بخش ۳

شبکه لومبوساکرال و اعصاب اندام تحتانی

مرور مفهومی مسیر، شاخه‌ها، قلمرو حسی‌ـ‌حرکتی و آسیب‌های مهم اعصاب اندام تحتانی.
۸ بخشدرسنامه پیوسته
۶ تصویرمنتخب از منبع
۹ جدولجمع‌بندی و مقایسه
۱ دیاگرامآموزشی اختصاصی
فهرست سریع بخش
۱. ساختمان و موقعیت شبکه لومبوساکرال ۲. شاخه‌های کوچک شبکه کمری ۳. اعصاب فمورال و اوبتراتور ۴. شبکه ساکرال و اعصاب ناحیه گلوتئال ۵. عصب سیاتیک و دو بخش انتهایی آن ۶. اعصاب ساق و پا ۷. نقشه حسی و تعیین محل ضایعه ۸. مرور عمیق و دام‌های امتحانی
۱
چارچوب کلی

ساختمان و موقعیت شبکه لومبوساکرال

عصب‌دهی اندام تحتانی از شاخه‌های قدامی اعصاب نخاعی کمری و خاجی تأمین می‌شود. این شاخه‌ها به‌جای آنکه مستقیماً به اندام بروند، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و شبکه لومبوساکرال را می‌سازند. این شبکه از دو بخش مرتبط تشکیل شده است: شبکه کمری و شبکه ساکرال.

بخش شبکهریشه‌های اصلیموقعیتقلمرو غالب
شبکه کمریL1 تا L4؛ گاهی همراهی T12در ضخامت بخش خلفی عضله پسواس ماژور و مجاورت دیواره خلفی شکمپایین شکم، جلوی ران، داخل ران و داخل ساق
تنه لومبوساکرالبخشی از L4 همراه L5از لبه لگن عبور کرده و به شبکه ساکرال می‌پیونددپل ارتباطی بین دو شبکه
شبکه ساکرالL4 تا S4؛ بخش اندام تحتانی عمدتاً L4 تا S3روی سطح قدامی عضله پیریفورمیس در لگن حقیقیناحیه گلوتئال، پشت ران، ساق و پا

شبکه کمری در ارتباط بسیار نزدیک با عضله پسواس ماژور است. شاخه‌های آن از سطح جانبی، قدامی یا داخلی این عضله خارج می‌شوند. بنابراین التهاب، هماتوم یا آبسه پسواس می‌تواند چند شاخه شبکه کمری را هم‌زمان درگیر کند. شبکه ساکرال نیز روی سطح قدامی پیریفورمیس قرار دارد و شاخه‌های اصلی آن از سوراخ سیاتیک بزرگ وارد ناحیه گلوتئال می‌شوند.

شبکه کمری و شاخه‌های آن
نمای شبکه کمری و ارتباط آن با عضله پسواس ماژور؛ محل خروج هر عصب نسبت به پسواس یکی از کلیدهای تشخیص آن است.

رابطه با دیسک بین‌مهره‌ای

ریشه‌های عصبی پس از خروج از کانال مهره‌ای در نزدیکی دیسک‌ها قرار می‌گیرند. فتق پوسترولترال دیسک می‌تواند یک ریشه را تحت فشار بگذارد و ضعف حرکتی، کاهش رفلکس یا اختلال حسی در قلمرو همان ریشه ایجاد کند. درگیری‌های L4 و L5 در عمل شایع‌اند.

عصب محیطی یا ریشه عصبی؟

در ضایعه یک عصب محیطی، الگوی اختلال با قلمرو همان عصب تطابق دارد؛ اما در رادیکولوپاتی، توزیع علائم بیشتر با درماتوم و میوتوم تطابق دارد و ممکن است چند عصب محیطی را درگیر کند.

از ریشه‌های نخاعی تا اعصاب اصلی اندام تحتانی T12–L4 · شبکه کمری L4–S4 · شبکه ساکرال شاخه‌های اصلی شبکه کمری فمورال · اوبتراتور · جلدی رانی خارجی ایلیوهایپوگاستریک · ایلیواینگوئینال · ژنیتوفمورال شاخه‌های اصلی شبکه ساکرال سیاتیک · گلوتئال فوقانی و تحتانی جلدی رانی خلفی · پودندال جلوی ران و داخل اندام اکستنشن زانو · اداکشن ران · حس داخل ساق ناحیه گلوتئال، پشت ران، ساق و پا حرکات لگن · فلکشن زانو · حرکات مچ و انگشتان تقسیم شبکه بر اساس محل تشکیل است؛ در عملکرد، شاخه‌ها به‌صورت یک سامانه پیوسته عمل می‌کنند.
دیاگرام آموزشی — ارتباط ریشه‌های نخاعی با دو بخش شبکه و قلمرو عملکردی آن‌ها.
۲
شاخه‌های کوچک کمری

ایلیوهایپوگاستریک، ایلیواینگوئینال، ژنیتوفمورال و جلدی رانی خارجی

چهار شاخه کوچک شبکه کمری بیشتر به دیواره پایین شکم، کشاله ران، بخش فوقانی ران و پوست دستگاه تناسلی خارجی می‌روند. برای یادگیری آن‌ها باید سه چیز را کنار هم قرار داد: ریشه عصبی، رابطه با پسواس و رباط اینگوئینال و قلمرو حسی یا حرکتی.

عصبریشه‌هامسیر شاخصعصب‌دهی مهمنکته بالینی
ایلیوهایپوگاستریکT12–L1روی کوادراتوس لومباروم و میان عضلات دیواره شکمحرکتی به دیواره قدامی‌ـ‌جانبی شکم؛ حسی بالای پوبیس و بخش فوقانی‌ـ‌خارجی گلوتئالممکن است در برش‌های جراحی پایین شکم آسیب ببیند.
ایلیواینگوئینالL1وارد کانال اینگوئینال شده و از حلقه سطحی خارج می‌شودبالا و داخل ران؛ بخش قدامی اسکروتوم یا لابیای ماژوربازوی آوران رفلکس کرماستریک
ژنیتوفمورالL1–L2سطح قدامی پسواس را سوراخ کرده و روی آن پایین می‌آیدشاخه ژنیتال: کرماستر؛ شاخه فمورال: پوست مثلث رانیبازوی وابران رفلکس کرماستریک
جلدی رانی خارجیL2–L3نزدیک ASIS از زیر رباط اینگوئینال می‌گذردحس بخش قدامی‌ـ‌خارجی رانفشردگی آن موجب مرالژی پارستتیکا می‌شود.

رفلکس کرماستریک

تحریک پوست بالا و داخل ران توسط عصب ایلیواینگوئینال دریافت می‌شود. پاسخ حرکتی از شاخه ژنیتال عصب ژنیتوفمورال به عضله کرماستر می‌رسد و بیضه همان سمت بالا می‌رود. این رفلکس عمدتاً سگمان‌های L1–L2 را بررسی می‌کند.

مرالژی پارستتیکا

عصب جلدی رانی خارجی کاملاً حسی است. فشار آن در زیر رباط اینگوئینال باعث سوزش، گزگز یا بی‌حسی سطح خارجی ران می‌شود، بدون آنکه ضعف عضلانی ایجاد کند. چاقی، بارداری، کمربند سفت و افزایش فشار شکم از عوامل مستعدکننده‌اند.

دام تشخیصی

وجود علائم حسی در سطح خارجی ران همراه با قدرت طبیعی عضلات، بیشتر به نفع ضایعه عصب جلدی رانی خارجی است. اگر هم‌زمان ضعف فلکشن ران یا اکستنشن زانو وجود داشته باشد، باید ضایعه پروگزیمال‌تر شبکه یا ریشه‌های کمری را بررسی کرد.

۳
دو شاخه بزرگ شبکه کمری

عصب فمورال و عصب اوبتراتور

فمورال و اوبتراتور هر دو از ریشه‌های L2 تا L4 ساخته می‌شوند، اما از دو بخش متفاوت شبکه کمری منشأ می‌گیرند. فمورال از تقسیمات خلفی و اوبتراتور از تقسیمات قدامی شاخه‌های قدامی L2–L4 ساخته می‌شود. این تفاوت با عملکرد عضلاتی که عصب‌دهی می‌کنند هماهنگ است.

ویژگیعصب فمورالعصب اوبتراتور
ریشه‌هاL2–L4L2–L4
خروج نسبت به پسواساز لبه خارجی پسواساز لبه داخلی پسواس
ورود به راناز زیر رباط اینگوئینال، خارج شریان فمورالاز کانال اوبتراتور
قلمرو حرکتیعضلات کمپارتمان قدامی ران؛ عمدتاً اکستنشن زانوعضلات کمپارتمان داخلی ران؛ عمدتاً اداکشن ران
قلمرو حسیجلوی ران و از طریق سافن، داخل ساق و لبه داخلی پاناحیه کوچک داخل ران و شاخه‌های مفصلی ران و زانو
یافته ضایعهضعف اکستنشن زانو، کاهش رفلکس پاتلار، اختلال حس جلوی ران و داخل ساقضعف اداکشن ران و اختلال حسی محدود داخل ران

عصب فمورال پس از عبور از زیر رباط اینگوئینال در مثلث فمورال به شاخه‌های حرکتی و حسی تقسیم می‌شود. شاخه‌های حرکتی آن عضلاتی مانند کوادری‌سپس را فعال می‌کنند و شاخه‌های جلدی قدامی حس جلوی ران را می‌برند. بلندترین شاخه حسی آن، عصب سافن، همراه کانال اداکتور پایین می‌رود و پس از سطحی شدن در سمت داخلی زانو، حس داخل ساق، قوزک داخلی و بخشی از لبه داخلی پا را تأمین می‌کند.

معاینه عصب فمورال

اکستنشن زانو، قدرت کوادری‌سپس و رفلکس پاتلار مهم‌ترین شاخص‌های حرکتی‌اند. حس روی جلوی ران و سطح داخلی ساق نیز بررسی می‌شود. بیمار مبتلا ممکن است برای برخاستن از صندلی یا بالا رفتن از پله‌ها مشکل داشته باشد.

معاینه عصب اوبتراتور

از بیمار بخواهید ران را در برابر مقاومت به خط وسط نزدیک کند. ضعف این حرکت به نفع آسیب اوبتراتور است. قلمرو حسی آن کوچک و متغیر است؛ بنابراین ضایعه ممکن است بیشتر با ضعف اداکشن دیده شود تا بی‌حسی واضح.

نقشه عصب‌دهی حسی اندام تحتانی
نقشه کلی عصب‌دهی جلدی اندام تحتانی از جلو و پشت؛ برای افتراق قلمرو فمورال، اوبتراتور، جلدی رانی خارجی و شاخه‌های شبکه ساکرال.

نکته مفصلی

فمورال و اوبتراتور هر دو شاخه‌هایی به مفصل ران و زانو می‌فرستند. به همین علت درد مفصل ران گاهی به ناحیه زانو ارجاع می‌شود و بیمار ممکن است درد زانو را بیان کند، در حالی که منبع اصلی در مفصل ران است.

۴
شبکه ساکرال

اعصاب گلوتئال و جلدی رانی خلفی

شبکه ساکرال روی سطح قدامی پیریفورمیس تشکیل می‌شود. شاخه‌های آن برای خروج از لگن از سوراخ سیاتیک بزرگ عبور می‌کنند. عضله پیریفورمیس این سوراخ را به دو فضای بالایی و پایینی تقسیم می‌کند و محل عبور عصب نسبت به آن، یک نکته مهم آناتومیک است.

شبکه ساکرال
نمای شماتیک شبکه ساکرال و ریشه‌های اعصاب گلوتئال، سیاتیک و جلدی رانی خلفی.
عصبریشه‌هاخروج از لگنعملکرد اصلیتظاهر آسیب
گلوتئال فوقانیL4–S1بالای پیریفورمیسگلوتئوس مدیوس، مینیموس و TFL؛ ابداکشن و تثبیت لگنافت لگن سمت مقابل و تست ترندلنبرگ مثبت
گلوتئال تحتانیL5–S2پایین پیریفورمیسگلوتئوس ماکسیموس؛ اکستنشن قوی رانمشکل در برخاستن از حالت نشسته یا بالا رفتن از پله
جلدی رانی خلفیS1–S3پایین پیریفورمیسحس پوست پشت ران و بخش تحتانی چین گلوتئالبی‌حسی یا درد پشت ران بدون ضعف عضلانی

عصب گلوتئال فوقانی همراه عروق هم‌نام از فضای بالای پیریفورمیس می‌گذرد. تقریباً تمام عناصر مهم دیگر از فضای زیر پیریفورمیس عبور می‌کنند؛ از جمله عصب سیاتیک، گلوتئال تحتانی، جلدی رانی خلفی، پودندال و عروق پودندال داخلی.

اعصاب ناحیه گلوتئال و عصب سیاتیک
رابطه اعصاب گلوتئال، جلدی رانی خلفی و عصب سیاتیک با پیریفورمیس و عضلات عمقی ناحیه گلوتئال.

سوراخ سیاتیک بزرگ

بالای پیریفورمیس: فقط عصب و عروق گلوتئال فوقانی.
پایین پیریفورمیس: سیاتیک، گلوتئال تحتانی، جلدی رانی خلفی، پودندال، عروق پودندال داخلی و اعصاب عضلات عمقی.

سوراخ سیاتیک کوچک

تاندون اوبتراتور داخلی، عصب آن، عصب پودندال و عروق پودندال داخلی از این سوراخ عبور می‌کنند. عصب و عروق پودندال ابتدا از سوراخ بزرگ خارج می‌شوند، دور خار ایسکیال می‌پیچند و از سوراخ کوچک وارد پرینه می‌شوند.

محل ایمن تزریق گلوتئال

برای کاهش خطر آسیب سیاتیک و عروق، تزریق عضلانی باید در ناحیه فوقانی‌ـ‌خارجی گلوتئال یا ترجیحاً ناحیه ونتروگلوتئال انجام شود. تزریق پایین و داخلی می‌تواند عصب سیاتیک را آسیب بزند.

۵
بزرگ‌ترین شاخه شبکه ساکرال

عصب سیاتیک و دو بخش انتهایی آن

عصب سیاتیک از ریشه‌های L4 تا S3 تشکیل می‌شود و قطورترین عصب بدن است. این عصب در واقع از ابتدا از دو جزء کنار هم ساخته شده است: جزء تیبیال و جزء فیبولار مشترک. این دو معمولاً در بخش بالایی حفره پوپلیته از هم جدا می‌شوند، اما محل جدایی متغیر است و ممکن است در لگن، گلوتئال یا ران رخ دهد.

ویژگیجزء تیبیالجزء فیبولار مشترک
ریشه‌هاL4–S3L4–S2
منشأ در شبکهتقسیمات قدامیتقسیمات خلفی
بخش غالب در رانعصب‌دهی بیشتر همسترینگ‌ها و بخش همسترینگ اداکتور ماگنوسعصب‌دهی سر کوتاه بایسپس فموریس
ادامه در ساقعصب تیبیال؛ کمپارتمان خلفی ساق و کف پاتقسیم به فیبولار سطحی و عمقی؛ کمپارتمان‌های خارجی و قدامی ساق

سیاتیک از زیر پیریفورمیس خارج می‌شود، در عمق گلوتئوس ماکسیموس و تقریباً در میانه فاصله تروکانتر بزرگ و توبروزیته ایسکیال عبور می‌کند و سپس در پشت ران پایین می‌رود. در ران شاخه‌های حرکتی می‌دهد، اما شاخه جلدی مستقیمی برای پوست ران ندارد؛ حس پشت ران عمدتاً بر عهده عصب جلدی رانی خلفی است.

ضایعه کامل سیاتیک

فلکشن زانو ضعیف می‌شود و تقریباً تمام حرکات مچ و انگشتان از بین می‌رود. حس ساق و پا نیز به‌جز قلمرو داخلی که توسط سافن تأمین می‌شود، مختل خواهد شد. شدت ضایعه به محل و میزان درگیری دو جزء عصب بستگی دارد.

سیاتیکا

دردی است که در امتداد مسیر سیاتیک و شاخه‌های آن انتشار می‌یابد. علت شایع، فشار ریشه‌های کمری‌ـ‌خاجی به‌دنبال فتق دیسک است. درد معمولاً از کمر یا گلوتئال به پشت ران و ساق تیر می‌کشد و ممکن است با پارستزی یا ضعف همراه شود.

دام مهم

هر درد پشت ران «ضایعه خود عصب سیاتیک» نیست. رادیکولوپاتی، سندرم پیریفورمیس، درگیری همسترینگ و بیماری مفصل ساکروایلیاک می‌توانند علائم مشابه ایجاد کنند. معاینه قدرت، رفلکس و نقشه حسی برای تعیین محل ضایعه ضروری است.

۶
شاخه‌های دیستال

اعصاب ساق و پا

در حفره پوپلیته، دو بخش سیاتیک از هم جدا می‌شوند. عصب تیبیال در امتداد محور خلفی ساق پایین می‌رود و عصب فیبولار مشترک به سمت گردن فیبولا می‌پیچد. از این نقطه، نقشه حرکتی ساق به‌سادگی با سه کمپارتمان فهمیده می‌شود.

کمپارتمانعصبحرکت غالبقلمرو حسی شاخص
قدامی ساقفیبولار عمقیدورسی‌فلکشن مچ و اکستنشن انگشتانفضای بین انگشت اول و دوم
خارجی ساقفیبولار سطحیاورژن پابیشتر پشت پا و بخش قدامی‌ـ‌خارجی ساق
خلفی ساقتیبیالپلانتارفلکشن، اینورژن و فلکشن انگشتانکف پا از طریق اعصاب پلانتار؛ پاشنه از شاخه‌های کالکانئال
اعصاب ساق و ارتباط عصب سورال
مسیر اعصاب تیبیال، فیبولار مشترک و شاخه‌های جلدی ساق؛ تشکیل عصب سورال و ارتباط آن با ورید صافن کوچک.

عصب سورال

معمولاً از شاخه مدیال سورالِ تیبیال همراه با شاخه ارتباطی فیبولار تشکیل می‌شود. در پشت قوزک خارجی همراه ورید صافن کوچک حرکت می‌کند و حس بخش خلفی‌ـ‌خارجی ساق و لبه خارجی پا را می‌برد. به دلیل نقش حرکتی نداشتن، برای بیوپسی یا پیوند عصب کاربرد دارد.

آسیب فیبولار مشترک

این عصب در گردن فیبولا بسیار سطحی است. آسیب آن باعث ضعف دورسی‌فلکشن و اورژن، افتادگی پا و راه رفتن با بالا آوردن بیش از حد زانو می‌شود. حس پشت پا و سطح خارجی ساق نیز کاهش می‌یابد.

عصب جلدیمنشأقلمرو اصلیلندمارک
سافنفمورالداخل ساق، قوزک داخلی و لبه داخلی پاهمراه ورید صافن بزرگ در جلوی قوزک داخلی
سورالتیبیال + فیبولار مشترکپشت‌ـ‌خارج ساق و لبه خارجی پاهمراه ورید صافن کوچک پشت قوزک خارجی
فیبولار سطحیفیبولار مشترکبیشتر پشت پادر یک‌سوم پایین ساق سطحی می‌شود
فیبولار عمقیفیبولار مشترکفضای وب اول پاهمراه شریان تیبیال قدامی/دورسالیس پدیس
۷
نقشه حسی و بالین

تعیین محل ضایعه از روی شکایت بیمار

در معاینه اعصاب اندام تحتانی، یک علامت به‌تنهایی کافی نیست. باید سه داده کنار هم قرار گیرند: حرکت ضعیف‌شده، ناحیه اختلال حسی و رفلکس تغییرکرده. این ترکیب کمک می‌کند ضایعه ریشه، شبکه یا عصب محیطی از یکدیگر جدا شوند.

توزیع حسی اعصاب ساق و پا
توزیع حسی اعصاب ساق و پا؛ فضای وب اول برای فیبولار عمقی و لبه‌های داخلی و خارجی پا برای سافن و سورال ارزش موضع‌یابی بالایی دارند.
شکایت یا یافتهعصب محتملآزمون تأییدیمحل شایع آسیب
سوزش سطح خارجی ران، بدون ضعفجلدی رانی خارجیقدرت عضلات طبیعی؛ اختلال حسی محدودزیر رباط اینگوئینال
ضعف اکستنشن زانو و کاهش رفلکس پاتلارفمورالقدرت کوادری‌سپس و حس داخل ساقلگن، زیر رباط اینگوئینال یا پسواس
ضعف اداکشن راناوبتراتوراداکشن در برابر مقاومتجراحی لگنی یا کانال اوبتراتور
افت لگن سمت مقابل هنگام ایستادن روی یک پاگلوتئال فوقانیتست ترندلنبرگناحیه گلوتئال یا جراحی لگن
مشکل در برخاستن از صندلیگلوتئال تحتانیاکستنشن قوی رانضایعه ناحیه گلوتئال
افتادگی پا و بی‌حسی پشت پافیبولار مشترکدورسی‌فلکشن و اورژنگردن فیبولا
ناتوانی در ایستادن روی پنجهتیبیال یا S1پلانتارفلکشن و رفلکس آشیلحفره پوپلیته، تونل تارس یا ریشه S1
رفلکس پاتلارعمدتاً L3–L4 و عصب فمورال
رفلکس آشیلعمدتاً S1–S2 و عصب تیبیال
فضای وب اولنقطه حسی شاخص عصب فیبولار عمقی

الگوی ساده برای حل سؤال

ابتدا حرکت اصلی را پیدا کنید؛ سپس عصب حرکتی آن کمپارتمان را مشخص کنید؛ بعد قلمرو حسی و رفلکس را با همان عصب تطبیق دهید. اگر یافته‌ها در قلمرو چند عصب پراکنده‌اند، ضایعه را پروگزیمال‌تر و در سطح شبکه یا ریشه در نظر بگیرید.

۸
مرور نهایی

مرور عمیق و جمع‌بندی دام‌ها

شبکه کمریL1–L4، در ارتباط نزدیک با پسواس ماژور
شبکه ساکرالL4–S4، روی سطح قدامی پیریفورمیس
فمورالL2–L4؛ اکستنشن زانو و حس جلوی ران/داخل ساق
اوبتراتورL2–L4؛ اداکشن ران و حس محدود داخل ران
گلوتئال فوقانیL4–S1؛ ابداکتورها و تثبیت لگن
گلوتئال تحتانیL5–S2؛ گلوتئوس ماکسیموس و اکستنشن قوی ران
سیاتیکL4–S3؛ شامل اجزای تیبیال و فیبولار مشترک
فیبولار مشترکآسیب در گردن فیبولا باعث افتادگی پا می‌شود
سافنشاخه فمورال؛ حس داخل ساق و لبه داخلی پا
سورالحس پشت‌ـ‌خارج ساق و لبه خارجی پا
فیبولار عمقیحس فضای بین انگشت اول و دوم
فیبولار سطحیحس بیشتر پشت پا
کلیدواژه سؤالپاسخچرا؟
پارستزی سطح خارجی ران در فرد چاق یا باردارعصب جلدی رانی خارجیزیر رباط اینگوئینال فشرده می‌شود و عصب کاملاً حسی است.
بازوی آوران رفلکس کرماستریکایلیواینگوئینالحس پوست بالا و داخل ران را منتقل می‌کند.
بازوی وابران رفلکس کرماستریکشاخه ژنیتال ژنیتوفمورالعضله کرماستر را منقبض می‌کند.
ضعف برخاستن از صندلی و بالا رفتن از پلهگلوتئال تحتانیگلوتئوس ماکسیموس اکستنشن قوی ران را انجام می‌دهد.
تست ترندلنبرگ مثبتگلوتئال فوقانیگلوتئوس مدیوس و مینیموس لگن را در تک‌پایی ثابت می‌کنند.
کاهش رفلکس پاتلارفمورال / L3–L4قوس رفلکس از کوادری‌سپس و عصب فمورال عبور می‌کند.
افتادگی پا پس از شکستگی گردن فیبولافیبولار مشترکعصب روی گردن فیبولا سطحی است و هر دو شاخه سطحی و عمقی درگیر می‌شوند.
بی‌حسی فضای وب اولفیبولار عمقیتنها قلمرو جلدی شاخص این عصب است.
بی‌حسی کنار داخلی ساقسافنشاخه حسی فمورال تا قوزک داخلی و لبه داخلی پا ادامه دارد.
عنصر عبوری از بالای پیریفورمیسعصب و عروق گلوتئال فوقانیسایر عناصر اصلی سوراخ سیاتیک بزرگ از زیر پیریفورمیس می‌گذرند.

جمع‌بندی یک‌خطی بخش

جلوی ران و داخل ساق عمدتاً به شبکه کمری مربوط‌اند؛ ناحیه گلوتئال، پشت ران، ساق و پا عمدتاً به شبکه ساکرال مربوط‌اند. ترکیب حرکت ضعیف، قلمرو حسی و رفلکس، محل ضایعه را مشخص می‌کند.