۱۰ واژهٔ هدفِ یونیت — Target Words
این یونیت ۱۰ واژهٔ آکادمیک دارد که در دو متنِ مربوط به «تغییرات اجتماعی» تکرار میشوند. اول معنی و نقششان را بدان؛ خانوادهٔ کامل در پارت ۴ است.
| واژه | نقش | معنیِ فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| assist | فعل | کمک کردن | The money assisted their aging parents. |
| assume | فعل | فرض کردن / بهعهده گرفتن | Each boy assumed he would be a farmer. |
| community | اسم | اجتماع، جامعه، محله | The wife of a farmer in the community. |
| consequence | اسم | پیامد، نتیجه | As a consequence, the way of life is changing. |
| define | فعل | تعریف کردن | Their lives were clearly defined. |
| factor | اسم | عامل، عاملِ مؤثر | Television was one factor. |
| physical | صفت | جسمی، فیزیکی (مقابلِ ذهنی) | Farmers did hard physical work. |
| seek (گذشته: sought) | فعل | جستوجو/دنبالِ چیزی بودن | They are seeking jobs in a city. |
| sufficient | صفت | کافی (= enough) | Farming did not provide sufficient money. |
| tradition | اسم | سنت، رسم | That was the tradition. |
assume دو معنی دارد: «فرض کردن» (با that) و «بهعهده گرفتنِ مقام/قدرت». گذشتهٔ نامنظمِ seek همان sought است. sufficient هممعنای enough است.
متن ۱: تغییرِ سبکِ زندگیِ چین
تا همین اواخر، بیشترِ مردمِ چین کشاورز بودند؛ این tradition بود. هر پسر assumed که کشاورز میشود و زندگیِ همه روشن defined بود. اما در ۵۰ سالِ اخیر چند factor باعث شد جوانان مزرعه را رها کنند و در شهر seek کار کنند؛ در نتیجه (as a consequence) سبکِ زندگیِ سنتی تغییر کرد.
کشاورزی غذای کافی میداد اما پولِ sufficient برای کالاهای مدرن نه. شغلِ شهری از کشاورزی physically آسانتر بود و جوانان میتوانستند پول به خانه بفرستند تا والدینِ سالخورده را assist کنند. دولت میخواست چین بهعنوانِ یک ملتِ مدرن define شود.
متن ۲: آیندهٔ متغیر و بازارِ کار
جوانانِ بسیاری از فرهنگهای غربی میخواهند مستقل شوند، اما یافتنِ شغل سخت است. سه عاملِ اصلی شغل را کمیاب کرده و این روی ساختارِ خانواده اثر گذاشته است.
تعریفِ سنتیِ خانوادهٔ غربی عوض شده: حالا فرزندانِ بزرگسال تا ۳۰–۴۰ سالگی با والدین میمانند و به assistance آنها نیاز دارند. ازدواج دیرتر میشود؛ درصدِ مجردها (single) بالا رفته (در آمریکا از ۱۶٪ در ۱۹۷۰ به ۵۵٪ در ۲۰۱۱ برای سنِ ۲۵–۲۹). ازدواجِ دیرتر یعنی فرزندِ کمتر و نرخِ تولدِ پایینتر.
خانوادهٔ کلمات و علت/نتیجه
| ریشه | فرمها | معنی |
|---|---|---|
| assist | assist · assistance · assistant | کمک کردن / کمک / دستیار |
| consequence | consequence · consequent · consequently | پیامد / متعاقب / در نتیجه |
| define | define · definition | تعریف کردن / تعریف |
| physical | physical · physically (مقابلِ mental) | جسمی / از نظرِ جسمی |
| sufficient | sufficient · sufficiently | کافی / بهاندازهٔ کافی |
| tradition | tradition · traditional · traditionally | سنت / سنتی / بهطورِ سنتی |
۱) seek سه کاربرد: «دنبالِ چیزی گشتن»، «درخواستِ چیزی از کسی»، «تلاش برای رسیدن به هدف». گذشته: sought.
۲) assist somebody with/in something = کمک به کسی در کاری.
۳) community سه معنی: محله، گروهی که در یک ناحیهاند، یا گروهی با وجهِ مشترک (شغل، فرهنگ…).
خیلی از جملهها هم رویداد را میگویند هم علتش را. کلماتِ نشانهدهنده را بشناس:
| نشانهٔ «علت» (cause) | نشانهٔ «نتیجه» (result) |
|---|---|
| because · since | so · therefore · consequently |
| — | as a result · as a consequence |
مثال: Land there is cheaper. Consequently, factories cost less. — «consequently» نشانهٔ نتیجه است؛ علت = ارزانتر بودنِ زمین.
مرور عمیق و جمعبندی
| کلیدواژهٔ سوال | پاسخ درست | چرا |
|---|---|---|
| «to help» | assist | کمک |
| «believe without proof / take over» | assume | دو معنی |
| «place / group of people» | community | اجتماع |
| «a result or effect» | consequence | پیامد |
| «state the meaning» | define | تعریف |
| «influences a decision» | factor | عامل |
| «related to the body» | physical | جسمی |
| «to look for (past: sought)» | seek | جستوجو |
| «enough» | sufficient | کافی |
| «custom repeated over time» | tradition | سنت |
| «because / since» | نشانهٔ علت | cause |
| «so / consequently / as a result» | نشانهٔ نتیجه | result |
۱۰ واژهٔ هدف (assist, assume, community, consequence, define, factor, physical, seek, sufficient, tradition) را با فرمهایشان یاد بگیر؛ متن ۱ مهاجرتِ روستا→شهرِ چین (عوامل→نتیجه) و متن ۲ سختشدنِ بازارِ کار (اتوماسیون→شغلِ کمتر→تغییرِ خانواده) را توضیح میدهد؛ مهارتِ یونیت تشخیصِ نشانههای علت و نتیجه است.