محور فمور و سازمان کلی اندام
فمور طولانیترین و قویترین استخوان بدن است و وزن را از مفصل ران به زانو منتقل میکند. تنه آن کاملاً عمودی نیست؛ انتهای پروگزیمال در سمت خارج و انتهای دیستال نزدیکتر به خط وسط قرار میگیرد. این انحراف باعث میشود زانوها زیر لگن قرار گیرند و خط تحمل وزن به سطح اتکای پا نزدیک شود.
در مقابل، تیبیا استخوان اصلی تحملکننده وزن در ساق است و تقریباً عمودی قرار میگیرد. فیبولا در سمت خارج ساق قرار دارد، وزن زیادی تحمل نمیکند و بیشتر برای اتصال عضلات و پایداری مچ پا اهمیت دارد. پاتلا نیز استخوان سزاموئیدیِ درون دستگاه اکستانسور زانو است.
| استخوان | نقش اصلی | ارتباط مفصلی مهم | لندمارک قابل لمس |
|---|---|---|---|
| فمور | انتقال وزن و اهرم حرکتی ران | استابولوم و تیبیا/پاتلا | تروکانتر بزرگ و اپیکندیلها |
| پاتلا | افزایش بازوی اهرمی عضله چهارسر | سطح پاتلار فمور | قاعده، لبهها و رأس |
| تیبیا | تحمل اصلی وزن ساق | فمور، فیبولا و تالوس | توبروزیته، کناره قدامی و قوزک داخلی |
| فیبولا | اتصال عضلات و پایداری مچ | تیبیا و تالوس؛ با فمور مفصل نمیشود | سر فیبولا و قوزک خارجی |
دام تشخیصی
فمور در وضعیت طبیعی مایل است، اما سطح مفصلی دیستال آن طوری تنظیم شده که زانوها در یک سطح افقی قرار بگیرند. تیبیا تقریباً عمودی است و فیبولا با فمور هیچ مفصل مستقیمی ندارد.
سر، گردن و تروکانترهای فمور
انتهای فوقانی فمور از سر، گردن، تروکانتر بزرگ و تروکانتر کوچک تشکیل شده است. سر فمور بیش از نصف یک کره است و با استابولوم مفصل میشود. تقریباً تمام سر با غضروف پوشیده شده، بهجز حفره سر فمور یا fovea capitis که محل اتصال رباط سر فمور است.
محور گردن با تنه حدود ۱۲۵ درجه زاویه دارد. کاهش این زاویه را coxa vara و افزایش آن را coxa valga مینامند. سر و گردن به بالا، داخل و کمی جلو جهت دارند. گردن نسبتاً بلند است و بخش عمده آن داخل کپسول مفصل ران قرار میگیرد.
تروکانتر بزرگ
در خارج قرار دارد و بهراحتی قابل لمس است. محل اتصال گلوتئوس مدیوس و مینیموس، پیریفورمیس و چند عضله چرخاننده خارجی است. در سطح داخلی آن حفره تروکانتریک قرار دارد.
تروکانتر کوچک
در پایین، داخل و عقب قرار گرفته و معمولاً قابل لمس نیست. محل اتصال مشترک ایلیاکوس و پسواس ماژور یعنی عضله ایلیوپسواس است.
| ساختار | موقعیت | اتصال یا اهمیت |
|---|---|---|
| خط بینتروکانتریک | سطح قدامی بین دو تروکانتر | اتصال کپسول و رباطهای مفصل ران؛ ادامه لبه داخلی خط خشن |
| ستیغ بینتروکانتریک | سطح خلفی | دارای تکمه مربعی؛ اتصال کوادراتوس فموریس |
| حفره تروکانتریک | سطح داخلی تروکانتر بزرگ | اتصال اوبتراتور اکسترن |
| فوهآ کاپیتیس | روی سر فمور | اتصال رباط سر فمور و عبور شاخه عروقی محدود |
شکستگی گردن فمور و نکروز سر
عروق رتیناکولار، بهویژه شاخههای شریان سیرکومفلکس فمورال داخلی، در شکستگیهای داخلکپسولی گردن فمور آسیبپذیرند. قطع این عروق میتواند به نکروز آواسکولار سر فمور منجر شود. شریان موجود در رباط سر فمور در بزرگسال معمولاً برای جبران این آسیب کافی نیست.
سنین پرخطر
در سالمندان به دلیل شکنندگی استخوان و کاهش سهم خونرسانی رباط سر فمور، شکستگیهای سابکپیتال اهمیت ویژه دارند. در کودکان نیز صفحه رشد میتواند ارتباط عروقی بخشهای مختلف را محدود کند؛ بنابراین آسیب سر یا گردن فمور باید جدی گرفته شود.
خط خشن و اتصالات عضلانی
تنه فمور کمی به جلو قوس دارد و در بخش میانی تقریباً سه سطح و سه کناره دارد. مشخصترین لندمارک سطح خلفی، خط خشن یا linea aspera است. این خط دو لبه داخلی و خارجی دارد و محل اتصال گسترده عضلات اداکتور، بخشهایی از چهارسر و سپتاهای بینعضلانی است.
در بالا، خط خشن به سه امتداد اصلی تقسیم میشود: توبروزیته گلوتئال در خارج، خط پکتینه در میانه و خط مارپیچی در داخل. در پایین، دو لبه از هم دور شده و خطوط سوپراکندیلار داخلی و خارجی را میسازند؛ فضای بین آنها سطح پوپلیتئال است.
| لندمارک | امتداد یا محل | اتصالات مهم |
|---|---|---|
| توبروزیته گلوتئال | امتداد فوقانی لبه خارجی خط خشن | گلوتئوس ماکسیموس و بخشی از اداکتور مگنوس |
| خط پکتینه | بین امتدادهای داخلی و خارجی | پکتینئوس |
| خط مارپیچی | امتداد فوقانی لبه داخلی به سوی خط بینتروکانتریک | وستوس مدیالیس |
| خط سوپراکندیلار داخلی | امتداد دیستال لبه داخلی | وستوس مدیالیس؛ پایان در تکمه اداکتور |
| خط سوپراکندیلار خارجی | امتداد دیستال لبه خارجی | سر کوتاه دوسر رانی و سپتوم بینعضلانی خارجی |
تکمه اداکتور
روی اپیکندیل داخلی و در انتهای خط سوپراکندیلار داخلی قرار دارد. بخش همسترینگ عضله اداکتور مگنوس به آن متصل میشود.
سطح پوپلیتئال
سطح مثلثی پشت انتهای دیستال تنه فمور است. شریان پوپلیتئال در مجاورت نزدیک آن قرار دارد و در شکستگیهای دیستال فمور ممکن است آسیب ببیند.
شکستگی تنه فمور
تنه فمور در تروماهای پرانرژی میشکند. انقباض عضلات میتواند قطعات را جابهجا کند و به دلیل عروق فراوان ران، خونریزی قابلتوجه در بافت نرم ایجاد شود. با وجود این، خونرسانی مناسب معمولاً امکان ترمیم استخوانی خوبی فراهم میکند.
انتهای دیستال فمور و کشکک
انتهای دیستال فمور شامل کندیل داخلی و خارجی است. این کندیلها در جلو به وسیله سطح پاتلار به هم پیوستهاند و در عقب با حفره بینکندیلی از هم جدا میشوند. در استخوان منفرد، کندیل داخلی از نظر عمودی طویلتر است و این اختلاف با مایل بودن تنه فمور هماهنگ میشود.
هر کندیل دارای اپیکندیل است. روی اپیکندیل داخلی، تکمه اداکتور قرار دارد. در سطح خارجی، شیار پوپلیتئوس برای عبور وتر عضله پوپلیتئوس اهمیت دارد. سطح پوپلیتئال پشت فمور نیز در مجاورت عروق پوپلیتئال قرار میگیرد.
| ساختار دیستال فمور | موقعیت | اهمیت |
|---|---|---|
| سطح پاتلار | قدام کندیلها | مفصل با سطح خلفی کشکک |
| حفره بینکندیلی | خلف کندیلها | محل ارتباط رباطهای صلیبی با فمور |
| اپیکندیل داخلی | بالای کندیل داخلی | اتصال رباط طرفی تیبیا و وجود تکمه اداکتور |
| اپیکندیل خارجی | بالای کندیل خارجی | اتصال رباط طرفی فیبولا و مبدأ پوپلیتئوس |
پاتلا بزرگترین استخوان سزاموئیدی بدن است. شکل آن تقریباً مثلثی است؛ قاعده در بالا و رأس در پایین قرار دارد. وتر عضله چهارسر به قاعده و کنارهها متصل میشود و از رأس، رباط پاتلار تا توبروزیته تیبیا ادامه مییابد.
سطح خلفی کشکک با غضروف ضخیم پوشیده شده و یک ستیغ عمودی آن را به رویههای داخلی و خارجی تقسیم میکند. کشکک با دور کردن وتر چهارسر از محور مفصل، بازوی اهرمی اکستانسیون زانو را افزایش میدهد.
حرکت روی سطح پاتلار
با فلکشن زانو، کشکک به سمت پایین روی سطح پاتلار حرکت میکند و نواحی متفاوتی از سطح مفصلی آن با فمور تماس مییابد.
آسیبهای کشکک
ضربه مستقیم میتواند شکستگی خردشونده ایجاد کند. انقباض شدید چهارسر نیز ممکن است شکستگی عرضی بدهد. دررفتگی کشکک اغلب به سمت خارج رخ میدهد.
خطر شکستگی سوپراکندیلار
در شکستگی دیستال فمور، بررسی نبضها و خونرسانی اندام ضروری است؛ زیرا شریان پوپلیتئال در پشت استخوان نزدیک است و آسیب آن میتواند تهدیدکننده اندام باشد.
انتهای پروگزیمال تیبیا
انتهای پروگزیمال تیبیا از کندیل داخلی، کندیل خارجی و ناحیه بینکندیلی تشکیل شده و در مجموع صفحه تیبیا یا tibial plateau را میسازد. سطح مفصلی کندیل داخلی بزرگتر و بیضیتر است؛ سطح خارجی گردتر است. بین آنها برجستگی بینکندیلی با دو تکمه داخلی و خارجی قرار دارد.
در جلوی انتهای پروگزیمال، توبروزیته تیبیا قرار دارد که رباط پاتلار به قسمت فوقانی آن متصل میشود. پشت کندیل خارجی، سطح مفصلی کوچکی برای سر فیبولا دیده میشود؛ بنابراین فیبولا با تیبیا مفصل میشود، نه با فمور.
| ترتیب کلی از جلو به عقب | اتصال | نکته |
|---|---|---|
| ۱ | شاخ قدامی مینیسک داخلی | قدامیترین اتصال در ناحیه بینکندیلی قدامی |
| ۲ | رباط صلیبی قدامی | در پشت اتصال شاخ قدامی مینیسک داخلی |
| ۳ | شاخ قدامی مینیسک خارجی | در خارج ACL |
| ۴ | شاخ خلفی مینیسک خارجی | قدامیترین بخش ناحیه بینکندیلی خلفی |
| ۵ | شاخ خلفی مینیسک داخلی | پشت و داخل شاخ خلفی مینیسک خارجی |
| ۶ | رباط صلیبی خلفی | خلفیترین و بزرگترین محل اتصال |
مینیسکها در حاشیه ضخیمتر و در لبه آزاد مرکزی نازکترند؛ تمام سطح کندیل را نمیپوشانند. شاخهای قدامی و خلفی آنها با بافت فیبری متراکم به تیبیا متصل میشوند. ناحیه بینکندیلی مفصلی نیست و محل اتصال این ساختارهای پایدارکننده است.
پشت کندیلها
پشت کندیل خارجی شیار پوپلیتئوس و سطح مفصلی سر فیبولا قرار دارد. پشت کندیل داخلی، شیار اتصال سمیممبرانوسوس دیده میشود.
توبروزیته تیبیا
در نوجوانان محل آپوفیز رشد است. کشش مکرر رباط پاتلار میتواند سبب بیماری Osgood–Schlatter و درد روی توبروزیته شود.
سطح شایع آرتروز
سطوح مفصلی پروگزیمال تیبیا وزن بدن را تحمل میکنند و از محلهای شایع تغییرات دژنراتیو زانو هستند. شکل و سلامت مینیسکها برای توزیع فشار و افزایش تطابق سطوح اهمیت زیادی دارد.
تنه و انتهای دیستال تیبیا
تنه تیبیا در مقطع تقریباً مثلثی است و سه کناره قدامی، داخلی و بیناستخوانی و سه سطح داخلی، خارجی و خلفی دارد. کناره قدامی و بیشتر سطح داخلی زیرپوستی و قابل لمساند؛ به همین دلیل ضربه مستقیم به ساق درد شدیدی ایجاد میکند.
| سطح یا لندمارک | اتصال یا رابطه | نکته بالینی |
|---|---|---|
| سطح داخلی پروگزیمال | سارتوریوس، گراسیلیس و سمیتندینوزوس؛ مجموعه پنجهغازی | بورس پنجهغازی میتواند ملتهب شود. |
| خط سولئوس | اتصال سولئوس؛ بالای آن پوپلیتئوس | خط مهم سطح خلفی تیبیا |
| نیمه داخلی سطح خلفی | فلکسور دیژیتوروم لونگوس | در کمپارتمان خلفی عمقی ساق |
| نیمه خارجی سطح خلفی | تیبیالیس پوستریور و سوراخ تغذیهای | آسیب عروق تغذیهای میتواند جوشخوردن را کند کند. |
| کناره بیناستخوانی | اتصال غشای بیناستخوانی | تیبیا را به فیبولا متصل میکند. |
در انتهای دیستال، تیبیا سطح تحتانی برای قرقره تالوس، قوزک داخلی و در خارج بریدگی فیبولار دارد. قوزک داخلی بخشی از دیواره داخلی مفصل مچ را میسازد و سطح مفصلی آن با تالوس تماس دارد.
پنجهغازی
تاندونهای سارتوریوس، گراسیلیس و سمیتندینوزوس روی سطح فوقانی ـ داخلی تیبیا متصل میشوند. ترتیب یادگیری کلاسیک آنها از جلو به عقب همین سه عضله است.
غشای بیناستخوانی
میان کناره بیناستخوانی تیبیا و فیبولا کشیده میشود، سطح اتصال عضلات را افزایش میدهد و در انتقال نیرو و تقسیم کمپارتمانهای ساق نقش دارد.
شکستگیهای تیبیا
سطح داخلی تیبیا پوشش نرم کمی دارد، بنابراین شکستگی آن میتواند باز باشد. در بخش دیستال خونرسانی محدودتر است و آسیب شریان تغذیهای یا بافت نرم ممکن است به دیرجوشخوردن یا جوشنخوردن منجر شود.
فیبولا و روابط بالینی آن
فیبولا استخوان باریکِ خارجی ساق است و از سر، گردن، تنه و انتهای دیستال تشکیل میشود. سهم آن در تحمل مستقیم وزن کم است، اما محل اتصال تعداد زیادی عضله و رباط است و قوزک خارجی آن برای پایداری مفصل مچ ضروری است.
| بخش فیبولا | ویژگی | اهمیت |
|---|---|---|
| سر | سطح مفصلی برای کندیل خارجی تیبیا و رأسی در بالا | اتصال دوسر رانی و رباط طرفی فیبولا |
| گردن | بلافاصله زیر سر | عصب فیبولار مشترک به دور آن میپیچد. |
| تنه | سه کناره و سه سطح؛ سطح خلفی با ستیغ داخلی تقسیم میشود | اتصال فیبولاریسها، تیبیالیس پوستریور و فلکسور هالوسیس لونگوس |
| انتهای دیستال | قوزک خارجی و حفره قوزکی در سطح داخلی ـ خلفی | پایداری خارجی مچ و اتصال رباطها |
آسیب عصب فیبولار مشترک
شکستگی گردن فیبولا، گچ تنگ یا فشار طولانی روی قسمت خارجی زانو میتواند عصب را آسیب بزند. پیامد کلاسیک، ضعف دورسیفلکشن و اورژن و ایجاد افتادگی پا است.
کاربرد در گرافت استخوانی
بخشی از تنه فیبولا را میتوان برای گرافت برداشت، زیرا تحمل وزن اصلی ساق بر عهده تیبیا است. با این حال باید بخشهای پروگزیمال و دیستال کافی برای حفظ زانو، عصب و پایداری مچ باقی بماند.
قوزک خارجی نسبت به قوزک داخلی پایینتر و عقبتر قرار دارد. این آرایش حرکت تالوس را محدود کرده و به پایداری مچ کمک میکند. اتصال دیستال تیبیا و فیبولا یک سندسموز فیبری است.
تشخیص سمت فیبولا
انتهای پهنتر و دارای قوزک، دیستال است. سطح مفصلی قوزک باید رو به داخل و حفره قوزکی رو به عقب باشد. سر فیبولا در بالا قرار میگیرد و با تیبیا مفصل میشود.
لندمارکهای قابل لمس و جمعبندی نهایی
| لندمارک | محل لمس | نکته مهم |
|---|---|---|
| تروکانتر بزرگ | سطح خارجی بخش پروگزیمال ران | محل اتصال عضلات متعدد و راهنمای سطح مفصل ران |
| کندیلها و اپیکندیلهای فمور | دو طرف زانو | اتصال رباطهای طرفی و لندمارک معاینه زانو |
| پاتلا | قدام زانو | در اکستانسیون زانو متحرکتر است. |
| رباط پاتلار | بین رأس پاتلا و توبروزیته تیبیا | رفلکس پاتلار با ضربه به آن بررسی میشود. |
| توبروزیته تیبیا | زیر پاتلا | اتصال رباط پاتلار |
| کناره قدامی و سطح داخلی تیبیا | قدام و داخل ساق | زیرپوستی، حساس و مستعد شکستگی باز |
| سر فیبولا | خارج زانو، زیر وتر دوسر رانی | مجاورت عصب فیبولار مشترک |
| قوزک داخلی و خارجی | دو طرف مچ | قوزک خارجی پایینتر و عقبتر است. |
| کلیدواژه سؤال | پاسخ | چرا؟ |
|---|---|---|
| نکروز آواسکولار پس از شکستگی گردن فمور | آسیب عروق رتیناکولار | منبع اصلی خونرسانی سر فمور در بزرگسالاند. |
| اتصال ایلیوپسواس | تروکانتر کوچک | ایلیاکوس و پسواس ماژور به صورت تاندون مشترک میچسبند. |
| محل اداکتور مگنوس در دیستال فمور | تکمه اداکتور | روی اپیکندیل داخلی قرار دارد. |
| بزرگترین استخوان سزاموئیدی | پاتلا | درون تاندون چهارسر قرار دارد. |
| محل رباط پاتلار روی تیبیا | توبروزیته تیبیا | ادامه دستگاه اکستانسور زانو است. |
| عصب در معرض آسیب در گردن فیبولا | عصب فیبولار مشترک | در این ناحیه سطحی میشود. |
| استخوان اصلی تحمل وزن ساق | تیبیا | با فمور و تالوس مفصل میشود. |
| مفصل نشدن با فمور | فیبولا | سر آن فقط با کندیل خارجی تیبیا مفصل است. |
جمعبندی یکخطی بخش
برای مرور سریع: فمور وزن را به زانو میرساند؛ پاتلا نیروی چهارسر را مؤثرتر میکند؛ تیبیا وزن را در ساق حمل میکند؛ فیبولا محل اتصال عضلات و ستون پایداری خارجی مچ است.