جنین‌شناسی لانگمن

فصل‌های ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۳ و ۱۴؛ خلاصه، سؤالات آموزشی و آزمون‌های آفلاین

➕ افزودن به دوره‌های من
دوره‌های علوم پایه

درباره دوره جنین‌شناسی لانگمن

این دوره فصل‌های ۵، ۶، ۷، ۸، ۹، ۱۳ و ۱۴ جنین‌شناسی لانگمن را پوشش می‌دهد؛ از هفته سوم تکوین و دوره رویانی تا جنین و جفت، نواقص مادرزادی، دستگاه قلب و عروق و دستگاه تنفس.

برای هر فصل خلاصه، سوالات آموزشی و آزمون آفلاین در نوار مستقل قرار گرفته است. فصل ۱۳ علاوه بر این موارد، بخش بالینی نقایص و اختلالات قلب و عروق را نیز دارد.

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

هفته سوم تکامل — سؤالات آموزشی - سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ شاخص‌ترین رویداد هفتهٔ سوم تکامل کدام است؟
پاسخ: «گاسترولاسیون و سه لایهٔ زاینده» درست است؛ گاسترولاسیون در هفتهٔ سوم اکتودرم، مزودرم و آندودرم را برقرار می‌کند. ◦ «لانه‌گزینی کامل بلاستوسیست» نادرست است؛ لانه‌گزینی عمدتاً در هفتهٔ دوم کامل می‌شود. ◦ «تشکیل حفرهٔ آمنیون» نادرست است؛ حفرهٔ آمنیون پیش‌تر تشکیل شده است. ◦ «بسته‌شدن کامل لولهٔ عصبی» نادرست است؛ بسته‌شدن لولهٔ عصبی در مراحل بعد رخ می‌دهد.
۲ گاسترولاسیون با پیدایش کدام ساختار روی سطح اپی‌بلاست آغاز می‌شود؟
پاسخ: «خط اولیه» درست است؛ خط اولیه نخستین نشانهٔ مورفولوژیک گاسترولاسیون است. ◦ «صفحهٔ پیش‌طنابی» نادرست است؛ صفحهٔ پیش‌طنابی در ناحیهٔ سری قرار دارد. ◦ «غشای دهانی‌حلقی» نادرست است؛ غشای دهانی‌حلقی پیش از این مرحله وجود دارد. ◦ «ساقهٔ ارتباطی» نادرست است؛ ساقهٔ ارتباطی جنین را به تروفوبلاست متصل می‌کند.
۳ خط اولیه در جنین ۱۵ تا ۱۶ روزه چگونه دیده می‌شود؟
پاسخ: «شیار باریک با برجستگی‌های جانبی» درست است؛ در این زمان خط اولیه به صورت شیار باریک و مشخص دیده می‌شود. ◦ «صفحه‌ای گرد در قطب سری» نادرست است؛ این توصیف با خط اولیه مطابقت ندارد. ◦ «حفره‌ای بزرگ در آندودرم» نادرست است؛ حفرهٔ بزرگ آندودرمی ایجاد نمی‌شود. ◦ «طنابی توپر در محور میانی» نادرست است؛ طناب محوری، نوتوکورد است نه خط اولیه.
۴ انتهای سری خط اولیه چه نام دارد؟
پاسخ: «گرهٔ اولیه» درست است؛ گرهٔ اولیه ناحیهٔ برجسته در انتهای سری خط اولیه است. ◦ «گرهٔ عصبی» نادرست است؛ گرهٔ عصبی اصطلاح این مرحله نیست. ◦ «سین‌سیتیوتروفوبلاست» نادرست است؛ سین‌سیتیوتروفوبلاست جزء تروفوبلاست است. ◦ «صفحهٔ کلواک» نادرست است؛ صفحهٔ کلواک در قطب دمی قرار دارد.
۵ حرکت سلول‌های اپی‌بلاست به درون خط اولیه چه نام دارد؟
پاسخ: «درون‌روی سلول‌ها» درست است؛ سلول‌ها پس از تغییر شکل از اپی‌بلاست جدا شده و به داخل می‌روند. ◦ «تراکم مزانشیمی» نادرست است؛ تراکم مزانشیمی فرایند دیگری است. ◦ «قطعه‌قطعه‌شدن» نادرست است؛ قطعه‌قطعه‌شدن مربوط به زیگوت است. ◦ «کانالیزاسیون» نادرست است؛ کانالیزاسیون ایجاد مجرا در ساختارهای توپر است.
۶ FGF8 چگونه مهاجرت سلول‌های اپی‌بلاست را تسهیل می‌کند؟
پاسخ: «با کاهش بیان E-کادهرین» درست است؛ کاهش E-کادهرین چسبندگی سلول‌های اپی‌بلاست را کم می‌کند. ◦ «با افزایش لامینین غشای پایه» نادرست است؛ لامینین هدف اصلی بیان‌شده نیست. ◦ «با مهار کامل نودال» نادرست است؛ نودال برای خط اولیه ضروری است. ◦ «با افزایش اتصال دسموزومی» نادرست است؛ افزایش اتصال، مهاجرت را دشوارتر می‌کند.
۷ FGF8 برای تعیین سرنوشت مزودرمی، بیان کدام ژن را تنظیم می‌کند؟
پاسخ: «براکیوری T» درست است؛ براکیوری برای تشکیل مزودرم و بخش‌های دمی اهمیت دارد. ◦ «PAX6» نادرست است؛ PAX6 بیشتر با چشم و دستگاه عصبی مرتبط است. ◦ «MYOD» نادرست است؛ MYOD در تمایز عضله نقش دارد. ◦ «HOXA2» نادرست است؛ HOXA2 پاسخ اصلی این مرحله نیست.
۸ اولین سلول‌های اپی‌بلاست که از خط اولیه عبور می‌کنند چه ساختاری را می‌سازند؟
پاسخ: «آندودرم قطعی» درست است؛ این سلول‌ها هیپوبلاست را جابه‌جا کرده و آندودرم جنینی را می‌سازند. ◦ «اکتودرم سطحی» نادرست است؛ اکتودرم از سلول‌های باقی‌مانده در اپی‌بلاست است. ◦ «مزودرم جانبی» نادرست است؛ مزودرم پس از آندودرم ایجاد می‌شود. ◦ «تروفوبلاست ثانویه» نادرست است؛ تروفوبلاست از اپی‌بلاست ساخته نمی‌شود.
۹ سلول‌های واردشده‌ای که بین اپی‌بلاست و آندودرم قرار می‌گیرند چه لایه‌ای را می‌سازند؟
پاسخ: «مزودرم داخل‌جنینی» درست است؛ قرارگیری بین دو لایه، مزودرم داخل‌جنینی را ایجاد می‌کند. ◦ «اکتودرم عصبی» نادرست است؛ اکتودرم عصبی بعداً القا می‌شود. ◦ «هیپوبلاست جدید» نادرست است؛ هیپوبلاست جابه‌جا می‌شود. ◦ «سین‌سیتیوتروفوبلاست» نادرست است؛ سین‌سیتیوتروفوبلاست جزء جفت است.
۱۰ سلول‌هایی که پس از گاسترولاسیون در اپی‌بلاست باقی می‌مانند چه لایه‌ای را می‌سازند؟
پاسخ: «اکتودرم» درست است؛ سلول‌های باقی‌مانده در اپی‌بلاست به اکتودرم تبدیل می‌شوند. ◦ «آندودرم قطعی» نادرست است؛ آندودرم با مهاجرت نخستین سلول‌ها ساخته می‌شود. ◦ «مزودرم پاراکسیال» نادرست است؛ مزودرم پاراکسیال از سلول‌های مهاجر است. ◦ «مزودرم خارج‌جنینی» نادرست است؛ مزودرم خارج‌جنینی منشأ دیگری دارد.
۱۱ منبع نهایی هر سه لایهٔ زایندهٔ جنین کدام است؟
پاسخ: «اپی‌بلاست» درست است؛ تمام اکتودرم، مزودرم و آندودرم جنینی از اپی‌بلاست حاصل می‌شوند. ◦ «هیپوبلاست» نادرست است؛ هیپوبلاست عمدتاً پوشش کیسهٔ زرده را می‌سازد. ◦ «سیتوتروفوبلاست» نادرست است؛ سیتوتروفوبلاست جزء جفت است. ◦ «مزودرم خارج‌جنینی» نادرست است؛ مزودرم خارج‌جنینی منبع سه لایه نیست.
۱۲ صفحهٔ پیش‌طنابی در آینده در القای کدام ناحیه اهمیت دارد؟
پاسخ: «مغز قدامی» درست است؛ صفحهٔ پیش‌طنابی برای القای ساختارهای مغز قدامی مهم است. ◦ «طناب نخاعی دمی» نادرست است؛ طناب نخاعی با نوتوکورد و سیگنال‌های دیگر مرتبط است. ◦ «جوانهٔ اندام تحتانی» نادرست است؛ اندام تحتانی از مزودرم جانبی شکل می‌گیرد. ◦ «غدهٔ فوق‌کلیه» نادرست است؛ فوق‌کلیه منشأ پیچیده‌تری دارد.
۱۳ غشای دهانی‌حلقی از چه لایه‌هایی تشکیل شده است؟
پاسخ: «اکتودرم و آندودرم بدون مزودرم» درست است؛ در این ناحیه اکتودرم و آندودرم مستقیماً به هم چسبیده‌اند. ◦ «مزودرم و اکتودرم با رگ‌ها» نادرست است؛ مزودرم در غشا وجود ندارد. ◦ «مزودرم و آندودرم با نوتوکورد» نادرست است؛ نوتوکورد وارد این غشا نمی‌شود. ◦ «سه لایهٔ زاینده با مزانشیم» نادرست است؛ این غشا سه‌لایه‌ای نیست.
۱۴ سلول‌های پیش‌طنابی از کدام مسیر وارد می‌شوند؟
پاسخ: «از گره و گودی اولیه» درست است؛ سلول‌های پیش‌طنابی از گره اولیه عبور کرده و به سمت سری مهاجرت می‌کنند. ◦ «از غشای کلواک» نادرست است؛ غشای کلواک مسیر مهاجرت نیست. ◦ «از سیتوتروفوبلاست» نادرست است؛ سیتوتروفوبلاست منشأ این سلول‌ها نیست. ◦ «از حاشیهٔ کیسهٔ زرده» نادرست است؛ حاشیهٔ کیسه زرده مسیر اصلی نیست.
۱۵ صفحهٔ نوتوکوردی چگونه ایجاد می‌شود؟
پاسخ: «با ادغام موقت سلول‌های پیش‌طنابی در آندودرم» درست است؛ سلول‌های پیش‌طنابی موقتاً در آندودرم قرار گرفته و صفحه نوتوکوردی را می‌سازند. ◦ «با تکثیر اکتودرم سطحی» نادرست است؛ اکتودرم سطحی نوتوکورد نمی‌سازد. ◦ «با جوش‌خوردن سومیت‌ها» نادرست است؛ سومیت‌ها بعداً ایجاد می‌شوند. ◦ «با رشد سلول‌های سیتوتروفوبلاست در هستهٔ پرزها» نادرست است؛ این رویداد مربوط به جفت است.
۱۶ نوتوکورد قطعی چگونه تشکیل می‌شود؟
پاسخ: «جداشدن صفحه از آندودرم و تشکیل طناب توپر» درست است؛ پس از تکثیر، صفحه از آندودرم جدا و طناب توپر نوتوکورد را می‌سازد. ◦ «بسته‌شدن خط اولیه و تبدیل مستقیم آن به طناب محوری» نادرست است؛ خط اولیه نوتوکورد نیست. ◦ «ادغام لایه‌های تروفوبلاست و تشکیل محور جنین» نادرست است؛ تروفوبلاست به جفت مربوط است. ◦ «تکثیر هیپوبلاست و تبدیل آن به طناب میانی» نادرست است؛ هیپوبلاست نوتوکورد را نمی‌سازد.
۱۷ نوتوکورد قطعی در تعیین کدام ساختار نقش محوری دارد؟
پاسخ: «اسکلت محوری» درست است؛ نوتوکورد مرکز پیام‌رسانی برای القای محور و اسکلت محوری است. ◦ «عضلات صورت» نادرست است؛ عضلات صورت منشأ مزودرمی ویژه دارند. ◦ «اپی‌تلیوم روده» نادرست است؛ اپی‌تلیوم روده از آندودرم است. ◦ «مخاط رحم» نادرست است؛ مخاط رحم جنینی نیست.
۱۸ کانال نوروانتریک به‌طور موقت کدام دو حفره را متصل می‌کند؟
پاسخ: «حفرهٔ آمنیون و کیسهٔ زرده» درست است؛ کانال از گودی اولیه عبور کرده و آمنیون را به کیسه زرده متصل می‌کند. ◦ «حفرهٔ کوریون و رحم» نادرست است؛ این حفره‌ها به این شکل متصل نمی‌شوند. ◦ «کیسهٔ زرده و فضای بین‌پرزی» نادرست است؛ فضای بین‌پرزی مادرانه است. ◦ «آمنیون و مجرای رحم» نادرست است؛ آمنیون به مجرای رحم راه مستقیم ندارد.
۱۹ غشای کلواک از نظر ساختمانی شبیه کدام ساختار است؟
پاسخ: «غشای دهانی‌حلقی» درست است؛ هر دو از تماس مستقیم اکتودرم و آندودرم بدون مزودرم تشکیل می‌شوند. ◦ «نوتوکورد قطعی» نادرست است؛ نوتوکورد طناب مزودرمی است. ◦ «صفحهٔ عصبی» نادرست است؛ صفحه عصبی از اکتودرم است. ◦ «پرز کوریونی ثانویه» نادرست است؛ پرز ثانویه اجزای تروفوبلاستی و مزودرمی دارد.
۲۰ آلانتوئیس انسان معمولاً در چه زمانی ظاهر می‌شود؟
پاسخ: «حدود روز شانزدهم» درست است؛ آلانتوئیس به صورت دیورتیکول کیسهٔ زرده در حدود روز ۱۶ پدیدار می‌شود. ◦ «روز پنجم» نادرست است؛ روز پنجم بسیار زود است. ◦ «پایان هفتهٔ ششم» نادرست است؛ هفته ششم دیر است. ◦ «پس از تولد» نادرست است؛ ساختار جنینی است.
۲۱ در مرحلهٔ دیسک دولایه، سلول‌های AVE در تعیین کدام قطب نقش دارند؟
پاسخ: «قطب سری» درست است؛ اندودرم احشایی قدامی ژن‌های سرساز را در قطب سری بیان می‌کند. ◦ «قطب دمی» نادرست است؛ قطب دمی با نودال و خط اولیه مرتبط است. ◦ «محور اندام‌ها» نادرست است؛ AVE مستقیماً محور اندام‌ها را تعیین نمی‌کند. ◦ «محور قلبی فقط» نادرست است؛ نقش آن محدود به قلب نیست.
۲۲ کدام مجموعه از ژن‌ها در AVE با تشکیل سر ارتباط دارد؟
پاسخ: «OTX2، LIM1 و HESX1» درست است؛ این فاکتورها در اندودرم احشایی قدامی برای هویت سری بیان می‌شوند. ◦ «PAX3، MYOD و SOX9» نادرست است؛ این مجموعه بیشتر با بافت‌های دیگر مرتبط است. ◦ «BMP4، WNT3 و BRACHYURY» نادرست است؛ اینها در محور دمی و مزودرم نقش دارند. ◦ «SNAIL، PITX2 و LEFTY2» نادرست است؛ اینها بیشتر در جانبی‌شدن نقش دارند.
۲۳ نبود سرکوب‌کننده‌های نودال در قطب دمی چه نتیجه‌ای دارد؟
پاسخ: «ادامهٔ بیان نودال و حفظ خط اولیه» درست است؛ نودال در قطب دمی خط اولیه را ایجاد و حفظ می‌کند. ◦ «تشکیل مستقیم صفحهٔ عصبی» نادرست است؛ صفحه عصبی پیام‌های دیگری می‌خواهد. ◦ «توقف کامل گاسترولاسیون» نادرست است؛ نودال برای گاسترولاسیون لازم است. ◦ «تشکیل زودرس نوتوکورد در قطب سری» نادرست است؛ نوتوکورد مستقیماً از نبود این مهارکننده‌ها ایجاد نمی‌شود.
۲۴ BMP4 همراه FGF مزودرم را به کدام سمت تمایزی می‌برد؟
پاسخ: «ونترال و جانبی» درست است؛ BMP4 مزودرم را ونترال کرده و مزودرم بینابینی و صفحه جانبی را تقویت می‌کند. ◦ «پشتی و نوتوکوردی» نادرست است؛ مهار BMP4 برای ساخت نوتوکورد لازم است. ◦ «عصبی و اکتودرمی» نادرست است؛ اینها مشتقات اکتودرم‌اند. ◦ «آندودرمی و کبدی» نادرست است؛ BMP4 مزودرم را به آندودرم تبدیل نمی‌کند.
۲۵ کدام مواد ترشحی گره با مهار BMP4 مزودرم پشتی را القا می‌کنند؟
پاسخ: «کوردین، نوگین و فولیستاتین» درست است؛ این آنتاگونیست‌ها فعالیت BMP4 را مهار و نوتوکورد و مزودرم پاراکسیال را تقویت می‌کنند. ◦ «سرِبروس، LEFTY1 و نودال» نادرست است؛ این ترکیب مربوط به محور سری و نودال است. ◦ «FGF8، WNT3 و شِیلدین» نادرست است؛ مجموعهٔ پاسخ صحیح این نیست. ◦ «اکتین، میوزین و توبولین» نادرست است؛ اینها پروتئین‌های ساختمانی‌اند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 هفته سوم تکامل — سؤالات آموزشی - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 هفته سوم تکامل — آزمون آفلاین - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 هفته سوم تکامل — آزمون آفلاین - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

جنین‌شناسی فصل ۶ — سوالات آموزشی - سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام تغییر مولکولی، اکتودرم را به‌سوی تشکیل صفحه عصبی هدایت می‌کند؟
پاسخ: مهار فعالیت BMP4 همراه با افزایش پیام‌رسانی FGF، مسیر عصبی‌شدن اکتودرم را فعال می‌کند. ◦ «افزایش BMP4 و کاهش پیام‌رسانی FGF» نادرست است؛ BMP4 فعال اکتودرم را بیشتر به اپیدرم هدایت می‌کند. ◦ «فعال‌شدن SHH همراه با مهار مستقیم WNT3a» نادرست است؛ SHH برای الگویابی شکمی لوله عصبی مهم است، نه آغاز القای صفحه عصبی. ◦ «مهار FGF و افزایش فعالیت BMP4 در اکتودرم» نادرست است؛ WNT3a برای ساختارهای دمی صفحه عصبی اهمیت دارد و مهار آن القای دمی را مختل می‌کند.
۲ در حضور BMP4 فعال، سرنوشت پیش‌فرض اکتودرم جنینی کدام است؟
پاسخ: فعالیت BMP4 در اکتودرم، تمایز آن را به اپیدرم تقویت می‌کند. ◦ «لوله عصبی» نادرست است؛ لوله عصبی زمانی شکل می‌گیرد که اکتودرم از اثر BMP محافظت شود. ◦ «ستیغ عصبی» نادرست است؛ ستیغ عصبی از مرز صفحه عصبی و اکتودرم سطحی ایجاد می‌شود. ◦ «نوتوکورد» نادرست است؛ نوتوکورد مشتق مزودرم محوری است، نه اکتودرم.
۳ کدام مجموعه از مولکول‌ها با مهار BMP به عصبی‌شدن اکتودرم کمک می‌کنند؟
پاسخ: نوگین، کوردین و فولیستاتین در سازمان‌دهنده و نوتوکورد، BMP را مهار می‌کنند. ◦ «SHH، VEGF و پروتئین‌های خانواده FGF» نادرست است؛ SHH و VEGF در الگویابی و رگ‌زایی نقش دارند و این مجموعه مهارکننده BMP نیست. ◦ «WNT7a، PAX3 و فاکتور تنظیمی MYOD» نادرست است؛ WNT7a، PAX3 و MYOD بیشتر در تمایز سومیت و عضله مطرح‌اند. ◦ «HOX، NOTCH و لیگاندهای خانواده DLL» نادرست است؛ HOX، NOTCH و DLL در محور قدامی‌ـ‌خلفی و قطعه‌بندی نقش دارند.
۴ القای بخش‌های دمی صفحه عصبی، به‌ویژه مغز پسین و نخاع، بیشتر به کدام عوامل وابسته است؟
پاسخ: WNT3a و FGF برای هویت‌یابی ساختارهای دمی صفحه عصبی اهمیت دارند. ◦ «BMP4 و TGF-β» نادرست است؛ BMP4 بیشتر اکتودرم را به اپیدرم هدایت می‌کند. ◦ «VEGF و PDGF» نادرست است؛ VEGF و PDGF بیشتر در رگ‌زایی و رشد مزانشیم نقش دارند. ◦ «PAX1 و SHH» نادرست است؛ PAX1 و SHH برای تمایز اسکلروتوم مهم‌اند.
۵ طولانی‌شدن صفحه عصبی و محور بدن در نورولاسیون عمدتاً با کدام پدیده رخ می‌دهد؟
پاسخ: حرکت سلول‌ها از طرفین به خط میانی و امتداد طولی با پدیده همگرایی و امتداد انجام می‌شود. ◦ «تفکیک مزودرم جانبی» نادرست است؛ تفکیک مزودرم جانبی مربوط به تشکیل لایه‌های جداری و احشایی است. ◦ «واسکولوژنز» نادرست است؛ واسکولوژنز به تشکیل اولیه رگ‌ها از جزایر خونی گفته می‌شود. ◦ «اپوپتوز ستیغ عصبی» نادرست است؛ سلول‌های ستیغ عصبی برای مهاجرت زنده می‌مانند و اپوپتوز عامل اصلی طولانی‌شدن صفحه عصبی نیست.
۶ فرورفتگی میانی صفحه عصبی در جریان نورولاسیون چه نام دارد؟
پاسخ: بالاآمدن لبه‌های صفحه عصبی و فرورفتگی قسمت میانی، شیار عصبی را ایجاد می‌کند. ◦ «کانال نوروانتریک» نادرست است؛ کانال نوروانتریک ارتباط موقتی میان آمنیون و کیسه زرده است. ◦ «حفره آمنیون» نادرست است؛ حفره آمنیون فضای روی دیسک جنینی است. ◦ «سینوس وریدی» نادرست است؛ سینوس وریدی بخشی از قلب اولیه است.
۷ بسته‌شدن لوله عصبی معمولاً از کدام ناحیه آغاز می‌شود؟
پاسخ: همجوشی چین‌های عصبی ابتدا در ناحیه گردنی آغاز و سپس به‌سوی سری و دمی ادامه می‌یابد. ◦ «انتهای سری و سپس فقط به‌سوی دمی» نادرست است؛ بسته‌شدن فقط یک‌طرفه نیست. ◦ «انتهای دمی و سپس فقط به‌سوی سری» نادرست است؛ شروع اصلی از نوروپور دمی گزارش نمی‌شود. ◦ «تمام طول لوله به‌طور هم‌زمان» نادرست است؛ بسته‌شدن هم‌زمان تمام طول، با وجود نوروپورهای سری و دمی سازگار نیست.
۸ نوروپور سری تقریباً در چه زمانی بسته می‌شود؟
پاسخ: نوروپور سری حدود روز ۲۵ بسته می‌شود. ◦ «روز ۲۰» نادرست است؛ روز ۲۰ برای بسته‌شدن نوروپور سری زود است. ◦ «روز ۲۸» نادرست است؛ روز ۲۸ بیشتر با بسته‌شدن نوروپور دمی تطابق دارد. ◦ «پایان هفته پنجم» نادرست است؛ پایان هفته پنجم بسیار دیرتر از زمان طبیعی بسته‌شدن است.
۹ نوروپور دمی تقریباً در چه زمانی بسته می‌شود؟
پاسخ: بسته‌شدن نوروپور دمی تقریباً در روز ۲۸ رخ می‌دهد. ◦ «روز ۲۲» نادرست است؛ روز ۲۲ پیش از زمان معمول بسته‌شدن هر دو نوروپور است. ◦ «روز ۲۵» نادرست است؛ روز ۲۵ بیشتر به بسته‌شدن نوروپور سری مربوط است. ◦ «روز ۳۵» نادرست است؛ روز ۳۵ دیرتر از زمان طبیعی بسته‌شدن است.
۱۰ سلول‌های ستیغ عصبی هنگام جداشدن از نورواکتودرم چه تغییری را تجربه می‌کنند؟
پاسخ: سلول‌های ستیغ عصبی با گذار اپی‌تلیال به مزانشیمی توان مهاجرت فعال پیدا می‌کنند. ◦ «گذار مزانشیمی به اپی‌تلیال» نادرست است؛ گذار معکوس در مرحله جداشدن رخ نمی‌دهد. ◦ «مرگ برنامه‌ریزی‌شده» نادرست است؛ مرگ برنامه‌ریزی‌شده سازوکار مهاجرت ستیغ عصبی نیست. ◦ «تمایز مستقیم به اپیدرم» نادرست است؛ این سلول‌ها به‌طور مستقیم اپیدرم سطحی نمی‌سازند.
۱۱ سلول‌های ستیغ عصبی تنه در مسیر پشتی عمدتاً کدام سلول را ایجاد می‌کنند؟
پاسخ: مسیر پشتی از میان درم به اپیدرم می‌رود و ملانوسیت‌های پوست و فولیکول مو را ایجاد می‌کند. ◦ «نورون سمپاتیک» نادرست است؛ نورون سمپاتیک از مسیر شکمی ایجاد می‌شود. ◦ «سلول شوان» نادرست است؛ سلول شوان از مهاجرت شکمی ستیغ عصبی منشأ می‌گیرد. ◦ «سلول مدولای فوق‌کلیه» نادرست است؛ سلول‌های مدولای فوق‌کلیه نیز از مسیر شکمی به‌وجود می‌آیند.
۱۲ کدام ساختار از مشتقات ستیغ عصبی نیست؟
پاسخ: قشر غده فوق‌کلیه منشأ مزودرمی دارد؛ مدولا از ستیغ عصبی است. ◦ «مدولای غده فوق‌کلیه» نادرست است؛ مدولای فوق‌کلیه از سلول‌های کروم‌آفین با منشأ ستیغ عصبی ساخته می‌شود. ◦ «گانگلیون حسی» نادرست است؛ گانگلیون‌های حسی از ستیغ عصبی منشأ می‌گیرند. ◦ «ملانوسیت» نادرست است؛ ملانوسیت‌ها مشتق ستیغ عصبی هستند.
۱۳ عبور سلول‌های ستیغ عصبی تنه از نیمه قدامی سومیت چه پیامدی دارد؟
پاسخ: مهاجرت از نیمه قدامی هر سومیت، توزیع قطعه‌ای گانگلیون‌های نخاعی را ایجاد می‌کند. ◦ «تشکیل قطعه‌ای اپیدرم در امتداد تنه» نادرست است؛ اپیدرم از اکتودرم سطحی تشکیل می‌شود. ◦ «سازمان‌یابی مزودرم میانی به نفر‌وتوم» نادرست است؛ مزودرم میانی از مزودرم داخل‌جنینی است. ◦ «ایجاد صفحه عصبی ثانویه در بخش دمی» نادرست است؛ صفحه عصبی ثانویه پیامد این مسیر مهاجرتی نیست.
۱۴ کدام مشتق بیشتر به ستیغ عصبی جمجمه‌ای مربوط است؟
پاسخ: سلول‌های ستیغ عصبی جمجمه‌ای سهم مهمی در استخوان و غضروف صورت دارند. ◦ «عضلات اندام تحتانی» نادرست است؛ عضلات اندام از مزودرم پاراکسیال و جوانه اندام منشأ می‌گیرند. ◦ «اپی‌تلیوم روده» نادرست است؛ اپی‌تلیوم روده مشتق آندودرم است. ◦ «قشر کلیه» نادرست است؛ قشر کلیه از مزودرم میانی منشأ می‌گیرد.
۱۵ چرا سلول‌های ستیغ عصبی گاهی «لایه زایای چهارم» نامیده می‌شوند؟
پاسخ: تنوع زیاد مشتقات و نقش گسترده آن‌ها در ساختارهای بدن سبب این نام‌گذاری شده است. ◦ «تشکیل تمام اپی‌تلیوم‌های بدن» نادرست است؛ تمام اپی‌تلیوم‌ها از ستیغ عصبی نیستند. ◦ «ایجاد مستقیم سه لایه زایا» نادرست است؛ سه لایه زایا پیش از مهاجرت ستیغ عصبی ایجاد شده‌اند. ◦ «جایگزینی کامل مزودرم جنینی» نادرست است؛ ستیغ عصبی جایگزین مزودرم نمی‌شود.
۱۶ نقص بسته‌شدن نوروپور سری با کدام ناهنجاری ارتباط مستقیم‌تری دارد؟
پاسخ: نقص بسته‌شدن نوروپور سری می‌تواند به آنانسفالی منجر شود. ◦ «اسپینا بیفیدا مخفی» نادرست است؛ اسپینا بیفیدا مخفی به نقص قوس‌های مهره‌ای در ناحیه دمی مربوط است. ◦ «مننگوسل کمری» نادرست است؛ مننگوسل کمری بیشتر با نقص نوروپور دمی ارتباط دارد. ◦ «ساکروکوکسیژیال تراتوم» نادرست است؛ تراتوم ساکروکوکسیژیال از بقایای خط اولیه منشأ می‌گیرد.
۱۷ کدام عامل مادرانه خطر نقص لوله عصبی را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: کمبود فولات پیش از بارداری و اوایل آن، خطر نقص لوله عصبی را افزایش می‌دهد. ◦ «افزایش دریافت ویتامین C» نادرست است؛ ویتامین C کافی عامل شناخته‌شده نقص لوله عصبی نیست. ◦ «کاهش خفیف آهن» نادرست است؛ کاهش خفیف آهن علت مستقیم کلاسیک این نقص نیست. ◦ «مصرف کافی ید» نادرست است؛ مصرف کافی ید اثر محافظتی اختصاصی در این زمینه ندارد.
۱۸ کدام اقدام بیشترین نقش پیشگیرانه را در کاهش نقص‌های لوله عصبی دارد؟
پاسخ: مصرف اسیدفولیک از پیش از لقاح تا اوایل بارداری خطر نقص لوله عصبی را کاهش می‌دهد. ◦ «شروع مکمل کلسیم پس از پایان سه‌ماهه اول» نادرست است؛ کلسیم در این زمان‌بندی پیشگیری اختصاصی ایجاد نمی‌کند. ◦ «افزایش دریافت پروتئین از هفته دوازدهم» نادرست است؛ پروتئین بیشتر پس از هفته دوازدهم زمان بحرانی بسته‌شدن لوله عصبی را پوشش نمی‌دهد. ◦ «محدودکردن فعالیت بدنی در اوایل بارداری» نادرست است؛ محدودیت کامل فعالیت بدنی ارتباطی با پیشگیری ندارد.
۱۹ در جنینی با نقص مهاجرت سلول‌های ستیغ عصبی روده‌ای، کدام اختلال محتمل‌تر است؟
پاسخ: اختلال مهاجرت ستیغ عصبی به روده می‌تواند موجب فقدان گانگلیون و بیماری هیرشپرونگ شود. ◦ «تنگی پیلور» نادرست است؛ تنگی پیلور ناشی از هیپرتروفی عضله پیلور است. ◦ «دیورتیکول مکل» نادرست است؛ دیورتیکول مکل از بقای مجرای زرده‌ای ایجاد می‌شود. ◦ «فتق نافی فیزیولوژیک» نادرست است؛ فتق نافی فیزیولوژیک یک مرحله طبیعی رشد روده میانی است.
۲۰ کدام تطابق درباره مولکول و نقش آن درست است؟
پاسخ: رتینوئیک اسید با تنظیم ژن‌های هومئوباکس در الگویابی محور سری‌ـ‌دمی نقش دارد. ◦ «VEGF ـ القای اولیه صفحه عصبی در ناحیه سری» نادرست است؛ VEGF در رگ‌زایی و تمایز همآنژیوبلاست‌ها نقش دارد. ◦ «PAX1 ـ تمایز ملانوسیت‌ها از ستیغ عصبی» نادرست است؛ PAX1 در تمایز اسکلروتوم اهمیت دارد، نه ملانوسیت. ◦ «BMP4 ـ مهار مستقیم تمایز اپیدرم سطحی» نادرست است؛ BMP4 تشکیل اپیدرم را تقویت می‌کند.
۲۱ اگر فعالیت BMP4 در اکتودرم سطحی به‌طور غیرطبیعی مهار شود، کدام پیامد مستقیم‌تر است؟
پاسخ: حالت پیش‌فرض اکتودرم در غیاب BMP، تمایز به بافت عصبی است. ◦ «تقویت تمایز اکتودرم به اپیدرم سطحی» نادرست است؛ اپیدرم به فعالیت BMP نیاز دارد. ◦ «افزایش تشکیل مزودرم میانی و صفحه جانبی» نادرست است؛ مزودرم میانی از اکتودرم ایجاد نمی‌شود. ◦ «توقف الگویابی محور سری‌ـ‌دمی جنین» نادرست است؛ محور سری‌ـ‌دمی تنها به BMP وابسته نیست.
۲۲ نقص مسیر قطبیت سلولی صفحه‌ای در نورولاسیون بیشتر کدام فرایند را مختل می‌کند؟
پاسخ: مسیر قطبیت سلولی صفحه‌ای برای حرکات همگرایی و امتداد در نورولاسیون ضروری است. ◦ «تمایز همآنژیوبلاست‌ها» نادرست است؛ همآنژیوبلاست‌ها با FGF2 و VEGF تنظیم می‌شوند. ◦ «جدایی مزودرم جانبی» نادرست است؛ جدایی مزودرم جانبی به تشکیل سلوم داخل‌جنینی مربوط است. ◦ «تکثیر سلول‌های کبدی» نادرست است؛ تکثیر سلول‌های کبدی فرایند اصلی این مسیر نیست.
۲۳ کدام وضعیت نشان‌دهنده اختلال در بسته‌شدن انتهای دمی لوله عصبی است؟
پاسخ: مننگومیلوcele کمری از نقص بسته‌شدن بخش دمی لوله عصبی ناشی می‌شود. ◦ «آنانسفالی» نادرست است؛ آنانسفالی بیشتر با نقص انتهای سری ارتباط دارد. ◦ «هولوپروزنسفالی» نادرست است؛ هولوپروزنسفالی اختلال جدایی پیش‌مغز است. ◦ «میکروگناتیا» نادرست است؛ میکروگناتیا ناهنجاری فک پایین است.
۲۴ در مورد زمان‌بندی نورولاسیون کدام عبارت درست‌تر است؟
پاسخ: در حالت طبیعی، بسته‌شدن نوروپورهای سری و دمی تا پایان هفته چهارم کامل می‌شود. ◦ «نورولاسیون پس از ظهور جوانه‌های اندامی آغاز می‌شود» نادرست است؛ نورولاسیون پیش از تشکیل واضح اندام‌ها آغاز می‌شود. ◦ «نوروپور سری چند روز پس از نوروپور دمی بسته می‌شود» نادرست است؛ نوروپور سری زودتر از دمی بسته می‌شود. ◦ «چین‌های عصبی در آغاز هفته ششم ظاهر می‌شوند» نادرست است؛ چین‌های عصبی در هفته سوم شکل می‌گیرند.
۲۵ جنینی دارای ملانوسیت طبیعی ولی فقدان گانگلیون سمپاتیک است. کدام برداشت منطقی‌تر است؟
پاسخ: ملانوسیت از مسیر پشتی و گانگلیون سمپاتیک از مسیر شکمی ستیغ عصبی تنه ایجاد می‌شود. ◦ «تمام ستیغ عصبی جمجمه‌ای به‌طور انتخابی از بین رفته است» نادرست است؛ از بین رفتن ستیغ عصبی جمجمه‌ای این الگوی انتخابی را توضیح نمی‌دهد. ◦ «فعالیت BMP4 فقط در اپیدرم سطحی مهار شده است» نادرست است؛ BMP4 اپیدرم را تنظیم می‌کند و علت اختصاصی فقدان گانگلیون سمپاتیک نیست. ◦ «مزودرم پاراکسیال در سراسر محور بدن تشکیل نشده است» نادرست است؛ فقدان مزودرم پاراکسیال ناهنجاری‌های گسترده‌تری ایجاد می‌کرد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 جنین‌شناسی فصل ۶ — سوالات آموزشی - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی فصل ۶ — آزمون آفلاین - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی فصل ۶ — آزمون آفلاین - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒 هفته سوم و چهارم؛ تشکیل لوله گوارش و حفره بدن — سؤالات آموزشی - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 هفته سوم و چهارم؛ تشکیل لوله گوارش و حفره بدن — سؤالات آموزشی - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 لوله گوارش و نقایص دیواره بدن — آزمون آفلاین - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 لوله گوارش و نقایص دیواره بدن — آزمون آفلاین - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒 جنین‌شناسی فصل ۸ — سوالات آموزشی - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی فصل ۸ — سوالات آموزشی - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی فصل ۸ — آزمون آفلاین - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی فصل ۸ — آزمون آفلاین - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒 ناهنجاری‌های مادرزادی و اصول تراتولوژی — سؤالات آموزشی - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 ناهنجاری‌های مادرزادی و اصول تراتولوژی — سؤالات آموزشی - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 ناهنجاری‌های مادرزادی و تراتوژن‌ها — آزمون آفلاین - سری ۱
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 ناهنجاری‌های مادرزادی و تراتوژن‌ها — آزمون آفلاین - سری ۲
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — مجموعه آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام مجموعه بیشترین تطابق را با مشتقات میدان قلبی ثانویه دارد؟
پاسخ: SHF به بطن راست، کونوس و ترانکوس، بخشی از دهلیزها و قطب‌های قلبی کمک می‌کند. ◦ «بطن چپ، سپتوم پریموم و دریچه میترال» نادرست است؛ بطن چپ مشتق اصلی PHF است و این ترکیب با SHF تطابق ندارد. ◦ «سینوس کرونری، بطن چپ و آئورت پشتی» نادرست است؛ بطن چپ در این ترکیب باعث نادرستی گزینه می‌شود و آئورت پشتی نیز مشتق مستقیم SHF نیست. ◦ «فقط دهلیز راست و ورید اجوف فوقانی» نادرست است؛ SHF محدود به دهلیز راست و SVC نیست و بخش مهمی از مسیر خروجی را می‌سازد.
۲ کونوس کوردیس چه سرنوشتی دارد؟
پاسخ: کونوس کوردیس بخش میانی بولبوس است و مسیرهای خروجی هر دو بطن را تشکیل می‌دهد. ◦ «تمام بطن راست را می‌سازد» نادرست است؛ تمام بطن راست از کونوس ساخته نمی‌شود؛ بخش ترابکوله از قسمت پروگزیمال بولبوس است. ◦ «فقط ریشه آئورت را می‌سازد» نادرست است؛ ریشه آئورت همراه بخش پروگزیمال شریان ریوی بیشتر به ترانکوس مربوط است. ◦ «دیواره صاف دهلیز چپ را می‌سازد» نادرست است؛ دیواره صاف دهلیز چپ از ادغام ورید ریوی حاصل می‌شود.
۳ جزایر خونی دوطرفه نزدیک خط میانی صفحه جنینی چه رگ‌هایی را ایجاد می‌کنند؟
پاسخ: این جزایر خونی جفت عروق طولی آئورت پشتی را تشکیل می‌دهند. ◦ «وریدهای ریوی» نادرست است؛ ورید ریوی در مزانشیم مزوکارد پشتی و DMP شکل می‌گیرد. ◦ «شریان‌های کرونری» نادرست است؛ عروق کرونری از اپیکارد و ارگان پرو اپیکاردیال منشأ می‌گیرند. ◦ «وریدهای کاردینال قدامی» نادرست است؛ وریدهای کاردینال از این جزایر توصیف‌شده منشأ مستقیم ندارند.
۴ همزمان با خم شدن بخش سفالیک، بخش دهلیزی لوله قلبی چگونه جابه‌جا می‌شود؟
پاسخ: بخش دهلیزی یا دمی در لوپینگ طبیعی به سمت dorsocranial و left حرکت می‌کند. ◦ «شکمی‌ـ‌دمی و به راست» نادرست است؛ این جهت حرکت قطب دهلیزی نیست و بیشتر با حرکت قطب سفالیک اشتباه می‌شود. ◦ «پشتی‌ـ‌دمی و به راست» نادرست است؛ حرکت دمی و راست برای بخش دهلیزی توصیف نشده است. ◦ «شکمی‌ـ‌کرانیال و به راست» نادرست است؛ دهلیز به سمت شکمی و راست جابه‌جا نمی‌شود.
۵ الگوی جانبی SHF چگونه به مارپیچی شدن عروق بزرگ کمک می‌کند؟
پاسخ: منبع یک مشارکت متقاطع راست‌به‌چپ و چپ‌به‌راست را برای SHF توصیف می‌کند که با مارپیچی شدن آئورت و شریان ریوی مرتبط است. ◦ «سلول‌های هر سمت فقط همان سمت مسیر خروجی را می‌سازند» نادرست است؛ مشارکت SHF صرفاً همان‌طرفی نیست. ◦ «فقط سلول‌های چپ در مسیر خروجی شرکت می‌کنند» نادرست است؛ هر دو سمت SHF در الگوی خروجی نقش دارند. ◦ «الگوی جانبی SHF پس از تولد ایجاد می‌شود» نادرست است؛ این الگو در دوران جنینی و همزمان با تعیین جانبی بودن شکل می‌گیرد، نه پس از تولد.
۶ چرا روزهای ۱۶ تا ۱۸ برای تکامل قلب حساس محسوب می‌شوند؟
پاسخ: منبع روزهای ۱۶ تا ۱۸ را زمان بحرانی تعیین هویت ناحیه‌ای و جانبی پیش‌سازهای قلبی می‌داند. ◦ «در این بازه دریچه‌های نیمه‌هلالی کاملاً بالغ می‌شوند» نادرست است؛ دریچه‌های نیمه‌هلالی در هفته‌های بعدی شکل می‌گیرند. ◦ «در این بازه مجرای شریانی بسته می‌شود» نادرست است؛ بسته شدن مجرای شریانی رویداد پس از تولد است. ◦ «در این بازه گردش جفتی متوقف می‌شود» نادرست است؛ توقف گردش جفتی نیز در زمان تولد رخ می‌دهد.
۷ ترانکوس آرتریوزوس بیشترین سهم را در تشکیل کدام ساختار دارد؟
پاسخ: بخش دیستال بولبوس یعنی ترانکوس، ریشه‌ها و قسمت‌های پروگزیمال آئورت و شریان ریوی را می‌سازد. ◦ «بخش ترابکوله بطن چپ و راست» نادرست است؛ بخش‌های ترابکوله بطنی از نواحی دیگر لوله قلبی حاصل می‌شوند. ◦ «دریچه‌های دهلیزی‌بطنی» نادرست است؛ دریچه‌های AV با بافت کوشن‌های اندوکاردی و بازسازی دیواره بطنی مرتبط‌اند. ◦ «سینوس کرونری و ورید مایل دهلیز چپ» نادرست است؛ سینوس کرونری و ورید مایل دهلیز چپ از شاخ چپ سینوس ونوزوس هستند.
۸ میدان قلبی اولیه (PHF) پس از مهاجرت سلول‌ها در کدام لایه شکل می‌گیرد؟
پاسخ: PHF به‌صورت تجمع نعل‌اسبی در لایه احشایی یا اسپلنکنیک مزودرم صفحه جانبی شکل می‌گیرد. ◦ «لایه جداری مزودرم صفحه جانبی» نادرست است؛ لایه جداری صفحه جانبی محل PHF نیست. ◦ «مزودرم بینابینی» نادرست است؛ مزودرم بینابینی بیشتر با دستگاه ادراری‌ـ‌تناسلی مرتبط است و در این منبع محل PHF نیست. ◦ «مزودرم پاراکسیال» نادرست است؛ مزودرم پاراکسیال محل تشکیل PHF معرفی نشده است.
۹ دستگاه قلبی‌عروقی در چه زمانی از تکامل جنین آشکار می‌شود؟
پاسخ: منبع ظهور دستگاه عروقی را در اواسط هفته سوم ذکر می‌کند، زمانی که انتشار به‌تنهایی پاسخگوی نیازهای تغذیه‌ای نیست. ◦ «اواخر هفته چهارم» نادرست است؛ هفته چهارم برای بسیاری از رویدادهای لوپینگ و سپتاسیون مهم است، اما آغاز دستگاه عروقی زودتر است. ◦ «ابتدای هفته پنجم» نادرست است؛ هفته پنجم زمان آغاز دستگاه عروقی نیست و تکامل قلب پیش از آن شروع شده است. ◦ «اواسط هفته ششم» نادرست است؛ هفته ششم بسیار دیرتر از زمان ظهور اولیه دستگاه قلبی‌عروقی است.
۱۰ قسمت پروگزیمال بولبوس کوردیس در نهایت چه ساختاری را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: یک‌سوم پروگزیمال بولبوس کوردیس بخش ترابکوله بطن راست را می‌سازد. ◦ «بخش صاف بطن چپ» نادرست است؛ بطن چپ اولیه از ناحیه بطنی اولیه و PHF منشأ می‌گیرد. ◦ «ریشه آئورت و شریان ریوی» نادرست است؛ ریشه‌ها و بخش پروگزیمال عروق بزرگ عمدتاً از ترانکوس آرتریوزوس ایجاد می‌شوند. ◦ «سینوس وناروم دهلیز راست» نادرست است؛ سینوس وناروم از شاخ راست سینوس ونوزوس است.
۱۱ حفره داخل‌جنینی روی ناحیه کاردیوژنیک در ادامه به چه ساختاری تبدیل می‌شود؟
پاسخ: حفره اولیه روی ناحیه کاردیوژنیک بعداً حفره پریکارد را تشکیل می‌دهد. ◦ «حفره پلور» نادرست است؛ حفره پلور با این ناحیه اولیه تطابق ندارد. ◦ «حفره صفاقی» نادرست است؛ حفره صفاقی مشتق بخش دیگری از سلوم داخل‌جنینی است. ◦ «کانال نوروانتریک» نادرست است؛ کانال نوروانتریک ارتباطی با این فرایند ندارد.
۱۲ ارگان پرو اپیکاردیال مستقیماً در تشکیل کدام ساختار نقش دارد؟
پاسخ: سلول‌های ارگان پرو اپیکاردیال روی میوکارد مهاجرت کرده و اپیکارد را می‌سازند. ◦ «اندوکارد اولیه» نادرست است؛ اندوکارد از لوله اندوتلیالی اولیه شکل می‌گیرد. ◦ «سپتوم پریموم» نادرست است؛ سپتوم پریموم از سقف دهلیز مشترک رشد می‌کند. ◦ «گره دهلیزی‌بطنی» نادرست است؛ گره AV از سلول‌های اطراف کانال AV و میوسیت‌های اولیه قلبی منشأ می‌گیرد.
۱۳ ناپدید شدن بخش میانی مزوکارد پشتی چه فضایی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: با از بین رفتن بخش میانی مزوکارد پشتی، سینوس عرضی پریکارد شکل می‌گیرد. ◦ «سینوس کرونری» نادرست است؛ سینوس کرونری مشتق شاخ چپ سینوس ونوزوس است. ◦ «سینوس وریدی» نادرست است؛ سینوس وریدی یک بخش ورودی قلب جنینی است و نتیجه این ناپدید شدن نیست. ◦ «سینوس مایل پریکارد» نادرست است؛ سینوس مایل در این توضیح به‌عنوان محصول مزوکارد پشتی ذکر نشده است.
۱۴ تاخوردگی جانبی جنین چه اثری بر لوله‌های قلبی جفت دارد؟
پاسخ: تاخوردگی جانبی باعث نزدیک شدن و جوش خوردن بخش‌های لوله‌های قلبی می‌شود و انتهای دمی‌ترین آن‌ها مدتی جدا می‌ماند. ◦ «آن‌ها را کاملاً از هم دور و به دو قلب مستقل تبدیل می‌کند» نادرست است؛ هدف این فرایند تشکیل یک لوله قلبی واحد است، نه دو قلب مستقل. ◦ «فقط انتهای کرانیال را بدون تغییر دمی جوش می‌دهد» نادرست است؛ جوش خوردن صرفاً محدود به انتهای کرانیال نیست. ◦ «باعث حذف کامل بخش بطنی لوله‌ها می‌شود» نادرست است؛ بخش بطنی حذف نمی‌شود و در قلب اولیه گسترش می‌یابد.
۱۵ سلول‌های پیش‌ساز قلب پیش از مهاجرت از شیار اولیه عمدتاً در کجا قرار دارند؟
پاسخ: منبع جایگاه اولیه پیش‌سازهای قلب را اپی‌بلاست بلافاصله کنار انتهای کرانیال شیار اولیه می‌داند. ◦ «اندودرم کیسه زرده نزدیک آلانتوئیس» نادرست است؛ اندودرم حلقی بعداً نقش القایی دارد، اما محل اولیه پیش‌سازهای قلب نیست. ◦ «مزودرم پاراکسیال مجاور سومیت‌ها» نادرست است؛ مزودرم پاراکسیال منبع اصلی سلول‌های پیش‌ساز قلب در این فصل معرفی نشده است. ◦ «اکتودرم سطحی روی صفحه عصبی» نادرست است؛ اکتودرم سطحی محل استقرار اولیه پیش‌سازهای قلب نیست.
۱۶ میدان قلبی ثانویه (SHF) در چه موقعیتی قرار دارد؟
پاسخ: SHF در مزودرم احشایی، شکمی نسبت به حلق قرار دارد. ◦ «مزودرم جداری در پشت لوله عصبی» نادرست است؛ مزودرم جداری پشت لوله عصبی جایگاه SHF نیست. ◦ «اندودرم حلقی در کف روده قدامی» نادرست است؛ اندودرم حلقی سیگنال‌دهنده است ولی خود میدان قلبی ثانویه محسوب نمی‌شود. ◦ «مزودرم بینابینی در کنار آئورت پشتی» نادرست است؛ مزودرم بینابینی کنار آئورت پشتی جایگاه SHF در منبع نیست.
۱۷ لوپینگ قلبی تقریباً از چه روزی آغاز و تا چه روزی کامل می‌شود؟
پاسخ: لوله قلبی در روز ۲۳ شروع به خم شدن می‌کند و لوپ تا روز ۲۸ کامل می‌شود. ◦ «روز ۱۶ تا روز ۱۸» نادرست است؛ روزهای ۱۶ تا ۱۸ بیشتر برای تعیین میدان‌های قلبی و جانبی بودن اهمیت دارند. ◦ «روز ۲۷ تا روز ۳۷» نادرست است؛ روزهای ۲۷ تا ۳۷ بازه عمده تشکیل سپتوم‌هاست. ◦ «روز ۳۶ تا روز ۴۹» نادرست است؛ روزهای ۳۶ تا ۴۹ در جدول حساسیت بیشتر به کونوتروانکوس مربوط است.
۱۸ کدام بخش قلب به‌طور کامل از میدان قلبی اولیه مشتق می‌شود؟
پاسخ: PHF تمام بطن چپ و بخشی از دهلیزها را می‌سازد. ◦ «بطن راست» نادرست است؛ بطن راست عمدتاً از میدان قلبی ثانویه مشتق می‌شود. ◦ «کونوس کوردیس» نادرست است؛ کونوس کوردیس جزو مسیر خروجی و مشتق SHF است. ◦ «ترانکوس آرتریوزوس» نادرست است؛ ترانکوس آرتریوزوس نیز از SHF و مسیر خروجی منشأ می‌گیرد.
۱۹ در مسیر تعیین جانبی بودن، سروتونین ۵-HT چه نقشی دارد؟
پاسخ: منبع ۵-HT را مولکول کلیدی آغازگر مسیر سمت چپ می‌داند که از طریق MAD3 به محدود شدن Nodal در سمت چپ کمک می‌کند. ◦ «مستقیماً سپتوم بین‌بطنی را می‌سازد» نادرست است؛ ۵-HT بافت سازنده سپتوم بین‌بطنی نیست. ◦ «تمایز دریچه‌های نیمه‌هلالی را مهار می‌کند» نادرست است؛ تشکیل دریچه‌های نیمه‌هلالی به تورم‌های ترانکال و مشارکت سلول‌های کرست عصبی مربوط است. ◦ «فقط پس از تشکیل قلب برای تنظیم ضربان عمل می‌کند» نادرست است؛ نقش مورد بحث ۵-HT در این فصل مربوط به تعیین جانبی بودن جنینی است، نه صرفاً تنظیم ضربان بعدی.
۲۰ کدام فاکتور رونویسی در منبع «ژن اصلی سمت چپ» معرفی شده است؟
پاسخ: PITX2 در انتهای مسیر تعیین سمت چپ قرار دارد و به‌عنوان master gene for left sidedness معرفی می‌شود. ◦ «TBX3» نادرست است؛ TBX3 بیشتر در تمایز سیستم هدایتی نقش دارد. ◦ «HAND2» نادرست است؛ HAND2 با الگوی بطنی و رشد بطن راست مرتبط است، نه ژن اصلی سمت چپ بدن. ◦ «NKX2.5» نادرست است؛ NKX2.5 ژن اصلی تکامل قلب است، نه ژن اصلی سمت چپ بدن.
۲۱ کدام ترتیب لایه‌های لوله قلبی از داخل به خارج درست است؟
پاسخ: لوله قلبی شامل اندوکارد در داخل، میوکارد در دیواره و اپیکارد یا پریکارد احشایی در خارج است. ◦ «میوکارد، اندوکارد، پریکارد جداری» نادرست است؛ میوکارد لایه داخلی نیست و پریکارد جداری جزو سه لایه خود لوله قلبی محسوب نمی‌شود. ◦ «اپیکارد، اندوکارد، میوکارد» نادرست است؛ اپیکارد خارجی است نه داخلی. ◦ «اندوکارد، پریکارد جداری، اندوتلیوم» نادرست است؛ پریکارد جداری جایگزین میوکارد نمی‌شود.
۲۲ «ژله قلبی» در لوله قلبی اولیه چه ویژگی دارد؟
پاسخ: میوکارد لایه‌ای ECM غنی از اسید هیالورونیک ترشح می‌کند که ژله قلبی نام دارد و آن را از اندوتلیوم جدا می‌کند. ◦ «بافت عضلانی متراکم بین اپیکارد و پریکارد جداری است» نادرست است؛ ژله قلبی بافت عضلانی متراکم نیست. ◦ «شبکه عصبی حاصل از کرست عصبی در بطن‌ها است» نادرست است؛ این ساختار شبکه عصبی محسوب نمی‌شود. ◦ «لایه فیبری نهایی دریچه‌های دهلیزی‌بطنی است» نادرست است؛ ژله قلبی مستقیماً همان لایه فیبری نهایی دریچه‌های AV نیست.
۲۳ کدام عبارت درباره مزوکارد پشتی و شکمی درست است؟
پاسخ: لوله قلبی ابتدا با مزوکارد پشتی به دیواره پشتی پریکارد متصل است و مزوکارد شکمی اصلاً تشکیل نمی‌شود. ◦ «هر دو مزوکارد پشتی و شکمی به‌طور پایدار باقی می‌مانند» نادرست است؛ مزوکارد پشتی نیز در بخش میانی بعداً ناپدید می‌شود. ◦ «فقط مزوکارد شکمی قلب را معلق می‌کند» نادرست است؛ معلق بودن اولیه به مزوکارد پشتی مربوط است نه شکمی. ◦ «مزوکارد پشتی از اندودرم حلقی ساخته می‌شود» نادرست است؛ مزوکارد پشتی بافت مزودرمی و مرتبط با SHF است، نه اندودرم حلقی.
۲۴ در لوپینگ طبیعی، بخش سفالیک لوله قلبی در چه جهتی خم می‌شود؟
پاسخ: بخش سفالیک به سمت ventral، caudal و right خم می‌شود و این الگوی لوپ طبیعی را می‌سازد. ◦ «پشتی، کرانیال و به چپ» نادرست است؛ این جهت بیشتر مخالف حرکت توصیف‌شده برای قطب سفالیک است. ◦ «شکمی، کرانیال و به چپ» نادرست است؛ ترکیب کرانیال و چپ با مسیر طبیعی قطب سفالیک تطابق ندارد. ◦ «پشتی، دمی و به راست» نادرست است؛ حرکت پشتی برای قطب سفالیک در منبع ذکر نشده است.
۲۵ در اثر رشد سریع مغز و تاخوردگی سری، قلب ابتدا به کدام ناحیه و سپس به کدام ناحیه منتقل می‌شود؟
پاسخ: منبع حرکت قلب و حفره پریکارد را ابتدا به ناحیه گردنی و در نهایت به توراکس توصیف می‌کند. ◦ «ابتدا کمری و سپس شکمی» نادرست است؛ مسیر انتقال قلب از ناحیه کمری به شکم نیست. ◦ «ابتدا ساکرال و سپس لگنی» نادرست است؛ قلب در این روند به ناحیه ساکرال یا لگنی نمی‌رود. ◦ «ابتدا حلقی و سپس داخل جمجمه» نادرست است؛ قلب داخل جمجمه قرار نمی‌گیرد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — مجموعه آموزشی ۲

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اسید رتینوئیک در لوله قلبی تشکیل‌شده بیشتر کدام بخش را مشخص می‌کند؟
پاسخ: RA تولیدشده در مزودرم مجاور سینوس ونوزوس و دهلیزها، هویت ساختارهای دمی و وریدی را تقویت می‌کند. ◦ «فقط دریچه‌های نیمه‌هلالی» نادرست است؛ دریچه‌های نیمه‌هلالی از تورم‌های ترانکال شکل می‌گیرند. ◦ «فقط قوس‌های آئورتی سوم» نادرست است؛ قوس سوم به‌طور اختصاصی توسط RA تعیین نمی‌شود. ◦ «بخش عصبی سیستم هدایتی» نادرست است؛ سلول‌های هدایتی از میوسیت‌های اولیه قلبی منشأ دارند.
۲ مسیر NOTCH/JAG1 در SHF به‌طور غیرمستقیم کدام سلول‌ها را برای سپتاسیون مسیر خروجی تنظیم می‌کند؟
پاسخ: NOTCH از طریق JAG1 و افزایش FGFها مهاجرت و تمایز کرست عصبی لازم برای سپتاسیون خروجی را تنظیم می‌کند. ◦ «سلول‌های مزودرم بینابینی» نادرست است؛ مزودرم بینابینی هدف این مسیر در فصل نیست. ◦ «سلول‌های آمنیون» نادرست است؛ آمنیون در سپتاسیون خروجی نقشی در این مسیر ندارد. ◦ «سلول‌های تروفوبلاست» نادرست است؛ تروفوبلاست نیز جزو این مکانیسم نیست.
۳ CRESCENT و CERBERUS چه نقشی در القای قلب دارند؟
پاسخ: سلول‌های اندودرم مجاور مزودرم قلب‌ساز CRESCENT و CERBERUS را می‌سازند تا WNT را مهار کنند. ◦ «فعال‌کردن مستقیم RA» نادرست است؛ RA مسیر تعیین بخش وریدی را تنظیم می‌کند و نقش CRESCENT/CERBERUS نیست. ◦ «تخریب PITX2» نادرست است؛ این مولکول‌ها برای تخریب PITX2 معرفی نشده‌اند. ◦ «ساختن ژله قلبی» نادرست است؛ ژله قلبی ماتریکس ترشح‌شده از میوکارد است.
۴ دریچه فورامن اووال از کدام ساختار ایجاد می‌شود؟
پاسخ: با ناپدید شدن بخش فوقانی septum primum، قسمت باقی‌مانده آن به valve of foramen ovale تبدیل می‌شود. ◦ «لبه آزاد سپتوم سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم حاشیه منفذ را می‌سازد اما دریچه آن از primum است. ◦ «کوشن کونوتروانکال راست» نادرست است؛ کوشن کونوتروانکال در مسیر خروجی نقش دارد. ◦ «دریچه وریدی چپ» نادرست است؛ دریچه وریدی چپ در نهایت با سپتوم دهلیزی ادغام می‌شود ولی دریچه فورامن اووال نیست.
۵ TBX5 در تکامل قلب بیش از همه با کدام فرایند مرتبط است؟
پاسخ: TBX5 پس از NKX2.5 بیان می‌شود و نقش مهمی در سپتاسیون دارد. ◦ «بسته شدن مجرای شریانی» نادرست است؛ بسته شدن مجرای شریانی پس از تولد با انقباض عضله و برادی‌کینین مرتبط است. ◦ «تشکیل ورید نافی چپ» نادرست است؛ ورید نافی چپ بخشی از بازآرایی سیستم وریدی است، نه کار اصلی TBX5. ◦ «ایجاد سینوس عرضی پریکارد» نادرست است؛ سینوس عرضی از ناپدید شدن مزوکارد پشتی شکل می‌گیرد.
۶ شاخ راست سینوس ونوزوس پس از بزرگ شدن عمدتاً چه بخشی را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: شاخ راست در دهلیز راست ادغام شده و بخش صاف آن یعنی sinus venarum را می‌سازد. ◦ «بخش ترابکوله دهلیز چپ» نادرست است؛ بخش صاف دهلیز چپ از ورید ریوی منشأ می‌گیرد. ◦ «سپتوم بین‌دهلیزی» نادرست است؛ سپتوم بین‌دهلیزی از سپتوم پریموم و سکوندوم شکل می‌گیرد. ◦ «دیواره عضلانی بطن راست» نادرست است؛ دیواره بطن راست مشتق شاخ سینوس ونوزوس نیست.
۷ بخش فوقانی دریچه وریدی راست چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟
پاسخ: قسمت فوقانی دریچه وریدی راست به‌طور کامل ناپدید می‌شود. ◦ «دریچه IVC را می‌سازد» نادرست است؛ دریچه IVC از بخش تحتانی همان دریچه ایجاد می‌شود. ◦ «دریچه سینوس کرونری را می‌سازد» نادرست است؛ دریچه سینوس کرونری نیز از قسمت تحتانی دریچه وریدی راست است. ◦ «سپتوم پریموم را می‌سازد» نادرست است؛ سپتوم پریموم از سقف دهلیز مشترک رشد می‌کند.
۸ ترکیب کدام سیگنال‌ها برای القای بیان NKX2.5 در مزودرم قلب‌ساز ضروری است؟
پاسخ: BMPهای ۲ و ۴ همراه با مهار WNT توسط CRESCENT و CERBERUS سبب بیان NKX2.5 می‌شوند. ◦ «فعالیت WNT همراه با مهار BMP» نادرست است؛ WNTهای 3a و 8 در این ناحیه مهارکننده تکامل قلب‌اند و باید مهار شوند. ◦ «مهار همزمان BMP و FGF8» نادرست است؛ BMP باید فعال باشد و FGF8 نیز در پایین‌دست آن افزایش می‌یابد. ◦ «فعالیت RA همراه با مهار PITX2» نادرست است؛ RA بیشتر در تعیین ساختارهای دمی قلب نقش دارد و PITX2 بخشی از مسیر جانبی بودن است.
۹ بازه اصلی تشکیل سپتوم‌های قلبی در منبع کدام است؟
پاسخ: سپتوم‌های عمده قلب بین روزهای ۲۷ و ۳۷، همزمان با رشد جنین از حدود ۵ تا ۱۶ـ۱۷ میلی‌متر، شکل می‌گیرند. ◦ «روزهای ۱۶ تا ۱۸» نادرست است؛ روزهای ۱۶ تا ۱۸ مرحله مهم تعیین میدان قلبی و laterality است. ◦ «روزهای ۲۲ تا ۲۸» نادرست است؛ روزهای ۲۲ تا ۲۸ برای لوپینگ و SHF اهمیت ویژه دارد. ◦ «هفته‌های ۱۰ تا ۱۲» نادرست است؛ هفته‌های ۱۰ تا ۱۲ بسیار دیرتر از شروع سپتاسیون‌اند.
۱۰ استیوم پریموم در مراحل اولیه بین کدام ساختارها قرار دارد؟
پاسخ: ostium primum فضای بین لبه پایینی سپتوم پریموم و کوشن‌های اندوکاردی کانال AV است. ◦ «سپتوم سکوندوم و دیواره بطن راست» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم بعدتر شکل می‌گیرد و این تعریف مربوط به آن نیست. ◦ «کونوس کوردیس و ترانکوس آرتریوزوس» نادرست است؛ کونوس و ترانکوس نواحی مسیر خروجی‌اند. ◦ «ورید ریوی و سینوس کرونری» نادرست است؛ ورید ریوی و سینوس کرونری مرز استیوم پریموم نیستند.
۱۱ از شاخ چپ سینوس ونوزوس در نهایت چه ساختارهایی باقی می‌مانند؟
پاسخ: پس از تحلیل شاخ چپ، ورید مایل دهلیز چپ و سینوس کرونری باقی می‌مانند. ◦ «ورید اجوف فوقانی و ورید آزایگوس» نادرست است؛ SVC و آزایگوس مشتقات سیستم کاردینال/سوپراکاردینال‌اند. ◦ «چهار ورید ریوی و سینوس وناروم» نادرست است؛ وریدهای ریوی منشأ جداگانه در DMP دارند و sinus venarum از شاخ راست است. ◦ «دریچه IVC و دریچه تریکوسپید» نادرست است؛ دریچه IVC از بخش تحتانی دریچه وریدی راست است و تریکوسپید مسیر دیگری دارد.
۱۲ در الگوی بطنی، HAND1 و HAND2 به‌ترتیب بیشتر با کدام بطن‌ها مرتبط می‌شوند؟
پاسخ: NKX2.5 بیان HAND1 و HAND2 را بالا می‌برد و این فاکتورها به‌ترتیب در بطن آینده چپ و راست محدود می‌شوند. ◦ «بطن راست و بطن چپ» نادرست است؛ ترتیب دو فاکتور در منبع برعکس این گزینه است. ◦ «هر دو فقط بطن چپ» نادرست است؛ HAND2 به بطن راست نیز اختصاص می‌یابد و فقط بطن چپ نیست. ◦ «هر دو فقط بطن راست» نادرست است؛ HAND1 با بطن چپ مرتبط است و هر دو صرفاً راست نیستند.
۱۳ کدام ویژگی سپتوم سکوندوم درست است؟
پاسخ: septum secundum یک تیغه ناقص است و بازمانده منفذ آن foramen ovale را می‌سازد. ◦ «کاملاً دهلیز را جدا می‌کند و هیچ منفذی باقی نمی‌گذارد» نادرست است؛ وجود foramen ovale برای گردش جنینی ضروری است، بنابراین جداسازی کامل قبل از تولد رخ نمی‌دهد. ◦ «به‌طور کامل از شاخ چپ سینوس ونوزوس ساخته می‌شود» نادرست است؛ شاخ چپ سینوس ونوزوس سینوس کرونری و ورید مایل را می‌سازد. ◦ «پس از تولد به سینوس کرونری تبدیل می‌شود» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم به سینوس کرونری تبدیل نمی‌شود.
۱۴ سلول‌های کوشن‌های کونوتروانکال عمدتاً از کجا می‌آیند؟
پاسخ: سلول‌های کرست عصبی از چین‌های عصبی جمجمه‌ای به مسیر خروجی مهاجرت کرده و کوشن‌های کونوس و ترانکوس را می‌سازند. ◦ «اندوکارد دهلیز چپ» نادرست است؛ اندوکارد منبع اصلی کوشن AV است، نه کونوتروانکال. ◦ «اپیکارد بالغ» نادرست است؛ اپیکارد در عروق کرونری نقش دارد ولی منبع اصلی این کوشن‌ها نیست. ◦ «کبد جنینی» نادرست است؛ کبد جنینی در تشکیل کوشن کونوتروانکال نقشی ندارد.
۱۵ در اواسط هفته چهارم، هر شاخ سینوس ونوزوس خون را از کدام سه ورید دریافت می‌کند؟
پاسخ: هر شاخ سینوس ونوزوس سه ورودی ویتلین، نافی و کاردینال مشترک دارد. ◦ «ریوی، اجوف تحتانی و کرونری» نادرست است؛ این رگ‌ها مشتقات یا ساختارهای دیرتر هستند و سه ورودی اولیه هر شاخ نیستند. ◦ «آزیگوس، همی‌آزیگوس و پورت» نادرست است؛ آزیگوس و همی‌آزیگوس در بازآرایی بعدی سیستم وریدی شکل می‌گیرند. ◦ «ساب‌کلاوین، ژوگولار و کلیوی» نادرست است؛ این مجموعه سه ورودی اولیه سینوس ونوزوس نیست.
۱۶ استیوم سکوندوم چگونه ایجاد می‌شود؟
پاسخ: پیش از بسته شدن کامل ostium primum، مرگ برنامه‌ریزی‌شده در بخش بالای septum primum سوراخ‌هایی می‌سازد که با هم ostium secundum را تشکیل می‌دهند. ◦ «جوش خوردن کامل سپتوم سکوندوم با دیواره دهلیز» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم به‌طور طبیعی یک تیغه کامل نیست و این فرایند سازنده ostium secundum نیست. ◦ «پارگی مکانیکی کوشن‌های AV» نادرست است؛ کوشن‌های AV برای ایجاد ostium secundum پاره نمی‌شوند. ◦ «بسته شدن زودرس ورید ریوی» نادرست است؛ ورید ریوی در این رویداد نقشی ندارد.
۱۷ پس از شروع گردش ریوی، افزایش فشار کدام حفره باعث بسته شدن عملکردی فورامن اووال می‌شود؟
پاسخ: افزایش فشار دهلیز چپ septum primum را به septum secundum می‌فشارد و ارتباط را می‌بندد. ◦ «دهلیز راست» نادرست است؛ فشار دهلیز راست پس از قطع گردش جفتی کاهش می‌یابد. ◦ «بطن راست» نادرست است؛ بطن راست عامل مستقیم فشردن دو سپتوم نیست. ◦ «سینوس کرونری» نادرست است؛ سینوس کرونری عامل فشار لازم برای این بسته شدن نیست.
۱۸ بخش تحتانی دریچه وریدی راست به کدام دو ساختار تبدیل می‌شود؟
پاسخ: قسمت تحتانی دریچه وریدی راست دو جزء دریچه IVC و دریچه سینوس کرونری را می‌سازد. ◦ «دریچه میترال و دریچه تریکوسپید» نادرست است؛ دریچه‌های AV از بافت کوشن و بازسازی مربوط به کانال AV شکل می‌گیرند. ◦ «سپتوم پریموم و سپتوم سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم‌های دهلیزی رشدهای مستقل از سقف دهلیز هستند. ◦ «دریچه آئورت و دریچه ریوی» نادرست است؛ دریچه‌های نیمه‌هلالی از توبروکل‌های ترانکال ایجاد می‌شوند.
۱۹ کدام پروتئین‌های WNT در منبع به‌عنوان مهارکننده طبیعی تکامل قلب ذکر شده‌اند؟
پاسخ: WNT3a و WNT8 از لوله عصبی ترشح می‌شوند و برای القای قلب باید فعالیتشان مهار شود. ◦ «WNT1 و WNT2» نادرست است؛ این جفت در متن فصل به‌عنوان مهارکننده‌های اصلی این مرحله ذکر نشده است. ◦ «WNT5a و WNT7b» نادرست است؛ این جفت در مسیر توصیف‌شده منبع جایگزین WNT3a/8 نیست. ◦ «WNT10 و WNT11» نادرست است؛ در متن فصل چنین نقشی برای این دو ذکر نشده است.
۲۰ SHH چگونه به طولانی شدن مسیر خروجی کمک می‌کند؟
پاسخ: SHH اندودرم قوس حلقی از راه PTC روی SHF تکثیر این سلول‌ها و طولانی شدن مسیر خروجی را تقویت می‌کند. ◦ «از اپیکارد به WNT3a سیگنال می‌دهد و PHF را حذف می‌کند» نادرست است؛ اپیکارد و WNT3a در این مکانیسم توصیف نشده‌اند. ◦ «از سپتوم پریموم به TBX3 سیگنال می‌دهد و دریچه‌ها را می‌سازد» نادرست است؛ سپتوم پریموم منبع SHH برای ساخت دریچه‌ها نیست. ◦ «از ورید نافی به BMP4 سیگنال می‌دهد و قوس‌ها را منقبض می‌کند» نادرست است؛ ورید نافی چنین محور سیگنال‌دهی برای طولانی شدن outflow tract ندارد.
۲۱ منشأ سلولی غالب کوشن‌های اندوکاردی در کانال دهلیزی‌بطنی چیست؟
پاسخ: در کانال AV سلول‌های اندوکاردی جدا شده، به ماتریکس مهاجرت می‌کنند و کوشن‌ها را پر می‌کنند. ◦ «سلول‌های کرست عصبی فقط» نادرست است؛ کرست عصبی عمدتاً کوشن‌های کونوتروانکال را پر می‌کند. ◦ «میوسیت‌های بطنی بالغ» نادرست است؛ میوسیت‌های بطنی منبع اصلی سلولی کوشن AV نیستند. ◦ «سلول‌های اندودرم حلقی» نادرست است؛ اندودرم حلقی نقش سیگنال‌دهی دارد، نه منبع سلولی این کوشن‌ها.
۲۲ کریستا ترمینالیس مرز بین کدام دو بخش دهلیز راست است؟
پاسخ: crista terminalis مرز بخش ترابکوله اولیه دهلیز راست و sinus venarum صاف است. ◦ «بخش صاف دهلیز چپ و وریدهای ریوی» نادرست است؛ این مرز در دهلیز چپ تعریف نمی‌شود. ◦ «سپتوم پریموم و سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم‌های دهلیزی با کریستا ترمینالیس از هم جدا نمی‌شوند. ◦ «دریچه IVC و دریچه سینوس کرونری» نادرست است؛ این دو دریچه مشتقات بخش تحتانی دریچه وریدی راست‌اند و کریستا مرز آن‌ها نیست.
۲۳ گره سینوسی‌ـ‌دهلیزی (SAN) از نظر تکاملی با کدام ساختار مرتبط است؟
پاسخ: پس از آنکه سینوس ونوزوس نقش ضربان‌سازی را می‌گیرد و در دهلیز راست ادغام می‌شود، SAN شکل می‌گیرد. ◦ «سپتوم پریموم پس از بسته شدن استیوم پریموم» نادرست است؛ سپتوم پریموم جزو سیستم هدایتی نیست. ◦ «کونوس کوردیس پس از سپتاسیون» نادرست است؛ کونوس کوردیس مسیر خروجی بطنی را می‌سازد، نه SAN. ◦ «ورید ریوی پس از ادغام در دهلیز چپ» نادرست است؛ ورید ریوی بخش صاف دهلیز چپ را می‌سازد و منشأ SAN نیست.
۲۴ دریچه وریدی چپ و سپتوم اسپوریم در ادامه تکامل با کدام ساختار ادغام می‌شوند؟
پاسخ: با ادغام شاخ راست سینوس در دهلیز، دریچه وریدی چپ و septum spurium با سپتوم در حال تکامل دهلیزی جوش می‌خورند. ◦ «دیواره آزاد بطن راست» نادرست است؛ دیواره آزاد بطن راست مقصد این ساختارها نیست. ◦ «سپتوم آئورتوپولمونری» نادرست است؛ سپتوم آئورتوپولمونری از کوشن‌های کونوتروانکال و کرست عصبی شکل می‌گیرد. ◦ «ورید ریوی اولیه» نادرست است؛ ورید ریوی در DMP تشکیل می‌شود و محل ادغام این دریچه‌ها نیست.
۲۵ سپتوم پریموم در پایان هفته چهارم از کجا رشد می‌کند؟
پاسخ: septum primum به صورت تیغه داسی‌شکل از سقف دهلیز مشترک به سمت کوشن‌های AV رشد می‌کند. ◦ «کف بطن راست» نادرست است؛ کف بطن راست منشأ سپتوم پریموم نیست. ◦ «ترانکوس آرتریوزوس» نادرست است؛ ترانکوس در سپتاسیون خروجی شرکت دارد، نه ایجاد سپتوم پریموم. ◦ «دیواره خلفی آئورت» نادرست است؛ دیواره آئورت منشأ سپتوم بین‌دهلیزی نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — مجموعه آموزشی ۳

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در واسکولوژنز، رگ‌ها چگونه ایجاد می‌شوند؟
پاسخ: vasculogenesis تشکیل عروق از تجمع و هم‌جوشی angioblastهاست. ◦ «با جوانه زدن از رگ‌های موجود» نادرست است؛ جوانه زدن از عروق موجود تعریف angiogenesis است. ◦ «با تبدیل مستقیم میوکارد به شریان» نادرست است؛ میوکارد به‌طور مستقیم به شریان تبدیل نمی‌شود. ◦ «با ادغام مجاری لنفاوی» نادرست است؛ مجاری لنفاوی منبع عروق خونی نیستند.
۲ سیستم وریدهای ویتلین در نهایت بیشترین سهم را در تشکیل کدام سامانه دارد؟
پاسخ: شبکه وریدهای ویتلین پیرامون دئودنوم و کبد به سیستم پورت و بخش‌هایی از IVC کمک می‌کند. ◦ «سیستم لنفاوی ژوگولار» نادرست است؛ سیستم لنفاوی از جوانه‌های اندوتلیال وریدی جداگانه شکل می‌گیرد. ◦ «شریان‌های کرونری» نادرست است؛ عروق کرونری از اپیکارد منشأ می‌گیرند. ◦ «قوس آئورت» نادرست است؛ قوس آئورت مشتق قوس‌های شریانی است.
۳ TBX3 چگونه تمایز سیستم هدایتی را تسهیل می‌کند؟
پاسخ: TBX3 مانع تبدیل میوسیت‌های اولیه به سلول‌های عضلانی بطنی می‌شود و امکان تمایز آن‌ها به سیستم هدایتی را فراهم می‌کند. ◦ «مهاجرت کرست عصبی به قوس‌ها را متوقف می‌کند» نادرست است؛ این نقش به تنظیم کرست عصبی نسبت داده نشده است. ◦ «تولید RA در سینوس ونوزوس را حذف می‌کند» نادرست است؛ RA و سینوس ونوزوس محور دیگری در تعیین هویت دمی قلب هستند. ◦ «بسته شدن فورامن اووال را تحریک می‌کند» نادرست است؛ بسته شدن فورامن اووال به تغییر فشارهای دهلیزی پس از تولد مربوط است.
۴ دریچه‌های نیمه‌هلالی از چه پیش‌سازهایی شکل می‌گیرند؟
پاسخ: پرایموردیا به شکل توبروکل روی تورم‌های ترانکال ظاهر می‌شوند و با hollowing سطح فوقانی دریچه‌های نیمه‌هلالی را می‌سازند. ◦ «بخش تحتانی دریچه وریدی راست» نادرست است؛ بخش تحتانی دریچه وریدی راست دریچه IVC و سینوس کرونری را می‌دهد. ◦ «سپتوم پریموم و سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم‌های دهلیزی دریچه نیمه‌هلالی نمی‌سازند. ◦ «شاخه‌های ورید ریوی» نادرست است؛ وریدهای ریوی در تشکیل این دریچه‌ها نقشی ندارند.
۵ جوش خوردن کوشن‌های فوقانی و تحتانی کانال AV چه نتیجه‌ای دارد؟
پاسخ: کوشن‌های اصلی AV با جوش خوردن، کانال مشترک را به دهانه‌های راست و چپ تقسیم می‌کنند. ◦ «تشکیل مستقیم آئورت نزولی» نادرست است؛ آئورت نزولی از آئورت‌های پشتی و قوس‌ها شکل می‌گیرد. ◦ «بسته شدن مجرای شریانی» نادرست است؛ مجرای شریانی پس از تولد بسته می‌شود. ◦ «تشکیل ورید اجوف تحتانی» نادرست است؛ IVC از چند بخش سیستم وریدی شکل می‌گیرد.
۶ گره دهلیزی‌بطنی (AVN) از کدام ناحیه منشأ می‌گیرد؟
پاسخ: AVN از سلول‌های اطراف atrioventricular canal ایجاد می‌شود. ◦ «کرست عصبی قوس اول» نادرست است؛ کرست عصبی قوس اول منبع AVN نیست. ◦ «اپیکارد روی بطن چپ» نادرست است؛ اپیکارد بیشتر در عروق کرونری نقش دارد. ◦ «اندودرم کبدی» نادرست است؛ اندودرم کبدی در تشکیل AVN نقشی ندارد.
۷ قلب جنینی تقریباً در چه روزی شروع به ضربان می‌کند؟
پاسخ: منبع شروع ضربان قلب را تقریباً روز ۲۱ بارداری ذکر می‌کند. ◦ «روز ۱۴» نادرست است؛ روز ۱۴ قبل از تشکیل کامل لوله قلبی واحد است. ◦ «روز ۳۵» نادرست است؛ روز ۳۵ پس از آغاز ضربان است. ◦ «روز ۴۹» نادرست است؛ روز ۴۹ نیز بسیار دیرتر است.
۸ ورید ریوی اولیه در کدام ساختار مزانشیمی شکل می‌گیرد؟
پاسخ: ورید ریوی درون DMP که از مزانشیم مزوکارد پشتی منشأ می‌گیرد تشکیل و به دهلیز چپ هدایت می‌شود. ◦ «سپتوم سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم منشأ ورید ریوی نیست. ◦ «شاخ راست سینوس ونوزوس» نادرست است؛ شاخ راست سینوس ونوزوس بخش صاف دهلیز راست را می‌سازد. ◦ «کوشن کونوس راست» نادرست است؛ کوشن کونوس در مسیر خروجی قرار دارد.
۹ شریان‌های کرونری عمدتاً از کدام منبع سلولی ایجاد می‌شوند؟
پاسخ: سلول‌های اپیکاردی با EMT به سلول‌های اندوتلیال و عضله صاف عروق کرونری کمک می‌کنند و منشأ آن‌ها ارگان پرو اپیکاردیال است. ◦ «اندوکارد کانال AV فقط» نادرست است؛ اندوکارد AV منبع اصلی کوشن AV است، نه کل عروق کرونری. ◦ «سپتوم سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم در سپتاسیون دهلیزی نقش دارد. ◦ «ورید کاردینال قدامی» نادرست است؛ ورید کاردینال قدامی منشأ مستقیم عروق کرونری نیست.
۱۰ کدام دریچه در سمت چپ کانال دهلیزی‌بطنی تشکیل می‌شود؟
پاسخ: بافت کانال AV در سمت چپ به دریچه میترال/دولتی مرتبط است. ◦ «تریکوسپید» نادرست است؛ تریکوسپید در سمت راست قرار دارد. ◦ «ریوی» نادرست است؛ دریچه ریوی نیمه‌هلالی و در خروجی بطن راست است. ◦ «آئورتی» نادرست است؛ دریچه آئورت نیمه‌هلالی و در خروجی بطن چپ است.
۱۱ مهم‌ترین شانت برای عبور عمده خون خروجی بطن راست از ریه‌های با مقاومت بالا کدام است؟
پاسخ: به علت مقاومت بالای عروق ریوی جنین، بیشتر خون شریان ریوی از ductus arteriosus به آئورت نزولی می‌رود. ◦ «مجرای وریدی» نادرست است؛ ductus venosus کبد را دور می‌زند و در مسیر ورید نافی به IVC است. ◦ «فورامن اووال» نادرست است؛ foramen ovale شانت دهلیزی راست به چپ است. ◦ «ورید نافی» نادرست است؛ ورید نافی خون را از جفت به جنین می‌آورد و شانت خروجی بطن راست نیست.
۱۲ کرست عصبی قلبی برای رسیدن به مسیر خروجی از کدام قوس‌های حلقی عبور می‌کند؟
پاسخ: سلول‌های کرست عصبی قلبی از ناحیه hindbrain از راه قوس‌های ۳، ۴ و ۶ به کونوتروانکوس مهاجرت می‌کنند. ◦ «قوس‌های ۱، ۲ و ۵» نادرست است؛ این ترکیب با مسیر مهاجرت ذکرشده در منبع تطابق ندارد. ◦ «فقط قوس اول» نادرست است؛ مهاجرت فقط محدود به قوس اول نیست. ◦ «فقط قوس دوم و پنجم» نادرست است؛ قوس پنجم معمولاً اصلاً تشکیل کامل ندارد و مسیر اصلی کرست قلبی نیست.
۱۳ قوس آئورتی سوم چه مشتق اصلی دارد؟
پاسخ: قوس سوم کاروتید مشترک و بخش نخست internal carotid را می‌سازد. ◦ «شریان ماگزیلاری و استاپدیال» نادرست است؛ ماگزیلاری از قوس اول و هیوئید/استاپدیال از قوس دوم‌اند. ◦ «قوس آئورت بین کاروتید چپ و ساب‌کلاوین» نادرست است؛ این بخش قوس آئورت از قوس چهارم چپ است. ◦ «مجرای شریانی» نادرست است؛ ductus arteriosus از بخش دیستال قوس ششم چپ باقی می‌ماند.
۱۴ در گردش جنینی، بیشتر خون نسبتاً پر‌اکسیژن IVC در دهلیز راست به کدام مسیر هدایت می‌شود؟
پاسخ: دریچه IVC جریان را به سمت foramen ovale هدایت می‌کند تا بیشتر آن وارد دهلیز چپ شود. ◦ «از دریچه تریکوسپید مستقیماً به آئورت» نادرست است؛ آئورت از بطن چپ خارج می‌شود و جریان IVC مستقیماً از تریکوسپید به آئورت نمی‌رود. ◦ «از سینوس کرونری به بطن چپ» نادرست است؛ سینوس کرونری مسیر اصلی این جریان نیست. ◦ «از مجرای شریانی به دهلیز چپ» نادرست است؛ ductus arteriosus بین شریان ریوی و آئورت نزولی است، نه دهلیز چپ.
۱۵ پس از تولد، ورید نافی چپ و مجرای وریدی به‌ترتیب چه می‌شوند؟
پاسخ: left umbilical vein به ligamentum teres hepatis و ductus venosus به ligamentum venosum تبدیل می‌شود. ◦ «رباط شریانی و رباط گرد کبد» نادرست است؛ ligamentum arteriosum از ductus arteriosus است. ◦ «رباط‌های نافی میانی و رباط وریدی» نادرست است؛ رباط‌های نافی میانی از بخش دیستال شریان‌های نافی‌اند. ◦ «ورید پورت و ورید اجوف فوقانی» نادرست است؛ این دو ساختار به پورت و SVC تبدیل نمی‌شوند.
۱۶ بخش عضلانی سپتوم بین‌بطنی چگونه شکل می‌گیرد؟
پاسخ: دیواره‌های میانی بطن‌های در حال رشد به هم نزدیک و ادغام می‌شوند و بخش عضلانی IVS را می‌سازند. ◦ «ادغام وریدهای ویتلین در کبد» نادرست است؛ وریدهای ویتلین در تکامل سیستم پورت و IVC نقش دارند. ◦ «جوش خوردن سپتوم پریموم و سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم پریموم و سکوندوم مربوط به دهلیزها هستند. ◦ «حفر شدن توبروکل‌های ترانکال» نادرست است؛ توبروکل‌های ترانکال دریچه‌های نیمه‌هلالی را می‌سازند.
۱۷ فعالیت ضربان‌سازی قلب در ابتدا در کدام ناحیه قرار دارد؟
پاسخ: در ابتدا pacemaker در قسمت caudal سمت چپ لوله قلبی قرار دارد و بعد سینوس ونوزوس این نقش را می‌گیرد. ◦ «سپتوم بین‌بطنی عضلانی» نادرست است؛ سپتوم بین‌بطنی محل ضربان‌ساز اولیه نیست. ◦ «مسیر خروجی بطن راست» نادرست است؛ مسیر خروجی بطن راست جایگاه اولیه pacemaker نیست. ◦ «ورید نافی چپ» نادرست است؛ ورید نافی جزو سیستم هدایتی قلب نیست.
۱۸ باقی‌مانده قوس آئورتی اول عمدتاً کدام شریان را می‌سازد؟
پاسخ: بیشتر قوس اول پسرفت می‌کند و بخش باقی‌مانده شریان maxillary را می‌سازد. ◦ «شریان کاروتید مشترک» نادرست است؛ کاروتید مشترک از قوس سوم است. ◦ «قوس آئورت» نادرست است؛ بخشی از قوس آئورت از قوس چهارم چپ است. ◦ «شریان ریوی راست» نادرست است؛ شریان ریوی پروگزیمال با قوس ششم مرتبط است.
۱۹ پس از جوش خوردن کوشن‌های کونوس، بخش قدامی‌ـ‌جانبی کونوس به چه چیزی تبدیل می‌شود؟
پاسخ: سپتوم کونوس، قسمت anterolateral را به خروجی بطن راست اختصاص می‌دهد. ◦ «مسیر خروجی بطن چپ» نادرست است؛ قسمت posteromedial خروجی بطن چپ است. ◦ «سینوس وناروم» نادرست است؛ سینوس وناروم از شاخ راست سینوس ونوزوس است. ◦ «دهانه ورید ریوی» نادرست است؛ دهانه ورید ریوی در دهلیز چپ قرار دارد.
۲۰ سرنوشت بخش دیستال قوس آئورتی ششم چپ در دوران جنینی چیست؟
پاسخ: قسمت دیستال قوس ششم چپ در جنین به عنوان ductus arteriosus باقی می‌ماند. ◦ «رباط گرد کبد» نادرست است؛ رباط گرد کبد از ورید نافی چپ پس از تولد است. ◦ «ورید اجوف فوقانی» نادرست است؛ SVC از سیستم کاردینال راست ایجاد می‌شود. ◦ «شریان ماگزیلاری» نادرست است؛ شریان ماگزیلاری بقایای قوس اول است.
۲۱ قوس آئورتی چهارم چپ چه بخشی را تشکیل می‌دهد؟
پاسخ: قوس چهارم چپ بخش قوس آئورت میان کاروتید مشترک چپ و ساب‌کلاوین چپ را می‌سازد. ◦ «بخش پروگزیمال شریان ریوی چپ» نادرست است؛ شریان ریوی با قوس ششم ارتباط دارد. ◦ «کل شریان ساب‌کلاوین راست» نادرست است؛ ساب‌کلاوین راست از چند جزء شامل قوس چهارم راست ساخته می‌شود، نه قوس چهارم چپ. ◦ «شریان کاروتید خارجی» نادرست است؛ کاروتید خارجی به صورت جوانه‌ای از قوس سوم ایجاد می‌شود.
۲۲ بخش صاف دیواره دهلیز چپ عمدتاً از چه ساختاری حاصل می‌شود؟
پاسخ: ادغام ورید ریوی و شاخه‌های آن بخش صاف دهلیز چپ را ایجاد می‌کند. ◦ «شاخ راست سینوس ونوزوس» نادرست است؛ شاخ راست سینوس ونوزوس بخش صاف دهلیز راست را می‌سازد. ◦ «سپتوم پریموم» نادرست است؛ سپتوم پریموم در سپتاسیون دهلیزی نقش دارد. ◦ «ورید کاردینال مشترک راست» نادرست است؛ ورید کاردینال مشترک راست در SVC مشارکت دارد.
۲۳ بخش غشایی سپتوم بین‌بطنی با مشارکت مستقیم کدام ساختار بسته می‌شود؟
پاسخ: رشد بافت از کوشن اندوکاردی قدامی/تحتانی روی سپتوم عضلانی و اتصال آن به سپتوم کونوس، بخش غشایی را ایجاد می‌کند. ◦ «فقط سپتوم پریموم و ورید ریوی» نادرست است؛ سپتوم پریموم و ورید ریوی در سپتاسیون دهلیزی نقش دارند. ◦ «فقط شاخ چپ سینوس ونوزوس» نادرست است؛ شاخ چپ سینوس ونوزوس منشأ سینوس کرونری است. ◦ «فقط آئورت پشتی چپ» نادرست است؛ آئورت پشتی در این بسته شدن شرکت مستقیم ندارد.
۲۴ سپتوم آئورتوپولمونری چگونه جهت‌گیری پیدا می‌کند؟
پاسخ: تورم‌های راست فوقانی و چپ تحتانی ترانکوس به دور هم می‌پیچند و پس از جوش خوردن سپتوم مارپیچی آئورتوپولمونری را می‌سازند. ◦ «به‌صورت صفحه مستقیم بدون چرخش طبیعی» نادرست است؛ حالت مستقیم به‌جای مارپیچ با transposition مرتبط است. ◦ «از ادغام دو سپتوم دهلیزی» نادرست است؛ سپتوم‌های دهلیزی مسیر خروجی را تقسیم نمی‌کنند. ◦ «از انقباض مجرای شریانی» نادرست است؛ انقباض ductus رویداد بعد از تولد است.
۲۵ در پایان ادغام ساقه ورید ریوی در دیواره دهلیز چپ، چند دهانه ورید ریوی ایجاد می‌شود؟
پاسخ: با ادغام ساقه اصلی تا محل انشعاب‌ها، چهار شاخه ورید ریوی جداگانه به دهلیز چپ باز می‌شوند. ◦ «یک دهانه» نادرست است؛ یک دهانه مربوط به مرحله اولیه پیش از ادغام گسترده است. ◦ «دو دهانه» نادرست است؛ دو شاخه اولیه به هر ریه بعداً به چهار دهانه نهایی می‌انجامند. ◦ «شش دهانه» نادرست است؛ شش دهانه در تکامل طبیعی ذکر نشده است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام مجموعه همگی با آترزی تریکوسپید همراه‌اند؟
پاسخ: منبع چهار همراهی ثابت tricuspid atresia را PFO، VSD، RV hypoplasia و LV hypertrophy می‌داند. ◦ «بسته بودن فورامن اووال، نبود VSD، هیپرتروفی بطن راست و کم‌رشدی بطن چپ» نادرست است؛ این ترکیب عملاً برعکس یافته‌های منبع است. ◦ «TAPVR، PDA، تنگی آئورت و بطن راست طبیعی» نادرست است؛ این مجموعه ارتباط ثابت با tricuspid atresia ندارد. ◦ «فقط شکاف دریچه میترال و ASD سکوندوم» نادرست است؛ این موارد تعریف آترزی تریکوسپید نیستند.
۲ جهش NKX2.5 طبق منبع با کدام ترکیب تظاهر سازگارتر است؟
پاسخ: جهش NKX2.5 روی 5q35 می‌تواند ASD سکوندوم، TOF و تأخیر هدایت دهلیزی‌بطنی ایجاد کند. ◦ «TAPVR، PDA و دوگانه شدن IVC» نادرست است؛ این مجموعه به NKX2.5 در منبع نسبت داده نشده است. ◦ «فقط Ebstein و تنگی آئورت» نادرست است؛ Ebstein و تنگی آئورت ترکیب کلاسیک NKX2.5 نیستند. ◦ «فقط دکستروکاردی و رتروکاردیا» نادرست است؛ این دو مورد به‌تنهایی الگوی ذکرشده برای جهش NKX2.5 نیستند.
۳ انحراف DMP به سمت راست چگونه می‌تواند TAPVR ایجاد کند؟
پاسخ: DMP ورید ریوی را در دهلیز چپ موقعیت می‌دهد؛ انحراف راست آن می‌تواند اتصال به RA، SVC یا brachiocephalic vein ایجاد کند. ◦ «سپتوم سکوندوم کاملاً بسته و بطن چپ دوگانه می‌شود» نادرست است؛ این تغییر با TAPVR مرتبط نیست. ◦ «شاخ راست سینوس ونوزوس تحلیل می‌رود و SVC حذف می‌شود» نادرست است؛ تحلیل شاخ راست تعریف TAPVR نیست. ◦ «قوس چهارم راست به مجرای شریانی تبدیل می‌شود» نادرست است؛ قوس چهارم راست چنین سرنوشتی ندارد.
۴ در آترزی کامل دریچه آئورت، کدام الگو بیشتر انتظار می‌رود؟
پاسخ: aortic valvular atresia باعث underdevelopment آئورت، LV و LA می‌شود و معمولاً PDA برای رساندن خون به آئورت باز است. ◦ «هیپرتروفی شدید بطن چپ با آئورت طبیعی و PDA بسته» نادرست است؛ این الگو با atresia کامل آئورت تطابق ندارد. ◦ «کم‌رشدی بطن راست و شریان ریوی با آئورت بزرگ» نادرست است؛ این بیشتر به نقص‌های سمت راست شباهت دارد. ◦ «فقط ASD سکوندوم بدون تغییر سمت چپ قلب» نادرست است؛ آترزی آئورت فقط یک ASD منفرد ایجاد نمی‌کند.
۵ دکستروکاردی ناشی از اختلال در لوپینگ مستقیماً با کدام تغییر ارتباط دارد؟
پاسخ: اگر لوله قلبی به‌جای راست به چپ loop کند، قلب در سمت راست قفسه سینه قرار می‌گیرد. ◦ «بسته شدن زودرس مجرای شریانی» نادرست است؛ مجرای شریانی رویداد عروقی دیگری است و علت مستقیم دکستروکاردی لوپینگ نیست. ◦ «عدم تشکیل ورید نافی چپ» نادرست است؛ ورید نافی چپ به گردش جفتی مرتبط است. ◦ «افزایش رشد سپتوم سکوندوم» نادرست است؛ رشد سپتوم سکوندوم علت لوپ چپ‌گرد نیست.
۶ مکانیسم اصلی تترالوژی فالوت چیست؟
پاسخ: TOF از unequal division of conus به علت anterior displacement سپتوم کونوتروانکال ناشی می‌شود. ◦ «عدم تشکیل کامل septum primum» نادرست است؛ عدم تشکیل primum نقص دهلیزی ایجاد می‌کند. ◦ «بقای دوطرفه وریدهای نافی» نادرست است؛ بقای وریدهای نافی مکانیسم TOF نیست. ◦ «اتصال نابجای ورید ریوی به SVC» نادرست است؛ اتصال نابجای ورید ریوی TAPVR است.
۷ کودکی با نقص کونوتروانکال، هیپوپلازی تیموس و اختلال پاراتیروئید بیشترین احتمال اختلال کدام جمعیت سلولی را دارد؟
پاسخ: DiGeorge/22q11 با تکامل غیرطبیعی neural crest و نقایص صورت، تیموس، پاراتیروئید و outflow tract همراه است. ◦ «میوسیت‌های اولیه دهلیزی» نادرست است؛ میوسیت دهلیزی این مجموعه تظاهرات را توضیح نمی‌دهد. ◦ «سلول‌های ورید نافی» نادرست است؛ ورید نافی منشأ این الگو نیست. ◦ «سلول‌های مزودرم بینابینی» نادرست است؛ مزودرم بینابینی ارتباطی با این مجموعه ندارد.
۸ در transposition of the great vessels، علت مستقیم جابه‌جایی خروجی‌ها چیست؟
پاسخ: در TGA سپتوم کونوتروانکال spiral نمی‌شود و مستقیم نزول می‌کند؛ آئورت از RV و شریان ریوی از LV خارج می‌شود. ◦ «سپتوم پریموم بیش از حد جذب می‌شود» نادرست است؛ resorption primum با ASD سکوندوم مرتبط است. ◦ «شاخ راست سینوس ونوزوس تحلیل می‌رود» نادرست است؛ تحلیل شاخ راست چنین الگویی ایجاد نمی‌کند. ◦ «قوس سوم آئورت پایدار نمی‌ماند» نادرست است؛ قوس سوم به کاروتیدها مربوط است.
۹ مصرف SSRI در اوایل بارداری در چارچوب این فصل با اختلال کدام مسیر برای افزایش خطر نقص قلبی مرتبط دانسته شده است؟
پاسخ: منبع ارتباط اپیدمیولوژیک SSRI با نقص قلبی را به اختلال ۵-HT در مسیر laterality نسبت می‌دهد. ◦ «سیگنالینگ VEGFC در لنف‌زایی» نادرست است؛ VEGFC بیشتر در رشد عروق لنفاوی نقش دارد. ◦ «بسته شدن برادی‌کینینی مجرای شریانی» نادرست است؛ برادی‌کینین برای بسته شدن ductus پس از تولد است. ◦ «تمایز اپیکارد به عروق کرونری» نادرست است؛ اپیکارد و عروق کرونری مکانیسم مطرح‌شده برای SSRI نیستند.
۱۰ در آترزی دریچه ریوی، کدام دو ارتباط برای بقای گردش خون اهمیت ویژه دارند؟
پاسخ: در pulmonary valvular atresia، PFO تنها خروجی سمت راست و PDA تنها راه دسترسی به گردش ریوی ذکر شده است. ◦ «ورید نافی باز و ductus venosus بسته» نادرست است؛ این ترکیب مسیر مناسب گردش ریوی را فراهم نمی‌کند. ◦ «سینوس کرونری باز و قوس اول پایدار» نادرست است؛ سینوس کرونری و قوس اول نقشی مشابه PFO/PDA ندارند. ◦ «ورید اجوف تحتانی دوگانه و قوس چهارم بسته» نادرست است؛ این ناهنجاری‌ها جایگزین ارتباط‌های ضروری ذکرشده نمی‌شوند.
۱۱ کدام ناهنجاری با فقدان کامل سپتوم دهلیزی تطابق دارد؟
پاسخ: فقدان کامل سپتوم دهلیزی به common atrium یا cor triloculare biventriculare منجر می‌شود. ◦ «استیوم سکوندوم کوچک» نادرست است؛ ostium secundum defect یک سوراخ بین دهلیزی است نه فقدان کامل سپتوم. ◦ «تنگی دریچه ریوی» نادرست است؛ تنگی ریوی نقص مسیر خروجی است. ◦ «PDA منفرد» نادرست است؛ PDA ارتباط آئورت و شریان ریوی است نه فقدان سپتوم دهلیزی.
۱۲ کدام ویژگی برای آنومالی ابشتین مشخص‌تر است؟
پاسخ: در Ebstein leafletهای تریکوسپید به سمت apex بطن راست جابه‌جا هستند و دهلیز راست بزرگ و بطن راست کوچک می‌شود. ◦ «فقدان کامل دریچه میترال» نادرست است؛ این تعریف مربوط به Ebstein نیست. ◦ «منشأ آئورت از بطن راست با شریان ریوی از بطن چپ» نادرست است؛ این توصیف transposition of great vessels است. ◦ «باقی ماندن یک تنه شریانی مشترک» نادرست است؛ یک تنه خروجی مشترک persistent truncus arteriosus را نشان می‌دهد.
۱۳ بیماری با ناهنجاری پره‌اکسیال اندام فوقانی و ASD احتمالاً اختلال کدام ژن را دارد؟
پاسخ: جهش TBX5 باعث سندرم Holt-Oram با ناهنجاری رادیال اندام و ASD می‌شود. ◦ «TBX3» نادرست است؛ TBX3 با تمایز سیستم هدایتی مرتبط است. ◦ «PITX2» نادرست است؛ PITX2 ژن اصلی سمت چپ است و این سندرم را تعریف نمی‌کند. ◦ «VEGFR3» نادرست است؛ VEGFR3 در تکامل لنفاوی اهمیت دارد.
۱۴ کدام یافته جزء چهارگانه تترالوژی فالوت نیست؟
پاسخ: اتساع دهلیز چپ به علت TAPVR جزء چهارگانه TOF نیست. ◦ «تنگی انفاندیبولار ریوی» نادرست است؛ تنگی خروجی بطن راست یکی از چهار جزء TOF است. ◦ «VSD بزرگ» نادرست است؛ VSD بزرگ جزء اصلی TOF است. ◦ «آئورت overriding و هیپرتروفی بطن راست» نادرست است؛ overriding aorta و RV hypertrophy دو جزء دیگر چهارگانه‌اند.
۱۵ چرا persistent truncus arteriosus همواره با VSD همراه است؟
پاسخ: همان ridges که مسیر خروجی را تقسیم می‌کنند در بسته شدن IV foramen و بخش غشایی IVS نقش دارند، بنابراین نقصشان VSD می‌دهد. ◦ «چون ورید ریوی مستقیماً سپتوم عضلانی را می‌سازد» نادرست است؛ ورید ریوی سازنده سپتوم عضلانی نیست. ◦ «چون ductus arteriosus باید پیش از تولد بسته شود» نادرست است؛ ductus arteriosus به‌طور طبیعی در جنین باز است. ◦ «چون سپتوم سکوندوم از بطن راست منشأ می‌گیرد» نادرست است؛ septum secundum ساختار دهلیزی است.
۱۶ بسته شدن زودرس فورامن اووال در دوران جنینی چه پیامدی دارد؟
پاسخ: premature closure of foramen ovale بار سمت راست را بالا برده و موجب هیپرتروفی RA/RV و underdevelopment سمت چپ می‌شود. ◦ «کم‌رشدی بطن راست و بزرگ شدن دهلیز چپ» نادرست است؛ الگوی برعکس منبع است. ◦ «فقط PDA بدون تغییر حفرات قلب» نادرست است؛ PDA پیامد اختصاصی بسته شدن زودرس FO نیست. ◦ «دوگانه شدن قوس آئورت» نادرست است؛ double aortic arch نقص قوس‌های آئورتی است.
۱۷ مهار افزایش طول قطب کرانیال قلب به‌علت اختلال SHF بیش از همه کدام پیامد را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: افزودن سلول‌های SHF به قطب کرانیال برای طولانی شدن outflow tract ضروری است و مهارش DORV، VSD، TOF و تنگی/آترزی ریوی ایجاد می‌کند. ◦ «فقط عدم تشکیل سینوس کرونری» نادرست است؛ سینوس کرونری از شاخ چپ سینوس ونوزوس است. ◦ «فقط بازماندن فورامن اووال بدون شانت» نادرست است؛ probe PFO به جوش نخوردن کامل سپتوم‌ها مربوط است. ◦ «فقط دوگانه شدن ورید اجوف تحتانی» نادرست است؛ double IVC نقص بازآرایی وریدی است.
۱۸ در ASD نوع ostium secundum، کدام مکانیسم می‌تواند عامل باشد؟
پاسخ: ostium secundum defect از resorption بیش از حد septum primum یا inadequate development septum secundum ناشی می‌شود. ◦ «فقدان کوشن‌های کونوتروانکال و عدم تقسیم truncus» نادرست است؛ این مکانیسم persistent truncus arteriosus را توضیح می‌دهد. ◦ «بقای آئورت پشتی راست بین شریان بین‌قطعه‌ای هفتم و آئورت چپ» نادرست است؛ این مکانیسم double aortic arch است. ◦ «عدم اتصال ورید ساب‌کاردینال راست به کبد» نادرست است؛ این مکانیسم absence of IVC را ایجاد می‌کند.
۱۹ کدام ترکیب با منشأ چندعاملی نقایص قلبی طبق فصل سازگارتر است؟
پاسخ: منبع بیشتر نقایص قلبی را حاصل تعامل پیچیده ژنتیک و محیط می‌داند و چند تراتوژن و بیماری مادر را مثال می‌زند. ◦ «تنها یک جهش ثابت در تمام بیماران» نادرست است؛ همه نقایص قلبی یک علت ژنی واحد ندارند. ◦ «تنها کمبود اکسیژن پس از تولد» نادرست است؛ رویداد پس از تولد منشأ عمده ناهنجاری ساختاری جنینی نیست. ◦ «تنها اختلال سیستم لنفاوی در هفته پنجم» نادرست است؛ سیستم لنفاوی تنها علت نقایص قلبی نیست.
۲۰ عدم جوش خوردن کامل کوشن‌های اندوکاردی کانال AV چه نقصی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: failure of AV cushion fusion باعث persistent common AV canal با اجزای نقص دهلیزی و بطنی می‌شود. ◦ «فقط VSD عضلانی کوچک بدون نقص دهلیزی» نادرست است؛ نقص منفرد عضلانی نتیجه مستقیم این failure کامل نیست. ◦ «فقط تنگی دریچه آئورت» نادرست است؛ تنگی آئورت مشکل دریچه نیمه‌هلالی است. ◦ «فقط PDA» نادرست است؛ PDA نقص بسته شدن مجرای شریانی است.
۲۱ persistent truncus arteriosus ناشی از کدام نقص اولیه است؟
پاسخ: وقتی ridges کونوتروانکال تشکیل نشوند، تنه خروجی به آئورت و شریان ریوی تقسیم نمی‌شود و common truncus باقی می‌ماند. ◦ «عدم تحلیل septum primum» نادرست است؛ اختلال septum primum نقص دهلیزی می‌دهد. ◦ «بسته شدن زودرس ductus venosus» نادرست است؛ ductus venosus به گردش جفتی مرتبط است. ◦ «بقای left anterior cardinal vein» نادرست است؛ بقای left anterior cardinal vein می‌تواند left SVC بسازد.
۲۲ در ventricular inversion یا L-TGA کدام اتصال صحیح است؟
پاسخ: در ventricular inversion بطن مورفولوژیک چپ در راست قرار دارد و از طریق میترال به دهلیز راست متصل می‌شود. ◦ «دهلیز راست به بطن مورفولوژیک راست از طریق تریکوسپید متصل است» نادرست است؛ این اتصال طبیعی است و ventricular inversion را توصیف نمی‌کند. ◦ «دهلیز چپ به بطن مورفولوژیک چپ از طریق میترال متصل است» نادرست است؛ این نیز الگوی طبیعی سمت چپ است نه inversion. ◦ «هر دو دهلیز به یک بطن مشترک متصل‌اند» نادرست است؛ بطن مشترک ویژگی این نقص نیست.
۲۳ جوش خوردن ناقص اما جزئی کوشن‌های AV با بسته بودن سپتوم بین‌بطنی بیشتر به کدام نقص می‌انجامد؟
پاسخ: partial fusion کوشن‌های AV می‌تواند ostium primum defect ایجاد کند در حالی که IVS بسته است. ◦ «ostium secundum defect» نادرست است؛ ostium secundum به resorption primum یا کمبود secundum مرتبط است. ◦ «persistent truncus arteriosus» نادرست است؛ persistent truncus نقص ridges کونوتروانکال است. ◦ «double outlet right ventricle» نادرست است؛ DORV بیشتر با SHF/laterality و outflow tract مرتبط است.
۲۴ کودکی با heterotaxy چند نقص قلبی همزمان دارد. کدام مرحله بیشترین ارتباط را با این الگو دارد؟
پاسخ: laterality در روزهای ۱۶ تا ۱۸ هم سمت و هم هویت بخشی پیش‌سازهای قلب را مشخص می‌کند و اختلالش می‌تواند چند نقص همزمان ایجاد کند. ◦ «اختلال بسته شدن شریان‌های نافی پس از تولد» نادرست است؛ بسته شدن شریان‌های نافی رویداد پس از تولد است. ◦ «اختلال تشکیل لنف‌ساک‌ها در هفته پنجم» نادرست است؛ لنف‌ساک‌ها ارتباط مستقیمی با heterotaxy قلبی ندارند. ◦ «اختلال فیبروز مجرای شریانی در ماه سوم» نادرست است؛ فیبروز ductus رویداد پس از تولد است و منشأ این الگوی چندنقصی نیست.
۲۵ در بیشتر VSDهای ایزوله، کدام الگو مطابق منبع است؟
پاسخ: منبع می‌گوید حدود ۸۰٪ VSDها در ناحیه عضلانی‌اند و با رشد کودک می‌توانند برطرف شوند. ◦ «بیشتر در بخش غشایی‌اند و هرگز خودبه‌خود بسته نمی‌شوند» نادرست است؛ VSD غشایی جدی‌تر است اما اکثریت موارد را در متن تشکیل نمی‌دهد. ◦ «همه ناشی از فقدان سپتوم سکوندوم‌اند» نادرست است؛ سپتوم سکوندوم مربوط به دهلیز است نه علت همه VSDها. ◦ «همه همراه با transposition هستند» نادرست است؛ همراهی با TGA همیشگی نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ شریان ساب‌کلاوین راست غیرطبیعی چرا معمولاً از پشت مری عبور می‌کند؟
پاسخ: در aberrant right subclavian، right fourth arch و proximal right dorsal aorta تحلیل می‌روند و رگ از distal right dorsal aorta + 7th intersegmental منشأ می‌گیرد و پشت مری می‌گذرد. ◦ «چون از قوس ششم چپ منشأ می‌گیرد» نادرست است؛ قوس ششم چپ ductus arteriosus را می‌دهد. ◦ «چون از ورید کاردینال قدامی راست ساخته می‌شود» نادرست است؛ ورید کاردینال رگ وریدی است و منشأ این شریان نیست. ◦ «چون از شریان ریوی راست جوانه می‌زند» نادرست است؛ شریان ریوی منشأ این subclavian نیست.
۲ در سمت چپ، ماندن بخش دیستال قوس ششم سبب می‌شود عصب راجعه حنجره‌ای چپ در اطراف چه ساختاری باقی بماند؟
پاسخ: بقای distal sixth arch به شکل ductus و سپس ligamentum arteriosum باعث پایین ماندن حلقه recurrent nerve چپ می‌شود. ◦ «ساب‌کلاوین چپ فقط» نادرست است؛ الگوی right recurrent nerve با subclavian راست متفاوت است. ◦ «کاروتید خارجی چپ» نادرست است؛ کاروتید خارجی محل قلاب این عصب نیست. ◦ «ورید براکیوسفالیک چپ» نادرست است؛ ورید براکیوسفالیک نقشی در این مسیر ندارد.
۳ ورید براکیوسفالیک چپ از چه فرایندی ایجاد می‌شود؟
پاسخ: anastomosis بین anterior cardinal veins به left brachiocephalic vein تبدیل می‌شود و خون چپ را به راست هدایت می‌کند. ◦ «آناستوموز بین وریدهای ویتلین در کبد» نادرست است؛ آناستوموز ویتلین به سیستم پورت مربوط است. ◦ «ادغام دو ورید نافی در ناف» نادرست است؛ وریدهای نافی چنین رگی نمی‌سازند. ◦ «بقای کامل وریدهای کاردینال خلفی» نادرست است؛ posterior cardinalها عمدتاً توسط سیستم‌های جدید جایگزین می‌شوند.
۴ پس از اولین تنفس، چه ترکیب فشاری بسته شدن عملکردی فورامن اووال را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: آغاز تنفس و افزایش جریان ریوی LA pressure را بالا می‌برد، قطع جفت RA pressure را پایین می‌آورد و septum primum به secundum می‌چسبد. ◦ «کاهش همزمان فشار هر دو دهلیز» نادرست است؛ کاهش هر دو فشار مکانیسم ذکرشده نیست. ◦ «افزایش فشار دهلیز راست و کاهش فشار دهلیز چپ» نادرست است؛ این جهت تغییر فشار برعکس حالت طبیعی پس از تولد است. ◦ «افزایش فشار بطن راست بدون تغییر دهلیزها» نادرست است؛ عامل مستقیم بسته شدن، اختلاف فشار دهلیزی است.
۵ در double aortic arch چه ساختاری ایجاد می‌شود که علائم تنفسی و بلعی می‌دهد؟
پاسخ: بقای آئورت پشتی راست یک vascular ring پیرامون trachea و esophagus می‌سازد و می‌تواند هر دو را تحت فشار قرار دهد. ◦ «شانت مستقیم بین دهلیزها» نادرست است؛ این نقص به شانت دهلیزی محدود نیست. ◦ «تنگی منفرد دریچه میترال» نادرست است؛ تنگی میترال مکانیسم double arch نیست. ◦ «فیستول بین ورید نافی و پورت» نادرست است؛ این فیستول در توضیح این نقص وجود ندارد.
۶ چرا مغز و میوکارد جنین خون نسبتاً پر‌اکسیژن دریافت می‌کنند؟
پاسخ: خون عبوری از FO به LA و LV وارد ascending aorta می‌شود و coronary/carotid به عنوان شاخه‌های ابتدایی خون نسبتاً پر‌اکسیژن می‌گیرند. ◦ «زیرا خون SVC مستقیماً وارد آئورت صعودی می‌شود» نادرست است؛ خون SVC عمدتاً به RV و pulmonary trunk می‌رود. ◦ «زیرا ductus arteriosus به کاروتیدها تخلیه می‌شود» نادرست است؛ ductus به descending aorta می‌ریزد نه کاروتیدها. ◦ «زیرا شریان‌های نافی خون را مستقیماً به مغز می‌رسانند» نادرست است؛ umbilical arteries خون را به جفت بازمی‌گردانند.
۷ در سمت راست، عصب راجعه حنجره‌ای پس از بازآرایی قوس‌ها زیر کدام شریان قلاب می‌شود؟
پاسخ: با تحلیل بخش دیستال قوس ششم راست، عصب راجعه راست بالا می‌آید و زیر right subclavian می‌چرخد. ◦ «کاروتید مشترک راست» نادرست است؛ کاروتید مشترک حاصل قوس سوم است و محل نهایی قلاب شدن عصب راست نیست. ◦ «شریان ریوی راست» نادرست است؛ شریان ریوی راست محل نهایی recurrent nerve راست نیست. ◦ «شریان ماگزیلاری» نادرست است؛ maxillary artery مشتق قوس اول است و نقشی در این حلقه ندارد.
۸ در نوع postductal کوارکتاسیون، تأمین خون بخش تحتانی بدن عمدتاً با کدام مسیر جبرانی انجام می‌شود؟
پاسخ: در نوع postductal، collateral circulation از intercostal و internal thoracic arteries بین بخش‌های پروگزیمال و دیستال ایجاد می‌شود. ◦ «باز ماندن ورید نافی چپ» نادرست است؛ ورید نافی پس از تولد بسته می‌شود و مسیر جبرانی کوارکتاسیون نیست. ◦ «افزایش عبور از فورامن اووال» نادرست است؛ foramen ovale ارتباط دهلیزی است و خون آئورت دیستال را مستقیم تأمین نمی‌کند. ◦ «دوگانه شدن ورید اجوف فوقانی» نادرست است؛ double SVC جبران جریان آئورت نیست.
۹ در کوارکتاسیون آئورت، تنگی کلاسیک نسبت به منشأ شریان ساب‌کلاوین چپ در کجا قرار دارد؟
پاسخ: coarctation در متن به تنگی قابل‌توجه آئورت زیر منشأ left subclavian artery اشاره دارد. ◦ «بالاتر از کاروتید مشترک راست» نادرست است؛ این محل تعریف کلاسیک مطرح‌شده نیست. ◦ «داخل بطن چپ» نادرست است؛ کوارکتاسیون تنگی داخل بطن نیست. ◦ «در تنه شریان ریوی» نادرست است؛ تنگی تنه ریوی نقص دیگری است.
۱۰ بقای ورید کاردینال قدامی چپ همراه با عدم تشکیل ورید براکیوسفالیک چپ بیشتر چه نقصی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: در double SVC، left anterior cardinal vein باقی می‌ماند و left brachiocephalic vein تشکیل نمی‌شود. ◦ «فقدان ورید اجوف تحتانی» نادرست است؛ absence of IVC از اختلال right subcardinal-hepatic connection است. ◦ «TAPVR» نادرست است؛ TAPVR به DMP و ورید ریوی مرتبط است. ◦ «PDA» نادرست است؛ PDA نقص بسته شدن ductus arteriosus است.
۱۱ در interrupted aortic arch، کدام ارتباط برای رساندن خون به نیمه تحتانی بدن اهمیت حیاتی دارد؟
پاسخ: IAA همراه PDA است و ductus باز امکان رسیدن خون به بخش تحتانی بدن را فراهم می‌کند. ◦ «فورامن اووال بسته» نادرست است؛ بسته بودن FO راه خون‌رسانی آئورت دیستال نیست. ◦ «ورید نافی بسته» نادرست است؛ ورید نافی پس از تولد بسته می‌شود و مسیر شریانی پایین‌تنه نیست. ◦ «سینوس کرونری دوگانه» نادرست است؛ سینوس کرونری چنین نقشی ندارد.
۱۲ در فقدان IVC، خون بخش دمی بدن از چه مسیر جایگزینی به قلب می‌رسد؟
پاسخ: با failure اتصال right subcardinal به liver، خون به right supracardinal شانت شده و از azygos و SVC به قلب می‌رسد. ◦ «ورید نافی و سپس فورامن اووال» نادرست است؛ ورید نافی مسیر جفتی است و جایگزین IVC پس از این نقص نیست. ◦ «ورید ریوی و سپس دهلیز چپ» نادرست است؛ ورید ریوی خون ریه را به LA می‌آورد. ◦ «مجرای شریانی و سپس آئورت» نادرست است؛ ductus arteriosus مسیر شریانی است.
۱۳ نوع B interrupted aortic arch در کدام محل گسست دارد؟
پاسخ: در IAA نوع B شکست بین left common carotid و left subclavian است و شایع‌ترین نوع گزارش‌شده در متن است. ◦ «بین ساب‌کلاوین چپ و آئورت نزولی» نادرست است؛ این محل نوع A را توصیف می‌کند. ◦ «بین کاروتیدهای مشترک راست و چپ» نادرست است؛ این محل نوع C است. ◦ «بین تنه ریوی و آئورت صعودی» نادرست است؛ این محل در تقسیم‌بندی IAA منبع ذکر نشده است.
۱۴ در نوع preductal کوارکتاسیون، وضعیت مجرای شریانی معمولاً چگونه است؟
پاسخ: در preductal coarctation ductus arteriosus persists، در حالی که در نوع postductal معمولاً obliterated است. ◦ «همیشه در رحم بسته است» نادرست است؛ بسته بودن داخل رحم با گردش جنینی طبیعی سازگار نیست و ویژگی نوع preductal نیست. ◦ «به ورید اجوف تبدیل می‌شود» نادرست است؛ ductus به ورید اجوف تبدیل نمی‌شود. ◦ «به شریان ساب‌کلاوین تبدیل می‌شود» نادرست است؛ ductus به subclavian تبدیل نمی‌شود.
۱۵ double inferior vena cava از چه اختلالی ناشی می‌شود؟
پاسخ: double IVC زمانی رخ می‌دهد که left sacrocardinal connection with left subcardinal persists. ◦ «عدم اتصال ساب‌کاردینال راست به کبد» نادرست است؛ عدم اتصال right subcardinal به کبد باعث absence of IVC می‌شود. ◦ «بقای کاردینال قدامی چپ و نبود براکیوسفالیک» نادرست است؛ این مکانیسم double SVC است. ◦ «عدم تشکیل قوس چهارم چپ» نادرست است؛ قوس چهارم چپ نقص شریانی ایجاد می‌کند.
۱۶ خون ورید نافی در جنین تقریباً با چه اشباع اکسیژنی وارد می‌شود؟
پاسخ: منبع خون برگشتی از جفت در umbilical vein را حدود ۸۰٪ اشباع اکسیژن ذکر می‌کند. ◦ «حدود ۲۰٪» نادرست است؛ ۲۰٪ با مقدار ذکرشده تطابق ندارد. ◦ «حدود ۵۸٪» نادرست است؛ حدود ۵۸٪ برای خون شریان‌های نافی در مسیر بازگشت به جفت ذکر شده است. ◦ «تقریباً صفر» نادرست است؛ خون ورید نافی کاملاً بدون اکسیژن نیست.
۱۷ قطعه ساکروکاردینال IVC از کدام رگ ایجاد می‌شود؟
پاسخ: right sacrocardinal vein به sacrocardinal segment of IVC تبدیل می‌شود. ◦ «ورید ساکروکاردینال چپ فقط» نادرست است؛ left sacrocardinal در حالت طبیعی اتصالش را تغییر می‌دهد و منشأ اصلی این قطعه نیست. ◦ «ورید نافی چپ» نادرست است؛ left umbilical vein به ligamentum teres تبدیل می‌شود. ◦ «ورید ویتلین راست» نادرست است؛ right vitelline در بخش هپاتیک IVC نقش دارد.
۱۸ ورید آزایگوس عمدتاً با بقای کدام ساختار مرتبط است؟
پاسخ: right supracardinal vein همراه بخشی از posterior cardinal vein، azygos را می‌سازد. ◦ «ورید نافی راست» نادرست است؛ right umbilical vein تحلیل می‌رود. ◦ «ورید ساب‌کاردینال چپ» نادرست است؛ left subcardinal عمدتاً تحلیل می‌رود و distal آن left gonadal می‌شود. ◦ «ورید ویتلین چپ» نادرست است؛ left vitelline عمدتاً تحلیل می‌رود.
۱۹ right aortic arch با دیسفاژی در چه شرایطی بیشتر مرتبط می‌شود؟
پاسخ: در right aortic arch اگر ligamentum arteriosum چپ پشت esophagus عبور کند می‌تواند مشکل بلع ایجاد کند. ◦ «وقتی هر دو ورید نافی باقی بمانند» نادرست است؛ بقای وریدهای نافی چنین حلقه‌ای نمی‌سازد. ◦ «وقتی فورامن اووال زود بسته شود» نادرست است؛ بسته شدن FO مشکل فشارهای قلبی ایجاد می‌کند نه حلقه مری. ◦ «وقتی ورید اجوف تحتانی دوگانه شود» نادرست است؛ double IVC علت مستقیم dysphagia نیست.
۲۰ بخش هپاتیک ورید اجوف تحتانی در تکامل طبیعی عمدتاً از کدام ساختار ایجاد می‌شود؟
پاسخ: right hepatocardiac channel از ویتلین راست بخش هپاتیک IVC را می‌سازد. ◦ «ورید ساب‌کاردینال چپ» نادرست است؛ ساب‌کاردینال چپ عمدتاً پسرفت می‌کند و بخش دیستال آن ورید گنادی چپ می‌شود. ◦ «ورید سوپراکاردینال چپ» نادرست است؛ سوپراکاردینال چپ در hemiazygos نقش دارد. ◦ «ورید کاردینال قدامی راست» نادرست است؛ anterior cardinal right در SVC مشارکت دارد.
۲۱ قطعه کلیوی IVC طبق متن از کدام رگ اصلی حاصل می‌شود؟
پاسخ: پس از تشکیل آناستوموز ساب‌کاردینال، right subcardinal vein کانال اصلی شده و renal segment IVC را می‌سازد. ◦ «ورید ویتلین چپ» نادرست است؛ ویتلین چپ تا حد زیادی تحلیل می‌رود. ◦ «ورید کاردینال قدامی چپ» نادرست است؛ anterior cardinal left به ساختارهای سر و گردن/براکیوسفالیک مرتبط است. ◦ «ورید سوپراکاردینال راست» نادرست است؛ supracardinal right در azygos نقش عمده دارد.
۲۲ left superior vena cava منفرد معمولاً چگونه به دهلیز راست تخلیه می‌شود؟
پاسخ: persistent left SVC به واسطه coronary sinus که مشتق left sinus horn است به RA تخلیه می‌شود. ◦ «مستقیماً از طریق فورامن اووال» نادرست است؛ foramen ovale مسیر بین دهلیزهاست و SVC در آن تخلیه نمی‌شود. ◦ «از طریق ductus venosus» نادرست است؛ ductus venosus در کبد جنینی قرار دارد. ◦ «از طریق ورید ریوی چپ» نادرست است؛ ورید ریوی به LA تخلیه می‌شود.
۲۳ crista dividens در دهلیز راست چه اثری بر جریان جنینی دارد؟
پاسخ: لبه تحتانی septum secundum یا crista dividens بخشی از جریان IVC را در RA نگه می‌دارد تا با خون SVC مخلوط شود. ◦ «تمام خون IVC را مستقیم وارد بطن راست می‌کند» نادرست است؛ بیشتر خون IVC توسط valve IVC به سمت FO هدایت می‌شود. ◦ «مجرای شریانی را در رحم می‌بندد» نادرست است؛ بستن ductus وظیفه crista dividens نیست. ◦ «جریان ورید نافی را از کبد متوقف می‌کند» نادرست است؛ تنظیم جریان کبدی به sphincter ductus venosus مربوط است.
۲۴ کدام دو شریان به‌عنوان بقایای قوس آئورتی دوم در منبع ذکر شده‌اند؟
پاسخ: از قوس دوم پس از پسرفت عمده، شریان‌های hyoid و stapedial باقی می‌مانند. ◦ «شریان‌های کاروتید مشترک و داخلی» نادرست است؛ کاروتید مشترک و بخش نخست کاروتید داخلی از قوس سوم‌اند. ◦ «شریان‌های ریوی راست و چپ» نادرست است؛ شریان‌های ریوی پروگزیمال با قوس ششم مرتبط‌اند. ◦ «شریان‌های ماگزیلاری و ساب‌کلاوین» نادرست است؛ ماگزیلاری از قوس اول است و ساب‌کلاوین منشأ مرکب دیگری دارد.
۲۵ ورید اجوف فوقانی طبیعی از کدام دو جزء ساخته می‌شود؟
پاسخ: SVC از right common cardinal و proximal right anterior cardinal vein تشکیل می‌شود. ◦ «کاردینال مشترک چپ و ساب‌کاردینال چپ» نادرست است؛ این اجزا SVC طبیعی را نمی‌سازند. ◦ «سوپراکاردینال راست و ویتلین راست» نادرست است؛ supracardinal right بیشتر در azygos نقش دارد و vitelline right در IVC hepatic. ◦ «نافی چپ و ساکروکاردینال راست» نادرست است؛ این ترکیب به SVC مربوط نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

جنین‌شناسی لانگمن فصل ۱۳ — آزمون آفلاین ۳

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ ectopia cordis در این فصل ناشی از کدام نقص تکاملی معرفی شده است؟
پاسخ: ectopia cordis زمانی رخ می‌دهد که embryo نتواند ventral body wall را ببندد و قلب روی سطح قفسه سینه قرار گیرد. ◦ «عدم تشکیل ورید ریوی اولیه» نادرست است؛ ورید ریوی به TAPVR و دهلیز چپ مربوط است. ◦ «عدم جوش خوردن سپتوم پریموم و سکوندوم» نادرست است؛ سپتوم‌های دهلیزی با ASD/PFO مرتبط‌اند. ◦ «بقای ورید ساکروکاردینال چپ» نادرست است؛ بقای left sacrocardinal connection می‌تواند double IVC بسازد.
۲ محور VEGFC/VEGFR3 در این فصل بیش از همه با کدام فرایند مرتبط است؟
پاسخ: PROX1، VEGFR3 را بالا می‌برد و VEGFC باعث sprouting این سلول‌ها از وریدهای موجود و آغاز lymphatic growth می‌شود. ◦ «لوپینگ قلب در روز ۲۳» نادرست است؛ لوپینگ به laterality، PITX2، HANDها و عوامل دیگر مربوط است. ◦ «تشکیل سپتوم پریموم» نادرست است؛ septum primum از سقف دهلیز رشد می‌کند. ◦ «بسته شدن PDA پس از تولد» نادرست است؛ PDA با انقباض عضله و bradykinin بسته می‌شود.
۳ در جدول مراحل حساس، آسیب PHF در روزهای ۱۶ تا ۱۸ بیشتر با کدام گروه نقص‌ها مرتبط است؟
پاسخ: PHF در روزهای ۱۶ـ۱۸ برای patterning و laterality حساس است و طیف گسترده‌ای از نقایص چهارحفره‌ای و جانبی ایجاد می‌کند. ◦ «فقط ناهنجاری‌های لنفاوی گردن» نادرست است؛ لنف‌زایی دیرتر آغاز می‌شود و هدف PHF نیست. ◦ «فقط PDA و کوارکتاسیون» نادرست است؛ PDA/coarctation در این جدول به PHF محدود نشده‌اند. ◦ «فقط تنگی دریچه میترال بعد از تولد» نادرست است؛ این گزینه با مرحله حساس PHF تطابق ندارد.
۴ سیستم لنفاوی در چه زمانی نسبت به سیستم قلبی‌عروقی شروع به ظهور می‌کند؟
پاسخ: lymphatic system دیرتر از cardiovascular system و در حدود هفته پنجم ظاهر می‌شود. ◦ «زودتر و از هفته دوم» نادرست است؛ هفته دوم پیش از زمان ذکرشده برای لنف‌زایی است. ◦ «همزمان دقیق با روز ۱۶» نادرست است؛ روز ۱۶ بیشتر به میدان قلبی اولیه مربوط است. ◦ «فقط پس از تولد» نادرست است؛ سیستم لنفاوی پیش از تولد شکل می‌گیرد.
۵ چرا یک ناهنجاری مانند TGA می‌تواند از آسیب به بیش از یک هدف تکاملی حاصل شود؟
پاسخ: منبع بر heterogeneous origin نقایص قلبی تأکید دارد؛ TGA می‌تواند با اختلال SHF یا neural crest ایجاد شود. ◦ «زیرا TGA فقط پس از تولد ایجاد می‌شود» نادرست است؛ TGA ناهنجاری مادرزادی شکل‌گیری قلب است. ◦ «زیرا آئورت و شریان ریوی از وریدهای کاردینال ساخته می‌شوند» نادرست است؛ عروق بزرگ از سیستم شریانی/کونوتروانکال شکل می‌گیرند نه وریدهای کاردینال. ◦ «زیرا سپتوم‌های دهلیزی تنها تعیین‌کننده مسیر خروجی‌اند» نادرست است؛ سپتوم دهلیزی تنها تعیین‌کننده مسیر خروجی نیست.
۶ بخش پروگزیمال شریان‌های نافی پس از تولد عمدتاً به چه صورت باقی می‌ماند؟
پاسخ: proximal umbilical arteries باز می‌مانند و به internal iliac و superior vesical arteries کمک می‌کنند. ◦ «شریان‌های کاروتید مشترک» نادرست است؛ کاروتیدها از قوس سوم‌اند. ◦ «شریان‌های ریوی پروگزیمال» نادرست است؛ pulmonary arteries با قوس ششم مرتبط‌اند. ◦ «شریان‌های کرونری» نادرست است؛ coronary arteries از epicardium منشأ می‌گیرند.
۷ بسته شدن عملکردی مجرای شریانی تقریباً بلافاصله پس از تولد با میانجی‌گری کدام ماده رخ می‌دهد؟
پاسخ: منبع انقباض عضله ductus بلافاصله پس از تولد را به bradykinin آزادشده از ریه در inflation اولیه نسبت می‌دهد. ◦ «سروتونین متمرکز در سمت چپ جنین» نادرست است؛ ۵-HT در laterality نقش دارد. ◦ «رتینوئیک اسید از سینوس ونوزوس» نادرست است؛ RA در specification بخش‌های دمی قلب نقش دارد. ◦ «VEGFC از عروق لنفاوی» نادرست است؛ VEGFC در lymphangiogenesis نقش دارد.
۸ PROX1 در تعیین رده لنفاوی چه اثر کلی دارد؟
پاسخ: PROX1 specification lineage لنفاوی را تنظیم، lymphatic vessel genes را upregulate و blood vessel genes را downregulate می‌کند. ◦ «تمام ژن‌های اندوتلیال را خاموش می‌کند» نادرست است؛ این فاکتور تمام برنامه اندوتلیال را خاموش نمی‌کند. ◦ «فقط تولید برادی‌کینین را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ برادی‌کینین مکانیسم بسته شدن ductus است. ◦ «سپتوم آئورتوپولمونری را مستقیم می‌سازد» نادرست است؛ سپتوم outflow توسط کوشن‌ها و neural crest شکل می‌گیرد.
۹ کدام محل یکی از نقاط اختلاط خون پر‌اکسیژن و کم‌اکسیژن در گردش جنینی نیست؟
پاسخ: پنج محل ذکرشده شامل کبد، IVC، RA، LA و محل ورود ductus arteriosus به descending aorta است؛ sinus coronarius در این فهرست نیست. ◦ «کبد و سیستم پورت» نادرست است؛ کبد یکی از نقاط اختلاط است. ◦ «ورید اجوف تحتانی» نادرست است؛ IVC نیز محل اختلاط خون جفتی با خون اندام تحتانی است. ◦ «دهلیز راست و دهلیز چپ» نادرست است؛ هر دو دهلیز در مسیر اختلاط‌های ذکرشده سهم دارند.
۱۰ مجرای لنفاوی راست از کدام بخش منشأ می‌گیرد؟
پاسخ: right lymphatic duct از cranial portion of right thoracic duct مشتق می‌شود. ◦ «بخش دیستال مجرای توراسیک چپ» نادرست است؛ این قسمت برای right lymphatic duct ذکر نشده است. ◦ «سیسترنا کیلی به‌تنهایی» نادرست است؛ cisterna chyli به تنهایی این مجرا را نمی‌سازد. ◦ «کیسه رتروپریتوئن به‌تنهایی» نادرست است؛ retroperitoneal sac نیز منشأ منفرد آن نیست.
۱۱ آسیب کونوتروانکوس در روزهای ۳۶ تا ۴۹ در جدول بیشتر کدام نقص را مطرح می‌کند؟
پاسخ: outflow tract در روزهای ۳۶ـ۴۹ به مهاجرت/بقای neural crest حساس است و common truncus از نقایص شاخص آن است. ◦ «فورامن اووال پروب‌پتنت» نادرست است؛ probe PFO به عدم fusion سپتوم‌های دهلیزی مربوط است. ◦ «رباط نافی میانی کوتاه» نادرست است؛ رباط نافی میانی موضوع این مرحله نیست. ◦ «ورید براکیوسفالیک دوگانه» نادرست است؛ این گزینه در جدول به عنوان نقص کونوتروانکال ذکر نشده است.
۱۲ probe patent foramen ovale در حدود ۲۰٪ افراد چرا معمولاً شانت داخل‌قلبی ایجاد نمی‌کند؟
پاسخ: عدم fusion کامل می‌تواند cleft باریک باقی بگذارد، اما apposition عملکردی از شانت معمول جلوگیری می‌کند. ◦ «چون فورامن اووال به بطن راست باز می‌شود» نادرست است؛ foramen ovale ارتباط بین دهلیزهاست نه بطن راست. ◦ «چون سپتوم پریموم کاملاً حذف شده است» نادرست است؛ septum primum به‌عنوان valve باقی می‌ماند و حذف کامل نشده است. ◦ «چون ductus arteriosus همیشه باز می‌ماند» نادرست است؛ PDA شرط probe PFO نیست.
۱۳ مجرای توراسیک نهایی از کدام ترکیب شکل می‌گیرد؟
پاسخ: thoracic duct از distal right thoracic duct + anastomosis + cranial left thoracic duct ساخته می‌شود. ◦ «فقط مجرای توراسیک راست بدون آناستوموز» نادرست است؛ مجرای نهایی فقط از راست تشکیل نمی‌شود. ◦ «فقط مجرای توراسیک چپ به‌طور کامل» نادرست است؛ مجرای نهایی فقط از چپ تشکیل نمی‌شود. ◦ «دو کیسه ایلیاک بدون ارتباط با مجاری توراسیک» نادرست است؛ کیسه‌های ایلیاک به تنهایی مجرای توراسیک را نمی‌سازند.
۱۴ مجرای وریدی در جنین چه عملکردی دارد؟
پاسخ: ductus venosus ارتباط left umbilical vein با right hepatocardiac channel/IVC است و بخش عمده خون را از کبد bypass می‌کند. ◦ «خون بطن راست را به آئورت نزولی منتقل می‌کند» نادرست است؛ انتقال RV به aorta نقش ductus arteriosus است. ◦ «خون دهلیز راست را به دهلیز چپ منتقل می‌کند» نادرست است؛ شانت RA به LA نقش foramen ovale است. ◦ «خون SVC را مستقیماً به جفت می‌فرستد» نادرست است؛ SVC مستقیماً به جفت وصل نیست.
۱۵ پس از بسته شدن مجرای شریانی، باقی‌مانده آن در بالغ چه نام دارد؟
پاسخ: ductus arteriosus obliterated به ligamentum arteriosum تبدیل می‌شود. ◦ «رباط وریدی» نادرست است؛ ligamentum venosum از ductus venosus است. ◦ «رباط گرد کبد» نادرست است؛ ligamentum teres از left umbilical vein است. ◦ «رباط نافی میانی» نادرست است؛ medial umbilical ligaments از distal umbilical arteries هستند.
۱۶ بخش دیستال شریان‌های نافی پس از تولد چه ساختاری را می‌سازد؟
پاسخ: distal umbilical arteries obliterate و medial umbilical ligaments را تشکیل می‌دهند. ◦ «رباط شریانی» نادرست است؛ ligamentum arteriosum از ductus arteriosus است. ◦ «رباط وریدی» نادرست است؛ ligamentum venosum از ductus venosus است. ◦ «سینوس کرونری» نادرست است؛ coronary sinus از left sinus horn است.
۱۷ اشباع اکسیژن شریان‌های نافی در مسیر بازگشت خون به جفت طبق منبع تقریباً چقدر است؟
پاسخ: پس از اختلاط‌های متعدد، oxygen saturation در umbilical arteries حدود ۵۸٪ ذکر شده است. ◦ «۸۰٪» نادرست است؛ حدود ۸۰٪ مربوط به umbilical vein هنگام بازگشت از جفت است. ◦ «۹۸٪» نادرست است؛ ۹۸٪ برای گردش جنینی طبیعی ذکر نشده است. ◦ «۲۰٪» نادرست است؛ ۲۰٪ مقدار ذکرشده نیست.
۱۸ در تترالوژی فالوت همراه سندرم Alagille، کدام محور مولکولی برجسته است؟
پاسخ: در حدود ۹۰٪ موارد Alagille جهش JAG1 ذکر شده و NOTCH/JAG1 برای neural crest و septum کونوتروانکال اهمیت دارد. ◦ «جهش VEGFR3 و اختلال لنف‌زایی» نادرست است؛ VEGFR3 در تکامل لنفاوی مطرح است. ◦ «فقدان کامل PITX2 بدون اثر بر outflow» نادرست است؛ PITX2 با laterality مرتبط است اما این محور خاص Alagille نیست. ◦ «افزایش برادی‌کینین پیش از تولد» نادرست است؛ bradykinin بسته شدن ductus پس از تولد را میانجی‌گری می‌کند.
۱۹ اسفنکتر مجرای وریدی در هنگام افزایش ناگهانی بازگشت وریدی ناشی از انقباض رحم چه می‌کند؟
پاسخ: منبع می‌گوید sphincter ductus venosus در افزایش بیش از حد venous return بسته می‌شود تا heart overload رخ ندهد. ◦ «بازتر می‌شود تا تمام خون از کبد عبور نکند» نادرست است؛ بازتر شدن در این وضعیت با توضیح منبع مخالف است. ◦ «فورامن اووال را می‌بندد» نادرست است؛ بسته شدن FO با فشارهای دهلیزی مرتبط است. ◦ «شریان‌های نافی را منقبض می‌کند» نادرست است؛ انقباض umbilical arteries رویداد جداگانه پس از تولد است.
۲۰ بسته شدن آناتومیک کامل فورامن اووال معمولاً طی چه بازه‌ای با جوش خوردن سپتوم‌ها رخ می‌دهد؟
پاسخ: apposition مداوم septum primum و secundum به fusion طی حدود یک سال می‌انجامد؛ closure عملکردی بسیار زودتر است. ◦ «چند دقیقه نخست تولد» نادرست است؛ چند دقیقه نخست برای برخی تغییرات عملکردی است نه fusion آناتومیک کامل. ◦ «روز ۲۱ جنینی» نادرست است؛ روز ۲۱ زمان آغاز ضربان قلب است. ◦ «هفته پنجم جنینی» نادرست است؛ هفته پنجم زمان تکامل بسیاری از ساختارهای جنینی است.
۲۱ در VSD بزرگ، نسبت جریان شریان ریوی به آئورت طبق منبع ممکن است تقریباً به چه محدوده‌ای برسد؟
پاسخ: بسته به اندازه VSD، منبع pulmonary arterial flow را ۱٫۲ تا ۱٫۷ برابر جریان آئورت ذکر می‌کند. ◦ «همیشه کمتر از ۰٫۲ برابر» نادرست است؛ این مقدار با متن تطابق ندارد. ◦ «دقیقاً ۱ برابر در همه موارد» نادرست است؛ جریان لزوماً برابر نیست. ◦ «بیش از ۱۰ برابر در همه موارد» نادرست است؛ چنین نسبت ثابت و بسیار بزرگی در منبع ذکر نشده است.
۲۲ در جدول حساسیت، آسیب لوله قلبی در روزهای ۲۲ تا ۲۸ بیش از همه با کدام نقص مرتبط است؟
پاسخ: heart tube در روزهای ۲۲ـ۲۸ برای genetic signaling of looping حساس است و نقص شاخص آن dextrocardia است. ◦ «TAPVR منفرد» نادرست است؛ TAPVR به DMP و positioning ورید ریوی مربوط است. ◦ «double IVC» نادرست است؛ double IVC نقص بازآرایی وریدی است. ◦ «left SVC» نادرست است؛ left SVC از persistence ورید کاردینال قدامی چپ ناشی می‌شود.
۲۳ بسته شدن آناتومیک مجرای شریانی با تکثیر اینتیما تقریباً چه مدت طول می‌کشد؟
پاسخ: functional closure سریع است اما anatomical obliteration با intimal proliferation حدود ۱ تا ۳ ماه طول می‌کشد. ◦ «۱ تا ۳ ساعت» نادرست است؛ چند ساعت برای بسته شدن کامل آناتومیک کافی نیست. ◦ «حدود یک سال» نادرست است؛ یک سال بیشتر به fusion سپتوم‌های دهلیزی مرتبط است. ◦ «تا هفته ۲۰ جنینی» نادرست است؛ ductus در جنین باید باز باشد و هفته ۲۰ بسته نمی‌شود.
۲۴ شش کیسه لنفی اولیه شامل کدام ترکیب است؟
پاسخ: منبع شش sac را ۲ jugular، ۲ iliac، ۱ retroperitoneal و ۱ cisterna chyli می‌داند. ◦ «دو کاروتید، دو کرونری و دو ورید ریوی» نادرست است؛ این ساختارها رگ‌های خونی‌اند نه شش lymph sac. ◦ «چهار ژوگولار و دو نافی» نادرست است؛ تعداد و انواع با متن تطابق ندارد. ◦ «یک ژوگولار، یک ایلیاک و چهار رتروپریتوئن» نادرست است؛ این توزیع کیسه‌ها نادرست است.
۲۵ در روزهای نخست پس از تولد، چرا گریه ممکن است دوره کوتاه سیانوز ایجاد کند؟
پاسخ: بسته شدن FO در روزهای نخست قابل برگشت است و crying می‌تواند right-to-left shunt گذرا ایجاد کند. ◦ «گریه ductus venosus را به آئورت متصل می‌کند» نادرست است؛ ductus venosus چنین اتصالی با آئورت ندارد. ◦ «گریه باعث تشکیل مجدد ورید نافی می‌شود» نادرست است؛ ورید نافی پس از تولد مجدداً تشکیل نمی‌شود. ◦ «گریه قوس چهارم چپ را تحلیل می‌برد» نادرست است؛ قوس‌های آئورتی مدت‌ها قبل شکل گرفته‌اند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

جنین‌شناسی تنفس — سوالات آموزشی سری اول

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در جنین حدود ۴ هفته‌ای، کدام زنجیره رخداد برای آغاز تشکیل جوانه ریه دقیق‌تر است؟
پاسخ: افزایش رتینوئیک اسید در مزودرم مجاور باعث افزایش بیان TBX4 در اندودرم محل دیورتیکول تنفسی می‌شود و TBX4 تشکیل جوانه و رشد بعدی ریه را القا می‌کند. ◦ TBX4 در اندودرم محل جوانه مطرح است، نه به عنوان رویداد اصلی مزودرمی؛ کاهش RA هم با شروع جوانه‌زنی سازگار نیست. ◦ FGF در تعامل اپی‌تلیوم-مزانشیم برای شاخه‌زایی‌های بعدی مهم است، اما محرک آغازین جوانه ریه در متن RA و TBX4 است. ◦ عصب واگ و بازشدن حنجره به تکامل حنجره مربوط‌اند و شروع جوانه ریه را توضیح نمی‌دهند.
۲ اگر در یک سؤال منشأ پوشش داخلی تراشه، برونش‌ها و آلوئول‌ها پرسیده شود، کدام پاسخ با متن فصل هماهنگ‌تر است؟
پاسخ: اپی‌تلیوم پوشاننده داخل حنجره، تراشه، برونش‌ها و ریه‌ها در متن به طور کامل اندودرمی معرفی شده است. ◦ اکتودرم سطحی منشأ پوست و برخی ساختارهای حسی است و برای پوشش داخلی راه‌های هوایی در این فصل مطرح نشده است. ◦ مزودرم سوماتیک بیشتر در جداره بدن و پلور جداری نقش دارد، نه پوشش داخلی مجاری تنفسی. ◦ مزودرم احشایی در بافت همبند، عضله، غضروف و پلور احشایی نقش دارد، اما اپی‌تلیوم داخلی را نمی‌سازد.
۳ در تصویر، ساختار مشخص‌شده در مرحله آغازین بیشتر بیانگر کدام مفهوم است؟
تصویر سؤال ۳
پاسخ: نشانگر روی برجستگی تنفسیِ جداشونده از دیواره شکمی روده پیشین قرار دارد؛ این همان آغاز دیورتیکول یا جوانه تنفسی است. ◦ در این مرحله هنوز بحث جدایی مری از حفره پریکارد مطرح نیست؛ جدایی مری و نای با سپتوم تراکئوازوفاژیال توضیح داده می‌شود. ◦ کیسه‌های انتهایی و آلوئول بالغ مربوط به بلوغ دیرتر ریه‌اند، نه نمای اولیه جوانه. ◦ چین‌های پلوروپریتونئال در تشکیل دیافراگم نقش دارند و تصویر مسیر اولیه جوانه ریه را نشان می‌دهد.
۴ کدام ترکیب منشأیی برای دستگاه تنفس دقیق‌تر است؟
پاسخ: متن فصل تصریح می‌کند اپی‌تلیوم داخلی از اندودرم و اجزای غضروفی، عضلانی و همبندی از مزودرم منشأ می‌گیرند. ◦ این گزینه منشأ اپی‌تلیوم و بافت پشتیبان را جابه‌جا کرده است؛ اندودرم پوشش داخلی را می‌سازد نه غضروف و عضله را. ◦ اکتودرم سطحی منشأ همه اجزای راه هوایی نیست و چنین قاعده‌ای در فصل وجود ندارد. ◦ تراشه و برونش‌ها نیز مانند آلوئول‌ها پوشش اندودرمی دارند؛ محدود کردن اندودرم به آلوئول غلط است.
۵ اگر سپتوم تراکئوازوفاژیال به‌درستی تشکیل شود، نتیجه مستقیم آن کدام است؟
پاسخ: جوش خوردن برجستگی‌های تراکئوازوفاژیال سپتوم را می‌سازد و روده پیشین را به مری پشتی و نای شکمی تقسیم می‌کند. ◦ سه برونش ثانویه در سمت راست و دو برونش در سمت چپ رخ می‌دهد و به سپتوم‌سازی مری-نای مربوط مستقیم نیست. ◦ تغییر شکل دهانه حنجره مربوط به رشد مزانشیم قوس‌های چهارم و ششم است. ◦ سورفاکتانت توسط سلول نوع II در انتهای ماه ششم ظاهر می‌شود، نه در هفته چهارم.
۶ در نقص جداسازی مری و نای، کدام توضیح برای پلی‌هیدرامنیوس قابل قبول‌تر است؟
پاسخ: در برخی انواع آترزی مری یا فیستول، مایع آمنیون پس از بلع به مسیر گوارشی نمی‌رسد؛ بنابراین جذب طبیعی مختل و پلی‌هیدرامنیوس ایجاد می‌شود. ◦ افزایش ترشح جفتی توضیح اختصاصی متن برای TEF نیست. ◦ ریه جنین قبل از تولد هواگیری نمی‌کند و این گزینه با فیزیولوژی جنینی ناسازگار است. ◦ افزایش ادرار جنین در همه TEFها قاعده مطرح‌شده در فصل نیست و پلی‌هیدرامنیوس اینجا از اختلال بلع و عبور مایع ناشی می‌شود.
۷ در تصویر، تشکیل ساختار جداکننده میان دو لوله بیشتر نتیجه کدام فرآیند است؟
تصویر سؤال ۷
پاسخ: تصویر مراحل تشکیل سپتوم تراکئوازوفاژیال را نشان می‌دهد؛ چین‌ها به هم می‌رسند و مسیر تنفسی شکمی را از مری پشتی جدا می‌کنند. ◦ جوانه‌های برونشی بعداً شاخه‌زایی می‌کنند و مستقیم به آلوئول بالغ تبدیل نمی‌شوند. ◦ غضروف‌های حنجره از مزانشیم قوس‌های چهارم و ششم‌اند، نه قوس سوم در این تصویر. ◦ حفره پلور حذف نمی‌شود؛ فاصله میان پلور احشایی و جداری حفره پلور را می‌سازد.
۸ کدام مورد درباره شایع‌ترین الگوی آترزی مری و فیستول تراکئوازوفاژیال درست‌تر است؟
پاسخ: در متن، حدود ۹۰٪ موارد با بن‌بست قطعه فوقانی مری و فیستول قطعه تحتانی به نای توصیف شده است. ◦ کور شدن انتهای نای الگوی اصلی مطرح‌شده در TEF نیست. ◦ باز شدن هر دو قطعه مری به ریه راست با آناتومی و الگوهای شکل هماهنگ نیست. ◦ H-type TEF بدون آترزی حدود ۴٪ ذکر شده و شایع‌ترین حالت نیست.
۹ در ناهنجاری‌های TEF، ورود محتویات معده یا مایع آمنیون به نای بیشتر خطر کدام پیامد را بالا می‌برد؟
پاسخ: وقتی از طریق فیستول محتویات معده یا مایع آمنیون وارد نای شود، التهاب و عفونت ریوی مانند پنومونیت و پنومونی محتمل است. ◦ آسپیراسیون باعث افزایش تکاملی آلوئول‌ها نمی‌شود. ◦ شکل‌گیری دهانه حنجره رویداد تکاملی مستقل است و پیامد ورود محتویات به نای نیست. ◦ آسپیراسیون نیاز به سورفاکتانت را کاهش نمی‌دهد؛ سورفاکتانت برای جلوگیری از کلاپس آلوئولی ضروری است.
۱۰ کدام مجموعه در ارتباط VACTERL به‌عنوان همراهی شناخته‌شده با TEF مطرح می‌شود؟
پاسخ: TEF می‌تواند بخشی از VACTERL باشد که شامل نقایص مهره‌ای، آنال، قلبی، تراکئوازوفاژیال، آترزی مری، کلیوی و اندامی است. ◦ این فهرست با مخفف VACTERL و متن فصل هماهنگ نیست. ◦ VACTERL یک مجموعه چنددستگاهی است و فقط به ریه محدود نمی‌شود. ◦ محدود کردن آن به روده میانی و پس‌روده، نقص تراکئوازوفاژیال و سایر اجزا را حذف می‌کند.
۱۱ کدام عبارت درباره منشأ و عصب‌گیری عضلات حنجره دقیق‌تر است؟
پاسخ: عضلات حنجره از مزانشیم قوس‌های چهارم و ششم حلقی منشأ می‌گیرند و به همین دلیل توسط شاخه‌های عصب واگ عصب‌دهی می‌شوند. ◦ قوس اول و عصب سه‌قلو بیشتر با مشتقات جونده و ساختارهای فکی ارتباط دارد، نه عضلات حنجره. ◦ اندودرم پوشش داخلی را می‌سازد؛ عضله حنجره اندودرمی نیست و عصب هیپوگلوس عصب اصلی عضلات زبان است. ◦ عصب فرنیک با دیافراگم مرتبط است، نه عصب‌گیری عضلات حنجره.
۱۲ در تصویر انواع آترزی/فیستول، نشانگر روی الگویی قرار گرفته که از نظر فراوانی در متن بیشترین سهم را دارد. کدام توصیف درست‌تر است؟
تصویر سؤال ۱۲
پاسخ: نشانگر روی الگوی شایع قرار دارد: قطعه فوقانی مری بن‌بست است و قطعه تحتانی با نای فیستول دارد. ◦ ارتباط H شکل بدون آترزی در متن حدود ۴٪ است و شایع‌ترین الگو نیست. ◦ کور بودن نای و عدم تشکیل برونش‌ها با شکل و الگوی TEF تطابق ندارد. ◦ این توصیف مسیر طبیعی و پاتولوژیک مری را برعکس و غیرواقعی بیان می‌کند.
۱۳ در تکامل حنجره، تکثیر سریع اپی‌تلیوم ابتدا چه اثری بر لومن دارد و سپس با چه فرآیندی اصلاح می‌شود؟
پاسخ: اپی‌تلیوم حنجره موقتاً لومن را می‌بندد؛ سپس با واکوئلیزاسیون و بازکانالیزاسیون، حفره دوباره برقرار و بطن‌های حنجره ایجاد می‌شوند. ◦ استخوانی شدن غضروف‌ها مکانیسم باز شدن لومن حنجره نیست. ◦ تقسیم نای و مری مربوط به سپتوم تراکئوازوفاژیال است نه تکثیر اپی‌تلیوم حنجره. ◦ حنجره به آلوئول تبدیل نمی‌شود؛ آلوئول‌ها در مراحل دیرتر بلوغ ریه شکل می‌گیرند.
۱۴ لترال ریسس‌های ایجادشده پس از بازکانالیزاسیون حنجره از نظر تکاملی به کدام ساختارها مربوط می‌شوند؟
پاسخ: بازکانالیزاسیون حنجره دو ریسس جانبی ایجاد می‌کند که همان بطن‌های حنجره‌اند و چین‌های اطراف آن‌ها به طناب‌های صوتی کاذب و حقیقی تبدیل می‌شوند. ◦ برونش‌های قطعه‌ای از شاخه‌زایی برونش‌ها به وجود می‌آیند، نه از ریسس‌های حنجره. ◦ سپتوم تراکئوازوفاژیال در جدایی روده پیشین نقش دارد و محصول ریسس‌های حنجره نیست. ◦ مجاری آلوئولی و کیسه‌های انتهایی مربوط به بلوغ پارانشیم ریه‌اند.
۱۵ کدام جفت عصب-قوس در حنجره درست‌تر است؟
پاسخ: متن فصل بیان می‌کند مشتقات قوس چهارم با عصب حنجره‌ای فوقانی و مشتقات قوس ششم با عصب حنجره‌ای راجعه عصب‌گیری می‌شوند. ◦ این گزینه عصب‌های قوس چهارم و ششم را جابه‌جا کرده است. ◦ قوس سوم و عصب فرنیک در این رابطه اختصاصی حنجره مطرح نیستند. ◦ قوس اول، هیپوگلوس و فاسیال رابطه درست عضلات حنجره را نمی‌سازند.
۱۶ در شروع هفته پنجم، جوانه‌های برونشی اولیه چه الگویی را پایه‌گذاری می‌کنند؟
پاسخ: در آغاز هفته پنجم، برونش راست سه برونش ثانویه و برونش چپ دو برونش ثانویه می‌دهد؛ این الگو با لوب‌های سه‌گانه راست و دوگانه چپ هماهنگ است. ◦ برابری دو شاخه در هر دو سمت با تعداد لوب‌های ریه راست و چپ سازگار نیست. ◦ این گزینه الگوی راست و چپ را برعکس کرده است. ◦ شاخه‌های ثانویه پیش از تولد و بسیار زودتر از تولد ایجاد می‌شوند.
۱۷ در تصویر شاخه‌زایی برونش‌ها، نمای مشخص‌شده بیشتر به کدام اصل تکاملی اشاره دارد؟
تصویر سؤال ۱۷
پاسخ: تصویر نشان می‌دهد شاخه‌زایی دو سمت یکسان نیست؛ سمت راست سه لوب و سمت چپ دو لوب را زمینه‌سازی می‌کند. ◦ سورفاکتانت محصول سلول نوع II در مراحل دیرتر است و تصویر شاخه‌زایی اولیه آن را نشان نمی‌دهد. ◦ حفره پلور حذف نمی‌شود و در تکامل قفسه سینه باقی می‌ماند. ◦ تراشه به مری تبدیل نمی‌شود؛ این دو از روده پیشین جدا می‌شوند.
۱۸ تا پایان ماه ششم، حدود چند نسل شاخه‌زایی در درخت برونشی تشکیل شده است و پس از تولد چه رخ می‌دهد؟
پاسخ: طبق متن، تا پایان ماه ششم حدود ۱۷ نسل شاخه‌زایی ایجاد می‌شود و حدود شش تقسیم اضافی پس از تولد انجام می‌گیرد. ◦ اعداد این گزینه برعکس بیان شده‌اند و ترتیب زمانی را خراب می‌کنند. ◦ دو نسل برای پایان ماه ششم بسیار کم است و با شکل‌گیری برونش‌های قطعه‌ای و تقسیمات بعدی نمی‌خواند. ◦ درخت برونشی و آلوئولی پس از تولد هم رشد می‌کند؛ توقف کامل تکامل درست نیست.
۱۹ برونش‌های قطعه‌ای از نظر تعداد و نتیجه تکاملی کدام الگو را می‌سازند؟
پاسخ: برونش‌های ثانویه با تقسیمات بعدی ۱۰ برونش قطعه‌ای در راست و ۸ در چپ ایجاد می‌کنند و این‌ها سگمان‌های برونکوپولمونری را می‌سازند. ◦ این گزینه تعدادهای راست و چپ را جابه‌جا می‌کند و بطن حنجره محصول برونش قطعه‌ای نیست. ◦ ۳ و ۲ به برونش‌های ثانویه و لوب‌ها مربوط است، نه تعداد برونش‌های قطعه‌ای. ◦ ۱۷ به نسل‌های شاخه‌زایی تا ماه ششم مربوط است و سلول نوع II سورفاکتانت می‌سازد نه برونش قطعه‌ای.
۲۰ کدام توضیح درباره تعامل اپی‌تلیوم-مزانشیم در شاخه‌زایی ریه درست‌تر است؟
پاسخ: متن فصل شاخه‌زایی را وابسته به تعامل اپی‌تلیوم جوانه‌های اندودرمی و مزودرم احشایی می‌داند و خانواده FGF را در پیام‌های مزودرمی مهم معرفی می‌کند. ◦ اکتودرم سطحی و عصب فرنیک تنظیم‌کننده اصلی شاخه‌زایی ریه در متن نیستند. ◦ اندودرم از همان شروع جوانه ریه و شاخه‌زایی نقش دارد، نه فقط پس از تولد. ◦ FGF در متن برای تنظیم شاخه‌زایی از سمت مزودرم مطرح شده است، نه صرفاً برای سورفاکتانت.
۲۱ در بلوغ ریه، کدام توالی از شاخه‌های انتهایی درست‌تر است؟
پاسخ: در فاز کانالیکولار، برونشیول‌های انتهایی به برونشیول‌های تنفسی و سپس مجاری آلوئولی تقسیم می‌شوند و مجاری به کیسه‌های انتهایی ختم می‌شوند. ◦ این گزینه نای و ترتیب شاخه‌های انتهایی را جابه‌جا کرده است. ◦ کیسه انتهایی آخر مسیر بلوغ است و به برونش ثانویه یا حنجره تبدیل نمی‌شود. ◦ مری و حفره پلور بخشی از توالی شاخه‌های تنفسی انتهایی نیستند.
۲۲ در تصویر، بخش نشان‌داده‌شده در سمت راست بیشتر با کدام تغییر فاز ترمینال‌ساک هماهنگ است؟
تصویر سؤال ۲۲
پاسخ: سمت راست تصویر مرحله‌ای را نشان می‌دهد که سلول‌های پوششی نازک‌تر شده‌اند و مویرگ‌ها به کیسه‌های انتهایی نزدیک می‌شوند؛ این برای تبادل گاز لازم است. ◦ جوانه اولیه ریه مربوط به هفته چهارم و شکل دیگری است. ◦ شکاف T شکل مربوط به دهانه حنجره است، نه بافت پارانشیم انتهایی ریه. ◦ سه برونش ثانویه در سمت راست در مراحل شاخه‌زایی زودتر رخ می‌دهد.
۲۳ چرا تا پایان ماه هفتم، بقای نوزاد نارس از نظر تنفسی امکان‌پذیرتر می‌شود؟
پاسخ: تا پایان ماه هفتم تعداد کافی کیسه‌های آلوئولی بالغ‌تر و مویرگ‌های نزدیک وجود دارد تا تبادل گاز حداقلی ممکن شود. ◦ آلوئول بالغ کامل قبل از تولد به تعداد بزرگسال وجود ندارد و رشد آلوئولی سال‌ها بعد ادامه دارد. ◦ ریه قبل از تولد پر از مایع است و خروج یا جذب عمده آن با شروع تنفس و زایمان رخ می‌دهد. ◦ پلور احشایی و جداری نباید بچسبند؛ فضای پلور برای حرکت ریه لازم است.
۲۴ کدام عبارت درباره سلول‌های آلوئولی نوع I و نوع II دقیق‌تر است؟
پاسخ: سلول نوع I نازک و مناسب تبادل گاز است؛ سلول نوع II در انتهای ماه ششم ظاهر می‌شود و سورفاکتانت فسفولیپیدی ترشح می‌کند. ◦ سورفاکتانت کار سلول نوع II است؛ غضروف نای از مزودرم می‌آید نه از سلول آلوئولی نوع II. ◦ پوشش آلوئولی اندودرمی است و حفره پلور محصول تمایز پلورهاست. ◦ سلول نوع II قبل از تولد و در انتهای ماه ششم ظاهر می‌شود.
۲۵ کدام ترکیب برای مایع ریه پیش از تولد در متن آمده است؟
پاسخ: ریه پیش از تولد پر از مایعی با کلر زیاد، پروتئین کم، مقداری موکوس غدد برونشی و سورفاکتانت سلول نوع II است. ◦ پروتئین کم و وجود سورفاکتانت در متن آمده؛ بنابراین این گزینه وارونه است. ◦ پیش از تولد ریه با هوا پر نیست و حرکات تنفسی جنینی مایع آمنیون را جابه‌جا می‌کنند. ◦ صفرا و آنزیم پانکراس ترکیبات گوارشی‌اند و توصیف مایع ریه نیستند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 جنین‌شناسی تنفس — سوالات آموزشی سری دوم
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی تنفس — آزمون آفلاین سری اول
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
🔒 جنین‌شناسی تنفس — آزمون آفلاین سری دوم
این سری ویژه اعضای دارای اشتراک فعال است.
تهیه اشتراک ←
یادآوری آموزشی

این محتوا صرفاً برای آموزش و مرور دانشجویان پزشکی تهیه شده و جایگزین کتاب مرجع، تدریس دانشگاهی یا قضاوت بالینی نیست.