لوگوی دوره فیزیولوژی گایتون و هال

فیزیولوژی گایتون و هال

۴۵ فصل · ویرایش ۱۴ام (۲۰۲۶)

➕ افزودن به دوره‌های من
دوره‌های علوم پایه

درباره دوره فیزیولوژی گایتون و هال

این دوره فصل‌های منتخب فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال، ویرایش چهاردهم ۲۰۲۶ را از فیزیولوژی عمومی و سلول تا غشا، عصب و عضله، قلب، گردش خون، خون و تنفس پوشش می‌دهد. هر فصل به‌صورت مستقل در نوارهای درسی قرار گرفته است.

خلاصه فصل‌ها، سوالات آموزشی و آزمون‌های آفلاین برای مرور مفهومی و سنجش آمادگی امتحان کنار هم قرار دارند. ترجمه فارسی فصل‌های منتخب گایتون نیز در صفحه‌ای جداگانه در دسترس است.

مرجع دوره: فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال ۲۰۲۶

این دوره بر پایه ویرایش چهاردهم فیزیولوژی پزشکی گایتون و هال تهیه شده است و بخش‌های قلب، گردش خون، کلیه‌ها و مایعات بدن، سلول‌های خونی و ایمنی و انعقاد خون، دستگاه تنفس و فیزیولوژی شرایط محیطی را مطابق ترتیب کتاب پوشش می‌دهد.

ترجمه کتاب

بخش ۱: مقدمه‌ای بر فیزیولوژی، سلول و فیزیولوژی عمومی

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ فیزیولوژی در تعریف این فصل بیش از همه به مطالعه چه چیزی می‌پردازد؟
پاسخ: فیزیولوژی کارکرد جانداران و اجزای آن‌ها و سازوکارهای فیزیکی و شیمیایی مسئول حیات را بررسی می‌کند. ◦ «ساختمان ظاهری اندام‌ها» ساختمان ظاهری بیشتر موضوع آناتومی است و تعریف فیزیولوژی این فصل نیست. ◦ «نام‌گذاری بیماری‌های انسانی» نام‌گذاری بیماری‌ها هدف اصلی فیزیولوژی نیست. ◦ «طبقه‌بندی داروهای بالینی» طبقه‌بندی داروها موضوع فارماکولوژی است.
۲ واحد زنده بنیادی بدن انسان در این فصل کدام است؟
پاسخ: هر بافت و اندام از مجموعه‌ای از سلول‌ها ساخته شده و سلول واحد زنده بنیادی بدن است. ◦ «بافت» بافت از چند نوع سلول و ساختار پشتیبان تشکیل می‌شود. ◦ «اندام» اندام از بافت‌ها ساخته می‌شود و واحد بنیادی نیست. ◦ «دستگاه» دستگاه مجموعه‌ای از اندام‌ها است.
۳ وظیفه نمونه‌ای گلبول قرمز که در فصل ذکر شده چیست؟
پاسخ: گلبول قرمز به‌عنوان نمونه سلول تخصص‌یافته، اکسیژن را از ریه‌ها به بافت‌ها منتقل می‌کند. ◦ «ساخت هورمون تیروئید» هورمون تیروئید توسط غده تیروئید ترشح می‌شود. ◦ «دفع اوره از پلاسما» دفع اوره وظیفه اصلی کلیه‌ها است. ◦ «تنظیم مستقیم قند خون» تنظیم قند خون عمدتاً با سازوکارهای هورمونی و کبدی انجام می‌شود.
۴ مایع خارج سلولی چرا «محیط داخلی» بدن نامیده می‌شود؟
پاسخ: همه سلول‌ها عملاً در تماس با مایع خارج سلولی‌اند و مواد لازم و فراورده‌های خود را با آن مبادله می‌کنند. ◦ «زیرا فقط درون رگ‌ها قرار دارد» مایع خارج سلولی هم پلاسما و هم مایع بین‌بافتی را شامل می‌شود. ◦ «زیرا فاقد یون و مواد غذایی است» مایع خارج سلولی حاوی یون‌ها و مواد غذایی ضروری است. ◦ «زیرا از مایع داخل سلولی بیشتر است» بخش عمده آب بدن داخل سلول‌ها قرار دارد.
۵ اصطلاح Homeostasis را چه کسی در سال ۱۹۲۹ مطرح کرد؟
پاسخ: والتر کنن در سال ۱۹۲۹ واژه Homeostasis را برای حفظ شرایط پایدار محیط داخلی به‌کار برد. ◦ «کلود برنار» کلود برنار اصطلاح milieu intérieur را برای محیط داخلی مطرح کرد. ◦ «ویلیام هاروی» ویلیام هاروی در این فصل به‌عنوان واضع اصطلاح Homeostasis معرفی نشده است. ◦ «لوئی پاستور» لوئی پاستور در این فصل منشأ این اصطلاح نیست.
۶ کدام توصیف درباره هومئوستاز دقیق‌تر است؟
پاسخ: هومئوستاز فرایندی پویا است که با تعدیل مداوم عملکردها، شرایط داخلی را در محدوده قابل تحمل نگه می‌دارد. ◦ «ثابت نگه داشتن مطلق همه متغیرها» متغیرهای فیزیولوژیک در محدوده‌ای تنظیم می‌شوند نه روی یک عدد مطلق. ◦ «خاموش شدن کنترل‌ها در بیماری» در بیماری نیز مکانیسم‌های جبرانی هومئوستاتیک ادامه می‌یابند. ◦ «حفظ یک مقدار واحد بدون نوسان» وجود نوسان محدود با هومئوستاز سازگار است.
۷ در مایع خارج سلولی کدام یون به مقدار زیاد وجود دارد؟
پاسخ: مایع خارج سلولی غنی از سدیم، کلر و بیکربنات است. ◦ «پتاسیم» پتاسیم عمدتاً در مایع داخل سلولی فراوان است. ◦ «منیزیم» منیزیم در مایع داخل سلولی فراوان‌تر است. ◦ «فسفات» فسفات نیز در مایع داخل سلولی غلظت بالاتری دارد.
۸ کدام ترکیب یونی بیشتر مشخصه مایع داخل سلولی است؟
پاسخ: مایع داخل سلولی نسبت به ECF حاوی مقادیر بیشتری از K⁺، Mg²⁺ و فسفات است. ◦ «سدیم، کلر و بیکربنات» سدیم، کلر و بیکربنات الگوی غالب ECF است. ◦ «سدیم، گلوکز و اکسیژن» گلوکز و اکسیژن مواد غذایی ECF هستند و الگوی یونی ICF نیستند. ◦ «کلر، بیکربنات و کلسیم» کلر و بیکربنات در ECF برجسته‌ترند.
۹ تقریباً چه سهمی از مایع بدن در فضای خارج سلولی قرار دارد؟
پاسخ: بیشتر مایع بدن داخل سلول‌ها است و حدود یک‌سوم آن در فضای خارج سلولی قرار دارد. ◦ «حدود دو‌سوم» حدود دو‌سوم بیشتر با سهم مایع داخل سلولی سازگار است. ◦ «تقریباً تمام آن» بخش قابل توجهی از مایع بدن داخل سلولی است. ◦ «کمتر از یک‌دهم» سهم ECF از کل مایع بدن بسیار بیشتر از یک‌دهم است.
۱۰ کدام فرایند بیشترین نقش را در اختلاط پلاسما و مایع بین‌بافتی از دیواره مویرگ دارد؟
پاسخ: مولکول‌های آب و مواد محلول به‌دلیل حرکت جنبشی دائماً از منافذ مویرگی به دو سو منتشر می‌شوند. ◦ «انتقال فعال گسترده» انتقال فعال مکانیسم اصلی تبادل عمومی از دیواره مویرگ نیست. ◦ «فیلتراسیون گلومرولی» فیلتراسیون گلومرولی اختصاصی کلیه است. ◦ «انقباض عضله اسکلتی» انقباض عضله ممکن است جریان را تغییر دهد اما مکانیسم مستقیم اختلاط مویرگی نیست.
۱۱ کدام ماده به‌علت اندازه بزرگ، به‌راحتی از دیواره اغلب مویرگ‌ها عبور نمی‌کند؟
پاسخ: دیواره مویرگ به بیشتر مولکول‌های پلاسما نفوذپذیر است، اما پروتئین پلاسما به‌علت اندازه بزرگ محدودتر عبور می‌کنند. ◦ «اکسیژن» اکسیژن به‌راحتی منتشر می‌شود. ◦ «گلوکز» گلوکز از مواد محلول قابل تبادل است. ◦ «یون سدیم» یون‌های کوچک مانند سدیم بسیار کوچک‌تر از پروتئین پلاسما هستند.
۱۲ کم بودن فاصله سلول‌ها از مویرگ چه فایده اصلی دارد؟
پاسخ: کمتر بودن فاصله بیشتر سلول‌ها از حدود ۵۰ میکرومتر، انتشار مواد بین مویرگ و سلول را در چند ثانیه ممکن می‌کند. ◦ «جلوگیری کامل از نوسان فشار» فاصله مویرگی فشار را کاملاً ثابت نمی‌کند. ◦ «حذف نیاز به گردش خون» انتشار کوتاه‌برد مکمل گردش خون است و جای آن را نمی‌گیرد. ◦ «افزایش اندازه پروتئین پلاسما» اندازه پروتئین پلاسما به فاصله مویرگی وابسته نیست.
۱۳ در حالت استراحت، کل خون گردش‌کننده به‌طور متوسط چند بار در دقیقه مدار را طی می‌کند؟
پاسخ: در استراحت، خون به‌طور متوسط حدود یک بار در دقیقه کل مدار را طی می‌کند. ◦ «حدود سه بار» سه بار در دقیقه مقدار ذکرشده برای استراحت نیست. ◦ «حدود شش بار» حدود شش بار در دقیقه در فعالیت بسیار شدید ممکن است رخ دهد. ◦ «بیش از ده بار» بیش از ده بار در دقیقه در این فصل برای حالت استراحت ذکر نشده است.
۱۴ در فعالیت بسیار شدید، خون ممکن است تقریباً چند بار در دقیقه مدار را طی کند؟
پاسخ: در فعالیت بسیار شدید، گردش کامل خون می‌تواند تا حدود شش بار در دقیقه افزایش یابد. ◦ «حدود یک بار» حدود یک بار مربوط به حالت استراحت است. ◦ «حدود دو بار» دو بار عدد اصلی ذکرشده برای فعالیت شدید نیست. ◦ «حدود دوازده بار» دوازده بار در فصل ذکر نشده است.
۱۵ وظیفه اصلی کبد نسبت به بسیاری از مواد جذب‌شده از روده چیست؟
پاسخ: کبد ترکیب شیمیایی بسیاری از مواد جذب‌شده را تغییر می‌دهد تا برای سلول‌ها قابل استفاده یا قابل ذخیره شوند. ◦ «انتقال مستقیم اکسیژن به سلول» انتقال اکسیژن عمدتاً با خون و هموگلوبین انجام می‌شود. ◦ «ایجاد پتانسیل عمل عصبی» پتانسیل عمل مربوط به بافت عصبی و تحریک‌پذیر است. ◦ «تنظیم مستقیم تهویه ریوی» تهویه ریوی عمدتاً با سیستم تنفسی و عصبی تنظیم می‌شود.
۱۶ کدام مورد نقش کلیه در حفظ محیط داخلی را بهتر بیان می‌کند؟
پاسخ: کلیه‌ها مواد زائد متابولیک و مقادیر اضافی آب و یون‌ها را دفع و مواد لازم را بازجذب می‌کنند. ◦ «جذب اکسیژن از آلوئول» جذب اکسیژن در ریه انجام می‌شود. ◦ «ساخت مستقیم گلبول قرمز برای انتقال اکسیژن» ساخت مستقیم گلبول قرمز نقش مطرح‌شده در این فصل نیست. ◦ «تشخیص محرک‌های پوستی» تشخیص محرک پوستی وظیفه گیرنده‌های حسی است.
۱۷ کدام بخش سیستم عصبی عمدتاً در سطح ناخودآگاه فعالیت اندام‌های داخلی را تنظیم می‌کند؟
پاسخ: سیستم عصبی خودمختار در سطح ناخودآگاه فعالیت قلب، حرکات گوارشی و ترشح غدد را تنظیم می‌کند. ◦ «قشر بینایی» قشر بینایی برای پردازش اطلاعات بینایی است. ◦ «سیستم حرکتی ارادی» سیستم حرکتی ارادی با اعمال ارادی مرتبط است. ◦ «بخش حسی پیکری» بخش حسی پیکری اطلاعات حسی را منتقل می‌کند و تعریف سیستم خودمختار نیست.
۱۸ کدام مقایسه درباره سیستم عصبی و هورمونی درست‌تر است؟
پاسخ: فصل تأکید می‌کند سیستم عصبی بسیاری از اعمال عضلانی و ترشحی و سیستم هورمونی بسیاری از فعالیت‌های متابولیک را تنظیم می‌کند و این دو هماهنگ‌اند. ◦ «هر دو فقط متابولیسم را تنظیم می‌کنند» دامنه هر دو سیستم وسیع‌تر و متفاوت است. ◦ «هورمونی فقط حرکت ارادی را کنترل می‌کند» حرکت ارادی وظیفه اصلی سیستم هورمونی نیست. ◦ «عصبی مستقل از سیستم هورمونی عمل می‌کند» دو سیستم معمولاً به‌صورت هماهنگ عمل می‌کنند.
۱۹ کدام نقش برای سیستم پوششی در این فصل ذکر شده است؟
پاسخ: پوست و ضمائم آن از بافت‌ها محافظت و مرزی میان محیط داخلی و بیرونی ایجاد می‌کنند. ◦ «تنظیم مستقیم CO₂ خون» CO₂ بیشتر با تهویه ریوی تنظیم می‌شود. ◦ «بازجذب گلوکز از توبول کلیه» بازجذب گلوکز عملکرد کلیوی است. ◦ «تنظیم اصلی کلسیم استخوان» تنظیم کلسیم در این مثال با هورمون پاراتیروئید مرتبط است.
۲۰ کدام ویژگی برای سیستم ایمنی در این فصل برجسته شده است؟
پاسخ: سیستم ایمنی باید سلول‌های خودی را از عوامل بیگانه تشخیص دهد و مهاجم را حذف یا خنثی کند. ◦ «حفظ مستقیم فشار شریانی» فشار شریانی با سامانه‌هایی مانند بارورفلکس تنظیم می‌شود. ◦ «تبدیل CO₂ به اکسیژن» تبدیل CO₂ به اکسیژن نقش سیستم ایمنی نیست. ◦ «تنظیم اصلی قند خون» تنظیم قند خون عمدتاً با کبد، پانکراس و هورمون‌ها انجام می‌شود.
۲۱ چرا غلظت CO₂ بالا در ECF تهویه را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: افزایش CO₂ خون مرکز تنفسی را تحریک و تنفس را سریع‌تر و عمیق‌تر می‌کند تا CO₂ بیشتری دفع شود. ◦ «هموگلوبین را از بین می‌برد» تخریب هموگلوبین مکانیسم تنظیم CO₂ نیست. ◦ «بارورسپتورها را غیرفعال می‌کند» بارورسپتورها عمدتاً به کشش شریانی پاسخ می‌دهند. ◦ «جذب روده‌ای را متوقف می‌کند» توقف جذب روده‌ای مکانیسم اصلی تنظیم CO₂ نیست.
۲۲ عمل «بافری اکسیژن» هموگلوبین به چه معناست؟
پاسخ: هموگلوبین وقتی اکسیژن بافت پایین باشد اکسیژن بیشتری آزاد می‌کند و وقتی اکسیژن کافی باشد کمتر آزاد می‌کند. ◦ «رهاسازی یکسان O₂ در همه شرایط» آزادسازی اکسیژن ثابت و مستقل از بافت نیست. ◦ «تبدیل O₂ به CO₂ در خون» هموگلوبین اکسیژن را به CO₂ تبدیل نمی‌کند. ◦ «جلوگیری کامل از اتصال O₂ در ریه» در ریه هموگلوبین با اکسیژن ترکیب می‌شود.
۲۳ افزایش فشار شریانی در بارورفلکس ابتدا کدام تغییر را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: فشار بالاتر دیواره کاروتید و آئورت را بیشتر می‌کشد و تخلیه بارورسپتورها را افزایش می‌دهد. ◦ «کاهش کشش دیواره شریان» فشار بالاتر کشش دیواره را کم نمی‌کند. ◦ «افزایش خروجی سمپاتیک از بصل‌النخاع» پیام بارورسپتورها مرکز وازوموتور را مهار می‌کند و خروجی سمپاتیک کاهش می‌یابد. ◦ «انقباض بیشتر عروق محیطی» کاهش سمپاتیک به اتساع عروق منجر می‌شود نه انقباض بیشتر.
۲۴ در افت فشار شریانی، پاسخ بارورفلکس کدام است؟
پاسخ: کاهش فشار کشش بارورسپتورها را کم می‌کند و مرکز وازوموتور فعال‌تر می‌شود تا سمپاتیک، پمپاژ قلب و انقباض عروقی افزایش یابد. ◦ «مهار بیشتر سمپاتیک» در افت فشار مهار سمپاتیک کاهش می‌یابد. ◦ «کاهش پمپاژ قلب» پمپاژ قلب برای جبران افزایش می‌یابد. ◦ «اتساع بیشتر عروق محیطی» عروق برای بالا بردن فشار بیشتر منقبض می‌شوند.
۲۵ اصل مشترک Negative feedback چیست؟
پاسخ: در بازخورد منفی، افزایش یا کاهش متغیر پاسخی ایجاد می‌کند که آن را به سمت مقدار طبیعی برمی‌گرداند. ◦ «پاسخ اختلال را تقویت می‌کند» تقویت اختلال مشخصه Positive feedback است. ◦ «هرگز خطایی باقی نمی‌ماند» کنترل منفی معمولاً خطا را کاهش می‌دهد ولی الزاماً صفر نمی‌کند. ◦ «فقط در سیستم عصبی دیده می‌شود» بازخورد منفی در سیستم‌های عصبی، هورمونی و محلی دیده می‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۱ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۱ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در فرد سالم، کدام جزء بیشتر با «milieu intérieur» کلود برنار مطابقت دارد؟
پاسخ: محیط داخلی در این فصل به مایع خارج سلولی اطلاق می‌شود که سلول‌ها در آن زندگی می‌کنند. ◦ «مایع داخل میتوکندری» مایع میتوکندری بخشی از فضای داخل سلولی است. ◦ «هسته سلول» هسته یک اندامک سلولی است و محیط مشترک سلول‌های بدن نیست. ◦ «مایع داخل لیزوزوم» لیزوزوم نیز یک اندامک داخل سلولی است.
۲ کدام اندام در مثال فصل مستقیماً به حفظ غلظت یون‌های ECF کمک می‌کند؟
پاسخ: کلیه‌ها با دفع و بازجذب انتخابی آب و یون‌ها، ترکیب ECF را تنظیم می‌کنند. ◦ «پوست» پوست نقش حفاظتی و تنظیم دما دارد اما مثال اصلی تنظیم یون‌ها نیست. ◦ «طحال» طحال در این فصل مثال اصلی تنظیم یون‌های ECF نیست. ◦ «عضله اسکلتی» عضله اسکلتی برای حرکت و حفاظت محیطی اهمیت دارد.
۳ اگر فشار شریانی بالا رود، پاسخ مناسب بارورفلکس چیست؟
پاسخ: افزایش تخلیه بارورسپتورها مرکز وازوموتور را مهار و خروجی سمپاتیک را کم می‌کند. ◦ «افزایش خروجی سمپاتیک» افزایش سمپاتیک فشار را بیشتر می‌کند. ◦ «افزایش انقباض عروقی» انقباض عروقی فشار را در همان جهت بالا می‌برد. ◦ «افزایش پمپاژ قلب» افزایش پمپاژ قلب نیز پاسخ اصلاحی فشار بالا نیست.
۴ در بیماری کلیوی با کاهش دفع نمک و آب، افزایش فشار خون در ابتدا چه فایده‌ای می‌تواند داشته باشد؟
پاسخ: فشار بالاتر می‌تواند دفع کلیوی را افزایش دهد و موازنه دریافت و دفع را دوباره برقرار کند. ◦ «توقف کامل فیلتراسیون کلیوی» هدف جبران حفظ دفع است نه توقف فیلتراسیون. ◦ «کاهش بیشتر دفع نمک» کاهش بیشتر دفع مشکل را تشدید می‌کند. ◦ «حذف نیاز به هومئوستاز» این پاسخ خود بخشی از هومئوستاز جبرانی است.
۵ اگر پروتئین پلاسما آزادانه مانند یون‌های کوچک از مویرگ عبور می‌کردند، کدام ویژگی ذکرشده در فصل نقض می‌شد؟
پاسخ: فصل تصریح می‌کند مویرگ‌ها به بیشتر مواد نفوذپذیرند اما پروتئین پلاسما به‌علت اندازه بزرگ به‌راحتی عبور نمی‌کنند. ◦ «اصل انتشار ناشی از حرکت جنبشی» حرکت جنبشی مولکول‌ها همچنان مبنای انتشار است. ◦ «وجود مایع بین‌بافتی» وجود مایع بین‌بافتی از این فرض حذف نمی‌شود. ◦ «حرکت خون در عروق» گردش خون نیز همچنان برقرار است.
۶ بیماری‌ای که تعداد مویرگ‌های مؤثر را کم کند، طبق منطق فصل بیش از همه چه چیزی را کند می‌کند؟
پاسخ: نزدیکی سلول‌ها به مویرگ‌ها انتشار سریع مواد را ممکن می‌کند؛ کاهش دسترسی مویرگی فاصله و زمان انتقال را افزایش می‌دهد. ◦ «سنتز هورمون تیروئید در همه بافت‌ها» سنتز هورمون تیروئید وظیفه اختصاصی غده تیروئید است. ◦ «ساخت مستقیم گلوکز در ریه» ریه محل اصلی ساخت گلوکز نیست. ◦ «تشخیص محرک توسط پوست» تشخیص محرک پوستی مستقیماً به فاصله مویرگی وابسته نیست.
۷ اگر CO₂ خارج سلولی افزایش یابد و مرکز تنفسی سالم باشد، پاسخ اولیه مورد انتظار چیست؟
پاسخ: CO₂ بالا مرکز تنفسی را تحریک و تهویه را بیشتر می‌کند تا CO₂ اضافی دفع شود. ◦ «کاهش تهویه» کاهش تهویه CO₂ را بیشتر بالا می‌برد. ◦ «کاهش دفع CO₂» کاهش دفع CO₂ در جهت اختلال اولیه است. ◦ «توقف تبادل گاز ریوی» تبادل گاز متوقف نمی‌شود بلکه افزایش تهویه برای اصلاح به‌کار می‌رود.
۸ در بافتی با PO₂ کافی، رفتار بافری هموگلوبین چگونه است؟
پاسخ: هموگلوبین وقتی اکسیژن بافت کافی است، به‌دلیل میل شیمیایی خود اکسیژن کمتری رها می‌کند. ◦ «تمام اکسیژن خود را آزاد می‌کند» آزادسازی کامل در PO₂ کافی رخ نمی‌دهد. ◦ «اتصال اکسیژن را در ریه متوقف می‌کند» اتصال اکسیژن در ریه بخش طبیعی چرخه هموگلوبین است. ◦ «CO₂ را به اکسیژن تبدیل می‌کند» تبدیل شیمیایی CO₂ به O₂ وظیفه هموگلوبین نیست.
۹ در افت ناگهانی فشار شریانی، کدام توالی درست‌تر است؟
پاسخ: افت فشار کشش گیرنده‌ها را کم، مرکز وازوموتور را فعال و خروجی سمپاتیک را افزایش می‌دهد. ◦ «افزایش کشش ← مهار وازوموتور ← کاهش سمپاتیک» این توالی پاسخ به فشار بالا است. ◦ «کاهش کشش ← مهار سمپاتیک ← اتساع عروق» مهار سمپاتیک و اتساع عروق افت فشار را تشدید می‌کند. ◦ «افزایش کشش ← افزایش سمپاتیک ← افت بیشتر فشار» افزایش کشش با افت فشار سازگار نیست.
۱۰ کدام ویژگی Adaptive control آن را از Feed-forward ساده متمایز می‌کند؟
پاسخ: Adaptive control از بازخورد حسی درباره عملکرد قبلی استفاده می‌کند تا فرمان پیش‌خور بعدی دقیق‌تر شود. ◦ «حذف کامل ورودی حسی» ورودی حسی برای ارزیابی حرکت لازم است. ◦ «وابستگی فقط به هورمون» مثال فصل عصبی است نه صرفاً هورمونی. ◦ «تقویت بی‌پایان همان پاسخ» هدف کاهش خطا است نه تقویت بی‌پایان آن.
۱۱ کدام مورد نشان‌دهنده Positive feedback مفید ولی بالقوه خطرناک است؟
پاسخ: تقویت زنجیره انعقاد برای بستن رگ مفید است اما در صورت کنترل‌نشدن می‌تواند لخته نامطلوب ایجاد کند. ◦ «تنظیم سدیم کلیه» تنظیم سدیم در چارچوب هومئوستاز منفی مطرح می‌شود. ◦ «بارورفلکس» بارورفلکس بازخورد منفی است. ◦ «تنظیم CO₂» تنظیم CO₂ نیز نمونه بازخورد منفی است.
۱۲ فردی ۲ لیتر خون از دست داده و پمپاژ قلب رو به کاهش است. کدام رویداد حلقه معیوب را مستقیماً تشدید می‌کند؟
پاسخ: افت فشار، خون‌رسانی کرونر را کاهش می‌دهد و ضعف قلب پمپاژ را کمتر می‌کند؛ این خود پرفیوژن کرونر را باز هم کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش پرفیوژن کرونر» افزایش پرفیوژن کرونر حلقه را اصلاح می‌کند نه تشدید. ◦ «افزایش فوری حجم خون به مقدار اولیه» حجم خون فوراً بازنمی‌گردد. ◦ «مهار کامل افت فشار توسط بارورفلکس» در خونریزی شدید جبران منفی ممکن است کافی نباشد.
۱۳ در فردی با Gain بارورسپتور برابر ۲-، اگر بدون کنترل اختلالی ۷۵ mmHg فشار را بالا ببرد، چه نسبتی از اختلال تقریباً باقی می‌ماند؟
پاسخ: در مثال Gain برابر ۲-، سیستم حدود دو‌سوم اختلال را اصلاح می‌کند و حدود یک‌سوم به‌صورت Error باقی می‌ماند. ◦ «تقریباً تمام آن» کنترل فعال مقدار زیادی از اختلال را اصلاح می‌کند. ◦ «حدود دو‌سوم» دو‌سوم بخش اصلاح‌شده است نه خطای باقی‌مانده. ◦ «هیچ‌کدام» Gain محدود است و خطا را کاملاً صفر نمی‌کند.
۱۴ در مثال بارورسپتور، Correction برابر ۵۰- و Error برابر ۲۵+ است. Gain چیست؟
پاسخ: با فرمول Correction/Error، حاصل ۵۰-/۲۵+ برابر ۲- است. ◦ «۰٫۵-» ۰٫۵- از نسبت معکوس اعداد به دست می‌آید. ◦ «۲+» علامت مثبت با ماهیت بازخورد منفی این مثال سازگار نیست. ◦ «۳-» ۳- از این اعداد حاصل نمی‌شود.
۱۵ اگر یک سیستم کنترل Gain منفی با قدر مطلق بزرگ‌تری داشته باشد، کدام نتیجه محتمل‌تر است؟
پاسخ: قدر مطلق Gain بزرگ‌تر به معنی اصلاح مؤثرتر اختلال و Error کمتر است. ◦ «کنترل ضعیف‌تر است» Gain بزرگ‌تر نشان‌دهنده کنترل قوی‌تر است. ◦ «پاسخ حتماً Positive feedback می‌شود» منفی بودن Gain با بازخورد منفی سازگار است. ◦ «متغیر کاملاً بدون نوسان می‌شود» حتی کنترل قوی نیز الزاماً همه نوسانات را صفر نمی‌کند.
۱۶ چرا کنترل دمای بدن با Gain حدود ۳۳- از بارورفلکس مثال فصل مؤثرتر است؟
پاسخ: قدر مطلق ۳۳ بسیار بزرگ‌تر از ۲ است؛ بنابراین نسبت اصلاح به خطای باقی‌مانده بیشتر است. ◦ «علامت Gain مثبت است» Gain دما نیز در مثال منفی است. ◦ «هیچ Error باقی نمی‌گذارد» بزرگ بودن Gain به معنی صفر شدن مطلق خطا نیست. ◦ «فقط در حالت بیماری فعال می‌شود» کنترل دما در شرایط طبیعی نیز فعال است.
۱۷ در حرکتی بسیار سریع، اتکا فقط به feedback چرا ناکافی است؟
پاسخ: حرکت ممکن است پیش از رسیدن پیام حسی به مغز و بازگشت فرمان اصلاحی تمام شود؛ بنابراین Feed-forward لازم است. ◦ «گیرنده‌های حسی وجود ندارند» گیرنده‌های حسی برای Adaptive control مهم‌اند. ◦ «عضلات بدون فرمان عصبی منقبض می‌شوند» انقباض عضله به فرمان و مکانیسم‌های عصبی نیاز دارد. ◦ «feedback فقط در کلیه رخ می‌دهد» بازخورد در سیستم‌های متعدد بدن وجود دارد.
۱۸ اگر فرمان حرکتی Feed-forward بارها بر اساس بازخورد حسی اصلاح شود، فرایند حاصل چیست؟
پاسخ: اصلاح تدریجی فرمان پیش‌خور با اطلاعات خطای حرکات قبلی همان Adaptive control است. ◦ «Positive feedback خالص» هدف فرایند کاهش خطا است نه تقویت آن. ◦ «Homeostasis ایستا» هومئوستاز پویا است و این اصطلاح برای یادگیری فرمان حرکتی به‌کار نمی‌رود. ◦ «کنترل صرفاً هورمونی» مثال فصل عصبی است.
۱۹ کدام رویداد در انعقاد نشان می‌دهد Positive feedback فعال است؟
پاسخ: فعال‌سازی زنجیره‌ای فاکتورهای انعقادی باعث تقویت سریع تشکیل لخته می‌شود. ◦ «فاکتور فعال همه فاکتورها را مهار می‌کند» مهار زنجیره با Positive feedback سازگار نیست. ◦ «لخته با بزرگ شدن خودبه‌خود حل می‌شود» حل خودبه‌خود لخته در این مثال مکانیسم تقویت نیست. ◦ «خونریزی بدون پاسخ باقی می‌ماند» نبود پاسخ، حلقه بازخورد محسوب نمی‌شود.
۲۰ در پتانسیل عمل، کدام توالی مشخصه حلقه مثبت است؟
پاسخ: ورود اولیه سدیم غشا را بیشتر دپولاریزه می‌کند و کانال‌های سدیم بیشتری باز می‌شوند. ◦ «ورود Na⁺ ← هایپرپلاریزاسیون ← بسته شدن کانال‌ها» ورود سدیم در این مرحله دپولاریزاسیون ایجاد می‌کند نه هایپرپلاریزاسیون. ◦ «خروج Na⁺ ← دپولاریزاسیون ← مهار کانال‌ها» جهت اصلی سدیم در مثال ورود به سلول است. ◦ «ورود K⁺ ← توقف همه کانال‌ها» این توالی مکانیسم Positive feedback توضیح‌داده‌شده نیست.
۲۱ اگر Positive feedback خونریزی شدید بدون مهار ادامه یابد، چرا ناپایدار است؟
پاسخ: ضعف پمپاژ، افت پرفیوژن و ضعف بیشتر قلب همدیگر را تقویت می‌کنند و سیستم از حالت پایدار دور می‌شود. ◦ «هر چرخه Error را کوچک‌تر می‌کند» کوچک شدن Error ویژگی بازخورد منفی است. ◦ «هر چرخه فشار را مستقل از قلب ثابت می‌کند» فشار به عملکرد قلب و حجم خون وابسته است. ◦ «هر چرخه حجم خون را افزایش می‌دهد» خونریزی حجم را کم می‌کند و حلقه مثبت آن را بازنمی‌گرداند.
۲۲ در فردی با سدیم ۱۷۰ mmol/L، کدام استنباط بر پایه جدول فصل درست‌تر است؟
پاسخ: محدوده طبیعی سدیم حدود ۱۳۵ تا ۱۴۵ و حد کوتاه‌مدت غیرکشنده تا حدود ۱۷۵ mmol/L ذکر شده است. ◦ «کاملاً در محدوده طبیعی است» ۱۷۰ خارج از محدوده طبیعی است. ◦ «کمتر از حد طبیعی است» این مقدار بالاتر از طبیعی است نه پایین‌تر. ◦ «معادل مقدار طبیعی پتاسیم است» پتاسیم طبیعی حدود ۴٫۲ mmol/L است.
۲۳ pH وریدی ۶٫۹ در جدول فصل چگونه طبقه‌بندی می‌شود؟
پاسخ: جدول، pH طبیعی را حدود ۷٫۴ و حد پایین کوتاه‌مدت غیرکشنده را حدود ۶٫۹ نشان می‌دهد. ◦ «داخل محدوده طبیعی ۷٫۳ تا ۷٫۵» ۶٫۹ پایین‌تر از محدوده طبیعی است. ◦ «بالاتر از حد کوتاه‌مدت» این مقدار حد پایین است نه بالاتر از حد بالا. ◦ «معادل pH طبیعی ۷٫۴» با ۷٫۴ برابر نیست.
۲۴ اگر کلسیم به حدود ۰٫۵ mmol/L برسد، کدام خطر با متن فصل سازگارتر است؟
پاسخ: کلسیم حدود نصف طبیعی می‌تواند تولید خودبه‌خودی تکانه در اعصاب محیطی و تتانی ایجاد کند. ◦ «فلج ناشی از اختلال هدایت پتاسیم» فلج در مثال فصل با افت شدید پتاسیم مطرح است. ◦ «توقف کامل انعقاد به‌عنوان تنها پیامد» فصل در این زمینه روی تتانی تأکید دارد نه یک پیامد منفرد انعقادی. ◦ «افزایش متابولیسم ناشی از گرما» افزایش متابولیسم مربوط به افزایش شدید دما است.
۲۵ اگر گلوکز به ۲۰ mg/dL برسد، کدام پیامد فصل محتمل‌تر است؟
پاسخ: افت شدید گلوکز به کمتر از نصف طبیعی با تحریک‌پذیری ذهنی و گاهی تشنج همراه می‌شود. ◦ «تتانی ناشی از کلسیم پایین» تتانی به افت شدید کلسیم نسبت داده شده است. ◦ «تضعیف قلب ناشی از پتاسیم بالا» تضعیف قلب در مثال مربوط به هیپرکالمی شدید است. ◦ «چرخه گرمایی ناشی از تب بالا» چرخه متابولیک گرما به افزایش شدید دما مربوط است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۱ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ دو بخش اصلی یک سلول تیپیک کدام‌اند؟
پاسخ: سلول تیپیک به دو بخش اصلی هسته و سیتوپلاسم تقسیم می‌شود. ◦ «سیتوزول و گلیکوژن» سیتوزول بخش مایع سیتوپلاسم است و گلیکوژن ذخیره کربوهیدراتی است. ◦ «لیزوزوم و گلژی» لیزوزوم و گلژی دو اندامک سیتوپلاسمی‌اند. ◦ «ریبوزوم و سانتریول» ریبوزوم و سانتریول ساختارهای داخل سلولی‌اند.
۲ بیشترین جزء پروتوپلاسم بیشتر سلول‌ها چیست؟
پاسخ: به‌جز سلول چربی، حدود ۷۰ تا ۸۵ درصد سلول را آب تشکیل می‌دهد. ◦ «پروتئین» پروتئین معمولاً ۱۰ تا ۲۰ درصد جرم سلول است. ◦ «لیپید» فسفولیپید و کلسترول روی‌هم حدود ۲ درصد جرم سلول‌اند. ◦ «کربوهیدرات» کربوهیدرات در بیشتر سلول‌ها حدود ۱ درصد جرم است.
۳ کدام یون در داخل سلول به مقدار نسبتاً زیاد وجود دارد؟
پاسخ: پتاسیم از یون‌های مهم و نسبتاً فراوان داخل سلول است. ◦ «سدیم» سدیم داخل سلول در مقدار کمتر است. ◦ «کلر» کلر نیز داخل سلول نسبتاً کمتر است. ◦ «کلسیم» کلسیم آزاد داخل سلول اندک است.
۴ تری‌گلیسرید فراوان در آدیپوسیت عمدتاً چه نقشی دارد؟
پاسخ: تری‌گلیسرید آدیپوسیت مخزن عمده انرژی بدن است. ◦ «ساخت ریبوزوم» ساخت ریبوزوم با نوکلئول مرتبط است. ◦ «هضم درون‌سلولی» هضم درون‌سلولی وظیفه اصلی لیزوزوم است. ◦ «انتقال ژن» انتقال اطلاعات ژنتیکی به DNA مربوط است.
۵ شکل ذخیره‌ای کربوهیدرات داخل سلول چیست؟
پاسخ: گلیکوژن پلیمر نامحلول گلوکز و شکل ذخیره‌ای کربوهیدرات است. ◦ «کلسترول» کلسترول یک لیپید غشایی است. ◦ «گنگلیوزید» گنگلیوزید لیپید پیچیده است. ◦ «کلاژن» کلاژن پروتئین فیبری است.
۶ چرا فسفولیپید و کلسترول برای ساخت غشا مناسب‌اند؟
پاسخ: نامحلول بودن بخش‌های لیپیدی در آب امکان ایجاد سد بین محیط‌های آبی را فراهم می‌کند. ◦ «همگی آنزیم‌اند» فسفولیپید و کلسترول آنزیم نیستند. ◦ «بار مثبت فراوان دارند» بار مثبت ویژگی اصلی تعیین‌کننده آن‌ها نیست. ◦ «به گلوکز تبدیل می‌شوند» تبدیل به گلوکز علت ساختمان غشایی نیست.
۷ ضخامت تقریبی غشای پلاسمایی چقدر است؟
پاسخ: غشای سلول حدود ۷٫۵ تا ۱۰ نانومتر ضخامت دارد. ◦ «۲۵ تا ۳۰ نانومتر» این مقدار از ضخامت ذکرشده بیشتر است. ◦ «۱۰۰ تا ۲۰۰ نانومتر» این بازه به اندازه وزیکول پینوسیتوزی نزدیک‌تر است. ◦ «۱ تا ۲ میکرومتر» این مقدار برای غشای سلول بسیار زیاد است.
۸ فراوان‌ترین لیپید غشای سلول کدام است؟
پاسخ: فسفولیپیدها فراوان‌ترین لیپید دولایه غشایی‌اند. ◦ «اسفنگولیپید» اسفنگولیپیدها در مقدار کمتر دیده می‌شوند. ◦ «کلسترول» کلسترول مهم است ولی فراوان‌ترین لیپید نیست. ◦ «تری‌گلیسرید» تری‌گلیسرید بیشتر نقش ذخیره انرژی دارد.
۹ کدام ماده از بخش لیپیدی غشا آسان‌تر عبور می‌کند؟
پاسخ: مواد محلول در چربی مانند اکسیژن از دولایه لیپیدی آسان عبور می‌کنند. ◦ «گلوکز» گلوکز آب‌دوست است. ◦ «یون سدیم» سدیم برای عبور به مسیر پروتئینی نیاز دارد. ◦ «اوره» اوره در متن جزو مواد آب‌محلول با عبور محدود آمده است.
۱۰ کلسترول غشایی بیش از همه چه چیزی را تنظیم می‌کند؟
پاسخ: کلسترول سیالیت دولایه و نفوذپذیری آن را تنظیم می‌کند. ◦ «ساخت DNA هسته» ساخت DNA نقش کلسترول غشایی نیست. ◦ «اسیدیته لیزوزوم» pH لیزوزوم به سامانه خود اندامک مربوط است. ◦ «حرکت داینئین» حرکت داینئین به ATP و آکسونم وابسته است.
۱۱ پروتئین محیطی غشا چه تفاوتی با پروتئین انتگرال دارد؟
پاسخ: پروتئین محیطی به سطح غشا یا پروتئین انتگرال متصل است و سراسر دولایه را طی نمی‌کند. ◦ «همیشه کانال یونی است» کانال‌ها عمدتاً انتگرال‌اند. ◦ «فقط از چربی ساخته شده است» پروتئین محیطی از جنس پروتئین است. ◦ «فاقد فعالیت آنزیمی است» بسیاری از پروتئین‌های محیطی آنزیمی‌اند.
۱۲ گیرنده غشایی هورمون پپتیدی چگونه پیام را منتقل می‌کند؟
پاسخ: اتصال لیگاند سبب تغییر شکل گیرنده و فعال شدن بخش داخل سلولی یا پیام‌رسان دوم می‌شود. ◦ «با عبور خود هورمون از غشا» هورمون پپتیدی لازم نیست از دولایه عبور کند. ◦ «با ساخت مستقیم ATP» تولید عمده ATP در میتوکندری است. ◦ «با تجزیه DNA هسته» تجزیه DNA مکانیسم معمول گیرنده نیست.
۱۳ بخش‌های قندی Glycocalyx عمدتاً به کدام سمت‌اند؟
پاسخ: بخش قندی گلیکوپروتئین و گلیکولیپید تقریباً همیشه از سطح بیرونی سلول بیرون می‌زند. ◦ «به سمت ماتریکس میتوکندری» ماتریکس میتوکندری محل glycocalyx نیست. ◦ «به داخل هسته» گلیکوکالیکس ساختار هسته‌ای نیست. ◦ «به داخل لیزوزوم» گلیکوکالیکس داخل لیزوزوم قرار ندارد.
۱۴ بار منفی Glycocalyx چه پیامدی دارد؟
پاسخ: گروه‌های قندی منفی سطح سلول اجسام منفی را دفع می‌کنند. ◦ «جذب همه آنیون‌ها» بار منفی موجب جذب عمومی آنیون‌ها نمی‌شود. ◦ «افزایش تولید ATP» ATP عمدتاً در میتوکندری تولید می‌شود. ◦ «مهار کامل اندوسیتوز» گلیکوکالیکس اندوسیتوز را کاملاً متوقف نمی‌کند.
۱۵ وجود ریبوزوم روی سطح ER نشان‌دهنده کدام نوع است؟
پاسخ: اتصال ریبوزوم‌ها ظاهر دانه‌دار ER خشن را ایجاد می‌کند. ◦ «ER صاف» ER صاف فاقد ریبوزوم متصل است. ◦ «دستگاه گلژی» گلژی صفحات وزیکولی روی‌هم‌چیده دارد. ◦ «پراکسی‌زوم» پراکسی‌زوم اندامکی جدا با اکسیدازهاست.
۱۶ ER صاف بیشتر در کدام فرایند نقش دارد؟
پاسخ: ER صاف در ساخت لیپیدها و سم‌زدایی داروها و مواد مضر نقش دارد. ◦ «ساخت ریبوزوم و rRNA» ساخت اجزای ریبوزوم با نوکلئول مرتبط است. ◦ «هضم باکتری فاگوسیت‌شده» هضم مواد فاگوسیت‌شده توسط لیزوزوم انجام می‌شود. ◦ «تقسیم DNA هسته» همانندسازی DNA نقش اصلی ER صاف نیست.
۱۷ در سلول ترشحی، دستگاه گلژی معمولاً کجا برجسته‌تر است؟
پاسخ: گلژی نزدیک سمتی قرار دارد که مواد ترشحی از سلول خارج می‌شوند. ◦ «مرکز ماتریکس میتوکندری» گلژی داخل میتوکندری نیست. ◦ «داخل هسته» گلژی اندامکی سیتوپلاسمی است. ◦ «درون لیزوزوم» گلژی داخل لیزوزوم قرار ندارد.
۱۸ لیزوزوم‌ها از کدام ساختار جوانه می‌زنند؟
پاسخ: لیزوزوم‌ها از غشای دستگاه گلژی جوانه می‌زنند. ◦ «هسته» هسته محل تولید مستقیم لیزوزوم نیست. ◦ «میتوکندری» میتوکندری لیزوزوم تولید نمی‌کند. ◦ «سانتریول» سانتریول در سازمان‌دهی میکروتوبول‌ها نقش دارد.
۱۹ چرا آنزیم‌های لیزوزومی در سیتوزول آسیب کمتری دارند؟
پاسخ: هیدرولازهای لیزوزومی در pH اسیدی حدود ۴٫۸ فعال‌اند و در pH خنثی سیتوزول فعالیت کمی دارند. ◦ «فوراً به DNA متصل می‌شوند» اتصال فوری به DNA مکانیسم محافظتی اصلی نیست. ◦ «بدون آب فعال‌تر می‌شوند» هیدرولازها برای واکنش به آب نیاز دارند. ◦ «فقط در دمای صفر کار می‌کنند» فعالیت آن‌ها محدود به دمای صفر نیست.
۲۰ کمبود هگزوزآمینیداز A در Tay-Sachs باعث تجمع چه چیزی می‌شود؟
پاسخ: در Tay-Sachs تجزیه گنگلیوزیدها مختل و این لیپیدها در بافت عصبی تجمع می‌یابند. ◦ «گلیکوژن» گلیکوژن هدف این آنزیم نیست. ◦ «کلسترول آزاد» تجمع کلسترول آزاد مکانیسم ذکرشده نیست. ◦ «کلاژن» کلاژن هدف هگزوزآمینیداز A نیست.
۲۱ اگر پروتئین‌های ناقص در ER خشن تجمع یابند، پاسخ تنظیمی اولیه چیست؟
پاسخ: ER به هسته پیام می‌دهد تا ترجمه ریبوزومی آهسته شود و فرصت پردازش فراهم شود. ◦ «افزایش فوری فاگوسیتوز» فاگوسیتوز پاسخ مستقیم استرس ER نیست. ◦ «توقف همانندسازی mtDNA» mtDNA مسیر اصلی این پاسخ نیست. ◦ «فعال شدن داینئین مژکی» داینئین مژکی به این تنظیم مرتبط نیست.
۲۲ پراکسی‌زوم چگونه از H₂O₂ برای سم‌زدایی بهره می‌گیرد؟
پاسخ: اکسیدازها H₂O₂ می‌سازند و کاتالاز از قدرت اکسیدکنندگی آن برای سم‌زدایی استفاده می‌کند. ◦ «با ریبوزوم و کلترین» کلترین در coated pit نقش دارد. ◦ «با داینئین و توبولین» داینئین و توبولین اجزای مژک‌اند. ◦ «با میوزین و اکتین» میوزین و اکتین در حرکت و انقباض نقش دارند.
۲۳ چرا کاردیومیوسیت از آدیپوسیت میتوکندری بیشتری دارد؟
پاسخ: تعداد میتوکندری با نیاز انرژی سلول متناسب است و کاردیومیوسیت مصرف ATP بالاتری دارد. ◦ «نیاز بیشتر به گلیکوژن» ذخیره گلیکوژن علت اصلی نیست. ◦ «وجود هسته بزرگ‌تر» اندازه هسته تعیین‌کننده مستقیم نیست. ◦ «تولید بیشتر Glycocalyx» گلیکوکالیکس علت این تفاوت نیست.
۲۴ Heteroplasmy در بیماری میتوکندریایی به چه معناست؟
پاسخ: هتروپلاسمی یعنی mtDNA طبیعی و جهش‌یافته همزمان در سلول وجود داشته باشند. ◦ «وجود دو هسته در یک سلول» دو هسته‌ای بودن تعریف آن نیست. ◦ «وجود دو نوع ریبوزوم» نوع ریبوزوم ارتباطی با این اصطلاح ندارد. ◦ «اختلاط DNA و RNA در گلژی» گلژی محل تعریف این پدیده نیست.
۲۵ کدام جزء Cytoskeleton مسیر انتقال وزیکول‌ها را می‌سازد؟
پاسخ: میکروتوبول‌ها مسیرهایی شبیه ریل برای جابه‌جایی وزیکول و اندامک فراهم می‌کنند. ◦ «فیلامان میانی» فیلامان میانی بیشتر استحکام می‌دهد. ◦ «Glycocalyx» گلیکوکالیکس پوشش قندی سطح است. ◦ «فسفولیپید» فسفولیپید جزء دولایه غشاست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۲ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ آدیپوسیتی که بیشتر جرمش تری‌گلیسرید است، این ذخیره را عمدتاً برای چه هدفی نگه می‌دارد؟
پاسخ: تری‌گلیسرید آدیپوسیت مخزن انرژی بدن است و در زمان نیاز مصرف می‌شود. ◦ «ساخت پوشش هسته» پوشش هسته از غشا ساخته شده ولی این نقش تری‌گلیسرید ذخیره‌ای نیست. ◦ «هضم باکتری» هضم باکتری عمدتاً به لیزوزوم مربوط است. ◦ «ساخت مژک» ساخت مژک به میکروتوبول‌ها وابسته است.
۲ ماده محلول در چربی مانند CO₂ برای عبور از غشا بیشتر از کدام مسیر استفاده می‌کند؟
پاسخ: مواد محلول در چربی می‌توانند مستقیماً از بخش لیپیدی دولایه عبور کنند. ◦ «منفذ هسته‌ای» منفذ هسته‌ای عبور میان هسته و سیتوپلاسم را تنظیم می‌کند. ◦ «لیزوزوم» لیزوزوم مسیر عبور از غشای پلاسمایی نیست. ◦ «ریبوزوم ER» ریبوزوم ساخت پروتئین انجام می‌دهد.
۳ اگر نوکلئول سلولی بزرگ‌تر شود، کدام فعالیت احتمالاً افزایش یافته است؟
پاسخ: نوکلئول در سلول‌های فعال از نظر ساخت پروتئین بزرگ‌تر می‌شود چون تولید اجزای ریبوزومی افزایش می‌یابد. ◦ «هضم لیزوزومی» هضم لیزوزومی با اندازه نوکلئول رابطه مستقیم ندارد. ◦ «سم‌زدایی الکل» سم‌زدایی الکل بیشتر با پراکسی‌زوم کبدی مرتبط است. ◦ «فاگوسیتوز باکتری» فاگوسیتوز به غشا و دستگاه لیزوزومی وابسته است.
۴ در غشایی با کاهش شدید کلسترول، کدام ویژگی مستقیماً تغییر می‌کند؟
پاسخ: کلسترول از تنظیم‌کننده‌های اصلی سیالیت و نفوذپذیری دولایه است. ◦ «ساخت rRNA» ساخت rRNA در هسته و نوکلئول انجام می‌شود. ◦ «pH لیزوزوم» pH لیزوزوم با خود اندامک تنظیم می‌شود. ◦ «حرکت میوزین» حرکت میوزین به اکتین و ATP وابسته است.
۵ اختلال Carrierهای غشایی بیشتر عبور کدام مواد را مختل می‌کند؟
پاسخ: Carrierها موادی را حمل می‌کنند که خودشان از دولایه لیپیدی عبور نمی‌کنند. ◦ «اکسیژن محلول در چربی» اکسیژن از بخش لیپیدی آسان عبور می‌کند. ◦ «CO₂ محلول در چربی» CO₂ نیز محلول در چربی است. ◦ «الکل محلول در چربی» الکل نیز از بخش لیپیدی آسان می‌گذرد.
۶ اگر بخش قندی سطح سلول حذف شود، کدام عملکرد ممکن است کاهش یابد؟
پاسخ: گلیکوکالیکس برخی سلول‌ها در اتصال سلول به سلول نقش دارد. ◦ «چرخه سیتریک در میتوکندری» چرخه سیتریک در ماتریکس میتوکندری است. ◦ «ساخت mtDNA در ماتریکس» mtDNA در میتوکندری قرار دارد. ◦ «هضم گلیکوژن در لیزوزوم» هضم گلیکوژن وظیفه گلیکوکالیکس نیست.
۷ در ER فاقد ریبوزوم، افزایش کدام فعالیت انتظار می‌رود؟
پاسخ: ER صاف فاقد ریبوزوم است و در سنتز لیپید مانند فسفولیپید فعال است. ◦ «ترجمه پروتئین ترشحی» پروتئین ترشحی عمدتاً روی ER خشن ساخته می‌شود. ◦ «مونتاژ ریبوزوم بالغ» مونتاژ ریبوزوم به نوکلئول و سیتوپلاسم مربوط است. ◦ «هضم ماده فاگوسیت‌شده» هضم فاگوسیتوزی با لیزوزوم انجام می‌شود.
۸ سلول آسینار پانکراس پروآنزیم‌های خود را کجا ذخیره می‌کند؟
پاسخ: پروآنزیم‌های پانکراس در گرانول‌ها یا وزیکول‌های ترشحی حاصل از گلژی ذخیره می‌شوند. ◦ «پراکسی‌زوم» پراکسی‌زوم در اکسیداسیون نقش دارد. ◦ «نوکلئول» نوکلئول اجزای ریبوزوم را می‌سازد. ◦ «میکروتوبول» میکروتوبول مسیر حمل درون‌سلولی است.
۹ در سندرم Zellweger کاهش تعداد کدام اندامک دیده می‌شود؟
پاسخ: Zellweger با کاهش تعداد پراکسی‌زوم‌ها و اختلال عصبی و متابولیک همراه است. ◦ «لیزوزوم» کاهش لیزوزوم مشخصه اصلی این سندرم نیست. ◦ «ریبوزوم» ریبوزوم هدف اصلی اختلال نیست. ◦ «سانتریول» سانتریول اندامک اصلی درگیر نیست.
۱۰ تمرین مزمن عضله اسکلتی کدام سازگاری را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: افزایش مزمن تقاضای انرژی می‌تواند تراکم میتوکندری را افزایش دهد. ◦ «کاهش کریستاها» کاهش کریستا ظرفیت اکسیداتیو را کم می‌کند. ◦ «حذف mtDNA» حذف mtDNA با خودتکثیری سازگار نیست. ◦ «کاهش ریبوزوم‌ها» کاهش ریبوزوم پاسخ اصلی برای ATP بیشتر نیست.
۱۱ کاهش نفوذپذیری غشا به مواد آب‌محلول با کدام جزء بیشتر مرتبط است؟
پاسخ: کلسترول در تنظیم نفوذپذیری دولایه به ترکیبات آب‌محلول نقش دارد. ◦ «گلیکوژن» گلیکوژن ذخیره کربوهیدراتی است. ◦ «rRNA» rRNA جزء ریبوزوم است. ◦ «اکتین» اکتین جزء اسکلت سلولی است.
۱۲ هورمون پپتیدی بدون ورود به سلول چگونه اثر داخل سلولی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گیرنده انتگرال با اتصال هورمون تغییر شکل می‌دهد و مسیر داخل سلولی را فعال می‌کند. ◦ «انتشار آزاد از دولایه» هورمون پپتیدی از دولایه چربی آزادانه عبور نمی‌کند. ◦ «هضم در لیزوزوم» هضم لیزوزومی مکانیسم پیام‌رسانی هورمونی نیست. ◦ «عبور از کریستا» کریستا محل انتقال این پیام از غشای پلاسمایی نیست.
۱۳ تجمع پروتئین پردازش‌نشده در ER چه پاسخ تطابقی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: کند شدن ترجمه مقدار پروتئین ورودی به ER را کاهش می‌دهد و فرصت پردازش می‌دهد. ◦ «افزایش فوری ترجمه» افزایش ترجمه مشکل را تشدید می‌کند. ◦ «فعال‌سازی فاگوسیتوز» فاگوسیتوز پاسخ مستقیم این وضعیت نیست. ◦ «افزایش داینئین» داینئین مژکی ارتباطی ندارد.
۱۴ در Tay-Sachs با فعالیت باقی‌مانده هگزوزآمینیداز A، علائم چگونه تغییر می‌کنند؟
پاسخ: فعالیت باقی‌مانده سرعت تجمع گنگلیوزید را کم می‌کند و شروع علائم را به تأخیر می‌اندازد. ◦ «همیشه بدو تولد‌اند» همه موارد در بدو تولد شروع نمی‌شوند. ◦ «کاملاً حذف می‌شوند» فعالیت اندک بیماری را لزوماً حذف نمی‌کند. ◦ «فقط پس از آسیب مژک‌اند» مژک در مکانیسم بیماری نقش اصلی ندارد.
۱۵ پارگی غشای لیزوزوم در pH طبیعی سیتوزول چرا ممکن است آسیب را محدود کند؟
پاسخ: بیشتر هیدرولازهای لیزوزومی برای فعالیت مطلوب به محیط اسیدی نیاز دارند. ◦ «هیدرولازها بدون آب کار می‌کنند» هیدرولازها به آب نیاز دارند. ◦ «سیتوزول همیشه اسیدی است» سیتوزول تقریباً خنثی است. ◦ «لیزوزوم فاقد پروتئاز است» لیزوزوم انواع هیدرولاز از جمله پروتئاز دارد.
۱۶ اختلال کاتالاز پراکسی‌زوم مدیریت کدام مولکول را مختل می‌کند؟
پاسخ: کاتالاز پراکسی‌زومی H₂O₂ را در واکنش‌های اکسیداسیون و سم‌زدایی به‌کار می‌گیرد. ◦ «ATP» ATP سوبسترای اصلی کاتالاز نیست. ◦ «cAMP» cAMP هدف کاتالاز نیست. ◦ «rRNA» rRNA جزء ریبوزوم است.
۱۷ از بین رفتن کریستاهای میتوکندری چه پیامد مستقیمی دارد؟
پاسخ: کریستا سطح بزرگی برای آنزیم‌های اکسیداتیو فراهم می‌کند؛ حذف آن ظرفیت واکنش را کم می‌کند. ◦ «افزایش مونتاژ نوکلئول» نوکلئول در هسته است. ◦ «افزایش فاگوسیتوز» فاگوسیتوز به غشا و اسکلت سلولی مربوط است. ◦ «افزایش Glycocalyx» گلیکوکالیکس در سطح سلول است.
۱۸ شدت بیماری ناشی از جهش mtDNA تا حدی به چه چیزی بستگی دارد؟
پاسخ: در هتروپلاسمی، مقدار نسبی mtDNA جهش‌یافته یکی از عوامل تعیین‌کننده شدت بیماری است. ◦ «تعداد کروموزوم‌های هسته» تعداد کروموزوم‌ها تعریف‌کننده این شدت نیست. ◦ «مقدار گلیکوژن غشا» گلیکوژن جزء غشای سلول نیست. ◦ «تعداد coated pit» تعداد coated pit ارتباطی با سهم mtDNA ندارد.
۱۹ مهار پلیمریزاسیون توبولین کدام عملکرد را زودتر مختل می‌کند؟
پاسخ: میکروتوبول‌ها مسیر انتقال وزیکول و اندامک هستند. ◦ «اتصال Glycocalyx» چسبندگی گلیکوکالیکس مستقیماً به توبولین وابسته نیست. ◦ «هیدرولیز لیزوزومی» هیدرولیز لیزوزومی با آنزیم‌های اسیدی است. ◦ «سنتز کلسترول ER» ساخت کلسترول در ER صاف مستقیماً با توبولین انجام نمی‌شود.
۲۰ در نورون با نقص فیلامان میانی، کدام پروتئین اختصاصی‌تر درگیر است؟
پاسخ: نوروفیلامان‌ها فیلامان میانی شاخص نورون‌ها هستند. ◦ «دسمین» دسمین در عضله است. ◦ «کراتین» کراتین در اپی‌تلیوم است. ◦ «کلترین» کلترین پوشش coated pit است.
۲۱ مولکول بزرگ‌تر از وزن ۴۴٬۰۰۰ برای عبور از پوشش هسته‌ای به چه سازوکاری نیاز دارد؟
پاسخ: مولکول‌های بزرگ‌تر می‌توانند از کمپلکس منفذ هسته‌ای با انتقال انتخابی عبور کنند. ◦ «انتشار آزاد از دولایه» انتشار آزاد مسیر اصلی نیست. ◦ «فاگوسیتوز هسته‌ای» فاگوسیتوز در هسته رخ نمی‌دهد. ◦ «ورود از کریستا» کریستا متعلق به میتوکندری است.
۲۲ اتصال ماکرومولکول به گیرنده coated pit چه اثری بر پینوسیتوز دارد؟
پاسخ: اتصال لیگاند به گیرنده‌های coated pit معمولاً تشکیل وزیکول را تسریع می‌کند. ◦ «پینوسیتوز را متوقف می‌کند» این اتصال محرک است نه مهار کامل. ◦ «آن را به اسمز تبدیل می‌کند» اسمز فرایندی متفاوت است. ◦ «نیاز به ATP را حذف می‌کند» پینوسیتوز همچنان به ATP نیاز دارد.
۲۳ اختلال شدید Actin در فاگوسیت کدام مرحله را مستقیم‌تر مختل می‌کند؟
پاسخ: اکتین و فیلامان‌های انقباضی وزیکول فاگوسیتوزی را احاطه و به داخل می‌رانند. ◦ «ساخت porin میتوکندری» پورین جزء غشای خارجی میتوکندری است. ◦ «پردازش گلژی» پردازش گلژی مستقیماً به این مرحله اکتین وابسته نیست. ◦ «تشکیل نوکلئول» تشکیل نوکلئول فرایندی هسته‌ای است.
۲۴ در آسیب خفیف سلولی، فعالیت لیزوزوم‌ها معمولاً چه نتیجه‌ای دارد؟
پاسخ: در آسیب خفیف، بخش آسیب‌دیده هضم می‌شود و سلول می‌تواند ترمیم شود. ◦ «هضم کامل حتمی سلول» هضم کامل یا autolysis بیشتر در آسیب شدید است. ◦ «توقف دائمی ATP» توقف دائمی ATP نتیجه الزامی نیست. ◦ «حذف هسته بدون ترمیم» حذف انتخابی هسته نتیجه معمول ذکرشده نیست.
۲۵ در کمبود مواد غذایی، Autophagy چگونه به بقا کمک می‌کند؟
پاسخ: اتوفاژی اجزای فرسوده را تجزیه و مواد حاصل را برای مصرف مجدد فراهم می‌کند. ◦ «افزایش اتلاف غشا» هدف آن افزایش اتلاف غشا نیست. ◦ «مهار همه هیدرولازها» هیدرولازهای لیزوزومی برای اتوفاژی لازم‌اند. ◦ «حذف همه میتوکندری‌های سالم» اتوفاژی همه میتوکندری‌های سالم را حذف نمی‌کند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۲ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۲: فیزیولوژی غشا، عصب و عضله

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در مایع خارج سلولی نسبت به داخل سلول کدام یون به‌طور مشخص غلظت بیشتری دارد؟
پاسخ: غلظت سدیم در مایع خارج سلولی بسیار بیشتر از داخل سلول است. ◦ «پتاسیم» پتاسیم برعکس، در داخل سلول غلظت بیشتری دارد. ◦ «فسفات» فسفات‌ها در داخل سلول بیشترند. ◦ «پروتئین» پروتئین‌های داخل سلولی به‌مراتب بیشتر از مایع خارج سلولی‌اند.
۲ کدام جزء غشا مسیر اصلی انتشار مستقیم مواد محلول در چربی است؟
پاسخ: مواد محلول در چربی می‌توانند مستقیماً در دولایه لیپیدی حل شوند و از آن عبور کنند. ◦ «کانال سدیمی» کانال سدیمی مسیر انتخابی یون سدیم است. ◦ «پمپ سدیم‌ـ‌پتاسیم» پمپ سدیم‌ـ‌پتاسیم انتقال فعال انجام می‌دهد. ◦ «گیرنده استیل‌کولین» گیرنده استیل‌کولین یک کانال لیگاندی است، نه مسیر عمومی مواد چربی‌دوست.
۳ در مقایسه با Carrier protein، ویژگی بارز Channel protein کدام است؟
پاسخ: بسیاری از کانال‌ها فضای آبی پیوسته‌ای ایجاد می‌کنند که عبور انتخابی آب یا یون‌ها را ممکن می‌سازد. ◦ «اتصال اجباری به ATP» اتصال به ATP ویژگی همه کانال‌ها نیست. ◦ «انتقال فقط علیه شیب» کانال‌ها معمولاً انتشار در جهت شیب الکتروشیمیایی را ممکن می‌کنند. ◦ «تخریب مولکول عبوری» مولکول عبوری در کانال تخریب نمی‌شود.
۴ انرژی لازم برای انتشار ساده از چه منبعی تأمین می‌شود؟
پاسخ: انتشار ساده از انرژی حرکتی طبیعی مولکول‌ها و یون‌ها استفاده می‌کند. ◦ «هیدرولیز ATP» هیدرولیز ATP مربوط به انتقال فعال اولیه است. ◦ «شیب سدیم ایجادشده با ATP» انرژی شیب سدیم در انتقال فعال ثانویه استفاده می‌شود. ◦ «فسفریلاسیون ناقل» فسفریلاسیون ناقل جزء مکانیسم انتشار ساده نیست.
۵ کدام ماده به‌علت حلالیت چربی بالا به‌راحتی از دولایه لیپیدی عبور می‌کند؟
پاسخ: اکسیژن حلالیت چربی بالایی دارد و تقریباً بدون مانع از دولایه لیپیدی منتشر می‌شود. ◦ «سدیم» سدیم برای عبور به کانال یا ناقل نیاز دارد. ◦ «پروتئین پلاسما» پروتئین پلاسما بسیار بزرگ و آب‌دوست است. ◦ «گلوکز» گلوکز عمدتاً به ناقل غشایی نیاز دارد.
۶ آکواپورین‌ها عمدتاً چه ماده‌ای را با سرعت بالا عبور می‌دهند؟
پاسخ: آکواپورین‌ها منافذ بسیار انتخابی برای عبور سریع آب هستند. ◦ «سدیم هیدراته» منفذ آکواپورین برای یون هیدراته بسیار باریک است. ◦ «پروتئین» پروتئین‌ها از آکواپورین عبور نمی‌کنند. ◦ «گلوکز» گلوکز از ناقل‌های اختصاصی مانند GLUT استفاده می‌کند.
۷ علت اصلی نفوذ بسیار کمتر اوره نسبت به آب از منافذ غشایی چیست؟
پاسخ: با اینکه قطر اوره فقط اندکی از آب بیشتر است، همین افزایش اندازه نفوذ آن را از منافذ به‌شدت کاهش می‌دهد. ◦ «بار مثبت زیاد» اوره بار مثبت شدیدی ندارد. ◦ «حلالیت چربی بسیار بالا» حلالیت چربی بالا علت عبور از منافذ آبی نیست. ◦ «اتصال به ATPase» اوره برای این عبور به ATPase متصل نمی‌شود.
۸ کدام ویژگی Pore را از بسیاری از Channelهای gated متمایز می‌کند؟
پاسخ: Poreها لوله‌های پروتئینی بازی هستند که به‌طور معمول همیشه باز می‌مانند. ◦ «وابستگی اجباری به ولتاژ» وابستگی به ولتاژ مربوط به کانال‌های voltage-gated است. ◦ «نیاز به لیگاند» نیاز به لیگاند مربوط به ligand-gated channel است. ◦ «اتصال به ATP» اتصال ATP ویژگی تعریف‌کننده Pore نیست.
۹ در کانال پتاسیم، selectivity filter چگونه K⁺ را بر Na⁺ ترجیح می‌دهد؟
پاسخ: اکسیژن‌های کربونیل فاصله‌ای مناسب برای پایدار کردن K⁺ دهیدراته دارند، اما برای Na⁺ کوچک‌تر مناسب نیستند. ◦ «بار بیشتر K⁺ درون منفذ کانال» K⁺ و Na⁺ هر دو تک‌ظرفیتی‌اند و بار بیشتر عامل انتخاب‌پذیری نیست. ◦ «فعالیت ATPase در دیواره کانال» ATPase عامل selectivity فیلتر کانال پتاسیم نیست. ◦ «اتصال K⁺ به لیگاند تنظیم‌کننده» انتخاب‌پذیری K⁺ به اتصال لیگاند تنظیم‌کننده وابسته نیست.
۱۰ در selectivity filter کانال سدیم کدام ویژگی مهم است؟
پاسخ: بارهای منفی قوی در فیلتر سدیم، یون سدیم را از آب هیدراتاسیون جدا کرده و ورود آن را تسهیل می‌کنند. ◦ «اکسیژن‌های کربونیل با فاصله مناسب K⁺» این توصیف بیشتر مربوط به فیلتر کانال پتاسیم است. ◦ «وجود جایگاه اتصال ATP» کانال سدیم برای selectivity به ATP نیاز ندارد. ◦ «پوشش ضخیم لیپیدی» ضخامت لیپید عامل اصلی selectivity فیلتر نیست.
۱۱ کدام تغییر باعث باز شدن کانال سدیمی voltage-gated در مثال فصل می‌شود؟
پاسخ: با کاهش منفی بودن داخل غشا، gate کانال سدیم می‌تواند ناگهان باز شود. ◦ «منفی‌تر شدن داخل سلول» بار منفی زیاد داخل سلول در مثال، gate سدیم را بسته نگه می‌دارد. ◦ «افزایش مستقیم ATP» ATP محرک مستقیم این gate نیست. ◦ «اتصال استیل‌کولین» استیل‌کولین نمونه ligand-gating است.
۱۲ گیرنده استیل‌کولین مثال کدام نوع gating است؟
پاسخ: اتصال استیل‌کولین به گیرنده باعث تغییر شکل پروتئین و باز شدن کانال می‌شود. ◦ «Voltage-gated» Voltage-gating با تغییر پتانسیل غشا کنترل می‌شود. ◦ «Pressure-gated» در این مثال فشار محرک اصلی نیست. ◦ «ATPase-gated» گیرنده استیل‌کولین با ATPase فعال نمی‌شود.
۱۳ ثبت جریان یک کانال منفرد در Patch clamp چه ویژگی رفتاری را نشان می‌دهد؟
پاسخ: جریان یک کانال منفرد به‌صورت جهشی بین حالت باز و بسته دیده می‌شود. ◦ «افزایش پیوسته قطر کانال» قطر کانال لزوماً به‌صورت پیوسته تغییر نمی‌کند. ◦ «کاهش تدریجی بار یون» بار یون هنگام عبور کاهش نمی‌یابد. ◦ «تغییر خطی تعداد پروتئین‌ها» تعداد پروتئین‌های patch در لحظه ثبت خطی تغییر نمی‌کند.
۱۴ چرا انتشار تسهیل‌شده در غلظت‌های بالا به Vmax نزدیک می‌شود؟
پاسخ: سرعت تغییر شکل رفت‌وبرگشتی ناقل محدود است و پس از اشباع همه ناقل‌ها، سرعت بیشتر نمی‌شود. ◦ «شیب غلظت از بین می‌رود» حتی با وجود شیب بیشتر، ظرفیت ناقل محدود می‌ماند. ◦ «ATP تمام می‌شود» انتشار تسهیل‌شده الزاماً ATP مصرف نمی‌کند. ◦ «لیپید غشا اشباع می‌شود» اشباع دولایه لیپیدی علت Vmax این مکانیسم نیست.
۱۵ در انتشار ساده با افزایش اختلاف غلظت چه اتفاقی برای سرعت انتشار رخ می‌دهد؟
پاسخ: سرعت انتشار ساده با افزایش اختلاف غلظت به‌طور متناسب بیشتر می‌شود. ◦ «به Vmax ناقل محدود می‌شود» Vmax ویژگی انتقال اشباع‌شونده با ناقل است. ◦ «تقریباً به صفر نزدیک می‌شود» افزایش اختلاف غلظت انتشار ساده را به صفر نمی‌رساند. ◦ «به مصرف مستقیم ATP وابسته می‌شود» انتشار ساده مصرف مستقیم ATP ندارد.
۱۶ اثر انسولین بر GLUT4 چگونه ورود گلوکز را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: انسولین GLUT4 را از سیتوزول به غشا منتقل می‌کند و ظرفیت انتقال گلوکز را بالا می‌برد. ◦ «فعال کردن پمپ Na⁺/K⁺» پمپ Na⁺/K⁺ مکانیسم مستقیم GLUT4 نیست. ◦ «باز کردن آکواپورین» آکواپورین آب را منتقل می‌کند. ◦ «مهار همه GLUTها» انسولین GLUT4 را مهار نمی‌کند.
۱۷ Net diffusion یک ماده خنثی در ساده‌ترین حالت با کدام اختلاف متناسب است؟
پاسخ: در حالت ساده، انتشار خالص به اختلاف غلظت خارج و داخل وابسته است. ◦ «Cₒ به‌علاوه Cᵢ» جمع غلظت‌ها جهت انتشار خالص را تعیین نمی‌کند. ◦ «حاصل‌ضرب Cₒ و Cᵢ» حاصل‌ضرب غلظت‌ها رابطه فصل نیست. ◦ «فقط Cᵢ» غلظت داخل به‌تنهایی کافی نیست.
۱۸ در مورد یون‌ها، علاوه بر غلظت کدام عامل جهت انتشار را تعیین می‌کند؟
پاسخ: برای یون‌ها، نیروی الکتریکی ناشی از اختلاف پتانسیل همراه با شیب غلظت تعیین‌کننده حرکت است. ◦ «رنگ لیپیدهای سطح غشای سلول» رنگ غشا نیروی محرک انتشار یون نیست. ◦ «جرم کلی سلول و سیتوپلاسم» جرم کلی سلول جهت diffusion یون را تعیین نمی‌کند. ◦ «تعداد کل میتوکندری‌های سلول» تعداد میتوکندری‌ها عامل مستقیم جهت حرکت منفعل یون نیست.
۱۹ Nernst potential چه وضعیتی را توصیف می‌کند؟
پاسخ: پتانسیل نرنست ولتاژی است که اثر گرادیان الکتریکی و غلظتی یک یون را متعادل می‌کند. ◦ «بیشینه سرعت ناقل» Vmax مربوط به انتقال carrier-mediated است. ◦ «فشار لازم برای توقف اسمز» این تعریف osmotic pressure است. ◦ «انرژی هیدرولیز ATP» انرژی ATP موضوع دیگری است.
۲۰ افزایش فشار در یک سوی غشا چه اثری بر انتشار دارد؟
پاسخ: فشار بیشتر یعنی برخورد مولکولی بیشتر با غشا و تمایل به حرکت خالص به سمت فشار پایین‌تر. ◦ «حرکت به سوی فشار بیشتر» جهت ناشی از فشار برعکس این گزینه است. ◦ «توقف همیشگی همه انتشار» اختلاف فشار همه انواع انتشار را الزاماً متوقف نمی‌کند. ◦ «ایجاد انتقال فعال» این فرایند به ATP وابسته نیست.
۲۱ اسمز به‌طور دقیق به چه معناست؟
پاسخ: اسمز، حرکت خالص آب از غشا در پاسخ به اختلاف مؤثر غلظت آب است. ◦ «حرکت حل‌شونده علیه شیب غلظت» اسمز به حرکت خالص آب اطلاق می‌شود، نه حل‌شونده علیه شیب. ◦ «انتقال فعال سدیم با مصرف ATP» انتقال فعال سدیم با پمپ، اسمز نیست. ◦ «عبور پروتئین از یک منفذ غشایی» عبور پروتئین از منفذ تعریف اسمز محسوب نمی‌شود.
۲۲ فشار اسمزی یک محلول چیست؟
پاسخ: فشار اسمزی مقدار فشاری است که اگر به محلول اعمال شود، حرکت خالص آب ناشی از اسمز را متوقف می‌کند. ◦ «فشار لازم برای باز کردن کانال سدیم» باز شدن کانال سدیم به ولتاژ یا عوامل دیگر مربوط است. ◦ «فشار خون مویرگی» فشار مویرگی مفهوم دیگری است. ◦ «فشار ناشی از ATPase» ATPase فشار اسمزی تولید نمی‌کند.
۲۳ مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده فشار اسمزی کدام است؟
پاسخ: فشار اسمزی به تعداد ذرات فعال اسمزی در واحد حجم وابسته است، نه جرم آن‌ها. ◦ «جرم هر ذره» ذره سنگین‌تر به‌خودی‌خود فشار اسمزی بیشتری ایجاد نمی‌کند. ◦ «رنگ ماده» رنگ ماده بی‌ارتباط است. ◦ «نوع پیوند کووالانسی» نوع پیوند کووالانسی معیار مستقیم فشار اسمزی نیست.
۲۴ یک مول گلوکز غیرقابل‌تفکیک تقریباً چند اسمول ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گلوکز به یون‌ها تفکیک نمی‌شود؛ بنابراین یک مول آن یک اسمول ذره فعال اسمزی ایجاد می‌کند. ◦ «دو اسمول» دو اسمول برای ماده‌ای مناسب است که کاملاً به دو ذره تفکیک شود. ◦ «سه اسمول» گلوکز سه ذره ایجاد نمی‌کند. ◦ «نیم اسمول» یک مول گلوکز نیم اسمول نیست.
۲۵ اگر NaCl کاملاً به Na⁺ و Cl⁻ تفکیک شود، یک مول آن تقریباً چند اسمول ایجاد می‌کند؟
پاسخ: هر مول NaCl در تفکیک کامل دو ذره اسمزی، Na⁺ و Cl⁻، ایجاد می‌کند. ◦ «یک اسمول» یک اسمول در صورت عدم تفکیک انتظار می‌رود. ◦ «سه اسمول» سه ذره از NaCl ایجاد نمی‌شود. ◦ «چهار اسمول» چهار ذره نیز ایجاد نمی‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۴ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۴ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۴ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در Secondary active transport، مهار Na⁺/K⁺ pump به‌طور غیرمستقیم چه اثری بر Na⁺-glucose cotransport دارد؟
پاسخ: Na⁺/K⁺ pump گرادیان سدیم را می‌سازد؛ تضعیف این گرادیان انرژی co-transport گلوکز را کم می‌کند. ◦ «افزایش آن» با کاهش گرادیان سدیم، نیروی co-transport بیشتر نمی‌شود. ◦ «بدون اثر قطعی» وابستگی غیرمستقیم آن به پمپ مشخص است. ◦ «تبدیل آن به انتشار ساده» ناقل به انتشار لیپیدی تبدیل نمی‌شود.
۲ در Na⁺-glucose symporter چرا اتصال گلوکز برای تغییر شکل ناقل اهمیت دارد؟
پاسخ: ناقل طوری طراحی شده که تغییر شکل کامل پس از اتصال هر دو، Na⁺ و گلوکز، رخ دهد. ◦ «ناقل ATPase مستقیم است» این ناقل ATP را مستقیماً هیدرولیز نمی‌کند. ◦ «گلوکز کانال Na⁺ را تخریب می‌کند» گلوکز کانال را تخریب نمی‌کند. ◦ «Na⁺ فقط پس از خروج K⁺ متصل می‌شود» خروج K⁺ شرط اتصال گلوکز در این ناقل نیست.
۳ اگر Na⁺ خارج سلول کاهش زیادی پیدا کند، جذب گلوکز از روده از راه SGLT چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: کاهش گرادیان سدیم انرژی ورود همزمان Na⁺ و گلوکز را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش می‌یابد» گرادیان کمتر نیروی بیشتری ایجاد نمی‌کند. ◦ «تغییر نمی‌کند» این ناقل به گرادیان Na⁺ وابسته است. ◦ «کاملاً ATP-independent می‌شود» Secondary active transport از ATP مستقیم استفاده نمی‌کند ولی به انرژی پمپ وابسته است.
۴ کدام عبارت Co-transport را از Counter-transport بهتر جدا می‌کند؟
پاسخ: Symport دو ماده را در یک جهت و antiport آن‌ها را در جهت‌های مخالف جابه‌جا می‌کند. ◦ «در هر دو مواد همیشه مخالف‌اند» فقط counter-transport جهت مخالف دارد. ◦ «Counter-transport فقط آب را می‌برد» Counter-transport محدود به آب نیست. ◦ «Co-transport مستقیماً ATP می‌شکند» Co-transport ثانویه معمولاً ATP را مستقیم نمی‌شکند.
۵ در Na⁺-Ca²⁺ exchanger، ورود Na⁺ چه کاری انجام می‌دهد؟
پاسخ: حرکت سدیم در جهت گرادیان انرژی لازم برای انتقال Ca²⁺ در جهت مخالف را فراهم می‌کند. ◦ «ATP را مستقیم هیدرولیز می‌کند» این exchanger ATPase مستقیم نیست. ◦ «Ca²⁺ را همراه خود وارد می‌کند» جهت Ca²⁺ در مثال فصل مخالف Na⁺ است. ◦ «آب را از سلول خارج می‌کند» خروج آب عملکرد اصلی exchanger نیست.
۶ در توبول پروگزیمال کلیه، Na⁺/H⁺ exchanger چگونه H⁺ را جابه‌جا می‌کند؟
پاسخ: ورود Na⁺ از لومن به سلول با خروج H⁺ به لومن کوپل شده است. ◦ «H⁺ را به خون می‌فرستد» جهت H⁺ در این مثال به لومن است. ◦ «H⁺ را با Na⁺ هم‌جهت وارد سلول می‌کند» دو یون در خلاف جهت حرکت می‌کنند. ◦ «H⁺ را با ATP مستقیم می‌برد» این exchanger انتقال فعال ثانویه است، نه ATPase مستقیم.
۷ چرا Na⁺/H⁺ counter-transport پروگزیمال با وجود قدرت کمتر از پمپ H⁺ انتهایی مهم است؟
پاسخ: این exchanger می‌تواند تعداد بسیار زیادی H⁺ جابه‌جا کند و در کنترل اسیدـباز نقش مهمی دارد. ◦ «ایجاد گرادیان میلیون‌برابری» گرادیان‌های بسیار بزرگ‌تر با انتقال فعال اولیه H⁺ ممکن‌اند. ◦ «مصرف مستقیم ATP فراوان» ATP مستقیم در ناقل مصرف نمی‌شود. ◦ «تولید HCl معده» تولید HCl مربوط به سلول پاریتال معده است.
۸ در یک اپی‌تلیوم، Na⁺ از سطح لومینال وارد سلول و سپس از سطح قاعده‌ای‌ـ‌جانبی فعالانه خارج می‌شود. این الگو چه نوع انتقالی است؟
پاسخ: ماده از یک سوی سلول وارد و از سوی دیگر خارج می‌شود و به‌طور خالص از sheet عبور می‌کند. ◦ «انتشار فقط از tight junction» این مثال عبور صرفاً بین سلول‌ها نیست. ◦ «فاگوسیتوز اپی‌تلیالی» فاگوسیتوز نقشی ندارد. ◦ «Simple diffusion through lipid only» مرحله قاعده‌ای‌ـ‌جانبی فعال است و فقط diffusion لیپیدی نیست.
۹ در اپی‌تلیوم روده، چرا انتقال فعال Na⁺ از غشای basolateral باعث جذب آب می‌شود؟
پاسخ: افزایش Na⁺ در فضای بینابینی آب را با اسمز از لومن و سلول به دنبال خود می‌کشد. ◦ «آکواپورین‌ها ATP می‌سازند» آکواپورین ATP تولید نمی‌کند. ◦ «Na⁺ آب را شیمیایی تجزیه می‌کند» سدیم آب را تجزیه نمی‌کند. ◦ «tight junctionها آب را پمپ می‌کنند» tight junction پمپ آب نیست.
۱۰ کدام محل در فصل به‌عنوان نمونه انتقال فعال از cellular sheet ذکر نشده است؟
پاسخ: فصل انتقال از sheet را برای اپی‌تلیوم‌هایی مانند روده، کلیه، غدد، کیسه صفرا و شبکه کوروئید مثال می‌زند. ◦ «اپی‌تلیوم روده» روده مثال صریح فصل است. ◦ «توبول کلیه» توبول کلیه مثال صریح فصل است. ◦ «شبکه کوروئید» شبکه کوروئید نیز ذکر شده است.
۱۱ اگر در اپی‌تلیوم روده Na⁺/K⁺ pump basolateral مهار شود، کدام پیامد محتمل‌تر است؟
پاسخ: پمپ basolateral خروج Na⁺ از سلول را حفظ می‌کند؛ مهار آن گرادیان ورود Na⁺ و اسمز همراه را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش قطعی جذب آب» کاهش انتقال Na⁺ جذب آب را بیشتر نمی‌کند. ◦ «افزایش شدید gradient Na⁺ داخل» Na⁺ داخل سلول بالا می‌رود و gradient ورود کم می‌شود. ◦ «بی‌اثر ماندن انتقال sheet» انتقال sheet به این پمپ وابسته است.
۱۲ کدام مقایسه درباره Facilitated diffusion و Secondary active transport درست است؟
پاسخ: Facilitated diffusion منفعل است و ماده را علیه شیب الکتروشیمیایی انباشته نمی‌کند. ◦ «هر دو ATP را مستقیم می‌شکنند» هیچ‌کدام الزاماً ATP را در همان ناقل مستقیم مصرف نمی‌کنند. ◦ «اولی فقط برای آب است» Facilitated diffusion برای گلوکز و اسیدآمینه هم رخ می‌دهد. ◦ «دومی به carrier نیاز ندارد» Secondary active transport به carrier کوپل‌شونده نیاز دارد.
۱۳ ماده‌ای از طریق carrier به هر دو جهت غشا حرکت می‌کند و Vmax دارد. این الگو بیشتر با کدام مکانیسم سازگار است؟
پاسخ: Carrier-mediated facilitated diffusion می‌تواند در هر دو جهت مطابق گرادیان رخ دهد و به‌علت اشباع carrier Vmax دارد. ◦ «Primary active transport» انتقال فعال اولیه می‌تواند علیه شیب کار کند. ◦ «Na⁺-glucose cotransport» Na⁺-glucose cotransport جهت‌گیری و کوپل انرژی دارد. ◦ «Na⁺/Ca²⁺ exchange» Na⁺/Ca²⁺ exchange antiport است.
۱۴ اگر غلظت گلوکز بسیار بالا رود ولی تعداد GLUTها ثابت بماند، سرعت ورود گلوکز چه رفتاری دارد؟
پاسخ: با اشباع ناقل‌های GLUT، سرعت به Vmax نزدیک می‌شود. ◦ «بی‌نهایت خطی زیاد می‌شود» رشد خطی نامحدود مربوط به ساده‌ترین diffusion است. ◦ «صفر می‌شود» وجود گلوکز زیاد سرعت را صفر نمی‌کند. ◦ «به فشار هیدرواستاتیک وابسته می‌شود» فشار هیدرواستاتیک عامل اصلی GLUT نیست.
۱۵ در کانال K⁺، چرا Na⁺ با وجود کوچک‌تر بودن به‌خوبی عبور نمی‌کند؟
پاسخ: فاصله اکسیژن‌های کربونیل برای K⁺ دهیدراته مناسب است اما برای Na⁺ کوچک‌تر به اندازه کافی پایدارکننده نیست. ◦ «بارش دو برابر K⁺ است» Na⁺ و K⁺ هر دو بار +۱ دارند. ◦ «همیشه هیدراته‌تر از K⁺ است و جدا نمی‌شود» فصل مسئله را صرفاً با هیدراتاسیون مطلق توضیح نمی‌دهد. ◦ «کانال فقط با ATP برای K⁺ باز می‌شود» ATP عامل selectivity کانال K⁺ نیست.
۱۶ یک کانال با اتصال استیل‌کولین باز می‌شود و یون‌های مثبت کوچک را عبور می‌دهد. این مثال کدام اصل را نشان می‌دهد؟
پاسخ: اتصال لیگاند به پروتئین کانال باعث تغییر شکل و باز شدن gate می‌شود. ◦ «Voltage gating» تغییر ولتاژ محرک اصلی این مثال نیست. ◦ «Primary active transport» ATP برای پمپ کردن یون علیه شیب مصرف نمی‌شود. ◦ «Osmosis» اسمز انتقال آب است.
۱۷ اگر AQP2 از غشا برداشته شود، کدام ویژگی مستقیم‌تر تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟
پاسخ: آکواپورین‌ها منافذ اختصاصی عبور آب هستند و تغییر تراکم آن‌ها نفوذپذیری آب را تغییر می‌دهد. ◦ «Selectivity کانال K⁺» کانال K⁺ پروتئین دیگری است. ◦ «Vmax GLUT4» GLUT4 ناقل گلوکز است. ◦ «فعالیت Na⁺/K⁺ ATPase» Na⁺/K⁺ ATPase پمپ یونی مستقل است.
۱۸ اگر یک سلول نفوذپذیری بسیار زیادی به آب داشته باشد ولی حرکت آب در دو جهت دقیقاً برابر باشد، حجم سلول چگونه می‌ماند؟
پاسخ: حجم زمانی تغییر می‌کند که حرکت خالص آب وجود داشته باشد؛ جریان‌های برابر دوطرفه حجم را ثابت نگه می‌دارند. ◦ «دائماً افزایش می‌یابد» ورود و خروج برابر باعث تجمع خالص نمی‌شود. ◦ «دائماً کاهش می‌یابد» خروج خالص وجود ندارد. ◦ «به‌سرعت منفجر می‌شود» نفوذپذیری بالا به‌تنهایی به معنی تورم نیست.
۱۹ افزایش تعداد ذرات غیرقابل‌نفوذ داخل سلول بدون تغییر خارج چه اثری دارد؟
پاسخ: افزایش ذرات اسمزی داخل، غلظت مؤثر آب را کاهش می‌دهد و آب را به داخل می‌کشد. ◦ «خروج خالص آب» جهت آب به سمت محیط با ذرات اسمزی بیشتر است. ◦ «عدم تغییر اسمزی» اختلاف ذرات غیرقابل‌نفوذ اسمز ایجاد می‌کند. ◦ «خروج فعال پروتئین» پروتئین برای جبران به‌طور فعال خارج نمی‌شود.
۲۰ کدام عبارت درباره Pressure-driven diffusion و Osmosis درست است؟
پاسخ: اختلاف فشار و اختلاف غلظت آب هر دو نیروهای فیزیکی منفعل برای حرکت خالص‌اند. ◦ «هر دو فقط یون‌های باردار جابه‌جا می‌کنند» اسمز عمدتاً آب را جابه‌جا می‌کند و محدود به یون‌ها نیست. ◦ «اسمز حتماً به ناقل اشباع‌شونده نیاز دارد» اسمز الزاماً به carrier اشباع‌شونده وابسته نیست. ◦ «اختلاف فشار فقط در انتقال فعال مؤثر است» اختلاف فشار می‌تواند diffusion منفعل را نیز تغییر دهد.
۲۱ در پمپ Na⁺/K⁺، فعال شدن ATPase نیازمند چه آرایش اتصالی است؟
پاسخ: اتصال سه سدیم در سمت داخل و دو پتاسیم در سمت خارج ATPase زیرواحد α را فعال می‌کند. ◦ «۲ Na⁺ داخل و ۳ K⁺ خارج» این نسبت برعکس مقدار واقعی است. ◦ «۳ K⁺ داخل و ۲ Na⁺ خارج» نوع و سمت یون‌ها در این گزینه اشتباه است. ◦ «۱ Na⁺ و ۱ K⁺ داخل» پمپ نسبت یک‌به‌یک ندارد.
۲۲ اگر انرژی ذخیره‌شده در gradientهای Na⁺ و K⁺ از انرژی ATP بیشتر شود، جهت واکنش پمپ چه می‌شود؟
پاسخ: Na⁺/K⁺ ATPase یک آنزیم برگشت‌پذیر است و در شرایط تجربی مناسب می‌تواند ATP بسازد. ◦ «همیشه به جلو می‌ماند» فصل برگشت‌پذیری را صریحاً بیان می‌کند. ◦ «پمپ تجزیه می‌شود» تغییر جهت به معنی تخریب پروتئین نیست. ◦ «فقط K⁺ متوقف می‌شود» حرکت هر دو یون و واکنش انرژی با هم تغییر می‌کند.
۲۳ کدام عامل جهت عملکرد Na⁺/K⁺ ATPase را تعیین می‌کند؟
پاسخ: جهت واکنش به نسبت ATP، ADP، فسفات و انرژی ذخیره‌شده در گرادیان Na⁺ و K⁺ وابسته است. ◦ «اندازه سلول و ضخامت غشای پلاسمایی» اندازه سلول و ضخامت غشا به‌تنهایی جهت واکنش را تعیین نمی‌کنند. ◦ «غلظت آب و حجم مایع سیتوزولی» غلظت آب عامل اصلی برگشت‌پذیری این ATPase نیست. ◦ «تعداد آکواپورین‌های موجود در غشا» آکواپورین‌ها جزئی از Na⁺/K⁺ ATPase نیستند.
۲۴ کدام حالت بیشترین نیاز انرژی را برای انتقال فعال ایجاد می‌کند؟
پاسخ: هرچه نسبت غلظت نهایی به اولیه بزرگ‌تر باشد، انرژی بیشتری برای انتقال فعال لازم است. ◦ «حرکت ماده در جهت گرادیان موجود» حرکت در جهت شیب به انرژی فعال کمتری نیاز دارد. ◦ «انتشار آزاد آب از آکواپورین‌ها» انتشار آب از آکواپورین منفعل است. ◦ «عبور اکسیژن از دولایه لیپیدی» عبور O₂ از دولایه لیپیدی انتشار ساده و منفعل است.
۲۵ سلول کلیوی که ۹۰٪ انرژی خود را صرف انتقال مواد می‌کند، با کدام ویژگی فصل سازگار است؟
پاسخ: سلول‌های توبولی کلیه و سلول‌های غده‌ای می‌توانند بخش بسیار بزرگی از انرژی را صرف انتقال فعال کنند. ◦ «انتشار صرفاً لیپیدی» انتشار لیپیدی چنین هزینه ATP ندارد. ◦ «نبود ATPase» این سلول‌ها به ATPase وابسته‌اند. ◦ «فقدان گرادیان یونی» انتقال فعال برای ساخت و حفظ گرادیان‌ها انجام می‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در فیبر قلبی، Plateau پتانسیل عمل عمدتاً با باز ماندن کدام کانال مرتبط است؟
پاسخ: باز شدن طولانی کانال‌های آهسته L-type ورود Ca²⁺ را ادامه می‌دهد و Plateau را حفظ می‌کند. ◦ «کانال سریع K⁺ نشتی» افزایش خروج K⁺ بیشتر رپلاریزاسیون را تقویت می‌کند. ◦ «کانال Cl⁻ لیگاندی» کانال Cl⁻ عامل اصلی Plateau در منبع نیست. ◦ «کانال H⁺ مکانیکی» کانال H⁺ در مکانیسم Plateau مطرح نشده است.
۲ در فیبر میلینه، AP عمدتاً در کجا بازتولید می‌شود؟
پاسخ: میلین عبور یون را به‌شدت کاهش می‌دهد و تبادل یونی عمده در گره‌های رانویه انجام می‌شود. ◦ «تمام سطح میلین» سطح میلینه عایق است. ◦ «هسته سلول شوان» هسته شوان محل بازتولید AP آکسون نیست. ◦ «میانه هر لایه میلین» میانه لایه میلین ناحیه تبادل یونی اصلی نیست.
۳ Saltatory conduction چه اثری بر سرعت هدایت دارد؟
پاسخ: پرش عملکردی از گره‌ای به گره بعدی سرعت انتشار را چندین برابر افزایش می‌دهد. ◦ «سرعت را همیشه نصف می‌کند» میلین هدایت را کند نمی‌کند. ◦ «هیچ اثری ندارد» افزایش سرعت یکی از مزیت‌های اصلی هدایت جهشی است. ◦ «فقط در عضله ممکن است» این مکانیسم مربوط به اعصاب میلینه است.
۴ در Absolute refractory period چه وضعیتی برقرار است؟
پاسخ: تا وقتی کانال‌های دپلاریزان در حالت غیرفعال‌اند، هیچ شدت محرکی AP جدید ایجاد نمی‌کند. ◦ «محرک ضعیف حتماً AP می‌سازد» این دوره حتی به محرک قوی هم پاسخ نمی‌دهد. ◦ «فقط K⁺ channels غیرفعال‌اند» محدودیت اصلی به غیرفعال بودن Na⁺ یا Ca²⁺ channels مربوط است. ◦ «تحریک‌پذیری بیشینه است» تحریک‌پذیری در این دوره حداقل است.
۵ بی‌حس‌کننده موضعی مانند پروکائین عمدتاً چگونه تحریک‌پذیری را کم می‌کند؟
پاسخ: بی‌حس‌کننده‌های موضعی گیت‌های فعال‌سازی کانال Na⁺ را پایدار و باز شدن آن‌ها را دشوار می‌کنند. ◦ «Na⁺ channels را دائماً فعال می‌کند» فعال شدن دائمی Na⁺ تحریک‌پذیری را بیشتر می‌کند. ◦ «ورود Ca²⁺ را شدیداً زیاد می‌کند» مکانیسم اصلی بر Ca²⁺ نیست. ◦ «ATP سلول را مستقیماً افزایش می‌دهد» اثر بی‌حسی ناشی از افزایش ATP نیست.
۶ در Plateau قلبی، تأخیر در باز شدن کدام کانال به طولانی شدن دپلاریزاسیون کمک می‌کند؟
پاسخ: باز شدن دیرتر K⁺ خروج بار مثبت را به تأخیر می‌اندازد و رپلاریزاسیون دیرتر آغاز می‌شود. ◦ «کانال سریع Na⁺» کانال سریع Na⁺ بیشتر Spike اولیه را ایجاد می‌کند. ◦ «کانال نشتی Cl⁻» Cl⁻ عامل اصلی Plateau در این بخش نیست. ◦ «Aquaporin» Aquaporin کانال آب است.
۷ Plateau زمانی پایان می‌یابد که چه تغییری غالب شود؟
پاسخ: کاهش جریان ورودی Ca²⁺ و افزایش خروج K⁺ غشا را به سمت رپلاریزاسیون می‌برد. ◦ «باز شدن بیشتر fast Na⁺ channels» باز شدن Na⁺ دپلاریزاسیون را تقویت می‌کند. ◦ «بسته شدن کامل K⁺ channels» برای رپلاریزاسیون خروج K⁺ باید افزایش یابد. ◦ «افزایش ورود Cl⁻ از پمپ» مکانیسم اصلی پایان Plateau چنین نیست.
۸ برای Rhythmicity خودبه‌خودی، غشای سلول ریتم‌ساز باید چه ویژگی داشته باشد؟
پاسخ: ورود تدریجی کاتیون‌ها Vm را خودبه‌خود به Threshold نزدیک می‌کند. ◦ «نفوذپذیری صفر به همه کاتیون‌ها» بدون جریان دپلاریزان رسیدن خودکار به Threshold ممکن نیست. ◦ «RMP بسیار منفی و ثابت» ریتم‌سازها پتانسیل کم‌منفی‌تری دارند. ◦ «مهار کامل کانال‌های ولتاژی» مهار کامل کانال‌های ولتاژی مانع AP می‌شود.
۹ چرا بلافاصله پس از AP در سلول ریتم‌ساز، AP بعدی آغاز نمی‌شود؟
پاسخ: تداوم هدایت K⁺ غشا را Hyperpolarized نگه می‌دارد و شروع دپلاریزاسیون بعدی را به تأخیر می‌اندازد. ◦ «هدایت K⁺ فوراً صفر می‌شود» در منبع هدایت K⁺ مدتی بالا باقی می‌ماند. ◦ «همه Na⁺ خارج سلول تمام می‌شود» یک AP مخزن Na⁺ را تخلیه نمی‌کند. ◦ «پمپ یک ثانیه خاموش می‌شود» تاخیر به خاموشی پمپ نسبت داده نشده است.
۱۰ کاهش تدریجی هدایت K⁺ پس از Hyperpolarization چه اثری دارد؟
پاسخ: کاهش خروج K⁺ اثر Hyperpolarizing را کم می‌کند و دپلاریزاسیون خودبه‌خودی را ممکن می‌سازد. ◦ «غشا را دائماً منفی‌تر می‌کند» کاهش خروج K⁺ منفی‌بودن را کمتر می‌کند. ◦ «همه Na⁺ channels را می‌بندد» این فرایند زمینه AP بعدی را فراهم می‌کند. ◦ «آکسون را دمیلینه می‌کند» با ساخت میلین ارتباطی ندارد.
۱۱ میلین فیبرهای محیطی توسط کدام سلول ساخته می‌شود؟
پاسخ: سلول شوان چندین بار دور آکسون می‌پیچد و لایه‌های میلین ایجاد می‌کند. ◦ «آستروسیت» در این بخش سازنده میلین محیطی شوان است. ◦ «اریترسیت» گلبول قرمز میلین تولید نمی‌کند. ◦ «ماکروفاژ» ماکروفاژ سازنده اصلی میلین نیست.
۱۲ فاصله معمول گره‌های رانویه تقریباً چقدر است؟
پاسخ: گره‌های رانویه در طول فیبر میلینه تقریباً هر ۱ تا ۳ میلی‌متر قرار دارند. ◦ «۱ تا ۳ میکرومتر» این مقیاس بسیار کوتاه‌تر است. ◦ «۱۰ تا ۳۰ سانتی‌متر» این فاصله بسیار بزرگ‌تر است. ◦ «۰٫۱ تا ۰٫۳ نانومتر» این مقیاس مولکولی است.
۱۳ غلاف میلین جریان یونی از غشای پوشیده را تقریباً تا چه حد کم می‌کند؟
پاسخ: اسفنگومیلین یک عایق قوی است و عبور یون را تقریباً ۵۰۰۰ برابر کاهش می‌دهد. ◦ «حدود ۲ برابر» اثر عایقی بسیار بیشتر است. ◦ «حدود ۱۰ برابر» منبع کاهش چند هزار برابری را ذکر می‌کند. ◦ «حدود ۵۰ برابر» عدد ۵ تا ۵۰ بیشتر به افزایش سرعت هدایت مربوط است.
۱۴ چرا Saltatory conduction انرژی را حفظ می‌کند؟
پاسخ: محدود شدن تبادل یون به گره‌ها، اتلاف Na⁺ و K⁺ و هزینه بازسازی گرادیان‌ها را کم می‌کند. ◦ «تمام اینترنودها Na⁺ می‌گیرند» میلین عبور یون از اینترنودها را کم می‌کند. ◦ «پمپ Na⁺/K⁺ متوقف می‌شود» پمپ همچنان لازم است. ◦ «میلین ATP تولید می‌کند» میلین ATP تولید نمی‌کند.
۱۵ کاهش Capacitance غشا در فیبر میلینه چه مزیتی دارد؟
پاسخ: ظرفیت کمتر یعنی برای تغییر ولتاژ، جابه‌جایی بار کمتری لازم است و هدایت سریع‌تر می‌شود. ◦ «Threshold را همیشه صفر می‌کند» میلین آستانه را صفر نمی‌کند. ◦ «غشا را به K⁺ کاملاً نفوذناپذیر می‌کند» در گره‌ها تبادل K⁺ همچنان رخ می‌دهد. ◦ «پمپ Na⁺/K⁺ را حذف می‌کند» حفظ گرادیان‌ها همچنان به پمپ نیاز دارد.
۱۶ کمترین سرعت هدایت ذکرشده برای فیبرهای کوچک بدون میلین تقریباً چقدر است؟
پاسخ: دامنه سرعت از حدود ۰٫۲۵ m/s در فیبر کوچک بدون میلین تا حدود ۱۰۰ m/s در فیبر بزرگ میلینه است. ◦ «۲۵ متر بر ثانیه» این مقدار بسیار بیشتر از حد پایین منبع است. ◦ «۱۰۰ متر بر ثانیه» این مقدار به فیبر بزرگ میلینه نزدیک است. ◦ «۱۰۰۰ متر بر ثانیه» چنین سرعتی در منبع ذکر نشده است.
۱۷ اگر فیبر در وسط تحریک شود، AP در شرایط مناسب چگونه منتشر می‌شود؟
پاسخ: غشای تحریک‌پذیر جهت ذاتی واحدی ندارد و AP از محل تحریک به نواحی مجاور هر دو طرف می‌رود. ◦ «فقط به سمت جسم سلولی» انتشار آزمایشگاهی از یک نقطه دوطرفه است. ◦ «فقط به سمت انتهای آکسون» جهت فیزیولوژیک شبکه به معنی محدودیت ذاتی غشا نیست. ◦ «اصلاً منتشر نمی‌شود» با Safety factor کافی انتشار رخ می‌دهد.
۱۸ در تحریک الکتریکی آزمایشگاهی کدام الکترود معمولاً محرک است؟
پاسخ: منفی شدن بیرون غشا اختلاف ولتاژ دو سوی غشا را کم می‌کند و Na⁺ channels را به فعال شدن نزدیک می‌کند. ◦ «الکترود مثبت» الکترود مثبت Hyperpolarization ایجاد می‌کند. ◦ «هر دو فقط مهار می‌کنند» کاتد می‌تواند تحریک ایجاد کند. ◦ «هیچ‌کدام» جریان الکتریکی روش کلاسیک تحریک عصب است.
۱۹ الکترود مثبت روی سطح عصب چه اثری دارد؟
پاسخ: مثبت شدن بیرون غشا اختلاف ولتاژ را افزایش می‌دهد و غشا را Hyperpolarize می‌کند. ◦ «Depolarization و افزایش تحریک‌پذیری» این اثر بیشتر با الکترود منفی سازگار است. ◦ «باز شدن فوری همه Na⁺ channels» باز شدن Na⁺ دشوارتر می‌شود. ◦ «ایجاد Plateau قلبی» Plateau قلبی مکانیسم دیگری دارد.
۲۰ Acute subthreshold potential چیست؟
پاسخ: محرک ضعیف می‌تواند Vm موضعی را تغییر دهد اما تا زمانی که Threshold حاصل نشود AP ایجاد نمی‌شود. ◦ «AP کامل با دامنه ثابت» AP کامل پس از عبور از آستانه ایجاد می‌شود. ◦ «Hyperpolarization دائمی» این تغییر موقتی است. ◦ «Plateau طولانی قلبی» Plateau مفهومی جداگانه است.
۲۱ با قوی‌تر شدن محرک، Latent period شروع AP معمولاً چگونه تغییر می‌کند؟
پاسخ: محرک قوی‌تر پتانسیل موضعی را سریع‌تر به Threshold می‌رساند و AP زودتر شروع می‌شود. ◦ «طولانی‌تر می‌شود» رابطه در شکل منبع برعکس است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» Latent period با شدت محرک تغییر می‌کند. ◦ «به چند ثانیه می‌رسد» فرایند در مقیاس میلی‌ثانیه است.
۲۲ علت اصلی Absolute refractory period چیست؟
پاسخ: پس از فعال شدن، Na⁺ channels وارد حالت غیرفعال می‌شوند و تا رپلاریزاسیون کافی دوباره باز نمی‌شوند. ◦ «کمبود کامل ATP» یک AP ATP سلول را تمام نمی‌کند. ◦ «تمام شدن K⁺ خارج سلول» مخازن K⁺ با یک AP تخلیه نمی‌شوند. ◦ «افزایش دائمی Cl⁻ داخل» مکانیسم اصلی چنین نیست.
۲۳ در Relative refractory period چرا محرک قوی‌تری لازم است؟
پاسخ: بخشی از کانال‌ها بازیابی شده‌اند اما Hyperpolarization و تداوم هدایت K⁺ تحریک مجدد را دشوار می‌کند. ◦ «همه Na⁺ channels کاملاً آماده‌اند» اگر بازیابی کامل بود محرک معمول کافی بود. ◦ «RMP به صفر رسیده است» Relative refractory در فاز بازگشت رخ می‌دهد. ◦ «همه K⁺ channels برای همیشه بسته‌اند» K⁺ channels برای همیشه بسته نیستند.
۲۴ اگر Absolute refractory period حدود ۱ ms باشد، بیشینه نظری فرکانس AP تقریباً چقدر است؟
پاسخ: یک دوره اجباری یک میلی‌ثانیه‌ای اجازه حداکثر حدود هزار AP در یک ثانیه را می‌دهد. ◦ «حدود ۱۰۰ در ثانیه» ۱۰۰ در ثانیه با دوره حدود ۱۰ ms سازگار است. ◦ «حدود ۱۰ در ثانیه» ۱۰ در ثانیه با حدود ۱۰۰ ms سازگار است. ◦ «حدود ۱ در ثانیه» ۱ در ثانیه با حدود یک ثانیه refractory سازگار است.
۲۵ افزایش Ca²⁺ خارج‌سلولی چه اثری بر تحریک‌پذیری عصب دارد؟
پاسخ: Ca²⁺ زیاد سطح خارجی کانال Na⁺ را پایدار می‌کند و دپلاریزاسیون بیشتری برای فعال‌شدن لازم می‌شود. ◦ «افزایش تحریک‌پذیری با باز کردن Na⁺ channels» این اثر بیشتر در هیپوکلسمی دیده می‌شود. ◦ «حذف کامل RMP» Ca²⁺ بالا RMP را حذف نمی‌کند. ◦ «فعال کردن اجباری K⁺ pump» اثر اصلی بر gating کانال Na⁺ است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۵ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۵ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۵ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک AP نورونی، Overshoot به چه معناست؟
پاسخ: در فیبرهای بزرگ ورود زیاد Na⁺ می‌تواند Vm را از صفر عبور دهد و داخل را موقتاً مثبت کند. ◦ «بازگشت Vm به ۷۰- میلی‌ولت» بازگشت به ۷۰- بخشی از رپلاریزاسیون است. ◦ «Hyperpolarization زیر RMP» Hyperpolarization بعد از رپلاریزاسیون رخ می‌دهد. ◦ «توقف همه جریان‌های یونی» Overshoot حاصل جریان یونی فعال است.
۲ در فیبر میلینه، گره رانویه چه ویژگی دارد؟
پاسخ: گره رانویه شکاف کوتاه بدون میلین است که AP در آن بازتولید می‌شود. ◦ «ضخیم‌ترین بخش میلین» گره محل قطع میلین است. ◦ «محل فاقد کانال یونی» گره برای AP به کانال‌های یونی نیاز دارد. ◦ «ناحیه کاملاً عایق آکسون» عایق اصلی اینترنود میلینه است.
۳ در Relative refractory period چه چیزی امکان AP دوم را فراهم می‌کند؟
پاسخ: بخشی از کانال‌ها بازیابی شده‌اند، بنابراین محرک قوی‌تر می‌تواند بر Hyperpolarization غلبه کند. ◦ «هیچ محرکی» عدم پاسخ مطلق مربوط به دوره Absolute است. ◦ «فقط محرک ضعیف‌تر» محرک ضعیف‌تر احتمال رسیدن به Threshold را کم می‌کند. ◦ «فقط تغییر دما» دما شرط اختصاصی این دوره نیست.
۴ اگر Na⁺ channels در استراحت کمی بازتر شوند، RMP چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: افزایش نفوذپذیری Na⁺ سهم پتانسیل تعادلی مثبت سدیم را در معادله گلدمن بیشتر می‌کند. ◦ «به ۹۴- نزدیک‌تر می‌شود» نزدیک شدن به ۹۴- با غلبه K⁺ سازگارتر است. ◦ «کاملاً ثابت می‌ماند» Vm به نفوذپذیری نسبی یون‌ها وابسته است. ◦ «حتماً ۱۲۰- می‌شود» Na⁺ permeability بیشتر Vm را مثبت‌تر می‌کند.
۵ در یک نورون CNS که AP آن Overshoot ندارد، کدام عبارت درست‌تر است؟
پاسخ: در برخی فیبرهای کوچک و نورون‌های CNS، Vm فقط به نزدیک صفر می‌رسد و لزوماً مثبت نمی‌شود. ◦ «AP حتماً ناموفق است» Overshoot شرط لازم AP نیست. ◦ «Na⁺ channels هرگز باز نمی‌شوند» فاز صعودی همچنان به افزایش هدایت Na⁺ وابسته است. ◦ «اصل All-or-None حذف می‌شود» All-or-None به Overshoot وابسته نیست.
۶ اگر K⁺ channels پس از رپلاریزاسیون دیرتر بسته شوند، Relative refractory period چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: تداوم خروج K⁺ غشا را Hyperpolarized نگه می‌دارد و تحریک مجدد را دشوارتر می‌کند. ◦ «حتماً حذف می‌شود» باز ماندن K⁺ تحریک‌پذیری را کمتر می‌کند. ◦ «Threshold صفر می‌شود» Hyperpolarization فاصله تا Threshold را بیشتر می‌کند. ◦ «Absolute refractory بی‌نهایت می‌شود» Absolute refractory عمدتاً به Na⁺ inactivation وابسته است.
۷ در فیبر میلینه، چرا جریان محلی می‌تواند تا گره بعدی مؤثر بماند؟
پاسخ: عایق میلین جریان عرضی را کم کرده و جریان محوری را برای فاصله بیشتری حفظ می‌کند. ◦ «میلین Na⁺ تولید می‌کند» میلین یون تولید نمی‌کند. ◦ «گره‌ها مقاومت داخلی را بی‌نهایت می‌کنند» هدایت محوری باید برقرار بماند. ◦ «تمام غشا همزمان AP می‌سازد» AP در گره‌های پیاپی بازتولید می‌شود.
۸ اگر بی‌حس‌کننده Safety factor را از ۱٫۳ به ۰٫۸ برساند، پیامد محتمل چیست؟
پاسخ: Safety factor زیر ۱ یعنی جریان حاصل از AP برای تحریک ناحیه بعدی کافی نیست. ◦ «تقویت هدایت» کاهش Safety factor حاشیه اطمینان را کم می‌کند. ◦ «افزایش سرعت به ۱۰۰ m/s» سرعت از این نسبت به‌تنهایی تعیین نمی‌شود. ◦ «کاهش Threshold» بی‌حس‌کننده باز شدن Na⁺ را دشوارتر می‌کند.
۹ افزایش Ca²⁺ خارج‌سلولی و تتراکائین چه اثر مشترکی دارند؟
پاسخ: هر دو فعال شدن کانال سدیمی را دشوارتر می‌کنند و تحریک‌پذیری را کاهش می‌دهند. ◦ «افزایش ورود Na⁺» هر دو جریان ورودی Na⁺ را محدود می‌کنند. ◦ «کاهش Threshold» Threshold مؤثر بالاتر می‌رود. ◦ «ایجاد AP خودبه‌خودی» اثر آن‌ها پایدارکننده است نه تحریک‌کننده.
۱۰ در عضله صاف فاقد fast Na⁺ channels قابل‌توجه، فاز صعودی AP بیشتر به چه وابسته است؟
پاسخ: در برخی عضلات صاف AP تقریباً به‌طور کامل با فعال شدن کانال‌های آهسته Ca²⁺ ایجاد می‌شود. ◦ «خروج Cl⁻» Cl⁻ عامل اصلی فاز صعودی در منبع نیست. ◦ «خروج Na⁺» خروج Na⁺ دپلاریزاسیون ایجاد نمی‌کند. ◦ «ورود K⁺» ورود K⁺ جریان معمول این فاز نیست.
۱۱ اگر Ca²⁺ channel حدود ۱۰۰۰ برابر به Ca²⁺ نسبت به Na⁺ نفوذپذیرتر باشد، باز شدن آن عمدتاً چه جریانی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: انتخاب‌پذیری شدید کانال و گرادیان بزرگ Ca²⁺ موجب غالب شدن جریان ورودی Ca²⁺ می‌شود. ◦ «ورود Na⁺» نفوذپذیری به Na⁺ بسیار کمتر است. ◦ «خروج K⁺» این کانال مسیر اصلی K⁺ نیست. ◦ «ورود Cl⁻» Cl⁻ یون اصلی عبوری نیست.
۱۲ چرا AP منتشرشونده در آکسون سالم با فاصله دامنه‌اش کاهش نمی‌یابد؟
پاسخ: جریان محلی ناحیه مجاور را به Threshold می‌رساند و AP با دامنه کامل در آن ناحیه ایجاد می‌شود. ◦ «هیچ جریان یونی وجود ندارد» AP به جریان یونی نیاز دارد. ◦ «پمپ Na⁺/K⁺ دامنه را فوری تقویت می‌کند» پمپ بازسازی گرادیان‌ها را انجام می‌دهد، نه تقویت فوری دامنه. ◦ «همه آکسون‌ها میلینه‌اند» بازتولید AP در فیبر بدون میلین هم رخ می‌دهد.
۱۳ Hyperpolarization موضعی یک بخش آکسون چه اثری بر انتشار دارد؟
پاسخ: Hyperpolarization فاصله Vm تا Threshold را بیشتر می‌کند و همان جریان محلی ممکن است کافی نباشد. ◦ «Threshold حتماً صفر می‌شود» اثر Hyperpolarization برعکس صفر شدن Threshold است. ◦ «AP بدون Na⁺ channels ایجاد می‌شود» AP نورونی به Na⁺ channels وابسته است. ◦ «جریان محلی دیگر لازم نیست» انتشار به جریان محلی نیاز دارد.
۱۴ در Voltage clamp، بازگشت Vm از ۱۰+ به ۷۰- چه اثری بر K⁺ channels دارد؟
پاسخ: بازگشت به ولتاژ منفی فعال‌سازی K⁺ channels را کم می‌کند و آن‌ها با اندکی تأخیر بسته می‌شوند. ◦ «فوراً بیشتر باز می‌شوند» بازگشت منفی بازشدگی را افزایش نمی‌دهد. ◦ «وارد Na⁺ inactivation می‌شوند» Inactivation توصیف‌شده مربوط به Na⁺ است. ◦ «به کانال Ca²⁺ تبدیل می‌شوند» اختصاصیت کانال عوض نمی‌شود.
۱۵ اگر نفوذپذیری K⁺ در استراحت فقط ۱۰ برابر Na⁺ باشد، نسبت به حالت طبیعی چه تغییری انتظار می‌رود؟
پاسخ: کاهش برتری K⁺ سهم پتانسیل تعادلی مثبت Na⁺ را بیشتر و Vm را دپلاریزه‌تر می‌کند. ◦ «RMP به ۹۴- نزدیک‌تر می‌شود» نزدیک شدن به ۹۴- نیازمند غلبه بیشتر K⁺ است. ◦ «Na⁺ permeability صفر می‌شود» فرض سؤال نفوذپذیری Na⁺ را صفر نمی‌کند. ◦ «RMP حتماً ۹۴- می‌شود» Vm دیگر تقریباً خالص K⁺ نیست.
۱۶ اگر RMP از ۷۰- به ۶۰- و Threshold روی ۵۵- ثابت بماند، تحریک‌پذیری چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: فاصله Vm تا Threshold از حدود ۱۵ به ۵ میلی‌ولت کاهش یافته است. ◦ «کاهش می‌یابد» ۶۰- از ۷۰- کمتر منفی است. ◦ «تغییر نمی‌کند» فاصله تا Threshold تعیین‌کننده تحریک‌پذیری است. ◦ «کاملاً از بین می‌رود» نزدیک شدن به Threshold تحریک را آسان‌تر می‌کند.
۱۷ اگر RMP=70- و Threshold=55- mV باشد، حداقل دپلاریزاسیون لازم تقریباً چقدر است؟
پاسخ: اختلاف بین ۷۰- و ۵۵- برابر ۱۵ میلی‌ولت است. ◦ «۵۵ میلی‌ولت» ۵۵ مقدار Threshold است نه اختلاف. ◦ «۷۰ میلی‌ولت» ۷۰ قدر مطلق RMP است. ◦ «۱۲۵ میلی‌ولت» جمع دو قدر مطلق در این محاسبه کاربرد ندارد.
۱۸ چرا در Relative refractory محرک قوی مؤثر است ولی در Absolute refractory نیست؟
پاسخ: در دوره Relative بخشی از کانال‌های سدیمی از غیرفعال‌شدن خارج شده‌اند، هرچند Hyperpolarization باقی است. ◦ «در Absolute همه Na⁺ channels بازند» در Absolute کانال‌ها عمدتاً غیرفعال‌اند. ◦ «در Relative K⁺ وجود ندارد» K⁺ همچنان وجود دارد. ◦ «در Absolute گرادیان Na⁺ معکوس است» گرادیان Na⁺ معکوس نشده است.
۱۹ حذف میلین با ثابت ماندن قطر آکسون چه اثر ترکیبی دارد؟
پاسخ: از دست رفتن میلین نشت را زیاد و Saltatory conduction را حذف می‌کند؛ هدایت کندتر و بازسازی یونی پرهزینه‌تر می‌شود. ◦ «سرعت بیشتر و هزینه کمتر» اثر واقعی میلین برعکس است. ◦ «سرعت ثابت و هزینه صفر» میلین هم سرعت و هم هزینه را تغییر می‌دهد. ◦ «فقط RMP تغییر می‌کند» مشکل اصلی فقط RMP نیست.
۲۰ اگر فاصله گره‌های رانویه بیش از توان جریان محلی شود، چه رخ می‌دهد؟
پاسخ: جریان الکتروتونیک باید در گره بعدی دپلاریزاسیون کافی ایجاد کند؛ فاصله بیش از حد Safety factor را کم می‌کند. ◦ «هر گره AP قوی‌تری می‌سازد» اگر Threshold حاصل نشود AP بازتولید نمی‌شود. ◦ «سرعت بی‌نهایت می‌شود» فاصله زیاد محدودیت انتقال دارد. ◦ «پمپ غیرضروری می‌شود» پمپ همچنان برای گرادیان‌ها لازم است.
۲۱ اگر بی‌حس‌کننده فقط باز شدن گیت فعال‌سازی Na⁺ را دشوار کند، نخستین تغییر عملکردی چیست؟
پاسخ: برای آغاز بازخورد مثبت باید دپلاریزاسیون بیشتری ایجاد شود، بنابراین تحریک‌پذیری کاهش می‌یابد. ◦ «پتانسیل نرنست K⁺ تغییر می‌کند» نرنست K⁺ به غلظت K⁺ وابسته است. ◦ «Na⁺ خارج فوری کم می‌شود» دارو مخزن Na⁺ را فوراً تغییر نمی‌دهد. ◦ «میلین ضخیم‌تر می‌شود» بی‌حس‌کننده میلین‌سازی نمی‌کند.
۲۲ اگر در قلب جریان Ca²⁺ آهسته طبیعی باشد اما K⁺ channels زودتر باز شوند، Plateau چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: باز شدن زودتر K⁺ جریان رپلاریزان را زودتر افزایش می‌دهد و با جریان Ca²⁺ مقابله می‌کند. ◦ «طولانی‌تر می‌شود» برای Plateau طولانی‌تر خروج K⁺ باید دیرتر افزایش یابد. ◦ «به Saltatory conduction تبدیل می‌شود» Saltatory conduction مربوط به آکسون میلینه است. ◦ «کاملاً مستقل از K⁺ می‌ماند» زمان‌بندی K⁺ یکی از عوامل Plateau است.
۲۳ اگر RMP سلول ریتم‌ساز بسیار منفی‌تر شود، Rhythmicity چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: منفی‌تر شدن Vm فاصله تا Threshold را افزایش داده و دپلاریزاسیون خودبه‌خودی را کند می‌کند. ◦ «فرکانس حتماً بیشتر می‌شود» دور شدن از Threshold ریتم را سریع‌تر نمی‌کند. ◦ «K⁺ channels حذف می‌شوند» تغییر RMP کانال K⁺ را حذف نمی‌کند. ◦ «Plateau خودبه‌خود ایجاد می‌شود» Plateau مکانیسم جداگانه‌ای دارد.
۲۴ چرا افزایش شدید فعالیت پمپ هنگام بالا رفتن Na⁺ داخل مفید است؟
پاسخ: حساسیت پمپ به Na⁺ داخل باعث می‌شود هنگام فعالیت مکرر، بازگرداندن Na⁺ و K⁺ سریع‌تر شود. ◦ «Overshoot هر AP مستقیم بیشتر می‌شود» پمپ فاز صعودی سریع AP را مستقیم تقویت نمی‌کند. ◦ «هدایت K⁺ به صفر می‌رسد» فعالیت پمپ K⁺ channels را صفر نمی‌کند. ◦ «Threshold مثبت می‌شود» Threshold به این علت مثبت نمی‌شود.
۲۵ اگر Safety factor دقیقاً ۱ شود، وضعیت هدایت چگونه است؟
پاسخ: منبع برای انتشار مطمئن مقدار بزرگ‌تر از ۱ را لازم می‌داند؛ مقدار ۱ حاشیه اطمینان ندارد. ◦ «ایمن‌تر از حالت طبیعی است» حاشیه ایمنی در مقادیر بالاتر بیشتر است. ◦ «هدایت دو برابر می‌شود» Safety factor شاخص مستقیم سرعت نیست. ◦ «ارتباطی با هدایت ندارد» این نسبت برای قابلیت انتشار تعریف شده است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۶ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۶ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۷ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۷ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۷ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۷ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۸ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۸ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۸ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۸ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۳: قلب

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فصل ۹ گایتون — سری آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فصل ۹ گایتون — سری آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام نوع سلول قلبی عمدتاً مسئول ایجاد و هدایت ریتم الکتریکی قلب است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. فیبرهای تخصص‌یافته به‌علت داشتن میوفیبریل‌های کم، انقباض ضعیفی دارند اما به‌طور خودکار پتانسیل عمل ایجاد یا آن را هدایت می‌کنند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ عضله دهلیزی عمدتاً نیروی انقباضی دهلیز را فراهم می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ عضله بطنی نیروی اصلی پمپاژ خون را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ بافت فیبری دریچه‌ای بافت تحریکی یا هدایتی نیست.
۲ وجود دیسک‌های بینابینی در عضله قلبی مهم‌تر از همه چه پیامدی دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. اتصالات شکاف‌دار در دیسک‌های بینابینی مسیر کم‌مقاومتی برای عبور یون‌ها ایجاد می‌کنند و انتشار پتانسیل عمل را ممکن می‌سازند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ ذخیره اصلی کلسیم در شبکه سارکوپلاسمی و فضای لوله‌های عرضی است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ دیسک‌های بینابینی هدایت را تسهیل می‌کنند، نه اینکه آن را متوقف کنند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ عضله قلبی همچنان عضله مخطط باقی می‌ماند.
۳ چرا دهلیزها و بطن‌ها به‌صورت دو سین‌سیتیوم عملکردی جدا عمل می‌کنند؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. حلقه فیبری اطراف دریچه‌های دهلیزی‌بطنی مانع هدایت مستقیم است و ارتباط طبیعی از راه دسته دهلیزی‌بطنی انجام می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ اختلاف فشار علت جدایی الکتریکی دو سین‌سیتیوم نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ سلول‌های دهلیزی نیز دارای اتصالات شکاف‌دارند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ دریچه‌های نیمه‌هلالی در مرز بطن و شریان قرار دارند و عایق الکتریکی دهلیز و بطن نیستند.
۴ در پتانسیل عمل سلول عضلانی بطنی، فاز صفر عمدتاً ناشی از کدام رویداد است؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. بازشدن کانال‌های سریع سدیمی، ورود ناگهانی سدیم و دپلاریزاسیون سریع تا حدود ۲۰+ میلی‌ولت را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بسته‌شدن کانال سدیمی پس از اوج، آغاز بازقطبی‌شدن اولیه است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ پتاسیم عمدتاً در بازگشت غشا به حالت استراحت نقش دارد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ در فاز صفر کلسیم از سلول خارج نمی‌شود.
۵ مهم‌ترین علت ایجاد فاز پلاتوی پتانسیل عمل قلبی کدام است؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. در فاز ۲ کانال‌های کلسیمی نوع L باز می‌مانند و نفوذپذیری پتاسیم کاهش می‌یابد؛ تعادل این جریان‌ها دپلاریزاسیون طولانی را حفظ می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بسته‌شدن کانال کلسیم پایان پلاتو را تسهیل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ افزایش خروج پتاسیم فاز بازقطبی‌شدن سریع را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ کلر و خروج سدیم مکانیسم اصلی پلاتو نیستند.
۶ در پایان فاز پلاتو، کدام تغییر بازقطبی‌شدن سریع بطن را آغاز می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. با بسته‌شدن کانال‌های کلسیمی و افزایش خروج پتاسیم، بار مثبت از سلول خارج و پتانسیل غشا به مقدار استراحت بازمی‌گردد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ بسته‌شدن کانال‌های پتاسیم بازقطبی‌شدن را مختل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ این ترکیب پلاتو را طولانی‌تر می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ ورود سریع سدیم مربوط به فاز دپلاریزاسیون است.
۷ سرعت هدایت پتانسیل عمل در عضله معمولی دهلیزی و بطنی تقریباً در چه محدوده‌ای است؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. هدایت در عضله معمولی قلب آهسته و حدود ۰٫۳ تا ۰٫۵ متر بر ثانیه است؛ فیبرهای پورکینژ بسیار سریع‌تر هدایت می‌کنند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ این سرعت برای عضله قلبی بسیار زیاد است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ این مقدار از سرعت معمول عضله قلبی بسیار کمتر است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ این محدوده به هدایت سریع‌تر سامانه پورکینژ نزدیک است.
۸ طولانی‌بودن دوره تحریک‌ناپذیری بطن چه فایده‌ای برای عملکرد پمپ قلب دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. دوره تحریک‌ناپذیری تقریباً هم‌طول انقباض بطنی است؛ بنابراین تحریک‌های متوالی نمی‌توانند انقباض تتانیک ایجاد کنند و زمان استراحت و پرشدن حفظ می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ زمان بازشدن دریچه‌ها تابع اختلاف فشار است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ دوره تحریک‌ناپذیری ضربان‌سازی را به‌طور دائمی افزایش نمی‌دهد. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ هدایت با تأخیر دهلیزی‌بطنی، انقباض دهلیز را مقدم نگه می‌دارد.
۹ در عضله قلبی، ورود کلسیم از لوله‌های عرضی چه اثر مستقیمی دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. کلسیم ورودی از کانال‌های نوع L، گیرنده‌های راینودین شبکه سارکوپلاسمی را فعال می‌کند و پدیده آزادسازی کلسیم القاشده با کلسیم رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ کلسیم با اتصال به تروپونین انقباض را تسهیل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ فعال‌شدن پل‌های عرضی به افزایش کلسیم سیتوزولی وابسته است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ کلسیم ورودی کانال‌های راینودین را فعال می‌کند.
۱۰ چرا انقباض عضله قلبی نسبت به تغییر کلسیم خارج‌سلولی حساس‌تر از عضله اسکلتی است؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. شبکه سارکوپلاسمی قلب کمتر تکامل‌یافته است و بخشی مهم از کلسیم فعال‌کننده باید از مایع خارج‌سلولی وارد لوله‌های عرضی و سلول شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ هسته منبع آزادسازی کلسیم انقباضی نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ عضله اسکلتی کانال‌های کلسیمی دارد اما انقباضش بیشتر به ذخایر داخلی متکی است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ شبکه سارکوپلاسمی وجود دارد ولی ظرفیت آن کمتر است.
۱۱ وظیفه اصلی پمپ SERCA2 در پایان انقباض قلبی چیست؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. SERCA2 با مصرف ATP کلسیم را از سیتوزول به شبکه سارکوپلاسمی پمپ می‌کند و به شل‌شدن عضله کمک می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بازشدن کانال سدیمی عملکرد SERCA نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ SERCA پمپ اختصاصی کلسیم است، نه پتاسیم. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ خروج سدیم عمدتاً به‌وسیله پمپ سدیم–پتاسیم انجام می‌شود.
۱۲ اگر ضربان قلب ۷۲ بار در دقیقه باشد، طول تقریبی یک چرخه قلبی چقدر است؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. طول چرخه برابر ۶۰ تقسیم بر ضربان قلب است؛ ۶۰÷۷۲ تقریباً ۰٫۸۳ ثانیه می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ ۱٫۲۰ ثانیه با ضربان حدود ۵۰ در دقیقه هماهنگ است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ ۰٫۴۲ ثانیه با ضربان حدود ۱۴۴ در دقیقه هماهنگ است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ ۱٫۷۲ ثانیه با ضربان بسیار پایین‌تر هماهنگ است.
۱۳ با افزایش شدید ضربان قلب، کدام بخش چرخه قلبی به‌طور نسبی بیشتر کوتاه می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. با تاکی‌کاردی هر دو بخش کوتاه می‌شوند، اما دیاستول درصد بیشتری کاهش می‌یابد و زمان پرشدن بطن محدود می‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ انقباض ایزوولومیک تنها بخشی از سیستول است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ سیستول کوتاه می‌شود ولی کمتر از دیاستول. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پلاتو نیز کوتاه می‌شود اما پاسخ موردنظر بخش مکانیکی چرخه است.
۱۴ موج P در نوار قلب از نظر مکانیکی معمولاً پیش‌درآمد کدام رویداد است؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. موج P نشان‌دهنده دپلاریزاسیون دهلیزی است و اندکی بعد انقباض دهلیز و موج a فشار دهلیزی رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بسته‌شدن آئورت در پایان سیستول رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ بازقطبی‌شدن بطن با موج T مرتبط است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ دپلاریزاسیون بطنی و QRS مقدم بر انقباض ایزوولومیک‌اند.
۱۵ کمپلکس QRS نسبت به آغاز انقباض بطنی چه زمانی رخ می‌دهد؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. QRS دپلاریزاسیون بطن را نشان می‌دهد و کمی پیش از افزایش فشار و آغاز سیستول بطنی ظاهر می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بازشدن میترال در آغاز دیاستول رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ QRS رویداد آغازین سیستول است، نه پس از آن. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پرشدن سریع پس از شل‌شدن بطن است.
۱۶ موج T بطنی معمولاً در چه بخش مکانیکی چرخه دیده می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. موج T بازقطبی‌شدن بطن را نشان می‌دهد و اندکی پیش از پایان انقباض و شروع شل‌شدن بطنی رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ انقباض دهلیزی با موج P مرتبط است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ دپلاریزاسیون بطن با QRS نشان داده می‌شود. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پرشدن دهلیز رویداد مستقیمی برای موج T نیست.
۱۷ در حالت استراحت، چه سهمی از پرشدن بطن‌ها پیش از انقباض دهلیز انجام می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. بخش عمده خون در مرحله مجرایی و اوایل دیاستول به‌طور غیرفعال وارد بطن می‌شود و انقباض دهلیز ۲۰ تا ۳۰ درصد پایانی را می‌افزاید. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ حجم ضربه‌ای مفهوم خروجی بطن است، نه سهم پرشدن. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ این محدوده به سهم تقویت‌کننده دهلیز نزدیک‌تر است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ این مقدار سهم غیرفعال را کمتر از واقع نشان می‌دهد.
۱۸ موج a در منحنی فشار دهلیزی ناشی از چیست؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. انقباض دهلیز فشار دهلیزی را بالا می‌برد و موج a را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ پرشدن دهلیز در سیستول بطنی موج v را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ برجسته‌شدن دریچه دهلیزی‌بطنی موج c را می‌سازد. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ بسته‌شدن دریچه نیمه‌هلالی با موج فشار آئورت مرتبط است.
۱۹ موج c فشار دهلیزی عمدتاً بر اثر کدام رویداد پدید می‌آید؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. با آغاز انقباض بطن، فشار بطن بالا می‌رود و دریچه دهلیزی‌بطنی کمی به سمت دهلیز برجسته می‌شود؛ این رویداد موج c را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ انقباض دهلیز موج a را می‌سازد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ ورود خون وریدی هنگام بسته‌بودن دریچه موج v را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ بازشدن دریچه نیمه‌هلالی علت موج c نیست.
۲۰ موج v فشار دهلیزی در چه شرایطی ایجاد می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. طی سیستول بطنی، دریچه دهلیزی‌بطنی بسته است اما خون وریدی وارد دهلیز می‌شود و فشار به‌تدریج بالا می‌رود؛ این افزایش موج v است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ انقباض دهلیز موج a را ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ تخلیه دهلیز موجب افت موج v می‌شود. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ بازگشت کوتاه خون در آئورت بریدگی دیکروتیک را می‌سازد.
۲۱ در نخستین ثلث دیاستول بطن سالم، کدام رویداد غالب است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. پس از افت فشار بطنی و بازشدن دریچه دهلیزی‌بطنی، خون ذخیره‌شده در دهلیز به‌سرعت وارد بطن می‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ انقباض دهلیز در ثلث پایانی دیاستول رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ تخلیه آهسته بخشی از مرحله جهش بطنی است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ انقباض ایزوولومیک آغاز سیستول است.
۲۲ در انقباض ایزوولومیک بطن، وضعیت دریچه‌ها چگونه است؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. پس از بسته‌شدن دریچه‌های دهلیزی‌بطنی و پیش از بازشدن نیمه‌هلالی‌ها، فشار بالا می‌رود اما حجم بطن ثابت می‌ماند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بازبودن دریچه دهلیزی‌بطنی اجازه تغییر حجم می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ در بطن چپ نیز آئورت در این مرحله هنوز بسته است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ نیمه‌هلالی‌ها پس از غلبه فشار بطن باز می‌شوند.
۲۳ دریچه آئورت معمولاً زمانی باز می‌شود که فشار بطن چپ از چه مقداری اندکی بیشتر شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. برای بازشدن آئورت، فشار بطن چپ باید از فشار دیاستولی آئورت، حدود ۸۰ میلی‌متر جیوه، بیشتر شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ این مقدار نزدیک فشار پایان دیاستول بطن است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ این فشار برای غلبه بر آئورت کافی نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ ۱۲۰ میلی‌متر جیوه نزدیک فشار اوج سیستولی آئورت است.
۲۴ در شل‌شدن ایزوولومیک بطن چه تغییری رخ می‌دهد؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. پس از بسته‌شدن دریچه نیمه‌هلالی و پیش از بازشدن دریچه دهلیزی‌بطنی، همه دریچه‌ها بسته‌اند؛ فشار افت می‌کند اما حجم تغییر نمی‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ کاهش حجم در مرحله جهش رخ می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ ورود خون پس از بازشدن دریچه دهلیزی‌بطنی آغاز می‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ افزایش فشار و حجم مربوط به این مرحله نیست.
۲۵ کدام رابطه برای حجم ضربه‌ای بطن صحیح است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. حجم ضربه‌ای مقدار خونی است که در هر انقباض خارج می‌شود و از اختلاف حجم پایان دیاستولی و پایان سیستولی به‌دست می‌آید. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ این تفریق علامت منفی ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ برون‌ده و کسر جهشی واحدهای متفاوتی دارند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ تقسیم حجم بر ضربان تعریف حجم ضربه‌ای نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۹ گایتون — سری آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۹ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فصل ۹ گایتون — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ بیماری دارویی دریافت کرده که کانال‌های کلسیمی نوع L میوسیت بطنی را مهار می‌کند. نخستین تغییر مستقیم مورد انتظار کدام است؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. کانال نوع L جریان کلسیمی پلاتو و محرک آزادسازی کلسیم از شبکه را فراهم می‌کند؛ مهار آن هم پلاتو و هم انقباض را تضعیف می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ فاز صفر میوسیت بطنی عمدتاً با کانال سریع سدیم است و مهار نوع L آن را تقویت نمی‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ فاز سه با افزایش خروج پتاسیم پایان می‌یابد و اثر اصلی دارو این نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ ورود کمتر کلسیم معمولاً بار شبکه را نیز کاهش می‌دهد.
۲ در میوسیت بطنی، کاهش پنج‌برابری نفوذپذیری پتاسیم پس از شروع پتانسیل عمل چه پیامدی دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. کاهش خروج بار مثبت مانع بازگشت زودرس ولتاژ به حالت استراحت می‌شود و همراه جریان کلسیم پلاتو را حفظ می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ پتانسیل استراحت مثبت ایجاد نمی‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ فاز صفر به ورود سدیم وابسته است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ کاهش نفوذپذیری پتاسیم مستقیماً کانال کلسیم را نمی‌بندد.
۳ تحریک زودرس در دوره تحریک‌ناپذیری نسبی بطن چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. در حدود ۰٫۰۵ ثانیه پس از دوره مطلق، بخشی از کانال‌ها بازیابی شده‌اند و محرک قوی می‌تواند پاسخ زودرس ایجاد کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ عدم پاسخ کامل مربوط به دوره مطلق است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ دوره طولانی تحریک‌ناپذیری مانع تتانی می‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ آستانه در این دوره بالا است.
۴ اگر دوره تحریک‌ناپذیری بطنی به‌طور غیرطبیعی بسیار کوتاه شود، کدام خطر مکانیکی افزایش می‌یابد؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. کوتاه‌شدن شدید دوره تحریک‌ناپذیری امکان تحریک‌های نزدیک و جمع‌شدن مکانیکی را بیشتر می‌کند و زمان شل‌شدن و پرشدن را مختل می‌سازد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ فشار دهلیزی به‌طور خودکار صفر نمی‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ هدایت پورکینژ الزاماً متوقف نمی‌شود. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ وضعیت دریچه‌ها تابع فشارهاست.
۵ در قلب جداشده‌ای که ناگهان در محلول فاقد کلسیم قرار می‌گیرد، کدام توالی محتمل‌تر است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. کلسیم خارج‌سلولی ورودی از لوله‌های عرضی محرک کانال‌های راینودین است؛ حذف آن انقباض را به‌شدت کاهش می‌دهد و قلب متوقف می‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ تروپونین برای فعال‌کردن انقباض به کلسیم نیاز دارد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ نبود کلسیم پلاتو و انقباض را تقویت نمی‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ تتانی از حذف کلسیم ایجاد نمی‌شود.
۶ مهار مبدل سدیم–کلسیم در پایان سیستول، در صورت ثابت‌بودن سایر عوامل، مستقیماً چه اثری دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. مبدل سدیم–کلسیم یکی از مسیرهای خارج‌کردن کلسیم سیتوزولی است؛ مهار آن پاک‌سازی کلسیم و ریلکسیشن را کند می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ اثر مستقیم آن بر کانال سریع سدیم نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ مهار مبدل خروج کلسیم را کم می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ ذخیره لوله عرضی به این شکل کامل حذف نمی‌شود.
۷ فردی با ضربان ۱۸۰ در دقیقه نسبت به حالت ۶۰ در دقیقه بیشتر در معرض کدام محدودیت قرار دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. طول چرخه در ۱۸۰ ضربه حدود ۰٫۳۳ ثانیه است و دیاستول بیش از سیستول کوتاه می‌شود؛ در نتیجه پرشدن محدود می‌گردد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ زمان چرخه با افزایش ضربان کاهش می‌یابد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ فشار آئورت به زیر صفر نمی‌رسد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ دیاستول بیشتر کوتاه می‌شود.
۸ در بیماری با سفتی شدید بطن چپ، کدام سازوکار برای حفظ حجم پایان دیاستولی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. بطن سفت در اوایل دیاستول کمتر پر می‌شود و برای حفظ پرشدن به پیش‌بار بیشتر و ضربه دهلیزی وابسته‌تر است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ کاهش بازگشت ریوی حجم ورودی را کم می‌کند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ بسته‌ماندن میترال ورود خون را محدود می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ کاهش فشار دهلیزی پرشدن را کمتر می‌کند.
۹ در فیبریلاسیون دهلیزیِ فرد سالم در استراحت، افت برون‌ده ممکن است کم باشد؛ اما هنگام ورزش چرا علائم آشکارتر می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. در ورزش تاکی‌کاردی زمان پرشدن را کوتاه می‌کند؛ از دست‌رفتن ۲۰ تا ۳۰ درصد پرشدن ناشی از انقباض دهلیز می‌تواند محدودکننده شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ QRS ممکن است نامنظم باشد اما حذف کامل نمی‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ فشار وریدی ریوی به صفر نمی‌رسد. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ دریچه آئورت در سیستول باز می‌شود.
۱۰ هم‌زمان با آغاز QRS، فشار بطن هنوز کمتر از آئورت است. کدام مرحله بلافاصله در حال شکل‌گیری است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. دپلاریزاسیون بطنی آغاز انقباض و افزایش فشار را ایجاد می‌کند؛ ابتدا میترال بسته می‌شود و تا غلبه بر فشار آئورت، حجم ثابت است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ جهش پس از عبور فشار بطن از آئورت آغاز می‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ پرشدن سریع در دیاستول است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ شل‌شدن ایزوولومیک در پایان سیستول رخ می‌دهد.
۱۱ در انتهای سیستول، بازگشت لحظه‌ای خون از آئورت به سوی بطن ابتدا کدام رویداد را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. بازگشت کوتاه جریان، لت‌های آئورت را می‌بندد و توقف ناگهانی آن اینسیزورا را در منحنی فشار آئورت می‌سازد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ موج a ناشی از انقباض دهلیز است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ میترال پس از افت بیشتر فشار بطن باز می‌شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ دریچه ریوی ارتباط مستقیمی با فشار آئورت ندارد.
۱۲ فشار بطن چپ ۷۵ میلی‌متر جیوه و فشار آئورت ۸۰ میلی‌متر جیوه است و میترال بسته شده است. وضعیت محتمل کدام است؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. فشار بطن از دهلیز بیشتر شده و میترال بسته است، اما هنوز از آئورت کمتر است؛ بنابراین آئورت بسته و حجم ثابت است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ برای بازشدن آئورت فشار بطن باید اندکی بیشتر از ۸۰ شود. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ بسته‌بودن میترال با افزایش حجم سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پرشدن سریع با میترال باز رخ می‌دهد.
۱۳ در یک بطن، حجم پایان دیاستولی ۱۵۰ و کسر جهشی ۴۰ درصد است. حجم پایان سیستولی چقدر است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. حجم ضربه‌ای ۰٫۴×۱۵۰ برابر ۶۰ است؛ حجم پایان سیستولی ۱۵۰ منهای ۶۰، یعنی ۹۰ میلی‌لیتر می‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ این حالت به معنی عدم جهش خون است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ ۶۰ میلی‌لیتر حجم ضربه‌ای است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ این عدد از محاسبه کسر جهشی به‌دست نمی‌آید.
۱۴ اگر حجم پایان دیاستولی از ۱۲۰ به ۱۵۰ و حجم پایان سیستولی از ۵۰ به ۳۰ میلی‌لیتر تغییر کند، حجم ضربه‌ای چند برابر می‌شود؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. حجم ضربه‌ای ابتدا ۱۲۰−۵۰=۷۰ و سپس ۱۵۰−۳۰=۱۲۰ است؛ نسبت ۱۲۰ به ۷۰ حدود ۱٫۷ است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ جمع حجم‌ها تعریف حجم ضربه‌ای نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ این گزینه فقط نسبت حجم پایان دیاستولی را محاسبه کرده است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ این گزینه تغییر حجم پایان سیستولی را با حجم ضربه‌ای اشتباه می‌گیرد.
۱۵ پارگی عضله پاپیلری پس از انفارکتوس بیشتر کدام تغییر فشار دهلیزی را در سیستول ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. بازگشت سیستولی خون به دهلیز چپ هنگام بسته‌بودن طبیعی میترال، فشار دهلیزی سیستولی و موج v را برجسته می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ بازگشت خون فشار دهلیزی را افزایش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ تنگی آئورت علت مستقیم این ضایعه نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پارگی پاپیلری الزاماً گره سینوسی را متوقف نمی‌کند.
۱۶ در تنگی شدید آئورت، چرا سهم انرژی جنبشی از کار کل بطن افزایش می‌یابد؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. کاهش سطح مقطع دهانه، سرعت خون را بالا می‌برد و چون انرژی جنبشی با v² تغییر می‌کند، هزینه شتاب‌دادن خون زیاد می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ فشار آئورت صفر نمی‌شود. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ میترال در سیستول بسته است. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ حجم ضربه‌ای لزوماً دو برابر نمی‌شود.
۱۷ در حلقه فشار–حجم، افزایش خالص پیش‌بار با انقباض‌پذیری و پس‌بار ثابت معمولاً چه تغییری ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. پیش‌بار بیشتر حجم پایان دیاستولی را بالا می‌برد و از راه فرانک–استارلینگ حجم ضربه‌ای و عرض حلقه افزایش می‌یابد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ مراحل ایزوولومیک همچنان وجود دارند. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ مرز چپ بیشتر با حجم پایان سیستولی مرتبط است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ پیش‌بار بیشتر فشار را لزوماً صفر نمی‌کند.
۱۸ افزایش ناگهانی پس‌بار با پیش‌بار و انقباض‌پذیری ثابت، در همان ضربان چه اثری دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. بطن باید در برابر فشار بیشتری تخلیه شود؛ جهش کمتر و خون بیشتری پس از سیستول باقی می‌ماند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ این الگو بیشتر با افزایش انقباض‌پذیری سازگار است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ بطن برای غلبه بر پس‌بار فشار بیشتری ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ اثر اصلی در همان ضربان بر تخلیه است.
۱۹ افزایش انقباض‌پذیری با پیش‌بار و پس‌بار ثابت چه تغییری در حلقه فشار–حجم ایجاد می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. انقباض قوی‌تر بطن را بیشتر تخلیه می‌کند، مرز چپ حلقه را به حجم پایین‌تر می‌برد و کار خارجی را افزایش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ انقباض‌پذیری مستقیماً نیازمند افزایش EDV نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ فشار سیستولی افزایش می‌یابد، نه حذف. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ افزایش حجم باقی‌مانده با انقباض ضعیف‌تر سازگار است.
۲۰ بطن گشادشده‌ای با همان فشار سیستولی بطن طبیعی کار می‌کند. بر پایه قانون لاپلاس، کدام پیامد محتمل است؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. با فشار ثابت، افزایش شعاع حاصل‌ضرب P×r و تنش دیواره را بالا می‌برد و هزینه انرژی انقباض بیشتر می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ شعاع بزرگ‌تر تنش را افزایش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ فشار ثابت به معنی نبود کار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ انرژی موردنیاز افزایش می‌یابد.
۲۱ هیپرتروفی متحدالمرکز در فشارخون مزمن چگونه بخشی از افزایش تنش دیواره را جبران می‌کند؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. افزایش ضخامت و کاهش نسبی شعاع، تنش وارد بر هر واحد عضله را در برابر فشار بالا کاهش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ پرشدن قلب متوقف نمی‌گردد. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ نازک‌شدن و گشادشدن تنش را بدتر می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ فشار سیستولی حذف نمی‌شود.
۲۲ کدام شاخص با مصرف اکسیژن قلب همبستگی نزدیک‌تری دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۴ صحیح است. شاخص تنش–زمان بازتاب‌دهنده مقدار و مدت تنش دیواره است و با هزینه انرژی و اکسیژن انقباض ارتباط نزدیک دارد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ سرعت هدایت به‌تنهایی کار مکانیکی را تعیین نمی‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ حجم دهلیزی به‌تنهایی شاخص مصرف اکسیژن بطن نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ موج P تنها ضربان دهلیزی را نشان می‌دهد.
۲۳ در نارسایی شدید قلب، کاهش بازده از ۲۵ به ۵ درصد چه معنایی دارد؟
پاسخ: گزینهٔ ۲ صحیح است. بازده نسبت کار خارجی به انرژی شیمیایی مصرفی است؛ کاهش آن یعنی انرژی بیشتری به گرما و انرژی غیرمفید تبدیل می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ اتلاف گرمایی افزایش نسبی دارد، نه حذف. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ کار بدون انرژی و اکسیژن ممکن نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ در بازده ۵ درصد فقط بخش کوچکی کار خارجی است.
۲۴ کدام تغییر می‌تواند بدون تغییر بازگشت وریدی، منحنی عملکرد قلب را به سمت بالا ببرد؟
پاسخ: گزینهٔ ۳ صحیح است. سمپاتیک برای هر فشار دهلیزی ضربان و قدرت انقباض را افزایش می‌دهد و برون‌ده بیشتری تولید می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ هیپوترمی ضربان و عملکرد را کاهش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ هیپرکالمی قلب را ضعیف می‌کند. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ واگ منحنی را پایین می‌آورد.
۲۵ در بطن راست، فشار از ۵ به ۹ میلی‌متر جیوه رسیده و دریچه تریکوسپید بسته است. کدام رویداد محتمل‌تر است؟
پاسخ: گزینهٔ ۱ صحیح است. فشار دیاستولی شریان ریوی حدود ۸ میلی‌متر جیوه است؛ عبور فشار بطن راست از این مقدار دریچه ریوی را باز و مرحله جهش را آغاز می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ رویداد دریچه آئورت تعیین‌کننده آغاز جهش بطن راست نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با فشار ۹ میلی‌متر جیوه، فشار بطن از شریان ریوی بیشتر شده است. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ تریکوسپید در سیستول و هنگام فشار بالاتر بطن بسته می‌ماند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۹ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — سری آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — سری آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ وظیفهٔ اصلی دستگاه تخصص‌یافتهٔ تحریک و هدایت قلب چیست؟
پاسخ: این دستگاه ریتم الکتریکی را می‌سازد و آن را در قلب منتشر می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲ گره سینوسی در کدام بخش قلب قرار دارد؟
پاسخ: گره سینوسی زیر و کمی خارج دهانهٔ ورید اجوف فوقانی قرار دارد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۳ قطر معمول فیبرهای گره سینوسی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: فیبرهای SA بسیار ظریف و حدود ۳ تا ۵ میکرومترند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۴ پتانسیل غشایی گره سینوسی بین دو تخلیه معمولاً کدام است؟
پاسخ: گره SA به‌علت نشت یون‌های مثبت، کمتر از عضلهٔ بطنی منفی است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۵ چرا کانال سریع سدیم در صعود پتانسیل عمل گره SA نقش اصلی ندارد؟
پاسخ: کم‌منفی‌بودن پایدار غشا دریچهٔ غیرفعال‌سازی سدیم را بسته نگه می‌دارد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۶ آستانهٔ معمول آغاز پتانسیل عمل در گره SA تقریباً چقدر است؟
پاسخ: در حدود منفی ۴۰ کانال کلسیمی نوع L فعال می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۷ جریان فانی در گره SA چه نقشی دارد؟
پاسخ: نشت آهسته سدیم پتانسیل را بین ضربان‌ها به سمت آستانه می‌برد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۸ خاتمهٔ پتانسیل عمل گره SA عمدتاً با کدام ترکیب رخ می‌دهد؟
پاسخ: کاهش ورود کلسیم و افزایش خروج پتاسیم غشا را بازقطبی می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۹ سرعت هدایت در بیشتر عضلهٔ دهلیزی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: هدایت در تودهٔ عضلهٔ دهلیزی حدود ۰٫۳ متر بر ثانیه است. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۰ دستهٔ باخمن پیام را عمدتاً به کدام ناحیه می‌رساند؟
پاسخ: باخمن مسیر سریع بین‌دهلیزی به دهلیز چپ است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۱ گره AV در کدام محل قرار دارد؟
پاسخ: گره AV در دهلیز راست و پشت دریچه سه‌لتی قرار دارد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۲ پیام چند ثانیه پس از آغاز در SA به گره AV می‌رسد؟
پاسخ: هدایت دهلیزی تا AV حدود ۰٫۰۳ ثانیه طول می‌کشد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۳ علت اصلی هدایت کند در گره AV چیست؟
پاسخ: گپ‌جانکشن کمتر مقاومت انتقال یون را افزایش می‌دهد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۴ سرعت هدایت فیبرهای پورکینژه معمولاً چقدر است؟
پاسخ: پورکینژه سریع‌ترین بخش شبکه هدایتی قلب است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۵ ویژگی یک‌طرفهٔ دسته AV چه فایده‌ای دارد؟
پاسخ: هدایت رو به جلو مانع بازگشت طبیعی پیام از بطن می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۶ دسته AV پس از عبور از سد فیبری چه مسافتی در سپتوم پایین می‌رود؟
پاسخ: سپس به شاخهٔ راست و چپ تقسیم می‌شود. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۷ سرعت انتشار پیام در عضلهٔ بطنی تقریباً کدام است؟
پاسخ: عضلهٔ بطن حدود یک‌ششم پورکینژه سرعت دارد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۸ فاصلهٔ تحریک نخستین و آخرین فیبر بطنی معمولاً چقدر است؟
پاسخ: شبکه پورکینژه بیشتر بطن را در بازه‌ای کوتاه فعال می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۹ نرخ ذاتی گره SA، گره AV و پورکینژه به‌ترتیب کدام است؟
پاسخ: SA سریع‌ترین و پورکینژه کندترین ضربان‌ساز طبیعی است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۰ ضربان‌ساز نابجا چیست؟
پاسخ: هر کانون خارج SA که کنترل ریتم را بگیرد نابجا است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۱ در بلوک کامل AV، دهلیزها و بطن‌ها چگونه می‌زنند؟
پاسخ: SA دهلیز را ادامه می‌دهد ولی بطن ریتم جایگزین می‌گیرد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۲ ریتم جایگزین پورکینژه پس از توقف شدید واگی چه نام دارد؟
پاسخ: پورکینژه پس از وقفه ریتم نجات‌بخش کند ایجاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۳ اعصاب پاراسمپاتیک قلب عمدتاً به کدام بخش‌ها می‌روند؟
پاسخ: واگ بیشترین توزیع را در دو گره دارد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۴ استیل‌کولین واگی نفوذپذیری کدام یون را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: خروج پتاسیم غشا را بیش‌قطبی می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۵ تحریک سمپاتیک قلب عمدتاً از طریق کدام گیرنده عمل می‌کند؟
پاسخ: نوراپی‌نفرین اثر قلبی اصلی خود را از بتا یک اعمال می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — سری آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در بیماری‌ای که دستگاه هدایتی آسیب دیده است، کدام اختلال مستقیم‌تر انتظار می‌رود؟
پاسخ: آسیب هدایتی ترتیب و ریتم انقباض را مختل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲ آسیب موضعی دیوارهٔ دهلیز راست کنار دهانهٔ ورید اجوف فوقانی بیش از همه کدام ساختار را تهدید می‌کند؟
پاسخ: گره سینوسی در همان ناحیه قرار دارد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۳ سلولی با قطر ۴ میکرومتر و میوفیبریل اندک در دیوارهٔ فوقانی دهلیز راست دیده شده است. محتمل‌ترین هویت آن چیست؟
پاسخ: اندازه و محل با فیبرهای تخصص‌یافتهٔ SA تطابق دارد. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۴ پتانسیل غشای سلولی منفی ۵۸ میلی‌ولت و دارای دپولاریزاسیون خودبه‌خودی است. این سلول بیشتر به کدام بافت شباهت دارد؟
پاسخ: مقدار و اتوماتیسیته با سلول ضربان‌ساز سازگار است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۵ اگر غشای گره SA برای مدتی در منفی ۵۵ میلی‌ولت ثابت بماند، کدام کانال بیش از همه غیرفعال می‌ماند؟
پاسخ: کانال سریع سدیم در این سطح ولتاژ غیرفعال است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۶ دارویی که کانال L-type گره SA را مهار کند، مستقیم‌تر کدام رویداد را کاهش می‌دهد؟
پاسخ: صعود گره‌ای وابسته به ورود کلسیم از کانال نوع L است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۷ افزایش فعالیت جریان فانی چه اثری بر ضربان قلب دارد؟
پاسخ: رسیدن سریع‌تر به آستانه فاصله میان پتانسیل‌ها را کوتاه می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۸ اگر کانال‌های پتاسیم پس از پتانسیل عمل دیرتر بسته شوند، چه رخ می‌دهد؟
پاسخ: بیش‌قطبی طولانی‌تر زمان رسیدن دوباره به آستانه را زیاد می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۹ کاهش سرعت مسیرهای تخصص‌یافته از ۱ به ۰٫۳ متر بر ثانیه چه پیامدی دارد؟
پاسخ: کندشدن مسیرهای دهلیزی هماهنگی دهلیزها و ورود به AV را عقب می‌اندازد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۰ انسداد دستهٔ باخمن بیش از همه چه اثری دارد؟
پاسخ: باخمن راه اصلی انتقال سریع پیام به دهلیز چپ است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۱ حذف کامل تأخیر گره AV چه پیامدی دارد؟
پاسخ: بدون تأخیر، بطن‌ها پیش از پایان تخلیه دهلیز منقبض می‌شوند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۲ جمع تأخیر گره AV و دستهٔ نافذ تقریباً چقدر است؟
پاسخ: ۰٫۰۹ به‌علاوه ۰٫۰۴ برابر ۰٫۱۳ ثانیه است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۳ بیماری باعث کاهش بیشتر گپ‌جانکشن‌های ناحیه AV شده است. کدام پیامد محتمل‌تر است؟
پاسخ: مقاومت بیشتر بین سلول‌های AV هدایت را کندتر می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۴ کاهش گپ‌جانکشن‌های پورکینژه چه پیامدی دارد؟
پاسخ: کندی پورکینژه هم‌زمانی فعال‌سازی بطن را مختل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۵ وجود مسیر فرعی در سد فیبری مانند WPW چه پیامدی دارد؟
پاسخ: مسیر اضافی می‌تواند پیام را از راه غیرطبیعی بازگرداند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۶ انتهای پورکینژه تقریباً تا چه عمقی وارد عضلهٔ بطن می‌شود؟
پاسخ: پایانه‌ها حدود یک‌سوم راه را در عضله نفوذ می‌کنند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۷ اگر شبکه پورکینژه ۰٫۰۳ و انتشار جداری بطن ۰٫۰۳ ثانیه زمان ببرد، زمان کل کدام است؟
پاسخ: دو مرحله جمعاً ۰٫۰۶ ثانیه طول می‌کشند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۸ بلوک شاخه‌ای چگونه قدرت پمپاژ را کاهش می‌دهد؟
پاسخ: توالی نامتقارن فشارزایی مؤثر بطن را مختل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۱۹ در قلب سالم با نرخ‌های SA=۷۵، AV=۵۰ و پورکینژه=۳۰، نرخ غالب چیست؟
پاسخ: سریع‌ترین کانون ریتم را کنترل می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۰ کانون پورکینژه با نرخ ۹۰ در دقیقه در حضور SA با نرخ ۷۵ چه می‌کند؟
پاسخ: نرخ بالاتر از SA امکان تصاحب ریتم را فراهم می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۱ چرا بیمار پس از بلوک ناگهانی AV در ۴ تا ۵ ثانیه سنکوپ می‌کند؟
پاسخ: در وقفهٔ بطنی خون کافی به مغز نمی‌رسد. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۲ پس از تحریک شدید واگ، قلب ۱۰ ثانیه متوقف و سپس با نرخ ۳۰ می‌زند. این ریتم چیست؟
پاسخ: نرخ و زمان ظهور با فرار پورکینژه سازگار است. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۳ تحریک واگی متوسط بیشتر کدام تغییر را در AV ایجاد می‌کند؟
پاسخ: بیش‌قطبی‌شدن تحریک سلول بعدی را دشوار می‌کند. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۴ اگر پتانسیل SA از منفی ۵۸ به منفی ۷۰ برسد، چرا ضربان کاهش می‌یابد؟
پاسخ: غشا باید مسیر طولانی‌تری تا منفی ۴۰ طی کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۳ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.
۲۵ نوراپی‌نفرین در گره AV چگونه هدایت را سریع‌تر می‌کند؟
پاسخ: افزایش نفوذپذیری سدیم و کلسیم زمان انتقال را کم می‌کند. ◦ گزینهٔ ۱ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۲ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست. ◦ گزینهٔ ۴ نادرست است؛ با مسیر، مقدار یا مکانیسم صحیح این مبحث سازگار نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی قلب، فصل ۱۰ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۱ گایتون — سری آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۱ گایتون — سری آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۱ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۱ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۲ گایتون — مجموعه آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۲ گایتون — مجموعه آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۲ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۲ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۱۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۱۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۱۳ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۱۳ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۴: گردش خون

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فصل ۱۴ گایتون — سؤالات آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فصل ۱۴ گایتون — سؤالات آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ وظیفه اصلی شریان‌ها در دستگاه گردش خون چیست؟
پاسخ: «انتقال خون پرفشار به بافت‌ها» درست است؛ شریان‌ها خون را با فشار و سرعت بالا از قلب به بافت‌ها می‌رسانند. ◦ «تنظیم مستقیم تبادل مواد» نادرست است؛ تبادل عمده در مویرگ رخ می‌دهد. ◦ «ذخیره عمده حجم خون» نادرست است؛ وریدها مخزن اصلی خون هستند. ◦ «جمع‌آوری خون از مویرگ‌ها» نادرست است؛ جمع‌آوری خون از مویرگ‌ها کار ونول‌هاست.
۲ کدام بخش بیشترین نقش را در تنظیم ورود خون به مویرگ‌ها دارد؟
پاسخ: «آرتریول‌ها» درست است؛ دیواره عضلانی آرتریول‌ها می‌تواند قطر را به‌شدت تغییر دهد و جریان بافتی را تنظیم کند. ◦ «شریان‌های بزرگ» نادرست است؛ شریان‌های بزرگ بیشتر مجرای انتقال‌اند. ◦ «ونول‌ها» نادرست است؛ ونول‌ها خون را از مویرگ جمع می‌کنند. ◦ «وریدهای اجوف» نادرست است؛ وریدهای اجوف خون را به قلب بازمی‌گردانند.
۳ ویژگی ساختمانی مویرگ‌ها برای تبادل مواد کدام است؟
پاسخ: «دیواره نازک و منافذ ریز» درست است؛ دیواره بسیار نازک و منافذ مویرگی انتشار آب و مواد کوچک را ممکن می‌کند. ◦ «دیواره ضخیم عضلانی» نادرست است؛ دیواره ضخیم تبادل را محدود می‌کند. ◦ «لایه‌های فراوان الاستیک» نادرست است؛ لایه‌های الاستیک ویژگی عروق بزرگ است. ◦ «ظرفیت انقباضی شدید» نادرست است؛ مویرگ‌ها عضله صاف قابل‌توجه ندارند.
۴ مهم‌ترین مخزن قابل‌کنترل خون در گردش سیستمیک کدام است؟
پاسخ: «وریدها» درست است؛ وریدها حدود ۶۴٪ خون بدن را نگه می‌دارند و با انقباض یا اتساع، ذخیره خون را تنظیم می‌کنند. ◦ «آرتریول‌ها» نادرست است؛ آرتریول‌ها سهم حجمی اندکی دارند. ◦ «مویرگ‌ها» نادرست است؛ حجم خون مویرگی کم است. ◦ «شریانچه‌های ریوی» نادرست است؛ گردش ریوی در مجموع تنها حدود ۹٪ خون را دارد.
۵ تقریباً چه درصدی از حجم خون بدن در گردش سیستمیک قرار دارد؟
پاسخ: «۸۴ درصد» درست است؛ مجموع خون موجود در گردش سیستمیک حدود ۸۴٪ حجم کل خون است. ◦ «۶۴ درصد» نادرست است؛ ۶۴٪ مربوط به وریدهای سیستمیک است. ◦ «۱۶ درصد» نادرست است؛ ۱۶٪ در قلب و عروق ریوی است. ◦ «۹ درصد» نادرست است؛ ۹٪ در عروق ریوی قرار دارد.
۶ کدام بخش تقریباً ۷ درصد حجم خون بدن را در خود دارد؟
پاسخ: «قلب» درست است؛ قلب در حالت معمول حدود ۷٪ حجم کل خون را در خود جای می‌دهد. ◦ «عروق ریوی» نادرست است؛ عروق ریوی حدود ۹٪ دارند. ◦ «شریان‌های سیستمیک» نادرست است؛ شریان‌های سیستمیک حدود ۱۳٪ دارند. ◦ «وریدهای سیستمیک» نادرست است؛ وریدهای سیستمیک حدود ۶۴٪ دارند.
۷ علت سرعت بسیار کم خون در مویرگ‌ها چیست؟
پاسخ: «سطح مقطع کل بسیار زیاد» درست است؛ با ثابت بودن جریان، سرعت با سطح مقطع کل نسبت معکوس دارد و سطح مقطع مویرگ‌ها بیشترین است. ◦ «فشار مویرگی صفر» نادرست است؛ فشار مویرگی صفر نیست. ◦ «ویسکوزیته پلاسمای بسیار بالا» نادرست است؛ ویسکوزیته پلاسما علت اصلی اختلاف سرعت نیست. ◦ «طول زیاد هر مویرگ» نادرست است؛ طول هر مویرگ کوتاه است.
۸ اگر جریان ثابت باشد و سطح مقطع کل یک بخش دو برابر شود، سرعت متوسط چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «به نصف کاهش می‌یابد» درست است؛ بر اساس v=F/A، با دو برابر شدن سطح مقطع و ثابت بودن جریان، سرعت نصف می‌شود. ◦ «دو برابر می‌شود» نادرست است؛ سرعت نسبت مستقیم با سطح مقطع ندارد. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ توان چهارم مربوط به مقاومت و قطر است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ با تغییر سطح مقطع سرعت ثابت نمی‌ماند.
۹ سرعت تقریبی خون در آئورت در حالت استراحت چقدر است؟
پاسخ: «حدود ۳۳ سانتی‌متر بر ثانیه» درست است؛ سرعت متوسط آئورت در استراحت حدود ۳۳ سانتی‌متر بر ثانیه است. ◦ «حدود ۳ میلی‌متر بر ثانیه» نادرست است؛ این مقدار برای آئورت بسیار کم است. ◦ «حدود ۰٫۳ میلی‌متر بر ثانیه» نادرست است؛ ۰٫۳ میلی‌متر بر ثانیه مربوط به مویرگ‌هاست. ◦ «حدود ۳۳۰ سانتی‌متر بر ثانیه» نادرست است؛ این مقدار بسیار بیشتر از مقدار فیزیولوژیک است.
۱۰ مدت عبور خون از یک مویرگ معمولاً در چه محدوده‌ای است؟
پاسخ: «۱ تا ۳ ثانیه» درست است؛ با وجود سرعت کم، طول کوتاه مویرگ باعث زمان عبور حدود ۱ تا ۳ ثانیه می‌شود. ◦ «۱۰ تا ۲۰ ثانیه» نادرست است؛ این زمان بیش از مقدار معمول است. ◦ «کمتر از ۰٫۰۱ ثانیه» نادرست است؛ این زمان برای تبادل کافی نیست و بسیار کوتاه است. ◦ «۳۰ تا ۶۰ ثانیه» نادرست است؛ این زمان بسیار طولانی‌تر از مقدار معمول است.
۱۱ فشار متوسط آئورت در فرد بالغ استراحت‌کرده تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۱۰۰ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار متوسط آئورت تقریباً ۱۰۰ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۱۷ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۷ فشار عملکردی متوسط مویرگی است. ◦ «۱۶ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۶ فشار متوسط شریان ریوی است. ◦ «۷ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۷ فشار متوسط مویرگ ریوی است.
۱۲ فشار عملکردی متوسط بیشتر مویرگ‌های سیستمیک تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۱۷ میلی‌متر جیوه» درست است؛ میانگین عملکردی فشار مویرگی در بسیاری از بافت‌ها حدود ۱۷ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۰۰ فشار آئورتی است. ◦ «۶۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۶۰ برای مویرگ گلومرولی مطرح است. ◦ «۷ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۷ مربوط به مویرگ ریوی است.
۱۳ فشار متوسط شریان ریوی در حالت طبیعی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۱۶ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار متوسط شریان ریوی حدود ۱۶ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۰۰ فشار متوسط آئورت است. ◦ «۲۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۵ فشار سیستولی شریان ریوی است. ◦ «۷ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۷ فشار مویرگ ریوی است.
۱۴ با وجود فشار کمتر گردش ریوی، جریان آن نسبت به گردش سیستمیک چگونه است؟
پاسخ: «تقریباً برابر است» درست است؛ دو مدار به‌صورت سری کار می‌کنند و در حالت پایدار، جریان هر دو برابر برون‌ده قلبی است. ◦ «حدود نصف است» نادرست است؛ اختلاف فشار به‌تنهایی جریان را تعیین نمی‌کند. ◦ «حدود یک‌دهم است» نادرست است؛ مقاومت ریوی نیز بسیار کمتر است. ◦ «همیشه بیشتر است» نادرست است؛ جریان ریوی در حالت پایدار بیشتر از سیستمیک نیست.
۱۵ کدام اصل بیان می‌کند برون‌ده قلبی برابر مجموع جریان بافت‌هاست؟
پاسخ: «جمع جریان‌های بافتی» درست است؛ همه جریان‌های بافتی پس از بازگشت وریدی به قلب جمع می‌شوند و برون‌ده قلبی را می‌سازند. ◦ «قانون لاپلاس» نادرست است؛ لاپلاس درباره کشش دیواره است. ◦ «قانون پوازوی» نادرست است؛ پوازوی رابطه جریان با قطر و ویسکوزیته را بیان می‌کند. ◦ «اصل برنولی» نادرست است؛ برنولی اصل اصلی این مبحث نیست.
۱۶ در بیشتر بافت‌ها عامل اصلی تعیین جریان خون موضعی چیست؟
پاسخ: «نیاز متابولیک بافت» درست است؛ میکروگردش هر بافت جریان را متناسب با نیاز اکسیژن و دفع مواد زاید تنظیم می‌کند. ◦ «فشار ورید اجوف» نادرست است؛ فشار ورید اجوف تنظیم‌کننده اصلی موضعی نیست. ◦ «حجم خون قلب» نادرست است؛ حجم خون قلب به‌تنهایی جریان هر بافت را تعیین نمی‌کند. ◦ «غلظت پروتئین پلاسما» نادرست است؛ پروتئین پلاسما عامل اصلی تنظیم لحظه‌ای نیست.
۱۷ رابطه پایه میان جریان، اختلاف فشار و مقاومت کدام است؟
پاسخ: «جریان برابر اختلاف فشار تقسیم بر مقاومت است» درست است؛ رابطه همودینامیک پایه Q=ΔP/R است. ◦ «جریان برابر مقاومت تقسیم بر فشار است» نادرست است؛ این نسبت وارونه است. ◦ «فشار برابر جریان تقسیم بر مقاومت است» نادرست است؛ فشار برابر جریان ضربدر مقاومت است. ◦ «مقاومت برابر فشار ضربدر جریان است» نادرست است؛ مقاومت برابر اختلاف فشار تقسیم بر جریان است.
۱۸ اگر اختلاف فشار ثابت بماند و مقاومت دو برابر شود، جریان چه می‌شود؟
پاسخ: «به نصف کاهش می‌یابد» درست است؛ جریان نسبت معکوس با مقاومت دارد. ◦ «دو برابر می‌شود» نادرست است؛ رابطه مستقیم نیست. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ توان چهارم به قطر مربوط است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ با تغییر مقاومت جریان ثابت نمی‌ماند.
۱۹ جریان لامینار در یک رگ مستقیم معمولاً چه ویژگی دارد؟
پاسخ: «لایه‌ها موازی و بی‌صدا حرکت می‌کنند» درست است؛ در جریان لامینار لایه‌های هم‌مرکز بدون اختلاط قابل‌توجه حرکت می‌کنند و معمولاً صدا ندارند. ◦ «گردابه‌های متعدد ایجاد می‌شود» نادرست است؛ گردابه ویژگی جریان آشفته است. ◦ «سرعت همه لایه‌ها یکسان است» نادرست است؛ سرعت در مرکز بیشتر از کنار دیواره است. ◦ «اصطکاک از جریان آشفته بیشتر است» نادرست است؛ آشفتگی اصطکاک بیشتری ایجاد می‌کند.
۲۰ در پروفایل سهموی جریان لامینار، بیشترین سرعت کجاست؟
پاسخ: «مرکز رگ» درست است؛ اصطکاک دیواره سرعت لایه‌های محیطی را کم می‌کند و بیشترین سرعت در مرکز است. ◦ «کنار دیواره» نادرست است؛ کنار دیواره سرعت نزدیک صفر است. ◦ «در لایه اندوتلیال» نادرست است؛ اندوتلیوم محل جریان نیست. ◦ «در همه نقاط برابر است» نادرست است؛ پروفایل سرعت یکنواخت نیست.
۲۱ کدام وضعیت احتمال جریان آشفته را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: «افزایش سرعت خون» درست است؛ عدد رینولدز با سرعت افزایش می‌یابد و آشفتگی محتمل‌تر می‌شود. ◦ «کاهش قطر رگ» نادرست است؛ کاهش قطر عدد رینولدز را کم می‌کند. ◦ «کاهش چگالی خون» نادرست است؛ کاهش چگالی آن را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش ویسکوزیته خون» نادرست است؛ افزایش ویسکوزیته با آشفتگی مقابله می‌کند.
۲۲ جریان آشفته در کدام محل فیزیولوژیک محتمل‌تر است؟
پاسخ: «ابتدای آئورت در جهش بطنی» درست است؛ سرعت بالا، قطر زیاد و جریان ضربانی در ابتدای آئورت احتمال آشفتگی را زیاد می‌کند. ◦ «مویرگ‌های پوستی» نادرست است؛ سرعت در مویرگ‌ها بسیار کم است. ◦ «ونول‌های کوچک» نادرست است؛ ونول کوچک شرایط آشفتگی ندارد. ◦ «وریدهای عمقی آرام» نادرست است؛ جریان آرام وریدی معمولاً لامینار است.
۲۳ واحد متداول فشار خون در پزشکی چیست؟
پاسخ: «میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار خون به‌طور معمول با میلی‌متر جیوه گزارش می‌شود. ◦ «میلی‌لیتر بر دقیقه» نادرست است؛ این واحد جریان است. ◦ «دین‌ثانیه بر سانتی‌متر پنجم» نادرست است؛ این واحد مقاومت در دستگاه CGS است. ◦ «واحد مقاومت محیطی» نادرست است؛ این واحد فشار نیست.
۲۴ هدایت عروقی از نظر ریاضی چه نسبتی با مقاومت دارد؟
پاسخ: «معکوس مقاومت است» درست است؛ هدایت C=1/R است؛ افزایش مقاومت هدایت را کاهش می‌دهد. ◦ «برابر مربع مقاومت است» نادرست است؛ رابطه توانی نیست. ◦ «مستقل از مقاومت است» نادرست است؛ هدایت و مقاومت وابسته‌اند. ◦ «برابر مجموع فشارهاست» نادرست است؛ مجموع فشارها تعریف هدایت نیست.
۲۵ کدام تغییر به‌تنهایی بیشترین افزایش جریان را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «افزایش قطر رگ» درست است؛ جریان با توان چهارم قطر متناسب است و تغییر کوچک قطر اثر بزرگی دارد. ◦ «افزایش طول رگ» نادرست است؛ افزایش طول جریان را کم می‌کند. ◦ «افزایش ویسکوزیته» نادرست است؛ افزایش ویسکوزیته جریان را کم می‌کند. ◦ «کاهش اختلاف فشار» نادرست است؛ کاهش اختلاف فشار جریان را کم می‌کند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۴ گایتون — سؤالات آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۴ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فصل ۱۴ گایتون — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در بیماری، فشار شریانی متوسط ۹۰ و فشار دهلیز راست ۰ میلی‌متر جیوه است؛ اگر برون‌ده قلبی ۶ لیتر در دقیقه باشد، مقاومت محیطی کل تقریباً چند PRU است؟
پاسخ: «۰٫۹ PRU» درست است؛ ۶ لیتر در دقیقه برابر ۱۰۰ میلی‌لیتر بر ثانیه است؛ R=90/100=0.9 PRU. ◦ «۹ PRU» نادرست است؛ اعشار یک مرتبه جابه‌جا شده است. ◦ «۱٫۵ PRU» نادرست است؛ این مقدار از تقسیم ۹۰ بر ۶۰ به‌دست نمی‌آید. ◦ «۰٫۱۵ PRU» نادرست است؛ این مقدار به مقاومت ریوی نزدیک‌تر است.
۲ فشار متوسط شریان ریوی ۱۶ و فشار دهلیز چپ ۲ میلی‌متر جیوه است؛ با جریان ۱۰۰ میلی‌لیتر بر ثانیه، مقاومت ریوی چند PRU است؟
پاسخ: «۰٫۱۴ PRU» درست است؛ اختلاف فشار ۱۴ است؛ ۱۴ تقسیم بر ۱۰۰ برابر ۰٫۱۴ PRU می‌شود. ◦ «۱٫۴ PRU» نادرست است؛ ده برابر بزرگ‌تر است. ◦ «۱۴ PRU» نادرست است؛ صد برابر بزرگ‌تر است. ◦ «۰٫۰۱۴ PRU» نادرست است؛ ده برابر کوچک‌تر است.
۳ دو رگ سری مقاومت‌های ۲ و ۳ PRU دارند. مقاومت کل و جریان با اختلاف فشار ۵۰ میلی‌متر جیوه کدام است؟
پاسخ: «۵ PRU و ۱۰ میلی‌لیتر بر ثانیه» درست است؛ در سری مقاومت‌ها جمع می‌شوند و Q=50/5=10 است. ◦ «۱٫۲ PRU و ۴۲ میلی‌لیتر بر ثانیه» نادرست است؛ ۱٫۲ حاصل مدار موازی است. ◦ «۶ PRU و ۸ میلی‌لیتر بر ثانیه» نادرست است؛ مقاومت سری ۶ نیست. ◦ «۵ PRU و ۲۵۰ میلی‌لیتر بر ثانیه» نادرست است؛ جریان از تقسیم فشار بر مقاومت به‌دست می‌آید.
۴ دو شاخه موازی هر کدام مقاومت ۴ PRU دارند. مقاومت کل چقدر است؟
پاسخ: «۲ PRU» درست است؛ برای دو مقاومت مساوی موازی، مقاومت کل نصف هر شاخه است. ◦ «۴ PRU» نادرست است؛ برابر هر شاخه نمی‌ماند. ◦ «۸ PRU» نادرست است؛ جمع مستقیم مربوط به سری است. ◦ «۱ PRU» نادرست است؛ این مقدار برای چهار شاخه مساوی است.
۵ سه شاخه موازی با مقاومت‌های مساوی ۶ PRU دارند. مقاومت کل چقدر است؟
پاسخ: «۲ PRU» درست است؛ هدایت‌ها جمع می‌شوند؛ مقاومت کل ۶ تقسیم بر ۳ است. ◦ «۶ PRU» نادرست است؛ مقاومت کل از هر شاخه کمتر است. ◦ «۱۲ PRU» نادرست است؛ جمع دو شاخه نیست. ◦ «۱۸ PRU» نادرست است؛ جمع مستقیم اشتباه است.
۶ اگر یکی از دو کلیه برداشته شود و سایر بسترها ثابت بمانند، کدام ترکیب محتمل‌تر است؟
پاسخ: «هدایت کل کاهش و مقاومت کل افزایش می‌یابد» درست است؛ برداشتن یک مسیر موازی از مجموع هدایت می‌کاهد. ◦ «هدایت کل افزایش و مقاومت کل کاهش می‌یابد» نادرست است؛ جهت هر دو تغییر برعکس است. ◦ «هر دو کاهش می‌یابند» نادرست است؛ هدایت و مقاومت معکوس‌اند و هم‌جهت تغییر نمی‌کنند. ◦ «هر دو بدون تغییر می‌مانند» نادرست است؛ حذف یک شاخه بی‌اثر نیست.
۷ در یک رگ، قطر ۲۰٪ افزایش یافته است. اگر سایر عوامل ثابت باشند، جریان تقریباً چند برابر می‌شود؟
پاسخ: «حدود ۲٫۱ برابر» درست است؛ ۱٫۲ به توان چهار تقریباً ۲٫۰۷ است. ◦ «۱٫۲ برابر» نادرست است؛ رابطه خطی نیست. ◦ «۱٫۴ برابر» نادرست است؛ این مقدار به توان دوم نزدیک است. ◦ «۴ برابر» نادرست است؛ افزایش ۲۰٪ جریان را چهار برابر نمی‌کند.
۸ قطر آرتریول از ۱۰ به ۵ میکرومتر کاهش می‌یابد. مقاومت چند برابر می‌شود؟
پاسخ: «۱۶ برابر» درست است؛ نصف شدن قطر باعث افزایش ۲ به توان چهار مقاومت می‌شود. ◦ «۲ برابر» نادرست است؛ رابطه خطی نیست. ◦ «۴ برابر» نادرست است؛ توان دوم است. ◦ «۸ برابر» نادرست است؛ توان سوم است.
۹ اگر ویسکوزیته دو برابر و قطر رگ نیز دو برابر شود، جریان نهایی نسبت به ابتدا چگونه است؟
پاسخ: «۸ برابر می‌شود» درست است؛ اثر قطر ۱۶ برابر و اثر ویسکوزیته نصف‌کننده است؛ حاصل ۸ برابر است. ◦ «۲ برابر می‌شود» نادرست است؛ فقط اثر قطر یا ویسکوزیته لحاظ نشده است. ◦ «۴ برابر می‌شود» نادرست است؛ تقسیم صحیح انجام نشده است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ دو اثر همدیگر را خنثی نمی‌کنند.
۱۰ اگر طول رگ دو برابر و شعاع آن ۲۰٪ کاهش یابد، کدام نتیجه صحیح‌تر است؟
پاسخ: «مقاومت بیش از چهار برابر می‌شود» درست است؛ R∝L/r⁴؛ ضریب مقاومت ۲/(۰٫۸⁴)≈۴٫۹ است. ◦ «مقاومت نصف می‌شود» نادرست است؛ هر دو تغییر مقاومت را زیاد می‌کنند. ◦ «مقاومت فقط دو برابر می‌شود» نادرست است؛ اثر شعاع نادیده گرفته شده است. ◦ «جریان افزایش می‌یابد» نادرست است؛ جریان کاهش می‌یابد.
۱۱ در تنگی شدید دریچه‌ای، صدای جریان بیشتر به کدام تغییر مربوط است؟
پاسخ: «افزایش سرعت و آشفتگی» درست است؛ تنگی سرعت جت را بالا برده و جریان آشفته و صدا ایجاد می‌کند. ◦ «کاهش عدد رینولدز» نادرست است؛ عدد رینولدز افزایش می‌یابد. ◦ «افزایش جریان لامینار» نادرست است؛ لامینار معمولاً بی‌صداست. ◦ «کاهش اصطکاک خون» نادرست است؛ آشفتگی اصطکاک را بالا می‌برد.
۱۲ در کم‌خونی شدید، با ثابت بودن قطر و سرعت، احتمال آشفتگی چرا می‌تواند بیشتر شود؟
پاسخ: «ویسکوزیته کاهش می‌یابد» درست است؛ عدد رینولدز با ویسکوزیته نسبت معکوس دارد؛ کم‌خونی ویسکوزیته را کاهش می‌دهد. ◦ «چگالی خون صفر می‌شود» نادرست است؛ چگالی صفر نمی‌شود. ◦ «قطر رگ کاهش می‌یابد» نادرست است؛ کاهش قطر آشفتگی را کم می‌کند. ◦ «سرعت همیشه نصف می‌شود» نادرست است؛ سرعت الزاماً نصف نمی‌شود.
۱۳ در پلی‌سیتمی، اگر فشار و قطر ثابت باشند، جریان بافتی چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «به علت افزایش ویسکوزیته کاهش می‌یابد» درست است؛ ویسکوزیته بیشتر مقاومت را بالا و جریان را کم می‌کند. ◦ «به علت افزایش هماتوکریت افزایش می‌یابد» نادرست است؛ هماتوکریت بالا جریان را تقویت نمی‌کند. ◦ «به علت کاهش مقاومت افزایش می‌یابد» نادرست است؛ مقاومت کاهش نمی‌یابد. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ ویسکوزیته در معادله مؤثر است.
۱۴ فشار شریانی بافت از ۱۰۰ به ۱۵۰ افزایش می‌یابد، اما جریان تقریباً ثابت می‌ماند. توضیح مناسب چیست؟
پاسخ: «افزایش خودکار مقاومت موضعی» درست است؛ خودتنظیمی با تنگ‌شدن عروقی اثر فشار بیشتر را خنثی می‌کند. ◦ «کاهش ویسکوزیته خون» نادرست است؛ ویسکوزیته چنین سریع تغییر نمی‌کند. ◦ «بازشدن کامل همه آرتریول‌ها» نادرست است؛ بازشدن عروق جریان را بیشتر می‌کند. ◦ «کاهش فشار وریدی به صفر» نادرست است؛ فشار وریدی علت اصلی نیست.
۱۵ در بافتی با خودتنظیمی سالم، افت فشار از ۱۲۰ به ۸۰ با چه پاسخ اولیه همراه است؟
پاسخ: «کاهش مقاومت عروقی» درست است؛ اتساع آرتریول‌ها افت نیروی رانش را جبران می‌کند. ◦ «افزایش مقاومت عروقی» نادرست است؛ افزایش مقاومت جریان را بیشتر کم می‌کند. ◦ «بسته‌شدن کامل رگ» نادرست است؛ ۸۰ در محدوده خودتنظیمی است. ◦ «افزایش ویسکوزیته پلاسما» نادرست است؛ ویسکوزیته تغییر اصلی نیست.
۱۶ در یک بستر غیرفعال، کاهش فشار ممکن است جریان را بیشتر از حد خطی کم کند؛ چرا؟
پاسخ: «رگ جمع می‌شود و مقاومت بالا می‌رود» درست است؛ کاهش فشار اتساعی سبب کاهش قطر و حتی نزدیک‌شدن به فشار بسته‌شدن می‌شود. ◦ «رگ متسع می‌شود و مقاومت کم می‌شود» نادرست است؛ جهت تغییر رگ برعکس است. ◦ «هماتوکریت ناگهان صفر می‌شود» نادرست است؛ هماتوکریت چنین تغییری ندارد. ◦ «هدایت شاخه‌های موازی زیاد می‌شود» نادرست است؛ هدایت افزایش نمی‌یابد.
۱۷ تحریک سمپاتیک شدید در بستر غیرفعال چه تغییری ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «جریان را در هر فشار کاهش می‌دهد» درست است؛ انقباض عروقی مقاومت و فشار بسته‌شدن را افزایش می‌دهد. ◦ «مقاومت را در همه فشارها صفر می‌کند» نادرست است؛ مقاومت افزایش می‌یابد. ◦ «فشار بسته‌شدن را کاهش می‌دهد» نادرست است؛ فشار بسته‌شدن معمولاً بالاتر می‌رود. ◦ «رگ را کاملاً منفعل می‌کند» نادرست است؛ سمپاتیک تون فعال ایجاد می‌کند.
۱۸ در آئورت با افزایش شعاع و ثابت بودن فشار و ضخامت، کشش دیواره چه می‌کند؟
پاسخ: «افزایش می‌یابد» درست است؛ طبق T=ΔP×r/h، کشش با شعاع نسبت مستقیم دارد. ◦ «کاهش می‌یابد» نادرست است؛ رابطه معکوس نیست. ◦ «ثابت می‌ماند» نادرست است؛ شعاع در فرمول مؤثر است. ◦ «به توان چهارم کم می‌شود» نادرست است؛ توان چهارم مربوط به جریان است.
۱۹ در پرفشاری مزمن، افزایش ضخامت دیواره شریان از دید لاپلاس چه فایده‌ای دارد؟
پاسخ: «کاهش کشش وارد بر واحد دیواره» درست است؛ افزایش h در مخرج، تنش دیواره را برای فشار معین کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش سرعت خون» نادرست است؛ سرعت مستقیماً از این راه بالا نمی‌رود. ◦ «افزایش هماتوکریت» نادرست است؛ هماتوکریت ربطی ندارد. ◦ «کاهش سطح مقطع کل مویرگ‌ها» نادرست است؛ مویرگ‌ها مستقیماً تغییر نمی‌کنند.
۲۰ در مویرگ گلومرولی با فشار حدود ۶۰ میلی‌متر جیوه، چرا دیواره پاره نمی‌شود؟
پاسخ: «شعاع کوچک و کشش اندک» درست است؛ شعاع کوچک بر اساس لاپلاس کشش دیواره را پایین نگه می‌دارد. ◦ «فشار واقعی صفر است» نادرست است؛ فشار گلومرولی بالاست. ◦ «خون در آن جریان ندارد» نادرست است؛ جریان و فیلتراسیون وجود دارد. ◦ «ویسکوزیته از آب کمتر است» نادرست است؛ ویسکوزیته خون از آب بیشتر است.
۲۱ اگر سرعت و ویسکوزیته ثابت باشند و شعاع رگ دو برابر شود، تنش برشی تقریباً چه می‌شود؟
پاسخ: «به یک‌هشتم کاهش می‌یابد» درست است؛ تنش برشی با عکس مکعب شعاع متناسب است. ◦ «دو برابر می‌شود» نادرست است؛ رابطه مستقیم نیست. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ توان دوم مطرح نیست. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ شعاع اثر چشمگیر دارد.
۲۲ افزایش تنش برشی پایدار معمولاً چه سلولی را مستقیماً تحریک می‌کند؟
پاسخ: «سلول اندوتلیال» درست است؛ اندوتلیوم حسگر مکانیکی جریان و تنش برشی است. ◦ «گلبول قرمز» نادرست است؛ گلبول قرمز هدف اصلی پیام‌رسانی دیواره نیست. ◦ «فیبروبلاست قلبی» نادرست است؛ فیبروبلاست قلبی در لومن قرار ندارد. ◦ «سلول عضله اسکلتی» نادرست است؛ عضله اسکلتی دیواره رگ نیست.
۲۳ در یک رگ با جریان لامینار، سرعت متوسط نسبت به سرعت مرکزی چگونه است؟
پاسخ: «کمتر از سرعت مرکزی است» درست است؛ پروفایل سهموی سبب بیشینه سرعت در مرکز و متوسط کمتر از آن می‌شود. ◦ «بیشتر از سرعت مرکزی است» نادرست است؛ مرکز سریع‌تر است. ◦ «دقیقاً برابر سرعت مرکزی است» نادرست است؛ پروفایل یکنواخت نیست. ◦ «در دیواره بیشینه است» نادرست است؛ سرعت کنار دیواره نزدیک صفر است.
۲۴ کدام ترکیب بیشترین احتمال عدد رینولدز بالا را دارد؟
پاسخ: «سرعت زیاد، قطر زیاد و ویسکوزیته کم» درست است؛ Re با سرعت، قطر و چگالی مستقیم و با ویسکوزیته معکوس است. ◦ «سرعت کم، قطر کم و ویسکوزیته زیاد» نادرست است؛ همه عوامل به کاهش Re می‌روند. ◦ «سرعت کم، قطر زیاد و ویسکوزیته زیاد» نادرست است؛ ویسکوزیته زیاد اثر قطر را خنثی می‌کند. ◦ «سرعت زیاد، قطر کم و ویسکوزیته زیاد» نادرست است؛ قطر کم و ویسکوزیته زیاد Re را محدود می‌کند.
۲۵ در مدار سری، افزایش مقاومت آرتریول یک بافت چه اثری بر افت فشار آن قطعه دارد؟
پاسخ: «افت فشار آرتریولی را افزایش می‌دهد» درست است؛ در جریان معین، ΔP=Q×R و افزایش مقاومت افت فشار بیشتری ایجاد می‌کند. ◦ «افت فشار را صفر می‌کند» نادرست است؛ افت فشار بیشتر می‌شود. ◦ «جریان را در مویرگ بیشتر می‌کند» نادرست است؛ افزایش مقاومت جریان را کم می‌کند. ◦ «فشار وریدی را الزاماً بالا می‌برد» نادرست است؛ فشار وریدی الزاماً بالا نمی‌رود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۴ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۱۵ — سوالات آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۱۵ — سوالات آموزشی سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اتساع‌پذیری عروقی چگونه تعریف می‌شود؟
پاسخ: اتساع‌پذیری برابر افزایش حجم تقسیم بر حاصل‌ضرب افزایش فشار و حجم اولیه است. ◦ «افزایش مطلق حجم به‌ازای واحد جریان خون» نادرست است؛ این عبارت بیشتر به کامپلیانس نزدیک است و حجم اولیه را لحاظ نمی‌کند. ◦ «کاهش مقاومت به‌ازای هر میلی‌متر جیوه فشار» نادرست است؛ اتساع‌پذیری ویژگی حجم–فشار است، نه تعریف مستقیم مقاومت. ◦ «نسبت فشار اولیه به حجم نهایی رگ» نادرست است؛ فشار اولیه و حجم نهایی در تعریف استاندارد اتساع‌پذیری به این صورت وارد نمی‌شوند.
۲ کدام بستر عروقی به‌طور متوسط بیشترین اتساع‌پذیری را دارد؟
پاسخ: دیواره نازک‌تر و فشار پایین‌تر باعث می‌شود وریدها بسیار اتساع‌پذیر باشند و نقش مخزن خون را ایفا کنند. ◦ «آرتریول‌ها» نادرست است؛ آرتریول‌ها عمدتاً عروق مقاومتی‌اند. ◦ «شریان‌های سیستمیک» نادرست است؛ شریان‌ها دیواره ضخیم‌تر و اتساع‌پذیری کمتری دارند. ◦ «مویرگ‌ها» نادرست است؛ مویرگ‌ها محل تبادل‌اند و مخزن اصلی حجم نیستند.
۳ اتساع‌پذیری وریدهای سیستمیک تقریباً چند برابر شریان‌های هم‌اندازه است؟
پاسخ: وریدها به‌طور متوسط حدود هشت برابر شریان‌های متناظر اتساع‌پذیرند. ◦ «حدود ۶ برابر» نادرست است؛ شش برابر مربوط به مقایسه شریان ریوی با شریان سیستمیک است. ◦ «حدود ۲۴ برابر» نادرست است؛ بیست‌وچهار برابر مربوط به کامپلیانس ورید نسبت به شریان متناظر است. ◦ «حدود ۲ برابر» نادرست است؛ دو برابر کمتر از مقدار بیان‌شده در منبع است.
۴ کامپلیانس عروقی از کدام رابطه به دست می‌آید؟
پاسخ: کامپلیانس مقدار خون ذخیره‌شده به‌ازای هر واحد افزایش فشار است. ◦ «اتساع‌پذیری تقسیم بر حجم» نادرست است؛ کامپلیانس حاصل‌ضرب اتساع‌پذیری در حجم است، نه خارج‌قسمت آن‌ها. ◦ «جریان تقسیم بر مقاومت» نادرست است؛ این رابطه قانون جریان خون است، نه کامپلیانس. ◦ «افزایش فشار تقسیم بر حجم اولیه» نادرست است؛ این رابطه معکوس کامپلیانس را بیان می‌کند.
۵ فشار نبض در فردی با فشار ۱۲۰ روی ۸۰ میلی‌متر جیوه چقدر است؟
پاسخ: فشار نبض اختلاف فشار سیستولی و دیاستولی است؛ ۱۲۰ منهای ۸۰ برابر ۴۰ می‌شود. ◦ «۸۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار فشار دیاستولی است. ◦ «۲۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار جمع فشار سیستولی و دیاستولی است. ◦ «۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار به فشار متوسط نزدیک است.
۶ چرا کامپلیانس یک ورید سیستمیک حدود ۲۴ برابر شریان متناظر است؟
پاسخ: کامپلیانس حاصل‌ضرب اتساع‌پذیری در حجم است؛ ۸ ضربدر ۳ تقریباً ۲۴ می‌شود. ◦ «فشار وریدی ۲۴ برابر فشار شریانی است» نادرست است؛ فشار وریدی بسیار کمتر از فشار شریانی است. ◦ «اتساع‌پذیری ۳ برابر و حجم ۸ برابر است» نادرست است؛ ضرایب در منبع برعکس این گزینه‌اند. ◦ «مقاومت وریدی ۲۴ برابر مقاومت شریانی است» نادرست است؛ وریدهای بزرگ در حالت باز مقاومت کمی دارند.
۷ کدام عبارت درباره شریان‌های ریوی درست است؟
پاسخ: شریان‌های ریوی در فشاری حدود یک‌ششم سیستمیک کار می‌کنند و تقریباً شش برابر اتساع‌پذیرترند. ◦ «اتساع‌پذیری آن‌ها از شریان‌های سیستمیک کمتر است» نادرست است؛ جهت مقایسه برعکس است. ◦ «فشار کاری آن‌ها ۶ برابر شریان‌های سیستمیک است» نادرست است؛ فشار شریان ریوی تقریباً یک‌ششم است، نه شش برابر. ◦ «کامپلیانس آن‌ها دقیقاً با وریدهای ریوی برابر است» نادرست است؛ برابری کامپلیانس بیان نشده و کامپلیانس به حجم نیز وابسته است.
۸ در منحنی حجم–فشار شریانی سیستمیک، کاهش حجم خون شریانی از حدود ۷۰۰ به ۴۰۰ میلی‌لیتر چه اثری دارد؟
پاسخ: طبق منحنی فصل، حدود ۷۰۰ میلی‌لیتر با فشار ۱۰۰ و حدود ۴۰۰ میلی‌لیتر با فشار نزدیک صفر همراه است. ◦ «فشار را روی ۱۰۰ میلی‌متر جیوه ثابت نگه می‌دارد» نادرست است؛ کاهش ۳۰۰ میلی‌لیتر در بستر شریانی فشار را به‌شدت کم می‌کند. ◦ «فشار ورید مرکزی را به ۲۰ میلی‌متر جیوه می‌رساند» نادرست است؛ این تغییر مستقیماً چنین فشار ورید مرکزی‌ای ایجاد نمی‌کند. ◦ «فشار نبض را بدون تغییر نگه می‌دارد» نادرست است؛ افت حجم و فشار می‌تواند فشار نبض را نیز تغییر دهد.
۹ تحریک سمپاتیک چه تغییری در منحنی حجم–فشار وریدی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: انقباض وریدی ناشی از سمپاتیک ظرفیت عروقی را کم و فشار متناظر با هر حجم را بیشتر می‌کند. ◦ «فقط اتساع‌پذیری شریان ریوی را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ اثر اصلی عمومی بر تون عروقی است، نه فقط شریان ریوی. ◦ «حجم و فشار را همواره صفر می‌کند» نادرست است؛ تحریک سمپاتیک حجم و فشار را صفر نمی‌کند. ◦ «در حجم ثابت، فشار را کاهش می‌دهد» نادرست است؛ کاهش فشار در حجم ثابت با مهار سمپاتیک سازگارتر است.
۱۰ منظور از کامپلیانس تأخیری یا استرس–ریلکسیشن چیست؟
پاسخ: پس از تزریق حجم، فشار ابتدا بالا می‌رود و سپس با کشیده‌شدن تدریجی عضله صاف به سمت مقدار پایین‌تر برمی‌گردد. ◦ «بسته‌شدن تدریجی دریچه‌های وریدی» نادرست است؛ دریچه وریدی عامل این پدیده نیست. ◦ «ثابت‌ماندن فشار پس از خروج خون» نادرست است؛ در استرس–ریلکسیشن فشار ثابت نمی‌ماند. ◦ «افزایش فوری جریان پس از کاهش مقاومت» نادرست است؛ این پدیده تعریف تغییر جریان و مقاومت نیست.
۱۱ کامپلیانس تأخیری در جهت معکوس بعد از خونریزی چه کمکی می‌کند؟
پاسخ: انقباض تدریجی دیواره عروقی در حجم پایین به حفظ فشار و سازگاری گردش خون کمک می‌کند. ◦ «جریان لنفی را متوقف می‌کند» نادرست است؛ کامپلیانس تأخیری مکانیسم توقف لنف نیست. ◦ «فشار نبض را مستقل از حجم افزایش می‌دهد» نادرست است؛ فشار نبض همچنان به حجم ضربه‌ای و کامپلیانس شریانی وابسته است. ◦ «همه مویرگ‌ها را نبض‌دار می‌کند» نادرست است؛ خونریزی مویرگ‌ها را نبض‌دار نمی‌کند.
۱۲ کدام دو عامل اصلی فشار نبض را تعیین می‌کنند؟
پاسخ: فشار نبض تقریباً برابر حجم ضربه‌ای تقسیم بر کامپلیانس شریانی است. ◦ «فشار داخل جنب و جریان لنف» نادرست است؛ فشار جنب و لنف رابطه اصلی فشار نبض را تشکیل نمی‌دهند. ◦ «مقاومت وریدی و حجم پلاسما» نادرست است؛ مقاومت وریدی تعیین‌کننده مستقیم فشار نبض نیست. ◦ «ضربان قلب و فشار ورید مرکزی» نادرست است؛ این عوامل ممکن است غیرمستقیم اثر بگذارند، اما دو عامل اصلی فصل نیستند.
۱۳ در آرتریواسکلروز، برای حجم ضربه‌ای ثابت چه تغییری انتظار می‌رود؟
پاسخ: سفتی شریان‌ها کامپلیانس را کم می‌کند؛ بنابراین افزایش فشار ناشی از هر حجم ضربه‌ای بیشتر می‌شود. ◦ «فشار نبض کاهش می‌یابد» نادرست است؛ کاهش فشار نبض با افزایش کامپلیانس سازگارتر است. ◦ «فشار دیاستولی همیشه به صفر می‌رسد» نادرست است؛ افت دیاستولی تا صفر مشخصه نارسایی شدید آئورت است. ◦ «فشار نبض الزاماً صفر می‌شود» نادرست است؛ کاهش کامپلیانس فشار نبض را صفر نمی‌کند.
۱۴ کدام تغییر مشخصه اصلی نبض در تنگی دریچه آئورت است؟
پاسخ: تنگی دریچه آئورت خروج بطن چپ را محدود و نبض کم‌دامنه و کندبالارونده ایجاد می‌کند. ◦ «حذف انسیزورا همراه با برگشت خون» نادرست است؛ حذف انسیزورا با نارسایی آئورت مرتبط است. ◦ «افت شدید فشار دیاستولی تا نزدیک صفر» نادرست است؛ افت دیاستولی شدید بیشتر با نارسایی آئورت یا PDA دیده می‌شود. ◦ «افزایش فشار نبض به علت شنت دیاستولی» نادرست است؛ شنت دیاستولی به شریان ریوی در PDA فشار نبض را زیاد می‌کند.
۱۵ در مجرای شریانی باز علت اصلی افزایش فشار نبض چیست؟
پاسخ: شنت از آئورت به گردش ریوی فشار دیاستولی آئورت را پایین می‌آورد و فشار نبض را وسیع می‌کند. ◦ «افزایش شدید کامپلیانس آئورت» نادرست است؛ افزایش کامپلیانس فشار نبض را کاهش می‌دهد. ◦ «بسته‌نشدن دریچه میترال» نادرست است؛ اختلال دریچه میترال علت PDA نیست. ◦ «کاهش ناگهانی حجم ضربه‌ای بطن چپ» نادرست است؛ در PDA حجم ضربه‌ای مؤثر و الگوی جریان پیچیده است، اما افت دیاستولی مکانیسم برجسته است.
۱۶ نبودن انسیزورا در منحنی فشار آئورت بیشتر به نفع کدام وضعیت است؟
پاسخ: انسیزورا حاصل بسته‌شدن دریچه آئورت است؛ در نارسایی شدید بسته‌شدن مؤثر وجود ندارد. ◦ «آرتریواسکلروز ساده» نادرست است؛ سفتی شریان به‌تنهایی بسته‌شدن دریچه را حذف نمی‌کند. ◦ «افزایش کامپلیانس وریدی» نادرست است؛ کامپلیانس وریدی ارتباط مستقیمی با انسیزورا ندارد. ◦ «تنگی دریچه آئورت» نادرست است؛ در تنگی، دریچه هنوز بسته می‌شود و انسیزورا لزوماً حذف نمی‌شود.
۱۷ سرعت انتقال موج فشار در کدام بخش کمتر است؟
پاسخ: کامپلیانس بیشتر آئورت موجب انتقال کندتر موج فشار، حدود ۳ تا ۵ متر بر ثانیه، می‌شود. ◦ «شاخه‌های بزرگ شریانی» نادرست است؛ سرعت در شاخه‌های بزرگ حدود ۷ تا ۱۰ متر بر ثانیه است. ◦ «آرتریول‌های بسیار سفت» نادرست است؛ سفتی بیشتر سرعت موج را افزایش می‌دهد. ◦ «شریان‌های کوچک» نادرست است؛ شریان‌های کوچک کم‌کامپلیانس‌ترند و موج را سریع‌تر منتقل می‌کنند.
۱۸ میرایی نبض در عروق محیطی تقریباً با کدام حاصل‌ضرب افزایش می‌یابد؟
پاسخ: مقاومت عبور خون و ظرفیت ذخیره حجم هر دو موج را میرا می‌کنند؛ اثر کلی تقریباً متناسب با R×C است. ◦ «جریان ضربدر فشار» نادرست است؛ این حاصل‌ضرب تعریف میرایی نبض نیست. ◦ «حجم ضربدر ضربان قلب» نادرست است؛ حجم و ضربان رابطه اصلی ارائه‌شده نیستند. ◦ «اتساع‌پذیری تقسیم بر مقاومت» نادرست است؛ تقسیم اتساع‌پذیری بر مقاومت معیار فصل نیست.
۱۹ اولین صدای کورتکوف هنگام کاهش فشار کاف چه فشاری را نشان می‌دهد؟
پاسخ: وقتی فشار سیستولی از فشار کاف عبور می‌کند، نخستین جت خون و صدای ضربه‌ای شنیده می‌شود. ◦ «فشار دیاستولی» نادرست است؛ دیاستول با خفه‌شدن یا محوشدن صداها برآورد می‌شود. ◦ «فشار نبض» نادرست است؛ فشار نبض از اختلاف دو عدد محاسبه می‌شود. ◦ «فشار ورید مرکزی» نادرست است؛ کاف بازویی فشار ورید مرکزی را اندازه نمی‌گیرد.
۲۰ علت اصلی ایجاد صداهای کورتکوف چیست؟
پاسخ: تنگی ناشی از کاف جت و آشفتگی ایجاد می‌کند و ارتعاش دیواره شنیده می‌شود. ◦ «بسته‌شدن دریچه آئورت زیر کاف» نادرست است؛ دریچه آئورت در قفسه سینه است و زیر کاف قرار ندارد. ◦ «جریان آرام در شریان کاملاً باز» نادرست است؛ جریان آرام معمولاً صدای قابل‌شنیدن ایجاد نمی‌کند. ◦ «انقباض مستقیم عضله بازو» نادرست است؛ عضله بازو منبع اصلی صدا نیست.
۲۱ رگی با حجم اولیه ۲۰ میلی‌لیتر پس از افزایش فشار ۲ میلی‌متر جیوه، ۴ میلی‌لیتر افزایش حجم می‌دهد. اتساع‌پذیری آن چقدر است؟
پاسخ: اتساع‌پذیری برابر ۴ تقسیم بر حاصل‌ضرب ۲ در ۲۰ است؛ نتیجه ۰٫۱ است. ◦ «۰٫۰۵ به‌ازای هر میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار از تقسیم ۲ بر ۴۰ به دست می‌آید و صورت مسئله را درست به کار نمی‌برد. ◦ «۲ میلی‌لیتر بر میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این واحد کامپلیانس است، نه اتساع‌پذیری کسری. ◦ «۰٫۲ به‌ازای هر میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار حجم اولیه را به‌درستی لحاظ نمی‌کند.
۲۲ اگر حجم ضربه‌ای ۲۵٪ زیاد و کامپلیانس شریانی ۲۰٪ کم شود، فشار نبض تقریباً چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: نسبت جدید فشار نبض ۱٫۲۵ تقسیم بر ۰٫۸، یعنی حدود ۱٫۵۶ برابر مقدار اولیه است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ هر دو عامل فشار نبض را افزایش می‌دهند، پس ثابت نمی‌ماند. ◦ «حدود ۲۰٪ افزایش می‌یابد» نادرست است؛ این پاسخ فقط کاهش کامپلیانس را تقریبی لحاظ می‌کند. ◦ «حدود ۵٪ کاهش می‌یابد» نادرست است؛ ترکیب دو تغییر در یک جهت باعث کاهش نمی‌شود.
۲۳ پس از تزریق ناگهانی خون به یک قطعه ورید بسته، فشار از ۵ به ۱۲ و سپس بدون خروج خون به ۹ میلی‌متر جیوه می‌رسد. بهترین تفسیر چیست؟
پاسخ: کاهش فشار با حجم ثابت نشان‌دهنده کشیده‌شدن تأخیری عضله صاف و کاهش تنش دیواره است. ◦ «دریچه‌های وریدی خون را به قلب پمپ کرده‌اند» نادرست است؛ قطعه در دو انتها بسته است و پمپ وریدی عمل نمی‌کند. ◦ «مقاومت شریانی سیستمیک ناگهان صفر شده است» نادرست است؛ قطعه ورید بسته ارتباطی با مقاومت شریانی کل ندارد. ◦ «حجم تزریق‌شده از دیواره ورید نشت کرده است» نادرست است؛ در آزمایش حجم خارج نشده و نشت فرض نشده است.
۲۴ در دستگاه نوسان‌سنج خودکار، بیشترین دامنه نوسان فشار کاف معمولاً با کدام فشار منطبق است؟
پاسخ: دامنه نوسان‌ها هنگام نزدیک‌شدن فشار کاف به فشار متوسط شریانی به بیشینه می‌رسد. ◦ «فشار ورید مرکزی» نادرست است؛ روش نوسان‌سنج فشار ورید مرکزی را نمی‌سنجد. ◦ «فشار سیستولی» نادرست است؛ سیستول و دیاستول معمولاً با الگوریتم از شکل نوسان‌ها تخمین زده می‌شوند. ◦ «فشار دیاستولی» نادرست است؛ دیاستول نقطه بیشینه نوسان نیست.
۲۵ کدام وضعیت می‌تواند باعث ادامه شنیده‌شدن صداهای کورتکوف حتی پس از تخلیه کامل کاف شود؟
پاسخ: در نارسایی آئورت و برخی فیستول‌های شریانی‌وریدی، صداها ممکن است تا فشار بسیار پایین ادامه یابند. ◦ «تنگی خفیف آئورت» نادرست است؛ تنگی آئورت معمولاً چنین پدیده‌ای ایجاد نمی‌کند. ◦ «افزایش کامپلیانس وریدی» نادرست است؛ کامپلیانس وریدی منبع صداهای بازویی نیست. ◦ «کاهش حجم طحال» نادرست است؛ حجم طحال ارتباطی با تداوم کورتکوف ندارد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۱۵ — سوالات آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۱۵ — آزمون آفلاین سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۱۵ — آزمون آفلاین سری ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام تغییر فشار پرشدگی متوسط سیستمیک را کاهش می‌دهد؟
پاسخ: افزایش ظرفیت وریدی باعث می‌شود حجم ثابت با فشار کمتری نگهداری شود. ◦ «تجویز نوراپی‌نفرین» نادرست است؛ نوراپی‌نفرین با ونکانستریکشن فشار را بالا می‌برد. ◦ «افزایش حجم خون» نادرست است؛ افزایش حجم فشار پرشدگی را بالا می‌برد. ◦ «تحریک سمپاتیک وریدها» نادرست است؛ انقباض وریدی ظرفیت را کم و فشار را زیاد می‌کند.
۲ کدام محل مرجع استاندارد اندازه‌گیری فشارهای گردش خون است؟
پاسخ: سطح دریچه سه‌لتی کمترین تغییر هیدروستاتیک ناشی از وضعیت بدن را نشان می‌دهد. ◦ «سطح دریچه میترال» نادرست است؛ منبع دریچه سه‌لتی را مشخص می‌کند. ◦ «سطح شریان کاروتید» نادرست است؛ کاروتید مرجع هیدروستاتیک کل گردش نیست. ◦ «سطح قوزک پا» نادرست است؛ قوزک تحت اثر شدید جاذبه است.
۳ کدام بیماری معمولاً نبض کم‌دامنه و کندبالارونده ایجاد می‌کند؟
پاسخ: محدودیت خروج بطن چپ در تنگی آئورت دامنه و سرعت صعود نبض را کاهش می‌دهد. ◦ «مجرای شریانی باز» نادرست است؛ PDA با افت دیاستولی فشار نبض را زیاد می‌کند. ◦ «آرتریواسکلروز» نادرست است؛ آرتریواسکلروز با کاهش کامپلیانس فشار نبض را افزایش می‌دهد. ◦ «نارسایی آئورت» نادرست است؛ نارسایی آئورت فشار نبض وسیع ایجاد می‌کند.
۴ کدام ترکیب درباره اتساع‌پذیری عروق درست است؟
پاسخ: اتساع‌پذیری وریدهای ریوی مشابه وریدهای سیستمیک و شریان‌های ریوی حدود شش برابر شریان‌های سیستمیک است. ◦ «ورید ریوی کمتر و شریان ریوی بیشتر از همتای سیستمیک اتساع‌پذیر است» نادرست است؛ کاهش اتساع‌پذیری ورید ریوی در منبع ذکر نشده است. ◦ «هم ورید و هم شریان ریوی دقیقاً ۶ برابر همتای سیستمیک‌اند» نادرست است؛ برای وریدها ضریب شش بیان نشده است. ◦ «ورید ریوی ۶ برابر ورید سیستمیک و شریان ریوی مشابه سیستمیک است» نادرست است؛ ضرایب و مقایسه‌ها جابه‌جا شده‌اند.
۵ در یک ورید با اتساع‌پذیری ۰٫۰۸ بر میلی‌متر جیوه و حجم اولیه ۳۰۰ میلی‌لیتر، افزایش فشار ۲ میلی‌متر جیوه چه افزایش حجمی می‌دهد؟
پاسخ: ΔV برابر اتساع‌پذیری ضربدر ΔP ضربدر حجم اولیه است؛ ۰٫۰۸×۲×۳۰۰=۴۸. ◦ «۷۵ میلی‌لیتر» نادرست است؛ از ضرایب داده‌شده حاصل نمی‌شود. ◦ «۲۴ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این مقدار اثر یک میلی‌متر جیوه را نشان می‌دهد. ◦ «۱۲۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ اتساع‌پذیری را بیش از مقدار واقعی به کار برده است.
۶ در اندازه‌گیری سمعی فشار خون، خفه‌شدن صداها نسبت به فشار مستقیم داخل‌شریانی چه تمایلی دارد؟
پاسخ: نقطه خفه‌شدن صداها تقریب خوبی از دیاستول است ولی اندکی بالاتر از اندازه‌گیری مستقیم قرار می‌گیرد. ◦ «دیاستول را همیشه ۲۰ میلی‌متر کم‌برآورد می‌کند» نادرست است؛ کم‌برآورد ثابت ۲۰ میلی‌متر بیان نشده است. ◦ «فشار متوسط را مستقیماً اندازه می‌گیرد» نادرست است؛ روش سمعی فشار متوسط را مستقیم نمی‌سنجد. ◦ «سیستول را برابر صفر نشان می‌دهد» نادرست است؛ سیستول با شروع صدا تعیین می‌شود.
۷ در دستگاه نوسان‌سنج، فشار کاف بالاتر از سیستول چه الگویی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: فشار بالاتر از سیستول شریان را کامل می‌بندد و جریان و نوسان کاف رخ نمی‌دهد. ◦ «جریان آرام و نوسان بیشینه» نادرست است؛ نوسان بیشینه نزدیک فشار متوسط است. ◦ «جریان جتی پیوسته و نوسان کمینه» نادرست است؛ جریان جتی پس از پایین‌آمدن فشار کاف از سیستول آغاز می‌شود. ◦ «جریان برگشتی و صدای کورتکوف» نادرست است؛ صداهای کورتکوف مربوط به روش سمعی‌اند.
۸ کدام وضعیت فشار دهلیز راست را به محدوده منفی ۳ تا منفی ۵ نزدیک می‌کند؟
پاسخ: تخلیه بسیار مؤثر یا کاهش شدید جریان ورودی فشار دهلیز راست را تا حد فشار داخل قفسه سینه پایین می‌آورد. ◦ «افزایش حجم خون و اتساع آرتریول‌ها» نادرست است؛ هر دو عامل بازگشت وریدی را افزایش می‌دهند. ◦ «نارسایی شدید قلب و انتقال خون حجیم» نادرست است؛ این شرایط فشار را تا ۲۰ تا ۳۰ بالا می‌برند. ◦ «ونکانستریکشن گسترده و بازگشت وریدی زیاد» نادرست است؛ ونکانستریکشن بازگشت را بالا می‌برد.
۹ چرا فشار وریدی گردن در حالت ایستاده به کمتر از صفر افت نمی‌کند؟
پاسخ: با افت فشار، فشار خارجی ورید را می‌خواباند و مقاومت ایجادشده از منفی‌ترشدن بیشتر جلوگیری می‌کند. ◦ «فشار اتمسفر داخل ورید همیشه صفر است» نادرست است؛ فشار اتمسفر خارج رگ عمل می‌کند، نه داخل آن. ◦ «سینوس‌های سخت‌شامه فشار گردن را مثبت می‌کنند» نادرست است؛ سینوس‌های جمجمه خود می‌توانند فشار منفی داشته باشند. ◦ «پمپ عضلانی گردن فشار را روی ۹۰ نگه می‌دارد» نادرست است؛ فشار ۹۰ مربوط به پا است.
۱۰ کدام تغییر احتمال ادم اندام‌ها را در افزایش فشار ورید مرکزی بیشتر می‌کند؟
پاسخ: افزایش فشار وریدی محیطی فشار مویرگی را بالا می‌برد و فیلتراسیون مایع را بیشتر می‌کند. ◦ «کاهش فشار مویرگی اندام‌ها» نادرست است؛ کاهش فشار مویرگی ادم را کم می‌کند. ◦ «افزایش جذب خالص مایع از بافت» نادرست است؛ افزایش جذب خالص برعکس ادم عمل می‌کند. ◦ «کاهش قطر وریدهای مرکزی بدون انتقال فشار» نادرست است؛ اگر فشار منتقل نشود، ادم محیطی کمتر است.
۱۱ اگر کامپلیانس شریانی نصف و حجم ضربه‌ای بدون تغییر بماند، فشار نبض تقریباً چه می‌شود؟
پاسخ: فشار نبض با کامپلیانس نسبت معکوس دارد؛ نصف‌شدن کامپلیانس آن را دو برابر می‌کند. ◦ «تقریباً نصف می‌شود» نادرست است؛ این جهت برای دو برابرشدن کامپلیانس است. ◦ «تقریباً ثابت می‌ماند» نادرست است؛ رابطه مستقیم به تغییر حساس است. ◦ «به صفر می‌رسد» نادرست است؛ کاهش کامپلیانس فشار نبض را صفر نمی‌کند.
۱۲ در بیماری با افت دیاستولی آئورت تا نزدیک صفر و نبود انسیزورا، محتمل‌ترین تشخیص چیست؟
پاسخ: برگشت خون به بطن چپ و بسته‌نشدن مؤثر دریچه، افت دیاستولی و حذف انسیزورا ایجاد می‌کند. ◦ «افزایش کامپلیانس وریدی» نادرست است؛ کامپلیانس وریدی انسیزورا را حذف نمی‌کند. ◦ «تنگی شدید دریچه آئورت» نادرست است؛ تنگی خروج را محدود و نبض کم‌دامنه می‌کند. ◦ «فیبروز مویرگ‌های محیطی» نادرست است؛ فیبروز مویرگی چنین منحنی آئورتی اختصاصی نمی‌دهد.
۱۳ در PDA، کدام تغییر مستقیماً فشار نبض را وسیع می‌کند؟
پاسخ: فرار خون از آئورت به شریان ریوی در فاصله ضربان‌ها فشار دیاستولی را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش کامپلیانس شریانی» نادرست است؛ افزایش کامپلیانس فشار نبض را کم می‌کند. ◦ «کاهش حجم ضربه‌ای به صفر» نادرست است؛ حجم ضربه‌ای صفر با حیات سازگار نیست. ◦ «افزایش فشار ورید مرکزی» نادرست است؛ فشار ورید مرکزی علت مستقیم منحنی PDA نیست.
۱۴ موج فشار در آئورت ۱۵ برابر سریع‌تر از خون حرکت می‌کند. کدام نتیجه صحیح‌تر است؟
پاسخ: موج اتساع دیواره با حرکت اندک حجم منتشر می‌شود و سرعت آن با سرعت متوسط جریان خون متفاوت است. ◦ «هر ضربان همان خون را فوراً به مویرگ می‌رساند» نادرست است؛ حرکت توده خون بسیار کندتر است. ◦ «سرعت خون در آئورت ۴۵ تا ۷۵ متر بر ثانیه است» نادرست است؛ این اعداد از ضرب نادرست سرعت موج به دست آمده‌اند. ◦ «نبض فقط در مویرگ‌ها تولید می‌شود» نادرست است؛ نبض در ریشه آئورت ایجاد می‌شود و در محیط میرا می‌گردد.
۱۵ اتساع شدید آرتریول‌ها چه اثری بر مشاهده نبض مویرگی دارد؟
پاسخ: کاهش مقاومت آرتریولی میرایی موج را کم می‌کند و نبض می‌تواند تا مویرگ منتقل شود. ◦ «فشار نبض آئورت را مستقل از قلب می‌کند» نادرست است؛ فشار نبض همچنان به حجم ضربه‌ای و کامپلیانس وابسته است. ◦ «سرعت موج آئورت را صفر می‌کند» نادرست است؛ آرتریول‌ها سرعت موج آئورت را صفر نمی‌کنند. ◦ «نبض مویرگی را قطع می‌کند» نادرست است؛ کاهش مقاومت انتقال نبض را آسان‌تر می‌کند.
۱۶ دو رگ کامپلیانس برابر دارند؛ رگ A اتساع‌پذیری بیشتری دارد. درباره حجم اولیه چه می‌توان گفت؟
پاسخ: چون C=D×V است، برای کامپلیانس برابر، افزایش D باید با کاهش V جبران شود. ◦ «حجم هر دو الزاماً برابر است» نادرست است؛ برابری کامپلیانس برابری هر عامل را الزام نمی‌کند. ◦ «اتساع‌پذیری و حجم هیچ رابطه‌ای با کامپلیانس ندارند» نادرست است؛ کامپلیانس دقیقاً حاصل‌ضرب این دو است. ◦ «حجم اولیه A باید بیشتر باشد» نادرست است؛ افزایش هم‌زمان D و V کامپلیانس را بیشتر می‌کند.
۱۷ پس از انتقال سریع نیم لیتر خون به فرد سالم، چرا فشار وریدی تنها اندکی بالا می‌رود؟
پاسخ: وریدها صدها میلی‌لیتر تغییر حجم را با چند میلی‌متر جیوه تغییر فشار می‌پذیرند و سپس بیشتر شل می‌شوند. ◦ «خروج فوری تمام خون از کلیه» نادرست است؛ کلیه تمام حجم را فوری دفع نمی‌کند. ◦ «کامپلیانس وریدی پایین و مقاومت شریانی بالا» نادرست است؛ کامپلیانس پایین فشار را بیشتر بالا می‌برد. ◦ «کاهش ناگهانی حجم ضربه‌ای به صفر» نادرست است؛ حجم ضربه‌ای به صفر نمی‌رسد.
۱۸ کدام توالی در روش سمعی صحیح است؟
پاسخ: با کاهش فشار کاف از بالای سیستول، ابتدا جت سیستولی و سپس با بازشدن بیشتر شریان خفه‌شدن و محوشدن رخ می‌دهد. ◦ «محوشدن صدا در سیستول، سپس شروع صدا در دیاستول» نادرست است؛ ترتیب سیستول و دیاستول برعکس شده است. ◦ «جریان آرام، نوسان بیشینه، سپس صدای مداوم زیر صفر» نادرست است؛ این توالی ترکیبی نادرست از روش نوسان‌سنج و سمعی است. ◦ «شروع صدا بالاتر از سیستول، سپس انسداد کامل، محوشدن در فشار متوسط» نادرست است؛ بالای سیستول جریان و صدا وجود ندارد.
۱۹ کاف بسیار کوچک در دستگاه نوسان‌سنج چه مشکلی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: اندازه نامناسب کاف یکی از علل خطای دستگاه‌های خودکار است و کاف کوچک معمولاً فشار بیشتری لازم دارد. ◦ «فشار ورید مرکزی را دقیق‌تر می‌کند» نادرست است؛ کاف بازویی فشار ورید مرکزی را نمی‌سنجد. ◦ «اثر سفتی شریان را کاملاً خنثی می‌کند» نادرست است؛ سفتی شریان می‌تواند خود باعث خطای الگوریتم شود. ◦ «تنها ضربان قلب را حذف می‌کند» نادرست است؛ ضربان قلب معمولاً همچنان ثبت می‌شود.
۲۰ در تاکی‌کاردی بسیار شدید، چرا میانگین ساده سیستول و دیاستول به MAP نزدیک‌تر می‌شود؟
پاسخ: در ضربان معمول، دیاستول طولانی‌تر است؛ با تاکی‌کاردی این عدم‌تقارن کمتر می‌شود. ◦ «کامپلیانس وریدی به صفر می‌رسد» نادرست است؛ کامپلیانس وریدی علت این تقریب زمانی نیست. ◦ «فشار وریدی برابر فشار شریانی می‌شود» نادرست است؛ فشارهای وریدی و شریانی برابر نمی‌شوند. ◦ «سیستول کاملاً حذف می‌شود» نادرست است؛ سیستول حذف نمی‌شود.
۲۱ در فردی با فیستول شریانی‌وریدی دیالیز، تعیین دیاستول با محوشدن صدا چرا مشکل است؟
پاسخ: جریان مداوم و زیاد باعث باقی‌ماندن آشفتگی و صدا در فشارهای پایین می‌شود. ◦ «کاف نمی‌تواند بالاتر از فشار وریدی برود» نادرست است؛ کاف برای فشار شریانی تنظیم می‌شود. ◦ «شریان بازویی کاملاً فاقد جریان می‌شود» نادرست است؛ در فیستول جریان افزایش می‌یابد نه حذف. ◦ «فشار سیستولی همیشه صفر است» نادرست است؛ سیستول صفر نیست.
۲۲ فردی ۳۰ دقیقه کاملاً بی‌حرکت ایستاده و سنکوپ کرده است. حلقه اولیه رخدادها کدام است؟
پاسخ: عدم فعالیت پمپ وریدی فشار هیدروستاتیک را بالا می‌برد و خروج مایع، حجم مؤثر و بازگشت را کم می‌کند. ◦ «کاهش فشار ورید پا، جذب مایع، افزایش حجم خون» نادرست است؛ جهت همه تغییرات برعکس است. ◦ «کاهش فشار شریانی پا به زیر فشار قلب» نادرست است؛ جاذبه فشار شریانی پا را بالاتر می‌برد. ◦ «افزایش پمپ عضلانی، کاهش فشار ورید، کاهش بازگشت» نادرست است؛ در بی‌حرکتی پمپ عضلانی فعال نیست.
۲۳ چرا بالاگرفتن پا در واریس به کاهش ادم کمک می‌کند؟
پاسخ: قرار دادن پا هم‌سطح یا بالاتر از قلب فشار جاذبه‌ای را کاهش و فیلتراسیون را محدود می‌کند. ◦ «کامپلیانس آئورت را زیاد می‌کند» نادرست است؛ اثر اصلی موضعی بر فشار ورید پا است، نه آئورت. ◦ «فشار دهلیز راست را حتماً منفی می‌کند» نادرست است؛ فشار دهلیز راست الزاماً منفی نمی‌شود. ◦ «ترشح گلبول قرمز از طحال را متوقف می‌کند» نادرست است؛ طحال در درمان واریس نقشی ندارد.
۲۴ اگر دریچه وریدی آسیب ببیند ولی عضلات ساق سالم باشند، چرا پمپ ناکارآمد می‌شود؟
پاسخ: دریچه‌ها جهت یک‌طرفه به قلب را تضمین می‌کنند؛ بدون آن‌ها انقباض عضله بازگشت مؤثر نمی‌سازد. ◦ «سینوس ساژیتال کلاپس می‌کند» نادرست است؛ سینوس ساژیتال به پمپ ساق مربوط نیست. ◦ «عضله دیگر نمی‌تواند منقبض شود» نادرست است؛ سلامت دریچه بر توان انقباض عضله اثر مستقیم ندارد. ◦ «فشار شریانی پا به صفر می‌رسد» نادرست است؛ فشار شریانی پا صفر نمی‌شود.
۲۵ در تحریک سمپاتیک طحال، افزایش هماتوکریت ۱ تا ۲ درصد عمدتاً ناشی از چیست؟
پاسخ: طحال گلبول‌های قرمز ذخیره‌شده را آزاد می‌کند و نسبت سلولی خون را کمی بالا می‌برد. ◦ «ساخت فوری گلبول قرمز جدید» نادرست است؛ اریتروپوئز زمان‌بر است. ◦ «خروج انتخابی پلاسما از کلیه در چند ثانیه» نادرست است؛ دفع کلیوی فوری مکانیسم اصلی نیست. ◦ «تبدیل گلبول سفید به گلبول قرمز» نادرست است؛ گلبول سفید به قرمز تبدیل نمی‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۱۵ — آزمون آفلاین سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فصل ۱۶ گایتون — سؤالات آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فصل ۱۶ گایتون — سؤالات آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ مهم‌ترین وظیفهٔ میکروسیرکولاسیون چیست؟
پاسخ: «رساندن مواد غذایی و برداشت مواد زاید» درست است؛ مویرگ‌ها و عروق کوچک تبادل مواد میان خون و بافت را ممکن می‌کنند. ◦ «ذخیرهٔ عمدهٔ حجم خون» نادرست است؛ ذخیرهٔ عمدهٔ خون وظیفهٔ وریدهاست. ◦ «ایجاد ضربان قلب در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ ضربان در قلب ایجاد می‌شود. ◦ «تولید پروتئین‌های پلاسما» نادرست است؛ پروتئین‌های پلاسما عمدتاً در کبد ساخته می‌شوند.
۲ کدام رگ بیشترین نقش را در تنظیم جریان ورودی به بستر مویرگی دارد؟
پاسخ: «آرتریول» درست است؛ دیوارهٔ عضلانی آرتریول می‌تواند قطر و مقاومت ورودی را به‌طور قابل‌توجه تغییر دهد. ◦ «مویرگ» نادرست است؛ مویرگ عضلهٔ صاف قابل‌توجه ندارد. ◦ «ونول» نادرست است؛ ونول عمدتاً خون را جمع‌آوری می‌کند. ◦ «ورید اجوف» نادرست است؛ ورید اجوف تنظیم موضعی بستر مویرگی را انجام نمی‌دهد.
۳ عضلهٔ صاف در متاآرتریول‌ها چگونه توزیع شده است؟
پاسخ: «به‌صورت رشته‌های منقطع در طول رگ» درست است؛ متاآرتریول پوشش عضلانی پیوسته ندارد و رشته‌های عضله در نقاطی از دیواره آن را احاطه می‌کنند. ◦ «به‌صورت لایه‌ای ضخیم و پیوسته» نادرست است؛ پوشش پیوسته ویژگی آرتریول‌هاست. ◦ «فقط در انتهای وریدی» نادرست است؛ توزیع عضله محدود به انتهای وریدی نیست. ◦ «کاملاً غایب از دیواره» نادرست است؛ عضلهٔ صاف کاملاً غایب نیست.
۴ اسفنکتر پیش‌مویرگی در کجا قرار دارد؟
پاسخ: «در محل منشأ مویرگ حقیقی از متاآرتریول» درست است؛ این اسفنکتر حلقه‌ای از عضلهٔ صاف است که ورود خون به مویرگ حقیقی را کنترل می‌کند. ◦ «در محل اتصال ورید اجوف به قلب» نادرست است؛ این محل ارتباطی با میکروسیرکولاسیون ندارد. ◦ «در دیوارهٔ شریان آئورت در شرایط معمول» نادرست است؛ آئورت چنین اسفنکتری ندارد. ◦ «در انتهای مجرای توراسیک» نادرست است؛ مجرای توراسیک دارای دریچه است نه اسفنکتر پیش‌مویرگی.
۵ کدام عامل موضعی مهم‌ترین تنظیم‌کنندهٔ وازوموشن شناخته شده است؟
پاسخ: «غلظت اکسیژن بافتی» درست است؛ کاهش اکسیژن بافتی دفعات و مدت بازبودن مویرگ‌ها را افزایش می‌دهد. ◦ «غلظت آلبومین پلاسما» نادرست است؛ آلبومین نیروی انکوتیک می‌سازد نه تنظیم اصلی وازوموشن. ◦ «فشار داخل جمجمه» نادرست است؛ فشار داخل جمجمه عامل عمومی وازوموشن نیست. ◦ «سطح فیبرینوژن» نادرست است؛ فیبرینوژن تنظیم‌کننده اصلی نیست.
۶ چرا با وجود جریان متناوب هر مویرگ، تبادل بافتی نسبتاً پایدار است؟
پاسخ: «تعداد بسیار زیاد مویرگ‌ها عملکرد را میانگین می‌کند» درست است؛ فعالیت میلیاردها مویرگ با زمان‌بندی متفاوت، جریان و تبادل متوسط پایداری ایجاد می‌کند. ◦ «همه مویرگ‌ها هم‌زمان بازند در شرایط معمول» نادرست است؛ مویرگ‌ها هم‌زمان باز نیستند. ◦ «فشار مویرگی همیشه ثابت است در حالت طبیعی» نادرست است؛ فشار هر مویرگ می‌تواند متغیر باشد. ◦ «هر مویرگ فاقد اسفنکتر است در حالت طبیعی در شرایط معمول» نادرست است؛ وجود اسفنکتر پیش‌مویرگی در بسیاری بسترها مطرح است.
۷ ضخامت تقریبی دیوارهٔ مویرگ معمولی چقدر است؟
پاسخ: «حدود ۰٫۵ میکرومتر» درست است؛ لایهٔ واحد اندوتلیال و غشای پایه دیواره‌ای بسیار نازک در حدود نیم میکرومتر می‌سازند. ◦ «حدود ۵ میکرومتر» نادرست است؛ این مقدار ده برابر بیشتر است. ◦ «حدود ۵۰ میکرومتر» نادرست است؛ این مقدار صد برابر بیشتر است. ◦ «حدود ۰٫۰۵ میلی‌متر» نادرست است؛ ۰٫۰۵ میلی‌متر برابر ۵۰ میکرومتر است.
۸ قطر داخلی بیشتر مویرگ‌ها در چه محدوده‌ای است؟
پاسخ: «۴ تا ۹ میکرومتر» درست است؛ این قطر اندکی بیش از قطر گلبول قرمز است و عبور سلول‌ها را به‌صورت فشرده ممکن می‌کند. ◦ «۱۵ تا ۳۰ میکرومتر» نادرست است؛ این محدوده بزرگ‌تر از مویرگ معمولی است. ◦ «۵۰ تا ۱۰۰ میکرومتر» نادرست است؛ این ابعاد متعلق به عروق بزرگ‌تر است. ◦ «۱ تا ۲ میلی‌متر» نادرست است؛ این اندازه در حد شریان کوچک است.
۹ پری‌سیت‌های مویرگی چه ویژگی مهمی دارند؟
پاسخ: «دارای پروتئین‌های انقباضی و تنظیم‌کنندهٔ رشد مویرگ‌اند» درست است؛ پری‌سیت‌ها پیرامون اندوتلیوم قرار می‌گیرند و در پرفیوژن، رشد مویرگ و سد خونی‌مغزی نقش دارند. ◦ «سلول‌های خونی فاقد هسته‌اند در حالت طبیعی» نادرست است؛ پری‌سیت گلبول قرمز نیست. ◦ «سازندهٔ اصلی آلبومین پلاسما هستند» نادرست است؛ آلبومین عمدتاً در کبد ساخته می‌شود. ◦ «فقط در وریدهای بزرگ یافت می‌شوند در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ پری‌سیت‌ها در مویرگ‌ها دیده می‌شوند.
۱۰ عرض معمول شکاف بین‌سلولی مویرگ تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۶ تا ۷ نانومتر» درست است؛ شکاف‌های باریک میان سلول‌های اندوتلیال حدود ۶ تا ۷ نانومتر عرض دارند. ◦ «۶ تا ۷ میکرومتر» نادرست است؛ این مقدار هزار برابر بزرگ‌تر است. ◦ «۶۰ تا ۷۰ میکرومتر» نادرست است؛ این مقدار بسیار بزرگ‌تر از دیواره مویرگ است. ◦ «۰٫۶ تا ۰٫۷ میلی‌متر» نادرست است؛ این اندازه در حد عروق بزرگ است.
۱۱ شکاف‌های بین‌سلولی تقریباً چه سهمی از سطح دیوارهٔ مویرگ را تشکیل می‌دهند؟
پاسخ: «حدود یک‌هزارم سطح» درست است؛ شکاف‌ها فقط در حاشیه سلول‌ها هستند و مجموعاً حدود ۱/۱۰۰۰ سطح را می‌سازند. ◦ «حدود یک‌دهم سطح» نادرست است؛ این مقدار بسیار زیاد برآورد شده است. ◦ «حدود نصف سطح» نادرست است؛ نیمی از سطح به شکاف اختصاص ندارد. ◦ «تقریباً تمام سطح» نادرست است؛ بخش عمدهٔ سطح خود سلول اندوتلیال است.
۱۲ کدام مواد عمدتاً از شکاف‌های بین‌سلولی مویرگ عضله عبور می‌کنند؟
پاسخ: «آب، یون‌ها و گلوکز» درست است؛ مواد محلول در آب و کوچک از منافذ بین‌سلولی منتشر می‌شوند. ◦ «اکسیژن و دی‌اکسیدکربن فقط» نادرست است؛ گازهای محلول در چربی از غشای سلولی عبور می‌کنند. ◦ «آلبومین و فیبرینوژن» نادرست است؛ پروتئین‌های بزرگ عبور بسیار محدودی دارند. ◦ «گلبول قرمز و پلاکت» نادرست است؛ سلول‌های خونی از دیواره طبیعی عبور نمی‌کنند.
۱۳ اکسیژن و دی‌اکسیدکربن چگونه از دیوارهٔ مویرگ عبور می‌کنند؟
پاسخ: «مستقیماً از غشای سلول اندوتلیال» درست است؛ محلول‌بودن در چربی اجازه می‌دهد این گازها از سراسر غشای اندوتلیال منتشر شوند. ◦ «فقط از شکاف بین‌سلولی» نادرست است؛ عبور آنها محدود به شکاف نیست. ◦ «از راه دریچه‌های لنفی» نادرست است؛ دریچه لنفی ربطی به مویرگ خونی ندارد. ◦ «با انتقال فعال وابسته به ATP» نادرست است؛ انتشار گازها فعال نیست.
۱۴ کاوئولاهای اندوتلیال بیشتر در انتقال کدام مواد نقش دارند؟
پاسخ: «ماکرومولکول‌ها با اندوسیتوز و ترانس‌سیتوز» درست است؛ کاوئولاها بسته‌های کوچک مایع و پروتئین را درون سلول جابه‌جا می‌کنند. ◦ «گلبول‌های قرمز با فاگوسیتوز» نادرست است؛ گلبول قرمز از طریق کاوئولا منتقل نمی‌شود. ◦ «اکسیژن با پمپ فعال در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ اکسیژن انتشار ساده دارد. ◦ «سدیم فقط با ناقل غشایی» نادرست است؛ سدیم عمدتاً از منافذ عبور می‌کند.
۱۵ کدام ویژگی برای مویرگ‌های مغز معمول‌تر است؟
پاسخ: «اتصالات محکم میان سلول‌های اندوتلیال» درست است؛ اتصالات محکم عبور مولکول‌های بزرگ را محدود و به سد خونی‌مغزی کمک می‌کنند. ◦ «شکاف‌های کاملاً باز برای پروتئین» نادرست است؛ این ویژگی بیشتر سینوزوئید کبد است. ◦ «فنشتره‌های فراوان و بزرگ» نادرست است؛ فنشتره فراوان در گلومرول مطرح است. ◦ «نبود کامل غشای پایه» نادرست است؛ غشای پایه در مویرگ مغز وجود دارد.
۱۶ کدام مویرگ اجازهٔ عبور تقریباً آزاد پروتئین‌های پلاسما را می‌دهد؟
پاسخ: «سینوزوئید کبدی» درست است؛ شکاف‌های سینوزوئید کبدی بسیار بازند و پروتئین‌ها نیز به‌راحتی عبور می‌کنند. ◦ «مویرگ عضله اسکلتی» نادرست است؛ مویرگ عضله برای پروتئین نفوذپذیری اندکی دارد. ◦ «مویرگ مغزی» نادرست است؛ سد خونی‌مغزی عبور را محدود می‌کند. ◦ «مویرگ پوستی» نادرست است؛ مویرگ پوست چنین نفوذپذیری بالایی ندارد.
۱۷ فنشتره‌های اندوتلیال مشخصهٔ مهم کدام مویرگ‌اند؟
پاسخ: «مویرگ گلومرولی کلیه» درست است؛ فنشتره‌ها عبور سریع آب و مواد کوچک را در گلومرول تسهیل می‌کنند. ◦ «مویرگ مغز» نادرست است؛ مویرگ مغز اتصالات محکم دارد. ◦ «مویرگ تاندون» نادرست است؛ تاندون چنین مویرگ تخصص‌یافته‌ای ندارد. ◦ «مویرگ عضله اسکلتی» نادرست است؛ مویرگ عضله عمدتاً پیوسته است.
۱۸ مهم‌ترین روش تبادل مواد میان پلاسما و مایع میان‌بافتی چیست؟
پاسخ: «انتشار» درست است؛ بیشتر مواد غذایی و زاید با انتشار سریع دوطرفه منتقل می‌شوند. ◦ «فیلتراسیون حجمی» نادرست است؛ فیلتراسیون برای جابه‌جایی خالص مایع مهم است نه عمده تبادل مواد. ◦ «انتقال فعال عمومی» نادرست است؛ انتقال فعال عمومی در دیواره مویرگ وجود ندارد. ◦ «بلع سلولی اندوتلیوم» نادرست است؛ بلع سلولی راه اصلی تبادل مواد کوچک نیست.
۱۹ سرعت انتشار آب از دیوارهٔ مویرگ نسبت به حرکت خطی پلاسما چگونه است؟
پاسخ: «حدود ۸۰ برابر بیشتر است» درست است؛ آب در زمان عبور پلاسما از مویرگ بارها میان پلاسما و مایع بینابینی مبادله می‌شود. ◦ «حدود ۸۰ برابر کمتر است» نادرست است؛ جهت نسبت برعکس است. ◦ «تقریباً برابر است» نادرست است؛ انتشار بسیار سریع‌تر از جریان خطی است. ◦ «فقط دو برابر بیشتر است» نادرست است؛ اختلاف بیش از دو برابر است.
۲۰ نفوذپذیری نسبی مویرگ عضله برای گلوکز نسبت به آب تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «حدود ۰٫۶» درست است؛ در جدول فصل، نفوذپذیری گلوکز حدود شش‌دهم آب گزارش شده است. ◦ «حدود ۶» نادرست است؛ بیش از آب نیست. ◦ «حدود ۰٫۰۰۱» نادرست است؛ ۰٫۰۰۱ مربوط به آلبومین است. ◦ «حدود ۵۰۰» نادرست است؛ ۵۰۰ مقایسهٔ کلیه با عضله است.
۲۱ نفوذپذیری نسبی مویرگ عضله برای آلبومین نسبت به آب تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «حدود ۰٫۰۰۱» درست است؛ بزرگی مولکول آلبومین عبور آن را به حدود یک‌هزارم آب محدود می‌کند. ◦ «حدود ۰٫۶» نادرست است؛ ۰٫۶ مربوط به گلوکز است. ◦ «حدود ۰٫۸» نادرست است؛ ۰٫۸ مربوط به اوره است. ◦ «حدود ۱٫۰» نادرست است؛ آب مبنای ۱ در جدول است.
۲۲ نفوذپذیری گلومرول کلیه برای آب و الکترولیت‌ها نسبت به مویرگ عضله تقریباً چگونه است؟
پاسخ: «حدود ۵۰۰ برابر بیشتر است» درست است؛ فنشتره‌های گلومرولی فیلتراسیون بسیار بالای آب و مواد کوچک را ممکن می‌کنند. ◦ «حدود ۵۰۰ برابر کمتر است» نادرست است؛ جهت مقایسه برعکس نیست. ◦ «تقریباً برابر است» نادرست است؛ نفوذپذیری گلومرول بسیار بیشتر است. ◦ «فقط دو برابر بیشتر است» نادرست است؛ افزایش بسیار بیش از دو برابر است.
۲۳ افزایش اختلاف غلظت یک ماده در دو سوی مویرگ چه اثری دارد؟
پاسخ: «انتشار خالص آن را افزایش می‌دهد» درست است؛ شار انتشار با اختلاف غلظت دو سوی غشا نسبت مستقیم دارد. ◦ «انتشار را متوقف می‌کند» نادرست است؛ اختلاف بیشتر انتشار را متوقف نمی‌کند. ◦ «فشار انکوتیک را صفر می‌کند» نادرست است؛ فشار انکوتیک مستقل از این قاعده است. ◦ «قطر مویرگ را الزاماً کم می‌کند» نادرست است؛ تغییر قطر پیامد الزامی نیست.
۲۴ جهت خالص انتشار اکسیژن در بیشتر بافت‌ها کدام است؟
پاسخ: «از خون مویرگی به مایع میان‌بافتی» درست است؛ غلظت اکسیژن خون مویرگی معمولاً از مایع بینابینی بیشتر است. ◦ «از بافت به خون مویرگی» نادرست است؛ دی‌اکسیدکربن عمدتاً در جهت مخالف حرکت می‌کند. ◦ «از لنف به آرتریول» نادرست است؛ لنف منبع اصلی اکسیژن بافت نیست. ◦ «از ورید به شریان در حالت طبیعی» نادرست است؛ این مسیر تبادل مویرگی را توصیف نمی‌کند.
۲۵ جهت خالص انتشار دی‌اکسیدکربن در بافت فعال کدام است؟
پاسخ: «از بافت به خون مویرگی» درست است؛ تولید متابولیک CO2 غلظت آن را در بافت بالا می‌برد و به خون منتشر می‌شود. ◦ «از خون به بافت» نادرست است؛ جهت اصلی برعکس است. ◦ «از مویرگ به لنف فقط» نادرست است؛ CO2 می‌تواند وارد خون شود و محدود به لنف نیست. ◦ «از شریان به ورید بدون عبور بافت» نادرست است؛ عبور از بافت بخش اصلی مسیر است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۶ گایتون — سؤالات آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۶ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فصل ۱۶ گایتون — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک بستر مویرگی، کاهش مقاومت آرتریولی با ثابت‌بودن فشارهای شریانی و وریدی چه اثری دارد؟
پاسخ: «فشار هیدروستاتیک مویرگی را افزایش می‌دهد» درست است؛ کاهش مقاومت پیش‌مویرگی انتقال فشار شریانی به مویرگ را بیشتر می‌کند. ◦ «فشار مویرگی را کاهش می‌دهد» نادرست است؛ جهت تغییر فشار برعکس است. ◦ «فشار انکوتیک پلاسما را بالا می‌برد» نادرست است؛ فشار انکوتیک به مقاومت آرتریولی وابسته نیست. ◦ «نفوذپذیری آلبومین را صفر می‌کند» نادرست است؛ نفوذپذیری به صفر نمی‌رسد.
۲ افزایش فشار وریدی در اندام تحتانی بیش از همه کدام پیامد را دارد؟
پاسخ: «افزایش فشار مویرگی و فیلتراسیون» درست است؛ فشار وریدی به عقب منتقل شده و فشار هیدروستاتیک مویرگ را بالا می‌برد. ◦ «کاهش فشار مویرگی و بازجذب» نادرست است؛ جهت اثر برعکس است. ◦ «افزایش مستقیم آلبومین پلاسما» نادرست است؛ آلبومین مستقیم افزایش نمی‌یابد. ◦ «کاهش فشار انکوتیک بینابینی» نادرست است؛ فشار انکوتیک بینابینی ممکن است افزایش یابد.
۳ اگر فشار شریانی کاهش یابد و سایر عوامل ثابت بمانند، فشار مویرگی چه می‌شود؟
پاسخ: «کاهش می‌یابد» درست است؛ نیروی ورودی به بستر مویرگی کم می‌شود. ◦ «افزایش می‌یابد» نادرست است؛ افزایش انتظار نمی‌رود. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ فشار شریانی در فشار مویرگی مؤثر است. ◦ «به فشار انکوتیک تبدیل می‌شود» نادرست است؛ دو نوع فشار به هم تبدیل نمی‌شوند.
۴ در یک مویرگ، Pc=30، Pif=-3، πif=8 و πp=28 است. فشار خالص فیلتراسیون چقدر است؟
پاسخ: «۱۳ میلی‌متر جیوه به خارج» درست است؛ NFP=(30-(-3))-(28-8)=13 میلی‌متر جیوه به خارج است. ◦ «۷ میلی‌متر جیوه به داخل» نادرست است؛ ۷ مربوط به مثال انتهای وریدی است. ◦ «۳ میلی‌متر جیوه به خارج» نادرست است؛ محاسبه کامل نیروها نیست. ◦ «۲۸ میلی‌متر جیوه به داخل» نادرست است؛ ۲۸ فقط یک نیروی منفرد است.
۵ در انتهای وریدی، Pc=10، Pif=-3، πif=8 و πp=28 است. نتیجه چیست؟
پاسخ: «۷ میلی‌متر جیوه جذب به داخل» درست است؛ نیروهای بیرونی ۲۱ و نیروی داخلی ۲۸ است؛ خالص ۷ به داخل می‌شود. ◦ «۱۳ میلی‌متر جیوه فیلتراسیون» نادرست است؛ ۱۳ مربوط به انتهای شریانی است. ◦ «۳ میلی‌متر جیوه فیلتراسیون» نادرست است؛ جمع نیروها این مقدار را نمی‌دهد. ◦ «بدون حرکت خالص» نادرست است؛ تعادل کامل برقرار نیست.
۶ کاهش فشار انکوتیک پلاسما از ۲۸ به ۲۰ با ثابت‌بودن سایر نیروها چه اثری دارد؟
پاسخ: «فشار خالص فیلتراسیون را ۸ میلی‌متر جیوه افزایش می‌دهد» درست است؛ کاهش نیروی رو به داخل به همان اندازه، NFP رو به بیرون را بالا می‌برد. ◦ «فیلتراسیون را ۸ واحد کم می‌کند در حالت طبیعی» نادرست است؛ جهت اثر معکوس است. ◦ «فشار مویرگی را ۸ واحد کم می‌کند در شرایط معمول» نادرست است؛ Pc مستقیماً تغییر نمی‌کند. ◦ «فشار بینابینی را فوراً صفر می‌کند» نادرست است؛ Pif الزاماً صفر نمی‌شود.
۷ افزایش فشار انکوتیک بینابینی از ۸ به ۱۲ چه تغییری در NFP می‌دهد؟
پاسخ: «چهار میلی‌متر جیوه به سمت فیلتراسیون» درست است؛ πif یک نیروی رو به بیرون است و افزایش آن فیلتراسیون را بیشتر می‌کند. ◦ «چهار میلی‌متر جیوه به سمت جذب» نادرست است؛ جهت اثر برعکس نیست. ◦ «دوازده میلی‌متر کاهش فشار مویرگی» نادرست است؛ Pc تغییر نمی‌کند. ◦ «بدون اثر بر حرکت مایع» نادرست است؛ πif در معادله استارلینگ مؤثر است.
۸ افزایش نفوذپذیری مویرگ به پروتئین چگونه به ادم کمک می‌کند؟
پاسخ: «πp مؤثر را کم و πif را زیاد می‌کند» درست است؛ خروج پروتئین اختلاف انکوتیک دو سوی مویرگ را کاهش می‌دهد. ◦ «πp را زیاد و πif را کم می‌کند» نادرست است؛ جهت تغییرها برعکس است. ◦ «فشار مویرگی را همیشه صفر می‌کند» نادرست است؛ Pc لزوماً صفر نمی‌شود. ◦ «جریان لنف را کاملاً متوقف می‌کند» نادرست است؛ جریان لنف معمولاً ابتدا زیاد می‌شود.
۹ در التهاب، هیستامین معمولاً چه ترکیبی از تغییرات را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «افزایش نفوذپذیری و جریان لنف» درست است؛ خروج پروتئین و مایع، فشار بینابینی و ورود به لنف را افزایش می‌دهد. ◦ «کاهش نفوذپذیری و کاهش لنف» نادرست است؛ التهاب نفوذپذیری را کم نمی‌کند. ◦ «افزایش آلبومین پلاسما و جذب» نادرست است؛ آلبومین پلاسما افزایش نمی‌یابد. ◦ «بسته‌شدن کامل مویرگ‌ها» نادرست است؛ مویرگ‌ها کاملاً بسته نمی‌شوند.
۱۰ در نارسایی قلب راست، ادم محیطی عمدتاً از کدام تغییر آغاز می‌شود؟
پاسخ: «افزایش فشار وریدی و مویرگی» درست است؛ احتقان وریدی فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های محیطی را بالا می‌برد. ◦ «کاهش فشار وریدی» نادرست است؛ فشار وریدی کاهش نمی‌یابد. ◦ «افزایش شدید آلبومین» نادرست است؛ آلبومین افزایش علت اصلی نیست. ◦ «کاهش نفوذپذیری مویرگ» نادرست است؛ نفوذپذیری کمتر ادم ایجاد نمی‌کند.
۱۱ در سیروز با کاهش آلبومین، کدام نیروی استارلینگ تضعیف می‌شود؟
پاسخ: «فشار انکوتیک پلاسما» درست است؛ آلبومین بیشترین سهم را در πp دارد. ◦ «فشار هیدروستاتیک مویرگ» نادرست است؛ Pc ممکن است جداگانه تغییر کند. ◦ «فشار انکوتیک بینابینی» نادرست است؛ πif مستقیماً از کاهش آلبومین تضعیف نمی‌شود. ◦ «فشار منفی بینابینی» نادرست است؛ Pif نیروی هیدروستاتیک است.
۱۲ انسداد لنفی پس از برداشت گره‌های لنفاوی چه ترکیبی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «تجمع پروتئین و مایع در فضای بینابینی» درست است؛ لنف مسیر اصلی خروج پروتئین‌های نشت‌کرده از بافت است. ◦ «کاهش پروتئین بینابینی و جذب مایع» نادرست است؛ پروتئین کاهش نمی‌یابد. ◦ «افزایش بازگشت پروتئین به خون» نادرست است؛ بازگشت پروتئین مختل می‌شود. ◦ «کاهش پایدار فشار بینابینی» نادرست است؛ فشار بینابینی با تجمع مایع بالا می‌رود.
۱۳ چرا پروتئین نشت‌کرده از مویرگ عمدتاً از انتهای وریدی بازنمی‌گردد؟
پاسخ: «عبور آن از منافذ مویرگی بسیار محدود است» درست است؛ مولکول‌های پروتئینی برای عبور برگشتی از بیشتر منافذ مویرگی بزرگ‌اند. ◦ «به‌سرعت به گلوکز تبدیل می‌شود در شرایط معمول» نادرست است؛ پروتئین به گلوکز تبدیل نمی‌شود. ◦ «فشار انکوتیک آن را نابود می‌کند» نادرست است؛ فشار انکوتیک مولکول را نابود نمی‌کند. ◦ «درون بافت رسوب استخوانی می‌سازد» نادرست است؛ رسوب استخوانی ایجاد نمی‌شود.
۱۴ در بافتی با Kf بالا، افزایش یکسان NFP نسبت به بافت با Kf پایین چه اثری دارد؟
پاسخ: «فیلتراسیون بیشتری ایجاد می‌کند» درست است؛ Jv برابر Kf ضربدر NFP است؛ Kf بالاتر شار بیشتری می‌دهد. ◦ «فیلتراسیون کمتری ایجاد می‌کند» نادرست است؛ جهت اثر برعکس است. ◦ «هیچ تفاوتی ندارد» نادرست است؛ Kf در مقدار جریان مایع مؤثر است. ◦ «فقط فشار انکوتیک را تغییر می‌دهد» نادرست است؛ اثر مستقیم فقط بر π نیست.
۱۵ اگر سطح مویرگی فعال دو برابر شود و نفوذپذیری ثابت بماند، Kf چه می‌شود؟
پاسخ: «تقریباً دو برابر می‌شود» درست است؛ Kf با سطح تبادل نسبت مستقیم دارد. ◦ «به نصف می‌رسد» نادرست است؛ جهت اثر برعکس نیست. ◦ «شانزده برابر می‌شود» نادرست است؛ توان چهارم مربوط به مقاومت رگی است. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ سطح تبادل در Kf مؤثر است.
۱۶ اگر فشار بینابینی از ۳- به صفر برسد، با سایر نیروهای ثابت چه رخ می‌دهد؟
پاسخ: «NFP رو به بیرون سه واحد کم می‌شود» درست است؛ ازبین‌رفتن فشار منفی، یکی از نیروهای رو به بیرون را سه واحد کاهش می‌دهد. ◦ «NFP سه واحد زیاد می‌شود» نادرست است؛ جهت تغییر NFP برعکس است. ◦ «πp سه واحد زیاد می‌شود» نادرست است؛ πp تغییر نمی‌کند. ◦ «Pc سه واحد کم می‌شود در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ Pc تغییر مستقیم ندارد.
۱۷ چرا فشار بینابینی منفی یک عامل ایمنی در برابر ادم نیست؟
پاسخ: «خودِ فشار منفی فیلتراسیون را اندکی افزایش می‌دهد» درست است؛ نیروی مکشی بیرون مویرگ، حرکت مایع به فضای بینابینی را تسهیل می‌کند. ◦ «همیشه جذب مویرگی را زیاد می‌کند» نادرست است؛ جهت اثر برعکس است. ◦ «پروتئین را از بافت حذف می‌کند در حالت طبیعی» نادرست است؛ حذف پروتئین کار لنف است. ◦ «نفوذپذیری مویرگ را صفر می‌کند» نادرست است؛ نفوذپذیری صفر نمی‌شود.
۱۸ در ادم، تبدیل ژل به مایع آزاد چه پیامدی دارد؟
پاسخ: «مایع می‌تواند آسان‌تر در بافت جابه‌جا شود» درست است؛ گسترش حوضچه‌های مایع آزاد، جریان حجمی در بافت را ممکن می‌کند. ◦ «انتشار کاملاً متوقف می‌شود در شرایط معمول» نادرست است؛ انتشار متوقف نمی‌شود. ◦ «فشار انکوتیک پلاسما بالا می‌رود» نادرست است؛ πp لزوماً افزایش نمی‌یابد. ◦ «مویرگ‌ها نفوذناپذیر می‌شوند» نادرست است؛ نفوذپذیری صفر نمی‌شود.
۱۹ در کلیه، πif نسبتاً بالا عمدتاً ناشی از چیست؟
پاسخ: «نفوذپذیری بیشتر مویرگ‌ها به پروتئین» درست است؛ نشت پروتئین بیشتر، غلظت پروتئین بینابینی را بالا می‌برد. ◦ «نبود کامل پروتئین پلاسما» نادرست است؛ پروتئین پلاسما وجود دارد. ◦ «فشار مویرگی صفر» نادرست است؛ فشار مویرگی صفر نیست. ◦ «نبود عروق لنفی در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ لنف در تنظیم نقش دارد.
۲۰ اگر آلبومین و فیبرینوژن جرم یکسان داشته باشند، کدام فشار اسمزی بیشتری می‌سازد؟
پاسخ: «آلبومین به علت تعداد مولکولی بیشتر» درست است؛ برای جرم مساوی، پروتئین کوچک‌تر مولکول‌های بیشتری دارد. ◦ «فیبرینوژن به علت وزن مولکولی بیشتر» نادرست است؛ وزن مولکولی بیشتر تعداد مولکول را کم می‌کند. ◦ «هر دو دقیقاً یکسان» نادرست است؛ تعداد مولکول‌ها برابر نیست. ◦ «هیچ‌کدام فشار اسمزی ندارند» نادرست است؛ هر دو فشار اسمزی ایجاد می‌کنند.
۲۱ چرا فیبرینوژن سهم ناچیزی در πp دارد؟
پاسخ: «غلظت کم و وزن مولکولی زیاد» درست است؛ تعداد مولکول‌های فیبرینوژن در پلاسما نسبتاً کم است. ◦ «غلظت بسیار بالا و اندازه کوچک» نادرست است؛ واقعیت برعکس است. ◦ «عبور آزاد از مویرگ مغز» نادرست است؛ عبور آزاد ندارد. ◦ «تبدیل سریع به گلوکز» نادرست است؛ به گلوکز تبدیل نمی‌شود.
۲۲ در یک مویرگ، افزایش Pc به میزان ۲۰ میلی‌متر جیوه با Kf ثابت چه اثری بر فیلتراسیون دارد؟
پاسخ: «افزایش متناسب و شدید شار خروجی» درست است؛ NFP به همان اندازه بالا می‌رود و Jv نیز با Kf ثابت افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش شدید شار خروجی در بیشتر بافت‌ها» نادرست است؛ جهت اثر معکوس است. ◦ «بدون اثر بر شار مایع» نادرست است؛ Pc در معادله استارلینگ مؤثر است. ◦ «افزایش بازجذب وریدی» نادرست است؛ بازجذب کمتر می‌شود.
۲۳ در بیماری با نشت پروتئین ادراری شدید، ادم چگونه توجیه می‌شود؟
پاسخ: «کاهش πp و افزایش فیلتراسیون» درست است؛ از دست‌دادن آلبومین نیروی نگهدارندهٔ مایع در پلاسما را کم می‌کند. ◦ «افزایش πp و افزایش جذب» نادرست است؛ πp کاهش می‌یابد نه افزایش. ◦ «کاهش Pc به صفر» نادرست است؛ Pc صفر نمی‌شود. ◦ «افزایش هماتوکریت به‌تنهایی» نادرست است؛ هماتوکریت علت اصلی نیست.
۲۴ اگر لنف‌برها سالم باشند، افزایش فیلتراسیون مویرگی ابتدا چه پاسخ جبرانی دارد؟
پاسخ: «افزایش فشار بینابینی و جریان لنف» درست است؛ مایع اضافی Pif را بالا می‌برد و بازشدن لنفاتیک‌ها را تقویت می‌کند. ◦ «کاهش جریان لنف» نادرست است؛ جریان لنف افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش ورود مایع به لنف» نادرست است؛ ورود مایع بیشتر می‌شود. ◦ «افزایش فشار انکوتیک پلاسما» نادرست است؛ πp الزاماً افزایش ندارد.
۲۵ چرا افزایش فشار بینابینی مثبت در نهایت رشد جریان لنف را محدود می‌کند؟
پاسخ: «فشرده‌شدن عروق لنفی نازک‌دیواره» درست است؛ در فشارهای مثبت، افزایش ورود با فشار خارجی بر لنفاتیک‌ها خنثی می‌شود. ◦ «کاهش کامل ورود مایع به بافت» نادرست است؛ ورود مایع لزوماً قطع نمی‌شود. ◦ «افزایش شدید آلبومین پلاسما» نادرست است؛ آلبومین علت فلات نیست. ◦ «بازشدن دائمی همه دریچه‌ها» نادرست است؛ دریچه‌ها دائماً باز نمی‌مانند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۶ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فصل ۱۷ گایتون — سؤالات آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فصل ۱۷ گایتون — سؤالات آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اصل بنیادی کنترل موضعی جریان خون در بیشتر بافت‌ها چیست؟
پاسخ: «تطبیق جریان خون با نیاز متابولیک بافت» درست است؛ هر بافت جریان خود را تقریباً به اندازه‌ای تنظیم می‌کند که اکسیژن، مواد غذایی و دفع متابولیت‌ها تأمین شود. ◦ «ثابت ماندن جریان مستقل از فعالیت بافت» نادرست است؛ افزایش فعالیت معمولاً جریان را تغییر می‌دهد. ◦ «تعیین کامل جریان فقط به‌وسیله اعصاب» نادرست است؛ کنترل عصبی مهم است، اما تنظیم موضعی نقش بنیادی دارد. ◦ «برابر بودن جریان همه اندام‌ها به ازای وزن» نادرست است؛ جریان اختصاصی اندام‌ها بسیار متفاوت است.
۲ علت اصلی جریان خون بسیار زیاد کلیه‌ها در حالت پایه چیست؟
پاسخ: «فیلترکردن خون و تنظیم دقیق مایعات بدن» درست است؛ کلیه‌ها حدود ۲۲٪ برون‌ده قلبی را برای تصفیه خون و تنظیم حجم و الکترولیت‌ها دریافت می‌کنند. ◦ «مصرف اکسیژن بیشتر از همه اندام‌ها» نادرست است؛ جریان زیاد کلیه متناسب با مصرف اکسیژن آن نیست. ◦ «تولید حرارت برای حفظ دمای مرکزی» نادرست است؛ تنظیم حرارت وظیفه اصلی پوست است. ◦ «ذخیره بخش عمده خون در پارانشیم کلیه» نادرست است؛ کلیه مخزن اصلی خون محسوب نمی‌شود.
۳ جریان خون عضله اسکلتی غیرفعال به ازای ۱۰۰ گرم تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «حدود ۴ میلی‌لیتر در دقیقه» درست است؛ در حالت استراحت متابولیسم عضله کم است و جریان آن حدود ۴ میلی‌لیتر در دقیقه به ازای ۱۰۰ گرم است. ◦ «حدود ۵۰ میلی‌لیتر در دقیقه» نادرست است؛ حدود ۵۰ مربوط به مغز است. ◦ «حدود ۹۵ میلی‌لیتر در دقیقه» نادرست است؛ حدود ۹۵ مربوط به کبد است. ◦ «حدود ۳۶۰ میلی‌لیتر در دقیقه» نادرست است؛ حدود ۳۶۰ مربوط به کلیه است.
۴ تغییر جریان خون پوست بیش از همه به تنظیم کدام عملکرد کمک می‌کند؟
پاسخ: «اتلاف حرارت و دمای بدن» درست است؛ افزایش یا کاهش جریان پوست، انتقال حرارت از مرکز بدن به محیط را تغییر می‌دهد. ◦ «فیلتراسیون گلومرولی» نادرست است؛ فیلتراسیون گلومرولی در کلیه انجام می‌شود. ◦ «تولید هورمون‌های تیروئید» نادرست است؛ هورمون تیروئید در غده تیروئید ساخته می‌شود. ◦ «ذخیره گلیکوژن کبدی» نادرست است؛ ذخیره گلیکوژن وظیفه اصلی کبد است.
۵ کدام ویژگی کنترل حاد جریان خون را از کنترل طولانی‌مدت جدا می‌کند؟
پاسخ: «تغییر سریع قطر آرتریول‌ها طی ثانیه تا دقیقه» درست است؛ کنترل حاد با وازودیلاتاسیون یا وازوکانستریکشن سریع عروق مقاومتی انجام می‌شود. ◦ «افزایش تعداد عروق طی هفته‌ها» نادرست است؛ این مورد جزء تنظیم طولانی‌مدت است. ◦ «تغییر ساختمان دیواره طی ماه‌ها» نادرست است؛ بازسازی ساختمانی فرایندی کند است. ◦ «رشد مویرگ‌ها در پاسخ به هیپوکسی مزمن» نادرست است؛ رشد مویرگی نمونه کنترل مزمن است.
۶ افزایش هشت‌برابری متابولیسم یک بافت، جریان خون حاد آن را تقریباً چند برابر می‌کند؟
پاسخ: «حدود چهار برابر» درست است؛ بر اساس منحنی فصل، افزایش متابولیسم تا هشت برابر، جریان حاد را تقریباً چهار برابر می‌کند. ◦ «حدود دو برابر» نادرست است؛ افزایش معمولاً بیش از دو برابر است. ◦ «حدود هشت برابر» نادرست است؛ جریان دقیقاً هم‌اندازه متابولیسم افزایش نمی‌یابد. ◦ «حدود شانزده برابر» نادرست است؛ افزایش شانزده‌برابری بیش از مقدار گزارش‌شده است.
۷ کدام وضعیت با کاهش دسترسی اکسیژن، جریان خون موضعی را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: «مسمومیت با مونوکسیدکربن» درست است؛ مونوکسیدکربن ظرفیت حمل اکسیژن هموگلوبین را کم می‌کند و وازودیلاتاسیون جبرانی می‌دهد. ◦ «افزایش هموگلوبین مؤثر» نادرست است؛ افزایش هموگلوبین مؤثر تحویل اکسیژن را بهتر می‌کند. ◦ «کاهش مصرف اکسیژن بافت» نادرست است؛ کاهش مصرف اکسیژن محرک وازودیلاتاسیون را کم می‌کند. ◦ «افزایش فشار اکسیژن شریانی» نادرست است؛ افزایش فشار اکسیژن معمولاً نیاز به افزایش جریان را کاهش می‌دهد.
۸ کاهش اشباع اکسیژن شریانی به حدود ۲۵٪ طبیعی، جریان اندام را تقریباً چگونه تغییر می‌دهد؟
پاسخ: «حدود سه برابر افزایش می‌دهد» درست است؛ در آزمایش پای جداشده، افت شدید اشباع اکسیژن جریان را حدود سه برابر افزایش داد. ◦ «نصف می‌کند» نادرست است؛ پاسخ موضعی جهت مخالف دارد. ◦ «بدون تغییر نگه می‌دارد» نادرست است؛ جریان نسبت به کمبود اکسیژن حساس است. ◦ «حدود ده برابر افزایش می‌دهد» نادرست است؛ افزایش ده‌برابری در این مثال گزارش نشده است.
۹ مهار کامل استفاده بافت از اکسیژن با سیانید می‌تواند جریان موضعی را تا چه حد افزایش دهد؟
پاسخ: «حدود هفت برابر» درست است؛ مسمومیت کامل سیانیدیِ یک ناحیه، به علت ناتوانی در مصرف اکسیژن، جریان را تا حدود هفت برابر بالا می‌برد. ◦ «حدود یک‌ونیم برابر» نادرست است؛ این مقدار کمتر از پاسخ شدید گزارش‌شده است. ◦ «حدود دو برابر» نادرست است؛ افزایش دوبرابری شدت پاسخ را کم‌برآورد می‌کند. ◦ «حدود بیست برابر» نادرست است؛ بیست برابر بیشتر مربوط به عضله در فعالیت شدید است.
۱۰ طبق نظریه وازودیلاتور، افزایش متابولیسم چگونه جریان موضعی را بالا می‌برد؟
پاسخ: «با تجمع متابولیت‌های گشادکننده عروق» درست است؛ متابولیت‌هایی مانند آدنوزین، CO₂، H⁺ و K⁺ به عروق کوچک منتشر و آن‌ها را متسع می‌کنند. ◦ «با کاهش کامل مواد بینابینی» نادرست است؛ افزایش متابولیسم معمولاً متابولیت‌ها را زیاد می‌کند. ◦ «با افزایش مستقیم ویسکوزیته خون» نادرست است؛ ویسکوزیته مکانیسم اصلی تنظیم موضعی نیست. ◦ «با مهار همه اسفنکترهای پیش‌مویرگی توسط اعصاب» نادرست است؛ پاسخ عمدتاً موضعی و غیرعصبی است.
۱۱ کدام ماده در کنترل جریان کرونری به‌عنوان وازودیلاتور متابولیک مهم مطرح است؟
پاسخ: «آدنوزین» درست است؛ کاهش اکسیژن و تجزیه ATP در میوکارد، آزادسازی آدنوزین و اتساع کرونر را افزایش می‌دهد. ◦ «آنژیوتانسین II» نادرست است؛ آنژیوتانسین II منقبض‌کننده است. ◦ «وازوپرسین» نادرست است؛ وازوپرسین از قوی‌ترین تنگ‌کننده‌هاست. ◦ «اندوتلین» نادرست است؛ اندوتلین وازوکانستریکتور اندوتلیالی است.
۱۲ نظریه نیاز به اکسیژن چگونه وازودیلاتاسیون را توضیح می‌دهد؟
پاسخ: «کمبود اکسیژن انقباض عضله صاف عروقی را کاهش می‌دهد» درست است؛ عضله صاف برای انقباض به اکسیژن و مواد غذایی نیاز دارد و کمبود آن موجب شل‌شدن عروق می‌شود. ◦ «کمبود اکسیژن ورود کلسیم را همیشه زیاد می‌کند» نادرست است؛ افزایش پایدار کلسیم با انقباض سازگار است. ◦ «افزایش اکسیژن مستقیماً همه عروق را باز می‌کند» نادرست است؛ افزایش اکسیژن معمولاً تمایل به انقباض را بیشتر می‌کند. ◦ «اکسیژن فقط بر مویرگ‌های بدون عضله اثر می‌کند» نادرست است؛ هدف پاسخ، آرتریول و اسفنکتر دارای عضله صاف است.
۱۳ وازوموشن به کدام پدیده گفته می‌شود؟
پاسخ: «باز و بسته‌شدن دوره‌ای اسفنکترهای پیش‌مویرگی» درست است؛ اسفنکترها و متاآرتریول‌ها چند بار در دقیقه به‌صورت چرخه‌ای باز و بسته می‌شوند. ◦ «توقف دائمی جریان مویرگ» نادرست است؛ جریان مویرگی دائماً متوقف نمی‌شود. ◦ «تپش هم‌زمان همه شریان‌های بزرگ در هر دقیقه» نادرست است؛ موضوع مربوط به عروق کوچک است نه شریان‌های بزرگ. ◦ «انقباض ریتمیک بطن‌ها» نادرست است؛ انقباض بطن تعریف وازوموشن نیست.
۱۴ افزایش اکسیژن بافتی چه اثری بر اسفنکتر پیش‌مویرگی دارد؟
پاسخ: «قدرت انقباض آن را افزایش می‌دهد» درست است؛ در نظریه نیاز به اکسیژن، اکسیژن کافی انقباض عضله صاف اسفنکتر را تقویت می‌کند. ◦ «آن را به‌طور پایدار فلج می‌کند» نادرست است؛ فلج پایدار رخ نمی‌دهد. ◦ «موجب آزادشدن هیستامین می‌شود» نادرست است؛ هیستامین مکانیسم اصلی این پاسخ نیست. ◦ «تعداد مویرگ‌ها را فوراً افزایش می‌دهد» نادرست است؛ افزایش تعداد مویرگ‌ها فرایندی طولانی‌مدت است.
۱۵ کمبود شدید گلوکز در خون پرفیوژن‌دهنده یک بافت چه اثری می‌تواند داشته باشد؟
پاسخ: «وازودیلاتاسیون موضعی» درست است؛ کمبود برخی مواد غذایی علاوه بر اکسیژن می‌تواند توان انقباضی عروق را کم و جریان را افزایش دهد. ◦ «وازوکانستریکشن قطعی» نادرست است؛ جهت پاسخ می‌تواند برعکس باشد. ◦ «عدم تغییر در همه شرایط» نادرست است؛ منبع امکان اثر کمبود گلوکز را مطرح می‌کند. ◦ «بسته‌شدن دائمی متاآرتریول‌ها» نادرست است؛ بسته‌شدن دائمی نتیجه مورد انتظار نیست.
۱۶ افزایش جریان محیطی در بیماری بری‌بری عمدتاً با چه مکانیسمی توجیه می‌شود؟
پاسخ: «اختلال تولید ATP و کاهش انقباض عروق» درست است؛ کمبود تیامین، نیاسین و ریبوفلاوین فسفریلاسیون اکسیداتیو و توان انقباضی عروق را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش ناگهانی کلاژن عروقی» نادرست است؛ کلاژن علت حاد افزایش جریان نیست. ◦ «افزایش غلظت کلسیم داخل عضله صاف» نادرست است؛ کلسیم داخل سلول انقباض را افزایش می‌دهد. ◦ «ترشح مزمن اندوتلین از اندوتلیوم سالم» نادرست است؛ اندوتلین موجب تنگی عروق می‌شود.
۱۷ هیپرمی واکنشی چه زمانی رخ می‌دهد؟
پاسخ: «پس از بازشدن رگِ موقتاً مسدودشده» درست است؛ در دوره انسداد متابولیت‌ها تجمع می‌یابند و پس از رفع انسداد جریان چند برابر می‌شود. ◦ «هم‌زمان با آغاز فعالیت متابولیک» نادرست است؛ این توصیف هیپرمی فعال است. ◦ «در اثر افزایش دائمی تعداد مویرگ‌ها» نادرست است؛ رشد مویرگی فرایند مزمن است. ◦ «فقط هنگام کاهش فشار وریدی» نادرست است؛ کاهش فشار وریدی علت تعریف‌کننده نیست.
۱۸ هیپرمی فعال در عضله اسکلتی با کدام رویداد آغاز می‌شود؟
پاسخ: «افزایش فعالیت و متابولیسم عضله» درست است؛ فعالیت بافت، مصرف اکسیژن و تولید متابولیت‌ها را بالا می‌برد و جریان را افزایش می‌دهد. ◦ «رفع انسداد طولانی شریان» نادرست است؛ رفع انسداد هیپرمی واکنشی می‌دهد. ◦ «کاهش مصرف اکسیژن عضله» نادرست است؛ کاهش مصرف اکسیژن محرک را کم می‌کند. ◦ «افزایش مزمن ضخامت دیواره رگ» نادرست است؛ ضخیم‌شدن دیواره پاسخ مزمن است.
۱۹ خودتنظیمی جریان خون به چه معناست؟
پاسخ: «بازگشت جریان به نزدیک پایه با تغییر فشار» درست است؛ پس از تغییر ناگهانی فشار، مقاومت موضعی تغییر می‌کند و جریان در کمتر از حدود یک دقیقه به نزدیک پایه برمی‌گردد. ◦ «برابرشدن فشار شریانی و وریدی» نادرست است؛ فشارهای شریانی و وریدی برابر نمی‌شوند. ◦ «ثابت‌ماندن قطر عروق در همه فشارها» نادرست است؛ قطر عروق برای تنظیم جریان تغییر می‌کند. ◦ «کنترل کامل جریان فقط توسط هورمون‌ها» نادرست است؛ کنترل موضعی نقش اصلی دارد.
۲۰ در محدوده تقریبی ۷۰ تا ۱۷۵ میلی‌متر جیوه، افزایش ۱۵۰٪ فشار شریانی جریان را معمولاً چقدر افزایش می‌دهد؟
پاسخ: «حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد» درست است؛ خودتنظیمی اجازه می‌دهد با افزایش بزرگ فشار، جریان فقط حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد بالا رود. ◦ «حدود ۱۵۰ درصد» نادرست است؛ این حالت بدون خودتنظیمی انتظار می‌رود. ◦ «حدود ۳۰۰ درصد» نادرست است؛ این افزایش بسیار بیش از مقدار واقعی است. ◦ «تقریباً صفر درصد در همه بافت‌ها» نادرست است؛ جریان کاملاً ثابت نیست و بین بافت‌ها تفاوت دارد.
۲۱ در مکانیسم متابولیک خودتنظیمی، افزایش فشار شریانی ابتدا چه تغییری ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «افزایش اکسیژن و شست‌وشوی وازودیلاتورها» درست است؛ افزایش اولیه جریان، مواد غذایی را زیاد و متابولیت‌های گشادکننده را کم می‌کند و در نتیجه عروق منقبض می‌شوند. ◦ «تجمع فوری آدنوزین در بافت» نادرست است؛ آدنوزین بیشتر در کمبود جریان تجمع می‌یابد. ◦ «کاهش کشش دیواره و اتساع پایدار آرتریول‌ها» نادرست است؛ فشار بیشتر کشش دیواره را زیاد می‌کند. ◦ «کاهش اولیه جریان خون» نادرست است؛ جریان ابتدا افزایش می‌یابد.
۲۲ پاسخ میوژنیک آرتریول به افزایش فشار داخل رگ چیست؟
پاسخ: «انقباض در پاسخ به کشش دیواره» درست است؛ کشش موجب دپلاریزاسیون، ورود کلسیم و انقباض عضله صاف عروقی می‌شود. ◦ «شل‌شدن در پاسخ به کشش» نادرست است؛ پاسخ معمول جهت مخالف دارد. ◦ «ترشح آنتی‌بادی از عضله صاف» نادرست است؛ عضله صاف آنتی‌بادی نمی‌سازد. ◦ «توقف ورود کلسیم به سلول» نادرست است؛ ورود کلسیم افزایش می‌یابد.
۲۳ بازخورد توبولوگلومرولی جریان خون کلیه را از طریق کدام ساختار آغاز می‌کند؟
پاسخ: «ماکولا دنسا» درست است؛ ماکولا دنسا ترکیب مایع توبولی را حس می‌کند و مقاومت آرتریول آوران را تنظیم می‌کند. ◦ «سلول‌های کوپفر کبد» نادرست است؛ کوپفر ماکروفاژ کبدی است. ◦ «جسم کاروتید» نادرست است؛ جسم کاروتید اکسیژن خون را حس می‌کند. ◦ «گره سینوسی قلب» نادرست است؛ گره سینوسی ضربان قلب را تنظیم می‌کند.
۲۴ مهم‌ترین محرک شیمیایی وازودیلاتاسیون مستقیم عروق مغزی کدام است؟
پاسخ: «افزایش CO₂ و یون هیدروژن» درست است؛ CO₂ و H⁺ در مغز اثر گشادکننده بسیار قوی دارند و جریان مغزی را افزایش می‌دهند. ◦ «کاهش کامل پتاسیم پلاسما» نادرست است؛ کاهش پتاسیم محرک اصلی مغزی نیست. ◦ «افزایش آلبومین سرم» نادرست است؛ آلبومین تنظیم‌کننده حاد جریان مغز نیست. ◦ «افزایش فیبرینوژن خون» نادرست است؛ فیبرینوژن مکانیسم اصلی نیست.
۲۵ کنترل جریان خون پوست در مقایسه با بیشتر بافت‌ها بیشتر وابسته به چیست؟
پاسخ: «اعصاب سمپاتیک و تنظیم دمای بدن» درست است؛ جریان پوست برای تبادل حرارت عمدتاً تحت کنترل سیستم عصبی سمپاتیک است. ◦ «فقط تجمع آدنوزین» نادرست است؛ آدنوزین مکانیسم اختصاصی اصلی پوست نیست. ◦ «بازخورد توبولوگلومرولی» نادرست است؛ این مکانیسم کلیوی است. ◦ «کنترل مستقیم ماکولا دنسا» نادرست است؛ ماکولا دنسا در کلیه قرار دارد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۷ گایتون — سؤالات آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۷ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فصل ۱۷ گایتون — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در آزمایش، متابولیسم عضله بدون تغییر فشار پرفیوژن افزایش یافته است. نخستین پاسخ موضعی چیست؟
پاسخ: «اتساع آرتریول‌ها و افزایش جریان» درست است؛ افزایش متابولیسم مصرف اکسیژن و متابولیت‌های گشادکننده را بالا می‌برد و جریان حاد افزایش می‌یابد. ◦ «انقباض آرتریول‌ها و کاهش جریان» نادرست است؛ این پاسخ تحویل اکسیژن را بدتر می‌کند. ◦ «افزایش فوری تعداد مویرگ‌ها» نادرست است؛ رشد مویرگی چند روز تا هفته زمان می‌خواهد. ◦ «کاهش تولید متابولیت‌های اسیدی» نادرست است؛ متابولیت‌های اسیدی معمولاً افزایش می‌یابند.
۲ پس از برداشتن کاف مسدودکننده شریان بازو، افزایش گذرای جریان چه نام دارد؟
پاسخ: «هیپرمی واکنشی» درست است؛ انسداد موقت باعث بدهی اکسیژن و تجمع متابولیت می‌شود و پس از رفع آن جریان جبرانی بالا می‌رود. ◦ «هیپرمی فعال» نادرست است؛ هیپرمی فعال با فعالیت بافت ایجاد می‌شود. ◦ «بازسازی بیرونی» نادرست است؛ بازسازی بیرونی پاسخ مزمن به جریان است. ◦ «آنژیوژنز» نادرست است؛ آنژیوژنز افزایش تعداد عروق است.
۳ در عضله در حال ورزش، کدام اصطلاح افزایش جریان ناشی از فعالیت را توصیف می‌کند؟
پاسخ: «هیپرمی فعال» درست است؛ افزایش متابولیسم عضله فعال، جریان را متناسب با نیاز بالا می‌برد. ◦ «هیپرمی واکنشی» نادرست است؛ این اصطلاح پس از رفع انسداد به کار می‌رود. ◦ «انسداد جانبی» نادرست است؛ انسداد علت پاسخ نیست. ◦ «بازسازی یوتروفیک» نادرست است؛ بازسازی یوتروفیک فرایند مزمن است.
۴ بیماری با کم‌خونی شدید، فشار شریانی طبیعی و جریان بافتی بالا دارد. بهترین توضیح چیست؟
پاسخ: «کاهش اکسیژن‌رسانی و اتساع متابولیک» درست است؛ با کاهش محتوای اکسیژن، بافت متابولیت‌های گشادکننده تولید می‌کند تا جریان را جبران کند. ◦ «افزایش اکسیژن بافتی اسفنکترها را باز کرده است» نادرست است؛ اکسیژن بالاتر معمولاً انقباض را بیشتر می‌کند. ◦ «کاهش متابولیت‌ها عروق را گشاد کرده است» نادرست است؛ کاهش متابولیت‌ها تمایل به انقباض می‌دهد. ◦ «افزایش ویسکوزیته عامل اصلی اتساع است» نادرست است؛ کم‌خونی ویسکوزیته را کاهش می‌دهد، اما محرک تنظیمی تحویل اکسیژن است.
۵ اگر تولید آدنوزین قلب مهار شود، هنگام افزایش کار قلب کدام پاسخ بیش از همه تضعیف می‌شود؟
پاسخ: «افزایش جریان کرونری متابولیک» درست است؛ آدنوزین یکی از واسطه‌های مهم اتساع کرونر در افزایش متابولیسم میوکارد است. ◦ «انقباض وریدهای سیستمیک» نادرست است؛ این پاسخ عمدتاً سمپاتیک است. ◦ «افزایش بازجذب آب کلیه» نادرست است؛ این پاسخ به وازوپرسین مربوط است. ◦ «دگرانولاسیون ماست‌سل» نادرست است؛ این پاسخ به حساسیت فوری مربوط است.
۶ در بافتی که اسفنکترهای پیش‌مویرگی به اکسیژن حساس‌اند، افزایش اکسیژن چه الگویی می‌دهد؟
پاسخ: «کوتاه‌شدن فاز باز و افزایش زمان بسته‌بودن» درست است؛ اکسیژن کافی انقباض اسفنکتر را تقویت و مدت بازبودن را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش پایدار زمان بازبودن» نادرست است؛ این پاسخ در کمبود اکسیژن رخ می‌دهد. ◦ «ازبین‌رفتن وازوموشن با بازماندن کامل» نادرست است؛ اسفنکترها لزوماً باز نمی‌مانند. ◦ «افزایش تشکیل مویرگ در چند ثانیه» نادرست است؛ آنژیوژنز حاد نیست.
۷ فشار شریانی عضله ناگهان از ۸۰ به ۱۵۰ میلی‌متر جیوه می‌رسد. پس از کمتر از یک دقیقه چه انتظار می‌رود؟
پاسخ: «جریان به نزدیک مقدار پایه بازمی‌گردد» درست است؛ خودتنظیمی با انقباض متابولیک و میوژنیک افزایش اولیه جریان را محدود می‌کند. ◦ «جریان دقیقاً دو برابر باقی می‌ماند» نادرست است؛ بدون خودتنظیمی جریان بیشتر باقی می‌ماند. ◦ «آرتریول‌ها به‌طور پایدار گشاد می‌شوند» نادرست است؛ فشار بالا تمایل به انقباض دارد. ◦ «مقاومت عروقی به صفر می‌رسد» نادرست است؛ مقاومت صفر نمی‌شود.
۸ کدام توالی مکانیسم متابولیک خودتنظیمی پس از افزایش فشار صحیح است؟
پاسخ: «افزایش جریان ← شست‌وشوی وازودیلاتورها ← انقباض» درست است؛ افزایش اولیه جریان تحویل اکسیژن را بالا و متابولیت‌ها را پایین می‌آورد و مقاومت افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش جریان ← تجمع اکسیژن ← اتساع» نادرست است؛ کاهش جریان اکسیژن را تجمع نمی‌دهد. ◦ «افزایش جریان ← تجمع آدنوزین ← اتساع پایدار» نادرست است؛ آدنوزین با جریان زیاد شسته می‌شود. ◦ «کاهش فشار ← کشش بیشتر ← انقباض» نادرست است؛ کاهش فشار کشش را کم می‌کند.
۹ مهار کانال‌های کلسیمی عضله صاف، کدام جزء خودتنظیمی را بیشتر تضعیف می‌کند؟
پاسخ: «پاسخ میوژنیک به کشش» درست است؛ کشش دیواره با دپلاریزاسیون و ورود کلسیم انقباض میوژنیک ایجاد می‌کند. ◦ «تولید هیستامین از بازوفیل» نادرست است؛ هیستامین مسیر دیگری دارد. ◦ «ترشح VEGF از بافت هیپوکسیک» نادرست است؛ VEGF پاسخ مزمن است. ◦ «ساخت آدنوزین از ATP» نادرست است؛ ساخت آدنوزین مستقیماً به کانال کلسیم وابسته نیست.
۱۰ افزایش بیش از حد فیلتراسیون گلومرولی از طریق ماکولا دنسا کدام پاسخ را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «انقباض آرتریول آوران» درست است؛ بازخورد توبولوگلومرولی با افزایش تحویل مایع به ماکولا دنسا، جریان و GFR را کاهش می‌دهد. ◦ «اتساع دائمی آرتریول آوران» نادرست است؛ این پاسخ GFR را بیشتر می‌کند. ◦ «انقباض عروق پوستی» نادرست است؛ مکانیسم کلیوی است نه پوستی. ◦ «افزایش نفوذپذیری مویرگ مغز» نادرست است؛ سد مغزی هدف این بازخورد نیست.
۱۱ در انسداد کوتاه‌مدت شریان، مدت هیپرمی واکنشی بیشتر با کدام عامل متناسب است؟
پاسخ: «مدت و شدت بدهی اکسیژن ایجادشده» درست است؛ هرچه انسداد طولانی‌تر باشد متابولیت و بدهی اکسیژن بیشتر و دوره جریان جبرانی طولانی‌تر است. ◦ «فقط فشار وریدی پایه» نادرست است؛ فشار وریدی عامل اصلی تعریف‌کننده نیست. ◦ «غلظت آلبومین پلاسما» نادرست است؛ آلبومین تعیین‌کننده مدت پاسخ نیست. ◦ «تعداد مویرگ‌های تازه‌ساخته» نادرست است؛ مویرگ جدید در این زمان ساخته نمی‌شود.
۱۲ در مسمومیت سیانید، با وجود اکسیژن شریانی طبیعی، چرا جریان بافت بالا می‌رود؟
پاسخ: «ناتوانی سلول در مصرف اکسیژن» درست است؛ سیانید استفاده سلولی از اکسیژن را مهار می‌کند و تنظیم موضعی آن را مانند هیپوکسی تفسیر می‌کند. ◦ «هموگلوبین ظرفیت حمل بیشتری پیدا می‌کند» نادرست است؛ ظرفیت هموگلوبین افزایش نمی‌یابد. ◦ «اکسیژن بافت بیش از حد بالا می‌رود» نادرست است؛ استفاده سلولی مختل است نه اینکه اکسیژن مؤثر بالا رود. ◦ «ویسکوزیته خون چند برابر می‌شود» نادرست است؛ تغییر اصلی ویسکوزیته نیست.
۱۳ در عضله با متابولیسم ناگهان افزایش‌یافته، کدام مجموعه تغییر بیشترین اتساع را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «کاهش O₂ و افزایش CO₂، H⁺ و K⁺» درست است؛ الگوی متابولیک فعالیت، اکسیژن را کم و مواد گشادکننده را زیاد می‌کند. ◦ «افزایش O₂ و کاهش CO₂ و H⁺» نادرست است؛ این الگو با کاهش متابولیسم سازگارتر است. ◦ «کاهش K⁺ و افزایش pH» نادرست است؛ کاهش H⁺ و K⁺ تمایل به انقباض دارد. ◦ «افزایش O₂ و کاهش آدنوزین» نادرست است؛ این تغییرات محرک اتساع را کم می‌کنند.
۱۴ اگر فشار شریانی بالا رود ولی متابولیسم بافت نیز هم‌زمان شدیداً افزایش یابد، کدام عامل می‌تواند بر پاسخ میوژنیک غلبه کند؟
پاسخ: «وازودیلاتاسیون متابولیک» درست است؛ در ورزش شدید، نیاز متابولیک می‌تواند انقباض میوژنیک ناشی از فشار را کنار بزند و جریان را بالا ببرد. ◦ «کاهش نیاز اکسیژن» نادرست است؛ نیاز اکسیژن افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش تولید متابولیت» نادرست است؛ تولید متابولیت افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش ورود خون به بافت فعال» نادرست است؛ بافت فعال به جریان بیشتر نیاز دارد.
۱۵ کدام یافته بیشترین حمایت را از خودتنظیمی میوژنیک می‌کند؟
پاسخ: «انقباض رگ جداشده با افزایش فشار» درست است؛ پاسخ میوژنیک خاصیت ذاتی عضله صاف است و بدون عوامل عصبی و هومورال رخ می‌دهد. ◦ «اتساع رگ پس از آزادشدن هیستامین» نادرست است؛ این پاسخ هومورال است. ◦ «افزایش مویرگ‌ها پس از یک ماه ورزش» نادرست است؛ این پاسخ آنژیوژنز است. ◦ «افزایش جریان پس از رفع انسداد» نادرست است؛ این پاسخ عمدتاً متابولیک است.
۱۶ در مغز، افزایش CO₂ شریانی هم اثر موضعی و هم اثر مرکزی دارد. اثر موضعی چیست؟
پاسخ: «وازودیلاتاسیون شدید عروق مغزی» درست است؛ CO₂ با افزایش H⁺ در مغز، عروق مغزی را به‌شدت متسع می‌کند. ◦ «وازوکانستریکشن مستقیم عروق مغزی» نادرست است؛ اثر مستقیم جهت مخالف دارد. ◦ «کاهش یون هیدروژن بافتی» نادرست است؛ CO₂ معمولاً H⁺ را افزایش می‌دهد. ◦ «مهار کامل جریان مغزی» نادرست است؛ جریان مغزی افزایش می‌یابد.
۱۷ چرا افزایش فشار شریانی در محدوده خودتنظیمی، جریان را دقیقاً ثابت نگه نمی‌دارد؟
پاسخ: «خودتنظیمی کامل نیست» درست است؛ حتی در محدوده خودتنظیمی، افزایش فشار ۱۵۰٪ با افزایش حدود ۲۰ تا ۳۰٪ جریان همراه است. ◦ «مقاومت عروقی تغییر نمی‌کند» نادرست است؛ مقاومت افزایش می‌یابد. ◦ «فشار پرفیوژن هیچ نقشی ندارد» نادرست است؛ فشار هنوز اثر دارد ولی مهار می‌شود. ◦ «همه عروق فاقد عضله صاف‌اند» نادرست است؛ آرتریول‌ها عضله صاف دارند.
۱۸ در بافتی با کمبود تیامین، افزایش جریان محیطی چگونه با نظریه نیاز غذایی سازگار است؟
پاسخ: «کاهش ATP، انقباض عضله صاف را تضعیف می‌کند» درست است؛ کمبود ویتامین‌های لازم برای فسفریلاسیون اکسیداتیو، انرژی انقباض عروق را کم می‌کند. ◦ «افزایش ATP، عروق را شل می‌کند» نادرست است؛ ATP افزایش نمی‌یابد. ◦ «کاهش H⁺ موجب اتساع شدید می‌شود» نادرست است؛ کاهش H⁺ معمولاً انقباض می‌دهد. ◦ «افزایش کلسیم داخل سلول مانع انقباض می‌شود» نادرست است؛ کلسیم داخل سلول انقباض را تقویت می‌کند.
۱۹ پس از انسداد یک‌ساعته شریان، هیپرمی واکنشی نسبت به انسداد چندثانیه‌ای چه تفاوتی دارد؟
پاسخ: «مدت بیشتری ادامه می‌یابد» درست است؛ بدهی اکسیژن و تجمع متابولیت بیشتر، دوره جریان جبرانی را طولانی می‌کند. ◦ «شدت و مدت کمتری دارد» نادرست است؛ پاسخ معمولاً طولانی‌تر است. ◦ «اصلاً رخ نمی‌دهد» نادرست است؛ رفع انسداد پاسخ ایجاد می‌کند. ◦ «فقط با رشد مویرگ‌ها ایجاد می‌شود» نادرست است؛ پاسخ حاد به رشد مویرگی وابسته نیست.
۲۰ اگر اکسیژن بافتی بالا باشد اما یک وازودیلاتور موضعی قوی تزریق شود، چه نتیجه‌ای محتمل‌تر است؟
پاسخ: «اتساع حاصل می‌شود ولی خودتنظیمی آن را محدود می‌کند» درست است؛ وازودیلاتور می‌تواند جریان را حاداً بالا ببرد، اما کنترل متابولیک در ادامه مقاومت را تعدیل می‌کند. ◦ «اکسیژن هر اثر وازودیلاتوری را کاملاً خنثی می‌کند» نادرست است؛ اثر کامل و مطلق نیست. ◦ «جریان بدون محدودیت برای همیشه بالا می‌ماند» نادرست است؛ تغییر پایدار بدون تغییر متابولیسم معمولاً رخ نمی‌دهد. ◦ «تعداد عروق در چند ثانیه دو برابر می‌شود» نادرست است؛ رشد عروق زمان‌بر است.
۲۱ کدام ترکیب درباره کنترل اختصاصی اندام‌ها صحیح است؟
پاسخ: «کلیه: ماکولا دنسا؛ مغز: CO₂ و H⁺؛ پوست: سمپاتیک» درست است؛ سه بافت از مکانیسم‌های ویژه متفاوت برای تنظیم جریان استفاده می‌کنند. ◦ «کلیه: هیستامین؛ مغز: آلدوسترون؛ پوست: ماکولا دنسا» نادرست است؛ هر سه تطابق نادرست است. ◦ «کلیه: ADH؛ مغز: فیبرینوژن؛ پوست: توبولوگلومرولی» نادرست است؛ این عوامل مکانیسم‌های اختصاصی ذکرشده نیستند. ◦ «کلیه: آدنوزین فقط؛ مغز: آلبومین؛ پوست: VEGF فقط» نادرست است؛ گزینه‌ها نقش اصلی بافت‌ها را نشان نمی‌دهند.
۲۲ در افت ناگهانی فشار شریانی، پاسخ میوژنیک عروق مقاومتی چیست؟
پاسخ: «کاهش کشش و شل‌شدن عضله صاف» درست است؛ کاهش فشار کشش را کم می‌کند و آرتریول با کاهش مقاومت به حفظ جریان کمک می‌کند. ◦ «افزایش کشش و انقباض» نادرست است؛ افت فشار کشش را افزایش نمی‌دهد. ◦ «افزایش ورود کلسیم و انقباض پایدار» نادرست است؛ ورود کلسیم معمولاً کاهش می‌یابد. ◦ «ترشح اندوتلین و بسته‌شدن کامل» نادرست است؛ بسته‌شدن کامل جریان را بدتر می‌کند.
۲۳ کدام تغییر بیشترین احتمال را دارد که وازوموشن را به سمت بازبودن بیشتر مویرگ‌ها ببرد؟
پاسخ: «افزایش مصرف اکسیژن بافت» درست است؛ افزایش مصرف اکسیژن سطح آن را پایین و مدت بازبودن اسفنکترها را بیشتر می‌کند. ◦ «کاهش متابولیسم بافت» نادرست است؛ نیاز جریان را کم می‌کند. ◦ «افزایش اکسیژن بینابینی» نادرست است؛ اکسیژن بالا انقباض را تقویت می‌کند. ◦ «کاهش تولید CO₂» نادرست است؛ کاهش CO₂ محرک اتساع را کم می‌کند.
۲۴ چرا جریان عضله در ورزش شدید می‌تواند تا حدود ۲۰ برابر افزایش یابد؟
پاسخ: «کاهش شدید مقاومت با متابولیت‌های موضعی» درست است؛ افزایش شدید مصرف اکسیژن و تولید متابولیت‌ها اتساع گسترده بستر عضله ایجاد می‌کند. ◦ «فشار شریانی به‌تنهایی ۲۰ برابر می‌شود» نادرست است؛ فشار شریانی چنین افزایشی ندارد. ◦ «ویسکوزیته خون تقریباً صفر می‌شود» نادرست است؛ ویسکوزیته صفر نمی‌شود. ◦ «تمام وریدها به شریان تبدیل می‌شوند» نادرست است؛ تغییر نوع رگ رخ نمی‌دهد.
۲۵ در یک بافت، افزایش جریان بافتی باعث کاهش غلظت آدنوزین بینابینی شده است. این یافته با کدام حلقه سازگار است؟
پاسخ: «بازخورد منفی متابولیک» درست است؛ جریان بیشتر آدنوزین را می‌شوید و وازودیلاتاسیون را کاهش می‌دهد تا جریان به پایه برگردد. ◦ «بازخورد مثبت بدون محدودیت» نادرست است؛ بازخورد مثبت جریان را بی‌مهار افزایش می‌دهد. ◦ «کنترل صرفاً عصبی» نادرست است؛ پدیده موضعی متابولیک است. ◦ «آنژیوژنز فوری» نادرست است؛ رشد عروق فوری نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فصل ۱۷ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۱۸ — سوالات آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۱۸ — سوالات آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۱۸ — سوالات آموزشی ۲

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ پیام‌های بارورسپتور قوس آئورت عمدتاً از طریق کدام عصب منتقل می‌شوند؟
پاسخ: آوران‌های قوس آئورت از طریق عصب واگ به NTS می‌رسند. ◦ «گلوسوفارنژیال» نادرست است؛ گلوسوفارنژیال مسیر سینوس کاروتید است. ◦ «فرنیک» نادرست است؛ فرنیک عصب اصلی دیافراگم است. ◦ «هیپوگلوس» نادرست است؛ هیپوگلوس عصب حرکتی زبان است.
۲ بارورسپتورهای سینوس کاروتید معمولاً در فشارهای پایین‌تر از چه محدوده‌ای تقریباً خاموش‌اند؟
پاسخ: بارورسپتورهای سینوس کاروتید زیر حدود ۵۰ تا ۶۰ میلی‌متر جیوه تقریباً تحریک نمی‌شوند. ◦ «۸۰ تا ۹۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۸۰ تا ۹۰ در محدوده پاسخ فعال است. ◦ «۱۲۰ تا ۱۳۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۲۰ تا ۱۳۰ بالاتر از آستانه است. ◦ «۱۶۰ تا ۱۸۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۶۰ تا ۱۸۰ نزدیک پاسخ حداکثری است.
۳ حداکثر پاسخ بارورسپتورهای سینوس کاروتید در حدود چه فشاری دیده می‌شود؟
پاسخ: پاسخ بارورسپتور سینوس کاروتید در حدود ۱۸۰ میلی‌متر جیوه به حداکثر نزدیک می‌شود. ◦ «۶۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۶۰ نزدیک آستانه آغاز پاسخ است. ◦ «۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۰۰ محدوده عملکرد حساس است ولی حداکثر نیست. ◦ «۲۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۵۰ بیش از مقدار گزارش‌شده است.
۴ بارورسپتورها به کدام نوع تغییر فشار پاسخ قوی‌تری می‌دهند؟
پاسخ: بارورسپتورها به تغییرات سریع فشار بسیار حساس‌تر از فشار ثابت هستند. ◦ «فشار ثابت و بدون تغییر» نادرست است؛ در فشار ثابت تخلیه کمتر از فشار رو به افزایش است. ◦ «کاهش آهسته حجم خون» نادرست است؛ کاهش آهسته حجم محرک دینامیک کمتری است. ◦ «تغییر مزمن طی چند ماه» نادرست است؛ تغییر مزمن با ریست‌شدن همراه است.
۵ افزایش فشار شریانی و تحریک بارورسپتورها چه ترکیبی از پاسخ‌ها را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: تحریک بارورسپتورها مرکز وازوکانستریکتور را مهار و واگ را فعال می‌کند. ◦ «وازوکانستریکشن، تاکی‌کاردی و افزایش انقباض» نادرست است؛ این پاسخ مربوط به افت فشار است. ◦ «افزایش بازگشت وریدی و افزایش ضربان» نادرست است؛ تحریک بارورسپتور بازگشت وریدی را افزایش نمی‌دهد. ◦ «انقباض وریدی بدون تغییر قلب» نادرست است؛ قلب نیز در رفلکس بارورسپتور تغییر می‌کند.
۶ بستن دو شریان کاروتید مشترک چه تغییری در فشار آئورت ایجاد می‌کند؟
پاسخ: کاهش فشار سینوس کاروتید مهار مرکز وازوموتور را برمی‌دارد و فشار آئورت بالا می‌رود. ◦ «کاهش فشار» نادرست است؛ کاهش فشار نتیجه بازکردن ناگهانی گیره نیست. ◦ «عدم تغییر» نادرست است؛ رفلکس پاسخ واضحی ایجاد می‌کند. ◦ «نوسان فقط در دیاستول» نادرست است؛ اثر به دیاستول محدود نیست.
۷ بازکردن ناگهانی گیره شریان‌های کاروتید پس از انسداد طولانی چه پاسخ کوتاهی می‌دهد؟
پاسخ: افزایش ناگهانی فشار سینوس کاروتید رفلکس کاهنده فشار را بیش‌ازحد فعال می‌کند و افت گذرا می‌دهد. ◦ «افزایش پایدار فشار» نادرست است؛ افزایش پایدار پس از رفع انسداد انتظار نمی‌رود. ◦ «عدم تغییر فشار» نادرست است؛ بازکردن گیره پاسخ رفلکسی دارد. ◦ «توقف کامل قلب» نادرست است؛ توقف کامل قلب پیامد معمول نیست.
۸ هنگام ایستادن ناگهانی، رفلکس بارورسپتور چگونه از سنکوپ جلوگیری می‌کند؟
پاسخ: افت فشار در گیرنده‌ها فعالیت بارورسپتور را کم و تخلیه سمپاتیک را زیاد می‌کند. ◦ «افزایش ترشح انسولین» نادرست است؛ انسولین مکانیسم جبرانی اصلی نیست. ◦ «مهار تون وازوموتور» نادرست است؛ تون وازوموتور مهار نمی‌شود. ◦ «کاهش مقاومت محیطی» نادرست است؛ مقاومت محیطی افزایش می‌یابد.
۹ چرا به رفلکس بارورسپتور «سامانه بافر فشار» گفته می‌شود؟
پاسخ: این رفلکس افزایش و کاهش فشار را خنثی و تغییرپذیری کوتاه‌مدت را کم می‌کند. ◦ «زیرا فشار مزمن را مستقل از کلیه تنظیم می‌کند» نادرست است؛ در کنترل مزمن به تعامل با کلیه نیاز دارد. ◦ «زیرا فقط فشار وریدی را ثابت نگه می‌دارد» نادرست است؛ سامانه فقط وریدی نیست. ◦ «زیرا تولید خون را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ تولید خون وظیفه آن نیست.
۱۰ قطع عصب‌های بارورسپتور در یک حیوان چه پیامد اصلی دارد؟
پاسخ: دنرویشن بارورسپتورها فشار را بسیار متغیر می‌کند، نه الزاماً دائماً بالا یا پایین. ◦ «افت ثابت فشار به صفر» نادرست است؛ فشار به صفر نمی‌رسد. ◦ «افزایش ثابت و بدون نوسان فشار» نادرست است؛ مشکل اصلی افزایش دامنه نوسان است. ◦ «کاهش کامل فعالیت سمپاتیک» نادرست است؛ فعالیت سمپاتیک به‌طور کامل حذف نمی‌شود.
۱۱ بارورسپتورها در برابر افزایش مزمن فشار طی چه مدت تا حد زیادی ریست می‌شوند؟
پاسخ: بارورسپتورها طی یک تا دو روز به سطح فشار جدید تطابق نسبی پیدا می‌کنند. ◦ «یک تا دو دقیقه» نادرست است؛ در چند دقیقه فقط کاهش اولیه تخلیه رخ می‌دهد. ◦ «یک تا دو هفته» نادرست است؛ ریست اصلی سریع‌تر از یک تا دو هفته است. ◦ «چند ماه» نادرست است؛ چند ماه طول نمی‌کشد.
۱۲ تحریک الکتریکی مزمن آوران‌های سینوس کاروتید چه اثری می‌تواند داشته باشد؟
پاسخ: تحریک مزمن آوران‌های سینوس کاروتید می‌تواند فعالیت سمپاتیک و فشار را ۱۵ تا ۲۰ میلی‌متر جیوه کاهش دهد. ◦ «افزایش پایدار فشار حدود ۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ اثر مورد انتظار افزایش فشار نیست. ◦ «توقف همیشگی رفلکس بارورسپتور» نادرست است؛ رفلکس متوقف نمی‌شود. ◦ «افزایش فعالیت سمپاتیک کلیوی» نادرست است؛ فعالیت سمپاتیک کلیوی کاهش می‌یابد.
۱۳ کمورسپتورهای شریانی به کدام ترکیب حساس‌اند؟
پاسخ: کمورسپتورها با هیپوکسی، هیپرکاپنی و اسیدوز تحریک می‌شوند. ◦ «افزایش اکسیژن و کاهش CO₂» نادرست است؛ اکسیژن بالا و CO₂ پایین آن‌ها را تحریک نمی‌کند. ◦ «افزایش فشار بدون تغییر گازها» نادرست است؛ فشار مکانیکی محرک بارورسپتور است. ◦ «کاهش دما و افزایش سدیم» نادرست است؛ دما و سدیم محرک اصلی این گیرنده‌ها نیست.
۱۴ اجسام کاروتیدی در کدام محل قرار دارند؟
پاسخ: هر جسم کاروتیدی در ناحیه دوشاخه‌شدن شریان کاروتید مشترک قرار دارد. ◦ «قوس آئورت» نادرست است؛ قوس آئورت محل اجسام آئورتی است. ◦ «دهلیز راست» نادرست است؛ دهلیز راست گیرنده کم‌فشار دارد. ◦ «ورید اجوف تحتانی» نادرست است؛ ورید اجوف تحتانی محل اجسام کاروتیدی نیست.
۱۵ رفلکس کمورسپتور برای کنترل فشار در چه محدوده‌ای اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؟
پاسخ: کنترل کمورسپتوری زمانی قوی می‌شود که فشار شریانی به زیر حدود ۸۰ میلی‌متر جیوه برسد. ◦ «بالای ۱۸۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ در فشارهای بسیار بالا نقش اصلی ندارد. ◦ «فقط در ۱۲۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ به یک فشار واحد محدود نیست. ◦ «در تمام فشارها با قدرت یکسان» نادرست است؛ قدرت آن در تمام فشارها یکسان نیست.
۱۶ گیرنده‌های کم‌فشار عمدتاً در کدام ساختارها قرار دارند؟
پاسخ: گیرنده‌های کششی کم‌فشار در دهلیزها و شریان‌های ریوی قرار دارند. ◦ «سینوس کاروتید و قوس آئورت» نادرست است؛ سینوس کاروتید و قوس آئورت بارورسپتور شریانی دارند. ◦ «بطن چپ و آئورت صعودی» نادرست است؛ بطن چپ محل اصلی گیرنده‌های کم‌فشار نیست. ◦ «مویرگ‌های کلیه و کبد» نادرست است؛ مویرگ‌ها محل اصلی این گیرنده‌ها نیستند.
۱۷ تزریق ناگهانی ۳۰۰ میلی‌لیتر خون به حیوان سالم با گیرنده‌های دست‌نخورده تقریباً چند میلی‌متر جیوه فشار را بالا می‌برد؟
پاسخ: وجود بارورسپتورها و گیرنده‌های کم‌فشار افزایش فشار را به حدود ۱۵ میلی‌متر جیوه محدود می‌کند. ◦ «۴۰» نادرست است؛ ۴۰ پس از دنرویشن بارورسپتورهای شریانی دیده می‌شود. ◦ «۱۰۰» نادرست است؛ ۱۰۰ با حذف هر دو گروه گیرنده رخ می‌دهد. ◦ «۱۵۰» نادرست است؛ ۱۵۰ مقدار گزارش‌شده نیست.
۱۸ کشش دهلیزها در رفلکس حجمی چه اثری بر اعصاب سمپاتیک کلیه دارد؟
پاسخ: گیرنده‌های دهلیزی با کاهش فعالیت سمپاتیک کلیوی دفع آب و نمک را تقویت می‌کنند. ◦ «افزایش شدید فعالیت سمپاتیک کلیوی» نادرست است؛ افزایش سمپاتیک کلیوی احتباس مایع را بیشتر می‌کند. ◦ «عدم تغییر فعالیت سمپاتیک کلیوی» نادرست است؛ در رفلکس حجمی فعالیت سمپاتیک تغییر می‌کند. ◦ «قطع کامل عصب‌گیری کلیه» نادرست است؛ قطع کامل عصب‌گیری رخ نمی‌دهد.
۱۹ رفلکس حجمی ناشی از کشش دهلیز چه اثری بر ADH دارد؟
پاسخ: پیام‌های دهلیزی به هیپوتالاموس ترشح ADH را کم و دفع آب را بیشتر می‌کنند. ◦ «افزایش ترشح ADH» نادرست است؛ افزایش ADH آب را حفظ می‌کند و مخالف پاسخ حجمی است. ◦ «عدم تغییر ADH» نادرست است؛ ADH در این رفلکس تغییر می‌کند. ◦ «توقف ساخت اکسی‌توسین» نادرست است؛ اکسی‌توسین موضوع این پاسخ نیست.
۲۰ افزایش فشار دهلیزی در رفلکس بین‌بریج چگونه ضربان قلب را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: اثر بین‌بریج حاصل رفلکس عصبی همراه با کشش مستقیم گره سینوسی است. ◦ «فقط با تحریک بارورسپتور قوس آئورت» نادرست است؛ قوس آئورت محرک اصلی بین‌بریج نیست. ◦ «فقط با آزادسازی ADH» نادرست است؛ ADH مکانیسم افزایش ضربان نیست. ◦ «با مهار کامل گره دهلیزی‌بطنی» نادرست است؛ مهار گره AV ضربان را بالا نمی‌برد.
۲۱ سهم کشش مستقیم گره سینوسی در افزایش ضربان ناشی از افزایش حجم تقریباً چقدر است؟
پاسخ: کشش مستقیم گره سینوسی حدود ۱۵ درصد افزایش ضربان را ایجاد می‌کند و بخش بزرگ‌تر عصبی است. ◦ «حدود ۵۰ درصد» نادرست است؛ ۵۰ درصد بیش از سهم مستقیم است. ◦ «حدود ۹۰ درصد» نادرست است؛ ۹۰ درصد با متن فصل سازگار نیست. ◦ «تقریباً صفر» نادرست است؛ کشش مستقیم سهم قابل‌اندازه‌گیری دارد.
۲۲ پاسخ ایسکمیک دستگاه عصبی مرکزی عمدتاً در اثر تجمع کدام مواد در مرکز وازوموتور فعال می‌شود؟
پاسخ: کاهش جریان خون موجب تجمع CO₂ و H⁺ و تحریک شدید مرکز وازوموتور می‌شود. ◦ «اکسیژن و بی‌کربنات» نادرست است؛ اکسیژن کاهش می‌یابد، نه اینکه تجمع آن محرک باشد. ◦ «سدیم و پتاسیم» نادرست است؛ سدیم و پتاسیم محرک اصلی این پاسخ نیستند. ◦ «کلسیم و منیزیم» نادرست است؛ کلسیم و منیزیم عامل اصلی نیستند.
۲۳ واکنش کوشینگ شکل ویژه‌ای از کدام پاسخ است؟
پاسخ: افزایش فشار داخل جمجمه با کاهش خون‌رسانی مغز پاسخ ایسکمیک CNS را فعال می‌کند. ◦ «رفلکس بین‌بریج» نادرست است؛ بین‌بریج به افزایش بازگشت وریدی مربوط است. ◦ «رفلکس حجمی دهلیزی» نادرست است؛ رفلکس حجمی به کشش دهلیز مربوط است. ◦ «رفلکس واگ قلبی» نادرست است؛ واگ می‌تواند برادی‌کاردی ثانویه بدهد ولی آغازگر نیست.
۲۴ دامنه معمول موج‌های تنفسی فشار شریانی در تنفس آرام چقدر است؟
پاسخ: در تنفس طبیعی فشار شریانی با دامنه حدود ۴ تا ۶ میلی‌متر جیوه نوسان می‌کند. ◦ «۲۰ تا ۳۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۰ تا ۳۰ بیشتر با تنفس عمیق یا شرایط دیگر سازگار است. ◦ «۴۰ تا ۶۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۴۰ تا ۶۰ بیش از موج تنفسی طبیعی است. ◦ «کمتر از ۰٫۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ دامنه معمول بیشتر از نیم میلی‌متر جیوه است.
۲۵ موج‌های وازوموتور یا مایر در انسان بیدار معمولاً چه دوره‌ای دارند؟
پاسخ: دوره موج‌های مایر در انسان بدون بیهوشی حدود ۷ تا ۱۰ ثانیه است. ◦ «کمتر از یک ثانیه» نادرست است؛ کمتر از یک ثانیه بیش از حد سریع است. ◦ «۳۰ تا ۶۰ ثانیه» نادرست است؛ ۳۰ تا ۶۰ ثانیه طولانی‌تر از مقدار معمول است. ◦ «۵ تا ۱۰ دقیقه» نادرست است؛ چند دقیقه با موج مایر سازگار نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۱۸ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۱۸ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۱۸ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ آسیب ناحیه قدامی‌جانبی بخش فوقانی بصل‌النخاع چه اثر غالبی دارد؟
پاسخ: این ناحیه منبع اصلی نورون‌های وازوکانستریکتور است و آسیب آن خروجی سمپاتیک را کم می‌کند. ◦ «افزایش دائم واگ عروقی» نادرست است؛ واگ عروقی گسترده وجود ندارد. ◦ «افزایش مستقیم ترشح ADH» نادرست است؛ ADH مستقیماً از این ناحیه ترشح نمی‌شود. ◦ «فعال‌شدن اجسام کاروتیدی» نادرست است؛ اجسام کاروتیدی با هیپوکسی فعال می‌شوند.
۲ در حیوان بی‌حس‌شده نخاعی، نوراپی‌نفرین فشار را بالاتر از طبیعی برده است. این یافته چه چیزی را نشان می‌دهد؟
پاسخ: نوراپی‌نفرین با انقباض مستقیم عروق می‌تواند نبود تون عصبی را موقتاً جبران کند. ◦ «نقش غالب واگ در انقباض عروق» نادرست است؛ واگ عروق را به‌طور گسترده منقبض نمی‌کند. ◦ «وابستگی فشار به مویرگ‌های عصب‌دار» نادرست است؛ مویرگ‌ها عصب‌گیری مستقیم ندارند. ◦ «بی‌اهمیتی تون سمپاتیک» نادرست است؛ افت اولیه فشار اهمیت تون سمپاتیک را نشان می‌دهد.
۳ در ورزش سنگین، کدام ترکیب بیشترین افزایش جریان عضله را توضیح می‌دهد؟
پاسخ: متابولیسم عضله وازودیلاتاسیون موضعی ایجاد می‌کند و تحریک سمپاتیک فشار کلی را بالا می‌برد. ◦ «وازوکانستریکشن موضعی همراه با کاهش فشار» نادرست است؛ جریان عضله با وازوکانستریکشن و افت فشار افزایش نمی‌یابد. ◦ «کاهش برون‌ده قلبی همراه با افزایش مقاومت» نادرست است؛ برون‌ده قلبی در ورزش بالا می‌رود. ◦ «مهار مرکز وازوموتور همراه با برادی‌کاردی» نادرست است؛ مرکز وازوموتور فعال می‌شود.
۴ در ترس شدید، افزایش فشار ۹۰ میلی‌متر جیوه‌ای در چند ثانیه بیشتر ناشی از چیست؟
پاسخ: واکنش هشدار با فعال‌شدن سریع سمپاتیک عمومی رخ می‌دهد. ◦ «ریست تدریجی بارورسپتورها» نادرست است؛ ریست بارورسپتور طی روزها رخ می‌دهد. ◦ «افزایش مزمن حجم خون» نادرست است؛ حجم خون در چند ثانیه زیاد نمی‌شود. ◦ «افزایش آهسته آنژیوژنز» نادرست است؛ آنژیوژنز طولانی‌مدت است.
۵ کدام جفت مسیر آوران درست است؟
پاسخ: سینوس کاروتید از هرینگ و IX و قوس آئورت از X به NTS می‌روند. ◦ «سینوس کاروتید: واگ؛ قوس آئورت: گلوسوفارنژیال» نادرست است؛ دو مسیر جابه‌جا شده‌اند. ◦ «هر دو: فرنیک» نادرست است؛ فرنیک عصب آوران این گیرنده‌ها نیست. ◦ «هر دو: سمپاتیک گردنی» نادرست است؛ سمپاتیک گردنی مسیر اصلی آوران نیست.
۶ چرا بارورسپتورهای آئورتی در فشارهای بالاتر از سینوس کاروتید عمل می‌کنند؟
پاسخ: منحنی پاسخ بارورسپتور آئورت تقریباً ۳۰ میلی‌متر جیوه به فشارهای بالاتر منتقل است. ◦ «تعدادشان همیشه بیشتر است» نادرست است؛ تعداد گیرنده‌ها علت مطرح‌شده نیست. ◦ «فقط به فشار وریدی پاسخ می‌دهند» نادرست است؛ آن‌ها فشار شریانی را حس می‌کنند. ◦ «فاقد پاسخ به تغییر سریع‌اند» نادرست است؛ به تغییر سریع فشار پاسخ می‌دهند.
۷ در انسداد دوطرفه کاروتید، چرا فشار آئورت بالا می‌ماند؟
پاسخ: کاهش کشش سینوس کاروتید پیام مهاری را کم و سمپاتیک را افزایش می‌دهد. ◦ «فشار بالای سینوس واگ را فعال می‌کند» نادرست است؛ فشار سینوس پایین است، نه بالا. ◦ «جریان مغز مستقیماً فشار را کم می‌کند» نادرست است؛ مغز پاسخ سمپاتیک را فعال می‌کند. ◦ «گیرنده‌های کم‌فشار دهلیزی کاملاً خاموش می‌شوند» نادرست است؛ خاموشی کامل گیرنده دهلیزی علت اصلی نیست.
۸ پس از بازکردن گیره کاروتید، چرا فشار برای لحظه‌ای پایین‌تر از طبیعی می‌رود؟
پاسخ: بازگشت فشار سینوس کاروتید تخلیه آوران را زیاد و سمپاتیک را گذرا بیش از حد مهار می‌کند. ◦ «قطع ناگهانی عصب واگ رخ می‌دهد» نادرست است؛ عصب واگ قطع نمی‌شود. ◦ «کاهش شدید حجم خون ایجاد می‌شود» نادرست است؛ حجم خون تغییر عمده نمی‌کند. ◦ «کمورسپتورها برای همیشه مهار می‌شوند» نادرست است؛ مهار دائمی کمورسپتور رخ نمی‌دهد.
۹ اصطلاح «اعصاب بافر» به کدام رشته‌ها اشاره دارد؟
پاسخ: آوران‌های بارورسپتور به‌دلیل کاهش نوسانات فشار، اعصاب بافر نامیده می‌شوند. ◦ «اعصاب حرکتی عضلات شکم» نادرست است؛ اعصاب عضلات شکم بافر نامیده نمی‌شوند. ◦ «رشته‌های سمپاتیک قلب» نادرست است؛ رشته‌های سمپاتیک قلب مسیر خروجی‌اند. ◦ «رشته‌های واگی معده» نادرست است؛ واگ معده نقشی در بافر فشار ندارد.
۱۰ نقش احتمالی بارورسپتور در کنترل مزمن فشار چگونه اعمال می‌شود؟
پاسخ: بارورسپتور می‌تواند با کاهش سمپاتیک کلیوی دفع مایع را زیاد و حجم خون را کم کند. ◦ «افزایش سمپاتیک کلیوی و احتباس مایع» نادرست است؛ افزایش سمپاتیک کلیوی فشار را بیشتر می‌کند. ◦ «مهار کامل فیلتراسیون گلومرولی» نادرست است؛ فیلتراسیون کاملاً مهار نمی‌شود. ◦ «افزایش مستقیم ساخت اریتروسیت» نادرست است؛ ساخت اریتروسیت مکانیسم این رفلکس نیست.
۱۱ تحریک مزمن سینوس کاروتید در فشارخون مقاوم احتمالاً از چه راهی فشار را کم می‌کند؟
پاسخ: افزایش سیگنال بارورسپتور مرکز وازوموتور را مهار و سمپاتیک را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش ترشح نوراپی‌نفرین» نادرست است؛ نوراپی‌نفرین کاهش می‌یابد. ◦ «مهار دائمی واگ» نادرست است؛ واگ مهار نمی‌شود. ◦ «افزایش مقاومت محیطی» نادرست است؛ مقاومت محیطی کم می‌شود.
۱۲ کدام تفاوت بارورسپتور و کمورسپتور صحیح است؟
پاسخ: بارورسپتور گیرنده مکانیکی و کمورسپتور حساس به O₂، CO₂ و H⁺ است. ◦ «هر دو فقط فشار وریدی را حس می‌کنند» نادرست است؛ هیچ‌کدام فقط فشار وریدی را حس نمی‌کنند. ◦ «اولی در فشار پایین قوی‌تر از دومی است» نادرست است؛ در فشار بسیار پایین کمورسپتور اهمیت بیشتری می‌یابد. ◦ «دومی فقط در فشارهای بالا فعال می‌شود» نادرست است؛ کمورسپتور در فشار پایین قوی‌تر می‌شود.
۱۳ چرا گیرنده‌های کم‌فشار نمی‌توانند فشار شریانی سیستمیک را مستقیماً اندازه بگیرند؟
پاسخ: محل آن‌ها در بخش کم‌فشار گردش است و تغییرات حجم را حس می‌کنند، نه فشار شریانی سیستمیک را. ◦ «فاقد انتهای عصبی‌اند» نادرست است؛ آن‌ها انتهای عصبی کششی دارند. ◦ «فقط در کلیه قرار دارند» نادرست است؛ در کلیه قرار ندارند. ◦ «به هیچ تغییر حجمی پاسخ نمی‌دهند» نادرست است؛ به تغییرات حجم پاسخ واضح می‌دهند.
۱۴ کدام مجموعه تغییر، نتیجه کشش دهلیز در رفلکس حجمی است؟
پاسخ: کشش دهلیز دفع آب و نمک را با کاهش ADH، کاهش سمپاتیک کلیوی و افزایش GFR تقویت می‌کند. ◦ «افزایش ADH، انقباض آوران، احتباس آب» نادرست است؛ این مجموعه احتباس مایع ایجاد می‌کند. ◦ «افزایش سمپاتیک کلیوی، کاهش GFR، احتباس» نادرست است؛ سمپاتیک کلیوی کاهش می‌یابد. ◦ «کاهش GFR، افزایش بازجذب، کاهش دفع» نادرست است؛ GFR و دفع افزایش می‌یابد.
۱۵ رفلکس بین‌بریج از نظر فیزیولوژیک چه هدفی دارد؟
پاسخ: افزایش بازگشت وریدی با افزایش ضربان همراه می‌شود تا تجمع خون در گردش وریدی کاهش یابد. ◦ «کاهش ضربان هنگام افزایش حجم» نادرست است؛ ضربان کاهش نمی‌یابد. ◦ «تنظیم مستقیم فشار مویرگی مغز» نادرست است؛ فشار مویرگی مغز هدف مستقیم نیست. ◦ «مهار گره سینوسی در ورزش» نادرست است؛ گره سینوسی تحریک می‌شود.
۱۶ پاسخ ایسکمیک CNS زمانی بیشترین اهمیت را دارد که فشار شریانی به چه محدوده‌ای برسد؟
پاسخ: پاسخ ایسکمیک CNS در افت شدید فشار، به‌ویژه نزدیک ۱۵ تا ۲۰ میلی‌متر جیوه، بسیار قوی و اضطراری است. ◦ «حدود ۸۰ تا ۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ در محدوده طبیعی مکانیسم غالب نیست. ◦ «بالاتر از ۱۸۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار بسیار بالا محرک اصلی نیست. ◦ «فقط در فشار وریدی بالا» نادرست است؛ به فشار وریدی بالا محدود نیست.
۱۷ در واکنش کوشینگ، افزایش فشار شریانی تا چه حد ادامه می‌یابد؟
پاسخ: فشار شریانی آن‌قدر بالا می‌رود که بر فشار اطراف مغز غلبه و خون‌رسانی مغزی را حفظ کند. ◦ «تا ضربان قلب به صفر برسد» نادرست است؛ هدف توقف قلب نیست. ◦ «تا فشار وریدی مرکزی صفر شود» نادرست است؛ فشار وریدی مرکزی معیار پایان نیست. ◦ «تا بارورسپتورها کاملاً خاموش شوند» نادرست است؛ بارورسپتورها با فشار بالا فعال‌تر می‌شوند.
۱۸ رفلکس فشار شکمی از نظر اثر گردش خون شبیه کدام پدیده است؟
پاسخ: هر دو با کاهش ظرفیت وریدی خون را به قلب منتقل و برون‌ده را افزایش می‌دهند. ◦ «اتساع موضعی شریانچه‌ها» نادرست است؛ اتساع شریانچه‌ای اثر دیگری دارد. ◦ «مهار گره سینوسی» نادرست است؛ مهار گره سینوسی برون‌ده را کاهش می‌دهد. ◦ «کاهش حجم خون» نادرست است؛ حجم کل خون تغییر نمی‌کند.
۱۹ در ورزش سنگین، پمپ عضلانی می‌تواند در ایجاد چه تغییری نقش اساسی داشته باشد؟
پاسخ: فشردگی عروق محیطی خون را به قلب بازمی‌گرداند و در افزایش شدید برون‌ده نقش دارد. ◦ «کاهش برون‌ده به نصف» نادرست است؛ برون‌ده در ورزش کاهش نمی‌یابد. ◦ «ثابت‌ماندن بازگشت وریدی» نادرست است؛ بازگشت وریدی افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش فشار متوسط به ۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار متوسط معمولاً بالا می‌رود.
۲۰ در تنفس طبیعی، فشار شریانی معمولاً در کدام بخش چرخه افزایش می‌یابد؟
پاسخ: برآیند اثرات تنفسی معمولاً فشار را در اوایل بازدم افزایش می‌دهد. ◦ «اواخر دم» نادرست است؛ اواخر دم زمان افزایش معمول نیست. ◦ «تمام مدت دم» نادرست است؛ فشار در تمام دم یک‌نواخت بالا نمی‌رود. ◦ «تمام مدت بازدم» نادرست است؛ در تمام بازدم بالا باقی نمی‌ماند.
۲۱ در تنفس عمیق، دامنه تغییر فشار شریانی ممکن است به چه مقدار برسد؟
پاسخ: در تنفس عمیق نوسان فشار می‌تواند به حدود ۲۰ میلی‌متر جیوه برسد. ◦ «حدود ۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲ کمتر از دامنه مورد انتظار است. ◦ «حدود ۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۵۰ بیش از مقدار معمول ذکرشده است. ◦ «بیش از ۱۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ بیش از ۱۰۰ برای موج تنفسی معمول نیست.
۲۲ دامنه موج‌های وازوموتور ممکن است به چه محدوده‌ای برسد؟
پاسخ: موج‌های مایر می‌توانند دامنه‌ای حدود ۱۰ تا ۴۰ میلی‌متر جیوه داشته باشند. ◦ «۱ تا ۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱ تا ۲ بسیار کم است. ◦ «۵۰ تا ۸۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۵۰ تا ۸۰ بیش از محدوده معمول است. ◦ «بیش از ۱۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ بیش از ۱۵۰ دامنه موج مایر نیست.
۲۳ در فشار شریانی ۴۰ تا ۸۰ میلی‌متر جیوه، کدام رفلکس در ایجاد موج‌های وازوموتور سهم بیشتری می‌یابد؟
پاسخ: در این فشار پایین، کمورسپتور قوی‌تر و بارورسپتور ضعیف‌تر می‌شود. ◦ «رفلکس بین‌بریج» نادرست است؛ بین‌بریج به حجم دهلیزی مربوط است. ◦ «رفلکس حجمی» نادرست است؛ رفلکس حجمی تنظیم دفع مایع را انجام می‌دهد. ◦ «رفلکس واگ معده» نادرست است؛ واگ معده موج وازوموتور نمی‌سازد.
۲۴ افزایش فشار مایع مغزی‌نخاعی به ۱۶۰ میلی‌متر جیوه چگونه موج وازوموتور ایجاد می‌کند؟
پاسخ: فشار داخل جمجمه عروق مغز را می‌فشارد؛ پاسخ ایسکمیک فشار را بالا می‌برد، ایسکمی رفع و چرخه تکرار می‌شود. ◦ «فعال‌شدن دائمی واگ و افت مداوم فشار» نادرست است؛ واگ به‌طور دائمی فعال نمی‌شود. ◦ «مهار کامل مرکز وازوموتور» نادرست است؛ مرکز وازوموتور متناوباً فعال است. ◦ «کاهش دوره‌ای حجم خون کل» نادرست است؛ حجم خون کل به‌طور دوره‌ای تغییر نمی‌کند.
۲۵ در کنترل حاد و سراسری گردش خون، کدام عامل نقش اصلی دارد؟
پاسخ: دستگاه خودمختار در چند ثانیه قلب و عروق را تنظیم می‌کند و مهم‌ترین سامانه کنترل حاد است. ◦ «آنژیوژنز بافتی» نادرست است؛ آنژیوژنز طولانی‌مدت است. ◦ «تغییر تعداد مویرگ‌ها» نادرست است؛ تغییر تعداد مویرگ‌ها سریع نیست. ◦ «بازسازی عروق طی ماه‌ها» نادرست است؛ بازسازی عروق مکانیسم حاد نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۹ گایتون — سؤالات آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۹ گایتون — سؤالات آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۹ گایتون — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۱۹ گایتون — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۰ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۰ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۱ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۱ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۲ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۲ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۳ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۳ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۳ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۴ — ۲۵ سؤال آموزشی 1سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۴ — ۲۵ سؤال آموزشی 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۴ — آزمون آفلاین 1سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۴ — آزمون آفلاین 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۵: کلیه‌ها و مایعات بدن

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۲۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

گایتون فصل ۲۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در شرایط معمول، مجموع آب ورودی روزانه به بدن تقریباً چقدر است؟
پاسخ: حدود ۲۱۰۰ میلی‌لیتر از نوشیدنی و غذا و حدود ۲۰۰ میلی‌لیتر از متابولیسم تأمین می‌شود؛ مجموع تقریباً ۲۳۰۰ میلی‌لیتر است. ◦ «۱۴۰۰ میلی‌لیتر در روز» ۱۴۰۰ میلی‌لیتر مقدار معمول دفع ادرار است. ◦ «۳۵۰۰ میلی‌لیتر در روز» ۳۵۰۰ میلی‌لیتر با مجموع دو منبع ورودی معمول سازگار نیست. ◦ «۵۰۰۰ میلی‌لیتر در روز» ۵۰۰۰ میلی‌لیتر در جدول به تعریقِ ورزش سنگین نزدیک است.
۲ کدام مسیر در شرایط عادی بیشترین سهم را در دفع روزانه آب دارد؟
پاسخ: در حالت عادی کلیه‌ها حدود ۱۴۰۰ میلی‌لیتر آب در روز دفع می‌کنند که از هر مسیر منفرد دیگر بیشتر است. ◦ «تعریق، حدود ۱۰۰ میلی‌لیتر» تعریق معمول حدود ۱۰۰ میلی‌لیتر در روز است. ◦ «مدفوع، حدود ۱۰۰ میلی‌لیتر» مدفوع معمول حدود ۱۰۰ میلی‌لیتر آب دفع می‌کند. ◦ «پوست، حدود ۳۵۰ میلی‌لیتر» اتلاف پوستی نامحسوس حدود ۳۵۰ میلی‌لیتر است.
۳ علت افزایش شدید تبخیر آب از پوست در سوختگی وسیع چیست؟
پاسخ: لایه شاخیِ پر از کلسترول سد مهمی در برابر انتشار آب است؛ با از بین رفتن آن تبخیر می‌تواند تا حدود ۱۰ برابر افزایش یابد. ◦ «افزایش مستقیم فیلتراسیون گلومرولی» فیلتراسیون گلومرولی علت مستقیم اتلاف پوستی نیست. ◦ «کاهش نفوذپذیری مویرگ‌های پوستی» کاهش نفوذپذیری مویرگ مکانیسم حذف سد پوستی نیست. ◦ «مهار کامل مکانیسم تشنگی» مهار تشنگی علت افزایش تبخیر از سطح سوخته نیست.
۴ چرا اتلاف آب تنفسی در هوای سرد افزایش می‌یابد؟
پاسخ: هوای راه‌های هوایی تا فشار بخار حدود ۴۷ میلی‌متر جیوه مرطوب می‌شود؛ در سرما فشار بخار هوای محیط بسیار کم می‌شود و اتلاف آب بیشتر می‌شود. ◦ «فشار بخار آب راه‌های هوایی به صفر می‌رسد» هوای راه‌های هوایی مرطوب می‌شود و فشار بخارش صفر نیست. ◦ «تعریق پوستی به چند لیتر می‌رسد» تعریق مکانیسم اتلاف تنفسی در سرما نیست. ◦ «سد شاخی پوست ناپدید می‌شود» از بین رفتن سد شاخی به سوختگی مربوط است.
۵ در یک مرد لاغر ۷۰ کیلوگرمی، آب کل بدن تقریباً چه حجمی دارد؟
پاسخ: آب کل بدن در این مثال حدود ۶۰٪ وزن بدن است؛ ۶۰٪ از ۷۰ کیلوگرم تقریباً ۴۲ لیتر می‌شود. ◦ «۱۴ لیتر» ۱۴ لیتر حجم تقریبی ECF است. ◦ «۲۸ لیتر» ۲۸ لیتر حجم تقریبی ICF است. ◦ «۵ لیتر» ۵ لیتر حجم تقریبی خون است.
۶ کدام ترکیب، تقسیم تقریبی مایع خارج‌سلولی را در مرد ۷۰ کیلوگرمی بهتر نشان می‌دهد؟
پاسخ: ECF حدود ۱۴ لیتر است؛ بیش از سه‌چهارم آن، حدود ۱۱ لیتر، بینابینی و نزدیک یک‌چهارم آن، حدود ۳ لیتر، پلاسما است. ◦ «۳ لیتر بینابینی و ۱۱ لیتر پلاسما» نسبت بینابینی و پلاسما در این گزینه معکوس شده است. ◦ «۱۴ لیتر پلاسما و ۳ لیتر بینابینی» پلاسما ۱۴ لیتر نیست. ◦ «۲۸ لیتر بینابینی و ۱۴ لیتر پلاسما» این مقادیر با تقسیم طبیعی ECF سازگار نیستند.
۷ کدام مورد جزو مایع ترانس‌سلولار محسوب می‌شود؟
پاسخ: مایع مغزی‌نخاعی همراه با مایعات سینوویال، صفاقی، پریکاردی و داخل‌چشمی جزو مایع ترانس‌سلولار است. ◦ «مایع داخل گلبول قرمز» مایع داخل گلبول قرمز ICF است. ◦ «مایع سیتوپلاسمی عضله» سیتوپلاسم عضله ICF است. ◦ «مایع داخل سلول کبدی» مایع داخل هپاتوسیت ICF است.
۸ چرا درصد آب کل بدن در زنان به‌طور متوسط کمتر از مردان است؟
پاسخ: بافت چربی آب کمتری دارد؛ بنابراین درصد بیشتر چربی بدن باعث کاهش سهم آب کل بدن از وزن می‌شود. ◦ «حجم پلاسما همیشه کمتر از یک لیتر است» حجم پلاسما معمولاً چند لیتر است. ◦ «غلظت سدیم داخل‌سلولی بیشتر است» سدیم عمدتاً در ECF فراوان است. ◦ «مایع ترانس‌سلولار وجود ندارد» مایع ترانس‌سلولار در هر دو جنس وجود دارد.
۹ چرا هماتوکریت واقعی کمی کمتر از مقدار اندازه‌گیری‌شده است؟
پاسخ: حدود ۳ تا ۴٪ پلاسما میان گلبول‌های فشرده به دام می‌افتد؛ پس هماتوکریت واقعی حدود ۹۶٪ مقدار اندازه‌گیری‌شده است. ◦ «گلبول‌ها هنگام سانتریفیوژ آب جذب می‌کنند» جذب آب توسط گلبول‌ها علت ذکرشده نیست. ◦ «پروتئین پلاسما وارد گلبول‌ها می‌شود» ورود پروتئین به گلبول علت خطا نیست. ◦ «پلاسما هنگام سانتریفیوژ تبخیر می‌شود» تبخیر پلاسما علت اختلاف هماتوکریت نیست.
۱۰ کدام یون، کاتیون غالب مایع خارج‌سلولی است؟
پاسخ: سدیم کاتیون غالب ECF است و همراه کلر و بیکربنات بخش اصلی ترکیب یونی آن را تشکیل می‌دهد. ◦ «پتاسیم» پتاسیم کاتیون غالب ICF است. ◦ «منیزیم» منیزیم در ICF بیشتر است ولی کاتیون غالب نیست. ◦ «کلسیم» کلسیم در ECF وجود دارد اما غلظتش بسیار کمتر از سدیم است.
۱۱ کدام الگو مایع داخل‌سلولی را بهتر توصیف می‌کند؟
پاسخ: ICF پتاسیم و فسفات فراوان و سدیم و کلر اندک دارد. ◦ «سدیم و کلر بالا، پتاسیم پایین» این الگو بیشتر ویژگی ECF است. ◦ «سدیم و بیکربنات بالا، فسفات پایین» این نیز بیشتر به ECF نزدیک است. ◦ «کلر بالا، پتاسیم پایین، پروتئین کم» ICF پتاسیم و پروتئین بالاتری دارد.
۱۲ اثر دونان بین پلاسما و مایع بینابینی چه پیامدی دارد؟
پاسخ: پروتئین‌های منفی پلاسما کاتیون‌ها را جذب می‌کنند؛ در نتیجه غلظت کاتیون‌ها در پلاسما حدود ۲٪ بیشتر است. ◦ «آنیون‌ها در پلاسما اندکی بیشتر می‌شوند» آنیون‌ها به‌علت بار منفی پروتئین کمی از پلاسما دور می‌شوند. ◦ «پروتئین‌ها در بینابینی بسیار بیشتر می‌شوند» پروتئین در پلاسما بیشتر است، نه بینابین. ◦ «سدیم در پلاسما تقریباً حذف می‌شود» سدیم کاتیون اصلی ECF باقی می‌ماند.
۱۳ در روش indicator-dilution، حجم یک کمپارتمان از چه رابطه‌ای به‌دست می‌آید؟
پاسخ: بر اساس بقای جرم، حجم برابر مقدار کل شاخص موجود در کمپارتمان تقسیم بر غلظت نهایی آن است. ◦ «غلظت نهایی ضربدر حجم خون» این رابطه برای محاسبه جرم از حجم معلوم است. ◦ «غلظت اولیه تقسیم بر هماتوکریت» هماتوکریت در این رابطه نقشی ندارد. ◦ «حجم ادرار تقسیم بر اسمولاریته» حجم ادرار و اسمولاریته رابطه indicator-dilution نیست.
۱۴ کدام ویژگی برای شاخص مناسبِ اندازه‌گیری یک کمپارتمان ضروری است؟
پاسخ: شاخص باید یکنواخت در کمپارتمان هدف پخش شود، از آن خارج نشود و در مدت اندازه‌گیری متابولیزه یا دفع نشود. ◦ «به‌سرعت متابولیزه شود» متابولیسم باعث کاهش مقدار شاخص می‌شود. ◦ «به‌سرعت از کلیه دفع شود» دفع کلیوی مقدار شاخص را کاهش می‌دهد. ◦ «میان چند کمپارتمان جابه‌جا شود» پخش در چند کمپارتمان اختصاصیت اندازه‌گیری را از بین می‌برد.
۱۵ برای اندازه‌گیری آب کل بدن کدام شاخص مناسب است؟
پاسخ: آب دوتریوم و آب تریتیوم در آب کل بدن پخش می‌شوند و برای اندازه‌گیری TBW مناسب‌اند. ◦ «اینولین» اینولین برای ECF به‌کار می‌رود. ◦ «اوانس بلو» اوانس بلو شاخص حجم پلاسما است. ◦ «آلبومین یددار» آلبومین یددار در عروق باقی می‌ماند و حجم پلاسما را می‌سنجد.
۱۶ کدام ماده برای برآورد حجم مایع خارج‌سلولی مناسب‌تر است؟
پاسخ: اینولین در پلاسما و بینابین پخش می‌شود اما به‌راحتی وارد سلول‌ها نمی‌شود؛ بنابراین ECF را برآورد می‌کند. ◦ «آنتی‌پیرین» آنتی‌پیرین در کل آب بدن پخش می‌شود. ◦ «اوانس بلو» اوانس بلو حجم پلاسما را می‌سنجد. ◦ «گلبول قرمز نشاندار» گلبول قرمز نشاندار برای حجم خون است.
۱۷ حجم داخل‌سلولی چگونه محاسبه می‌شود؟
پاسخ: ICF مستقیماً اندازه‌گیری نمی‌شود و از تفاضل آب کل بدن و ECF به‌دست می‌آید. ◦ «حجم پلاسما منهای حجم خون» این تفاضل معنی فیزیولوژیک درستی ندارد. ◦ «حجم خارج‌سلولی منهای پلاسما» این رابطه حجم مایع بینابینی را می‌دهد. ◦ «حجم خون منهای هماتوکریت» این رابطه برای ICF تعریف نشده است.
۱۸ اگر ECF برابر ۱۴ لیتر و پلاسما ۳ لیتر باشد، حجم بینابینی چقدر است؟
پاسخ: حجم بینابینی = ECF − پلاسما؛ بنابراین ۱۴−۳ = ۱۱ لیتر. ◦ «۱۷ لیتر» ۱۷ لیتر حاصل جمع است. ◦ «۹ لیتر» ۹ لیتر از داده‌ها به‌دست نمی‌آید. ◦ «۳ لیتر» ۳ لیتر همان حجم پلاسما است.
۱۹ اگر حجم پلاسما ۳ لیتر و هماتوکریت ۰٫۴۰ باشد، حجم خون تقریباً چقدر است؟
پاسخ: حجم خون = حجم پلاسما ÷ (۱−هماتوکریت)؛ ۳ ÷ ۰٫۶ = ۵ لیتر. ◦ «۳٫۴ لیتر» ۳٫۴ لیتر از رابطه فصل حاصل نمی‌شود. ◦ «۴ لیتر» ۴ لیتر با تقسیم بر ۰٫۶ سازگار نیست. ◦ «۷٫۵ لیتر» ۷٫۵ لیتر از تقسیم نادرست بر هماتوکریت حاصل می‌شود.
۲۰ اگر ۱۰ میلی‌گرم شاخص به غلظت نهایی ۰٫۰۱ میلی‌گرم بر میلی‌لیتر برسد، حجم کمپارتمان چقدر است؟
پاسخ: حجم = ۱۰ ÷ ۰٫۰۱ = ۱۰۰۰ میلی‌لیتر. ◦ «۱۰۰ میلی‌لیتر» ۱۰۰ میلی‌لیتر نتیجه تقسیم صحیح نیست. ◦ «۱۰ میلی‌لیتر» ۱۰ میلی‌لیتر مقدار شاخص را با حجم اشتباه می‌گیرد. ◦ «۱۰٬۰۰۰ میلی‌لیتر» ۱۰٬۰۰۰ میلی‌لیتر یک مرتبه بزرگی بیش از جواب است.
۲۱ چرا آنتی‌پیرین برای اندازه‌گیری آب کل بدن مناسب است؟
پاسخ: آنتی‌پیرین بسیار محلول در چربی است و سریع از غشا عبور کرده در ICF و ECF پخش می‌شود. ◦ «فقط در پلاسما باقی می‌ماند» باقی‌ماندن در پلاسما ویژگی شاخص حجم پلاسما است. ◦ «فقط در مایع بینابینی پخش می‌شود» محدودشدن به بینابین ویژگی آنتی‌پیرین نیست. ◦ «به پروتئین پلاسما اتصال دائمی دارد» اتصال دائمی به پروتئین برای TBW مناسب نیست.
۲۲ چرا غلظت پروتئین پلاسما از مایع بینابینی بیشتر است؟
پاسخ: مویرگ‌ها به مواد کوچک نفوذپذیرند اما عبور پروتئین‌های پلاسما محدود است؛ بنابراین پروتئین در پلاسما بیشتر می‌ماند. ◦ «غشای سلول به آب نفوذناپذیر است» غشای سلولی به آب بسیار نفوذپذیر است. ◦ «سدیم فقط در پلاسما ساخته می‌شود» سدیم ساخته‌شدن موضعی در پلاسما ندارد. ◦ «پروتئین بینابینی سریع وارد سلول می‌شود» ورود پروتئین بینابینی به سلول علت اصلی نیست.
۲۳ کدام عبارت درباره اسمولاریته سه کمپارتمان اصلی در حالت پایدار درست‌تر است؟
پاسخ: آب به‌سرعت میان ICF و ECF جابه‌جا می‌شود و اسمولاریته سه کمپارتمان اصلی در حالت پایدار تقریباً برابر و نزدیک ۳۰۰ mOsm/L است. ◦ «پلاسما دو برابر ICF است» پلاسما دو برابر ICF نیست. ◦ «ICF نصف مایع بینابینی است» ICF نصف مایع بینابینی نیست. ◦ «مایع بینابینی تقریباً صفر است» مایع بینابینی اسمولاریته نزدیک سایر کمپارتمان‌ها دارد.
۲۴ در یک مرد ۷۰ کیلوگرمی، مایع خارج‌سلولی تقریباً چه سهمی از وزن بدن دارد؟
پاسخ: ECF تقریباً ۱۴ لیتر در فرد ۷۰ کیلوگرمی است و حدود ۲۰٪ وزن بدن را تشکیل می‌دهد. ◦ «حدود ۷ درصد» ۷٪ به حجم خون نزدیک است. ◦ «حدود ۴۰ درصد» ۴۰٪ به ICF نزدیک است. ◦ «حدود ۶۰ درصد» ۶۰٪ به آب کل بدن نزدیک است.
۲۵ کدام الگو با هیپوناترمی ناشی از از دست‌رفتن سدیم سازگارتر است؟
پاسخ: از دست‌رفتن سدیم ECF را کم و اسمولاریته آن را پایین می‌آورد؛ آب وارد سلول می‌شود و ICF افزایش می‌یابد. ◦ «افزایش ECF و کاهش ICF» این الگو به احتباس سدیم و هیپرناترمی نزدیک است. ◦ «کاهش ECF و کاهش ICF» کاهش هر دو بیشتر با از دست‌رفتن آب سازگار است. ◦ «افزایش ECF و افزایش ICF» افزایش هر دو با هیپوناترمی ناشی از احتباس آب سازگارتر است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۲۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۲۵ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

گایتون فصل ۲۵ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک مرد لاغر ۷۰ کیلوگرمی، کدام ترکیب حجمی با مقادیر فصل سازگار است؟
پاسخ: در مرد ۷۰ کیلوگرمی، آب کل بدن حدود ۴۲ لیتر است؛ یک‌سوم آن ECF و دو‌سوم آن ICF است. ◦ «TBW=۲۸ L، ECF=۱۴ L، ICF=۱۴ L» این گزینه آب کل بدن و ICF را کمتر از مقادیر فصل می‌گیرد. ◦ «TBW=۴۲ L، ECF=۲۸ L، ICF=۱۴ L» ECF و ICF را معکوس کرده است. ◦ «TBW=۵۶ L، ECF=۱۴ L، ICF=۴۲ L» TBW را بیش از مقدار تقریبی فصل در نظر می‌گیرد.
۲ برای اندازه‌گیری حجم پلاسما کدام شاخص مناسب‌تر است؟
پاسخ: اوانس بلو به پروتئین‌های پلاسما متصل می‌شود و در عروق باقی می‌ماند؛ بنابراین برای حجم پلاسما مناسب است. ◦ «اینولینِ پخش‌شونده در ECF» اینولین ECF را برآورد می‌کند. ◦ «آنتی‌پیرینِ نفوذکننده به سلول» آنتی‌پیرین در کل آب بدن پخش می‌شود. ◦ «آب دوتریومِ پخش‌شونده در TBW» آب دوتریوم TBW را می‌سنجد.
۳ در هیپرناترمی، جهت اولیه حرکت آب از غشای سلول چگونه است؟
پاسخ: افزایش اسمولاریته ECF آب را از سلول‌ها خارج می‌کند تا اسمولاریته دو کمپارتمان برابر شود. ◦ «از ECF به ICF» این جهت در هیپوناترمی رخ می‌دهد. ◦ «فقط از پلاسما به بینابین» توزیع بین پلاسما و بینابین مسئله اصلی تونیسیتی سلولی نیست. ◦ «بدون جابه‌جایی خالص آب» در هیپرناترمی گرادیان مؤثر وجود دارد.
۴ فردی ۹۰ کیلوگرمی با همان نسبت‌های استاندارد فصل دارد. ECF تقریبی او چقدر است؟
پاسخ: ECF حدود ۲۰٪ وزن بدن است؛ ۰٫۲×۹۰ تقریباً ۱۸ لیتر می‌شود. ◦ «حدود ۹ لیتر» ۹ لیتر حدود ۱۰٪ وزن است. ◦ «حدود ۳۶ لیتر» ۳۶ لیتر حدود ۴۰٪ وزن و نزدیک ICF است. ◦ «حدود ۵۴ لیتر» ۵۴ لیتر حدود ۶۰٪ وزن و نزدیک TBW است.
۵ اگر هماتوکریت اندازه‌گیری‌شده ۰٫۴۲ باشد، با درنظرگرفتن پلاسمای به‌دام‌افتاده، هماتوکریت واقعی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: هماتوکریت واقعی حدود ۹۶٪ مقدار اندازه‌گیری‌شده است؛ ۰٫۴۲×۰٫۹۶ تقریباً ۰٫۴۰ می‌شود. ◦ «حدود ۰٫۲۸» «حدود ۰٫۲۸» بسیار کمتر از تصحیح ۴٪ است. ◦ «حدود ۰٫۴۴» «حدود ۰٫۴۴» به‌جای کاهش، مقدار را افزایش می‌دهد. ◦ «حدود ۰٫۶۵» «حدود ۰٫۶۵» در فصل به مقادیر بسیار بالای پلی‌سیتمی نزدیک است.
۶ اگر شاخصِ indicator-dilution طی اندازه‌گیری از بدن دفع شود ولی این اتلاف تصحیح نشود، حجم محاسبه‌شده چه خطایی خواهد داشت؟
پاسخ: دفع شاخص غلظت نهایی را کمتر می‌کند؛ چون حجم از مقدار شاخص تقسیم بر غلظت محاسبه می‌شود، نادیده‌گرفتن اتلاف حجم را بیش‌برآورد می‌کند. ◦ «کمتر از حجم واقعی برآورد می‌شود» «کمتر از حجم واقعی برآورد می‌شود» جهت خطا را برعکس بیان می‌کند. ◦ «دقیقاً برابر حجم واقعی می‌ماند» «دقیقاً برابر حجم واقعی می‌ماند» با نقض فرض بقای شاخص سازگار نیست. ◦ «فقط هماتوکریت تغییر می‌کند» «فقط هماتوکریت تغییر می‌کند» ربطی به خطای indicator-dilution ندارد.
۷ در بیماری که لایه شاخی پوست به‌طور وسیع از بین رفته، انتظار می‌رود کدام تغییر آب رخ دهد؟
پاسخ: برداشته‌شدن سد شاخی در سوختگی می‌تواند تبخیر پوستی را تا حدود ۳ تا ۵ لیتر در روز افزایش دهد. ◦ «اتلاف تنفسی به صفر برسد» اتلاف تنفسی مستقل از سد پوستی است. ◦ «دفع مدفوعی به صفر برسد» دفع مدفوعی به‌علت سوختگی لزوماً صفر نمی‌شود. ◦ «ادرار الزاماً به ۲۰ لیتر برسد» حجم ادرار وابسته به تنظیم کلیوی و وضعیت آب است.
۸ کدام مقایسه بین پلاسما و مایع بینابینی درست‌تر است؟
پاسخ: مویرگ‌ها به بیشتر یون‌ها نفوذپذیرند، بنابراین ترکیب یونی دو بخش مشابه است؛ محدودیت عبور پروتئین باعث افزایش پروتئین پلاسما می‌شود. ◦ «ترکیب یونی کاملاً متفاوت و پروتئین برابر است» ترکیب یونی این دو بخش بسیار نزدیک است. ◦ «سدیم بینابینی صفر و پروتئین پلاسما کم است» سدیم بینابینی فراوان است. ◦ «پتاسیم پلاسما بسیار بیشتر از بینابین است» پتاسیم در هر دو ECF کم و نزدیک است.
۹ کدام عبارت درباره تونیسیتی صحیح است؟
پاسخ: تونیسیتی بر اساس اثر محلول بر حجم سلول تعریف می‌شود و بنابراین به ذراتی بستگی دارد که به‌طور مؤثر از غشا عبور نمی‌کنند. ◦ «فقط به مجموع همه ذرات محلول وابسته است» مجموع ذرات بدون توجه به نفوذپذیری osmolarity را توصیف می‌کند. ◦ «برای مواد نفوذپذیر همیشه با اسمولاریته برابر است» مواد نفوذپذیر می‌توانند اسمولاریته را بدون اثر پایدار بر حجم تغییر دهند. ◦ «هیچ ارتباطی با حجم سلول ندارد» تونیسیتی اساساً با تغییر حجم سلول تعریف می‌شود.
۱۰ پس از نوشیدن آب، چرا تعادل اسمزی کل بدن فوری نیست، با اینکه آب از غشای سلول سریع عبور می‌کند؟
پاسخ: تعادل از غشای هر سلول سریع است، اما توزیع آب خورده‌شده از دستگاه گوارش توسط خون به همه بافت‌ها حدود ۳۰ دقیقه زمان می‌برد. ◦ «غشای سلول به آب تقریباً نفوذناپذیر است» غشای سلول به آب بسیار نفوذپذیر است. ◦ «سدیم باید ابتدا وارد همه سلول‌ها شود» ورود سدیم به سلول شرط توزیع آب نیست. ◦ «پروتئین پلاسما باید کاملاً حذف شود» حذف پروتئین پلاسما لازم نیست.
۱۱ در محاسبه اسمولاریته بالقوه ۰٫۹٪ NaCl، چرا ابتدا ۰٫۱۵۴ مول بر لیتر تقریباً دو برابر می‌شود؟
پاسخ: NaCl تقریباً به Na+ و Cl− تفکیک می‌شود؛ بنابراین هر مول تقریباً دو اسمول ذره ایجاد می‌کند. ◦ «وزن مولکولی NaCl دو برابر آب است» وزن مولکولی علت ضریب ۲ نیست. ◦ «سدیم دو بار از غشا عبور می‌کند» عبور غشایی علت شمارش ذرات نیست. ◦ «کلر دو برابر سدیم بار دارد» بار کلر منفی یک است و ضریب ۲ از تفکیک دو ذره می‌آید.
۱۲ چرا اسمولاریته واقعی ۰٫۹٪ NaCl از ۳۰۸ به حدود ۲۸۶ mOsm/L اصلاح می‌شود؟
پاسخ: جذب متقابل یون‌ها باعث می‌شود رفتار اسمزی از قانون ایده‌آل انحراف داشته باشد؛ ضریب اسمزی NaCl حدود ۰٫۹۳ است. ◦ «ورود فوری NaCl به سلول‌ها» NaCl در این محاسبه به‌سرعت وارد سلول فرض نمی‌شود. ◦ «اتصال کامل NaCl به آلبومین» اتصال کامل به آلبومین مطرح نیست. ◦ «دفع سریع نصف NaCl از کلیه» دفع کلیوی جزو اصلاح ضریب اسمزی نیست.
۱۳ اگر ECF با ماده‌ای نفوذپذیر مثل اوره hyperosmotic شود، چرا اثر پایدار آن بر حجم سلول محدود است؟
پاسخ: اوره می‌تواند ابتدا آب را جابه‌جا کند، اما چون از غشا عبور می‌کند، غلظتش در ICF و ECF برابر می‌شود و گرادیان مؤثر پایدار از بین می‌رود. ◦ «اوره هیچ فشار اسمزی ندارد» اوره می‌تواند اثر اسمزی گذرا داشته باشد. ◦ «اوره فقط در پلاسما باقی می‌ماند» اوره محدود به پلاسما نیست. ◦ «اوره غشای سلول را به آب نفوذناپذیر می‌کند» نفوذپذیری آب توسط اوره از بین نمی‌رود.
۱۴ به ۱۴ لیتر ECF یک لیتر محلول ایزوتونیک افزوده می‌شود. پس از تعادل، کدام تغییر محتمل‌تر است؟
پاسخ: محلول ایزوتونیک اسمولاریته ECF را تغییر نمی‌دهد و NaCl در ECF می‌ماند؛ بنابراین افزایش حجم عمدتاً همان ECF است. ◦ «ICF یک لیتر زیاد و ECF ثابت می‌ماند» آب برای افزایش ICF گرادیان ندارد. ◦ «هر دو کمپارتمان نیم لیتر کم می‌شوند» افزودن مایع باعث کاهش حجم‌ها نمی‌شود. ◦ «ICF کاهش و اسمولاریته هر دو افزایش می‌یابد» افزایش اسمولاریته مربوط به محلول هیپرتونیک است.
۱۵ در انفوزیون hypertonic saline، چرا افزایش نهایی ECF از حجم محلول تزریق‌شده بیشتر است؟
پاسخ: افزایش اسمولاریته ECF باعث خروج آب از سلول می‌شود؛ بنابراین ECF هم محلول تزریق‌شده و هم آب جابه‌جا‌شده از ICF را دریافت می‌کند. ◦ «سدیم به‌سرعت وارد سلول و آب را دنبال می‌کند» در تحلیل فصل NaCl عمدتاً در ECF می‌ماند. ◦ «پروتئین پلاسما آب را از بدن خارج می‌کند» پروتئین پلاسما آب را از بدن خارج نمی‌کند. ◦ «کلیه فوراً آب آزاد ترشح می‌کند» پاسخ فوری تعادل اسمزی به دفع کلیوی وابسته نیست.
۱۶ در مثال فصل، پس از تزریق ۲ لیتر NaCl سه‌درصد، حجم کل آب بدن از ۴۲ به چند لیتر می‌رسد؟
پاسخ: در فرض مسئله هیچ آب یا حل‌شونده‌ای از بدن از دست نمی‌رود؛ پس ۲ لیتر تزریق، TBW را از ۴۲ به ۴۴ لیتر می‌رساند. ◦ «۴۰ لیتر» ۴۰ لیتر به معنی از دست‌دادن آب است. ◦ «۴۲ لیتر» ۴۲ لیتر حجم اولیه است. ◦ «۴۷ لیتر» ۴۷ لیتر با حجم تزریق‌شده سازگار نیست.
۱۷ در همان مثال ۲ لیتر NaCl سه‌درصد، تقریباً چند میلی‌اسمول NaCl به ECF افزوده می‌شود؟
پاسخ: ۳۰ g/L در دو لیتر برابر ۶۰ گرم است؛ ۶۰/۵۸٫۵≈۱٫۰۲۶ مول و با دو ذره اسمزی تقریباً ۲۰۵۱ mOsm می‌شود. ◦ «حدود ۵۱۳ میلی‌اسمول» ۵۱۳ تقریباً تعداد مول بر لیتر را با میلی‌اسمول نهایی اشتباه می‌گیرد. ◦ «حدود ۱۰۲۶ میلی‌اسمول» ۱۰۲۶ تقریباً تعداد میلی‌مول NaCl است، نه ذرات اسمزی دوگانه. ◦ «حدود ۴۱۰۲ میلی‌اسمول» ۴۱۰۲ تقریباً دو برابر مقدار صحیح است.
۱۸ در همان مثال، بلافاصله پس از افزودن محلول و قبل از جابه‌جایی آب، اسمولاریته ECF تقریباً چقدر است؟
پاسخ: ECF بلافاصله ۱۶ لیتر و ۵۹۷۱ mOsm دارد؛ ۵۹۷۱/۱۶ تقریباً ۳۷۳ mOsm/L است. ◦ «حدود ۲۸۰ mOsm/L» ۲۸۰ اسمولاریته اولیه است. ◦ «حدود ۳۱۴ mOsm/L» ۳۱۴ مقدار تقریبی پس از تعادل کل بدن است. ◦ «حدود ۵۹۷ mOsm/L» ۵۹۷ از تقسیم نادرست داده‌ها حاصل می‌شود.
۱۹ پس از تعادل اسمزی در مثال ۲ لیتر NaCl سه‌درصد، اسمولاریته هر دو کمپارتمان تقریباً چقدر می‌شود؟
پاسخ: کل اسمول‌ها ۱۳۸۱۱ و کل آب ۴۴ لیتر است؛ نسبت آن‌ها حدود ۳۱۳٫۹ mOsm/L می‌شود. ◦ «حدود ۲۸۰ mOsm/L» ۲۸۰ مقدار اولیه است. ◦ «حدود ۳۷۳ mOsm/L» ۳۷۳ مقدار ECF قبل از تعادل آب است. ◦ «حدود ۲۰۵ mOsm/L» ۲۰۵ از داده‌های مسئله به‌دست نمی‌آید.
۲۰ در پایان همان مثال، حجم ICF تقریباً به چه مقداری می‌رسد؟
پاسخ: اسمول‌های ICF ثابت ۷۸۴۰ است؛ ۷۸۴۰/۳۱۳٫۹≈۲۴٫۹۸ لیتر. ◦ «حدود ۱۹ لیتر» ۱۹ لیتر حجم نهایی ECF است. ◦ «حدود ۲۸ لیتر» ۲۸ لیتر حجم اولیه ICF است. ◦ «حدود ۳۱ لیتر» ۳۱ لیتر با خروج آب از سلول سازگار نیست.
۲۱ در مثال انفوزیون ۲ لیتر NaCl سه‌درصد، تقریباً چه مقدار آب از ICF به ECF جابه‌جا می‌شود؟
پاسخ: ICF از ۲۸ لیتر به حدود ۲۴٫۹۸ لیتر می‌رسد؛ بنابراین تقریباً ۳ لیتر آب از داخل سلول‌ها به ECF جابه‌جا می‌شود. ◦ «حدود ۱ لیتر» «حدود ۱ لیتر» کمتر از کاهش واقعی ICF در مثال است. ◦ «حدود ۲ لیتر» «حدود ۲ لیتر» فقط به حجم محلول تزریق‌شده نزدیک است، نه جابه‌جایی آب. ◦ «حدود ۵ لیتر» «حدود ۵ لیتر» به افزایش کل ECF نزدیک است، نه مقدار آب منتقل‌شده از ICF.
۲۲ نتیجه کلیدی مثال hypertonic saline چیست؟
پاسخ: به‌علت کشیده‌شدن تقریباً ۳ لیتر آب از ICF، افزایش ECF از ۱۴ به حدود ۱۹ لیتر می‌رسد؛ یعنی بیش از حجم تزریق‌شده. ◦ «۲ لیتر تزریق فقط ICF را ۲ لیتر افزایش می‌دهد» ICF در این مثال کاهش می‌یابد. ◦ «ECF دقیقاً به اندازه محلول تزریق‌شده افزایش می‌یابد» ECF علاوه بر محلول، آب از ICF دریافت می‌کند. ◦ «حجم کل بدن پس از تعادل کاهش می‌یابد» TBW با تزریق ۲ لیتر افزایش می‌یابد.
۲۳ اگر محلول هیپوتونیک به ECF اضافه شود، کدام توصیف نهایی صحیح‌تر است؟
پاسخ: کاهش اسمولاریته ECF آب را به سلول‌ها می‌برد؛ پس هر دو کمپارتمان افزایش حجم می‌دهند، اما بخش بیشتری از آب به ICF می‌رود. ◦ «فقط ECF زیاد می‌شود و ICF ثابت است» این الگو برای محلول ایزوتونیک است. ◦ «ECF زیاد و ICF کم می‌شود» این الگو برای محلول هیپرتونیک است. ◦ «هر دو حجم کم و اسمولاریته زیاد می‌شود» افزودن محلول هیپوتونیک اسمولاریته را بالا نمی‌برد.
۲۴ در بیماری با مصرف زیاد آب و کلیه سالم، چرا حجم ادرار می‌تواند بسیار افزایش یابد؟
پاسخ: تنظیم کلیوی مهم‌ترین راه تطابق طولانی‌مدت ورودی و خروجی است و حجم ادرار می‌تواند در مصرف بسیار زیاد آب تا حدود ۲۰ لیتر در روز برسد. ◦ «اتلاف نامحسوس پوستی همیشه ۲۰ لیتر می‌شود» اتلاف پوستی چنین افزایش الزامی ندارد. ◦ «پروتئین پلاسما آب را مستقیم دفع می‌کند» پروتئین پلاسما مسیر دفع آب نیست. ◦ «ICF به‌طور کامل تخلیه می‌شود» ICF به‌طور کامل تخلیه نمی‌شود.
۲۵ چرا غلظت سدیم پلاسما در بسیاری از شرایط شاخص مناسبی از اسمولاریته پلاسما است؟
پاسخ: سدیم همراه عمدتاً کلر بخش عمده مواد اسمزی ECF را تشکیل می‌دهد؛ بنابراین غلظت سدیم اغلب نماینده خوبی از اسمولاریته است. ◦ «سدیم تنها حل‌شونده ICF است» ICF پتاسیم و مواد متعدد دیگری دارد. ◦ «پروتئین پلاسما هیچ اثر اسمزی ندارد» پروتئین پلاسما اثر اسمزی دارد. ◦ «کلر فقط داخل سلول وجود دارد» کلر عمدتاً در ECF فراوان است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
گایتون فصل ۲۵ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام مورد یکی از نقش‌های اصلی کلیه در حفظ همئوستاز است؟
پاسخ: کلیه‌ها با تنظیم دفع آب و الکترولیت‌ها، حجم و ترکیب مایعات بدن را پایدار نگه می‌دارند. ◦ «تولید مستقیم پلاکت‌ها در مغز استخوان» کلیه تولید مستقیم پلاکت انجام نمی‌دهد؛ نقش خونساز مطرح‌شده ترشح اریتروپویتین است. ◦ «ذخیره اصلی گلیکوژن پس از غذا» فصل به گلوکونئوژنز کلیوی در گرسنگی طولانی اشاره می‌کند، نه ذخیره اصلی گلیکوژن. ◦ «تهویه آلوئولی برای دفع CO2» تهویه آلوئولی وظیفه دستگاه تنفس است؛ کلیه در دفع اسید و تنظیم بافرها نقش دارد.
۲ کدام ماده زاید از متابولیسم کراتین عضله ایجاد می‌شود؟
پاسخ: کراتینین از کراتین عضله حاصل می‌شود و توسط کلیه دفع می‌گردد. ◦ «اوره» اوره محصول متابولیسم اسیدهای آمینه است. ◦ «اسیداوریک» اسیداوریک از متابولیسم اسیدهای نوکلئیک ایجاد می‌شود. ◦ «بیلی‌روبین» بیلی‌روبین از تجزیه هموگلوبین حاصل می‌شود.
۳ کدام عامل محرک مهم ترشح اریتروپویتین از کلیه است؟
پاسخ: هیپوکسی یکی از محرک‌های مهم ترشح اریتروپویتین کلیوی است و تولید گلبول قرمز را افزایش می‌دهد. ◦ «هیپرگلیسمی» هیپرگلیسمی در این فصل محرک اصلی اریتروپویتین معرفی نشده است. ◦ «افزایش حجم مثانه» پرشدن مثانه به رفلکس ادرار مربوط است، نه ترشح اریتروپویتین. ◦ «افزایش کلسیم پلاسما» تنظیم کلسیم با کلسیتریول مرتبط است، نه با تحریک اصلی اریتروپویتین.
۴ کلیه‌ها ویتامین D را به کدام شکل فعال تبدیل می‌کنند؟
پاسخ: کلیه با هیدروکسیلاسیون در موقعیت ۱، کلسیتریول یا ۱،۲۵-دی‌هیدروکسی‌ویتامین D3 را تولید می‌کند. ◦ «۲۵-هیدروکسی‌ویتامین D3» شکل فعال ذکرشده در فصل یک هیدروکسیل اضافی در موقعیت ۱ دارد. ◦ «ویتامین D2 ذخیره‌ای» فصل تولید شکل فعال D3 را بیان می‌کند، نه یک شکل ذخیره‌ای D2. ◦ «۷-دهیدروکلسترول» این ترکیب پیش‌ساز پوستی است و محصول فعال کلیوی مورد بحث نیست.
۵ محل طبیعی کلیه‌ها چگونه توصیف شده است؟
پاسخ: دو کلیه روی دیواره خلفی شکم و خارج از حفره صفاقی قرار دارند. ◦ «داخل صفاق و در جلوی معده قرار دارد» متن کلیه‌ها را خارج از صفاق و خلفی توصیف می‌کند. ◦ «در لگن و در پشت مثانه قرار دارد» مثانه در لگن قرار دارد، نه کلیه‌ها. ◦ «در مدیاستن خلفی قفسه سینه قرار دارد» مدیاستن بخشی از قفسه سینه است و محل طبیعی کلیه نیست.
۶ پس از افزایش دریافت سدیم از ۳۰ به ۳۰۰ mEq/day، کلیه‌ها معمولاً طی چه مدتی دفع را به سطح جدید نزدیک می‌کنند؟
پاسخ: در مثال فصل، دفع سدیم طی ۲ تا ۳ روز به حدود ۳۰۰ mEq/day می‌رسد و تعادل دوباره برقرار می‌شود. ◦ «چند دقیقه» پاسخ کلیه به افزایش شدید دریافت سدیم فوری و در حد چند دقیقه نیست. ◦ «حدود ۲ تا ۳ هفته» زمان تطابق ذکرشده بسیار کوتاه‌تر از چند هفته است. ◦ «بیش از دو ماه» فصل تطابق را در چند روز توصیف می‌کند، نه چند ماه.
۷ در دوره ۲ تا ۳ روزه تطابق به دریافت زیاد سدیم، چه تغییر گذرایی رخ می‌دهد؟
پاسخ: پیش از رسیدن دفع به سطح دریافت، مقدار کمی سدیم تجمع می‌یابد و حجم خارج‌سلولی اندکی افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش شدید حجم خارج‌سلولی» تجمع سدیم حجم خارج‌سلولی را کاهش نمی‌دهد. ◦ «کاهش پایدار سدیم پلاسما» فصل بر تغییر اندک حجم تأکید دارد و کاهش پایدار سدیم پلاسما را بیان نمی‌کند. ◦ «قطع کامل دفع سدیم» دفع سدیم افزایش می‌یابد، نه اینکه قطع شود.
۸ کلیه در تنظیم فشار شریانی کوتاه‌مدت از طریق کدام ماده مشارکت می‌کند؟
پاسخ: کلیه با ترشح رنین در تشکیل مواد وازواکتیو مانند آنژیوتانسین II مشارکت می‌کند. ◦ «اریترپوئیتین» اریتروپویتین تنظیم تولید گلبول قرمز را بر عهده دارد. ◦ «کلسیتریول» کلسیتریول در تنظیم کلسیم و فسفات نقش دارد. ◦ «بیلی‌روبین» بیلی‌روبین ماده زاید ناشی از تجزیه هموگلوبین است.
۹ کدام اسیدها طبق فصل فقط از راه کلیه به‌طور مؤثر از بدن حذف می‌شوند؟
پاسخ: کلیه‌ها راه دفع برخی اسیدهای غیر فرار مانند اسید سولفوریک و فسفریک هستند. ◦ «اسید کربنیک و CO2» CO2 عمدتاً از راه ریه دفع می‌شود. ◦ «اسید لاکتیک و پیروویک» فصل این دو را به‌عنوان اسیدهای منحصر به دفع کلیوی ذکر نمی‌کند. ◦ «اسید چرب و کلسترول» این ترکیبات مثال اسیدهای غیر فرار ذکرشده در متن نیستند.
۱۰ در نارسایی شدید کلیه، علت مهم کم‌خونی چیست؟
پاسخ: کلیه تقریباً همه اریتروپویتین گردش خون را تولید می‌کند؛ در بیماری شدید کلیوی افت آن می‌تواند کم‌خونی شدید ایجاد کند. ◦ «افزایش تولید بیلی‌روبین» بیلی‌روبین محصول تجزیه هموگلوبین است و علت اصلی ذکرشده برای کم‌خونی نارسایی کلیه نیست. ◦ «کاهش تون دترسور» دترسور عضله مثانه است و با تولید گلبول قرمز ارتباطی ندارد. ◦ «افزایش تولید کلسیتریول» در نارسایی کلیه تولید کلسیتریول مختل می‌شود و افزایش آن علت کم‌خونی نیست.
۱۱ در گرسنگی طولانی، ظرفیت کلیه برای افزودن گلوکز به خون با کدام اندام رقابت می‌کند؟
پاسخ: طبق فصل، ظرفیت گلوکونئوژنز کلیه در گرسنگی طولانی می‌تواند با ظرفیت کبد رقابت کند. ◦ «طحال» طحال در متن به‌عنوان رقیب اصلی گلوکونئوژنز کلیه مطرح نشده است. ◦ «مثانه» مثانه محل ذخیره ادرار است و گلوکونئوژنز عمده ندارد. ◦ «پانکراس» پانکراس در این بخش به‌عنوان منبع هم‌تراز گلوکز در گرسنگی طولانی ذکر نشده است.
۱۲ وزن تقریبی هر کلیه در یک انسان بالغ چقدر است؟
پاسخ: هر کلیه بالغ تقریباً ۱۵۰ گرم وزن دارد و حدود اندازه یک مشت بسته است. ◦ «حدود ۱۵ گرم» ۱۵ گرم بسیار کمتر از مقدار ذکرشده است. ◦ «حدود ۵۰۰ گرم» ۵۰۰ گرم به‌طور قابل‌توجهی بیشتر از وزن معمول یک کلیه است. ◦ «حدود ۱ کیلوگرم» یک کیلوگرم برای یک کلیه طبیعی بسیار بیشتر از مقدار متن است.
۱۳ مدولای کلیه به چند هرم کلیوی تقسیم می‌شود؟
پاسخ: مدولا به ۸ تا ۱۰ توده مخروطی به نام هرم‌های کلیوی تقسیم می‌شود. ◦ «حدود ۲ تا ۳ هرم» این تعداد کمتر از مقدار ذکرشده است. ◦ «حدود ۲۰ تا ۳۰ هرم» این تعداد بیشتر از دامنه متن است. ◦ «حدود ۵۰ هرم» فصل تعداد هرم‌ها را بسیار کمتر از ۵۰ ذکر می‌کند.
۱۴ ادرار از پاپیلا ابتدا وارد کدام ساختار می‌شود؟
پاسخ: کالیس‌های کوچک ادرار را از لوله‌های هر پاپیلا جمع می‌کنند و سپس به کالیس‌های بزرگ‌تر می‌ریزند. ◦ «کالیس بزرگ» کالیس بزرگ در مرحله بعد و از اتصال کالیس‌های کوچک شکل می‌گیرد. ◦ «حالب» حالب پس از لگنچه قرار دارد. ◦ «مثانه» مثانه در انتهای حالب و دورتر از پاپیلاست.
۱۵ جریان خون طبیعی دو کلیه تقریباً چه سهمی از برون‌ده قلبی است؟
پاسخ: دو کلیه در مجموع حدود ۱۱۰۰ mL/min خون دریافت می‌کنند که تقریباً ۲۲٪ برون‌ده قلبی است. ◦ «حدود ۲٪» ۲٪ کمتر از سهم بالای گردش کلیوی ذکرشده است. ◦ «حدود ۵۰٪» نیمی از برون‌ده قلبی بیش از مقدار طبیعی متن است. ◦ «حدود ۷۵٪» ۷۵٪ به‌مراتب بیش از سهم کلیوی است.
۱۶ آرتریول آوران مستقیماً خون را به کدام بستر می‌رساند؟
پاسخ: آرتریول آوران به مویرگ‌های گلومرولی وارد می‌شود؛ سپس خون از طریق آرتریول وابران خارج می‌شود. ◦ «مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای» مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای پس از آرتریول وابران قرار دارند. ◦ «ورید کلیوی» ورید کلیوی در انتهای مسیر وریدی است. ◦ «وازا رکتا پس از پاپیلا» وازا رکتا از آرتریول وابران نفرون‌های juxtamedullary منشأ می‌گیرد.
۱۷ فشار هیدروستاتیک بالای مویرگ گلومرولی حدوداً چقدر است؟
پاسخ: فشار حدود ۶۰ mmHg در مویرگ گلومرولی به فیلتراسیون سریع کمک می‌کند. ◦ «حدود ۱۳ mmHg» ۱۳ mmHg مقدار تقریبی فشار مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای است. ◦ «حدود ۵ mmHg» ۵ mmHg فشار گلومرولی ذکرشده نیست. ◦ «حدود ۱۲۰ mmHg» ۱۲۰ mmHg دو برابر مقدار تقریبی متن است.
۱۸ فشار پایین مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای چه فایده‌ای دارد؟
پاسخ: فشار هیدروستاتیک پایین حدود ۱۳ mmHg در مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای بازجذب را تسهیل می‌کند. ◦ «افزایش فیلتراسیون گلومرولی» فیلتراسیون سریع در مویرگ گلومرولی با فشار بالاتر رخ می‌دهد. ◦ «شروع رفلکس ادرار» رفلکس ادرار به کشش مثانه مربوط است. ◦ «باز کردن اسفنکتر خارجی» اسفنکتر خارجی تحت کنترل سوماتیک است و به فشار مویرگ کلیه مربوط نیست.
۱۹ هر کلیه معمولاً چه تعداد نفرون دارد؟
پاسخ: هر کلیه حدود ۸۰۰٬۰۰۰ تا ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفرون دارد. ◦ «حدود ۸۰ تا ۱۰۰ هزار» این مقدار تقریباً یک مرتبه بزرگی کمتر است. ◦ «حدود ۸ تا ۱۰ میلیون» این مقدار چند برابر بیش از عدد فصل است. ◦ «حدود ۲۵۰ نفرون» حدود ۲۵۰ عدد مربوط به مجاری جمع‌کننده بسیار بزرگ هر کلیه است.
۲۰ کلیه در برابر از دست رفتن نفرون‌های طبیعی با افزایش سن چگونه سازگار می‌شود؟
پاسخ: کلیه نفرون جدید نمی‌سازد؛ نفرون‌های باقی‌مانده با تغییرات تطابقی دفع مناسب آب، الکترولیت و مواد زاید را حفظ می‌کنند. ◦ «با تولید نفرون‌های جدید تعداد را جبران می‌کند» متن صریحاً می‌گوید کلیه قادر به بازسازی نفرون جدید نیست. ◦ «با دو برابر کردن تعداد هرم‌های کلیوی جبران می‌کند» افزایش تعداد هرم‌ها مکانیسم تطابق ذکرشده نیست. ◦ «با تبدیل بخشی از حالب‌ها به نفرون جبران می‌کند» حالب بخشی از مسیر انتقال ادرار است و به نفرون تبدیل نمی‌شود.
۲۱ ترتیب صحیح شاخه‌های شریانی از شریان کلیوی تا گلومرول کدام است؟
پاسخ: شریان کلیوی به‌ترتیب به بین‌لوبی، قوسی، بین‌لوبولی و سپس آرتریول آوران تقسیم می‌شود. ◦ «قوسی ← بین‌لوبی ← آرتریول آوران ← بین‌لوبولی» جای بین‌لوبی و قوسی عوض شده و آوران پیش از بین‌لوبولی قرار گرفته است. ◦ «بین‌لوبولی ← قوسی ← بین‌لوبی ← آوران» مسیر شاخه‌زایی از شاخه‌های بزرگ‌تر به کوچک‌تر برعکس نوشته شده است. ◦ «آوران ← بین‌لوبولی ← قوسی ← بین‌لوبی» آرتریول آوران انتهای مسیر شریانی پیش از گلومرول است، نه ابتدای آن.
۲۲ وجود آرتریول وابران بین دو بستر مویرگی کلیه چه مزیت تنظیمی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: مقاومت آرتریول‌های آوران و وابران می‌تواند فشار دو بستر مویرگی سری را تغییر دهد و بر فیلتراسیون و بازجذب اثر بگذارد. ◦ «یکسان شدن فشار هر دو بستر مویرگی» فشار دو بستر متفاوت است؛ گلومرولی بالا و پیرامون‌لوله‌ای پایین است. ◦ «حذف کامل بازجذب از مویرگ‌ها» مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای محل مهم بازجذب‌اند و حذف نمی‌شوند. ◦ «تبدیل جریان خون به جریان وریدی پیش از گلومرول» گلومرول پیش از شبکه وریدی و پس از آرتریول آوران قرار دارد.
۲۳ کدام توصیف درباره مسیر مایع در نفرون درست است؟
پاسخ: مایع فیلترشده از کپسول بومن وارد پروگزیمال، سپس حلقه هنله و دیستال می‌شود و بعد به سیستم جمع‌کننده می‌رسد. ◦ «بومن ← دیستال ← پروگزیمال ← حلقه هنله ← حالب» لوله دیستال پس از حلقه هنله است و پیش از پروگزیمال قرار نمی‌گیرد. ◦ «پروگزیمال ← بومن ← حلقه هنله ← دیستال ← مثانه» کپسول بومن پیش از لوله پروگزیمال قرار دارد و مثانه مستقیم پس از دیستال نیست. ◦ «هنله ← گلومرول ← بومن ← دیستال ← پروگزیمال» گلومرول آغاز فیلتراسیون است و ترتیب نوشته‌شده مسیر مایع را معکوس کرده است.
۲۴ کدام ویژگی بیشترین تطابق را با نفرون juxtamedullary دارد؟
پاسخ: نفرون‌های juxtamedullary در عمق قشر نزدیک مدولا قرار دارند، حلقه‌های بلند دارند و با وازا رکتا همراه‌اند. ◦ «گلومرول سطحی، حلقه کوتاه و فقط مویرگ قشری» این توصیف بیشتر با نفرون‌های cortical سازگار است. ◦ «نبود آرتریول وابران و حلقه هنله» هر نفرون گلومرول، آرتریول وابران و حلقه هنله دارد. ◦ «تخلیه مستقیم گلومرول به لگنچه» فیلتریت از گلومرول وارد کپسول بومن و سپس لوله‌ها می‌شود، نه مستقیم لگنچه.
۲۵ اگر هر یک از حدود ۲۵۰ مجرای جمع‌کننده بزرگ کلیه ادرار حدود ۴۰۰۰ نفرون را جمع کند، این عدد با کدام برآورد سازگار است؟
پاسخ: حاصل ۲۵۰ × ۴۰۰۰ تقریباً یک میلیون است و با برآورد تعداد نفرون هر کلیه سازگاری دارد. ◦ «حدود ده هزار نفرون در هر کلیه» ده هزار بسیار کمتر از حاصل ضرب داده‌های فصل است. ◦ «حدود صد میلیون نفرون در هر کلیه» صد میلیون بسیار بیشتر از حاصل ضرب تقریبی است. ◦ «حدود ۲۵۰ نفرون در هر کلیه» ۲۵۰ تعداد مجاری جمع‌کننده بزرگ است، نه نفرون‌ها.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در بیماری کلیوی شدید، تجمع کدام مجموعه می‌تواند طی چند روز بدون درمان تهدیدکننده حیات شود؟
پاسخ: در نارسایی کامل کلیه، پتاسیم، اسیدها، مایع و مواد دیگر تجمع می‌یابند و بدون مداخله‌ای مانند همودیالیز می‌توانند کشنده باشند. ◦ «فقط گلوکز و اسیدهای آمینه» گلوکز و اسیدهای آمینه در این فصل به‌عنوان مواد تغذیه‌ای بازجذب‌شونده مطرح‌اند، نه مجموعه اصلی تجمع کشنده. ◦ «فقط کلسیم و کلسیتریول» اختلال ویتامین D مهم است، اما این مجموعه علت فوری مرگ چندروزه توصیف نشده است. ◦ «فقط پروتئین‌های پلاسما» پروتئین‌های پلاسما عمدتاً فیلتر نمی‌شوند و این پاسخ با متن نارسایی کامل تطابق ندارد.
۲ کدام بخش کلیه از ۸ تا ۱۰ توده مخروطی تشکیل شده است؟
پاسخ: مدولا به ۸ تا ۱۰ هرم کلیوی مخروطی تقسیم می‌شود. ◦ «قشر» قشر ناحیه بیرونی کلیه است. ◦ «ناف کلیه» ناف محل عبور عروق، اعصاب و حالب است. ◦ «کپسول فیبری» کپسول فیبری پوشش محافظ کلیه است.
۳ در کدام نوع نفرون، وازا رکتا بارزتر است؟
پاسخ: آرتریول وابران نفرون‌های juxtamedullary مویرگ‌های تخصص‌یافته وازا رکتا را در مدولا ایجاد می‌کند. ◦ «cortical سطحی» نفرون cortical عمدتاً شبکه پیرامون‌لوله‌ای قشری دارد. ◦ «نفرون بدون گلومرول» همه نفرون‌ها گلومرول دارند. ◦ «نفرون فاقد حلقه هنله» همه نفرون‌ها دارای حلقه هنله‌اند.
۴ فردی مصرف سدیم خود را ده برابر کرده است. کدام توالی با پاسخ طبیعی کلیه سازگارتر است؟
پاسخ: در چند روز اول مقدار کمی سدیم جمع می‌شود، حجم ECF اندکی بالا می‌رود و پاسخ‌های جبرانی دفع سدیم را تا سطح دریافت افزایش می‌دهند. ◦ «کاهش حجم ECF → کاهش دفع سدیم → احتباس بیشتر سدیم» افزایش دریافت سدیم ابتدا ECF را کاهش نمی‌دهد. ◦ «دفع فوری کامل سدیم بدون هیچ تغییر در حجم ECF» تطابق کامل آنی نیست و ۲ تا ۳ روز زمان می‌برد. ◦ «کاهش سدیم بدن → افزایش رنین → دفع بیشتر» افزایش دریافت سدیم باعث کاهش خالص سدیم بدن نمی‌شود.
۵ بیماری که هر دو کلیه‌اش برداشته شده و همودیالیز می‌شود، کدام نقص هورمونی مستقیماً کم‌خونی او را توضیح می‌دهد؟
پاسخ: کلیه منبع تقریباً تمام اریتروپویتین گردش خون است؛ حذف آن تولید گلبول قرمز را کاهش می‌دهد. ◦ «کمبود رنین» رنین بیشتر با تنظیم فشار و سیستم رنین–آنژیوتانسین مرتبط است. ◦ «کمبود آنژیوتانسین II» آنژیوتانسین II محصول مستقیم کلیه نیست و کاهش آن علت اصلی کم‌خونی توصیف‌شده نیست. ◦ «کمبود هورمون ضدادراری» ADH در این فصل به‌عنوان علت کم‌خونی پس از حذف کلیه مطرح نشده است.
۶ کدام تغییر در گردش کلیوی مستقیماً به افزایش بازجذب مویرگی پیرامون‌لوله‌ای کمک می‌کند؟
پاسخ: فشار هیدروستاتیک پایین مویرگ‌های پیرامون‌لوله‌ای محیط مناسب برای بازجذب سریع ایجاد می‌کند. ◦ «بالا بودن فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های گلومرولی» فشار بالای گلومرولی عمدتاً فیلتراسیون را تقویت می‌کند. ◦ «افزایش پایدار فشار داخل مثانه هنگام پرشدن» فشار مثانه بر بازجذب پیرامون‌لوله‌ای اثر مستقیم توصیف‌شده ندارد. ◦ «افزایش پایدار فشار داخل حالب و لگنچه کلیه» فشار حالب مربوط به انتقال ادرار است.
۷ در مسیر وریدی کلیه، کدام ترتیب صحیح‌تر است؟
پاسخ: وریدهای پیرامون‌لوله‌ای به‌ترتیب به بین‌لوبولی، قوسی، بین‌لوبی و در نهایت ورید کلیوی می‌پیوندند. ◦ «قوسی → بین‌لوبولی → کلیوی → بین‌لوبی» جای ورید قوسی و بین‌لوبولی و نیز انتهای مسیر نادرست است. ◦ «بین‌لوبی → بین‌لوبولی → قوسی → کلیوی» این ترتیب شاخه‌های کوچک و بزرگ را درست دنبال نمی‌کند. ◦ «کلیوی → بین‌لوبی → قوسی → بین‌لوبولی» ورید کلیوی خروجی نهایی کلیه است، نه آغاز مسیر.
۸ اگر گلومرول یک نفرون در قشر خارجی باشد، کدام ویژگی بیشتر انتظار می‌رود؟
پاسخ: گلومرول‌های قشر خارجی مربوط به نفرون‌های cortical هستند و حلقه هنله کوتاه‌تری دارند. ◦ «حلقه هنله بسیار بلند تا پاپیلا» حلقه بسیار بلند ویژگی juxtamedullary است. ◦ «وازا رکتای برجسته و طولانی» وازا رکتای برجسته با نفرون‌های juxtamedullary همراه است. ◦ «قرارگیری گلومرول کنار مدولا» قرارگیری کنار مدولا تعریف juxtamedullary است.
۹ ماده‌ای آزادانه فیلتر می‌شود و ۷۰ واحد از ۱۰۰ واحد فیلترشده آن بازجذب می‌شود؛ ترشحی ندارد. دفع چند واحد است؟
پاسخ: طبق معادله دفع = فیلتراسیون − بازجذب + ترشح، مقدار دفع ۱۰۰ − ۷۰ = ۳۰ واحد است. ◦ «۷۰ واحد» ۷۰ مقدار بازجذب است، نه دفع. ◦ «۱۰۰ واحد» ۱۰۰ در نبود بازجذب و ترشح دفع می‌شد. ◦ «۱۷۰ واحد» ۱۷۰ حاصل جمع نادرست فیلتراسیون و بازجذب است.
۱۰ اگر ۱۰۰ واحد ماده فیلتر و ۲۵ واحد دیگر ترشح شود و بازجذبی رخ ندهد، دفع چقدر است؟
پاسخ: با نبود بازجذب، دفع برابر ۱۰۰ + ۲۵ = ۱۲۵ واحد است. ◦ «۷۵ واحد» ۷۵ از کم کردن ترشح به‌جای افزودن آن حاصل می‌شود. ◦ «۱۰۰ واحد» ۱۰۰ ترشح اضافی را نادیده می‌گیرد. ◦ «۲۵ واحد» ۲۵ فقط مقدار ترشح است.
۱۱ اگر ماده‌ای آزادانه فیلتر شود، ۴۰٪ بار فیلترشده بازجذب و معادل ۲۰٪ بار فیلترشده ترشح شود، دفع معادل چند درصد بار فیلترشده است؟
پاسخ: دفع = ۱۰۰٪ − ۴۰٪ + ۲۰٪ = ۸۰٪ بار فیلترشده. ◦ «۲۰٪» ۲۰٪ فقط مقدار ترشح است. ◦ «۶۰٪» ۶۰٪ نتیجه نادیده گرفتن ترشح است. ◦ «۱۲۰٪» ۱۲۰٪ نتیجه نادیده گرفتن بازجذب است.
۱۲ در فردی با افزایش سدیم بدن، کدام ترکیب تغییر کلیوی طبق متن برای افزایش دفع سدیم محتمل‌تر است؟
پاسخ: فصل افزایش اندک مقدار فیلترشده و کاهش کسر بازجذب‌شده سدیم را به‌عنوان راه افزایش دفع بیان می‌کند. ◦ «کاهش خفیف فیلتراسیون و افزایش کسری بازجذب سدیم» این ترکیب دفع سدیم را کاهش می‌دهد. ◦ «توقف کامل فیلتراسیون گلومرولی و افزایش ترشح سدیم» سدیم عمدتاً با تغییر فیلتراسیون و بازجذب تنظیم می‌شود، نه توقف فیلتراسیون. ◦ «بازجذب کامل سدیم فیلترشده» بازجذب کامل با دفع بیشتر ناسازگار است.
۱۳ چرا GFR بالاتر در تب یا پرکاری تیروئید از دید فصل سودمند است؟
پاسخ: افزایش متابولیسم مواد زاید بیشتری تولید می‌کند و GFR بالاتر حذف سریع‌تر آن‌ها را ممکن می‌سازد. ◦ «برای کاهش تعداد دفعات فیلتر و پردازش شدن کل پلاسما» GFR بالاتر دفعات پردازش پلاسما را افزایش می‌دهد. ◦ «برای جلوگیری از عبور مواد زاید متابولیک از گلومرول» مواد زاید باید فیلتر شوند تا دفع شوند. ◦ «برای حذف کامل نیاز کلیه به بازجذب لوله‌ای مواد» بازجذب همچنان بخش اساسی تشکیل ادرار است.
۱۴ اگر فشار هیدروستاتیک گلومرولی و پیرامون‌لوله‌ای هر دو به یک سطح متوسط نزدیک شوند، کدام مزیت طبیعی گردش کلیه از بین می‌رود؟
پاسخ: طراحی دو بستر مویرگی سری با فشارهای بسیار متفاوت، فیلتراسیون و بازجذب را هم‌زمان تسهیل می‌کند. ◦ «وجود شریان و ورید کلیوی به‌عنوان عروق اصلی هر دو کلیه» شریان و ورید کلیوی مستقل از این اختلاف فشار وجود دارند. ◦ «وجود کپسول بومن در اطراف شبکه مویرگی گلومرولی» کپسول بومن ساختار گلومرولی است و با برابر شدن فشارها حذف نمی‌شود. ◦ «وجود حالب و مثانه در مسیر نهایی خروج ادرار» حالب و مثانه بخش‌های پایین‌دست دستگاه ادراری‌اند.
۱۵ در آسیب پیشرونده نفرون‌ها، چرا کاهش تعداد نفرون لزوماً بلافاصله موجب ناتوانی در دفع نمی‌شود؟
پاسخ: تطابق نفرون‌های باقی‌مانده می‌تواند دفع مناسب آب، الکترولیت و مواد زاید را تا حدی حفظ کند. ◦ «کلیه با ساخت روزانه نفرون‌های جدید، تعداد را جبران می‌کند» کلیه قادر به بازسازی نفرون جدید نیست. ◦ «مدولای کلیه به‌تدریج به بافت قشری فعال تبدیل می‌شود» تبدیل مدولا به قشر در متن ذکر نشده است. ◦ «حالب بخشی از فیلتراسیون و دفع مواد زاید را بر عهده می‌گیرد» حالب فقط ادرار را منتقل می‌کند.
۱۶ کدام بیماری‌های شایع می‌توانند کاهش نفرون مرتبط با سن را تسریع کنند؟
پاسخ: متن چاقی، hypertension و diabetes mellitus را به‌عنوان عوامل تسریع‌کننده کاهش نفرون ذکر می‌کند. ◦ «آسم، میگرن و کم‌کاری تیروئید» این سه مورد در فصل به‌عنوان عوامل اصلی تسریع‌کننده ذکر نشده‌اند. ◦ «رفلاکس معده و نزدیک‌بینی» این دو بیماری در این بخش ارتباطی با افت نفرون ندارند. ◦ «کم‌خونی فقر آهن و آلرژی فصلی» این موارد در متن به‌عنوان علت کاهش سریع‌تر نفرون مطرح نشده‌اند.
۱۷ کدام مسیر، خون را از گلومرول به شبکه‌ای مناسب بازجذب لوله‌ای می‌رساند؟
پاسخ: مویرگ‌های گلومرولی در آرتریول وابران جمع می‌شوند و سپس شبکه مویرگ پیرامون‌لوله‌ای را می‌سازند. ◦ «گلومرول → ورید کلیوی → مویرگ پیرامون‌لوله‌ای» ورید کلیوی پس از شبکه‌های مویرگی است. ◦ «آوران → گلومرول → آوران دوم» پس از گلومرول آرتریول وابران وجود دارد، نه آوران دوم. ◦ «پیرامون‌لوله‌ای → گلومرول → وابران» جهت طبیعی خون از گلومرول به پیرامون‌لوله‌ای است.
۱۸ اگر یک نفرون حلقه هنله‌ای تا نوک پاپیلا داشته باشد، کدام همراهی عروقی محتمل‌تر است؟
پاسخ: حلقه‌های بسیار بلند مربوط به نفرون‌های juxtamedullary هستند و وازا رکتا در کنار آن‌ها در مدولا امتداد می‌یابد. ◦ «فقط شبکه مویرگ‌های سطحی و کوتاه در قشر کلیه» مویرگ‌های سطحی بیشتر با نفرون‌های cortical سازگارند. ◦ «نبود هرگونه شبکه مویرگی پس از آرتریول وابران» پس از گلومرول شبکه مویرگی وجود دارد. ◦ «اتصال مستقیم گلومرول به ورید کلیوی بدون بستر دوم» گلومرول مستقیماً به ورید کلیوی تخلیه نمی‌شود.
۱۹ اگر تمام بار فیلترشده یک ماده مغذی بازجذب شود و ترشحی هم نداشته باشد، کدام رابطه درست است؟
پاسخ: وقتی بازجذب برابر فیلتراسیون و ترشح صفر باشد، معادله دفع نتیجه صفر می‌دهد. ◦ «دفع برابر بار فیلترشده است» این حالت نیازمند نبود بازجذب است. ◦ «دفع از بار فیلترشده بیشتر است» بیشتر شدن دفع نیازمند ترشح خالص است. ◦ «دفع برابر مقدار ترشح است» ترشح در فرض سؤال صفر است.
۲۰ ماده‌ای ۲۰۰ واحد فیلتر، ۱۵۰ واحد بازجذب و ۳۰ واحد ترشح می‌شود. دفع نهایی چقدر است؟
پاسخ: دفع = ۲۰۰ − ۱۵۰ + ۳۰ = ۸۰ واحد. ◦ «۲۰ واحد» ۲۰ از کم کردن ترشح به‌جای افزودن آن حاصل می‌شود. ◦ «۵۰ واحد» ۵۰ ترشح را نادیده می‌گیرد. ◦ «۳۸۰ واحد» ۳۸۰ از جمع نادرست همه فرایندها به دست می‌آید.
۲۱ اگر افزایش ۱۰٪ GFR بدون تغییر بازجذب حجم ادرار را ۱۳ برابر کند، این مثال بیشتر چه اصل فیزیولوژیکی را نشان می‌دهد؟
پاسخ: به‌علت بزرگی مقادیر فیلتر و بازجذب، عدم هماهنگی کوچک می‌تواند دفع را به‌شدت تغییر دهد. ◦ «بی‌اهمیتی تغییرات کوچک GFR در تعیین حجم نهایی ادرار» مثال دقیقاً حساسیت دفع به GFR را نشان می‌دهد. ◦ «استقلال کامل حجم نهایی ادرار از تغییرات بازجذب لوله‌ای» بازجذب ثابت در این مثال علت افزایش شدید دفع است. ◦ «غلبه همیشگی و کمی ترشح لوله‌ای بر بازجذب لوله‌ای» ترشح محور این مثال نیست.
۲۲ کدام عبارت درباره کراتینین در مثال چهار الگوی دفع دقیق‌تر است؟
پاسخ: کراتینین در این فصل نمونه‌ای نزدیک به ماده‌ای است که فیلتر می‌شود و تقریباً همه بار فیلترشده دفع می‌گردد. ◦ «به‌طور کامل بازجذب می‌شود» بازجذب کامل برای گلوکز و اسیدهای آمینه مطرح است. ◦ «فقط با ترشح و بدون فیلتراسیون دفع می‌شود» الگوی ذکرشده برای کراتینین به فیلتراسیون وابسته است. ◦ «به‌طور گسترده مانند سدیم بازجذب می‌شود» سدیم الگوی بازجذب گسترده دارد.
۲۳ چرا الکترولیت‌هایی مانند سدیم، کلر و بیکربنات فقط به مقدار کمی در ادرار ظاهر می‌شوند؟
پاسخ: این الکترولیت‌ها به مقدار زیادی بازجذب می‌شوند، بنابراین بخش کوچکی از بار فیلترشده دفع می‌شود. ◦ «این الکترولیت‌ها در گلومرول اصلاً وارد مایع فیلترشده نمی‌شوند» این مواد در پلاسما حضور دارند و فیلتر می‌شوند. ◦ «این الکترولیت‌ها فقط با ترشح لوله‌ای وارد ادرار نهایی می‌شوند» ترشح تنها راه ورود آن‌ها به لوله نیست. ◦ «این الکترولیت‌ها اصولاً در پلاسما و مایعات بدن وجود ندارند» وجود آن‌ها در پلاسما و مایعات بدن روشن است.
۲۴ کدام جفت «ماده–الگوی کلی دفع» درست‌تر است؟
پاسخ: گلوکز در حالت طبیعی فیلتر و سپس تقریباً به‌طور کامل بازجذب می‌شود. ◦ «کراتینین — بازجذب کامل» کراتینین عمدتاً دفع می‌شود. ◦ «اسید آلی — بدون فیلتراسیون و ترشح» اسیدهای آلی می‌توانند فیلتر و نیز ترشح شوند. ◦ «سدیم — بدون بازجذب» سدیم به‌طور گسترده بازجذب می‌شود.
۲۵ کدام ویژگی ساختاری بیشترین نقش را در امکان ایجاد ادرار غلیظ در فصل‌های بعد دارد؟
پاسخ: شبکه تخصص‌یافته وازا رکتا در مدولا کنار حلقه‌های بلند هنله برای تشکیل ادرار غلیظ اهمیت اساسی دارد. ◦ «شبکه رگ‌های فقط قشری اطراف نفرون‌های سطحی cortical» شبکه قشری سطحی این ویژگی تخصصی را ندارد. ◦ «ناحیه صاف تریگون در دیواره خلفی مثانه» تریگون بخشی از مثانه است. ◦ «اسفنکتر خارجی اسکلتی در مسیر خروجی مثانه» اسفنکتر خارجی اسکلتی در مسیر خروجی مثانه مربوط به کنترل ادرارکردن است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۶ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ مقدار تقریبی GFR در یک فرد بالغ متوسط چقدر است؟
پاسخ: GFR طبیعی در بالغ متوسط حدود ۱۲۵ میلی‌لیتر در دقیقه یا نزدیک ۱۸۰ لیتر در روز است. ◦ «حدود ۲۵ میلی‌لیتر در دقیقه» این مقدار بسیار کمتر از GFR طبیعی ذکرشده در فصل است. ◦ «حدود ۶۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه» این عدد به GFR طبیعی مربوط نیست و از مقدار واقعی بسیار بیشتر است. ◦ «حدود ۱۱۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه» حدود ۱۱۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه مقدار جریان خون کلیوی دو کلیه است، نه GFR.
۲ Filtration fraction در حالت طبیعی تقریباً چه مقداری است؟
پاسخ: Filtration fraction از نسبت GFR به renal plasma flow به‌دست می‌آید و به‌طور متوسط حدود ۰٫۲ است. ◦ «حدود ۰٫۰۵ یا ۵٪» فصل سهم فیلترشده از جریان پلاسمای کلیوی را حدود یک‌پنجم بیان می‌کند. ◦ «حدود ۰٫۵ یا ۵۰٪» نیمی از پلاسمای کلیوی به‌طور طبیعی در گلومرول فیلتر نمی‌شود. ◦ «حدود ۰٫۸ یا ۸۰٪» این مقدار با نسبت طبیعی GFR به جریان پلاسمای کلیوی سازگار نیست.
۳ کدام ویژگی برای فیلتراسیون گلومرولی طبیعی درست است؟
پاسخ: فیلتریت گلومرولی در حالت طبیعی فقط مقدار ناچیزی پروتئین دارد و فاقد عناصر سلولی از جمله گلبول قرمز است. ◦ «فیلتریت غلظت بالایی از آلبومین دارد» سد گلومرولی در حالت طبیعی عبور پروتئین‌های پلاسما، به‌ویژه آلبومین، را به‌شدت محدود می‌کند. ◦ «گلبول قرمز آزادانه وارد کپسول بومن می‌شود» عناصر سلولی خون در حالت طبیعی از سد فیلتراسیون عبور نمی‌کنند. ◦ «چربی‌های متصل به پروتئین آزادانه فیلتر می‌شوند» بخش متصل به پروتئین اسیدهای چرب آزادانه فیلتر نمی‌شود.
۴ سد فیلتراسیون گلومرولی چند لایه اصلی دارد؟
پاسخ: اندوتلیوم دارای glycocalyx، غشای پایه و پودوسیت‌ها سه لایه اصلی سد فیلتراسیون را می‌سازند. ◦ «یک لایه اصلی» سد گلومرولی تنها از یک لایه تشکیل نشده است. ◦ «دو لایه اصلی» بیشتر مویرگ‌ها دو لایه اصلی دارند، اما سد گلومرولی سه لایه دارد. ◦ «چهار لایه اصلی» فصل سه جزء اصلی برای سد فیلتراسیون گلومرولی تعریف می‌کند.
۵ کدام بخش جریان خون کلیوی به مدولا می‌رسد؟
پاسخ: مدولای کلیه تنها حدود ۱ تا ۲ درصد از کل جریان خون کلیوی را دریافت می‌کند؛ بیشتر جریان به کورتکس می‌رود. ◦ «حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد» مدولا سهم بسیار کمتری از این مقدار از جریان خون کلیوی دارد. ◦ «حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد» بخش عمده جریان خون کلیه به کورتکس می‌رسد، نه مدولا. ◦ «حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد» این سهم برای مدولای کلیه بسیار بیشتر از مقدار ذکرشده است.
۶ چرا تقریباً نیمی از کلسیم پلاسما آزادانه فیلتر نمی‌شود؟
پاسخ: قسمت متصل به پروتئین کلسیم از سد گلومرولی عبور نمی‌کند؛ بنابراین همه کلسیم پلاسما آزادانه فیلتر نمی‌شود. ◦ «چون کلسیم همیشه داخل گلبول قرمز قرار دارد» کلسیم پلاسما محدود به داخل گلبول قرمز نیست. ◦ «چون سد گلومرولی برای یون‌ها کاملاً نفوذناپذیر است» یون‌های کوچک آزاد مانند سدیم به‌خوبی فیلتر می‌شوند. ◦ «چون کلسیم فقط در مدولای کلیه وجود دارد» محل توزیع کلسیم چنین محدودیتی برای فیلتراسیون ایجاد نمی‌کند.
۷ کدام ترکیب، بخشی از لایه اپی‌تلیالی سد فیلتراسیون است؟
پاسخ: پودوسیت‌ها با زوائد پایی خود شکاف‌های فیلتراسیون و دیافراگم‌های حاوی پروتئین‌هایی مانند nephrin و podocin را می‌سازند. ◦ «سلول‌های عضله صاف آرتریول آوران» این سلول‌ها مقاومت عروقی را تنظیم می‌کنند و لایه اپی‌تلیالی سد نیستند. ◦ «سلول‌های ماکولا دنسا» ماکولا دنسا جزو دستگاه جوکستاگلومرولی است، نه سد فیلتراسیون. ◦ «سلول‌های اندوتلیال ورید کلیوی» اندوتلیوم ورید کلیوی جزء سد گلومرولی محسوب نمی‌شود.
۸ نقش بارهای منفی در سد گلومرولی چیست؟
پاسخ: گلیکوپروتئین‌ها و پروتئوگلیکان‌های دارای بار منفی، عبور پروتئین‌های منفی مانند آلبومین را کاهش می‌دهند. ◦ «افزایش عبور آلبومین از سد» آلبومین بار منفی دارد و همین ویژگی عبور آن را محدودتر می‌کند. ◦ «جلوگیری کامل از عبور آب» آب با سرعت زیاد از سد گلومرولی عبور می‌کند. ◦ «افزایش عبور سلول‌های خونی» بارهای منفی برای عبور سلول‌های خونی چنین نقشی ندارند.
۹ با افزایش اندازه یک مولکول، filterability آن چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: با نزدیک‌شدن اندازه مولکول به اندازه پروتئین‌هایی مانند آلبومین، قابلیت فیلتراسیون به‌سرعت کاهش می‌یابد. ◦ «به‌تدریج افزایش می‌یابد» سد گلومرولی عبور مولکول‌های بزرگ‌تر را محدودتر می‌کند. ◦ «همیشه دقیقاً ثابت می‌ماند» اندازه یکی از عوامل اصلی انتخاب‌پذیری سد گلومرولی است. ◦ «فقط به فشار شریانی وابسته می‌شود» filterability علاوه بر اندازه به بار مولکول نیز وابسته است.
۱۰ کدام سلول اگرچه جزو سد فیلتراسیون نیست، می‌تواند با ویژگی انقباضی بر عملکرد گلومرول اثر بگذارد؟
پاسخ: سلول‌های مزانژیال بین مویرگ‌های گلومرولی قرار دارند، ماتریکس تولید می‌کنند و به دلیل فیلامان‌های اکتین-میوزین خاصیت انقباضی دارند. ◦ «پودوسیت» پودوسیت بخشی از سد فیلتراسیون و لایه اپی‌تلیالی آن است. ◦ «سلول ماکولا دنسا» ماکولا دنسا در feedback توبولوگلومرولی نقش دارد، نه حمایت انقباضی مستقیم بین مویرگ‌های گلومرولی. ◦ «سلول اپی‌تلیال حالب» اپی‌تلیوم حالب نقشی در ساختمان گلومرول ندارد.
۱۱ در minimal-change nephropathy کدام یافته بیشتر انتظار می‌رود؟
پاسخ: در minimal-change nephropathy، پودوسیت‌ها در میکروسکوپ الکترونی دچار effacement می‌شوند و افزایش نفوذپذیری به آلبومین باعث proteinuria می‌شود. ◦ «افزایش گلبول قرمز در سد به علت فنستراسیون طبیعی» فنستراسیون طبیعی عبور آزاد گلبول قرمز را ایجاد نمی‌کند. ◦ «ضخیم‌شدن قطعی همه لایه‌ها در میکروسکوپ نوری» فصل تأکید می‌کند گلومرول ممکن است در میکروسکوپ نوری طبیعی به نظر برسد. ◦ «کاهش نفوذپذیری ویژه نسبت به آلبومین» در این بیماری نفوذپذیری نسبت به پروتئین‌ها، به‌ویژه آلبومین، افزایش می‌یابد.
۱۲ رابطه صحیح GFR با نیروهای استارلینگ گلومرولی کدام است؟
پاسخ: فشار هیدروستاتیک گلومرولی و πB فیلتراسیون را تقویت می‌کنند، درحالی‌که PB و πG با آن مخالفت می‌کنند. ◦ «GFR = Kf × (PG + PB + πG + πB)» فشار کپسول بومن و فشار اونکوتیک مویرگ گلومرولی با فیلتراسیون مخالفت می‌کنند. ◦ «GFR = Kf × (PB − PG − πG)» فشار هیدروستاتیک گلومرول نیروی اصلی موافق فیلتراسیون است، نه نیروی مخالف. ◦ «GFR = PG ÷ Kf بدون اثر نیروهای اونکوتیک» GFR علاوه بر Kf به مجموع نیروهای هیدروستاتیک و کلوئید اسموتیک وابسته است.
۱۳ فشار هیدروستاتیک طبیعی کپسول بومن تقریباً چقدر است؟
پاسخ: فشار هیدروستاتیک کپسول بومن در حالت طبیعی حدود ۱۸ mmHg برآورد می‌شود و با فیلتراسیون مخالفت می‌کند. ◦ «حدود ۴ mmHg» این مقدار به فشار ورید کلیوی نزدیک‌تر است، نه فشار کپسول بومن. ◦ «حدود ۳۲ mmHg» حدود ۳۲ mmHg میانگین فشار کلوئید اسموتیک مویرگ گلومرولی است. ◦ «حدود ۶۰ mmHg» حدود ۶۰ mmHg فشار هیدروستاتیک مویرگ گلومرولی است.
۱۴ فشار کلوئید اسموتیک مویرگ گلومرولی معمولاً از ابتدای تا انتهای مویرگ چگونه تغییر می‌کند؟
پاسخ: با فیلترشدن حدود یک‌پنجم پلاسما، پروتئین‌ها در مویرگ تغلیظ می‌شوند و πG از حدود ۲۸ به ۳۶ mmHg می‌رسد؛ میانگین آن نزدیک ۳۲ است. ◦ «از حدود ۳۶ به ۲۸ mmHg کاهش می‌یابد» با خروج آب از مویرگ، پروتئین‌های پلاسما تغلیظ می‌شوند و فشار اونکوتیک بالا می‌رود. ◦ «در تمام طول مویرگ دقیقاً صفر می‌ماند» πG در گلومرول قابل توجه است و یکی از نیروهای مخالف فیلتراسیون است. ◦ «از حدود ۱۸ به ۶۰ mmHg افزایش می‌یابد» این اعداد به فشارهای هیدروستاتیک کپسول بومن و گلومرول مربوط‌اند.
۱۵ افزایش جریان خون کلیوی، در صورت ثابت‌بودن PG، چگونه می‌تواند GFR را افزایش دهد؟
پاسخ: جریان خون بیشتر باعث می‌شود سهم کمتری از پلاسما در هر لحظه فیلتر شود؛ بنابراین πG کندتر بالا می‌رود و نیروی مخالف فیلتراسیون کمتر می‌شود. ◦ «با افزایش مستقیم فشار کپسول بومن» افزایش PB با فیلتراسیون مخالفت کرده و GFR را کاهش می‌دهد. ◦ «با افزایش سریع‌تر غلظت پروتئین گلومرولی» افزایش سریع‌تر πG نیروی مخالف فیلتراسیون را تقویت می‌کند. ◦ «با حذف کامل Kf از معادله GFR» Kf همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده GFR باقی می‌ماند.
۱۶ کدام تغییر به‌طور مستقیم GFR را کاهش می‌دهد؟
پاسخ: PB یکی از نیروهای مخالف فیلتراسیون است؛ افزایش آن، مانند انسداد مسیر ادرار، فشار خالص فیلتراسیون و GFR را کم می‌کند. ◦ «افزایش Kf» افزایش Kf در صورت ثابت‌بودن فشار خالص فیلتراسیون، GFR را بالا می‌برد. ◦ «کاهش πG» کاهش فشار اونکوتیک گلومرولی نیروی مخالف فیلتراسیون را کم می‌کند. ◦ «افزایش PG» افزایش فشار هیدروستاتیک گلومرول نیروی موافق فیلتراسیون را افزایش می‌دهد.
۱۷ کدام مورد نمونه‌ای از کاهش Kf در بیماری است؟
پاسخ: کاهش سطح مویرگی فعال یا افزایش ضخامت سد گلومرولی، مانند آسیب ناشی از پرفشاری خون مزمن، Kf را کاهش می‌دهد. ◦ «اتساع آرتریول آوران پس از کاهش NaCl ماکولا دنسا» این تغییر بیشتر PG و جریان خون را تغییر می‌دهد، نه Kf را به‌عنوان مکانیسم اصلی. ◦ «کاهش فشار کپسول بومن پس از رفع انسداد» این تغییر PB را کاهش می‌دهد و به افزایش GFR کمک می‌کند. ◦ «افزایش NO اندوتلیال در کلیه» NO مقاومت عروقی را کاهش می‌دهد و Kf را هدف اصلی قرار نمی‌دهد.
۱۸ کدام متغیر مهم‌ترین عامل قابل تنظیم فیزیولوژیک برای کنترل GFR است؟
پاسخ: PG حدود ۶۰ mmHg است و تغییر آن از طریق فشار شریانی و مقاومت آرتریول‌های آوران و وابران، محور اصلی تنظیم فیزیولوژیک GFR است. ◦ «فشار اونکوتیک کپسول بومن» πB در حالت طبیعی تقریباً صفر است و ابزار اصلی تنظیم روزانه نیست. ◦ «فشار هیدروستاتیک کپسول بومن» تغییرات PB بیشتر در حالات پاتولوژیک مانند انسداد اهمیت دارند. ◦ «غلظت آلبومین در ادرار» آلبومین ادرار پیامد تغییر نفوذپذیری است و تعیین‌کننده اصلی فیزیولوژیک GFR نیست.
۱۹ انقباض آرتریول آوران چه اثری بر GFR دارد؟
پاسخ: افزایش مقاومت آوران، جریان خون ورودی و فشار هیدروستاتیک گلومرولی را کاهش می‌دهد و در نتیجه GFR پایین می‌آید. ◦ «افزایش PG و افزایش GFR» انقباض آوران ورود خون به گلومرول را محدود می‌کند و PG را بالا نمی‌برد. ◦ «کاهش PB و افزایش GFR» اثر اصلی آوران بر PG و جریان خون است، نه کاهش فشار کپسول بومن. ◦ «افزایش Kf و ثابت‌ماندن GFR» انقباض آرتریول آوران Kf را به‌عنوان اثر اصلی افزایش نمی‌دهد.
۲۰ اتساع آرتریول آوران، در سایر شرایط ثابت، چه اثری دارد؟
پاسخ: اتساع آرتریول آوران مقاومت کلیوی را کم و فشار هیدروستاتیک گلومرولی را زیاد می‌کند؛ بنابراین RBF و GFR افزایش می‌یابند. ◦ «کاهش RBF و کاهش GFR» اتساع مقاومت ورودی را کم می‌کند و جریان و PG را افزایش می‌دهد. ◦ «افزایش RBF و کاهش قطعی GFR» کاهش مقاومت آوران معمولاً فشار گلومرولی و GFR را بالا می‌برد. ◦ «کاهش RBF و افزایش شدید PB» PB مستقیماً از اتساع آوران افزایش نمی‌یابد.
۲۱ اگر PG=۶۰، PB=۱۸، πG=۳۲ و πB=۰ mmHg باشد، فشار خالص فیلتراسیون چقدر است؟
پاسخ: فشار خالص فیلتراسیون برابر ۶۰−۱۸−۳۲+۰ است که ۱۰ mmHg می‌شود. ◦ «۲۸ mmHg» این عدد با کم‌کردن کامل نیروهای مخالف از PG به‌دست نمی‌آید. ◦ «۳۲ mmHg» این مقدار برابر میانگین πG است، نه فشار خالص فیلتراسیون. ◦ «۴۲ mmHg» در این محاسبه PB و πG باید هر دو از PG کم شوند.
۲۲ با GFR برابر ۱۲۵ mL/min و فشار خالص فیلتراسیون ۱۰ mmHg، Kf کل دو کلیه چقدر است؟
پاسخ: Kf از تقسیم GFR بر فشار خالص فیلتراسیون به‌دست می‌آید؛ ۱۲۵÷۱۰=۱۲٫۵ mL/min/mmHg. ◦ «۱٫۲۵ mL/min/mmHg» تقسیم ۱۲۵ بر ۱۰ برابر ۱۲٫۵ است، نه ۱٫۲۵. ◦ «۴٫۲ mL/min/mmHg» ۴٫۲ مقدار Kf بر ۱۰۰ گرم وزن کلیه است، نه Kf کل دو کلیه. ◦ «۱۲۵۰ mL/min/mmHg» این عدد حاصل ضرب نادرست GFR در فشار خالص است.
۲۳ چرا انقباض شدید آرتریول وابران می‌تواند برخلاف انقباض متوسط، GFR را کاهش دهد؟
پاسخ: انقباض شدید وابران RPF را به‌شدت کم می‌کند؛ filtration fraction و غلظت پروتئین مویرگی بالا می‌روند و افزایش πG می‌تواند بر افزایش PG غلبه کند. ◦ «فشار کپسول بومن ناگهان به صفر می‌رسد» کاهش PB مکانیسم افت GFR در انقباض شدید وابران نیست. ◦ «Kf چندصد برابر افزایش پیدا می‌کند» افزایش Kf باید GFR را بالا ببرد و این اثر در توضیح فصل مطرح نیست. ◦ «بار منفی سد گلومرولی کاملاً از بین می‌رود» اثر دو مرحله‌ای وابران از تغییر جریان و فشار اونکوتیک ناشی می‌شود، نه حذف بار سد.
۲۴ در minimal-change nephropathy چرا آلبومینوری ممکن است با ظاهر تقریباً طبیعی گلومرول در میکروسکوپ نوری همراه باشد؟
پاسخ: در این بیماری effacement زوائد پایی پودوسیت‌ها و تغییر سد مولکولی در میکروسکوپ الکترونی دیده می‌شود، در حالی که میکروسکوپ نوری ممکن است تغییر واضحی نشان ندهد. ◦ «چون آلبومین از راه لوله جمع‌کننده ترشح می‌شود» آلبومینوری مورد بحث ناشی از افزایش نفوذپذیری گلومرولی است. ◦ «چون گلبول‌های قرمز آلبومین را به ادرار می‌برند» عبور گلبول قرمز مکانیسم توضیح‌داده‌شده برای این بیماری نیست. ◦ «چون فشار کپسول بومن همیشه منفی می‌شود» تغییر PB علت اصلی افزایش عبور آلبومین در minimal-change nephropathy نیست.
۲۵ برای دو مولکول هم‌اندازه، کدام یک از سد گلومرولی آسان‌تر عبور می‌کند؟
پاسخ: به علت بارهای منفی سد گلومرولی، برای شعاع مولکولی یکسان، کاتیون‌ها آسان‌تر از مولکول‌های خنثی و آنیون‌ها فیلتر می‌شوند. ◦ «مولکول با بار منفی» بار منفی سد، مولکول‌های منفی را دفع و عبورشان را محدود می‌کند. ◦ «هر دو دقیقاً یکسان عبور می‌کنند» در اندازه یکسان، بار الکتریکی نیز filterability را تغییر می‌دهد. ◦ «تنها مولکول متصل به آلبومین» اتصال به پروتئین پلاسما معمولاً فیلتراسیون جزء متصل را کاهش می‌دهد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در بیماری با از دست‌رفتن بار منفی سد گلومرولی، کدام ماده بیش از همه مستعد افزایش فیلتراسیون است؟
پاسخ: آلبومین مولکولی نسبتاً بزرگ و منفی است؛ از بین رفتن بار منفی سد یکی از عوامل افزایش عبور آن و پروتئینوری است. ◦ «سدیم» سدیم به‌طور طبیعی آزادانه فیلتر می‌شود و محدودیت بار منفی برای آن تعیین‌کننده اصلی نیست. ◦ «گلوکز» گلوکز نیز به‌طور طبیعی تقریباً آزادانه فیلتر می‌شود. ◦ «آب» آب از سد گلومرولی با سهولت زیادی عبور می‌کند.
۲ انسداد حالب با سنگ، در نخستین گام کدام نیروی مخالف فیلتراسیون را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: انسداد خروج ادرار فشار پشت‌دست را تا کپسول بومن بالا می‌برد؛ افزایش PB فشار خالص فیلتراسیون و GFR را کم می‌کند. ◦ «فشار هیدروستاتیک گلومرول» انسداد خروجی مستقیماً PG را افزایش نمی‌دهد. ◦ «Kf گلومرولی» انسداد مسیر ادرار Kf را به‌عنوان اثر اولیه افزایش نمی‌دهد. ◦ «فشار اونکوتیک کپسول بومن» πB در حالت طبیعی تقریباً صفر است و عامل اصلی این وضعیت نیست.
۳ در خون‌ریزی شدید، فعال‌شدن شدید سمپاتیک چه تغییری در کلیه ایجاد می‌کند؟
پاسخ: در اختلالات شدید مانند خون‌ریزی، تحریک سمپاتیک آرتریول‌های کلیوی را منقبض و RBF و GFR را کاهش می‌دهد. ◦ «اتساع عروق و افزایش GFR» تحریک شدید سمپاتیک اثر وازوکانستریکتور دارد. ◦ «افزایش Kf بدون تغییر RBF» اثر غالب سمپاتیک بر مقاومت عروقی و RBF است. ◦ «کاهش PB و افزایش دفع سدیم» سمپاتیک شدید GFR را کاهش می‌دهد و حفظ حجم را تقویت می‌کند.
۴ در بیماری با افزایش پروتئین پلاسما، اگر سایر عوامل ثابت باشند، GFR چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: پروتئین پلاسما بیشتر، فشار کلوئید اسموتیک گلومرولی را بالا می‌برد و GFR را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش می‌یابد» افزایش پروتئین پلاسما πG را بالا می‌برد و نیروی مخالف فیلتراسیون را بیشتر می‌کند. ◦ «حتماً ثابت می‌ماند» πG یکی از چهار نیروی اصلی تعیین‌کننده فشار خالص فیلتراسیون است. ◦ «فقط RBF افزایش می‌یابد» افزایش پروتئین پلاسما به‌طور مستقیم چنین نتیجه‌ای را الزام نمی‌کند.
۵ کدام تغییر، هم RBF را کاهش می‌دهد و هم در حد متوسط می‌تواند GFR را نسبتاً حفظ یا کمی افزایش دهد؟
پاسخ: انقباض متوسط وابران جریان کلیوی را کم می‌کند، اما با بالا بردن PG می‌تواند GFR را برای مدتی حفظ یا اندکی افزایش دهد. ◦ «انقباض آرتریول آوران» انقباض آوران معمولاً RBF و PG و GFR را همزمان کاهش می‌دهد. ◦ «اتساع شدید آرتریول وابران» اتساع وابران PG را کاهش داده و GFR را پایین می‌آورد. ◦ «افزایش فشار کپسول بومن» این تغییر GFR را کم می‌کند و توضیحی برای حفظ آن با کاهش RBF نیست.
۶ در فرد دهیدراته، کدام اثر آنژیوتانسین II برای دفع مواد زاید مفیدتر است؟
پاسخ: در کاهش حجم، انقباض ترجیحی وابران توسط آنژیوتانسین II PG را حفظ می‌کند تا GFR و دفع موادی مانند اوره و کراتینین کمتر افت کند. ◦ «اتساع وابران و افت PG» اتساع وابران PG را کم کرده و حفظ GFR را دشوارتر می‌کند. ◦ «افزایش فشار کپسول بومن» افزایش PB با فیلتراسیون مخالفت می‌کند. ◦ «مهار کامل بازجذب سدیم» آنژیوتانسین II در کاهش حجم به افزایش بازجذب سدیم و آب کمک می‌کند.
۷ در یک بیمار پس از عمل جراحی و دچار کاهش حجم، مصرف NSAID چرا می‌تواند GFR را کم کند؟
پاسخ: در استرس و کاهش حجم، پروستاگلاندین‌ها اثر وازوکانستریکتورها بر آوران را مهار می‌کنند؛ NSAID این حفاظت را کم می‌کند. ◦ «افزایش مستقیم Kf» NSAID در این وضعیت Kf را افزایش نمی‌دهد. ◦ «افزایش تولید NO» مهار پروستاگلاندین با افزایش NO توضیح داده نمی‌شود. ◦ «کاهش فشار کپسول بومن» کاهش PB باید به افزایش GFR کمک کند.
۸ چرا افزایش RBF در فشار گلومرولی ثابت می‌تواند GFR را افزایش دهد؟
پاسخ: با RBF بیشتر، fraction کمتری از پلاسما در هر بخش مویرگ فیلتر می‌شود و πG آهسته‌تر بالا می‌رود؛ نیروی مخالف فیلتراسیون کمتر می‌شود. ◦ «PB به‌طور اجباری صفر می‌شود» RBF بیشتر لزوماً PB را صفر نمی‌کند. ◦ «πB به‌طور شدید افزایش می‌یابد» πB در حالت طبیعی تقریباً صفر است. ◦ «Kf به‌طور خودکار دو برابر می‌شود» اثر توضیح‌داده‌شده از تغییر روند πG است، نه دو برابرشدن Kf.
۹ اگر RBF کاهش یابد ولی PG ثابت بماند، کدام تغییر ثانویه بیشتر به افت GFR کمک می‌کند؟
پاسخ: کاهش RBF باعث می‌شود درصد بیشتری از پلاسما فیلتر و پروتئین مویرگی سریع‌تر تغلیظ شود؛ πG بالا رفته و GFR را مهار می‌کند. ◦ «کاهش غلظت پروتئین مویرگی» RBF کمتر با filtration fraction بیشتر، پروتئین را سریع‌تر تغلیظ می‌کند. ◦ «کاهش فشار اونکوتیک پلاسما» فصل اثر مهم را افزایش πG داخل مویرگ می‌داند. ◦ «افزایش πB به علت پروتئینوری طبیعی» πB طبیعی تقریباً صفر است و این مسیر مطرح نیست.
۱۰ کدام یافته بیشترین تطابق را با مهار مزمن NO اندوتلیال دارد؟
پاسخ: مهار تولید NO مقاومت کلیوی را افزایش داده، GFR و دفع سدیم را کاهش می‌دهد و در نهایت می‌تواند فشار خون را بالا ببرد. ◦ «افزایش دفع سدیم و افت فشار» مهار NO مقاومت کلیوی را بالا و دفع سدیم را کم می‌کند. ◦ «افزایش RBF و افزایش GFR» NO وازودیلاتور است و مهار آن اثر معکوس دارد. ◦ «کاهش مقاومت عروقی کلیه» نبود NO تون وازودیلاتور پایه را کم می‌کند و مقاومت را افزایش می‌دهد.
۱۱ در آزمایشی PG از ۶۰ به ۵۵ mmHg کاهش می‌یابد و PB=۱۸، πG=۳۲ و πB=۰ ثابت‌اند. فشار خالص فیلتراسیون جدید چقدر است؟
پاسخ: فشار خالص برابر ۵۵−۱۸−۳۲=۵ mmHg است؛ بنابراین با Kf ثابت GFR تقریباً نصف می‌شود. ◦ «۱۰ mmHg» ۱۰ mmHg مقدار طبیعی با PG برابر ۶۰ است. ◦ «۲۳ mmHg» در محاسبه باید PB و πG هر دو از PG کم شوند. ◦ «۳۷ mmHg» این عدد فقط کم‌کردن PB از PG است و πG را نادیده می‌گیرد.
۱۲ اگر PB به ۲۸ mmHg برسد و PG=۶۰ و πG=۳۲ باقی بمانند، فشار خالص فیلتراسیون تقریباً چه می‌شود؟
پاسخ: ۶۰−۲۸−۳۲=۰؛ بنابراین در این مثال نیروی خالص فیلتراسیون از بین می‌رود. ◦ «۱۰ mmHg» این مقدار مربوط به PB طبیعی ۱۸ mmHg است. ◦ «۲۸ mmHg» PB خود یک نیروی مخالف است و نتیجه خالص نیست. ◦ «۶۰ mmHg» PG تنها نیروی موافق اصلی است و نیروهای مخالف باید کسر شوند.
۱۳ بیماری با کاهش تعداد مویرگ‌های فعال گلومرولی دارد. اگر فشارهای استارلینگ ثابت باشند، کدام تغییر مستقیم رخ می‌دهد؟
پاسخ: Kf حاصل‌ضرب هدایت هیدرولیک در سطح فیلتراسیون است؛ کاهش سطح مویرگی فعال Kf و GFR را کم می‌کند. ◦ «افزایش Kf و افزایش GFR» کم‌شدن سطح فیلتراسیون Kf را افزایش نمی‌دهد. ◦ «افزایش PB و افزایش GFR» PB عامل مرتبط با انسداد است و افزایشش GFR را کم می‌کند. ◦ «کاهش πG و ثابت‌ماندن GFR» اثر مستقیم از کاهش سطح و Kf ناشی می‌شود.
۱۴ در انقباض شدید وابران، چرا filtration fraction افزایش می‌یابد؟
پاسخ: انقباض وابران RPF را کم می‌کند؛ تا قبل از افت شدید GFR، نسبت GFR/RPF افزایش می‌یابد و پروتئین مویرگی بیشتر تغلیظ می‌شود. ◦ «GFR افزایش زیادی می‌یابد و RPF ثابت می‌ماند» در انقباض شدید، RPF کاهش چشمگیر دارد و GFR در نهایت افت می‌کند. ◦ «RPF افزایش می‌یابد و GFR ثابت می‌ماند» انقباض وابران جریان پلاسمای کلیوی را افزایش نمی‌دهد. ◦ «فشار کپسول بومن کاهش می‌یابد» تغییر PB علت افزایش filtration fraction نیست.
۱۵ کدام توالی در انقباض شدید وابران درست‌تر است؟
پاسخ: در انقباض شدید وابران، افت RPF و افزایش FF باعث تغلیظ پروتئین و افزایش غیرخطی πG می‌شود و در نهایت GFR کاهش می‌یابد. ◦ «RPF↑ → FF↓ → πG↓ → GFR↓» انقباض وابران RPF را افزایش نمی‌دهد. ◦ «RPF↓ → FF↓ → πG↓ → GFR↑» کاهش جریان همراه با انقباض وابران معمولاً FF را بالا می‌برد. ◦ «RPF↑ → FF↑ → PB↑ → GFR↑» این توالی با همودینامیک وابران سازگار نیست.
۱۶ بیمار مبتلا به تنگی شریان کلیوی پس از شروع ACE inhibitor دچار افت شدید GFR می‌شود. بهترین توضیح چیست؟
پاسخ: در hypoperfusion، آنژیوتانسین II برای حفظ PG وابران را منقبض می‌کند؛ مهار ACE این حمایت را حذف می‌کند. ◦ «افزایش انقباض آوران توسط آنژیوتانسین II» ACE inhibitor تشکیل آنژیوتانسین II را کاهش می‌دهد، نه افزایش. ◦ «افزایش فشار کپسول بومن به علت دارو» اثر اصلی ACE inhibitor در این سناریو بر مقاومت وابران است. ◦ «افزایش ضخامت غشای پایه در چند دقیقه» افت حاد GFR با تغییر سریع همودینامیک توضیح داده می‌شود.
۱۷ در hyperglycemia، کدام رویداد نخست TGF را به سمت افزایش GFR سوق می‌دهد؟
پاسخ: گلوکز بیشتر، بازجذب سدیم پروگزیمال را افزایش می‌دهد؛ NaCl کمتری به ماکولا دنسا می‌رسد و آوران از مسیر TGF متسع می‌شود. ◦ «افزایش NaCl رسیده به ماکولا دنسا» در hyperglycemia اولیه NaCl ماکولا دنسا کاهش می‌یابد. ◦ «افزایش ترشح آدنوزین از ماکولا دنسا» آدنوزین با NaCl بالا و انقباض آوران مرتبط است. ◦ «کاهش بازجذب سدیم پروگزیمال» مکانیسم فصل بر افزایش بازجذب همزمان گلوکز و سدیم تأکید دارد.
۱۸ پس از یک وعده پرپروتئین، افزایش GFR طی ۱ تا ۲ ساعت با کدام پاسخ مستقیم TGF سازگار است؟
پاسخ: بازجذب بیشتر اسیدآمینه و سدیم NaCl ماکولا دنسا را کم می‌کند و TGF مقاومت آوران را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش مقاومت آرتریول آوران» این پاسخ با NaCl بالا در ماکولا دنسا دیده می‌شود. ◦ «اتساع وابران و افت PG» مکانیسم مطرح‌شده برای افزایش GFR عمدتاً اتساع آوران است. ◦ «افزایش فشار کپسول بومن» افزایش PB باید GFR را کاهش دهد.
۱۹ در آسیب توبول پروگزیمال با کاهش بازجذب NaCl، کدام پاسخ از اتلاف بیش از حد حجم محافظت می‌کند؟
پاسخ: NaCl زیاد رسیده به ماکولا دنسا موجب وازوکانستریکشن و کاهش RBF/GFR می‌شود تا بار تحویلی به دیستال محدود شود. ◦ «TGF با اتساع آوران، GFR را بیشتر می‌کند» NaCl زیاد ماکولا دنسا پاسخ انقباضی ایجاد می‌کند. ◦ «افزایش شدید Kf دفع را محدود می‌کند» افزایش Kf فیلتراسیون را بیشتر می‌کند. ◦ «مهار کامل ماکولا دنسا باعث حفظ حجم می‌شود» در فصل، TGF یکی از مکانیسم‌های جبرانی محافظتی است.
۲۰ در افزایش ناگهانی فشار شریانی، کدام پاسخ myogenic زودتر از تغییرات هورمونی رخ می‌دهد؟
پاسخ: کشش آرتریول ورود Ca²⁺ را افزایش می‌دهد و ظرف ثانیه انقباض ایجاد می‌کند؛ این پاسخ انتقال فشار به مویرگ گلومرولی را محدود می‌کند. ◦ «افزایش ساخت غشای پایه گلومرولی» تغییر ساختمانی مزمن است و پاسخ سریع نیست. ◦ «افزایش غلظت پروتئین پلاسما» این تغییر پاسخ مستقیم به کشش عروقی نیست. ◦ «افزایش PB به علت انسداد» مکانیسم myogenic به انسداد ادراری وابسته نیست.
۲۱ اگر فشار شریانی از ۱۰۰ به ۱۲۵ mmHg برسد اما autoregulation سالم باشد، انتظار اصلی چیست؟
پاسخ: مکانیسم‌های autoregulation اثر تغییرات متوسط فشار شریانی را بر RBF و GFR تا حد زیادی بافر می‌کنند. ◦ «GFR دقیقاً ۲۵٪ افزایش می‌یابد» افزایش ۲۵٪ مثالِ نبود autoregulation است. ◦ «ادرار حتماً به ۴۶٫۵ L/day می‌رسد» این مقدار نیز مثال فرضی بدون autoregulation و بدون تطابق توبولی است. ◦ «RBF به صفر نزدیک می‌شود» افزایش فشار در محدوده خودتنظیمی جریان را متوقف نمی‌کند.
۲۲ در TGF، افزایش NaCl ماکولا دنسا با کدام واسطه به انقباض آوران پیوند داده شده است؟
پاسخ: فعال‌شدن انتقال Na-K-2Cl در ماکولا دنسا به دپلاریزاسیون و آزادسازی ATP منجر می‌شود؛ ATP به آدنوزین تبدیل و آوران را منقبض می‌کند. ◦ «رنین و تبدیل آن به پروستاگلاندین» رنین مسیر آنژیوتانسین را فعال می‌کند و واسطه اصلی این پاسخ نیست. ◦ «NO و اتساع مستقیم آوران» NO حساسیت TGF را کاهش می‌دهد و وازودیلاتور است. ◦ «اپی‌نفرین و افزایش Kf» اپی‌نفرین و Kf مسیر اصلی TGF ماکولا دنسا نیستند.
۲۳ کاهش NaCl ماکولا دنسا چگونه همزمان از دو مسیر PG را بالا می‌برد؟
پاسخ: NaCl پایین مقاومت آوران را کم می‌کند و رنین را بالا می‌برد؛ آنژیوتانسین II حاصل، وابران را منقبض می‌کند. هر دو به حفظ PG کمک می‌کنند. ◦ «انقباض آوران و اتساع وابران» این ترکیب PG را کاهش می‌دهد و مربوط به کاهش NaCl نیست. ◦ «افزایش PB و کاهش πG» این دو مسیر جزء اجزای TGF ذکرشده نیستند. ◦ «کاهش Kf و افزایش فشار وریدی» TGF اصلی از تغییر مقاومت آوران و وابران استفاده می‌کند.
۲۴ کدام حالت بیشترین احتمال کاهش حساسیت TGF را دارد؟
پاسخ: افزایش نمک و حجم خارج‌سلولی رنین و آنژیوتانسین II را کاهش می‌دهد و در نتیجه TGF نسبت به NaCl دیستال حساسیت کمتری پیدا می‌کند. ◦ «کاهش حجم همراه افزایش آنژیوتانسین II» آنژیوتانسین II حساسیت TGF را افزایش می‌دهد. ◦ «خون‌ریزی شدید همراه سمپاتیک قوی» این وضعیت با فعال‌شدن سیستم‌های حفظ حجم همراه است، نه کاهش مشخص حساسیت TGF. ◦ «تنگی شریان کلیوی همراه افزایش رنین» افزایش رنین و آنژیوتانسین II حساسیت TGF را تقویت می‌کند.
۲۵ در بیمار با آسیب اندوتلیال گسترده، افزایش endothelin چگونه بر کلیه اثر می‌گذارد؟
پاسخ: اندوتلین از اندوتلیوم آسیب‌دیده آزاد می‌شود و می‌تواند با انقباض عروق کلیوی RBF و GFR را کاهش دهد. ◦ «وازودیلاتاسیون و افزایش RBF» اندوتلین یک وازوکانستریکتور قوی است. ◦ «افزایش مستقیم πB و GFR» اثر اصلی اندوتلین در فصل بر عروق کلیوی است. ◦ «کاهش مقاومت کلیوی و افزایش دفع سدیم» اندوتلین مقاومت را افزایش می‌دهد، نه کاهش.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۷ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — ۲۵ سؤال آموزشی 1سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — ۲۵ سؤال آموزشی 1

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ رابطهٔ صحیح بین دفع ادراری، فیلتراسیون، بازجذب و ترشح کدام است؟
پاسخ: مقدار نهایی یک ماده در ادرار حاصل فیلتراسیون گلومرولی منهای بازجذب توبولی به‌علاوه ترشح توبولی است. ◦ «دفع = فیلتراسیون + بازجذب − ترشح» افزودن بازجذب به فیلتراسیون جهت اثر بازجذب را بر دفع برعکس نشان می‌دهد. ◦ «دفع = بازجذب − فیلتراسیون + ترشح» فیلتراسیون منبع ورود ماده به توبول است و نباید از بازجذب کم شود. ◦ «دفع = ترشح − فیلتراسیون − بازجذب» ترشح به مقدار موجود در توبول اضافه می‌کند و فیلتراسیون و بازجذب چنین رابطه‌ای ندارند.
۲ کدام ماده در حالت طبیعی تقریباً به‌طور کامل از توبول بازجذب می‌شود؟
پاسخ: گلوکز فیلترشده در حالت طبیعی تقریباً به‌طور کامل، عمدتاً در توبول پروگزیمال، بازجذب می‌شود. ◦ «کراتینین» کراتینین بازجذب نمی‌شود و مقدار کمی نیز ترشح می‌شود. ◦ «اوره» حدود نیمی از اوره فیلترشده بازجذب می‌شود و دفع قابل‌توجهی دارد. ◦ «PAH» PAH علاوه بر فیلتراسیون، به‌سرعت در توبول پروگزیمال ترشح می‌شود.
۳ آب از اپی‌تلیوم توبولی با چه مکانیسمی بازجذب می‌شود؟
پاسخ: آب همواره به‌صورت غیرفعال و در پاسخ به گرادیان اسمزی از اپی‌تلیوم توبولی عبور می‌کند. ◦ «انتقال فعال اولیه» انتقال فعال اولیه برای جابه‌جایی برخی حل‌شونده‌ها به کار می‌رود، نه خود آب. ◦ «هم‌انتقال با ATP» ATP مستقیماً آب را با یک هم‌ناقل جابه‌جا نمی‌کند. ◦ «پمپ مستقیم آب» در غشای توبولی پمپ فعال اختصاصی برای آب وجود ندارد.
۴ پمپ Na⁺-K⁺ ATPase در سلول‌های توبولی عمدتاً در کدام سطح قرار دارد؟
پاسخ: Na⁺-K⁺ ATPase در غشای بازولترال سدیم را از سلول به بینابین می‌راند و گرادیان ورود سدیم از لومن را ایجاد می‌کند. ◦ «غشای لومینال» غشای لومینال محل بسیاری از هم‌ناقل‌ها و کانال‌هاست، اما پمپ اصلی Na⁺-K⁺ ATPase بازولترال است. ◦ «فضای پاراسلولار» فضای پاراسلولار مسیر بین سلول‌هاست و محل استقرار این پمپ غشایی نیست. ◦ «غشای کپسول بومن» کپسول بومن جزء مسیر توبولی مورد بحث برای این پمپ نیست.
۵ حدود چه درصدی از سدیم و آب فیلترشده در توبول پروگزیمال بازجذب می‌شود؟
پاسخ: توبول پروگزیمال به‌طور معمول حدود ۶۵ درصد سدیم و آب فیلترشده را پیش از رسیدن مایع به لوپ هنله بازجذب می‌کند. ◦ «حدود ۵٪» حدود ۵ درصد بیشتر با بازجذب NaCl در بخش ابتدایی توبول دیستال تطابق دارد. ◦ «حدود ۲۰٪» حدود ۲۰ درصد به بازجذب آب در لوپ هنله نزدیک‌تر است. ◦ «بیش از ۹۵٪» بیش از ۹۵ درصد سهم توبول پروگزیمال به‌تنهایی نیست.
۶ عبور یک حل‌شونده از داخل سلول اپی‌تلیال توبول چه نام دارد؟
پاسخ: در مسیر transcellular ماده از غشاهای اپیکال و بازولترال خود سلول اپی‌تلیال عبور می‌کند. ◦ «مسیر paracellular» مسیر paracellular به عبور از میان اتصالات بین سلول‌ها گفته می‌شود. ◦ «solvent drag» solvent drag حمل حل‌شونده همراه جریان آب است و نام مسیر داخل سلول نیست. ◦ «bulk flow گلومرولی» bulk flow در این کاربرد به جابه‌جایی توده‌ای در مویرگ‌ها اشاره دارد، نه عبور از اپی‌تلیوم.
۷ اصطلاح solvent drag به کدام پدیده اشاره دارد؟
پاسخ: هنگام عبور آب، برخی یون‌ها و حل‌شونده‌ها می‌توانند همراه جریان آب از مسیرهای بین‌سلولی کشیده شوند که solvent drag نام دارد. ◦ «انتقال فعال سدیم» انتقال فعال سدیم وابسته به ناقل‌ها و پمپ‌هاست و solvent drag محسوب نمی‌شود. ◦ «ترشح پروتئین با پینوسیتوز» پینوسیتوز مکانیسم جذب پروتئین است، نه کشیده‌شدن حل‌شونده با آب. ◦ «انتشار اوره بدون آب» solvent drag ذاتاً به حرکت حل‌شونده همراه آب اشاره دارد.
۸ در بخش ابتدایی توبول پروگزیمال، حدود ۹۰٪ گلوکز فیلترشده توسط کدام ناقل وارد سلول می‌شود؟
پاسخ: SGLT2 در بخش S1 توبول پروگزیمال حدود ۹۰ درصد گلوکز فیلترشده را همراه سدیم وارد سلول می‌کند. ◦ «SGLT1» SGLT1 عمدتاً حدود ۱۰ درصد باقی‌مانده را در بخش‌های انتهایی‌تر پروگزیمال بازجذب می‌کند. ◦ «GLUT1» GLUT1 ناقل بازولترال در بخش‌های انتهایی‌تر است و هم‌ناقل لومینال سدیم-گلوکز نیست. ◦ «NKCC2» NKCC2 ناقل اصلی شاخه ضخیم صعودی لوپ هنله است.
۹ خروج گلوکز از سلول S1 توبول پروگزیمال به فضای بینابینی عمدتاً توسط کدام ناقل انجام می‌شود؟
پاسخ: در S1، گلوکز پس از ورود لومینال توسط SGLT2 از غشای بازولترال عمدتاً با GLUT2 خارج می‌شود. ◦ «GLUT1» GLUT1 بیشتر در بخش انتهایی‌تر پروگزیمال همراه با SGLT1 مطرح است. ◦ «SGLT2» SGLT2 روی حاشیهٔ برس‌مانند و برای ورود لومینال گلوکز است. ◦ «NCC» NCC ناقل NaCl در توبول دیستال ابتدایی است.
۱۰ چرا بازجذب گلوکز «انتقال فعال ثانویه» محسوب می‌شود؟
پاسخ: گلوکز در سطح لومینال با انرژی نهفته در ورود سدیم به پایین گرادیان الکتروشیمیایی خود، برخلاف گرادیان گلوکز جابه‌جا می‌شود. ◦ «گلوکز مستقیماً ATP هیدرولیز می‌کند» گلوکز مستقیماً ATP را مصرف نمی‌کند. ◦ «آب گلوکز را با اسمز حمل می‌کند» اسمز آب مکانیسم اصلی ورود گلوکز به سلول توبولی نیست. ◦ «GLUT2 یک ATPase لومینال است» GLUT2 ناقل انتشار تسهیل‌شده در غشای بازولترال است و ATPase نیست.
۱۱ Transport maximum طبیعی گلوکز در کلیهٔ بالغ تقریباً چقدر است؟
پاسخ: ظرفیت حداکثری بازجذب گلوکز در کل دو کلیه به‌طور متوسط حدود ۳۷۵ میلی‌گرم در دقیقه است. ◦ «۱۲۵ mg/min» ۱۲۵ میلی‌گرم در دقیقه بار فیلترشدهٔ گلوکز در شرایط طبیعیِ مثال فصل است. ◦ «۲۵۰ mg/min» ۲۵۰ میلی‌گرم در دقیقه بار فیلترشده نزدیک آستانهٔ ظهور گلوکز در ادرار است. ◦ «۶۵۰ mg/min» ۶۵۰ میلی‌لیتر در دقیقه عددی مربوط به جریان پلاسمای کلیوی است، نه Tm گلوکز.
۱۲ آستانهٔ تقریبی پلاسمایی برای آغاز ظهور گلوکز در ادرار کدام است؟
پاسخ: وقتی گلوکز پلاسما از حدود ۲۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر بالاتر می‌رود، مقدار کمی گلوکز می‌تواند در ادرار ظاهر شود. ◦ «حدود ۵۰ mg/dL» ۵۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر بسیار پایین‌تر از آستانهٔ کلیوی گلوکز است. ◦ «حدود ۳۰۰ mg/dL» ۳۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر به سطحی نزدیک بار فیلترشده برابر Tm می‌رسد، اما ظهور ادراری زودتر آغاز می‌شود. ◦ «حدود ۶۰۰ mg/dL» ۶۰۰ میلی‌گرم در دسی‌لیتر بسیار بالاتر از آستانهٔ شروع گلوکوزوری است.
۱۳ چرا گلوکز پیش از رسیدن بار فیلترشدهٔ کل کلیه به Tm در ادرار ظاهر می‌شود؟
پاسخ: به‌دلیل ناهمگونی ظرفیت انتقال بین نفرون‌ها، بعضی نفرون‌ها زودتر اشباع می‌شوند و گلوکز را پیش از رسیدن کل کلیه به Tm دفع می‌کنند. ◦ «همه نفرون‌ها همزمان اشباع می‌شوند» اگر همه نفرون‌ها دقیقاً همزمان اشباع می‌شدند، فاصلهٔ threshold و Tm بسیار کمتر می‌بود. ◦ «گلوکز در گلومرول ترشح می‌شود» گلوکز در گلومرول فیلتر می‌شود و ترشح گلومرولی مفهوم درستی نیست. ◦ «GFR هنگام هیپرگلیسمی صفر می‌شود» GFR با هیپرگلیسمی به صفر نمی‌رسد و این علت ظهور گلوکز نیست.
۱۴ بازجذب غیرفعال کلر پس از بازجذب سدیم عمدتاً با کدام دو عامل تقویت می‌شود؟
پاسخ: خروج سدیم لومن را نسبتاً منفی می‌کند و بازجذب آب نیز کلر لومینال را غلیظ می‌کند؛ هر دو عامل انتشار غیرفعال کلر را تقویت می‌کنند. ◦ «ATP مستقیم و پینوسیتوز» بازجذب غیرفعال کلر به هیدرولیز مستقیم ATP یا پینوسیتوز متکی نیست. ◦ «کاهش آب و مهار انتشار» بازجذب آب غلظت کلر لومینال را بالا می‌برد و انتشار آن را تسهیل می‌کند، نه مهار. ◦ «فقط فشار هیدروستاتیک» فشار هیدروستاتیک به‌تنهایی توضیح اصلی بازجذب کلر در اپی‌تلیوم نیست.
۱۵ بازجذب غیرفعال اوره در توبول پروگزیمال عمدتاً به چه علت افزایش می‌یابد؟
پاسخ: بازجذب آب، اوره را در مایع توبولی غلیظ می‌کند و گرادیان انتشار برای بازجذب غیرفعال اوره ایجاد می‌شود. ◦ «فعال‌شدن Na⁺-K⁺ ATPase اوره» Na⁺-K⁺ ATPase مستقیماً اوره را پمپ نمی‌کند. ◦ «ورود اوره از طریق SGLT2» SGLT2 ناقل سدیم-گلوکز است، نه اوره. ◦ «کاهش نفوذپذیری اپی‌تلیوم» کاهش نفوذپذیری با افزایش انتشار غیرفعال اوره سازگار نیست.
۱۶ کدام ماده به‌سرعت در توبول پروگزیمال ترشح می‌شود و برای برآورد جریان پلاسمای کلیوی به کار می‌رود؟
پاسخ: PAH هم فیلتر و هم به‌طور فعال در توبول پروگزیمال ترشح می‌شود و حدود ۹۰ درصد آن از پلاسما در یک عبور کلیوی پاک می‌شود. ◦ «اینولین» اینولین فیلتر می‌شود اما نه بازجذب و نه ترشح می‌شود و برای GFR مناسب است. ◦ «گلوکز» گلوکز در حالت طبیعی تقریباً کامل بازجذب می‌شود. ◦ «آلبومین» آلبومین عمدتاً از سد گلومرولی عبور نمی‌کند و شاخص RPF نیست.
۱۷ تقریباً چه درصدی از آب فیلترشده در لوپ هنله بازجذب می‌شود و عمدتاً در کجا؟
پاسخ: حدود ۲۰ درصد آب فیلترشده در لوپ هنله بازجذب می‌شود و تقریباً همهٔ آن در شاخه نزولی نازکِ نفوذپذیر به آب است. ◦ «حدود ۵٪ در شاخه صعودی ضخیم» شاخه صعودی ضخیم تقریباً به آب نفوذناپذیر است. ◦ «حدود ۶۵٪ در شاخه صعودی نازک» ۶۵ درصد سهم عمدهٔ توبول پروگزیمال است و شاخه صعودی نازک چنین بازجذب آبی ندارد. ◦ «حدود ۹۰٪ در ماکولا دنسا» ماکولا دنسا محل بازجذب ۹۰ درصد آب نیست.
۱۸ در شاخه صعودی ضخیم لوپ هنله، حدود چه درصدی از بار فیلترشدهٔ NaCl و K⁺ بازجذب می‌شود؟
پاسخ: بخش ضخیم صعودی ظرفیت بالایی برای بازجذب فعال دارد و تقریباً ۲۵ درصد سدیم، کلر و پتاسیم فیلترشده را بازجذب می‌کند. ◦ «حدود ۵٪» حدود ۵ درصد با توبول دیستال ابتدایی تطابق بیشتری دارد. ◦ «حدود ۶۵٪» حدود ۶۵ درصد عمدتاً مربوط به توبول پروگزیمال است. ◦ «کمتر از ۱٪» سهم شاخه صعودی ضخیم بسیار بیشتر از یک درصد است.
۱۹ ناقل اصلی لومینال در شاخه صعودی ضخیم لوپ هنله کدام است؟
پاسخ: NKCC2 یک سدیم، دو کلر و یک پتاسیم را در غشای لومینال شاخه صعودی ضخیم هم‌انتقال می‌دهد. ◦ «NCC» NCC ناقل سدیم-کلر در توبول دیستال ابتدایی است. ◦ «SGLT2» SGLT2 ناقل سدیم-گلوکز در توبول پروگزیمال است. ◦ «ENaC» ENaC کانال سدیم سلول‌های principal در دیستال انتهایی و collecting tubule است.
۲۰ فوروزماید عمدتاً با مهار کدام ناقل اثر می‌کند؟
پاسخ: فوروزماید و سایر loop diureticها NKCC2 را در شاخه صعودی ضخیم مهار می‌کنند. ◦ «NCC در دیستال ابتدایی» مهار NCC مشخصهٔ تیازیدهاست. ◦ «SGLT2 در پروگزیمال» مهار SGLT2 مکانیسم فوروزماید نیست. ◦ «ENaC در collecting tubule» مهار مستقیم ENaC مربوط به آمیلوراید و تریامترن است.
۲۱ اگر بازجذب Na⁺ توسط Na⁺-K⁺ ATPase پروگزیمال به‌شدت مهار شود، کدام پیامد مستقیم‌تر است؟
پاسخ: کاهش گرادیان سدیم، هم‌انتقال سدیم-گلوکز را تضعیف می‌کند و با کاهش بازجذب حل‌شونده، نیروی اسمزی بازجذب آب نیز کم می‌شود. ◦ «افزایش بازجذب گلوکز و آب» مهار پمپ سدیم گرادیان لازم برای ورود سدیم و گلوکز را کاهش می‌دهد، نه افزایش. ◦ «افزایش مستقیم Tm اوره» Tm اوره به‌طور مستقیم توسط Na⁺-K⁺ ATPase تعیین نمی‌شود. ◦ «افزایش انتقال فعال آب» آب انتقال فعال مستقیم ندارد و از راه اسمز حرکت می‌کند.
۲۲ اگر GFR برابر ۱۲۵ mL/min و گلوکز پلاسما ۴ mg/mL باشد، با فرض Tm گلوکز ۳۷۵ mg/min حداقل دفع گلوکز در حالت اشباع کامل چقدر است؟
پاسخ: بار فیلترشده ۱۲۵×۴=۵۰۰ mg/min است؛ پس در اشباع کامل، ۳۷۵ mg/min بازجذب و دست‌کم ۱۲۵ mg/min دفع می‌شود. ◦ «۳۷۵ mg/min» ۳۷۵ mg/min مقدار Tm بازجذب است، نه مقدار دفع در این مثال. ◦ «۵۰۰ mg/min» ۵۰۰ mg/min کل بار فیلترشده است و بخشی از آن بازجذب می‌شود. ◦ «صفر mg/min» با عبور بار فیلترشده از Tm، دفع گلوکز نمی‌تواند صفر بماند.
۲۳ مهار NKCC2 علاوه بر کاهش بازجذب NaCl، کدام تغییر را در شاخه صعودی ضخیم محتمل‌تر می‌کند؟
پاسخ: مهار NKCC2 بازگشت K⁺ به لومن و پتانسیل مثبت حدود +۸ mV را کاهش می‌دهد؛ بنابراین نیروی بازجذب پاراسلولار کاتیون‌ها کم می‌شود. ◦ «افزایش بازجذب پاراسلولار Ca²⁺ و Mg²⁺» افزایش بازجذب Ca²⁺ و Mg²⁺ با کاهش پتانسیل مثبت لومن سازگار نیست. ◦ «افزایش نفوذپذیری ثابت به آب» شاخه صعودی ضخیم حتی با بازجذب فعال حل‌شونده تقریباً به آب نفوذناپذیر است. ◦ «افزایش فعالیت SGLT2 لومینال» SGLT2 در توبول پروگزیمال قرار دارد و هدف این تغییر نیست.
۲۴ کدام ترکیب، تفاوت اصلی شاخه نزولی نازک و شاخه صعودی ضخیم را درست بیان می‌کند؟
پاسخ: شاخه نزولی نازک آب را به‌راحتی از طریق AQP-1 عبور می‌دهد، در حالی که شاخه صعودی ضخیم تقریباً به آب نفوذناپذیر است. ◦ «نزولی به آب نفوذناپذیر؛ صعودی بسیار نفوذپذیر» این گزینه جهت تفاوت نفوذپذیری را برعکس بیان می‌کند. ◦ «هر دو به آب بسیار نفوذپذیرند» شاخه صعودی ضخیم به آب نفوذپذیری بسیار کمی دارد. ◦ «هر دو فاقد بازجذب حل‌شونده‌اند» شاخه صعودی ضخیم بازجذب قابل‌توجه NaCl و K⁺ دارد.
۲۵ علت اصلی فاصلهٔ بین renal threshold و Tm گلوکز چیست؟
پاسخ: برخی نفرون‌ها در بارهای پایین‌تر به ظرفیت خود می‌رسند و گلوکز دفع می‌کنند، در حالی که نفرون‌های دیگر هنوز ظرفیت بازجذب دارند. ◦ «ترشح فعال گلوکز در collecting duct» ترشح فعال گلوکز در collecting duct مکانیسم توضیح‌دهندهٔ splay نیست. ◦ «فقدان کامل SGLT1 در کلیه» SGLT1 در بخش‌های انتهایی توبول پروگزیمال وجود دارد. ◦ «نفوذناپذیری پروگزیمال به گلوکز» توبول پروگزیمال محل اصلی بازجذب گلوکز است و به آن نفوذناپذیر نیست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — ۲۵ سؤال آموزشی 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — آزمون آفلاین 1سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — آزمون آفلاین 1

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ Renal clearance یک ماده به چه معناست؟
پاسخ: کلیرانس کلیوی حجم فرضی پلاسماست که در واحد زمان به‌طور کامل از آن ماده پاک می‌شود. ◦ «حجم ادرار تولیدشده در یک شبانه‌روز» کلیرانس با حجم ادرار برابر نیست و می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از جریان ادرار باشد. ◦ «جرم کل ماده در پلاسما» جرم ماده در پلاسما تعریف کلیرانس نیست. ◦ «درصد ماده بازجذب‌شده از توبول» درصد بازجذب ممکن است از کلیرانس استنباط شود اما خود تعریف کلیرانس نیست.
۲ برای اندازه‌گیری مستقیم GFR کدام ماده استانداردتر است؟
پاسخ: اینولین آزادانه فیلتر می‌شود و نه بازجذب و نه ترشح می‌شود؛ بنابراین clearance آن برابر GFR است. ◦ «PAH» PAH علاوه بر فیلتراسیون به‌شدت ترشح می‌شود و برای جریان پلاسمای کلیوی به کار می‌رود. ◦ «گلوکز» گلوکز در حالت طبیعی تقریباً کامل بازجذب می‌شود و clearance آن نزدیک صفر است. ◦ «آلبومین» آلبومین آزادانه فیلتر نمی‌شود و شاخص استاندارد GFR نیست.
۳ چرا clearance کراتینین کمی بیشتر از GFR واقعی است؟
پاسخ: کراتینین آزادانه فیلتر می‌شود و مقدار اندکی نیز توسط توبول ترشح می‌شود، بنابراین clearance آن اندکی GFR را بیش‌برآورد می‌کند. ◦ «به‌علت بازجذب کامل کراتینین» بازجذب کامل clearance را به سمت صفر می‌برد و دربارهٔ کراتینین درست نیست. ◦ «به‌علت عدم فیلتراسیون کراتینین» کراتینین از گلومرول فیلتر می‌شود. ◦ «به‌علت اتصال کامل به آلبومین» اتصال کامل به آلبومین با استفاده از کراتینین برای برآورد GFR سازگار نیست.
۴ اگر Ux=100 mg/mL، V=1 mL/min و Px=1 mg/mL باشد، clearance ماده چقدر است؟
پاسخ: Cx=(Ux×V)/Px است؛ بنابراین (۱۰۰×۱)/۱ برابر ۱۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه می‌شود. ◦ «۱ mL/min» ۱ mL/min فقط جریان ادرار است و نسبت غلظت‌ها را لحاظ نمی‌کند. ◦ «۱۰ mL/min» ۱۰ mL/min حاصل محاسبهٔ داده‌های این مثال نیست. ◦ «۱۰۰۰ mL/min» ۱۰۰۰ mL/min یک مرتبه بزرگی بیش از حاصل فرمول است.
۵ اگر clearance یک ماده کمتر از clearance اینولین باشد، محتمل‌ترین نتیجه چیست؟
پاسخ: وقتی clearance کمتر از GFR باشد، مقدار دفع‌شده از مقدار فیلترشده کمتر است و این نشان‌دهندهٔ بازجذب خالص است. ◦ «ترشح خالص توبولی دارد» ترشح خالص clearance را بالاتر از GFR می‌برد. ◦ «نه بازجذب دارد نه ترشح» برابری با اینولین حالت نبود بازجذب و ترشح را نشان می‌دهد. ◦ «حتماً به‌طور کامل ترشح می‌شود» ترشح کامل با clearance کمتر از اینولین سازگار نیست.
۶ اگر clearance یک ماده بیشتر از clearance اینولین باشد، کدام فرایند مطرح است؟
پاسخ: clearance بالاتر از GFR یعنی دفع ماده از بار فیلترشده بیشتر است؛ بنابراین ترشح توبولی خالص وجود دارد. ◦ «بازجذب خالص توبولی» بازجذب clearance را کمتر از GFR می‌کند. ◦ «فیلتراسیون بدون انتقال توبولی» فیلتراسیون بدون بازجذب و ترشح clearance را تقریباً برابر اینولین می‌کند. ◦ «عدم ورود ماده به نفرون» اگر ماده وارد نفرون نشود clearance قابل‌توجهی نخواهد داشت.
۷ چرا clearance PAH برای برآورد effective renal plasma flow مناسب است؟
پاسخ: PAH فیلتر و به‌سرعت در توبول پروگزیمال ترشح می‌شود و حدود ۹۰ درصد آن از پلاسمای عبوری حذف می‌شود. ◦ «PAH فقط بازجذب می‌شود» بازجذب PAH مکانیسم اصلی پاک‌سازی سریع آن نیست. ◦ «PAH اصلاً فیلتر نمی‌شود» PAH از گلومرول فیلتر می‌شود و علاوه بر آن ترشح می‌شود. ◦ «PAH فقط در collecting duct ساخته می‌شود» PAH در collecting duct ساخته نمی‌شود.
۸ اگر GFR=125 mL/min و RPF=650 mL/min باشد، filtration fraction تقریباً چقدر است؟
پاسخ: FF=GFR/RPF است؛ ۱۲۵÷۶۵۰ تقریباً ۰٫۱۹ یا ۱۹ درصد می‌شود. ◦ «۰٫۰۵» ۰٫۰۵ بسیار کمتر از نسبت داده‌شده است. ◦ «۰٫۵۰» ۰٫۵۰ یعنی نیمی از پلاسما فیلتر شود که با اعداد مثال سازگار نیست. ◦ «۰٫۸۰» ۰٫۸۰ با نسبت ۱۲۵ به ۶۵۰ سازگار نیست.
۹ اگر RPF=650 mL/min و hematocrit=0.45 باشد، renal blood flow تقریباً چقدر است؟
پاسخ: RBF=RPF/(1−Hct)=650/0.55≈1182 mL/min. ◦ «۶۵۰ mL/min» ۶۵۰ mL/min همان جریان پلاسمای کلیوی است، نه جریان خون کامل. ◦ «۳۵۸ mL/min» ۳۵۸ mL/min حاصل ضرب RPF در ۰٫۵۵ است و جهت تبدیل را برعکس می‌کند. ◦ «۱۴۴۴ mL/min» ۱۴۴۴ mL/min از تقسیم بر ۰٫۴۵ به‌دست می‌آید، در حالی که باید بر سهم پلاسما یعنی ۰٫۵۵ تقسیم کرد.
۱۰ در مثال فصل، با GFR=100 mL/min و PNa=140 μEq/mL بار فیلترشدهٔ سدیم چقدر است؟
پاسخ: Filtered load=GFR×PNa است؛ ۱۰۰×۱۴۰ برابر ۱۴۰۰۰ میکرو‌اکی‌والان در دقیقه می‌شود. ◦ «۱۴۰ μEq/min» ۱۴۰ μEq/min فقط غلظت را با واحد نادرست به بار تبدیل می‌کند. ◦ «۷۰ μEq/min» ۷۰ μEq/min در مثال نرخ دفع ادراری سدیم است. ◦ «۱۴۰۰ μEq/min» ۱۴۰۰ μEq/min یک مرتبه از حاصل واقعی کمتر است.
۱۱ در همان مثال، اگر UNa=70 μEq/mL و V=1 mL/min باشد، نرخ بازجذب سدیم چقدر است؟
پاسخ: دفع سدیم ۷۰×۱=۷۰ μEq/min است؛ بازجذب = ۱۴۰۰۰−۷۰ = ۱۳۹۳۰ μEq/min. ◦ «۱۴۰۰۰ μEq/min» ۱۴۰۰۰ μEq/min کل بار فیلترشده است و دفع را کم نکرده است. ◦ «۷۰ μEq/min» ۷۰ μEq/min نرخ دفع ادراری است، نه بازجذب. ◦ «۱۴۰۷۰ μEq/min» ۱۴۰۷۰ μEq/min از جمع دفع با بار فیلترشده به‌دست می‌آید و جهت فرمول غلط است.
۱۲ اگر گلوکز پلاسما ۳۰۰ mg/dL و GFR=125 mL/min باشد، بار فیلترشدهٔ گلوکز تقریباً چقدر است؟
پاسخ: ۳۰۰ mg/dL برابر ۳ mg/mL است؛ در نتیجه ۱۲۵×۳=۳۷۵ mg/min، یعنی نزدیک Tm متوسط گلوکز. ◦ «۱۲۵ mg/min» ۱۲۵ mg/min بار فیلترشده در غلظت حدود ۱ mg/mL است. ◦ «۲۵۰ mg/min» ۲۵۰ mg/min با غلظت حدود ۲۰۰ mg/dL تطابق دارد. ◦ «۵۰۰ mg/min» ۵۰۰ mg/min در غلظت حدود ۴ mg/mL به‌دست می‌آید.
۱۳ بیماری با گلوکز پلاسما ۲۲۰ mg/dL هنوز بار فیلترشده‌ای کمتر از Tm کل دارد، اما گلوکوزوری خفیف دارد. بهترین توضیح چیست؟
پاسخ: threshold حدود ۲۰۰ mg/dL است و به‌دلیل تفاوت ظرفیت ناقل‌ها بین نفرون‌ها، گلوکز پیش از رسیدن کل کلیه به Tm ظاهر می‌شود. ◦ «Tm گلوکز در همه نفرون‌ها صفر شده است» Tm همه نفرون‌ها صفر نشده است و بازجذب عمده هنوز انجام می‌شود. ◦ «گلوکز در مدولای کلیه ساخته می‌شود» ساخته‌شدن گلوکز در مدولا مکانیسم گلوکوزوری نیست. ◦ «اینولین بازجذب گلوکز را مهار کرده است» اینولین برای سنجش GFR به کار می‌رود و علت مهار بازجذب گلوکز نیست.
۱۴ مهار انتخابی SGLT2 بیشترین اثر مستقیم را بر کدام بخش بازجذب گلوکز دارد؟
پاسخ: SGLT2 در بخش ابتدایی پروگزیمال حدود ۹۰ درصد گلوکز را بازجذب می‌کند؛ SGLT1 بخش عمدهٔ باقیمانده را می‌گیرد. ◦ «حدود ۱۰٪ بازجذب در S3 پروگزیمال» حدود ۱۰ درصد باقیمانده عمدتاً توسط SGLT1 در بخش‌های انتهایی‌تر بازجذب می‌شود. ◦ «بازجذب گلوکز در TAL» TAL محل اصلی بازجذب گلوکز نیست. ◦ «بازجذب گلوکز در collecting duct» collecting duct محل بازجذب عمدهٔ گلوکز نیست.
۱۵ پس از مهار loop diuretic، کاهش پتانسیل مثبت لومن در TAL چه پیامدی دارد؟
پاسخ: مهار NKCC2 بازگشت K⁺ به لومن و ولتاژ مثبت را کاهش می‌دهد، بنابراین رانش الکتریکی Ca²⁺ و Mg²⁺ از مسیر paracellular کمتر می‌شود. ◦ «افزایش بازجذب پاراسلولار Mg²⁺ و Ca²⁺» ولتاژ مثبت کمتر، نیروی رانش کاتیون‌ها را افزایش نمی‌دهد. ◦ «افزایش مستقیم AQP2» AQP2 با ADH تنظیم می‌شود و پیامد مستقیم ولتاژ TAL نیست. ◦ «افزایش بازجذب گلوکز با GLUT2» GLUT2 در پروگزیمال عمل می‌کند و به ولتاژ TAL وابسته نیست.
۱۶ بیماری تیازید دریافت می‌کند. محل اولیهٔ کاهش بازجذب NaCl کدام است؟
پاسخ: تیازیدها NCC را در توبول دیستال ابتدایی مهار می‌کنند، بخشی که حدود ۵ درصد NaCl فیلترشده را بازجذب می‌کند. ◦ «شاخه نزولی نازک» شاخه نزولی نازک عمدتاً برای آب نفوذپذیر است و هدف تیازید نیست. ◦ «توبول پروگزیمال S1» S1 محل SGLT2 و بازجذب گستردهٔ پروگزیمال است، نه NCC هدف تیازید. ◦ «مدولاری collecting duct» مدولاری collecting duct محل اصلی عمل تیازید نیست.
۱۷ در principal cell، آمیلوراید و اسپیرونولاکتون چگونه از نظر محل اثر متفاوت‌اند؟
پاسخ: آمیلوراید کانال سدیم لومینال را می‌بندد، در حالی که اسپیرونولاکتون با گیرندهٔ مینرالوکورتیکوئید رقابت می‌کند. ◦ «آمیلوراید گیرندهٔ V2 را مهار می‌کند؛ اسپیرونولاکتون NKCC2 را» V2 مربوط به ADH و NKCC2 مربوط به TAL است. ◦ «آمیلوراید SGLT2 را مهار می‌کند؛ اسپیرونولاکتون NCC را» SGLT2 پروگزیمال و NCC دیستال ابتدایی‌اند و این دو دارو چنین اهدافی ندارند. ◦ «هر دو مستقیماً Na⁺-K⁺ ATPase را مهار می‌کنند» اثر اصلی هیچ‌کدام مهار مستقیم Na⁺-K⁺ ATPase نیست.
۱۸ نبود ADH در فردی با عملکرد توبولی سالم چه الگویی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: بدون ADH، AQP2 لومینال کاهش می‌یابد و بخش انتهایی نفرون آب کمی بازجذب می‌کند؛ بنابراین ادرار رقیق و پرحجم ایجاد می‌شود. ◦ «نفوذپذیری زیاد collecting duct و ادرار غلیظ کم‌حجم» نفوذپذیری زیاد به آب به حضور ADH وابسته است. ◦ «افزایش AQP2 لومینال و احتباس آب» نبود ADH باعث درج AQP2 نمی‌شود. ◦ «کاهش GFR به صفر و آنوری» نبود ADH به‌تنهایی GFR را به صفر نمی‌رساند.
۱۹ در نارسایی قلبی با کشش دهلیز و بطن، افزایش ANP و BNP چه نقشی دارد؟
پاسخ: ANP و BNP از طریق natriuretic peptide receptor و cGMP بازجذب سدیم و آب را کاهش می‌دهند و تا حدی با احتباس مایع مقابله می‌کنند. ◦ «تقویت شدید احتباس Na⁺ و آب» اثر این پپتیدها ناتریورتیک است و احتباس را تقویت نمی‌کند. ◦ «مهار کامل جریان خون کلیوی» آن‌ها جریان خون کلیه را به‌طور کامل متوقف نمی‌کنند. ◦ «افزایش مستقیم ترشح آلدوسترون» ANP ترشح آلدوسترون را کاهش می‌دهد، نه افزایش.
۲۰ افزایش PTH در کلیه کدام مجموعه تغییر را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: PTH بازجذب کلسیم را به‌ویژه در دیستال و connecting tubule بالا می‌برد، فسفات پروگزیمال را کاهش و Mg²⁺ لوپ را افزایش می‌دهد. ◦ «Ca²⁺ دیستال ↓، PO₄ پروگزیمال ↑، Mg²⁺ لوپ ↓» این گزینه جهت هر سه اثر ذکرشدهٔ PTH را معکوس کرده است. ◦ «Na⁺ پروگزیمال ↓، گلوکز دیستال ↑، K⁺ لوپ ↓» این ترکیب اثر، الگوی کلیوی PTH در فصل نیست. ◦ «اوره پروگزیمال ↑، کراتینین دیستال ↓، آب TAL ↑» آب در TAL تقریباً بازجذب نمی‌شود و این مجموعه به PTH مربوط نیست.
۲۱ تحریک خفیف سمپاتیک بدون افت شدید GFR چگونه دفع سدیم را کم می‌کند؟
پاسخ: حتی تحریک خفیف سمپاتیک با فعال‌سازی گیرنده‌های α روی اپی‌تلیوم توبولی، بازجذب سدیم را در پروگزیمال و TAL افزایش می‌دهد و رنین را نیز بالا می‌برد. ◦ «مهار بازجذب Na⁺ در پروگزیمال» سمپاتیک خفیف بازجذب سدیم را مهار نمی‌کند. ◦ «مهار رنین و کاهش Ang II» تحریک سمپاتیک رنین را افزایش می‌دهد. ◦ «افزایش مستقیم ANP» افزایش مستقیم ANP مکانیسم ذکرشدهٔ کاهش دفع سدیم نیست.
۲۲ تنگی وابران ناشی از Ang II چگونه دو نیروی peritubular را همزمان به نفع بازجذب تغییر می‌دهد؟
پاسخ: تنگی وابران فشار هیدروستاتیک مویرگ‌های peritubular را کاهش می‌دهد و با افزایش filtration fraction، پروتئین و فشار انکوتیک آن‌ها را بالا می‌برد. ◦ «Pc را زیاد و πc را کم می‌کند» این ترکیب هر دو نیرو را علیه بازجذب تغییر می‌دهد و با اثر Ang II سازگار نیست. ◦ «هر دو Pc و πc را کم می‌کند» کاهش همزمان πc اثر تقویتی filtration fraction را نادیده می‌گیرد. ◦ «هر دو Pc و πc را زیاد می‌کند» افزایش Pc بازجذب را مهار می‌کند و بنابراین الگوی اصلی تنگی وابران نیست.
۲۳ اگر GFR از ۱۲۵ به ۱۵۰ mL/min افزایش یابد و glomerulotubular balance حفظ شود، بازجذب پروگزیمال تقریباً چقدر می‌شود؟
پاسخ: با حفظ بازجذب حدود ۶۵ درصد، ۰٫۶۵×۱۵۰=۹۷٫۵ mL/min بازجذب پروگزیمال خواهد بود. ◦ «۸۱ mL/min» ۸۱ mL/min تقریباً ۶۵ درصد GFR=125 است و مقدار قبل از افزایش را نشان می‌دهد. ◦ «۶۵ mL/min» ۶۵ mL/min درصد را به‌اشتباه به مقدار مطلق تبدیل کرده است. ◦ «۱۵۰ mL/min» ۱۵۰ mL/min به معنی بازجذب صددرصدی و حذف کامل جریان توبولی است.
۲۴ افزایش فشار شریانی در محدودهٔ autoregulation چگونه می‌تواند natriuresis ایجاد کند، حتی اگر GFR فقط اندکی تغییر کند؟
پاسخ: pressure natriuresis عمدتاً از کاهش fractional reabsorption سدیم و آب ناشی می‌شود و افزایش جزئی GFR نیز می‌تواند سهم داشته باشد. ◦ «با افزایش شدید بازجذب توبولی Na⁺ و آب» افزایش بازجذب جهت پاسخ را برعکس می‌کند. ◦ «با توقف کامل جریان peritubular» توقف کامل جریان peritubular شرط این پدیده نیست. ◦ «با فعال‌سازی مستقیم SGLT2» فعال‌سازی SGLT2 مکانیسم اصلی pressure natriuresis نیست.
۲۵ افزایش غلظت پروتئین پلاسما با ثابت‌بودن سایر عوامل چه تغییری در بازجذب peritubular می‌دهد؟
پاسخ: پروتئین پلاسما فشار انکوتیک مویرگ peritubular را بالا می‌برد و نیروی کشندهٔ مایع به داخل خون را تقویت می‌کند. ◦ «کاهش بازجذب با افزایش Pc» اثر اصلی افزایش پروتئین از راه πc است، نه افزایش Pc. ◦ «کاهش بازجذب با کاهش πc» افزایش پروتئین πc را کاهش نمی‌دهد. ◦ «بدون اثر بر نیروهای مویرگی» فشار انکوتیک یکی از نیروهای اصلی بازجذب peritubular است، بنابراین اثر وجود دارد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۸ — آزمون آفلاین 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۹ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۹ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۹ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۲۹ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۰ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۰ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۰ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۱ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۱ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۱ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۲ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۲ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۲ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۶: سلول‌های خونی، ایمنی و انعقاد خون

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
سوالات آموزشی فصل ۳۳سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

سوالات آموزشی فصل ۳۳

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اگر در انسان هموگلوبین به جای داخل RBC، عمدتاً به صورت آزاد در پلاسما گردش کند، کدام پیامد فیزیولوژیک محتمل‌تر است؟
پاسخ: گایتون تأکید می‌کند Hb آزاد در پلاسما در هر عبور از مویرگ‌ها یا فیلتر گلومرولی بخشی از خود را از دست می‌دهد. بسته‌بندی Hb داخل RBC، هم Hb را حفظ می‌کند و هم انتقال O2 را مؤثر نگه می‌دارد.
۲ دانشجویی می‌گوید «RBC فقط برای حمل O2 است». کدام اصلاح، کامل‌تر و دقیق‌تر است؟
پاسخ: RBC سه نقش مهم دارد: حمل Hb و اکسیژن، تسریع تبدیل CO2 به H2CO3/HCO3− توسط carbonic anhydrase، و بافر کردن خون به کمک پروتئین Hb.
۳ چرا شکل دوطرف‌مقعر RBC برای عبور از مویرگ‌های تنگ مفیدتر از شکل کروی است؟
پاسخ: RBC شبیه کیسه‌ای انعطاف‌پذیر است. شکل دوطرف‌مقعر و غشاء اضافی اجازه می‌دهد سلول از مجاری باریک عبور کند، بدون کشش شدید غشاء.
۴ در بیماری‌ای که RBCها کروی می‌شوند، انتظار داریم کدام عضو بیشتر در تخریب مکانیکی سلول‌ها نقش داشته باشد؟
پاسخ: در hereditary spherocytosis، RBC کروی غشاء شل و bag-like طبیعی را ندارد و هنگام عبور از مسیرهای تنگ طحال به راحتی پاره می‌شود.
۵ مردی Hb برابر ۱۵ g/dL دارد. اگر Hb کاملاً اشباع شود، ظرفیت تقریبی حمل O2 توسط Hb در ۱۰۰ mL خون چقدر است؟
پاسخ: هر گرم Hb حدود ۱.۳۴ mL اکسیژن حمل می‌کند. پس ۱۵ × ۱.۳۴ تقریباً برابر ۲۰ mL O2 در ۱۰۰ mL خون است.
۶ اگر ساخت Hb در RBC مختل شود، چرا ممکن است حجم خود RBC هم کاهش یابد؟
پاسخ: وقتی Hb کافی ساخته نشود، درصد Hb سلول پایین می‌آید و سلول با محتوای کمتر پر می‌شود؛ نتیجه می‌تواند microcytic hypochromic anemia باشد.
۷ کدام ترتیب زمانی محل تولید RBC را درست‌تر نشان می‌دهد؟
پاسخ: در اوایل جنینی RBCهای اولیه در yolk sac ساخته می‌شوند. در سه‌ماهه میانی کبد غالب است و بعد از تولد تولید تقریباً در مغز استخوان انجام می‌شود.
۸ بعد از حدود ۲۰ سالگی، چرا تولید RBC بیشتر در مهره، جناغ، دنده و ایلیوم باقی می‌ماند؟
پاسخ: در بزرگسالی، مغز استخوان بسیاری از استخوان‌های بلند فعالیت خون‌سازی را از دست می‌دهد؛ تولید در استخوان‌های غشایی مثل vertebrae، sternum، ribs و ilia ادامه می‌یابد.
۹ تفاوت growth inducer و differentiation inducer در هماتوپوئز چیست؟
پاسخ: در گایتون، growth inducers تکثیر progenitorها را زیاد می‌کنند ولی تمایز مرحله‌ای با differentiation inducers انجام می‌شود.
۱۰ اگر در اسمیر خون رتیکولوسیت‌ها به طور معنی‌دار افزایش یابند، کدام برداشت فیزیولوژیک مناسب‌تر است؟
پاسخ: رتیکولوسیت مرحله تازه‌وارد از مغز استخوان است و معمولاً کمتر از ۱٪ RBCهاست. افزایش آن نشانه پاسخ تولیدی مغز استخوان است.
۱۱ چرا در رتیکولوسیت هنوز می‌توان مقدار اندکی ساخت Hb را انتظار داشت؟
پاسخ: رتیکولوسیت هسته ندارد، اما بقایای گلژی، میتوکندری و اندامک‌ها را دارد و طی ۱ تا ۲ روز به RBC بالغ تبدیل می‌شود.
۱۲ در تنظیم تولید RBC، کدام عبارت دام رایج را بهتر رد می‌کند؟
پاسخ: ارتفاع، آنمی، نارسایی قلبی و بیماری ریوی همگی می‌توانند با کاهش اکسیژن‌رسانی مؤثر بافتی تولید RBC را تحریک کنند.
۱۳ کدام بیماری می‌تواند با وجود تعداد طبیعی Hb در هر RBC، به علت کاهش جریان خون بافتی تولید RBC را تحریک کند؟
پاسخ: در نارسایی قلبی، مشکل اصلی ممکن است کاهش تحویل اکسیژن به بافت‌ها باشد. هیپوکسی بافتی مسیر EPO را فعال می‌کند.
۱۴ اگر هر دو کلیه بیمار از کار بیفتد، چرا آنمی قابل انتظار است؟
پاسخ: بخش عمده EPO از کلیه است. EPO غیرکلیوی عمدتاً کبدی فقط بخشی از نیاز اریتروپوئز را تأمین می‌کند.
۱۵ در پاسخ به هیپوکسی، نقش HIF-1 در کلیه چیست؟
پاسخ: هیپوکسی سطح HIF-1 را بالا می‌برد. HIF-1 بیان ژن‌های وابسته به هیپوکسی، از جمله EPO، را افزایش می‌دهد.
۱۶ چرا بعد از ورود ناگهانی به محیط کم‌اکسیژن، افزایش EPO زودتر از افزایش محسوس RBC دیده می‌شود؟
پاسخ: EPO می‌تواند طی دقیقه تا ساعت افزایش یابد و حدود ۲۴ ساعت به اوج برسد، اما RBCهای جدید معمولاً حدود ۵ روز بعد در خون ظاهر می‌شوند.
۱۷ بیمار کلیوی با آهن کافی اما EPO بسیار کم دارد. کدام مرحله بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد؟
پاسخ: اثر مهم EPO تحریک تولید proerythroblast و سرعت دادن به مراحل تمایز اریتروبلاستی است.
۱۸ در کمبود B12 یا فولات، چرا RBCها بزرگ و شکننده می‌شوند؟
پاسخ: B12 و فولات برای ساخت DNA لازم‌اند. کمبود آن‌ها بلوغ هسته و تقسیم سلولی را مختل می‌کند و megaloblast/macrocyte شکننده می‌دهد.
۱۹ چرا در کمبود B12 ناشی از نبود intrinsic factor، آنمی معمولاً خیلی دیر ظاهر می‌شود؟
پاسخ: نیاز روزانه B12 فقط ۱ تا ۳ میکروگرم است و ذخایر بدن بسیار زیاد است؛ بنابراین کمبود جذبی B12 دیر علامت می‌دهد.
۲۰ در آنمی پرنیشیوز، کدام زنجیره علت و معلول صحیح‌تر است؟
پاسخ: intrinsic factor برای محافظت و جذب B12 در ایلئوم لازم است. نبود آن مسیر بلوغ DNA-dependent RBC را مختل می‌کند.
۲۱ کدام مقایسه بین کمبود آهن و کمبود B12/فولات درست‌تر است؟
پاسخ: در کمبود آهن ماده لازم برای heme/Hb کم است. در B12/فولات، مشکل بلوغ هسته‌ای و تقسیم سلولی است.
۲۲ در ساخت HbA، کدام ساختار نهایی درست‌تر است؟
پاسخ: HbA بالغ معمولاً ۲ آلفا و ۲ بتا دارد. هر زنجیره یک heme دارد؛ پس هر Hb چهار O2 را به طور برگشت‌پذیر حمل می‌کند.
۲۳ در مسیر ساخت heme، آهن در کدام مرحله مفهومی وارد ساختار می‌شود؟
پاسخ: succinyl-CoA و glycine مسیر پیرول و protoporphyrin IX را می‌سازند؛ سپس آهن در مرکز پروتوپورفیرین قرار می‌گیرد و heme ایجاد می‌شود.
۲۴ اگر در زنجیره بتای Hb، والین جایگزین گلوتامیک اسید شود، کدام پیامد در اکسیژن پایین محتمل‌تر است؟
پاسخ: این جایگزینی اسیدآمینه‌ای اساس HbS است. در O2 پایین، HbS polymer/crystal تشکیل می‌دهد و شکل و غشاء RBC را آسیب می‌زند.
۲۵ چرا بحران داسی می‌تواند به صورت یک چرخه بدترشونده پیش برود؟
پاسخ: این همان vicious circle بحران داسی است: افت O2، داسی شدن، انسداد عروق کوچک، درد و تخریب RBC.
۲۶ کدام توزیع آهن بدن از نظر گایتون منطقی‌تر است؟
پاسخ: حدود ۶۵٪ آهن بدن در Hb، حدود ۴٪ در myoglobin، حدود ۰.۱٪ در transferrin و ۱۵ تا ۳۰٪ در ferritin/hemosiderin است.
۲۷ چرا کمبود شدید ترانسفرین می‌تواند با وجود وجود آهن در بدن، آنمی هیپوکروم بدهد؟
پاسخ: ترانسفرین آهن را به گیرنده‌های اریتروبلاست می‌رساند و سپس آهن برای سنتز heme وارد میتوکندری می‌شود. اختلال حمل آهن، ساخت Hb را کم می‌کند.
۲۸ وقتی ذخایر آهن بدن پر باشند، تنظیم طبیعی جذب آهن چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: تنظیم کل آهن بدن عمدتاً با کنترل جذب روده‌ای است. پر بودن ذخایر جذب را کم می‌کند؛ خالی شدن ذخایر جذب را بالا می‌برد.
۲۹ در خونریزی مزمن، چرا آنمی معمولاً microcytic hypochromic می‌شود؟
پاسخ: در خونریزی مزمن، آهن همراه Hb از دست می‌رود. چون جذب آهن فقط چند میلی‌گرم در روز است، کمبود آهن و Hb پایین باعث سلول‌های کوچک و کم‌رنگ می‌شود.
۳۰ در مرد سالم، اتلاف روزانه آهن معمولاً حدود چقدر است و بیشتر از چه راهی؟
پاسخ: گایتون اتلاف متوسط مردان را حدود ۰.۶ میلی‌گرم در روز، عمدتاً مدفوع، ذکر می‌کند. در زنان به علت قاعدگی میانگین بیشتر است.
۳۱ کدام علت، شکنندگی تدریجی RBC پیر را بهتر توضیح می‌دهد؟
پاسخ: RBC بالغ هسته و میتوکندری ندارد، اما آنزیم‌هایی برای ATP کم دارد. با پیر شدن، این سیستم‌ها ضعیف می‌شوند و غشاء شکننده‌تر می‌شود.
۳۲ چرا طحال محل مهم حذف RBCهای پیر است؟
پاسخ: قطر RBC حدود ۸ میکرومتر است ولی باید از فضاهای باریک‌تر طحال عبور کند. RBC سالم تغییر شکل می‌دهد؛ RBC پیر و شکننده حذف می‌شود.
۳۳ بعد از تخریب RBC، کدام سرنوشت برای اجزای Hb درست‌تر است؟
پاسخ: ماکروفاژهای کبد، طحال و مغز استخوان Hb را پردازش می‌کنند. آهن دوباره استفاده یا ذخیره می‌شود و قسمت پورفیرینی به bilirubin تبدیل می‌شود.
۳۴ پس از خونریزی حاد، چرا غلظت RBC طی ۱ تا ۳ روز پایین‌تر به نظر می‌رسد؟
پاسخ: بعد از خونریزی حاد، حجم مایع پلاسما طی چند روز بازسازی می‌شود اما جایگزینی RBC چند هفته طول می‌کشد. بنابراین غلظت RBC کاهش می‌یابد.
۳۵ در آنمی آپلاستیک شدید ناشی از شیمی‌درمانی، مشکل اصلی کجاست؟
پاسخ: پرتو، شیمی‌درمانی و سموم مثل بنزن می‌توانند stem cellهای مغز استخوان را آسیب بزنند و آنمی آپلاستیک ایجاد کنند.
۳۶ در آنمی همولیتیک، چرا حتی تولید زیاد RBC هم ممکن است کافی نباشد؟
پاسخ: در hemolytic anemia، مشکل اصلی شکنندگی و تخریب زودرس RBC است. اگر سرعت تخریب بیشتر از تولید باشد، آنمی ایجاد می‌شود.
۳۷ کودکی با حمله آنتی‌بادی مادر Rh منفی به RBCهای Rh مثبت خود، تعداد زیادی فرم نابالغ RBC در خون دارد. توضیح مناسب چیست؟
پاسخ: در erythroblastosis fetalis همولیز شدید رخ می‌دهد. برای جبران، مغز استخوان فرم‌های نابالغ RBC را وارد خون می‌کند.
۳۸ در آنمی شدید، کدام تغییر گردش خونی در استراحت بیشتر انتظار می‌رود؟
پاسخ: آنمی ویسکوزیته را کم می‌کند و هیپوکسی عروق را گشاد می‌کند. این دو، بازگشت وریدی و CO را بالا می‌برند.
۳۹ چرا ورزش در بیمار با آنمی شدید خطرناک‌تر از استراحت است؟
پاسخ: در آنمی شدید، CO ممکن است از قبل ۳ تا ۴ برابر طبیعی باشد. با ورزش، نیاز بافتی بیشتر می‌شود اما قلب ذخیره کافی ندارد.
۴۰ در پلی‌سیتمی ثانویه، افزایش RBC معمولاً پاسخ به چیست؟
پاسخ: Secondary polycythemia یک پاسخ جبرانی به هیپوکسی است؛ مثل ارتفاعات، نارسایی قلبی یا بیماری‌های ریه.
۴۱ کدام یافته بیشتر به polycythemia vera می‌خورد تا پلی‌سیتمی فیزیولوژیک ارتفاع؟
پاسخ: PV ناشی از اختلال سلول‌های خون‌ساز است و اغلب فقط RBC را زیاد نمی‌کند؛ WBC و پلاکت هم بالا می‌روند و Hct می‌تواند ۶۰ تا ۷۰٪ شود.
۴۲ در polycythemia vera، چرا با وجود ویسکوزیته بالا، cardiac output معمولاً خیلی از طبیعی دور نمی‌شود؟
پاسخ: در PV دو نیروی مخالف وجود دارد: خون غلیظ جریان را کند می‌کند؛ حجم خون زیاد، بازگشت وریدی را بالا می‌برد. حاصل اغلب نزدیک طبیعی است.
۴۳ رنگ ruddy-cyanotic در PV از چه مکانیسمی ایجاد می‌شود؟
پاسخ: در PV خون بیشتری در plexus وریدی زیرپوستی وجود دارد و جریان کند باعث deoxygenation بیشتر Hb می‌شود. نتیجه ظاهر سرخ با ته‌رنگ کبود است.
۴۴ اگر ویسکوزیته خون به علت آنمی شدید از حدود ۳ برابر آب به ۱.۵ برابر آب برسد، اثر اولیه بر مقاومت عروق محیطی چیست؟
پاسخ: کاهش غلظت RBC ویسکوزیته را کم می‌کند. خون راحت‌تر جریان می‌یابد و مقاومت محیطی کاهش پیدا می‌کند.
۴۵ کدام عبارت، تفاوت اصلی آنمی و پلی‌سیتمی را از دید فیزیولوژی گردش خون بهتر جمع‌بندی می‌کند؟
پاسخ: در آنمی مشکل اصلی کمبود Hb/O2 carrying است، اما ویسکوزیته کاهش می‌یابد. در پلی‌سیتمی RBC زیاد است ولی ویسکوزیته بالا می‌رود و جریان را کند می‌کند.
۴۶ اگر در یک سؤال، بیمار خونریزی مزمن، RBC کوچک و کم‌رنگ و جذب آهن ناکافی دارد، بهترین برچسب کدام است؟
پاسخ: خونریزی مزمن باعث اتلاف آهن می‌شود. کمبود آهن، Hb را کم می‌کند و RBC کوچک و کم‌رنگ ایجاد می‌کند.
۴۷ اگر بیمار پس از gastrectomy کامل دچار RBCهای بزرگ و شکننده شود، کدام مکانیزم محتمل‌تر است؟
پاسخ: گاسترکتومی می‌تواند intrinsic factor را حذف کند. جذب B12 کم می‌شود و آنمی مگالوبلاستیک ایجاد می‌گردد.
۴۸ کدام عامل از نظر گایتون می‌تواند EPO کلیوی را حتی با پیام‌های غیرمستقیم تحریک کند؟
پاسخ: گایتون اشاره می‌کند حتی هیپوکسی بخش‌های دیگر بدن می‌تواند از راه پیام‌های غیرکلیوی، و موادی مثل norepinephrine/epinephrine/prostaglandins، تولید EPO را تحریک کند.
۴۹ در RBC بالغ، کدام عملکرد وابسته به متابولیسم باقی‌مانده سلول است؟
پاسخ: RBC بالغ اندامک‌های اصلی ندارد، اما آنزیم‌های سیتوپلاسمی برای تولید ATP کم و حفظ کارکردهای حیاتی غشاء و Hb دارد.
۵۰ چرا در PV فشار خون همه بیماران بالا نیست، با اینکه ویسکوزیته افزایش یافته است؟
پاسخ: افزایش ویسکوزیته تمایل به افزایش مقاومت دارد، اما تنظیم فشار خون می‌تواند آن را جبران کند. با عبور از حد، hypertension دیده می‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
آزمون فصل ۳۳سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
سوالات آموزشی فصل ۳۴سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۵۰نمره
۰درست
۰غلط
۵۰نزده
۰۰:۰۰

سوالات آموزشی فصل ۳۴

۵۰ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ اگر WBC در خون حضور داشته باشد اما نتواند به محل التهاب برود، کدام بخش از ارزش دفاعی آن از بین می‌رود؟
پاسخ: ارزش WBC فقط تعداد در خون نیست؛ باید به محل نیاز برسد. گرانولوسیت‌ها و مونوسیت‌ها با دی‌آپدز و کموتاکسی به بافت ملتهب می‌روند.
۲ کدام ترکیب از نظر درصد طبیعی WBCها دقیق‌تر است؟
پاسخ: عددهای فصل ۳۴ بسیار تست‌خیزند. نوتروفیل فراوان‌ترین WBC است و لنفوسیت رتبه بعدی را دارد.
۳ چرا سه نوع نوتروفیل، ائوزینوفیل و بازوفیل را granulocyte می‌نامند؟
پاسخ: گرانولوسیت‌ها شامل نوتروفیل، ائوزینوفیل و بازوفیل هستند. ظاهر granular و polymorphonuclear دلیل نام‌گذاری است.
۴ اگر سؤال بپرسد گرانولوسیت‌ها و مونوسیت‌ها کجا ساخته می‌شوند، پاسخ دقیق چیست؟
پاسخ: برخلاف لنفوسیت‌ها که عمدتاً در بافت لنفوئیدی تولید/نگهداری می‌شوند، granulocyte و monocyte فقط در مغز استخوان ساخته می‌شوند.
۵ ذخیره WBC در مغز استخوان چه اهمیتی در التهاب حاد دارد؟
پاسخ: مغز استخوان حدود یک ذخیره ۶ روزه دارد. در التهاب حاد، محصولات التهاب این ذخیره را سریع وارد خون می‌کنند.
۶ چرا نوتروفیل برای پاسخ فوری مناسب‌تر از مونوسیت خون است؟
پاسخ: نوتروفیل mature است و بلافاصله عمل می‌کند. مونوسیت پس از ورود به بافت باید بزرگ و پر از لیزوزوم شود تا ماکروفاژ کامل گردد.
۷ مونوسیت پس از ورود به بافت چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: مونوسیت در خون immature است؛ در بافت به ماکروفاژ ۶۰ تا ۸۰ میکرومتری و فاگوسیت قدرتمند تبدیل می‌شود.
۸ کدام طول عمر برای گرانولوسیت پس از رها شدن از مغز استخوان درست‌تر است؟
پاسخ: گرانولوسیت‌ها عمر کوتاه و عملکرد انفجاری دارند. در عفونت شدید، چون سریع مصرف و تخریب می‌شوند، عمرشان به چند ساعت می‌رسد.
۹ دی‌آپدز در فصل ۳۴ به چه معناست؟
پاسخ: سلول با وجود بزرگ بودن از شکاف‌های کوچک اندوتلیال عبور می‌کند. این خروج از خون برای دفاع بافتی ضروری است.
۱۰ کدام عامل باعث جهت‌دار شدن حرکت WBC در کموتاکسی می‌شود؟
پاسخ: کموتاکسی یعنی حرکت به سوی منبع ماده شیمیایی. محصولات باکتری، تخریب بافت، کمپلمان و انعقاد می‌توانند گرادیان بسازند.
۱۱ چرا برد ۱۰۰ میکرومتری کموتاکسی برای بافت‌ها کافی است؟
پاسخ: این عدد نشان می‌دهد WBC از مویرگ به راحتی می‌تواند به محل التهاب در بافت برسد.
۱۲ اولین عامل انتخابی فاگوسیتوز طبق گایتون چیست؟
پاسخ: فاگوسیتوز انتخابی است. سطوح طبیعی صاف و دارای coat محافظ کمتر بلعیده می‌شوند.
۱۳ opsonization دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟
پاسخ: آنتی‌بادی به باکتری می‌چسبد، با C3 کمپلمان همراه می‌شود و C3 به گیرنده فاگوسیت متصل می‌شود.
۱۴ یک نوتروفیل معمولاً قبل از غیرفعال شدن چند باکتری را می‌تواند فاگوسیت کند؟
پاسخ: نوتروفیل سریع است اما ظرفیت محدود دارد. ماکروفاژها قوی‌ترند و گاهی تا حدود ۱۰۰ باکتری را می‌بلعند.
۱۵ چرا ماکروفاژ از نظر ذرات بزرگ از نوتروفیل قوی‌تر است؟
پاسخ: ماکروفاژ اندامکی و آنزیمی قوی‌تر دارد، بزرگ‌تر می‌شود و پس از دفع باقی‌مانده‌ها می‌تواند ماه‌ها کار کند.
۱۶ phagosome چه زمانی به phagolysosome تبدیل می‌شود؟
پاسخ: پس از تشکیل phagosome، لیزوزوم‌ها آنزیم‌های هضمی و عوامل کشنده را وارد آن می‌کنند.
۱۷ کدام عامل اکسیدکننده در کشتن باکتری توسط فاگوسیت‌ها نقش دارد؟
پاسخ: فاگوسیت‌ها علاوه بر آنزیم‌های لیزوزومی، ROS تولید می‌کنند که حتی در مقدار کم برای بسیاری از باکتری‌ها کشنده است.
۱۸ نقش myeloperoxidase در فاگوسیت چیست؟
پاسخ: MPO یکی از ابزارهای قوی نوتروفیل برای killing است. hypochlorite اثر باکتری‌کشی بسیار شدید دارد.
۱۹ چرا باسیل سل می‌تواند عفونت مزمن ایجاد کند؟
پاسخ: بعضی باکتری‌ها مانند tuberculosis bacillus در برابر هضم و عوامل کشنده فاگوسیت مقاومت نسبی دارند.
۲۰ reticuloendothelial system تقریباً مترادف کدام سیستم است؟
پاسخ: هرچند اصطلاح RES رایج است، بیشتر سلول‌های آن از رده مونوسیتی‌اند؛ بنابراین با monocyte-macrophage system تقریباً هم‌معناست.
۲۱ نقش ماکروفاژهای گره لنفی چیست؟
پاسخ: ذرات بافتی معمولاً مستقیم وارد خون نمی‌شوند؛ از لنف عبور کرده و در گره لنفی توسط ماکروفاژهای سینوسی گیر می‌افتند.
۲۲ Kupffer cell کجا قرار دارد و چرا مهم است؟
پاسخ: خون پورت از روده می‌آید و ممکن است باکتری یا ذرات داشته باشد؛ سلول کوپفر فیلتر فاگوسیتی کبد است.
۲۳ التهاب موضعی چه اثر عروقی اصلی دارد؟
پاسخ: التهاب با افزایش جریان، خروج مایع/پروتئین و ورود لکوسیت همراه است و زمینه دفاع و ترمیم را می‌سازد.
۲۴ هدف walling-off در التهاب چیست؟
پاسخ: محصورسازی التهاب می‌تواند جلوی گسترش عفونت را بگیرد، هرچند در عفونت شدید ممکن است آبسه بسازد.
۲۵ اولین خط دفاعی سلولی در بافت ملتهب چیست؟
پاسخ: ماکروفاژهای resident از قبل در بافت هستند و بلافاصله فعال می‌شوند؛ سپس نوتروفیل‌ها از خون وارد می‌شوند.
۲۶ کدام مولکول‌های اندوتلیالی در چسبیدن نوتروفیل به دیواره رگ مهم‌اند؟
پاسخ: TNF، IL-1 و محصولات التهاب بیان selectin و ICAM-1 را بالا می‌برند و margination/adhesion را تسهیل می‌کنند.
۲۷ نوتروفیلی حاد معمولاً از چه عددی به چه عددی می‌تواند برسد؟
پاسخ: محصولات التهاب ذخیره نوتروفیل مغز استخوان را وارد خون می‌کنند و طی چند ساعت نوتروفیلی ۴ تا ۵ برابر ایجاد می‌شود.
۲۸ چرا تجمع ماکروفاژها در التهاب از نوتروفیل‌ها کندتر است؟
پاسخ: نوتروفیل بالغ و ذخیره‌دار است. مونوسیت ذخیره کمتری دارد و پس از ورود باید بزرگ شود و لیزوزوم‌های فراوان بسازد.
۲۹ پس از چند روز تا چند هفته، کدام سلول غالب فاگوسیتی محل التهاب می‌شود؟
پاسخ: نوتروفیل سریع‌تر می‌آید، اما ماکروفاژها با تولید جدید مونوسیت و توان فاگوسیتی بیشتر، در التهاب طولانی غالب می‌شوند.
۳۰ تولید جدید گرانولوسیت و مونوسیت از مغز استخوان چند روز زمان می‌خواهد؟
پاسخ: آزادسازی ذخیره سریع است، اما ساخت کامل سلول جدید و رسیدن به مرحله خروج از مغز استخوان ۳ تا ۴ روز طول می‌کشد.
۳۱ در التهاب مزمن، تولید گرانولوسیت و مونوسیت مغز استخوان تا چه حد می‌تواند بالا برود؟
پاسخ: اگر محرک التهاب ادامه یابد، مغز استخوان با CSFها تولید را برای ماه‌ها یا سال‌ها بسیار بالا نگه می‌دارد.
۳۲ کدام فاکتور هر دو تولید گرانولوسیت و مونوسیت را تحریک می‌کند؟
پاسخ: GM-CSF هر دو مسیر را تحریک می‌کند. G-CSF بیشتر granulocyte و M-CSF بیشتر monocyte/macrophage را تحریک می‌کند.
۳۳ TNF و IL-1 در پاسخ التهابی این فصل چه جایگاهی دارند؟
پاسخ: این سیتوکین‌ها بخشی از بازخورد التهاب هستند و همراه CSFها تولید و ورود سلول‌های دفاعی را افزایش می‌دهند.
۳۴ pus از چه ساخته می‌شود؟
پاسخ: پس از بلع فراوان باکتری و بافت مرده، فاگوسیت‌ها می‌میرند و حفره چرکی حاوی debris و مایع ایجاد می‌شود.
۳۵ ائوزینوفیل‌ها در عفونت‌های معمول چه جایگاهی دارند؟
پاسخ: ائوزینوفیل‌ها حدود ۲٪ WBCها هستند. نقش شاخص آن‌ها انگل و آلرژی است، نه دفاع اصلی ضدباکتری معمول.
۳۶ ائوزینوفیل چگونه با انگل بزرگ‌تر از توان فاگوسیتوز مقابله می‌کند؟
پاسخ: بسیاری از انگل‌ها بزرگ‌تر از سلول‌اند. ائوزینوفیل با degranulation سطحی به آن‌ها آسیب می‌زند.
۳۷ در آسم آلرژیک، چرا ائوزینوفیل‌ها در بافت پری‌برونشیال جمع می‌شوند؟
پاسخ: واکنش آلرژیک mediatorهایی می‌سازد که ائوزینوفیل را جذب می‌کنند. تجمع مزمن می‌تواند به airway remodeling کمک کند.
۳۸ بازوفیل‌ها از نظر عملکردی شبیه کدام سلول بافتی‌اند؟
پاسخ: بازوفیل خون و mast cell بافتی هر دو در آلرژی، IgE و آزادسازی هیستامین/هپارین نقش دارند.
۳۹ IgE در واکنش آلرژیک فصل ۳۴ چه نقشی دارد؟
پاسخ: آلرژی با IgE متصل به mast cell/basophil و سپس اتصال آنتی‌ژن به آن شروع می‌شود.
۴۰ کدام mediator توسط بازوفیل و ماست‌سل آزاد می‌شود؟
پاسخ: این مواد واکنش‌های عروقی و بافتی آلرژی را ایجاد می‌کنند؛ هپارین ضدانعقاد و هیستامین و برادی‌کینین اثر عروقی دارند.
۴۱ در لکوپنی شدید، چرا فلور طبیعی دهان و کولون خطرناک می‌شود؟
پاسخ: بدن با بسیاری از باکتری‌ها همزیستی دارد؛ WBCها جلوی تهاجم آن‌ها به بافت عمیق را می‌گیرند.
۴۲ در لکوپنی کامل حاد، زخم دهان/کولون یا عفونت شدید تنفسی معمولاً طی چه مدت می‌تواند ظاهر شود؟
پاسخ: فصل ۳۴ تأکید می‌کند توقف تولید WBC خیلی سریع خطرناک می‌شود؛ در دو روز زخم یا عفونت شدید ممکن است رخ دهد.
۴۳ بدون درمان، لکوپنی کامل حاد می‌تواند طی چه مدت کشنده شود؟
پاسخ: به علت تهاجم سریع باکتری‌های موجود روی مخاط‌ها به بافت و خون، مرگ در کمتر از یک هفته ممکن است رخ دهد.
۴۴ کدام عامل می‌تواند آپلازی مغز استخوان و لکوپنی ایجاد کند؟
پاسخ: این عوامل می‌توانند سلول‌های مغز استخوان را آسیب بزنند و تولید WBC را کاهش دهند.
۴۵ لوسمی معمولاً چگونه تعریف می‌شود؟
پاسخ: لوسمی افزایش تعداد WBC نیست که الزاماً مفید باشد؛ سلول‌های غیرطبیعی اغلب ناکارآمدند.
۴۶ تفاوت کلی lymphocytic leukemia و myelogenous leukemia چیست؟
پاسخ: لنفوسیتیک به رده لنفوئید و میلوژن به رده میلوئیدی مربوط است؛ میلوژن می‌تواند به بافت‌های خارج مغز استخوان گسترش یابد.
۴۷ چرا بیمار لوسمی با وجود WBC زیاد مستعد عفونت است؟
پاسخ: تعداد زیاد کافی نیست؛ کیفیت عملکرد مهم است. سلول لوسمیک فضای مغز استخوان را هم از سلول‌های طبیعی می‌گیرد.
۴۸ علت آنمی و تمایل به خونریزی در لوسمی چیست؟
پاسخ: سلول‌های لوسمیک marrow را اشغال می‌کنند؛ RBC و platelet کم می‌شوند، پس آنمی و thrombocytopenia رخ می‌دهد.
۴۹ چرا رشد لوسمیک می‌تواند باعث ضعف شدید بدن شود؟
پاسخ: بافت لوسمیک سریع تکثیر می‌شود و منابع متابولیک بدن را می‌بلعد؛ بافت‌های طبیعی دچار تحلیل و ضعف می‌شوند.
۵۰ اگر سؤال بین leukopenia و leukemia دام بگذارد، بهترین افتراق مفهومی چیست؟
پاسخ: لکوپنی کمبود تولید WBC است؛ لوسمی تولید زیاد اما سرطانی و ناکارآمد WBC است. هر دو می‌توانند عفونت بدهند، اما مکانیزمشان فرق دارد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
آزمون فصل ۳۴سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
گایتون فصل ۳۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۵ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۵ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
گایتون فصل ۳۵ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
سوالات آموزشی فصل ۳۷سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
آزمون فصل ۳۷سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۷: تنفس

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در تنفس آرام، مهم‌ترین عضله‌ای که دم را ایجاد می‌کند کدام است؟
پاسخ: «دیافراگم» درست است؛ انقباض دیافراگم سطح تحتانی ریه‌ها را پایین می‌کشد و بخش عمدهٔ دم آرام را ایجاد می‌کند. ◦ «راست شکمی» نادرست است؛ راست شکمی بیشتر در بازدم فعال به کار می‌رود. ◦ «بین‌دنده‌ای داخلی» نادرست است؛ بین‌دنده‌ای داخلی عضلهٔ بازدم فعال است. ◦ «عضله عرضی شکم» نادرست است؛ عضلهٔ عرضی شکم با فشردن محتویات شکم به بازدم فعال کمک می‌کند.
۲ بازدم عادی در فرد سالم عمدتاً با کدام سازوکار انجام می‌شود؟
پاسخ: «بازگشت ارتجاعی ریه‌ها» درست است؛ در بازدم آرام، عضلات دمی شل می‌شوند و بازگشت ارتجاعی ریه، قفسهٔ سینه و احشای شکمی هوا را خارج می‌کند. ◦ «انقباض دیافراگم» نادرست است؛ انقباض دیافراگم دم ایجاد می‌کند. ◦ «انقباض عضلات شکمی» نادرست است؛ عضلات شکمی در بازدم شدید فعال می‌شوند. ◦ «انقباض عضلات اسکالن» نادرست است؛ اسکالن‌ها با بالا بردن دنده‌های نخست به دم کمک می‌کنند.
۳ فشار درون‌جنبی در آغاز دم آرام تقریباً چه مقداری است؟
پاسخ: «منفی ۵ سانتی‌متر آب» درست است؛ در آغاز دم آرام، فشار جنب تقریباً ۵- سانتی‌متر آب است و طی دم منفی‌تر می‌شود. ◦ «صفر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ فشار جنب در حالت طبیعی با اتمسفر برابر نیست. ◦ «مثبت ۱ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ مثبت‌شدن فشار جنب در تنفس آرام رخ نمی‌دهد. ◦ «منفی ۱۲ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار از تغییر طبیعی دم آرام منفی‌تر است.
۴ حجم هوای جابه‌جا‌شده در هر تنفس طبیعی در مرد جوان سالم تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۵۰۰ میلی‌لیتر» درست است؛ حجم جاری طبیعی حدود ۵۰۰ میلی‌لیتر است. ◦ «۱۵۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ ۱۵۰ میلی‌لیتر مقدار تقریبی فضای مردهٔ آناتومیک است. ◦ «۱۱۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ ۱۱۰۰ میلی‌لیتر حجم ذخیرهٔ بازدمی است. ◦ «۳۰۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ ۳۰۰۰ میلی‌لیتر حجم ذخیرهٔ دمی است.
۵ با توجه به تصویر مکانیک قفسهٔ سینه، کدام تغییر مستقیماً حجم قدامی‌ـخلفی قفسهٔ سینه را در دم افزایش می‌دهد؟
تصویر سؤال ۵
پاسخ: «بالارفتن دنده‌ها و جلوآمدن جناغ» درست است؛ بالارفتن دنده‌ها، جناغ را به جلو می‌برد و قطر قدامی‌ـخلفی قفسهٔ سینه را افزایش می‌دهد. ◦ «پایین‌آمدن جناغ به سوی ستون مهره» نادرست است؛ این تغییر با بازدم و کاهش قطر قدامی‌ـخلفی همراه است. ◦ «انقباض راست شکمی و بالا رفتن دیافراگم» نادرست است؛ انقباض شکمی و بالا رفتن دیافراگم بازدم فعال ایجاد می‌کند. ◦ «شل‌شدن بین‌دنده‌ای خارجی و افتادن دنده‌ها» نادرست است؛ شل‌شدن عضلات دمی به کاهش حجم قفسهٔ سینه کمک می‌کند.
۶ در پایان دم آرام، فشار درون‌جنبی نسبت به ابتدای دم چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «تقریباً از ۵- به ۷٫۵- می‌رسد» درست است؛ انبساط قفسهٔ سینه طی دم، مکش جنب را بیشتر و فشار آن را از حدود ۵- به ۷٫۵- سانتی‌متر آب می‌رساند. ◦ «کمتر منفی می‌شود» نادرست است؛ طی دم فشار جنب منفی‌تر، نه کمتر منفی، می‌شود. ◦ «به فشار اتمسفر می‌رسد» نادرست است؛ فشار جنب طبیعی در پایان دم با اتمسفر برابر نمی‌شود. ◦ «به حدود ۱+ سانتی‌متر آب می‌رسد» نادرست است؛ ۱+ سانتی‌متر آب تغییر فشار حبابچه‌ای در بازدم است نه فشار جنب.
۷ فشار ترانس‌پولمونری چگونه تعریف می‌شود؟
پاسخ: «فشار حبابچه‌ای منهای فشار جنب» درست است؛ فشار ترانس‌پولمونری اختلاف فشار حبابچه‌ای و فشار جنب است و نیروی متسع‌کنندهٔ ریه را نشان می‌دهد. ◦ «فشار جنب منهای فشار اتمسفر» نادرست است؛ این اختلاف تعریف فشار ترانس‌پولمونری نیست. ◦ «فشار اتمسفر منهای فشار حبابچه‌ای» نادرست است؛ این عبارت فقط اختلاف هوا و اتمسفر را توصیف می‌کند. ◦ «فشار حبابچه‌ای به‌علاوه فشار جنب» نادرست است؛ فشارها در تعریف استاندارد با هم جمع نمی‌شوند.
۸ اگر با افزایش ۲ سانتی‌متر آب فشار ترانس‌پولمونری، حجم ریه ۴۰۰ میلی‌لیتر زیاد شود، کمپلیانس ریه چقدر است؟
پاسخ: «۲۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» درست است؛ کمپلیانس برابر تغییر حجم تقسیم بر تغییر فشار است؛ ۴۰۰ تقسیم بر ۲ برابر ۲۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب می‌شود. ◦ «۵۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار حاصل تقسیم نادرست ۱۰۰ بر ۲ است. ◦ «۱۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار نصف پاسخ واقعی است. ◦ «۸۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار حاصل ضرب حجم و فشار است، نه تقسیم آن‌ها.
۹ چرا برای متسع‌کردن ریهٔ پر از هوا فشار بیشتری از ریهٔ پر از محلول نمکی لازم است؟
پاسخ: «وجود کشش سطحی در سطح هواـمایع حبابچه‌ها» درست است؛ در ریهٔ پر از هوا، علاوه بر نیروهای بافتی، کشش سطحی سطح هواـمایع نیز باید مغلوب شود. ◦ «وجود مقاومت راه‌های هوایی فقط در ریهٔ پر از هوا» نادرست است؛ در اندازه‌گیری شبه‌استاتیک، مقاومت راه هوایی توضیح اصلی اختلاف نیست. ◦ «افزایش مقدار کلاژن در ریهٔ پر از هوا» نادرست است؛ مقدار کلاژن با پرکردن ریه از هوا یا نمک تغییر نمی‌کند. ◦ «کاهش فشار جنب در ریهٔ پر از نمک» نادرست است؛ اختلاف اصلی از حذف سطح هواـمایع در ریهٔ پر از نمک ناشی می‌شود.
۱۰ مهم‌ترین جزء سورفاکتانت که کشش سطحی را کاهش می‌دهد کدام است؟
پاسخ: «دی‌پالمیتوئیل فسفاتیدیل‌کولین» درست است؛ دی‌پالمیتوئیل فسفاتیدیل‌کولین مهم‌ترین فسفولیپید سورفاکتانت و عامل اصلی کاهش کشش سطحی است. ◦ «کلسترول آزاد» نادرست است؛ کلسترول جزء اصلی فعال سورفاکتانت در کاهش کشش سطحی نیست. ◦ «تری‌گلیسرید زنجیره‌بلند» نادرست است؛ تری‌گلیسریدها نقش اصلی سورفاکتانت را ندارند. ◦ «اسفنگومیلین» نادرست است؛ اسفنگومیلین عامل اصلی کاهش کشش سطحی حبابچه نیست.
۱۱ بر اساس قانون لاپلاس، اگر کشش سطحی ثابت بماند و شعاع حبابچه نصف شود، فشار کلاپس چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «دو برابر می‌شود» درست است؛ فشار کلاپس با شعاع نسبت معکوس دارد؛ نصف‌شدن شعاع، فشار را دو برابر می‌کند. ◦ «نصف می‌شود» نادرست است؛ این پاسخ رابطه را مستقیم فرض کرده است. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ توان دوم شعاع در این رابطه به کار نمی‌رود. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ فشار با تغییر شعاع ثابت نمی‌ماند.
۱۲ علت اصلی تمایل شدید ریهٔ نوزاد نارس به کلاپس چیست؟
پاسخ: «کمبود سورفاکتانت و افزایش کشش سطحی» درست است؛ کمبود سورفاکتانت کشش سطحی و فشار کلاپس را، به‌ویژه در حبابچه‌های کوچک، افزایش می‌دهد. ◦ «افزایش الاستین دیوارهٔ حبابچه» نادرست است؛ افزایش الاستین علت اصلی سندرم زجر تنفسی نوزاد نیست. ◦ «افزایش تعداد حبابچه‌ها» نادرست است؛ افزایش تعداد حبابچه‌ها عامل کلاپس محسوب نمی‌شود. ◦ «افزایش فشار ترانس‌پولمونری» نادرست است؛ افزایش فشار ترانس‌پولمونری از بازماندن ریه حمایت می‌کند.
۱۳ کمپلیانس مجموعهٔ ریه و قفسهٔ سینه در فرد شل یا فلج تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۱۱۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» درست است؛ کمپلیانس کل دستگاه ریه‌ـقفسهٔ سینه حدود ۱۱۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب و تقریباً نصف کمپلیانس ریهٔ تنها است. ◦ «۵۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار بسیار کمتر از مقدار معمول مجموعه است. ◦ «۲۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ ۲۰۰ مقدار تقریبی کمپلیانس ریهٔ تنها است. ◦ «۴۰۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این مقدار از کمپلیانس ریهٔ تنها نیز بیشتر است.
۱۴ در فیبروز ریه، کدام جزء کار تنفس بیش از همه افزایش می‌یابد؟
پاسخ: «کار کمپلیانسی» درست است؛ فیبروز ریه را سفت و کمپلیانس را کم می‌کند، بنابراین کار غلبه بر نیروهای ارتجاعی افزایش می‌یابد. ◦ «کار مقاومت راه هوایی» نادرست است؛ افزایش مقاومت راه هوایی ویژگی غالب بیماری‌های انسدادی است. ◦ «کار پاک‌سازی مخاط» نادرست است؛ پاک‌سازی مخاط جزء سه‌گانهٔ کار دم نیست. ◦ «کار فوناسیون» نادرست است؛ فوناسیون جزء کار اصلی تهویه محسوب نمی‌شود.
۱۵ در آسم، کدام جزء کار تنفس معمولاً بیشترین افزایش را دارد؟
پاسخ: «کار مقاومت مجاری هوا» درست است؛ تنگی برونشیول‌ها مقاومت جریان هوا را بالا می‌برد و کار غلبه بر مقاومت مجاری را افزایش می‌دهد. ◦ «کار کمپلیانسی» نادرست است؛ کمپلیانس معمولاً مشکل اصلی آسم نیست. ◦ «کار مقاومت بافتی» نادرست است؛ مقاومت بافتی مؤلفهٔ غالب آسم نیست. ◦ «کار بازگشت ارتجاعی» نادرست است؛ بازگشت ارتجاعی یک جزء جداگانه از تقسیم‌بندی کار دم نیست.
۱۶ کدام حجم ریوی با اسپیرومتری ساده مستقیماً اندازه‌گیری نمی‌شود؟
پاسخ: «حجم باقی‌مانده» درست است؛ هوای حجم باقی‌مانده حتی پس از بازدم حداکثری در ریه می‌ماند و وارد اسپیرومتر نمی‌شود. ◦ «حجم جاری» نادرست است؛ حجم جاری با ثبت تنفس عادی اندازه‌گیری می‌شود. ◦ «حجم ذخیرهٔ دمی» نادرست است؛ حجم ذخیرهٔ دمی روی اسپایروگرام قابل سنجش است. ◦ «حجم ذخیرهٔ بازدمی» نادرست است؛ حجم ذخیرهٔ بازدمی نیز با اسپیرومتری اندازه‌گیری می‌شود.
۱۷ در اسپایروگرام تصویر، کدام ظرفیت برابر فاصلهٔ سطح پایان بازدم عادی تا بیشترین حجم قابل دستیابی با دم است؟
تصویر سؤال ۱۷
پاسخ: «ظرفیت دمی» درست است؛ ظرفیت دمی از سطح پایان بازدم عادی آغاز می‌شود و شامل حجم جاری به‌علاوهٔ حجم ذخیرهٔ دمی است. ◦ «ظرفیت باقی‌ماندهٔ عملکردی» نادرست است؛ FRC حجم باقی‌مانده در پایان بازدم عادی است. ◦ «ظرفیت حیاتی» نادرست است؛ ظرفیت حیاتی دامنهٔ میان بیشترین دم و بیشترین بازدم است. ◦ «ظرفیت کل ریه» نادرست است؛ ظرفیت کل ریه کل حجم موجود در ریه در بیشترین دم است.
۱۸ ظرفیت باقی‌ماندهٔ عملکردی از مجموع کدام دو حجم ساخته می‌شود؟
پاسخ: «ذخیرهٔ بازدمی و حجم باقی‌مانده» درست است؛ FRC برابر ERV به‌علاوهٔ RV است. ◦ «حجم جاری و ذخیرهٔ دمی» نادرست است؛ این مجموع ظرفیت دمی را می‌سازد. ◦ «ذخیرهٔ دمی و حجم باقی‌مانده» نادرست است؛ این ترکیب ظرفیت استانداردی نیست. ◦ «حجم جاری و ذخیرهٔ بازدمی» نادرست است؛ این مجموع حجم هوای قابل بازدم پس از دم آرام را نشان می‌دهد، نه FRC.
۱۹ اگر حجم جاری ۶۰۰ میلی‌لیتر و تعداد تنفس ۱۰ بار در دقیقه باشد، تهویهٔ دقیقه‌ای چقدر است؟
پاسخ: «۶ لیتر در دقیقه» درست است؛ تهویهٔ دقیقه‌ای برابر ۶۰۰ ضربدر ۱۰، یعنی ۶۰۰۰ میلی‌لیتر یا ۶ لیتر در دقیقه است. ◦ «۳٫۵ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ این مقدار تهویهٔ حبابچه‌ای با فضای مردهٔ ۲۵۰ میلی‌لیتر خواهد بود. ◦ «۴٫۵ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ این مقدار حاصل ضرب داده‌های سؤال نیست. ◦ «۷٫۵ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ این مقدار با تعداد تنفس ۱۲٫۵ بار سازگار است.
۲۰ اگر حجم جاری ۵۰۰ میلی‌لیتر، فضای مرده ۱۵۰ میلی‌لیتر و تعداد تنفس ۱۲ باشد، تهویهٔ حبابچه‌ای چقدر است؟
پاسخ: «۴٫۲ لیتر در دقیقه» درست است؛ تهویهٔ حبابچه‌ای برابر ۱۲×(۵۰۰−۱۵۰)=۴۲۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه است. ◦ «۱٫۸ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ این مقدار فقط حجم فضای مردهٔ دقیقه‌ای است. ◦ «۳٫۰ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ این مقدار از کسر نادرست فضای مرده به دست می‌آید. ◦ «۶٫۰ لیتر در دقیقه» نادرست است؛ ۶ لیتر تهویهٔ دقیقه‌ای کل است و فضای مرده را کم نمی‌کند.
۲۱ فردی حجم جاری را از ۵۰۰ به ۳۰۰ میلی‌لیتر کاهش می‌دهد و تعداد تنفس را از ۱۲ به ۲۰ می‌رساند؛ با فضای مردهٔ ثابت ۱۵۰ میلی‌لیتر، چه رخ می‌دهد؟
پاسخ: «تهویهٔ دقیقه‌ای ثابت ولی تهویهٔ حبابچه‌ای کاهش می‌یابد» درست است؛ هر دو الگو تهویهٔ دقیقه‌ای ۶ لیتر دارند، اما تهویهٔ حبابچه‌ای از ۴٫۲ به ۳ لیتر در دقیقه کاهش می‌یابد. ◦ «تهویهٔ دقیقه‌ای و حبابچه‌ای هر دو افزایش می‌یابند» نادرست است؛ تهویهٔ دقیقه‌ای افزایش نمی‌یابد و حبابچه‌ای کاهش می‌یابد. ◦ «تهویهٔ دقیقه‌ای کاهش ولی حبابچه‌ای ثابت می‌ماند» نادرست است؛ تهویهٔ دقیقه‌ای کاهش نمی‌یابد. ◦ «هر دو تهویه ثابت می‌مانند» نادرست است؛ فضای مرده باعث می‌شود تهویهٔ حبابچه‌ای ثابت نماند.
۲۲ در روش رقیق‌سازی هلیوم، اگر حجم اولیه اسپیرومتر ۸ لیتر، غلظت اولیه هلیوم ۱۰٪ و غلظت نهایی ۸٪ باشد، FRC چقدر است؟
پاسخ: «۲ لیتر» درست است؛ FRC=[(۰٫۱۰/۰٫۰۸)−۱]×۸=۲ لیتر است. ◦ «۱ لیتر» نادرست است؛ این مقدار با کاهش غلظت محاسبه‌شده سازگار نیست. ◦ «۴ لیتر» نادرست است؛ این پاسخ دو برابر مقدار واقعی است. ◦ «۱۰ لیتر» نادرست است؛ این مقدار حجم نهایی مخلوط نیست و از فرمول FRC به دست نمی‌آید.
۲۳ اگر FRC برابر ۲۴۰۰ میلی‌لیتر و ERV برابر ۹۰۰ میلی‌لیتر باشد، حجم باقی‌مانده چقدر است؟
پاسخ: «۱۵۰۰ میلی‌لیتر» درست است؛ RV=FRC−ERV=۲۴۰۰−۹۰۰=۱۵۰۰ میلی‌لیتر است. ◦ «۹۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ ۹۰۰ همان ERV است. ◦ «۲۴۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این مقدار FRC است نه RV. ◦ «۳۳۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این پاسخ از جمع‌کردن دو حجم به دست آمده است.
۲۴ چرا در ریهٔ سالم فضای مردهٔ فیزیولوژیک تقریباً با فضای مردهٔ آناتومیک برابر است؟
پاسخ: «زیرا اغلب حبابچه‌ها پرفیوژن مؤثر دارند» درست است؛ در ریهٔ سالم، فضای مردهٔ حبابچه‌ای ناچیز است؛ بنابراین فضای مردهٔ فیزیولوژیک عمدتاً همان راه‌های هادی است. ◦ «زیرا حبابچه‌ها تهویه ندارند» نادرست است؛ حبابچهٔ بدون تهویه به شنت مربوط است. ◦ «زیرا فضای مردهٔ راه‌های هادی وجود ندارد» نادرست است؛ فضای مردهٔ آناتومیک در راه‌های هادی وجود دارد. ◦ «زیرا FRC با فضای مرده برابر است» نادرست است؛ FRC و فضای مرده دو مفهوم متفاوت‌اند.
۲۵ کدام تغییر، مقاومت راه هوایی را در آسم آلرژیک مستقیماً افزایش می‌دهد؟
پاسخ: «هیستامین و مادهٔ کندواکنش آنافیلاکسی» درست است؛ هیستامین و مادهٔ کندواکنش آنافیلاکسی از ماست‌سل‌ها آزاد می‌شوند و برونشیول‌ها را منقبض می‌کنند. ◦ «تحریک گیرنده‌های بتا۲ توسط اپی‌نفرین» نادرست است؛ تحریک بتا۲ اتساع برونشی ایجاد می‌کند. ◦ «کاهش تون واگ» نادرست است؛ کاهش تون واگ انقباض کولینرژیک را کم می‌کند. ◦ «افزایش فشار ترانس‌پولمونری» نادرست است؛ افزایش فشار ترانس‌پولمونری به بازماندن راه‌های کوچک کمک می‌کند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۳۸ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در پایان بازدم عادی، حجم هوای باقی‌مانده در ریه چه نام دارد؟
پاسخ: «FRC» درست است؛ هوای باقی‌مانده پس از بازدم عادی FRC نام دارد. ◦ «IC» نادرست است؛ IC هوای قابل دم از سطح پایان بازدم عادی است. ◦ «VC» نادرست است؛ VC دامنهٔ قابل جابه‌جایی میان دم و بازدم حداکثری است. ◦ «IRV» نادرست است؛ IRV هوای اضافهٔ قابل دم است.
۲ کدام ساختار در حالت طبیعی فاقد غضروف است؟
پاسخ: «برونشیول» درست است؛ برونشیول‌ها صفحات غضروفی ندارند و بازماندن آن‌ها بیشتر به کشش شعاعی ریه وابسته است. ◦ «نای» نادرست است؛ نای حلقه‌های غضروفی دارد. ◦ «برونش اصلی» نادرست است؛ برونش صفحات غضروفی دارد. ◦ «حنجره» نادرست است؛ حنجره از چند غضروف تشکیل شده است.
۳ کدام بخش راه هوایی برای لمس بسیار حساس و محرک قوی سرفه است؟
پاسخ: «کارینا» درست است؛ کارینا همراه حنجره از حساس‌ترین نقاط برای تحریک رفلکس سرفه است. ◦ «سینوس فکی» نادرست است؛ سینوس فکی محرک کلاسیک سرفه نیست. ◦ «برونشیول تنفسی» نادرست است؛ برونشیول تنفسی نسبت به مواد خورنده حساس است ولی کارینا به لمس بسیار حساس‌تر است. ◦ «حبابچهٔ سالم» نادرست است؛ حبابچهٔ سالم محرک قوی لمس نیست.
۴ اگر ریهٔ تنها کمپلیانس ۲۰۰ و مجموعهٔ ریه‌ـقفسه سینه ۱۱۰ میلی‌لیتر بر سانتی‌متر آب داشته باشد، برای افزایش حجم ۵۵۰ میلی‌لیتر در مجموعه چه فشاری لازم است؟
پاسخ: «۵ سانتی‌متر آب» درست است؛ ΔP=ΔV/C=۵۵۰/۱۱۰=۵ سانتی‌متر آب است. ◦ «۱ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این فشار فقط ۱۱۰ میلی‌لیتر حجم می‌دهد. ◦ «۲٫۵ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این فشار ۲۷۵ میلی‌لیتر حجم می‌دهد. ◦ «۱۰ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این فشار دو برابر مقدار لازم است.
۵ در تصویر مقایسهٔ ریهٔ پر از نمک و هوا، کدام برداشت دقیق‌تر است؟
تصویر سؤال ۵
پاسخ: «حذف کشش سطحی هم کمپلیانس را زیاد و هیسترزیس را کم می‌کند» درست است؛ ریهٔ پر از نمک سطح هواـمایع ندارد؛ منحنی آن پرشیب‌تر و حلقهٔ هیسترزیس آن بسیار کوچک‌تر است. ◦ «نمک مقاومت راه هوایی را زیاد و کمپلیانس را کم می‌کند» نادرست است؛ اثر اصلی نمک حذف کشش سطحی است نه افزایش مقاومت راه هوایی. ◦ «ریهٔ پر از هوا به فشار کمتری برای همان حجم نیاز دارد» نادرست است؛ ریهٔ پر از هوا برای همان اتساع فشار بیشتری می‌خواهد. ◦ «دو منحنی از نظر هیسترزیس یکسان‌اند» نادرست است؛ هیسترزیس ریهٔ پر از هوا واضح‌تر است.
۶ اگر فشار حبابچه‌ای ۱+ سانتی‌متر آب و فشار جنب ۶- سانتی‌متر آب باشد، فشار ترانس‌پولمونری چقدر است؟
پاسخ: «۷+ سانتی‌متر آب» درست است؛ Ptp=Palv−Ppl=۱−(−۶)=۷+ سانتی‌متر آب است. ◦ «۵- سانتی‌متر آب» نادرست است؛ علامت فشار جنب درست لحاظ نشده است. ◦ «۵+ سانتی‌متر آب» نادرست است؛ این حاصل جمع قدرمطلق‌ها با خطای عددی است. ◦ «۷- سانتی‌متر آب» نادرست است؛ فشار ترانس‌پولمونری در این وضعیت مثبت است.
۷ در فردی با RR=۱۵ و VT=۵۰۰، اگر VD از ۱۵۰ به ۲۵۰ میلی‌لیتر افزایش یابد، VA چند درصد کاهش می‌یابد؟
پاسخ: «حدود ۲۹٪» درست است؛ VA از ۵۲۵۰ به ۳۷۵۰ می‌رسد؛ کاهش ۱۵۰۰/۵۲۵۰ حدود ۲۹٪ است. ◦ «حدود ۱۴٪» نادرست است؛ ۱۴٪ کمتر از کاهش واقعی است. ◦ «حدود ۵۰٪» نادرست است؛ کاهش به نصف نمی‌رسد. ◦ «حدود ۷۱٪» نادرست است؛ ۷۱٪ مقدار باقی‌مانده نیست.
۸ در فرد سالم، افزایش اندازه بدن معمولاً چه اثری بر فضای مردهٔ آناتومیک دارد؟
پاسخ: «آن را افزایش می‌دهد» درست است؛ فضای مردهٔ آناتومیک با اندازه، قد و حجم ریه افزایش می‌یابد. ◦ «آن را کاهش می‌دهد» نادرست است؛ راه‌های هوایی بزرگ‌تر فضای هادی بیشتری دارند. ◦ «آن را صفر می‌کند» نادرست است؛ فضای هادی هیچ‌گاه صفر نمی‌شود. ◦ «فقط فضای مردهٔ حبابچه‌ای را تغییر می‌دهد» نادرست است؛ اثر مورد بحث بر فضای مردهٔ آناتومیک است.
۹ کدام تغییر در یک برونشیول کوچک بیشترین احتمال انسداد شدید را دارد؟
پاسخ: «انقباض، ادم و تجمع مخاط» درست است؛ سه عامل انقباض، ادم و مخاط به‌طور هم‌افزا شعاع کوچک را بیشتر کم و مقاومت را شدیداً بالا می‌برند. ◦ «کاهش مختصر ضخامت مخاط» نادرست است؛ کاهش مخاط راه را بازتر می‌کند. ◦ «افزایش کشش شعاعی آلوئول‌ها» نادرست است؛ کشش شعاعی راه را باز می‌کند. ◦ «تحریک گیرندهٔ بتا۲» نادرست است؛ بتا۲ عضلهٔ صاف را شل می‌کند.
۱۰ چرا تحریک سمپاتیک مستقیم ریه اثر محدودی دارد ولی استرس می‌تواند برونش‌ها را باز کند؟
پاسخ: «کاتکول‌آمین خون‌رسان با تحریک بتا۲» درست است؛ فیبرهای سمپاتیک مرکزی ریه اندک‌اند، اما کاتکول‌آمین‌های مدولای آدرنال از راه خون به گیرندهٔ بتا۲ می‌رسند. ◦ «زیرا واگ اپی‌نفرین ترشح می‌کند» نادرست است؛ واگ استیل‌کولین ترشح می‌کند. ◦ «زیرا هیستامین در استرس افزایش می‌یابد» نادرست است؛ هیستامین برونکواسپاسم می‌دهد. ◦ «زیرا غضروف برونشیول زیاد می‌شود» نادرست است؛ مقدار غضروف با استرس تغییر نمی‌کند.
۱۱ بیمار با VT=۶۰۰، RR=۱۰ و VD فیزیولوژیک ۳۰۰ میلی‌لیتر دارد. با حفظ تهویهٔ دقیقه‌ای، اگر RR به ۱۵ برسد، VT جدید ۴۰۰ است؛ VA چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «از ۳ به ۱٫۵ لیتر کاهش می‌یابد» درست است؛ VA اولیه ۱۰×۳۰۰=۳ لیتر و جدید ۱۵×۱۰۰=۱٫۵ لیتر است، با وجود ثابت‌بودن VE. ◦ «از ۳ به ۴٫۵ لیتر افزایش می‌یابد» نادرست است؛ VT جدید نزدیک VD است و VA افزایش نمی‌یابد. ◦ «در ۶ لیتر ثابت می‌ماند» نادرست است؛ تهویهٔ دقیقه‌ای ثابت است نه حبابچه‌ای. ◦ «از ۶ به ۳ لیتر کاهش می‌یابد» نادرست است؛ VA اولیه ۶ لیتر نیست.
۱۲ در روش هلیوم، C اولیه ۸٪، C نهایی ۵٪ و حجم اسپیرومتر ۵ لیتر است. FRC چقدر است؟
پاسخ: «۳ لیتر» درست است؛ FRC=[(۰٫۰۸/۰٫۰۵)−۱]×۵=۳ لیتر است. ◦ «۲ لیتر» نادرست است؛ این مقدار از نسبت غلظت‌ها به دست نمی‌آید. ◦ «۵ لیتر» نادرست است؛ ۵ لیتر حجم اولیه اسپیرومتر است. ◦ «۸ لیتر» نادرست است؛ ۸ لیتر حجم کل نهایی مخلوط است.
۱۳ اگر FRC در بیماری ۴۰۰۰، ERV برابر ۱۰۰۰ و VC برابر ۳۵۰۰ میلی‌لیتر باشد، TLC چقدر است؟
پاسخ: «۶۵۰۰ میلی‌لیتر» درست است؛ RV=۴۰۰۰−۱۰۰۰=۳۰۰۰ و TLC=VC+RV=۳۵۰۰+۳۰۰۰=۶۵۰۰ میلی‌لیتر است. ◦ «۳۰۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این فقط RV است. ◦ «۴۵۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این از جمع VC و ERV به دست می‌آید. ◦ «۷۵۰۰ میلی‌لیتر» نادرست است؛ این مقدار یک لیتر بیشتر از محاسبهٔ صحیح است.
۱۴ کدام مانور بیشترین تفاوت را میان تهویهٔ دقیقه‌ای و تهویهٔ حبابچه‌ای ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «تنفس سریع و سطحی» درست است؛ در تنفس سریع و سطحی، بخش بزرگی از هر دم در فضای مرده باقی می‌ماند و VE بالا الزاماً به VA بالا تبدیل نمی‌شود. ◦ «تنفس آهسته و عمیق» نادرست است؛ تنفس عمیق سهم فضای مرده را کاهش می‌دهد. ◦ «افزایش VT با RR ثابت» نادرست است؛ افزایش VT معمولاً VA را بیشتر می‌کند. ◦ «کاهش فضای مرده با تراکئوستومی» نادرست است؛ کاهش فضای مرده تفاوت VE و VA را کمتر می‌کند.
۱۵ فردی فضای مردهٔ فیزیولوژیک ۱۲۰۰ میلی‌لیتر و VT برابر ۸۰۰ میلی‌لیتر دارد. بر اساس فرمول ساده VA، نتیجه چیست؟
پاسخ: «مقدار منفی، محدودیت تفسیر سادهٔ فرمول را نشان می‌دهد» درست است؛ وقتی VD از VT بیشتر گزارش شود، فرمول ساده مقدار منفی می‌دهد؛ از نظر فیزیولوژیک یعنی بسیاری واحدها ناکارآمدند و تعریف متوسط نیاز به تفسیر دارد، نه جریان منفی واقعی. ◦ «مقدار مثبت ۴۰۰، تهویهٔ مؤثر هر دم را نشان می‌دهد» نادرست است؛ تفریق ۸۰۰−۱۲۰۰ مثبت ۴۰۰ نیست. ◦ «برابری VA و VE، نبود اتلاف تهویه را نشان می‌دهد» نادرست است؛ وجود فضای مرده مانع برابری VA و VE است. ◦ «صفرشدن VD آناتومیک، حذف راه‌های هادی را نشان می‌دهد» نادرست است؛ افزایش VD فیزیولوژیک به معنی صفرشدن VD آناتومیک نیست.
۱۶ در انسداد شریان ریوی یک ناحیه، آن حبابچه‌ها تهویه می‌شوند اما CO₂ کمی تحویل می‌گیرند. چه تغییری انتظار می‌رود؟
پاسخ: «فضای مردهٔ حبابچه‌ای افزایش می‌یابد» درست است؛ کاهش پرفیوژن واحد تهویه‌شده آن را به فضای مردهٔ حبابچه‌ای تبدیل می‌کند. ◦ «شنت افزایش می‌یابد» نادرست است؛ شنت به پرفیوژن بدون تهویه مربوط است. ◦ «فضای مردهٔ آناتومیک کاهش می‌یابد» نادرست است؛ راه‌های هادی با انسداد شریان کوچک نمی‌شوند. ◦ «کمپلیانس کل الزاماً دو برابر می‌شود» نادرست است؛ کمپلیانس الزاماً دو برابر نمی‌شود.
۱۷ کدام سازوکار بیشترین کمک را به بازماندن برونشیول فاقد غضروف در دم می‌کند؟
پاسخ: «کشش شعاعی بافت اطراف ریه» درست است؛ انبساط ریه با فشار ترانس‌پولمونری، بافت اطراف را می‌کشد و برونشیول‌ها را بازتر می‌کند. ◦ «انقباض عضلهٔ صاف برونشیول» نادرست است؛ انقباض عضله راه را تنگ می‌کند. ◦ «افزایش فشار مثبت جنب» نادرست است؛ فشار مثبت جنب تمایل به کلاپس را افزایش می‌دهد. ◦ «ترشح هیستامین» نادرست است؛ هیستامین انقباض ایجاد می‌کند.
۱۸ در تصویر مسیرهای تنفسی، کدام عبارت دربارهٔ برونشیول و برونش صحیح‌تر است؟
تصویر سؤال ۱۸
پاسخ: «برونش غضروف دارد و برونشیول ندارد» درست است؛ برونش با صفحات غضروفی حمایت می‌شود، درحالی‌که برونشیول غضروف ندارد و دیواره‌اش عمدتاً عضلهٔ صاف است. ◦ «برونشیول غضروف بیشتری از برونش دارد» نادرست است؛ برونشیول فاقد غضروف است. ◦ «هر دو کاملاً فاقد عضله صاف‌اند» نادرست است؛ هر دو دارای عضلهٔ صاف‌اند. ◦ «برونشیول همیشه محل اصلی تبادل گاز است» نادرست است؛ برونشیول انتهایی تبادل گاز ندارد و فقط نوع تنفسی وارد ناحیهٔ تبادل می‌شود.
۱۹ اگر در بیماری، مقاومت راه هوایی دو برابر شود ولی الگوی جریان و حجم جاری حفظ شود، کدام جزء کار دم افزایش می‌یابد؟
پاسخ: «کار غلبه بر مقاومت مجاری» درست است؛ برای حفظ همان جریان در مقاومت بیشتر، گرادیان فشار و کار مقاومتی افزایش می‌یابد. ◦ «کار کشسانی بدون تغییر فشار» نادرست است؛ کار کشسانی به کمپلیانس مربوط است. ◦ «کار ساخت سورفاکتانت» نادرست است؛ ساخت سورفاکتانت جزء مکانیکی کار دم نیست. ◦ «کار انتشار گاز در خون» نادرست است؛ انتشار گاز جزء کار عضلات تنفسی نیست.
۲۰ در نوزاد نارس، اعمال فشار مثبت مداوم چگونه به بهبود اکسیژناسیون کمک می‌کند؟
پاسخ: «حفظ فشار پایان بازدم» درست است؛ فشار مثبت مداوم فشار ترانس‌پولمونری و حجم پایان بازدم را حفظ و حبابچه‌های ناپایدار را باز نگه می‌دارد. ◦ «با کاهش شعاع حبابچه‌ها» نادرست است؛ کاهش شعاع فشار کلاپس را افزایش می‌دهد. ◦ «با مهار کامل تولید سورفاکتانت» نادرست است؛ هدف افزایش یا جایگزینی عملکرد سورفاکتانت است نه مهار آن. ◦ «با افزایش فضای مردهٔ آناتومیک» نادرست است؛ افزایش فضای مرده هدف درمان نیست.
۲۱ اگر ترشح سورفاکتانت کاهش یابد، منحنی فشارـحجم ریهٔ پر از هوا به کدام سو تغییر می‌کند؟
پاسخ: «برای هر فشار، حجم کمتر و کمپلیانس پایین‌تر» درست است؛ افزایش کشش سطحی نیروی بازگشت را زیاد می‌کند؛ برای همان فشار حجم کمتری ایجاد می‌شود. ◦ «برای هر فشار، حجم بیشتر و کمپلیانس بالاتر» نادرست است؛ این جهت با افزایش سورفاکتانت سازگار است. ◦ «بدون تغییر چون فقط بافت مهم است» نادرست است؛ حدود دوسوم کشسانی ریهٔ هواپر از کشش سطحی است. ◦ «فقط فشار حبابچه‌ای بازدم تغییر می‌کند» نادرست است؛ اثر محدود به فشار بازدمی نیست.
۲۲ چرا ذرات بزرگ‌تر از ۶ میکرومتر به‌ندرت از بینی عبور می‌کنند؟
پاسخ: «برخورد اینرسیایی با سطوح متلاطم بینی» درست است؛ هوای متلاطم جهتش را تغییر می‌دهد ولی ذرات سنگین‌تر با اینرسی به سطوح مخاطی برخورد می‌کنند. ◦ «به علت انتشار براونی شدید» نادرست است؛ انتشار براونی برای ذرات بسیار کوچک مهم است. ◦ «به علت جذب شیمیایی در خون» نادرست است؛ ذرات پیش از رسیدن به خون گیر می‌افتند. ◦ «به علت بسته‌شدن تارهای صوتی در هر دم» نادرست است؛ تارهای صوتی در دم عادی باز هستند.
۲۳ اگر مژک‌های راه هوایی فلج شوند، نخستین پیامد مستقیم چیست؟
پاسخ: «توقف انتقال موکوس به حلق» درست است؛ مژک‌ها جریان موکوس و ذرات را به سوی حلق هدایت می‌کنند؛ فلج آن‌ها پاک‌سازی موکوسیلیاری را مختل می‌کند. ◦ «افزایش تولید سورفاکتانت» نادرست است؛ سورفاکتانت را پنوموسیت نوع II می‌سازد. ◦ «کاهش فشار جنب» نادرست است؛ فشار جنب مستقیماً وابسته به مژک نیست. ◦ «افزایش کمپلیانس ریه» نادرست است؛ کمپلیانس با فلج مژک افزایش نمی‌یابد.
۲۴ در رفلکس عطسه، پایین‌آمدن زبان کوچک چه فایده‌ای دارد؟
پاسخ: «هدایت جریان انفجاری از بینی» درست است؛ پایین‌آمدن زبان کوچک مسیر بینی را برای خروج سریع هوا باز و پاک‌سازی بینی را تقویت می‌کند. ◦ «بستن کامل بینی و هدایت هوا به ریه» نادرست است؛ هدف بسته‌کردن بینی نیست. ◦ «کاهش فشار داخل قفسه سینه» نادرست است؛ رفلکس با افزایش فشار همراه است. ◦ «جلوگیری از تحریک عصب سه‌قلو» نادرست است؛ تحریک عصب سه‌قلو آغازگر رفلکس است.
۲۵ انسداد شدید بینی چرا کیفیت صدا را تغییر می‌دهد؟
پاسخ: «کاهش رزونانس بینی و سینوس‌ها» درست است؛ بینی و سینوس‌ها از حفره‌های تشدیدکنندهٔ صوت‌اند و انسداد آن‌ها رنگ صدا را تغییر می‌دهد. ◦ «زیرا دیافراگم فلج می‌شود» نادرست است؛ دیافراگم با سرماخوردگی بینی فلج نمی‌شود. ◦ «زیرا تارهای صوتی ناپدید می‌شوند» نادرست است؛ تارهای صوتی همچنان در حنجره وجود دارند. ◦ «زیرا ظرفیت حیاتی دو برابر می‌شود» نادرست است؛ ظرفیت حیاتی دو برابر نمی‌شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ کدام گردش خون، خون وریدی را برای تبادل گاز به مویرگ‌های حبابچه‌ای می‌رساند؟
پاسخ: «گردش ریوی کم‌فشار» درست است؛ گردش ریوی یک سامانهٔ کم‌فشار و پُرجریان است که خون وریدی بطن راست را به مویرگ‌های حبابچه‌ای می‌رساند. ◦ «گردش برونشی کم‌جریان» نادرست است؛ گردش برونشی با خون شریانی سیستمیک بافت‌های نگهدارندهٔ ریه را تغذیه می‌کند. ◦ «گردش ریوی پرفشار» نادرست است؛ گردش ریوی پرفشار نیست و فشار آن بسیار کمتر از گردش سیستمیک است. ◦ «گردش کرونری قلب» نادرست است؛ گردش کرونری عضلهٔ قلب را خون‌رسانی می‌کند.
۲ فشار سیستولی طبیعی شریان ریوی تقریباً چند میلی‌متر جیوه است؟
پاسخ: «۲۵» درست است؛ فشار سیستولی شریان ریوی در فرد سالم حدود ۲۵ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۸» نادرست است؛ ۸ میلی‌متر جیوه فشار دیاستولی شریان ریوی است. ◦ «۱۵» نادرست است؛ ۱۵ میلی‌متر جیوه فشار متوسط شریان ریوی است. ◦ «۱۲۰» نادرست است؛ ۱۲۰ میلی‌متر جیوه به فشار سیستولی آئورت نزدیک است.
۳ فشار متوسط مویرگ‌های ریوی در حالت طبیعی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۷ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار متوسط مویرگی ریوی حدود ۷ میلی‌متر جیوه است و پایین‌بودن آن از ادم جلوگیری می‌کند. ◦ «۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲ میلی‌متر جیوه فشار متوسط دهلیز چپ است. ◦ «۱۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۵ میلی‌متر جیوه فشار متوسط شریان ریوی است. ◦ «۲۸ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۸ میلی‌متر جیوه فشار اسمزی کلوئیدی پلاسما است.
۴ حجم خون موجود در ریه‌ها در حالت طبیعی تقریباً چند میلی‌لیتر است؟
پاسخ: «۴۵۰» درست است؛ حجم خون ریه‌ها حدود ۴۵۰ میلی‌لیتر، یعنی نزدیک ۹ درصد حجم خون کل بدن است. ◦ «۷۰» نادرست است؛ حدود ۷۰ میلی‌لیتر فقط در مویرگ‌های ریوی قرار دارد. ◦ «۲۵۰» نادرست است؛ ۲۵۰ میلی‌لیتر مقدار خونی است که ممکن است با بازدم بسیار پرفشار از ریه رانده شود. ◦ «۹۰۰» نادرست است؛ ۹۰۰ میلی‌لیتر تقریباً دو برابر حجم طبیعی است.
۵ در تصویر منحنی‌های فشار، چرا پس از بسته‌شدن دریچهٔ ریوی فشار شریان ریوی آهسته‌تر از فشار بطن راست کاهش می‌یابد؟
تصویر سؤال ۵
پاسخ: «به‌علت ادامهٔ تخلیه خون از شریان‌های ریوی» درست است؛ پس از بسته‌شدن دریچه، دیوارهٔ متسع شریان ریوی خون را تدریجاً به سوی مویرگ‌ها می‌راند و فشار آن آهسته‌تر افت می‌کند. ◦ «به‌علت بازماندن دریچهٔ ریوی در دیاستول» نادرست است؛ دریچهٔ ریوی در پایان سیستول بسته می‌شود. ◦ «به‌علت افزایش ناگهانی فشار دهلیز راست» نادرست است؛ افزایش ناگهانی فشار دهلیز راست علت شکل منحنی شریان ریوی نیست. ◦ «به‌علت توقف کامل جریان مویرگی» نادرست است؛ جریان مویرگی متوقف نمی‌شود و خروج خون سبب افت تدریجی فشار است.
۶ چرا برون‌ده بطن چپ معمولاً ۱ تا ۲ درصد از برون‌ده بطن راست بیشتر است؟
پاسخ: «ورود خون برونشی به وریدهای ریوی» درست است؛ بخش عمدهٔ خون شریان‌های برونشی پس از تغذیهٔ بافت ریه به وریدهای ریوی و دهلیز چپ تخلیه می‌شود. ◦ «بازگشت خون کرونری به دهلیز چپ» نادرست است؛ خون وریدی کرونری عمدتاً به دهلیز راست بازمی‌گردد. ◦ «عبور لنف از مجرای سینه‌ای» نادرست است؛ لنف ریه علت اختلاف برون‌ده دو بطن نیست. ◦ «بیشتر بودن حجم ضربه‌ای ذاتی بطن چپ» نادرست است؛ در حالت پایدار برون‌ده دو بطن تقریباً برابر است و اختلاف کوچک از شنت برونشی می‌آید.
۷ کدام ویژگی بیشترین نقش را در کمپلیانس بالای درخت شریانی ریوی دارد؟
پاسخ: «دیوارهٔ نازک و قطر زیاد» درست است؛ شریان‌های ریوی کوتاه، نازک، متسع‌شونده و دارای قطر بیشتر از همتایان سیستمیک‌اند و کمپلیانس زیادی دارند. ◦ «دیوارهٔ ضخیم و قطر کم» نادرست است؛ این ترکیب کمپلیانس را کم می‌کند. ◦ «فشار بسیار بالای سیستولی» نادرست است؛ فشار شریان ریوی پایین است و فشار بالا علت کمپلیانس نیست. ◦ «وجود دریچه در همهٔ شاخه‌ها» نادرست است؛ شاخه‌های شریان ریوی دریچه‌های متوالی ندارند.
۸ فشار گوه‌ای مویرگ ریوی معمولاً نسبت به فشار دهلیز چپ چه رابطه‌ای دارد؟
پاسخ: «تقریباً ۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه بیشتر است» درست است؛ فشار گوه‌ای معمولاً حدود ۵ میلی‌متر جیوه و نزدیک ۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه بیشتر از فشار دهلیز چپ است. ◦ «۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه کمتر است» نادرست است؛ جهت اختلاف برعکس بیان شده است. ◦ «همیشه ۱۰ میلی‌متر جیوه بیشتر است» نادرست است؛ اختلاف طبیعی بسیار کمتر از ۱۰ میلی‌متر جیوه است. ◦ «هیچ ارتباطی با آن ندارد» نادرست است؛ فشار گوه‌ای برای برآورد تغییرات فشار دهلیز چپ به کار می‌رود.
۹ در خون‌ریزی سیستمیک، ریه‌ها چگونه به حفظ گردش خون کمک می‌کنند؟
پاسخ: «با انتقال خون ذخیرهٔ ریه به گردش سیستمیک» درست است؛ ریه‌ها مخزن خون‌اند و در خون‌ریزی بخشی از خون ریوی می‌تواند به گردش سیستمیک منتقل شود. ◦ «با افزایش سریع ساخت گلبول قرمز در مغز استخوان» نادرست است؛ ساخت گلبول قرمز پاسخ فوری ریه به خون‌ریزی نیست. ◦ «با توقف کامل جریان خون برونشی ریه» نادرست است؛ توقف جریان برونشی سازوکار جبرانی نیست. ◦ «با دو برابرکردن فشار اسمزی کلوئیدی پلاسما» نادرست است؛ ریه فشار اسمزی پلاسما را دو برابر نمی‌کند.
۱۰ کاهش شدید PO₂ حبابچه‌ای در عروق ریوی مجاور چه اثری ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «انقباض شریانچه‌ها» درست است؛ هیپوکسی حبابچه‌ای عروق کوچک مجاور را منقبض می‌کند تا خون به حبابچه‌های بهتر تهویه‌شده هدایت شود. ◦ «اتساع شریانچه‌ها» نادرست است؛ برخلاف عروق سیستمیک، عروق ریوی در هیپوکسی منقبض می‌شوند. ◦ «کاهش حساسیت به کلسیم» نادرست است؛ افزایش ورود کلسیم به انقباض کمک می‌کند. ◦ «بازشدن دائمی مویرگ‌ها» نادرست است؛ هیپوکسی موضعی سبب بازشدن دائمی مویرگ‌ها نمی‌شود.
۱۱ در تصویر پاسخ به هیپوکسی موضعی، پیامد اصلی انقباض رگ مجاور حبابچهٔ کم‌تهویه چیست؟
تصویر سؤال ۱۱
پاسخ: «هدایت خون به حبابچهٔ بهتر تهویه‌شده» درست است؛ انقباض عروق ناحیهٔ کم‌اکسیژن، خون را به واحدهای بهتر تهویه‌شده منحرف و تطابق تهویه و پرفیوژن را بهتر می‌کند. ◦ «افزایش شنت خون به همان حبابچهٔ کم‌تهویه» نادرست است؛ جریان به واحد کم‌تهویه کاهش می‌یابد، نه افزایش. ◦ «کاهش تهویهٔ کل ریه» نادرست است؛ این پاسخ عمدتاً توزیع جریان خون را تغییر می‌دهد. ◦ «افزایش فشار اکسیژن در هوای دمی ریه» نادرست است؛ فشار اکسیژن هوای دمی با این مکانیسم تغییر نمی‌کند.
۱۲ اختلاف فشار هیدروستاتیک میان بالاترین و پایین‌ترین نقطهٔ ریهٔ فرد ایستاده تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۲۳ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فاصلهٔ حدود ۳۰ سانتی‌متری رأس تا قاعدهٔ ریه اختلاف فشار نزدیک ۲۳ میلی‌متر جیوه ایجاد می‌کند. ◦ «۸ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۸ میلی‌متر جیوه افزایش فشار در پایین‌تر از سطح قلب است. ◦ «۱۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۵ میلی‌متر جیوه کاهش فشار در رأس نسبت به قلب است. ◦ «۴۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۴۵ میلی‌متر جیوه از اختلاف طبیعی عمودی ریه بیشتر است.
۱۳ در فرد ایستاده و در حال استراحت، جریان خون واحد بافت در قاعدهٔ ریه نسبت به رأس تقریباً چگونه است؟
پاسخ: «حدود پنج برابر است» درست است؛ اثر جاذبه سبب می‌شود جریان خون در قاعدهٔ ریه حدود پنج برابر رأس باشد. ◦ «تقریباً برابر است» نادرست است؛ توزیع جریان در حالت ایستاده یکنواخت نیست. ◦ «حدود دو برابر است» نادرست است؛ اختلاف معمول بیش از دو برابر است. ◦ «در قاعده کمتر است» نادرست است؛ جریان در قاعده بیشتر، نه کمتر، است.
۱۴ الگوی فشارها در ناحیهٔ ۲ جریان خون ریوی کدام است؟
پاسخ: «فشار شریانی از حبابچه‌ای و سپس وریدی بیشتر است» درست است؛ در ناحیهٔ ۲ رابطهٔ فشارها PA > PALV > PV است و جریان به اختلاف فشار شریانی و حبابچه‌ای وابسته می‌شود. ◦ «فشار حبابچه‌ای از شریانی و وریدی بیشتر است» نادرست است؛ این الگو ناحیهٔ ۱ است. ◦ «فشار شریانی و وریدی هر دو از حبابچه‌ای بیشترند» نادرست است؛ این الگو ناحیهٔ ۳ است. ◦ «فشار وریدی از شریانی بیشتر است» نادرست است؛ در حالت طبیعی فشار وریدی از شریانی بیشتر نیست.
۱۵ چرا در حالت خوابیده تقریباً تمام ریه در ناحیهٔ ۳ جریان قرار می‌گیرد؟
پاسخ: «اختلاف ارتفاع بخش‌های ریه نسبت به قلب کم می‌شود» درست است؛ در وضعیت خوابیده هیچ بخش ریه چندان بالاتر از قلب نیست و فشار عروقی در سراسر ریه از فشار حبابچه‌ای بیشتر می‌ماند. ◦ «فشار حبابچه‌ای به ۱۵ میلی‌متر جیوه می‌رسد» نادرست است؛ فشار حبابچه‌ای در تنفس آرام نزدیک صفر مرجع است. ◦ «فشار شریان ریوی به صفر می‌رسد» نادرست است؛ فشار شریان ریوی صفر نمی‌شود. ◦ «جریان خون ریوی متوقف می‌شود» نادرست است؛ خوابیدن جریان ریوی را متوقف نمی‌کند.
۱۶ کدام وضعیت می‌تواند در رأس ریه ناحیهٔ ۱ ایجاد کند؟
پاسخ: «تنفس با فشار مثبت زیاد» درست است؛ فشار مثبت حبابچه‌ای زیاد می‌تواند از فشار شریانی رأس فراتر رود و مویرگ‌ها را در تمام چرخه ببندد. ◦ «افزایش متوسط برون‌ده قلبی» نادرست است؛ افزایش برون‌ده قلبی فشار عروقی را بالا می‌برد و ناحیهٔ ۳ را گسترش می‌دهد. ◦ «خوابیدن به پشت» نادرست است؛ خوابیدن ناحیهٔ ۳ را بیشتر می‌کند. ◦ «افزایش فشار ورید ریوی» نادرست است؛ افزایش فشار وریدی تمایل به جریان پیوسته را افزایش می‌دهد.
۱۷ مهم‌ترین سازوکار فوری کاهش مقاومت عروقی ریوی هنگام ورزش چیست؟
پاسخ: «بسیج و اتساع مویرگ‌ها» درست است؛ بازشدن مویرگ‌های بسته و اتساع مویرگ‌های باز، سطح مقطع عروقی را زیاد و مقاومت را کم می‌کند. ◦ «کاهش تعداد مویرگ‌های باز» نادرست است؛ کاهش مویرگ‌های باز مقاومت را افزایش می‌دهد. ◦ «انقباض عمومی شریانچه‌ها» نادرست است؛ انقباض عمومی با سازگاری ورزش ناسازگار است. ◦ «افزایش ویسکوزیته خون» نادرست است؛ افزایش ویسکوزیته مقاومت را بالا می‌برد.
۱۸ افزایش فشار دهلیز چپ تا حدود چه مقداری معمولاً اثر اندکی بر گردش ریوی دارد؟
پاسخ: «تا حدود ۷ میلی‌متر جیوه» درست است؛ افزایش فشار دهلیز چپ تا حدود ۷ میلی‌متر جیوه با اتساع وریدچه‌ها و بازشدن مویرگ‌ها تحمل می‌شود. ◦ «تا حدود ۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار طبیعی نزدیک ۱ تا ۵ است و ظرفیت جبرانی تا کمی بالاتر ادامه دارد. ◦ «تا حدود ۲۸ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ در این سطح فشار مویرگی خطر ادم بالا می‌رود. ◦ «تا حدود ۵۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار ۵۰ میلی‌متر جیوه با نارسایی شدید و ادم حاد همراه است.
۱۹ زمان عبور خون از مویرگ‌های ریوی در برون‌ده قلبی طبیعی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۰٫۸ ثانیه» درست است؛ در حالت طبیعی خون حدود ۰٫۸ ثانیه در مویرگ‌های ریوی باقی می‌ماند. ◦ «۰٫۱ ثانیه» نادرست است؛ ۰٫۱ ثانیه کوتاه‌تر از مقدار معمول است. ◦ «۰٫۳ ثانیه» نادرست است؛ ۰٫۳ ثانیه در برون‌ده بالای قلبی ممکن است رخ دهد. ◦ «۲ ثانیه» نادرست است؛ ۲ ثانیه از زمان طبیعی طولانی‌تر است.
۲۰ برآیند طبیعی نیروهای استارلینگ در مویرگ ریوی چه اثری دارد؟
پاسخ: «فیلتراسیون خالص حدود ۱ میلی‌متر جیوه» درست است؛ نیروهای رو به بیرون ۲۹ و نیروی رو به داخل ۲۸ میلی‌متر جیوه‌اند؛ بنابراین فیلتراسیون خالص حدود ۱ است. ◦ «جذب خالص ۸ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ برآیند به سمت بیرون است، نه جذب. ◦ «فیلتراسیون خالص ۱۴ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۴ فشار اسمزی کلوئیدی بین‌بافتی است، نه فشار خالص. ◦ «تعادل کاملاً بدون جابه‌جایی مایع» نادرست است؛ فیلتراسیون اندک و مداوم وجود دارد.
۲۱ اگر فشار گوه‌ای ۱۲ میلی‌متر جیوه اندازه‌گیری شود، فشار دهلیز چپ به‌طور تقریبی کدام مقدار است؟
پاسخ: «۹ تا ۱۰ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار گوه‌ای معمولاً ۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه از فشار دهلیز چپ بیشتر است؛ بنابراین فشار دهلیز چپ حدود ۹ تا ۱۰ است. ◦ «۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار برای فشار دهلیز چپ طبیعی مناسب‌تر است. ◦ «۱۲ تا ۱۴ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار دهلیز چپ معمولاً از گوه‌ای کمتر است. ◦ «۲۰ تا ۲۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار بسیار بیشتر از برآورد حاصل از اختلاف طبیعی است.
۲۲ در فرد ایستاده با فشار سیستولی شریان ریوی ۲۵ میلی‌متر جیوه در سطح قلب، فشار سیستولی تقریبی در رأس چقدر است؟
پاسخ: «۱۰ میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار رأس حدود ۱۵ میلی‌متر جیوه کمتر از سطح قلب است؛ ۲۵ منهای ۱۵ برابر ۱۰ می‌شود. ◦ «۱۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۵ مقدار افت هیدروستاتیک است، نه فشار نهایی. ◦ «۲۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ اثر ارتفاع در این گزینه لحاظ نشده است. ◦ «۴۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار رأس کمتر از سطح قلب است، نه بیشتر.
۲۳ ورود ۲ درصد برون‌ده قلبی از گردش برونشی به وریدهای ریوی چه پیامد مستقیمی دارد؟
پاسخ: «برون‌ده بطن چپ اندکی بیشتر از بطن راست می‌شود» درست است؛ افزوده‌شدن خون برونشی به بازگشت ورید ریوی سبب می‌شود خروجی بطن چپ حدود ۱ تا ۲ درصد بیشتر باشد. ◦ «برون‌ده بطن راست دو برابر می‌شود» نادرست است؛ اختلاف تنها چند درصد است. ◦ «فشار دهلیز راست به بالاتر از فشار آئورت می‌رسد» نادرست است؛ فشار دهلیز راست از آئورت بیشتر نمی‌شود. ◦ «تمام خون شریانی بدون اکسیژن می‌شود» نادرست است؛ این شنت فقط اندکی از اکسیژناسیون کامل خون می‌کاهد.
۲۴ در فردی با فشار اسمزی کلوئیدی پلاسما ۲۲ و فشار مویرگی ریوی طبیعی ۷ میلی‌متر جیوه، عامل ایمنی فشاری تقریبی تا آغاز ادم قابل‌توجه چقدر است؟
پاسخ: «۱۵ میلی‌متر جیوه» درست است؛ آستانهٔ تقریبی فشار مویرگی نزدیک فشار اسمزی پلاسماست؛ ۲۲ منهای ۷ برابر عامل ایمنی ۱۵ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۷ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این فقط فشار مویرگی اولیه است. ◦ «۲۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ این مقدار آستانهٔ تقریبی است نه فاصله تا آستانه. ◦ «۲۹ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۹ مجموع برخی نیروهای رو به بیرون در حالت طبیعی است.
۲۵ چرا فشار مایع جنب باید از تمایل کلاپس ریه منفی‌تر باشد؟
پاسخ: «تا ریه روی پلور جداری باز بماند» درست است؛ فشار جنب حدود ۷- میلی‌متر جیوه است و بر تمایل کلاپس حدود ۴- غلبه می‌کند تا ریه باز بماند. ◦ «تا خون مویرگی وارد حبابچه شود» نادرست است؛ منفی‌بودن فشار جنب برای ورود خون به حبابچه نیست. ◦ «تا فشار شریان ریوی افزایش یابد» نادرست است؛ این فشار به‌طور مستقیم فشار شریان ریوی را بالا نمی‌برد. ◦ «تا لنف پلور متوقف شود» نادرست است؛ پمپ لنفاوی عامل ایجاد و حفظ منفی‌بودن فشار است، نه چیزی که باید متوقف شود.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۳۹ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ فشار طبیعی مایع جنب تقریباً کدام است؟
پاسخ: «۷- میلی‌متر جیوه» درست است؛ فشار مایع جنب معمولاً حدود ۷- میلی‌متر جیوه است. ◦ «۴- میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۴- تقریباً تمایل کلاپس ریه است و فشار جنب کمی منفی‌تر است. ◦ «۲+ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار مثبت ریه را از دیواره جدا می‌کند. ◦ «۱۵+ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۵+ با فضای جنب طبیعی سازگار نیست.
۲ فشار طبیعی متوسط مویرگی ریوی کدام است؟
پاسخ: «۷» درست است؛ فشار مویرگی ریوی به‌طور متوسط حدود ۷ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۲» نادرست است؛ ۲ فشار دهلیز چپ است. ◦ «۱۵» نادرست است؛ ۱۵ فشار متوسط شریان ریوی است. ◦ «۲۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۲۵ فشار سیستولی شریان ریوی است.
۳ جریان خون کل ریه در حالت پایدار تقریباً با کدام مقدار برابر است؟
پاسخ: «برون‌ده قلبی» درست است؛ تمام برون‌ده بطن راست از گردش ریوی عبور می‌کند، پس جریان ریوی تقریباً برابر برون‌ده قلبی است. ◦ «جریان کرونری» نادرست است؛ جریان کرونری بخش کوچکی از برون‌ده است. ◦ «جریان کلیوی» نادرست است؛ جریان کلیوی فقط بخشی از گردش سیستمیک است. ◦ «نصف برون‌ده قلبی» نادرست است؛ گردش ریوی نصف برون‌ده را دریافت نمی‌کند.
۴ در روش اندازه‌گیری فشار گوه‌ای، مسیر صحیح کاتتر کدام است؟
پاسخ: «ورید محیطی، دهلیز راست، بطن راست، شریان ریوی» درست است؛ کاتتر از ورید محیطی وارد قلب راست و سپس شاخهٔ کوچک شریان ریوی می‌شود. ◦ «شریان محیطی، بطن چپ، آئورت، ورید ریوی» نادرست است؛ این مسیر شریانی و سمت چپ است. ◦ «ورید محیطی، دهلیز چپ، بطن چپ، آئورت» نادرست است؛ ورود مستقیم از ورید محیطی به دهلیز چپ ممکن نیست. ◦ «شریان فمورال، دهلیز راست، ورید ریوی» نادرست است؛ مسیر شریان فمورال به دهلیز راست نمی‌رود.
۵ بسیج مویرگی در ورزش چه اثری بر سطح مقطع کل عروق ریوی دارد؟
پاسخ: «افزایش می‌دهد» درست است؛ بازشدن مویرگ‌های قبلاً بسته، مسیرهای موازی و سطح مقطع کل را افزایش می‌دهد. ◦ «کاهش می‌دهد» نادرست است؛ کاهش سطح مقطع مقاومت را بالا می‌برد. ◦ «بدون تغییر می‌گذارد» نادرست است؛ بسیج مویرگی ذاتاً سطح مقطع را تغییر می‌دهد. ◦ «آن را به صفر می‌رساند» نادرست است؛ سطح مقطع صفر با جریان خون ناسازگار است.
۶ چرا جریان قاعدهٔ ریه در فرد ایستاده بیشتر است؟
پاسخ: «فشار هیدروستاتیک عروقی در قاعده بالاتر است» درست است؛ وزن ستون خون فشار شریانی و وریدی را در بخش‌های پایین افزایش می‌دهد و مویرگ‌ها را بازتر می‌کند. ◦ «فشار حبابچه‌ای قاعده همیشه منفی‌تر است» نادرست است؛ تفاوت اصلی از فشار عروقی ناشی می‌شود. ◦ «مویرگ‌های رأس فاقد اندوتلیوم‌اند» نادرست است؛ مویرگ‌های رأس اندوتلیوم طبیعی دارند. ◦ «خون برونشی فقط به قاعده می‌رود» نادرست است؛ جریان برونشی فقط به قاعده محدود نیست.
۷ در ورزش، کوتاه‌شدن زمان عبور مویرگی تا ۰٫۳ ثانیه چه نکته‌ای را نشان می‌دهد؟
پاسخ: «تبادل گاز باید در کسری از ثانیه انجام شود» درست است؛ خون حتی در زمان کوتاه ۰٫۳ ثانیه باید اکسیژن بگیرد و CO₂ دفع کند. ◦ «اکسیژن‌گیری فقط در دو ثانیه ممکن است» نادرست است؛ زمان در ورزش بسیار کمتر از دو ثانیه است. ◦ «مویرگ‌ها در ورزش بسته می‌شوند» نادرست است؛ مویرگ‌های بیشتری باز می‌شوند. ◦ «خون وارد دهلیز چپ نمی‌شود» نادرست است؛ خون پس از مویرگ‌ها به دهلیز چپ بازمی‌گردد.
۸ حذف پروتئین نشت‌کرده از بافت ریه عمدتاً بر عهدهٔ کدام سامانه است؟
پاسخ: «لنفاوی ریه» درست است؛ لنفاتیک‌های بافت نگهدارنده پروتئین و ذرات را برداشت و از ادم پیشگیری می‌کنند. ◦ «شریان ریوی» نادرست است؛ شریان ریوی خون را می‌رساند و مسیر برداشت پروتئین بین‌بافتی نیست. ◦ «برونش اصلی» نادرست است؛ برونش مسیر هوایی است. ◦ «پلور احشایی تنها» نادرست است؛ شبکه لنفاوی گسترده‌تر از پلور احشایی تنهاست.
۹ بر اساس منحنی فشار شریان ریوی و برون‌ده قلبی، افزایش زیاد جریان چرا فقط فشار متوسط را اندکی بالا می‌برد؟
تصویر سؤال ۹
پاسخ: «کاهش مقاومت با بسیج و اتساع عروق» درست است؛ بازشدن و اتساع مویرگ‌ها مقاومت را کاهش می‌دهد و منحنی فشار با شیب کم بالا می‌رود. ◦ «افزایش هم‌زمان مقاومت عروقی» نادرست است؛ افزایش مقاومت شیب فشار را بیشتر می‌کرد. ◦ «کاهش برون‌ده بطن راست» نادرست است؛ برون‌ده بطن راست همان جریان افزایش‌یافته است. ◦ «ثابت‌ماندن تعداد مویرگ‌ها» نادرست است؛ تعداد مویرگ‌های باز افزایش می‌یابد.
۱۰ در منحنی تشکیل ادم، افزایش ناگهانی نرخ ادم پس از فشار دهلیز چپ حدود ۲۳ میلی‌متر جیوه نشان‌دهندهٔ چیست؟
تصویر سؤال ۱۰
پاسخ: «عبور فشار مویرگی از آستانهٔ فشار اسمزی پلاسما» درست است؛ در این نقطه فشار مویرگی به حدود ۲۵ و برابر فشار اسمزی آزمایش می‌رسد و فیلتراسیون شدید آغاز می‌شود. ◦ «کاهش کامل فشار مویرگی» نادرست است؛ فشار مویرگی افزایش یافته است. ◦ «بسته‌شدن همهٔ لنفاتیک‌ها در فشار پایین» نادرست است؛ جهش به علت غلبه فیلتراسیون است، نه اثبات بسته‌شدن کامل لنف. ◦ «کاهش نفوذپذیری غشای مویرگی و اپی‌تلیوم حبابچهی مویرگی» نادرست است؛ کاهش نفوذپذیری ادم را کم می‌کرد.
۱۱ اگر در رأس ریه PA سیستولی ۱۲، PA دیاستولی ۴، PALV برابر ۸ و PV برابر ۳ باشد، جریان چگونه است؟
پاسخ: «فقط در سیستول برقرار است» درست است؛ سیستول ۱۲ از PALV=۸ بیشتر است اما دیاستول ۴ کمتر است؛ بنابراین جریان متناوب ناحیهٔ ۲ است. ◦ «در تمام چرخه برقرار است» نادرست است؛ برای جریان پیوسته باید فشار دیاستولی نیز از PALV بیشتر باشد. ◦ «در تمام چرخه قطع است» نادرست است؛ در سیستول فشار کافی وجود دارد. ◦ «فقط در دیاستول برقرار است» نادرست است؛ دیاستول بخش قطع جریان است.
۱۲ در تهویه با فشار مثبت، افزایش PALV از صفر به ۱۲ میلی‌متر جیوه در رأس با فشار سیستولی ۱۰ چه اثری دارد؟
پاسخ: «ایجاد ناحیهٔ ۱ و قطع جریان» درست است؛ وقتی PALV از حتی فشار سیستولی شریان بیشتر شود، مویرگ در تمام چرخه بسته می‌شود. ◦ «تبدیل به ناحیهٔ ۳» نادرست است؛ ناحیهٔ ۳ نیازمند فشار عروقی بالاتر از حبابچه‌ای است. ◦ «افزایش جریان دیاستولی» نادرست است؛ فشار حبابچه‌ای بالا جریان را کم می‌کند. ◦ «کاهش فشار حبابچه‌ای» نادرست است؛ در سناریو فشار حبابچه‌ای افزایش یافته است.
۱۳ در نارسایی چپ، افزایش فشار دهلیز از ۱۰ به ۲۰ میلی‌متر جیوه تقریباً چه تغییری در فشار مویرگی ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «حدود ۱۰ میلی‌متر جیوه افزایش» درست است؛ بالاتر از ۷ تا ۸، تغییر فشار دهلیز تقریباً به همان اندازه به فشار مویرگی منتقل می‌شود. ◦ «بدون تغییر» نادرست است؛ ظرفیت جبرانی در این محدوده تمام شده است. ◦ «حدود ۲ میلی‌متر جیوه کاهش» نادرست است؛ فشار مویرگی کاهش نمی‌یابد. ◦ «حدود ۲۰ میلی‌متر جیوه کاهش» نادرست است؛ جهت و اندازه تغییر نادرست است.
۱۴ در خون‌ریزی، انتقال ۲۲۵ میلی‌لیتر خون از ریه به سیستمیک چه نسبتی از حجم طبیعی ۴۵۰ میلی‌لیتری ریه است؟
پاسخ: «۵۰ درصد» درست است؛ ۲۲۵ نصف ۴۵۰ است؛ حجم ریه می‌تواند در برخی شرایط تا حدود نصف طبیعی کاهش یابد. ◦ «۲۵ درصد» نادرست است؛ ۲۵ درصد برابر ۱۱۲٫۵ میلی‌لیتر است. ◦ «۷۵ درصد» نادرست است؛ ۷۵ درصد برابر ۳۳۷٫۵ میلی‌لیتر است. ◦ «۱۰۰ درصد» نادرست است؛ ۱۰۰ درصد کل حجم ۴۵۰ است.
۱۵ اگر فشار متوسط شریان ریوی ۱۵، فشار دهلیز چپ ۲ و برون‌ده قلبی ۵ لیتر در دقیقه باشد، مقاومت عروقی ریوی تقریبی چقدر است؟
پاسخ: «۲٫۶» درست است؛ مقاومت برابر اختلاف فشار ۱۳ تقسیم بر جریان ۵ است؛ حاصل حدود ۲٫۶ می‌شود. ◦ «۱٫۰» نادرست است؛ این مقدار کمتر از حاصل تقسیم است. ◦ «۵٫۰» نادرست است؛ این برابر خود جریان است. ◦ «۶٫۵ میلی‌متر جیوه بر لیتر در دقیقه» نادرست است؛ ۶٫۵ حاصل تقسیم ۱۳ بر ۲ است.
۱۶ اگر تعداد مویرگ‌های باز سه برابر و ظرفیت جریان هر مویرگ باز دو برابر شود، بدون افزایش فشار مجموع ظرفیت جریان تقریباً چند برابر می‌شود؟
پاسخ: «شش برابر» درست است؛ اثر ضربی بسیج سه‌برابری و افزایش جریان دوبرابری، ظرفیت تقریبی شش‌برابر ایجاد می‌کند. ◦ «دو برابر» نادرست است؛ فقط اثر اتساع را در نظر گرفته است. ◦ «سه برابر» نادرست است؛ فقط اثر بسیج را در نظر گرفته است. ◦ «نه برابر» نادرست است؛ سه در سه محاسبه شده ولی عامل دوم دو است.
۱۷ در بیماری مزمن با افزایش ظرفیت لنف تا ده برابر، کدام تغییر بیشترین توضیح را برای تأخیر ادم می‌دهد؟
پاسخ: «برداشت سریع‌تر مایع و پروتئین بین‌بافتی» درست است؛ لنف بیشتر، مایع و پروتئین را قبل از ورود گسترده به حبابچه تخلیه می‌کند. ◦ «کاهش دائمی برون‌ده قلبی و جریان ریوی به نزدیک صفر» نادرست است؛ برون‌ده قلبی صفر با حیات سازگار نیست. ◦ «افزایش کشش سطحی حبابچه» نادرست است؛ افزایش کشش سطحی محافظت اصلی در برابر ادم نیست. ◦ «بسته‌شدن کامل وریدهای ریوی» نادرست است؛ بسته‌شدن وریدها فشار را بیشتر می‌کند.
۱۸ اگر فشار اسمزی پلاسما ۲۰ و فشار مویرگی از ۷ به ۲۲ برسد، کدام نتیجه محتمل‌تر است؟
پاسخ: «عبور از آستانه و افزایش شدید ادم» درست است؛ فشار مویرگی از فشار اسمزی ۲۰ بالاتر رفته و نیروی فیلتراسیون غالب شده است. ◦ «حفظ کامل عامل ایمنی» نادرست است؛ عامل ایمنی حدود ۱۳ بوده و اکنون مصرف شده است. ◦ «کاهش فیلتراسیون به صفر» نادرست است؛ فیلتراسیون افزایش می‌یابد. ◦ «افزایش جذب خالص مایع از بین‌بافت به داخل مویرگ ریوی» نادرست است؛ جهت خالص به بیرون است.
۱۹ با فشار مویرگی ۱۵، فشار اسمزی بین‌بافتی ۱۴، فشار هیدروستاتیک بین‌بافتی ۸- و فشار اسمزی پلاسما ۲۸، فشار خالص فیلتراسیون چقدر است؟
پاسخ: «۹» درست است؛ نیروهای بیرونی ۱۵+۱۴+۸=۳۷ و درونی ۲۸ است؛ خالص ۹ می‌شود. ◦ «۱» نادرست است؛ ۱ مقدار طبیعی با فشار مویرگی ۷ است. ◦ «۵» نادرست است؛ ۵ حاصل اختلاف ناقص است. ◦ «۱۵ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۵ فقط فشار مویرگی است.
۲۰ کاهش شدید فشار اسمزی پلاسما چگونه افیوژن پلور ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «نیروی بازجذب مویرگی را کم می‌کند» درست است؛ کاهش فشار کلوئیدی پلاسما بازگشت مایع به مویرگ را کم و تراوش به فضای پلور را بیشتر می‌کند. ◦ «تخلیه لنفاوی را ده برابر می‌کند» نادرست است؛ افزایش تخلیه لنف محافظت‌کننده است. ◦ «فشار مایع جنب را مثبت‌تر نمی‌کند» نادرست است؛ عبارت اثر ایجادکننده را توضیح نمی‌دهد. ◦ «نفوذپذیری را الزاماً صفر می‌کند» نادرست است؛ کاهش فشار اسمزی نفوذپذیری را صفر نمی‌کند.
۲۱ انقباض عروق کنار حبابچهٔ کم‌تهویه چه اثری بر نسبت تهویه به پرفیوژن همان واحد دارد؟
پاسخ: «با کاهش پرفیوژن، نسبت را به سمت مقادیر بالاتر می‌برد» درست است؛ کاهش جریان واحد کم‌تهویه، عدم تطابق شدید را محدود و خون را به واحدهای مناسب‌تر می‌برد. ◦ «با افزایش پرفیوژن، نسبت را به مقادیر پایین‌تر از طبیعی می‌برد» نادرست است؛ پرفیوژن همان واحد کاهش می‌یابد. ◦ «تهویه را به صفر می‌رساند» نادرست است؛ اثر اصلی روی عروق است نه توقف تهویه. ◦ «هیچ اثری بر پرفیوژن ندارد» نادرست است؛ انقباض مستقیماً پرفیوژن را تغییر می‌دهد.
۲۲ فشار گوه‌ای ۱۸ میلی‌متر جیوه معمولاً فشار دهلیز چپ را در چه محدوده‌ای نشان می‌دهد؟
پاسخ: «۱۵ تا ۱۶» درست است؛ با اختلاف معمول ۲ تا ۳ میلی‌متر جیوه، فشار دهلیز چپ حدود ۱۵ تا ۱۶ است. ◦ «۲ تا ۵» نادرست است؛ این محدوده طبیعی است و با گوه‌ای ۱۸ سازگار نیست. ◦ «۸ تا ۱۰» نادرست است؛ اختلاف بیش از حد در نظر گرفته شده است. ◦ «۲۰ تا ۲۲ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ فشار دهلیز چپ معمولاً از گوه‌ای بیشتر نیست.
۲۳ اگر حجم خون ریوی از ۴۵۰ به ۹۰۰ میلی‌لیتر برسد، کدام بیماری زمینه‌ای محتمل‌تر است؟
پاسخ: «نارسایی قلب چپ یا تنگی میترال» درست است؛ احتقان سمت چپ می‌تواند حجم خون ریوی را تا حدود ۱۰۰ درصد افزایش دهد. ◦ «خون‌ریزی حاد شدید» نادرست است؛ خون‌ریزی خون را از مخزن ریه خارج می‌کند. ◦ «تنفس با فشار مثبت کوتاه» نادرست است؛ فشار مثبت کوتاه خون ریه را می‌راند. ◦ «کاهش فشار ورید ریوی» نادرست است؛ کاهش فشار وریدی حجم را کم می‌کند.
۲۴ در ورزش، تبدیل رأس ریه از ناحیهٔ ۲ به ۳ چه تغییری در جریان ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «جریان از متناوب به پیوسته تبدیل می‌شود» درست است؛ افزایش فشار عروقی سبب می‌شود فشار حتی در دیاستول از فشار حبابچه‌ای بیشتر بماند. ◦ «جریان از پیوسته به متوقف تبدیل می‌شود» نادرست است؛ ناحیهٔ ۳ جریان پیوسته دارد. ◦ «فقط جریان دیاستولی حذف می‌شود» نادرست است؛ برعکس، جریان دیاستولی برقرار می‌شود. ◦ «فشار حبابچه‌ای از شریانی بیشتر می‌شود» نادرست است؛ این رابطه ناحیهٔ ۱ ایجاد می‌کند.
۲۵ اگر فشار بین‌بافتی ریه از ۵- به ۲+ میلی‌متر جیوه برسد و فشار حبابچه‌ای صفر باشد، چه خطری افزایش می‌یابد؟
پاسخ: «پارگی اپی‌تلیوم و ورود مایع به حبابچه» درست است؛ مثبت‌شدن فشار بین‌بافتی نسبت به حبابچه می‌تواند اپی‌تلیوم نازک را پاره و ادم حبابچه‌ای ایجاد کند. ◦ «مکش بیشتر مایع از حبابچه» نادرست است؛ مکش با فشار منفی رخ می‌دهد. ◦ «کاهش نفوذپذیری غشای مویرگی و اپی‌تلیوم حبابچه» نادرست است؛ فشار مثبت بین‌بافتی نفوذپذیری را کاهش نمی‌دهد. ◦ «کاهش فشار مویرگی به صفر» نادرست است؛ این تغییر فشار مویرگی را الزاماً صفر نمی‌کند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ نیروی اصلی فراهم‌کنندهٔ انرژی برای انتشار مولکول‌های گاز چیست؟
پاسخ: «حرکت جنبشی تصادفی مولکول‌ها» درست است؛ مولکول‌های گاز به‌سبب انرژی جنبشی خود دائماً و به‌صورت تصادفی حرکت و برخورد می‌کنند و همین حرکت پایهٔ انتشار است. ◦ «پمپ فعال غشای حبابچه» نادرست است؛ انتشار گازها از غشای تنفسی به پمپ فعال نیاز ندارد. ◦ «جریان لنفاوی میان‌بافت» نادرست است؛ جریان لنفاوی در برداشت مایع نقش دارد، نه تأمین انرژی انتشار. ◦ «اتصال گاز به هموگلوبین» نادرست است؛ اتصال به هموگلوبین می‌تواند گرادیان را حفظ کند، اما منبع انرژی انتشار نیست.
۲ در یک مخلوط گازی، فشار جزئی هر گاز عمدتاً با کدام عامل متناسب است؟
پاسخ: «درصد غلظت همان گاز» درست است؛ هر گاز به نسبت سهم مولکولی خود در فشار کل مشارکت می‌کند؛ بنابراین فشار جزئی با کسر غلظتی آن متناسب است. ◦ «جرم کل مخلوط گازی» نادرست است؛ جرم کل بدون دانستن ترکیب، فشار جزئی هر جزء را تعیین نمی‌کند. ◦ «حجم باقی‌مانده ریه» نادرست است؛ حجم باقی‌مانده بر نوسازی هوا اثر دارد، نه تعریف فشار جزئی مخلوط. ◦ «مقدار هموگلوبین خون» نادرست است؛ هموگلوبین فشار جزئی گاز موجود در فاز گازی را تعیین نمی‌کند.
۳ فشار بخار آب در هوای کاملاً مرطوب‌شده در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد چند میلی‌متر جیوه است؟
پاسخ: «۴۷» درست است؛ در دمای طبیعی بدن، فشار بخار آب ۴۷ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۲۷» نادرست است؛ ۲۷ میلی‌متر جیوه فشار بخار آب در دمای بدن نیست. ◦ «۴۰» نادرست است؛ ۴۰ میلی‌متر جیوه PCO₂ طبیعی حبابچه است. ◦ «۷۶۰» نادرست است؛ ۷۶۰ میلی‌متر جیوه فشار کل جو در سطح دریاست.
۴ کدام گاز در مایعات بدن بیشترین ضریب انتشار نسبی را دارد؟
پاسخ: «کربن دی‌اکسید» درست است؛ ضریب انتشار نسبی CO₂ حدود ۲۰٫۳ است و به‌مراتب از گازهای دیگر بیشتر است. ◦ «ازت» نادرست است؛ ضریب انتشار نسبی ازت حدود ۰٫۵۳ و کمترین مقدار است. ◦ «اکسیژن» نادرست است؛ ضریب اکسیژن مبنا و برابر ۱ در نظر گرفته می‌شود. ◦ «کربن مونوکسید» نادرست است؛ ضریب کربن مونوکسید حدود ۰٫۸۱ است.
۵ در حالت طبیعی، جهت انتشار خالص اکسیژن در غشای تنفسی چگونه است؟
پاسخ: «از حبابچه به خون مویرگی» درست است؛ PO₂ حبابچه از خون وریدی ورودی بیشتر است؛ پس اکسیژن از حبابچه به خون انتشار می‌یابد. ◦ «از خون مویرگی به حبابچه» نادرست است؛ این جهت طبیعی انتشار CO₂ است، نه O₂. ◦ «از خون شریانی به برونش» نادرست است؛ برونش محل اصلی تبادل اکسیژن با خون شریانی نیست. ◦ «از فضای جنب به حبابچه» نادرست است؛ فضای جنب در تبادل گازی حبابچه‌ای شرکت نمی‌کند.
۶ اگر فشار کل هوا ۷۶۰ میلی‌متر جیوه و سهم اکسیژن ۲۱ درصد باشد، PO₂ هوای خشک تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۱۶۰» درست است؛ حاصل ۰٫۲۱ ضربدر ۷۶۰ تقریباً ۱۶۰ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۱۰۴» نادرست است؛ ۱۰۴ PO₂ طبیعی حبابچه‌ای است. ◦ «۱۴۹» نادرست است؛ ۱۴۹ PO₂ هوای مرطوب‌شده در راه‌های هوایی است. ◦ «۶۰۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۶۰۰ تقریباً فشار جزئی ازت در هوای خشک است.
۷ طبق قانون هنری، اگر غلظت گاز حل‌شده ثابت بماند و ضریب حلالیت دو برابر شود، فشار جزئی چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «نصف می‌شود» درست است؛ فشار جزئی برابر غلظت تقسیم بر ضریب حلالیت است؛ پس دو برابرشدن حلالیت، فشار را نصف می‌کند. ◦ «دو برابر می‌شود» نادرست است؛ این نتیجه با رابطهٔ معکوس فشار و حلالیت ناسازگار است. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ هیچ توان دومی در قانون هنری وجود ندارد. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ ضریب حلالیت یکی از تعیین‌کننده‌های مستقیم فشار محلول است.
۸ در تصویر تعویض پیاپی هوای حبابچه، باقی‌ماندن مقداری گاز حتی پس از ۱۶ تنفس عمدتاً ناشی از چیست؟
تصویر سؤال ۸
پاسخ: «تعویض‌شدن تنها بخشی از هوای حبابچه در هر دم» درست است؛ در هر دم طبیعی فقط حدود یک‌هفتم هوای حبابچه‌ای با هوای تازه جایگزین می‌شود؛ بنابراین شست‌وشوی کامل تدریجی است. ◦ «توقف کامل تهویه پس از چهارمین چرخهٔ تنفس» نادرست است؛ در تصویر تهویه ادامه دارد و متوقف نشده است. ◦ «تولید مداوم همان گاز در حبابچه» نادرست است؛ فرض شکل، حذف یک گاز اضافی بدون تولید مداوم آن است. ◦ «عبور گاز از فضای جنب به حبابچه» نادرست است؛ فضای جنب منبع گاز حبابچه‌ای نیست.
۹ مهم‌ترین فایدهٔ نوسازی آهستهٔ هوای حبابچه‌ای چیست؟
پاسخ: «پایداری بیشتر PO₂ و PCO₂ خون» درست است؛ حجم پایهٔ ریه تغییرات ناگهانی گازهای حبابچه‌ای، خون و pH را تعدیل و کنترل تنفس را پایدار می‌کند. ◦ «افزایش فوری دفع همه گازها» نادرست است؛ نوسازی آهسته برعکس، پاک‌سازی کامل را به تأخیر می‌اندازد. ◦ «حذف کامل فضای مرده تشریحی» نادرست است؛ فضای مرده تشریحی با این پدیده حذف نمی‌شود. ◦ «افزایش فشار بخار آب بدن» نادرست است؛ فشار بخار آب تابع دماست، نه سرعت نوسازی حبابچه.
۱۰ اگر تهویهٔ حبابچه‌ای نصف شود، زمان لازم برای حذف نیمی از یک گاز اضافی تقریباً چگونه تغییر می‌کند؟
پاسخ: «از ۱۷ به ۳۴ ثانیه می‌رسد» درست است؛ در نیمهٔ تهویه طبیعی، نیمه‌زمان شست‌وشوی گاز تقریباً از ۱۷ به ۳۴ ثانیه دو برابر می‌شود. ◦ «از ۱۷ به ۸ ثانیه می‌رسد» نادرست است؛ ۸ ثانیه مربوط به دو برابرشدن تهویه است. ◦ «در ۱۷ ثانیه ثابت می‌ماند» نادرست است؛ سرعت حذف به تهویه وابسته است. ◦ «از ۱۷ به ۶۸ ثانیه می‌رسد» نادرست است؛ چهار برابرشدن زمان برای نصف‌شدن تهویه در منبع ذکر نشده است.
۱۱ در تولید ثابت CO₂، PCO₂ حبابچه‌ای با کدام متغیر رابطهٔ معکوس دارد؟
پاسخ: «تهویهٔ حبابچه‌ای» درست است؛ افزایش تهویهٔ حبابچه‌ای CO₂ بیشتری خارج می‌کند و PCO₂ حبابچه را کاهش می‌دهد. ◦ «جذب اکسیژن بافتی» نادرست است؛ جذب اکسیژن رابطهٔ اصلی معکوس معادله CO₂ نیست. ◦ «جریان خون برونشی» نادرست است؛ جریان برونشی تعیین‌کنندهٔ عمده PCO₂ حبابچه‌ای نیست. ◦ «غلظت هموگلوبین» نادرست است؛ هموگلوبین به‌طور مستقیم معادلهٔ تهویهٔ CO₂ را تعیین نمی‌کند.
۱۲ افزایش سرعت جذب اکسیژن از حبابچه‌ها در تهویهٔ ثابت چه اثری بر PO₂ حبابچه‌ای دارد؟
پاسخ: «آن را کاهش می‌دهد» درست است؛ مصرف یا جذب بیشتر اکسیژن، در صورت ثابت‌بودن ورود هوای تازه، PO₂ حبابچه‌ای را پایین می‌آورد. ◦ «آن را افزایش می‌دهد» نادرست است؛ افزایش PO₂ نیازمند افزایش نسبت تهویه به جذب است. ◦ «آن را دقیقاً ثابت نگه می‌دارد» نادرست است؛ PO₂ به هر دو تهویه و جذب وابسته است. ◦ «آن را به ۷۶۰ می‌رساند» نادرست است؛ فشار اکسیژن نمی‌تواند برابر فشار کل جو شود.
۱۳ چرا PO₂ هوای مرطوب‌شده از PO₂ هوای خشک کمتر است؟
پاسخ: «بخار آب بخشی از فشار کل را اشغال می‌کند» درست است؛ در فشار کل ثابت، فشار ۴۷ میلی‌متر جیوه‌ای بخار آب سهم سایر گازها، از جمله اکسیژن، را کاهش می‌دهد. ◦ «اکسیژن در بینی مصرف کامل می‌شود» نادرست است؛ راه‌های هوایی اکسیژن را به‌طور کامل مصرف نمی‌کنند. ◦ «ازت از هوا حذف و CO₂ جایگزین می‌شود» نادرست است؛ مرطوب‌شدن به حذف ازت و جایگزینی با CO₂ وابسته نیست. ◦ «فشار کل حبابچه از جو بیشتر می‌شود» نادرست است؛ فشار کل حبابچه در سطح دریا تقریباً با فشار جو برابر است.
۱۴ هوای بازدمی معمولی چرا ترکیبی از هوای حبابچه‌ای و هوای فضای مرده است؟
پاسخ: «ابتدا هوای فضای مرده و سپس هوای حبابچه خارج می‌شود» درست است؛ در آغاز بازدم هوای مجاری هدایتی خارج می‌شود و پس از آن هوای حبابچه‌ای به جریان بازدم می‌پیوندد. ◦ «هر دو نوع هوا پیش از بازدم کاملاً یکسان می‌شوند» نادرست است؛ ترکیب گازی فضای مرده و حبابچه پیش از خروج متفاوت است. ◦ «فقط هوای فضای مرده از ریه خارج می‌شود» نادرست است؛ بخش عمدهٔ بازدم پس از فضای مرده از حبابچه‌ها می‌آید. ◦ «هوای حبابچه از راه لنف تخلیه می‌شود» نادرست است؛ هوای حبابچه‌ای از راه مجاری هوایی خارج می‌شود.
۱۵ کدام تغییر سرعت انتشار گاز در مایع را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: «افزایش اختلاف فشار جزئی» درست است؛ سرعت انتشار با اختلاف فشار جزئی رابطهٔ مستقیم دارد. ◦ «افزایش فاصلهٔ انتشار» نادرست است؛ افزایش فاصله سرعت انتشار را کم می‌کند. ◦ «کاهش سطح مقطع مسیر» نادرست است؛ کاهش سطح مقطع تعداد مولکول‌های عبوری را کم می‌کند. ◦ «افزایش وزن مولکولی» نادرست است؛ افزایش وزن مولکولی سرعت جنبشی و انتشار را کاهش می‌دهد.
۱۶ در تصویر رابطهٔ تهویه و PO₂، اگر مصرف اکسیژن از ۲۵۰ به ۱۰۰۰ میلی‌لیتر در دقیقه افزایش یابد ولی تهویه ثابت بماند، چه رخ می‌دهد؟
تصویر سؤال ۱۶
پاسخ: «PO₂ حبابچه‌ای کاهش می‌یابد» درست است؛ منحنی مصرف بالاتر در یک تهویهٔ معین PO₂ پایین‌تری نشان می‌دهد، زیرا اکسیژن سریع‌تر از حبابچه برداشت می‌شود. ◦ «PO₂ حبابچه‌ای به حد بالاتر می‌رسد» نادرست است؛ مصرف بیشتر بدون افزایش تهویه PO₂ را بالا نمی‌برد. ◦ «PCO₂ حبابچه‌ای صفر می‌شود» نادرست است؛ نمودار مربوط به PO₂ است و تولید CO₂ حذف نشده است. ◦ «فشار بخار آب کاهش می‌یابد» نادرست است؛ فشار بخار آب در دمای ثابت تغییر نمی‌کند.
۱۷ چرا انتشار گازها از غشای سلولی معمولاً محدودکنندهٔ اصلی در بافت نیست؟
پاسخ: «گازهای تنفسی در چربی غشا محلول‌اند» درست است؛ O₂ و CO₂ در لیپیدها بسیار محلول‌اند و به‌راحتی از غشا می‌گذرند؛ محدودیت عمده انتشار در آب بافتی است. ◦ «غشاها فاقد فسفولیپید هستند» نادرست است؛ غشای سلول سرشار از فسفولیپید است. ◦ «گازها فقط با ناقل فعال عبور می‌کنند» نادرست است؛ عبور گازهای تنفسی عمدتاً انتشار ساده است. ◦ «آب بافتی در برابر گاز نفوذناپذیر است» نادرست است؛ گازها در آب بافتی نیز منتشر می‌شوند، هرچند همان بخش محدودکننده‌تر است.
۱۸ در یک مخلوط بسته، مجموع فشارهای جزئی همهٔ گازها چه رابطه‌ای با فشار کل دارد؟
پاسخ: «برابر فشار کل است» درست است؛ طبق قانون دالتون، فشار کل برابر مجموع فشارهای جزئی اجزای مخلوط است. ◦ «نصف فشار کل است» نادرست است؛ هیچ قاعده‌ای مجموع را نصف فشار کل نمی‌کند. ◦ «دو برابر فشار کل است» نادرست است؛ مجموع فشارهای جزئی از فشار کل بیشتر نمی‌شود. ◦ «به فشار کل وابسته نیست» نادرست است؛ فشار کل مستقیماً از جمع سهم هر گاز ساخته می‌شود.
۱۹ افزایش دمای آب از صفر به ۳۷ درجه سانتی‌گراد چه اثری بر فشار بخار آن دارد؟
پاسخ: «از حدود ۵ به ۴۷ افزایش می‌دهد» درست است؛ افزایش دما انرژی جنبشی مولکول‌های آب را بالا می‌برد و فشار بخار از حدود ۵ به ۴۷ میلی‌متر جیوه می‌رسد. ◦ «از حدود ۴۷ به ۵ کاهش می‌دهد» نادرست است؛ جهت تغییر برعکس بیان شده است. ◦ «آن را در ۷۶۰ ثابت نگه می‌دارد» نادرست است؛ ۷۶۰ میلی‌متر جیوه فشار بخار آب در ۱۰۰ درجه است. ◦ «فشار بخار را به صفر می‌رساند» نادرست است؛ افزایش دما فشار بخار را حذف نمی‌کند.
۲۰ اگر سطح مقطع مسیر انتشار دو برابر و فاصلهٔ انتشار نصف شود، با ثابت‌بودن سایر عوامل سرعت انتشار چند برابر می‌شود؟
پاسخ: «چهار برابر» درست است؛ D با A مستقیم و با d معکوس است؛ دو برابرشدن A و نصف‌شدن d در مجموع سرعت را چهار برابر می‌کند. ◦ «بدون تغییر» نادرست است؛ هر دو تغییر به افزایش انتشار کمک می‌کنند. ◦ «دو برابر» نادرست است؛ این فقط اثر یکی از دو تغییر است. ◦ «هشت برابر» نادرست است؛ هیچ عامل سومی برای افزایش هشت‌برابری وجود ندارد.
۲۱ در غلظت مساوی گاز حل‌شده، چرا PCO₂ بسیار کمتر از PO₂ خواهد بود؟
پاسخ: «حلالیت CO₂ بسیار بیشتر است» درست است؛ طبق قانون هنری، فشار با حلالیت رابطهٔ معکوس دارد و CO₂ بیش از ۲۰ برابر O₂ محلول است. ◦ «وزن مولکولی CO₂ کمتر است» نادرست است؛ وزن مولکولی CO₂ از O₂ بیشتر است. ◦ «CO₂ در آب حل نمی‌شود» نادرست است؛ CO₂ در آب بسیار محلول است. ◦ «اکسیژن با آب واکنش کامل می‌دهد» نادرست است؛ اکسیژن در آب وارد واکنش کامل نمی‌شود و فشار جزئی ایجاد می‌کند.
۲۲ اگر گازی با وزن مولکولی چهار برابر ولی حلالیت یکسان مقایسه شود، ضریب انتشار آن تقریباً چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «نصف می‌شود» درست است؛ ضریب انتشار با معکوس جذر وزن مولکولی متناسب است؛ جذر چهار برابر دو است، پس ضریب نصف می‌شود. ◦ «دو برابر می‌شود» نادرست است؛ وزن بیشتر سرعت انتشار را افزایش نمی‌دهد. ◦ «چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ رابطه با جذر وزن است، نه خود وزن. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ وزن مولکولی در ضریب انتشار مؤثر است.
۲۳ فردی در سطح دریا هوای ۲۱ درصد اکسیژن را پس از مرطوب‌شدن تنفس می‌کند. PO₂ دمی تقریبی چقدر است؟
پاسخ: «۱۴۹» درست است؛ فشار خشک مؤثر ۷۶۰ منهای ۴۷، یعنی ۷۱۳ است؛ ۲۱ درصد آن تقریباً ۱۴۹ میلی‌متر جیوه می‌شود. ◦ «۱۰۴» نادرست است؛ ۱۰۴ PO₂ طبیعی حبابچه‌ای است. ◦ «۱۶۰» نادرست است؛ ۱۶۰ مربوط به هوای خشک پیش از مرطوب‌شدن است. ◦ «۷۱۳ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۷۱۳ فشار کل گازهای خشک پس از کسر بخار آب است، نه PO₂.
۲۴ چرا توقف کوتاه تنفس معمولاً تغییر ناگهانی بسیار شدید در گازهای خون ایجاد نمی‌کند؟
پاسخ: «ظرفیت باقی‌مانده عملکردی مخزن گاز ایجاد می‌کند» درست است؛ حجم حدود ۲۳۰۰ میلی‌لیتری هوای باقی‌مانده، تغییر ترکیب حبابچه‌ای را کند می‌کند و به‌صورت بافر گازی عمل می‌کند. ◦ «هموگلوبین تمام CO₂ را غیرقابل انتشار می‌کند» نادرست است؛ CO₂ همچنان آزادانه انتشار می‌یابد و حمل می‌شود. ◦ «هوای فضای مرده اکسیژن نامحدود دارد» نادرست است؛ فضای مرده منبع نامحدود اکسیژن نیست. ◦ «فشار بخار آب جای اکسیژن را پر می‌کند» نادرست است؛ بخار آب اکسیژن موردنیاز بافت را تأمین نمی‌کند.
۲۵ در یک مخلوط در فشار ۵۰۰ میلی‌متر جیوه، گازی با سهم ۱۲ درصد چه فشار جزئی دارد؟
پاسخ: «۶۰» درست است؛ حاصل ۰٫۱۲ ضربدر ۵۰۰ برابر ۶۰ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۴۰» نادرست است؛ ۴۰ معادل سهم ۸ درصدی است. ◦ «۱۲۰» نادرست است؛ ۱۲۰ معادل سهم ۲۴ درصدی است. ◦ «۴۴۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۴۴۰ فشار باقی‌ماندهٔ سایر گازهاست.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در دمای طبیعی بدن، فشار بخار آب کدام است؟
پاسخ: «۴۷» درست است؛ فشار بخار آب در ۳۷ درجه سانتی‌گراد ۴۷ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۴۰» نادرست است؛ ۴۰ PCO₂ حبابچه‌ای است. ◦ «۱۰۴» نادرست است؛ ۱۰۴ PO₂ حبابچه‌ای است. ◦ «۱۴۹ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۴۹ PO₂ هوای دمی مرطوب است.
۲ کندترین گاز از نظر ضریب انتشار نسبی در مایعات بدن کدام است؟
پاسخ: «ازت» درست است؛ ضریب انتشار نسبی ازت حدود ۰٫۵۳ و کمتر از سایر گزینه‌هاست. ◦ «اکسیژن» نادرست است؛ ضریب اکسیژن ۱ است. ◦ «هلیوم» نادرست است؛ ضریب هلیوم حدود ۰٫۹۵ است. ◦ «کربن دی‌اکسید» نادرست است؛ ضریب CO₂ حدود ۲۰٫۳ و بیشترین است.
۳ V̇A/Q̇ برابر صفر معادل کدام وضعیت است؟
پاسخ: «پرفیوژن بدون تهویه» درست است؛ وقتی تهویه صفر و پرفیوژن برقرار باشد، نسبت V̇A/Q̇ صفر است. ◦ «تهویه بدون پرفیوژن» نادرست است؛ این حالت نسبت بی‌نهایت ایجاد می‌کند. ◦ «تهویه و پرفیوژن طبیعی» نادرست است؛ در حالت طبیعی نسبت محدود و نزدیک یک است. ◦ «نبود کامل هر دو فرایند» نادرست است؛ نبود هر دو نسبت را به شکل ساده صفر تعریف نمی‌کند.
۴ در قانون انتشار، کدام ترکیب بیشترین افزایش سرعت را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: «افزایش سطح و کاهش ضخامت» درست است؛ افزایش A و کاهش d هر دو در جهت افزایش سرعت انتشار عمل می‌کنند. ◦ «کاهش سطح و افزایش ضخامت» نادرست است؛ هر دو تغییر انتشار را کاهش می‌دهند. ◦ «کاهش گرادیان و افزایش وزن» نادرست است؛ کاهش گرادیان و افزایش وزن هر دو انتشار را کم می‌کنند. ◦ «کاهش حلالیت و افزایش فاصله» نادرست است؛ کاهش حلالیت و افزایش فاصله نیز انتشار را محدود می‌کنند.
۵ هوای حبابچه‌ای در مقایسه با هوای مرطوب دمی چه تغییری دارد؟
پاسخ: «PO₂ کمتر و PCO₂ بیشتر» درست است؛ جذب O₂ و ورود CO₂ از خون، PO₂ حبابچه را کاهش و PCO₂ را افزایش می‌دهد. ◦ «PO₂ بیشتر و PCO₂ کمتر» نادرست است؛ جهت تغییرات برعکس است. ◦ «هر دو فشار دقیقاً برابر» نادرست است؛ تبادل گازی ترکیب حبابچه را تغییر می‌دهد. ◦ «PO₂ و PCO₂ هر دو صفر» نادرست است؛ هر دو گاز در حبابچه فشار جزئی قابل‌توجه دارند.
۶ اگر تهویه حبابچه‌ای دو برابر و تولید CO₂ ثابت باشد، PCO₂ حبابچه‌ای تقریباً چه می‌شود؟
پاسخ: «نصف» درست است؛ PCO₂ حبابچه‌ای با تهویه رابطهٔ معکوس دارد؛ پس تقریباً نصف می‌شود. ◦ «دو برابر» نادرست است؛ دو برابرشدن در صورت نصف‌شدن تهویه رخ می‌دهد. ◦ «چهار برابر» نادرست است؛ رابطه خطی معکوس است، نه توان دوم. ◦ «بدون تغییر» نادرست است؛ تهویه تعیین‌کنندهٔ اصلی PCO₂ است.
۷ از نمودار تصویر، در تهویهٔ دو برابر طبیعی، زمان حذف نیمی از گاز اضافی تقریباً چقدر است؟
تصویر سؤال ۷
پاسخ: «۸» درست است؛ منحنی تهویهٔ دو برابر نشان می‌دهد غلظت در حدود ۸ ثانیه به ۵۰ درصد می‌رسد. ◦ «۱۷» نادرست است؛ ۱۷ ثانیه نیمه‌زمان تهویه طبیعی است. ◦ «۳۴» نادرست است؛ ۳۴ ثانیه مربوط به نصف تهویه طبیعی است. ◦ «۶۰ ثانیه» نادرست است؛ تا ۶۰ ثانیه تقریباً بیشتر گاز حذف شده است.
۸ چرا PO₂ حبابچه‌ای در مصرف اکسیژن ثابت با افزایش تهویه به حد نهایی نزدیک می‌شود؟
پاسخ: «ترکیب حبابچه به هوای دمی مرطوب نزدیک می‌شود» درست است؛ در تهویه بسیار زیاد، اثر برداشت اکسیژن نسبت به ورود هوای تازه کمتر و PO₂ به حدود ۱۴۹ نزدیک می‌شود. ◦ «هموگلوبین تمام اکسیژن را از حبابچه حذف می‌کند» نادرست است؛ افزایش تهویه مانع حذف کامل O₂ از حبابچه می‌شود. ◦ «فشار بخار آب به صفر می‌رسد» نادرست است؛ فشار بخار آب در دمای بدن ۴۷ باقی می‌ماند. ◦ «CO₂ جای همهٔ ازت را می‌گیرد» نادرست است؛ CO₂ در تهویه زیاد کاهش می‌یابد و جای ازت را پر نمی‌کند.
۹ در روش CO، ظرفیت انتشار چگونه محاسبه می‌شود؟
پاسخ: «حجم CO جذب‌شده تقسیم بر PCO حبابچه‌ای» درست است؛ با فرض PCO خون نزدیک صفر، گرادیان برابر PCO حبابچه است و DLCO از جذب CO تقسیم بر آن به دست می‌آید. ◦ «PCO خون تقسیم بر حجم CO بازدمی» نادرست است؛ PCO خون تقریباً صفر و صورت رابطه نیست. ◦ «حجم جاری تقسیم بر PaCO₂» نادرست است؛ این رابطه ظرفیت انتشار CO را نشان نمی‌دهد. ◦ «جذب O₂ ضربدر فشار بخار آب» نادرست است؛ فشار بخار آب در محاسبه DLCO به این شکل وارد نمی‌شود.
۱۰ چرا افزایش جریان خون در ورزش ظرفیت انتشار را بالا می‌برد؟
پاسخ: «مویرگ‌های بیشتری باز و متسع می‌شوند» درست است؛ بسیج و اتساع مویرگی سطح تماس خون و هوا را افزایش می‌دهد. ◦ «ضخامت غشا چند برابر می‌شود» نادرست است؛ افزایش ضخامت انتشار را کم می‌کند. ◦ «تعداد حبابچه‌ها ناگهان کم می‌شود» نادرست است؛ تعداد حبابچه‌ها در ورزش ناگهان کاهش نمی‌یابد. ◦ «ضریب انتشار اکسیژن تغییر شیمیایی می‌کند» نادرست است؛ ویژگی مولکولی اکسیژن تغییر نمی‌کند.
۱۱ اگر ضخامت غشا سه برابر و سطح آن دو برابر شود، ظرفیت انتشار با ثابت‌بودن سایر عوامل چه نسبتی پیدا می‌کند؟
پاسخ: «دو سوم» درست است؛ ظرفیت با A/d متناسب است؛ نسبت جدید ۲/۳ مقدار اولیه است. ◦ «سه دوم» نادرست است؛ ۳/۲ نتیجهٔ وارونه‌کردن ضخامت و سطح است. ◦ «شش برابر» نادرست است؛ ضرب دو در سه نادرست است چون ضخامت در مخرج است. ◦ «یک ششم» نادرست است؛ ۱/۶ زمانی مطرح می‌شد که سطح نیز نصف شود.
۱۲ گازی با حلالیت چهار برابر و وزن مولکولی چهار برابر نسبت به گاز مرجع چه ضریب انتشار نسبی دارد؟
پاسخ: «دو برابر» درست است؛ ضریب با S/√MW متناسب است؛ ۴ تقسیم بر ۲ برابر ۲ می‌شود. ◦ «نصف» نادرست است؛ نصف‌شدن فقط اثر وزن را بدون افزایش حلالیت در نظر می‌گیرد. ◦ «برابر» نادرست است؛ افزایش حلالیت اثر وزن را بیش از حد جبران می‌کند. ◦ «چهار برابر» نادرست است؛ اثر جذر وزن اجازه افزایش چهاربرابری نمی‌دهد.
۱۳ در ارتفاعی با فشار جو ۵۰۰ میلی‌متر جیوه، PO₂ هوای مرطوب ۲۱ درصد تقریباً چقدر است؟
پاسخ: «۹۵» درست است؛ ۰٫۲۱ ضربدر (۵۰۰-۴۷) تقریباً ۹۵ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۱۰۵» نادرست است؛ ۱۰۵ از محاسبه دقیق داده‌ها به دست نمی‌آید. ◦ «۱۴۹» نادرست است؛ ۱۴۹ مقدار سطح دریاست. ◦ «۱۶۰ میلی‌متر جیوه» نادرست است؛ ۱۶۰ مربوط به هوای خشک سطح دریاست.
۱۴ اگر FRC از ۲۳۰۰ به ۴۶۰۰ میلی‌لیتر برسد و هوای تازه حبابچه‌ای هر دم ۳۵۰ باقی بماند، سرعت نوسازی چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: «تقریباً نصف می‌شود» درست است؛ کسر هوای جایگزین‌شده در هر دم از حدود ۱/۷ به حدود ۱/۱۳ کاهش می‌یابد و نوسازی تقریباً نصف می‌شود. ◦ «تقریباً دو برابر می‌شود» نادرست است؛ بزرگ‌شدن مخزن، نوسازی را سریع‌تر نمی‌کند. ◦ «تقریباً چهار برابر می‌شود» نادرست است؛ هیچ عامل چهاربرابری وجود ندارد. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» نادرست است؛ نسبت هوای تازه به حجم حبابچه تغییر کرده است.
۱۵ اگر مصرف O₂ دو برابر شود و برای ثابت‌ماندن PO₂ حبابچه‌ای شرایط دیگر تغییر نکند، تهویه باید تقریباً چگونه تغییر کند؟
پاسخ: «تقریباً دو برابر شود» درست است؛ برای حفظ نسبت ورود O₂ به برداشت آن، افزایش متناسب تهویه لازم است. ◦ «کاهش یابد» نادرست است؛ کاهش تهویه PO₂ را بیشتر پایین می‌آورد. ◦ «بدون تغییر بماند» نادرست است؛ در تهویه ثابت PO₂ کاهش می‌یابد. ◦ «به صفر برسد» نادرست است؛ تهویه صفر با حفظ PO₂ سازگار نیست.
۱۶ از نمودار ظرفیت انتشار تصویر، نسبت تقریبی ظرفیت CO₂ در ورزش به استراحت کدام است؟
تصویر سؤال ۱۶
پاسخ: «۳» درست است؛ ظرفیت CO₂ از حدود ۴۰۰ به حدود ۱۲۰۰ می‌رسد و تقریباً سه برابر می‌شود. ◦ «۱٫۲» نادرست است؛ ۱٫۲ افزایش بسیار کمتر از نمودار است. ◦ «۲» نادرست است؛ افزایش نمودار بیش از دو برابر است. ◦ «۲۰» نادرست است؛ عدد ۲۰ نسبت ضریب انتشار CO₂ به O₂ است، نه نسبت ورزش به استراحت.
۱۷ در V̇A/Q̇ صفر، چرا PO₂ حبابچه به ۴۰ و PCO₂ به ۴۵ نزدیک می‌شود؟
پاسخ: «تعادل با خون وریدی مختلط برقرار می‌شود» درست است؛ پرفیوژن ادامه دارد و بدون ورود هوای تازه، گاز حبابچه با خون وریدی ورودی متعادل می‌شود. ◦ «تعادل با هوای دمی مرطوب برقرار می‌شود» نادرست است؛ هوای دمی مرطوب در نسبت بی‌نهایت تعیین‌کننده است. ◦ «همهٔ گازها از حبابچه خارج می‌شوند» نادرست است؛ گازها حذف کامل نمی‌شوند و با خون تعادل می‌یابند. ◦ «جریان خون مویرگی نیز صفر است» نادرست است؛ در نسبت صفر، پرفیوژن برقرار است.
۱۸ در V̇A/Q̇ بی‌نهایت، چرا PCO₂ حبابچه به صفر نزدیک می‌شود؟
پاسخ: «خونی برای رساندن CO₂ وجود ندارد» درست است؛ در نبود پرفیوژن، CO₂ از خون وارد حبابچه نمی‌شود و هوا شبیه هوای دمی مرطوب باقی می‌ماند. ◦ «تهویه نیز کاملاً متوقف است» نادرست است؛ تهویه برقرار و عامل تعریف نسبت بی‌نهایت است. ◦ «CO₂ به اکسیژن تبدیل می‌شود» نادرست است؛ تبدیل شیمیایی CO₂ به O₂ رخ نمی‌دهد. ◦ «فشار بخار آب CO₂ را جذب می‌کند» نادرست است؛ بخار آب CO₂ را به‌طور کامل جذب نمی‌کند.
۱۹ اگر PaCO₂ برابر ۵۰ و PĒCO₂ برابر ۲۰ باشد، کسر فضای مرده فیزیولوژیک چقدر است؟
پاسخ: «۰٫۶» درست است؛ طبق بور، (۵۰-۲۰)/۵۰=۳۰/۵۰=۰٫۶ است. ◦ «۰٫۲» نادرست است؛ ۰٫۲ با PĒCO₂ برابر ۴۰ سازگار است. ◦ «۰٫۴» نادرست است؛ ۰٫۴ با PĒCO₂ برابر ۳۰ سازگار است. ◦ «۰٫۸» نادرست است؛ ۰٫۸ با PĒCO₂ برابر ۱۰ سازگار است.
۲۰ اگر CiO₂=۲۰، CaO₂=۱۹ و CvO₂=۱۵ باشد، کسر شنت چقدر است؟
پاسخ: «۰٫۲» درست است؛ کسر شنت برابر (۲۰-۱۹)/(۲۰-۱۵)=۱/۵=۰٫۲ است. ◦ «۰٫۱» نادرست است؛ ۰٫۱ نیازمند مخرج ۱۰ است. ◦ «۰٫۲۵» نادرست است؛ ۰٫۲۵ از نسبت ۱/۴ به دست می‌آید. ◦ «۰٫۵» نادرست است؛ ۰٫۵ نیازمند اختلاف شریانی ۲٫۵ است.
۲۱ چرا اکسیژن‌رسانی واحدهای با V/Q پایین با افزایش تهویهٔ واحدهای سالم کاملاً اصلاح نمی‌شود؟
پاسخ: «خون شنت‌شده با خون سالم مخلوط می‌شود و Hb سالم تقریباً اشباع است» درست است؛ خون واحدهای سالم ظرفیت اندکی برای افزودن O₂ بیشتر دارد، اما خون کم‌اکسیژن واحدهای بدتهویه در اختلاط PaO₂ را پایین می‌آورد. ◦ «واحدهای سالم به‌علت اشباع هموگلوبین دیگر هیچ اکسیژن اضافه‌ای جذب نمی‌کنند» نادرست است؛ واحدهای سالم اکسیژن جذب می‌کنند. ◦ «CO₂ در خون شنت‌شده وجود ندارد» نادرست است؛ خون شنت‌شده CO₂ دارد. ◦ «هوای دمی مرطوب فاقد اکسیژن است» نادرست است؛ هوای دمی مرطوب PO₂ حدود ۱۴۹ دارد.
۲۲ در قلهٔ ریهٔ ایستاده با V/Q بالا، کدام ترکیب محتمل‌تر است؟
پاسخ: «PO₂ بالاتر و PCO₂ پایین‌تر» درست است؛ کاهش پرفیوژن نسبت به تهویه گاز حبابچه را به هوای دمی نزدیک می‌کند. ◦ «PO₂ پایین‌تر و PCO₂ بالاتر» نادرست است؛ این ترکیب در V/Q پایین و قاعده محتمل‌تر است. ◦ «هر دو فشار نزدیک خون وریدی» نادرست است؛ تعادل با خون وریدی در V/Q صفر رخ می‌دهد. ◦ «هر دو فشار نزدیک صفر» نادرست است؛ PO₂ در V/Q بالا به صفر نمی‌رسد.
۲۳ در قاعدهٔ ریهٔ ایستاده با V/Q حدود ۰٫۶، کدام پدیده بیشتر است؟
پاسخ: «شنت فیزیولوژیک موضعی» درست است؛ پرفیوژن نسبت به تهویه بیشتر است و بخشی از خون کاملاً اکسیژنه نمی‌شود. ◦ «فضای مرده حبابچه‌ای شدید» نادرست است؛ فضای مرده در V/Q بالا رخ می‌دهد. ◦ «برابرشدن گاز با هوای دمی» نادرست است؛ نزدیکی به هوای دمی در پرفیوژن صفر رخ می‌دهد. ◦ «قطع کامل جریان خون» نادرست است؛ قاعده جریان خون فراوان دارد.
۲۴ در COPD، واحدی با انسداد کامل برونشیول ولی پرفیوژن حفظ‌شده به کدام حالت نزدیک می‌شود؟
پاسخ: «V/Q صفر و شنت» درست است؛ نبود تهویه با وجود پرفیوژن نسبت را به صفر و رفتار را به شنت نزدیک می‌کند. ◦ «V/Q بی‌نهایت و فضای مرده» نادرست است؛ نسبت بی‌نهایت در نبود پرفیوژن است. ◦ «V/Q طبیعی» نادرست است؛ انسداد کامل با نسبت طبیعی سازگار نیست. ◦ «فضای مرده تشریحی خالص» نادرست است؛ واحد حبابچه‌ای گرفتار است، نه صرفاً مجرای هدایتی.
۲۵ در COPD، واحدی با تخریب گسترده مویرگ‌ها ولی تهویه حفظ‌شده به کدام حالت نزدیک می‌شود؟
پاسخ: «V/Q بی‌نهایت و فضای مرده» درست است؛ تهویهٔ بدون پرفیوژن مؤثر، نسبت بسیار بالا و فضای مرده حبابچه‌ای ایجاد می‌کند. ◦ «V/Q صفر و شنت» نادرست است؛ V/Q صفر در نبود تهویه است. ◦ «V/Q طبیعی» نادرست است؛ تخریب مویرگی نسبت را طبیعی نگه نمی‌دارد. ◦ «افزایش شنت برونشی تنها» نادرست است؛ مشکل اصلی خود واحد حبابچه‌ای است، نه فقط شنت برونشی.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۰ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۱ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۱ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۱ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۱ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۲ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۲ — ۲۵ سؤال آموزشی سری ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۲ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۲ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۳ — ۲۵ سؤال آموزشی 1سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۳ — ۲۵ سؤال آموزشی 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۳ — آزمون آفلاین 1سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فیزیولوژی تنفس فصل ۴۳ — آزمون آفلاین 2سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک

بخش ۸: فیزیولوژی هوانوردی، فضا و غواصی در اعماق دریا

میز مطالعه تعاملینوشتن، هایلایت و یادداشت روی همین درس
فیزیولوژی گایتون فصل ۴۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۴۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۱

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در سطح دریا، فشار بارومتریک تقریباً چند میلی‌متر جیوه است؟
پاسخ: فشار بارومتریک استاندارد سطح دریا حدود ۷۶۰ میلی‌متر جیوه است. ◦ «۵۲۳ mmHg» ۵۲۳ mmHg فشار تقریبی در ارتفاع ۱۰٬۰۰۰ فوت است. ◦ «۳۴۹ mmHg» ۳۴۹ mmHg فشار تقریبی در ارتفاع ۲۰٬۰۰۰ فوت است. ◦ «۲۵۳ mmHg» ۲۵۳ mmHg فشار تقریبی قله اورست است.
۲ فشار بخار آب در آلوئول‌های فرد با دمای طبیعی بدن، با افزایش ارتفاع چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: فشار بخار آب آلوئولی در دمای طبیعی بدن حدود ۴۷ میلی‌متر جیوه باقی می‌ماند و تابع ارتفاع نیست. ◦ «به نسبت فشار بارومتریک کاهش می‌یابد» فشار بخار آب برخلاف فشار اکسیژن اتمسفر با افت فشار بارومتریک به همان نسبت کم نمی‌شود. ◦ «تا حدود ۷ mmHg کاهش می‌یابد» عدد ۷ mmHg مربوط به PCO₂ آلوئولی فرد شدیداً سازگارشده است. ◦ «با هیپرونتیلاسیون افزایش می‌یابد» هیپرونتیلاسیون عامل افزایش فشار بخار آب آلوئولی نیست.
۳ در فرد سازگارشده با ارتفاع بسیار زیاد، PCO₂ آلوئولی ممکن است تقریباً به چه مقداری برسد؟
پاسخ: هیپرونتیلاسیون شدید در فرد سازگارشده می‌تواند PCO₂ آلوئولی را تا حدود ۷ میلی‌متر جیوه کاهش دهد. ◦ «۲۰ mmHg» ۲۰ mmHg مقدار شاخص ذکرشده برای PCO₂ فرد کاملاً سازگارشده نیست. ◦ «۴۰ mmHg» ۴۰ mmHg مقدار معمول PCO₂ آلوئولی در سطح دریاست. ◦ «۴۷ mmHg» ۴۷ mmHg فشار بخار آب آلوئولی است.
۴ در قله اورست و در فردی که به‌خوبی سازگار شده و هوای معمولی تنفس می‌کند، PO₂ آلوئولی تقریباً چقدر است؟
پاسخ: پس از کسر بخار آب، CO₂ و مصرف اکسیژن بافتی، PO₂ آلوئولی در قله اورست حدود ۳۵ میلی‌متر جیوه می‌شود. ◦ «۱۸ mmHg» ۱۸ mmHg PO₂ هوای محیط در ارتفاع بسیار بالاتر مانند ۵۰٬۰۰۰ فوت است. ◦ «۵۳ mmHg» ۵۳ mmHg PO₂ آلوئولی فرد سازگارشده در حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت است. ◦ «۱۰۴ mmHg» ۱۰۴ mmHg PO₂ آلوئولی معمول سطح دریاست.
۵ در ارتفاع حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت، PO₂ آلوئولی فرد سازگارشده نسبت به فرد سازگارنشده چگونه است؟
پاسخ: افزایش بیشتر تهویه در فرد سازگارشده باعث حفظ PO₂ آلوئولی بالاتر، حدود ۵۳ در برابر ۴۰ میلی‌متر جیوه می‌شود. ◦ «کمتر است؛ حدود ۴۰ در برابر ۵۳ mmHg» در سازگاری، جهت تفاوت برعکس است و PO₂ آلوئولی بالاتر می‌رود. ◦ «تقریباً برابر است؛ هر دو حدود ۴۰ mmHg» دو گروه در ۲۰٬۰۰۰ فوت PO₂ آلوئولی یکسان ندارند. ◦ «تقریباً برابر است؛ هر دو حدود ۱۰۴ mmHg» ۱۰۴ mmHg مربوط به سطح دریاست نه ارتفاع ۲۰٬۰۰۰ فوت.
۶ هنگام تنفس هوای معمولی، اشباع اکسیژن شریانی تا حدود چه ارتفاعی معمولاً حداقل ۹۰٪ باقی می‌ماند؟
پاسخ: تا حدود ۱۰٬۰۰۰ فوت، اشباع شریانی هنگام تنفس هوا معمولاً دست‌کم ۹۰٪ باقی می‌ماند. ◦ «حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت» در ۲۰٬۰۰۰ فوت اشباع هنگام تنفس هوا به‌طور واضح کمتر از ۹۰٪ می‌شود. ◦ «حدود ۳۰٬۰۰۰ فوت» در ۳۰٬۰۰۰ فوت افت اشباع شدید است. ◦ «حدود ۴۷٬۰۰۰ فوت» ۴۷٬۰۰۰ فوت تنها در بحث سقف کوتاه‌مدت با اکسیژن خالص مطرح می‌شود.
۷ تنفس اکسیژن خالص در ارتفاع ۳۰٬۰۰۰ فوت، PO₂ آلوئولی را تقریباً به چه مقداری می‌رساند؟
پاسخ: با جایگزینی بیشتر نیتروژن آلوئولی توسط اکسیژن، PO₂ آلوئولی در ۳۰٬۰۰۰ فوت حدود ۱۳۹ میلی‌متر جیوه می‌شود. ◦ «۱۸ mmHg» ۱۸ mmHg مربوط به تنفس هوا در همان ارتفاع است. ◦ «۵۸ mmHg» ۵۸ mmHg PO₂ آلوئولی هنگام اکسیژن خالص در حدود ۴۰٬۰۰۰ فوت است. ◦ «۲۶۲ mmHg» ۲۶۲ mmHg مقدار اکسیژن خالص در حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت است.
۸ سقف تقریبی هوشیاری کوتاه‌مدت در هواپیمای بدون فشار، هنگام تنفس هوای معمولی، چند فوت است؟
پاسخ: فرد سازگارنشده معمولاً تا اشباع حدود ۵۰٪ هوشیار می‌ماند که با تنفس هوا تقریباً در ۲۳٬۰۰۰ فوت رخ می‌دهد. ◦ «حدود ۱۰٬۰۰۰ فوت» ۱۰٬۰۰۰ فوت هنوز معمولاً اشباع بالای ۹۰٪ دارد. ◦ «حدود ۳۹٬۰۰۰ فوت» ۳۹٬۰۰۰ فوت محدوده‌ای است که با اکسیژن خالص اشباع شروع به افت شدید می‌کند. ◦ «حدود ۴۷٬۰۰۰ فوت» ۴۷٬۰۰۰ فوت سقف تقریبی کوتاه‌مدت با اکسیژن خالص است.
۹ در هواپیمای بدون فشار، تنفس اکسیژن خالص سقف تقریبی هوشیاری کوتاه‌مدت را تا چه ارتفاعی افزایش می‌دهد؟
پاسخ: با اکسیژن خالص، اشباع حدود ۵۰٪ در حوالی ۴۷٬۰۰۰ فوت رخ می‌دهد و این ارتفاع سقف تقریبی کوتاه‌مدت محسوب می‌شود. ◦ «حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت» ۲۰٬۰۰۰ فوت بسیار پایین‌تر از سقف اکسیژن خالص است. ◦ «حدود ۲۳٬۰۰۰ فوت» ۲۳٬۰۰۰ فوت سقف تقریبی هنگام تنفس هواست. ◦ «حدود ۳۰٬۰۰۰ فوت» ۳۰٬۰۰۰ فوت با اکسیژن خالص هنوز اشباع بسیار بالایی دارد.
۱۰ علائم حاد هیپوکسی در فرد سازگارنشده معمولاً از حدود چه ارتفاعی آشکار می‌شوند؟
پاسخ: خواب‌آلودگی، رخوت و افت عملکرد ذهنی در فرد سازگارنشده از حدود ۱۲٬۰۰۰ فوت آغاز می‌شوند. ◦ «حدود ۵٬۰۰۰ فوت» ۵٬۰۰۰ فوت در فصل به‌عنوان شروع معمول این علائم ذکر نشده است. ◦ «حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت» ۲۰٬۰۰۰ فوت مرحله پیشرفته‌تر هیپوکسی است. ◦ «حدود ۴۷٬۰۰۰ فوت» ۴۷٬۰۰۰ فوت بسیار بالاتر از محدوده شروع علائم است.
۱۱ کدام پیامد هیپوکسی در ارتفاع بالا مستقیماً قضاوت، حافظه و حرکات ظریف را مختل می‌کند؟
پاسخ: هیپوکسی کارایی ذهنی را کاهش می‌دهد و قضاوت، حافظه و حرکات ظریف را مختل می‌کند. ◦ «افزایش حجم خون» افزایش حجم خون یک سازگاری دیررس است نه علت افت شناختی حاد. ◦ «افزایش هماتوکریت» افزایش هماتوکریت سازگاری حمل اکسیژن است. ◦ «افزایش ظرفیت انتشار» افزایش ظرفیت انتشار ریه یک سازگاری مفید است.
۱۲ در فرد سازگارنشده که یک ساعت در ۱۵٬۰۰۰ فوت می‌ماند، کارایی ذهنی تقریباً به چه میزان طبیعی می‌رسد؟
پاسخ: پس از حدود یک ساعت در ۱۵٬۰۰۰ فوت، کارایی ذهنی تقریباً به ۵۰٪ مقدار طبیعی کاهش می‌یابد. ◦ «حدود ۲۰٪» حدود ۲۰٪ پس از ماندن بسیار طولانی‌تر، حدود ۱۸ ساعت، ذکر شده است. ◦ «حدود ۷۰٪» ۷۰٪ مقدار شاخص گزارش‌شده برای یک ساعت نیست. ◦ «حدود ۹۰٪» ۹۰٪ افت شناختی ناشی از این ارتفاع را کم‌برآورد می‌کند.
۱۳ افزایش فوری تهویه پس از صعود ناگهانی به ارتفاع بالا، حداکثر تقریباً چند برابر طبیعی است؟
پاسخ: تحریک گیرنده‌های شیمیایی شریانی در ثانیه‌های نخست تهویه را تا حدود ۱٫۶۵ برابر طبیعی بالا می‌برد. ◦ «۲٫۵ برابر» ۲٫۵ برابر عدد شاخص مرحله فوری نیست. ◦ «۳ برابر» ۳ برابر بیشتر با تغییرات ظرفیت انتشار مرتبط است. ◦ «۵ برابر» حدود ۵ برابر پس از چند روز سازگاری رخ می‌دهد.
۱۴ چرا در ساعات نخست صعود، هیپرونتیلاسیون ناشی از هیپوکسی تا حدی مهار می‌شود؟
پاسخ: هیپرونتیلاسیون CO₂ را کم و pH را زیاد می‌کند؛ آلکالوز حاصل محرک هیپوکسیایی گیرنده‌های محیطی را در مرکز تنفس تا حدی خنثی می‌کند. ◦ «افزایش CO₂، گیرنده‌های محیطی را مهار می‌کند» CO₂ در صعود کاهش می‌یابد نه افزایش. ◦ «افزایش HCO₃⁻ مایع مغزی تهویه را زیاد می‌کند» در سازگاری، HCO₃⁻ مایع مغزی کاهش می‌یابد نه افزایش. ◦ «کاهش PO₂ مستقیماً مرکز تنفس را خاموش می‌کند» کاهش PO₂ از راه گیرنده‌های شیمیایی محیطی تهویه را تحریک می‌کند.
۱۵ رفع تدریجی مهار تنفسی ناشی از آلکالوز طی سازگاری معمولاً در چه بازه‌ای رخ می‌دهد؟
پاسخ: کاهش تدریجی HCO₃⁻ در پلاسما و مایع مغزی طی حدود ۲ تا ۵ روز، مهار ناشی از آلکالوز را کم می‌کند. ◦ «چند ثانیه» چند ثانیه مربوط به پاسخ فوری گیرنده‌های محیطی است. ◦ «حدود ۳۰ دقیقه» ۳۰ دقیقه برای جبران کلیوی کافی نیست. ◦ «چند ماه» چند ماه بسیار طولانی‌تر از زمان ذکرشده برای این مرحله است.
۱۶ کلیه‌ها در جبران آلکالوز تنفسی ارتفاع بالا چه می‌کنند؟
پاسخ: کاهش PCO₂ باعث کاهش ترشح H⁺ و افزایش دفع بیکربنات می‌شود و pH را به سمت طبیعی بازمی‌گرداند. ◦ «ترشح H⁺ و دفع HCO₃⁻ را هر دو زیاد می‌کنند» افزایش همزمان هر دو پاسخ با جبران ذکرشده سازگار نیست. ◦ «ترشح H⁺ را زیاد و دفع HCO₃⁻ را کم می‌کنند» افزایش ترشح H⁺ و حفظ HCO₃⁻ آلکالوز را تشدید می‌کند. ◦ «هر دو فرایند را تقریباً بدون تغییر می‌گذارند» کلیه در سازگاری اسید–باز ارتفاع نقش فعال دارد.
۱۷ پس از چند هفته اقامت در ارتفاع زیاد، هماتوکریت معمولاً تا حدود چه مقداری افزایش می‌یابد؟
پاسخ: هیپوکسی تولید گلبول قرمز را تحریک می‌کند و هماتوکریت می‌تواند از حدود ۴۰–۴۵٪ به میانگین نزدیک ۶۰٪ برسد. ◦ «حدود ۳۰٪» ۳۰٪ با افزایش اریتروپوئز سازگار نیست. ◦ «حدود ۴۵٪» ۴۵٪ در محدوده معمول سطح دریا قرار دارد. ◦ «حدود ۸۰٪» ۸۰٪ مقدار متوسط سازگاری طبیعی ذکرشده نیست.
۱۸ غلظت هموگلوبین خون در سازگاری طولانی‌مدت با ارتفاع بالا معمولاً از حدود ۱۵ به چه مقداری می‌رسد؟
پاسخ: افزایش تولید گلبول قرمز غلظت هموگلوبین را به طور متوسط به حدود ۲۰ گرم در دسی‌لیتر می‌رساند. ◦ «حدود ۱۰ g/dL» ۱۰ g/dL نشان‌دهنده کاهش هموگلوبین است. ◦ «حدود ۱۵ g/dL» ۱۵ g/dL مقدار معمول پیش از سازگاری است. ◦ «حدود ۳۰ g/dL» ۳۰ g/dL بیش از مقدار متوسط ذکرشده است.
۱۹ در سازگاری با ارتفاع بالا، حجم خون معمولاً چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: حجم خون در سازگاری اغلب ۲۰ تا ۳۰٪ افزایش می‌یابد و همراه با افزایش غلظت هموگلوبین، هموگلوبین کل بدن را زیاد می‌کند. ◦ «حدود ۲۰ تا ۳۰٪ کاهش می‌یابد» کاهش ۲۰ تا ۳۰٪ خلاف پاسخ سازگاری ذکرشده است. ◦ «تقریباً نصف می‌شود» نصف شدن حجم خون رخداد سازگاری طبیعی نیست. ◦ «بدون تغییر می‌ماند» در فصل افزایش قابل توجه حجم خون ذکر شده است.
۲۰ ظرفیت انتشار طبیعی اکسیژن از غشای ریوی در استراحت تقریباً چقدر است؟
پاسخ: ظرفیت انتشار طبیعی اکسیژن حدود ۲۱ میلی‌لیتر در دقیقه به ازای هر میلی‌متر جیوه است. ◦ «۷ mL/min/mmHg» ۷ مقدار پایه ذکرشده نیست. ◦ «۴۰ mL/min/mmHg» ۴۰ از مقدار طبیعی استراحت بیشتر است. ◦ «۶۳ mL/min/mmHg» ۶۳ تقریباً سه برابر ظرفیت پایه و نزدیک مقادیر افزایش‌یافته است.
۲۱ کدام تغییر در سازگاری ارتفاع بالا مستقیماً سطح تبادل گاز را با گسترش شبکه مویرگی ریوی افزایش می‌دهد؟
پاسخ: افزایش حجم خون مویرگی، اتساع مویرگ‌ها و افزایش سطح مؤثر انتشار را ایجاد می‌کند. ◦ «کاهش حجم هوای ریه» حجم هوای ریه در سازگاری کاهش نمی‌یابد؛ افزایش آن به سطح تبادل کمک می‌کند. ◦ «کاهش فشار شریان ریوی» افزایش فشار شریان ریوی می‌تواند مویرگ‌های بیشتری را باز کند، نه کاهش آن. ◦ «کاهش تعداد مویرگ‌های باز» باز شدن تعداد بیشتر مویرگ‌ها ظرفیت انتشار را افزایش می‌دهد.
۲۲ برون‌ده قلبی بلافاصله پس از صعود به ارتفاع زیاد معمولاً چه تغییری می‌کند؟
پاسخ: در آغاز صعود، افزایش برون‌ده قلبی تا حدود ۳۰٪ به حفظ تحویل اکسیژن کمک می‌کند. ◦ «تا حدود ۳۰٪ کاهش می‌یابد» پاسخ اولیه کاهش برون‌ده نیست. ◦ «تقریباً سه برابر می‌شود» افزایش سه‌برابری برای برون‌ده قلبی ذکر نشده است. ◦ «از ابتدا بدون تغییر می‌ماند» پس از هفته‌ها به سمت طبیعی برمی‌گردد، نه اینکه از ابتدا ثابت باشد.
۲۳ چرا برون‌ده قلبی پس از چند هفته سازگاری دوباره به سمت طبیعی برمی‌گردد؟
پاسخ: با افزایش هماتوکریت و ظرفیت حمل اکسیژن، برای تحویل اکسیژن مشابه دیگر به برون‌ده قلبی بالا نیاز نیست. ◦ «کاهش هماتوکریت، جریان را جبران می‌کند» هماتوکریت در سازگاری افزایش می‌یابد نه کاهش. ◦ «کاهش تهویه، اکسیژن را حفظ می‌کند» تهویه در سازگاری افزایش می‌یابد. ◦ «افت هموگلوبین، نیاز قلب را کم می‌کند» هموگلوبین افزایش می‌یابد نه کاهش.
۲۴ در بافت‌های فعالِ فرد دچار هیپوکسی مزمن، کدام سازگاری محیطی برجسته‌تر است؟
پاسخ: هیپوکسی مزمن آنژیوژنز را تحریک می‌کند و تراکم مویرگی به‌ویژه در بافت‌های فعال افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش تعداد مویرگ‌ها» کاهش مویرگ‌ها انتقال اکسیژن را بدتر می‌کند. ◦ «کاهش فعالیت میتوکندری» در سازگاری سلولی، سیستم‌های اکسیداتیو اندکی افزایش می‌یابند. ◦ «کاهش خون‌رسانی پایه» خون‌رسانی و سازگاری مویرگی برای بهبود اکسیژن‌رسانی عمل می‌کنند.
۲۵ نقش اصلی HIF در پاسخ به هیپوکسی چیست؟
پاسخ: HIF یک فاکتور رونویسی حساس به اکسیژن است که ژن‌های مربوط به اکسیژن‌رسانی و متابولیسم را فعال می‌کند. ◦ «مهار همیشگی اریتروپوئز» HIF ژن اریتروپوئیتین را تحریک می‌کند نه مهار. ◦ «غیرفعال‌کردن VEGF» VEGF از ژن‌های تحت تحریک HIF است. ◦ «کاهش ظرفیت متابولیسم بی‌هوازی» ژن‌های آنزیم‌های گلیکولیتیک نیز توسط HIF تقویت می‌شوند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۴۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
۰/۲۵نمره
۰درست
۰غلط
۲۵نزده
۰۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۴۴ — ۲۵ سؤال آموزشی ۲

۲۵ سوال · آموزشی
حالت آموزشی: به‌محض انتخاب هر گزینه، پاسخ درست و توضیح تشریحی نمایش داده می‌شود. لازم نیست همه‌ی سوال‌ها را بزنی.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در حضور اکسیژن کافی، چه چیزی زیرواحدهای HIF را غیرفعال می‌کند؟
پاسخ: در شرایط اکسیژن کافی، HIF hydroxylases زیرواحدهای لازم برای فعالیت HIF را غیرفعال می‌کنند. ◦ «VEGF» VEGF یک ژن هدف HIF است. ◦ «Erythropoietin» Erythropoietin از محصولات مسیر HIF است. ◦ «Nitric oxide» Nitric oxide یکی از پاسخ‌های پایین‌دستی هیپوکسی است.
۲ در هیپوکسی، غیرفعال شدن HIF hydroxylases چه پیامدی دارد؟
پاسخ: در هیپوکسی، مهار HIF hydroxylases اجازه می‌دهد کمپلکس فعال HIF تشکیل شود و ژن‌های سازگاری بیان شوند. ◦ «توقف کامل اریتروپوئز» HIF اریتروپوئز را تقویت می‌کند. ◦ «مهار آنژیوژنز» HIF با تحریک VEGF آنژیوژنز را افزایش می‌دهد. ◦ «کاهش آنزیم‌های گلیکولیتیک» HIF بیان ژن‌های گلیکولیتیک را بالا می‌برد.
۳ کدام ژن هدف HIF مستقیماً با آنژیوژنز ارتباط دارد؟
پاسخ: HIF بیان VEGF را افزایش می‌دهد و از این راه آنژیوژنز را تحریک می‌کند. ◦ «Albumin» Albumin در فهرست اهداف اصلی HIF این فصل نیست. ◦ «Troponin» Troponin هدف سازگاری هیپوکسی ذکرشده نیست. ◦ «Renin» Renin در فهرست ژن‌های نمونه HIF این فصل نیامده است.
۴ در ارتفاع ۱۷٬۰۰۰ فوت، ظرفیت کار فرد سازگارنشده تقریباً چند درصد طبیعی است؟
پاسخ: جدول فصل ظرفیت کار فرد سازگارنشده در ۱۷٬۰۰۰ فوت را حدود ۵۰٪ طبیعی نشان می‌دهد. ◦ «۶۸٪» ۶۸٪ مربوط به فردی است که دو ماه سازگار شده است. ◦ «۸۷٪» ۸۷٪ مربوط به بومی ارتفاعات است. ◦ «۱۰۰٪» ۱۰۰٪ برای فرد سازگارنشده در این ارتفاع گزارش نشده است.
۵ در ارتفاع ۱۷٬۰۰۰ فوت، ظرفیت کار فردی که دو ماه سازگار شده تقریباً چقدر است؟
پاسخ: پس از دو ماه سازگاری، ظرفیت کار در ۱۷٬۰۰۰ فوت به حدود ۶۸٪ طبیعی می‌رسد. ◦ «۵۰٪ طبیعی» ۵۰٪ مربوط به فرد سازگارنشده است. ◦ «۸۷٪ طبیعی» ۸۷٪ مربوط به بومی ارتفاعات است. ◦ «۱۰۰٪ طبیعی» ظرفیت کار به ۱۰۰٪ کامل نمی‌رسد.
۶ کدام ویژگی در بومیان ارتفاعات بالا نسبت تهویه به جرم بدن را افزایش می‌دهد؟
پاسخ: رشد قفسه سینه و کاهش نسبی اندازه بدن، ظرفیت تهویه را نسبت به جرم بدن افزایش می‌دهد. ◦ «قفسه سینه کوچک‌تر و بدن بزرگ‌تر» این ترکیب نسبت تهویه به جرم را کم می‌کند. ◦ «کاهش اندازه قلب» قلب بومیان معمولاً بزرگ‌تر است. ◦ «کاهش هموگلوبین خون» هموگلوبین در سازگاری ارتفاعی افزایش می‌یابد.
۷ در بومیان ۱۵٬۰۰۰ فوت با PO₂ شریانی حدود ۴۰ mmHg، چرا محتوای O₂ شریانی می‌تواند زیاد باقی بماند؟
پاسخ: افزایش هموگلوبین ظرفیت حمل اکسیژن را بالا می‌برد و افت PO₂ را تا حدی جبران می‌کند. ◦ «به علت کاهش حجم خون» حجم خون کاهش نمی‌یابد. ◦ «به علت کاهش تهویه» تهویه در ارتفاع افزایش می‌یابد. ◦ «به علت افزایش نیتروژن خون» نیتروژن خون عامل اصلی افزایش محتوای اکسیژن نیست.
۸ سندروم بیماری حاد کوهستان معمولاً پس از صعود سریع به بالاتر از چه ارتفاعی دیده می‌شود؟
پاسخ: بیماری حاد کوهستان می‌تواند پس از صعود سریع به بالاتر از حدود ۸ تا ۹ هزار فوت رخ دهد. ◦ «حدود ۱٬۰۰۰ فوت» ۱٬۰۰۰ فوت معمولاً برای این سندرم کافی نیست. ◦ «حدود ۳٬۰۰۰ فوت» ۳٬۰۰۰ فوت زیر محدوده معمول ذکرشده است. ◦ «حدود ۲۰٬۰۰۰ فوت فقط» این بیماری محدود به ۲۰٬۰۰۰ فوت نیست.
۹ مکانیسم اصلی ادم مغزی حاد ارتفاع چیست؟
پاسخ: هیپوکسی عروق مغزی را گشاد می‌کند، فشار مویرگی را بالا می‌برد و نشت مایع را تسهیل می‌کند. ◦ «وازوکانستریکشن شدید مغزی» وازوکانستریکشن مغزی مکانیسم توضیح‌داده‌شده نیست. ◦ «کاهش نفوذپذیری اندوتلیوم» نفوذپذیری ممکن است افزایش یابد نه کاهش. ◦ «کاهش جریان خون مغز» جریان خون مغز در این مکانیسم افزایش می‌یابد.
۱۰ در ادم ریوی ارتفاع بالا، چرا برخی مویرگ‌های ریوی فشار بیشتری تحمل می‌کنند؟
پاسخ: انقباض ناهمگون آرتریول‌ها خون را به نواحی کمترمنقبض هدایت و فشار مویرگی موضعی را بالا می‌برد. ◦ «تمام عروق ریوی یکسان شل می‌شوند» در هیپوکسی وازودیلاتاسیون یکنواخت رخ نمی‌دهد. ◦ «فشار شریان ریوی کاهش می‌یابد» فشار ریوی در این وضعیت بالا می‌رود. ◦ «هیپوکسی فقط وریدهای ریوی را منقبض می‌کند» تمرکز مکانیسم بر آرتریول‌های ریوی است.
۱۱ کدام اقدام می‌تواند ادم ریوی حاد ارتفاع را ظرف چند ساعت معکوس کند؟
پاسخ: اکسیژن هیپوکسی و وازوکانستریکشن ریوی را کاهش می‌دهد و می‌تواند فرایند را ظرف چند ساعت برگرداند. ◦ «افزایش بیشتر ارتفاع» صعود بیشتر هیپوکسی را تشدید می‌کند. ◦ «قطع تهویه» کاهش تهویه PO₂ را بدتر می‌کند. ◦ «ایجاد هیپوکسی بیشتر» هیپوکسی بیشتر وازوکانستریکشن را تشدید می‌کند.
۱۲ کدام مجموعه بیشتر با بیماری مزمن کوهستان سازگار است؟
پاسخ: در بیماری مزمن کوهستان، اریتروسیتوز شدید، فشار بالای شریان ریوی و هیپرتروفی/نارسایی قلب راست دیده می‌شود. ◦ «آنمی، فشار ریوی پایین و قلب راست کوچک» الگو برعکس بیماری مزمن کوهستان است. ◦ «کاهش ویسکوزیته و افزایش جریان بافتی» ویسکوزیته افزایش می‌یابد و می‌تواند جریان را کم کند. ◦ «کاهش شنت ریوی و بهبود اکسیژناسیون» شنت ریوی می‌تواند افزایش یابد و هیپوکسی را بدتر کند.
۱۳ در فرمول نیروی گریز از مرکز f=mv²/r، دو برابر شدن سرعت چه اثری بر نیرو دارد؟
پاسخ: چون نیرو با مربع سرعت متناسب است، دو برابر شدن v باعث چهار برابر شدن f می‌شود. ◦ «نیرو را دو برابر می‌کند» وابستگی خطی به سرعت وجود ندارد. ◦ «نیرو را نصف می‌کند» افزایش سرعت نیرو را کاهش نمی‌دهد. ◦ «نیرو را بدون تغییر می‌گذارد» نیرو با تغییر سرعت ثابت نمی‌ماند.
۱۴ اگر سرعت ثابت بماند، کاهش شعاع گردش هواپیما چه اثری بر نیروی گریز از مرکز دارد؟
پاسخ: نیرو با ۱/r متناسب است؛ گردش تندتر با شعاع کمتر نیروی بیشتری ایجاد می‌کند. ◦ «نیرو را کاهش می‌دهد» کاهش شعاع اثر معکوس دارد و نیرو را بیشتر می‌کند. ◦ «نیرو را صفر می‌کند» نیرو در شعاع محدود صفر نمی‌شود. ◦ «هیچ اثری ندارد» شعاع یکی از عوامل تعیین‌کننده نیروست.
۱۵ در تعریف G، +1 G تقریباً معادل چیست؟
پاسخ: +1 G همان نیروی معمول ناشی از جاذبه و برابر وزن بدن است. ◦ «دو برابر وزن بدن» دو برابر وزن با +2 G سازگار است. ◦ «نصف وزن بدن» نصف وزن +0.5 G خواهد بود. ◦ «نیرویی رو به دور از صندلی» نیروی رو به دور از صندلی به G منفی مربوط است.
۱۶ مهم‌ترین پیامد +G برای گردش خون چیست؟
پاسخ: در +G خون به سمت پایین بدن رانده می‌شود، pooling افزایش می‌یابد و بازگشت وریدی کم می‌شود. ◦ «جابجایی خون به سر» جابجایی به سر بیشتر با G منفی دیده می‌شود. ◦ «افزایش مستقیم بازگشت وریدی» بازگشت وریدی کاهش می‌یابد. ◦ «کاهش تجمع خون در پاها» تجمع خون در پاها افزایش می‌یابد.
۱۷ در +5 G و حالت ایستاده بی‌حرکت، فشار وریدهای پا تقریباً به چه مقداری می‌رسد؟
پاسخ: فشار وریدی پا در +5 G و وضعیت ایستاده می‌تواند تا حدود ۴۵۰ میلی‌متر جیوه افزایش یابد. ◦ «حدود ۵۵ mmHg» ۵۵ mmHg مربوط به فشار سیستولی بالاتنه پس از جبران +3.3 G است. ◦ «حدود ۱۵۰ mmHg» ۱۵۰ mmHg مقدار شاخص این حالت نیست. ◦ «حدود ۳۰۰ mmHg» حدود ۳۰۰ mmHg برای وضعیت نشسته در +5 G ذکر شده است.
۱۸ پس از اعمال ناگهانی +3.3 G، بازیابی نسبی فشار شریانی بالاتنه عمدتاً ناشی از چیست؟
پاسخ: افت فشار شریانی رفلکس بارورسپتور را فعال می‌کند و طی ۱۰ تا ۱۵ ثانیه فشار را تا حدی بازمی‌گرداند. ◦ «مهار سمپاتیک» مهار سمپاتیک افت فشار را بدتر می‌کند. ◦ «کاهش ضربان قلب» کاهش ضربان قلب کمک‌کننده نیست. ◦ «شل شدن عروق پایین‌تنه» شل شدن عروق پایین‌تنه pooling را بیشتر می‌کند.
۱۹ Blackout ناشی از +G شدید معمولاً از چه محدوده‌ای رخ می‌دهد؟
پاسخ: شتاب مثبت بیش از حدود ۴ تا ۶ G می‌تواند ظرف چند ثانیه blackout ایجاد کند. ◦ «حدود ۱ G» ۱ G وضعیت معمول جاذبه است. ◦ «حدود ۲ G» ۲ G به‌تنهایی محدوده کلاسیک blackout نیست. ◦ «حدود ۲۰ G فقط» ۲۰ G بیشتر با آستانه شکست مهره‌ها مرتبط است.
۲۰ آستانه تقریبی شکست مهره‌ها در فرد متوسطِ نشسته تحت شتاب مثبت چقدر است؟
پاسخ: فصل تحمل مهره‌ها را در وضعیت نشسته تا حدود ۲۰ G پیش از شکست ذکر می‌کند. ◦ «حدود ۳ G» ۳ G بسیار کمتر از آستانه شکست مهره‌هاست. ◦ «حدود ۵ G» ۵ G بیشتر با خطر blackout مربوط است. ◦ «حدود ۱۰ G» ۱۰ G هنوز پایین‌تر از عدد شاخص شکست مهره‌هاست.
۲۱ Redout در G منفی شدید عمدتاً به چه علت رخ می‌دهد؟
پاسخ: در G منفی خون به سر و چشم‌ها رانده می‌شود و پرخونی شدید چشم‌ها می‌تواند redout ایجاد کند. ◦ «ایسکمی شبکیه در اثر pooling پاها» pooling پاها ویژگی G مثبت است. ◦ «کاهش فشار خون سر» فشار سر در G منفی افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش فشار مایع مغزی نخاعی» CSF نیز به سمت سر رانده می‌شود و فشارش بالا می‌رود.
۲۲ چرا عروق داخل جمجمه در G منفی شدید کمتر از انتظار پاره می‌شوند؟
پاسخ: CSF همزمان به سمت سر رانده می‌شود و با افزایش فشار خارجی از عروق مغزی حمایت می‌کند. ◦ «فشار خون مغز کاهش می‌یابد» فشار خون مغزی در G منفی شدید بالا می‌رود. ◦ «CSF از جمجمه خارج می‌شود» CSF به سمت سر رانده می‌شود نه خارج. ◦ «وریدهای مغزی کاملاً بسته می‌شوند» بسته‌شدن کامل وریدها مکانیسم محافظتی ذکرشده نیست.
۲۳ لباس ضد G چگونه از collapse گردش خون جلوگیری می‌کند؟
پاسخ: کیسه‌های فشاری لباس ضد G با فشردن پاها و شکم از تجمع خون در پایین بدن جلوگیری می‌کنند. ◦ «با کاهش فشار روی اندام‌ها» کاهش فشار pooling را بیشتر می‌کند. ◦ «با افزایش pooling وریدی» هدف لباس کاهش pooling است. ◦ «با کاهش تون عضلات شکم» انقباض و فشردگی شکم مفید است نه کاهش تون.
۲۴ چرا صندلی نیمه‌خوابیده برای فضانورد در شتاب شدید پرتاب مفید است؟
پاسخ: قرارگیری نیمه‌خوابیده عرضی نسبت به محور شتاب تحمل شتاب‌های چند G را افزایش می‌دهد. ◦ «برای افزایش pooling در پاها» هدف کاهش جابجایی نامطلوب خون است نه افزایش آن. ◦ «برای افزایش G منفی سر» G منفی سر هدف این وضعیت نیست. ◦ «برای حذف کامل شتاب خطی» صندلی شتاب را حذف نمی‌کند، تحمل بدن را بهتر می‌کند.
۲۵ در اقامت طولانی در میکروگرانش، کدام مجموعه انتظار می‌رود؟
پاسخ: میکروگرانش طولانی باعث کاهش حجم خون، توده RBC، قدرت عضله، برون‌ده قلبی بیشینه و توده استخوان می‌شود. ◦ «افزایش حجم خون و توده استخوان» حجم خون و استخوان کاهش می‌یابند. ◦ «افزایش حداکثر برون‌ده قلبی» حداکثر برون‌ده قلبی کاهش می‌یابد. ◦ «افزایش توده گلبول قرمز و عضله» توده RBC و عضله نیز کاهش می‌یابد.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۱

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ بیماری با RBCهایی که با Anti-A و Anti-B هیچ‌کدام آگلوتینه نمی‌شوند مراجعه کرده است. کدام الگوی پلاسما با این یافته سازگار است؟
پاسخ: عدم آگلوتیناسیون با هر دو سرم نشان‌دهنده گروه O است؛ گروه O در پلاسما هر دو آگلوتینین Anti-A و Anti-B را دارد. ◦ «فقط Anti-A» فقط Anti-A: این الگو مربوط به گروه B است. ◦ «فقط Anti-B» فقط Anti-B: این الگو مربوط به گروه A است. ◦ «فاقد هر دو» فاقد هر دو: این الگو مربوط به گروه AB است.
۲ RBC فردی فقط با Anti-B آگلوتینه می‌شود. کدام ژنوتیپ می‌تواند متعلق به او باشد؟
پاسخ: واکنش فقط با Anti-B نشان‌دهنده گروه B است؛ ژنوتیپ‌های ممکن B شامل OB و BB هستند. ◦ «AA» AA: ژنوتیپ AA گروه A ایجاد می‌کند. ◦ «OA» OA: ژنوتیپ OA نیز گروه A ایجاد می‌کند. ◦ «AB» AB: ژنوتیپ AB با هر دو Anti-A و Anti-B واکنش می‌دهد.
۳ در یک واکنش ABO، چرا با وجود حجم کم خون تزریق‌شده، آگلوتیناسیون RBCهای دهنده می‌تواند شدید باشد؟
پاسخ: حجم کم خون دهنده آگلوتینین‌های موجود در پلاسماى گیرنده را به‌طور قابل‌توجه رقیق نمی‌کند؛ بنابراین آن‌ها می‌توانند RBCهای ناسازگار دهنده را هدف بگیرند. ◦ «آنتی‌بادی دهنده غلیظ می‌شود» آنتی‌بادی دهنده غلیظ می‌شود: برعکس، پلاسمای دهنده در گیرنده رقیق می‌شود. ◦ «RBC گیرنده فاقد آنتی‌ژن است» RBC گیرنده فاقد آنتی‌ژن است: شدت واکنش با باقی‌ماندن تیتر آگلوتینین‌های گیرنده توضیح داده می‌شود. ◦ «کمپلمان همیشه مهار می‌شود» کمپلمان همیشه مهار می‌شود: در برخی واکنش‌ها کمپلمان فعال و همولیز فوری ایجاد می‌شود.
۴ فردی گروه A دارد و به‌اشتباه RBCهای گروه B دریافت می‌کند. کدام تعامل مستقیماً آغازگر واکنش است؟
پاسخ: فرد گروه A در پلاسما Anti-B دارد؛ این آنتی‌بادی به آنتی‌ژن B روی RBCهای دهنده متصل و آگلوتیناسیون را آغاز می‌کند. ◦ «Anti-A گیرنده با RBC دهنده» Anti-A گیرنده با RBC دهنده: فرد گروه A به‌طور طبیعی Anti-A ندارد. ◦ «Anti-B دهنده با RBC گیرنده» Anti-B دهنده با RBC گیرنده: پلاسمای دهنده رقیق می‌شود و این مسیر معمولاً واکنش اصلی نیست. ◦ «Anti-D گیرنده با RBC دهنده» Anti-D گیرنده با RBC دهنده: سؤال درباره ناسازگاری ABO است و وجود Anti-D از اطلاعات داده‌شده نتیجه نمی‌شود.
۵ در فرد گروه AB، تزریق RBC گروه A از دیدگاه آگلوتینین‌های ABO گیرنده چه ویژگی‌ای دارد؟
پاسخ: پلاسمای گروه AB فاقد Anti-A و Anti-B است؛ بنابراین از نظر آگلوتینین‌های ABO گیرنده، RBC گروه A هدف این دو آنتی‌بادی قرار نمی‌گیرد. ◦ «گیرنده Anti-A دارد» گیرنده Anti-A دارد: گروه AB به‌طور طبیعی Anti-A ندارد. ◦ «گیرنده Anti-B دارد» گیرنده Anti-B دارد: گروه AB به‌طور طبیعی Anti-B ندارد. ◦ «گیرنده هر دو را دارد» گیرنده هر دو را دارد: وجود هر دو آگلوتینین ویژگی گروه O است.
۶ اگر آنتی‌بادی‌ای با ۱۰ محل اتصال در ناسازگاری ABO غالب باشد، کدام پیامد مستقیم محتمل‌تر است؟
پاسخ: IgM دارای ۱۰ محل اتصال است و می‌تواند چندین RBC را هم‌زمان به هم متصل کند و آگلوتیناسیون مؤثری ایجاد کند. ◦ «مهار کامل کمپلمان» مهار کامل کمپلمان: IgM می‌تواند در همولیز حاد از راه فعال‌سازی کمپلمان نقش داشته باشد. ◦ «توقف تولید بیلی‌روبین» توقف تولید بیلی‌روبین: بیلی‌روبین پس از تخریب RBC افزایش می‌یابد. ◦ «کاهش نفوذپذیری غشا» کاهش نفوذپذیری غشا: در همولیز کمپلمان، منافذ غشایی و افزایش نفوذپذیری رخ می‌دهد.
۷ در ناسازگاری شدید، فعال‌شدن membrane attack complex چه پیامدی دارد؟
پاسخ: membrane attack complex در غشای RBC منافذ یونی ایجاد می‌کند و با برهم‌زدن تعادل اسمزی موجب لیز سلول می‌شود. ◦ «بلوک ساخت IgM» بلوک ساخت IgM: MAC روی غشای هدف عمل می‌کند، نه بر تولید آنتی‌بادی. ◦ «افزایش HLA» افزایش HLA: HLA در رد پیوند مطرح است. ◦ «تبدیل Hb به هپتوگلوبین» تبدیل Hb به هپتوگلوبین: هپتوگلوبین هموگلوبین آزاد را متصل می‌کند، اما آن را تبدیل نمی‌کند.
۸ بیماری پس از transfusion mismatch دچار افت فشار، الیگوری و هموگلوبینوری شده است. کدام مجموعه مکانیسم‌ها بیشترین تطابق را با AKI دارد؟
پاسخ: سه مکانیسم اصلی AKI پس از واکنش انتقال خون عبارت‌اند از وازوکانستریکشن کلیوی، کاهش فشار و جریان خون ناشی از شوک، و انسداد توبول‌ها با هموگلوبین رسوب‌کرده. ◦ «وازودیلاتاسیون، فشار بالا، دیورز» وازودیلاتاسیون، فشار بالا، دیورز: جهت تغییرات اصلی برعکس است. ◦ «افزایش GFR، آلکالوز، همولیز کم» افزایش GFR، آلکالوز، همولیز کم: متن کاهش جریان و خطر انسداد را مطرح می‌کند. ◦ «احتباس صفرا، تاکی‌کاردی، پلی‌اوری» احتباس صفرا، تاکی‌کاردی، پلی‌اوری: این مجموعه سه علت اصلی renal shutdown نیست.
۹ اگر ظرفیت اتصال هپتوگلوبین به هموگلوبین آزاد اشباع شود، کدام رویداد بعدی محتمل‌تر است؟
پاسخ: وقتی مقدار هموگلوبین آزاد از ظرفیت هپتوگلوبین بیشتر شود، بخش اضافی از گلومرول عبور کرده و وارد توبول‌های کلیه می‌شود. ◦ «افزایش ساخت Anti-A» افزایش ساخت Anti-A: ارتباطی با اشباع هپتوگلوبین ندارد. ◦ «توقف همولیز» توقف همولیز: اشباع هپتوگلوبین پیامد همولیز شدید است، نه عامل توقف آن. ◦ «مهار بازجذب آب» مهار بازجذب آب: برعکس، ادامه بازجذب آب غلظت Hb توبولی را بالا می‌برد.
۱۰ در توبولی که مقدار زیادی هموگلوبین آزاد وارد آن شده است، چرا ادامه بازجذب آب وضعیت را بدتر می‌کند؟
پاسخ: بازجذب آب باعث افزایش غلظت هموگلوبین در مایع توبولی می‌شود و احتمال رسوب و انسداد توبول را بالا می‌برد. ◦ «Hb رقیق‌تر می‌شود» Hb رقیق‌تر می‌شود: بازجذب آب غلظت Hb را افزایش می‌دهد. ◦ «هپتوگلوبین ساخته می‌شود» هپتوگلوبین ساخته می‌شود: هپتوگلوبین پروتئین پلاسماست و این مکانیسم در توبول رخ نمی‌دهد. ◦ «کمپلمان غیرفعال می‌شود» کمپلمان غیرفعال می‌شود: انسداد توبولی مستقل از غیرفعال‌شدن کمپلمان است.
۱۱ فرد Rh منفی برای نخستین بار خون Rh مثبت دریافت می‌کند. دو هفته بعد کدام روند با متن سازگارتر است؟
پاسخ: پس از نخستین مواجهه، Anti-Rh طی هفته‌های بعد افزایش می‌یابد و می‌تواند RBCهای Rh مثبت باقی‌مانده را آگلوتینه و به‌صورت تأخیری تخریب کند. ◦ «عدم تغییر پایدار در ایمنی» عدم تغییر پایدار در ایمنی: مواجهه می‌تواند حساس‌سازی ایجاد کند. ◦ «واکنش فوری شدید در همان لحظه» واکنش فوری شدید در همان لحظه: در فرد بدون مواجهه قبلی معمولاً واکنش فوری قابل‌توجه رخ نمی‌دهد. ◦ «حذف کامل D بدون پاسخ ایمنی» حذف کامل D بدون پاسخ ایمنی: D آنتی‌ژن قوی است و می‌تواند پاسخ ایمنی ایجاد کند.
۱۲ همان فرد Rh منفی چند ماه بعد دوباره خون Rh مثبت دریافت می‌کند. نسبت به نوبت اول چه تغییری انتظار می‌رود؟
پاسخ: مواجهه قبلی فرد را حساس کرده است؛ بنابراین transfusion بعدی می‌تواند واکنش فوری‌تر و بسیار شدیدتری ایجاد کند. ◦ «واکنش ضعیف‌تر و دیرتر» واکنش ضعیف‌تر و دیرتر: پاسخ ثانویه پس از حساس‌سازی تقویت می‌شود. ◦ «عدم تولید آنتی‌بادی» عدم تولید آنتی‌بادی: فرد پیش‌تر Anti-Rh ساخته است. ◦ «فقط پاسخ ABO» فقط پاسخ ABO: واکنش Rh مستقل از ناسازگاری ABO نیز می‌تواند رخ دهد.
۱۳ مادر Rh منفی پس از یک بارداری Rh مثبت حساس شده است. در بارداری بعدی، مهم‌ترین مسیر آسیب جنین کدام است؟
پاسخ: Anti-Rh مادری از جفت عبور می‌کند، به RBCهای Rh مثبت جنین متصل می‌شود و آگلوتیناسیون و همولیز ایجاد می‌کند. ◦ «عبور HLA جنینی به کبد» عبور HLA جنینی به کبد: مکانیسم اصلی erythroblastosis نیست. ◦ «تولید Anti-D توسط جنین» تولید Anti-D توسط جنین: آنتی‌بادی آسیب‌زا از مادر می‌آید. ◦ «مهار ماکروفاژهای جنین» مهار ماکروفاژهای جنین: ماکروفاژها در متابولیسم هموگلوبین و همولیز نقش دارند، نه اینکه مهارشان علت بیماری باشد.
۱۴ نوزاد مبتلا به erythroblastosis پس از تولد هنوز همولیز ادامه‌دار دارد. علت اصلی تداوم چیست؟
پاسخ: Anti-Rh مادری می‌تواند ۱ تا ۲ ماه پس از تولد در خون نوزاد باقی بماند و همچنان RBCها را تخریب کند. ◦ «تولید دائمی Anti-D توسط نوزاد» تولید دائمی Anti-D توسط نوزاد: عامل اصلی آنتی‌بادی مادری است. ◦ «افزایش HLA مادر» افزایش HLA مادر: HLA ارتباط مستقیمی با ادامه همولیز Rh ندارد. ◦ «کاهش هموگلوبین جنینی» کاهش هموگلوبین جنینی: خود کاهش Hb علت تداوم تخریب نیست.
۱۵ در یک نوزاد erythroblastotic، کدام یافته بهترین شاهد تلاش جبرانی برای کم‌خونی است؟
پاسخ: خون‌سازی شدید جبرانی باعث بزرگی کبد و طحال و ورود فرم‌های نابالغ هسته‌دار RBC به گردش خون می‌شود. ◦ «کاهش حجم کبد» کاهش حجم کبد: کبد معمولاً در خون‌سازی جبرانی بزرگ می‌شود. ◦ «کاهش فعالیت طحال» کاهش فعالیت طحال: طحال نیز در تولید RBC فعال‌تر می‌شود. ◦ «افت تولید مغز استخوان» افت تولید مغز استخوان: پاسخ جبرانی با افزایش تولید سلول‌های اریتروئید همراه است.
۱۶ هدف فیزیولوژیک exchange transfusion با Rh-negative RBC در نوزاد چیست؟
پاسخ: جایگزینی RBCهای Rh مثبت با Rh منفی، تعداد سلول‌های هدف Anti-Rh را کم می‌کند و هم‌زمان با خارج‌کردن خون، بار بیلی‌روبین را کاهش می‌دهد. ◦ «حفظ آنتی‌ژن D در گردش» حفظ آنتی‌ژن D در گردش: هدف کاهش سلول‌های حامل D است. ◦ «تحریک پاسخ Anti-D نوزاد» تحریک پاسخ Anti-D نوزاد: درمان برای کاهش آسیب آنتی‌بادی است. ◦ «افزایش همولیز برای حذف RBCها» افزایش همولیز برای حذف RBCها: هدف درمان مهار پیامدهای همولیز است.
۱۷ چرا RBCهای Rh منفی تزریق‌شده در exchange transfusion برای چند هفته مفید می‌مانند؟
پاسخ: RBCهای Rh منفی فاقد آنتی‌ژن D هدف هستند و تا زمانی که Anti-Rh مادری کاهش یابد، کمتر در معرض تخریب آن قرار می‌گیرند. ◦ «دارای آنتی‌ژن D فراوان‌اند» دارای آنتی‌ژن D فراوان‌اند: Rh منفی بودن یعنی نبود D. ◦ «کمپلمان را فعال می‌کنند» کمپلمان را فعال می‌کنند: هدف درمان کاهش تخریب ایمنی است. ◦ «بیلی‌روبین تولید نمی‌کنند» بیلی‌روبین تولید نمی‌کنند: هر RBC در صورت تخریب می‌تواند هموگلوبین آزاد کند؛ مزیت اصلی نبود D است.
۱۸ در پیشگیری Rh، تزریق Anti-D به مادر چگونه می‌تواند پاسخ B-cell علیه D را کاهش دهد؟
پاسخ: Anti-D تزریقی به RBCهای جنینی حامل D که وارد خون مادر شده‌اند متصل می‌شود و پاسخ ایمنی مادر علیه D را مختل می‌کند؛ متن همچنین مهار تولید آنتی‌بادی B-cell را مطرح می‌کند. ◦ «با ساخت آنتی‌ژن D جدید» با ساخت آنتی‌ژن D جدید: چنین مکانیسمی ذکر نشده و خلاف هدف پیشگیری است. ◦ «با افزایش IL-2» با افزایش IL-2: افزایش IL-2 پاسخ لنفوسیتی را تقویت می‌کند، نه مهار. ◦ «با فعال‌کردن calcineurin» با فعال‌کردن calcineurin: این مسیر در بحث immunosuppression پیوند مطرح می‌شود.
۱۹ اگر یک فرد ژنوتیپ AB داشته باشد، کدام ویژگی هم‌زمان درباره RBC و پلاسما درست است؟
پاسخ: ژنوتیپ AB هر دو آگلوتینوژن A و B را بیان می‌کند و پلاسما معمولاً فاقد Anti-A و Anti-B است. ◦ «فقط A روی RBC، Anti-B» فقط A روی RBC، Anti-B: این الگوی گروه A است. ◦ «فقط B روی RBC، Anti-A» فقط B روی RBC، Anti-A: این الگوی گروه B است. ◦ «فاقد A/B روی RBC، هر دو آنتی‌بادی» فاقد A/B روی RBC، هر دو آنتی‌بادی: این الگوی گروه O است.
۲۰ فردی ژنوتیپ OO دارد. کدام استدلال درباره فنوتیپ او درست است؟
پاسخ: آلل O آگلوتینوژن قابل‌توجهی ایجاد نمی‌کند؛ ژنوتیپ OO بنابراین فاقد A و B روی RBC و دارای گروه O است. ◦ «O غالب بر A و B است» O غالب بر A و B است: O نسبت به هر دو مغلوب است. ◦ «A و B را هم‌زمان بیان می‌کند» A و B را هم‌زمان بیان می‌کند: این ویژگی ژنوتیپ AB است. ◦ «فقط Anti-B تولید می‌کند» فقط Anti-B تولید می‌کند: گروه O هر دو Anti-A و Anti-B را دارد.
۲۱ در کودکی که هنوز کمتر از چند ماه دارد، چرا پیش‌بینی تیتر بالای طبیعی Anti-A/Anti-B مناسب نیست؟
پاسخ: تولید آگلوتینین‌های طبیعی ABO عمدتاً پس از تولد و از حدود ۲ تا ۸ ماهگی آغاز می‌شود؛ در بدو تولد مقدارشان تقریباً صفر است. ◦ «RBCها هنوز آنتی‌ژن ندارند» RBCها هنوز آنتی‌ژن ندارند: آنتی‌ژن‌های ABO ژنتیکی‌اند و بحث کمبود اولیه مربوط به آنتی‌بادی است. ◦ «HLA جای ABO را می‌گیرد» HLA جای ABO را می‌گیرد: این دو سیستم نقش‌های متفاوت دارند. ◦ «IgM در کودکی وجود ندارد» IgM در کودکی وجود ندارد: متن چنین ادعایی ندارد؛ مسئله زمان تشکیل آگلوتینین‌های اختصاصی است.
۲۲ اگر در blood typing هر دو لوله Anti-A و Anti-B منفی باشند، کدام نتیجه‌گیری از خود آزمون مستقیم‌تر است؟
پاسخ: عدم آگلوتیناسیون در هر دو مخلوط مستقیماً نشان می‌دهد RBCها فاقد آگلوتینوژن A و B و در نتیجه گروه O هستند. ◦ «پلاسما فاقد آنتی‌بادی است» پلاسما فاقد آنتی‌بادی است: آزمون توصیف‌شده RBCها را با Anti-A/Anti-B خارجی می‌سنجد. ◦ «فرد Rh منفی است» فرد Rh منفی است: این آزمایش D را بررسی نمی‌کند. ◦ «فرد HLA مشابه دارد» فرد HLA مشابه دارد: tissue typing مستقل از ABO typing است.
۲۳ اگر فرد گروه B در blood typing با Anti-A نیز آگلوتینه شود، کدام تفسیر با جدول فصل ناسازگار است؟
پاسخ: طبق جدول، RBC گروه B با Anti-A نباید آگلوتینه و با Anti-B باید آگلوتینه شود؛ مثبت‌شدن Anti-A با برچسب B سازگار نیست. ◦ «وجود واکنش Anti-A نیازمند بازبینی است» وجود واکنش Anti-A نیازمند بازبینی است: این نتیجه منطقی و با جدول سازگار است. ◦ «گروه AB با هر دو مثبت می‌شود» گروه AB با هر دو مثبت می‌شود: این الگوی صحیح AB است. ◦ «گروه O با هر دو منفی است» گروه O با هر دو منفی است: این الگوی صحیح O است.
۲۴ در همولیز حاد ABO، چرا IgM نسبت به بسیاری از آنتی‌بادی‌ها برای لیز داخل‌عروقی مهم‌تر است؟
پاسخ: متن بیان می‌کند همولیز فوری نیازمند آنتی‌بادی مناسب و تیتر بالا است و این hemolysinها عمدتاً IgM هستند که کمپلمان را فعال می‌کنند. ◦ «همیشه از جفت عبور می‌کند» همیشه از جفت عبور می‌کند: ویژگی مورد بحث برای لیز حاد، فعال‌سازی کمپلمان است. ◦ «فقط یک محل اتصال دارد» فقط یک محل اتصال دارد: IgM دارای ۱۰ محل اتصال است. ◦ «HLA را حذف می‌کند» HLA را حذف می‌کند: HLA ارتباطی با مکانیسم لیز ABO ندارد.
۲۵ کدام توالی برای یک واکنش شدید ناسازگاری خونی منطقی‌تر است؟
پاسخ: در ناسازگاری، ابتدا اتصال آنتی‌بادی و آگلوتیناسیون/همولیز رخ می‌دهد؛ هموگلوبین آزاد و شوک سپس می‌توانند به آسیب حاد کلیه منجر شوند. ◦ «HLA typing ← همولیز ← Anti-D ← دیورز» HLA typing ← همولیز ← Anti-D ← دیورز: HLA typing روند تشخیصی پیوند است و این توالی فیزیولوژیک نیست. ◦ «همولیز ← ساخت D ← افزایش GFR ← یرقان» همولیز ← ساخت D ← افزایش GFR ← یرقان: آنتی‌ژن D ساخته نمی‌شود و GFR در شوک کاهش می‌یابد. ◦ «Anti-D ← xenograft ← Hb آزاد ← پلی‌اوری» Anti-D ← xenograft ← Hb آزاد ← پلی‌اوری: این عناصر به یک زنجیره واحد واکنش انتقال خون مربوط نیستند.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
پاسخ‌گویی: ۰٪
—نمره
—درست
—غلط
۲۵نزده
۲۰:۰۰

فیزیولوژی گایتون فصل ۳۶ — آزمون آفلاین ۲

۲۵ سوال · آزمون
این یک آزمون است: پاسخ‌ها و رنگ درست/غلط فقط پس از «ثبت آزمون» یا پایان زمان نمایش داده می‌شوند.
برای ذخیره‌ی نتیجه‌ات وارد شو. بدون ورود هم کار می‌کند، ولی نتیجه ذخیره نمی‌شود.
۱ در یک پیوند پوست از ساعد بیمار به ناحیه سوختگی همان بیمار، مهم‌ترین علت بقای طولانی graft چیست؟
پاسخ: این پیوند autograft است؛ آنتی‌ژن‌های بافتی با گیرنده یکسان‌اند و در صورت خون‌رسانی مناسب معمولاً رد ایمنی رخ نمی‌دهد. ◦ «مهار کامل T cell با دارو» مهار کامل T cell با دارو: autograft معمولاً به immunosuppression نیاز ندارد. ◦ «نبود HLA در پوست» نبود HLA در پوست: HLA روی بافت‌ها وجود دارد. ◦ «نبود خون‌رسانی در graft» نبود خون‌رسانی در graft: برای بقای graft خون‌رسانی کافی ضروری است.
۲ پیوند کلیه بین دوقلوهای همسان نسبت به دو خواهر غیرهمسان چه مزیت ایمنی اصلی دارد؟
پاسخ: دوقلوهای همسان از نظر HLA تطابق دقیق دارند و به همین دلیل رد ایمنی پیوند میان آن‌ها تقریباً رخ نمی‌دهد. ◦ «نبود RBC در کلیه» نبود RBC در کلیه: بافت کلیه خود آنتی‌ژن‌های بافتی دارد. ◦ «فقدان T cell گیرنده» فقدان T cell گیرنده: گیرنده سیستم ایمنی طبیعی دارد. ◦ «افزایش IgM» افزایش IgM: افزایش آنتی‌بادی مزیت ضدرد محسوب نمی‌شود.
۳ کدام پیوند بدون درمان ضدرد معمولاً شدیدترین واکنش ایمنی را ایجاد می‌کند؟
پاسخ: به‌دلیل تفاوت زیاد آنتی‌ژنی بین گونه‌ها، xenograft معمولاً واکنش ایمنی شدید و مرگ graft در ۱ روز تا ۵ هفته ایجاد می‌کند. ◦ «Autograft» Autograft: آنتی‌ژن‌ها با گیرنده یکسان‌اند. ◦ «Isograft» Isograft: دوقلوهای همسان تطابق بسیار بالا دارند. ◦ «Allograft» Allograft: می‌تواند رد شود، اما xenograft در متن شدیدترین ناسازگاری را نشان می‌دهد.
۴ در tissue typing کلاسیک، پس از افزودن antisera و complement به لنفوسیت‌ها چه چیزی سنجیده می‌شود؟
پاسخ: پس از incubation، آسیب غشای لنفوسیت با سنجش ورود یک رنگ ویژه به سلول ارزیابی می‌شود. ◦ «تولید هموگلوبین» تولید هموگلوبین: لنفوسیت‌ها هموگلوبین تولید نمی‌کنند. ◦ «تیتر Anti-D» تیتر Anti-D: این آزمون برای HLA است، نه Rh. ◦ «فراوانی پلاکت» فراوانی پلاکت: معیار ذکرشده uptake رنگ توسط لنفوسیت‌هاست.
۵ چرا تطابق کامل تمام HLAها در همه پیوندهای موفق الزامی نیست؟
پاسخ: متن بیان می‌کند بعضی HLAها آنتی‌ژنیک شدید نیستند؛ بنابراین عدم تطابق محدود در برخی از آن‌ها ممکن است با پذیرش allograft سازگار باشد. ◦ «HLA فقط روی RBC است» HLA فقط روی RBC است: HLA روی WBC و سلول‌های بافتی وجود دارد. ◦ «T cell HLA را نمی‌شناسد» T cell HLA را نمی‌شناسد: T cellها در رد graft نقش مهمی دارند. ◦ «همه HLAها یکسان‌اند» همه HLAها یکسان‌اند: حدود ۱۵۰ نوع HLA و ترکیبات بسیار متنوع وجود دارد.
۶ در میان بستگان، کدام تطابق طبق متن معمولاً بیشترین موفقیت tissue matching را دارد؟
پاسخ: بهترین موفقیت تطابق بافتی در بستگان نزدیک مانند بستگان نزدیک گزارش شده است؛ دوقلوهای همسان تطابق دقیق دارند. ◦ «دو فرد تصادفی» دو فرد تصادفی: احتمال تطابق HLA کمتر است. ◦ «دو گونه متفاوت» دو گونه متفاوت: xenograft بیشترین اختلاف آنتی‌ژنی را دارد. ◦ «هر دو گروه O» هر دو گروه O: ABO یکسان به‌تنهایی تضمین‌کننده HLA مناسب نیست.
۷ در فرد با سیستم ایمنی سالم، allograft بدون درمان معمولاً چه سرنوشتی دارد؟
پاسخ: بدون سرکوب ایمنی، allograft در افراد با سیستم ایمنی سالم معمولاً بیش از چند روز یا هفته در برابر رد دوام نمی‌آورد. ◦ «سال‌ها بدون رد باقی می‌ماند» سال‌ها بدون رد باقی می‌ماند: بقای طولانی معمولاً به تطابق و immunosuppression نیاز دارد. ◦ «همیشه در چند دقیقه می‌میرد» همیشه در چند دقیقه می‌میرد: زمان رد allograft معمولاً روزها تا هفته‌هاست. ◦ «به autograft تبدیل می‌شود» به autograft تبدیل می‌شود: نوع graft با منبع بافت تغییر نمی‌کند.
۸ برای کاهش رد بافتی، سرکوب کدام بازوی ایمنی بیشترین اهمیت مستقیم دارد؟
پاسخ: T cellها بخش اصلی سیستم ایمنی در کشتن سلول‌های graft شده‌اند؛ بنابراین مهار آن‌ها برای پیشگیری از رد اهمیت ویژه دارد. ◦ «RBCها» RBCها: نقش اصلی در رد سلولی graft را ندارند. ◦ «پلاکت‌ها» پلاکت‌ها: هدف اصلی درمان ضدرد نیستند. ◦ «نوتروفیل‌ها» نوتروفیل‌ها: متن تأکید اصلی را بر T cellها دارد.
۹ گلوکوکورتیکوئیدها در پیشگیری از رد پیوند عمدتاً با کدام اثر توصیف شده‌اند؟
پاسخ: گلوکوکورتیکوئیدها بیان ژن چند cytokine، به‌ویژه IL-2، را مهار می‌کنند و در نتیجه تکثیر T cell و تشکیل آنتی‌بادی کاهش می‌یابد. ◦ «فعال‌سازی calcineurin» فعال‌سازی calcineurin: مهار calcineurin مکانیسم cyclosporine/tacrolimus است. ◦ «افزایش تکثیر T cell» افزایش تکثیر T cell: اثر داروها سرکوب تکثیر است. ◦ «افزایش HLA سطحی» افزایش HLA سطحی: مکانیسم اصلی توصیف‌شده نیست.
۱۰ آزاتیوپرین در متن از چه راه کلی به کاهش رد پیوند کمک می‌کند؟
پاسخ: آزاتیوپرین به‌عنوان دارویی با اثر سمی بر سیستم لنفوئیدی معرفی شده که تشکیل آنتی‌بادی و T cell را مهار می‌کند. ◦ «مهار مستقیم D antigen» مهار مستقیم D antigen: D مربوط به Rh است. ◦ «افزایش کمپلمان» افزایش کمپلمان: افزایش کمپلمان ضد هدف immunosuppression است. ◦ «اتصال هموگلوبین آزاد» اتصال هموگلوبین آزاد: این کار توسط هپتوگلوبین انجام می‌شود.
۱۱ بیمار پیوندی cyclosporine دریافت می‌کند. کاهش کدام مولکول مستقیماً با مکانیسم دارو سازگارتر است؟
پاسخ: مهار calcineurin توسط cyclosporine باعث کاهش فعال‌شدن فاکتورهای رونویسی IL-2 و cytokineهای دیگر در T cell می‌شود. ◦ «هموگلوبین» هموگلوبین: cyclosporine برای کنترل Hb استفاده نمی‌شود. ◦ «Anti-A طبیعی» Anti-A طبیعی: اثر اصلی دارو اختصاصاً بر آگلوتینین ABO نیست. ◦ «آنتی‌ژن D» آنتی‌ژن D: آنتی‌ژن D جزء سیستم Rh است و دارو آن را حذف نمی‌کند.
۱۲ تاکرولیموس و سیکلوسپورین از نظر مسیر اصلی اثر چه وجه مشترکی دارند؟
پاسخ: هر دو calcineurin را مهار می‌کنند و به این وسیله سنتز IL-2 و سایر cytokineهای T-cell را کاهش می‌دهند. ◦ «مهار هپتوگلوبین» مهار هپتوگلوبین: این پروتئین مربوط به هموگلوبین آزاد است. ◦ «افزایش IL-2» افزایش IL-2: این داروها IL-2 را کاهش می‌دهند. ◦ «فعال‌کردن complement» فعال‌کردن complement: هدف آن‌ها مهار پاسخ ایمنی سلولی است.
۱۳ چرا calcineurin inhibitors می‌توانند از برخی داروهای سرکوبگر گسترده مفیدتر باشند؟
پاسخ: متن تأکید می‌کند این داروها بسیار ارزشمندند زیرا برخی بخش‌های دیگر سیستم ایمنی را به اندازه سرکوب گسترده تضعیف نمی‌کنند. ◦ «فقط RBC را هدف می‌گیرند» فقط RBC را هدف می‌گیرند: هدف اصلی آن‌ها signaling در T cell است. ◦ «آنتی‌ژن D را حذف می‌کنند» آنتی‌ژن D را حذف می‌کنند: ارتباطی با Rh ندارند. ◦ «تولید HLA را صفر می‌کنند» تولید HLA را صفر می‌کنند: مکانیسم آن‌ها مهار cytokine synthesis است.
۱۴ درمان با آنتی‌بادی ضد گیرنده IL-2 در پیوند، از نظر هدف کلی در کدام دسته قرار می‌گیرد؟
پاسخ: آنتی‌بادی‌های ضدلنفوسیت یا ضد گیرنده IL-2 از روش‌های immunosuppressive antibody therapy برای کاهش رد graft هستند. ◦ «Rh prophylaxis» Rh prophylaxis: در آن از Anti-D استفاده می‌شود. ◦ «ABO typing» ABO typing: با Anti-A و Anti-B روی RBC انجام می‌شود. ◦ «Hemoglobin scavenging» Hemoglobin scavenging: به نقش هپتوگلوبین مربوط است.
۱۵ بیمار پس از پیوند با immunosuppression شدید دچار عفونت‌های مکرر شده است. این پیامد چگونه توضیح داده می‌شود؟
پاسخ: سرکوب پاسخ‌های ایمنی برای جلوگیری از رد graft، توان دفاع در برابر عفونت‌های باکتریایی و ویروسی را نیز کاهش می‌دهد. ◦ «HLA به میکروب تبدیل می‌شود» HLA به میکروب تبدیل می‌شود: چنین فرآیندی وجود ندارد. ◦ «RBCها فاقد ABO می‌شوند» RBCها فاقد ABO می‌شوند: immunosuppression آنتی‌ژن‌های ABO را حذف نمی‌کند. ◦ «هپتوگلوبین کاهش می‌یابد» هپتوگلوبین کاهش می‌یابد: این موضوع علت عمومی عفونت‌های ناشی از immunosuppression نیست.
۱۶ چرا خطر سرطان در بیماران immunosuppressed افزایش می‌یابد؟
پاسخ: سیستم ایمنی بخشی از سلول‌های سرطانی اولیه را پیش از تکثیر حذف می‌کند؛ سرکوب آن این نظارت را کاهش می‌دهد و خطر سرطان بالا می‌رود. ◦ «افزایش تولید Anti-D» افزایش تولید Anti-D: ارتباطی با سرطان ندارد. ◦ «کاهش آگلوتینین ABO» کاهش آگلوتینین ABO: علت افزایش سرطان در متن نیست. ◦ «رسوب هموگلوبین در توبول» رسوب هموگلوبین در توبول: این مکانیسم به AKI پس از همولیز مربوط است.
۱۷ هدف رویکرد امروزی immunosuppression پس از پیوند چیست؟
پاسخ: رویکرد درمانی تلاش می‌کند میزان رد graft را در حد قابل‌قبول نگه دارد و هم‌زمان عوارض ناشی از سرکوب ایمنی را محدود کند. ◦ «حذف کامل همه سلول‌های ایمنی» حذف کامل همه سلول‌های ایمنی: سرکوب کامل خطر عفونت و سرطان را بسیار بالا می‌برد. ◦ «افزایش HLA دهنده» افزایش HLA دهنده: هدف کاهش پاسخ علیه آنتی‌ژن‌هاست، نه افزایش آن‌ها. ◦ «ایجاد Rh sensitization» ایجاد Rh sensitization: ارتباطی با مدیریت پیوند ندارد.
۱۸ اگر دو فرد شش HLA کاملاً یکسان داشته باشند، کدام سناریو محتمل‌ترین توضیح را ارائه می‌کند؟
پاسخ: با وجود بیش از یک تریلیون ترکیب ممکن HLA، تطابق دقیق شش HLA تقریباً فقط در دوقلوهای همسان انتظار می‌رود. ◦ «هر دو گروه O هستند» هر دو گروه O هستند: ABO یکسان تضمین‌کننده HLA یکسان نیست. ◦ «هر دو Rh مثبت‌اند» هر دو Rh مثبت‌اند: وضعیت D مستقل از ترکیب کامل HLA است. ◦ «هر دو Anti-A دارند» هر دو Anti-A دارند: وجود یک آگلوتینین پلاسما ارتباطی با تطابق HLA ندارد.
۱۹ وجود حدود ۱۵۰ نوع HLA و شش HLA در هر فرد چه پیامد عملی دارد؟
پاسخ: تنوع بسیار زیاد HLA بیش از یک تریلیون ترکیب ممکن ایجاد می‌کند؛ بنابراین تطابق کامل میان افراد غیرهمسان بسیار بعید است. ◦ «همه allograftها خودبه‌خود پذیرفته می‌شوند» همه allograftها خودبه‌خود پذیرفته می‌شوند: تنوع HLA علت مهم رد است. ◦ «ABO بی‌اهمیت می‌شود» ABO بی‌اهمیت می‌شود: ABO همچنان در انتقال خون اهمیت دارد. ◦ «xenograft بدون رد می‌ماند» xenograft بدون رد می‌ماند: xenograft معمولاً شدیدترین واکنش ایمنی را ایجاد می‌کند.
۲۰ در آزمون tissue typing، افزایش ورود رنگ به لنفوسیت چه چیزی را نشان می‌دهد؟
پاسخ: پس از واکنش antisera و complement، آسیب غشا نفوذپذیری را افزایش می‌دهد و uptake رنگ به‌عنوان شاخص آسیب سلولی سنجیده می‌شود. ◦ «افزایش تولید IL-2» افزایش تولید IL-2: این آزمون بیان IL-2 را اندازه‌گیری نمی‌کند. ◦ «کاهش HLA» کاهش HLA: هدف شناسایی الگوی HLA است نه کاهش آن. ◦ «ساخت Anti-D» ساخت Anti-D: Anti-D مربوط به Rh است.
۲۱ در بیماری که allograft بدون immunosuppression دریافت کرده است، چرا رد معمولاً رخ می‌دهد؟
پاسخ: سلول‌های graft آنتی‌ژن‌های بافتی متفاوت دارند و T cellهای گیرنده نقش اصلی در کشتن سلول‌های پیوندی و رد graft دارند. ◦ «RBC گیرنده همیشه همولیز می‌شود» RBC گیرنده همیشه همولیز می‌شود: رد بافتی لزوماً واکنش انتقال خون نیست. ◦ «هپتوگلوبین HLA را رسوب می‌دهد» هپتوگلوبین HLA را رسوب می‌دهد: هپتوگلوبین هموگلوبین آزاد را متصل می‌کند. ◦ «Anti-D به HLA متصل می‌شود» Anti-D به HLA متصل می‌شود: Anti-D علیه آنتی‌ژن Rh D است.
۲۲ بیمار پیوندی هم رد graft کمتری دارد و هم دچار عفونت ویروسی شدید شده است. کدام تفسیر بهترین توضیح مشترک است؟
پاسخ: کاهش فعالیت T cell برای حفظ graft مفید است، اما همان سرکوب ایمنی توان دفاع ضدویروسی را کم می‌کند و خطر عفونت را بالا می‌برد. ◦ «افزایش آگلوتینین‌های ABO» افزایش آگلوتینین‌های ABO: ارتباطی با کنترل رد و عفونت ویروسی ندارد. ◦ «افزایش هپتوگلوبین» افزایش هپتوگلوبین: به هموگلوبین آزاد مربوط است. ◦ «حساس‌شدن به Rh» حساس‌شدن به Rh: Rh sensitization توضیح‌دهنده این دو پیامد نیست.
۲۳ اگر هدف درمانی کاهش IL-2 بدون سرکوب یکسان همه اجزای ایمنی باشد، کدام گروه دارویی مناسب‌تر با متن تطابق دارد؟
پاسخ: سیکلوسپورین و تاکرولیموس با مهار calcineurin تولید IL-2 و برخی cytokineهای T-cell را کاهش می‌دهند و نسبت به سرکوب فراگیر، برخی اجزای دیگر ایمنی را کمتر تضعیف می‌کنند. ◦ «Rh immunoglobulin» Rh immunoglobulin: برای پیشگیری از حساس‌سازی D در بارداری است. ◦ «Hemolysins» Hemolysins: آنتی‌بادی‌های دخیل در همولیز‌اند نه داروی ضدرد. ◦ «Haptoglobin» Haptoglobin: پروتئین باندشونده به هموگلوبین آزاد است.
۲۴ چرا پیشرفت tissue typing و immunosuppression طول عمر بسیاری از پیوندها را افزایش داده است؟
پاسخ: بهبود تطابق HLA احتمال شناسایی آنتی‌ژنی را کم می‌کند و immunosuppression پاسخ T-cell و آنتی‌بادی را مهار می‌کند؛ هر دو عامل بقای graft را افزایش می‌دهند. ◦ «حذف کامل همه HLAها» حذف کامل همه HLAها: چنین فرایندی انجام نمی‌شود. ◦ «تبدیل allograft به autograft» تبدیل allograft به autograft: ماهیت منبع graft تغییر نمی‌کند. ◦ «افزایش Anti-D گیرنده» افزایش Anti-D گیرنده: Rh به این مکانیسم مربوط نیست.
۲۵ در یک allograft، تطابق ABO خوب است اما HLA بسیار متفاوت است. بر اساس فصل، کدام نتیجه منطقی‌تر است؟
پاسخ: HLA مهم‌ترین مجموعه آنتی‌ژنی در رد graft است؛ بنابراین سازگاری ABO به‌تنهایی نمی‌تواند خطر ناشی از اختلاف زیاد HLA را حذف کند. ◦ «پیوند حتماً autograft می‌شود» پیوند حتماً autograft می‌شود: نوع graft بر اساس منبع بافت تعریف می‌شود. ◦ «HLA در بافت وجود ندارد» HLA در بافت وجود ندارد: HLA روی سلول‌های بافتی و WBCها بیان می‌شود. ◦ «فقط واکنش Rh ممکن است» فقط واکنش Rh ممکن است: رد بافتی عمدتاً به HLA و پاسخ ایمنی سلولی مربوط است.

مرور سوالات

پاسخ‌داده‌شده علامت‌گذاری‌شده نزده
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۴۵ — فیزیولوژی غواصی در اعماق و سایر شرایط پرفشار — ۲۵ سؤال آموزشی ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۴۵ — فیزیولوژی غواصی در اعماق و سایر شرایط پرفشار — ۲۵ سؤال آموزشی ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۴۵ — فیزیولوژی غواصی در اعماق و سایر شرایط پرفشار — آزمون آفلاین ۱سری ۱ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
فصل ۴۵ — فیزیولوژی غواصی در اعماق و سایر شرایط پرفشار — آزمون آفلاین ۲سری ۲ · ۲۵ سوال
🔒

این بخش ویژهٔ اعضای دارای اشتراک است. با تهیهٔ اشتراک، این درس و همهٔ محتوای قفل‌شده برایت باز می‌شود.

خرید اشتراک
امتیازت به این دوره:
فقط روی قلب‌ها بزن؛ نیازی به نوشتنِ نظر نیست.

نظر پس از تأییدِ مدیر نمایش داده می‌شود.

در حال بارگذاری نظرها…
یادآوری آموزشی

این محتوا صرفاً برای آموزش و مرور دانشجویان پزشکی تهیه شده و جایگزین کتاب مرجع، تدریس دانشگاهی یا قضاوت بالینی نیست.