاسخ / بیهوش / ناهماهنگ | خانواده un-. |
| noninvasive / nonspecific / nonreactive | غیرتهاجمی / غیر اختصاصی / بدون واکنش | خانواده non-. |
| abduction / adduction | دور کردن / نزدیک کردن اندام به خط وسط | حرکت دور از یا به سوی خط وسط. |
| intrathecal / epidural / nerve block / topical anesthesia | داخل فضای سابآراکنوئید / اپیدورال / بلوک عصبی / بیحسی موضعی | روشهای بیحسی در جزوه. |
| paresthesia / hypoesthesia / neuropathy / pathology | احساس غیرطبیعی / کاهش حس / بیماری عصب / آسیبشناسی | ریشههای حس، عصب و بیماری. |
| oculogyric crisis / oculoplasty / binocular / monocular | چرخش غیرارادی چشم / ترمیم چشم یا پلک / دوچشمی / تکچشمی | واژگان چشم. |
| myopia / hyperopia / diplopia / optometry / optician | نزدیکبینی / دوربینی / دوبینی / بیناییسنجی / فروشنده عینک | خانواده دید و چشم. |
| preprandial / postprandial / antepartum / postmenopausal | قبل غذا / بعد غذا / قبل زایمان / پس از یائسگی | زمانبندی بالینی. |
| P.O. / NPO / oral intake | از راه دهان / هیچ چیز از راه دهان / دریافت خوراکی | اختصارات و دستورهای تغذیه. |
| enteral feeding / parenteral feeding | تغذیه از راه گوارش / تغذیه غیرگوارشی یا تزریقی | دام رایج در مسیر تغذیه. |
| gastrostomy feeding tube / jejunostomy feeding tube | لوله تغذیه معده / لوله تغذیه ژژونوم | با -stomy ساخته شدهاند. |
| dextrocardia / sinistrocardia / sinistromanual | قرارگیری قلب در راست / قرارگیری قلب در چپ / چپدست | خانواده راست/چپ. |
| endometrium / endoscope / endotoxin | لایه داخلی رحم / ابزار دیدن درون / سم درونی | خانواده endo-. |
| ectoderm / ectoparasite / exogenous | لایه بیرونی جنین / انگل خارجی / منشأ بیرونی | بیرون یا خارج از بدن/ساختار. |
| mesoderm / mesencephalon / mesothelium | لایه میانی جنین / مغز میانی / بافت پوششی میانی | خانواده میانی. |
| symbiosis / sympathetic | همزیستی / سمپاتیک | خانواده syn/sym. |
| telepathy / telophase | ارتباط از راه دور / مرحله پایانی تقسیم | خانواده دور یا پایان. |
| remission / relapse | فروکش علائم / عود | در کیس سرطان و بیماریهای مزمن مهم است. |
| retroperitoneal / retrosternal | پشت صفاق / پشت جناغ | خانواده retro-. |
| metastasis / metaplasia / metamorphosis / metabolism | گسترش سرطان / تغییر نوع سلول / دگرگونی / سوختوساز | خانواده meta-. |
| epidermis / epinephrine | رویپوست / آدرنالین | خانواده epi-. |
| parathyroid / parenteral / paresthesia | کنار تیروئید / خارج از راه گوارش / حس غیرطبیعی | خانواده para- چندمعنایی است. |
| anaphase / anabolism / anaplasia / anagenesis | مرحله جدا شدن کروماتیدها / ساخت مواد / بازگشت به حالت نابالغ سلول / رشد دوباره | دو خانواده معنایی ana-. |
| hyperthermia / hyperlipidemia / hypertension / hyperdontia | دمای بالا / چربی خون بالا / فشار خون بالا / دندان اضافی | خانواده زیاد/بیش از حد. |
| hypotension / hypoxia / hypodontia / hypoesthesia | فشار پایین / کمبود اکسیژن / کمبود دندان / کاهش حس | خانواده کم/پایین. |
| macrodontia / microdontia / oligodontia | دندان بزرگتر / دندان کوچکتر / تعداد کم دندان | اندازه با تعداد فرق دارد. |
| euthyroidism / euphoria / euthanasia | عملکرد طبیعی تیروئید / سرخوشی / مرگ آسان | خانواده eu-. |
| homeostasis / homothermic / homograft | پایداری بدن / دمای ثابت / پیوند همگونه | خانواده یکسان/ثابت. |
| macroscopic / microscopic / microcyte | قابل مشاهده با چشم / میکروسکوپی / سلول کوچک | اندازه یا سطح مشاهده. |
| neonate / neocortex | نوزاد / قشر جدید مغز | خانواده نو/جدید. |
| normovolemia / normoxia / normothermia | حجم خون نرمال / اکسیژن نرمال / دمای نرمال | خانواده نرمال. |
| pseudoplegia / pseudonym / pseudoreaction | فلج کاذب / نام مستعار / واکنش کاذب | خانواده کاذب. |
| poikilothermic / poikiloderma | دمای متغیر / پوست با ظاهر نامنظم | خانواده نامنظم/متنوع. |
| کلیدواژه سؤال | پاسخ | چرا / دام |
|---|---|---|
| تعریف combining form | ریشه + حرف اتصال | نه پسوند + حرف اتصال؛ نه ریشه تنها. |
| ترجمه اصطلاحات جراحی | اول پسوند را بخوان | -ectomy برداشتن، -tomy برش، -stomy دهانه. |
| ریشههای هممعنی | nephr و ren هر دو کلیه | اما هرجا خواستیم نمیتوانیم جایگزین کنیم. |
| ریشه چندمعنایی | myel و cyst | معنی با زمینه مشخص میشود، نه با حفظ یک معنی ثابت. |
| صفتسازی | thorax → thoracic و pharynx → pharyngeal | املا تغییر میکند. |
| جمع بستن | diagnosis → diagnoses و phalanx → phalanges | جمع انگلیسی ساده همیشه درست امتحانی نیست. |
| پیشوندهای منفی | non- خنثیتر است؛ in-/un- نقص/نبود را نشان میدهد | برای توصیف پزشکی، شدت و سبک واژه مهم است. |
| پیشوندهای جهت | ipsilateral همان سمت، contralateral سمت مقابل | در سؤالهای نورولوژی و درد دام جدی است. |
| مقدار و اندازه | hyper زیاد، hypo کم، oligo تعداد کم | با micro/macro که اندازه را میگویند فرق دارد. |
| Caseهای بالینی | نگرانی بیمار با تشخیص پزشک یکی نیست | در reading اول دادههای بالینی را از حدس بیمار جدا کن. |
ترجمه واژه
اول پسوند، بعد ریشهها و پیشوندها. معنی را با زمینه بالینی اصلاح کن.
Case Reading
نگرانی بیمار، سؤال پزشک، یافتههای ردکننده و توصیه نهایی را جدا بخوان.
Suffix
نوع سؤال را مشخص میکند: التهاب، وضعیت، جراحی، تخصص یا صفت.
Prefix
معنی را از نظر جهت، زمان، مکان، مقدار، اندازه یا کیفیت تغییر میدهد.
Plural
الگوهای لاتین/یونانی را جدا مرور کن؛ appendices و phalanges داماند.
Spelling
صفتسازیها را با مثال حفظ کن: pharyngeal, thoracic, cervical, laryngeal.