زبان تخصصی

Medical Terminology · جزوه دکتر نجفی + ۱۱ فصل · خلاصه + آموزشی + آزمون آفلاین

➕ افزودن به دوره‌های من
زبان انگلیسی

درباره دوره زبان تخصصی پزشکی

این دوره زبان تخصصی پزشکی را بر پایه جزوه دکتر نجفی و فصل‌های منتخب Medical Terminology در یازده فصل ارائه می‌کند. علاوه بر مباحث پایه، فصل‌های قلب و عروق و لنف، خون و ایمنی، دستگاه گوارش و تولیدمثل زن، بارداری و تولد نیز پوشش داده می‌شوند.

خلاصه جزوه و پاسخ تمرین‌ها در بخش آغازین قرار دارد و هر فصل درسی شامل خلاصه، دو مجموعه ۲۵ سوالی آموزشی و دو آزمون آفلاین ۲۵ سوالی برای تثبیت واژگان پزشکی است.

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۱ — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ «ریشه (root)» در یک کلمهٔ پزشکی چه نقشی دارد؟
پاسخ: ریشه واحدِ بنیادیِ کلمه است که معنای پایه را می‌رساند و اجزای دیگر به آن اضافه می‌شوند.
۲ پسوند (suffix) در کجای کلمه می‌آید؟
پاسخ: پسوند جزئی است که در انتهای ریشه می‌آید و معنا را تغییر می‌دهد (مثلِ ‎-itis).
۳ پیشوند (prefix) در کجای کلمه قرار می‌گیرد؟
پاسخ: پیشوند جزئی است که قبل از ریشه می‌آید و معنا را تغییر می‌دهد (مثلِ pre-).
۴ حرفِ ربطِ (combining vowel) رایج در اصطلاحاتِ پزشکی کدام است؟
پاسخ: حرفِ ربطِ معمول o است (گاهی a/e/i) و برای آسان‌ترشدنِ تلفظ بین اجزا می‌آید.
۵ نوشتنِ ریشه به‌صورتِ neur/o چه نام دارد؟
پاسخ: ریشه‌ای که با حرفِ ربط نوشته شود combining form است و با اسلش نشان داده می‌شود.
۶ در کدام حالت حرفِ ربط معمولاً حذف می‌شود؟
پاسخ: اگر پسوند با حرفِ صدادار شروع شود حرفِ ربط حذف می‌شود؛ neur + itis = neuritis.
۷ حاصلِ neur + o + logy کدام است؟
پاسخ: چون logy با صامت شروع می‌شود حرفِ ربط o می‌ماند: neurology (مطالعهٔ سیستمِ عصبی).
۸ «کلمهٔ مرکب (compound word)» چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: کلمهٔ مرکب بیش از یک ریشه دارد، مثلِ cardiovascular یا lymphocyte.
۹ ریشهٔ cardi از کدام واژهٔ یونانی آمده و به چه معناست؟
پاسخ: cardi از یونانیِ kardia به معنای «قلب» می‌آید.
۱۰ کدام دو ریشه هر دو به معنای «کلیه» هستند؟
پاسخ: nephr (یونانی) و ren (لاتین) هر دو برای کلیه به‌کار می‌روند.
۱۱ ریشهٔ myel ممکن است به کدام دو معنا باشد؟
پاسخ: myel هم «مغزِ استخوان» و هم «نخاع» معنا می‌دهد؛ از متن باید تشخیص داد.
۱۲ در کلمهٔ chemical، ترکیبِ ch چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: ch در ابتدای کلمه مثلِ k تلفظ می‌شود (KEM-ih-kal).
۱۳ در ابتدای کلمه، ترکیبِ ps چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: ps در ابتدای کلمه خاموش است و مثلِ s تلفظ می‌شود (pseudonym → SU-do-nim).
۱۴ در ابتدای کلمه، ترکیبِ pt چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: pt در ابتدای کلمه مثلِ t تلفظ می‌شود (ptosis → TO-sis).
۱۵ در کلمهٔ pneumonia، ترکیبِ pn چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: pn در ابتدای کلمه مثلِ n تلفظ می‌شود (nu-MO-ne-ah).
۱۶ در کلمهٔ gnathic، ترکیبِ gn چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: gn در ابتدای کلمه مثلِ n تلفظ می‌شود (NATH-ik).
۱۷ حرفِ x در ابتدای کلمهٔ xiphoid چگونه تلفظ می‌شود؟
پاسخ: x در ابتدای کلمه مثلِ z تلفظ می‌شود (ZI-foyd).
۱۸ «c نرم» (soft c) مثلِ کدام صدا تلفظ می‌شود؟
پاسخ: c نرم (مثلِ racer) صدای s دارد؛ c سخت (مثلِ candy) صدای k.
۱۹ «g نرم» (soft g) مثلِ کدام صدا تلفظ می‌شود؟
پاسخ: g نرم (مثلِ page) صدای j دارد؛ g سخت (مثلِ grow) صدای g.
۲۰ وقتی صامتی قبل از x باشد (مثلِ pharynx)، صفتِ آن چگونه می‌شود؟
پاسخ: اگر صامت قبلِ x باشد، x به g تبدیل می‌شود: pharynx → pharyngeal.
۲۱ صفتِ کلمهٔ thorax (مختوم به x با مصوّتِ قبل) کدام است؟
پاسخ: اگر مصوّت قبلِ x باشد، x به c تبدیل می‌شود: thorax → thoracic.
۲۲ صفتِ کلمهٔ cervix کدام است؟
پاسخ: مصوّت قبلِ x است، پس x به c تبدیل می‌شود: cervix → cervical.
۲۳ حاصلِ ترکیبِ hem/o + ‎-rhage کدام است؟
پاسخ: وقتی پسوندِ شروع‌شونده با rh اضافه شود، r دوبل می‌شود: hemorrhage.
۲۴ جمعِ کلمهٔ vertebra (پایانهٔ ‎-a) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-a → ‎-ae؛ پس vertebra → vertebrae.
۲۵ جمعِ کلمهٔ thrombus (پایانهٔ ‎-us) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-us → ‎-i؛ پس thrombus → thrombi.
۲۶ جمعِ کلمهٔ diagnosis (پایانهٔ ‎-is) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-is → ‎-es؛ پس diagnosis → diagnoses.
۲۷ جمعِ کلمهٔ ganglion (پایانهٔ ‎-on) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-on → ‎-a؛ پس ganglion → ganglia.
۲۸ جمعِ کلمهٔ ovum (پایانهٔ ‎-um) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-um → ‎-a؛ پس ovum → ova.
۲۹ جمعِ کلمهٔ phalanx (پایانهٔ ‎-nx) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-nx → ‎-nges؛ پس phalanx → phalanges.
۳۰ جمعِ کلمهٔ appendix (پایانهٔ ‎-ix) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-ix → ‎-ices؛ پس appendix → appendices.
۳۱ جمعِ کلمهٔ stigma (پایانهٔ ‎-ma) کدام است؟
پاسخ: قاعدهٔ ‎-ma → ‎-mata؛ پس stigma → stigmata.
۳۲ پسوندِ ‎-itis به چه معناست؟
پاسخ: ‎-itis یعنی التهاب (مثلِ neuritis = التهابِ عصب).
۳۳ پسوندِ ‎-oma به چه معناست؟
پاسخ: ‎-oma یعنی تومور (مثلِ myeloma = تومورِ مغزِ استخوان).
۳۴ پسوندِ ‎-logy به چه معناست؟
پاسخ: ‎-logy یعنی مطالعهٔ یک رشته (مثلِ cardiology).
۳۵ پسوندِ ‎-ist به چه معناست؟
پاسخ: ‎-ist یعنی متخصص (مثلِ podiatrist = متخصصِ پا).
۳۶ در کلمهٔ cardiology، پسوندِ ‎-logy چه معنایی می‌دهد؟
پاسخ: cardi (قلب) + ‎-logy (مطالعه) = مطالعهٔ قلب.
۳۷ ریشهٔ ped/o در pediatrics به چه معناست؟
پاسخ: ped/o یعنی کودک؛ pediatrics = مراقبت و درمانِ کودکان.
۳۸ پسوندِ ‎-ia در dementia چه معنایی دارد؟
پاسخ: ‎-ia یعنی «حالتِ ...» (dementia = حالتِ زوالِ عقل).
۳۹ پایانهٔ ‎-osis معمولاً چه چیزی را نشان می‌دهد؟
پاسخ: ‎-osis (و ‎-iasis) حالتِ غیرطبیعی را می‌رساند (مثلِ stenosis = تنگی).
۴۰ پسوندِ ‎-ic در cardiac چه نقشی دارد؟
پاسخ: ‎-ic صفت‌ساز است و یعنی «مربوط به»؛ cardiac = مربوط به قلب.
۴۱ پسوندِ ‎-oid به چه معناست؟
پاسخ: ‎-oid یعنی «شبیه/مانند» (lymphoid = شبیهِ لنف).
۴۲ کلمهٔ venous با پسوندِ ‎-ous به چه معناست؟
پاسخ: ‎-ous صفت‌ساز است؛ venous یعنی «مربوط به ورید».
۴۳ هنگامِ صفت‌سازیِ کلمهٔ مختوم به ‎-sis با ‎-ic چه تغییری رخ می‌دهد؟
پاسخ: psychosis → psychotic؛ s اول به t تبدیل می‌شود قبل از ‎-ic.
۴۴ پسوندِ ‎-iatry در psychiatry به چه معناست؟
پاسخ: ‎-iatry (از iatr/o) یعنی تخصص/درمان؛ psychiatry = درمانِ اختلالاتِ روانی.
۴۵ پسوندِ ‎-ian در physician به چه معناست؟
پاسخ: ‎-ian یعنی متخصص؛ physician پزشک است.
۴۶ کلمهٔ myeloid (myel/o + ‎-oid) به چه معناست؟
پاسخ: ‎-oid یعنی «شبیه»؛ myeloid = شبیه/مربوط به مغزِ استخوان.
۴۷ «آکرونیم (acronym)» چیست؟
پاسخ: آکرونیم اختصاری است که از حرفِ اولِ هر کلمهٔ یک عبارت ساخته می‌شود (مثلِ MRI).
۴۸ در کلمهٔ relearn، پیشوندِ re- چه معنایی می‌دهد؟
پاسخ: re- یعنی «دوباره/عقب»؛ relearn = دوباره یادگرفتن.
۴۹ پسوندِ ‎-ics در orthopedics چه چیزی را نشان می‌دهد؟
پاسخ: ‎-ics یعنی تخصصِ پزشکی؛ orthopedics شاخه‌ای از پزشکی است.
۵۰ پسوندِ ‎-form در muciform به چه معناست؟
پاسخ: ‎-form صفت‌ساز است و یعنی «شبیه/به‌شکلِ»؛ muciform = شبیهِ موکوس.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۱ — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۱ — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۱ — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۱ — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۱ — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۲ — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ ترتیبِ صحیحِ سطوحِ سازمان‌دهیِ بدن کدام است؟
پاسخ: از ساده به پیچیده: مواد شیمیایی → سلول → بافت → اندام → دستگاه → کلِ ارگانیسم.
۲ واحدِ پایهٔ موجودِ زنده چیست؟
پاسخ: سلول واحدِ ساختاری و عملکردیِ پایهٔ بدن است (ریشه: cyt/o).
۳ ریشهٔ cyt/o به چه معناست؟
پاسخ: cyt/o (و ‎-cyte) یعنی «سلول»؛ cytology = سلول‌شناسی.
۴ کدام اندامک «نیروگاهِ سلول» است و ATP می‌سازد؟
پاسخ: میتوکندری انرژیِ مواد مغذی را به ATP تبدیل می‌کند.
۵ مرکزِ کنترلِ سلول کدام است؟
پاسخ: هسته مرکزِ کنترل است و کروموزوم‌ها را در خود دارد.
۶ وظیفهٔ هستک (nucleolus) چیست؟
پاسخ: هستک ریبوزوم می‌سازد.
۷ کدام اندامک پروتئین می‌سازد؟
پاسخ: ریبوزوم (از RNA و پروتئین) محلِ ساختِ پروتئین است.
۸ شبکهٔ آندوپلاسمیِ صاف (smooth ER) بیشتر در چه کاری نقش دارد؟
پاسخ: ER صاف در ساختِ لیپید نقش دارد؛ ER زبر در پردازشِ پروتئین.
۹ وظیفهٔ دستگاه گلژی (Golgi apparatus) چیست؟
پاسخ: گلژی پروتئین‌ها را اصلاح و برای انتقال بسته‌بندی می‌کند.
۱۰ لیزوزوم (lysosome) چه می‌کند؟
پاسخ: لیزوزوم آنزیم‌های گوارشی دارد و موادِ درونِ سلول را تجزیه می‌کند.
۱۱ وظیفهٔ پراکسی‌زوم (peroxisome) چیست؟
پاسخ: پراکسی‌زوم موادِ مضر را تجزیه می‌کند.
۱۲ سانتریول (centriole) در چه فرایندی نقش دارد؟
پاسخ: سانتریول‌ها هنگامِ تقسیمِ سلول کروموزوم‌ها را جدا می‌کنند.
۱۳ غشای پلاسمایی (plasma membrane) چه نقشی دارد؟
پاسخ: غشای پلاسمایی محتوای سلول را محصور و ورود/خروجِ مواد را تنظیم می‌کند.
۱۴ تاژک (flagellum) چه کاری انجام می‌دهد؟
پاسخ: تاژک زائدهٔ بلندی است که خودِ سلول را حرکت می‌دهد (مثلِ دمِ اسپرم).
۱۵ بخشِ مایعِ سیتوپلاسم چه نام دارد؟
پاسخ: سیتوزول بخشِ مایعِ سیتوپلاسم است که اندامک‌ها را احاطه می‌کند.
۱۶ هر سلولِ بدنیِ انسان چند کروموزوم دارد؟
پاسخ: هر سلولِ بدنی ۴۶ کروموزوم دارد (جز سلول‌های جنسی).
۱۷ مادهٔ ژنتیکیِ کروموزوم چیست؟
پاسخ: کروموزوم از DNA ساخته شده که به ژن‌ها سازمان یافته است.
۱۸ واحدهای DNA که ساختِ پروتئین را کنترل می‌کنند چه نام دارند؟
پاسخ: ژن‌ها واحدهای DNA هستند که ساختِ پروتئین را کنترل می‌کنند.
۱۹ کدام مولکول به ساختِ پروتئین در سلول کمک می‌کند؟
پاسخ: سلول برای ساختِ پروتئین از RNA کمک می‌گیرد.
۲۰ کدام سلول‌ها ۴۶ کروموزوم ندارند؟
پاسخ: همهٔ سلول‌های بدنی ۴۶ کروموزوم دارند جز سلول‌های جنسی.
۲۱ «ترکیبِ انرژیِ سلول» کدام است؟
پاسخ: ATP (آدنوزین‌تری‌فسفات) ترکیبِ انرژیِ سلول است.
۲۲ قندِ اصلیِ بدن که در خون می‌چرخد کدام است؟
پاسخ: گلوکز قندِ اصلی است که در خون می‌چرخد و انرژیِ سلول‌ها را می‌دهد.
۲۳ «متابولیسم (metabolism)» چیست؟
پاسخ: متابولیسم مجموعِ کلِ واکنش‌های فیزیکی و شیمیاییِ بدن است.
۲۴ آنزیم‌ها جزوِ کدام دستهٔ موادِ آلی هستند؟
پاسخ: آنزیم‌ها نوعی پروتئین‌اند که سرعتِ واکنش‌های متابولیک را بالا می‌برند.
۲۵ لیپیدها شاملِ کدام دسته‌اند؟
پاسخ: لیپیدها شاملِ چربی‌ها هستند؛ بافتِ چربی (adipose) آن‌ها را ذخیره می‌کند.
۲۶ تقسیمِ سلولِ بدنی چه نام دارد؟
پاسخ: سلولِ بدنی با میتوز تقسیم می‌شود و هر سلولِ دختر ۴۶ کروموزوم می‌گیرد.
۲۷ وقتی سلول در حالِ تقسیم نیست، در کدام مرحله است؟
پاسخ: سلولِ غیرِدرحالِ‌تقسیم در مرحلهٔ اینترفاز است.
۲۸ سلول‌های جنسی با کدام فرایند تقسیم می‌شوند؟
پاسخ: سلول‌های جنسی با میوز تقسیم می‌شوند که کروموزوم‌ها را نصف می‌کند.
۲۹ میوز تعدادِ کروموزوم‌ها را چه می‌کند؟
پاسخ: میوز کروموزوم‌ها را نصف می‌کند تا هنگامِ لقاح ۴۶ بازسازی شود.
۳۰ تکثیرِ مهارنشدهٔ سلول‌ها و رشدِ بیش‌ازحد به چه می‌انجامد؟
پاسخ: در سرطان، سلول‌ها بدونِ کنترل تکثیر و تومور ایجاد می‌کنند.
۳۱ در متافاز، کروموزوم‌ها کجا قرار می‌گیرند؟
پاسخ: در متافاز کروموزوم‌ها در میانهٔ سلول روی رشته‌های دوک ردیف می‌شوند.
۳۲ در کدام مرحلهٔ میتوز سلول به دو نیم تقسیم می‌شود؟
پاسخ: در تلوفاز غشای پلاسمایی سلول را تقسیم و دو سلولِ جدید می‌سازد.
۳۳ ریشهٔ hist/o به چه معناست؟
پاسخ: hist/o یعنی «بافت»؛ histology = بافت‌شناسی.
۳۴ «مطالعهٔ بافت‌ها» چه نام دارد؟
پاسخ: histology = مطالعهٔ بافت‌ها (ریشهٔ hist/o).
۳۵ «مطالعهٔ سلول‌ها» چه نام دارد؟
پاسخ: cytology = مطالعهٔ سلول‌ها (ریشهٔ cyt/o).
۳۶ کدام دو ریشه هر دو به معنای «هسته» هستند؟
پاسخ: nucle/o (لاتین) و kary/o (یونانی) هر دو یعنی «هسته».
۳۷ ریشهٔ morph/o به چه معناست؟
پاسخ: morph/o یعنی «شکل»؛ polymorphous = چندشکلی.
۳۸ ریشهٔ aden/o به چه معناست؟
پاسخ: aden/o یعنی «غده»؛ adenoma = تومورِ غده.
۳۹ ریشهٔ fibr/o به چه معناست؟
پاسخ: fibr/o یعنی «فیبر/رشته»؛ fibrosis = تشکیلِ غیرطبیعیِ بافتِ فیبری.
۴۰ پسوندِ ‎-ase معمولاً نشان‌دهندهٔ چیست؟
پاسخ: ‎-ase یعنی آنزیم؛ lipase = آنزیمِ تجزیه‌کنندهٔ چربی.
۴۱ پسوندِ ‎-ose معمولاً نشان‌دهندهٔ چیست؟
پاسخ: ‎-ose یعنی قند؛ lactose = قندِ شیر.
۴۲ ریشه‌های gluc/o و glyc/o به چه معنا هستند؟
پاسخ: gluc/o و glyc/o یعنی «گلوکز/قند»؛ normoglycemia = قندِ خونِ طبیعی.
۴۳ ریشه‌های lip/o و adip/o به چه معنا هستند؟
پاسخ: lip/o و adip/o یعنی «چربی»؛ lipophilic، adiposuria.
۴۴ ریشهٔ hydr/o به چه معناست؟
پاسخ: hydr/o یعنی «آب»؛ hydration = افزودنِ آب.
۴۵ ریشهٔ prote/o به چه معناست؟
پاسخ: prote/o یعنی «پروتئین»؛ protease = آنزیمِ تجزیه‌کنندهٔ پروتئین.
۴۶ ریشهٔ phag/o به چه معناست؟
پاسخ: phag/o یعنی «خوردن/بلعیدن»؛ phagocyte = سلولِ بلعنده.
۴۷ ریشهٔ troph/o به چه معناست؟
پاسخ: troph/o یعنی «تغذیه/رشد»؛ atrophy = تحلیلِ بافت.
۴۸ ریشهٔ blast/o به چه معناست؟
پاسخ: blast/o یعنی «سلولِ نابالغ/جنینی»؛ histioblast = سلولِ سازندهٔ بافت.
۴۹ «اندامک (organelle)» چیست؟
پاسخ: اندامک ساختارِ تخصصیِ درونِ سیتوپلاسم است که کارِ خاصی انجام می‌دهد.
۵۰ زائده‌های کوتاهِ غشای سلول که مواد را جذب می‌کنند چه نام دارند؟
پاسخ: میکروویلی (microvilli) زائده‌های کوتاهِ غشا برای جذبِ مواد به سلول هستند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۲ — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۲ — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۲ — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۲ — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۲ — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۳ — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ «بیماری (disease)» در این فصل چگونه تعریف می‌شود؟
پاسخ: بیماری هر اختلالی در عملکردِ طبیعیِ بدن است که علت‌های گوناگون دارد.
۲ علتِ یک بیماری با کدام اصطلاح بیان می‌شود؟
پاسخ: اتیولوژی یعنی علتِ بیماری.
۳ بیماریِ acute چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: بیماریِ حاد (acute) ناگهانی، شدید و کوتاه‌مدت است.
۴ بیماریِ chronic چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: بیماریِ مزمن (chronic) طولانی و آهسته‌پیش‌رونده است.
۵ هر عاملِ بیماری‌زا با کدام اصطلاح نامیده می‌شود؟
پاسخ: هر عاملِ بیماری‌زا پاتوژن نامیده می‌شود.
۶ «نئوپلازی (neoplasia)» به چه معناست؟
پاسخ: نئوپلازی رشدِ غیرطبیعی و کنترل‌نشدهٔ بافت (تومور) است.
۷ بیماری‌های دژنراتیو (degenerative) از چه چیزی ناشی می‌شوند؟
پاسخ: بیماری‌های تخریبی از فرسایش، پیری یا تروما ناشی می‌شوند (مثلِ آرتریت).
۸ بیماری‌های خودایمنی در کدام دستهٔ بیماری‌ها جای می‌گیرند؟
پاسخ: خودایمنی جزوِ اختلالاتِ ایمنی است که بدن علیه بافتِ خود آنتی‌بادی می‌سازد.
۹ دیابت ملیتوس نمونه‌ای از کدام دستهٔ بیماری است؟
پاسخ: دیابت ملیتوس از اختلالاتِ هورمونی است.
۱۰ «نکروز (necrosis)» به چه معناست؟
پاسخ: نکروز یعنی مرگِ بافت، که می‌تواند پیامدِ آسیب باشد.
۱۱ عواملِ عفونی شاملِ کدام گروه‌اند؟
پاسخ: عواملِ عفونی ویروس‌ها، باکتری‌ها، قارچ‌ها، تک‌یاخته‌ها و کرم‌ها هستند.
۱۲ باکتری‌های کروی چه نام دارند؟
پاسخ: cocci باکتری‌های کروی‌اند (مفرد: coccus).
۱۳ باکتری‌های میله‌ای چه نام دارند؟
پاسخ: bacilli باکتری‌های میله‌ای‌اند (مفرد: bacillus).
۱۴ باکتری‌های مارپیچی که با پیچش حرکت می‌کنند چه نام دارند؟
پاسخ: spirochetes باکتری‌های مارپیچی‌اند (مثلِ عاملِ سیفلیس).
۱۵ کوکسی‌های زنجیره‌ای با کدام پیشوند نام می‌گیرند؟
پاسخ: کوکسی‌های زنجیره‌ای streptococci و خوشه‌ای staphylococci نام دارند.
۱۶ ویروس‌ها فقط در کجا تکثیر می‌شوند؟
پاسخ: ویروس‌ها عواملِ زیرِمیکروسکوپی‌اند که فقط درونِ سلولِ زنده تکثیر می‌شوند.
۱۷ قارچ‌ها (fungi) شاملِ کدام‌اند؟
پاسخ: قارچ‌ها گیاهانِ سادهٔ بدونِ کلروفیل‌اند و شاملِ مخمر و کپک هستند.
۱۸ «helminths» به چه معناست؟
پاسخ: helminths یعنی کرم‌ها (مثلِ کرمِ گرد و کرمک).
۱۹ مالاریا توسطِ کدام عاملِ عفونی ایجاد می‌شود؟
پاسخ: مالاریا را تک‌یاخته‌ها (protozoa) ایجاد می‌کنند.
۲۰ مسیرهای ورودِ عوامل عفونی به بدن چه نام دارند؟
پاسخ: عوامل عفونی از درگاه‌های ورود مثلِ پوستِ آسیب‌دیده و دستگاه تنفس وارد می‌شوند.
۲۱ پاسخِ بافت به آسیب با کدام علائم همراه است؟
پاسخ: التهاب (inflammation) با قرمزی، گرما، تورم و درد همراه است.
۲۲ در «فاگوسیتوز (phagocytosis)» چه اتفاقی می‌افتد؟
پاسخ: در فاگوسیتوز گلبولِ سفید عاملِ بیگانه را بلعیده و نابود می‌کند.
۲۳ مجموعِ کلِ دفاع‌های بدن در برابرِ عفونت چه نام دارد؟
پاسخ: ایمنی مجموعِ کلِ دفاع‌های بدن در برابرِ بیماریِ عفونی است.
۲۴ «ادم (edema)» به چه معناست؟
پاسخ: ادم تورمِ ناشی از تجمعِ مایع در بافت است.
۲۵ «آبسه (abscess)» به چه معناست؟
پاسخ: آبسه تجمعِ موضعیِ چرک است.
۲۶ «فیستول (fistula)» چیست؟
پاسخ: فیستول مجرای غیرطبیعی بینِ دو اندام یا تا سطحِ بدن است.
۲۷ «گانگرن (gangrene)» معمولاً از چه چیزی ناشی می‌شود؟
پاسخ: گانگرن مرگِ بافت است که معمولاً از قطعِ خون‌رسانی رخ می‌دهد.
۲۸ «purulent» به چه معناست؟
پاسخ: purulent یعنی «چرکی»؛ suppuration = چرک‌سازی.
۲۹ «ascites» به چه معناست؟
پاسخ: ascites تجمعِ مایع در حفرهٔ صفاقی است.
۳۰ تشخیصِ پزشکی با کدام مرحله شروع می‌شود؟
پاسخ: تشخیص با گرفتنِ شرحِ‌حالِ بیمار شروع می‌شود.
۳۱ «palpation» به چه معناست؟
پاسخ: palpation یعنی لمسِ سطحِ بدن با دست یا انگشت.
۳۲ «percussion» به چه معناست؟
پاسخ: percussion یعنی ضربه‌زدن به بدن و ارزیابیِ بافت از روی صدا.
۳۳ «auscultation» به چه معناست؟
پاسخ: auscultation یعنی گوش‌دادن به صداهای بدن با استتوسکوپ.
۳۴ فشارِ خون با کدام ابزار اندازه‌گیری می‌شود؟
پاسخ: فشارِ خون با اسفیگمومانومتر (و استتوسکوپ) اندازه‌گیری می‌شود.
۳۵ فشارِ سیستولیک مربوط به کدام حالتِ قلب است؟
پاسخ: فشارِ سیستولیک هنگامِ انقباضِ قلب و دیاستولیک هنگامِ استراحت است.
۳۶ افتالموسکوپ برای معاینهٔ کدام عضو است؟
پاسخ: افتالموسکوپ برای معاینهٔ چشم و اتوسکوپ برای گوش است.
۳۷ اتوسکوپ برای معاینهٔ کدام عضو است؟
پاسخ: اتوسکوپ برای معاینهٔ گوش به‌کار می‌رود.
۳۸ «بیوپسی (biopsy)» چیست؟
پاسخ: بیوپسی برداشتِ بافت برای بررسیِ میکروسکوپی است.
۳۹ اندوسکوپ برای چه کاری به‌کار می‌رود؟
پاسخ: اندوسکوپ برای دیدنِ درونِ حفره‌های بدن است (مثلِ برونکوسکوپ).
۴۰ پایه‌ای‌ترین روشِ تصویربرداری کدام است؟
پاسخ: رادیوگرافی پایه‌ای‌ترین روش است که از اشعهٔ X استفاده می‌کند.
۴۱ رادیوگرافی برای تصویرِ کدام بافت مناسب‌تر است؟
پاسخ: رادیوگرافی برای بافتِ متراکم مثلِ استخوان مناسب است.
۴۲ کدام روشِ تصویربرداری از میدانِ مغناطیسی و امواجِ رادیویی استفاده می‌کند؟
پاسخ: MRI از میدانِ مغناطیسی و امواجِ رادیویی استفاده می‌کند و بافتِ نرم را خوب نشان می‌دهد.
۴۳ کدام روش از اشعهٔ X و کامپیوتر برای ساختِ برش‌های مقطعی استفاده می‌کند؟
پاسخ: CT از اشعهٔ X از زوایای مختلف + کامپیوتر برش‌های مقطعی می‌سازد.
۴۴ سونوگرافی (ultrasonography) از چه چیزی تصویر می‌سازد؟
پاسخ: سونوگرافی از پژواکِ امواجِ صوتیِ پرفرکانس تصویر می‌سازد.
۴۵ مادهٔ حاجب (contrast medium) مثلِ باریم برای چه کاری است؟
پاسخ: مادهٔ حاجب دیدِ ساختارهای نرم را در رادیوگرافی بهتر می‌کند.
۴۶ درمانی که فقط تسکین می‌دهد و قصدِ درمانِ قطعی ندارد چه نام دارد؟
پاسخ: درمانِ تسکینی (palliative) فقط تسکین می‌دهد و درمانِ قطعی نیست.
۴۷ پیش‌بینیِ سرانجامِ بیماری با کدام اصطلاح بیان می‌شود؟
پاسخ: پروگنوز پیش‌بینیِ سرانجامِ بیماری است؛ دیاگنوز تعیینِ ماهیت و علت.
۴۸ «بیهوشی/بی‌حسی (anesthesia)» در جراحی چه نقشی دارد؟
پاسخ: بیهوشی برای کم‌کردن یا حذفِ درد در جراحی به‌کار می‌رود.
۴۹ «incision» در جراحی به چه معناست؟
پاسخ: incision یعنی برشِ بافت با ابزارِ تیز در جراحی.
۵۰ «زخم/ضایعه (lesion)» به چه معناست؟
پاسخ: lesion آسیب یا ضایعهٔ موضعیِ بافت است که در بیماری‌های دژنراتیو رخ می‌دهد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۳ — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۳ — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۳ — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۳ — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۳ — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ دانشجو باید از روی عبارت «پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «integumentary system» درست است، چون پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد. این دستگاه هم محافظت می‌کند و هم در تنظیم دما و نمایش نشانه‌های بیماری نقش دارد ◦ «eponychium / cuticle» غلط است؛ این اصطلاح به «پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arrector pili muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «basal cell carcinoma» غلط است؛ این اصطلاح به «شایع‌ترین سرطان پوست با رشد کند و متاستاز نادر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «لایهٔ بیرونی و نازک پوست که اپی‌تلیالی است و رگ خونی ندارد»؟
پاسخ: «epidermis» درست است، چون لایهٔ بیرونی و نازک پوست که اپی‌تلیالی است و رگ خونی ندارد. تغذیهٔ آن به طور غیرمستقیم از dermis انجام می‌شود و کراتین در آن مهم است ◦ «petechiae» غلط است؛ این اصطلاح به «نقاط کوچک خون‌ریزی زیرپوستی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «allograft» غلط است؛ این اصطلاح به «گرافت از فرد دیگر از همان گونه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «contusion» غلط است؛ این اصطلاح به «کبودی ناشی از ضربه بدون پارگی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «لایهٔ میانی پوست که عروق، اعصاب، فولیکول مو و غدد را در خود دارد» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «dermis / corium» درست است، چون لایهٔ میانی پوست که عروق، اعصاب، فولیکول مو و غدد را در خود دارد. در سوال‌ها corium همان dermis است و نباید با epidermis اشتباه شود ◦ «sebaceous gland» غلط است؛ این اصطلاح به «غدهٔ چربی پوست که sebum تولید می‌کند و معمولاً به فولیکول مو باز...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «verruca / wart» غلط است؛ این اصطلاح به «زگیل ناشی از HPV» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herpes simplex» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت ویروسی با vesicleهای عودکننده، معمولاً اطراف دهان یا ناحیه...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «subcutaneous layer / hypodermis» درست است، چون لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد. این لایه جزو پوست به معنای دقیق نیست اما در دستگاه پوششی بررسی می‌شود ◦ «pressure ulcer / decubitus ulcer» غلط است؛ این اصطلاح به «زخم ناشی از فشار طولانی و ischemia در بیمار بی‌حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sweat gland / sudoriferous gland» غلط است؛ این اصطلاح به «غدهٔ تولیدکنندهٔ عرق که با ریشهٔ hidr/o هم شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «systemic lupus erythematosus» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خودایمنی سیستمیک که می‌تواند rash پوستی هم بدهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «keratin» درست است، چون پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود. کراتین سد مکانیکی می‌سازد و با pigment یا غده اشتباه نمی‌شود ◦ «pustule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melanin» غلط است؛ این اصطلاح به «رنگدانهٔ محافظ پوست در برابر نور خورشید که تیرگی پوست را تعیین می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fissure» غلط است؛ این اصطلاح به «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «رنگدانهٔ محافظ پوست در برابر نور خورشید که تیرگی پوست را تعیین می‌کند» است؟
پاسخ: «melanin» درست است، چون رنگدانهٔ محافظ پوست در برابر نور خورشید که تیرگی پوست را تعیین می‌کند. ریشهٔ melan/o به black یا melanin اشاره دارد ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «onych/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scabies» غلط است؛ این اصطلاح به «آلودگی با مایت که خارش شدید و burrow ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ دانشجو باید از روی عبارت «سلولی در epidermis که ملانین تولید می‌کند» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «melanocyte» درست است، چون سلولی در epidermis که ملانین تولید می‌کند. در melanoma منشأ سلولی همین melanocyte است ◦ «laceration» غلط است؛ این اصطلاح به «پارگی با لبه‌های نامنظم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ecchymosis» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌مردگی بزرگ‌تر زیرپوستی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ichthyosis» غلط است؛ این اصطلاح به «پوست خشک، ضخیم و فلس‌دار شبیه فلس ماهی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «غدهٔ تولیدکنندهٔ عرق که با ریشهٔ hidr/o هم شناخته می‌شود»؟
پاسخ: «sweat gland / sudoriferous gland» درست است، چون غدهٔ تولیدکنندهٔ عرق که با ریشهٔ hidr/o هم شناخته می‌شود. sudoriferous یعنی sweat-bearing و به sebaceous مربوط نیست ◦ «pressure ulcer / decubitus ulcer» غلط است؛ این اصطلاح به «زخم ناشی از فشار طولانی و ischemia در بیمار بی‌حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «subcutaneous layer / hypodermis» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «derm/o / dermat/o / cutane/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مرتبط با پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۹ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «غدهٔ چربی پوست که sebum تولید می‌کند و معمولاً به فولیکول مو باز می‌شود» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «sebaceous gland» درست است، چون غدهٔ چربی پوست که sebum تولید می‌کند و معمولاً به فولیکول مو باز می‌شود. ریشهٔ seb/o به sebum و چربی اشاره دارد ◦ «dermis / corium» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ میانی پوست که عروق، اعصاب، فولیکول مو و غدد را در خود دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herpes simplex» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت ویروسی با vesicleهای عودکننده، معمولاً اطراف دهان یا ناحیه...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «verruca / wart» غلط است؛ این اصطلاح به «زگیل ناشی از HPV» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «sebum» درست است، چون ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند. با sweat فرق دارد؛ sebum چرب است و sweat آبکی ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «seb/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «فرورفتگی پوستی که ریشهٔ مو در آن قرار دارد» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «hair follicle» درست است، چون فرورفتگی پوستی که ریشهٔ مو در آن قرار دارد. ساختار مربوط به مو است و با nail bed اشتباه نمی‌شود ◦ «hyperhidrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «تعریق بیش از حد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «iontophoresis» غلط است؛ این اصطلاح به «راندن دارو از پوست با جریان الکتریکی ضعیف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «antihistamine» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی مهارکنندهٔ اثر histamine برای خارش و واکنش آلرژیک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد» است؟
پاسخ: «arrector pili muscle» درست است، چون عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد. در پاسخ‌های امتحانی به واکنش مو در سرما یا ترس مربوط می‌شود ◦ «integumentary system» غلط است؛ این اصطلاح به «پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «eponychium / cuticle» غلط است؛ این اصطلاح به «پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «basal cell carcinoma» غلط است؛ این اصطلاح به «شایع‌ترین سرطان پوست با رشد کند و متاستاز نادر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ دانشجو باید از روی عبارت «صفحهٔ سخت و قابل‌دیدن ناخن که روی nail bed قرار دارد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «nail plate» درست است، چون صفحهٔ سخت و قابل‌دیدن ناخن که روی nail bed قرار دارد. با nail root که محل رشد است فرق دارد ◦ «anhidrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «نبود یا کاهش شدید تعریق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «antifungal» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضد قارچ برای tinea یا onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cellulitis» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت بافت نرم و پوست با قرمزی، گرمی و درد منتشر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۴ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن»؟
پاسخ: «lunula» درست است، چون هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن. این علامت بخشی از ناخن است نه ضایعهٔ پوستی ◦ «papule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «eczema» غلط است؛ این اصطلاح به «درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «nodule» غلط است؛ این اصطلاح به «تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «eponychium / cuticle» درست است، چون پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود. در سوال‌ها eponychium همان cuticle است ◦ «integumentary system» غلط است؛ این اصطلاح به «پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arrector pili muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «basal cell carcinoma» غلط است؛ این اصطلاح به «شایع‌ترین سرطان پوست با رشد کند و متاستاز نادر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «onych/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis. اگر سوال از fungal infection of nail بپرسد، onych/o کلید مهم است ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melan/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melanin» غلط است؛ این اصطلاح به «رنگدانهٔ محافظ پوست در برابر نور خورشید که تیرگی پوست را تعیین می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «ریشه‌های مرتبط با پوست» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «derm/o / dermat/o / cutane/o» درست است، چون ریشه‌های مرتبط با پوست. dermatitis، dermal و cutaneous همگی به skin مربوط‌اند ◦ «systemic lupus erythematosus» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خودایمنی سیستمیک که می‌تواند rash پوستی هم بدهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «subcutaneous layer / hypodermis» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herpes zoster / shingles» غلط است؛ این اصطلاح به «فعال‌شدن دوباره varicella-zoster با ضایعات دردناک در مسیر dermatome» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin» است؟
پاسخ: «kerat/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin. در hyperkeratosis افزایش کراتین یا ضخیم‌شدن لایه شاخی مطرح است ◦ «culture» غلط است؛ این اصطلاح به «کشت نمونه برای شناسایی عامل عفونی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۹ دانشجو باید از روی عبارت «ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «melan/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin. در melanoma و melanocyte همین ریشه دیده می‌شود ◦ «onych/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pustule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «culture» غلط است؛ این اصطلاح به «کشت نمونه برای شناسایی عامل عفونی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق»؟
پاسخ: «hidr/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق. anhidrosis نبود تعریق و hyperhidrosis تعریق زیاد است ◦ «nodule» غلط است؛ این اصطلاح به «تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «biopsy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن نمونهٔ بافت برای بررسی میکروسکوپی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «seb/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست. seborrhea یعنی جریان یا ترشح بیش از حد sebum ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ulcer» غلط است؛ این اصطلاح به «زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ریشهٔ مربوط به مو» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «trich/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به مو. trichopathy یعنی بیماری مو و با onych/o فرق دارد ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «vesicle» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول کوچک پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pustule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «albinism» درست است، چون کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود. کلید آن pigment deficiency است، نه التهاب یا عفونت ◦ «erythema» غلط است؛ این اصطلاح به «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cyanosis» غلط است؛ این اصطلاح به «کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «alopecia» غلط است؛ این اصطلاح به «ریزش مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۴ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «لکه‌های سفید به علت از دست رفتن موضعی رنگدانهٔ پوست» است؟
پاسخ: «vitiligo» درست است، چون لکه‌های سفید به علت از دست رفتن موضعی رنگدانهٔ پوست. با albinism که گسترده و ژنتیکی‌تر است فرق دارد ◦ «albinism» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cyanosis» غلط است؛ این اصطلاح به «کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erythema» غلط است؛ این اصطلاح به «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ دانشجو باید از روی عبارت «کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «cyanosis» درست است، چون کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون. آبی‌شدن لب یا ناخن در سوال‌ها به cyanosis اشاره دارد ◦ «alopecia» غلط است؛ این اصطلاح به «ریزش مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «impetigo» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت سطحی پوست با crust عسلی‌رنگ، بیشتر در کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erythema» غلط است؛ این اصطلاح به «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۶ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب»؟
پاسخ: «erythema» درست است، چون قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب. با ecchymosis که خون‌مردگی است فرق دارد ◦ «vitiligo» غلط است؛ این اصطلاح به «لکه‌های سفید به علت از دست رفتن موضعی رنگدانهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischemia» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش خون‌رسانی بافتی که می‌تواند به نکروز و زخم فشاری برسد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «impetigo» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت سطحی پوست با crust عسلی‌رنگ، بیشتر در کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۷ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «زردی پوست و صلبیه به علت افزایش bilirubin» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «jaundice / icterus» درست است، چون زردی پوست و صلبیه به علت افزایش bilirubin. کلید امتحانی آن yellow skin and sclera است ◦ «second-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی نسبی که epidermis و بخشی از dermis را درگیر می‌کند و تاول...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «malignant melanoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خطرناک‌ترین سرطان پوست از melanocyte با متاستاز زودرس» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «first-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی سطحی فقط در epidermis با قرمزی و درد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۸ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «macule» درست است، چون ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست. freckle نمونهٔ کلاسیک macule است ◦ «biopsy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن نمونهٔ بافت برای بررسی میکروسکوپی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «nodule» غلط است؛ این اصطلاح به «تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۹ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «papule» درست است، چون ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست. با macule فرق دارد چون برجسته است ◦ «eczema» غلط است؛ این اصطلاح به «درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hidr/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۰ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «تاول کوچک پر از مایع» است؟
پاسخ: «vesicle» درست است، چون تاول کوچک پر از مایع. اگر تاول بزرگ باشد bulla مناسب‌تر است ◦ «onych/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fissure» غلط است؛ این اصطلاح به «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pustule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۱ دانشجو باید از روی عبارت «تاول بزرگ پر از مایع» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «bulla» درست است، چون تاول بزرگ پر از مایع. از vesicle بزرگ‌تر است و با pustule چرکی فرق دارد ◦ «sebum» غلط است؛ این اصطلاح به «ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۲ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک»؟
پاسخ: «pustule» درست است، چون ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک. کلید آن pus است، نه صرفاً clear fluid ◦ «kerat/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «vesicle» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول کوچک پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۳ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «wheal» درست است، چون برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria. معمولاً سریع ایجاد و محو می‌شود ◦ «crust» غلط است؛ این اصطلاح به «دلمهٔ خشک‌شده از خون، serum یا چرک روی ضایعه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ulcer» غلط است؛ این اصطلاح به «زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۴ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «nodule» درست است، چون تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule. اندازه و عمق آن از papule بیشتر است ◦ «lunula» غلط است؛ این اصطلاح به «هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «macule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۵ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «ulcer» درست است، چون زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط. با fissure که ترک خطی است فرق دارد ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۶ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» است؟
پاسخ: «fissure» درست است، چون ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط. در لب ترک‌خورده یا پوست خشک دیده می‌شود ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «culture» غلط است؛ این اصطلاح به «کشت نمونه برای شناسایی عامل عفونی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۷ دانشجو باید از روی عبارت «دلمهٔ خشک‌شده از خون، serum یا چرک روی ضایعه» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «crust» درست است، چون دلمهٔ خشک‌شده از خون، serum یا چرک روی ضایعه. با scale که پوسته‌ریزی خشک است فرق دارد ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «seb/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۸ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis»؟
پاسخ: «scale» درست است، چون پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis. در psoriasis و ichthyosis به شکل scaly مطرح می‌شود ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «crust» غلط است؛ این اصطلاح به «دلمهٔ خشک‌شده از خون، serum یا چرک روی ضایعه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «seb/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۹ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «خراش سطحی ناشی از ساییده‌شدن پوست» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «abrasion» درست است، چون خراش سطحی ناشی از ساییده‌شدن پوست. معمولاً فقط epidermis یا سطح dermis را درگیر می‌کند ◦ «albinism» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pruritus» غلط است؛ این اصطلاح به «خارش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «vitiligo» غلط است؛ این اصطلاح به «لکه‌های سفید به علت از دست رفتن موضعی رنگدانهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۰ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «پارگی با لبه‌های نامنظم» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «laceration» درست است، چون پارگی با لبه‌های نامنظم. با incised wound که لبهٔ صاف دارد اشتباه نشود ◦ «anhidrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «نبود یا کاهش شدید تعریق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ABCDE rule» غلط است؛ این اصطلاح به «قاعدهٔ هشدار melanoma شامل asymmetry، border، color، diameter و...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cellulitis» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت بافت نرم و پوست با قرمزی، گرمی و درد منتشر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۱ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «کبودی ناشی از ضربه بدون پارگی پوست» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «contusion» درست است، چون کبودی ناشی از ضربه بدون پارگی پوست. خون‌ریزی زیرپوستی دارد اما پوست باز نیست ◦ «xeroderma» غلط است؛ این اصطلاح به «خشکی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «psoriasis» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری مزمن با پلاک‌های قرمز و پوسته‌های نقره‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «urticaria» غلط است؛ این اصطلاح به «whealهای خارش‌دار ناشی از واکنش آلرژیک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۲ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «زخم سوراخ‌شوندهٔ عمیق با دهانهٔ کوچک» است؟
پاسخ: «puncture wound» درست است، چون زخم سوراخ‌شوندهٔ عمیق با دهانهٔ کوچک. گزش یا فرو رفتن میخ مثال رایج آن است ◦ «Kaposi sarcoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور عروقی با لکه‌ها یا پلاک‌های ارغوانی، به‌ویژه در نقص ایمنی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herpes simplex» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت ویروسی با vesicleهای عودکننده، معمولاً اطراف دهان یا ناحیه...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «verruca / wart» غلط است؛ این اصطلاح به «زگیل ناشی از HPV» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۳ دانشجو باید از روی عبارت «سوختگی سطحی فقط در epidermis با قرمزی و درد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «first-degree burn» درست است، چون سوختگی سطحی فقط در epidermis با قرمزی و درد. تاول عمیق یا تخریب کامل پوست ندارد ◦ «transdermal patch» غلط است؛ این اصطلاح به «راه تجویز دارو از طریق پوست با آزادسازی تدریجی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «third-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی تمام ضخامت پوست که epidermis و dermis را نابود می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «malignant melanoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خطرناک‌ترین سرطان پوست از melanocyte با متاستاز زودرس» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۴ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «سوختگی نسبی که epidermis و بخشی از dermis را درگیر می‌کند و تاول می‌دهد»؟
پاسخ: «second-degree burn» درست است، چون سوختگی نسبی که epidermis و بخشی از dermis را درگیر می‌کند و تاول می‌دهد. وجود blister کلید مهم آن است ◦ «malignant melanoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خطرناک‌ترین سرطان پوست از melanocyte با متاستاز زودرس» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «jaundice / icterus» غلط است؛ این اصطلاح به «زردی پوست و صلبیه به علت افزایش bilirubin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «third-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی تمام ضخامت پوست که epidermis و dermis را نابود می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۵ در فصل ۴، وقتی متن دربارهٔ «سوختگی تمام ضخامت پوست که epidermis و dermis را نابود می‌کند» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «third-degree burn» درست است، چون سوختگی تمام ضخامت پوست که epidermis و dermis را نابود می‌کند. ممکن است به علت تخریب اعصاب درد اولیه کمتر باشد ◦ «first-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی سطحی فقط در epidermis با قرمزی و درد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transdermal patch» غلط است؛ این اصطلاح به «راه تجویز دارو از طریق پوست با آزادسازی تدریجی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «second-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی نسبی که epidermis و بخشی از dermis را درگیر می‌کند و تاول...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۶ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «روش تخمین درصد سطح بدن در سوختگی‌ها» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «rule of nines» درست است، چون روش تخمین درصد سطح بدن در سوختگی‌ها. برای محاسبهٔ BSA در سوختگی بزرگسالان استفاده می‌شود ◦ «antihistamine» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی مهارکنندهٔ اثر histamine برای خارش و واکنش آلرژیک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hair follicle» غلط است؛ این اصطلاح به «فرورفتگی پوستی که ریشهٔ مو در آن قرار دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «laser therapy» غلط است؛ این اصطلاح به «استفاده از نور متمرکز برای برش، تبخیر یا درمان ضایعات پوستی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۷ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «زخم ناشی از فشار طولانی و ischemia در بیمار بی‌حرکت» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «pressure ulcer / decubitus ulcer» درست است، چون زخم ناشی از فشار طولانی و ischemia در بیمار بی‌حرکت. محل‌های استخوانی مثل sacrum در خطرند ◦ «sweat gland / sudoriferous gland» غلط است؛ این اصطلاح به «غدهٔ تولیدکنندهٔ عرق که با ریشهٔ hidr/o هم شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «subcutaneous layer / hypodermis» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «systemic lupus erythematosus» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خودایمنی سیستمیک که می‌تواند rash پوستی هم بدهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۸ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «کاهش خون‌رسانی بافتی که می‌تواند به نکروز و زخم فشاری برسد» است؟
پاسخ: «ischemia» درست است، چون کاهش خون‌رسانی بافتی که می‌تواند به نکروز و زخم فشاری برسد. در pressure ulcer فشار باعث ischemia می‌شود ◦ «alopecia» غلط است؛ این اصطلاح به «ریزش مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «impetigo» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت سطحی پوست با crust عسلی‌رنگ، بیشتر در کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erythema» غلط است؛ این اصطلاح به «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۹ دانشجو باید از روی عبارت «التهاب پوست با قرمزی، خارش یا تحریک» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «dermatitis» درست است، چون التهاب پوست با قرمزی، خارش یا تحریک. پسوند -itis التهاب را نشان می‌دهد ◦ «nail plate» غلط است؛ این اصطلاح به «صفحهٔ سخت و قابل‌دیدن ناخن که روی nail bed قرار دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melanocyte» غلط است؛ این اصطلاح به «سلولی در epidermis که ملانین تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «anhidrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «نبود یا کاهش شدید تعریق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵۰ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده»؟
پاسخ: «eczema» درست است، چون درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده. در بسیاری منابع نوعی dermatitis محسوب می‌شود ◦ «biopsy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن نمونهٔ بافت برای بررسی میکروسکوپی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «papule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «arrector pili muscle» درست است، چون عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد. در پاسخ‌های امتحانی به واکنش مو در سرما یا ترس مربوط می‌شود ◦ «basal cell carcinoma» غلط است؛ این اصطلاح به «شایع‌ترین سرطان پوست با رشد کند و متاستاز نادر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «integumentary system» غلط است؛ این اصطلاح به «پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «eponychium / cuticle» غلط است؛ این اصطلاح به «پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ اگر در متن بالینی فصل ۴ نشانهٔ «صفحهٔ سخت و قابل‌دیدن ناخن که روی nail bed قرار دارد» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «nail plate» درست است، چون صفحهٔ سخت و قابل‌دیدن ناخن که روی nail bed قرار دارد. با nail root که محل رشد است فرق دارد ◦ «melanocyte» غلط است؛ این اصطلاح به «سلولی در epidermis که ملانین تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ABCDE rule» غلط است؛ این اصطلاح به «قاعدهٔ هشدار melanoma شامل asymmetry، border، color، diameter و...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «laceration» غلط است؛ این اصطلاح به «پارگی با لبه‌های نامنظم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «lunula ← ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق» نادرست است؛ «lunula» یعنی هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن. این علامت بخشی از ناخن است نه ضایعهٔ پوستی ◦ «biopsy ← برداشتن نمونهٔ بافت برای بررسی میکروسکوپی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «eczema ← درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «nodule ← تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۴ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «eponychium / cuticle» درست است، چون پوستک روی ابتدای صفحهٔ ناخن که از ادامهٔ epidermis ساخته می‌شود. در سوال‌ها eponychium همان cuticle است ◦ «integumentary system» غلط است؛ این اصطلاح به «پوست، مو، ناخن و غدد پوستی را به عنوان سد دفاعی بدن در بر می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arrector pili muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کوچکی که با انقباض، مو را راست می‌کند و goose bumps می‌سازد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «basal cell carcinoma» غلط است؛ این اصطلاح به «شایع‌ترین سرطان پوست با رشد کند و متاستاز نادر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «onych/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis. اگر سوال از fungal infection of nail بپرسد، onych/o کلید مهم است ◦ «kerat/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fissure» غلط است؛ این اصطلاح به «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ کدام اصطلاح از نظر فصل ۴ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «ریشه‌های مرتبط با پوست» آمده است؟
پاسخ: «derm/o / dermat/o / cutane/o» درست است، چون ریشه‌های مرتبط با پوست. dermatitis، dermal و cutaneous همگی به skin مربوط‌اند ◦ «systemic lupus erythematosus» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خودایمنی سیستمیک که می‌تواند rash پوستی هم بدهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «subcutaneous layer / hypodermis» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ زیرپوستیِ چربی و بافت همبند که ضربه‌گیری و عایق حرارتی می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herpes zoster / shingles» غلط است؛ این اصطلاح به «فعال‌شدن دوباره varicella-zoster با ضایعات دردناک در مسیر dermatome» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «kerat/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin. در hyperkeratosis افزایش کراتین یا ضخیم‌شدن لایه شاخی مطرح است ◦ «melan/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «melan/o ← ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» نادرست است؛ «melan/o» یعنی ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin. در melanoma و melanocyte همین ریشه دیده می‌شود ◦ «keratin ← پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «scabies ← آلودگی با مایت که خارش شدید و burrow ایجاد می‌کند» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «trich/o ← ریشهٔ مربوط به مو» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۹ در یک سوال ترکیبی، عبارت «ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «hidr/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق. anhidrosis نبود تعریق و hyperhidrosis تعریق زیاد است ◦ «lunula» غلط است؛ این اصطلاح به «هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «papule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «macule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «seb/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست. seborrhea یعنی جریان یا ترشح بیش از حد sebum ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sebum» غلط است؛ این اصطلاح به «ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «ریشهٔ مربوط به مو» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «trich/o» درست است، چون ریشهٔ مربوط به مو. trichopathy یعنی بیماری مو و با onych/o فرق دارد ◦ «melan/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scabies» غلط است؛ این اصطلاح به «آلودگی با مایت که خارش شدید و burrow ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «onych/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ کدام اصطلاح از نظر فصل ۴ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود» آمده است؟
پاسخ: «albinism» درست است، چون کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود. کلید آن pigment deficiency است، نه التهاب یا عفونت ◦ «pruritus» غلط است؛ این اصطلاح به «خارش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «alopecia» غلط است؛ این اصطلاح به «ریزش مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erythema» غلط است؛ این اصطلاح به «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «vitiligo ← ریزش مو» نادرست است؛ «vitiligo» یعنی لکه‌های سفید به علت از دست رفتن موضعی رنگدانهٔ پوست. با albinism که گسترده و ژنتیکی‌تر است فرق دارد ◦ «abrasion ← خراش سطحی ناشی از ساییده‌شدن پوست» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «erythema ← قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «pruritus ← خارش» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۴ اگر در متن بالینی فصل ۴ نشانهٔ «کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «cyanosis» درست است، چون کبودی پوست یا مخاط به علت کمبود اکسیژن خون. آبی‌شدن لب یا ناخن در سوال‌ها به cyanosis اشاره دارد ◦ «impetigo» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت سطحی پوست با crust عسلی‌رنگ، بیشتر در کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «albinism» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش یا نبود ملانین که باعث روشن‌بودن غیرطبیعی پوست و مو می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischemia» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش خون‌رسانی بافتی که می‌تواند به نکروز و زخم فشاری برسد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ در یک سوال ترکیبی، عبارت «قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «erythema» درست است، چون قرمزی پوست معمولاً به علت پرخونی یا التهاب. با ecchymosis که خون‌مردگی است فرق دارد ◦ «impetigo» غلط است؛ این اصطلاح به «عفونت سطحی پوست با crust عسلی‌رنگ، بیشتر در کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «abrasion» غلط است؛ این اصطلاح به «خراش سطحی ناشی از ساییده‌شدن پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pruritus» غلط است؛ این اصطلاح به «خارش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «زردی پوست و صلبیه به علت افزایش bilirubin» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «jaundice / icterus» درست است، چون زردی پوست و صلبیه به علت افزایش bilirubin. کلید امتحانی آن yellow skin and sclera است ◦ «second-degree burn» غلط است؛ این اصطلاح به «سوختگی نسبی که epidermis و بخشی از dermis را درگیر می‌کند و تاول...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «malignant melanoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خطرناک‌ترین سرطان پوست از melanocyte با متاستاز زودرس» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transdermal patch» غلط است؛ این اصطلاح به «راه تجویز دارو از طریق پوست با آزادسازی تدریجی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «macule» درست است، چون ضایعهٔ صاف و تغییررنگ‌دادهٔ پوست که برجسته نیست. freckle نمونهٔ کلاسیک macule است ◦ «papule» غلط است؛ این اصطلاح به «ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keloid» غلط است؛ این اصطلاح به «اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «biopsy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن نمونهٔ بافت برای بررسی میکروسکوپی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «papule ← اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» نادرست است؛ «papule» یعنی ضایعهٔ کوچک، جامد و برجستهٔ پوست. با macule فرق دارد چون برجسته است ◦ «lunula ← هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «hidr/o ← ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «nodule ← تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۹ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «تاول کوچک پر از مایع» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «vesicle» درست است، چون تاول کوچک پر از مایع. اگر تاول بزرگ باشد bulla مناسب‌تر است ◦ «culture» غلط است؛ این اصطلاح به «کشت نمونه برای شناسایی عامل عفونی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melanin» غلط است؛ این اصطلاح به «رنگدانهٔ محافظ پوست در برابر نور خورشید که تیرگی پوست را تعیین می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «melan/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به رنگ سیاه یا melanin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ اگر در متن بالینی فصل ۴ نشانهٔ «تاول بزرگ پر از مایع» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «bulla» درست است، چون تاول بزرگ پر از مایع. از vesicle بزرگ‌تر است و با pustule چرکی فرق دارد ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sebum» غلط است؛ این اصطلاح به «ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ulcer» غلط است؛ این اصطلاح به «زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ در یک سوال ترکیبی، عبارت «ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «pustule» درست است، چون ضایعهٔ برجستهٔ پر از چرک. کلید آن pus است، نه صرفاً clear fluid ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fissure» غلط است؛ این اصطلاح به «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «kerat/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به بافت شاخی یا keratin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «wheal» درست است، چون برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria. معمولاً سریع ایجاد و محو می‌شود ◦ «sebum» غلط است؛ این اصطلاح به «ترشح چرب غدد سباسه که پوست و مو را نرم می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scale» غلط است؛ این اصطلاح به «پوسته‌های خشک و جداشوندهٔ epidermis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «nodule ← اسکار برجسته و بیش‌ازحد پس از ترمیم زخم» نادرست است؛ «nodule» یعنی تودهٔ جامد و عمقی‌تر از papule. اندازه و عمق آن از papule بیشتر است ◦ «hidr/o ← ریشهٔ مربوط به sweat یا تعریق» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «eczema ← درماتیت خارش‌دار و مزمن با ضایعات التهابی عودکننده» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «lunula ← هلال سفیدرنگ نزدیک ریشهٔ ناخن» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۲۴ کدام اصطلاح از نظر فصل ۴ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط» آمده است؟
پاسخ: «ulcer» درست است، چون زخم باز با از دست رفتن سطح پوست یا مخاط. با fissure که ترک خطی است فرق دارد ◦ «seb/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به sebum یا چربی پوست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bulla» غلط است؛ این اصطلاح به «تاول بزرگ پر از مایع» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «wheal» غلط است؛ این اصطلاح به «برآمدگی گذرا و خارش‌دار مثل واکنش آلرژیک یا urticaria» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «fissure» درست است، چون ترک باریک و خطی در پوست یا مخاط. در لب ترک‌خورده یا پوست خشک دیده می‌شود ◦ «onych/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به ناخن در واژه‌هایی مثل onychomycosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «keratin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین مقاوم پوست، مو و ناخن که با ریشهٔ kerat/o شناخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trich/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ مربوط به مو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۴ Integumentary System — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «اسکلت محوری شامل skull، vertebral column، ribs و sternum است»؟
پاسخ: «axial skeleton» درست است، چون اسکلت محوری شامل skull، vertebral column، ribs و sternum است. در برابر appendicular قرار می‌گیرد که اندام‌ها و کمربندها را دارد ◦ «chondrosarcoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور بدخیم غضروف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synovial fluid» غلط است؛ این اصطلاح به «مایع لغزندهٔ داخل مفصل سینوویال» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «achondroplasia» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال رشد غضروفی با کوتاهی اندام‌ها» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «اسکلت ضمیمه‌ای شامل کمربند شانه‌ای، اندام فوقانی، لگن و اندام تحتانی است» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «appendicular skeleton» درست است، چون اسکلت ضمیمه‌ای شامل کمربند شانه‌ای، اندام فوقانی، لگن و اندام تحتانی است. عدد کلاسیک آن ۱۲۶ استخوان در بزرگسال است ◦ «cartilage / chondr/o» غلط است؛ این اصطلاح به «غضروفی که انتهای استخوان‌ها را می‌پوشاند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «carpal tunnel syndrome» غلط است؛ این اصطلاح به «فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «herniated disk / HNP» غلط است؛ این اصطلاح به «بیرون‌زدگی nucleus pulposus از annulus fibrosus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «بخش جمجمه‌ای محافظ مغز» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «cranium» درست است، چون بخش جمجمه‌ای محافظ مغز. با facial bones که صورت را می‌سازند فرق دارد ◦ «scapula» غلط است؛ این اصطلاح به «کتف یا shoulder blade» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sternum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «patella» غلط است؛ این اصطلاح به «کشکک زانو یا kneecap» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «مفاصل ثابت بین استخوان‌های جمجمه» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «sutures» درست است، چون مفاصل ثابت بین استخوان‌های جمجمه. استثنای متحرک مهم در skull همان TMJ است ◦ «ischium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scapula» غلط است؛ این اصطلاح به «کتف یا shoulder blade» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone» است؟
پاسخ: «temporomandibular joint / TMJ» درست است، چون مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone. در درد فک و arthroplasty کیس Susan مهم است ◦ «spongy bone / cancellous bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synovial joint / diarthrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteogenesis imperfecta / OI» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ دانشجو باید از روی عبارت «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «atlas / C1» درست است، چون اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد. C1 با nodding و حمایت جمجمه مرتبط است ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metatarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metacarpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد»؟
پاسخ: «axis / C2» درست است، چون دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد. dens یا odontoid process در آن مهم است ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «calcaneus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «هفت مهرهٔ گردنی» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «cervical vertebrae» درست است، چون هفت مهرهٔ گردنی. در شمارش spinal region عدد ۷ کلید است ◦ «thoracic vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolisthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «لغزش یک مهره روی مهرهٔ زیرین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «lumbar vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۹ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «thoracic vertebrae» درست است، چون دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند. عدد ۱۲ و ارتباط با قفسه سینه مهم است ◦ «cervical vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «هفت مهرهٔ گردنی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «comminuted fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی چندتکه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transverse fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی عرضی عمود بر محور استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «lumbar vertebrae» درست است، چون پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر. تحمل وزن در این ناحیه بیشتر است ◦ «epiphyseal plate» غلط است؛ این اصطلاح به «صفحهٔ رشد غضروفی در استخوان کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolisthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «لغزش یک مهره روی مهرهٔ زیرین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thoracic vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده» است؟
پاسخ: «sacrum» درست است، چون استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده. بخشی از pelvis و ستون مهره است ◦ «coccyx» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fibula» غلط است؛ این اصطلاح به «نازک‌نی در سمت خارجی ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «radius» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ساعد در سمت شست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ دانشجو باید از روی عبارت «استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «coccyx» درست است، چون استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده. انتهای ستون مهره را می‌سازد ◦ «fibula» غلط است؛ این اصطلاح به «نازک‌نی در سمت خارجی ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sacrum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «radius» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ساعد در سمت شست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «دوازده جفت دنده در قفسه سینه»؟
پاسخ: «ribs / costae» درست است، چون دوازده جفت دنده در قفسه سینه. ریشهٔ cost/o به rib اشاره دارد ◦ «metatarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metacarpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۴ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «sternum» درست است، چون استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه. breastbone معادل عامیانه آن است ◦ «patella» غلط است؛ این اصطلاح به «کشکک زانو یا kneecap» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ترقوه یا collarbone» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «clavicle» درست است، چون ترقوه یا collarbone. جزو کمربند شانه‌ای است ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «patella» غلط است؛ این اصطلاح به «کشکک زانو یا kneecap» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sternum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «کتف یا shoulder blade» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «scapula» درست است، چون کتف یا shoulder blade. با clavicle در کمربند شانه‌ای همکاری می‌کند ◦ «carpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cranium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش جمجمه‌ای محافظ مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «استخوان بازو» است؟
پاسخ: «humerus» درست است، چون استخوان بازو. با radius و ulna که ساعدند فرق دارد ◦ «ischium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «carpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scapula» غلط است؛ این اصطلاح به «کتف یا shoulder blade» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ دانشجو باید از روی عبارت «استخوان ساعد در سمت شست» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «radius» درست است، چون استخوان ساعد در سمت شست. در Colles fracture معمولاً distal radius مطرح است ◦ «coccyx» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sacrum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fibula» غلط است؛ این اصطلاح به «نازک‌نی در سمت خارجی ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۹ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «استخوان ساعد در سمت انگشت کوچک»؟
پاسخ: «ulna» درست است، چون استخوان ساعد در سمت انگشت کوچک. olecranon بخشی از ulna است ◦ «ilium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش پهن و بالایی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «femur» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pubis» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش قدامی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «استخوان‌های مچ دست» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «carpals» درست است، چون استخوان‌های مچ دست. carp/o به wrist اشاره دارد ◦ «sternum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «metacarpals» درست است، چون استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges. meta- جایگاه میانی را یادآوری می‌کند ◦ «metatarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «phalanges» درست است، چون استخوان‌های انگشتان دست یا پا. در دست و پا نام مشترک دارد ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «calcaneus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «استخوان لگن که از ilium، ischium و pubis ساخته می‌شود» است؟
پاسخ: «os coxae / pelvic bone» درست است، چون استخوان لگن که از ilium، ischium و pubis ساخته می‌شود. acetabulum حفرهٔ مفصل ران روی آن است ◦ «carpal tunnel syndrome» غلط است؛ این اصطلاح به «فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ankylosing spondylitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب مزمن ستون مهره با خشکی و fusion احتمالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bunion / hallux valgus» غلط است؛ این اصطلاح به «بدشکلی شست پا با انحراف به سمت انگشتان دیگر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۴ دانشجو باید از روی عبارت «بخش پهن و بالایی استخوان لگن» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «ilium» درست است، چون بخش پهن و بالایی استخوان لگن. ریشهٔ ili/o به ilium اشاره دارد ◦ «pubis» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش قدامی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tibia» غلط است؛ این اصطلاح به «درشت‌نی و استخوان اصلی تحمل‌کننده وزن در ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «femur» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد»؟
پاسخ: «ischium» درست است، چون بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد. با ilium و pubis سه بخش os coxae را می‌سازد ◦ «tarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «patella» غلط است؛ این اصطلاح به «کشکک زانو یا kneecap» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sternum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۶ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «بخش قدامی استخوان لگن» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «pubis» درست است، چون بخش قدامی استخوان لگن. pubic symphysis اتصال میانی دو pubis است ◦ «ilium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش پهن و بالایی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tibia» غلط است؛ این اصطلاح به «درشت‌نی و استخوان اصلی تحمل‌کننده وزن در ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «femur» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۷ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «acetabulum» درست است، چون حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد. در hip joint و arthroplasty مهم است ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteopenia» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش تراکم استخوان کمتر از osteoporosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۸ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «femur» درست است، چون استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن. thigh bone همان femur است ◦ «tibia» غلط است؛ این اصطلاح به «درشت‌نی و استخوان اصلی تحمل‌کننده وزن در ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pubis» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش قدامی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ilium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش پهن و بالایی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۹ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «کشکک زانو یا kneecap» است؟
پاسخ: «patella» درست است، چون کشکک زانو یا kneecap. در جلوی مفصل زانو قرار دارد ◦ «cranium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش جمجمه‌ای محافظ مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «carpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sternum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان جناغ در خط میانی قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۰ دانشجو باید از روی عبارت «درشت‌نی و استخوان اصلی تحمل‌کننده وزن در ساق» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «tibia» درست است، چون درشت‌نی و استخوان اصلی تحمل‌کننده وزن در ساق. shinbone معمولاً tibia است ◦ «pubis» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش قدامی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ilium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش پهن و بالایی استخوان لگن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «femur» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ران و بزرگ‌ترین استخوان بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۱ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «نازک‌نی در سمت خارجی ساق»؟
پاسخ: «fibula» درست است، چون نازک‌نی در سمت خارجی ساق. تحمل وزن آن از tibia کمتر است ◦ «radius» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ساعد در سمت شست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «coccyx» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sacrum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۲ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «استخوان‌های مچ پا» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «tarsals» درست است، چون استخوان‌های مچ پا. tars/o به ankle region نزدیک است ◦ «carpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «patella» غلط است؛ این اصطلاح به «کشکک زانو یا kneecap» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۳ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «استخوان‌های کف پا» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «metatarsals» درست است، چون استخوان‌های کف پا. بین tarsals و phalanges قرار دارند ◦ «metacarpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۴ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «استخوان پاشنه» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «calcaneus» درست است، چون استخوان پاشنه. بزرگ‌ترین tarsal bone است ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «clavicle» غلط است؛ این اصطلاح به «ترقوه یا collarbone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۵ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «فرایند تشکیل استخوان» است؟
پاسخ: «ossification» درست است، چون فرایند تشکیل استخوان. در رشد و ترمیم استخوان مطرح می‌شود ◦ «osteomalacia» غلط است؛ این اصطلاح به «نرم‌شدن استخوان بالغ معمولاً با مشکل ویتامین D» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «compact bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان متراکم و سخت بیرونی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arthroplasty» غلط است؛ این اصطلاح به «بازسازی یا تعویض مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۶ دانشجو باید از روی عبارت «سلول استخوان‌ساز» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «osteoblast» درست است، چون سلول استخوان‌ساز. blast معمولاً سلول سازنده یا نابالغ را یادآوری می‌کند ◦ «acetabulum» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «DEXA / BMD» غلط است؛ این اصطلاح به «روش سنجش تراکم معدنی استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۷ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «سلول بالغ استخوانی در ماتریکس»؟
پاسخ: «osteocyte» درست است، چون سلول بالغ استخوانی در ماتریکس. با osteoblast سازنده و osteoclast تخریب‌کننده فرق دارد ◦ «scoliosis» غلط است؛ این اصطلاح به «انحنای جانبی ستون مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «THA / TKA» غلط است؛ این اصطلاح به «تعویض کامل مفصل ران یا زانو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epiphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «انتهای استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۸ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «سلول مسئول resorption یا برداشت استخوان» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «osteoclast» درست است، چون سلول مسئول resorption یا برداشت استخوان. clast به شکستن یا تخریب اشاره دارد ◦ «DEXA / BMD» غلط است؛ این اصطلاح به «روش سنجش تراکم معدنی استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteoblast» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول استخوان‌ساز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «acetabulum» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۹ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «پروتئین رشته‌ای مهم در ماتریکس استخوان و بافت همبند» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «collagen» درست است، چون پروتئین رشته‌ای مهم در ماتریکس استخوان و بافت همبند. استحکام کششی می‌دهد و فقط مختص پوست نیست ◦ «lordosis» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش قوس lumbar و حالت swayback» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «kyphosis» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش قوس thoracic و حالت hunchback» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «traction» غلط است؛ این اصطلاح به «اعمال کشش برای هم‌راستاسازی یا کاهش اسپاسم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۰ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «تنهٔ استخوان بلند» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «diaphysis» درست است، چون تنهٔ استخوان بلند. بین دو epiphysis قرار دارد و medullary cavity در آن است ◦ «reduction» غلط است؛ این اصطلاح به «جااندازی استخوان یا مفصل به وضعیت طبیعی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epiphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «انتهای استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «scoliosis» غلط است؛ این اصطلاح به «انحنای جانبی ستون مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۱ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «انتهای استخوان بلند» است؟
پاسخ: «epiphysis» درست است، چون انتهای استخوان بلند. در تشکیل مفصل نقش دارد و با diaphysis فرق دارد ◦ «scoliosis» غلط است؛ این اصطلاح به «انحنای جانبی ستون مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۲ دانشجو باید از روی عبارت «ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «metaphysis» درست است، چون ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد. در رشد طولی و برخی بیماری‌ها مهم است ◦ «red marrow» غلط است؛ این اصطلاح به «مغز استخوان خون‌ساز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «acetabulum» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «prosthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «جایگزین مصنوعی عضو یا مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۳ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «صفحهٔ رشد غضروفی در استخوان کودکان»؟
پاسخ: «epiphyseal plate» درست است، چون صفحهٔ رشد غضروفی در استخوان کودکان. پس از بسته‌شدن به epiphyseal line تبدیل می‌شود ◦ «lumbar vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «medullary cavity» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ مرکزی استخوان بلند که marrow را در خود دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Colles fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی انتهای distal radius، معمولاً پس از افتادن روی دست باز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۴ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «حفرهٔ مرکزی استخوان بلند که marrow را در خود دارد» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «medullary cavity» درست است، چون حفرهٔ مرکزی استخوان بلند که marrow را در خود دارد. medulla یا marrow کلید این واژه است ◦ «lumbar vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epiphyseal plate» غلط است؛ این اصطلاح به «صفحهٔ رشد غضروفی در استخوان کودکان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bisphosphonates» غلط است؛ این اصطلاح به «داروهای مهارکنندهٔ resorption استخوان توسط osteoclast» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۵ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «مغز استخوان خون‌ساز» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «red marrow» درست است، چون مغز استخوان خون‌ساز. در تولید سلول‌های خونی نقش دارد ◦ «DEXA / BMD» غلط است؛ این اصطلاح به «روش سنجش تراکم معدنی استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «prosthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «جایگزین مصنوعی عضو یا مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۶ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «مغز استخوان چرب و ذخیره‌ای» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «yellow marrow» درست است، چون مغز استخوان چرب و ذخیره‌ای. با red marrow خون‌ساز فرق دارد ◦ «ribs / costae» غلط است؛ این اصطلاح به «دوازده جفت دنده در قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolysis» غلط است؛ این اصطلاح به «نقص یا شکستگی در pars interarticularis مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Paget disease» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال بازسازی استخوان با resorption و ساخت غیرطبیعی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۷ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «غشای پوشانندهٔ بیرونی استخوان» است؟
پاسخ: «periosteum» درست است، چون غشای پوشانندهٔ بیرونی استخوان. در ترمیم و خون‌رسانی استخوان اهمیت دارد ◦ «osteoblast» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول استخوان‌ساز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «ناحیهٔ بین epiphysis و diaphysis نزدیک صفحه رشد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «prosthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «جایگزین مصنوعی عضو یا مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۸ دانشجو باید از روی عبارت «استخوان متراکم و سخت بیرونی» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «compact bone» درست است، چون استخوان متراکم و سخت بیرونی. با spongy bone که شبکه‌ای است فرق دارد ◦ «osteosarcoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور بدخیم استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «meniscectomy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن تمام یا بخشی از meniscus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteomalacia» غلط است؛ این اصطلاح به «نرم‌شدن استخوان بالغ معمولاً با مشکل ویتامین D» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۹ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow»؟
پاسخ: «spongy bone / cancellous bone» درست است، چون استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow. در epiphysisها بیشتر دیده می‌شود ◦ «temporomandibular joint / TMJ» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synovial joint / diarthrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteogenesis imperfecta / OI» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵۰ در فصل ۵، وقتی متن دربارهٔ «مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «synovial joint / diarthrosis» درست است، چون مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال. زانو و شانه مثال‌های مهم‌اند ◦ «osteogenesis imperfecta / OI» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «temporomandibular joint / TMJ» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spongy bone / cancellous bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اگر در متن بالینی فصل ۵ نشانهٔ «افزایش قوس lumbar و حالت swayback» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «lordosis» درست است، چون افزایش قوس lumbar و حالت swayback. کلید آن lumbar curve است ◦ «collagen» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین رشته‌ای مهم در ماتریکس استخوان و بافت همبند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ligament» غلط است؛ این اصطلاح به «باند فیبری که استخوان را به استخوان وصل می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «clavicle» غلط است؛ این اصطلاح به «ترقوه یا collarbone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ در یک سوال ترکیبی، عبارت «انحنای جانبی ستون مهره» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «scoliosis» درست است، چون انحنای جانبی ستون مهره. در کیس Rachel و adolescent idiopathic scoliosis مطرح بود ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «diaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «تنهٔ استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epiphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «انتهای استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «achondroplasia ← سوراخ‌کردن مفصل برای کشیدن مایع» نادرست است؛ «achondroplasia» یعنی اختلال رشد غضروفی با کوتاهی اندام‌ها. شایع‌ترین dwarfism با منشأ chondral است ◦ «synovial fluid ← مایع لغزندهٔ داخل مفصل سینوویال» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «osteomyelitis ← التهاب استخوان و مغز استخوان، اغلب باکتریایی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «Paget disease ← اختلال بازسازی استخوان با resorption و ساخت غیرطبیعی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۴ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «osteogenesis imperfecta / OI» درست است، چون اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر. در کیس Cooper، نوع III و ORIF مطرح بود ◦ «synovial joint / diarthrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spongy bone / cancellous bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «temporomandibular joint / TMJ» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ کدام اصطلاح از نظر فصل ۵ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف» آمده است؟
پاسخ: «carpal tunnel syndrome» درست است، چون فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف. carp/o به wrist و tunnel به کانال مچ اشاره دارد ◦ «os coxae / pelvic bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان لگن که از ilium، ischium و pubis ساخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bunion / hallux valgus» غلط است؛ این اصطلاح به «بدشکلی شست پا با انحراف به سمت انگشتان دیگر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ankylosing spondylitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب مزمن ستون مهره با خشکی و fusion احتمالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «بدشکلی شست پا با انحراف به سمت انگشتان دیگر» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «bunion / hallux valgus» درست است، چون بدشکلی شست پا با انحراف به سمت انگشتان دیگر. hallux یعنی شست پا ◦ «carpal tunnel syndrome» غلط است؛ این اصطلاح به «فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «os coxae / pelvic bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان لگن که از ilium، ischium و pubis ساخته می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ankylosing spondylitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب مزمن ستون مهره با خشکی و fusion احتمالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ اگر در متن بالینی فصل ۵ نشانهٔ «دررفتگی ناقص یا partial dislocation» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «subluxation» درست است، چون دررفتگی ناقص یا partial dislocation. با dislocation کامل فرق دارد ◦ «metacarpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «laminectomy» غلط است؛ این اصطلاح به «برداشتن lamina مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arthrodesis» غلط است؛ این اصطلاح به «ثابت‌کردن یا fusion مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «laminectomy ← استخوان‌های کف پا» نادرست است؛ «laminectomy» یعنی برداشتن lamina مهره. برای کاهش فشار روی نخاع یا ریشه عصبی انجام می‌شود ◦ «metacarpals ← استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «arthrodesis ← ثابت‌کردن یا fusion مفصل» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «subluxation ← دررفتگی ناقص یا partial dislocation» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۹ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «برداشتن تمام یا بخشی از meniscus» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «meniscectomy» درست است، چون برداشتن تمام یا بخشی از meniscus. در آسیب زانو مطرح می‌شود ◦ «osteosarcoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور بدخیم استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Pott disease» غلط است؛ این اصطلاح به «سل ستون مهره» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arthroplasty» غلط است؛ این اصطلاح به «بازسازی یا تعویض مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «جایگزین مصنوعی عضو یا مفصل» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «prosthesis» درست است، چون جایگزین مصنوعی عضو یا مفصل. در arthroplasty ممکن است prosthesis کار گذاشته شود ◦ «acetabulum» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ لگنی که سر femur در آن قرار می‌گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteopenia» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش تراکم استخوان کمتر از osteoporosis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ کدام اصطلاح از نظر فصل ۵ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «رباط‌های صلیبی قدامی و خلفی زانو» آمده است؟
پاسخ: «ACL / PCL» درست است، چون رباط‌های صلیبی قدامی و خلفی زانو. برای پایداری زانو مهم‌اند ◦ «diaphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «تنهٔ استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «symphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل غضروفی با حرکت محدود مثل pubic symphysis» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «تعویض کامل مفصل ران یا زانو» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «THA / TKA» درست است، چون تعویض کامل مفصل ران یا زانو. THA برای hip و TKA برای knee است ◦ «epiphysis» غلط است؛ این اصطلاح به «انتهای استخوان بلند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «axis / C2» غلط است؛ این اصطلاح به «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «axial skeleton ← اختلال رشد غضروفی با کوتاهی اندام‌ها» نادرست است؛ «axial skeleton» یعنی اسکلت محوری شامل skull، vertebral column، ribs و sternum است. در برابر appendicular قرار می‌گیرد که اندام‌ها و کمربندها را دارد ◦ «arthrocentesis ← سوراخ‌کردن مفصل برای کشیدن مایع» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «chondrosarcoma ← تومور بدخیم غضروف» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «synovial fluid ← مایع لغزندهٔ داخل مفصل سینوویال» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۴ در یک سوال ترکیبی، عبارت «اسکلت ضمیمه‌ای شامل کمربند شانه‌ای، اندام فوقانی، لگن و اندام تحتانی است» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «appendicular skeleton» درست است، چون اسکلت ضمیمه‌ای شامل کمربند شانه‌ای، اندام فوقانی، لگن و اندام تحتانی است. عدد کلاسیک آن ۱۲۶ استخوان در بزرگسال است ◦ «herniated disk / HNP» غلط است؛ این اصطلاح به «بیرون‌زدگی nucleus pulposus از annulus fibrosus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «carpal tunnel syndrome» غلط است؛ این اصطلاح به «فشار بر median nerve در مچ دست با بی‌حسی و ضعف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «compression fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی فشاری، معمولاً در مهره‌ها و پوکی استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «بخش جمجمه‌ای محافظ مغز» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «cranium» درست است، چون بخش جمجمه‌ای محافظ مغز. با facial bones که صورت را می‌سازند فرق دارد ◦ «tarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «humerus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان بازو» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «مفاصل ثابت بین استخوان‌های جمجمه» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «sutures» درست است، چون مفاصل ثابت بین استخوان‌های جمجمه. استثنای متحرک مهم در skull همان TMJ است ◦ «carpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های مچ دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischium» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش تحتانی و پشتی استخوان لگن که وزن بدن هنگام نشستن روی آن می‌افتد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «rickets» غلط است؛ این اصطلاح به «نرمی استخوان در کودکان به علت اختلال mineralization» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ کدام اصطلاح از نظر فصل ۵ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone» آمده است؟
پاسخ: «temporomandibular joint / TMJ» درست است، چون مفصل متحرک بین mandibule و temporal bone. در درد فک و arthroplasty کیس Susan مهم است ◦ «spongy bone / cancellous bone» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان اسفنجی با trabeculae و فضاهای marrow» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synovial joint / diarthrosis» غلط است؛ این اصطلاح به «مفصل آزادانه متحرک با حفره و مایع سینوویال» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «osteogenesis imperfecta / OI» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال ژنتیکی ساخت collagen با شکستگی‌های مکرر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «atlas / C1 ← استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» نادرست است؛ «atlas / C1» یعنی اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد. C1 با nodding و حمایت جمجمه مرتبط است ◦ «metatarsals ← استخوان‌های کف پا» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «calcaneus ← استخوان پاشنه» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «phalanges ← استخوان‌های انگشتان دست یا پا» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۹ اگر در متن بالینی فصل ۵ نشانهٔ «دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «axis / C2» درست است، چون دومین مهرهٔ گردنی که محور چرخش سر را می‌دهد. dens یا odontoid process در آن مهم است ◦ «phalanges» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های انگشتان دست یا پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «calcaneus» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «clavicle» غلط است؛ این اصطلاح به «ترقوه یا collarbone» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ در یک سوال ترکیبی، عبارت «هفت مهرهٔ گردنی» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «cervical vertebrae» درست است، چون هفت مهرهٔ گردنی. در شمارش spinal region عدد ۷ کلید است ◦ «thoracic vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolisthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «لغزش یک مهره روی مهرهٔ زیرین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «impacted fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «فرورفتن دو سر استخوان شکسته در هم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «thoracic vertebrae» درست است، چون دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند. عدد ۱۲ و ارتباط با قفسه سینه مهم است ◦ «cervical vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «هفت مهرهٔ گردنی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «greenstick fracture» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی ناقص در کودکان که استخوان خم می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolisthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «لغزش یک مهره روی مهرهٔ زیرین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «lumbar vertebrae» درست است، چون پنج مهرهٔ کمری و بزرگ‌تر. تحمل وزن در این ناحیه بیشتر است ◦ «medullary cavity» غلط است؛ این اصطلاح به «حفرهٔ مرکزی استخوان بلند که marrow را در خود دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spondylolisthesis» غلط است؛ این اصطلاح به «لغزش یک مهره روی مهرهٔ زیرین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thoracic vertebrae» غلط است؛ این اصطلاح به «دوازده مهرهٔ سینه‌ای که با ribs ارتباط دارند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «sacrum ← نازک‌نی در سمت خارجی ساق» نادرست است؛ «sacrum» یعنی استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده. بخشی از pelvis و ستون مهره است ◦ «radius ← استخوان ساعد در سمت شست» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «coccyx ← استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «humerus ← استخوان بازو» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۲۴ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «coccyx» درست است، چون استخوان دنبالچه از چند مهرهٔ جوش‌خورده. انتهای ستون مهره را می‌سازد ◦ «fibula» غلط است؛ این اصطلاح به «نازک‌نی در سمت خارجی ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «radius» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان ساعد در سمت شست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sacrum» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان خاجی از پنج مهرهٔ جوش‌خورده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ اگر در متن بالینی فصل ۵ نشانهٔ «دوازده جفت دنده در قفسه سینه» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «ribs / costae» درست است، چون دوازده جفت دنده در قفسه سینه. ریشهٔ cost/o به rib اشاره دارد ◦ «metacarpals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف دست بین carpals و phalanges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «metatarsals» غلط است؛ این اصطلاح به «استخوان‌های کف پا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atlas / C1» غلط است؛ این اصطلاح به «اولین مهرهٔ گردنی که سر را نگه می‌دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۵ Skeletal System — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد می‌کند» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «smooth muscle» درست است، چون عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد می‌کند. به skeletal muscle ارادی متصل به استخوان مربوط نیست ◦ «skeletal muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «gluteus maximus» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «peristalsis» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت موجی احشا توسط smooth muscle» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «cardiac muscle / myocardium» درست است، چون عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند. myocardium لایهٔ عضلانی قلب است ◦ «Thomas brachial plexus case» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب شبکه بازویی با flail arm، آتروفی عضلات شانه و بررسی EMG» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Duchenne muscular dystrophy» غلط است؛ این اصطلاح به «دیستروفی عضلانی وابسته به X با شروع کودکی و فقدان dystrophin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «manual muscle testing / MMT» غلط است؛ این اصطلاح به «تست دستی قدرت عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «skeletal muscle» درست است، چون عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند. با smooth و cardiac از نظر ارادی‌بودن فرق دارد ◦ «plantar flexion» غلط است؛ این اصطلاح به «پایین‌بردن پنجهٔ پا مثل ایستادن روی پنجه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dermatomyositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب عضله همراه درگیری پوستی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «my/o / muscul/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «حرکت موجی احشا توسط smooth muscle» است؟
پاسخ: «peristalsis» درست است، چون حرکت موجی احشا توسط smooth muscle. در دستگاه گوارش مثال کلاسیک است ◦ «torticollis» غلط است؛ این اصطلاح به «کجی گردن به علت اسپاسم یا کوتاهی عضلات گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «prime mover» غلط است؛ این اصطلاح به «اصلی‌ترین agonist در یک حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «shin splint» غلط است؛ این اصطلاح به «درد ساق ناشی از overuse، معمولاً اطراف tibia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ دانشجو باید از روی عبارت «سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «muscle fiber» درست است، چون سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی. چند fiber در fascicle بسته‌بندی می‌شوند ◦ «SITS muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «چهار عضلهٔ rotator cuff: supraspinatus، infraspinatus، teres minor،...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dorsiflexion» غلط است؛ این اصطلاح به «بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «polymyositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب چند عضله با ضعف عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله»؟
پاسخ: «fascicle» درست است، چون دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله. با fascia که پردهٔ بافت همبند است فرق دارد ◦ «myositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «extensor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که extension ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «adductor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که adduction انجام می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «fascia» درست است، چون پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند. ریشهٔ fasci/o در fasciitis دیده می‌شود ◦ «origin» غلط است؛ این اصطلاح به «محل اتصال ثابت‌تر عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «biceps» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ دو سر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «rectus» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با مسیر مستقیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «tendon» درست است، چون باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان. ten/o و tendin/o ریشه‌های آن‌اند ◦ «sprain» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب ligament» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «biceps» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ دو سر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشش یا پارگی muscle یا tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۹ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «تاندون پهن و صفحه‌ای» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «aponeurosis» درست است، چون تاندون پهن و صفحه‌ای. از tendon معمولی پهن‌تر و ورقه‌ای‌تر است ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «shin splint» غلط است؛ این اصطلاح به «درد ساق ناشی از overuse، معمولاً اطراف tibia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «torticollis» غلط است؛ این اصطلاح به «کجی گردن به علت اسپاسم یا کوتاهی عضلات گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «نورون حرکتی که پیام را به عضله می‌رساند» است؟
پاسخ: «motor neuron» درست است، چون نورون حرکتی که پیام را به عضله می‌رساند. در NMJ با فیبر عضله synapse می‌سازد ◦ «SITS muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «چهار عضلهٔ rotator cuff: supraspinatus، infraspinatus، teres minor،...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dorsiflexion» غلط است؛ این اصطلاح به «بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «muscle fiber» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ دانشجو باید از روی عبارت «محل ارتباط motor neuron و muscle fiber» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «neuromuscular junction / NMJ» درست است، چون محل ارتباط motor neuron و muscle fiber. در myasthenia gravis و انتقال ACh مهم است ◦ «manual muscle testing / MMT» غلط است؛ این اصطلاح به «تست دستی قدرت عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cardiac muscle / myocardium» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Thomas brachial plexus case» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب شبکه بازویی با flail arm، آتروفی عضلات شانه و بررسی EMG» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی»؟
پاسخ: «acetylcholine / ACh» درست است، چون neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی. گیرنده‌های آن در MG هدف آنتی‌بادی‌اند ◦ «Achilles tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب تاندون آشیل پشت پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intercostal muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلات بین دنده‌ها» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tonus / muscle tone» غلط است؛ این اصطلاح به «انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «فاصلهٔ کوچک بین پایانه عصبی و غشای عضله» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «synaptic cleft» درست است، چون فاصلهٔ کوچک بین پایانه عصبی و غشای عضله. ACh از این فاصله عبور می‌کند ◦ «rhabdomyolysis» غلط است؛ این اصطلاح به «تخریب شدید عضله با آزاد شدن myoglobin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trigger finger» غلط است؛ این اصطلاح به «گیرکردن یا قفل‌شدن انگشت به علت مشکل تاندون فلکسور» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «smooth muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۴ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «فیلامان نازک انقباضی در عضله» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «actin» درست است، چون فیلامان نازک انقباضی در عضله. با myosin که فیلامان ضخیم است همکاری می‌کند ◦ «spasm» غلط است؛ این اصطلاح به «انقباض ناگهانی و غیرارادی عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erg/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ کار یا فعالیت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ton/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ tone یا tonus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «فیلامان ضخیم انقباضی در عضله» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «myosin» درست است، چون فیلامان ضخیم انقباضی در عضله. برای sliding filament همراه actin عمل می‌کند ◦ «origin» غلط است؛ این اصطلاح به «محل اتصال ثابت‌تر عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشش یا پارگی muscle یا tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fascia» غلط است؛ این اصطلاح به «پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «منبع انرژی لازم برای چرخهٔ انقباض و شل‌شدن عضله» است؟
پاسخ: «ATP» درست است، چون منبع انرژی لازم برای چرخهٔ انقباض و شل‌شدن عضله. بدون انرژی، عملکرد actin-myosin مختل می‌شود ◦ «RICE» غلط است؛ این اصطلاح به «درمان اولیه آسیب‌های نرم: rest، ice، compression، elevation» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «actin» غلط است؛ این اصطلاح به «فیلامان نازک انقباضی در عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erg/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ کار یا فعالیت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ دانشجو باید از روی عبارت «یون کلیدی برای آغاز انقباض عضله» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «calcium» درست است، چون یون کلیدی برای آغاز انقباض عضله. افزایش calcium اجازهٔ تعامل actin و myosin را می‌دهد ◦ «fasci/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ fascia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «oblique» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با جهت مورب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tetanus» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری عفونی با اسپاسم شدید عضلانی به علت سم باکتری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture»؟
پاسخ: «tonus / muscle tone» درست است، چون انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture. ریشهٔ ton/o یعنی tone و با tendon فرق دارد ◦ «acetylcholine / ACh» غلط است؛ این اصطلاح به «neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Achilles tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب تاندون آشیل پشت پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intercostal muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلات بین دنده‌ها» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۹ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «یک motor neuron و همهٔ فیبرهای عضلانی تحت کنترل آن» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «motor unit» درست است، چون یک motor neuron و همهٔ فیبرهای عضلانی تحت کنترل آن. اندازهٔ motor unit روی دقت حرکت اثر دارد ◦ «quadriceps» غلط است؛ این اصطلاح به «گروه عضلانی چهار سر جلوی ران» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «antagonist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که با حرکت agonist مخالفت می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «داروهای شبه‌هورمونی برای افزایش توده عضله با عوارض جدی» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «anabolic steroids» درست است، چون داروهای شبه‌هورمونی برای افزایش توده عضله با عوارض جدی. مصرف نابجا می‌تواند کبد، قلب و غدد را آسیب بزند ◦ «rotator cuff tear» غلط است؛ این اصطلاح به «پارگی گروه عضلات SITS شانه با درد و ضعف abduction» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pectoralis major» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ بزرگ قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hamstring strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشیدگی عضلات پشت ران» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «عضله‌ای که حرکت اصلی را انجام می‌دهد» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «agonist» درست است، چون عضله‌ای که حرکت اصلی را انجام می‌دهد. در کنار antagonist معنا پیدا می‌کند ◦ «atrophy» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش اندازهٔ عضله به علت عدم استفاده یا بیماری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myalgia» غلط است؛ این اصطلاح به «درد عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «calcium» غلط است؛ این اصطلاح به «یون کلیدی برای آغاز انقباض عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «اصلی‌ترین agonist در یک حرکت» است؟
پاسخ: «prime mover» درست است، چون اصلی‌ترین agonist در یک حرکت. همهٔ agonistها ممکن است prime mover نباشند ◦ «shin splint» غلط است؛ این اصطلاح به «درد ساق ناشی از overuse، معمولاً اطراف tibia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «aponeurosis» غلط است؛ این اصطلاح به «تاندون پهن و صفحه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ دانشجو باید از روی عبارت «عضله‌ای که با حرکت agonist مخالفت می‌کند» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «antagonist» درست است، چون عضله‌ای که با حرکت agonist مخالفت می‌کند. برای کنترل حرکت و برگشت اندام مهم است ◦ «spasticity» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش tone عضله به علت آسیب نورون حرکتی فوقانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «supination» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به بالا یا جلو قرار گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۴ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «عضلهٔ کمک‌کننده که حرکت اصلی را پایدار یا تقویت می‌کند»؟
پاسخ: «synergist» درست است، چون عضلهٔ کمک‌کننده که حرکت اصلی را پایدار یا تقویت می‌کند. با prime mover اشتباه نشود ◦ «abduction» غلط است؛ این اصطلاح به «دورکردن اندام از خط میانی بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trapezius» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «extension» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش زاویهٔ مفصل یا صاف‌کردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «محل اتصال ثابت‌تر عضله» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «origin» درست است، چون محل اتصال ثابت‌تر عضله. معمولاً در حرکت کمتر جابه‌جا می‌شود ◦ «flexor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که flexion ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fascia» غلط است؛ این اصطلاح به «پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendon» غلط است؛ این اصطلاح به «باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۶ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «محل اتصال متحرک‌تر عضله» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «insertion» درست است، چون محل اتصال متحرک‌تر عضله. در انقباض به سمت origin کشیده می‌شود ◦ «synergist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کمک‌کننده که حرکت اصلی را پایدار یا تقویت می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fasciitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب fascia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «abduction» غلط است؛ این اصطلاح به «دورکردن اندام از خط میانی بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۷ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «کم‌کردن زاویهٔ مفصل» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «flexion» درست است، چون کم‌کردن زاویهٔ مفصل. خم‌کردن آرنج مثال ساده است ◦ «agonist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که حرکت اصلی را انجام می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tetanus» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری عفونی با اسپاسم شدید عضلانی به علت سم باکتری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fasci/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ fascia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۸ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «افزایش زاویهٔ مفصل یا صاف‌کردن» است؟
پاسخ: «extension» درست است، چون افزایش زاویهٔ مفصل یا صاف‌کردن. مقابل flexion است ◦ «inversion» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخاندن کف پا به سمت داخل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fasciitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب fascia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «abduction» غلط است؛ این اصطلاح به «دورکردن اندام از خط میانی بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۹ دانشجو باید از روی عبارت «دورکردن اندام از خط میانی بدن» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «abduction» درست است، چون دورکردن اندام از خط میانی بدن. در شانه، دورکردن بازو از بدن است ◦ «extension» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش زاویهٔ مفصل یا صاف‌کردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «inversion» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخاندن کف پا به سمت داخل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «adduction» غلط است؛ این اصطلاح به «نزدیک‌کردن اندام به خط میانی بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۰ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «نزدیک‌کردن اندام به خط میانی بدن»؟
پاسخ: «adduction» درست است، چون نزدیک‌کردن اندام به خط میانی بدن. مقابل abduction است ◦ «extension» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش زاویهٔ مفصل یا صاف‌کردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «abduction» غلط است؛ این اصطلاح به «دورکردن اندام از خط میانی بدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pronation» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به پایین یا عقب قرار گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۱ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «چرخش حول محور طولی» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «rotation» درست است، چون چرخش حول محور طولی. با circumduction که حرکت مخروطی است فرق دارد ◦ «fascicle» غلط است؛ این اصطلاح به «دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «extensor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که extension ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «adductor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که adduction انجام می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۲ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «حرکت دایره‌ای یا مخروطی اندام» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «circumduction» درست است، چون حرکت دایره‌ای یا مخروطی اندام. ترکیبی از flexion، extension، abduction و adduction است ◦ «epicondylitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب محل اتصال تاندون‌ها اطراف epicondyle، مثل tennis elbow یا...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «smooth muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tenosynovitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب غلاف تاندون» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۳ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به پایین یا عقب قرار گیرد» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «pronation» درست است، چون چرخش ساعد طوری که کف دست رو به پایین یا عقب قرار گیرد. با supination کف دست رو به بالا فرق دارد ◦ «insertion» غلط است؛ این اصطلاح به «محل اتصال متحرک‌تر عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «inversion» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخاندن کف پا به سمت داخل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synergist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کمک‌کننده که حرکت اصلی را پایدار یا تقویت می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۴ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به بالا یا جلو قرار گیرد» است؟
پاسخ: «supination» درست است، چون چرخش ساعد طوری که کف دست رو به بالا یا جلو قرار گیرد. برای یادآوری، نگه‌داشتن soup در دست کمک می‌کند ◦ «dystrophin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین غشایی که در Duchenne muscular dystrophy کم یا غایب است» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spasticity» غلط است؛ این اصطلاح به «افزایش tone عضله به علت آسیب نورون حرکتی فوقانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «antagonist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که با حرکت agonist مخالفت می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۵ دانشجو باید از روی عبارت «چرخاندن کف پا به سمت خارج» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «eversion» درست است، چون چرخاندن کف پا به سمت خارج. با inversion که کف پا را به داخل می‌برد فرق دارد ◦ «fascicle» غلط است؛ این اصطلاح به «دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myopathy» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۶ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «چرخاندن کف پا به سمت داخل»؟
پاسخ: «inversion» درست است، چون چرخاندن کف پا به سمت داخل. در پیچ‌خوردگی مچ پا زیاد مطرح می‌شود ◦ «pronation» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به پایین یا عقب قرار گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «synergist» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ کمک‌کننده که حرکت اصلی را پایدار یا تقویت می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trapezius» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۷ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «dorsiflexion» درست است، چون بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق. در wake-up test با anterior tibialis بررسی شد ◦ «motor neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «نورون حرکتی که پیام را به عضله می‌رساند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «polymyositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب چند عضله با ضعف عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «muscle fiber» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۸ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «پایین‌بردن پنجهٔ پا مثل ایستادن روی پنجه» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «plantar flexion» درست است، چون پایین‌بردن پنجهٔ پا مثل ایستادن روی پنجه. gastrocnemius در آن نقش مهم دارد ◦ «my/o / muscul/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «skeletal muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «gluteus maximus» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۹ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «عضلهٔ بزرگ قفسه سینه» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «pectoralis major» درست است، چون عضلهٔ بزرگ قفسه سینه. نام آن از location و size کمک می‌گیرد ◦ «ten/o / tendin/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «gluteus maximus» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «skeletal muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۰ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «عضلات بین دنده‌ها» است؟
پاسخ: «intercostal muscles» درست است، چون عضلات بین دنده‌ها. inter- یعنی between و costal یعنی rib ◦ «tonus / muscle tone» غلط است؛ این اصطلاح به «انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «acetylcholine / ACh» غلط است؛ این اصطلاح به «neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Achilles tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب تاندون آشیل پشت پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۱ دانشجو باید از روی عبارت «نامی برای عضله با مسیر مستقیم» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «rectus» درست است، چون نامی برای عضله با مسیر مستقیم. rectus abdominis نمونهٔ رایج است ◦ «sprain» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب ligament» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «origin» غلط است؛ این اصطلاح به «محل اتصال ثابت‌تر عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشش یا پارگی muscle یا tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۲ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «نامی برای عضله با جهت مورب»؟
پاسخ: «oblique» درست است، چون نامی برای عضله با جهت مورب. external oblique و internal oblique مثال‌اند ◦ «triceps» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ سه سر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «deltoid» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ شانه با شکل مثلثی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «atrophy» غلط است؛ این اصطلاح به «کاهش اندازهٔ عضله به علت عدم استفاده یا بیماری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۳ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «gluteus maximus» درست است، چون عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن. maximus به اندازهٔ بزرگ اشاره دارد ◦ «skeletal muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «plantar flexion» غلط است؛ این اصطلاح به «پایین‌بردن پنجهٔ پا مثل ایستادن روی پنجه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pectoralis major» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ بزرگ قفسه سینه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۴ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «عضلهٔ شانه با شکل مثلثی» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «deltoid» درست است، چون عضلهٔ شانه با شکل مثلثی. نام آن از شکل delta می‌آید ◦ «oblique» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با جهت مورب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tetanus» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری عفونی با اسپاسم شدید عضلانی به علت سم باکتری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «triceps» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ سه سر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۵ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «trapezius» درست است، چون عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن. نام آن از shape گرفته شده است ◦ «inversion» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخاندن کف پا به سمت داخل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «extensor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که extension ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «adductor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که adduction انجام می‌دهد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۶ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» است؟
پاسخ: «orbicularis» درست است، چون عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم. orbicular به circular بودن اشاره دارد ◦ «aponeurosis» غلط است؛ این اصطلاح به «تاندون پهن و صفحه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «quadriceps» غلط است؛ این اصطلاح به «گروه عضلانی چهار سر جلوی ران» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trapezius» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۷ دانشجو باید از روی عبارت «عضلهٔ دو سر» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «biceps» درست است، چون عضلهٔ دو سر. prefix bi- و -ceps تعداد سرها را نشان می‌دهد ◦ «tetany» غلط است؛ این اصطلاح به «اسپاسم عضلانی ناشی از تحریک‌پذیری عصبی-عضلانی، اغلب با hypocalcemia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «rectus» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با مسیر مستقیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myosin» غلط است؛ این اصطلاح به «فیلامان ضخیم انقباضی در عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۸ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «عضلهٔ سه سر»؟
پاسخ: «triceps» درست است، چون عضلهٔ سه سر. tri- یعنی سه ◦ «deltoid» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ شانه با شکل مثلثی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «oblique» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با جهت مورب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fasci/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ fascia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۹ در فصل ۶، وقتی متن دربارهٔ «گروه عضلانی چهار سر جلوی ران» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «quadriceps» درست است، چون گروه عضلانی چهار سر جلوی ران. quadri- یعنی چهار ◦ «dyskinesia» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال در حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trapezius» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای با شکل شبیه trapezoid در پشت و گردن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵۰ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «عضله‌ای که flexion ایجاد می‌کند» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «flexor» درست است، چون عضله‌ای که flexion ایجاد می‌کند. پسوند -or روی عمل عضله می‌نشیند ◦ «rectus» غلط است؛ این اصطلاح به «نامی برای عضله با مسیر مستقیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendon» غلط است؛ این اصطلاح به «باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشش یا پارگی muscle یا tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک سوال ترکیبی، عبارت «درمان برای بازیابی فعالیت‌های روزمره و عملکرد شغلی» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «occupational therapy / OT» درست است، چون درمان برای بازیابی فعالیت‌های روزمره و عملکرد شغلی. با PT که بیشتر حرکت و عملکرد جسمی را هدف می‌گیرد فرق دارد ◦ «Michael rotator cuff case» غلط است؛ این اصطلاح به «پارگی rotator cuff با درد شانه و ناتوانی در abduction» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «kin/o / kinesi/o / kinet/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «creatine kinase / CK / CPK» غلط است؛ این اصطلاح به «آنزیمی که با آسیب عضله بالا می‌رود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «توان‌بخشی حرکتی، قدرتی و عملکردی» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «physical therapy / PT» درست است، چون توان‌بخشی حرکتی، قدرتی و عملکردی. بعد از آسیب‌ها و جراحی‌ها بسیار رایج است ◦ «range of motion / ROM» غلط است؛ این اصطلاح به «دامنهٔ حرکت مفصل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «electromyography / EMG» غلط است؛ این اصطلاح به «ثبت فعالیت الکتریکی عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Lynn wake-up test case» غلط است؛ این اصطلاح به «بررسی حرکات dorsiflexion، plantar flexion و quadriceps در جراحی...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «Thomas brachial plexus case ← تست دستی قدرت عضله» نادرست است؛ «Thomas brachial plexus case» یعنی آسیب شبکه بازویی با flail arm، آتروفی عضلات شانه و بررسی EMG. نشان می‌دهد مشکل عضله می‌تواند ریشه عصبی داشته باشد ◦ «Duchenne muscular dystrophy ← دیستروفی عضلانی وابسته به X با شروع کودکی و فقدان...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «cardiac muscle / myocardium ← عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «fibromyalgia syndrome / FMS ← درد منتشر عضلانی-اسکلتی همراه نقاط حساس و خستگی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۴ کدام اصطلاح از نظر فصل ۶ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «پارگی rotator cuff با درد شانه و ناتوانی در abduction» آمده است؟
پاسخ: «Michael rotator cuff case» درست است، چون پارگی rotator cuff با درد شانه و ناتوانی در abduction. MRI و repair شانه در کیس مطرح بود ◦ «occupational therapy / OT» غلط است؛ این اصطلاح به «درمان برای بازیابی فعالیت‌های روزمره و عملکرد شغلی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «kin/o / kinesi/o / kinet/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «creatine kinase / CK / CPK» غلط است؛ این اصطلاح به «آنزیمی که با آسیب عضله بالا می‌رود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «بررسی حرکات dorsiflexion، plantar flexion و quadriceps در جراحی spinal fusion» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «Lynn wake-up test case» درست است، چون بررسی حرکات dorsiflexion، plantar flexion و quadriceps در جراحی spinal fusion. هدف اطمینان از سلامت neuromuscular pathway بود ◦ «myasthenia gravis / MG» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری خودایمنی علیه گیرنده ACh با ضعف خسته‌شونده» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «electromyography / EMG» غلط است؛ این اصطلاح به «ثبت فعالیت الکتریکی عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «carpal tunnel syndrome» غلط است؛ این اصطلاح به «فشار median nerve در کانال مچ با بی‌حسی و ضعف دست» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ اگر در متن بالینی فصل ۶ نشانهٔ «عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد می‌کند» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «smooth muscle» درست است، چون عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل peristalsis ایجاد می‌کند. به skeletal muscle ارادی متصل به استخوان مربوط نیست ◦ «peristalsis» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت موجی احشا توسط smooth muscle» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «skeletal muscle» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ در یک سوال ترکیبی، عبارت «عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «cardiac muscle / myocardium» درست است، چون عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند. myocardium لایهٔ عضلانی قلب است ◦ «Thomas brachial plexus case» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب شبکه بازویی با flail arm، آتروفی عضلات شانه و بررسی EMG» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «manual muscle testing / MMT» غلط است؛ این اصطلاح به «تست دستی قدرت عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Duchenne muscular dystrophy» غلط است؛ این اصطلاح به «دیستروفی عضلانی وابسته به X با شروع کودکی و فقدان dystrophin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «skeletal muscle ← التهاب عضله همراه درگیری پوستی» نادرست است؛ «skeletal muscle» یعنی عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما تولید می‌کند. با smooth و cardiac از نظر ارادی‌بودن فرق دارد ◦ «plantar flexion ← پایین‌بردن پنجهٔ پا مثل ایستادن روی پنجه» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «my/o / muscul/o ← ریشه‌های مربوط به عضله» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «gluteus maximus ← عضلهٔ بزرگ ناحیه باسن» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۹ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «حرکت موجی احشا توسط smooth muscle» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «peristalsis» درست است، چون حرکت موجی احشا توسط smooth muscle. در دستگاه گوارش مثال کلاسیک است ◦ «aponeurosis» غلط است؛ این اصطلاح به «تاندون پهن و صفحه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «contracture» غلط است؛ این اصطلاح به «کوتاه‌شدن پایدار عضله یا تاندون با محدودیت حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ کدام اصطلاح از نظر فصل ۶ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی» آمده است؟
پاسخ: «muscle fiber» درست است، چون سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی. چند fiber در fascicle بسته‌بندی می‌شوند ◦ «dorsiflexion» غلط است؛ این اصطلاح به «بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «polymyositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب چند عضله با ضعف عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «SITS muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «چهار عضلهٔ rotator cuff: supraspinatus، infraspinatus، teres minor،...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «fascicle» درست است، چون دسته‌ای از muscle fiberها درون عضله. با fascia که پردهٔ بافت همبند است فرق دارد ◦ «myositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «eversion» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخاندن کف پا به سمت خارج» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «rotation» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخش حول محور طولی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ اگر در متن بالینی فصل ۶ نشانهٔ «پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «fascia» درست است، چون پردهٔ بافت همبند که عضله یا گروه عضلات را می‌پوشاند. ریشهٔ fasci/o در fasciitis دیده می‌شود ◦ «flexor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که flexion ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myosin» غلط است؛ این اصطلاح به «فیلامان ضخیم انقباضی در عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendon» غلط است؛ این اصطلاح به «باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «tendon ← فیلامان ضخیم انقباضی در عضله» نادرست است؛ «tendon» یعنی باند فیبری اتصال‌دهندهٔ عضله به استخوان. ten/o و tendin/o ریشه‌های آن‌اند ◦ «strain ← کشش یا پارگی muscle یا tendon» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «tetany ← اسپاسم عضلانی ناشی از تحریک‌پذیری عصبی-عضلانی، اغلب...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «biceps ← عضلهٔ دو سر» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۴ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «تاندون پهن و صفحه‌ای» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «aponeurosis» درست است، چون تاندون پهن و صفحه‌ای. از tendon معمولی پهن‌تر و ورقه‌ای‌تر است ◦ «contracture» غلط است؛ این اصطلاح به «کوتاه‌شدن پایدار عضله یا تاندون با محدودیت حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «prime mover» غلط است؛ این اصطلاح به «اصلی‌ترین agonist در یک حرکت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «orbicularis» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ حلقوی اطراف دهان یا چشم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «نورون حرکتی که پیام را به عضله می‌رساند» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «motor neuron» درست است، چون نورون حرکتی که پیام را به عضله می‌رساند. در NMJ با فیبر عضله synapse می‌سازد ◦ «dorsiflexion» غلط است؛ این اصطلاح به «بالابردن پنجهٔ پا به سمت ساق» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «polymyositis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب چند عضله با ضعف عضلانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «muscle fiber» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول کشیدهٔ عضله اسکلتی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ کدام اصطلاح از نظر فصل ۶ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «محل ارتباط motor neuron و muscle fiber» آمده است؟
پاسخ: «neuromuscular junction / NMJ» درست است، چون محل ارتباط motor neuron و muscle fiber. در myasthenia gravis و انتقال ACh مهم است ◦ «cardiac muscle / myocardium» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ غیرارادی قلب که خون را پمپ می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «fibromyalgia syndrome / FMS» غلط است؛ این اصطلاح به «درد منتشر عضلانی-اسکلتی همراه نقاط حساس و خستگی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Duchenne muscular dystrophy» غلط است؛ این اصطلاح به «دیستروفی عضلانی وابسته به X با شروع کودکی و فقدان dystrophin» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «acetylcholine / ACh» درست است، چون neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی. گیرنده‌های آن در MG هدف آنتی‌بادی‌اند ◦ «Achilles tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب تاندون آشیل پشت پاشنه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intercostal muscles» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلات بین دنده‌ها» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tonus / muscle tone» غلط است؛ این اصطلاح به «انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «synaptic cleft ← تخریب شدید عضله با آزاد شدن myoglobin» نادرست است؛ «synaptic cleft» یعنی فاصلهٔ کوچک بین پایانه عصبی و غشای عضله. ACh از این فاصله عبور می‌کند ◦ «trigger finger ← گیرکردن یا قفل‌شدن انگشت به علت مشکل تاندون فلکسور» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «smooth muscle ← عضلهٔ غیرارادی دیوارهٔ احشا و مجاری که حرکاتی مثل...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «skeletal muscle ← عضلهٔ ارادی متصل به استخوان که حرکت، posture و گرما...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۹ در یک سوال ترکیبی، عبارت «فیلامان نازک انقباضی در عضله» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «actin» درست است، چون فیلامان نازک انقباضی در عضله. با myosin که فیلامان ضخیم است همکاری می‌کند ◦ «ton/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ tone یا tonus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spasm» غلط است؛ این اصطلاح به «انقباض ناگهانی و غیرارادی عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erg/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ کار یا فعالیت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «فیلامان ضخیم انقباضی در عضله» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «myosin» درست است، چون فیلامان ضخیم انقباضی در عضله. برای sliding filament همراه actin عمل می‌کند ◦ «strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشش یا پارگی muscle یا tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sprain» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب ligament» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «flexor» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله‌ای که flexion ایجاد می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «منبع انرژی لازم برای چرخهٔ انقباض و شل‌شدن عضله» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «ATP» درست است، چون منبع انرژی لازم برای چرخهٔ انقباض و شل‌شدن عضله. بدون انرژی، عملکرد actin-myosin مختل می‌شود ◦ «RICE» غلط است؛ این اصطلاح به «درمان اولیه آسیب‌های نرم: rest، ice، compression، elevation» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «actin» غلط است؛ این اصطلاح به «فیلامان نازک انقباضی در عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «erg/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ کار یا فعالیت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ کدام اصطلاح از نظر فصل ۶ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «یون کلیدی برای آغاز انقباض عضله» آمده است؟
پاسخ: «calcium» درست است، چون یون کلیدی برای آغاز انقباض عضله. افزایش calcium اجازهٔ تعامل actin و myosin را می‌دهد ◦ «deltoid» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ شانه با شکل مثلثی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «triceps» غلط است؛ این اصطلاح به «عضلهٔ سه سر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myalgia» غلط است؛ این اصطلاح به «درد عضله» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «tonus / muscle tone ← عضلات بین دنده‌ها» نادرست است؛ «tonus / muscle tone» یعنی انقباض جزئی و پایدار عضله برای حفظ firmness و posture. ریشهٔ ton/o یعنی tone و با tendon فرق دارد ◦ «Achilles tendinitis ← التهاب تاندون آشیل پشت پاشنه» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «acetylcholine / ACh ← neurotransmitter اصلی اتصال عصبی-عضلانی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «muscular dystrophy ← گروهی از بیماری‌های ژنتیکی با ضعف و تخریب پیشرونده...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۲۴ اگر در متن بالینی فصل ۶ نشانهٔ «یک motor neuron و همهٔ فیبرهای عضلانی تحت کنترل آن» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «motor unit» درست است، چون یک motor neuron و همهٔ فیبرهای عضلانی تحت کنترل آن. اندازهٔ motor unit روی دقت حرکت اثر دارد ◦ «supination» غلط است؛ این اصطلاح به «چرخش ساعد طوری که کف دست رو به بالا یا جلو قرار گیرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dystrophin» غلط است؛ این اصطلاح به «پروتئین غشایی که در Duchenne muscular dystrophy کم یا غایب است» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tendinitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ در یک سوال ترکیبی، عبارت «داروهای شبه‌هورمونی برای افزایش توده عضله با عوارض جدی» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «anabolic steroids» درست است، چون داروهای شبه‌هورمونی برای افزایش توده عضله با عوارض جدی. مصرف نابجا می‌تواند کبد، قلب و غدد را آسیب بزند ◦ «rotator cuff tear» غلط است؛ این اصطلاح به «پارگی گروه عضلات SITS شانه با درد و ضعف abduction» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ten/o / tendin/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشه‌های مربوط به tendon» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hamstring strain» غلط است؛ این اصطلاح به «کشیدگی عضلات پشت ران» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۶ Muscular System — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آموزشی ۱ (۵۰ سوال)

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «مغز و نخاع را شامل می‌شود» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «central nervous system / CNS» درست است، چون مغز و نخاع را شامل می‌شود. ساختارهای خارج از آن PNS هستند ◦ «electroencephalography / EEG» غلط است؛ این اصطلاح به «ثبت فعالیت الکتریکی مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «multi-infarct dementia / MID» غلط است؛ این اصطلاح به «دمانس ناشی از چند سکته کوچک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «neuroleptic / antipsychotic» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدروان‌پریشی برای psychosis و schizophrenia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «اعصاب و گانگلیون‌های خارج از CNS» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «peripheral nervous system / PNS» درست است، چون اعصاب و گانگلیون‌های خارج از CNS. پیام را بین CNS و بدن منتقل می‌کند ◦ «William spinal cord injury case» غلط است؛ این اصطلاح به «شکستگی burst/comminuted در C6 با خطر quadriplegia و rehab طولانی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transient ischemic attack / TIA» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال عصبی گذرا ناشی از ischemia بدون infarct پایدار» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tricyclic antidepressant / TCA» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «بخش ارادی که عضلات اسکلتی را کنترل می‌کند» است؟
پاسخ: «somatic nervous system» درست است، چون بخش ارادی که عضلات اسکلتی را کنترل می‌کند. با ANS که احشا و غدد را کنترل می‌کند فرق دارد ◦ «olfactory nerve / CN I» غلط است؛ این اصطلاح به «عصب بویایی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intracerebral hematoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌ریزی داخل بافت مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Alzheimer disease / AD» غلط است؛ این اصطلاح به «زوال شناختی پیشرونده با اختلال حافظه اخیر و آتروفی cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴ دانشجو باید از روی عبارت «بخش خودکار کنترل‌کنندهٔ عضله صاف، قلب و غدد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «autonomic nervous system / ANS» درست است، چون بخش خودکار کنترل‌کنندهٔ عضله صاف، قلب و غدد. sympathetic و parasympathetic زیرمجموعه‌های آن‌اند ◦ «tricyclic antidepressant / TCA» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «autism spectrum disorder / ASD» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال رشد عصبی با مشکل ارتباط اجتماعی و رفتارهای محدود یا تکراری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «peripheral nervous system / PNS» غلط است؛ این اصطلاح به «اعصاب و گانگلیون‌های خارج از CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «پاسخ fight-or-flight با افزایش ضربان قلب و هدایت خون به عضلات»؟
پاسخ: «sympathetic division» درست است، چون پاسخ fight-or-flight با افزایش ضربان قلب و هدایت خون به عضلات. در استرس فعال‌تر می‌شود ◦ «mening/o / meningi/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dorsal root ganglion» غلط است؛ این اصطلاح به «محل cell body نورون‌های حسی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «lumbar puncture / LP» غلط است؛ این اصطلاح به «نمونه‌گیری CSF از فضای کمری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «حفظ حالت آرام و digestion با کاهش ضربان قلب و افزایش فعالیت گوارش» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «parasympathetic division» درست است، چون حفظ حالت آرام و digestion با کاهش ضربان قلب و افزایش فعالیت گوارش. rest-and-digest کلید آن است ◦ «Glasgow Coma Scale / GCS» غلط است؛ این اصطلاح به «مقیاس ارزیابی سطح هوشیاری با eye، verbal و motor response» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «bipolar disorder / mania» غلط است؛ این اصطلاح به «نوسان خلق شامل دوره‌های mania و depression» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «multiple sclerosis / MS» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری خودایمنی دمیلینه‌کننده CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «سلول اصلی انتقال پیام عصبی» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «neuron» درست است، چون سلول اصلی انتقال پیام عصبی. دارای dendrite، cell body و axon است ◦ «-lexia» غلط است؛ این اصطلاح به «پسوند مربوط به reading» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «narc/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ stupor یا sleep» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «phobia» غلط است؛ این اصطلاح به «ترس پایدار و غیرمنطقی از شیء یا موقعیت مشخص» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «neuroglia / glial cells» درست است، چون سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی. تغذیه، محافظت، myelin و پشتیبانی را فراهم می‌کنند ◦ «spinal cord termination» غلط است؛ این اصطلاح به «نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «motor / efferent neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «پیام را از CNS به عضله یا غده می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventral / anterior root» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ حرکتی که پیام را از نخاع خارج می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۹ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «زائدهٔ نورون که پیام را به سمت cell body می‌آورد» است؟
پاسخ: «dendrite» درست است، چون زائدهٔ نورون که پیام را به سمت cell body می‌آورد. با axon که پیام را دور می‌برد فرق دارد ◦ «ganglion» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع cell body نورون‌ها در PNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebrum» غلط است؛ این اصطلاح به «بزرگ‌ترین بخش مغز و مرکز کارکردهای عالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «effector» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله یا غده‌ای که پاسخ نهایی را اجرا می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ دانشجو باید از روی عبارت «زائدهٔ نورون که پیام را از cell body دور می‌کند» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «axon» درست است، چون زائدهٔ نورون که پیام را از cell body دور می‌کند. ممکن است با myelin پوشیده شود ◦ «pons» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بین midbrain و medulla» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «nerve» غلط است؛ این اصطلاح به «دسته‌ای از axonها در PNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tract» غلط است؛ این اصطلاح به «دستهٔ axonها در CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «پوشش چربی اطراف axon که سرعت هدایت را بالا می‌برد»؟
پاسخ: «myelin sheath» درست است، چون پوشش چربی اطراف axon که سرعت هدایت را بالا می‌برد. در MS تخریب myelin در CNS مهم است ◦ «hypothalamus» غلط است؛ این اصطلاح به «تنظیم homeostasis، دما، گرسنگی و ارتباط با pituitary» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «white matter» غلط است؛ این اصطلاح به «بافت عصبی عمدتاً از axonهای myelinated» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sulci and gyri» غلط است؛ این اصطلاح به «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «بافت عصبی عمدتاً از axonهای myelinated» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «white matter» درست است، چون بافت عصبی عمدتاً از axonهای myelinated. رنگ سفید به myelin مربوط است ◦ «parkinsonism» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال حرکتی با tremor، rigidity و akinesia به علت کمبود dopamine» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «encephalitis» غلط است؛ این اصطلاح به «التهاب مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Romberg sign» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال تعادل هنگام ایستادن با چشم بسته» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «بافت عصبی شامل cell body و axonهای کم‌میلین یا بی‌میلین» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «gray matter» درست است، چون بافت عصبی شامل cell body و axonهای کم‌میلین یا بی‌میلین. در cortex و مرکز نخاع دیده می‌شود ◦ «interneuron» غلط است؛ این اصطلاح به «نورون رابط داخل CNS بین sensory و motor» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sleep apnea» غلط است؛ این اصطلاح به «وقفه‌های تکراری تنفس در خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventricul/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ ventricles» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۴ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «پیام را از گیرنده‌ها به سمت CNS می‌برد» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «sensory / afferent neuron» درست است، چون پیام را از گیرنده‌ها به سمت CNS می‌برد. afferent یعنی arriving به CNS ◦ «31 pairs of spinal nerves» غلط است؛ این اصطلاح به «تعداد اعصاب نخاعی شامل C8، T12، L5، S5 و Co1 است» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebrospinal fluid / CSF» غلط است؛ این اصطلاح به «مایع اطراف مغز و نخاع که ضربه‌گیری و تغذیه می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «schwannoma / neurilemmoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور سلول Schwann، اغلب خوش‌خیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «پیام را از CNS به عضله یا غده می‌برد» است؟
پاسخ: «motor / efferent neuron» درست است، چون پیام را از CNS به عضله یا غده می‌برد. efferent یعنی exiting از CNS ◦ «dorsal / posterior root» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ حسی که پیام را وارد نخاع می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spinal cord termination» غلط است؛ این اصطلاح به «نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «accessory nerve / CN XI» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت عضلات گردن و شانه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ دانشجو باید از روی عبارت «نورون رابط داخل CNS بین sensory و motor» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «interneuron» درست است، چون نورون رابط داخل CNS بین sensory و motor. در reflex arc پردازش مرکزی را انجام می‌دهد ◦ «astrocytoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور از astrocyteها» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sleep apnea» غلط است؛ این اصطلاح به «وقفه‌های تکراری تنفس در خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «gray matter» غلط است؛ این اصطلاح به «بافت عصبی شامل cell body و axonهای کم‌میلین یا بی‌میلین» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «محل ارتباط دو نورون یا نورون و سلول هدف»؟
پاسخ: «synapse» درست است، چون محل ارتباط دو نورون یا نورون و سلول هدف. neurotransmitter از آن عبور می‌کند ◦ «nucleus» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع cell body نورون‌ها در CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thalamus» غلط است؛ این اصطلاح به «ایستگاه مهم relay پیام‌های حسی به cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «دسته‌ای از axonها در PNS» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «nerve» درست است، چون دسته‌ای از axonها در PNS. در CNS به مسیر مشابه tract گفته می‌شود ◦ «tract» غلط است؛ این اصطلاح به «دستهٔ axonها در CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «axon» غلط است؛ این اصطلاح به «زائدهٔ نورون که پیام را از cell body دور می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pons» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بین midbrain و medulla» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۹ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «دستهٔ axonها در CNS» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «tract» درست است، چون دستهٔ axonها در CNS. با nerve در PNS فرق دارد ◦ «nerve» غلط است؛ این اصطلاح به «دسته‌ای از axonها در PNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pons» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بین midbrain و medulla» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «axon» غلط است؛ این اصطلاح به «زائدهٔ نورون که پیام را از cell body دور می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «تجمع cell body نورون‌ها در PNS» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «ganglion» درست است، چون تجمع cell body نورون‌ها در PNS. dorsal root ganglion مثال مهم است ◦ «cerebrum» غلط است؛ این اصطلاح به «بزرگ‌ترین بخش مغز و مرکز کارکردهای عالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thalamus» غلط است؛ این اصطلاح به «ایستگاه مهم relay پیام‌های حسی به cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «تجمع cell body نورون‌ها در CNS» است؟
پاسخ: «nucleus» درست است، چون تجمع cell body نورون‌ها در CNS. با ganglion خارج CNS فرق دارد ◦ «synapse» غلط است؛ این اصطلاح به «محل ارتباط دو نورون یا نورون و سلول هدف» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dendrite» غلط است؛ این اصطلاح به «زائدهٔ نورون که پیام را به سمت cell body می‌آورد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ دانشجو باید از روی عبارت «بزرگ‌ترین بخش مغز و مرکز کارکردهای عالی» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «cerebrum» درست است، چون بزرگ‌ترین بخش مغز و مرکز کارکردهای عالی. حافظه، استدلال و حرکت ارادی در آن مطرح است ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «midbrain» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بالای pons» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «effector» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله یا غده‌ای که پاسخ نهایی را اجرا می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش»؟
پاسخ: «cerebral cortex» درست است، چون لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش. gray matter سطحی کلید است ◦ «pituitary gland» غلط است؛ این اصطلاح به «غدهٔ هیپوفیز تحت تأثیر hypothalamus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arachnoid mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sulci and gyri» غلط است؛ این اصطلاح به «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۴ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «sulci and gyri» درست است، چون شیارها و برجستگی‌های سطح مغز. باعث افزایش سطح cortex می‌شوند ◦ «myelin sheath» غلط است؛ این اصطلاح به «پوشش چربی اطراف axon که سرعت هدایت را بالا می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arachnoid mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebral cortex» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «ایستگاه مهم relay پیام‌های حسی به cortex» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «thalamus» درست است، چون ایستگاه مهم relay پیام‌های حسی به cortex. در diencephalon قرار دارد ◦ «effector» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله یا غده‌ای که پاسخ نهایی را اجرا می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «midbrain» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بالای pons» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dendrite» غلط است؛ این اصطلاح به «زائدهٔ نورون که پیام را به سمت cell body می‌آورد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۶ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «تنظیم homeostasis، دما، گرسنگی و ارتباط با pituitary» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «hypothalamus» درست است، چون تنظیم homeostasis، دما، گرسنگی و ارتباط با pituitary. با endocrine system پیوند مهم دارد ◦ «myelin sheath» غلط است؛ این اصطلاح به «پوشش چربی اطراف axon که سرعت هدایت را بالا می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dura mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ سخت و بیرونی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sulci and gyri» غلط است؛ این اصطلاح به «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۷ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «غدهٔ هیپوفیز تحت تأثیر hypothalamus» است؟
پاسخ: «pituitary gland» درست است، چون غدهٔ هیپوفیز تحت تأثیر hypothalamus. پل مهم عصبی-غددی است ◦ «arachnoid mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebral cortex» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sulci and gyri» غلط است؛ این اصطلاح به «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۸ دانشجو باید از روی عبارت «بخشی از brainstem بالای pons» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «midbrain» درست است، چون بخشی از brainstem بالای pons. در مسیرهای حرکتی و بینایی/شنوایی نقش دارد ◦ «effector» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله یا غده‌ای که پاسخ نهایی را اجرا می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thalamus» غلط است؛ این اصطلاح به «ایستگاه مهم relay پیام‌های حسی به cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۹ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «بخشی از brainstem بین midbrain و medulla»؟
پاسخ: «pons» درست است، چون بخشی از brainstem بین midbrain و medulla. به ارتباط مسیرها و تنفس کمک می‌کند ◦ «axon» غلط است؛ این اصطلاح به «زائدهٔ نورون که پیام را از cell body دور می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «nerve» غلط است؛ این اصطلاح به «دسته‌ای از axonها در PNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tract» غلط است؛ این اصطلاح به «دستهٔ axonها در CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۰ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «بخشی از brainstem که تنفس، ضربان قلب و فشار خون را تنظیم می‌کند» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «medulla oblongata» درست است، چون بخشی از brainstem که تنفس، ضربان قلب و فشار خون را تنظیم می‌کند. آسیب آن می‌تواند حیاتی باشد ◦ «concussion / MTBI» غلط است؛ این اصطلاح به «آسیب خفیف مغزی با اختلال موقت عملکرد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epidural hematoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌ریزی بین skull و dura mater» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «arachnoid mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۱ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «هماهنگی حرکت ارادی، posture و balance» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «cerebellum» درست است، چون هماهنگی حرکت ارادی، posture و balance. ataxia معمولاً با اختلال cerebellar مرتبط است ◦ «dura mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ سخت و بیرونی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventricles» غلط است؛ این اصطلاح به «حفره‌های مغزی حاوی CSF» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pia mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ داخلی و ظریف meninges که به سطح مغز می‌چسبد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۲ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «حفره‌های مغزی حاوی CSF» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «ventricles» درست است، چون حفره‌های مغزی حاوی CSF. ventricul/o ریشهٔ آن است ◦ «cerebellum» غلط است؛ این اصطلاح به «هماهنگی حرکت ارادی، posture و balance» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dura mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ سخت و بیرونی meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pia mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ داخلی و ظریف meninges که به سطح مغز می‌چسبد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۳ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «مایع اطراف مغز و نخاع که ضربه‌گیری و تغذیه می‌کند» است؟
پاسخ: «cerebrospinal fluid / CSF» درست است، چون مایع اطراف مغز و نخاع که ضربه‌گیری و تغذیه می‌کند. در LP بررسی می‌شود ◦ «31 pairs of spinal nerves» غلط است؛ این اصطلاح به «تعداد اعصاب نخاعی شامل C8، T12، L5، S5 و Co1 است» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sensory / afferent neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «پیام را از گیرنده‌ها به سمت CNS می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «oculomotor nerve / CN III» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت چشم و کنترل pupil را بر عهده دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۴ دانشجو باید از روی عبارت «لایهٔ سخت و بیرونی meninges» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «dura mater» درست است، چون لایهٔ سخت و بیرونی meninges. epidural hematoma بیرون dura قرار می‌گیرد ◦ «cerebellum» غلط است؛ این اصطلاح به «هماهنگی حرکت ارادی، posture و balance» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventricles» غلط است؛ این اصطلاح به «حفره‌های مغزی حاوی CSF» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pia mater» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ داخلی و ظریف meninges که به سطح مغز می‌چسبد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۵ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges»؟
پاسخ: «arachnoid mater» درست است، چون لایهٔ میانی تارعنکبوتی meninges. زیر dura و روی pia قرار دارد ◦ «cerebral cortex» غلط است؛ این اصطلاح به «لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «pituitary gland» غلط است؛ این اصطلاح به «غدهٔ هیپوفیز تحت تأثیر hypothalamus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sulci and gyri» غلط است؛ این اصطلاح به «شیارها و برجستگی‌های سطح مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۶ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «لایهٔ داخلی و ظریف meninges که به سطح مغز می‌چسبد» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «pia mater» درست است، چون لایهٔ داخلی و ظریف meninges که به سطح مغز می‌چسبد. غنی از عروق است ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «effector» غلط است؛ این اصطلاح به «عضله یا غده‌ای که پاسخ نهایی را اجرا می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «midbrain» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بالای pons» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۷ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «عصب بویایی» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «olfactory nerve / CN I» درست است، چون عصب بویایی. آسیب آن حس smell را مختل می‌کند ◦ «somatic nervous system» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش ارادی که عضلات اسکلتی را کنترل می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intracerebral hematoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌ریزی داخل بافت مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Alzheimer disease / AD» غلط است؛ این اصطلاح به «زوال شناختی پیشرونده با اختلال حافظه اخیر و آتروفی cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۸ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «عصب بینایی» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «optic nerve / CN II» درست است، چون عصب بینایی. vision کلید تشخیص آن است ◦ «lumbar puncture / LP» غلط است؛ این اصطلاح به «نمونه‌گیری CSF از فضای کمری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «mening/o / meningi/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sympathetic division» غلط است؛ این اصطلاح به «پاسخ fight-or-flight با افزایش ضربان قلب و هدایت خون به عضلات» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳۹ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «حرکت چشم و کنترل pupil را بر عهده دارد» است؟
پاسخ: «oculomotor nerve / CN III» درست است، چون حرکت چشم و کنترل pupil را بر عهده دارد. با optic که دید است فرق دارد ◦ «31 pairs of spinal nerves» غلط است؛ این اصطلاح به «تعداد اعصاب نخاعی شامل C8، T12، L5، S5 و Co1 است» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «schwannoma / neurilemmoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور سلول Schwann، اغلب خوش‌خیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sensory / afferent neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «پیام را از گیرنده‌ها به سمت CNS می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۰ دانشجو باید از روی عبارت «حس صورت و جویدن» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «trigeminal nerve / CN V» درست است، چون حس صورت و جویدن. tic douloureux یا trigeminal neuralgia به آن مربوط است ◦ «neuroglia / glial cells» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «multiple sclerosis / MS» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری خودایمنی دمیلینه‌کننده CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spinal cord termination» غلط است؛ این اصطلاح به «نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۱ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «حرکت صورت، taste بخشی از زبان و ترشح اشک و بزاق»؟
پاسخ: «facial nerve / CN VII» درست است، چون حرکت صورت، taste بخشی از زبان و ترشح اشک و بزاق. Bell palsy به facial nerve مربوط است ◦ «Alzheimer disease / AD» غلط است؛ این اصطلاح به «زوال شناختی پیشرونده با اختلال حافظه اخیر و آتروفی cortex» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «mening/o / meningi/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «intracerebral hematoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌ریزی داخل بافت مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۲ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «شنوایی و تعادل» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «vestibulocochlear nerve / CN VIII» درست است، چون شنوایی و تعادل. vestibular یعنی balance و cochlear یعنی hearing ◦ «monoamine oxidase inhibitor / MAOI» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدافسردگی مهارکنندهٔ monoamine oxidase» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «positron emission tomography / PET» غلط است؛ این اصطلاح به «تصویربرداری عملکردی از فعالیت متابولیک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tonic-clonic seizure / grand mal» غلط است؛ این اصطلاح به «تشنج با سفتی و حرکات جهشی عمومی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۳ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «عصب گسترده به اندام‌های thoracic و abdominal و larynx/pharynx» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «vagus nerve / CN X» درست است، چون عصب گسترده به اندام‌های thoracic و abdominal و larynx/pharynx. بخش مهم parasympathetic را می‌دهد ◦ «hemorrhagic stroke» غلط است؛ این اصطلاح به «سکته ناشی از خون‌ریزی داخل مغز یا اطراف آن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebral contusion» غلط است؛ این اصطلاح به «کبودی یا کوفتگی بافت مغز پس از ضربه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «subdural hematoma» غلط است؛ این اصطلاح به «خون‌ریزی زیر dura و بالای arachnoid» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۴ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «حرکت عضلات گردن و شانه» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «accessory nerve / CN XI» درست است، چون حرکت عضلات گردن و شانه. sternocleidomastoid و trapezius کلیدند ◦ «dorsal / posterior root» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ حسی که پیام را وارد نخاع می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «neuroglia / glial cells» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trigeminal nerve / CN V» غلط است؛ این اصطلاح به «حس صورت و جویدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۵ کدام گزینه بهترین معادل اصطلاح‌شناسی برای «حرکت زبان» است؟
پاسخ: «hypoglossal nerve / CN XII» درست است، چون حرکت زبان. gloss/o به tongue اشاره دارد ◦ «Allen ischemic stroke case» غلط است؛ این اصطلاح به «right hemiplegia و aphasia با CT بدون hemorrhage و درمان fibrinolytic» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sensory / afferent neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «پیام را از گیرنده‌ها به سمت CNS می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «neuroleptic / antipsychotic» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدروان‌پریشی برای psychosis و schizophrenia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۶ دانشجو باید از روی عبارت «نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد» کدام اصطلاح را تشخیص دهد؟
پاسخ: «spinal cord termination» درست است، چون نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد. پایین‌تر ریشه‌ها به شکل cauda equina ادامه می‌دهند ◦ «dorsal / posterior root» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ حسی که پیام را وارد نخاع می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «accessory nerve / CN XI» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت عضلات گردن و شانه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «neuroglia / glial cells» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۷ کدام اصطلاح با این تعریف یا نشانه هماهنگ‌تر است: «تعداد اعصاب نخاعی شامل C8، T12، L5، S5 و Co1 است»؟
پاسخ: «31 pairs of spinal nerves» درست است، چون تعداد اعصاب نخاعی شامل C8، T12، L5، S5 و Co1 است. وجود C8 با اینکه مهره گردنی ۷ تاست دام امتحانی است ◦ «cerebrospinal fluid / CSF» غلط است؛ این اصطلاح به «مایع اطراف مغز و نخاع که ضربه‌گیری و تغذیه می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «oculomotor nerve / CN III» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت چشم و کنترل pupil را بر عهده دارد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «schwannoma / neurilemmoma» غلط است؛ این اصطلاح به «تومور سلول Schwann، اغلب خوش‌خیم» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۸ در فصل ۷، وقتی متن دربارهٔ «ریشهٔ حسی که پیام را وارد نخاع می‌کند» صحبت می‌کند، کدام واژه باید انتخاب شود؟
پاسخ: «dorsal / posterior root» درست است، چون ریشهٔ حسی که پیام را وارد نخاع می‌کند. dorsal root ganglion جسم سلولی sensory دارد ◦ «neuroglia / glial cells» غلط است؛ این اصطلاح به «سلول‌های حمایت‌کنندهٔ دستگاه عصبی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventral / anterior root» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ حرکتی که پیام را از نخاع خارج می‌کند» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «multiple sclerosis / MS» غلط است؛ این اصطلاح به «بیماری خودایمنی دمیلینه‌کننده CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۴۹ برای تثبیت واژه‌سازی و مفهوم، کلیدِ «محل cell body نورون‌های حسی» بیشتر به کدام اصطلاح اشاره دارد؟
پاسخ: «dorsal root ganglion» درست است، چون محل cell body نورون‌های حسی. با ventral root motor اشتباه نشود ◦ «lumbar puncture / LP» غلط است؛ این اصطلاح به «نمونه‌گیری CSF از فضای کمری» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sympathetic division» غلط است؛ این اصطلاح به «پاسخ fight-or-flight با افزایش ضربان قلب و هدایت خون به عضلات» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «mening/o / meningi/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ meninges» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵۰ اگر در یک سوال آموزشی سرنخ «ریشهٔ حرکتی که پیام را از نخاع خارج می‌کند» داده شود، پاسخ دقیق‌تر کدام است؟
پاسخ: «ventral / anterior root» درست است، چون ریشهٔ حرکتی که پیام را از نخاع خارج می‌کند. ventral = motor در تست مهم است ◦ «accessory nerve / CN XI» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت عضلات گردن و شانه» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «spinal cord termination» غلط است؛ این اصطلاح به «نخاع معمولاً در بزرگسال حوالی L1-L2 پایان می‌یابد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «motor / efferent neuron» غلط است؛ این اصطلاح به «پیام را از CNS به عضله یا غده می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آموزشی ۲ (۵۰ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
پاسخ‌گویی: ۰٪
نمره
درست
غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آزمون آفلاین ۱ (۲۵ سوال)

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «تشنج کوتاه با staring و قطع آگاهی، معمولاً بدون سقوط شدید» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «absence seizure / petit mal» درست است، چون تشنج کوتاه با staring و قطع آگاهی، معمولاً بدون سقوط شدید. با tonic-clonic از نظر تظاهر فرق دارد ◦ «neuroleptic / antipsychotic» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدروان‌پریشی برای psychosis و schizophrenia» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «central nervous system / CNS» غلط است؛ این اصطلاح به «مغز و نخاع را شامل می‌شود» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hypoglossal nerve / CN XII» غلط است؛ این اصطلاح به «حرکت زبان» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «تشنج با سفتی و حرکات جهشی عمومی» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «tonic-clonic seizure / grand mal» درست است، چون تشنج با سفتی و حرکات جهشی عمومی. مرحله tonic و clonic دارد ◦ «vestibulocochlear nerve / CN VIII» غلط است؛ این اصطلاح به «شنوایی و تعادل» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «peripheral nervous system / PNS» غلط است؛ این اصطلاح به «اعصاب و گانگلیون‌های خارج از CNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transient ischemic attack / TIA» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال عصبی گذرا ناشی از ischemia بدون infarct پایدار» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «electroencephalography / EEG ← دمانس ناشی از چند سکته کوچک» نادرست است؛ «electroencephalography / EEG» یعنی ثبت فعالیت الکتریکی مغز. در epilepsy و اختلالات خواب کاربرد دارد ◦ «central nervous system / CNS ← مغز و نخاع را شامل می‌شود» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «neuroleptic / antipsychotic ← داروی ضدروان‌پریشی برای psychosis و schizophrenia» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «absence seizure / petit mal ← تشنج کوتاه با staring و قطع آگاهی، معمولاً بدون سقوط...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۴ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «اختلال در مقدار، کیفیت یا زمان خواب» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «dyssomnia» درست است، چون اختلال در مقدار، کیفیت یا زمان خواب. insomnia و narcolepsy در این طیف مطرح‌اند ◦ «psychosis» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال در واقعیت‌سنجی مثل delusion یا hallucination» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «radicul/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ spinal nerve root» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dysthymia» غلط است؛ این اصطلاح به «خلق افسردهٔ مزمن و طولانی با شدت کمتر از افسردگی اساسی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۵ اگر در متن بالینی فصل ۷ نشانهٔ «ناتوانی در شروع یا حفظ خواب» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «insomnia» درست است، چون ناتوانی در شروع یا حفظ خواب. با narcolepsy خواب ناگهانی فرق دارد ◦ «aneurysm» غلط است؛ این اصطلاح به «اتساع یا گشادشدگی دیوارهٔ رگ با خطر rupture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «thalam/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ thalamus» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «epilepsy» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال با تشنج‌های عودکننده ناشی از فعالیت الکتریکی غیرطبیعی مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۶ در یک سوال ترکیبی، عبارت «حملات ناگهانی و غیرقابل مقاومت خواب» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «narcolepsy» درست است، چون حملات ناگهانی و غیرقابل مقاومت خواب. narc/o و sleep attacks کلید هستند ◦ «depression» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebellum» غلط است؛ این اصطلاح به «هماهنگی حرکت ارادی، posture و balance» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «psychosis» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال در واقعیت‌سنجی مثل delusion یا hallucination» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۷ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «وقفه‌های تکراری تنفس در خواب» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «sleep apnea» درست است، چون وقفه‌های تکراری تنفس در خواب. خروپف و خواب‌آلودگی روزانه می‌تواند همراه باشد ◦ «depression» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «narcolepsy» غلط است؛ این اصطلاح به «حملات ناگهانی و غیرقابل مقاومت خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «parkinsonism» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال حرکتی با tremor، rigidity و akinesia به علت کمبود dopamine» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «polysomnography ← بازشدن انگشتان پا در تحریک کف پا؛ در نوزاد طبیعی و در...» نادرست است؛ «polysomnography» یعنی ثبت چندپارامتری خواب. برای sleep apnea و اختلالات خواب به کار می‌رود ◦ «pituitary gland ← غدهٔ هیپوفیز تحت تأثیر hypothalamus» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «cerebral cortex ← لایهٔ خاکستری سطح cerebrum برای تفکر، حافظه و پردازش» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «ischemic stroke ← سکته ناشی از انسداد خون‌رسانی مغز» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۹ کدام اصطلاح از نظر فصل ۷ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «احساس نگرانی یا تنش بیش از حد» آمده است؟
پاسخ: «anxiety» درست است، چون احساس نگرانی یا تنش بیش از حد. در GAD و panic disorder شکل‌های خاص دارد ◦ «phobia» غلط است؛ این اصطلاح به «ترس پایدار و غیرمنطقی از شیء یا موقعیت مشخص» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «insomnia» غلط است؛ این اصطلاح به «ناتوانی در شروع یا حفظ خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «aneurysm» غلط است؛ این اصطلاح به «اتساع یا گشادشدگی دیوارهٔ رگ با خطر rupture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۰ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «نگرانی مداوم و گسترده درباره موضوعات مختلف» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «generalized anxiety disorder / GAD» درست است، چون نگرانی مداوم و گسترده درباره موضوعات مختلف. generalized بودن کلید است ◦ «positron emission tomography / PET» غلط است؛ این اصطلاح به «تصویربرداری عملکردی از فعالیت متابولیک» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «monoamine oxidase inhibitor / MAOI» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدافسردگی مهارکنندهٔ monoamine oxidase» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «obsessive-compulsive disorder / OCD» غلط است؛ این اصطلاح به «وسواس فکری ناخواسته همراه رفتارهای تکراری برای کاهش اضطراب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۱ اگر در متن بالینی فصل ۷ نشانهٔ «حملات ناگهانی ترس شدید با علائم جسمی مثل تپش قلب» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «panic disorder» درست است، چون حملات ناگهانی ترس شدید با علائم جسمی مثل تپش قلب. حمله‌ای و ناگهانی بودن از GAD جدا می‌کند ◦ «hydrocephalus» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع غیرطبیعی CSF با گشادشدن ventricles» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hallucination» غلط است؛ این اصطلاح به «ادراک بدون محرک خارجی، مثل شنیدن صدا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ischemic stroke» غلط است؛ این اصطلاح به «سکته ناشی از انسداد خون‌رسانی مغز» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۲ در یک سوال ترکیبی، عبارت «ترس پایدار و غیرمنطقی از شیء یا موقعیت مشخص» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «phobia» درست است، چون ترس پایدار و غیرمنطقی از شیء یا موقعیت مشخص. با anxiety منتشر فرق دارد ◦ «anxiety» غلط است؛ این اصطلاح به «احساس نگرانی یا تنش بیش از حد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «aneurysm» غلط است؛ این اصطلاح به «اتساع یا گشادشدگی دیوارهٔ رگ با خطر rupture» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «paranoia» غلط است؛ این اصطلاح به «بدگمانی شدید یا باورهای گزند و آسیب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «obsessive-compulsive disorder / OCD ← تصویربرداری عملکردی از فعالیت متابولیک» نادرست است؛ «obsessive-compulsive disorder / OCD» یعنی وسواس فکری ناخواسته همراه رفتارهای تکراری برای کاهش اضطراب. obsession و compulsion هر دو مهم‌اند ◦ «generalized anxiety disorder / GAD ← نگرانی مداوم و گسترده درباره موضوعات مختلف» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «monoamine oxidase inhibitor / MAOI ← داروی ضدافسردگی مهارکنندهٔ monoamine oxidase» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «post-traumatic stress disorder / PTSD ← علائم اضطرابی پس از رویداد تهدیدکننده یا فاجعه‌آمیز» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۴ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «علائم اضطرابی پس از رویداد تهدیدکننده یا فاجعه‌آمیز» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «post-traumatic stress disorder / PTSD» درست است، چون علائم اضطرابی پس از رویداد تهدیدکننده یا فاجعه‌آمیز. flashback و avoidance کلیدهای بالینی‌اند ◦ «cerebrovascular accident / CVA / stroke» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال ناگهانی خون‌رسانی مغز با deficit عصبی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «obsessive-compulsive disorder / OCD» غلط است؛ این اصطلاح به «وسواس فکری ناخواسته همراه رفتارهای تکراری برای کاهش اضطراب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «Jane neuroleptic malignant syndrome case» غلط است؛ این اصطلاح به «تب بالا، rigidity و lethargy پس از داروی antipsychotic در بیمار...» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۵ کدام اصطلاح از نظر فصل ۷ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت» آمده است؟
پاسخ: «depression» درست است، چون اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت. با dysthymia مزمن‌تر و خفیف‌تر فرق دارد ◦ «narcolepsy» غلط است؛ این اصطلاح به «حملات ناگهانی و غیرقابل مقاومت خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «sleep apnea» غلط است؛ این اصطلاح به «وقفه‌های تکراری تنفس در خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «dysthymia» غلط است؛ این اصطلاح به «خلق افسردهٔ مزمن و طولانی با شدت کمتر از افسردگی اساسی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۶ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «خلق افسردهٔ مزمن و طولانی با شدت کمتر از افسردگی اساسی» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «dysthymia» درست است، چون خلق افسردهٔ مزمن و طولانی با شدت کمتر از افسردگی اساسی. مزمن‌بودن کلید است ◦ «dyssomnia» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال در مقدار، کیفیت یا زمان خواب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «psychosis» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال در واقعیت‌سنجی مثل delusion یا hallucination» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «depression» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۷ اگر در متن بالینی فصل ۷ نشانهٔ «نوسان خلق شامل دوره‌های mania و depression» دیده شود، تشخیص واژگانی درست کدام است؟
پاسخ: «bipolar disorder / mania» درست است، چون نوسان خلق شامل دوره‌های mania و depression. mania با انرژی زیاد، کاهش خواب و رفتار پرخطر می‌آید ◦ «Glasgow Coma Scale / GCS» غلط است؛ این اصطلاح به «مقیاس ارزیابی سطح هوشیاری با eye، verbal و motor response» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «parasympathetic division» غلط است؛ این اصطلاح به «حفظ حالت آرام و digestion با کاهش ضربان قلب و افزایش فعالیت گوارش» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «trigeminal nerve / CN V» غلط است؛ این اصطلاح به «حس صورت و جویدن» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۱۸ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «psychosis ← اختلال در مقدار، کیفیت یا زمان خواب» نادرست است؛ «psychosis» یعنی اختلال در واقعیت‌سنجی مثل delusion یا hallucination. می‌تواند در schizophrenia دیده شود ◦ «dysthymia ← خلق افسردهٔ مزمن و طولانی با شدت کمتر از افسردگی اساسی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «paranoia ← بدگمانی شدید یا باورهای گزند و آسیب» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «aneurysm ← اتساع یا گشادشدگی دیوارهٔ رگ با خطر rupture» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۱۹ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «باور غلط ثابت که با شواهد اصلاح نمی‌شود» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «delusion» درست است، چون باور غلط ثابت که با شواهد اصلاح نمی‌شود. با hallucination که ادراک بدون محرک است فرق دارد ◦ «cerebrum» غلط است؛ این اصطلاح به «بزرگ‌ترین بخش مغز و مرکز کارکردهای عالی» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «paranoia» غلط است؛ این اصطلاح به «بدگمانی شدید یا باورهای گزند و آسیب» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «midbrain» غلط است؛ این اصطلاح به «بخشی از brainstem بالای pons» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۰ طراح سوال چند گزینه نزدیک آورده است. اگر محور سوال «ادراک بدون محرک خارجی، مثل شنیدن صدا» باشد، کدام گزینه را باید زد؟
پاسخ: «hallucination» درست است، چون ادراک بدون محرک خارجی، مثل شنیدن صدا. با delusion باور غلط فرق دارد ◦ «hydrocephalus» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع غیرطبیعی CSF با گشادشدن ventricles» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «schizophrenia» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال مزمن با psychosis، delusion، hallucination و اختلال تفکر» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «myelin sheath» غلط است؛ این اصطلاح به «پوشش چربی اطراف axon که سرعت هدایت را بالا می‌برد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۱ کدام اصطلاح از نظر فصل ۷ دقیقاً همان مفهومی را می‌دهد که در عبارت «بدگمانی شدید یا باورهای گزند و آسیب» آمده است؟
پاسخ: «paranoia» درست است، چون بدگمانی شدید یا باورهای گزند و آسیب. در schizophrenia paranoid ممکن است دیده شود ◦ «cerebr/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ cerebrum» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «receptor» غلط است؛ این اصطلاح به «دریافت‌کنندهٔ محرک در reflex arc» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ganglion» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع cell body نورون‌ها در PNS» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۲ برای افتراق بین گزینه‌های شبیه، سرنخ «اختلال مزمن با psychosis، delusion، hallucination و اختلال تفکر» به کدام پاسخ محدود می‌شود؟
پاسخ: «schizophrenia» درست است، چون اختلال مزمن با psychosis، delusion، hallucination و اختلال تفکر. کیس Jane با paranoid schizophrenia مرتبط بود ◦ «hydrocephalus» غلط است؛ این اصطلاح به «تجمع غیرطبیعی CSF با گشادشدن ventricles» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «hallucination» غلط است؛ این اصطلاح به «ادراک بدون محرک خارجی، مثل شنیدن صدا» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «parkinsonism» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال حرکتی با tremor، rigidity و akinesia به علت کمبود dopamine» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۳ کدام جفتِ اصطلاح ← معنی از نظر این فصل نادرست است؟
پاسخ: جفتِ «attention-deficit/hyperactivity disorder / ADHD ← داروی ضدافسردگی با مهار بازجذب serotonin» نادرست است؛ «attention-deficit/hyperactivity disorder / ADHD» یعنی الگوی پایدار بی‌توجهی، بیش‌فعالی یا تکانشگری. در کودکان و بزرگسالان مطرح است ◦ «Jane neuroleptic malignant syndrome case ← تب بالا، rigidity و lethargy پس از داروی...» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «cerebrovascular accident / CVA / stroke ← اختلال ناگهانی خون‌رسانی مغز با deficit عصبی» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است. ◦ «post-traumatic stress disorder / PTSD ← علائم اضطرابی پس از رویداد تهدیدکننده یا فاجعه‌آمیز» درست است؛ همین تعریف، معنی اصلی این اصطلاح در فصل است.
۲۴ در یک سوال ترکیبی، عبارت «اختلال رشد عصبی با مشکل ارتباط اجتماعی و رفتارهای محدود یا تکراری» آمده و گزینه‌ها همگی نزدیک‌اند؛ بهترین پاسخ کدام است؟
پاسخ: «autism spectrum disorder / ASD» درست است، چون اختلال رشد عصبی با مشکل ارتباط اجتماعی و رفتارهای محدود یا تکراری. spectrum بودن و شروع رشدی کلید است ◦ «autonomic nervous system / ANS» غلط است؛ این اصطلاح به «بخش خودکار کنترل‌کنندهٔ عضله صاف، قلب و غدد» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «tricyclic antidepressant / TCA» غلط است؛ این اصطلاح به «داروی ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «transient ischemic attack / TIA» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال عصبی گذرا ناشی از ischemia بدون infarct پایدار» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.
۲۵ در یک سناریوی امتحانی، گزارش با سرنخ «داروی کاهش‌دهندهٔ اضطراب» توصیف شده است. مناسب‌ترین اصطلاح کدام است؟
پاسخ: «anxiolytic» درست است، چون داروی کاهش‌دهندهٔ اضطراب. با antidepressant یا antipsychotic فرق دارد ◦ «depression» غلط است؛ این اصطلاح به «اختلال خلق با غم، بی‌انگیزگی و کاهش لذت» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «cerebell/o» غلط است؛ این اصطلاح به «ریشهٔ cerebellum» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال. ◦ «ventricles» غلط است؛ این اصطلاح به «حفره‌های مغزی حاوی CSF» مربوط می‌شود، نه سرنخِ اصلی سوال.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آزمون آفلاین ۲ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آزمون آفلاین ۳ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی فصل ۷ Nervous System and Mental Health — آزمون آفلاین ۴ (۲۵ سوال)
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام اصطلاح به غشای نازکی گفته می‌شود که حفره‌های قلب و دریچه‌ها را می‌پوشاند؟
پاسخ: Endocardium داخلی‌ترین لایه دیواره قلب است و سطح حفره‌ها و دریچه‌ها را می‌پوشاند. ◦ «myocardium» Myocardium لایه عضلانی ضخیم دیواره قلب است، نه پوشش داخلی حفره‌ها. ◦ «epicardium» Epicardium لایه نازک خارجی دیواره قلب است. ◦ «pericardium» Pericardium کیسه فیبری پیرامون قلب است و جزء پوشش داخلی حفره‌ها نیست.
۲ اصطلاح myocardium به کدام بخش قلب اشاره دارد؟
پاسخ: Myocardium لایه میانی و ضخیم دیواره قلب است که از عضله قلبی تشکیل شده است. ◦ «لایه نازک داخلی» لایه نازک داخلی endocardium نام دارد. ◦ «کیسه فیبری اطراف» کیسه فیبری اطراف قلب pericardium است. ◦ «لایه نازک خارجی» لایه نازک خارجی دیواره قلب epicardium است.
۳ خون کم‌اکسیژن بازگشتی از بدن ابتدا وارد کدام حفره قلب می‌شود؟
پاسخ: Superior و inferior vena cava خون کم‌اکسیژن را از بدن به right atrium می‌آورند. ◦ «left atrium» Left atrium خون پر‌اکسیژن را از pulmonary veins دریافت می‌کند. ◦ «left ventricle» Left ventricle خون را به aorta پمپ می‌کند و حفره دریافت‌کننده وریدهای اجوف نیست. ◦ «right ventricle» Right ventricle خون را پس از عبور از right atrium به pulmonary artery می‌فرستد.
۴ کدام نام دیگرِ left AV valve است؟
پاسخ: Left AV valve همان mitral یا bicuspid valve است و بین left atrium و left ventricle قرار دارد. ◦ «aortic valve» Aortic valve در ورودی aorta قرار دارد. ◦ «pulmonary valve» Pulmonary valve در ورودی pulmonary artery قرار دارد. ◦ «tricuspid valve» Tricuspid valve همان right AV valve است.
۵ صدای اول قلب، S1، عمدتاً با بسته‌شدن کدام دریچه‌ها ایجاد می‌شود؟
پاسخ: S1 با بسته‌شدن دریچه‌های بین دهلیزها و بطن‌ها، یعنی AV valves، ایجاد می‌شود. ◦ «دریچه‌های semilunar» Semilunar valves با بسته‌شدن خود S2 را ایجاد می‌کنند. ◦ «فقط aortic valve» بسته‌شدن aortic valve بخشی از S2 است، نه S1. ◦ «فقط pulmonary valve» بسته‌شدن pulmonary valve نیز بخشی از S2 است.
۶ چرا coronary arteries عمدتاً هنگام شل‌شدن بطن‌ها خون دریافت می‌کنند؟
پاسخ: ورودی coronary arteries درست بالای cusps دریچه آئورت قرار دارد؛ با بسته‌شدن aortic valve در relaxation، این ورودی‌ها در معرض جریان خون قرار می‌گیرند. ◦ «چون mitral valve باز می‌شود» بازشدن mitral valve مربوط به جریان از left atrium به left ventricle است. ◦ «چون pulmonary valve باز می‌شود» بازشدن pulmonary valve در خروج خون از right ventricle رخ می‌دهد. ◦ «چون tricuspid valve بسته می‌شود» بسته‌شدن tricuspid valve به‌طور مستقیم ورودی coronary arteries را آشکار نمی‌کند.
۷ در سیستم هدایتی قلب، کدام ساختار pacemaker طبیعی محسوب می‌شود؟
پاسخ: SA node در بخش فوقانی right atrium قرار دارد و ضربان طبیعی را آغاز می‌کند؛ بنابراین pacemaker قلب است. ◦ «AV node» AV node پیام را از SA node به سمت بطن‌ها منتقل می‌کند. ◦ «AV bundle» AV bundle پیام را از AV node به septum می‌رساند. ◦ «Purkinje fibers» Purkinje fibers تحریک را در دیواره بطن‌ها پخش می‌کنند.
۸ کدام ترتیب، مسیر طبیعی هدایت الکتریکی قلب را درست نشان می‌دهد؟
پاسخ: هدایت طبیعی از SA node آغاز می‌شود، به AV node می‌رسد و سپس از AV bundle، bundle branches و Purkinje fibers عبور می‌کند. ◦ «AV node → SA node → Purkinje fibers → AV bundle → bundle branches» در مسیر طبیعی SA node پیش از AV node فعال می‌شود و Purkinje fibers در انتها هستند. ◦ «SA node → bundle branches → AV node → Purkinje fibers → AV bundle» Bundle branches پس از AV bundle قرار می‌گیرند، نه پیش از AV node. ◦ «Purkinje fibers → bundle branches → AV bundle → AV node → SA node» این گزینه مسیر طبیعی را کاملاً معکوس کرده است.
۹ در ECG طبیعی، P wave نمایانگر کدام رویداد است؟
پاسخ: P wave نشان‌دهنده depolarization عضلات دهلیزی است. ◦ «ventricular depolarization» Ventricular depolarization عمدتاً در QRS دیده می‌شود. ◦ «ventricular repolarization» Ventricular repolarization با T wave نشان داده می‌شود. ◦ «atrial repolarization» Atrial repolarization زیر QRS پنهان می‌شود و P wave نیست.
۱۰ در ECG، T wave با کدام فرآیند ارتباط دارد؟
پاسخ: T wave بازگشت الکتریکی بطن‌ها به حالت استراحت، یعنی ventricular repolarization، را نشان می‌دهد. ◦ «atrial depolarization» Atrial depolarization با P wave مرتبط است. ◦ «ventricular depolarization» Ventricular depolarization با QRS component مرتبط است. ◦ «atrial contraction only» T wave صرفاً بیانگر انقباض دهلیزی نیست.
۱۱ systemic circuit کدام مسیر کلی را توصیف می‌کند؟
پاسخ: Systemic circuit خون اکسیژن‌دار را از سمت چپ قلب به بافت‌ها می‌برد و خون کم‌اکسیژن را به سمت راست قلب بازمی‌گرداند. ◦ «قلب راست → ریه → قلب چپ» این مسیر pulmonary circuit را توصیف می‌کند. ◦ «قلب چپ → ریه → قلب راست» سمت چپ قلب خون را برای اکسیژن‌گیری به ریه نمی‌فرستد. ◦ «قلب راست → بافت‌ها → قلب چپ» سمت راست قلب آغازکننده systemic circuit نیست.
۱۲ کدام رگ یک استثناست و با وجود «vein» بودن، خون پر‌اکسیژن حمل می‌کند؟
پاسخ: Pulmonary veins خون پر‌اکسیژن را از ریه‌ها به left atrium برمی‌گردانند. ◦ «superior vena cava» Superior vena cava خون کم‌اکسیژن قسمت فوقانی بدن را بازمی‌گرداند. ◦ «inferior vena cava» Inferior vena cava خون کم‌اکسیژن قسمت تحتانی بدن را بازمی‌گرداند. ◦ «femoral vein» Femoral vein از وریدهای سیستمیک است و استثنای اکسیژن‌رسانی ذکرشده نیست.
۱۳ در کدام نوع رگ تبادل مواد میان خون و بافت‌ها انجام می‌شود؟
پاسخ: Capillaries کوچک‌ترین عروق هستند و محل اصلی exchange میان خون و بافت‌ها به شمار می‌روند. ◦ «arteriole» Arterioles خون را از arteries به capillaries می‌رسانند. ◦ «venule» Venules خون را از capillaries دریافت می‌کنند. ◦ «vein» Veins خون را به قلب بازمی‌گردانند و محل اصلی تبادل نیستند.
۱۴ venule از نظر مسیر جریان خون چه نقشی دارد؟
پاسخ: Venules رگ‌های کوچکی هستند که خون را از capillaries دریافت کرده و به veins تخلیه می‌کنند. ◦ «از artery به capillary» این نقش مربوط به arteriole است. ◦ «از vein به atrium» Veins در نهایت خون را به قلب بازمی‌گردانند، اما venule مستقیماً چنین تعریفی ندارد. ◦ «از ventricle به artery» خروج خون از ventricle به artery نقش venule نیست.
۱۵ vasoconstriction چه اثری بر فشار خون در یک رگ دارد؟
پاسخ: کاهش قطر رگ در vasoconstriction فشار خون را در آن رگ افزایش می‌دهد. ◦ «فشار را کاهش می‌دهد» کاهش فشار با vasodilation مرتبط است. ◦ «فشار را حذف می‌کند» Vasoconstriction جریان را تغییر می‌دهد اما فشار را حذف نمی‌کند. ◦ «فشار را ثابت نگه می‌دارد» منبع تصریح می‌کند تغییر قطر رگ فشار را تغییر می‌دهد، نه اینکه آن را ثابت نگه دارد.
۱۶ هنگام اندازه‌گیری BP با cuff، اولین Korotkoff sounds نشان‌دهنده کدام فشار است؟
پاسخ: هنگامی که فشار cuff به systolic pressure می‌رسد، نخستین pulsations یا Korotkoff sounds شنیده می‌شوند. ◦ «diastolic pressure» Diastolic pressure با تغییر صدای بعدی و بازشدن رگ تعیین می‌شود. ◦ «pulse pressure» Pulse pressure اختلاف systolic و diastolic است و مستقیماً اولین صدا نیست. ◦ «venous pressure» این روش برای arterial BP است، نه تعیین venous pressure.
۱۷ sphygmomanometer برای اندازه‌گیری کدام متغیر به‌کار می‌رود؟
پاسخ: Sphygmomanometer همان apparatus یا cuff اندازه‌گیری arterial blood pressure است. ◦ «heart rate» Heart rate تعداد ضربان در دقیقه است و تعریف این ابزار نیست. ◦ «cardiac output» Cardiac output مقدار خون پمپ‌شده در دقیقه است و با sphygmomanometer تعریف نمی‌شود. ◦ «oxygen saturation» Oxygen saturation در متن وظیفه sphygmomanometer معرفی نشده است.
۱۸ ریشه cardi/o در واژه‌های پزشکی چه معنایی دارد؟
پاسخ: ریشه cardi/o به معنی heart است؛ مانند cardiomyopathy. ◦ «atrium» Atrium با ریشه atri/o ساخته می‌شود. ◦ «vessel» Vessel می‌تواند با angi/o، vas/o یا vascul/o بیان شود. ◦ «valve» Valve با valv/o یا valvul/o بیان می‌شود.
۱۹ واژه atriotomy از نظر ساخت واژه چه معنایی دارد؟
پاسخ: atri/o به atrium و -tomy به surgical incision اشاره دارد؛ بنابراین atriotomy یعنی برش جراحی دهلیز. ◦ «ترمیم دهلیز» Plastic repair با -plasty بیان می‌شود، نه -tomy. ◦ «برداشت دهلیز» Excision با -ectomy بیان می‌شود. ◦ «اتساع دهلیز» Dilatation معنای -tomy نیست.
۲۰ کدام ریشه به معنی vein است؟
پاسخ: phleb/o یکی از ریشه‌های اصلی برای vein است؛ phlebotomy نمونه آن است. ◦ «arteriol/o» arteriol/o به arteriole اشاره دارد. ◦ «aort/o» aort/o به aorta اشاره دارد. ◦ «ventricul/o» ventricul/o به cavity یا ventricle اشاره دارد.
۲۱ در واژه supraventricular، جزء supra- چه مفهومی را اضافه می‌کند؟
پاسخ: supraventricular در جدول فصل به معنی above a ventricle آمده است؛ supra- مفهوم «بالا/فوق» را می‌دهد. ◦ «زیرِ بطن» مفهوم «زیر» با supra- سازگار نیست. ◦ «داخل بطن» این واژه به «داخل» بطن اشاره نمی‌کند. ◦ «بین بطن‌ها» «بین بطن‌ها» با interventricular بیان می‌شود.
۲۲ بهترین تجزیه معنایی برای endarterectomy کدام است؟
پاسخ: endarterectomy در فصل به removal of the inner lining of an artery تعریف شده است. ◦ «برش جراحی یک ورید» برش ورید با phlebotomy ارتباط دارد. ◦ «تصویربرداری از یک رگ» تصویربرداری رگ با angiography بیان می‌شود. ◦ «ترمیم پلاستیک یک شریان» ترمیم پلاستیک رگ یا شریان با -plasty بیان می‌شود، نه -ectomy.
۲۳ cardiomegaly از نظر ساخت واژه چه معنایی دارد؟
پاسخ: cardi/o به heart و -megaly به enlargement اشاره دارد؛ پس cardiomegaly یعنی بزرگ‌شدن قلب. ◦ «کوچک‌شدن قلب» -megaly مفهوم کوچک‌شدن نمی‌دهد. ◦ «التهاب قلب» التهاب معمولاً با -itis بیان می‌شود. ◦ «برش قلب» برش جراحی با -tomy بیان می‌شود.
۲۴ واژه angiogenesis در فصل از ترکیب angi/o با -genesis ساخته شده است. معنای درست آن چیست؟
پاسخ: angi/o به vessel و -genesis به formation اشاره دارد؛ بنابراین angiogenesis یعنی formation of a vessel. ◦ «تخریب یک رگ» Destruction با -genesis بیان نمی‌شود. ◦ «تنگی یک رگ» Narrowing با -stenosis بیان می‌شود. ◦ «برداشت یک رگ» Excision با -ectomy بیان می‌شود.
۲۵ کدام عبارت تفاوت stroke volume و cardiac output را درست بیان می‌کند؟
پاسخ: Stroke volume مقدار خون خارج‌شده از left ventricle در هر beat است، در حالی که cardiac output مقدار خون پمپ‌شده از یک بطن در هر minute است. ◦ «هر دو حجم خون در هر ضربان‌اند» Cardiac output به هر ضربان محدود نیست. ◦ «stroke volume در هر دقیقه و cardiac output در هر ضربان است» این گزینه دو تعریف را جابه‌جا کرده است. ◦ «هر دو فقط فشار داخل بطن را می‌سنجند» هیچ‌یک از این دو اصطلاح صرفاً فشار بطن را تعریف نمی‌کند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۰ — آزمون آفلاین ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۰ — آزمون آفلاین ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام گزینه نسبت تقریبی پلاسما و عناصر شکل‌دار را در خون کامل بزرگسال نشان می‌دهد؟
پاسخ: در خون کامل، حدود ۵۵٪ حجم را پلاسما و حدود ۴۵٪ را عناصر شکل‌دار یا سلول‌های خونی تشکیل می‌دهند. ◦ «۴۵٪ پلاسما، ۵۵٪ عناصر شکل‌دار» این نسبت جای دو جزء اصلی خون کامل را برعکس می‌کند. ◦ «۹۰٪ پلاسما، ۱۰٪ عناصر شکل‌دار» عدد ۹۰٪ مربوط به سهم آب در خود پلاسماست، نه سهم پلاسما از خون کامل. ◦ «۷۵٪ پلاسما، ۲۵٪ عناصر شکل‌دار» این نسبت برای ترکیب خون کامل در فصل ذکر نشده است.
۲ بیشترین جزء پلاسما از نظر حجم کدام است؟
پاسخ: پلاسما عمدتاً از آب تشکیل شده است و حدود ۹۰٪ آن آب است؛ مواد محلول بخش بسیار کوچک‌تری را می‌سازند. ◦ «آلبومین» آلبومین پروتئین مهم پلاسماست، اما جزء غالب حجمی آن نیست. ◦ «الکترولیت‌ها» الکترولیت‌ها در پلاسما وجود دارند، ولی سهم آن‌ها بسیار کمتر از آب است. ◦ «فاکتورهای انعقادی» فاکتورهای انعقادی بخشی از مواد محلول پلاسما هستند، نه جزء اصلی حجمی.
۳ pH طبیعی پلاسما در متن فصل تقریباً چه مقدار ذکر شده است؟
پاسخ: pH پلاسما در حالت طبیعی حدود ۷٫۴ و نسبتاً ثابت نگه داشته می‌شود. ◦ «۶٫۸» ۶٫۸ از مقدار طبیعی ذکرشده برای پلاسما اسیدی‌تر است. ◦ «۷٫۹» ۷٫۹ از مقدار طبیعی ذکرشده برای پلاسما قلیایی‌تر است. ◦ «۸٫۴» ۸٫۴ با pH طبیعی پلاسما در این فصل تطابق ندارد.
۴ اصطلاح علمی red blood cell کدام است؟
پاسخ: Erythrocyte نام علمی گلبول قرمز است و وظیفه اصلی آن حمل اکسیژن با هموگلوبین است. ◦ «leukocyte» Leukocyte به گلبول سفید گفته می‌شود. ◦ «thrombocyte» Thrombocyte نام دیگر platelet یا پلاکت است. ◦ «lymphocyte» Lymphocyte یکی از انواع گلبول سفید است.
۵ هموگلوبین در اریتروسیت چه نقشی دارد؟
پاسخ: Hemoglobin رنگدانه حاوی آهن در RBC است که اکسیژن را متصل و حمل می‌کند. ◦ «ساخت آنتی‌بادی» ساخت آنتی‌بادی وظیفه plasma cell مشتق از B cell است. ◦ «شروع فاگوسیتوز» فاگوسیتوز به برخی WBCها مانند نوتروفیل و مونوسیت مربوط است. ◦ «تولید پلاکت» پلاکت‌ها از fragmentation مگاکاریوسیت‌های مغز استخوان حاصل می‌شوند.
۶ طول عمر تقریبی یک اریتروسیت طبیعی چقدر است؟
پاسخ: یک RBC به‌تدریج فرسوده می‌شود و حدود ۱۲۰ روز عمر می‌کند؛ بنابراین باید دائماً جایگزین شود. ◦ «۳۰ روز» ۳۰ روز کوتاه‌تر از طول عمر تقریبی RBC ذکرشده است. ◦ «۲۴ ساعت» ۲۴ ساعت بیشتر با زمان بلوغ رتیکولوسیت در خون ارتباط دارد، نه عمر RBC بالغ. ◦ «۳۶۵ روز» یک سال برای طول عمر طبیعی RBC در منبع ذکر نشده است.
۷ کدام هورمون تولید RBC را در مغز استخوان تحریک می‌کند؟
پاسخ: Erythropoietin یا EPO در کلیه ساخته می‌شود و تولید گلبول قرمز در مغز استخوان را تحریک می‌کند. ◦ «thrombin» Thrombin آنزیمی در مسیر انعقاد است و fibrinogen را به fibrin تبدیل می‌کند. ◦ «histamine» Histamine با واکنش‌های آلرژیک ارتباط دارد و محرک اصلی اریتروپوئز نیست. ◦ «immunoglobulin» Immunoglobulin همان antibody است و نقش تنظیم تولید RBC ندارد.
۸ شمار طبیعی WBC در هر میکرولیتر خون تقریباً در چه محدوده‌ای است؟
پاسخ: تعداد طبیعی leukocyteها حدود ۵٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ در هر μL است و در عفونت ممکن است افزایش یابد. ◦ «۵۰۰ تا ۱٬۰۰۰» این محدوده بسیار پایین‌تر از شمار معمول WBC است. ◦ «۵۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰» این محدوده بسیار بالاتر از شمار معمول WBC است. ◦ «۱۵۰٬۰۰۰ تا ۴۵۰٬۰۰۰» این بازه به تعداد plateletها نزدیک است، نه WBCها.
۹ کدام مجموعه فقط از granulocyteها تشکیل شده است؟
پاسخ: Granulocyteها شامل neutrophil، eosinophil و basophil هستند و در رنگ‌آمیزی گرانول‌های قابل مشاهده دارند. ◦ «lymphocyte, monocyte, neutrophil» Lymphocyte و monocyte هر دو agranulocyte هستند. ◦ «monocyte, eosinophil, lymphocyte» Monocyte و lymphocyte در گروه agranulocyte قرار می‌گیرند. ◦ «lymphocyte, basophil, monocyte» Lymphocyte و monocyte granulocyte محسوب نمی‌شوند.
۱۰ دو نوع agranulocyte کدام‌اند؟
پاسخ: Agranulocyteها شامل lymphocyte و monocyte هستند و گرانول‌های واضح رنگ‌پذیر ندارند. ◦ «neutrophil و eosinophil» Neutrophil و eosinophil هر دو granulocyte هستند. ◦ «basophil و neutrophil» Basophil و neutrophil در گروه granulocyte قرار دارند. ◦ «eosinophil و basophil» Eosinophil و basophil هر دو granulocyte محسوب می‌شوند.
۱۱ فراوان‌ترین نوع WBC در خون طبیعی کدام است؟
پاسخ: Neutrophil با حدود ۵۴ تا ۶۲ درصد، فراوان‌ترین گلبول سفید است. ◦ «eosinophil» Eosinophil معمولاً حدود ۱ تا ۳ درصد WBCها را تشکیل می‌دهد. ◦ «basophil» Basophil کمتر از ۱ درصد WBCهاست. ◦ «monocyte» Monocyte معمولاً حدود ۳ تا ۷ درصد WBCها را تشکیل می‌دهد.
۱۲ Band cell یا stab cell به کدام سلول اشاره دارد؟
پاسخ: Band cell یک neutrophil نابالغ با هسته خمیده و یکپارچه است و افزایش آن می‌تواند نشانه عفونت فعال باشد. ◦ «لنفوسیت بالغ» Lymphocyte با band cell مترادف نیست. ◦ «مونوسیت فعال» Monocyte بزرگ‌ترین WBC است، اما band cell محسوب نمی‌شود. ◦ «بازوفیل نابالغ» Band cell در منبع به neutrophil نابالغ اشاره دارد، نه basophil.
۱۳ Eosinophil در رنگ‌آمیزی چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: Eosinophil یک granulocyte است که گرانول‌های آن با رنگ‌های اسیدی به‌طور قوی رنگ می‌گیرند. ◦ «با رنگ بازی قوی رنگ می‌گیرد» رنگ‌گیری قوی با رنگ‌های بازی ویژگی basophil است. ◦ «با هر دو رنگ ضعیف رنگ می‌گیرد» رنگ‌گیری ضعیف با هر دو نوع رنگ برای neutrophil توصیف شده است. ◦ «اصلاً گرانول رنگ‌پذیر ندارد» Eosinophil دارای گرانول‌های قابل مشاهده است و agranulocyte نیست.
۱۴ Basophil بیشتر با کدام عملکرد ارتباط دارد؟
پاسخ: Basophil یک granulocyte است که در واکنش‌های آلرژیک نقش دارد. ◦ «حمل اکسیژن» حمل اکسیژن وظیفه اصلی erythrocyte است. ◦ «تولید fibrin» Fibrin از fibrinogen در مسیر انعقاد تشکیل می‌شود. ◦ «ساخت erythropoietin» Erythropoietin عمدتاً در کلیه تولید می‌شود.
۱۵ Platelet از نظر ساختمانی چیست؟
پاسخ: Platelet یا thrombocyte سلول کامل نیست؛ قطعه‌ای از megakaryocyte مغز استخوان است. ◦ «نوعی lymphocyte بالغ» Lymphocyte یک WBC کامل است و منشأ platelet نیست. ◦ «RBC بدون هموگلوبین» RBC و platelet دو عنصر شکل‌دار متفاوت‌اند. ◦ «granulocyte بدون هسته» Platelet از granulocyte منشأ نمی‌گیرد.
۱۶ اصطلاح hemostasis به چه معناست؟
پاسخ: Hemostasis به جلوگیری و توقف خون‌ریزی گفته می‌شود و تشکیل platelet plug و coagulation را در بر می‌گیرد. ◦ «تخریب RBC» تخریب RBC با hemolysis بیان می‌شود. ◦ «تولید WBC» تولید WBC با leukopoiesis ارتباط دارد. ◦ «تجمع آنتی‌بادی» تجمع آنتی‌بادی تعریف hemostasis نیست.
۱۷ در مرحله نهایی انعقاد، کدام تبدیل رخ می‌دهد؟
پاسخ: در واکنش نهایی clotting، fibrinogen محلول به رشته‌های fibrin تبدیل می‌شود که سلول‌ها و پلاسما را در لخته گرفتار می‌کنند. ◦ «fibrin به fibrinogen» مسیر طبیعی انعقاد تبدیل معکوس fibrin به fibrinogen نیست. ◦ «hemoglobin به heme» این تبدیل بخشی از توصیف تشکیل لخته در فصل نیست. ◦ «plasmin به thrombin» Plasmin حل‌کننده لخته است و تبدیل آن به thrombin مرحله نهایی انعقاد نیست.
۱۸ Serum چه تفاوتی با plasma دارد؟
پاسخ: Serum بخش مایع باقی‌مانده پس از coagulation است و عملاً plasma بدون clotting factors محسوب می‌شود. ◦ «فاقد آب و الکترولیت است» Serum همچنان آب و مواد محلول دارد. ◦ «فقط از سلول‌های خونی ساخته شده» Serum بخش سلولی خون نیست. ◦ «هموگلوبین بیشتری دارد» Hemoglobin درون RBCهاست و تفاوت اصلی serum و plasma محسوب نمی‌شود.
۱۹ Agglutination با anti-A serum نشان‌دهنده وجود کدام آنتی‌ژن است؟
پاسخ: کلوخه‌شدن RBCها با anti-A serum یعنی آنتی‌ژن A روی سطح آن‌ها وجود دارد. ◦ «آنتی‌ژن B» آنتی‌ژن B با anti-B serum بررسی می‌شود. ◦ «Rh antigen» Rh با antisera مربوط به Rh تعیین می‌شود، نه anti-A. ◦ «هیچ آنتی‌ژنی» وقتی agglutination رخ می‌دهد، وجود آنتی‌ژن متناظر مطرح است.
۲۰ در وضعیت اورژانسی، کدام خون در متن به‌عنوان گزینه قابل استفاده ذکر شده است؟
پاسخ: در شرایط اضطراری، type O Rh-negative می‌تواند استفاده شود زیرا RBCهای آن کمتر احتمال دارد پاسخ ایمنی گیرنده را القا کنند. ◦ «AB Rh-positive» AB Rh-positive ویژگی ذکرشده برای استفاده اضطراری عمومی را ندارد. ◦ «A Rh-negative» A Rh-negative همچنان آنتی‌ژن A دارد. ◦ «B Rh-positive» B Rh-positive آنتی‌ژن B و Rh دارد و گزینه اضطراری عمومی ذکرشده نیست.
۲۱ در cross-matching برای انتقال خون چه چیزی با هم مخلوط می‌شود؟
پاسخ: در cross-matching، red cellهای دهنده با serum گیرنده مخلوط می‌شوند تا واکنش ایمنی احتمالی بررسی شود. ◦ «plasma دهنده با RBC دهنده» این ترکیب سازگاری دهنده و گیرنده را ارزیابی نمی‌کند. ◦ «serum گیرنده با platelet گیرنده» این مخلوط اجزای خود گیرنده است و cross-match دهنده را نمی‌سنجد. ◦ «WBC دهنده با plasma دهنده» مخلوط اجزای خود دهنده هدف cross-matching نیست.
۲۲ ویژگی اصلی innate immunity کدام است؟
پاسخ: Innate immunity از بدو تولد وجود دارد و در برابر مهاجمان به‌صورت nonspecific عمل می‌کند. ◦ «اختصاصی و اکتسابی» اختصاصی و اکتسابی بودن ویژگی adaptive immunity است. ◦ «وابسته فقط به B cell» B cell بخش adaptive humoral immunity است، نه کل innate defense. ◦ «وابسته فقط به vaccine» Vaccination یکی از راه‌های artificial active adaptive immunity است.
۲۳ Adaptive immunity چگونه از innate immunity متمایز می‌شود؟
پاسخ: Adaptive immunity در طول زندگی کسب می‌شود و در برابر آنتی‌ژن یا ارگانیسم مشخص، پاسخ اختصاصی ایجاد می‌کند. ◦ «فقط سد فیزیکی ایجاد می‌کند» سدهای فیزیکی مانند پوست بیشتر جزو innate immunity هستند. ◦ «از بدو تولد ثابت است» ثابت و مادرزادی بودن ویژگی innate immunity است. ◦ «به antigen پاسخ نمی‌دهد» Adaptive immunity دقیقاً در پاسخ به antigen شکل می‌گیرد.
۲۴ T cell در کجا بالغ می‌شود و چه نوع ایمنی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: T lymphocyte در thymus بالغ می‌شود و با حمله مستقیم به سلول‌های بیگانه در cell-mediated immunity نقش دارد. ◦ «bone marrow؛ humoral immunity» B cell در bone marrow بالغ می‌شود و humoral immunity را پشتیبانی می‌کند. ◦ «spleen؛ passive immunity» Spleen محل بلوغ تعریف‌شده T cell در متن نیست و passive immunity نوع انتقال آنتی‌بادی است. ◦ «kidney؛ innate immunity» Kidney محل تولید EPO است و محل بلوغ T cell محسوب نمی‌شود.
۲۵ B cell پس از مواجهه با antigen عمدتاً به چه سلولی تبدیل می‌شود؟
پاسخ: B cell پس از تحریک با antigen تکثیر می‌شود و به plasma cell بالغ می‌شود؛ plasma cell آنتی‌بادی تولید می‌کند. ◦ «megakaryocyte» Megakaryocyte منشأ platelet است. ◦ «band cell» Band cell یک neutrophil نابالغ است. ◦ «erythrocyte» Erythrocyte سلول حمل‌کننده اکسیژن است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۱ — آزمون آفلاین ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۱ — آزمون آفلاین ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۳ دستگاه گوارش — ۲۵ سؤال آموزشی ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۳ دستگاه گوارش — ۲۵ سؤال آموزشی ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۳ دستگاه گوارش — آزمون آفلاین ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۳ دستگاه گوارش — آزمون آفلاین ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۶ تولیدمثل زنان، بارداری و زایمان — ۲۵ سؤال آموزشی ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۶ تولیدمثل زنان، بارداری و زایمان — ۲۵ سؤال آموزشی ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۶ تولیدمثل زنان، بارداری و زایمان — آزمون آفلاین ۱
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
🔒 زبان تخصصی ۲ — فصل ۱۶ تولیدمثل زنان، بارداری و زایمان — آزمون آفلاین ۲
این سری ویژهٔ اعضای دارای اشتراکِ فعال است.
تهیهٔ اشتراک ←
امتیازت به این دوره:
فقط روی قلب‌ها بزن؛ نیازی به نوشتنِ نظر نیست.

نظر پس از تأییدِ مدیر نمایش داده می‌شود.

در حال بارگذاری نظرها…
یادآوری آموزشی

این محتوا صرفاً برای آموزش و مرور دانشجویان پزشکی تهیه شده و جایگزین کتاب مرجع، تدریس دانشگاهی یا قضاوت بالینی نیست.