زمینه تاریخی و مفهوم سلامت برای همه
چرا نگرش سلامت تغییر کرد؟
در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی، نگرانی درباره وضعیت سلامت و توسعه کشورها، بهویژه کشورهای در حال توسعه، افزایش یافت. رشد سریع جمعیت، تخریب منابع، افزایش فقر، به هم خوردن چرخههای طبیعی، اختلاف شاخصهای سلامت بین کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، و ناکارآمدی نگرشهای درمانمحور باعث شد تغییر نگرش در عرصه سلامت اجتنابناپذیر شود.
| مفهوم | توضیح درست | برداشت غلط |
|---|---|---|
| سلامت برای همه | فرایندی برای بهبود مداوم سلامت مردم و دسترسی همگانی به خدمات اساسی سلامت در محل زندگی و کار. | اینکه دیگر هیچکس بیمار یا ناتوان نشود یا پزشکان مراقبت پزشکی تکتک ناخوشیها را برای همه تأمین کنند. |
| هدف اجتماعی دولتها و WHO | رسیدن مردم جهان به سطحی از سلامت که امکان زندگی مؤثر و مولد را فراهم کند. | تمرکز صرف بر درمان بیمارستانی. |
| روش دستیابی | مراقبتهای بهداشتی اولیه یا PHC. | گسترش صرف خدمات تخصصی و فوق تخصصی. |
سیاستها و شاخصهای جهانی سلامت برای همه
| سیاست سلامت برای همه | خلاصه نکته |
|---|---|
| سلامت حق مسلم مردم است | تأمین بهداشت و تندرستی یک هدف اجتماعی جهانی است. |
| کاهش اختلاف سلامت | اختلاف وضعیت سلامت مردم جهان باید بهشدت کم شود؛ پایه راهبرد، توزیع عادلانه امکانات بهداشتی درون و بین کشورهاست. |
| مشارکت مردم | مردم حق و وظیفه دارند در برنامهریزی و اجرای مراقبتهای سلامت خود نقش داشته باشند. |
| مسئولیت دولتها | سلامت مردم با امکانات اجتماعی و بهداشتی کافی تأمین میشود و فقط تعهد وزارت بهداشت کافی نیست؛ تعهد سیاسی کل دولت لازم است. |
| سلامت بهعنوان پایه توسعه | بخشهایی مثل کشاورزی، دامپروری، صنعت، مسکن، آموزش و پرورش، ارتباطات، کار، امور اجتماعی و رسانهها باید هماهنگ باشند. |
| همکاری بینالمللی | همکاری فنی و اقتصادی بین کشورها برای توسعه و اجرای راهبرد سلامت برای همه ضروری است. |
| شاخص جهانی پایش سلامت برای همه | عدد/شرط مهم |
|---|---|
| تأیید سیاست در بالاترین سطح اداری | تعهد رسمی مقامات طراز اول، تأمین و توزیع عادلانه امکانات، مشارکت مردم و ساختار مدیریتی مناسب. |
| سهم تولید ناخالص ملی برای سلامت | حداقل ۵٪ از GNP برای سلامت صرف شود. |
| مشارکت مردم | تدابیر لازم برای جلب مشارکت مردم در اجرای راهبرد اتخاذ شده باشد. |
| بودجه خدمات محلی | درصد قابل قبولی از بودجه سلامت برای خدمات بهداشتی محلی مصرف شود. |
| توزیع عادلانه منابع | منابع برای مناطق شهری و روستایی عادلانه توزیع شوند. |
| دسترسی به آب سالم | آب سالم در منزل یا با حداکثر ۱۵ دقیقه پیادهروی در دسترس باشد. |
| ایمنسازی کودکان | بر ضد شش بیماری واگیر کودکی: دیفتری، کزاز، سیاهسرفه، سرخک، فلج اطفال و سل. |
| دارو و مراقبت درمانی محلی | دسترسی به حداقل ۲۰ قلم داروی اساسی با یک ساعت پیادهروی یا وسیله نقلیه. |
| مراقبت بارداری، زایمان و کودک | وجود کارکنان آموزشدیده برای مراقبت حاملگی، زایمان و کودکان حداقل تا یکسالگی. |
| تغذیه کودک | حداقل ۹۰٪ نوزادان وزن تولد بالای ۲۵۰۰ گرم داشته باشند و حداقل ۹۰٪ کودکان وزن مناسب برای سن داشته باشند. |
| مرگ شیرخواران و امید زندگی | مرگ زیر یک سال کمتر از ۵۰ در هزار و امید به زندگی بدو تولد بیش از ۶۰ سال. |
| سواد و درآمد | باسوادی زنان و مردان بیش از ۷۰٪ و سرانه تولید ناخالص ملی بیش از ۵۰۰ دلار در سال. |
دام امتحانی
در شاخصهای سلامت برای همه، «خدمات سطح اول و محلی» محور اصلیاند: آب سالم، ایمنسازی، داروهای اساسی، مراقبت بارداری و کودک، تغذیه، مرگ شیرخواران، امید زندگی، سواد و درآمد. بنابراین سؤالها معمولاً عددها و سطح دسترسی را هدف میگیرند.
تعریف، فلسفه و راهبرد مراقبتهای بهداشتی اولیه
تعریف PHC
مراقبتهای بهداشتی اولیه، مراقبتهای اساسی سلامت هستند که با روشها و فناوری عملی، علمی و قابل قبول، با هزینه قابل تحمل برای جامعه و کشور، با مشارکت کامل مردم و اتکای به خود افراد و خانوادهها در سطح جامعه ارائه میشوند. PHC اولین سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام سلامت است و خدمات را تا حد ممکن به محل زندگی و کار مردم میبرد.
| وجه فلسفی PHC | وجه راهبردی PHC |
|---|---|
| سلامت را جامع میبیند و آن را با بخشهای اقتصادی و اجتماعی مثل کشاورزی، دامپروری، مسکن، کار، آموزش و ارتباطات مرتبط میداند. | سلامت را محور توسعه میداند و باید در توسعه کلی جامعه اولویت داشته باشد. |
| بر مشارکت مردم تکیه دارد و نیازهای اساسی سلامت را به تقاضا و مطالبه جامعه تبدیل میکند. | خدمات را از اولین سطح تماس جامعه با نظام سلامت آغاز میکند و در سطوح بعدی کاملتر میسازد. |
| توزیع عادلانه منابع اجتماعی، بهویژه برای طبقات محروم، را دنبال میکند. | با سطحبندی خدمات، نظام ارجاع و فناوری مناسب، خدمات را با کمترین هزینه ممکن در دسترس همگان قرار میدهد. |
| امکانات بهداشتی را تا حد ممکن به محل کار و زندگی مردم نزدیک میکند. | برای رسیدن به اهداف خود به نظام سلامت مناسب، پژوهش کاربردی و اصلاح مستمر نیاز دارد. |
اصل اقتصادی PHC
ارائه مراقبتهای بهداشتی اولیه از نظر اقتصادی بسیار هزینهاثربخشتر از ارائه همان خدمات توسط کارکنان تخصصی در بیمارستانهاست. بیمارستان باید محل ارائه خدمات به بیماران ارجاعشده از سطوح پایینتر باشد و هر سطح، کاملکننده سطح قبلی باشد، نه تکرار همان خدمت.
اصول و اجزای مراقبتهای بهداشتی اولیه
| اصل PHC | شرح امتحانی |
|---|---|
| هماهنگی بخشهای توسعه اقتصادی-اجتماعی | سلامت تحت تأثیر عوامل محیطی، اجتماعی و اقتصادی است؛ پس بخشهای مختلف جامعه باید هماهنگ عمل کنند. |
| مشارکت مردم و اتکاء به خود | بدون همکاری مردم، توسعه خدمات سلامت موفق نمیشود. این اصل با عبارت «سلامت به وسیله مردم» و «قرار دادن سلامت مردم در دست خود آنها» توصیف میشود. |
| روشها و فناوری مناسب | در همه سطوح باید از روش، ابزار، پرسنل، دارو، مواد و سیستم اداری مناسب و منطبق با شرایط و فرهنگ جامعه استفاده شود. |
| عدالت | منابع و خدمات سلامت باید عادلانه در اختیار همه قرار گیرد و پوشش در مناطقی بیشتر باشد که نیاز بیشتری دارند. |
| جامعیت خدمات | مداخلات ارتقایی، پیشگیریکننده، درمانی و بازتوانی باید بهصورت یک رویکرد جامع ارائه شوند. |
| اجزای هشتگانه PHC | توضیح کوتاه |
|---|---|
| آموزش سلامت | آموزش درباره مشکلات معمول بهداشتی، پیشگیری و روشهای کنترل بیماریها. |
| امنیت غذایی و بهبود تغذیه | توجه به تغذیه کافی، سالم و در دسترس. |
| آب آشامیدنی سالم و بهسازی محیط | دسترسی به آب سالم و اصلاح شرایط محیطی. |
| سلامت مادر و کودک و فاصلهگذاری بین تولدها | مراقبت بارداری، زایمان، کودک و تنظیم فاصله تولدها. |
| واکسیناسیون کودکان | ایمنسازی علیه بیماریهای عفونی دوران کودکی. |
| پیشگیری و کنترل بیماریهای عفونی محلی | کنترل بیماریهای آندمیک محلی. |
| درمان بیماریهای شایع و آسیبها | رسیدگی به مشکلات رایج و آسیبهای معمول در سطح اول. |
| دسترسی به داروهای اساسی | وجود داروهای ضروری برای نیازهای پایه سلامت. |
| اضافات مهم در ایران | مراقبت سلامت دهان و دندان، سلامت روان و سلامت شغلی نیز اضافه شدهاند. |
سطحبندی خدمات و نظام شبکه ایران
| سطح | تعریف و محل ارائه | نکته مهم |
|---|---|---|
| سطح اول | مراقبتهای ضروری و اولیه سلامت؛ خانه بهداشت در روستا، پایگاه سلامت در شهر، مراکز خدمات جامع سلامت روستایی و شهری. | بخش عمده مشکلات سلامت را رفع میکند و هزینهاثربخشتر از سطوح بالاتر است. |
| سطح دوم | مراقبتهای پیچیدهتر و خدمات درمانی تخصصی در بیمارستانهای عمومی شهرستان. | اولین سطح ارجاع در نظام بهداشتی است. |
| سطح سوم | خدمات تخصصی و فوق تخصصی در بیمارستانهای آموزشی مراکز استان. | علاوه بر خدمات فوق تخصصی، مهارتهای برنامهریزی، مدیریتی و آموزشی کارکنان تخصصی را هم در بر میگیرد. |
| واحد سطح اول | جمعیت/کارکنان | وظیفه |
|---|---|---|
| خانه بهداشت | محیطیترین واحد روستایی؛ حدود ۱۰۰۰ نفر در روستای اصلی و چند روستای قمر؛ معمولاً یک زن و مرد بومی آموزشدیده به نام بهورز. | ارائه مراقبتهای اولیه سلامت به جمعیت تحت پوشش. |
| پایگاه سلامت | محیطیترین واحد بهداشتی شهری؛ معمولاً حدود ۱۲۵۰۰ نفر؛ مراقبین سلامت و ماما. | ارائه خدمات اولیه سلامت در مناطق شهری. |
| مرکز خدمات جامع سلامت روستایی | مستقر در روستا؛ چند خانه بهداشت را پوشش و مدیریت میکند؛ حدود ۹ هزار نفر. | پشتیبانی و مدیریت خانههای بهداشت و ارائه خدمات تکمیلی. |
| مرکز خدمات جامع سلامت شهری | مستقر در شهر؛ حدود ۵۰ هزار نفر؛ معمولاً یک پایگاه در خود مرکز و چند پایگاه دیگر. | ارائه خدمات پزشکی، دندانپزشکی، تغذیه، سلامت روان، دارویی، آزمایشگاه، بهداشت محیط و حرفهای و پذیرش. |
اصول طراحی شبکه در ایران
تقدم خدمات پیشگیری بر درمان، تقدم مناطق دوردست و غیر برخوردار روستایی بر مناطق شهری، تقدم خدمات سرپایی بر بستری، و تمرکززدایی با هدف خوداتکایی مناطق، از اصول زیربنایی سیاستهای طراحی نظام شبکهاند.
| ویژگی نظام ارائه مراقبتهای ایران | شرح کوتاه |
|---|---|
| شبکهای و سطحبندیشده | خدمت بهصورت زنجیرهای مرتبط و تکاملیابنده ارائه میشود و هزینه را کاهش میدهد. |
| ادغام خدمات | گیرنده خدمت در یک مراجعه میتواند چند خدمت مرتبط با سن، جنس و مشکل سلامت دریافت کند. |
| جمعیت تعریفشده | هر واحد جمعیت مشخصی را پوشش میدهد تا دسترسی شکل مناسب پیدا کند. |
| دستورالعمل و معیار استاندارد | بهویژه در سطح اول، استانداردهای مشخص برای ارائه خدمات وجود دارد. |
| تربیت استاندارد نیروی انسانی | مثل بهورز برای خانه بهداشت و پزشک خانواده برای مرکز جامع سلامت. |
| نظام اطلاعاتی معتبر | از دفاتر و زیج حیاتی کاغذی تا سامانههای یکپارچه بهداشت. |
| دسترسی جغرافیایی | حداکثر فاصله افراد از محیطیترین واحد، حدود یک ساعت پیادهروی و تا حد امکان در مسیر طبیعی رفتوآمد مردم. |
| دسترسی فرهنگی | خدمت باید با احترام به تفاوتهای قومی، فرهنگی و مذهبی قابل استفاده باشد. |
| تناسب خدمت و نیروی انسانی | نه ازدحام و صف زیاد ایجاد شود، نه جمعیت آنقدر کم باشد که هزینه خدمت بالا برود. |
| هزینه خدمات | خدمات پیشگیرانه و سلامت عمومی رایگان و سایر خدمات قابل تحمل و تحت پوشش بیمه طراحی شوند. |
| نظام ارجاع | سطح اول جمعیت مشخص را پوشش میدهد و در صورت نیاز به سطوح بالاتر ارجاع میدهد. |
پزشک خانواده، نظام ارجاع و تحولات جهانی
پزشک خانواده و نظام ارجاع
در برنامه پزشک خانواده، پزشک عمومی یا متخصص پزشکی خانواده مسئول هماهنگی و هدایت تیم ارائهدهنده خدمات سلامت در منطقه تحت پوشش است و حتی پس از ارجاع فرد به سطوح تخصصی، پیگیری ارجاع بر عهده پزشک و تیم سلامت میماند. خدمات در این برنامه بهصورت فعال ارائه میشود؛ یعنی اگر فرد برای دریافت خدمت لازم مراجعه نکند، تیم سلامت باید او را دعوت و پیگیری کند.
افزایش پاسخگویی در بازار خدمات سلامت، افزایش دسترسی، افزایش پوشش خدمات، ارتقای سلامت و رضایتمندی مردم.
جلوگیری از خدمات تکراری، دارو و آزمایش مکرر، کاهش هزینه، و آزاد کردن وقت سطوح تخصصی برای خدمات تخصصی.
بهورز یا تیم سلامت با مراجعه حضوری، تماس، تلفن یا پیامک، فرد نیازمند خدمت را برای دریافت مراقبت دعوت میکند.
| انتقاد به مراقبت قبل از ۲۰۰۰ | معنا |
|---|---|
| وارونگی مراقبت | ثروتمندان که معمولاً نیاز کمتری دارند، بیشترین مراقبت را جذب میکنند؛ فقیرترها با نیاز بیشتر کمترین مراقبت را میگیرند. |
| مراقبت ورشکستکننده | پرداخت مستقیم مردم هنگام دریافت خدمت میتواند هزینههای کمرشکن ایجاد کند. |
| مراقبت چندپاره | تخصصگرایی افراطی و برنامههای جدا از هم، نگاه جامع به فرد و خانواده و تداوم مراقبت را ضعیف میکند. |
| مراقبت ناایمن | ضعف نظام سلامت در تضمین ایمنی و استانداردها، زمینه عفونتهای بیمارستانی، خطای دارویی و عوارض قابل پیشگیری را ایجاد میکند. |
| مراقبت در جهت نادرست | تمرکز منابع بر درمان پرهزینه و غفلت از پیشگیری اولیه و ارتقای سلامت، در حالی که تا ۷۰٪ بار بیماریها میتواند با آن کاهش یابد. |
| تحول جهانی | نکته اصلی |
|---|---|
| اهداف توسعه هزاره MDGs | در سال ۲۰۰۰ با اجماع ۱۹۱ کشور شکل گرفت؛ هدفهایی مثل ریشهکنی فقر و گرسنگی، آموزش ابتدایی همگانی، برابری جنسیتی، کاهش مرگ کودکان، بهبود سلامت مادران، مبارزه با HIV/AIDS، مالاریا و بیماریهای عمده، پایداری محیط زیست و مشارکت جهانی برای توسعه. |
| اهداف توسعه پایدار SDGs | در سال ۲۰۱۵ توسط ۱۹۳ کشور تصویب شد، از ۲۰۱۶ تا ۲۰۳۰ ادامه دارد و ۱۷ هدف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی و سلامت دارد. هدف سوم نقطه تمرکز سلامت است. |
| توسعه پایدار | توسعهای که نیازهای کنونی را تأمین کند، بدون اینکه توانایی نسلهای آینده را برای تأمین نیازهای خود به خطر اندازد. |
| پوشش همگانی سلامت UHC | دسترسی همه افراد به خدمات سلامت باکیفیت، در هر زمان و مکان مورد نیاز، بدون تحمل سختی مالی. از ارتقای سلامت تا پیشگیری، درمان، توانبخشی و مراقبت تسکینی را در طول زندگی پوشش میدهد و بهترین حالت آن بر PHC قوی مبتنی است. |
مدیریت خدمات سلامت و وظایف مدیر
مدیریت خدمات سلامت
مدیریت خدمات سلامت شامل اصول، مفاهیم و روشهایی است که به رهبری و هدایت سازمانهای ارائهدهنده خدمات سلامت کمک میکند. کلینیکها، مراکز بهداشتی، داروخانهها و بیمارستانها نمونههایی از این سازمانها هستند. این سازمانها معمولاً پیچیده و پویا هستند، پس مدیر باید توان مدیریت، رهبری، هماهنگی و پاسخ به نیازهای داخلی و خارجی سازمان را داشته باشد.
| اصطلاح مدیریتی | تعریف |
|---|---|
| ارزشها Values | اصولی که سازمان به آنها اعتقاد دارد و شکلدهنده اهداف و مقاصد سازمان است. |
| رسالت Mission | فلسفه وجودی سازمان و مطلوبی که سازمان میخواهد به آن برسد. |
| چشمانداز Vision | افق دلخواه آینده سازمان؛ آن چیزی که سازمان میخواهد در آینده با آن شناخته شود. |
| وظیفه مدیر | شرح |
|---|---|
| برنامهریزی | تنظیم مسیر سازمان و تعیین کارهایی که برای رسیدن به اهداف باید انجام شود؛ شامل اولویتبندی نیازها، تعیین اهداف، خطمشی و برنامههای عملیاتی. |
| سازماندهی | طراحی سازمان، اجزا، ارتباطات، پستها، سمتها، کار تیمی و تفویض اختیار و مسئولیت. |
| رهبری | هدایت فعالیت دیگران، انگیزه دادن، انتخاب کانال ارتباطی مناسب و رفع تعارضات. |
| کنترل | فرایند نظارت، مقایسه و اصلاح. |
رهبری، سبکهای رهبری و توانمندی مدیران
تحلیل مشکل، حل مشکل، تصمیمگیری و تفکر نقادانه.
توان انجام امور فنی مثل استفاده از فناوری اطلاعات.
مهارت ارتباط با پرسنل، مدیران، سایر بخشها و ذینفعان.
| مدیر | رهبر |
|---|---|
| بیشتر توجه درونسازمانی دارد. | بیشتر به بیرون سازمان و موقعیت سازمان در محیط توجه دارد. |
| داخل سازمان را هماهنگ میکند. | مذاکره و هماهنگی بینبخشی انجام میدهد. |
| هدایت و کنترل کارکنان، اطمینان از انجام فرایندها، کنترل منابع، نظارت بر خدمات و اجرای مقررات. | تنظیم رسالت، چشمانداز و ارزشها، ایجاد انگیزش، سخنگویی تأثیرگذار، تعیین راهبرد آینده و شبکهسازی. |
| سبک رهبری | ویژگی اصلی |
|---|---|
| دموکراتیک | اعضای سازمان در تصمیمگیری نقش دارند و رهبر برای تصمیم نهایی نظر کارکنان و ذینفعان را جویا میشود. |
| خودکامه | تصمیمها بدون شنیدن نظر دیگران گرفته میشوند و کارکنان نقشی ندارند. |
| آزادیخواهانه Laissez-Faire | رهبر قدرت خود را بین کارکنان تقسیم میکند و اجازه میدهد دیگران عمل کنند. |
| استراتژیک | رهبر دنبال ایجاد شرایط کاری پایدار بر اساس اهداف، راهبردها و ارزشهای سازمان است. |
| تحولی/معاملهای | در متن، رهبر از طریق مدیران به کارکنانی که وظایف را انجام میدهند پاداش میدهد و نقش و مسئولیت مشخص تعریف میکند. |
| بوروکراتیک یا اداری | رهبر با روشهای مستند و مکتوب از قبل تعیینشده پیش میرود و کمتر با شیوههای ابداعی کارکنان سازگار است. |
نکته تفکیکی
در آزمون ممکن است «مدیریت» و «رهبری» را جابهجا کنند. مدیر بیشتر کنترل، ساختار، فرایند و منابع را دنبال میکند؛ رهبر بیشتر آینده، انگیزش، ارزشها، شبکهسازی و هماهنگی بیرونی را جلو میبرد.
برنامهریزی، هدفگذاری و برنامه عملیاتی
تعریف برنامهریزی
برنامهریزی روشی نظاممند برای رسیدن به اهداف مشخص آینده از طریق استفاده از منابع در دسترس حال و آینده است. در سازمانهای سلامت، محدودیت منابع، تغییر مداوم اهداف و نیازها، پویایی بخش سلامت و اهمیت پیشبینی آینده، برنامهریزی را ضروری میکند. هر سازمان باید برنامه خاص خود را داشته باشد و برنامه یک کشور یا سازمان را نمیتوان مستقیم برای جای دیگر به کار برد.
| مرحله | محتوا |
|---|---|
| بررسی وضعیت موجود | خصوصیات دموگرافیک، فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی منطقه، زیرساختها، محیط سیاسی، خطمشیهای نظام سلامت، نیازهای سلامت، خدمات سلامت و بررسی منابع، کارآیی، اثربخشی، عدالت و کیفیت خدمات. |
| اولویتبندی | پس از تعیین نیازها، مشکلات بر اساس بار مشکل، شیوع و بروز، مرگومیر، هزینه، قابلیت حل و معیارهای دیگر اولویتبندی میشوند. |
| انتخاب راهکار | راهکارها بر اساس اثر بر اهداف سلامت، منابع و هزینه در برابر نتیجه، هزینهاثربخشی، مقبولیت، سیاستهای نظام سلامت، جو سیاسی و شرایط اجتماعی-اقتصادی انتخاب میشوند. |
| برنامه عملیاتی | فهرست مقصدها و اهداف، جدول فعالیتها، ترتیب فعالیتها، افراد، زمان، مکان، منابع، روش اجرا، پایش و ارزشیابی مشخص میشود. |
| اصطلاح هدفگذاری | تعریف | مثال/نکته |
|---|---|---|
| هدف نهایی Goal | حد نهایت مطلوبی که همه اهداف و منابع در جهت رسیدن به آن صرف میشوند. | گسترده است، به زمان یا منابع موجود محدود نیست و الزاماً کاملاً قابل دستیابی نیست؛ مثل به صفر رساندن ابتلا و مرگ ناشی از HIV. |
| مقصد Target | وضعیتی که برنامه قصد دارد به آن برسد و باید برسد. | مثل باقی ماندن شیوع HIV در جمعیت عمومی کمتر از ۰٫۱۵٪ تا پایان سال مشخص. |
| هدف Objective | برای هر مقصد ممکن است چند هدف تعریف شود و بهطور مستقیم با فعالیتها مرتبط است. | باید عینی و قابل اندازهگیری باشد. |
پایش، ارزشیابی و مرور امتحانی
| پایش Monitoring | ارزشیابی Evaluation |
|---|---|
| رصد و پیگیری منظم اجرای برنامه از داخل سازمان. | فرایندی برای تعیین مناسبت، اثربخشی و تأثیر نهایی برنامه. |
| بر منابع در دسترس، استفاده صحیح از منابع و پیشرفت فعالیتها در راستای اهداف تمرکز دارد. | طراحی، اجرا، نتایج و تغییرات خواسته یا ناخواسته برنامه را بررسی میکند. |
| برای تصمیمگیری بهموقع و ارتقای کیفیت امور استفاده میشود. | میسنجد که تغییرات مشاهدهشده ناشی از اجرای برنامه بودهاند یا نه. |
| به دادههای جاری و مدیریت روزمره وابسته است. | ارزشیابی دستاورد معمولاً به بررسیها، مطالعات و جمعآوری داده بیشتر نیاز دارد. |
| معیار ارزشیابی | معنا |
|---|---|
| Relevancy | اهداف برنامه باید در برگیرنده نیازهای جمعیت باشد. |
| Adequacy | منابع برنامهریزیشده و در دسترس باید برای رسیدن به اهداف کافی باشند. |
| Efficiency | فعالیتها باید با هزینه، تلاش و منابع متناسب انجام شوند. |
| Efficacy | تأثیر نهایی بر سلامت باید با فعالیتهای برنامهریزیشده حاصل شود. |
| Effectiveness | اهداف برنامه با توجه به دستاوردهای آن پوشش داده شوند. |
| Cost-Effectiveness | دستاوردها باید اهداف را پوشش دهند و نسبت به هزینهها هم ارزیابی شوند. |
| ویژگی نشانگر مفید | توضیح |
|---|---|
| معتبر و صحیح Valid | آنچه را باید بسنجد، درست بسنجد. |
| قابل اطمینان و تکرارپذیر Reliable | در سنجشهای مختلف و با گردآورندگان متفاوت، نتایج مشابه بدهد. |
| حساس Sensitive | تغییرات و تفاوتها را نشان دهد. |
| اختصاصی Specific | فقط تغییرات مرتبط با معیار مورد نظر را بسنجد. |
| قابل اجرا Feasible | جمعآوری و استفاده از دادهها ساده و عملی باشد. |
مرور عمیق و دامهای امتحانی
یعنی دسترسی مردم به خدمات اساسی سلامت در محل زندگی و کار و امکان زندگی مؤثر و مولد.
خدمات را به مردم نزدیک میکند و شامل ارتقا، پیشگیری، درمان و بازتوانی است.
سطح اول خانه بهداشت، پایگاه و مرکز جامع است؛ سطح دوم بیمارستان عمومی شهرستان؛ سطح سوم بیمارستان آموزشی و فوق تخصصی.
در PHC، منابع باید بر اساس نیاز توزیع شوند، نه صرفاً یکسان و ظاهراً برابر.
MDG از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ و SDG از ۲۰۱۶ تا ۲۰۳۰، با ۱۷ هدف و تمرکز سلامت در هدف سوم.
دسترسی به خدمات باکیفیت در زمان و مکان نیاز، بدون تحمل سختی مالی، و مبتنی بر PHC قوی.
پایش رصد مداوم اجرای برنامه است؛ ارزشیابی مناسبت، اثربخشی و تأثیر نهایی را بررسی میکند.
هدف باید مشخص، قابل اندازهگیری، دستیافتنی، مرتبط و زماندار باشد؛ رسالت فلسفه وجودی سازمان است.
| کلیدواژه سؤال | پاسخ احتمالی | چرا؟ |
|---|---|---|
| Health for All by 2000 | اجلاس ۱۹۷۷ آلماآتا | در پایان سیامین اجلاس سلامت با شرکت ۱۳۴ کشور مطرح شد. |
| اولین سطح تماس فرد، خانواده و جامعه با نظام سلامت | PHC | تعریف کلیدی مراقبتهای بهداشتی اولیه است. |
| آب سالم با ۱۵ دقیقه راهپیمایی | شاخص سلامت برای همه | یکی از شاخصهای دسترسی همگانی به مراقبتهای اولیه است. |
| حداقل ۲۰ قلم داروی اساسی با یک ساعت دسترسی | شاخص سلامت برای همه | در شاخصهای جهانی پایش آمده است. |
| بهورز، جمعیت حدود ۱۰۰۰ نفر | خانه بهداشت | محیطیترین واحد روستایی نظام شبکه است. |
| جمعیت حدود ۱۲۵۰۰ نفر در شهر | پایگاه سلامت | محیطیترین واحد بهداشتی شهری است. |
| جمعیت حدود ۵۰ هزار نفر | مرکز خدمات جامع سلامت شهری | واحد شهری با پایگاههای تحت پوشش است. |
| وارونگی مراقبت | دریافت بیشتر مراقبت توسط ثروتمندان با نیاز کمتر | از انتقادهای PHC پیش از ۲۰۰۰ است. |
| ارزشها، رسالت، چشمانداز | اجزای برنامه استراتژیک سازمان | در مدیریت خدمات سلامت، بیانیه آنها بخش مهمی از برنامه استراتژیک است. |
| برنامهریزی، سازماندهی، رهبری، کنترل | وظایف اصلی مدیر | چهار وظیفه مدیریتی کلاسیک در متن آمدهاند. |
| Valid, Reliable, Sensitive, Specific, Feasible | ویژگی نشانگر مفید | برای پایش و ارزشیابی به نشانگر عینی و قابل اعتماد نیاز است. |
دلایل عدم موفقیت برنامهریزی
سخت و انعطافناپذیر بودن نظام برنامهریزی، برنامههای متمرکز و از بالا به پایین، بیتوجهی به شرایط اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی مناطق، عدم تطابق برنامهریزی با استخدام و بودجهبندی، استفاده نکردن از نظر متخصصان، در نظر نگرفتن جنبههای سیاسی و زمینهای، و نبود مهارتهای فنی برنامهریزی از دلایل مهم اجرا نشدن برنامهها هستند.